#تحلیل_کوتاه
🔹شرکت انگلیسی بریتیش پترولیوم در ۲ ژوئیه ۲۰۲۵ از آغاز فرآیند استخراج گاز از فاز اول پروژه گاز طبیعی مایع میدان مشترک «تورتو آحمیم» واقع در مرز دریای موریتانی و سنگال خبر داد. این فرآیند شامل پمپاژ گاز از میدان به سکوی شناور تولید است که در آن آب، میعانات و ناخالصیها حذف میشوند. به سرانجام رسیدن این پروژه از جهاتی حائز اهمیت است. در این گزارش به اهمیت پروژه در سطح منطقه و بینالملل پرداخته میشود.
💢میدان گازی مشترک تورتو آحمیم
🔸میدان گازی «تورتو آحمیم» در ۱۱۵ کیلومتری سواحل موریتانی- سنگال در عمق ۲۸۵۰ متری واقعشده است که در سال ۲۰۱۵ توسط شرکت چندملیتی آمریکایی «شورون» کشف شد. بر اساس برآوردهای اولیه ظرفیت این میدان ۴۵۰ میلیارد مترمکعب است و بهعنوان یکی از میدان بزرگ گازی در سطح آفریقا بشمار میرود. پروژه بهرهبرداری در سه فاز طراحیشده است: فاز اول با سرمایهگذاری ۴.۸ میلیارد دلاری و ظرفیت تولید سالانه ۲.۵ میلیون تن گاز مایع به بهرهبرداری رسید. فاز دوم ظرفیت را به ۱۰ میلیون تن (۲۰۲۷- ۲۰۲۸) و فاز سوم ظرفیت به ۱۵ میلیون تن (۲۰۳۰) در سال میرساند.
🔸ساخت سکوی شناور حفاری از سال ۲۰۱۹ در چین آغاز شد و نهایتاً در سال ۲۰۲۳ به پایان رسید. بر اساس توافقنامه امضاءشده سال ۲۰۲۲ میان دو کشور موریتانی و سنگال با شرکتهای فعال در این پروژه، سهم شرکت بریتیش پترولیوم ۵۶٪، کوسموس انرژی ۲۷٪، پتروسین سنگال ۱۰٪ و شرکت سوخت موریتانی ۷٪ است.
💢اهمیت میدان آحمیم بر اقتصاد موریتانی
🔸اهمیت پروژه بهرهبرداری از گاز میدان آحمیم برای اقتصاد موریتانی را میتوان در گزارش صندوق بینالمللی پول دریابیم. بر اساس این گزارش، موریتانی طی ۳۰ سال آینده ۱۴ میلیارد دلار درآمد ارزی از صادرات گاز کسب خواهد کرد این میزان معادل یکهشتم درآمد صادرات ۲۰۲۳ (۴.۰۷ میلیارد دلار) است. اضافه بر آن، پروژه با ایجاد ۳۰۰ هزار فرصت شغلی، بخشی از نیروی کار موریتانی را دربر میگیرد. این طرح علاوه بر تنوع بخشیدن سبد صادرات که تا بیش از این پروژه بر صادرات سنگآهن و طلا وابسته است، جایگاه این کشور را بهعنوان یکی از صادرکننده گاز مایع در بازارهای جهانی انرژی مطرح میسازد و به کاهش بیکاری و افزایش نرخ رشد اقتصادی از ۴.۷٪ به ۱۴٪ در سال ۲۰۲۶ منجر خواهد شد.
💢اهمیت میدان آحمیم بر اقتصاد سنگال
🔸سنگال به دلیل ثبات سیاسی نسبی و موقعیت استراتژیک خود، یکی از کشورهای پیشرو در جذب سرمایهگذاری خارجی در منطقه غرب آفریقا است و در سالهای اخیر با سرمایهگذاری در پروژههای نفت و گاز به دنبال ارتقای وضعیت اقتصادی خود است. بر اساس گزارش صندوق بینالمللی پول، درآمد سالانه سنگال از صادرات گاز میدان آحمیم ۱.۰۹ میلیارد دلار معادل ۲۰٪ صادرات سال ۲۰۲۳ (۵.۳ میلیارد دلار) و به مدت ۳۰ سال خواهد بود. راهاندازی این پروژه، علاوه بر ارتقای وضعیت اقتصادی و کاهش کسری بودجه (۱۱٪ تولید ناخالص داخلی) بر کاهش نرخ بیکاری و افزایش رشد اقتصادی از ۷.۱٪ به ۱۰٪ در سال ۲۰۲۶ منجر خواهد شد. علاوه بر آن سبد صادرات محصولات سنگال که بیش از این پروژه به نفت، طلا، فسفات، ماهی و مروارید وابسته است تنوع میبخشد.
💢نگاه غرب به منابع جدید انرژی آفریقا
🔸جنگ روسیه و اوکراین، تنش موجود در خاورمیانه و دریای سرخ نیاز کشورهای اروپایی به تأمین انرژی خود از دیگر منابع موجود در جهان را آشکارتر ساخت. این وضعیت سبب شد تا توجه غرب به سمت منابع انرژی آفریقا بیشتر شود. بهویژه اینکه آفریقا آینده انرژی جهان خواهد شد. در میان پروژههای برای تأمین بخشی از انرژی اروپا تعریف شد. احداث خطوط انتقال گاز نیجریه به مغرب و نیز نیجریه به الجزایر از مهمترین پروژهها در حوزه تأمین گاز اروپا میتوان نام برد لیکن این پروژهها در فاز مطالعاتی باقیماندهاند. پروژه آحمیم که وارد فاز بهرهبرداری شده است میتواند سالانه ۲.۵ میلیون تن (معادل ۳.۵ میلیارد مترمکعب) از نیاز ۲۹۵ میلیارد متر مکعبی گاز اروپا را تأمین کند. اروپا سالانه ۱۶۷ میلیارد مترمکعب گاز مایع وارد میکند. با توجه به نزدیک بودن مسافت نسبت به صادرات گاز قطر این میدان از جایگاه ویژهای نزد غربیها برخوردار است.
💢نتیجهگیری
با آغاز اکتشاف نفت و گاز در موریتانی و سنگال از سال ۲۰۱۵، توجه کشورهای غربی به ساحل غربی آفریقا جلب شده است. این روند به جذب سرمایهگذاری در پروژههای زیرساختی و اقتصادی این کشورها کمک کرده و مناطق آفریقایی که قبلاً بهعنوان کشورهای فقیر شناخته میشدند، بهزودی به مراکز رقابت و سرمایهگذاری بینالمللی تبدیل خواهند شد.
🌐https://institutetehran.com/art/182
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9👏2❤1
♦️پردهبرداری بلینکن از برنامه پسا جنگ غزه؛ قدرت در دست چه کسی خواهد بود؟
◼️ البلد نیوز-مصر
📝اسراء عبدالمطلب
#رویة_العربیة
🔹وزیر امور خارجه آمریکا روز سهشنبه جزئیات طرح «روز بعد از پایان جنگ» برای مدیریت نوار غزه را اعلام کرد. آنتونی بلینکن افزود این طرح که به دولت ترامپ تحویل داده میشود، بر نقش تشکیلات خودگردان فلسطین در مدیریت غزه با مشارکت موقت سازمان ملل و برخی طرفهای خارجی استوار است. اداره غزه باید با مشارکت تشکیلات خودگردان و همکاری بینالمللی برای تضمین ثبات و بازسازی انجام شود. همچنین، تشکیلات خودگردان با شرکای بینالمللی برای بازسازی و مدیریت موقت بخشهای غیرنظامی غزه همکاری کند.
💢جزئیات برنامه بلینکن برای مدیریت غزه پس از جنگ
🔹این طرح بر تشکیل نیروی امنیتی موقت از نیروهای کشورهای شریک و فلسطینیان مورد تأیید و همچنین ایجاد اصلاحات اساسی در تشکیلات خودگردان فلسطین متناسب با نیاز به وحدت بین کرانه باختری و نوار غزه تأکید دارد. بلینکن خواستار اتحاد کرانه باختری و غزه تحت رهبری تشکیلات خودگردان و پذیرش این اتحاد توسط اسرائیل است. او همچنین تاکید کرد اسرائیل موظف خواهد بود غزه و کرانهباختری را بهعنوان یک واحد متحد به رهبری تشکیلات خودگردان بپذیرد. همچنین بر ضرورت فراهم نمودن زندگی آزاد و شرافتمندانه برای فلسطینیان و اسرائیلیها و دستیابی به صلح بر اساس راهحل دو کشوری تأکید کرد.
🔹آنتونی بلینکن با انتقاد از روند رو به افزایش ضمیمه نمودن سرزمینهای فلسطینی توسط اسرائیل در دهه گذشته تأکید کرد که اسرائیل باید ایده الحاق سرزمینهای فلسطینی را کنار بگذارد. درباره آتشبس در غزه، او تأیید کرد که حماس پیشنهادهای جو بایدن برای توقف جنگ را پذیرفته و تلاشها با میانجیها برای تبادل اسرا و تثبیت آتشبس ادامه دارد.
🔹بلینکن تأکید کرد که ایجاد کشور فلسطینی تحت حکومت حماس غیرقابلپذیرش است، زیرا این جنبش مخالف راهحل دو دولتی است. وی افزود حماس تلاش میکند جنگ منطقهای را شعلهور کند و تعداد زیادی نیروی نظامی جدید، تقریباً معادل نیروی ازدسترفته در جنگ، به خدمت گرفته است. وزیر خارجه امریکا، بر ضرورت پاسخگویی روشن به اقدامات حماس تأکید کرد.
💢تحلیل فلسطینی ها از طرح پیشنهادی
🔹کارشناسان سیاسی فلسطینی اعلام کردند که این طرح هنوز بهطور رسمی اعلامنشده است و آنچه در حال حاضر در دسترس است صرفاً درز اطلاعات است. بندهای کلی برای مرحله پس از جنگ وجود دارد که بین فلسطینیها و کشورهای عربی توافق شده است و چارچوبی برای کار آینده را تشکیل میدهند. این بندها شامل:
🔸حق مردم فلسطین برای اداره امور خود: مردم فلسطین دارای نهادهای ملی برای مدیریت سرزمینهای خود هستند و نیازمند تقویت و توانمندسازی این نهادها برای اداره کارآمد امور هستند.
🔸اصلاح تشکیلات خودگردان فلسطینی: ضرورت اصلاح تشکیلات خودگردان فلسطینی با هدف حمایت از همه احزاب، افزایش شفافیت و حکمرانی برای تحقق اهداف ملی تأکید شد.
🔸بازسازی نوار غزه: لزوم بازسازی فوری غزه از طریق برگزاری کنفرانس بینالمللی جهت جمعآوری کمکهای مالی و تدوین برنامههای فوری و مؤثر برای تحقق این هدف تأکید شد.
🔸ایجاد مسیر سیاسی برای رسیدن به استقلال: راه حل سیاسی بهترین روش برای دستیابی به استقلال فلسطین است و تأکید بر پایبندی به قطعنامههای بینالمللی، مشروعیت این فرآیند را تقویت میکند.
🔸نقش کشورهای عربی در مرحله آتی فلسطین: کشورهای عربی نقش اساسی در حمایت از مردم فلسطین دارند. کارشناسان پیشنهاد میکنند که در مرحله بعد، نیروهای مشترک عربی در غزه مستقر شوند تا علاوه بر نظارت بر امنیت و تسهیل در ارسال کمکهای امدادی، در بازگرداندن وضعیت عادی به غزه نیز مشارکت داشته باشند.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/185
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️ البلد نیوز-مصر
📝اسراء عبدالمطلب
#رویة_العربیة
🔹وزیر امور خارجه آمریکا روز سهشنبه جزئیات طرح «روز بعد از پایان جنگ» برای مدیریت نوار غزه را اعلام کرد. آنتونی بلینکن افزود این طرح که به دولت ترامپ تحویل داده میشود، بر نقش تشکیلات خودگردان فلسطین در مدیریت غزه با مشارکت موقت سازمان ملل و برخی طرفهای خارجی استوار است. اداره غزه باید با مشارکت تشکیلات خودگردان و همکاری بینالمللی برای تضمین ثبات و بازسازی انجام شود. همچنین، تشکیلات خودگردان با شرکای بینالمللی برای بازسازی و مدیریت موقت بخشهای غیرنظامی غزه همکاری کند.
💢جزئیات برنامه بلینکن برای مدیریت غزه پس از جنگ
🔹این طرح بر تشکیل نیروی امنیتی موقت از نیروهای کشورهای شریک و فلسطینیان مورد تأیید و همچنین ایجاد اصلاحات اساسی در تشکیلات خودگردان فلسطین متناسب با نیاز به وحدت بین کرانه باختری و نوار غزه تأکید دارد. بلینکن خواستار اتحاد کرانه باختری و غزه تحت رهبری تشکیلات خودگردان و پذیرش این اتحاد توسط اسرائیل است. او همچنین تاکید کرد اسرائیل موظف خواهد بود غزه و کرانهباختری را بهعنوان یک واحد متحد به رهبری تشکیلات خودگردان بپذیرد. همچنین بر ضرورت فراهم نمودن زندگی آزاد و شرافتمندانه برای فلسطینیان و اسرائیلیها و دستیابی به صلح بر اساس راهحل دو کشوری تأکید کرد.
🔹آنتونی بلینکن با انتقاد از روند رو به افزایش ضمیمه نمودن سرزمینهای فلسطینی توسط اسرائیل در دهه گذشته تأکید کرد که اسرائیل باید ایده الحاق سرزمینهای فلسطینی را کنار بگذارد. درباره آتشبس در غزه، او تأیید کرد که حماس پیشنهادهای جو بایدن برای توقف جنگ را پذیرفته و تلاشها با میانجیها برای تبادل اسرا و تثبیت آتشبس ادامه دارد.
🔹بلینکن تأکید کرد که ایجاد کشور فلسطینی تحت حکومت حماس غیرقابلپذیرش است، زیرا این جنبش مخالف راهحل دو دولتی است. وی افزود حماس تلاش میکند جنگ منطقهای را شعلهور کند و تعداد زیادی نیروی نظامی جدید، تقریباً معادل نیروی ازدسترفته در جنگ، به خدمت گرفته است. وزیر خارجه امریکا، بر ضرورت پاسخگویی روشن به اقدامات حماس تأکید کرد.
💢تحلیل فلسطینی ها از طرح پیشنهادی
🔹کارشناسان سیاسی فلسطینی اعلام کردند که این طرح هنوز بهطور رسمی اعلامنشده است و آنچه در حال حاضر در دسترس است صرفاً درز اطلاعات است. بندهای کلی برای مرحله پس از جنگ وجود دارد که بین فلسطینیها و کشورهای عربی توافق شده است و چارچوبی برای کار آینده را تشکیل میدهند. این بندها شامل:
🔸حق مردم فلسطین برای اداره امور خود: مردم فلسطین دارای نهادهای ملی برای مدیریت سرزمینهای خود هستند و نیازمند تقویت و توانمندسازی این نهادها برای اداره کارآمد امور هستند.
🔸اصلاح تشکیلات خودگردان فلسطینی: ضرورت اصلاح تشکیلات خودگردان فلسطینی با هدف حمایت از همه احزاب، افزایش شفافیت و حکمرانی برای تحقق اهداف ملی تأکید شد.
🔸بازسازی نوار غزه: لزوم بازسازی فوری غزه از طریق برگزاری کنفرانس بینالمللی جهت جمعآوری کمکهای مالی و تدوین برنامههای فوری و مؤثر برای تحقق این هدف تأکید شد.
🔸ایجاد مسیر سیاسی برای رسیدن به استقلال: راه حل سیاسی بهترین روش برای دستیابی به استقلال فلسطین است و تأکید بر پایبندی به قطعنامههای بینالمللی، مشروعیت این فرآیند را تقویت میکند.
🔸نقش کشورهای عربی در مرحله آتی فلسطین: کشورهای عربی نقش اساسی در حمایت از مردم فلسطین دارند. کارشناسان پیشنهاد میکنند که در مرحله بعد، نیروهای مشترک عربی در غزه مستقر شوند تا علاوه بر نظارت بر امنیت و تسهیل در ارسال کمکهای امدادی، در بازگرداندن وضعیت عادی به غزه نیز مشارکت داشته باشند.
🌐https://institutetehran.com/art/185
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3👌1
#تحلیل_کوتاه
🔹پس از ۴۶۷ روز جنگ، شامگاه چهارشنبه ۲۶دی ماه (۱۵ ژانویه) طبق اظهارات وزیر خارجه قطر توافق آتشبس میان اسرائیل و حماس حاصل و قرار شده است از روز یکشنبه ۳۰ دی ماه (۱۹ ژانویه) فرایند اجرای آن آغاز شود. انتظار میرود طی این فاصله طرفین تلاش کنند با شلیک آخرین تیرها و بازی رسانهای روایت پیروزی خود را تقویت کنند و بدینترتیب جنگ ۴۷۰ روزه پایان یابد.
💢ماهیت و متن توافق
🔸چنانکه متن بیان میدارد هدف طرفها اجرای توافق ۲۷مه ۲۰۲۴(۷خرداد ۱۴۰۳) است که به یک آتشبس دائمی منجر خواهد شد. در واقع توافق جدید ضمیمهای به توافق مه ۲۰۲۴ است. این توافق شامل سه مرحله ۶ هفتهای است.
🔸مرحله اول شامل توقف مبارزه و عقبنشینی نیروهای اسرائیلی از مناطق مسکونی به حاشیه نوار غزه (در محیطی به عمق ۷۰۰ متر و در برخی مناطق کمتر از ۴۰۰ متر در سمت داخلی مرز غزه)، آزادی ۳۳ اسیر اسرائیلی شامل زنان غیرنظامی، کودکان و غیرنظامیان بالای ۵۰ سال (هر یک به ازای ۳۰ زن و کودک فلسطینی) و زنان نظامی (هر یک به ازای ۵۰ فلسطینی)، بازگشت آوارگان غزه به خانههایشان و ورود کمکهای بیشتر به غزه است.
🔸 ۹ نفر مریض و زخمی از لیست ۳۳ نفره با ۱۱۰ فلسطینی محکوم به حبس ابد تبادل میشوند. اسرائیل همچنین ۱۰۰۰ نفر از بازداشت شدگان بعد از ۸ اکتبر را که در عملیات ۷ اکتبر دخالت نداشتند آزاد میکند. دو نفر از ۳۳ نفر منگستو و هشام السید خواهند بود که قبل از ۷ اکتبر اسیر شده بودند(هر کدام به ازای ۳۰ فلسیطینی، به علاوه ۴۷ نفر از زندانیانی که بعد از توافق شالیت دوباره زندانی شدند). اگر تعداد افراد زنده در دستههای ذکرشده به ۳۳ نفر نرسد اجسادی از همین دستهها در لیست قرار میگیرد.
🔸اسرائیل به تدریج نیروهای خود در محور فیلادلفیا را کاهش داده و بعد از آزادی آخرین اسیر در مرحله اول در روز ۴۲، عقبنشینی از این محور را آغاز و تا روز ۵۰ ام تکمیل میکند. همچنین پس از آزادی همه زنان نظامی اسرائیلی، گذرگاه رفح برای عبور غیرنظامیان و مجروحان فلسطینی به مصر آماده خواهد بود؛ محدودیتهای سفر و عبور کالا برداشته میشود و البته نیروهای اسرائیلی در اطراف گذرگاه طبق نقشههای تهیهشده مستقر میشوند.
