#تحلیل_کوتاه
#ایران #چین #پاکستان
🔹اشاره به طرح «کمربند-راه» و ابراز تمایل جدی به ادغام ایران در این طرح، یکی از مهمترین و راهبردیترین نکاتی است در جریان سفر رئیس جمهور به چین و سخنرانی وی در اجلاس شانگهای مورد تاکید قرار گرفت. در این راستا و با توجه به برنامههای توسعهای دولت برای پهنه مکران، به نظر میرسد که فارغ از نقشآفرینی فعال در کریدور شرق-غرب، اتصال به کریدور سیپک به عنوان جزئی از ابتکار کمربند-راه نیز در دو چارچوب پیوند ترانزیتی و خلق زنجیرههای ارزش جدید نیازمند توجهی ویژه باشد.
💢پهنه مکران و اهداف توسعهای جمهوری اسلامی ایران
🔸پهنه مکران یکی از راهبردیترین مناطق ایران با دسترسی مستقیم به آبهای آزاد است که علیرغم بهرهمندی از مزیتهای ژئواکونومیک فراوان، تاکنون با چالش توسعه نایافتگی مواجه بوده است. در سالهای اخیر، به کرات در خصوص ضرورت توسعه فعالیتهای کلان اقتصادی در این پهنه صحبت شده و پروژههایی نیز همچون توسعه بندر شهید بهشتی (چابهار)، اتصال ریلی چابهار-زاهدان و احداث شهرک پتروشیمی مکران کلید خورده است. در مجموع، توسعه فعالیتهای اقتصادی در پهنه مکران از جمله مسائلی است که در سالهای اخیر مورد اجماع سیاستگذاران و نخبگان کشور بوده و به طرق گوناگون نیز در اسناد بالادستی بازتاب یافته است.
🔸به عنوان مثال، سیاستهای کلی توسعه دریامحور که در آذرماه سال 1402 ابلاغ گردیده، بر لزوم بذل توجه ویژه به سواحل مکران در طرح جامع توسعه دریامحور تاکید دارد. بند (4) از ماده (48) قانون برنامه هفتم پیشرفت از توسعه مکران با هدف تبدیل شدن به مرکز مبادلات بینالمللی تولیدی، تجاری و گردشگری به عنوان یکی از طرحهای عظیم اقتصاد ملی یاد کرده است و بند (خ) از ماده (101) این قانون توسعه سواحل مکران را یکی از ارکان مهم در ارتقای جایگاه جمهوری اسلامی ایران در سطوح منطقهای و بینالمللی برشمرده است.
💢کریدور اقتصادی چین-پاکستان
🔸کلان پروژه سیپک دربرگیرنده مجموعهای از طرحهای زیرساختی و شبکههای همکاری اقتصادی است که از یکسو اتصال تجاری و اقتصادی میان چین و پاکستان را تقویت میکنند و از سوی دیگر، مسیر زمینی مطمئنی برای دسترسی به آبهای آزاد بدون عبور از تنگه مالاکا برای چین فراهم میسازند. اهداف کلان توسعهای چین و پاکستان در چارچوب اجزای مختلف این پروژه، اعم از بندر گوادر، به شکل قابلتوجهی با یکدیگر پیوند خورده است و چین، علیرغم تهدیدات امنیتی و محدودیتهای موجود، بر پیشبرد این پروژه مشترک مصمم به نظر میرسد.
💢اتصال مکران به کریدور سیپک: ترانزیت و زنجیرههای ارزش
🔸پهنه مکران از مجاورت جغرافیایی قابلتوجهی با اجزای اصلی این کلان پروژه برخوردار است که این مجاورت، در کنار روابط رو به گسترش سه کشور ایران، پاکستان و چین ظرفیتهای کمنظیری را برای ادغام ایران در کلان پروژه توسعهای فراهم میکند. به عنوان مثال، فاصله میان دو بندر راهبردی چابهار و گوادر حدود 90 کیلومتر است و بندر راهبردی چابهار در ایران به آسانی میتواند از مسیر گوادر به این کریدور ترانزیتی پیوند بخورد.
🔸مسئله مشارکت ایران در این کریدور اقتصادی، منحصر به ترانزیت نیست. ایران، برخلاف چین و پاکستان، به منابع سرشار انرژی دسترسی دارد و صادرکننده خالص انرژی به حساب میرود و بر همین اساس، میتواند نسبت به تامین انرژی مورد نیاز چین و پاکستان در قالب این کریدور مبادرت نماید. مهمتر اینکه دنباله این کریدور اقتصادی، میتواند در قالب خلق زنجیرههای ارزش و تولید نوین با مشارکت ایران مورد توجه قرار گیرد. بازار نهایی تولیدات این زنجیره میتواند یکی از سه کشور مورد بحث یا بازارهای بینالمللی باشند که مورد دوم از مسیر چابهار و گوادر دسترسی مناسبی دارد. چین منبع مناسبی برای تامین مالی طرحهای توسعهای در این راستا خواهد بود و زنجیرههای ارزش پتروشیمی و معدنی، صنایع غذایی، شیلات و محصولات کشاورزی و دامی نمونههایی از صنایع واجد مزیت در این اتصال راهبردی به شمار میروند.
💢جمعبندی
🌐https://institutetehran.com/art/585
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8👎2❤1
◾️فارن پالیسی
📝 سرگئی رادچنکو
#روندهای_استراتژیک
🔸اجلاس اخیر سازمان همکاری شانگهای در تیانجین، با حضور تقریباً ۳۰ رهبر جهان، تلاش داشت جایگاه چین را به عنوان محور جهان غیرغربی برجسته کند، اما در عمل بیشتر یک نمایش تشریفاتی بود. رقصندگان با لباسهای رنگارنگ و حرکات هماهنگ، توجه میهمانان را جلب کردند، اما این تصویر محدود و صرفاً نمایشی از قدرت نرم چین ارائه داد.
🔹سازمان همکاری شانگهای که از سال ۲۰۰۱ تأسیس شده، همواره کمتر از مجموع اعضایش تأثیر عملی داشته و ورود هند، پاکستان، ایران و بلاروس، مأموریت اصلی این سازمان برای مدیریت اختلافات منطقهای چین و روسیه را کمرنگ کرده است. در واقع، این اجلاس بیشتر یک فرصت دیپلماتیک برای تعاملات رسمی و ضیافتهای پرزرقوبرق بود و نتوانست تضادهای عمیق میان اعضا را حل کند.
💢محدودیت شانگهای در مدیریت اختلافات بینالمللی و منطقهای
🔹ملاقات نخستوزیر هند، ناریندرا مودی، با شی جینپینگ نمونهای از محدودیت شانگهای در مدیریت رقابتهای منطقهای است. اگرچه رهبران به طور دیپلماتیک از فرصتهای توسعهای مشترک سخن گفتند، اما واقعیتهای اقتصادی، رقابت برای رهبری جنوب جهانی و مناقشات مرزی طولانی میان چین و هند همچنان بدون پاسخ باقی ماندهاند. این سازمان نه یک اتحاد است، نه محور امنیتی، بلکه بستری برای گفتوگو است و نمیتواند بحرانهای اساسی را حل کند. بیانیه ۶ هزار کلمهای «اعلامیه تیانجین» نیز بیشتر شامل شعارهای عمومی درباره تروریسم، هوش مصنوعی، گردشگری، آموزش و محیط زیست بود و هیچ برنامه عملی واقعی برای شکلدهی یک جهان چندقطبی ارائه نکرد.
💢دیپلماسی نمایشی در برابر اقدامات عملی چین
🔹اجلاس شانگهای بیشتر بر نمادگرایی متمرکز بود تا اقدام عملی. بحثهای شی با ولادیمیر پوتین و مودی و جلسات از پیش آمادهشده، جلوهای از دیپلماسی نمایشی ارائه داد. سخنان شی درباره مخالفت با «ذهنیت جنگ سرد» و تاکید بر عدالت و انصاف بیشتر نمادین و فاقد جزئیات عملی بود. در مقابل، رژه نظامی چین در مراسم ۸۰ سالگی پایان جنگ جهانی دوم پیام واقعی و عملی قدرت چین را منتقل کرد. چین با تانکها، موشکها و نیروی انسانی آماده نشان داد که توان سخت و عملی آن شاخص واقعی جاهطلبی جهانی پکن است.
💢قدرت سخت به عنوان پیام اصلی چین به جهان
🔹 رژه نظامی در میدان تیانجین، برخلاف سخنرانیها و بیانیههای دیپلماتیک، پیام مشخص و تحریکآمیز قدرت چین را منتقل کرد. حضور رهبران روسیه، ایران و کره شمالی این نمایش را تأیید کرد، در حالی که غرب عمدتاً به تماشاگران محدود شد. شی جینپینگ با لباس نظامی، مسیر سوسیالیسم با ویژگیهای چینی و حفظ روح مقاومت ملی را برجسته کرد و با نمایش تجهیزات پیشرفته و نیروهای نظامی منظم، پیام واضحی درباره اولویتهای عملی چین برای پیشرفت جهانی ارائه نمود.
💢تضاد میان ایدههای بلندپروازانه و واقعیت عملی
🔹ارجاع شی به فلسفه دائویی و لائو-تسه، تصویری از آرمانهای بلندپروازانه و غیرقابل دسترس ارائه میدهد؛ ایدههایی که در ظاهر به جهانی عادلانه و چندقطبی اشاره دارند، اما در عمل مبهم و غیرشفاف هستند. این تضاد میان آرمان و اقدام عملی نشان میدهد که چین بیش از هر چیز بر نمایش قدرت سخت و توان عملی تأکید دارد تا تحقق آرمانهای دیپلماتیک و فلسفی.
💢پیام راهبردی برای رقبا و جهان
🔹نمایش نظامی و اقدامات عملی چین، بهویژه در حضور رهبران بینالمللی و با ابزارهای پیشرفته نظامی، پیام آشکاری به ایالات متحده و دیگر رقبا ارسال کرد که جاهطلبی جهانی چین بر پایه توان واقعی و قدرت سخت آن استوار است. این اقدام نشان میدهد که باوجود تبلیغات دیپلماتیک و شعارهای تهی (پابلوم) شانگهای، قدرت واقعی چین در توان عملی و آمادهسازی نظامی آن متجلی است.
💢 جمعبندی تحلیلی
🌐https://institutetehran.com/art/586
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👎9❤8🤔4
♦️تغییر در شورای عالی امنیت ملی؛ بازسازی سیستماتیک یا تنظیمات ظاهری؟
▪️مؤسسه مطالعات امنیت ملی
📝راز زیمیت
#تهران_ریویو
#ایران #اسرائیل
🔹در تاریخ ۳ اوت ۲۰۲۵، شورای عالی امنیت ملی ایران (شعام) اعلام کرد که «شورای دفاع» را ایجاد کرده است. این شورا تحت رهبری رئیسجمهور مسعود پزشکیان فعالیت خواهد کرد. وظیفه شورای دفاع، بررسی متمرکز برنامههای دفاعی ایران و ارتقای توانمندیهای نیروهای مسلح خواهد بود. همزمان با تشکیل این شورا، رهبر معظم انقلاب آیتالله علی خامنهای مشاور خود و رئیس پیشین مجلس، علی لاریجانی، را بهعنوان دبیر شعام و نماینده خود در شورا منصوب کرد و او جایگزین علیاکبر احمدیان شد.
🔸لاریجانی بهعنوان یک محافظهکار عملگرا شناخته میشود که همانند بسیاری از همتایانش به ضرورت انطباق ایدئولوژی انقلابی جمهوری اسلامی با شرایط و واقعیات روز اعتقاد دارد. او در دوران ریاست بر مجلس از سیاستهای رئیسجمهور وقت، حسن روحانی، حمایت میکرد که خشم جناحهای رادیکال مجلس را برانگیخت. شورای نگهبان حتی در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۱ و ۲۰۲۴ صلاحیت او را رد کرد. با این حال، در سال گذشته حضور لاریجانی در عرصه سیاسی پررنگتر شد. در پایان سال ۲۰۲۴، آیتالله خامنهای او را بهعنوان نماینده ویژه خود به لبنان و سوریه (پیش از سقوط رژیم اسد) اعزام کرد و اخیراً نیز وی به مسکو سفر کرد و با ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، دیدار نمود.
🔸بازگشت لاریجانی میتواند بازتابدهنده تمایل رهبری ایران به ادغام سیاستمداران باتجربه در دایره تصمیمگیری باشد؛ تمایلی که پس از جنگ با اسرائیل و بهویژه در پی از دست رفتن بخش قابلتوجهی از فرماندهان عالی ایران پررنگتر شده است. بازگماری لاریجانی به شعام همچنین میتواند نشانهای آشتیجویانه، چه در داخل و چه در خارج، تلقی شود. محافل عملگرا و اصلاحطلب در ایران از حضور لاریجانی در شعام استقبال کرده و امیدوارند که آغازگر فصلی آشتیجویانهتر و میانهروانهتر در سیاست خارجی کشور باشد.
🔸به باور محافل میانهرو، تجربه دیپلماتیک و رویکرد عملگرایانه لاریجانی، نفوذ جلیلی در شعام را کاهش خواهد داد. محمود واعظی، رئیس دفتر رئیسجمهور سابق حسن روحانی، تأکید کرد که بازگشت لاریجانی نماد تغییر رویکرد، اصلاح مسیر سیاستی و قدردانی از مردمی است که در جریان جنگ حمایت بیسابقهای از نظام نشان دادند. هواداران ایجاد شورای دفاع نیز بر این باورند که چنین اقدامی در پرتو جنگ اخیر، چالشهای فزاینده امنیتی و احتمال بازگشت تحریمها در صورت فعال شدن مکانیسم «ماشه» ضروری بوده است. آنان معتقدند که این شرایط نیازمند تسهیل روند تصمیمگیری در شرایط اضطراری و بهبود آمادگی برای سناریوهای پیچیده امنیتی است.
