اندیشکده تهران | Tehran Institute – Telegram
اندیشکده تهران | Tehran Institute
9.9K subscribers
10.3K photos
545 videos
355 files
12.6K links
اندیشکده تهران

در تهران پیرامون سیاست و اقتصاد و جامعه گفت‌وگو می‌کنیم.

ارتباط با ما:
@InstituteTehranAdmin

آدرس سایت اندیشکده تهران:
https://institutetehran.com
Download Telegram
🌐ایده «اسرائیل بزرگ»؛ جزئیات، جایگاه و چشم‌انداز

#مقاله_تحلیلی
#تحولات_منطقه

📝محمدرضا مرادی

🔹رویای «اسرائیل بزرگ» به‌عنوان یک آرمان تاریخی و سیاسی از ادعاهای دینی مبتنی بر متون توراتی تا جاه‌طلبی‌های ژئوپلیتیکی مدرن در قلب گفتمان سیاسی اسرائیل و تنش‌های منطقه‌ای قرار داشته است. اظهارات اخیر بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل که با صراحت از پیوند عمیق خود با این آرمان سخن گفت، بار دیگر این ایده را به کانون توجهات منطقه‌ای و جهانی بازگرداند.

💢ریشه‌ها

🔸صهیونیست ها مدعی هستند که این ایده ریشه در متون توراتی دارد، به‌ویژه «سفر پیدایش» که در آن خداوند به حضرت ابراهیم (ع) وعده سرزمینی وسیع از نهر مصر تا فرات را می‌دهد.

🔸در اواخر قرن نوزدهم تئودور هرتزل بنیان‌گذار جنبش صهیونیست، این مفهوم را در چارچوبی مدرن بازتعریف کرد. او در کنفرانس بازل (۱۸۹۷) تأسیس یک دولت یهودی را پیشنهاد کرد که می‌توانست فراتر از فلسطین، مناطق استراتژیک خاورمیانه را در بر گیرد.
🔸جریان صهیونیسم تجدیدنظرطلب به رهبری زیو ژابوتینسکی یکی از رهبران جنبش صهیونیسم و پدر معنوی حزب لیکود، این آرمان را با شعار «هر دو ساحل اردن از آن ماست» تقویت کرد.

🔸طرح یینون در ۱۹۸۲ با پیشنهاد تجزیه کشورهای عربی به دولت‌های کوچک‌تر بر اساس خطوط قومی و مذهبی، این آرمان را به یک استراتژی ژئوپلیتیکی تبدیل کرد.

💢محدوده سرزمینی

🔸این طرح در گسترده‌ترین تفسیر خود، سرزمینی از نیل تا فرات را شامل می‌شود که کشورهای متعددی را در بر می‌گیرد. طبق گزارش‌های موجود، این طرح ادعای اشغال کامل فلسطین تاریخی، اردن و لبنان را دارد. همچنین حدود ۷۵درصد از خاک سوریه ، ۴۵درصد از عراق، ۴۰درصد از عربستان و ۳۰درصد از مصر و بخش هایی از کویت را هدف قرار داده است. برخی تفاسیر افراطی‌تر حتی بخش‌هایی از ترکیه و سودان را نیز شامل می‌شوند.

💢اقدامات اسرائیل در راستای اجرای ایده

🔸اسرائیل از طریق مجموعه‌ای از اقدامات نظامی، سیاسی و اقتصادی به دنبال تحقق این ایده بوده که شامل موارد زیر است:

اشغال سرزمین‌ها و الحاق یک‌جانبه: جنگ ۱۹۶۷ نقطه آغاز گسترش سرزمینی اسرائیل بود. بیت‌المقدس شرقی و بلندی‌های جولان با قوانین یک‌جانبه‌ای به‌طور رسمی به اسرائیل ملحق شدند و کرانه باختری بدون اعلام رسمی الحاق اما با کنترل عملی از طریق شهرک‌سازی تحت اشغال مستقیم باقی ماند.

عملیات نظامی و ایجاد مناطق حائل: جنگ غزه و عملیات نظامی در جنوب لبنان و سوریه با هدف تضعیف گروه‌های مقاومت و ایجاد مناطق حائل را می‌توان در همین چارچوب تلقی کرد.

ائتلاف‌های استراتژیک: همکاری با گروه‌های اقلیت مانند کردها و دروزی‌ها از جمله حمایت از نیروهای دموکراتیک سوریه، برای ایجاد کمربند امنیتی در شرق فرات و گسترش نفوذ اسرائیل دنبال می‌شود.

💢جایگاه در استراتژی‌های کلان اسرائیل


🔸ایده «اسرائیل بزرگ» در استراتژی‌های کلان اسرائیل جایگاهی محوری دارد و ترکیبی از باورهای ایدئولوژیک و محاسبات عمل‌گرایانه را در بر می‌گیرد. اسرائیل از این طریق به دنبال مشروعیت‌بخشی دینی و سیاسی خود در داخل و همچنین تضعیف رقبای منطقه‌ای از طریق استراتژی «تفرقه بینداز و حکومت کن» است.

💢چشم‌انداز ایده اسرائیل بزرگ

🔸حامیان «اسرائیل بزرگ» معتقدند برتری نظامی اسرائیل و حمایت غرب به‌ویژه به رسمیت شناختن جولان و بیت‌المقدس توسط آمریکا این پروژه را تقویت کرده است. اقدامات عملی مانند شهرک‌سازی گسترده، تصمیم کنست در ژوئیه ۲۰۲۵ برای الحاق کرانه باختری، نشانه‌هایی از پیشرفت این ایده هستند. ضعف دولت‌های عربی پس از تحولات منطقه‌ای نیز فضایی برای نفوذ بیشتر اسرائیل فراهم کرده است. همچنین حمایت دیپلماتیک و نظامی غرب به‌ویژه از سوی آمریکا، به اسرائیل امکان داده تا سیاست‌های توسعه‌طلبانه خود را با هزینه کمتری پیش ببرد.

🔸با وجود این، پروژه «اسرائیل بزرگ» با موانع متعددی مواجه است که تحقق کامل آن را به چالشی پیچیده تبدیل می‌کند. ناتوانی اسرائیل در حفظ کنترل بر سینا (۱۹۷۹) و جنوب لبنان (۲۰۰۰) نشان‌دهنده محدودیت‌های نظامی و سیاسی این رژیم در حفظ سرزمین‌های اشغالی است. این موضوع به جنبش‌هایی مانند تحریم، سلب سرمایه‌گذاری و تحریم‌ها (BDS) فرصت داده تا اسرائیل را به‌عنوان یک رژیم آپارتاید معرفی کنند. از سوی دیگر اظهارات نتانیاهو موجی از محکومیت‌های عربی و اسلامی را برانگیخت.

💢نتیجه‌

ایده «اسرائیل بزرگ» از یک وعده دینی به یک استراتژی ژئوپلیتیکی تبدیل شده که با ابزارهای نظامی، سیاسی، و اقتصادی پیش می‌رود. اظهارات نتانیاهو نشان‌دهنده بازگشت این ایده به گفتمان رسمی اسرائیل است اما تحقق آن با موانع متعددی مواجه است.


🔗برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید!🔗

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/571
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍61
♦️چطور آتش‌بس می‌تواند امنیت اوکراین و ناتو را تقویت کند؟
◼️شورای روابط خارجی
📝پاول استارز

#تهران_ریویو
#روسیه
#اوکراین

🔹تلاش‌های ترامپ برای پایان سریع جنگ اوکراین تاکنون به نتیجه نرسیده و حتی نشست اخیر او با ولادیمیر پوتین در اوت ۲۰۲۵ نیز نشان داد که فاصله مواضع دو طرف آن‌قدر عمیق است که تحقق آتش‌بس یا صلح پایدار در کوتاه‌مدت دور از انتظار به نظر می‌رسد. با این حال، تعویق در برنامه‌ریزی برای آتش‌بس اقدامی نادرست است؛ چرا که از یک‌سو ممکن است شرایط به‌طور ناگهانی برای صلح فراهم شود و از سوی دیگر، طراحی دقیق و هوشمندانه می‌تواند نگرانی‌های امنیتی هر دو طرف را کاهش دهد. برای اوکراین، اصلی‌ترین دغدغه در هر توافق خطر تهاجم دوباره روسیه است. ازاین‌رو، ضروری است توجه ویژه‌ای به این پرسش شود که یک آتش‌بس چگونه می‌تواند توان بازدارندگی اوکراین را در برابر تجاوزات احتمالی آینده روسیه تقویت کند.


💢عناصر مطلوب یک آتش‌بس

🔸آتش‌بس در اوکراین نباید صرفاً توقف موقت جنگ باشد، بلکه باید پایه‌ای برای توافق صلح پایدار شود؛ هرچند در کوتاه‌مدت رسیدن به معاهده جامع دشوار است، اما می‌توان ترتیبات موقتی ایجاد کرد که ضمن کاهش احتمال درگیری مجدد، به موضوعاتی مانند رفت‌وآمد غیرنظامیان نیز بپردازد. در این میان، نگرانی اصلی اوکراین این است که روسیه با توجه به پافشاری‌اش بر بی‌طرفی و غیرنظامی‌سازی اوکراین و جلوگیری از عضویتش در ناتو، از آتش‌بس برای تجدید قوا و تداوم حملات استفاده کند.

🔸پر کردن شکاف میان این مواضع کار آسانی نخواهد بود، اما چارچوب‌هایی برای یک آتش‌بس مورد قبول دو طرف وجود دارد. بر اساس این چارچوب‌ها، اوکراین کنترل بالفعل (اما نه رسمی) روسیه بر مناطق اشغالی کنونی را می‌پذیرد و از عضویت آینده در ناتو صرف‌نظر می‌کند؛ در مقابل، روسیه حق اوکراین برای دفاع از خود و در صورت امکان، حضور ناظران بین‌المللی آتش‌بس را قبول می‌کند.

💢بازدارندگی در برابر تجاوز دوباره

🔸با این حال، این شرایط بدون تضمین امنیتی به اوکراین از سوی ناتو همچنان خطر حمله روسیه به اوکراین را رفع نمی‌کند. در نتیجه هر آتش‌بس یا توافق صلح احتمالی باید به‌گونه‌ای طراحی شود که هزینه بازگشت دوباره روسیه به تجاوز آن‌قدر سنگین باشد که عملاً غیرقابل تحمل شود. در ادامه ترکیبی از اقداماتی که می‌تواند منجر به چنین نتیجه‌ای شود ذکر می‌شود:

🔸برای بازدارندگی مؤثر، باید هزینه سیاسی، اقتصادی و نظامی نقض توافق آتش‌بس یا صلح برای روسیه به‌قدری بالا برود که مسکو از این کار منصرف شود؛ از نظر سیاسی، جلب مشارکت قدرت‌هایی مانند چین و هند به‌عنوان ضامن و حتی نیروی نظارتی بین‌المللی می‌تواند انزوای روسیه را پرهزینه‌تر کند؛ از نظر اقتصادی، هرگونه تخفیف در تحریم‌ها باید مشروط به پایبندی کامل مسکو باشد و سازوکار بازگشت سریع تحریم‌ها همانند توافق هسته‌ای ایران پیش‌بینی شود؛ و از نظر نظامی، توافق باید به‌گونه‌ای طراحی شود که مانع تجمیع قدرت تهاجمی روسیه شود و در عین حال توان دفاعی اوکراین را تقویت کند تا احتمال حمله مجدد برای مسکو بسیار پرهزینه باشد.

🔸برای تضمین کارآمدی یک آتش‌بس، دو راهبرد پیشنهاد می‌شود: نخست، محدودسازی اقدامات تهاجمی با محدود کردن توانایی هر یک از طرفین برای تجمیع نیروها به‌گونه‌ای پنهانی است. دوم، تقویت توان دفاعی اوکراین از طریق اجازه ساخت استحکامات، موانع و میادین مین، بدون محدود کردن آزادی عمل است. با اینکه محور اصلی آن‌ها رفع نگرانی‌های امنیتی اوکراین است، اما روسیه نیز متقابلاً خواستار تضمین‌هایی خواهد شد تا اوکراین نتواند آتش‌بس را نقض کند. در نتیجه همین مفاد باید جوری به سرانجام برسد که توانایی اوکراین برای اقدام تهاجمی و نقض آتش‌بس را بسیار محدود کند.

ایالات متحده و شرکای اوکراین باید با تمام توان از اوکراین در مذاکرات آتی برای آتش‌بس یا پایان پایدار جنگ حمایت کنند، حمایتی که نیازمند دیپلماسی خلاقانه برای تضمین آینده این کشور است؛ هرچند چشم‌انداز این مذاکرات در حال حاضر ضعیف به نظر می‌رسد، اما برنامه‌ریزی زودهنگام، به‌ویژه برای گنجاندن مفادی در توافق که امنیت بلندمدت اوکراین را تضمین کند، ضروری است. بر این اساس باید یک گروه کاری میان‌سازمانی در آمریکا و یک گروه کاری مکمل در ناتو تشکیل شود که نمایندگان اوکراین نیز در آن مشارکت داشته باشند؛ این گروه‌ها ضمن تمرکز بر آمادگی اوکراین برای مذاکرات آتی، باید در نظر داشته باشند که ایجاد یک خط کنترل پایدار در اوکراین می‌تواند الگویی سودمند برای مدیریت مرز طولانی ناتو و روسیه برای کاهش خطر درگیری باشد.


اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/572
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍42👎2
🌐دیپلماسی در بن‌بست؛ ایران و اروپا پس از مکانیسم ماشه

#تحلیل_کوتاه
#مذاکرات_هسته‌ای

🔹چندی پیش تروئیکای اروپایی با ارسال نامه‌ای در چارچوب برجام اعلام کردند که در صورت شکست روند دیپلماسی هسته‌ای، امکان رجوع به «مکانیسم ماشه» را مدنظر دارند. این سازوکار به‌عنوان بخش کلیدی برجام طراحی شد تا در صورت تشخیص نقض تعهدات، زمینه بازگشت تحریم‌های بین‌المللی ذیل شورای امنیت سازمان ملل را فراهم کند. در صورت فعال‌شدن این مکانیسم، فصل تازه‌ای از تشدید تنش و افزایش عدم‌قطعیت در روابط ایران و اروپا آغاز می‌شود. در ادامه، آثار آن از منظر روابط امنیتی، اقتصادی و سیاسی بررسی می‌گردد.

💢از دست دادن اهرم یا پایان روابط؟

🔸تروئیکای اروپایی در صورت فعال‌سازی مکانیسم ماشه، عملاً روابط خود با ایران را به سطحی از قطع یا کاهش جدی تعاملات اقتصادی و سیاسی تنزل خواهند داد و زمینه لازم برای تشدید تنش و حتی احتمال خروج تهران از معاهده NPT را فراهم می‌کنند. در مقابل، اگر اروپا از این اقدام خودداری کرده و اجازه دهد مهلت فعال‌سازی به پایان برسد، یکی از مهم‌ترین ابزارهای فشار و اهرم‌های چانه‌زنی خود را از دست خواهد داد و دیگر نفوذ پیشین در مذاکرات را نخواهد داشت.
با وجود اینکه اروپا به دنبال تمدید موقت مهلت ماشه است تا بتواند در این میان به راه حل دیپلماتیکی با ایران دست پیدا کند اما این مسئله همچنان دو راهی ذکر شده را حل نمی‌کند. در واقع، اروپا در برابر انتخابی سرنوشت‌ساز قرار دارد که شامل حفظ اهرم فشار برای مذاکرات آینده یا پرهیز از تشدید تنش و فروپاشی کامل روابط با ایران است. این تصمیم مسیر آینده تعاملات ایران و اروپا را به‌طور بنیادین تحت تأثیر قرار خواهد داد.