🔸در مرحله دوم آرامش پایدار اعلام میشود؛ حماس بقیه اسرای زنده (مردان نظامی و غیرنظامی) را آزاد میکند و نیروهای اسرائیلی به صورت کامل از غزه خارج میشوند. مذاکرات مربوط به جزئیات این مرحله (از جمله تعداد اسرای فلسطینی که باید آزاد شوند) حداکثر تا روز ۱۶ ام مرحله اول آغاز میشود و تا پایان هفته پنجم باید به نتیجه برسد. در مرحله سوم همه اجساد دو طرف بعد از کشف و شناسایی مبادله میشوند؛ اجرای طرح بازسازی غزه برای یک دوره ۳ تا ۵ ساله تحت نظارت تعدادی از کشورها و سازمانها شامل مصر، قطر و سازمان ملل آغاز شده و گذرگاههای مرزی نیز بازگشایی میشود.
💢فرامتن
🔸اسرائیل با این واقعیت که نمیتواند با راهکار نظامی حماس را حذف کند کنار آمده است و آینده حماس و مدیریت غزه مسئلهای درون- فلسطینی باقی میماند.
🔸معادله ۶ اکتبر بین جبهه مقاومت و اسرائیل بازمیگردد؛ با این تفاوت که اکنون تجربه وحدت میادین از سوی مقاومت و البته ویرانی،کشتار وسیع و ترور توسط رژیم هم وجود دارد. به عبارتی دو طرف تهدیدات خود را معتبرتر کردهاند و براین اساس میتوان یک معادله بازدارندگی پایدارتر را پیشبینی کرد.
🔸علیرغم تحولات چشمگیر در منطقه بویژه در لبنان و سوریه که تعبیر به ضعف مقاومت میشد اسرائیل توافقی را پذیرفت که پیش از تحولات مذکور و تقریباً مطابق با خواستههای واقعبینانه مقاومت صورتبندی شده بود. این امر بدان معناست که اگر ضعف مقاومت درست بود باید در توافق آتشبس منعکس میشد و اسرائیل امتیازات جدیدی کسب میکرد نه اینکه به توافق ۷ خرداد بازگردد و استدلال کند در برابر خواستههای جدید حماس مقاومت کرده است.
🔸عملیات طوفانالاقصی تغییرات بنیادینی در نظم منطقه و سمتوسوی الگویهای دوستی و دشمنی ایجاد کرد. روند عادیسازی اگرچه متوقف نمیشود اما نمیتواند مانند توافقات ۲۰۲۰ منفک از قضیه فلسطین پیش رود. در واقع طوفانالاقصی حتی اگر عادیسازی پیش رود، فلسطین را یک گام به دولتبودگی نزدیکتر کرده است.
🌐https://institutetehran.com/art/186
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👌3💯2👏1
◾️ فارن افرز
📝 الیزابت اکونومی و ملانی هارت
#روندهای_استراتژیک
🔸دولت ترامپ بی شک به تقابل تجاری با چین متمرکز می شود. احتمالا، راهبرد کنترلی ترامپ بر افزایش شدت تعرفهها مبتنی است تا از این رهگذر کسری تجاری را کاهش دهد، شرکتهای آمریکایی را به کنشگری فعال در زنجیرههای تأمین سوق دهد و کشورهای دیگر را مجبور کند تا اتکای خود به دلار را همچنان حفظ نمایند. اما تعرفهها تنها یکی از ابزارهای مورد نیاز برای تقویت قدرت اقتصادی آمریکا و کاهش انحصار چین بر زنجیرههای تأمین هستند.
🔹در دوره اول ترامپ، تلاشهایی در راستای کاهش وابستگی اقتصادهای آمریکا و متحدانش به چین آغاز شد که در دولت بایدن نیز ادامه یافت. موفقیت کامل این راهبرد، نیازمند یک رویکرد جامع شامل به کارگیری همه ابزارهای اقتصادی و انعقاد توافقنامههای تجاری میان متحدان برای کاهش وابستگی به چین است.
💢نبرد تجاری چین و آمریکا
🔹اقتصاد آمریکا از نظر بنیه اقتصادی در جایگاه اول قرار دارد اما در روابط اقتصادی و بهره گیری از این روابط در راستای اعمال نفوذ از چین عقب تر است. این عقب ماندگی چه در رابطه با کشورهای آسیایی و چه کشورهای آفریقایی و آمریکای جنوبی مشهود است .مزیت اقتصادی قابل توجه چین ناشی از اندازه و رشد اقتصاد این کشور است که سایر کشورها را به تعامل ترغیب می کند. پکن عامدانه از فعالیت شرکتهای چینی در زنجیرههای تامین حمایت می کند. به همین دلیل، شرکتهای چینی اکنون در سرمایهگذاری در صنایع حیاتی پیشران رشد اقتصادی آینده، پیشرو هستند.
🔹بسیاری از کشورها بهویژه پس از پاندمی کرونا، به دنبال گزینههای جایگزین چین هستند تا خطرات وابستگی به یک تأمینکننده را کاهش دهند. نگرانی کشورها، فرصتی برای واشنگتن فراهم ساخته تا در جهت کاهش نفوذ چین و متنوع ساختن زنجیرههای تأمین جهانی اقدام نماید. گامهای اولیه در این راستا در ماههای پایانی دولت اول ترامپ برداشته شد دولت بایدن نیز تنوع بخشی به زنجیره تأمین را با صدور چندین دستورالعمل پیگیری کرد.
💢راهبرد آمریکا در تنوع بخشی به زنجیره تأمین
🔹دولت بایدن از علاقه کشورها به کاهش ریسک وابستگی انحصاری به چین بهره برد تا زنجیرههای تأمین را به ویژه در زمینه مواد معدنی حیاتی تنوع بخشد. چین تقریباً بر گرافیت؛ که برای تولید باتریهای خودروهای برقی ضروری است، انحصار دارد و از کنترل خود بر مواد معدنی مانند گالیوم و ژرمانیم برای اعمال فشار استفاده می کند. برای مقابله با این وضعیت، ایالات متحده در سال 2022 ابتکاری متشکل از 14 کشور را با هدف تنوع بخشی به منابع معدنی طراحی کرد. این ابتکار به انعقاد قراردادهایی برای افزایش عرضه مواد معدنی جدید به بازار و مقاومت در برابر تسلط چین منجر شد.
🔹وزارت دفاع آمریکا نیز با هدف شناسایی زنجیرههای تأمین جایگزین، موافقتنامه هایی با تأمینکنندگان غیر از چین به امضا رساند. در صنایع نیمههادی نیز ایالات متحده در حال دراندازی ابتکارات مشابهی است تا به برخی از متحدان با درآمد پایین کمک کند تولید این کالاها را افزایش دهند و متحدان امکان کاهش روابط اقتصادی خود با چین را بیابند.
💢موافقتنامههای تجاری ابزار موثر برای کنترل چین
🔹آمریکا در کاربست راهبرد کاهش ریسک اقتصاد جهانی از طریق تنوع بخشی به زنجیره های تأمین، پیشرفتهایی داشته اما این راهبرد به دلیل عدم وجود موافقتنامههای تجاری با موانعی روبه رو است. دولت بایدن از الحاق به توافقات تجاری اجتناب کرد در حالی که چین با پیگیری سیاست ارائه یارانه گسترده به تولیدات داخلی و امضای موافقتنامههای تجاری مطلوب، توان آمریکا برای رقابت را کاهش داده است.
🔹پیوستن به موافقتنامه جامع و پیشرفته برای مشارکت ترانس-پاسیفیک (CPTPP) میتواند مزایای تجاری قابل توجهی از جمله تسهیل گمرکی و کاهش تعرفهها را برای ایالات متحده فراهم آورد. رقابت واشنگتن و پکن برای عضویت دراین موافقتنامه حیاتی است؛ اگر چین به عضویت این موافقتنامه درآید الحاق آمریکا دیگر گزینهای موثر نخواهد بود. حتی اگر چین از پیوستن آمریکا حمایت کند، کنشگری واشنگتن در این موافقتنامه جریان ساز نخواهد بود.
🌐https://institutetehran.com/art/187
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10❤2👏1👌1😐1🆒1
♦️سفر رئیس جمهور سومالی به اتیوپی و دگرگونی در شاخ آفریقا
◼️موگادیشو پرس
📝 أحمد محمد أحمد
#رویة_العربیة
🔹سفر غیر منتظره حسن شیخ محمد، رئیسجمهور سومالی به اتیوپی، تحولی مهم در روابط دو کشور و منطقه شاخ آفریقا بود. این دیدار پس از یک سال قطع روابط رسمی به دلیل اختلافات اساسی، ازجمله توافق اتیوپی با سومالیلند برای ایجاد پایگاه نظامی و استفاده از بندر بربرا، در ازای به رسمیت شناختن استقلال سومالیلند بهعنوان کشور توسط اتیوپی بود. بدرفتاریهای سال گذشته مقامات اتیوپی به هیئت اعزامی سومالی در نشست اتحادیه آفریقا نیز بر روابط دو کشور تأثیر گذاشت. این سفر نشاندهنده تلاشی برای بهبود روابط دوجانبه و توافق برای احیاء کامل روابط دیپلماتیک با تاکید بر ضرورت همکاری در مسائل منطقهای و بینالمللی منطقه شاخ آفریقا است.
💢زمان بندی استراتژیک و محاسبات منطقهای
🔹این سفر همزمان با نشست سهجانبه وزرای خارجه سومالی، مصر و اریتره برای هماهنگی در برابر طرحهای اتیوپی در دسترسی به خطوط دریایی انجام شد. در این دیدار، وزرای سه کشور به بررسی گامهای اجرایی لازم جهت تقویت امنیت شاخ آفریقا و دریای سرخ، مطابق دستورالعمل اجلاس اسمره و نیز با تأکید بر قوانین بینالملل و عدممداخله در امور داخلی کشورها پرداختند. وزیر خارجه مصر در این دیدار، امنیت دریای سرخ را منحصر به کشورهای دارای خط ساحلی دانست و هرگونه حضور نیروهای خارجی در این موضوع را رد کرد.
🔹سفر رئیسجمهور سومالی که با رقابتهای منطقهای برای توسعه نفوذ و دستیابی به منابع همزمان است، بیانگر انعطاف دیپلماتیک سومالی و تلاش این کشور برای گسترش گزینهها و تطبیق خود با تحولات منطقهای است.
💢دگرگونی شاخآفریقا بین جنگ و صلح
🔹شاخ آفریقا همواره با بیثباتی و تغییر شرایط بین جنگ و صلح مواجه بوده است. روابط سیاسی و اتحادها در این منطقه دائماً تحت تأثیر عوامل منطقهای و بینالمللی تغییر میکند. سفر اخیر رئیسجمهور سومالی به اتیوپی نشاندهنده این وضعیت است؛ دو کشوری که اکنون روابط نزدیکی دارند، سال گذشته در آستانه درگیری بودند. به همین ترتیب، اتیوپی و اریتره پس از نزدیک به دو دهه درگیری، پس از توافق صلح ۲۰۱۸ بهبود روابط را تجربه کردند. هرچند اخیراً این روابط به دلیل تضاد منافع دوباره به تیرگی گراییده است. همچنین، اتحادهای منطقهای مانند اتحاد سومالی، مصر و اریتره بر علیه منافع اتیوپی یا اتحاد پیشین سومالی، اتیوپی و اریتره در برابر مصر و جیبوتی، نشاندهنده تغییرات سریع و پیچیدگیهای سیاسی این منطقه هستند.
💢تردید در محافل سیاسی سومالی
🔹سفر اخیر موجب ایجاد جنجال در سومالی شد و برخی سیاستمداران نیات اتیوپی را زیر سؤال بردند. بسیاری معتقدند اتیوپی همواره به منافع خود اولویت داده و نسبت به توافقات بینالمللی بیتوجه است و از طریق این سفر قصد دارد اهداف جغرافیایی و دسترسی خود به بنادر دریایی سومالی را پیش ببرد.
💢پیروزی دیپلماتیک برای سومالی
🔹از سوی دیگر، مقامات سومالی سفر اخیر را موفقیتی دیپلماتیک برای کشورشان میدانند. اتیوپی که تحتفشارهای بینالمللی و انزوای منطقهای قرار دارد برای کاهش این فشارها و دستیابی به اهداف تجاری و دریایی خود، به همکاری با سومالی نیازمند است. این نیاز اتیوپی را به آشتی و همکاری مشترک با سومالی سوق داده است. این تحولات، به دستاوردهای مهم دیپلماتیک و ارتقای جایگاه سومالی در عرصه بینالمللی انجامیده است.
💢فعال سازی بیانیه آنکارا
🔹سفر اخیر در راستای فعالسازی بیانیه آنکارا است که رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، در 11 دسامبر گذشته اعلام کرد. بر اساس این بیانیه، سومالی و اتیوپی به یک "توافق تاریخی" دست یافتهاند تا اختلافات خود را کنار بگذارند. این توافق به اتیوپی اجازه میدهد از طریق سومالی دسترسی ایمن و پایدار به دریا داشته باشد.
✅ مذاکرات فنی دو کشور پیش از پایان فوریه 2025 آغاز میشود و حدود 4 ماه به طول خواهد انجامید. ترکیه با این اقدام به تقویت نقش خود در شاخ آفریقا و افزایش نفوذ در این منطقه میپردازد.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/188
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️موگادیشو پرس
📝 أحمد محمد أحمد
#رویة_العربیة
🔹سفر غیر منتظره حسن شیخ محمد، رئیسجمهور سومالی به اتیوپی، تحولی مهم در روابط دو کشور و منطقه شاخ آفریقا بود. این دیدار پس از یک سال قطع روابط رسمی به دلیل اختلافات اساسی، ازجمله توافق اتیوپی با سومالیلند برای ایجاد پایگاه نظامی و استفاده از بندر بربرا، در ازای به رسمیت شناختن استقلال سومالیلند بهعنوان کشور توسط اتیوپی بود. بدرفتاریهای سال گذشته مقامات اتیوپی به هیئت اعزامی سومالی در نشست اتحادیه آفریقا نیز بر روابط دو کشور تأثیر گذاشت. این سفر نشاندهنده تلاشی برای بهبود روابط دوجانبه و توافق برای احیاء کامل روابط دیپلماتیک با تاکید بر ضرورت همکاری در مسائل منطقهای و بینالمللی منطقه شاخ آفریقا است.
💢زمان بندی استراتژیک و محاسبات منطقهای
🔹این سفر همزمان با نشست سهجانبه وزرای خارجه سومالی، مصر و اریتره برای هماهنگی در برابر طرحهای اتیوپی در دسترسی به خطوط دریایی انجام شد. در این دیدار، وزرای سه کشور به بررسی گامهای اجرایی لازم جهت تقویت امنیت شاخ آفریقا و دریای سرخ، مطابق دستورالعمل اجلاس اسمره و نیز با تأکید بر قوانین بینالملل و عدممداخله در امور داخلی کشورها پرداختند. وزیر خارجه مصر در این دیدار، امنیت دریای سرخ را منحصر به کشورهای دارای خط ساحلی دانست و هرگونه حضور نیروهای خارجی در این موضوع را رد کرد.
🔹سفر رئیسجمهور سومالی که با رقابتهای منطقهای برای توسعه نفوذ و دستیابی به منابع همزمان است، بیانگر انعطاف دیپلماتیک سومالی و تلاش این کشور برای گسترش گزینهها و تطبیق خود با تحولات منطقهای است.
💢دگرگونی شاخآفریقا بین جنگ و صلح
🔹شاخ آفریقا همواره با بیثباتی و تغییر شرایط بین جنگ و صلح مواجه بوده است. روابط سیاسی و اتحادها در این منطقه دائماً تحت تأثیر عوامل منطقهای و بینالمللی تغییر میکند. سفر اخیر رئیسجمهور سومالی به اتیوپی نشاندهنده این وضعیت است؛ دو کشوری که اکنون روابط نزدیکی دارند، سال گذشته در آستانه درگیری بودند. به همین ترتیب، اتیوپی و اریتره پس از نزدیک به دو دهه درگیری، پس از توافق صلح ۲۰۱۸ بهبود روابط را تجربه کردند. هرچند اخیراً این روابط به دلیل تضاد منافع دوباره به تیرگی گراییده است. همچنین، اتحادهای منطقهای مانند اتحاد سومالی، مصر و اریتره بر علیه منافع اتیوپی یا اتحاد پیشین سومالی، اتیوپی و اریتره در برابر مصر و جیبوتی، نشاندهنده تغییرات سریع و پیچیدگیهای سیاسی این منطقه هستند.
💢تردید در محافل سیاسی سومالی
🔹سفر اخیر موجب ایجاد جنجال در سومالی شد و برخی سیاستمداران نیات اتیوپی را زیر سؤال بردند. بسیاری معتقدند اتیوپی همواره به منافع خود اولویت داده و نسبت به توافقات بینالمللی بیتوجه است و از طریق این سفر قصد دارد اهداف جغرافیایی و دسترسی خود به بنادر دریایی سومالی را پیش ببرد.
💢پیروزی دیپلماتیک برای سومالی
🔹از سوی دیگر، مقامات سومالی سفر اخیر را موفقیتی دیپلماتیک برای کشورشان میدانند. اتیوپی که تحتفشارهای بینالمللی و انزوای منطقهای قرار دارد برای کاهش این فشارها و دستیابی به اهداف تجاری و دریایی خود، به همکاری با سومالی نیازمند است. این نیاز اتیوپی را به آشتی و همکاری مشترک با سومالی سوق داده است. این تحولات، به دستاوردهای مهم دیپلماتیک و ارتقای جایگاه سومالی در عرصه بینالمللی انجامیده است.
💢فعال سازی بیانیه آنکارا
🔹سفر اخیر در راستای فعالسازی بیانیه آنکارا است که رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، در 11 دسامبر گذشته اعلام کرد. بر اساس این بیانیه، سومالی و اتیوپی به یک "توافق تاریخی" دست یافتهاند تا اختلافات خود را کنار بگذارند. این توافق به اتیوپی اجازه میدهد از طریق سومالی دسترسی ایمن و پایدار به دریا داشته باشد.
🌐https://institutetehran.com/art/188
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤1👎1👏1
باتوجه به سفر رئیسجمهور به مسکو بازنشر میشود:
♦️ ابرپروژه انتقال گاز روسیه؛ تلاشی برای تبدیل ایران به هاب گازی
#طرحهای_پیشران
🔹 چشمانداز مصرف انرژی جهانی نشان میدهد حدود ۲۲٪ از سبد انرژی مصرفی جهان در سال ۲۰۵۰ را گاز طبیعی تشکیل خواهد داد. با توجه به اهمیت گاز طبیعی در مناسبات آینده انرژی جهانی، همکاری ایران با روسیه در این زمینه باعث تقویت نقش ج.ا.ایران در معادلات آینده انرژی جهانی و به تبع آن اقتصاد، سیاست و امنیت در منطقه و جهان خواهد شد. در این بین حتی کشورهایی که فاقد منابع طبیعی گاز هستند نیز سعی دارند با نقشآفرینی در ترانزیت و فرآورش آن، خود را به یک بازیگر پیشرو در این عرصه مبدل کنند.
🔸 وقوع جنگ اوکراین این فرصت را برای جمهوری اسلامی ایران فراهم نمود تا با استفاده از ظرفیت دیپلماسی انرژی خود، الگویی از همکاری با روسیه را بهعنوان بزرگترین دارنده ذخایر گاز جهان ترسیم نماید. از جمله همکاریهای موفق ایران و روسیه در طول سالهای اخیر، میتوان به تفاهم ۴۰ میلیارد دلاری با گازپروم، سرمایهگذاری ۴.۵ میلیارد دلاری روسیه در توسعه میادین، انتقال تکنولوژی پلتفرم فروش و تجارت گاز روسیه و در نهایت توافق واردات و انتقال روزانه 150 میلیون متر مکعب گاز از روسیه به ایران اشاره نمود.