🔸در مقابل، برخی محافل تندرو نسبت به این تحولات ابراز نگرانی کردهاند. آنان هشدار میدهند که این اقدامات میتواند توازن قدرت در رأس حاکمیت ایران را برهم زند و به اتخاذ سیاستی آشتیجویانه با غرب منجر شود؛ رویکردی که بهزعم آنان ناکارآمدی آن با حملات اسرائیل و آمریکا به ایران اثبات شده است. این منتقدان همچنین تأکید میکنند که تشکیل شورای دیگری ذیل شعام میتواند اقتدار نهادهایی همچون مجلس را تضعیف کرده و فرآیند تصمیمگیری را پیچیدهتر سازد.
✅ این تغییرات سازمانی در شرایطی اعمال شد که ایران در حال بازنگری درسآموختههای جنگ با اسرائیل و ارزیابی دوباره دکترین امنیتی، ساختار نیرو و شیوههای عملیاتی خود است. تکرار تهدیدات اسرائیل و آمریکا مبنی بر آمادگی برای حمله مجدد به ایران، از منظر تهران بیش از پیش ضرورت آمادگی برای سناریوهای تشدید تنش را برجسته ساخته است. شواهدی از این روند درسآموزی در هفتههای اخیر دیده میشود، از جمله تلاش برای بازسازی و ارتقای سامانههای پدافند هوایی و موشکی و نصب بلندگوها و آژیرهای اضطراری در نقاط مرکزی تهران بهمنظور افزایش آمادگی عمومی در شرایط اضطراری.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/587
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
▪️مؤسسه مطالعات امنیت ملی
📝راز زیمیت
#تهران_ریویو
#ایران #اسرائیل
🔹در تاریخ ۳ اوت ۲۰۲۵، شورای عالی امنیت ملی ایران (شعام) اعلام کرد که «شورای دفاع» را ایجاد کرده است. این شورا تحت رهبری رئیسجمهور مسعود پزشکیان فعالیت خواهد کرد. وظیفه شورای دفاع، بررسی متمرکز برنامههای دفاعی ایران و ارتقای توانمندیهای نیروهای مسلح خواهد بود. همزمان با تشکیل این شورا، رهبر معظم انقلاب آیتالله علی خامنهای مشاور خود و رئیس پیشین مجلس، علی لاریجانی، را بهعنوان دبیر شعام و نماینده خود در شورا منصوب کرد و او جایگزین علیاکبر احمدیان شد.
🔸لاریجانی بهعنوان یک محافظهکار عملگرا شناخته میشود که همانند بسیاری از همتایانش به ضرورت انطباق ایدئولوژی انقلابی جمهوری اسلامی با شرایط و واقعیات روز اعتقاد دارد. او در دوران ریاست بر مجلس از سیاستهای رئیسجمهور وقت، حسن روحانی، حمایت میکرد که خشم جناحهای رادیکال مجلس را برانگیخت. شورای نگهبان حتی در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۱ و ۲۰۲۴ صلاحیت او را رد کرد. با این حال، در سال گذشته حضور لاریجانی در عرصه سیاسی پررنگتر شد. در پایان سال ۲۰۲۴، آیتالله خامنهای او را بهعنوان نماینده ویژه خود به لبنان و سوریه (پیش از سقوط رژیم اسد) اعزام کرد و اخیراً نیز وی به مسکو سفر کرد و با ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، دیدار نمود.
🔸بازگشت لاریجانی میتواند بازتابدهنده تمایل رهبری ایران به ادغام سیاستمداران باتجربه در دایره تصمیمگیری باشد؛ تمایلی که پس از جنگ با اسرائیل و بهویژه در پی از دست رفتن بخش قابلتوجهی از فرماندهان عالی ایران پررنگتر شده است. بازگماری لاریجانی به شعام همچنین میتواند نشانهای آشتیجویانه، چه در داخل و چه در خارج، تلقی شود. محافل عملگرا و اصلاحطلب در ایران از حضور لاریجانی در شعام استقبال کرده و امیدوارند که آغازگر فصلی آشتیجویانهتر و میانهروانهتر در سیاست خارجی کشور باشد.
🔸به باور محافل میانهرو، تجربه دیپلماتیک و رویکرد عملگرایانه لاریجانی، نفوذ جلیلی در شعام را کاهش خواهد داد. محمود واعظی، رئیس دفتر رئیسجمهور سابق حسن روحانی، تأکید کرد که بازگشت لاریجانی نماد تغییر رویکرد، اصلاح مسیر سیاستی و قدردانی از مردمی است که در جریان جنگ حمایت بیسابقهای از نظام نشان دادند. هواداران ایجاد شورای دفاع نیز بر این باورند که چنین اقدامی در پرتو جنگ اخیر، چالشهای فزاینده امنیتی و احتمال بازگشت تحریمها در صورت فعال شدن مکانیسم «ماشه» ضروری بوده است. آنان معتقدند که این شرایط نیازمند تسهیل روند تصمیمگیری در شرایط اضطراری و بهبود آمادگی برای سناریوهای پیچیده امنیتی است.
🔸در مقابل، برخی محافل تندرو نسبت به این تحولات ابراز نگرانی کردهاند. آنان هشدار میدهند که این اقدامات میتواند توازن قدرت در رأس حاکمیت ایران را برهم زند و به اتخاذ سیاستی آشتیجویانه با غرب منجر شود؛ رویکردی که بهزعم آنان ناکارآمدی آن با حملات اسرائیل و آمریکا به ایران اثبات شده است. این منتقدان همچنین تأکید میکنند که تشکیل شورای دیگری ذیل شعام میتواند اقتدار نهادهایی همچون مجلس را تضعیف کرده و فرآیند تصمیمگیری را پیچیدهتر سازد.
🌐https://institutetehran.com/art/587
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤3🔥1
#تحلیل_کوتاه
#آمریکا #ترامپ
🔹آخرین باری که منصبی تحت عنوان وزیر جنگ در دولت ایالات متحده وجود داشت، به دوران ریاست جمهوری هری ترومن (۱۹۴۵_۱۹۵۳) باز میگردد. در این دوران بود که این وزارتخانه برای اولین بار از زمان استقلال آمریکا (۱۷۸۱) به وزارت دفاع تغییر نام داد. چند روز پیش ترامپ، طی یک فرمان اجرایی، مجدداً نام وزارت جنگ را احیا کرد. اگرچه طبق همین فرمان، «جنگ» به عنوان نام دوم و فرعی وزارتخانه رسمی میشود و تغییر نام اصلی نیازمند تصویب کنگره است، اما از همین اقدام نیز میتوان پیامهای متعددی را دریافت کرد.
🔸استفاده ترامپ از نمادها و عناوین سنتی و قدیمی سیاست آمریکا برای اقدامات خود امر تازهای محسوب نمیشود. او یک بار در نطق افتتاحیه دور دوم خود گفت که «عصر طلایی» (The Golden Age) در تاریخ آمریکا آغاز شده است. این عبارت برای کسانی که با تاریخ آمریکا آشنایی دارند، یادآور عصر طلایی (The Gilded Age) آمریکا در نیمه دوم قرن نوزدهم بود که در آن آمریکا به رشد اقتصادی و توسعه صنعتی چشمگیری رسید. او یک بار دیگر تصمیم به فعالسازی قانون بیگانگان (The Alien Act of 1789) برای اخراج مهاجران غیرقانونی گرفت. افزون بر این، ترامپ در سخنانش مکرراً خود را با جرج واشنگتن و آبراهام لینکلن مقایسه میکند.
🔸برای ترامپ، ساخت تصویری نجاتدهنده از خود مستلزم بهرهبرداری از نمادهای سنتی است که معنای بازگشت به نوعی آمریکای حقیقی در گذشته را میدهند. این را در شعار برجسته ماگا، یعنی «آمریکا را دوباره باشکوه خواهیم کرد» نیز میتوان یافت. ترامپ برای اینکه بتواند خود را منجی نشان دهد، نخست لازم است وضعیت کنونی را فاجعهبار نشان دهد و سپس بازگشت به گذشته را راهکار آمریکای کنونی معرفی کند. پیت هگزت، وزیر دفاع آمریکا، پیرامون این تغییر نام ادعا کرد که آمریکا هنگامی وزارت جنگ داشت در تمامی نبردهای بزرگ پیروز بود و پس از آن در هیچ جنگ بزرگی پیروز نشده است.
🔸احیای نام وزارت جنگ، استفادههای داخلی دیگری نیز میتواند داشته باشد. ترامپ در ماههای اخیر نشان داده است که از به کارگیری ارتش علیه ایالات -که به ندرت رخ میدهد- واهمهای ندارد. او به بهانه برقراری نظم و اخراج مهاجران گارد ملی آمریکا و تفنگداران نیروی دریایی را وارد کالیفرنیا کرد. ترامپ اخیرا در پیامرسان خود، تروث سوشیال، بیان کرد که شهر شیکاگو در ایالت ایلینویز که در اجرای سیاستهای مهاجرتی او کارشکنی میکند «به زودی درخواهد یافت که چرا نام این وزارتخانه به جنگ تغییر کرده است.» به عبارت دیگر، این تغییر ظاهری میتواند نشانهای از اتخاذ رویکرد خشنتر و نظامیتر علیه ایالتهای دموکرات باشد.
🔸در میان نتایج احتمالی این تغییر اسمی، باید به راهبردهای سیاست خارجی آمریکا نیز توجه کرد. همانطور که هگزت در جلسه امضای فرمان اجرایی گفت، این عنوان جدید به معنای کُشندگی بیشتر، حمله به جای دفاع صرف و پیروزی قاطع به جای جنگ بیپایان خواهد بود. دولت ۲۰۲۵ ترامپ، علیرغم شعارهای صلحطلبانه او در مبارزات انتخاباتی، دارای نمونههای فراوانی از فداکردن دیپلماسی برای اقدام نظامی بوده است و این سخنان هگزت بیانگر این هستند که در راهبرد سیاست خارجی دولت ترامپ سریعتر و با ریسک بیشتر، ابزارهای نظامی را علیه دشمنان آمریکا به کار خواهد برد. به عبارت دیگر، اقدام نظامی نه آخرین گزینه، بلکه یکی از گزینههای قابل استفاده و بسیار محتمل است.
🔸البته امضای فرمان اجرایی به معنای تمامشدن ماجرای تغییر نام نیست. همانطور که پیشتر گفته شد، وزارت جنگ به عنوان نام دوم در اسناد مورد استفاده قرار خواهد گرفت و هگزت نیز ملزم است تا ظرف ۶۰ روز طرح پیشنهادی تغییر نام وزارتخانه را به رئیس جمهور جهت ارسال به کنگره ارائه دهد. افزون بر این، این تغییر نام دشواریها و سردرگمیهای اداری متعددی را ایجاد خواهد کرد. زیرا در کنار هزینه بالا، این تغییر نام باید در هزاران ساختمان این وزارت در داخل و خارج آمریکا انجام شود.
🌐https://institutetehran.com/art/588
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10❤6👎2
♦️قمار اروپا بر مکانیسم ماشه علیه ایران
◾️موسسه خاورمیانه
📝جان کالابریس
#تهران_ریویو
#ایران #اروپا
🔸در هفتههای پیشرو، اروپا با یک چالش مهم روبهرو خواهد شد تا بتواند تلاشهای مدید خود برای مدیریت برنامه هستهای ایران را به سرانجام برساند. در تاریخ 18 اکتبر، ظرفیت قانونی کشورهای بریتانیا، فرانسه و آلمان برای فعالسازی مکانیسم اسنپبک بهطور یکجانبه به پایان خواهد رسید. این به معنای از دست دادن آخرین ابزار چانهزنی قانونی باقیمانده است. نتیجهی این فرآیند تعیینکننده است چرا که مشخص میکند آیا ایران همچنان در چارچوب معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) باقی خواهد ماند یا به سمت انزوا و رویارویی حرکت خواهد کرد که پیامدهایی فراتر از خاورمیانه خواهد داشت.
💢شکاف داخلی ایران
🔹علیرغم تهدیدات ایران به اقدام قاطع و حتی خروج از معاهده NPT، در درون نظام ایران شکافهای عمیقی وجود دارد. رئیسجمهور اصلاحطلب پیشنهاد کرده که غنیسازی اورانیوم در ازای کاهش تحریمها متوقف شود، در حالی که تندروها معتقدند که غنیسازی آخرین اهرم چانهزنی ایران در برابر ایالات متحده است. اصلاحطلبان انزوای فزاینده را تهدیدی جدی برای بقای کشور میدانند.
🔹این شکافها نمایانگر نگرانیهای راهبردی ایران است. از طرفی، از دست دادن ذخایر ۶۰ درصدی اورانیوم، تهران را از داشتن اهرم چانهزنی در مذاکرات با واشنگتن محروم میکند. از طرف دیگر، افشای محلهای ذخیره اورانیوم نیز ممکن است ایران را در معرض حملات بیشتر از سوی اسرائیل یا ایالات متحده قرار دهد و حتی توافق برای تمدید مهلتها به معنای پذیرش مکانیسمی خواهد بود که ایران آن را غیرقانونی میداند.
💢تحریمها و قدرت نمادین: آیا اروپا میتواند فشار واقعی اعمال کند؟
🔹اگر مکانیسم ماشه فعال شود، تحریمهایی چون ممنوعیت فروش سلاح، محدودیتهای مرتبط با موشکهای بالستیک و تحریمهای مالی به حالت اجرایی درمیآیند. این تحریمها بیشترین ضربه را به برنامههای هستهای و موشکی ایران خواهند زد. با این وجود تأثیرات نمادین و روانی محکومیت سازمان ملل ممکن است از اثرات مادی آن بیشتر باشد چرا که اجرای تحریمها در گذشته ناهماهنگ بوده است و ایالات متحده به طور مستمر صادرات 1.5 میلیون بشکه نفت ایران به چین و صادرات برق به عراق را پذیرفته است بدون اینکه اقدام مؤثری علیه آنها انجام دهد.
🔹این سوابق موجب تردید جدی درباره تأثیرگذاری فشار اروپا از طریق مکانیسم ماشه میشود. ایران در مقابله با تحریمها بهطور فزایندهای ماهر شده است و با وابستگی به خریدهای چین، کانالهای مالی موازی و تجارت منطقهای، توانسته است تحریمها را دور بزند. بنابراین، تأثیر مکانیسم ماشه بستگی زیادی به توانایی اروپا و آمریکا در اجرای مؤثر تحریمها خواهد داشت.