💢پیامدهای امنیتی؛ تجدیدنظر در سیاست‌های دفاعی


🔸از جمله پیامدهای امنیتی فعال‌سازی مکانیسم ماشه، تشدید ادراک تهدید متقابل و کاهش فضای دیپلماتیک برای حل و فصل امور دوطرفه است. چنین شرایطی می‌تواند تهران را به تجدیدنظر در سیاست‌های دفاعی خود، از جمله ارتقای برد موشک‌ها و گسترش همکاری‌های امنیتی و نظامی با روسیه و چین سوق دهد. ایران که تاکنون بنا بر ملاحظات مختلف از افزایش قابل‌توجه برد موشک‌هایش خودداری کرده بود، ممکن است در واکنش به این اقدام، برنامه تولید موشک‌هایی با برد حدود پنج هزار کیلومتر با قابلیت هدف‌گیری شهرهایی چون پاریس و برلین را در دستور کار قرار دهد و حتی گزینه انتقال تعدادی از موشک‌های بالستیک آفندی به روسیه را به‌عنوان اهرمی برای تحت فشار قرار دادن اروپایی‌ها مورد بررسی قرار دهد.

💢پیامدهای اقتصادی؛کاهش بیشتر تجارت

🔸با فعال‌سازی مکانیسم ماشه، تبادلات مالی میان ایران و اروپا، به‌ویژه در حوزه کالاهای اساسی، با محدودیت‌های شدیدتری مواجه خواهد شد. هرچند این روند تجارت دو طرف را به صفر نمی‌رساند، اما به دلیل غیرمستقیم و پرهزینه‌تر شدن مسیرهای تجاری، کاهش محسوس حجم مبادلات و افزایش هزینه‌ها را به دنبال خواهد داشت. علاوه بر این، محدودیت‌های جدید، جریان گردشگری میان دو طرف را نیز تضعیف می‌کند. از سوی دیگر، سخت‌گیری‌های بانکی و موانع سیاسی موجب خواهد شد بخشی از فرصت جذب و بهره‌گیری از نیروی انسانی متخصص ایرانی از سوی اروپایی‌ها از دست برود و این ظرفیت به سمت سایر مقاصد مهاجرتی سوق داده شود.

💢پیامدهای سیاسی؛ پایان نقش‌آفرینی موثر اروپا

🔸مهم‌ترین پیامد فعال‌سازی مکانیسم ماشه بر روابط سیاسی ایران و اروپا، تضعیف جایگاه اروپا به‌عنوان بازیگری بانفوذ و میانجی‌گر در پرونده هسته‌ای است. در واقع، با توسل به این سازوکار، اروپا عملاً پایان نقش‌آفرینی مؤثر خود در روند هسته‌ای ایران را اعلام می‌کند؛ اقدامی که نه تنها اعتبار دیپلماتیک آن در قبال تهران را کاهش می‌دهد، بلکه جایگاه اروپا در عرصه بین‌الملل و به‌ویژه خاورمیانه به‌عنوان میانجی بی‌طرف را نیز به‌شدت تضعیف خواهد کرد.

💢جمع‌بندی

فعال‌سازی مکانیسم ماشه اقدامی است که نه‌تنها دغدغه‌های هسته‌ای، سیاسی و امنیتی اروپا در قبال ایران را برطرف نخواهد کرد، بلکه برعکس، سطح تنش میان دو طرف را افزایش داده، اقتصاد دو طرف را با فشار و رکود بیشتری مواجه می‌سازد و اعتبار و نفوذ بین‌المللی اروپا را بیش از پیش تضعیف می‌کند. البته شدت این تنش به واکنش‌های متقابل ایران و اروپا بستگی دارد، اما با توجه به تجربه تعاملات دیپلماتیک دو سال اخیر، به نظر می‌رسد که در صورت فعال شدن این مکانیسم هر دو طرف به سمت مرحله جدیدی از تنش پیش خواهند رفت.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/573
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍63👌2
🌐اروپا با مشکل فرانسه روبروست!
◾️فارن پالیسی
📝 ایوان دری

#روندهای_استراتژیک

🔸فرانسه برای شکل‌دهی مجدد اتحادیه اروپا مطابق با منافع و الگوی حکمرانی خود تلاش می کند؛ رویکردی که با عنوان «خودمختاری راهبردی» تبلیغ می‌شود، اما در واقع، پیوندی تنگاتنگ با نیازهای اقتصادی داخلی فرانسه دارد. این سیاست هرچند در ظاهر ایده‌ای برای استقلال اروپا از ایالات متحده به نظر می‌رسد، اما اختلافات عمیق میان کشورهای عضو را افزایش داده و خطر چنددستگی ساختاری را به همراه دارد.

💢رویای دیرینه پاریس: اروپا در قالب فرانسه

🔹 فرانسه از دوران شارل دوگل، مأموریت تاریخی خود را رهایی اروپا از وابستگی به آمریکا تعریف کرده است. امروز امانوئل ماکرون این ایده را با مفهوم «حاکمیت اروپایی» مطرح می‌کند؛ مفهومی که در ظاهر در سطح قاره پذیرفته شده، اما محتوای آن بازتاب مستقیم اولویت‌های سیاست داخلی فرانسه است. این رویکرد، اروپا را به سمت استقلال سیاسی و نظامی از واشنگتن، حمایت شدید از صنایع داخلی، و کنار گذاشتن محدودیت‌های مالی سوق می‌دهد. در این چارچوب، پاریس تلاش می‌کند اتحادیه اروپا را به نسخه‌ای توسعه‌یافته از مدل حکمرانی فرانسوی تبدیل کند که بیشتر بر دولت‌محوری و حمایت‌گرایی متکی است تا بر بازار آزاد و رقابت جهانی.

💢اختلافات بر سر بازآرایی دفاعی

🔹با افزایش بودجه دفاعی کشورهای ناتو به ۵٪ تولید ناخالص داخلی، اغلب دولت‌های اروپایی تمرکز خود را بر تأمین سریع تسلیحات برای مقابله با تهدید روسیه گذاشته‌اند، حتی اگر این تجهیزات از خارج از اتحادیه خریداری شوند. اما فرانسه، این فرصت را راهی برای تقویت صنایع نظامی داخلی خود می‌بیند و تلاش دارد منابع مالی مشترک اتحادیه صرفاً به تولیدکنندگان اروپایی اختصاص یابد.

🔹این سیاست محدودکننده باعث شد کشورهای عضو نتوانند آزادانه از ظرفیت‌های برتر جهانی، از جمله بریتانیا و کره جنوبی، استفاده کنند. در عمل، این رویکرد سرعت تجهیز فوری ارتش‌ها را کاهش داده و کشورهای خط مقدم را در برابر تهدیدات فوری آسیب‌پذیرتر کرده است.

💢پیوند اهداف دفاعی با بحران ساختاری اقتصاد فرانسه

🔹فرانسه با بدهی عمومی رو به رشدی مواجه است که طبق برآوردها تا ۲۰۲۶ به ۱۱۸٪ تولید ناخالص داخلی خواهد رسید و حتی از یونان بحران‌زده پیشی خواهد گرفت. با توجه به سنگین‌ترین بار مالیاتی در اتحادیه اروپا، امکان افزایش مالیات دیگر وجود ندارد.

🔹ماکرون به جای پذیرش اصلاحات سخت‌گیرانه یا کاهش هزینه‌ها، تلاش دارد از بودجه‌های مشترک اتحادیه اروپا به عنوان ابزاری برای تأمین مالی هزینه‌های داخلی خود استفاده کند. این سیاست، به‌طور غیرمستقیم ضعف مالی و کسری مزمن بودجه فرانسه را به سایر اعضا منتقل می‌کند و خطر تبدیل شدن اتحادیه به یک «حامی مالی» برای مشکلات داخلی فرانسه را افزایش می‌دهد.

💢معامله بزرگ با آلمان؛ چتر هسته‌ای در برابر پشتیبانی مالی

🔹پاریس به دنبال توافقی استراتژیک با برلین است که طی آن، فرانسه چتر هسته‌ای خود را به آلمان گسترش دهد و در مقابل آلمان با وام‌گیری مشترک و کاهش محدودیت‌های بدهی در منطقه یورو موافقت کند. این رویکرد یادآور معامله تاریخی ۱۹۹۰ میان میتران و هلموت کهل است که منجر به ایجاد یورو شد؛ واحد پولی‌ای که همچنان ناتمام و پرچالش باقی مانده و بحران‌های مالی بزرگی برای کشورهای عضو ایجاد کرده است. همان‌طور که یورو ساختاری نیمه‌تمام و ناپایدار دارد، توافق دفاعی-مالی جدید نیز می‌تواند زیرساخت امنیتی اروپا را به شکلی ناقص و شکننده بنا کند.

💢واکنش منفی و گسترش شکاف میان اعضا

🔹کشورهای اروپای مرکزی و شرقی که به خرید تسلیحات از آمریکا به عنوان بخشی از راهبرد بازدارندگی خود متکی هستند، سیاست‌های محدودکننده فرانسه را تهدیدی مستقیم برای امنیت ملی خود می‌دانند. تداوم این سیاست‌ها نه تنها باعث کاهش همکاری‌های دفاعی و اقتصادی شده، بلکه سطح اعتماد متقابل در اتحادیه اروپا را کاهش داده است. در چنین فضایی، قدرت‌های رقیب مانند روسیه، چین و حتی آمریکا می‌توانند از شکاف‌های داخلی اروپا برای پیشبرد اهداف ژئوپولیتیکی خود بهره‌برداری کنند.

🔹جمع‌بندی تحلیلی

فرانسه با تکیه بر مفهوم «خودمختاری راهبردی»، به دنبال بازتعریف نقش اتحادیه اروپا به شکلی است که منافع اقتصادی و سیاسی داخلی این کشور را حداکثر کند. این سیاست، در کوتاه‌مدت می‌تواند صنایع دفاعی اروپا را تقویت کند، اما در بلندمدت خطر ایجاد ساختارهای ناقص، افزایش وابستگی مالی متقابل و کاهش توان واکنش فوری در برابر تهدیدات امنیتی را به همراه دارد. در شرایط کنونی، فشار فرانسه برای همسو کردن کل اتحادیه با مدل حکمرانی خود، بیشتر به سمت واگرایی و چنددستگی سوق می‌دهد تا همگرایی و اتحاد واقعی.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/574
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍85👌2
♦️رزمایش اقتدار ۱۴۰۴؛ پیام‌های بازدارندگی ایران در خلیج فارس
◼️الخنادق_ عراق

#رویة_العربیة
#تحولات_منطقه

🔸صبح روز ۲۱ اوت ۲۰۲۵، ایران نخستین مانور نظامی دریایی خود را پس از جنگ اخیر با رژیم صهیونیستی، برگزار کرد. این رزمایش با نام «اقتدار ۱۴۰۴» انجام شد و در مقطع حساسی از منظر منطقه‌ای و بین‌المللی، تلاش تهران برای تثبیت تصویر خود به‌عنوان قدرتی بازدارنده و توانمند پس از تنش بی‌سابقه اخیر را نشان داد.

🔹مانور «اقتدار ۱۴۰۴» با مشارکت یگان‌هایی از نیروی دریایی ایران برگزار شد که از جمله آنها می‌توان به ناو موشک‎انداز «گناوه» و ناوشکن «سبلان» اشاره کرد. این شناورها موشک‌های کروز پیشرفته «قدیر» و «نصر-۱» را به اهدافی در خلیج عمان و اقیانوس هند شلیک کردند. علاوه بر آن، سامانه‌های موشکی ساحلی نیز به کار گرفته شدند و ارتباطی تاکتیکی میان توان دریایی و قابلیت‌های دفاع ساحلی برقرار کردند.

🔹از منظر فنی، به‌کارگیری این موشک‌ها نشان‌دهنده پیشرفت صنایع دفاعی ایران است. موشک قدیر با برد حدود ۳۰۰ کیلومتر و کلاهکی ۲۰۰ کیلوگرمی طراحی شده تا در ارتفاع پایین و نزدیک سطح دریا حرکت کند و رهگیری آن دشوار باشد. موشک نصر-۱ با برد کوتاه‌تر حدود ۳۵ کیلومتر، برای هدف قرار دادن کشتی‌های کوچک و متوسط با دقت بالا به‌کار می‌رود. این ترکیب موشک‌های دوربرد و کوتاه‌برد امکان ایجاد شبکه‌ای چندلایه از بازدارندگی را فراهم می‌کند که هم عمق عملیاتی دارد و هم توان پاسخ سریع را تقویت می‌کند.

🔹این رزمایش صرفاً بُعد نظامی نداشت و حامل پیام‌های سیاسی آشکاری بود. مانور چند هفته پس از تعلیق همکاری ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برگزار شد؛ اقدامی که در اروپا به‌عنوان تنش‌زا تلقی شد و سه کشور فرانسه، آلمان و بریتانیا هشدار دادند در صورت عدم توافق، ممکن است تحریم‌های بین‌المللی دوباره اعمال شود. نمایش توانمندی‌های دریایی، پیامی دوگانه را منتقل می‌کند: اول به داخل کشور برای تقویت اعتماد عمومی به توانایی دولت در حفاظت از حاکمیت ملی؛ و دوم به خارج، به‌منظور یادآوری به دشمنان که هرگونه تشدید تنش با پاسخ بازدارنده‌ای چندبعدی روبه‌رو خواهد شد، به ویژه در شرایطی که ناوگان‌های مستقر در خلیج فارس عمدتاً آمریکایی‌اند.

🔹از منظر دکترین نظامی، مانور «اقتدار ۱۴۰۴» نشان‌دهنده تحولات تهران پس از جنگ اخیر است. در حالی که رژیم اشغالگر قدس توانسته بود در ژوئن خسارات محدودی وارد کند، این رزمایش پیام آشکاری از بازسازی و انعطاف ساختار دفاعی ایران ارسال می‌کند. انتخاب نام «اقتدار» نیز بار نمادین دارد و بیانگر توانایی ایران در بازیابی توازن راهبردی حتی پس از تحمل شوک‌های نظامی شدید است.

🔹این رزمایش همچنین اهمیت بعد دریایی را در محاسبات بازدارندگی ایران برجسته می‌کند. تنگه هرمز و آب‌های جنوبی کشور، هم مرکز ثقل امنیت ملی ایران و هم عاملی حیاتی برای امنیت انرژی جهانی هستند. تقویت توانمندی‌های دریایی از طریق موشک‌های کروز ساخت داخل، هزینه هرگونه درگیری احتمالی با ایران را برای رقبای منطقه‌ای و قدرت‌های بین‌المللی افزایش می‌دهد.