💢 واردات گاز از روسیه؛ پروژه فراجناحی ایران
🔸با توجه به اهمیت بالای ناترازی انرژی و در راس آن، ناترازی گاز در مجموعه مسائل اولویتدار کشور، موضوع راهبردی دیپلماسی انرژی در دستور کار جدی دولتهای سیزدهم و چهاردهم قرار داشته است. چنانکه محسن پاک آئین، وزیر نفت دولت چهاردهم طی سخنرانی خود در روز کسب رای اعتماد از مجلس، به اهمیت و ضرورت پیگیری توافقات انجام شده جهت واردات گاز از روسیه در دولت سیزدهم اشاره نمود.
🔸 کاهش صادرات گاز روسیه به اروپا که به تبع جنگ اوکراین ایجاد شد، ظرفیت مازاد سالانه ۹۵ میلیارد متر مکعبی را برای روسیه فراهم کرده است. اولین گام واردات گاز از روسیه با توافق شهید رئیسی و پوتین انجام گرفت، سپس در سفر الکسی میلر، مدیرعامل شرکت گازپروم به تهران در تیرماه سال ۱۴۰۳ توافق واردات روزانه ۳۰۰ میلیون مترمکعب گاز از روسیه به ایران میان وزارت نفت و شرکت گازپروم به امضاء رسید. هرچند در ادامه مذاکرات، دو طرف بهعنوان گام نخست بر واردات سالانه ۵۵ میلیارد متر مکعب معادل روزانه ۱۵۰ میلیون متر مکعب به توافق رسیدند.
🔸 با این وصف صادرات و انتقال گاز روسیه از مسیر ایران، منافع متعددی برای کشور پدید خواهد آورد که اهم آنها به شرح زیر است:
1️⃣ افزایش نقشآفرینی ایران در بازار جهانی انرژی
2️⃣ تقویت وابستگی متقابل منطقهای و تبدیل ایران به هاب گازی
3️⃣ اجرای کامل تعهدات صادراتی پیشین ایران
4️⃣ افزایش توان بازاریابی با تاکید بر بازار ۳۰ میلیارد مترمکعبی هند
5️⃣ کاهش ناترازی و جلوگیری از خسارت ۱۵ میلیارد دلاری و آسیبهای زیستمحیطی
6️⃣ اجرای طرحهای توسعهای نیازمند انرژی
✅ باتوجه به اهمیت بالایی که انتقال و ترانزیت گاز طبیعی از روسیه دارد که میتوان مدعی شد یکی از مهمترین طرحهای حوزه انرژی و حتی سیاستخارجی در تاریخ جمهوری اسلامی ایران در حال رقم خوردن است. این موضوع از چنان اهمیتی برخوردار است که ضرورت دارد با نگاه فراجناحی و فراتر از دولتها به آن نگریسته شود و دولت چهاردهم با عزم جدی بر اجرای آن مصمم باشد. لازم است تمامی اقدامات ضروری برای تبدیل توافقات اولیه به قرارداد و سپس آغاز عملیات اجرایی آن میان دو دولت سریعا به انجام برسد.
🔗 متن کامل را در سایت اندیشکده تهران بخوانید!🔗
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/189
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
♦️ ابرپروژه انتقال گاز روسیه؛ تلاشی برای تبدیل ایران به هاب گازی
#طرحهای_پیشران
🔹 چشمانداز مصرف انرژی جهانی نشان میدهد حدود ۲۲٪ از سبد انرژی مصرفی جهان در سال ۲۰۵۰ را گاز طبیعی تشکیل خواهد داد. با توجه به اهمیت گاز طبیعی در مناسبات آینده انرژی جهانی، همکاری ایران با روسیه در این زمینه باعث تقویت نقش ج.ا.ایران در معادلات آینده انرژی جهانی و به تبع آن اقتصاد، سیاست و امنیت در منطقه و جهان خواهد شد. در این بین حتی کشورهایی که فاقد منابع طبیعی گاز هستند نیز سعی دارند با نقشآفرینی در ترانزیت و فرآورش آن، خود را به یک بازیگر پیشرو در این عرصه مبدل کنند.
🔸 وقوع جنگ اوکراین این فرصت را برای جمهوری اسلامی ایران فراهم نمود تا با استفاده از ظرفیت دیپلماسی انرژی خود، الگویی از همکاری با روسیه را بهعنوان بزرگترین دارنده ذخایر گاز جهان ترسیم نماید. از جمله همکاریهای موفق ایران و روسیه در طول سالهای اخیر، میتوان به تفاهم ۴۰ میلیارد دلاری با گازپروم، سرمایهگذاری ۴.۵ میلیارد دلاری روسیه در توسعه میادین، انتقال تکنولوژی پلتفرم فروش و تجارت گاز روسیه و در نهایت توافق واردات و انتقال روزانه 150 میلیون متر مکعب گاز از روسیه به ایران اشاره نمود.
💢 واردات گاز از روسیه؛ پروژه فراجناحی ایران
🔸با توجه به اهمیت بالای ناترازی انرژی و در راس آن، ناترازی گاز در مجموعه مسائل اولویتدار کشور، موضوع راهبردی دیپلماسی انرژی در دستور کار جدی دولتهای سیزدهم و چهاردهم قرار داشته است. چنانکه محسن پاک آئین، وزیر نفت دولت چهاردهم طی سخنرانی خود در روز کسب رای اعتماد از مجلس، به اهمیت و ضرورت پیگیری توافقات انجام شده جهت واردات گاز از روسیه در دولت سیزدهم اشاره نمود.
🔸 کاهش صادرات گاز روسیه به اروپا که به تبع جنگ اوکراین ایجاد شد، ظرفیت مازاد سالانه ۹۵ میلیارد متر مکعبی را برای روسیه فراهم کرده است. اولین گام واردات گاز از روسیه با توافق شهید رئیسی و پوتین انجام گرفت، سپس در سفر الکسی میلر، مدیرعامل شرکت گازپروم به تهران در تیرماه سال ۱۴۰۳ توافق واردات روزانه ۳۰۰ میلیون مترمکعب گاز از روسیه به ایران میان وزارت نفت و شرکت گازپروم به امضاء رسید. هرچند در ادامه مذاکرات، دو طرف بهعنوان گام نخست بر واردات سالانه ۵۵ میلیارد متر مکعب معادل روزانه ۱۵۰ میلیون متر مکعب به توافق رسیدند.
🔸 با این وصف صادرات و انتقال گاز روسیه از مسیر ایران، منافع متعددی برای کشور پدید خواهد آورد که اهم آنها به شرح زیر است:
1️⃣ افزایش نقشآفرینی ایران در بازار جهانی انرژی
2️⃣ تقویت وابستگی متقابل منطقهای و تبدیل ایران به هاب گازی
3️⃣ اجرای کامل تعهدات صادراتی پیشین ایران
4️⃣ افزایش توان بازاریابی با تاکید بر بازار ۳۰ میلیارد مترمکعبی هند
5️⃣ کاهش ناترازی و جلوگیری از خسارت ۱۵ میلیارد دلاری و آسیبهای زیستمحیطی
6️⃣ اجرای طرحهای توسعهای نیازمند انرژی
🌐https://institutetehran.com/art/189
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍15❤3👌3
#تحلیل_کوتاه
🔹یکی از پرتکرارترین سوالاتی که پس از تحقق آتش بس در نوار غزه مطرح میشود، آینده بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل است. نتانیاهو در روز هفتم اکتبر ۲۰۲۳ که بزرگترین تهاجم نظامی علیه اسرائیل در ۵۰ سال اخیر رخ داد، نخست وزیر و مسئول نهایی برقراری امنیت در سرزمینهای اشغالی بود ولی کابینه او در کنار دستگاههای نظامی و امنیتی عریض و طویل این رژیم نه موفق به پیش بینی این عملیات شدند و نه در ساعتهای نخستین آن موفق شدند، حملات حماس را خنثی کنند.
🔸در عین حال نتانیاهو با عبور از روزهای دشوار اول جنگ، توانست جنگ را به داخل نوار غزه بکشاند و از این باریکه ویرانهای برجا بگذارد. همچنین سازمان رزم حماس در نتیجه این نبرد آسیب جدی دیده است. در کنار اینها با مدیریت بیبی، اسرائیل توانست تهاجم جدیدی علیه لبنان انجام دهد و کادر رهبری و فرماندهان نظامی حزب الله را بهعنوان قدرتمندترین نهضت مقاومت از میان برداشته و حتی این سازمان را وادار به عقبنشینی از شرط آتشبس در غزه کند.
🔸همچنین تحولات سوریه و حملات اسرائیل به پایگاههای استراتژیک ارتش این کشور، تصرف مناطقی از جنوب سوریه و نیز مداخله در درگیریهای داخلی به نفع کردها و برخی از دیگر اقلیت باعث شده به خیل دستاوردهای بیبی در این جنگ افزوده شود.
🔸در این میان اگر توافق آتشبس با خروج ایتامار بن گویر از کابینه و کنارهگیری چند شخصیت و حزب دیگر از جمله بتسلائل اصموطریچ، رهبر حزب صهیونیسم مذهبی همراه شود، اوضاع برای بی بی بسیار دشوار خواهد شد و ممکن است منجر به فروپاشی کابینه او فرو شود. اگرچه شانس این سناریو اندک است ولی به نظر میرسد اگر چنین اتفاقی بهوقوع بپیوندد، نتانیاهو برای هرگونه عواقب دیگر به شدت آسیب پذیر خواهد بود.
💢کمیته حقیقت یاب ۷ اکتبر
🔸نتانیاهو از ابتدای جنگ از پاسخگویی درباره حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ طفره می رفت و هرگونه سوال و جواب در این باره را به پس از جنگ موکول میکرد. اکنون با پایان یافتن جنگ باید دید که مخالفان نتانیاهو و نیز دیوان عالی اسرائیل و همچنین ارتش و دستگاههای امنیتی برای تشکیل یک «کمیته حقیقتیاب حاکمیتی» چه میزان جدیت به خرج میدهند.
🔸برای جلوگیری از تشکیل چنین کمیتهای تحت نظارت دیوان عالی، همچون کمیته آگرانات که پس از جنگ یوم کیپور ۱۹۷۳ برای بررسی مقصران غافلگیری به ریاست «شیمون آگرانات»، رئیس وقت دیوان عالی تشکیل شده بود، کابینه نتانیاهو در حال کارشکنی است. یاریو لوین، وزیر دادگستری کابینه نتانیاهو میخواهد مانع از ریاست ییتصخاک عامیت، قاضی لیبرال در دیوان عالی شود و با عدم تشکیل کمیته گزینش قضایی حالا عامیت با اختیارات «رئیس موقت» مشغول کار است و از اختیارات محدودتری برای تشکیل این کمیته برخوردار است.
🔸اما به نظر میرسد در نهایت از تشکیل این کمیته حقیقت یاب گریزی نیست و البته افشاگریها نشان میدهد نتانیاهو در این سناریو دردسرهایی جدی خواهد داشت. این امکان وجود دارد که زندگی سیاسی نتانیاهو در نتیجه تحقیقات این کمیته برای همیشه به پایان برسد.
💢پروندههای الحاقی
🌐https://institutetehran.com/art/190
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9👏2👌2
🔵 برندگان و بازندگان رشد اقتصادی در آفریقا
#اکوتهران
🔸اقتصاد آفریقا در سالهای اخیر متاثر از عواملی همچون صادرات کالا، سرمایهگذاری خارجی و توسعه زیرساخت تا اندازه زیادی دگرگون شده است. این دگرگونی اما با عدم تقارن در دو سطح ملی و بینالمللی همراه بوده و در نهایت موجب شده که میانگین رشد در مجموع اقتصادهای آفریقایی در سه دهه گذشته تنها ۳.۷ درصد باشد. به بیان دیگر، میتوان گفت که رشد اقتصادی در آفریقا برندگان و بازندگان مختلفی داشته است.
💢برندگان رشد
🔹مراکز شهری بالاخص در کشورهای دارای منابع طبیعی بیشترین بهره را از رشد اقتصادی در افریقا برده اند. به گزارش بانک توسعه آفریقا، طی دو دهه طبقه متوسط در آفریقا سالانه حدود ۷ درصد رشد نموده و شهرهایی همچون لاگوس، نایروبی و ژوهانسبورگ پایگاه اصلی این طبقه متوسط جدید هستند و همگام با رشد طبقه متوسط، رشد قابلتوجهی نیز در بخشهای خدمات، فناوری و صنایع تولیدی رقم خورده است.
🔹ظهور طبقه متوسط در مناطق شهری آفریقا با افزایش تقاضا برای محصولات و خدمات مصرفی نیز همراه بوده است. به طور مثال در کنیا، شکوفایی طبقه متوسط منجر به گسترش صنایع خردهفروشی و بخش ارتباطات شده است. منطقه موسوم به «سیلیکون ساوانا» در نایروبی میلیونها دلار سرمایه خطرپذیر به خود جذب کرده و مرکز فناوری و نوآوریهای خدماتی در کنیا به شمار میرود.
🔹در کشورهای دارای ذخایر و منابع مانند نیجریه، آنگولا و آفریقای جنوبی سرمایهگذاری خارجی نیز یکی از پیشرانهای مهم رشد بوده است. به عنوان مثال، نیجریه در سال ۲۰۲۲ بیش از ۳.۷ میلیارد دلار سرمایهگذاری خارجی جذب نموده که بخش اعظم این منابع به بخش نفت و گاز منتقل شده است.
🔹آفریقای جنوبی به عنوان بزرگترین اقتصاد این قاره، علاوه بر صنایع معدنی، از سرمایهگذاری خارجی در بخشهای مالی و زیرساخت نیز بهره برده است. جمعیت شهری روآندا نیز یکی از برندگان رشد اقتصادی در آفریقاست که باتکای ثبات سیاسی و سرمایهگذاری در زیرساخت، رشدی خیره کننده در بخش ساختمان و خدمات تجربه نموده است.
💢بازندگان رشد
🔹در مقابل، عمده بررسیها نشان میدهد که در مناطق روستایی آفریقا تغییر قابل ذکری در استانداردهای زندگی احساس نشده و فاصله میان شهر و روستا از منظر درآمد، زیرساخت و خدمات اجتماعی بسیار قابل توجه است. این در حالی است که براساس گزارش کمیسیون اقتصادی سازمان ملل برای آفریقا حدود ۶۰ درصد از جمعیت این قاره در مناطق روستایی ساکن هستند و خروجی آنها حدود ۴۰ درصد از کل اقتصاد آفریقا برآورد شده است.
🔹بخش کشاورزی، علیرغم اینکه در اکثر کشورهای آفریقایی همچنان بیشتر جمعیت شاغل را به خود اختصاص میدهد، در بازدهی و رشد نسبت به سایر بخشها بسیار کند بوده است. کشاورزان خرد آفریقایی هنوز با معضلاتی همچون عدم امنیت در مالکیت زمین، دسترس محدود به اعتبار و آسیبپذیری مقابل تحول آب و هوایی دست و پنجه نرم میکنند.
🔹در این میان، عدم سرمایهگذاری در زیرساخت روستایی، بهداشت و آموزش روند گسترش فقر و محرومیت در جوامع روستایی را تسریع کرده است. به عنوان مثال، در حالی که بیش از ۸۰ درصد جمعیت اتیوپی ساکن مناطق روستایی هستند، نرخ دسترسی به برق در این مناطق روستایی کمتر از ۴۰ درصد است و در مقابل، تمامی ساکنان آدیسآبابا به برق دسترسی دارند.
🔹از طرف دیگر، کشورهای وابسته به استخراج منابع طبیعی در افریقا با مسئله تمرکز ثروت در دستان نخبگان سیاسی و اقتصادی مواجه هستند و منافع محدودی از رشد اقتصادی به جمعیت عامه رسیده است. به عنوان مثال، در نیجریه عواید نفتی تشکیلدهنده بیش از ۹۰ درصد درآمد ارزی کشور است و همزمان فقر عمومی گسترش یافته است؛ به طوری که براساس برآورد بانک جهانی ۴۰ درصد از جمعیت این کشور زیر خط فقر به سر میبرند.
🔹زامبیا نمونهای از اقتصادهای منبع پایه آفریقاست که علیرغم دسترسی به منابع فراوان مس، بیش از ۶۴ درصد جمعیت آن کشور زیر خط فقر به سر میبرند. همزمان باید توجه داشت که نوسان قیمت جهانی محصولات صادراتی در این اقتصادها به سرعت منجر به بحران میشود که کندی رشد، گسترش بیکاری و افزایش فقر در نیجریه و آنگولا پس از افت قیمت نفت در سال ۲۰۱۴ نمونه آن بود.
💢جمعبندی
✅ پیشبینیها حاکی از آنست که جمعیت ۱.۲ میلیارد نفری قاره آفریقا در حال حاضر تا سال ۲۰۵۰ به بیش از ۲.۵ میلیارد نفر خواهد رسید و بهاتکای این چشم انداز جمعیتی، به طور قطع مهمترین چالش پیشرو برای رشد فراگیر در قاره آفریقا، گذار به الگوی رشد تقاضامحوری باشد که علاوه بر افزایش نرخ اسمی تولید ناخالص داخلی، پاسخگوی نیازهای اساسی این جمعیت گسترده باشد.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/191
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
#اکوتهران
🔸اقتصاد آفریقا در سالهای اخیر متاثر از عواملی همچون صادرات کالا، سرمایهگذاری خارجی و توسعه زیرساخت تا اندازه زیادی دگرگون شده است. این دگرگونی اما با عدم تقارن در دو سطح ملی و بینالمللی همراه بوده و در نهایت موجب شده که میانگین رشد در مجموع اقتصادهای آفریقایی در سه دهه گذشته تنها ۳.۷ درصد باشد. به بیان دیگر، میتوان گفت که رشد اقتصادی در آفریقا برندگان و بازندگان مختلفی داشته است.
💢برندگان رشد
🔹مراکز شهری بالاخص در کشورهای دارای منابع طبیعی بیشترین بهره را از رشد اقتصادی در افریقا برده اند. به گزارش بانک توسعه آفریقا، طی دو دهه طبقه متوسط در آفریقا سالانه حدود ۷ درصد رشد نموده و شهرهایی همچون لاگوس، نایروبی و ژوهانسبورگ پایگاه اصلی این طبقه متوسط جدید هستند و همگام با رشد طبقه متوسط، رشد قابلتوجهی نیز در بخشهای خدمات، فناوری و صنایع تولیدی رقم خورده است.
🔹ظهور طبقه متوسط در مناطق شهری آفریقا با افزایش تقاضا برای محصولات و خدمات مصرفی نیز همراه بوده است. به طور مثال در کنیا، شکوفایی طبقه متوسط منجر به گسترش صنایع خردهفروشی و بخش ارتباطات شده است. منطقه موسوم به «سیلیکون ساوانا» در نایروبی میلیونها دلار سرمایه خطرپذیر به خود جذب کرده و مرکز فناوری و نوآوریهای خدماتی در کنیا به شمار میرود.
🔹در کشورهای دارای ذخایر و منابع مانند نیجریه، آنگولا و آفریقای جنوبی سرمایهگذاری خارجی نیز یکی از پیشرانهای مهم رشد بوده است. به عنوان مثال، نیجریه در سال ۲۰۲۲ بیش از ۳.۷ میلیارد دلار سرمایهگذاری خارجی جذب نموده که بخش اعظم این منابع به بخش نفت و گاز منتقل شده است.