💢راه حل تدریجی
🔹ترسیم یک نقشه راه تدریجی تنها مسیر باریک باقی مانده است. به جای درخواست شفافیت کامل و دسترسی فوری به تأسیسات، که از نظر سیاسی در نظر تهران غیرممکن است، اروپا میتواند یک نقشه راه تدریجی پیشنهاد کند. در این رویکرد،در حالی که تروئیکای اروپایی در شورای امنیت زمان میخرد و هماهنگ با واشنگتن عمل میکند، ایران اقداماتی محدود و قابل بازگشت برای بازگرداندن نظارت جزئی آژانس انرژی اتمی انجام خواهد داد. مسئله حساس ذخایر اورانیوم غنیشده ۶۰ درصد ایران به مراحل بعدی موکول میشود تا هم اهرم چانهزنی برای هر دو طرف حفظ شود و هم محاسبات تهران مبنی بر اینکه اجرای فوری ممکن است امکانپذیر نباشد، در نظر گرفته شود.
🔹این نقشه راه تدریجی، چالشهای اصلی شناسایی شده در معضل اعمال تحریمها را منعکس میکند. یعنی تعادل بین درخواست ایران برای تضمینهای آمریکا، نیاز اروپا به راستیآزمایی و قدرت محدود تحریمهای مکانیسم ماشه. بدون چنین مصالحهای، محتملترین نتیجه افزایش تقابل است، به طوری که تحریمها تهران را به سمت خروج از NPT پیش خواهد برد.
✅ اکنون اروپا با یک معضل بزرگ روبروست؛ یا باید تحریمها را اجرا کند و ریسک خروج ایران از معاهده NPT را بپذیرد، یا آخرین تلاشهای دیپلماتیک را انجام دهد. هفتههای پیشرو آزمون اروپا در تبدیل اهرم قانونی به اهرم واقعی خواهد بود. موفقیت این اقدام نه تنها به فعالسازی مکانیسم ماشه، بلکه به اجرای معتبر آن در هماهنگی با واشنگتن، عبور از بنبستهای ژئوپلیتیکی و مدیریت سرکشی تهران بستگی دارد. اینکه آیا ریسک اروپا موفق میشود یا دیپلماسی هنوز میتواند از رویارویی کامل جلوگیری کند، آینده معاهده منع گسترش سلاحهای اتمی و اعتبار اروپا به عنوان یک بازیگر استراتژیک را تعیین خواهد کرد.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/589
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️موسسه خاورمیانه
📝جان کالابریس
#تهران_ریویو
#ایران #اروپا
🔸در هفتههای پیشرو، اروپا با یک چالش مهم روبهرو خواهد شد تا بتواند تلاشهای مدید خود برای مدیریت برنامه هستهای ایران را به سرانجام برساند. در تاریخ 18 اکتبر، ظرفیت قانونی کشورهای بریتانیا، فرانسه و آلمان برای فعالسازی مکانیسم اسنپبک بهطور یکجانبه به پایان خواهد رسید. این به معنای از دست دادن آخرین ابزار چانهزنی قانونی باقیمانده است. نتیجهی این فرآیند تعیینکننده است چرا که مشخص میکند آیا ایران همچنان در چارچوب معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) باقی خواهد ماند یا به سمت انزوا و رویارویی حرکت خواهد کرد که پیامدهایی فراتر از خاورمیانه خواهد داشت.
💢شکاف داخلی ایران
🔹علیرغم تهدیدات ایران به اقدام قاطع و حتی خروج از معاهده NPT، در درون نظام ایران شکافهای عمیقی وجود دارد. رئیسجمهور اصلاحطلب پیشنهاد کرده که غنیسازی اورانیوم در ازای کاهش تحریمها متوقف شود، در حالی که تندروها معتقدند که غنیسازی آخرین اهرم چانهزنی ایران در برابر ایالات متحده است. اصلاحطلبان انزوای فزاینده را تهدیدی جدی برای بقای کشور میدانند.
🔹این شکافها نمایانگر نگرانیهای راهبردی ایران است. از طرفی، از دست دادن ذخایر ۶۰ درصدی اورانیوم، تهران را از داشتن اهرم چانهزنی در مذاکرات با واشنگتن محروم میکند. از طرف دیگر، افشای محلهای ذخیره اورانیوم نیز ممکن است ایران را در معرض حملات بیشتر از سوی اسرائیل یا ایالات متحده قرار دهد و حتی توافق برای تمدید مهلتها به معنای پذیرش مکانیسمی خواهد بود که ایران آن را غیرقانونی میداند.
💢تحریمها و قدرت نمادین: آیا اروپا میتواند فشار واقعی اعمال کند؟
🔹اگر مکانیسم ماشه فعال شود، تحریمهایی چون ممنوعیت فروش سلاح، محدودیتهای مرتبط با موشکهای بالستیک و تحریمهای مالی به حالت اجرایی درمیآیند. این تحریمها بیشترین ضربه را به برنامههای هستهای و موشکی ایران خواهند زد. با این وجود تأثیرات نمادین و روانی محکومیت سازمان ملل ممکن است از اثرات مادی آن بیشتر باشد چرا که اجرای تحریمها در گذشته ناهماهنگ بوده است و ایالات متحده به طور مستمر صادرات 1.5 میلیون بشکه نفت ایران به چین و صادرات برق به عراق را پذیرفته است بدون اینکه اقدام مؤثری علیه آنها انجام دهد.
🔹این سوابق موجب تردید جدی درباره تأثیرگذاری فشار اروپا از طریق مکانیسم ماشه میشود. ایران در مقابله با تحریمها بهطور فزایندهای ماهر شده است و با وابستگی به خریدهای چین، کانالهای مالی موازی و تجارت منطقهای، توانسته است تحریمها را دور بزند. بنابراین، تأثیر مکانیسم ماشه بستگی زیادی به توانایی اروپا و آمریکا در اجرای مؤثر تحریمها خواهد داشت.
💢راه حل تدریجی
🔹ترسیم یک نقشه راه تدریجی تنها مسیر باریک باقی مانده است. به جای درخواست شفافیت کامل و دسترسی فوری به تأسیسات، که از نظر سیاسی در نظر تهران غیرممکن است، اروپا میتواند یک نقشه راه تدریجی پیشنهاد کند. در این رویکرد،در حالی که تروئیکای اروپایی در شورای امنیت زمان میخرد و هماهنگ با واشنگتن عمل میکند، ایران اقداماتی محدود و قابل بازگشت برای بازگرداندن نظارت جزئی آژانس انرژی اتمی انجام خواهد داد. مسئله حساس ذخایر اورانیوم غنیشده ۶۰ درصد ایران به مراحل بعدی موکول میشود تا هم اهرم چانهزنی برای هر دو طرف حفظ شود و هم محاسبات تهران مبنی بر اینکه اجرای فوری ممکن است امکانپذیر نباشد، در نظر گرفته شود.
🔹این نقشه راه تدریجی، چالشهای اصلی شناسایی شده در معضل اعمال تحریمها را منعکس میکند. یعنی تعادل بین درخواست ایران برای تضمینهای آمریکا، نیاز اروپا به راستیآزمایی و قدرت محدود تحریمهای مکانیسم ماشه. بدون چنین مصالحهای، محتملترین نتیجه افزایش تقابل است، به طوری که تحریمها تهران را به سمت خروج از NPT پیش خواهد برد.
🌐https://institutetehran.com/art/589
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8❤4👎2
♦️محک روابط هند و آمریکا در بحبوحه تغییرات ژئوپلیتیک
▪️بنیاد تحقیقاتی آبزرور
📝قیصر شمیم
#تهران_ریویو
#هند #آمریکا
🔹چندی پیش ایالات متحده آمریکا با استناد به ادامه واردات نفت خام هند از روسیه، تعرفهی سنگین ۵۰ درصدی بر کالاهای هندی اعلام کرد که از ۲۷ اوت ۲۰۲۵ اجرایی میشود. هند که مدتها توسط واشنگتن به عنوان «شریک استراتژیک» و سدی در برابر گسترشطلبی چین معرفی شده بود، اکنون خود را در تیررس یک اقدام اقتصادی تنبیهی میبیند. این لحظه گویای شکافهای عمیقتر در بازآرایی قدرت جهانی است.
💢رئالپالیتیک پشتِ لفاظیها
🔸این تهدید تعرفهای رویکردی قدیمی است که کاملاً با سنت دیرینه آمریکایی، یعنی استفاده از ابزارهای اقتصادی برای امتداد سیاست خارجی، همخوانی دارد. اقدامات اخیر تعرفهای، یادآور قانون تعرفه اسمووت-هاولی در سال ۱۹۳۰ است که تعرفههای ایالات متحده بر بسیاری از کالاها را افزایش داد. در نتیجه آن قانون رکود بزرگ تعمیق پیدا کرد. امروز، توجیه آن ژئوپلیتیک است اما خطر عواقب ناخواسته و شکاف در اتحادهای دوجانبه همچنان باقی است.
💢فراتر از روسیه: انگیزههای زیربنایی
🔸تفسیر تعرفه صرفاً به عنوان تحریم مرتبط با اوکراین، نادیده گرفتن تصویر استراتژیک بزرگتر است. سیاست «آتمانیربهار بهارات» هند که خوداتکایی اقتصادی را ترویج میکند، بسیاری در واشنگتن را نگران کرده است.
🔸در همین حال، امتناع هند از همراستایی صریح با غرب در مورد اوکراین و ادامه تعامل با بازارهای انرژی روسیه، توسط واشنگتن با ناخرسندی نگریسته میشود. استقلال استراتژیک دهلی نو، که زمانی تحسینبرانگیز بود، اکنون به یک عامل آزاردهنده تبدیل شده است.
💢چه کسی برنده میشود، چه کسی بازنده؟
🔸در این بازی برندگان واضح زیادی وجود ندارد. گرچه برخی تولیدکنندگان آمریکایی ممکن است از رقابت هندی فراغت موقتی بیابند. با این حال، برای اکثر مصرفکنندگان هزینه واردات کالاهای هندی افزایش خواهد یافت. برای صادرکنندگان به هند نیز آسیب حادی وارد خواهد شد. همچنین برای رابطه گستردهتر دو طرف، اعتماد قربانی خواهد شد. در واقع، نگرانکنندهترین جنبه این اقدام تعرفهای نه تأثیر اقتصادی آن، بلکه پیام نمادین آن است که میگویند شراکت با ایالات متحده همچنان مشروط باقی میماند.
💢پاسخ هند: حل و فصل، نه تلافی
🔸هند حداقل هنوز به دام نیفتاده است. شایان ذکر است که روسیه در حال حاضر ۴۰ درصد از نفت خام هند (۲۵۰ میلیون تن در سال) را تأمین میکند. امنیت انرژی یک رابطه اختیاری نیست. اما در عین حال هند میداند که چرخش کامل اقتصادی به مسکو غیرواقعی است. ایالات متحده همچنان بزرگترین شریک تجاری آن و منبع کلیدی برای فناوری، سرمایهگذاری و تجهیزات دفاعی است.
💢توازن مجدد با ذکاوت
🔸حال هند چگونه باید پاسخ دهد؟ نه با تقلید از تعرفهها یا درگیر شدن در دیپلماسی تلافیجویانه، بلکه هند میتواند استراتژی بلندمدت را در پیش بگیرد که شامل:
1️⃣ تنوعبخشی به مقاصد صادراتی از طریق پیوندهای قویتر با آسهآن، آفریقا و اتحادیه اروپا.
2️⃣ گسترش تجارت روپیه-روبل و توسعه سیستمهای مالی جایگزین کمتر وابسته به دلار.
3️⃣ بهرهبرداری از اصلاحات داخلی برای تبدیل هند به جایگزینی جذابتر برای چین در زنجیرههای تأمین جهانی.
4️⃣ تقویت اتحادهای تجاری مانند چارچوب اقتصادی هند-اقیانوسیه (IPEF) و تعامل مجدد با مجامع تجارت چندجانبه که هند اغلب در حاشیه آنها بوده است.
✅ تاریخ در این خصوص به ما یک الگو ارائه میدهد. در اوایل دهه ۱۹۹۰، پس از انکار کمک و افزایش فشار بر سیاست هستهای، هند اقتصاد خود را باز کرد، اتحادهای جدیدی ساخت و مقاومتر ظاهر شد. گاهی اوقات، ناملایمات میتواند معمار تحول باشد.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/590
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
▪️بنیاد تحقیقاتی آبزرور
📝قیصر شمیم
#تهران_ریویو
#هند #آمریکا
🔹چندی پیش ایالات متحده آمریکا با استناد به ادامه واردات نفت خام هند از روسیه، تعرفهی سنگین ۵۰ درصدی بر کالاهای هندی اعلام کرد که از ۲۷ اوت ۲۰۲۵ اجرایی میشود. هند که مدتها توسط واشنگتن به عنوان «شریک استراتژیک» و سدی در برابر گسترشطلبی چین معرفی شده بود، اکنون خود را در تیررس یک اقدام اقتصادی تنبیهی میبیند. این لحظه گویای شکافهای عمیقتر در بازآرایی قدرت جهانی است.
💢رئالپالیتیک پشتِ لفاظیها
🔸این تهدید تعرفهای رویکردی قدیمی است که کاملاً با سنت دیرینه آمریکایی، یعنی استفاده از ابزارهای اقتصادی برای امتداد سیاست خارجی، همخوانی دارد. اقدامات اخیر تعرفهای، یادآور قانون تعرفه اسمووت-هاولی در سال ۱۹۳۰ است که تعرفههای ایالات متحده بر بسیاری از کالاها را افزایش داد. در نتیجه آن قانون رکود بزرگ تعمیق پیدا کرد. امروز، توجیه آن ژئوپلیتیک است اما خطر عواقب ناخواسته و شکاف در اتحادهای دوجانبه همچنان باقی است.
💢فراتر از روسیه: انگیزههای زیربنایی
🔸تفسیر تعرفه صرفاً به عنوان تحریم مرتبط با اوکراین، نادیده گرفتن تصویر استراتژیک بزرگتر است. سیاست «آتمانیربهار بهارات» هند که خوداتکایی اقتصادی را ترویج میکند، بسیاری در واشنگتن را نگران کرده است.