🔹در جمع‌بندی، مانور «اقتدار ۱۴۰۴» نه یک رزمایش عادی، بلکه بخشی از راهبرد گسترده ایران برای بازسازی تصویر بازدارندگی پس از جنگ اخیر است. این مانور هم پیام‌های عملیاتی و هم سیاسی دارد و نشان می‌دهد که تهران در پی تثبیت معادله‌ای نوین است؛ معادله‌ای مبتنی بر فناوری نظامی بومی و بازدارندگی چندلایه، که می‌تواند موازنه قوا در خلیج فارس را بازترسیم کرده و محاسبات هر طرفی را که قصد سنجش مرزهای قدرت ایران را داشته باشد، پیچیده‌تر کند.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/575
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍94👎3
🌐از پاریس تا برلین؛ چرا لحن اروپا در قبال اسرائیل تغییر کرده است؟

#تحلیل_کوتاه
#جنگ_غزه
#اروپا

📝علی محبی

🔹چندی پیش دولت فرانسه اعلام کرد که در سپتامبر سال جاری دولت فلسطین را به رسمیت خواهد شناخت؛ تصمیمی که بازتاب گسترده‌ای در سطح بین‌المللی داشت. در ادامه، دولت بریتانیا نیز اعلام کرد که در صورت تداوم جنگ غزه، این کشور نیز چنین اقدامی انجام خواهد داد. آلمان هم با وجود تأکید بر نداشتن برنامه فوری، از احتمال بررسی این موضوع سخن گفت. این مواضع تازه موجب شد برخی ناظران از احتمال اتخاذ رویکردی متفاوت توسط سه قدرت اروپایی در قبال منازعه اسرائیل-فلسطین سخن بگویند. در این تحلیل، به علل و پیامدهای این چرخش احتمالی پرداخته می‌شود.

💢چرایی گرایش به شناسایی دولت فلسطینی

🔸وجه مشترک سه کشور اروپایی برای چنین اقدامی نه به تغییر رویکرد و تلاش برای حفظ قوانین بین‌المللی که به فشار داخلی و اعتبار بین‌المللی آنها برمی‌گردد.

1️⃣فرانسه

🔸پاریس در یک سال گذشته بارها از سیاست‌های دولت نتانیاهو انتقاد کرده، هرچند در بزنگاه‌هایی مانند حمله اسرائیل به ایران، همچنان بر «حق دفاع مشروع» تل‌آویو تأکید داشته است. امانوئل ماکرون آگاه است که با توجه به ویرانی گسترده غزه و محدودتر شدن روزافزون کرانه باختری، به رسمیت شناختن فلسطین هیچگونه کمک عملی به برپایی دولت فلسطینی نمی‌کند. بنابراین، این تصمیم بیش از آنکه اقدامی راهبردی باشد، حرکتی نمادین و فشارآور بر دولت اسرائیل است؛ اقدامی که هدفش هم مهار تداوم جنگ و هم ترمیم تصویر سیاست خارجی فرانسه در افکار عمومی داخلی و بین‌المللی است.

2️⃣بریتانیا

🔸دولت حزب کارگر به رهبری استارمر طی ماه‌های گذشته با فشار قابل توجهی از سوی افکار عمومی، رسانه‌ها، قانون‌گذاران و حتی بخشی از پایگاه حزبی خود در قبال مسئله فلسطین مواجه بوده است. به‌عنوان نمونه، اخیرا ۲۲۱ تن از ۶۵۰ نماینده مجلس عوام در نامه‌ای رسماً خواستار شناسایی فلسطین شده‌اند. استارمر که در طول یک سال گذشته به طور آشکار و پنهان از اسرائیل حمایت کرده، اکنون برای کاستن از فشار سیاسی و اجتماعی، اعلام کرده است در صورت ادامه جنگ، کشورش در سپتامبر این تصمیم را عملی خواهد کرد.

3️⃣آلمان

🔸برلین از آغاز جنگ غزه یکی از مهم‌ترین و جدی‌ترین حامیان اسرائیل بوده، اما اعلام آمادگی برای بررسی شناسایی فلسطین، هرچند بدون تعهد زمانی، نشانه‌ای از تغییر لحن نسبت به این مسئله محسوب می‌شود. اگرچه دولت آلمان کمتر از فرانسه و بریتانیا تحت فشار افکار عمومی قرار دارد، اما حمایت بی‌قید و شرط از اسرائیل به اعتبار بین‌المللی آن لطمه زده است. از این رو، برلین با کاهش تدریجی حمایت‌ها، در پی اعمال فشار بر نتانیاهو برای پایان جنگ و کاهش فشار دولت‌های دیگر است.

💢پیامدهای به رسمیت شناختن فلسطین

🔸مهم‌ترین پیامد کوتاه‌مدت این تصمیم، کاهش فشار داخلی بر دولت‌های اروپایی و افزایش فشار دیپلماتیک بر اسرائیل برای بازنگری در سیاست‌هایش نسبت به جنگ غزه است. این اقدام همچنین می‌تواند به تضعیف جایگاه دولت نتانیاهو و تقویت جریان‌های مخالف در داخل اسرائیل بینجامد. در بعد بین‌المللی، چنین تحولی ممکن است به تنش در روابط اروپا و آمریکا دامن بزند. به‌ویژه اگر دونالد ترامپ در آینده قدرت را در واشنگتن به دست گیرد، می‌تواند از این تصمیم به عنوان بهانه‌ای برای فشار سیاسی و اقتصادی بر اتحادیه اروپا استفاده کند.

💢جمع‌بندی

🔸به رسمیت شناختن دولت فلسطینی از سوی فرانسه، بریتانیا و حتی تغییر لحن محتاطانه آلمان را می‌توان بیش از آنکه نشانه تغییری بنیادی در رویکرد سیاست خارجی اروپا نسبت به منازعه اسرائیل-فلسطین دانست، اقدامی ترکیبی از ملاحظات دیپلماتیک و مدیریت افکار عمومی ارزیابی کرد.

هرچند این رویکرد می‌تواند فشار نمادینی بر دولت نتانیاهو وارد کرده و در کوتاه‌مدت چهره‌ای متوازن‌تر از سیاست خارجی این کشورها ارائه دهد، اما فقدان برنامه عملی برای تحقق واقعی حاکمیت فلسطین، احتمالاً مانع از اثرگذاری عمیق آن بر روند صلح خواهد شد. در عین حال، چنین اقداماتی ممکن است به شکاف‌هایی در روابط اروپا و آمریکا دامن بزند و زمینه‌ساز تحولات سیاسی داخلی در اسرائیل شود.


اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/576
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍72🤔2👌2
🌐تفنگداران آمریکایی در آب‌های ونزوئلا؛ هدف چیست؟

#تحلیل_کوتاه
#آمریکای_لاتین
#آمریکا #ونزوئلا

🔹در روزهای گذشته، خبر حرکت سه ناوشکن ایجیس آمریکا به همراه ۴۵۰۰ تفنگدار نیروی دریایی به سمت آب‌های ونزوئلا، تنش در حوزه کارائیب را افزایش داده است. کشورهایی نظیر ترنیداد و توباگو که با ونزوئلا روابط نامساعدی دارند، از این اقدام حمایت کرده‌اند. برخی دیگر نیز همچون کلمبیا، کاستاریکا و مکزیک آن را محکوم کرده یا ابراز نگرانی کرده‌اند. نیکولاس مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا نیز از مردم خواست که به میلیشیای کشور بپیوندند.

🔸چنین اقدامی از سوی آمریکا در حالی اتخاذ شد که پیش از این، برخلاف تصورات اولیه، روابط مادورو با دولت دوم ترامپ چالش‌های کمی داشت. در روزهای نخست پیروزی ترامپ در انتخابات، ریک گرنل، فرستاده ویژه ترامپ در مأموریت‌های ویژه، موفق شد تا با مادورو بر سر آزادسازی ۶ شهروند آمریکا به توافق برسد. سپس در توافقی نانوشته، مادورو بازگشت ونزوئلایی‌هایی که طور غیرقانونی در آمریکا حضور داشتند را پذیرفت و در ازای آن ترامپ معافیت شرکت شورون در استخراج نفت این کشور را تمدید کرد. با این حال، پس از آنکه دولت آمریکا به اتهام رهبری یک کارتل قاچاق مواد مخدر، جایزه ۵۰ میلیون دلاری برای هرگونه اطلاعاتی در مورد مادورو تعیین کرد روابط دو کشور رو به وخامت گذاشت و اکنون به نظر می‌رسد به همین بهانه، آمریکا ناوشکن‌های خود را روانه سواحل ونزوئلا کرده باشد. در خصوص اهداف این اقدام می‌توان سه سناریو را متصور شد.

💢تغییر رژیم

🔸پس از این اقدام نظامی تحریک‌کننده، برخی سناریوی جنگ برای سرنگونی مادورو را برجسته کرده‌اند. ماریا ماچادو، از رهبران اپوزوسیون ونزوئلا بیان کرد که «روزهای نیکولاس مادورو به شماره افتاده است.» در داخل کابینه ترامپ نیز بسیاری نظیر مارکو روبیو، خواهان کنار رفتن مادورو از قدرت هستند. با این حال، این سناریو احتمال پایینی برای وقوع دارد. اگرچه مخالفان سرسخت مادورو در آمریکا اندک نیستند؛ اما باید در نظر داشت که پس از جنگ عراق و افغانستان، کمتر کسی در واشنگتن خواهان ورود سربازان آمریکایی به جنگی دیگر جهت تغییر نظام سیاسی دیگر کشورها است. همچنین سناریوی تغییر رژیم با ورود تنها سه ناوشکن بعید به نظر می‌رسد.

💢اقدام نظامی محدود و نمایش قدرت

🔸ناوشکن‌های ایجیس مسلح به موشک‌های کروز تام‌هاوک هستند که از آن‌ها می‌توان به طور دقیق علیه اهداف زمینی استفاده کرد. ممکن است آمریکا با هدف تضعيف مادورو بدون پیاده‌کردن هرگونه نیروی نظامی به اهدافی دولتی یا مرتبط با دولت به بهانه همکاری با کارتل‌ها حمله کند. از آنجا که دولت مادورو توان نظامی چندانی برای پاسخ ندارد، درگیری نظامی به این ضربات محدود ختم می‌شود. ترامپ نیز نشان می‌دهد که در مبارزه با کارتل‌ها مصمم است.

💢افزایش نفوذ در برابر چین

🔸این اولین بار نیست که ترامپ قصد افزایش حضور نظامی مستقیم در حوزه کارائیب -به عنوان حوزه نفوذ چین- را دارد. ترامپ پیشتر از کلودیا شینبائوم، رئیس‌جمهور مکزیک خواسته بود که اجازه ورود ارتش آمریکا را به داخل مکزیک برای مهار مهاجرین غیرقانونی و کارتل‌ها بدهد که با آن مخالفت شد. همچنین ترامپ پس از خارج‌کردن پاناما از ابتکار کمربند-جاده، طی یک تفاهم‌نامه امنیتی، زمینه ورود نیروی نظامی آمریکا را در این کشور فراهم کرد. به طور کل حتی اگر آمریکا قصد هیچ‌گونه اقدام نظامی علیه ونزوئلا را نداشته باشد، برای جلوگیری از نفوذ چین در کشورهای کارائیب، حضور نظامی-امنیتی خود را افزایش می‌دهد.

💢سیاست خارجه ترامپ در قبال ونزوئلا

🔸ونزوئلا همچون ایران کشوری است که در داخل کابینه ترامپ شکاف‌ها و تجویزهای مختلفی در قبال آن وجود دارد. به طور کل، آمریکا ونزوئلا را پایگاه دشمنان خود -یعنی چین، روسیه و ایران- می‌بیند؛ اما چگونگی مواجه با آن وابسته به پویایی‌ها و مناسبات قدرت در واشنگتن است. مهم‌ترین شکاف در کابینه ترامپ میان گرنل و روبیو است. افزون بر این، دو لابی نیز برای جهت‌دهی به سیاست‌های ترامپ رودروری یک‌دیگر ایستاده‌اند: لابی شرکت‌های نفتی که از معافیت تحریمی نسبت به ونزوئلا بهره می‌برند و لابی اپوزیسیون ونزوئلا. به همین دلیل، دولت ترامپ به نوعی سردرگمی در پرونده ونزوئلا دچار است.

در هر صورت، استقرار ناوشکن‌های آمریکایی نشانه‌ای از سیاست قدرت‌محور و مبتنی بر چماق در قبال کشورهای مخالف آمریکا در نیمکره غربی است. این اساس سیاست خارجه جمهوری‌خواهانه در قبال دشمنان آمریکا را شکل می‌دهد و ونزوئلای مادورو از آن مستثنی نیست. باید دید آیا ترامپ که با انتقاد به سیاست‌های مداخله‌گرایانه جرج بوش به قدرت رسید، آن را در خصوص ونزوئلا نقض می‌کند یا خیر.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/577
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍84
♦️سقوط قریب‌الوقوع آمریکا؛اعتیاد واشنگتن به بدهی و بحران جهانی بعدی!
◼️
فارن افرز
📝کنت روگاف

#تهران_ریویو
#آمریکا

🔸بیش از دو دهه، ایالات متحده برای عبور از بحران‌هایی مانند جنگ‌ها و همه‌گیری کرونا به شدت به استقراض وابسته بوده است. جایگاه دلار به‌عنوان امن‌ترین و نقدشونده‌ترین دارایی جهان این امکان را فراهم کرده است. تا سال ۲۰۲۵، بدهی عمومی ایالات متحده به حدود ۱۰۰٪ تولید ناخالص داخلی نزدیک شده، اما تا اخیراً سرمایه‌گذاران جهانی نگرانی چندانی نشان نداده و اوراق بدهی‌های این کشور را دریافت کرده‌اند.

🔹نرخ‌های بهره پایین پس از بحران ۲۰۰۸ این تصور را تقویت کرد که این روند ادامه خواهد یافت و نیازی به کاهش بدهی نیست. این اطمینان از جایگاه دلار به‌عنوان ارز ذخیره جهانی ناشی می‌شد که هزینه‌های استقراض را ۰.۵ تا ۱ درصد کاهش داده بود. با این حال، تحولات اخیر این مفروضات را به چالش کشیده و نگرانی‌هایی درباره پایداری سیاست مالی ایالات متحده ایجاد کرده است.

💢رشد نرخ بهره

🔹در سال‌های اخیر، نرخ‌های بهره بلندمدت به شدت افزایش یافته و اوراق خزانه ۱۰ و ۳۰ ساله نشان‌دهنده تردید بازار است. با بدهی ناخالص ۳۷ تریلیون دلاری، نرخ‌های بالاتر هزینه‌های استقراض را افزایش داده‌اند. افزایش ۱ درصدی نرخ بهره متوسط، سالانه ۳۷۰ میلیارد دلار به هزینه‌های بهره می‌افزاید. در سال ۲۰۲۴، هزینه بهره ۸۸۰ میلیارد دلار بود که از بودجه دفاعی ۸۵۰ میلیارد دلاری فراتر رفت.

🔹دفتر بودجه کنگره پیش‌بینی می‌کند که نرخ بهره متوسط تا ۲۰۵۵ به ۳.۶ درصد برسد، بسیار بالاتر از دهه ۲۰۱۰. این نرخ‌های بالا نشان‌دهنده انتظارات بازار از رشد بدهی و احتمال تورم است که ارزش بازپرداخت اوراق را کاهش داده و سرمایه‌گذاران را به مطالبه بازده بالاتر واداشته است.