🔹آفریقای جنوبی به عنوان بزرگترین اقتصاد این قاره، علاوه بر صنایع معدنی، از سرمایهگذاری خارجی در بخشهای مالی و زیرساخت نیز بهره برده است. جمعیت شهری روآندا نیز یکی از برندگان رشد اقتصادی در آفریقاست که باتکای ثبات سیاسی و سرمایهگذاری در زیرساخت، رشدی خیره کننده در بخش ساختمان و خدمات تجربه نموده است.
💢بازندگان رشد
🔹در مقابل، عمده بررسیها نشان میدهد که در مناطق روستایی آفریقا تغییر قابل ذکری در استانداردهای زندگی احساس نشده و فاصله میان شهر و روستا از منظر درآمد، زیرساخت و خدمات اجتماعی بسیار قابل توجه است. این در حالی است که براساس گزارش کمیسیون اقتصادی سازمان ملل برای آفریقا حدود ۶۰ درصد از جمعیت این قاره در مناطق روستایی ساکن هستند و خروجی آنها حدود ۴۰ درصد از کل اقتصاد آفریقا برآورد شده است.
🔹بخش کشاورزی، علیرغم اینکه در اکثر کشورهای آفریقایی همچنان بیشتر جمعیت شاغل را به خود اختصاص میدهد، در بازدهی و رشد نسبت به سایر بخشها بسیار کند بوده است. کشاورزان خرد آفریقایی هنوز با معضلاتی همچون عدم امنیت در مالکیت زمین، دسترس محدود به اعتبار و آسیبپذیری مقابل تحول آب و هوایی دست و پنجه نرم میکنند.
🔹در این میان، عدم سرمایهگذاری در زیرساخت روستایی، بهداشت و آموزش روند گسترش فقر و محرومیت در جوامع روستایی را تسریع کرده است. به عنوان مثال، در حالی که بیش از ۸۰ درصد جمعیت اتیوپی ساکن مناطق روستایی هستند، نرخ دسترسی به برق در این مناطق روستایی کمتر از ۴۰ درصد است و در مقابل، تمامی ساکنان آدیسآبابا به برق دسترسی دارند.
🔹از طرف دیگر، کشورهای وابسته به استخراج منابع طبیعی در افریقا با مسئله تمرکز ثروت در دستان نخبگان سیاسی و اقتصادی مواجه هستند و منافع محدودی از رشد اقتصادی به جمعیت عامه رسیده است. به عنوان مثال، در نیجریه عواید نفتی تشکیلدهنده بیش از ۹۰ درصد درآمد ارزی کشور است و همزمان فقر عمومی گسترش یافته است؛ به طوری که براساس برآورد بانک جهانی ۴۰ درصد از جمعیت این کشور زیر خط فقر به سر میبرند.
🔹زامبیا نمونهای از اقتصادهای منبع پایه آفریقاست که علیرغم دسترسی به منابع فراوان مس، بیش از ۶۴ درصد جمعیت آن کشور زیر خط فقر به سر میبرند. همزمان باید توجه داشت که نوسان قیمت جهانی محصولات صادراتی در این اقتصادها به سرعت منجر به بحران میشود که کندی رشد، گسترش بیکاری و افزایش فقر در نیجریه و آنگولا پس از افت قیمت نفت در سال ۲۰۱۴ نمونه آن بود.
💢جمعبندی
🌐https://institutetehran.com/art/191
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👏2👌2❤1
#تحلیل_کوتاه
🔹با رسیدن طوفان به مرحله اول آتش بس و تخلیه نیروهای اسرائیلی از شمال و جنوب نوارغزه و عقب نشینی به مناطق حائل ایجاد شده در حاشیه مرزی، مسئله مهم پیش رو آینده اداره نوار غزه است. مسئلهای که از ابتدای جنگ با عنوان فردای غزه یا فردای جنگ از آن یاد میشد.
🔸سناریو مطلوب رژیم صهیونیستی غزه بدون حماس بود و بارها به عنوان هدف جنگ اعلام شده بود. حال بهنظر میرسد این گزینه دور از واقعیت بوده و حماس توانسته علیرغم همه فشارها، کنترل اداری و امنیتی خود را بر نوار غزه حفظ کند و جایگزینی بازیگری دیگر در کوتاهمدت به گونهای که بر حماس تحمیل شود، دور از واقعیت است. اما مسئله اداره نوار غزه و بازسازی آن مسئله دیگری است که سناریوهای مطلوب بازیگران مختلف را ممکن میکند و درک آن حائز اهمیت است. منظور از اداره غزه، حکومتداری اداری، اقتصادی است، نه امنیتی و نظامی.
💢سه سناریوی ممکن و محتمل برای اداره غزه پس از جنگ قابلتصور است:
1️⃣ حماس تنها بازیگر در اداره نوار غزه
🔸یک سناریو آن است که حماس به تنهایی مجبور شود مدیریت پس از جنگ و بازسازی را برعهده برگیرد. این سناریو به این معنی است که حتی برخی کارویژههای دولتی مثل اداره پلیس و راهنمایی رانندگی، گمرک، دانشگاه ها، مدارس، انرژی و ... که پیش از ۷ اکتبر توسط تشکیلات خودگردان و کارمندان آن انجام میشد، به دوش حماس واگذار شود و رژیم به منظور تنبیه حماس و فشار بر عدم بازسازی مانع نقش آفرینی تشکیلات و دیگر بازیگران شود.
2️⃣ دولت وحدت ملی
🔸 سناریوی دوم که با سادهسازی میتوان آن را دولت وحدت ملی گذاشت، توافقی میان جریانهای فلسطینی و تشکیلات خودگردان با حماس برای اداره غزه پس از جنگ و بازسازی است. در این حالت نقش دولت ملی که منطقیترین حالت ممکن آن نقشآفرینی همان دولت کرانه باختری است، میداندار و واسطه دریافت کمکهای بینالمللی و بازیگران منطقهای به منظور بازسازی و هدایت کمکها به سوی مردم (کنترل حماس) خواهد بود.
3️⃣ بازیگری مدیریت خارجی
🔸در ۳ ماه اول جنگ صهیونیستها این ایده را بسیار مطرح میکردند که پس از تضعیف یا نابودی حماس، اداره نوار غزه به یک مدیریت خارجی (عربی) واگذار شود تا به مرور جایگزین فلسطینی به جای حماس در نوار غزه ساخته و تقویت شود. نتانیاهو و نزدیکانش از موافقین این طرح بودند و دلیل اصلی آن عدم اعتماد به طرف تشکیلات خودگردان و توانایی این گروه در جایگزین حماس شدن میدانستند.
💢کدام سناریو مطلوب مقاومت و ایران است؟
🔸سناریوی اول هرچند از منظر امنیتی و آینده اجتماعی سناریوی مطلوبی بهنظر میرسد، ولی بواسطه نیاز غزه به نقشآفرینی جریانها و بازیگران مختلف برای بازسازی از جمله آنروا، قطر، ترکیه، امارات و حتی سعودیها و اتحادیه اروپا، غیر ممکن و یک بنبست در آینده خواهد بود. این سناریو درصورتی ممکن بود که ایران میتوانست سناریو لبنان پس از ۲۰۰۶ را در نوار غزه اجرا کند که تقریباً محال است.
🔸سناریوی دوم به نظر میرسد سناریوی مطلوب حماس است و حماس مذاکرات گوناگونی در ماههای اخیر در پکن، دوحه و قاهره سر همین موضوع با نیروهای تشکیلات خودگردان داشته و به نتایجی هم دست یافته است. در این سناریو بواسطه نقش تشکیلات، بازیگرانی چون امارات، قطر، سعودی و ترکیه نقشی جدی بازی خواهند کرد و میتوانند تاثیرگذار باشد.
🔸در سناریوی سوم که همچنان گویا سناریوی موردنظر نتانیاهو و تیم ریاستجمهوری جدید آمریکا هم هست و خبرهایی از آن مطرح میشود، نقش امارات و سعودی بسیار برجسته میشود اما نیاز به یک جایگزین برای حماس در نوار غزه به عنوان مجری تیم عربی دارد. چیزی که تاکنون شکل نگرفته و برخی تلاشها در ۱۵ ماه گذشته برای گفتگو با برخی قبائل و خاندانها در نوارغزه بینتیجه بوده و آنانی هم که به این طرح نزدیک شدهاند، با فشار حماس و حامیان مقاومت در نوار حذف شدهاند. تلاش محور غربی برای اجرای این سناریو میتواند به هرج و مرج و ناامنی در غزه منجر شود. تاخیر در بازسازی ممکن است به این سناریو و فروپاشی اجتماعی و شورش علیه حماس کمک کند.
💢جمعبندی
🌐https://institutetehran.com/art/192
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9👏2❤1
♦️انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۴ آمریکا
◾️اندیشکده تهران
#پرونده_ویژه
🔹دونالد ترامپ، نامزد جمهوریخواه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در حالی توانست با پیروزی قاطع ۳۱۲ به ۲۲۶ کامالا هریس دموکرات را شکست دهد که این کشور در سالهای اخیر با مسائل و بحرانهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی متعددی روبرو بوده است. هرچند که در مورد میزان اثرگذاری هر کدام از این بحرانها بر نتیجه انتخابات تصورات نادرستی وجود دارد؛ میتوان گفت مجموع این مسائل و بحرانها در کنار ضعف شخصی جو بایدن و هریس نقش چشمگیری در پیروزی ترامپ داشتند.
🔸مسائل داخلی اهمیت به مراتب بیشتری از مسائل خارجی در پیروزی ترامپ داشت. در حالی که اندکی از مردم آمریکا مسائل کنونی سیاست خارجه کشورشان را حائز اهمیت میدانند، اکثریت آنها مسائل داخلی (در رأس آنها به ترتیب اقتصاد، مهاجرین غیرقانونی و سقط جنین) را اولویت اصلی خود میدانستند. با این حال این معنای نگاه تکبعدی به رأیدهی مردم آمریکا نیست و نیازمند ایجاد روایتی جامع و دقیق است که میزان و نوع اثرگذاری هر کدام از این عوامل را شرح دهد.
🔸مسئله دیگر ساختار انتخاباتی در آمریکا بوده است. این ساختار استثنایی و در عین حال پیچیده، به گونهای طراحی شده است که تحلیل وضعیت رقابتها و گمانهزنی در مورد پیروز انتخابات را وابسته به دانستن جزئیات مهم و در نظر گرفتن تمامی پیچیدگیها میکند. این موضوع در مورد بررسی نظرسنجیهای انتخاباتی نیز صادق است؛ چراکه پیچیدگی نظام انتخاباتی آمریکا تحلیلگر را وا میدارد که دادههای مرتبط را به دقت نگاه و با یکدیگر مقایسه کند.
✅ یادداشتها، تحلیلها و گزارشهای این پرونده که از زمان داغ شدن مبارزه انتخاباتی تا بعد از برگزاری انتخابات در اندیشکده تهران به نگارش درآمده و منتشر شدهاند، به طور مفصل به بررسی موضوعهای فوق پرداختهاند. نحوۀ تأثیر بحرانهای بینالمللی بر انتخابات آمریکا، اهمیت فراوان و در عین حال کمتر مورد توجه قرار گرفتۀ مسائل داخلی بر این انتخابات، ساختار نظام انتخاباتی، سازوکارها و قواعد مرتبط با آن و در نهایت اتفاقاتی که در طول رقابت بین دو نامزد به وقوع پیوست در کنار توضیح علت پیروزی ترامپ محورهایی هستند که در پرونده ویژه انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۴ آمریکا به آنها پرداخته شده است.
🔗 فایل کامل پرونده ویژه را از سایت اندیشکده تهران دریافت کنید!🔗
🌐https://institutetehran.com/art/194
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️اندیشکده تهران
#پرونده_ویژه
🔹دونالد ترامپ، نامزد جمهوریخواه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در حالی توانست با پیروزی قاطع ۳۱۲ به ۲۲۶ کامالا هریس دموکرات را شکست دهد که این کشور در سالهای اخیر با مسائل و بحرانهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی متعددی روبرو بوده است. هرچند که در مورد میزان اثرگذاری هر کدام از این بحرانها بر نتیجه انتخابات تصورات نادرستی وجود دارد؛ میتوان گفت مجموع این مسائل و بحرانها در کنار ضعف شخصی جو بایدن و هریس نقش چشمگیری در پیروزی ترامپ داشتند.
🔸مسائل داخلی اهمیت به مراتب بیشتری از مسائل خارجی در پیروزی ترامپ داشت. در حالی که اندکی از مردم آمریکا مسائل کنونی سیاست خارجه کشورشان را حائز اهمیت میدانند، اکثریت آنها مسائل داخلی (در رأس آنها به ترتیب اقتصاد، مهاجرین غیرقانونی و سقط جنین) را اولویت اصلی خود میدانستند. با این حال این معنای نگاه تکبعدی به رأیدهی مردم آمریکا نیست و نیازمند ایجاد روایتی جامع و دقیق است که میزان و نوع اثرگذاری هر کدام از این عوامل را شرح دهد.
🔸مسئله دیگر ساختار انتخاباتی در آمریکا بوده است. این ساختار استثنایی و در عین حال پیچیده، به گونهای طراحی شده است که تحلیل وضعیت رقابتها و گمانهزنی در مورد پیروز انتخابات را وابسته به دانستن جزئیات مهم و در نظر گرفتن تمامی پیچیدگیها میکند. این موضوع در مورد بررسی نظرسنجیهای انتخاباتی نیز صادق است؛ چراکه پیچیدگی نظام انتخاباتی آمریکا تحلیلگر را وا میدارد که دادههای مرتبط را به دقت نگاه و با یکدیگر مقایسه کند.
🌐https://institutetehran.com/art/194
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👌3❤2
♦️رویاهای تحقق نیافته نتانیاهو در غزه
◼️خلیج انلاین-لندن
📝إبراهيم شاكر
#رویة_العربیة
🔹پس از ۴۷۰ روز جنگ در نوار غزه و میانجیگری قطر، مصر و آمریکا، این فاجعه به پایان رسید بدون اینکه اسرائیل به اهداف خود دست یابد. پس از آغاز عملیات طوفان الاقصی توسط حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، اهدافی مانند از بین بردن حماس، بازگرداندن گروگانها بهزور و تحمیل کنترل امنیتی بر غزه را تعیین کرد. بعدها اهدافی چون باقی ماندن در محورهای فیلادلفیا و نتساریم، جابجایی ساکنان غزه و اجرای طرح ژنرالها نیز مطرح شد.
🔹بر اساس نظرسنجی انجامشده توسط روزنامه عبری «معاریو»، تنها حدود ۸ درصد از اسرائیلیها معتقدند که دولت نتانیاهو بهطور کامل به اهدافی که برای خود در غزه تعیین کرده بود دستیافته است و بسیاری از رهبران راست افراطی اسرائیل توافق آتشبس را شکستی برای خود میدانند.
💢نابودی حماس
🔹هدف اصلی جنگ اسرائیل در نوار غزه نابودی حضور و حاکمیت جنبش حماس اعلامشده بود، اما پس از گذشت ۱۵ ماه از جنگ، این جنبش هنوز در غزه حضور دارد و قدرتمند است. تردیدهای فزایندهای در مورد امکان دستیابی به هدف نابودی حماس وجود دارد. روزنامه «یدیعوت آحارونوت» نیز گزارش داده که حماس بهعنوان یک جنبش فعال و تجدیدپذیر در غزه باقی خواهد ماند.
💢سلاح مقاومت
🔹اسرائیل در هدف خود برای از بین بردن تواناییهای گروههای مقاومت فلسطین، بهویژه گردانهای القسام، شاخه نظامی حماس در نوار غزه، ناکام ماند. در طول جنگ، مقاومت به طراحی تاکتیکهای جدید ادامه داد و ارتش اسرائیل متحمل خسارات زیادی شد. این امر نشاندهنده شکست هدف اصلی اسرائیل در نابودی مقاومت فلسطینی بود که در آغاز جنگ اعلام کرده بود.
💢برگرداندن اسراء
🔹بازگرداندن اسرا از طریق نیروی نظامی یکی از اهداف اصلی حمله به نوار غزه بود و نتانیاهو و فرماندهان ارتش اسرائیل متعهد شدند جنگ را تا بازگرداندن تمام اسرا ادامه دهند؛ اما این هدف نیز محقق نشد و از ۲۵۱ اسیر اسرائیلی ۱۱۶ نفر را از طریق معاملهای با حمایت قطر در نوامبر ۲۰۲۳ بازگرداند. پسازآن، ارتش اسرائیل با ادامه حملات به غزه دهها نفر از آنها را کشت و هنوز حدود ۱۰۹ زندانی در غزه باقیماندهاند. درنهایت پس از ماهها جنگ، اسرائیل بهطور اکراهآمیز توافقنامهای برای مبادله اسرا امضا کرد.
💢جابجایی جمعیت غزه
🔹جابجایی جمعیت غزه یکی از اهداف اولیه اسرائیل بود و از همان روز اول جنگ، رژیم اشغالگر سیاست زمین سوخته را دنبال کرد تا مردم را به سمت مصر فراری دهد، اما این هدف نیز شکست خورد. بر اساس توافق آتشبس، بیش از دو میلیون شهروند غزه در انتظار بازگشت سالم به خانههای خود بهویژه در شمال، مرکز و شرق نوار هستند.
💢اشغال غزه
🔹بیست سال پس از خروج از نوار غزه، اسرائیل تلاش کرد تا دوباره آن را اشغال کند و عمداً در شمال و مرکز غزه ویرانی ایجاد کرد و پادگانهای نظامی دائمی از جمله در محور نتساریم را در مرکز نوار غزه بنا کرد، اما این تلاشها شکست خورد. بر اساس این توافق، خروج اشغالگران اسرائیلی از نوار غزه بر اساس طرحی مرحلهای و با نظارت میانجیهای قطری، مصری و آمریکایی اجرا خواهد شد.
💢محور فیلادلفیا
🔹نتانیاهو اعلام کرد که یکی از اهداف جنگ، کنترل محور فیلادلفیا در مرز نوار غزه و رفح مصر بوده است. علیرغم ورود چندین ماه پیش ارتش اشغالگر به این محور، طبق توافق آتشبس مجبور به ترک آن است.
💢بازگشت شهرکنشینان
🔹با حمله ارتش اسرائیل به نوار غزه، گروههای راست افراطی تحت حمایت وزرای دولت نتانیاهو تلاشها برای بازسازی شهرکها در شمال غزه را افزایش دادند. در جریان جنگ، دولت نتانیاهو طرح «ژنرالها» را تصویب کرد که بر اساس آن قرار بود شمال غزه به یک منطقه نظامی تحت کنترل اسرائیل تبدیل شود. بااینحال، این هدف نیز به دلیل ضرورت عقبنشینی ارتش اسرائیل از شمال و بازگشت به وضعیت پیشین محقق نخواهد شد.
💢روز بعد از جنگ
🔹اسرائیل بر لزوم مداخله در ساختار پس از جنگ نوار غزه پافشاری میکرد و پیشنهاداتی مانند مدیریت امنیتی اسرائیل، انتصاب یک فرد غیرنظامی برای اداره غزه، و جلوگیری از نقش حماس در آینده نوار غزه ارائه داد، اما در این زمینه شکست خورد. توافق آتشبس تأکید دارد که مدیریت غزه باید یک موضوع «فلسطینی-فلسطینی» باشد و در حال حاضر مذاکراتی برای تشکیل کمیته حمایت از جامعه برای مدیریت نوار غزه در جریان است. این پیشنهاد توسط جنبش حماس در اوایل سال ۲۰۲۴ ارائه شده است.