🔸در همین حال، امتناع هند از همراستایی صریح با غرب در مورد اوکراین و ادامه تعامل با بازارهای انرژی روسیه، توسط واشنگتن با ناخرسندی نگریسته میشود. استقلال استراتژیک دهلی نو، که زمانی تحسینبرانگیز بود، اکنون به یک عامل آزاردهنده تبدیل شده است.
💢چه کسی برنده میشود، چه کسی بازنده؟
🔸در این بازی برندگان واضح زیادی وجود ندارد. گرچه برخی تولیدکنندگان آمریکایی ممکن است از رقابت هندی فراغت موقتی بیابند. با این حال، برای اکثر مصرفکنندگان هزینه واردات کالاهای هندی افزایش خواهد یافت. برای صادرکنندگان به هند نیز آسیب حادی وارد خواهد شد. همچنین برای رابطه گستردهتر دو طرف، اعتماد قربانی خواهد شد. در واقع، نگرانکنندهترین جنبه این اقدام تعرفهای نه تأثیر اقتصادی آن، بلکه پیام نمادین آن است که میگویند شراکت با ایالات متحده همچنان مشروط باقی میماند.
💢پاسخ هند: حل و فصل، نه تلافی
🔸هند حداقل هنوز به دام نیفتاده است. شایان ذکر است که روسیه در حال حاضر ۴۰ درصد از نفت خام هند (۲۵۰ میلیون تن در سال) را تأمین میکند. امنیت انرژی یک رابطه اختیاری نیست. اما در عین حال هند میداند که چرخش کامل اقتصادی به مسکو غیرواقعی است. ایالات متحده همچنان بزرگترین شریک تجاری آن و منبع کلیدی برای فناوری، سرمایهگذاری و تجهیزات دفاعی است.
💢توازن مجدد با ذکاوت
🔸حال هند چگونه باید پاسخ دهد؟ نه با تقلید از تعرفهها یا درگیر شدن در دیپلماسی تلافیجویانه، بلکه هند میتواند استراتژی بلندمدت را در پیش بگیرد که شامل:
1️⃣ تنوعبخشی به مقاصد صادراتی از طریق پیوندهای قویتر با آسهآن، آفریقا و اتحادیه اروپا.
2️⃣ گسترش تجارت روپیه-روبل و توسعه سیستمهای مالی جایگزین کمتر وابسته به دلار.
3️⃣ بهرهبرداری از اصلاحات داخلی برای تبدیل هند به جایگزینی جذابتر برای چین در زنجیرههای تأمین جهانی.
4️⃣ تقویت اتحادهای تجاری مانند چارچوب اقتصادی هند-اقیانوسیه (IPEF) و تعامل مجدد با مجامع تجارت چندجانبه که هند اغلب در حاشیه آنها بوده است.
🌐https://institutetehran.com/art/590
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌10😁4❤2
#تحلیل_کوتاه
#تحولات_منطقه
📝مهدی آشنا
🔹حمله اسرائیل به رهبران حماس در دوحه قطر نقطه عطفی دیگر در دوره پساطوفان الاقصی محسوب میشود. این حمله را از منظر اهداف و رفتار عملیاتی اسرائیل و همچنین تاثیرات منطقهای آن میتوان مورد تحلیل قرار داد.
🔸نکته نخست درباره این حمله استفاده اسرائیل از الگوی ضربه روی میز مذاکره است. حمله به دوحه در حالی انجام شد که رهبران حماس در حال بررسی پیشنهاد جدید آمریکا برای آتشبس بودند؛ در واقع پیشنهاد آمریکا دامی برای جمع کردن رهبران حماس در یک جا با هدف حذف آنها توسط اسرائیل بوده است. اسرائیل و آمریکا پیش از این در ترور سید حسن نصرالله و دیگر رهبران حزبالله، ترور محمد سنوار در زمان آزادی یک اسیر آمریکایی-اسرائیلی و حمله به ایران در میانه مذاکرات هستهای از این الگو استفاده کردهاند. ضربه خوردن مکرر مقاومت از این الگو تغییر کلی رویکرد مذاکراتی را ایجاب میکند.
🔸در حالی که پیش از عملیات طوفان الاقصی رژیم با سرعت فرایند ادغام منطقهای را با پشتیبانی آمریکا از طریق عادیسازی با کشورهای عربی پیش میبرد این عملیات چنان ضربه ای به اسرائیل وارد کرد که نه تنها چشمانداز تداوم این فرایند را به شکل سابق از بین برد بلکه بار حیثیتی سنگینی برای این رژیم داشت و به همین دلیل به راحتی و سادگی نمیتوانست دوباره با نظمی که منجر به آن عملیات شد کنار آید. بخش از این نظم، وجود حماس و دیگر گروههای مسلح مقاومت در غزه بوده و بنابراین اسرائیل نابودی حماس یا دست کم خلع سلاح آن را به عنوان هدف اصلی خود دستور کار قرار داد.
🔸در یک سال اول جنگ، اسرائیل تمرکز خود را بر غزه گذاشته بود اما علیرغم ویرانی شدید و کشتار وسیع در غزه اسرائیل به لحاظ نظامی نتوانست بر غزه مسلط شود و مقاومت فلسطین را وادار به تسلیم کند. بنابراین رژیم در سال دوم تمرکز خود را بر جبهه نظامی پشتیبان غزه یعنی حزبالله، سوریه، مقاومت عراق، یمن و در نهایت و بالاتر از همه ایران معطوف ساخت تا با تغییر نظم در منطقه و تضعیف محور مقاومت، فلسطینیها نیز تسلیم شوند. علیرغم ضرباتی که اسرائیل به محور وارد کرد این ضربات نیز به گونهای نبوده که جبهه پشتیبان کاملا غره را رها کند و بنابراین تاثیر چشمگیری در موضع حماس و مقاومت ایجاد نشد. نتیجه این شد که نزدیک به دو سال از جنگ میگذرد و اسرائیل هنوز در غزه گرفتار است و نتوانسته ضربات و دستاوردهای نظامی خود را به موفقیت سیاسی تبدیل کند.
🔸بنابراین اگر چه پیش از این اسرائیل با ترور اسماعیل هنیه در تهران تلاش کرده بود با ارسال این پیام که رهبران سیاسی حماس در هیچ جا در امان نخواهند بود آنها را به تسلیم وادارد اما اکنون در آستانه دومین سالگرد طوفانالاقصی مرحله جدیدی از حذف رهبران سیاسی حماس را در منطقه در دستور کار داده است.
🔸حمله به قطر نخستین حمله اسرائیل به یکی از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس از ابتدای تاسیس خود و یک تغییر بنیادین در الگوی رفتار جنگی اسرائیل با گسترش جغرافیای جنگ به منطقه خلیج فارس است که میتواند تاثیراتی عمیق بر ادراک ذهنی و الگو رفتاری کشورهای این منطقه داشته باشد.
🔸حمله به قطر در حالی انجام میشود که پس از سقوط بشار اسد در سوریه و استقرار جولانی با حمایت ترکیه به عنوان پشتیبان اصلی آن، اسرائیل محور اخوانی ترکیه، قطر و سوریه را به عنوان یک تهدید جدید در نظر گرفته است و با حملات متعدد تلاش کرده است مانع از شکلگیری هر گونه توان تهدید از این ناحیه علیه خود شود و در همین راستا اخیرا تاسیسات امنیتی مرتبط با ترکیه در سوریه را نیز هدف قرار داده بود. بنابراین میتوان گفت در نظم چهارقطبی غرب آسیا (محور مقاومت، محور اخوانی، اسرائیل و محور محافظهکار عربی) اسرائیل تلاش میکند با تمرکز جدید بر محور اخوانی پس از ضربات به محور مقاومت، سیطره خود را بر منطقه به رخ بکشد و یک نظم نوین با برتری بیچونوچرای خود را حاکم سازد.
🌐https://institutetehran.com/art/591
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍11❤7🤔1👌1
#مقاله_تحلیلی
#نپال #جنوب_آسیا
📝امیرمحسن شاه شرقی
🔹«اعتراضات نسل زد» در نپال به سرعت به یک بحران سیاسی فراگیر مبدل گردید و علیرغم مخابره خبر استعفای «کی. پی. اولی»، نخست وزیر نپال، بسیاری از ساختمانهای دولتی و منازل شخصی مقامات ارشد در جریان اعتراضات خیابانی به آتش کشیده شد و تصاویر گستردهای از فرار برخی مقامات و ضرب و شتم برخی دیگر توسط معترضان منتشر شد. در حال حاضر، ارتش نپال اوضاع را تحت کنترل خود درآورده است و معترضان، ضمن توقف صدور فراخوان برای اعتراض خیابانی از مشارکت در گفتگوهای صلح خبر داده اند.
💢زمینهها و جرقه اعتراضات
🔸علیرغم اینکه وضع ممنوعیت علیه 26 پلتفرم و شبکه اجتماعی توسط دولت نقطه شروع اعتراضات خشونتبار خیابانی در نپال بود، زمینه آن وسیعتر و پیچیدهتر است. درست قبل از ممنوعیتها، کمپینهای مجازی ذیل هشتگهایی همچون #nepokids زندگی پرتجمل و لوکس فرزندان و نزدیکان مقامات ارشد را در مقیاس وسیع در مقابل چشمان نسل جوان و فقیر نپال قرار داد که از نرخ بیکاری بالا، مهاجرت گسترده به خارج برای کار و فشارهای اقتصادی ناشی از اجرای برنامه تعدیل ساختاری به ستوه آمدهاند. کما اینکه اعتراضات، علیرغم عقبنشینی دولت از ممنوعیت وضعشده، متوقف نشد. در ابتدای سال جاری میلادی نیز مجموعه اعتراضات سلطنتطلبان با انتشار یک ویدئو از سوی پادشاه مخلوع نپال، «گیانندرا شاه» آغاز شد که در آن وضعیت نپال را شدیدا مورد انتقاد قرار میداد.
💢جمهوری دولتهای مستعجل
🔸پادشاهی در نپال پس از یک دهه جنگ داخلی خونبار در سال 2008 به پایان رسید. الگوی پیچیده تخصیص کرسیهای مجلس در کنار رقابت میان جریانهای سیاسی موجود از زمان گذار به نظام پارلمانی موجب شده که چهارده کابینه در فاصله هفده سال تشکیل شوند و بدون اتمام دوره کامل سقوط کنند. در تمامی این سالها، حزب میانهروی کنگره نپال و دو انشعاب اصلی از حزب مائوئیست سه بازیگر اصلی در عرصه رقابت سیاسی بوده اند. نخست وزیر مستعفی نپال را باید بختیارترین بازیگر دانست؛ چرا که چهار مرتبه موفق به تشکیل دولت شده و طولانیترین دوره نخست وزیری در عصر جمهوریت را تجربه نموده است. وی به عنوان رهبر یکی از انشعابهای اصلی مائوئیست، دولت فعلی را در سال 2024 و نه در قالب ائتلاف با سایر مائوییستها، که در یک توافق تقسیم دورهای قدرت با حزب کنگره نپال تشکیل داده بود. حالا اما در مطالبات تظاهرکنندگان، کمترین نمود تمایل به این سه گروه سیاسی مشاهده نمیشود.
💢از داکا تا کاتماندو
🔸بررسیها نشان داده که این تظاهرات همچون انقلاب ژوئیه بنگلادش، فاقد رهبری سیاسی شاخص است و اکثریت معترضان متعلق به نسل زد و رنج سنی 13 تا 28 سال هستند. تشکلهای دانشجویی و دانشآموزی هسته اصلی هدایتکننده اعتراضات بودند و هیچ چهره شاخص سیاسی رهبر تظاهرکنندگان نیست. «بالندرا شاه»، شهردار 35 ساله کاتماندو، یکی از معدود چهرههای محبوب میان معترضان است که در سال 2022 به عنوان نامزد مستقل به کرسی شهرداری پایتخت دست یافت. رسانهها از «سوشیلا کارکی»، رئیس سابق دیوان عالی نپال، به عنوان محتملترین گزینه نخستوزیری موقت یاد نموده اند که به انعطاف ناپذیری در مقابل فساد مشهور است.
💢ردپای رقابتهای ژئوپولیتیک
🔸علیرغم اینکه نخست وزیر مستعفی نپال، چینگرا به شمار میرفت و به تازگی تلاشهای وافری را برای مشارکت در طرح کمربند-راه چین سازمان داده بود، دولت ساقط شده وی را باید مولود ائتلاف دو جریان متمایل به چین (مائویستها) و متمایل به هند (کنگره نپال) دانست و طومار هر دو جریان، اکنون در هم پیچیده شده است. همزمانی این بحران با تنشهای آمریکا با هند و چین در کنار تحرکات اخیر نخست وزیر مستعفی نپال همچون مشارکت در رژه پیروزی چین و برنامهریزی سفر قریبالوقوع به هند، به این فرضیه دامن زده است که ممکن است با اعتراضات مهندسی شده مورد حمایت ایالات متحده مواجه باشیم؛ هر چند که در عمل، نمیتوان بر نقشآفرینی نیروهای خارجی در این تحولات صحه گذارد.
💢جمعبندی
🌐https://institutetehran.com/art/592
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8❤3
#تحلیل_کوتاه
#اروپا #فرانسه
📝علی محبی
🔹روز دوشنبه، ۱۷ شهریور، با رأی عدم اعتماد ۳۶۴ نماینده از مجموع ۵۷۷ نماینده مجلس ملی فرانسه، چهارمین دولت این کشور در کمتر از دو سال سقوط کرد. این اتفاق، آغازگر فصل تازهای در بحران سیاسی مزمن فرانسه است؛ بحرانی که چشمانداز آن بهشدت تیره و مبهم به نظر میرسد. از سال ۲۰۲۴، فرانسه گرفتار یک پارلمان معلق (hung parliament) شده است؛ وضعیتی که در آن هیچ حزب یا ائتلافی قادر به کسب اکثریت قاطع نیست و تصویب قوانین کلیدی، از جمله بودجه، با بنبست مواجه میشود. در این میان، بحران فزاینده بدهی عمومی نیز بر شدت مشکلات افزوده و این کشور را بهلحاظ مالی به شرایطی مشابه بحران بدهی یونان نزدیک کرده است.