💢تنزل اعتبار دلار

🔹افزایش بدهی منجر به کاهش رتبه اعتباری بدهی ایالات متحده تا مه ۲۰۲۵ شده است. بانک‌ها و دولت‌های خارجی، که تریلیون‌ها دلار بدهی این کشور را دارند، سیاست مالی آن را ناپایدار می‌دانند. جایگاه دلار به‌عنوان ارز ذخیره جهانی، که زمانی هزینه‌های استقراض پایین را تضمین می‌کرد، اکنون زیر سؤال است. کاهش تقاضای خارجی برای بدهی‌های دلاری می‌تواند نرخ‌های بهره را بیشتر افزایش دهد.

🔹در بلندمدت، دلار ممکن است بخشی از سهم خود را به یوان چین، یورو یا ارزهای دیجیتال واگذار کند. پیشنهادهایی مانند توافق مار-آ-لاگو برای نکول انتخابی بر بدهی‌های خارجی، اعتماد سرمایه‌گذاران را تضعیف کرده و آسیب‌پذیری دلار را برجسته کرده است.

💢پیامد سیاست‌های مالی دولت ترامپ

🔹سیاست‌های مالی ترامپ، از جمله کسری‌های بودجه بالا، به تشدید مشکل بدهی کمک کرده‌اند. پیش‌بینی‌های خوش‌بینانه رشد اقتصادی ۲.۸ درصدی، وابسته به بهره‌وری ناشی از هوش مصنوعی، با موانعی مواجه است که ممکن است محقق نشود. کسری‌های بودجه پیش‌بینی‌شده تا پایان دهه به ۶ تا ۷ درصد تولید ناخالص داخلی می‌رسد.

🔹 پیشنهادهایی برای تضعیف استقلال فدرال رزرو یا اعمال مالیات بر سرمایه‌گذاران خارجی، با ایجاد انتظارات تورمی، هزینه‌های استقراض را افزایش می‌دهد. دفتر بودجه کنگره پیش‌بینی می‌کند که نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی تا ۲۰۵۴ به ۱۷۲ درصد یا حتی ۱۹۰ درصد برسد، که خطر بحران بدهی را تشدید می‌کند.

💢چشم‌انداز آینده

🔹ایالات متحده با خطر بحران بدهی ناشی از نرخ‌های بهره بالا، بدهی بی‌سابقه و بی‌عملی سیاسی مواجه است. فرض ادامه نرخ‌های پایین و رشد اقتصادی برای حل مشکل دیگر معتبر نیست. وابستگی به استقراض، کاهش اعتماد سرمایه‌گذاران و سیاست‌های مالی ناپایدار، اقتصاد آمریکا را در معرض خطر قرار داده است. بدون کاهش کسری‌ها و بازسازی اعتماد، تورم بالا، سرکوب مالی یا نکول جزئی محتمل است.

این امر می‌تواند جایگاه دلار به‌عنوان ارز ذخیره جهانی را تضعیف کرده و بودجه نظامی و رسانه‌ای آمریکا را کاهش دهد. ظهور استیبل‌کوین‌های دلاری رویکردی جدید اما نامطمئن برای مدیریت بدهی ارائه می‌دهد. سیاست‌گذاران باید فوراً برای رفع این خطرات اقدام کنند، وگرنه بحران اقتصادی اجتناب‌ناپذیر خواهد بود.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/578
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
6👍5🤔1
🌐مکانیسم ماشه چگونه توسط اروپا اجرا می‌شود؟

#تحلیل_کوتاه
#مذاکرات_هسته‌ای

📝احسان کیانی

🔹مکانیسم ماشه در واقع یک «ترتیب ویژه» در قطعنامه ۲۲۳۱ (۲۰۱۵) است که به‌همراه برجام طراحی شد تا اگر هر یک از «طرف‌های مشارکت‌کننده» تشخیص داد ایران دچار «عدم پایبندیِ اساسی» شده، بتوانند بدون نیاز به رأی اعضای دائم، «تمام» قطعنامه‌های شورای امنیتِ قبل از برجام را به‌طور خودکار لازم‌الاجرا نماید.

🔸در بندهای ۳۶ و ۳۷ یک سازوکار حل اختلاف چندمرحله‌ای برای پیش‌گیری از ارسال شکایت به شورای امنیت طراحی شده ولی به طور تئوریک، طرف شاکی می‌تواند مستقیماً موضوع را به شورای امنیت ارجاع دهد و از روز ارسال نامه، شورای امنیت ۳۰ روز فرصت دارد یک قطعنامه تصویب کند که «تعلیق تحریم‌ها را ادامه دهد». قطعنامه‌ای که طبعاً با وتوی هر یک از اعضای دائم، از رده خارج شده با پایان مهلت ۳۰ روزه، منجر به بازگشت تحریم‌ها می‌شود. به اجرای تحریم‌ها پس از پایان این مهلت، به طور مرسوم، اسنپ‌بک گفته می‌شود.

🔸علاوه بر این، کارشناسان غربی مدعی شده‌اند که کشورهای اروپایی پیش از این سازوکار حل اختلاف مبنی بر شکایت از عدم پایبندی ایران را در سطح کمیسیون مشترک و سپس در سطح وزیران خارجه، مطرح کرده‌اند و تمدید آن، نشان از حل اختلاف ندارد، بلکه به منزله فرصتی به ایران برای بازگشت به تعهداتش از مسیر دیپلماتیک بوده است. از منظر زمان‌بندی نیز، مهلت استفاده از این مکانیسم تا ۱۸ اکتبر ۲۰۲۵ است. یعنی اگر تا پیش از این مهلت، قطعنامه‌ای در این راستا از سوی شورای امنیت، تصویب نشود، دیگر امکان «بازگردانی خودکار» قطعنامه‌های پیشین، منتفی خواهد بود.

🔸از منظر حقوق بین‌الملل، این اقدام منجر به تشکیل دوباره کمیته‌های تحریمی ذیل شورای امنیت می‌شود که وظیفه نظارت بر اجرای قطعنامه‌های ۱۶۹۶، ۱۷۳۷، ۱۷۴۷، ۱۸۰۳، ۱۸۳۵، ۱۹۲۹ و الزامات متنوعشان (محدودیت‌های هسته‌ای، تسلیحاتی، موشکی، مسافرتی/مالی) علیه اشخاص و نهادها، مکانیزم‌های بازرسی بار–کشتیرانی را دارا هستند.

🔸اثبات «عدم پایبندیِ اساسی» در متن قطعنامه تعریف دقیقی ندارد و تفسیر می‌شود، اما رفتار هسته‌ای ایران (سطوح غنی‌سازی بالا، ذخایر زیاد، کاهش دسترسی آژانس) به‌عنوان بهانه‌ای برای این تشخیص مطرح می‌شوند. در اینجا نقش گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به عنوان توجیهاتی برای مشروعیت‌بخشی به روند حقوقی اجرای مکانیسم، لحاظ می‌شود.

ایران از منظر حقوقی، کاهش و حتی توقف تعهدات اساسی اروپا مبنی بر همراهی عملی این اعضا با تحریم‌های آمریکا پس از خروج ایالات متحده از برجام را، و همچنین عدم محکومیت جدی حملات نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی به تأسیسات هسته‌ای تحت نظارت آژانس را به عنوان محملی برای رد صلاحیت حقوقی اروپا برای فعال‌سازی این مکایسم می‌تواند در نظر بگیرد. گرچه این استدلال مانع اقدام اروپا نمی‌شود، ولی می‌تواند همراهی دو قدرت جهانی چین و روسیه با اجرای تحریم‌های شورای امنیت را کاهش یا تقلیل دهد.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/579
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍123👌1
🌐اقتصاد جهانی تسلیحاتی شده؛ بقا در عصر جدید اجبار اقتصادی
◾️فارن افرز
📝هنری فارل و آبراهام نیومن

#روندهای_استراتژیک

🔸جهانی‌سازی دیگر آن نظم همکاری‌محور گذشته نیست. وابستگی‌های متقابل اقتصادی که زمانی ضامن رشد و همگرایی بود، اکنون به ابزار اجبار و تهدید تبدیل شده است. ایالات متحده آغازگر این روند بود و از زیرساخت‌های مالی و فناوری جهانی برای اعمال فشار استفاده کرد؛ اما این راهبرد به‌تدریج توازن را برهم زد و سایر قدرت‌ها را وادار کرد همان ابزارها را علیه واشنگتن به کار گیرند. نتیجه، ظهور یک اقتصاد جهانی مسلح‌شده است که بیش از فرصت، مخاطره تولید می‌کند.

💢وابستگی‌های مسلحانه و دگرگونی ماهیت جهانی‌سازی

🔹اقتصاد جهانی وارد مرحله‌ای شده است که در آن گلوگاه‌های مالی و فناوری دیگر صرفاً بستر همکاری نیستند، بلکه ابزارهای اجبار راهبردی محسوب می‌شوند. واشنگتن با استفاده از برتری خود در نظام مالی و فناوری، سال‌ها توانست مخالفان را تحت فشار قرار دهد. اما همین اقدام به رقبا آموخت که آسیب‌پذیری‌های آمریکا را شناسایی کنند و جهانی‌سازی را از مسیر همکاری به میدان رقابت امنیتی بکشانند.

💢 آمریکا و محدودیت‌های قدرت اقتصادی یک‌جانبه

🔹تحریم‌ها و محدودیت‌های آمریکا علیه چین، به‌ویژه در حوزه نیمه‌رساناها، نشان داد که اجبار اقتصادی یک‌طرفه دیگر کارایی ندارد. محدودیت صادرات تراشه‌ها نه‌تنها صنایع چین را هدف گرفت بلکه به اقتصاد و صنایع داخلی آمریکا نیز ضربه زد. در نهایت دولت ترامپ ناچار شد عقب‌نشینی کند و سطح محدودیت‌ها را کاهش دهد. این تجربه آشکار ساخت که حتی قدرتی مانند آمریکا هم مجبور است در برابر واقعیت‌های متقابل اقتصادی انعطاف نشان دهد.

💢چین از موقعیت تدافعی تا راهبرد تهاجمی

🔹تجربه فشار آمریکا علیه شرکت‌هایی مانند هوآوی، برای چین به‌منزله هشداری سرنوشت‌ساز بود. پکن دریافت که تنها با استقلال فناوری و کنترل منابع حیاتی می‌تواند از فشارهای خارجی رها شود. بنابراین با سرمایه‌گذاری در زنجیره‌های بومی و استفاده از عناصر نادر خاکی به‌عنوان اهرم فشار، چین خود را از حالت تدافعی خارج کرده و به بازیگری تهاجمی بدل شده است؛ بازیگری که می‌تواند دیگر کشورها را نیز در معرض اجبار قرار دهد.

💢اروپا میان ظرفیت عظیم و ناتوانی عملی

🔹اروپا از نظر ظرفیت‌های اقتصادی و نهادی، بازیگری بالقوه قدرتمند است. زیرساخت‌های مالی مانند سوئیفت و شرکت‌های کلیدی همچون ASML می‌توانند ابزارهای مهمی برای اعمال فشار باشند. با این حال، ضعف ساختاری اتحادیه اروپا در تصمیم‌گیری و نیاز به اجماع میان دولت‌ها، مانع از تبدیل این ظرفیت‌ها به قدرت واقعی شده است. در نتیجه اروپا بیشتر نقش بازیگر منفعل و دنباله‌رو آمریکا را ایفا می‌کند تا یک قطب مستقل در اجبار اقتصادی.

💢 فرسایش نهادی در ایالات متحده


🔹ایالات متحده در گذشته با اتکا به نهادهای تخصصی و توانمند، هژمونی اقتصادی خود را تثبیت کرد. اما امروز این ظرفیت‌ها به‌تدریج در حال فرسایش‌اند. کاهش بودجه و نیروی انسانی در وزارت خزانه‌داری و بازرگانی و تضعیف نهادهایی مانند OFAC و BIS، واشنگتن را در برابر چالش‌های اقتصادی آسیب‌پذیر کرده است. افزون بر این، شخصی‌گرایی در سیاست‌گذاری و اولویت‌دادن به منافع کوتاه‌مدت، جایگزین نگاه راهبردی گذشته شده است.

💢جهان در مسیر تکه‌تکه شدن و افول اعتماد به آمریکا

🔹اقتصاد جهانی به‌سوی چندپاره شدن حرکت می‌کند. بلوک‌های جداگانه در حوزه انرژی و فناوری در حال شکل‌گیری‌اند و چین با ارائه جایگزین‌هایی جذاب به کشورهای در حال توسعه، موقعیت خود را تقویت کرده است. در همین حال، اعتماد جهانی به آمریکا به‌عنوان تأمین‌کننده بی‌طرف زیرساخت‌های بین‌المللی فرو ریخته و بسیاری از کشورها واشنگتن را بیش از آنکه شریک بدانند، یک تهدید تلقی می‌کنند.

🔻جمع‌بندی تحلیلی


اقتصاد جهانی امروز درگیر نبردی است که دیگر تنها بر سر رشد و تجارت نیست، بلکه حول اجبار و کنترل می‌چرخد. آمریکا با وجود برتری تاریخی، در برابر واقعیت‌های جدید دچار محدودیت شده است. چین با قدرت‌گیری فناورانه و تسلط بر منابع استراتژیک، نظم موجود را به چالش کشیده و اروپا به‌رغم ظرفیت‌های عظیم، هنوز اسیر ضعف نهادی است. آینده اقتصاد جهانی بیش از پیش به سمت چندقطبی شدن و بی‌ثباتی پیش می‌رود. همان‌گونه که در آغاز عصر هسته‌ای تنها همکاری و نهادسازی می‌توانست بقای بشر را تضمین کند، امروز نیز تنها با بازاندیشی راهبردی و هماهنگی چندجانبه می‌توان از انفجار جنگ‌های اقتصادی تمام‌عیار جلوگیری کرد.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/580
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍51
♦️عملکرد اجلاس عرب در روبه‌رو شدن با بحران‌های منطقه
◼️شرق الاوسط

#رویة_العربیة
#تحولات_منطقه

🔸نشست سی‌ویکم شورای اتحادیه عرب در سطح سران قرار است در اول و دوم نوامبر آینده به میزبانی الجزایر برگزار شود. این نشست پس از سه سال وقفه، در شرایطی حساس و با شعار «وحدت صفوف» برگزار خواهد شد و هدف آن بازگرداندن انسجام میان کشورهای عربی است؛ هرچند کارشناسان نسبت به دستیابی به نتایج ملموس خوش‌بین نیستند.

🔹الجزایر تاکنون دعوت‌نامه رسمی برای ۱۶ رهبر عرب از جمله پادشاهان و حاکمان کشورهای عربستان، عمان، اردن، کویت، امارات، بحرین، قطر و رؤسای جمهوری مصر، تونس، فلسطین، موریتانی، عراق، جیبوتی، سودان، لبنان و لیبی ارسال کرده است. از سوی دیگر، موضوع حضور پادشاه مغرب، محمد ششم، در این نشست به یکی از محورهای اصلی توجه رسانه‌ها بدل شده است.

🔹قطع روابط دیپلماتیک میان مغرب والجزایر از پایان سال گذشته و تداوم اختلافات عمیق دو کشور، تردیدهایی درباره سطح و کیفیت مشارکت رباط ایجاد کرده است. الجزایر هرگونه میانجی‌گری خلیجی، اروپایی یا آفریقایی برای حل این بحران را رد کرده و علت اصلی این موضع را اتهام دخالت اسرائیل از طریق مغرب، پرونده جاسوسی پگاسوس و حمایت رباط از جنبش انفصالی الماک می‌داند؛ مسائلی که تاکنون بی‌پاسخ مانده‌اند.