🌐https://institutetehran.com/art/195
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️خلیج انلاین-لندن
📝إبراهيم شاكر
#رویة_العربیة
🔹پس از ۴۷۰ روز جنگ در نوار غزه و میانجیگری قطر، مصر و آمریکا، این فاجعه به پایان رسید بدون اینکه اسرائیل به اهداف خود دست یابد. پس از آغاز عملیات طوفان الاقصی توسط حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، اهدافی مانند از بین بردن حماس، بازگرداندن گروگانها بهزور و تحمیل کنترل امنیتی بر غزه را تعیین کرد. بعدها اهدافی چون باقی ماندن در محورهای فیلادلفیا و نتساریم، جابجایی ساکنان غزه و اجرای طرح ژنرالها نیز مطرح شد.
🔹بر اساس نظرسنجی انجامشده توسط روزنامه عبری «معاریو»، تنها حدود ۸ درصد از اسرائیلیها معتقدند که دولت نتانیاهو بهطور کامل به اهدافی که برای خود در غزه تعیین کرده بود دستیافته است و بسیاری از رهبران راست افراطی اسرائیل توافق آتشبس را شکستی برای خود میدانند.
💢نابودی حماس
🔹هدف اصلی جنگ اسرائیل در نوار غزه نابودی حضور و حاکمیت جنبش حماس اعلامشده بود، اما پس از گذشت ۱۵ ماه از جنگ، این جنبش هنوز در غزه حضور دارد و قدرتمند است. تردیدهای فزایندهای در مورد امکان دستیابی به هدف نابودی حماس وجود دارد. روزنامه «یدیعوت آحارونوت» نیز گزارش داده که حماس بهعنوان یک جنبش فعال و تجدیدپذیر در غزه باقی خواهد ماند.
💢سلاح مقاومت
🔹اسرائیل در هدف خود برای از بین بردن تواناییهای گروههای مقاومت فلسطین، بهویژه گردانهای القسام، شاخه نظامی حماس در نوار غزه، ناکام ماند. در طول جنگ، مقاومت به طراحی تاکتیکهای جدید ادامه داد و ارتش اسرائیل متحمل خسارات زیادی شد. این امر نشاندهنده شکست هدف اصلی اسرائیل در نابودی مقاومت فلسطینی بود که در آغاز جنگ اعلام کرده بود.
💢برگرداندن اسراء
🔹بازگرداندن اسرا از طریق نیروی نظامی یکی از اهداف اصلی حمله به نوار غزه بود و نتانیاهو و فرماندهان ارتش اسرائیل متعهد شدند جنگ را تا بازگرداندن تمام اسرا ادامه دهند؛ اما این هدف نیز محقق نشد و از ۲۵۱ اسیر اسرائیلی ۱۱۶ نفر را از طریق معاملهای با حمایت قطر در نوامبر ۲۰۲۳ بازگرداند. پسازآن، ارتش اسرائیل با ادامه حملات به غزه دهها نفر از آنها را کشت و هنوز حدود ۱۰۹ زندانی در غزه باقیماندهاند. درنهایت پس از ماهها جنگ، اسرائیل بهطور اکراهآمیز توافقنامهای برای مبادله اسرا امضا کرد.
💢جابجایی جمعیت غزه
🔹جابجایی جمعیت غزه یکی از اهداف اولیه اسرائیل بود و از همان روز اول جنگ، رژیم اشغالگر سیاست زمین سوخته را دنبال کرد تا مردم را به سمت مصر فراری دهد، اما این هدف نیز شکست خورد. بر اساس توافق آتشبس، بیش از دو میلیون شهروند غزه در انتظار بازگشت سالم به خانههای خود بهویژه در شمال، مرکز و شرق نوار هستند.
💢اشغال غزه
🔹بیست سال پس از خروج از نوار غزه، اسرائیل تلاش کرد تا دوباره آن را اشغال کند و عمداً در شمال و مرکز غزه ویرانی ایجاد کرد و پادگانهای نظامی دائمی از جمله در محور نتساریم را در مرکز نوار غزه بنا کرد، اما این تلاشها شکست خورد. بر اساس این توافق، خروج اشغالگران اسرائیلی از نوار غزه بر اساس طرحی مرحلهای و با نظارت میانجیهای قطری، مصری و آمریکایی اجرا خواهد شد.
💢محور فیلادلفیا
🔹نتانیاهو اعلام کرد که یکی از اهداف جنگ، کنترل محور فیلادلفیا در مرز نوار غزه و رفح مصر بوده است. علیرغم ورود چندین ماه پیش ارتش اشغالگر به این محور، طبق توافق آتشبس مجبور به ترک آن است.
💢بازگشت شهرکنشینان
🔹با حمله ارتش اسرائیل به نوار غزه، گروههای راست افراطی تحت حمایت وزرای دولت نتانیاهو تلاشها برای بازسازی شهرکها در شمال غزه را افزایش دادند. در جریان جنگ، دولت نتانیاهو طرح «ژنرالها» را تصویب کرد که بر اساس آن قرار بود شمال غزه به یک منطقه نظامی تحت کنترل اسرائیل تبدیل شود. بااینحال، این هدف نیز به دلیل ضرورت عقبنشینی ارتش اسرائیل از شمال و بازگشت به وضعیت پیشین محقق نخواهد شد.
💢روز بعد از جنگ
🔹اسرائیل بر لزوم مداخله در ساختار پس از جنگ نوار غزه پافشاری میکرد و پیشنهاداتی مانند مدیریت امنیتی اسرائیل، انتصاب یک فرد غیرنظامی برای اداره غزه، و جلوگیری از نقش حماس در آینده نوار غزه ارائه داد، اما در این زمینه شکست خورد. توافق آتشبس تأکید دارد که مدیریت غزه باید یک موضوع «فلسطینی-فلسطینی» باشد و در حال حاضر مذاکراتی برای تشکیل کمیته حمایت از جامعه برای مدیریت نوار غزه در جریان است. این پیشنهاد توسط جنبش حماس در اوایل سال ۲۰۲۴ ارائه شده است.
🌐https://institutetehran.com/art/195
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👌4👏2❤1
#تحلیل_کوتاه
🔹هنگامی که ژنرال ضیا الحق در ژوئیه ۱۹۷۷ علیه دولت ذوالفقار علی بوتو کودتا کرد، کمتر کسی فکر میکرد که طی دو سال ذوالفقار علی بوتو برای یک پرونده ابهامآمیز قتل، توسط نظام قضایی پاکستان به قصاص محکوم شده و علیرغم فشارهای بینالمللی و داخلی در راولپندی اعدام شود. با وجود اینکه در موارد بعدی دیگر کار به اعدام مقامات عالی نرسید، کماکان نظام قضایی این کشور یکی از مهمترین آوردگاهها میان ارتش (حاکمیت) و رهبران سیاسی مغضوب بوده است.
🔸به نظر میرسد که هماوردی عمران خان/عاصم منیر آخرین نمونه از این الگوی تکرار شونده در تاریخ معاصر پاکستان باشد. چرا که از مه ۲۰۲۳ تاکنون بیش از ۲۰۰ پرونده و اتهام علیه عمران خان در نظام قضایی پاکستان طرح شده که هدف اصلی آنها سلب اعتبار سیاسی و اجتماعی عمران خان است. وی از ماه اوت ۲۰۲۳ تاکنون در زندانی کوچک در راولپندی محبوس بوده و بابت طیف وسیعی از جرائم از قبیل افشای اسرار دولتی، دریافت رشوه، عدم رعایت ملاحظات شرعی در ازدواج و... به دادگاه کشانده شده است.
🔸در هفتهای که گذشت، دادگاهی در پاکستان عمران خان را به ۱۴ سال و همسرش را به ۷ سال زندان در خصوص پرونده بنیاد عبدالقادر محکوم نمود. در این پرونده، عمران خان و همسرش به دریافت زمین از یک زمیندار و تاجر مطرح به نام ملک ریاض در ازای کمک به پولشویی متهم شده بودند و این پرونده، در واقع اولین پرونده علیه عمران خان بود که پیش از بازداشت طولانی مدت وی و در ماه مه مطرح شده بود. عمران خان این حکم را تحمیل شده از بیرون خوانده است.
🔸محکومیت عمران خان و همسرش در این پرونده امیدهای بسیاری را برای مصالحه طرفین نقش بر آب کرد. چرا که عمران خان از زمان برکناری تاکنون چهار با توسط دادگاههای مختلف محکوم شده اما دو مورد آنها لغو شده و دو مورد نیز معلق نگاه داشته شده اند. چهرههای حزب عمران خان با دولت پاکستان –مسلم لیگ- مشغول گفتگو بودند و این امید میرفت که تنشهای سیاسی دو سال گذشته میان ارتش، دولت و هواداران عمران خان در قالب مصالحهای فروکش کند و شرایط عمران خان نیز دستکم به موقعیتی شبیه به حصر خانگی ارتقا یابد. محکومیت اخیر بر پیچیدگی مسئله خواهد افزود.
🔸عمران خان که روزگاری با حمایت و تقویت ارتش برای مقابله با نفوذ رو به گسترش نواز شریف علم شد و از میدان کریکت به صندلی صدارت نشست، در دوره استقرار خود و با توجه به محبوبیت نزد عامه مردم به مرور مبدل به تهدیدی برای ارتش گردید. در همان زمان گزارشهایی نیز از تنش شدید میان عمران خان و عاصم منیر در دوره کوتاه ریاست وی بر سازمان اطلاعات ارتش پاکستان منتشر شد.
🔸شکاف میان عمران خان و ارتش در ماههای آخر استقرار وی کاملا مشهود بود و سرانجام اتحادی عجیب از مخالفان به رهبری شهباز شریف و با همراهی جریان بوتو و جریان فضل الرحمان رای عدم اعتماد به دولت وی دادند. عمران خان برکناری خود را به کودتایی طراحی شده تشبیه کرد و از آن به عنوان طراحی مشترک ارتش، مخالفان و ایالات متحده آمریکا یاد کرد. سقوط و سپس بازداشت عمران خان منجر به زد و خورد خیابانی گسترده میان هواداران وی و نیروهای امنیتی شد؛ در این میان، گزارشهایی نیز از حمله به شهرکهای مسکونی نظامی نشین از سوی هواداران عمران خان مخابره شد.
🔸سقوط عمران خان در ماههای پایانی ریاست ژنرال قمر باجوا بر ارتش اتفاق افتاد؛ با این حال در دوره عاصم منیر بود که عمران خان بازداشت شد و در آستانه برگزاری انتخابات جدید، فشار شدیدی از سوی نهادهای مختلف سیاسی و امنیتی بر حزب عمران خان وارد آمد تا در قیاب شخص وی، این حزب از گردونه رقابت سیاسی کنار رود. نتیجه این فشارها البته برعکس بود و نامزدهای حزب عمران خان، در قالب نمایندگان مستقل، موفق به کسب بیشترین تعداد کرسی در مجلس شورا شدند و اکنون رهبری اپوزیسیون را در مجلس به دست دارند.
🌐https://institutetehran.com/art/196
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👌3❤2👎1
♦️واکنش آمریکای لاتین به ترامپ
◾️فارن پالیسی
📝آنتونیو دلوئرا براست
#تهران_ریویو
🔹تهدیدهای علنی دونالد ترامپ، مبنی بر بازپسگیری کانال پاناما (در صورت نیاز) با استفاده از زور، آسیب قابلتوجهی به جایگاه ایالات متحده در آمریکای لاتین زده است. رئیسجمهور پاناما، خوزه رائول مولینو بلافاصله به این تهدیدها پاسخ داد: غیرممکن است. همچنین دیگر کشورهای آمریکای لاتین شامل مکزیک، شیلی و کلمبیا نیز به سرعت با پاناما اعلام همبستگی کردند.
🔸مردم آمریکا ممکن است سخنان ترامپ را مضحک بدانند؛ اما اشغالشدن توسط آمریکا برای مردم پاناما یک شوخی نیست. آخرین تجاوز آمریکا به پاناما که در سال ۱۹۸۹ رخ داد همچنان موضوع حساسیتبرانگیزی در این کشور است. بسیاری از پاناماییها باور دارند که مرگ غیرنظامیان طی دوره جنگ بسیار بالاتر از تخمینهای رسمی بود. در سالهای اخیر تلاش شده است قربانیان پانامایی برای شناسایی نبش قبر شوند. همچنین ۲۰ دسامبر، تاریخ آغاز حمله به عنوان روز ملی سوگواری برای این واقعه ثبت شده است. (در ۲۱ دسامبر ۲۰۲۴، یک روز پس از این روز ملی ترامپ صحبت کردن در مورد پاناما را شروع کرد.)
🔸به طور کل، آمریکا لاتین همیشه در جستجوی شراکت با رقبای آمریکا در خارج از نیمکره غربی بوده است؛ از محافظهکاران مکزیک که در سال ۱۸۶۲ فرانسویها را به کشور خود آوردند یا کمونیستهای کوبا که یک قرن بعد، شوروی را به کشور خود دعوت کردند. این الگویی در تاریخ ایالات متحده بوده است: اشتیاق بالا برای اجرای دکترین مونروئه آمریکا را به خشونتهای جدیتری متمایل میکند. در همین حال، کشورهای آمریکای لاتین که امیدی به ایجاد بازدارندگی در مقابل آمریکا ندارند به دنبال برقراری موازنه با همسایه خود هستند.
🔸به همین دلیل بود که فرانکلین روزولت در طول جنگ جهانی دوم سیاست مصالحهجویانه «همسایه خوب» را در قبال آمریکای لاتین انتخاب کرد و چند دهه بعد مجدداً به همین دلیل ایالات متحده کانال پاناما را رها کرد. پاناماییها هیچوقت کنترل آمریکا بر کانال و مستعمرهنشینهای آمریکایی و تفکیک نژادی را که به همراه آن آمد نپذیرفتند. تعجبی ندارد که مردم پاناما با مشاهده چنین جداسازی و نابرابری، علیه تسلط آمریکا بر کانال شوریدند. این خیزش به درگیری کمترشناختهشدۀ ۹ ژوئن ۱۹۶۹ میان سربازان آمریکایی و دانشجویان پانامایی منجر شد که در آن حداقل چهار سرباز آمریکایی و بیست شهروند پانامایی کشته شدند. این روز که در پاناما به عنوان روز شهید از آن یاد میشود احتمالاً مهمترین تاریخ در هویت ملی پاناما بهشمار میرود.
🔸اتحاد آمریکای لاتین در حمایت از پاناما توضیح میدهد که چرا رونالد ریگان علیرغم مخالفت صریح در کارزار انتخاباتیاش با توافق ۱۹۷۷ کارتر با پاناما برای واگذاری کانال، هیچ اقدامی در جهت ابطال آن انجام نداد. با وجود اینکه ریگان به اقداماتی دست زد که دشمنی افکار عمومی آمریکا لاتین را برمیانگیخت، اما منطق اساسی جنگ سرد حکم میکرد که آمریکای لاتین را در سمت ایالات متحده نگه دارد و کانال پاناما ارزش برانگیختن دشمنی این منطقه را نداشت. این نکته در قرن بیستویک نیز صادق است. هنگامی که آمریکا وارد دوره خطرناک رقابت با قدرتهای بزرگ در سرتاسر جهان میشود، لازم است همه چیز در همسایگی خودش آرام باشد.
🔸تهدید ترامپ مبنی بر بازپسگیری کانال پاناما اگر از کنترل خارج شود، به سرعت ایالات متحده را در موقعیت انزوای منطقهای قرار خواهد داد که بنا بود توافق کانال باعث اجتناب از آن شود. حتی اگر این تهدیدات منجر به تضمین سیاستهای بهتری همچون کاهش نرخ برای کشتیهای جنگی آمریکایی شود، تأثیر بلندمدت آن احتمالا افزایش احساسات ضد آمریکایی و نظامیشدن منطقه خواهد بود.
✅ انسجام آمریکای لاتین واقعی است، اگرچه اکنون ضعیف است. اغلب کشورهای این منطقه در مواضع خود از پاناما حمایت کردهاند؛ اما ظرفیت دفاع از خود یا همسایهشان را ندارند؛ زیر آنها باور داشتند که چنین چیزی در قرن بیستویکم ضروری نیست. اگر این پیشفرض تغییر کند و اگر مناقشههای سرزمینی و توسل به ابزارهای نظامی وارد نیمکره غربی شود، منطقه به گونهای تغییر خواهد کرد که خوشایند آمریکا نخواهد بود. در چنین سناریویی، حتما چین و روسیه از مداخله و تضعیف مهمترین مزیت ژئوپلیتیک آمریکا یعنی روابط خوب با همسایگان، استقبال خواهند نمود.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/193
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️فارن پالیسی
📝آنتونیو دلوئرا براست
#تهران_ریویو
🔹تهدیدهای علنی دونالد ترامپ، مبنی بر بازپسگیری کانال پاناما (در صورت نیاز) با استفاده از زور، آسیب قابلتوجهی به جایگاه ایالات متحده در آمریکای لاتین زده است. رئیسجمهور پاناما، خوزه رائول مولینو بلافاصله به این تهدیدها پاسخ داد: غیرممکن است. همچنین دیگر کشورهای آمریکای لاتین شامل مکزیک، شیلی و کلمبیا نیز به سرعت با پاناما اعلام همبستگی کردند.
🔸مردم آمریکا ممکن است سخنان ترامپ را مضحک بدانند؛ اما اشغالشدن توسط آمریکا برای مردم پاناما یک شوخی نیست. آخرین تجاوز آمریکا به پاناما که در سال ۱۹۸۹ رخ داد همچنان موضوع حساسیتبرانگیزی در این کشور است. بسیاری از پاناماییها باور دارند که مرگ غیرنظامیان طی دوره جنگ بسیار بالاتر از تخمینهای رسمی بود. در سالهای اخیر تلاش شده است قربانیان پانامایی برای شناسایی نبش قبر شوند. همچنین ۲۰ دسامبر، تاریخ آغاز حمله به عنوان روز ملی سوگواری برای این واقعه ثبت شده است. (در ۲۱ دسامبر ۲۰۲۴، یک روز پس از این روز ملی ترامپ صحبت کردن در مورد پاناما را شروع کرد.)
🔸به طور کل، آمریکا لاتین همیشه در جستجوی شراکت با رقبای آمریکا در خارج از نیمکره غربی بوده است؛ از محافظهکاران مکزیک که در سال ۱۸۶۲ فرانسویها را به کشور خود آوردند یا کمونیستهای کوبا که یک قرن بعد، شوروی را به کشور خود دعوت کردند. این الگویی در تاریخ ایالات متحده بوده است: اشتیاق بالا برای اجرای دکترین مونروئه آمریکا را به خشونتهای جدیتری متمایل میکند. در همین حال، کشورهای آمریکای لاتین که امیدی به ایجاد بازدارندگی در مقابل آمریکا ندارند به دنبال برقراری موازنه با همسایه خود هستند.
🔸به همین دلیل بود که فرانکلین روزولت در طول جنگ جهانی دوم سیاست مصالحهجویانه «همسایه خوب» را در قبال آمریکای لاتین انتخاب کرد و چند دهه بعد مجدداً به همین دلیل ایالات متحده کانال پاناما را رها کرد. پاناماییها هیچوقت کنترل آمریکا بر کانال و مستعمرهنشینهای آمریکایی و تفکیک نژادی را که به همراه آن آمد نپذیرفتند. تعجبی ندارد که مردم پاناما با مشاهده چنین جداسازی و نابرابری، علیه تسلط آمریکا بر کانال شوریدند. این خیزش به درگیری کمترشناختهشدۀ ۹ ژوئن ۱۹۶۹ میان سربازان آمریکایی و دانشجویان پانامایی منجر شد که در آن حداقل چهار سرباز آمریکایی و بیست شهروند پانامایی کشته شدند. این روز که در پاناما به عنوان روز شهید از آن یاد میشود احتمالاً مهمترین تاریخ در هویت ملی پاناما بهشمار میرود.