🔸در ادامه، سه سناریوی پیشروی فرانسه و پیامدهای احتمالی آنها بررسی میشود
💢استعفای ماکرون؛ هرج و مرج بیشتر
🔸گرچه استعفای امانوئل ماکرون ممکن است در ظاهر به حل بحران مشروعیت دولت کمک کند، اما این اقدام عملاً بنیانهای جمهوری پنجم را بیشتر متزلزل خواهد کرد. چنین استعفایی نهتنها تأثیری بر حل بحران بدهی و بنبست در پارلمان نخواهد داشت، بلکه احتمالاً منجر به تشدید بیثباتی سیاسی و هرجومرج بیشتر در فضای حکمرانی خواهد شد چرا که فضای رقابتی جدید باعث تشدید رقابتهای سیاسی و دوری اذهان از مشکلات اصلی نظیر بحران بدهی خواهد شد.
💢انتخابات پارلمانی جدید؛ تشدید قطبیت سیاسی
🔸گزینه دیگر، انحلال مجلس و برگزاری انتخابات زودرس است. اما این سناریو نیز، با توجه به نظرسنجیها، بعید است به تشکیل یک اکثریت پایدار بینجامد. احتمال تقویت جناحهای راست و چپ افراطی در انتخابات بعدی، تنها بر قطبیت شدیدتر سیاسی و دشواری بیشتر در ایجاد ائتلاف اکثریت خواهد افزود. در واقع، برگزاری انتخابات جدید بهجای حل بحران، میتواند آن را عمیقتر کند.
💢نخستوزیر جدید؛ گزینهها و چالشهای پیش رو
🔸محتملترین سناریو در کوتاهمدت، معرفی نخستوزیر جدید از سوی ماکرون است. سه گزینه اصلی در این مسیر عبارتاند از سباستین لوکورنو، وزیر نیروهای مسلح، ژرالد دارمانن، وزیر دادگستری و اریک لومبا، وزیر اقتصاد. حتی در صورتی که هرکدام از این افراد محبوبیت بیشتر و توانایی بهتری در مذاکره با احزاب در نسبت با بایرو داشته باشند اما باز هم امکان عبور از بنبست و ایجاد تفاهم بین احزاب چپ و راست امری بسیار بعید به نظر میرسد.
💢راه باریک روشن؛ امکان اتحاد میان چپ و راست
🔸تنها روزنهی ممکن برای عبور از بحران، تشکیل ائتلافی موقت و شکننده میان سوسیالیستها و میانهروهای راستگراست. چنین توافقی میتواند با امتیازدهی در لایحه بودجه شکل گیرد؛ بهگونهای که سوسیالیستها در ازای برخی خواستههای اقتصادی، از سرنگونی دولت جدید خودداری کنند.
🔸با این حال، خصومت تاریخی و شکاف عمیق میان چپ و راست، مانعی جدی بر سر این راه است. حتی برخی نمایندگان ممکن است از دستور حزب خود نیز برای مصالحه پیروی نکنند. تنها عاملی که ممکن است احزاب را به سمت همکاری سوق دهد، ترس از انتخابات مجدد و از دست رفتن کرسیها در برابر جناحهای افراطی است.
🔁مطالب مرتبط:
نزدیکی فرانسوا بایرو به راست افراطی برای گذر از چالش بودجه در فرانسه
🌐https://institutetehran.com/art/593
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9👎1👏1💔1
♦️گزینههای ایران برای بازسازی برنامه هستهای
◾️مؤسسه واشنگتن
📝ریچارد نفیو
#تهران_ریویو
#ایران #آمریکا
#مذاکرات_هستهای
🔹دولت ترامپ پس از حملات به تاسیسات هستهای ایران ادعا کرد که برنامه هستهای این کشور «کاملاً محو» شده و برای اینکه جلوی هرگونه برنامه زمانی بالقوه برای بازسازی را بگیرد، هشدار داد که ایران نباید توانمندی غنیسازی خود را بازسازی کند. اندکی بعد، مقامات آمریکا ادبیات نسبتاً فنیتری را انتخاب کردند. سیا، اسرائیل، فرانسه، آژانس بینالمللی انرژی اتمی و دیگران نتیجه گرفتند که ایران ممکن است ظرف چند ماه به نوعی برنامه هستهای خود را از سر گیرد. از سوی دیگر، مقامات ایرانی اعلام کردند که این برنامه به شدت آسیب دیده تا دسترسی بیشتر بازرسان آژانس را ناممکن کنند. این در حالی بود که رهبری عالی ایران [آیتالله] علی خامنهای آسیب را نسبتاً کم و حتی ناچیز توصیف کرد. در حال حاضر، گویا ایران چهار گزینه دارد که میتوانند به عنوان یک برنامه هستهای بازسازی شده لحاظ گردند.
💢همکاری خارجی برای برنامه هستهای غیرنظامی
🔸این حالت از بازسازی باعث میشود ایران همچنان برنامه هستهای داشته باشد، هرچند در مقایسه با سایر گزینهها در مقیاس بسیار کوچکتری خواهد بود. تهران اسماً میتواند با شرکتهای خارجی برای ساخت رآکتورهای جدید (که مکمل رآکتور دومی هستند که روسیه در حال ساخت آن در بوشهر است) قرارداد ببندد و سوخت این تأسیسات را تأمین کند. ایران همچنین میتواند فعالیتهای تحقیقاتی را در ابعاد کوچکتر در مکانهایی همچون رآکتورهای تحقیقاتیاش ادامه دهد.
🔸اگرچه این گزینه نگرانی عمیق ایران از نیازهای بلندمدتش به انرژی را برطرف میکند و خطر جنگ در آینده را کاهش میدهد، احتمالا گزینه کمتر محتمل نظام ایران باشد. این گزینه عقبنشینی بزرگی برای مواضع و شعارهای تهران محسوب میشود. رهبران ایران در گذشته مکرراً استدلال میکردند که آنها غنیسازی اورانیوم را رها نخواهند کرد؛ زیرا خون و سرمایه ملت برای آن صرف شده است. به همین دلیل، اکنون هرگونه واگذاری امتیاز را پس از حمله نظامی خارجی نمیپذیرند. همچنین این گزینه به وابستگی ایران به عرضه خارجی انرژی هستهای میانجامد.
💢بازسازی کامل اعلامشده
🔸این گزینه ضرورتاً مستلزم آغاز مجدد برنامه هستهای پیشا-ژوئن، بازسازی اجزای مختلف برنامه (احتمالاً در مکانهای مختلف و بیشتر ایمن در برابر حمله) و دادن مجوز به بازرسان آژانس است. این برنامه پرهزینه و زمانبر خواهد بود، اگرچه مزیتهای فنی و سیاسی مشخصی دارد که از همه مهمتر این است که ایران را قادر میسازد تا بگوید اهداف هستهای خود صلحآمیز و مطابق با الزامات انپیتی است. البته تهران دریافته است که اگر اسرائیل و آمریکا به هرگونه خطر اشاعهای مشکوک شوند، حتی تأسیسات تحت بازرسی آژانس هم به سادگی مورد حمله قرار میگیرد. به این دلیل، بعید است که این گزینه از بازسازی را دنبال کند.
💢بازسازی کامل اعلامنشده
🔸این گزینه در عمل همان گزینه پیشین است، با این تفاوت که ایران برای همیشه یا تا جای ممکن به آژانس دسترسی محدودی به اماکن بدهد. نظام برای انجام چنین کاری، در مقاصد و تعهدات خود ابهام ایجاد میکند و در عین حال از مزایای یک بازسازی کامل بهره میبرد. با توجه به احتمال برملاشدن هرگونه نقض تعهد هستهای این سناریو همچون گزینه پیشین هزینه بالایی و همچنین خطر بالاتر و توجیه مضاعف برای وقوع جنگ را دارد.
💢کنار هم قراردادن اجزای بمب
🔸برنامه تسلیحاتی میتواند کوچکتر از یک برنامه غیرنظامی باشد. اگر تهران بخواهد سلاح هستهای بسازد اما به این نتیجه برسد که نخواهد توانست آن را در مکانهای بزرگ مخصوص برنامه انرژی غیرنظامی بسازد، ممکن است به دنبال گزینه ارزانتر و امنتر برود و آن را با فعالیتهای کوچکتر که مختص ساخت سلاح هستند همراه کند. تأسیسات مورد نیاز برای چنین برنامهای کوچکتر هستند، به مواد هستهای کمتری نیاز دارند، امنتر هستند و در اعماق زمین قرار گیرند، زیرا پیچیدگیها و هزینههای چنین کاری کاهش مییابد. در نتیجه، این نوع از برنامه برای مخفیکردن از نظارتهای آژانس و حتی آمریکا میتواند آسانتر باشد.
✅ این احتمالات پیامدهای متعددی برای سیاستگذاران در واشنگتن و خارج از آن دارد. پیش از هر چیز، مقامات ایالات متحده باید از هرگونه اظهارنظری که توانایی ایران در بازسازی برنامه هستهای خود را زیر سؤال ببرد، خودداری کنند. مگر آنکه خلاف این امر بهطور قطعی ثابت شود، دولت ترامپ باید بر این فرض عمل کند که ایران توانایی بازسازی این برنامه را، دستکم در شکلی، دارد و ممکن است تصمیم به انجام آن بگیرد.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/594
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️مؤسسه واشنگتن
📝ریچارد نفیو
#تهران_ریویو
#ایران #آمریکا
#مذاکرات_هستهای
🔹دولت ترامپ پس از حملات به تاسیسات هستهای ایران ادعا کرد که برنامه هستهای این کشور «کاملاً محو» شده و برای اینکه جلوی هرگونه برنامه زمانی بالقوه برای بازسازی را بگیرد، هشدار داد که ایران نباید توانمندی غنیسازی خود را بازسازی کند. اندکی بعد، مقامات آمریکا ادبیات نسبتاً فنیتری را انتخاب کردند. سیا، اسرائیل، فرانسه، آژانس بینالمللی انرژی اتمی و دیگران نتیجه گرفتند که ایران ممکن است ظرف چند ماه به نوعی برنامه هستهای خود را از سر گیرد. از سوی دیگر، مقامات ایرانی اعلام کردند که این برنامه به شدت آسیب دیده تا دسترسی بیشتر بازرسان آژانس را ناممکن کنند. این در حالی بود که رهبری عالی ایران [آیتالله] علی خامنهای آسیب را نسبتاً کم و حتی ناچیز توصیف کرد. در حال حاضر، گویا ایران چهار گزینه دارد که میتوانند به عنوان یک برنامه هستهای بازسازی شده لحاظ گردند.
💢همکاری خارجی برای برنامه هستهای غیرنظامی
🔸این حالت از بازسازی باعث میشود ایران همچنان برنامه هستهای داشته باشد، هرچند در مقایسه با سایر گزینهها در مقیاس بسیار کوچکتری خواهد بود. تهران اسماً میتواند با شرکتهای خارجی برای ساخت رآکتورهای جدید (که مکمل رآکتور دومی هستند که روسیه در حال ساخت آن در بوشهر است) قرارداد ببندد و سوخت این تأسیسات را تأمین کند. ایران همچنین میتواند فعالیتهای تحقیقاتی را در ابعاد کوچکتر در مکانهایی همچون رآکتورهای تحقیقاتیاش ادامه دهد.
🔸اگرچه این گزینه نگرانی عمیق ایران از نیازهای بلندمدتش به انرژی را برطرف میکند و خطر جنگ در آینده را کاهش میدهد، احتمالا گزینه کمتر محتمل نظام ایران باشد. این گزینه عقبنشینی بزرگی برای مواضع و شعارهای تهران محسوب میشود. رهبران ایران در گذشته مکرراً استدلال میکردند که آنها غنیسازی اورانیوم را رها نخواهند کرد؛ زیرا خون و سرمایه ملت برای آن صرف شده است. به همین دلیل، اکنون هرگونه واگذاری امتیاز را پس از حمله نظامی خارجی نمیپذیرند. همچنین این گزینه به وابستگی ایران به عرضه خارجی انرژی هستهای میانجامد.
💢بازسازی کامل اعلامشده
🔸این گزینه ضرورتاً مستلزم آغاز مجدد برنامه هستهای پیشا-ژوئن، بازسازی اجزای مختلف برنامه (احتمالاً در مکانهای مختلف و بیشتر ایمن در برابر حمله) و دادن مجوز به بازرسان آژانس است. این برنامه پرهزینه و زمانبر خواهد بود، اگرچه مزیتهای فنی و سیاسی مشخصی دارد که از همه مهمتر این است که ایران را قادر میسازد تا بگوید اهداف هستهای خود صلحآمیز و مطابق با الزامات انپیتی است. البته تهران دریافته است که اگر اسرائیل و آمریکا به هرگونه خطر اشاعهای مشکوک شوند، حتی تأسیسات تحت بازرسی آژانس هم به سادگی مورد حمله قرار میگیرد. به این دلیل، بعید است که این گزینه از بازسازی را دنبال کند.
💢بازسازی کامل اعلامنشده
🔸این گزینه در عمل همان گزینه پیشین است، با این تفاوت که ایران برای همیشه یا تا جای ممکن به آژانس دسترسی محدودی به اماکن بدهد. نظام برای انجام چنین کاری، در مقاصد و تعهدات خود ابهام ایجاد میکند و در عین حال از مزایای یک بازسازی کامل بهره میبرد. با توجه به احتمال برملاشدن هرگونه نقض تعهد هستهای این سناریو همچون گزینه پیشین هزینه بالایی و همچنین خطر بالاتر و توجیه مضاعف برای وقوع جنگ را دارد.