🔹در این میان، فلسطین جایگاه محوری در دستورکار نشست دارد. فایز ابوعیطة، سفیر فلسطین در الجزایر، این اجلاس را «استثنایی» خوانده و از تلاش الجزایر برای قرار دادن موضوع فلسطین در مرکز گفت‌وگوها تمجید کرده است. با این حال، کارشناسان با اشاره به تجربه نشست‌های پیشین اتحادیه عرب، بر این باورند که نباید انتظار راه‌حل‌های فوری و مؤثر برای بحران‌های منطقه داشت. آنان معتقدند تغییر رویکرد بسیاری از کشورهای عربی به سمت تمرکز بر امنیت ملی انفرادی و کاهش تمایل به اقدام جمعی، مانعی مهم در مسیر موفقیت چنین نشست‌هایی است.

🔹از سوی دیگر، موضوع بازگشت سوریه به اتحادیه عرب که سال‌ها از کرسی خود دور مانده بود، همچنان محل بحث بود، اما مقامات الجزایری اعلام کردند دمشق خود را از این دوره کنار کشیده است. آخرین نشست اتحادیه عرب در سال ۲۰۱۹ در تونس برگزار شد و همه‌گیری کووید-۱۹ نیز برگزاری دوره‌های بعدی را به تعویق انداخت.

🔹با وجود فضای پیچیده و تهدیدات متنوع از تروریسم و بحران‌های داخلی گرفته تا مشکلات اقتصادی، نشست الجزایر می‌تواند فرصتی برای کاهش یخ روابط انباشته‌شده میان کشورهای عربی طی سال‌های اخیر باشد. تجربه آشتی میان عربستان، امارات، بحرین و مصر با قطر نمونه‌ای از امکان‌پذیری حل اختلافات عربی ـ عربی محسوب می‌شود؛ هرچند مسیر دشوار است.

🔹کارشناسان بر این باورند که دو عامل مهم مانع اثرگذاری گسترده این نشست خواهد شد: نخست، پیچیدگی بحران‌ها از شرق عراق تا مغرب، و دوم، رشد جریان‌های مخالف اندیشه عرب‌گرایی که در برخی کشورها با تلاش‌های همگرایانه مقابله می‌کنند.

در نهایت، هرچند انتظارات سیاسیون از این نشست بالاست، اما نگاه تحلیلی و واقع‌گرایانه نشان می‌دهد که این اجلاس بیش از آنکه محلی برای ارائه راه‌حل‌های نهایی باشد، بستری برای گفت‌وگو، اعتمادسازی و احیای ارتباطات میان کشورهای عربی است؛ گامی که در بلندمدت می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری سازوکارهای مؤثرتر در آینده شود.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/581
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5😁2
🌐اهمیت نشست شانگهای و سفر رئیس‌جمهور به چین در چیست؟

#تحلیل_کوتاه

📝مهدی آشنا

🔹امروز نشست شانگهای پلاس با حضور بیش از ۲۰ رهبر از کشورهای عضو و غیرعضو و ۱۰ رئیس نهادهای بین‌المللی برگزار شد. این بزرگترین اجلاس از زمان تأسیس سازمان همکاری شانگهای است. نگاهی به شرایط و زمینه برگزاری، اهمیت این نشست و شرکت رئیس‌جمهور ایران در آن را نمایان می‌سازد.

💢تلاش چین برای تقویت اعتبار جهانی

🔸پس از دوره‌ای صعود، تصورات از چین به عنوان یک ابرقدرت آینده طی سالهای اخیر در حال تضعیف بوده است. نقش‌آفرینی ضعیف در جنگ‌های اوکراین و غزه و اخیرا جنگ ایران و اسرائیل تاثیر زیادی در این زمینه داشته است. قبل از عملیات طوفان الاقصی تصور بی‌علاقگی آمریکا به مداخله عمیق در مسائل منطقه برخی از متحدان آمریکایی را به نزدیکی به چین سوق داده بود. با این وجود بعد از عملیات طوفان الاقصی و به ویژه در پی جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل این تصور شکل گرفت که چشم‌‌‌انداز نقش‌آفرینی سیاسی و امنیتی چین در منطقه غرب آسیا دیگر مناطق ضعیف است. در چنین شرایطی چین با برگزاری بزرگترین نشست شانگهای از زمان تأسیس آن در سال ۲۰۰۱ قدرت گردهم‌آوری خود را به نمایش می‌گذارد و به دنبال تقویت اعتبار جهانی خود است.

💢همبستگی علیه غرب

🔸برگزاری این نشست همزمان با هشتادمین سالگرد پایان جنگ جهانی دوم و شرکت رهبرانی مانند پوتین و کیم در رژه نظامی مربوطه می‌تواند یک نمایش همبستگی علیه غرب باشد. از میان شرکت‌کنندگان در این رژه تنها سران کشورهای غربی حاضر رابرت فیکو، نخست وزیر اسلواکی و الکساندر ووچیچ، رئیس جمهور صربستان هستند. فیکو مخالف تحریم روسیه به دلیل جنگ علیه اوکراین بوده و مسیر خود را از اتحادیه اروپا جدا کرده است. ووچیچ نیز خواهان روابط خوب با روسیه و چین است.

💢آزمون چندجانبه‌گرایی

🔸تحولات سال‌های اخیر بیش از هر زمانی دیگر گسست از نظم یک جانبه‌گرایانه آمریکامحور را نمایان ساخته است و چین، روسیه و ایران به عنوان کشورهایی که مخالف این نظم بوده و بر چندجانبه‌گرایی در عرصه بین‌الملل تاکید داشته‌اند اکنون هر کدام با شرایطی روبرو هستند که این شعار را در معرض یک آزمون جدی قرار داده است. تصمیمات و عملکرد شانگهای در خصوص این مسائل و توانایی بازیگری موثر در برابر نظم مطلوب آمریکایی غربی عرصه‌ای است که نشان می‌دهد تا چه حد چندجانبه‌گرایی و عبور از نظم آمریکامحور می‌تواند قابل‌تحقق باشد.

💢نشانه‌های حرکت چین به سوی قدرت سخت

🔸برخلاف رویکرد مسالمت‌جویانه چین، استراتژیست‌های چینی مدت‌هاست تاکید می کنند در رقابت‌های قدرت‌های بزرگ، قدرت سخت نتیجه را تعیین می‌کند. رویکرد سخت آمریکا در قبال جنگ‌‌های اوکراین و غرب آسیا محاسبات چین در مورد تایوان را پیچیده کرده و چینی‌ها نگرانند در بحران تایوان، آمریکا ممکن است زودتر اقدام کرده و ضربات سختی به چین وارد کند. بر این اساس این نگاه در چین در حال تقویت است که چین باید در یک بازی غیرقابل انکار، جزیره تایوان را به تصرف خود درآورد. در یک نگاه کلان چنین رویکردی ممکن است مستلزم مداخله سخت‌تر چین در موضوعاتی مانند اوکراین و غرب آسیا به صورت ارائه حمایت‌های نظامی به بازیگران همسو باشد. در چنین بافتی نتایج نشست شانگهای پلاس ممکن است اهمیت بیشتری یابد.

💢موضوع هسته‌ای ایران

🔸به طور مستقیم‌تر آنچه بیشتر به ایران ارتباط می‌یابد رویکردهای کلی مذکور می‌تواند در موضوع هسته‌ای و فعالسازی مکانیسم ماشه توسط کشورهای اروپایی با رویکرد و عملکرد روسیه و چین در هفته های آتی در شورای امنیت سازمان ملل نمود عینی‌تری یابد. این که آیا چین و روسیه می‌توانند یا می خواهند نقش موثری در این زمینه چه به صورت ارائه ابتکاری برای جلوگیری از بازگشت قطعنامه‌های شورای امنیت و ایفای نقش ضامن بین‌المللی در توافق احتمالی و چه به صورت نادیده گرفتن عملی تحریم‌ها در صورت بازگشت ایفا کنند مسئله‌ای است که در این نشست باید مدنظر ایران بوده باشد.

💢همبستگی شکننده ایران و چین

🔸علی‌رغم زمینه‌های مساعد و برخی نمونه‌های مهم همکاری ایران و چین از جمله توافق ۲۵ ساله، به دلایل مختلفی مانند غلبه نگاه مصلحتی و کوتاه‌مدت، همبستگی روابط دو کشور همواره شکننده بوده است. سفر رئیس‌جمهور به پکن زمینه را برای بررسی و انجام اقداماتی به منظور تقویت ابتکارات دوجانبه فراهم می‌کند و چارچوب‌هایی مانند سازمان شانگهای و بریکس می‌تواند به عنوان بسترهای کلیدی برای گسترش روابط عمل کند.

💢جمع‌بندی

گسترش آشوب‌های سیاسی و امنیتی در سطح جهانی، نقش سازمان همکاری شانگهای را به عنوان نهادی که می‌تواند رویکرد بدیلی در مقابل رویکردهای غربی ارائه کند از هر زمان دیگری برجسته‌تر کرده است.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/582
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👏21😁1👌1
♦️اجلاس شانگهای؛ اتحاد رقبا با پیامی روشن برای آمریکا
◼️رسپانسیبل استیت‌کرفت
📝سارنگ شیدور

#تهران_ریویو
#چین #آمریکا

🔸یک‌جانبه‌گرایی رو به افول است، اما واشنگتن می‌تواند و باید راهی غیرنظامی برای حفظ جایگاه خود بیابد. اجلاس سازمان همکاری شانگهای (SCO)، که مجموعه‌ای از کشورهای آسیایی و اوراسیایی است، روز یکشنبه در شهر تیانجین چین افتتاح شد. چین تلاش می‌کند تا از این رویداد که بزرگ‌ترین گردهمایی تاکنون این سازمان به شمار می‌رود، حداکثر بهره را ببرد.

🔹بیش از ۲۰ رهبر جهانی، از جمله رهبران ایران، هند، کره شمالی، کشورهای آسیای مرکزی، ترکیه و شریک نزدیک چین، یعنی روسیه، به میزبانی رئیس‌جمهور شی جین‌پینگ در این اجلاس حضور دارند. دبیرکل سازمان ملل متحد و آسه‌آن نیز در این رویداد شرکت کرده‌اند. رئیس‌جمهور اندونزی، پرابوو سابیانتو، قصد داشت در این اجلاس شرکت کند، اما به دلیل اعتراضات ضددولتی که در پایتخت این کشور در جریان است، در آخرین لحظه حضور خود را لغو کرد.

💢از امنیت به اقتصاد

🔹ریشه‌های سازمان همکاری شانگهای به‌عنوان یک گروه‌سازی حول محور امنیت شکل گرفته است، اما این سازمان به‌طور فزاینده‌ای در حال پرداختن به موضوعات اقتصادی و ارتباطات منطقه‌ای است. در این اجلاس، چین بر ایجاد بانک توسعه SCO و ترتیبات مالی جدید برای استخراج مواد معدنی کلیدی تأکید دارد. بااین‌حال، دیدارهای دوجانبه رهبران با یکدیگر نیز از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند، به‌ویژه دیدارهای میان چین و هند، چین و روسیه، و روسیه و ایران.

💢چین در برابر یک‌جانبه‌گرایی آمریکا

🔹این اجلاس در زمانی برگزار می‌شود که ایالات متحده در حال ایجاد موانع تعرفه‌ای با بسیاری از کشورهای جهان است و به‌طور فزاینده‌ای از سوی قدرت‌های تجاری به‌عنوان شریکی غیرقابل‌اعتماد تلقی می‌شود. پکن تلاش کرده است تا از این آشوب بهره‌برداری کند و خود را به‌عنوان عاملی برای ثبات و مرکزی برای تجارت و فناوری در آسیا و جنوب جهانی معرفی کند.

🔹نوسانات و عدم اطمینان در سیاست‌های ایالات متحده در تضاد با ثبات گسترده‌تر و پویایی اقتصادی در بخش‌های کلیدی آسیا قرار دارد. اگرچه بسیاری از کشورهای این منطقه در موضوع تعرفه‌ها با واشنگتن مصالحه‌های بزرگی کرده‌اند، اما اجلاس‌هایی مانند اجلاس تیانجین به کشورهای شرکت‌کننده امکان می‌دهد تا تنوع‌بخشی و چندجانبه‌گرایی را بیش‌ازپیش پیش ببرند.

💢هند و اندونزی در مسیر چندجانبه‌گرایی

🔹این موضوع به‌ویژه در این اجلاس برای هند و اندونزی صادق است. هند که یکی از بزرگترین بحران‌ها در روابطش با ایالات متحده در بیش از ۲۵ سال اخیر مواجه شده، به دنبال تثبیت روابط دشوار خود با چین و تعمیق پیوندهای قوی موجود با روسیه است. اندونزی نیز همچنان به بازی در همه طرف‌ها ادامه می‌دهد. این کشور پس از دوره‌ای دشوار در مذاکرات، توافقی تجاری با ایالات متحده امضا کرده، اما در عین حال در حال تعمیق روابط خود را با چین و روسیه نیز است.

💢افول یک‌جانبه‌گرایی

افزایش گرایش به استراتژی‌های هجینگ و چندجانبه‌گرایی در نظام بین‌المللی تنها می‌تواند به تسریع افول یک‌جانبه‌گرایی آمریکا در بلندمدت منجر شود. ایالات متحده آمریکا برای حفظ جایگاه خود باید روش‌هایی برای معرفی خود به‌عنوان شریکی باثبات و قابل‌اعتماد پیدا کند. این امر نمی‌تواند از طریق تلاش برای بازگرداندن تفوق به‌ویژه از طریق تشدید نظامی‌گری محقق شود. راهکار بهتر ممکن است در یافتن منافع مشترک و همکاری دوجانبه با قدرت‌های میانی کلیدی در آسیا و دیگر مناطق باشد.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/583
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍95
🌐شانگهای ۲۰۲۵؛ تلاقی قدرت سخت و نرم در راهبرد چینی

#تحلیل_کوتاه
#شرق_آسیا
#شانگهای

📝مصطفی کوشکی

🔹در روزهای اخیر، چین هم‌زمان میزبان دو صحنه نمادین از قدرت‌نمایی سیاسی و نظامی بوده است: «اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای» در تیانجین و «رژه بزرگ روز پیروزی» در پکن به مناسبت هشتادمین سالگرد پایان جنگ جهانی دوم. تقارن این دو رویداد را می‌توان به‌منزله تلاش آگاهانه پکن برای ایجاد پیوند میان «قدرت سخت» و «نهادسازی نرم» دانست؛ پیوندی که سبب شده چین بتواند از یک سو جدیدترین دستاوردها و توانمندی‌های نظامی‌ خود را به نمایش بگذارد و از سوی دیگر، چهارچوب نهادی برای اصلاح نظم جهانی بر پایه توسعه جهان جنوب را سامان بخشد. در ادامه، مهم‌ترین محورها و نتایج این رویدادها مورد اشاره قرار می‌گیرد.