🔸اتحاد آمریکای لاتین در حمایت از پاناما توضیح میدهد که چرا رونالد ریگان علیرغم مخالفت صریح در کارزار انتخاباتیاش با توافق ۱۹۷۷ کارتر با پاناما برای واگذاری کانال، هیچ اقدامی در جهت ابطال آن انجام نداد. با وجود اینکه ریگان به اقداماتی دست زد که دشمنی افکار عمومی آمریکا لاتین را برمیانگیخت، اما منطق اساسی جنگ سرد حکم میکرد که آمریکای لاتین را در سمت ایالات متحده نگه دارد و کانال پاناما ارزش برانگیختن دشمنی این منطقه را نداشت. این نکته در قرن بیستویک نیز صادق است. هنگامی که آمریکا وارد دوره خطرناک رقابت با قدرتهای بزرگ در سرتاسر جهان میشود، لازم است همه چیز در همسایگی خودش آرام باشد.
🔸تهدید ترامپ مبنی بر بازپسگیری کانال پاناما اگر از کنترل خارج شود، به سرعت ایالات متحده را در موقعیت انزوای منطقهای قرار خواهد داد که بنا بود توافق کانال باعث اجتناب از آن شود. حتی اگر این تهدیدات منجر به تضمین سیاستهای بهتری همچون کاهش نرخ برای کشتیهای جنگی آمریکایی شود، تأثیر بلندمدت آن احتمالا افزایش احساسات ضد آمریکایی و نظامیشدن منطقه خواهد بود.
🌐https://institutetehran.com/art/193
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9👏1👌1
🔵ترامپ، بیتکوین و احتمال ظهور رقابت تسلیحاتی در حوزه رمزارز
◾️کانورسیشن
📝هو مککارتنی، ارین مککراکن و رابرت الیوت
#اکوتهران
🔸ترامپ اذعان داشته که قصد دارد رمزارزها را در سیاستهای اقتصادی ایالات متحده مرکزیت دهد و در این راستا، یکی از پیشنهادهای جنجالی وی خرید و انباشت بیتکوین، مانند نفت، به عنوان ذخیره راهبردی است. کارشناسان مالی دانشگاه بیرمنگام در یادداشتی در وبگاه «کانورسیشن» جوانب مختلف مسئله را مورد بررسی قرار داده و ضمن تاکید بر روند تضعیف دلار و کاهش نقش دولتها در سیاست پولی، از احتمال ظهور نوعی رقابت تسلیحاتی در حوزه رمزارز سخن گفته اند.
🔹یکی از سناتورهای جمهوریخواه ایالات متحده اخیرا پیشنهاد کرده که دولت مرکزی ظرف مدت پنج سال به طور متوسط سالانه ۲۰۰ هزار بیتکوین ذخیره کند. با این حال به نظر میرسد که اولین گام ترامپ این است که ۲۰۷ هزار بیتکوینی را که خزانهداری ایالات متحده در اختیار دارد، در زمره ذخایر رسمی بگنجاند؛ چرا که انجام خریدهای گسترده جدید نیازمند تصویب قانون جدید در سطح فدرال است و مشخص نیست چنین قانونی از سد مجلس نمایندگان عبور کند. همزمان، باید دانست که سیزده ایالت مختلف آمریکا به دنبال اقدامات مشابه در سطح ایالتی هستند.
🔹هواداران این اقدام در عرصه اقتصاد معتقدند که بیتکوین، با توجه به محدودیت عرضه ۲۱ میلیون واحدی، از کاهش ارزش شدید در امان خواهد بود و قادرست مانند طلا در برابر تورم و افت نرخ ارز مقاومت کند. برخی از این هواداران حتی معتقدند که با افزایش چشمگیر ارزش بیتکوین در آینده، مابهالتفاوت سود کسب شده میتواند به جبران بدهی ملی آمریکا کمک کند.
🔹در مقابل، مخالفان معتقدند که این سیاست منجر به تضعیف اعتماد به دلار شده و از طریق پذیرش گسترده بیتکوین بهعنوان ذخیره ارزی، جایگاه دلار را در این حوزه به خطر خواهد انداخت. این مخالفان همزمان نوسانات شدید قیمت بیتکوین را نگران کننده دانسته اند. بیتکوین در سال ۲۰۱۹ حدود ۴ هزار دلار ارزش داشت و این ارزش در نوامبر ۲۰۲۱ به ۶۸ هزار دلار رسید؛ در اوایل سال ۲۰۲۲ ارزش این رمزارز تا ۳۵ هزار دلار سقوط کرد و اکنون از ۹۵ هزار دلار نیز عبور کرده است.
🔹مطرح شدن مسئله ذخایر راهبردی بیتکوین فارغ از استدلالهای پیشگفته، نمودی از تحول بنیادین نظم اقتصادی جهان است. نظام مالی بینالمللی دهههاست که بر سلطه دلار استوار است و ارزش دلار به طور تاریخی باتکای طلا و بعدتر باتکای سلطه پترو-دلار حفظ شده است. حال آنکه در سالهای اخیر روندهای عمومی تسلط دلار را به چالش کشیده اند.
🔹سازمانیابی اقتصادهای نوظهور مانند بریکس پلاس منجر به ظهور نظم چندقطبیتری شده اند و موقعیت ایالات متحده بهعنوان قدرت برتر در حال تضعیف است. تمرکززدایی مالی و افزایش استفاده از پول خصوصی یکی دیگر از این روندهاست که بهویژه پس از بحران مالی ۲۰۰۸ آغاز شده و رمزارزها نمونهای از این روند به شمار میروند؛ این ارزهای جایگزین خارج از کنترل بانکهای مرکزی و نظام سنتی پولی عمل میکنند.
🔹ظهور رمزارزها همزمان منجر به افزایش نقش شرکتهای خصوصی در سیاستگذاری مالی شده است و دولتها ناگزیرند در راستای اهداف مالی مشخص خود با بازیگران خصوصی مانند صرافیهای رمزارز و صندوقهای سرمایهگذاری مرتبط تعامل کنند. همین مسئله منجر به تقویت قدرت ساختاری این شرکتها شده و تسلط بلامنازع دولتها بر بازارهای مالی را کاهش میدهد.
🔹پیشبینی میشود که تمرکز ترامپ بر رمزارزها منجر به تسریع این روند شود و منجر بر جابهجایی توازن قدرت از دولتها به سمت شرکتهایی گردد که مالک یا مدیریت رمزارزها را در اختیار دارند. در چنین بستری اگر ایالات متحده، چین یا سایر اعضای بریکس به خرید گسترده بیتکوین مبادرت کنند، باید منتظر رقابتی جهانی برای ذخیره رمزارزها بود.
🔹گزارشها حاکی از آن است که ژاپن، روسیه و چین پیش از طرح مسئله ذخیره راهبردی بیتکوین توسط ایالات متحده، انباشت و ذخیرهسازی آن را آغاز نموده اند. در چنین بستری، ترامپ قائل به تغییر دستورالعملها و محدودیتهای داخلی است تا بانکهای خصوصی نیز بتواند ذخیره رمزارز خود را افزایش دهند.
✅ در مجموع، روندهای پیشگفته قادرند نظم اقتصادی جهانی را بازتعریف کنند و نقش پولهای خصوصی و شرکتهای رمزارزی نسبت به دوره سلطه ارزهای ملی افزایش یافته است. به یک معنی، حتی اگر ترامپ هم موفق به اجرای طرحهای خود در خصوص ذخایر رمزارز نشود، حرکت فزاینده به سمت پول خصوصی و تمرکززدایی مالی کلید خورده است و این تغییرات بهطور فزایندهای جایگاه دولت را در حکمرانی بازارهای پولی محدود میکند.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/197
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️کانورسیشن
📝هو مککارتنی، ارین مککراکن و رابرت الیوت
#اکوتهران
🔸ترامپ اذعان داشته که قصد دارد رمزارزها را در سیاستهای اقتصادی ایالات متحده مرکزیت دهد و در این راستا، یکی از پیشنهادهای جنجالی وی خرید و انباشت بیتکوین، مانند نفت، به عنوان ذخیره راهبردی است. کارشناسان مالی دانشگاه بیرمنگام در یادداشتی در وبگاه «کانورسیشن» جوانب مختلف مسئله را مورد بررسی قرار داده و ضمن تاکید بر روند تضعیف دلار و کاهش نقش دولتها در سیاست پولی، از احتمال ظهور نوعی رقابت تسلیحاتی در حوزه رمزارز سخن گفته اند.
🔹یکی از سناتورهای جمهوریخواه ایالات متحده اخیرا پیشنهاد کرده که دولت مرکزی ظرف مدت پنج سال به طور متوسط سالانه ۲۰۰ هزار بیتکوین ذخیره کند. با این حال به نظر میرسد که اولین گام ترامپ این است که ۲۰۷ هزار بیتکوینی را که خزانهداری ایالات متحده در اختیار دارد، در زمره ذخایر رسمی بگنجاند؛ چرا که انجام خریدهای گسترده جدید نیازمند تصویب قانون جدید در سطح فدرال است و مشخص نیست چنین قانونی از سد مجلس نمایندگان عبور کند. همزمان، باید دانست که سیزده ایالت مختلف آمریکا به دنبال اقدامات مشابه در سطح ایالتی هستند.
🔹هواداران این اقدام در عرصه اقتصاد معتقدند که بیتکوین، با توجه به محدودیت عرضه ۲۱ میلیون واحدی، از کاهش ارزش شدید در امان خواهد بود و قادرست مانند طلا در برابر تورم و افت نرخ ارز مقاومت کند. برخی از این هواداران حتی معتقدند که با افزایش چشمگیر ارزش بیتکوین در آینده، مابهالتفاوت سود کسب شده میتواند به جبران بدهی ملی آمریکا کمک کند.
🔹در مقابل، مخالفان معتقدند که این سیاست منجر به تضعیف اعتماد به دلار شده و از طریق پذیرش گسترده بیتکوین بهعنوان ذخیره ارزی، جایگاه دلار را در این حوزه به خطر خواهد انداخت. این مخالفان همزمان نوسانات شدید قیمت بیتکوین را نگران کننده دانسته اند. بیتکوین در سال ۲۰۱۹ حدود ۴ هزار دلار ارزش داشت و این ارزش در نوامبر ۲۰۲۱ به ۶۸ هزار دلار رسید؛ در اوایل سال ۲۰۲۲ ارزش این رمزارز تا ۳۵ هزار دلار سقوط کرد و اکنون از ۹۵ هزار دلار نیز عبور کرده است.
🔹مطرح شدن مسئله ذخایر راهبردی بیتکوین فارغ از استدلالهای پیشگفته، نمودی از تحول بنیادین نظم اقتصادی جهان است. نظام مالی بینالمللی دهههاست که بر سلطه دلار استوار است و ارزش دلار به طور تاریخی باتکای طلا و بعدتر باتکای سلطه پترو-دلار حفظ شده است. حال آنکه در سالهای اخیر روندهای عمومی تسلط دلار را به چالش کشیده اند.
🔹سازمانیابی اقتصادهای نوظهور مانند بریکس پلاس منجر به ظهور نظم چندقطبیتری شده اند و موقعیت ایالات متحده بهعنوان قدرت برتر در حال تضعیف است. تمرکززدایی مالی و افزایش استفاده از پول خصوصی یکی دیگر از این روندهاست که بهویژه پس از بحران مالی ۲۰۰۸ آغاز شده و رمزارزها نمونهای از این روند به شمار میروند؛ این ارزهای جایگزین خارج از کنترل بانکهای مرکزی و نظام سنتی پولی عمل میکنند.
🔹ظهور رمزارزها همزمان منجر به افزایش نقش شرکتهای خصوصی در سیاستگذاری مالی شده است و دولتها ناگزیرند در راستای اهداف مالی مشخص خود با بازیگران خصوصی مانند صرافیهای رمزارز و صندوقهای سرمایهگذاری مرتبط تعامل کنند. همین مسئله منجر به تقویت قدرت ساختاری این شرکتها شده و تسلط بلامنازع دولتها بر بازارهای مالی را کاهش میدهد.
🔹پیشبینی میشود که تمرکز ترامپ بر رمزارزها منجر به تسریع این روند شود و منجر بر جابهجایی توازن قدرت از دولتها به سمت شرکتهایی گردد که مالک یا مدیریت رمزارزها را در اختیار دارند. در چنین بستری اگر ایالات متحده، چین یا سایر اعضای بریکس به خرید گسترده بیتکوین مبادرت کنند، باید منتظر رقابتی جهانی برای ذخیره رمزارزها بود.
🔹گزارشها حاکی از آن است که ژاپن، روسیه و چین پیش از طرح مسئله ذخیره راهبردی بیتکوین توسط ایالات متحده، انباشت و ذخیرهسازی آن را آغاز نموده اند. در چنین بستری، ترامپ قائل به تغییر دستورالعملها و محدودیتهای داخلی است تا بانکهای خصوصی نیز بتواند ذخیره رمزارز خود را افزایش دهند.
🌐https://institutetehran.com/art/197
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8❤3👌2
#تحلیل_کوتاه
🔹انگلیس بعد از ایران دومین مقصد سفر خارجی محمد شیاع السودانی نخستوزیر عراق در سال ۲۰۲۵بود. هدف سفر السودانی در هفته قبل به لندن گسترش همکاریها در زمینههای مختلف اقتصادی، امنیتی، تجاری، فرهنگی و ورزشی و باز کردن افقهای جدید برای روابط دوجانبه عنوان شد و مهمترین نتیجه آن امضای توافقنامه مشارکت راهبردی دو کشور بود.
💢زمینه و اهمیت سفر
🔸سفر السودانی به لندن از چند جهت اهمیت مییابد. نخست، دولت عراق در شرایط حساس منطقهای و بینالمللی به دنبال برقراری موازنه میان بازیگران ذینفوذ خارجی در عراق و در چارچوب چشمانداز تغییر موقعیت سیاسی این کشور در سطح بینالمللی و ایجاد ثبات اقتصادی برای جذب سرمایه خارجی است.
🔸دوم، با توجه به توافق خروج نیروهای ائتلاف بینالمللی از عراق در سپتامبر ۲۰۲۵ و همچنین شرایط امنیتی مرزهای عراق پس از سقوط بشار اسد، چشمانداز وضعیت امنیتی این کشور مبهم به نظر میرسد و عراق به دنبال یافتن راهی است که مانع از شکلگیری مجدد یک بحران امنیتی در این کشور شود.
🔸سوم، طی سالهای اخیر بازیگران مختلفی تلاش کردهاند عراق را از ایران دور نگه دارند. طی دو دهه گذشته، پروژههایی برای کاهش وابستگی عراق به برق و گاز ایران پیشنهاد شد؛ در توافقنامه راهبردی امضا شده در این سفر نیز پروژههایی مانند تکمیل اتصال شبکه برق عراق به عربستان، با همین هدف در دستور کار قرار گرفته است.
💢توافقنامه مشارکت راهبردی
🔸عراق با پیش گرفتن برنامههای توسعه اقتصادی خود را نیازمند مشارکتهای اقتصادی با کشورهای مهم اروپایی میبیند. بر همین اساس این سفر بر مسائل اقتصادی تمرکز بیشتری داشت و منجر به امضای توافقنامه مشارکت راهبردی با هدف کمک به توسعه عراق و تنوع بخشیدن منابع درآمدی آن شده است. این توافقنامه شامل پروژههایی به ارزش بیش از ۱۲.۳ میلیارد پوند (۱۵میلیارد دلار) است. به گفته نخستوزیر بریتانیا، با امضای این توافقنامه میزان همکاریهای اقتصادی دو کشور بیش از ۱۰ برابر افزایش خواهد یافت. این سفر در حالی انجام گرفت که لندن در وضعیت دشوار اقتصادی قرار گرفته است و نگاه لندن این است که چنین توافقنامهای میتواند بخشی از رکود موجود بر اقتصاد انگلیس را کاهش دهد.
🔸یکی از نکات مهم این سفر توافق با شرکت بریتیش پترولیوم (BP) برای بازگشت به بازار عراق است. پیشازاین، در اوت ۲۰۲۴عراق قرارداد اولیهای برای توسعه چهار میدان نفت و گاز کرکوک با BP امضاء کرده بود، اما در خصوص شروط فنی اختلافنظر وجود داشت.BP پس از پایان قرارداد ۱۰۰ میلیون دلاری مطالعات میدان کرکوک در سال ۲۰۱۹ و به دلیل وضع قوانین نامناسب و خلقالساعه و نیز ناامنی میادین به دلیل حملات عناصر داعش، از عراق خارج شد. پساز سفر سودانی به لندن، وزیر نفت عراق اعلام کرده است که بغداد و BPتا فوریه ۲۰۲۵ قراردادی بزرگتر از قرارداد ۲۷ میلیارد دلاری عراق با «توتال انرژی»، برای توسعه میادین کرکوک امضا خواهند کرد.
💢توافق امنیتی
🔸یکی از مطالبات مهم مردم عراق خروج نیروهای موسوم به ائتلاف بینالمللی از این کشور است. مذاکرات دولت فعلی عراق با نیروهای ائتلاف در این راستا همزمان با عملیات طوفان الاقصی و حمایت برخی از نیروهای حشد از فلسطین آغاز شد. این امر باعث شد تا فشارهایی از سوی آمریکا و ائتلاف بر دولت عراق برای انحلال حشد وارد شود.
🔸همانطور که السودانی پیش از سفر به لندن اعلام کرد، دولت عراق بهمنظور حفظ توازن میان این دو خواسته، تصمیم به تغییر نوع تعامل با نیروهای ائتلاف گرفته و به دنبال این است که همکاریها را از چندجانبه به دوجانبه تغییر دهد و در همین راستا یک توافق مجزای امنیتی با انگلیس امضاء کرده است. در توافق امنیتی جدید حضور نیروهای انگلیس در عراق در قالب بندهایی از توافق مانند همکاری برای مقابله با جرائم سازمانیافته، تأمین امنیت مرزها و بازسازی و توسعه پایگاه هوایی القیاره میتواند ادامه یابد.
💢نتیجهگیری
🌐https://institutetehran.com/art/198
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5👌2👏1
♦️زمانبندی مشارکت راهبردی ایران و روسیه و پیامهای آن برای ترامپ
◼️المستقبل -امارات
📝رانيا مكرم
#رویة_العربیة
🔹توافقنامه مشارکت جامع راهبردی روسیه و ایران که پیشنویس آن در اوایل ۲۰۲۱ منتشر شده بود، در ۱۷ ژانویه ۲۰۲۵ و در جریان سفر پزشکیان به مسکو امضا شد. زمان امضای این توافقنامه، بهویژه با توجه به مراسم تحلیف رئیسجمهور منتخب آمریکا و تحولات منطقهای، پیامهایی خاص دارد.
💢دلایل تأخیر
🔹امضای قرارداد بهدلیل وجود برخی موانع به تعویق افتاد که نشان میدهد مسکو و تهران نسبت به دستاوردهای توافق تردید داشتند. از مهمترین این موانع میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
🔸تردید در متحد بودن روسیه: برخی از تصمیمگیرندگان ایران در اعتماد به روسیه بهعنوان متحد استراتژیک بلندمدت تردید دارند. این تردیدها بهویژه در پی بحران سوریه و تغییرات پس از سقوط دولت اسد بهوجود آمده است. با این وجود، بر اساس استراتژی «نگاه به شرق»، ایران همچنان تمایل دارد روابط خود با روسیه را تقویت کرده و همکاریهای استراتژیک، بهویژه در زمینه اقتصادی، را گسترش دهد.