💢کنار هم قراردادن اجزای بمب
🔸برنامه تسلیحاتی میتواند کوچکتر از یک برنامه غیرنظامی باشد. اگر تهران بخواهد سلاح هستهای بسازد اما به این نتیجه برسد که نخواهد توانست آن را در مکانهای بزرگ مخصوص برنامه انرژی غیرنظامی بسازد، ممکن است به دنبال گزینه ارزانتر و امنتر برود و آن را با فعالیتهای کوچکتر که مختص ساخت سلاح هستند همراه کند. تأسیسات مورد نیاز برای چنین برنامهای کوچکتر هستند، به مواد هستهای کمتری نیاز دارند، امنتر هستند و در اعماق زمین قرار گیرند، زیرا پیچیدگیها و هزینههای چنین کاری کاهش مییابد. در نتیجه، این نوع از برنامه برای مخفیکردن از نظارتهای آژانس و حتی آمریکا میتواند آسانتر باشد.
🌐https://institutetehran.com/art/594
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8❤3🔥1👏1
#تحلیل_کوتاه
#آمریکا #برزیل
🔹برزیل جزو تعداد کثیری از کشورهایی است که روابطش با آمریکا به شدت تحت تأثیر منفی بازگشت ترامپ به کاخ سفید قرار گرفته است. حملات لفظی کاخ سفید به مقامات برزیلی در کنار تنش تعرفهای، نمایانگر وضعیت نامساعد روابط دو کشور هستند. برزیل که تا پیش از این، در قبال شرق و غرب بازیگری متوازنی انجام میداد، اکنون ممکن است فاصله خود را از غرب افزایش دهد.
💢تعرفههای تلافیجویانه
🔸ترامپ در دوم آوریل ۲۰۲۵ -که او آن را روز آزادسازی (Liberation Day) خواند- تعرفههای گسترده بر تعداد زیادی از کشورهای جهان اعمال کرد که برزیل یکی از آنها بود. ترامپ اعلام کرد که بر تمام کالاهای وارداتی از برزیل ۱۰٪ تعرفه گذاشته میشود. اما این پایان ماجرا نبود. در ماه ژوئیه، ترامپ طی یک فرمان اجرایی، تعرفههای کالاهای برزیلی را به ۵۰٪ افزایش داد که بر تنش میان دو کشور افزود. مجلس برزیل نیز در پاسخ، قانونی را تصویب کرد که به دولت اجازه پاسخ تعرفهای به آمریکا را میدهد.
🔸علت اصلی آغاز این نبرد تعرفهای به سوابق تجارت برزیل با آمریکا باز میگردد. تا پیش از ترامپ میانگین نرخ تعرفههای برزیل بر کالاهای آمریکایی بسیار بیشتر از تعرفههای آمریکا بود. طبق آمار ۲۰۲۴، در حالی که میانگین تعرفه برزیل بر محصولات غیرکشاورزی آمریکایی نزدیک به ۱۵٪ بود؛ آمریکا بر واردات همین محصولات از برزیل زیر ۵٪ تعرفه اعمال میکرد. با این حال، چنین آماری لزوماً به معنای صحیح یا موفقبودن سیاست تعرفهای کنونی ترامپ نیست. علاوهبر اثر منفی تعرفه تلافیجویانه بر کالاهای آمریکایی، سیاستهای ترامپ میتواند برزیل را مجاب کند که به دنبال مقاصد صادراتی دیگری -همچون چین یا روسیه- بگردد.
💢حرکت برزیل بر روی شکاف ابرقدرتها
🔸برزیل همواره تلاش کرده است تا خود را بازیگری میانرو نشان دهد که نمیخواهد هویت خود را براساس نزدیکی به چین یا آمریکا تعریف کند. این را میتوان از رد پیشنهاد چین توسط برزیل برای عضویت رسمی در ابتکار کمربند-جاده دریافت. با این حال، لزوماً قرار بر نیست که آمریکا نیز چنین درکی از روابط برزیل و چین داشته باشد. چین بزرگترین شریک تجاری برزیل است. همچنین دو کشور در حال کار بر روی پروژه ریلی بزرگی هستند که بنادر برزیل در اقیانوس آتلانتیک را به سواحل پرو در اقیانوس آرام متصل میکند. در این چارچوب، آمریکا ممکن است برزیل را در زمین بازی چین برای تسلط بر نیمکره غربی ببیند.
🔸تالی منطقی چنین ادراکی این است آمریکا رویکرد تندتری در قبال برزیل اتخاذ کند. به عبارت دیگر، تعرفههای آمریکا علیه برزیل را باید در چارچوب راهبرد مهار چین در آمریکای لاتین نیز دید. آمریکا پیشتر نیز اقدامات تندی علیه کشورهای نزدیک به چین (تهدید نظامی پاناما که منجر به خروج این کشور از ابتکار کمربند-جاده شده بود و همچنین ارسال نیروهای نظامی به نزدیکی ونزوئلا) انجام داده بود. معنای مجموعه این اقدامات برای برزیل این است که رویکرد متوازن میان ابرقدرتها در آمریکای لاتین که منطقهای حیاتی برای آمریکاست شاید چندان در دوران ترامپ کارساز نباشد و به شدت چالشبرانگیز شود.
💢پرونده بولسونارو
🔸یکی از بهانههای ترامپ برای افزایش تعرفههای تجاری، محکومیت بولسونارو، رئیس جمهور پیشین و راستگرای برزیل به اتهام برنامهریزی برای کودتا بود. حمایت ترامپ از «آزادی بیان» و عدم تعقیب قضایی رقبای سیاسی در برزیل میتواند روابط نسبتا متشنج میان دو کشور را پیچیدهتر کند. همانطور که تعرفههای ترامپ علیه کانادا، راستگرایان در این کشور را تضعیف و مردم را علیه ترامپ متحد کرد، در خصوص برزیل نیز ممکن است اتفاق مشابه رخ دهد. تعرفههای ترامپ در کنار حمایت علنیاش از بولسونارو میتواند کاملاً نتیجه معکوس داده و به تقویت چپگرایان، افزایش حمایت مردم از آنها و درنتیجه تشدید تنش تعرفهای بیانجامد که برزیل را بیش از پیش از آمریکا دورتر میکند.
🌐https://institutetehran.com/art/595
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9❤3
🔵 رونق تجارت چین با وجود حملات آمریکا
◾️اکونومیست
#اکوتهران
#جنگ_تجاری
#چین #آمریکا
🔹از زمان قدرتگیری دوباره ترامپ، بیش از همه کشورها چین هدف خشم او بوده است. او در آوریل گفت: «همه کشورهای جهان ما را سرکیسه کردهاند، اما چین... سرکرده آنان است». حرف و عمل ترامپ یکی بود. تعرفهها بر کالاهای چینی در بالاترین سطح خود قرار دارند. توافقهایی با کشورهای جنوبشرق آسیا برای جلوگیری از ورود کالاهایی که مظنون به «انتقال» از چین هستند انجام شده و آمریکا بر اتحادیه اروپا نیز فشار آورده تا فلزات چینی وارد زنجیرههای تأمینش نشود. اگرچه بخش بزرگی از دستورکار ترامپ پراکنده و ناپیوسته است، اما تلاش برای منزوی کردن چین بهنظر یک برنامه منسجم جلوه میکند.
🔸شی جینپینگ، با وضع تعرفههای متقابل به ترامپ پاسخ داده و اکنون در حال جلب حمایت بخشهای دیگری از جهان، از جمله اتحادیه اروپا، هند، مالزی و ویتنام است. نمایش جسورانه او در نشست «سازمان همکاری شانگهای» در اول سپتامبر رقم خورد؛ جایی که چین را بهعنوان بدیلی برای آمریکا معرفی کرد و اعضا را فراخواند تا با «تفکر جنگ سرد... و زورگویی» مقابله کنند.
🔸اما در عمل همه اینها واجد چه معنایی است؟ چند ماه پس از «روز آزادی» ترامپ، آمار گمرک چین نشان میدهد طی سه ماه گذشته صادرات به آمریکا نسبت به سال قبل یکچهارم کاهش یافته و سهم آمریکا از صادرات چین در اوت از ۱۵ درصد به ۱۰ درصد سقوط کرد.
🔸با این حال، هدف بزرگتر ترامپ که ضربه به ماشین تجاری چین بود ناکام مانده است. از ماه ژوئن تا اوت، کل صادرات چین نسبت به سال گذشته ۶ درصد افزایش یافت. فروش به آفریقا یکسوم رشد کرد، صادرات به کشورهای عضو آسهآن 20% بالا رفت و ارسال کالا به اروپا نزدیک به 10% افزایش یافت. یک سال پیش، سهم اتحادیه اروپا و آمریکا از کالاهای چین تقریباً برابر بود؛ امروز اروپا افزون بر 60% درصد بیشتر میخرد.
🔸جهان خارج از آمریکا بیش از هر زمان دیگری در حال جذب کالاهای چینی است. این امر بهویژه در «جنوب جهانی» صادق است؛ جایی که ابتکار «کمربند و جاده» چین زیرساختهای محکمی ایجاد کرده است. با بازگشت ترامپ به کاخ سفید، سرعت این ابتکار بیشتر هم شده است. در نیمه نخست 2025 فعالیتهای BRI به رکوردی تازه رسید: بیش از 120 میلیارد دلار قرارداد و سرمایهگذاری جدید. نزدیک به نیمی از قراردادهای ساختوساز این ابتکار که به شرکتهای چینی سپرده میشود مربوط به پروژههای آفریقا بود؛ رقمی بیش از 30 میلیارد دلار، پنج برابر همان دوره در سال قبل.
🔸چنین قراردادهایی محرک تجارتاند. صادرات چین به نیجریه در سه ماه اخیر بیش از 50% افزایش یافته که عمدتاً ناشی از تقاضا برای تجهیزات ساخت راهآهنها و نیروگاههای تأمینمالی شده توسط چین است. مصر هم از وامهای BRI استفاده کرده است. سرمایهگذاری مالی چین در زمینههای دیگر نیز پیشرفت داشته است. کنیا قصد دارد وامهای دلاری چین را به یوآن تبدیل کند؛ مصر، نیجریه و آفریقای جنوبی هم توافقهای سوآپ ارزی امضا کردهاند.
🔸در همین حال، چین جایگاه خود را در زنجیرههای تأمین تثبیت میکند. بین ژوئن و اوت، ارسال کالا از چین به تایلند و ویتنام 25% بیشتر از سال پیش شد. بیشترین رشد در بخش الکترونیک و ماشینآلات بود که صادرات به هر دو کشور بیش از 40% بالا رفت. شاید بخشی از این افزایش ناشی از «پیشدستی» برای فرار از تعرفهها باشد، اما تغییرات عمیقتری در زیر سطح رخ میدهد. چین بخشی از تولید خود را به داخل کشورهای آسهآن از جمله اندونزی، مالزی و ویتنام منتقل میکند تا قوانین مبدأ این بلوک را برآورده سازد. این کار شاید «ترانشیپمنت» را کاهش دهد، اما جایگاه شرکتهای چینی را در تجارت تثبیت میکند.
🔸تنها استثنا به این الگو در نزدیکی آمریکا دیده میشود. از مه تا ژوئیه، واردات مکزیک از چین نسبت به سال گذشته 6% کاهش یافت و احتمالاً باز هم کاهش پیدا کند. در 4 سپتامبر رئیسجمهور مکزیک، از تعرفههای تازه بر خودروها، منسوجات و پلاستیکهای چینی خبر داد؛ اقدامی برای هم حمایت از صنایع داخلی و هم جلب رضایت ترامپ، که مدتهاست به دنبال ایجاد «دژ آمریکای شمالی» بوده است.
✅ با این حال، او باید بداند که دژها بهندرت نشانه اعتمادبهنفساند. در قرن پانزدهم، دودمان مینگ در چین رو به درون آورد، تجارت را محدود کرد و دیوار بزرگ را ساخت. این عقبنشینی نیروی حیاتی کشور را تحلیل برد و زوال آن را شتاب داد. آمریکا با ساختن دیوارهای خودش، امروز خطر تکرار همان اشتباه را به جان میخرد. چنانکه که آمارهای تجاری هم نشان میدهند.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/596
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️اکونومیست
#اکوتهران
#جنگ_تجاری
#چین #آمریکا
🔹از زمان قدرتگیری دوباره ترامپ، بیش از همه کشورها چین هدف خشم او بوده است. او در آوریل گفت: «همه کشورهای جهان ما را سرکیسه کردهاند، اما چین... سرکرده آنان است». حرف و عمل ترامپ یکی بود. تعرفهها بر کالاهای چینی در بالاترین سطح خود قرار دارند. توافقهایی با کشورهای جنوبشرق آسیا برای جلوگیری از ورود کالاهایی که مظنون به «انتقال» از چین هستند انجام شده و آمریکا بر اتحادیه اروپا نیز فشار آورده تا فلزات چینی وارد زنجیرههای تأمینش نشود. اگرچه بخش بزرگی از دستورکار ترامپ پراکنده و ناپیوسته است، اما تلاش برای منزوی کردن چین بهنظر یک برنامه منسجم جلوه میکند.
🔸شی جینپینگ، با وضع تعرفههای متقابل به ترامپ پاسخ داده و اکنون در حال جلب حمایت بخشهای دیگری از جهان، از جمله اتحادیه اروپا، هند، مالزی و ویتنام است. نمایش جسورانه او در نشست «سازمان همکاری شانگهای» در اول سپتامبر رقم خورد؛ جایی که چین را بهعنوان بدیلی برای آمریکا معرفی کرد و اعضا را فراخواند تا با «تفکر جنگ سرد... و زورگویی» مقابله کنند.
🔸اما در عمل همه اینها واجد چه معنایی است؟ چند ماه پس از «روز آزادی» ترامپ، آمار گمرک چین نشان میدهد طی سه ماه گذشته صادرات به آمریکا نسبت به سال قبل یکچهارم کاهش یافته و سهم آمریکا از صادرات چین در اوت از ۱۵ درصد به ۱۰ درصد سقوط کرد.
🔸با این حال، هدف بزرگتر ترامپ که ضربه به ماشین تجاری چین بود ناکام مانده است. از ماه ژوئن تا اوت، کل صادرات چین نسبت به سال گذشته ۶ درصد افزایش یافت. فروش به آفریقا یکسوم رشد کرد، صادرات به کشورهای عضو آسهآن 20% بالا رفت و ارسال کالا به اروپا نزدیک به 10% افزایش یافت. یک سال پیش، سهم اتحادیه اروپا و آمریکا از کالاهای چین تقریباً برابر بود؛ امروز اروپا افزون بر 60% درصد بیشتر میخرد.