💢ابتکار حکمرانی جهانی؛ جدیدترین ابتکار چینی

🔸در نشست سران سازمان همکاری شانگهای رئیس جمهور چین، از تازه‌ترین ابتکار خود تحت عنوان «ابتکار حکمرانی جهانی» رونمایی کرد. هرچند که ایده اصلاح حکمرانی جهانی پیش از این توسط شی مطرح شده بود؛ اما این نخستین بار است که به صورت مدون و یکپارچه، در ادامه ابتکارات سه‌گانه پیشین (توسعه، امنیت و تمدن جهانی) مطرح می‌شد. در این سخنرانی، شی اصول این ابتکار جدید را چنین برشمرد: برابری حاکمیت‌ها، حاکمیت قوانین بین‌المللی، چندجانبه‌گرایی، انسان‌مداری و تأثیرگذاری عملی. از منظر وی، این ابتکار بر پایه سه دستاورد مهم استوار است: اصلاح قدرت‌های نابرابر، تقویت نقش کشورهای جنوب جهانی و بهبود اثربخشی در مواجهه با بحران‌هایی مانند تغییرات اقلیمی، شکاف دیجیتال و چالش‌های توسعه‌ای.

💢دستاوردهای نشست سران سازمان همکاری شانگهای

🔸در پایان اجلاس، وانگ‌یی، وزیر امور خارجه چین، هشت دستاورد را برای این دور از اجلاس اعلام کرد. از میان دستاوردها، موارد زیر از اهمیت ویژه ای برخوردار است:

1️⃣تأسیس چهار مرکز امنیتی تحت عناوین مرکز یکپارچه مقابله با تهدیدات و چالش‌های امنیتی، مرکز امنیت اطلاعات، مرکز مبارزه با جرائم سازمان‌یافته فراملی و مرکز کنترل مواد مخدر.

2️⃣تصمیم سیاسی برای تأسیس بانک توسعه سازمان همکاری شانگهای گرفته شد. چین بیش از یک دهه پیش این ابتکار را پیشنهاد داده بود که سرانجام به ثمر نشست.

3️⃣چین اعلام کرد که سه پلتفرم برای ارتقای همکاری خود با سازمان همکاری شانگهای ایجاد خواهد کرد: انرژی، صنایع سبز و اقتصاد دیجیتال. در این راستا سه مرکز همکاری نیز تأسیس خواهد شد: نوآوری علمی و فناوری، آموزش عالی و آموزش فنی و حرفه‌ای.

4️⃣شش برنامه برای توسعه با کیفیت بالا تدوین شد که «بهره‌وری جدید، تجارت و سرمایه‌گذاری و همکاری در زنجیره‌های صنعتی» را در بر دارد.

💢حضور هند و فرصت طلبی چینی

🔸نخست‌وزیر هند، نارندرا مودی، در نشست سران سازمان همکاری شانگهای حضور یافت تا در میانه تنش‌های تجاری با آمریکا، گزینه‌های متعدد استراتژیک دهلی‌نو و استقلال راهبردی این کشور را به نمایش بگذارد. تعرفه‌های ۵۰ درصدی دولت ترامپ بر کالاهای هندی، به‌ویژه به دلیل خرید نفت روسیه، هند را به سمت تقویت روابط با دیگر قدرت‌ها، از جمله چین، سوق داده است. چین نیز این موقعیت را فرصتی مغتنم دانست تا پس از سال‌ها تنش مرزی، به‌ویژه در پی درگیری‌های مرگبار ۲۰۲۰، الگوی مشارکت را در روابط با هند تقویت کرده و مانع از تفوق رویکردهای رقابت طلبانه هند با چین گردد.

🔸در این راستا، پکن پیشنهاداتی را مانند از سرگیری پروازهای مستقیم که از سال ۲۰۲۰ متوقف شده بود، تسهیل صدور ویزا، تقویت گفت‌وگو درباره مدیریت مرزی و لغو ممنوعیت صادرات عناصر کمیاب خاکی، کودها و ماشین‌های حفاری به هند، به دهلی نو ارائه داده که موافقت و استقبال این کشور را نیز در پی داشته است.

💢اهمیت اجلاس و دستاوردهای آن برای ایران

🔸تهران در فضای پس از جنگ ۱۲ ‌روزه و در آستانه فعال‌سازی مکانیسم ماشه، بیش‌ازپیش به حمایت‌های سیاسی، اقتصادی و چه بسا نظامی شرکای غیرغربی خود نیاز دارد. در این چهارچوب، این اجلاس تاکنون دو دستاورد برای ایران در سطح سیاسی داشته است: ۱- صدور نامه مشترک ایران، چین و روسیه خطاب به دبیر کل سازمان ملل متحد مبنی بر محکومیت اقدام سه کشور اروپایی برای فعال کردن مکانیسم ماشه. این اقدام را می‌توان گامی مهم در تضعیف مشروعیت سازوکار موسوم به «اسنپ‌بک» دانست. ۲- محکومیت حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران در بیانیه سران شانگهای.

افزون بر این، سفر سه روزه رئیس جمهور به چین، فرصت مناسبی را برای مذاکرات مقامات ایران با طرف‌های چینی و روسی فراهم کرده است. باید دید تهران تا چه حد موفق شده است با ارائه بسته‌های پیشنهادی، حمایت‌های این دو قدرت را از خود افزایش دهد؟

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/584
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
9👍8
🌐مکران و سی‌پک: بستر پیوند توسعه‌ای ایران با چین و پاکستان

#تحلیل_کوتاه
#ایران #چین #پاکستان

🔹اشاره به طرح «کمربند-راه» و ابراز تمایل جدی به ادغام ایران در این طرح، یکی از مهم‌ترین و راهبردی‌ترین نکاتی است در جریان سفر رئیس جمهور به چین و سخنرانی وی در اجلاس شانگهای مورد تاکید قرار گرفت. در این راستا و با توجه به برنامه‌های توسعه‌ای دولت برای پهنه مکران، به نظر می‌رسد که فارغ از نقش‌آفرینی فعال در کریدور شرق-غرب، اتصال به کریدور سی‌پک به عنوان جزئی از ابتکار کمربند-راه نیز در دو چارچوب پیوند ترانزیتی و خلق زنجیره‌های ارزش جدید نیازمند توجهی ویژه باشد.

💢پهنه مکران و اهداف توسعه‎ای جمهوری اسلامی ایران

🔸پهنه مکران یکی از راهبردی‌ترین مناطق ایران با دسترسی مستقیم به آب‌های آزاد است که علیرغم بهره‌مندی از مزیت‌های ژئواکونومیک فراوان، تاکنون با چالش توسعه نایافتگی مواجه بوده است. در سال‌های اخیر، به کرات در خصوص ضرورت توسعه فعالیت‌های کلان اقتصادی در این پهنه صحبت شده و پروژه‌هایی نیز همچون توسعه بندر شهید بهشتی (چابهار)، اتصال ریلی چابهار-زاهدان و احداث شهرک پتروشیمی مکران کلید خورده است. در مجموع، توسعه فعالیت‌های اقتصادی در پهنه مکران از جمله مسائلی است که در سال‌های اخیر مورد اجماع سیاست‌گذاران و نخبگان کشور بوده و به طرق گوناگون نیز در اسناد بالادستی بازتاب یافته است.

🔸به عنوان مثال، سیاست‌های کلی توسعه دریامحور که در آذرماه سال 1402 ابلاغ گردیده، بر لزوم بذل توجه ویژه به سواحل مکران در طرح جامع توسعه دریامحور تاکید دارد. بند (4) از ماده (48) قانون برنامه هفتم پیشرفت از توسعه مکران با هدف تبدیل شدن به مرکز مبادلات بین‌المللی تولیدی، تجاری و گردشگری به عنوان یکی از طرح‌های عظیم اقتصاد ملی یاد کرده است و بند (خ) از ماده (101) این قانون توسعه سواحل مکران را یکی از ارکان مهم در ارتقای جایگاه جمهوری اسلامی ایران در سطوح منطقه‌ای و بین‌المللی برشمرده است.

💢کریدور اقتصادی چین-پاکستان

🔸کلان پروژه سی‌پک دربرگیرنده مجموعه‌ای از طرح‌های زیرساختی و شبکه‌های همکاری اقتصادی است که از یکسو اتصال تجاری و اقتصادی میان چین و پاکستان را تقویت می‌کنند و از سوی دیگر، مسیر زمینی مطمئنی برای دسترسی به آب‌های آزاد بدون عبور از تنگه‌ مالاکا برای چین فراهم می‌سازند. اهداف کلان توسعه‌ای چین و پاکستان در چارچوب اجزای مختلف این پروژه، اعم از بندر گوادر، به شکل قابل‌توجهی با یکدیگر پیوند خورده است و چین، علیرغم تهدیدات امنیتی و محدودیت‌های موجود، بر پیشبرد این پروژه مشترک مصمم به نظر می‌رسد.

💢اتصال مکران به کریدور سی‌پک: ترانزیت و زنجیره‌های ارزش

🔸پهنه مکران از مجاورت جغرافیایی قابل‌توجهی با اجزای اصلی این کلان پروژه برخوردار است که این مجاورت، در کنار روابط رو به گسترش سه کشور ایران، پاکستان و چین ظرفیت‌های کم‌نظیری را برای ادغام ایران در کلان ‌پروژه توسعه‌ای فراهم می‌کند. به عنوان مثال، فاصله میان دو بندر راهبردی چابهار و گوادر حدود 90 کیلومتر است و بندر راهبردی چابهار در ایران به آسانی می‌تواند از مسیر گوادر به این کریدور ترانزیتی پیوند بخورد.

🔸مسئله مشارکت ایران در این کریدور اقتصادی، منحصر به ترانزیت نیست. ایران، برخلاف چین و پاکستان، به منابع سرشار انرژی دسترسی دارد و صادرکننده خالص انرژی به حساب می‌رود و بر همین اساس، می‌تواند نسبت به تامین انرژی مورد نیاز چین و پاکستان در قالب این کریدور مبادرت نماید. مهم‌تر اینکه دنباله این کریدور اقتصادی، می‌تواند در قالب خلق زنجیره‌های ارزش و تولید نوین با مشارکت ایران مورد توجه قرار گیرد. بازار نهایی تولیدات این زنجیره می‌تواند یکی از سه کشور مورد بحث یا بازارهای بین‌المللی باشند که مورد دوم از مسیر چابهار و گوادر دسترسی مناسبی دارد. چین منبع مناسبی برای تامین مالی طرح‌های توسعه‌ای در این راستا خواهد بود و زنجیره‌های ارزش پتروشیمی و معدنی، صنایع غذایی، شیلات و محصولات کشاورزی و دامی نمونه‌هایی از صنایع واجد مزیت در این اتصال راهبردی به شمار می‌روند.

💢جمع‌بندی

تعریف همکاری‌های مشترک با چین در پهنه مکران و در راستای کلان‌پروژه‌های توسعه‌ای همچون سی‌پک، قادر است به عنصری مقوم در پیوند سیاسی ایران، چین و پاکستان نیز مبدل شود. در واقع، برقراری پیوندهایی از این دست، طرف‌های چینی و پاکستانی را مجاب خواهد کرد که ایران از سر ناچاری و اضطرار دست دوستی به سوی آنها دراز نکرده و پیوند راهبردی ایران با این دو کشور با توجه به درهم‌تنیدگی اهداف توسعه‌ای طرفین، با وزش بادهای موافق از سوی غرب متحول نخواهد شد.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/585
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8👎21
🌐 شعارهای شانگهای در مقابل عناصر قدرت واقعی شی
◾️فارن پالیسی
📝 سرگئی رادچنکو

#روندهای_استراتژیک

🔸اجلاس اخیر سازمان همکاری شانگهای در تیانجین، با حضور تقریباً ۳۰ رهبر جهان، تلاش داشت جایگاه چین را به عنوان محور جهان غیرغربی برجسته کند، اما در عمل بیشتر یک نمایش تشریفاتی بود. رقصندگان با لباس‌های رنگارنگ و حرکات هماهنگ، توجه میهمانان را جلب کردند، اما این تصویر محدود و صرفاً نمایشی از قدرت نرم چین ارائه داد.

🔹سازمان همکاری شانگهای که از سال ۲۰۰۱ تأسیس شده، همواره کمتر از مجموع اعضایش تأثیر عملی داشته و ورود هند، پاکستان، ایران و بلاروس، مأموریت اصلی این سازمان برای مدیریت اختلافات منطقه‌ای چین و روسیه را کمرنگ کرده است. در واقع، این اجلاس بیشتر یک فرصت دیپلماتیک برای تعاملات رسمی و ضیافت‌های پرزرق‌وبرق بود و نتوانست تضادهای عمیق میان اعضا را حل کند.

💢محدودیت شانگهای در مدیریت اختلافات بین‌المللی و منطقه‌ای

🔹ملاقات نخست‌وزیر هند، ناریندرا مودی، با شی جین‌پینگ نمونه‌ای از محدودیت شانگهای در مدیریت رقابت‌های منطقه‌ای است. اگرچه رهبران به طور دیپلماتیک از فرصت‌های توسعه‌ای مشترک سخن گفتند، اما واقعیت‌های اقتصادی، رقابت برای رهبری جنوب جهانی و مناقشات مرزی طولانی میان چین و هند همچنان بدون پاسخ باقی مانده‌اند. این سازمان نه یک اتحاد است، نه محور امنیتی، بلکه بستری برای گفت‌وگو است و نمی‌تواند بحران‌های اساسی را حل کند. بیانیه ۶ هزار کلمه‌ای «اعلامیه تیانجین» نیز بیشتر شامل شعارهای عمومی درباره تروریسم، هوش مصنوعی، گردشگری، آموزش و محیط زیست بود و هیچ برنامه عملی واقعی برای شکل‌دهی یک جهان چندقطبی ارائه نکرد.

💢دیپلماسی نمایشی در برابر اقدامات عملی چین

🔹اجلاس شانگهای بیشتر بر نمادگرایی متمرکز بود تا اقدام عملی. بحث‌های شی با ولادیمیر پوتین و مودی و جلسات از پیش آماده‌شده، جلوه‌ای از دیپلماسی نمایشی ارائه داد. سخنان شی درباره مخالفت با «ذهنیت جنگ سرد» و تاکید بر عدالت و انصاف بیشتر نمادین و فاقد جزئیات عملی بود. در مقابل، رژه نظامی چین در مراسم ۸۰ سالگی پایان جنگ جهانی دوم پیام واقعی و عملی قدرت چین را منتقل کرد. چین با تانک‌ها، موشک‌ها و نیروی انسانی آماده نشان داد که توان سخت و عملی آن شاخص واقعی جاه‌طلبی جهانی پکن است.

💢قدرت سخت به عنوان پیام اصلی چین به جهان

🔹 رژه نظامی در میدان تیانجین، برخلاف سخنرانی‌ها و بیانیه‌های دیپلماتیک، پیام مشخص و تحریک‌آمیز قدرت چین را منتقل کرد. حضور رهبران روسیه، ایران و کره شمالی این نمایش را تأیید کرد، در حالی که غرب عمدتاً به تماشاگران محدود شد. شی جین‌پینگ با لباس نظامی، مسیر سوسیالیسم با ویژگی‌های چینی و حفظ روح مقاومت ملی را برجسته کرد و با نمایش تجهیزات پیشرفته و نیروهای نظامی منظم، پیام واضحی درباره اولویت‌های عملی چین برای پیشرفت جهانی ارائه نمود.

💢تضاد میان ایده‌های بلندپروازانه و واقعیت عملی

🔹ارجاع شی به فلسفه دائویی و لائو-تسه، تصویری از آرمان‌های بلندپروازانه و غیرقابل دسترس ارائه می‌دهد؛ ایده‌هایی که در ظاهر به جهانی عادلانه و چندقطبی اشاره دارند، اما در عمل مبهم و غیرشفاف هستند. این تضاد میان آرمان و اقدام عملی نشان می‌دهد که چین بیش از هر چیز بر نمایش قدرت سخت و توان عملی تأکید دارد تا تحقق آرمان‌های دیپلماتیک و فلسفی.