🔸درگذشت ابراهیم رئیسی: سفیر ایران در مسکو، اعلام کرد که امضای توافقنامه مشارکت راهبردی جامع بین روسیه و ایران به دلیل درگذشت ناگهانی ابراهیم رئیسی، رئیسجمهور سابق ایران، در اردیبهشتماه به تعویق افتاده است.
🔸عدم حصول نتایج ملموس از توافقنامه راهبردی ایران و چین: در ۲۷ مارس ۲۰۲۱، چین و ایران توافقنامه جامع همکاری راهبردی ۲۵ ساله امضا کردند. این توافق نقطه شروعی برای ارتقای روابط دو کشور در زمینههای اقتصادی، سیاسی، امنیتی، نظامی، فرهنگی، اجتماعی و علمی بود، اما هنوز نتایج ملموسی از آن حاصل نشده است.
💢پیامهای مختلف
🔹توافق راهبردی ایران و روسیه چند روز پیش از تحلیف ترامپ به امضا رسید که زمانبندی آن با توجه به مخالفت ترامپ با نفوذ روسیه در خاورمیانه و تلاش برای محدود کردن نفوذ ایران در این منطقه اهمیت پیدا میکند. این توافق برای غرب و ایالاتمتحده چالشبرانگیز است، زیرا آنها با تحریمها سعی در تضعیف اتحاد ایران و روسیه دارند. بهطور کلی، این توافق پیامهای متعددی به همراه دارد که مهمترین آنها به شرح زیر است:
🔸امکان ایجاد مشارکت بین نیروهای ضد غربی: افزایش تنشها میان روسیه و ایران از یکسوی ماجرا و آمریکا و غرب از سوی دیگر، به تقویت همکاری میان مسکو و تهران منجر شده است. این همکاری به دلیل همگرایی منافع و مخالفت مشترک با یکجانبهگرایی و هژمونی آمریکا، به دو کشور کمک کرده تا در برابر تحریمهای اقتصادی ایستادگی کنند.
🔸بازگشت به اتحادها بهدور از نفوذ غرب: روسیه و ایران با از دست دادن مهمترین حوزه نفوذ خود یعنی سوریه، تلاش میکنند نفوذ خود را در دیگر مناطق، بهویژه آسیای مرکزی حفظ کنند. توافق ایران و روسیه این امکان را فراهم میکند که با مشارکت چین، همکاریهای چندجانبهای در زمینههای اقتصادی و لجستیکی شکل گرفته و گسترش یابد. مهمترین این پروژهها شامل کریدور بینالمللی حملونقل شمال-جنوب و ابتکار کمربند و جاده است.
🔸تداوم نفوذ در منطقه: توافقنامه مشارکت راهبردی مسکو و تهران بر همکاری امنیتی و نظامی تأکید دارد و هدف آن حفظ نفوذ دو کشور در خاورمیانه است. این توافق به مدیریت درگیریها، حمایت از متحدان و تحولات منطقهای پرداخته و پیامی به کشورهای منطقه ارسال میکند که محور جدیدی میتواند موازنهها را تغییر دهد.
💢اثرات احتمالی
🔹دشمنی بیشتر با غرب: با حضور ترامپ، احتمال افزایش تحریمهای غرب علیه مسکو و تهران برای ممانعت از توسعه همکاریهای اقتصادی و نظامی دو کشور بیشتر خواهد شد. همچنین برخی نگران افزایش تنش نظامی به دلیل احتمال حمایت روسیه از توان نظامی ایران و در مقابل اقدام واشنگتن برای پیشگیری از این موضوع و ممانعت از برهم خوردن توازن قوای منطقهای هستند.
🔹تأثیر بر بازار نفت: این توافق همکاری در توسعه پالایشگاهها و افزایش توان تولید نفت ایران را ممکن میسازد. این همکاری شامل سرمایهگذاری روسیه در بخش پالایش نفت ایران است و احتمالاً بر قیمتهای جهانی نفت تأثیر میگذارد.
🔹تقویت توان اقتصادی روسیه و ایران: ایران بازار اقتصادی مهمی برای روسیه است که فرصتی برای بازاریابی محصولات و افزایش سرمایهگذاری فراهم میکند. همچنین پروژههای توسعهای ایران، مانند کریدور حملونقل جنوب و خط آهن ایران به روسیه، با حمایت روسیه پیش میرود.
✅ هرچند بهنظر میرسد در پرتو تحریمهای غرب و آمریکا توافق مشارکت راهبردی ایران و روسیه به یک همکاری بلند مدت خواهد انجامید، اما نمیتوان نقش تحولات و متغیرهای ژئوپلتیک را در شکل دادن و تثبیت این همکاری نادیده گرفت.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/199
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️المستقبل -امارات
📝رانيا مكرم
#رویة_العربیة
🔹توافقنامه مشارکت جامع راهبردی روسیه و ایران که پیشنویس آن در اوایل ۲۰۲۱ منتشر شده بود، در ۱۷ ژانویه ۲۰۲۵ و در جریان سفر پزشکیان به مسکو امضا شد. زمان امضای این توافقنامه، بهویژه با توجه به مراسم تحلیف رئیسجمهور منتخب آمریکا و تحولات منطقهای، پیامهایی خاص دارد.
💢دلایل تأخیر
🔹امضای قرارداد بهدلیل وجود برخی موانع به تعویق افتاد که نشان میدهد مسکو و تهران نسبت به دستاوردهای توافق تردید داشتند. از مهمترین این موانع میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
🔸تردید در متحد بودن روسیه: برخی از تصمیمگیرندگان ایران در اعتماد به روسیه بهعنوان متحد استراتژیک بلندمدت تردید دارند. این تردیدها بهویژه در پی بحران سوریه و تغییرات پس از سقوط دولت اسد بهوجود آمده است. با این وجود، بر اساس استراتژی «نگاه به شرق»، ایران همچنان تمایل دارد روابط خود با روسیه را تقویت کرده و همکاریهای استراتژیک، بهویژه در زمینه اقتصادی، را گسترش دهد.
🔸درگذشت ابراهیم رئیسی: سفیر ایران در مسکو، اعلام کرد که امضای توافقنامه مشارکت راهبردی جامع بین روسیه و ایران به دلیل درگذشت ناگهانی ابراهیم رئیسی، رئیسجمهور سابق ایران، در اردیبهشتماه به تعویق افتاده است.
🔸عدم حصول نتایج ملموس از توافقنامه راهبردی ایران و چین: در ۲۷ مارس ۲۰۲۱، چین و ایران توافقنامه جامع همکاری راهبردی ۲۵ ساله امضا کردند. این توافق نقطه شروعی برای ارتقای روابط دو کشور در زمینههای اقتصادی، سیاسی، امنیتی، نظامی، فرهنگی، اجتماعی و علمی بود، اما هنوز نتایج ملموسی از آن حاصل نشده است.
💢پیامهای مختلف
🔹توافق راهبردی ایران و روسیه چند روز پیش از تحلیف ترامپ به امضا رسید که زمانبندی آن با توجه به مخالفت ترامپ با نفوذ روسیه در خاورمیانه و تلاش برای محدود کردن نفوذ ایران در این منطقه اهمیت پیدا میکند. این توافق برای غرب و ایالاتمتحده چالشبرانگیز است، زیرا آنها با تحریمها سعی در تضعیف اتحاد ایران و روسیه دارند. بهطور کلی، این توافق پیامهای متعددی به همراه دارد که مهمترین آنها به شرح زیر است:
🔸امکان ایجاد مشارکت بین نیروهای ضد غربی: افزایش تنشها میان روسیه و ایران از یکسوی ماجرا و آمریکا و غرب از سوی دیگر، به تقویت همکاری میان مسکو و تهران منجر شده است. این همکاری به دلیل همگرایی منافع و مخالفت مشترک با یکجانبهگرایی و هژمونی آمریکا، به دو کشور کمک کرده تا در برابر تحریمهای اقتصادی ایستادگی کنند.
🔸بازگشت به اتحادها بهدور از نفوذ غرب: روسیه و ایران با از دست دادن مهمترین حوزه نفوذ خود یعنی سوریه، تلاش میکنند نفوذ خود را در دیگر مناطق، بهویژه آسیای مرکزی حفظ کنند. توافق ایران و روسیه این امکان را فراهم میکند که با مشارکت چین، همکاریهای چندجانبهای در زمینههای اقتصادی و لجستیکی شکل گرفته و گسترش یابد. مهمترین این پروژهها شامل کریدور بینالمللی حملونقل شمال-جنوب و ابتکار کمربند و جاده است.
🔸تداوم نفوذ در منطقه: توافقنامه مشارکت راهبردی مسکو و تهران بر همکاری امنیتی و نظامی تأکید دارد و هدف آن حفظ نفوذ دو کشور در خاورمیانه است. این توافق به مدیریت درگیریها، حمایت از متحدان و تحولات منطقهای پرداخته و پیامی به کشورهای منطقه ارسال میکند که محور جدیدی میتواند موازنهها را تغییر دهد.
💢اثرات احتمالی
🔹دشمنی بیشتر با غرب: با حضور ترامپ، احتمال افزایش تحریمهای غرب علیه مسکو و تهران برای ممانعت از توسعه همکاریهای اقتصادی و نظامی دو کشور بیشتر خواهد شد. همچنین برخی نگران افزایش تنش نظامی به دلیل احتمال حمایت روسیه از توان نظامی ایران و در مقابل اقدام واشنگتن برای پیشگیری از این موضوع و ممانعت از برهم خوردن توازن قوای منطقهای هستند.
🔹تأثیر بر بازار نفت: این توافق همکاری در توسعه پالایشگاهها و افزایش توان تولید نفت ایران را ممکن میسازد. این همکاری شامل سرمایهگذاری روسیه در بخش پالایش نفت ایران است و احتمالاً بر قیمتهای جهانی نفت تأثیر میگذارد.
🔹تقویت توان اقتصادی روسیه و ایران: ایران بازار اقتصادی مهمی برای روسیه است که فرصتی برای بازاریابی محصولات و افزایش سرمایهگذاری فراهم میکند. همچنین پروژههای توسعهای ایران، مانند کریدور حملونقل جنوب و خط آهن ایران به روسیه، با حمایت روسیه پیش میرود.
🌐https://institutetehran.com/art/199
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9👏1👌1
#تحلیل_کوتاه
🔹پاکستان در ۱۷ ژانویه گذشته ماهواره بومی EO-1 را که طراحی، توسعه و تولید آن توسط سوپارکو (کمیسیون تحقیقات جو فوقانی و فضا) انجام پذیرفته از طریق سکوی پرتاب چین به شکلی موفقیتآمیز به فضا پرتاب کرد. رسانهها ضمن بازتاب این خبر، از آن با عنوان نقطه عطفی در همکاری فضایی پاکستان و چین یاد نمودند. مهمترین ویژگی ماهواره EO-1 مجهز بودن به حسگرهای الکترو-اپتیکالی است که امکان جمعآوری دادههای حیاتی و تصویربرداری از سطح زمین را از طریق بازتاب خورشید یا اشعه فراهم میکنند. سوپارکو تاکید دارد که این ماهواره توانایی پاکستان را برای رصد و مدیریت منابع طبیعی، واکنش به بلایای طبیعی، برنامهریزی شهری و توسعه کشاورزی ارتقا خواهد داد.
🔸در تصویر کلانتر و فارغ از کاربردهای پیشگفته، یکی از مهمترین پیشرانهای پاکستان برای ورود به چنین عرصههایی، رقابت ژئوپلتیک این کشور با هند بوده است. اولین تلاشها در پاکستان برای توسعه علوم و فناوریهای فضایی –از جمله برنامه موشکی- در سال ۱۹۶۱ تحت نظر دکتر عبدالسلام، دانشمند و نوبلیست فیزیک، در سوپارکو (کمیسیون تحقیقات جو فوقانی و فضا) آغاز شد و پاکستانیها اولین موشک تحقیقاتی خود با عنوان رهبر-۱ در سال ۱۹۷۲ آزمایش کردند. تا آن زمان، در آسیا تنها رژیم صهیونیستی و ژاپن از چنین قابلیتی بهرهمند بودند.
🔸اولویت یافتن برنامه هستهای پس از جدایی بنگلادش از پاکستان در سال ۱۹۷۱ و قطع حمایتهای مالی و فنی ایالات متحده در سال ۱۹۷۲ منجر به توقف نسبی برنامه موشکی و فضایی به نفع توسعه صنعت هستهای شد. پس از آن و در ابتدای دهه ۸۰ میلادی سوپارکو با هدف تمرکز بر پرتاب ماهواره از منظر ساختاری احیا گردید و پروژه ماهوارهای بدر-۱ کلید خورد. پرتاب بدر-۱ در سال ۱۹۹۰ توسط چین پس از عدم همکاری آمریکا، یکی از نکات جالب توجه در خصوص این ماهواره است. پاکستان اولین ماهواره ارتباطی خود را نیز با عنوان PAKSAT-1R با همکاری چینیها توسعه داد و در سال ۲۰۱۱ از پایگاه شیچانگ چین به هوا پرتاب کرد.
🔸از آن زمان تاکنون، همکاریهای فضایی چین و پاکستان رو به گسترش بوده است. به عنوان مثال، در سال ۲۰۱۴ پاکستان اولین کشوری بود که از سیستم مکانیابی آمریکایی GPS به سیستم چینی BeiDou نقل مکان نمود. در سال گذشته، اولین مکعبماهواره پاکستانی به عنوان بخشی از ماموریت قمری چین به فضا پرتاب شد. در واقع، مشارکت با چین به عنوان یک قدرت نوظهور فضایی به محور اصلی توسعه و پیشبرد پروژه فضایی پاکستان مطرح است و باتکای همین مشارکت، پاکستان برنامه فضایی ۲۰۴۰ (بعدتر چشمانداز فضایی ۲۰۴۷) خود را با هدف گذاری برای پرتاب ۱۱ ماهواره مختلف در این بازه زمانی طراحی نموده است.
🔸رقابت با هند برای پاکستان و در راس آن، مقامات نظامی در راولپندی جنبه حیثیتی داشته و از همین رو، پاکستان مصمم است در مقابل توانمندی فضایی بومی شده هند، با اسفاده از ظرفیتهای فناورانه چین در حوزه فضایی این شکاف را دستکم نزد افکار عمومی ترمیم نماید. گفتنی است سازمان تحقیقات فضایی هند (ISRO) یکی از قدرتمندترین بازیگران در عرصه فضایی است و سوپارکو بهتنهایی قادر به رقابت با این نهاد پیشگام نیست.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8👏1👌1
#مقاله_تحلیلی
🔹روسایجمهور روسیه و ایران، ولادیمیر پوتین و مسعود پزشکیان، پس از مذاکرات در مسکو، در ۱۷ ژانویه ۲۰۲۵، توافقنامه مشارکت جامع راهبردی دوجانبه را که شامل یک مقدمه و ۴۷ ماده است امضا کردند. این پرسش مطرح است که انعقاد چنین قراردادی چند روز قبل از تحلیف دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده چه معنایی میتواند برای تهران و مسکو به لحاظ ژئوپولیتیکی، اقتصادی و راهبردی داشته باشد؟
🔸اگرچه مقامات ایران و روسیه ارتباط میان زمان انعقاد توافقنامه راهبردی جامع ۲۰ ساله و روی کار آمدن ترامپ را رد کردند، اما به نظر میرسد دو کشور با آگاهی از این موضوع به دنبال تثبیت روابط خود در برابر سیاستهای تقابلی ایالات متحده در آینده هستند.
🔸این توافقنامه به لحاظ نظامی امنیتی به نظر میرسد دارای یک ابهام تاکتیکی است؛ برخلاف توافق جامع روسیه و کره شمالی در سال ۲۰۲۴، این توافق حاوی بندی نیست که اگر یکی از طرفین مورد حمله مسلحانه قرار گیرد طرف مقابل فوراً کمکهای نظامی و غیره را ارائه خواهد کرد. در مقابل در ماده ۳ این توافق، مسکو و تهران مکانیسم کاری متفاوتی را تعیین کردهاند: اگر یکی از طرفین «در معرض تجاوز باشد»، طرف دیگر «نباید هیچ گونه کمک نظامی یا دیگر کمکی به متجاوز که به ادامه تجاوز کمک میکند ارائه کند». در واقع نه مسکو و نه تهران نمیخواهند در ماجراجوییهای نظامی یکدیگر شرکت کنند.
🔸مطابق این توافقنامه هر دو کشور متعهد به مخالفت با تحریمهای غیرقانونی فراسرزمینی، از جمله تحریمهای ثانویه ایالات متحده، و حمایت از یکدیگر در مجامع بینالمللی خواهند بود. بااینحال، با توجه به عضویت روسیه در شورای امنیت و مواضع این کشور در قبال رژیم منع اشاعه هستهای، در صورت بازگرداندن تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل، این بند ممکن است با چالشهایی مواجه شود.
🌐https://institutetehran.com/art/201
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤1👏1👌1
🔵 خزانه ناسیونال: فعالیتهای توسعهای صندوق ثروت ملی در مالزی
#اکوتهران
🔸خزانه ناسیونال یکی از نهادهای اداری و حاکمیتی مالزی است که در فرآیند توسعه اقتصادی این کشور نقشی موثر ایفا نموده است. این صندوق در قالب یک شرکت عمومی در سال ۱۹۹۳ تاسیس گردیده و در واقع مسئولیت اداره بهینه داراییهای دولتی مالزی را عهده دار است. به بیان دیگر، مسئولیتهای تصدی و مدیریت دارایی در ساختار حاکمیتی مالزی به این نهاد منتقل شده تا وزارت اقتصاد منحصرا به نقش تنظیمگری اشتغال داشته باشد. نخست وزیر مالزی ریاست هیئت مدیره این شرکت را بر عهده دارد و سیاستهای کلی و همچنین اعضای هیئت مدیره و مدیران این شرکت را تعیین میکند. دکتر ماهاتیر محمد موسس و اولین رئیس هیئت مدیره در خزانه ناسیونال بود.
🔹این شرکت از ابتدای دهه ۹۰ میلادی تاکنون مدیریت داراییهای بسیاری را بر عهده داشته است و داراییهای تحت مدیریت آن در سال ۲۰۲۴ معادل ۳۶ میلیارد دلار برآورد شده است. علاوه بر اداره سودآور این داراییها، خزانه در مقام یک نهاد حاکمیتی ماموریتهای اجتماعی و توسعهای مختلفی را نیز به انجام رسانده و از همین روست که تحلیلگران از آن به عنوان بازوی سرمایهگذاری راهبردی مالزی یاد کردهاند.
🔹یکی از اولین اقدامات این صندوق، ورود به توافقی مشروط برای فروش هلدینگ بزرگ خودروسازی پروتون و در اختیار گرفتن شرکتهای مخابراتی و فرودگاهی دولت مالزی بود. این صندوق همچنین در اولین سال فعالیت خود، شرکتی مشترک با MEMC آمریکا برای تولید قطعات سیلیکونی تاسیس نمود. سرمایهگذاری در توسعه پوتراجایا، پایتخت تازه مالزی در مجاورت کوالالامپور نیز از جمله اولین اقدامات خزانه است. این صندوق از سال ۲۰۰۵ به سرمایهگذاری در خارج از مالزی نیز اقدام نمود و فعالیتهایی را در اندونزی، عربستان، چین و هند ترتیب داد. براساس آخرین گزارش رویترز، حدود ۴۱ درصد از داراییهای خزانه ناسیونال در خارج مالزی است و از این مقدار، حدود ۱۵.۵ درصد به آمریکای شمالی منحصر است.