🔸جهان خارج از آمریکا بیش از هر زمان دیگری در حال جذب کالاهای چینی است. این امر بهویژه در «جنوب جهانی» صادق است؛ جایی که ابتکار «کمربند و جاده» چین زیرساختهای محکمی ایجاد کرده است. با بازگشت ترامپ به کاخ سفید، سرعت این ابتکار بیشتر هم شده است. در نیمه نخست 2025 فعالیتهای BRI به رکوردی تازه رسید: بیش از 120 میلیارد دلار قرارداد و سرمایهگذاری جدید. نزدیک به نیمی از قراردادهای ساختوساز این ابتکار که به شرکتهای چینی سپرده میشود مربوط به پروژههای آفریقا بود؛ رقمی بیش از 30 میلیارد دلار، پنج برابر همان دوره در سال قبل.
🔸چنین قراردادهایی محرک تجارتاند. صادرات چین به نیجریه در سه ماه اخیر بیش از 50% افزایش یافته که عمدتاً ناشی از تقاضا برای تجهیزات ساخت راهآهنها و نیروگاههای تأمینمالی شده توسط چین است. مصر هم از وامهای BRI استفاده کرده است. سرمایهگذاری مالی چین در زمینههای دیگر نیز پیشرفت داشته است. کنیا قصد دارد وامهای دلاری چین را به یوآن تبدیل کند؛ مصر، نیجریه و آفریقای جنوبی هم توافقهای سوآپ ارزی امضا کردهاند.
🔸در همین حال، چین جایگاه خود را در زنجیرههای تأمین تثبیت میکند. بین ژوئن و اوت، ارسال کالا از چین به تایلند و ویتنام 25% بیشتر از سال پیش شد. بیشترین رشد در بخش الکترونیک و ماشینآلات بود که صادرات به هر دو کشور بیش از 40% بالا رفت. شاید بخشی از این افزایش ناشی از «پیشدستی» برای فرار از تعرفهها باشد، اما تغییرات عمیقتری در زیر سطح رخ میدهد. چین بخشی از تولید خود را به داخل کشورهای آسهآن از جمله اندونزی، مالزی و ویتنام منتقل میکند تا قوانین مبدأ این بلوک را برآورده سازد. این کار شاید «ترانشیپمنت» را کاهش دهد، اما جایگاه شرکتهای چینی را در تجارت تثبیت میکند.
🔸تنها استثنا به این الگو در نزدیکی آمریکا دیده میشود. از مه تا ژوئیه، واردات مکزیک از چین نسبت به سال گذشته 6% کاهش یافت و احتمالاً باز هم کاهش پیدا کند. در 4 سپتامبر رئیسجمهور مکزیک، از تعرفههای تازه بر خودروها، منسوجات و پلاستیکهای چینی خبر داد؛ اقدامی برای هم حمایت از صنایع داخلی و هم جلب رضایت ترامپ، که مدتهاست به دنبال ایجاد «دژ آمریکای شمالی» بوده است.
🌐https://institutetehran.com/art/596
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍14👌2❤1👎1👏1
#مقاله_تحلیلی
#چین #نظامی
📝سید رضا میرطاهر
🔹مراسم رژه پیروزی چین که در تاریخ ۳ سپتامبر ۲۰۲۵ (۱۲شهریور ۱۴۰۴) در میدان «تیانآنمن» پکن برگزار شد، به مناسبت هشتادمین سالگرد پیروزی چین بر ژاپن در جنگ جهانی دوم، شاهد رونمایی از نسل جدیدی از تسلیحات چین در تمامی حوزههای جنگی بود. در این رژه، ارتش آزادیبخش خلق چین (PLA) انواع سلاحهای پیشرفته خود از جمله تفنگهای تهاجمی جدید تا هواپیماهای استیلث نسل پنجمی را به نمایش گذاشت. این مراسم نه تنها جدیدترین تجهیزات زمینی، هوایی و دریایی چین را معرفی کرد، بلکه پیامی قوی از قدرت نظامی این کشور به ویژه به آمریکا ارسال کرد.
🔸چین برای نخستین بار از قابلیتهای «سهگانه هستهای» خود رونمایی کرد که شامل توانمندیهای هستهای در سه حوزه زمینی، دریایی و هوایی میشود. موشکهای «چینگلی-۱» که از بمبافکنهای استراتژیک H-6 پرتاب میشوند، موشکهای بالستیک قارهپیمای زیردریاییپرتاب «جولانگ-۳» با برد ۱۰ هزار کیلومتر، و موشکهای قارهپیمای زمینپایه مانند «دونگفنگ-۶۱» و «دونگفنگ-۳۱»، همگی برای نشان دادن قدرت هستهای چین و قابلیتهای حملات جهانی به نمایش درآمدند. موشک «جولانگ-۳»، بهویژه با عملکرد جدید خود، امکان پرتاب از زیردریاییهای هستهای چین را فراهم میکند بدون اینکه نیاز به ورود به آبهای آزاد که آسیبپذیرتر هستند، باشد.
🔸یکی از نوآوریهای کلیدی دیگر در این رژه، معرفی موشکهای بالستیک جدید مانند «DF-5C» بود که به عنوان یکی از دوربردترین موشکهای جهان شناخته میشود. این موشک قابلیت حمل چندین کلاهک و سرعتهای بالا را داراست و به دلیل طراحی ماژولار، آمادهسازی آن برای پرتاب سریعتر شده است. به علاوه، چین در این رژه از موشکهای هایپرسونیک «YJ» رونمایی کرد که در طراحی و عملکرد خود تفاوتهای چشمگیری با انواع قبلی داشتند. این موشکها به ویژه برای عملیات ضدکشتی در نظر گرفته شدهاند.
🔸در زمینه سامانههای پدافند هوایی و ضد موشکی، چین شش سامانه اصلی را معرفی کرد که از جمله آنها میتوان به «HQ-11»، «HQ-20»، «HQ-22A»، «HQ-9C» و «HQ-19» اشاره کرد. این سامانهها قابلیتهای دفاعی گستردهای را برای چین فراهم میکنند و تلاش این کشور را برای دستیابی به تواناییهای دفاعی مشابه با آمریکا و روسیه نشان میدهند.
🔸در بخش هوایی، جنگنده «J-20S» که یک جنگنده رادارگریز نسل پنجم دو سرنشین است، برای نخستین بار به نمایش درآمد. این جنگنده با قابلیتهای جنگی پیشرفته خود، به چین این امکان را میدهد که علاوه بر حملات هوایی، نقش مهمی در همکاری با پهپادها داشته باشد. همچنین، جنگنده «J-35» که برای عملیات روی ناوهای هواپیمابر طراحی شده است، نمایانگر ورود چین به دوران جدیدی در عرصه جنگندههای ناوپایه است.
چین همچنین از یک هواپیمای هشدار زودهنگام ناوپایه به نام «KJ-600» رونمایی کرد که بهعنوان یک قطعه کلیدی در ساختار ناوگان هوایی چین به شمار میرود. این هواپیما با رادارهای بزرگتر و استقامت پروازی طولانیتر، قادر است تهدیدات هوایی را در فاصلهای بسیار دورتر از برد حسگرهای کشتی شناسایی کند.
🔸در بخش دریایی، چین از سلاحهای لیزری جدید مانند «LY-1» رونمایی کرد که برای استفاده در ناوهای جنگی طراحی شده است. این سلاح لیزری بهعنوان اولین سامانه انرژی هدایتشده در زرادخانه نیروی دریایی چین شناخته میشود و قابلیت نابود کردن تهدیدات هوایی و موشکها را با سرعت نور دارد. علاوه بر آن، چین از خودروهای جنگی زیرآبی بدون سرنشین و اژدرهای جدید نیز پردهبرداری کرد که میتوانند بهویژه در عملیات ضدزیردریایی و محاصرههای دریایی استفاده شوند.
🔸در بخش زمینی، چین از تانکهای پیشرفته مانند «T-99B» و «T-100» و همچنین خودروهای زرهی جدید رونمایی کرد. این خودروها با ویژگیهایی چون حسگرهای فوتوالکتریک و ایستگاههای تسلیحاتی کنترل از راه دور، به ارتش چین این امکان را میدهند که در نبردهای پیچیده و بهویژه در نبردهای شهری، انعطافپذیری بیشتری داشته باشند.
🔸در نهایت، چین در این رژه همچنین از تسلیحات جدیدی مانند راکتانداز «PHL-16» و تفنگ تهاجمی «QBZ-191» رونمایی کرد. این تسلیحات نشاندهنده پیشرفت چین در زمینه سلاحهای سبک و جنگهای دوربرد هستند.
🌐https://institutetehran.com/art/597
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍13❤6👎2👏1
♦️عصر طلایی چندجانبهگرایی به پایان رسیده است!
◾️فارین پالیسی
📝جو اینگه بکفولد
#تهران_ریویو
#آمریکا #چین
🔹نظام چندجانبهای که در پایان جنگ جهانی دوم، با تأسیس سازمان ملل متحد و دیگر نهادها پایهگذاری شد، اکنون در برابر چشمان ما در حال فروپاشی است. این وضعیت نیازمند بحثی جدی دربارهی دلایل این فروپاشی، امکان نجات آن، و جایگزینهای احتمالیاش در صورت نجاتناپذیری است. دبیرکل سازمان ملل، آنتونیو گوترش اذعان کرده است که مردم به چندجانبهگرایی بیاعتماد شدهاند. عینیترین مصداق از زوال این سیستم را میتوان در سیاست تعرفهای دولت ترامپ مشاهده کرد.
🔸در واقع، دوران تکقطبی ایالات متحده پس از فروپاشی شوروی تا دو دهه بعد از آن، احتمالاً اوج چندجانبهگرایی را رقم زد. واشنگتن همواره نگهبان بینقصی برای این سیستم نبود؛ در تمامی قالبهای همکاری بینالمللی مشارکت نکرد، گاه از قدرت خود در خاورمیانه و دیگر مناطق سوءاستفاده کرد و سیاستهایش بیشتر بر منافع ملی استوار بود تا نوعدوستی. با این حال، ایالات متحده در آن دوران تسهیلگر بیسابقهای برای همکاریهای چندجانبه بود، در شرایطی که هم در سطح جهانی و هم در داخل این کشور، از نظام چندجانبه حمایت گستردهای وجود داشت.
💢نقش سه عامل کلیدی در طلایی شدن این عصر از چندجانبهگرایی:
🔸نخست و مهمتر از همه، ایالات متحده آنقدر قدرت داشت که میتوانست به منافع مطلق برای کل سیستم جهانی بیندیشد. شاید متناقض به نظر برسد، اما تکقطبیگری و نه چندقطبیگری بهترین بستر برای همکاری چندجانبه است. در وضعیت آنارشی بینالمللی حضور دو یا چند قدرت بزرگ باعث میشود هر یک نگران آن باشد که دیگری سود نسبی بیشتری از همکاری ببرد و موقعیت خود را تقویت کند. در نتیجه، قدرتهای بزرگ، همبستگی را تهدیدی بالقوه میدانند و بستر همکاری در ساختار چندقطبی ضعیفتر میشود.
🔸دومین عامل دوران طلایی چندجانبهگرایی، ماهیت ایالات متحده بهعنوان یک «لویاتان لیبرال» بود. ایالات متحده مدافع دموکراسی، اقتصاد بازار و تجارت آزاد بود. این کشور گرچه بارها در کشورهای دیگر مداخله کرد و حتی رژیمهای سیاسی را تغییر داد، اما هرگز به دنبال فتح سرزمینی نبود. این در حالی است که یک لویاتان منزوی، اقتدارگرا یا ملیگرای افراطی ممکن بود باری بسیار سنگینتر بر دوش همکاریهای بینالمللی و چندجانبهگرایی باشد.
🔸سومین عامل، خاستگاه ساختار قدرت تکقطبی ایالات متحده بود که به تقویت باور به راهحلهای چندجانبه کمک کرد. در دوران جنگ سرد، کاملاً مشخص بود که بلوک غرب تحت رهبری آمریکا رشد اقتصادی بیشتر و سطح زندگی بالاتری نسبت به بلوک شوروی داشت. بنابراین، زمانی که آمریکا در این رقابت پیروز شد، هم در داخل کشور و هم در سطح جهانی تمایل زیادی برای ادغام کشورهای بیشتر در نظام موفق و کارآمد پس از جنگ جهانی دوم بهوجود آمد. حتی چین نیز علاقهمند به پیوستن به این سیستم بود.
💢شرایط متفاوت هر سه شرط ذکر شده در وضعیت کنونی
🔸در سطح بنیادیتر، ساختار قدرت جهانی تغییر کرده است. ساختار قدرت جهانی از تکقطبی به دوقطبی (میان آمریکا و چین) تغییر یافته و تمرکز این دو قدرت بر منافع نسبی، موجب کاهش همکاریهای چندجانبه شده است. آمریکا رویکردش را از تعامل اقتصادی به سیاستهای محدودکننده علیه چین تغییر داده و در قبال جنگ اوکراین و تعهدات ناتو رفتاری مبهم دارد. چین از روسیه حمایت میکند تا جایگاهش در برابر آمریکا تقویت شود و هند نیز برای حفظ تعادل، روابط خود با روسیه را حفظ کرده است.
🔸افزون بر این، در گذار کنونی دولت آمریکا از تکقطبی به دوقطبی، ذهنیتی کمتر مساعد پیرامون این ساختار ایجاد شده است. دولت ترامپ باور دارد که نظام چندجانبه علیه منافع ایالات متحده عمل میکند و این گرایش در بین کشورهای اروپایی نیز در حال گسترش است؛ برگزیت یکی از نمودهای برجسته این روند است. علاوه بر این، ملیگرایی در ایالات متحده، اروپا، چین، هند و روسیه در حال افزایش است. رژیمهای ملیگرا معمولاً نسبت به مداخلهی نهادهای جهانی در امور داخلی خود، نگرانی و حساسیتی بیشتر از دولتهای دموکراتیک دارند.