💢پیام راهبردی برای رقبا و جهان


🔹نمایش نظامی و اقدامات عملی چین، به‌ویژه در حضور رهبران بین‌المللی و با ابزارهای پیشرفته نظامی، پیام آشکاری به ایالات متحده و دیگر رقبا ارسال کرد که جاه‌طلبی جهانی چین بر پایه توان واقعی و قدرت سخت آن استوار است. این اقدام نشان می‌دهد که باوجود تبلیغات دیپلماتیک و شعارهای تهی (پابلوم) شانگهای، قدرت واقعی چین در توان عملی و آماده‌سازی نظامی آن متجلی است.

💢 جمع‌بندی تحلیلی

اجلاس SCO بیشتر یک پلتفرم دیپلماتیک نمایشی و پر از شعارهای بی‌عمل بود، در حالی که رژه نظامی چین پیام واقعی قدرت و جاه‌طلبی‌های جهانی پکن را به وضوح منتقل کرد. سخنان فلسفی و آرمان‌های بلندپروازانه شی جذاب به نظر می‌رسند، اما در عمل شاخص واقعی قدرت چین در توان نظامی و اقدامات عملی آن نهفته است. این رویکرد نشان می‌دهد که چین به جای تکیه صرف بر دیپلماسی و ائتلاف‌های نمادین، بر قدرت سخت و توان عملی خود برای شکل‌دهی آینده جهانی تکیه دارد.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/586
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👎98🤔4
♦️تغییر در شورای عالی امنیت ملی؛ بازسازی سیستماتیک یا تنظیمات ظاهری؟
▪️مؤسسه مطالعات امنیت ملی
📝راز زیمیت


#تهران_ریویو
#ایران #اسرائیل

🔹در تاریخ ۳ اوت ۲۰۲۵، شورای عالی امنیت ملی ایران (شعام) اعلام کرد که «شورای دفاع» را ایجاد کرده است. این شورا تحت رهبری رئیس‌جمهور مسعود پزشکیان فعالیت خواهد کرد. وظیفه شورای دفاع، بررسی متمرکز برنامه‌های دفاعی ایران و ارتقای توانمندی‌های نیروهای مسلح خواهد بود. همزمان با تشکیل این شورا، رهبر معظم انقلاب آیت‌الله علی خامنه‌ای مشاور خود و رئیس پیشین مجلس، علی لاریجانی، را به‌عنوان دبیر شعام و نماینده خود در شورا منصوب کرد و او جایگزین علی‌اکبر احمدیان شد.

🔸لاریجانی به‌عنوان یک محافظه‌کار عملگرا شناخته می‌شود که همانند بسیاری از همتایانش به ضرورت انطباق ایدئولوژی انقلابی جمهوری اسلامی با شرایط و واقعیات روز اعتقاد دارد. او در دوران ریاست بر مجلس از سیاست‌های رئیس‌جمهور وقت، حسن روحانی، حمایت می‌کرد که خشم جناح‌های رادیکال مجلس را برانگیخت. شورای نگهبان حتی در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۱ و ۲۰۲۴ صلاحیت او را رد کرد. با این حال، در سال گذشته حضور لاریجانی در عرصه سیاسی پررنگ‌تر شد. در پایان سال ۲۰۲۴، آیت‌الله خامنه‌ای او را به‌عنوان نماینده ویژه خود به لبنان و سوریه (پیش از سقوط رژیم اسد) اعزام کرد و اخیراً نیز وی به مسکو سفر کرد و با ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، دیدار نمود.

🔸بازگشت لاریجانی می‌تواند بازتاب‌دهنده تمایل رهبری ایران به ادغام سیاستمداران باتجربه در دایره تصمیم‌گیری باشد؛ تمایلی که پس از جنگ با اسرائیل و به‌ویژه در پی از دست رفتن بخش قابل‌توجهی از فرماندهان عالی ایران پررنگ‌تر شده است. بازگماری لاریجانی به شعام همچنین می‌تواند نشانه‌ای آشتی‌جویانه، چه در داخل و چه در خارج، تلقی شود. محافل عملگرا و اصلاح‌طلب در ایران از حضور لاریجانی در شعام استقبال کرده و امیدوارند که آغازگر فصلی آشتی‌جویانه‌تر و میانه‌روانه‌تر در سیاست خارجی کشور باشد.

🔸به باور محافل میانه‌رو، تجربه دیپلماتیک و رویکرد عملگرایانه لاریجانی، نفوذ جلیلی در شعام را کاهش خواهد داد. محمود واعظی، رئیس دفتر رئیس‌جمهور سابق حسن روحانی، تأکید کرد که بازگشت لاریجانی نماد تغییر رویکرد، اصلاح مسیر سیاستی و قدردانی از مردمی است که در جریان جنگ حمایت بی‌سابقه‌ای از نظام نشان دادند. هواداران ایجاد شورای دفاع نیز بر این باورند که چنین اقدامی در پرتو جنگ اخیر، چالش‌های فزاینده امنیتی و احتمال بازگشت تحریم‌ها در صورت فعال شدن مکانیسم «ماشه» ضروری بوده است. آنان معتقدند که این شرایط نیازمند تسهیل روند تصمیم‌گیری در شرایط اضطراری و بهبود آمادگی برای سناریوهای پیچیده امنیتی است.

🔸در مقابل، برخی محافل تندرو نسبت به این تحولات ابراز نگرانی کرده‌اند. آنان هشدار می‌دهند که این اقدامات می‌تواند توازن قدرت در رأس حاکمیت ایران را برهم زند و به اتخاذ سیاستی آشتی‌جویانه با غرب منجر شود؛ رویکردی که به‌زعم آنان ناکارآمدی آن با حملات اسرائیل و آمریکا به ایران اثبات شده است. این منتقدان همچنین تأکید می‌کنند که تشکیل شورای دیگری ذیل شعام می‌تواند اقتدار نهادهایی همچون مجلس را تضعیف کرده و فرآیند تصمیم‌گیری را پیچیده‌تر سازد.

این تغییرات سازمانی در شرایطی اعمال شد که ایران در حال بازنگری درس‌آموخته‌های جنگ با اسرائیل و ارزیابی دوباره دکترین امنیتی، ساختار نیرو و شیوه‌های عملیاتی خود است. تکرار تهدیدات اسرائیل و آمریکا مبنی بر آمادگی برای حمله مجدد به ایران، از منظر تهران بیش از پیش ضرورت آمادگی برای سناریوهای تشدید تنش را برجسته ساخته است. شواهدی از این روند درس‌آموزی در هفته‌های اخیر دیده می‌شود، از جمله تلاش برای بازسازی و ارتقای سامانه‌های پدافند هوایی و موشکی و نصب بلندگوها و آژیرهای اضطراری در نقاط مرکزی تهران به‌منظور افزایش آمادگی عمومی در شرایط اضطراری.


اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/587
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍73🔥1
🌐از دفاع به جنگ؛ علل تغییر نام وزارت دفاع توسط ترامپ

#تحلیل_کوتاه
#آمریکا #ترامپ

🔹آخرین باری که منصبی تحت عنوان وزیر جنگ در دولت ایالات متحده وجود داشت، به دوران ریاست جمهوری هری ترومن (۱۹۴۵_۱۹۵۳) باز می‌گردد. در این دوران بود که این وزارت‌خانه برای اولین بار از زمان استقلال آمریکا (۱۷۸۱) به وزارت دفاع تغییر نام داد. چند روز پیش ترامپ، طی یک فرمان اجرایی، مجدداً نام وزارت جنگ را احیا کرد. اگرچه طبق همین فرمان، «جنگ» به عنوان نام دوم و فرعی وزارت‌خانه رسمی می‌شود و تغییر نام اصلی نیازمند تصویب کنگره است، اما از همین اقدام نیز می‌توان پیام‌های متعددی را دریافت کرد.

🔸استفاده ترامپ از نمادها و عناوین سنتی و قدیمی سیاست آمریکا برای اقدامات خود امر تازه‌ای محسوب نمی‌شود. او یک بار در نطق افتتاحیه دور دوم خود گفت که «عصر طلایی» (The Golden Age) در تاریخ آمریکا آغاز شده است. این عبارت برای کسانی که با تاریخ آمریکا آشنایی دارند، یادآور عصر طلایی (The Gilded Age) آمریکا در نیمه دوم قرن نوزدهم بود که در آن آمریکا به رشد اقتصادی و توسعه صنعتی چشمگیری رسید. او یک بار دیگر تصمیم به فعال‌سازی قانون بیگانگان (The Alien Act of 1789) برای اخراج مهاجران غیرقانونی گرفت. افزون بر این، ترامپ در سخنانش مکرراً خود را با جرج واشنگتن و آبراهام لینکلن مقایسه می‌کند.

🔸برای ترامپ، ساخت تصویری نجات‌دهنده از خود مستلزم بهره‌برداری از نمادهای سنتی است که معنای بازگشت به نوعی آمریکای حقیقی در گذشته را می‌دهند. این را در شعار برجسته ماگا، یعنی «آمریکا را دوباره باشکوه خواهیم کرد» نیز می‌توان یافت. ترامپ برای اینکه بتواند خود را منجی نشان دهد، نخست لازم است وضعیت کنونی را فاجعه‌بار نشان دهد و سپس بازگشت به گذشته را راهکار آمریکای کنونی معرفی کند. پیت هگزت، وزیر دفاع آمریکا، پیرامون این تغییر نام ادعا کرد که آمریکا هنگامی وزارت جنگ داشت در تمامی نبردهای بزرگ پیروز بود و پس از آن در هیچ جنگ بزرگی پیروز نشده است.

🔸احیای نام وزارت جنگ، استفاده‌های داخلی دیگری نیز می‌تواند داشته باشد. ترامپ در ماه‌های اخیر نشان داده است که از به کارگیری ارتش علیه ایالات -که به ندرت رخ می‌دهد- واهمه‌ای ندارد. او به بهانه برقراری نظم و اخراج مهاجران گارد ملی آمریکا و تفنگداران نیروی دریایی را وارد کالیفرنیا کرد. ترامپ اخیرا در پیام‌رسان خود، تروث سوشیال، بیان کرد که شهر شیکاگو در ایالت ایلینویز که در اجرای سیاست‌های مهاجرتی او کارشکنی می‌کند «به زودی درخواهد یافت که چرا نام این وزارتخانه به جنگ تغییر کرده است.» به عبارت دیگر، این تغییر ظاهری می‌تواند نشانه‌ای از اتخاذ رویکرد خشن‌تر و نظامی‌تر علیه ایالت‌های دموکرات باشد.

🔸در میان نتایج احتمالی این تغییر اسمی، باید به راهبردهای سیاست خارجی آمریکا نیز توجه کرد. همانطور که هگزت در جلسه امضای فرمان اجرایی گفت، این عنوان جدید به معنای کُشندگی بیشتر، حمله به جای دفاع صرف و پیروزی قاطع به جای جنگ بی‌پایان خواهد بود. دولت ۲۰۲۵ ترامپ، علی‌رغم شعارهای صلح‌طلبانه‌ او در مبارزات انتخاباتی، دارای نمونه‌های فراوانی از فداکردن دیپلماسی برای اقدام نظامی بوده است و این سخنان هگزت بیانگر این هستند که در راهبرد سیاست خارجی دولت ترامپ سریع‌تر و با ریسک بیشتر، ابزارهای نظامی را علیه دشمنان آمریکا به کار خواهد برد. به عبارت دیگر، اقدام نظامی نه آخرین گزینه، بلکه یکی از گزینه‌های قابل استفاده و بسیار محتمل است.

🔸البته امضای فرمان اجرایی به معنای تمام‌شدن ماجرای تغییر نام نیست. همانطور که پیشتر گفته شد، وزارت جنگ به عنوان نام دوم در اسناد مورد استفاده قرار خواهد گرفت و هگزت نیز ملزم است تا ظرف ۶۰ روز طرح پیشنهادی تغییر نام وزارتخانه را به رئیس جمهور جهت ارسال به کنگره ارائه دهد. افزون بر این، این تغییر نام دشواری‌ها و سردرگمی‌های اداری متعددی را ایجاد خواهد کرد. زیرا در کنار هزینه بالا، این تغییر نام باید در هزاران ساختمان این وزارت در داخل و خارج آمریکا انجام شود.

در مجموع، احیای نام «وزارت جنگ» در دولت ترامپ، حتی اگر صرفاً جنبه نمادین داشته باشد، حامل پیام‌های سیاسی و امنیتی پررنگی است. این اقدام نشان‌دهنده تمایل او به بازنمایی خویش در قامت منجی و استفاده از میراث تاریخی آمریکا برای مشروعیت‌بخشی به سیاست‌های سخت‌گیرانه داخلی و خارجی است. چنین تغییری می‌تواند به معنای افزایش اتکا به ابزار نظامی، تشدید تنش با مخالفان داخلی و خارجی و کاهش جایگاه دیپلماسی در سیاست خارجی ایالات متحده باشد.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/588
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍106👎2
♦️قمار اروپا بر مکانیسم ماشه علیه ایران
◾️موسسه خاورمیانه
📝جان کالابریس


#تهران_ریویو
#ایران #اروپا

🔸در هفته‌های پیش‌رو، اروپا با یک چالش مهم روبه‌رو خواهد شد تا بتواند تلاش‌های مدید خود برای مدیریت برنامه هسته‌ای ایران را به سرانجام برساند. در تاریخ 18 اکتبر، ظرفیت قانونی کشورهای بریتانیا، فرانسه و آلمان برای فعال‌سازی مکانیسم اسنپ‌بک به‌طور یک‌جانبه به پایان خواهد رسید. این به معنای از دست دادن آخرین ابزار چانه‌زنی قانونی باقی‌مانده است. نتیجه‌ی این فرآیند تعیین‌کننده است چرا که مشخص می‌کند آیا ایران همچنان در چارچوب معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) باقی خواهد ماند یا به سمت انزوا و رویارویی حرکت خواهد کرد که پیامدهایی فراتر از خاورمیانه خواهد داشت.

💢شکاف داخلی ایران

🔹علیرغم تهدیدات ایران به اقدام قاطع و حتی خروج از معاهده NPT، در درون نظام ایران شکاف‌های عمیقی وجود دارد. رئیس‌جمهور اصلاح‌طلب پیشنهاد کرده که غنی‌سازی اورانیوم در ازای کاهش تحریم‌ها متوقف شود، در حالی که تندروها معتقدند که غنی‌سازی آخرین اهرم چانه‌زنی ایران در برابر ایالات متحده است. اصلاح‌طلبان انزوای فزاینده را تهدیدی جدی برای بقای کشور می‌دانند.

🔹این شکاف‌ها نمایانگر نگرانی‌های راهبردی ایران است. از طرفی، از دست دادن ذخایر ۶۰ درصدی اورانیوم، تهران را از داشتن اهرم چانه‌زنی در مذاکرات با واشنگتن محروم می‌کند. از طرف دیگر، افشای محل‌های ذخیره اورانیوم نیز ممکن است ایران را در معرض حملات بیشتر از سوی اسرائیل یا ایالات متحده قرار دهد و حتی توافق برای تمدید مهلت‌ها به معنای پذیرش مکانیسمی خواهد بود که ایران آن را غیرقانونی می‌داند.