🔹خزانه اکنون بزرگترین سهامدار بانک CIMB دومین بانک بزرگ مالزی و یکی از مطرحترین نهادهای مالی در حوزه آسهآن است. این بانک یکی از پیشگامان بانکداری اسلامی در جهان است و داراییهای آن در پایان سال ۲۰۲۳ میلادی حدود ۱۶۰ میلیارد دلار برآورد شده است. علاوه بر فعالیت در حوزه بانکداری اسلامی، خزانه ناسیونال و بانک سرمایهگذاری CIMB از پیشتازان عرضه صکوک به شمار میروند. از این الگوی اسلامی تامین مالی، اولین بار در سال ۲۰۰۶ برای تامین مالی شرکت تلکام مالزی (TM) توسط خزانه به کار گرفته شد و پس از آن در موارد متعددی از جمله تامین مالی پروژههای زیرساختی و مشارکتهای فراسرزمینی از این ابزار استفاده شده است.
🔹 این صندوق مالک گروه UEM است که در پروژههای زیرساختی همچون بزرگراه شمال-جنوب، پل دوم پنانگ و سیستم حمل و نقل ریلی شهری نقشآفرینی نموده است. پیش از شیوع ویروس کرونا، مالزی از مجموع ۹۰ تا ۱۰۰ میلیارد دلار صکوک منتشره در جهان، سهمی ۴۱ درصدی داشت. در حوزه بهداشت، خزانه از سال ۲۰۰۶ تاکنون در IHH به عنوان یکی از وسیعترین ارائه دهندگان خدمات خصوصی درمان در آسیا سرمایهگذاری نموده که علاوه بر مالزی در سنگاپور، هند و ترکیه نیز فعال است. IHH یکی از ارکان مهم در جذب گردشگر سلامت به مالزی به شمار میرود.
🔹همچنان که اشاره شد، خزانه در ورود صنایع فناورانه به مالزی نقش پررنگی داشته است و در حال حاضر در استارتاپهای خارجی مانند علیبابا و پالانتیر نیز سهم دارد. علاوه بر سرمایهگذاری مستقیم در صنایع فناورانه، خزانه دست به طراحی ابتکاراتی برای حمایت از تحقیق و توسعه و گسترش صنایع های تک زده است که ارزش مجموع آنها به بیش از یک میلیارد دلار میرسد. بنیاد «یایاسان حسنه» از زیرمجموعههای این نهاد است که تاکنون میلیونها دلار سرمایه به خدمات اجتماعی تزریق نموده است. این شرکت یکی از محلهای اصلی تامین مالی برنامههای توسعه انرژی سبز است و از سال ۲۰۲۱ بدین سو متعهد به سرمایهگذاری ۱.۱ میلیارد دلاری در این حوزه شده است.
✅ بررسیها نشان میدهد که الگوی خزانه ناسیونال و الگوی مشابه آن در سنگاپور، نمونه موفقی از اهرمسازی راهبردی و توسعهای از داراییهای دولت و اداره بهینه آنها بهشمار میروند. چرا که این الگو از یکسو بر حفظ ثروت ملی تاکید دارد و داراییهای دولت را با عجله به حراج نمیگذارد و از سوی دیگر، با تفکیک میان متصدی و تنظیمگر، استقلالی نسبی برای نهاد ادارهکننده داراییهای دولت فراهم میسازد.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/202
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
#اکوتهران
🔸خزانه ناسیونال یکی از نهادهای اداری و حاکمیتی مالزی است که در فرآیند توسعه اقتصادی این کشور نقشی موثر ایفا نموده است. این صندوق در قالب یک شرکت عمومی در سال ۱۹۹۳ تاسیس گردیده و در واقع مسئولیت اداره بهینه داراییهای دولتی مالزی را عهده دار است. به بیان دیگر، مسئولیتهای تصدی و مدیریت دارایی در ساختار حاکمیتی مالزی به این نهاد منتقل شده تا وزارت اقتصاد منحصرا به نقش تنظیمگری اشتغال داشته باشد. نخست وزیر مالزی ریاست هیئت مدیره این شرکت را بر عهده دارد و سیاستهای کلی و همچنین اعضای هیئت مدیره و مدیران این شرکت را تعیین میکند. دکتر ماهاتیر محمد موسس و اولین رئیس هیئت مدیره در خزانه ناسیونال بود.
🔹این شرکت از ابتدای دهه ۹۰ میلادی تاکنون مدیریت داراییهای بسیاری را بر عهده داشته است و داراییهای تحت مدیریت آن در سال ۲۰۲۴ معادل ۳۶ میلیارد دلار برآورد شده است. علاوه بر اداره سودآور این داراییها، خزانه در مقام یک نهاد حاکمیتی ماموریتهای اجتماعی و توسعهای مختلفی را نیز به انجام رسانده و از همین روست که تحلیلگران از آن به عنوان بازوی سرمایهگذاری راهبردی مالزی یاد کردهاند.
🔹یکی از اولین اقدامات این صندوق، ورود به توافقی مشروط برای فروش هلدینگ بزرگ خودروسازی پروتون و در اختیار گرفتن شرکتهای مخابراتی و فرودگاهی دولت مالزی بود. این صندوق همچنین در اولین سال فعالیت خود، شرکتی مشترک با MEMC آمریکا برای تولید قطعات سیلیکونی تاسیس نمود. سرمایهگذاری در توسعه پوتراجایا، پایتخت تازه مالزی در مجاورت کوالالامپور نیز از جمله اولین اقدامات خزانه است. این صندوق از سال ۲۰۰۵ به سرمایهگذاری در خارج از مالزی نیز اقدام نمود و فعالیتهایی را در اندونزی، عربستان، چین و هند ترتیب داد. براساس آخرین گزارش رویترز، حدود ۴۱ درصد از داراییهای خزانه ناسیونال در خارج مالزی است و از این مقدار، حدود ۱۵.۵ درصد به آمریکای شمالی منحصر است.
🔹خزانه اکنون بزرگترین سهامدار بانک CIMB دومین بانک بزرگ مالزی و یکی از مطرحترین نهادهای مالی در حوزه آسهآن است. این بانک یکی از پیشگامان بانکداری اسلامی در جهان است و داراییهای آن در پایان سال ۲۰۲۳ میلادی حدود ۱۶۰ میلیارد دلار برآورد شده است. علاوه بر فعالیت در حوزه بانکداری اسلامی، خزانه ناسیونال و بانک سرمایهگذاری CIMB از پیشتازان عرضه صکوک به شمار میروند. از این الگوی اسلامی تامین مالی، اولین بار در سال ۲۰۰۶ برای تامین مالی شرکت تلکام مالزی (TM) توسط خزانه به کار گرفته شد و پس از آن در موارد متعددی از جمله تامین مالی پروژههای زیرساختی و مشارکتهای فراسرزمینی از این ابزار استفاده شده است.
🔹 این صندوق مالک گروه UEM است که در پروژههای زیرساختی همچون بزرگراه شمال-جنوب، پل دوم پنانگ و سیستم حمل و نقل ریلی شهری نقشآفرینی نموده است. پیش از شیوع ویروس کرونا، مالزی از مجموع ۹۰ تا ۱۰۰ میلیارد دلار صکوک منتشره در جهان، سهمی ۴۱ درصدی داشت. در حوزه بهداشت، خزانه از سال ۲۰۰۶ تاکنون در IHH به عنوان یکی از وسیعترین ارائه دهندگان خدمات خصوصی درمان در آسیا سرمایهگذاری نموده که علاوه بر مالزی در سنگاپور، هند و ترکیه نیز فعال است. IHH یکی از ارکان مهم در جذب گردشگر سلامت به مالزی به شمار میرود.
🔹همچنان که اشاره شد، خزانه در ورود صنایع فناورانه به مالزی نقش پررنگی داشته است و در حال حاضر در استارتاپهای خارجی مانند علیبابا و پالانتیر نیز سهم دارد. علاوه بر سرمایهگذاری مستقیم در صنایع فناورانه، خزانه دست به طراحی ابتکاراتی برای حمایت از تحقیق و توسعه و گسترش صنایع های تک زده است که ارزش مجموع آنها به بیش از یک میلیارد دلار میرسد. بنیاد «یایاسان حسنه» از زیرمجموعههای این نهاد است که تاکنون میلیونها دلار سرمایه به خدمات اجتماعی تزریق نموده است. این شرکت یکی از محلهای اصلی تامین مالی برنامههای توسعه انرژی سبز است و از سال ۲۰۲۱ بدین سو متعهد به سرمایهگذاری ۱.۱ میلیارد دلاری در این حوزه شده است.
🌐https://institutetehran.com/art/202
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌4👍3👏1
#تحلیل_کوتاه
🔹روابط نزدیک پاکستان و آذربایجان علیرغم اینکه ریشه دیرینه دارد، در سالهای اخیر و بالاخص پس از جنگ دوم قرهباغ بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. چرا که پاکستان به شکل آشکاری از تلاش آذربایجان برای بازپسگیری قرهباغ دفاع کرد و مستشاران نظامی اسلامآباد در آن چهل و چهار روز، در آذربایجان حاضر بودند. در این تحلیل کوتاه تلاش میکنیم به زمینهها و اهداف اصلی این نزدیکی بپردازیم.
💢زمینهها
🔸به طور تاریخی، پیشتیبانی سیاسی و حمایت از یکدیگر در عرصه بینالمللی یکی از کلیدیترین عناصر در ارتباط متقابل پاکستان و جمهوری آذربایجان بوده است و مشابهتسازی در روایت از کشمیر و قرهباغ را باید یکی از عوامل ادراکی این نزدیکی دانست؛ چرا که هر دو کشور مناقشهای وسیع و جدی با همسایه خود بر سر قلمرو دارند. پاکستان در خصوص مسئله قرهباغ پا را از همراهی فراتر گذاشته و وجود کشور ارمنستان را به رسمیت نشناخته است. قطعنامه ۸۲۲ شورای امنیت سازمان ملل در جریان جنگ اول قرهباغ در سال ۱۹۹۳ با حمایت و پیشتیبانی همزمان پاکستان و ترکیه به عنوان اعضای غیردائم شورای امنیت طرح و تصویب شد.
🔸این تعاملات، بستری تاریخی برای همکاریهای نزدیکتر در سالهای اخیر فراهم کرده است و تحولات منطقهای به آن ضرورت و اهمیت دوچندان بخشیده است. همگام با رشد فزاینده هند در عرصه اقتصادی و تحکیم پیوندهای این کشور با ایالات متحده، موقعیت منطقهای پاکستان در حال تضعیف بود. پاکستان زمانی مهمترین شریک ایالات متحده در جنوب آسیا بود و اکنون، به جای شریک، مهرهای در رقابت چین و ایالات متحده به نظر میرسد. از طرف دیگر پیوند هند و کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس بیش از پیش تقویت شده و همین موضوع، پاکستان را در خلیج فارس نیز به حاشیه رانده است.
💢اهداف
🔸در چنین بستری، پاکستان ضروری میپندارد که در رقابت ژئوپولتیک با هند، حلقه نزدیکان و شرکای خود را در سمت دیگر منطقه، یعنی قفقاز و آناتولی، گسترش دهد. از همین رو نزدیکی پاکستان به جمهوری آذربایجان را باید در قالب پیوندی وسیعتر با مشارکت ترکیه تحلیل کرد که با اشاره به رزمایش نظامی مشترک سه کشور در سال ۲۰۲۱ در باکو «اتحاد سه برادر» خوانده میشود. سه کشور از سال ۲۰۱۷ نشستهای سالانه سه جانبهای را بنیانگذاری کردند که آخرین دور آن در حاشیه اجلاس شانگهای و در آستانه در ۲۰۲۴ برگزار شد و جنبه نظامی آن بسیار پررنگ است.
🔸صنایع نظامی پاکستان یکی از معدود صنایع پیشرو با قابلیت صادراتی در این کشور به شمار میروند و ساخت قدرت در پاکستان نیز تجارت تسلیحات را شکلی مطلوب از توسعه پیوندهای ژئواکونومیک ادراک میکند. از ابتدای سال ۲۰۲۴، آذربایجان ذیل یک قرارداد به ارزش ۱.۶ میلیارد دلار اولین گروه از جنگندههای پاکستانی JF-۱۷ را دریافت نموده است. بدین ترتیب، آذربایجان مبدل به بزرگترین خریدار جنگندههای پاکستانی گشته و از نیجریه و میانمار پیشی گرفته است.
🔸در واقع، پاکستان از تمایل جمهوری آذربایجان به کاهش وابستگی به روسیه در حوزه نظامی و تنوعبخشی به مبادی واردات تسلیحات بهرهبرداری اقتصادی میکند.علاوه بر همکاریهای نظامی، پاکستان به آذربایجان بهعنوان منبعی برای تأمین انرژی و جذب سرمایهگذاری توجه دارد. اخیراً توافقی میان دو کشور به امضا رسیده است که هدف آن رساندن حجم سرمایهگذاری دوجانبه به دو میلیارد دلار میباشد.
🔸به باور بسیاری آذربایجان از این طریق در تلاش است تا با حمایت از پاکستان و ترکیه، وزنه متعادلتری در برابر تهدیدات احتمالی منطقهای بهویژه از سوی ارمنستان و ایران ایجاد کند. همچنین، گسترش این همکاریها میتواند راه را برای تبادل فناوری و دانش نظامی میان سه کشور هموار سازد.
🔸باید توجه داشت که آذربایجان نمیتواند برای تسلیحات سراغ ایالات متحده و فرانسه برود؛ چرا که ایالات متحده سالها قبل و در خلال جنگ اول قرهباغ، با تصویب بخش ۹۰۷ قانون حمایت از آزادی کمک نظامی به آذربایجان را ممنوع ساخت. پس از یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ و آغاز جنگ آمریکا علیه ترور، رئیسجمهور آمریکا اجرای این تحریمها را معلق نمود اما کماکان، شمشیر داموکلس تحریم بالای سر جمهوری آذربایجان نگاه داشته شده است و پس از بازپسگیری قرهباغ در قالب قانون مراقبت از ارمنیها ۲۰۲۳ به مدت دو سال مجدد فعال گردید. فرانسه نیز رابطه بسیار نزدیکی با ارمنستان دارد.
🌐https://institutetehran.com/art/203
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6❤2👏1👌1
◾️فارن افرز
📝جاناتان کرشنر
#روندهای_استراتژیک
🔸برخی ناظران بین المللی بر این باورند که دولت دوم ترامپ میتواند به احیای سنت واقعگرایی در سیاست خارجی آمریکا کمک کند. برای نمونه، رابرت اوبرایان، مشاور امنیت ملی در دولت اول ترامپ، از بازگشت واقع گرایی با طعم جکسونیم (ارتش قوی، بدبینی به نهادهای بین المللی، عدم تعهد به گسترش دموکراسی و تجارت ازاد، مداخله گرایی نظامی در صورت لزوم و بروز تهدید جدی برای منافع ملی و...) یاد کرده است. اما این دیدگاه نادرست است، زیرا رویکرد ترامپ به سیاست خارجی و اهدافی که در این حوزه ترسیم نموده، قرابت چندانی با نظریه واقع گرایی ندارد.
🔹در نظریه واقعگرایی مفروضاتی چون فقدان اقتدار مرکزی در عرصه بین المللی، عدم قطعیت کشورها نسبت به تواناییها و تهدیدات رقبا، بی اعتمادی به یکدیگر و تلاش مستمر کشورها برای دستیابی به دستاوردهای نسبی مطرح شده است.
🔹اما رویکرد «نخست آمریکا» ترامپ بر اساس اصول واقعگرایی تنظیم نشده و سیاست های وی در مواجهه با مسائل حادی چون رقابت با چین، جنگ اوکراین و همینطور بحران خاورمیانه با اصول واقعگرایانه منطبق نیست.
🔹در رقابت با چین، تهدید اصلی نه نظامی، بلکه تسلط سیاسی پکن بر آسیای شرقی است. ایالات متحده باید با کشورهای کلیدی و متحدان در این منطقه و سایر مناطق برای کنترل چین همکاری کند، اما ترامپ ائتلافها را با منطق هزینه و فایده صرف و براساس بار مالی میسنجد که ممکن است به بیاعتمادی کشورها به ویژه متحدان اسیایی نسبت به آمریکا منجر شود.
🔹واقع گرایان بر این باورند که کشورها باید در مقابل جنگ های تهاجمی و بر هم زننده نظم جهانی و منطقه ای ایستادگی نمایند اما تمایل ترامپ برای پایان دادن به جنگ اوکراین انهم به هر شکلی حتی در ازای امتیاز دادن به روس ها، گرچه ممکن است برای برخی نشانه احتیاط و خویشتن داری باشد اما در حقیقت بی اعتمادی متحدان اروپایی را در پی دارد و انگیزه های تهاجمی پوتین برای توسعه قدرت را ترغیب خواهد کرد و به هیچ وجه واقع گرایانه نیست.
🔹زمان ارزیابی مجدد به راهبرد امریکا در خاورمیانه و ارایه تضمینهای امنیتی همه جانبه به اسراییل فرا رسیده است. حمایت بیقید و شرط از اسرائیل منافع ملی آمریکا را تأمین نخواهد کرد. با وجود این، ترامپ به ادامه حمایت از نتانیاهو و تعهدات نظامی آمریکا در خلیج فارس ادامه میدهد و سختگیری غیرمعقولی نسبت به ایران دارد، در حالی که امریکا اکنون به بزرگترین صادرکننده انرژی در جهان بدل شده است. یک رویکرد واقع گرایانه به ترامپ توصیه می کند که این کشور به وعده های دفاع همه جانبه از اسراییل پایان داده و از تهدید مداوم به نابودسازی تاسیسات هسته ای ایران دست بکشد و مواجهه با تهدید چین را در اولویت قرار دهد.
🔹واقعگرایی در سیاست خارجی معمولاً به قاطعیت در بهره گیری از همه ابزارها در راستای منافع تاکید دارد اما این به معنای لفاظیهای توخالی نیست. ترامپ با ادعاهای جنجالی و تهدیدات غیرمعمول، روابط نزدیک آمریکا با همسایگانش را تضعیف میکند. همچنین، او در رابطه با نقش دلار به عنوان ارز جهانی اظهارات نادرستی مطرح می نماید و تلاش میکند کشورها را به استفاده از دلار مجبور کند، در حالی که نهایتا این دولت ها هستند که نسبت به ارز جهانی برای تعاملات بین المللی خود تصمیم می گیرند و اعمال فشار و لفاظی ها صرفا اعتماد دولت ها به دلار را مخدوش می سازد.
🔹واقعگرایان بر این باورند که کشورها به حفظ استقلال سیاسی و منافع خود اهمیت میدهند و رفتارهای تهاجمی تنها حس دشمنی در دیگر کشورها را تحریک میکند. سیاست «اول آمریکا» و حمایتگرایی وی به نظم سیاسی و اقتصاد جهانی آسیب میزند.
🔹در نهایت، واقعگرایان بر این باورند که همراهی با دوستان و قاطعیت با دشمنان (با پذیرش فرض شکننده بودن هرگونه دوستی و دشمنی در عرصه بین المللی) برای امنیت ملی ضروری است. در این راستا، رویکرد «نخست آمریکا» که توسط ترامپ مطرح شده، تنها بر منافع کوتاهمدت و خودخواهانه تاکید دارد و منافع ملی را در کلیتش نمی نگرد.
🌐https://institutetehran.com/art/204
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5❤3👎2👏2