💢تحریم‌ها و قدرت نمادین: آیا اروپا می‌تواند فشار واقعی اعمال کند؟

🔹اگر مکانیسم ماشه فعال شود، تحریم‌هایی چون ممنوعیت فروش سلاح، محدودیت‌های مرتبط با موشک‌های بالستیک و تحریم‌های مالی به حالت اجرایی درمی‌آیند. این تحریم‌ها بیشترین ضربه را به برنامه‌های هسته‌ای و موشکی ایران خواهند زد. با این وجود تأثیرات نمادین و روانی محکومیت سازمان ملل ممکن است از اثرات مادی آن بیشتر باشد چرا که اجرای تحریم‌ها در گذشته ناهماهنگ بوده است و ایالات متحده به طور مستمر صادرات 1.5 میلیون بشکه نفت ایران به چین و صادرات برق به عراق را پذیرفته است بدون اینکه اقدام مؤثری علیه آن‌ها انجام دهد.

🔹این سوابق موجب تردید جدی درباره تأثیرگذاری فشار اروپا از طریق مکانیسم ماشه می‌شود. ایران در مقابله با تحریم‌ها به‌طور فزاینده‌ای ماهر شده است و با وابستگی به خریدهای چین، کانال‌های مالی موازی و تجارت منطقه‌ای، توانسته است تحریم‌ها را دور بزند. بنابراین، تأثیر مکانیسم ماشه بستگی زیادی به توانایی اروپا و آمریکا در اجرای مؤثر تحریم‌ها خواهد داشت.

💢راه حل تدریجی

🔹ترسیم یک نقشه راه تدریجی تنها مسیر باریک باقی مانده است. به جای درخواست شفافیت کامل و دسترسی فوری به تأسیسات، که از نظر سیاسی در نظر تهران غیرممکن است، اروپا می‌تواند یک نقشه راه تدریجی پیشنهاد کند. در این رویکرد،در حالی که تروئیکای اروپایی در شورای امنیت زمان می‌خرد و هماهنگ با واشنگتن عمل می‌کند، ایران اقداماتی محدود و قابل بازگشت برای بازگرداندن نظارت جزئی آژانس انرژی اتمی انجام خواهد داد. مسئله حساس ذخایر اورانیوم غنی‌شده ۶۰ درصد ایران به مراحل بعدی موکول می‌شود تا هم اهرم چانه‌زنی برای هر دو طرف حفظ شود و هم محاسبات تهران مبنی بر اینکه اجرای فوری ممکن است امکانپذیر نباشد، در نظر گرفته شود.

🔹این نقشه راه تدریجی، چالش‌های اصلی شناسایی شده در معضل اعمال تحریم‌ها را منعکس می‌کند. یعنی تعادل بین درخواست ایران برای تضمین‌های آمریکا، نیاز اروپا به راستی‌آزمایی و قدرت محدود تحریم‌های مکانیسم ماشه. بدون چنین مصالحه‌ای، محتمل‌ترین نتیجه افزایش تقابل است، به طوری که تحریم‌ها تهران را به سمت خروج از NPT پیش خواهد برد.

اکنون اروپا با یک معضل بزرگ روبروست؛ یا باید تحریم‌ها را اجرا کند و ریسک خروج ایران از معاهده NPT را بپذیرد، یا آخرین تلاش‌های دیپلماتیک را انجام دهد. هفته‌های پیش‌رو آزمون اروپا در تبدیل اهرم قانونی به اهرم واقعی خواهد بود. موفقیت این اقدام نه تنها به فعال‌سازی مکانیسم ماشه، بلکه به اجرای معتبر آن در هماهنگی با واشنگتن، عبور از بن‌بست‌های ژئوپلیتیکی و مدیریت سرکشی تهران بستگی دارد. اینکه آیا ریسک اروپا موفق می‌شود یا دیپلماسی هنوز می‌تواند از رویارویی کامل جلوگیری کند، آینده معاهده منع گسترش سلاح‌های اتمی و اعتبار اروپا به عنوان یک بازیگر استراتژیک را تعیین خواهد کرد.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/589
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍84👎2
♦️محک روابط هند و آمریکا در بحبوحه تغییرات ژئوپلیتیک
▪️
بنیاد تحقیقاتی آبزرور
📝قیصر شمیم


#تهران_ریویو
#هند #آمریکا

🔹چندی پیش ایالات متحده آمریکا با استناد به ادامه واردات نفت خام هند از روسیه، تعرفه‌ی سنگین ۵۰ درصدی بر کالاهای هندی اعلام کرد که از ۲۷ اوت ۲۰۲۵ اجرایی می‌شود. هند که مدت‌ها توسط واشنگتن به عنوان «شریک استراتژیک» و سدی در برابر گسترش‌طلبی چین معرفی شده بود، اکنون خود را در تیررس یک اقدام اقتصادی تنبیهی می‌بیند. این لحظه گویای شکاف‌های عمیق‌تر در بازآرایی قدرت جهانی است.

💢رئال‌پالیتیک پشتِ لفاظی‌ها

🔸این تهدید تعرفه‌ای رویکردی قدیمی است که کاملاً با سنت دیرینه آمریکایی، یعنی استفاده از ابزارهای اقتصادی برای امتداد سیاست خارجی، همخوانی دارد. اقدامات اخیر تعرفه‌ای، یادآور قانون تعرفه اسمووت-هاولی در سال ۱۹۳۰ است که تعرفه‌های ایالات متحده بر بسیاری از کالاها را افزایش داد. در نتیجه آن قانون رکود بزرگ تعمیق پیدا کرد. امروز، توجیه آن ژئوپلیتیک است اما خطر عواقب ناخواسته و شکاف در اتحادهای دوجانبه همچنان باقی است.

💢فراتر از روسیه: انگیزه‌های زیربنایی

🔸تفسیر تعرفه صرفاً به عنوان تحریم مرتبط با اوکراین، نادیده گرفتن تصویر استراتژیک بزرگ‌تر است. سیاست «آتمانیربهار بهارات» هند که خوداتکایی اقتصادی را ترویج می‌کند، بسیاری در واشنگتن را نگران کرده است.

🔸در همین حال، امتناع هند از هم‌راستایی صریح با غرب در مورد اوکراین و ادامه تعامل با بازارهای انرژی روسیه، توسط واشنگتن با ناخرسندی نگریسته می‌شود. استقلال استراتژیک دهلی نو، که زمانی تحسین‌برانگیز بود، اکنون به یک عامل آزاردهنده تبدیل شده است.

💢چه کسی برنده می‌شود، چه کسی بازنده؟

🔸در این بازی برندگان واضح زیادی وجود ندارد. گرچه برخی تولیدکنندگان آمریکایی ممکن است از رقابت هندی فراغت موقتی بیابند. با این حال، برای اکثر مصرف‌کنندگان هزینه واردات کالاهای هندی افزایش خواهد یافت. برای صادرکنندگان به هند نیز آسیب حادی وارد خواهد شد. همچنین برای رابطه گسترده‌تر دو طرف، اعتماد قربانی خواهد شد. در واقع، نگران‌کننده‌ترین جنبه این اقدام تعرفه‌ای نه تأثیر اقتصادی آن، بلکه پیام نمادین آن است که می‌گویند شراکت با ایالات متحده همچنان مشروط باقی می‌ماند.

💢پاسخ هند: حل و فصل، نه تلافی

🔸هند حداقل هنوز به دام نیفتاده است. شایان ذکر است که روسیه در حال حاضر ۴۰ درصد از نفت خام هند (۲۵۰ میلیون تن در سال) را تأمین می‌کند. امنیت انرژی یک رابطه اختیاری نیست. اما در عین حال هند می‌داند که چرخش کامل اقتصادی به مسکو غیرواقعی است. ایالات متحده همچنان بزرگ‌ترین شریک تجاری آن و منبع کلیدی برای فناوری، سرمایه‌گذاری و تجهیزات دفاعی است.

💢توازن مجدد با ذکاوت

🔸حال هند چگونه باید پاسخ دهد؟ نه با تقلید از تعرفه‌ها یا درگیر شدن در دیپلماسی تلافی‌جویانه، بلکه هند می‌تواند استراتژی بلندمدت را در پیش بگیرد که شامل:
1️⃣ تنوع‌بخشی به مقاصد صادراتی از طریق پیوندهای قوی‌تر با آسه‌آن، آفریقا و اتحادیه اروپا.
2️⃣ گسترش تجارت روپیه-روبل و توسعه سیستم‌های مالی جایگزین کمتر وابسته به دلار.
3️⃣ بهره‌برداری از اصلاحات داخلی برای تبدیل هند به جایگزینی جذاب‌تر برای چین در زنجیره‌های تأمین جهانی.
4️⃣ تقویت اتحادهای تجاری مانند چارچوب اقتصادی هند-اقیانوسیه (IPEF) و تعامل مجدد با مجامع تجارت چندجانبه که هند اغلب در حاشیه آنها بوده است.

تاریخ در این خصوص به ما یک الگو ارائه می‌دهد. در اوایل دهه ۱۹۹۰، پس از انکار کمک و افزایش فشار بر سیاست هسته‌ای، هند اقتصاد خود را باز کرد، اتحادهای جدیدی ساخت و مقاوم‌تر ظاهر شد. گاهی اوقات، ناملایمات می‌تواند معمار تحول باشد.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/590
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌10😁42
🌐حمله اسرائیل به دوحه؛ مرحله‌ای جدید در نظم‌سازی منطقه‌ای

#تحلیل_کوتاه
#تحولات_منطقه

📝مهدی آشنا

🔹حمله اسرائیل به رهبران حماس در دوحه قطر نقطه عطفی دیگر در دوره پساطوفان الاقصی محسوب می‌شود. این حمله را از منظر اهداف و رفتار عملیاتی اسرائیل و همچنین تاثیرات منطقه‌ای آن می‌توان مورد تحلیل قرار داد.

🔸نکته نخست درباره این حمله استفاده اسرائیل از الگوی ضربه روی میز مذاکره است. حمله به دوحه در حالی انجام شد که رهبران حماس در حال بررسی پیشنهاد جدید آمریکا برای آتش‌بس بودند؛ در واقع پیشنهاد آمریکا دامی برای جمع کردن رهبران حماس در یک جا با هدف حذف آنها توسط اسرائیل بوده است. اسرائیل و آمریکا پیش از این در ترور سید حسن نصرالله و دیگر رهبران حزب‌الله، ترور محمد سنوار در زمان آزادی یک اسیر آمریکایی-اسرائیلی و حمله به ایران در میانه مذاکرات هسته‌ای از این الگو استفاده کرده‌اند. ضربه خوردن مکرر مقاومت از این الگو تغییر کلی رویکرد مذاکراتی را ایجاب می‌کند.

🔸در حالی که پیش از عملیات طوفان الاقصی رژیم با سرعت فرایند ادغام منطقه‌ای را با پشتیبانی آمریکا از طریق عادی‌سازی با کشورهای عربی پیش می‌برد این عملیات چنان ضربه ای به اسرائیل وارد کرد که نه تنها چشم‌انداز تداوم این فرایند را به شکل سابق از بین برد بلکه بار حیثیتی سنگینی برای این رژیم داشت و به همین دلیل به راحتی و سادگی نمی‌توانست دوباره با نظمی که منجر به آن عملیات شد کنار آید. بخش از این نظم، وجود حماس و دیگر گروه‌های مسلح مقاومت در غزه بوده و بنابراین اسرائیل نابودی حماس یا دست کم خلع سلاح آن را به عنوان هدف اصلی خود دستور کار قرار داد.

🔸در یک سال اول جنگ، اسرائیل تمرکز خود را بر غزه گذاشته بود اما علی‌رغم ویرانی شدید و کشتار وسیع در غزه اسرائیل به لحاظ نظامی نتوانست بر غزه مسلط شود و مقاومت فلسطین را وادار به تسلیم کند. بنابراین رژیم در سال دوم تمرکز خود را بر جبهه نظامی پشتیبان غزه یعنی حزب‌الله، سوریه، مقاومت عراق، یمن و در نهایت و بالاتر از همه ایران معطوف ساخت تا با تغییر نظم در منطقه و تضعیف محور مقاومت، فلسطینی‌ها نیز تسلیم شوند. علی‌رغم ضرباتی که اسرائیل به محور وارد کرد این ضربات نیز به گونه‌ای نبوده که جبهه پشتیبان کاملا غره را رها کند و بنابراین تاثیر چشمگیری در موضع حماس و مقاومت ایجاد نشد. نتیجه این شد که نزدیک به دو سال از جنگ می‌گذرد و اسرائیل هنوز در غزه گرفتار است و نتوانسته ضربات و دستاوردهای نظامی خود را به موفقیت سیاسی تبدیل کند.

🔸بنابراین اگر چه پیش از این اسرائیل با ترور اسماعیل هنیه در تهران تلاش کرده بود با ارسال این پیام که رهبران سیاسی حماس در هیچ جا در امان نخواهند بود آنها را به تسلیم وادارد اما اکنون در آستانه دومین سالگرد طوفان‌الاقصی مرحله جدیدی از حذف رهبران سیاسی حماس را در منطقه در دستور کار داده است.

🔸حمله به قطر نخستین حمله اسرائیل به یکی از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس از ابتدای تاسیس خود و یک تغییر بنیادین در الگوی رفتار جنگی اسرائیل با گسترش جغرافیای جنگ به منطقه خلیج فارس است که می‌تواند تاثیراتی عمیق بر ادراک ذهنی و الگو رفتاری کشورهای این منطقه داشته باشد.

🔸حمله به قطر در حالی انجام می‌شود که پس از سقوط بشار اسد در سوریه و استقرار جولانی با حمایت ترکیه به عنوان پشتیبان اصلی آن، اسرائیل محور اخوانی ترکیه، قطر و سوریه را به عنوان یک تهدید جدید در نظر گرفته است و با حملات متعدد تلاش کرده است مانع از شکل‌‌گیری هر گونه توان تهدید از این ناحیه علیه خود شود و در همین راستا اخیرا تاسیسات امنیتی مرتبط با ترکیه در سوریه را نیز هدف قرار داده بود. بنابراین می‌توان گفت در نظم چهارقطبی غرب آسیا (محور مقاومت، محور اخوانی، اسرائیل و محور محافظه‌کار عربی) اسرائیل تلاش می‌کند با تمرکز جدید بر محور اخوانی پس از ضربات به محور مقاومت، سیطره خود را بر منطقه به رخ بکشد و یک نظم نوین با برتری بی‌‌چون‌وچرای خود را حاکم سازد.

نکته آخر این است که چنین رفتاری از سوی اسرائیل مبتنی بر درک جامعه‌شناسانه اسرائیل از رفتار جامعه عربی است. اندیشکده‌های آمریکایی و اسرائیلی در سال‌های اخیر شاید به درستی تکرار کرده‌اند که سبک زندگی جامعه عربی عوض شده و توجه آن از مسائل هویتی به معیشت و عیش‌ونوش تغییر یافته است و بر همین اساس هم رویکرد سخت‌‌تر علیه فلسطینی‌ها و در عین حال پیشبرد عادی‌سازی را توصیه کرده‌اند. اکنون سوال این است که آیا گسترش جغرافیای جنگ توسط اسرائیل به پشت در خانه‌های آنها، می‌تواند جامعه عربی را تکان دهد یا خیر؟

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/591
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍117🤔1👌1