✅ باید بپذیریم دوران طلایی چندجانبهگرایی برای همیشه به پایان رسیده است چرا که نه چین، نه آمریکا و نه حتی اروپا مایل به تداوم چندجانبهگرایی نیست. با این حال، حتی یک نظام چندجانبه ناقص و ناکارآمد نیز ارزش حفظ شدن دارد زیرا جایگزین آن بسیار بدتر خواهد بود. نظام چندجانبه آینده به احتمال زیاد، سیستمی پراکندهتر خواهد بود؛ جایی که گروههای کوچکتری از کشورهایی با ذهنیت و منافع مشترک برای حل مسائل مشخص با هم همکاری خواهند کرد.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/598
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️فارین پالیسی
📝جو اینگه بکفولد
#تهران_ریویو
#آمریکا #چین
🔹نظام چندجانبهای که در پایان جنگ جهانی دوم، با تأسیس سازمان ملل متحد و دیگر نهادها پایهگذاری شد، اکنون در برابر چشمان ما در حال فروپاشی است. این وضعیت نیازمند بحثی جدی دربارهی دلایل این فروپاشی، امکان نجات آن، و جایگزینهای احتمالیاش در صورت نجاتناپذیری است. دبیرکل سازمان ملل، آنتونیو گوترش اذعان کرده است که مردم به چندجانبهگرایی بیاعتماد شدهاند. عینیترین مصداق از زوال این سیستم را میتوان در سیاست تعرفهای دولت ترامپ مشاهده کرد.
🔸در واقع، دوران تکقطبی ایالات متحده پس از فروپاشی شوروی تا دو دهه بعد از آن، احتمالاً اوج چندجانبهگرایی را رقم زد. واشنگتن همواره نگهبان بینقصی برای این سیستم نبود؛ در تمامی قالبهای همکاری بینالمللی مشارکت نکرد، گاه از قدرت خود در خاورمیانه و دیگر مناطق سوءاستفاده کرد و سیاستهایش بیشتر بر منافع ملی استوار بود تا نوعدوستی. با این حال، ایالات متحده در آن دوران تسهیلگر بیسابقهای برای همکاریهای چندجانبه بود، در شرایطی که هم در سطح جهانی و هم در داخل این کشور، از نظام چندجانبه حمایت گستردهای وجود داشت.
💢نقش سه عامل کلیدی در طلایی شدن این عصر از چندجانبهگرایی:
🔸نخست و مهمتر از همه، ایالات متحده آنقدر قدرت داشت که میتوانست به منافع مطلق برای کل سیستم جهانی بیندیشد. شاید متناقض به نظر برسد، اما تکقطبیگری و نه چندقطبیگری بهترین بستر برای همکاری چندجانبه است. در وضعیت آنارشی بینالمللی حضور دو یا چند قدرت بزرگ باعث میشود هر یک نگران آن باشد که دیگری سود نسبی بیشتری از همکاری ببرد و موقعیت خود را تقویت کند. در نتیجه، قدرتهای بزرگ، همبستگی را تهدیدی بالقوه میدانند و بستر همکاری در ساختار چندقطبی ضعیفتر میشود.
🔸دومین عامل دوران طلایی چندجانبهگرایی، ماهیت ایالات متحده بهعنوان یک «لویاتان لیبرال» بود. ایالات متحده مدافع دموکراسی، اقتصاد بازار و تجارت آزاد بود. این کشور گرچه بارها در کشورهای دیگر مداخله کرد و حتی رژیمهای سیاسی را تغییر داد، اما هرگز به دنبال فتح سرزمینی نبود. این در حالی است که یک لویاتان منزوی، اقتدارگرا یا ملیگرای افراطی ممکن بود باری بسیار سنگینتر بر دوش همکاریهای بینالمللی و چندجانبهگرایی باشد.
🔸سومین عامل، خاستگاه ساختار قدرت تکقطبی ایالات متحده بود که به تقویت باور به راهحلهای چندجانبه کمک کرد. در دوران جنگ سرد، کاملاً مشخص بود که بلوک غرب تحت رهبری آمریکا رشد اقتصادی بیشتر و سطح زندگی بالاتری نسبت به بلوک شوروی داشت. بنابراین، زمانی که آمریکا در این رقابت پیروز شد، هم در داخل کشور و هم در سطح جهانی تمایل زیادی برای ادغام کشورهای بیشتر در نظام موفق و کارآمد پس از جنگ جهانی دوم بهوجود آمد. حتی چین نیز علاقهمند به پیوستن به این سیستم بود.
💢شرایط متفاوت هر سه شرط ذکر شده در وضعیت کنونی
🔸در سطح بنیادیتر، ساختار قدرت جهانی تغییر کرده است. ساختار قدرت جهانی از تکقطبی به دوقطبی (میان آمریکا و چین) تغییر یافته و تمرکز این دو قدرت بر منافع نسبی، موجب کاهش همکاریهای چندجانبه شده است. آمریکا رویکردش را از تعامل اقتصادی به سیاستهای محدودکننده علیه چین تغییر داده و در قبال جنگ اوکراین و تعهدات ناتو رفتاری مبهم دارد. چین از روسیه حمایت میکند تا جایگاهش در برابر آمریکا تقویت شود و هند نیز برای حفظ تعادل، روابط خود با روسیه را حفظ کرده است.
🔸افزون بر این، در گذار کنونی دولت آمریکا از تکقطبی به دوقطبی، ذهنیتی کمتر مساعد پیرامون این ساختار ایجاد شده است. دولت ترامپ باور دارد که نظام چندجانبه علیه منافع ایالات متحده عمل میکند و این گرایش در بین کشورهای اروپایی نیز در حال گسترش است؛ برگزیت یکی از نمودهای برجسته این روند است. علاوه بر این، ملیگرایی در ایالات متحده، اروپا، چین، هند و روسیه در حال افزایش است. رژیمهای ملیگرا معمولاً نسبت به مداخلهی نهادهای جهانی در امور داخلی خود، نگرانی و حساسیتی بیشتر از دولتهای دموکراتیک دارند.
🌐https://institutetehran.com/art/598
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍12❤3👎2👏1🤔1
#مقاله_تحلیلی
#تحولات_منطقه
📝محمدرضا مرادی
🔹طرح E1 یکی از بحثبرانگیزترین پروژههای استعماری اسرائیل در کرانه باختری از دهه ۱۹۹۰ مطرح شده و در سالهای اخیر با حمایت چهرههایی مانند اسموتریچ، وزیر دارایی و مسئول امور شهرکسازی در کرانه باختری با سرعت بیشتری پیش میرود.
💢پیشینه و ریشهها
🔸طرح E1 ریشه در سیاستهای استعماری اسرائیل پس از اشغال قدس در جنگ ۱۹۶۷ دارد. در سال ۱۹۷۵، شهرک معالیه ادومیم به دستور اسحاق رابین نخستوزیر وقت تأسیس شد تا ارتباط فلسطینیان کرانه باختری با قدس را قطع کند.در دهه ۱۹۹۰، آریل شارون، وزیر مسکن وقت، ایده گسترش معالیه ادومیم را با طرحی موسوم به E1 مطرح کرد.
🔸این طرح در سال ۱۹۹۴ بهطور رسمی در کابینه اسحاق رابین کلید خورد و در سال ۱۹۹۹ با تصویب نقشه ساختاری و مصادره ۱۲ هزار دونم از اراضی فلسطینیان، به مرحله برنامهریزی جدی رسید. مذاکرات اسلو در سال ۱۹۹۲ این طرح را موقتاً به حاشیه برد.
🔸در سال ۲۰۰۴، حمایت جورج بوش از شهرک معالیه ادومیم بهعنوان بخشی از اسرائیل، به طرح جان تازهای داد، اما فشارهای اتحادیه اروپا و دولت اوباما در سال ۲۰۰۹ دوباره آن را متوقف کرد. در سال ۲۰۱۲، پس از بهرسمیتشناختهشدن فلسطین بهعنوان دولت ناظر غیرعضو در سازمان ملل، اسرائیل در اقدامی تلافیجویانه E1 را احیا کرد، اما فشارهای بینالمللی در سال ۲۰۱۳ بار دیگر مانع شد.
🔸با این وجود، اسرائیل بهصورت غیررسمی زیرساختهایی مانند جادهها و پایگاههای امنیتی را پیش برد. در سال ۲۰۲۰، طرح «معامله قرن» ترامپ الحاق بخشهایی از کرانه باختری را به رسمیت میشناخت و به نتانیاهو اجازه داد ساخت ۳۵۰۰ واحد مسکونی در قالب طرح E1 را کلید بزند.
اخیراٌ عواملی مانند تسلط کابینه راستگرای افراطی و نرمتر شدن موضع آمریکا در دوره ترامپ، به اسرائیل جرأت داد تا این طرح را با شتاب بیشتری پیش ببرد. لابی شهرکنشینان و احزاب راستگرا نیز فشارهای داخلی را برای اجرای طرح E1 افزایش دادهاند.
💢سازوکار اجرا
🔸اجرای طرح E1 یک پروژه پیچیده و چندلایه است. این طرح در منطقهای به مساحت ۱۲ کیلومتر مربع، بین شهرکهای معالیه ادومیم و بسگات زئیف اجرا میشود. این منطقه به دلیل موقعیت استراتژیک خود، کلید تسلط بر کرانه باختری و قدس شرقی محسوب میشود. اولین گام، مصادره گسترده اراضی فلسطینیان است. در کنار این، اسرائیل شبکهای از جادههای استراتژیک ساخته است که حرکت فلسطینیان را محدود و مسیرهای انحصاری برای شهرکنشینان ایجاد میکند.
🔸طرح E1 که از جمله شامل ساخت ۳۴۰۱ واحد مسکونی است برای اسکان دهها هزار شهرکنشین جدید طراحی شده و بخشی از پروژه «قدس بزرگ» است که میخواهد محدوده قدس را به ۱۰ درصد کرانه باختری گسترش دهد. این پروژه با اتصال شهرکهای معالیه ادومیم، جفعات زئیف و گوش عتصیون به قدس، ارتباط فلسطینیان بین رامالله و بیتلحم را قطع میکند.
🔸یکی از جنبههای تاریک این طرح، جابجایی اجباری جوامع بومی، بهویژه بادیهنشینان روستای خان الأحمر است. این روستا تنها منطقه فلسطینی باقیمانده در طرح E1 است و ارتباط شمال کرانه باختری با جنوب آن را بر قرار میکند. اسرائیل قصد دارد ۴۶ منطقه بادیهنشین را از شرق قدس و دره اردن منتقل کند. همچنین با ایجاد پایگاههای پلیس و تأسیسات امنیتی، کنترل شدیدتری بر فلسطینیان اعمال میشود.
💢پیامدها و تهدیدات طرح
🔸از نظر جغرافیایی، این طرح کرانه باختری را به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم میکند و قدس شرقی را از بافت فلسطینیاش جدا میسازد. این انزوا، قدس را از جایگاه تاریخی و فرهنگیاش بهعنوان قلب فلسطین محروم میکند. از نظر جمعیتی، اسکان هزاران شهرکنشین جدید، تعادل جمعیتی را به نفع اسرائیلیها تغییر میدهد. کوچ اجباری بادیهنشینان و تخریب خانهها، نقض آشکار حقوق بشر است و زندگی جوامع بومی را نابود میکند.
🔸از نظر اقتصادی، با طولانی کردن مسیرها، هزینههای تردد و تجارت فلسطینیان را افزایش میدهد. مصادره زمینهای کشاورزی، معیشت فلسطینیان را به خطر میاندازد و اقتصاد محلی را تضعیف میکند. از منظر سیاسی، E1 راه حل دو دولت را غیرممکن میکند، زیرا قدس شرقی بهعنوان پایتخت فلسطین از دسترس خارج میشود و کرانه باختری به مناطق پراکنده و غیرمنسجم تبدیل میشود.
💢نتیجه
🌐https://institutetehran.com/art/599
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9👏2😱2❤1
#تحلیل_کوتاه
#قفقاز #پاکستان
📝احسان فلاحی
🔹 ۳۱ آگوست در حاشیه نشست سران شانگهای در چین، وزرای خارجه اسلامآباد و ایروان بیانیه برقراری روابط دیپلماتیک را امضاء کردند. بیانیه مذکور فارغ از اهمیت دو جانبه آن، نشانهای برجسته از فروپاشی نظم قدیمی حاکم بر قفقاز و شکلگیری نظمی نوین در منطقه است.
💢 از ریشههای تقابل تا دلایل تعامل
🔸همزمان با فروپاشی شوروی در اثنای جنگ اول قرهباغ، اسلامآباد شناسایی ارمنستان را منوط به بازگرداندن مناطق اشغال شده به باکو نمود. در مقابل آنکارا و باکو از مواضع پاکستان در مورد بحران کشمیر حمایت کردهاند. بر این اساس مثلث راهبردی ترکیه، آذربایجان و پاکستان حول دو بحران قرهباغ و کشمیر شکل گرفته است. لذا در سوی دیگر معادله، هند به سمت همکاری با ارمنستان سوق یافته است.
🔸بعد از جنگ دوم قرهباغ (پائیز ۲۰۲۰) مناطق هفتگانه تحت کنترل ارمنستان به آذربایجان واگذار شد و پس از حمله برقآسای سپتامبر ۲۰۲۳ تنها منطقه باقی مانده نیز به کنترل باکو درآمد. اما اسلامآباد تا اطمینان از تحقق کامل صلح میان باکو و ایروان از به رسمیت شناختن ارمنستان خودداری نمود و منتظر هماهنگی بیشتر با آنکار و باکو ماند. تا این که پس از «بیانیه سهجانبه کاخ سفید» بررسی روابط دیپلماتیک با ارمنستان در دستور کار اسلام آباد قرار گرفت.
💢 انگیزههای پاکستان
🔸 انگیزههای پاکستان از برقراری روابط دیپلماتیک با ارمنستان را میتوان در چارچوب «دکترین منیر» به عنوان رویکرد نوین سیاست خارجی این کشور برسی کرد که علاوه بر توصیه به مصونسازی استراتژیک همکاری راهبردی با کشورهای کوچک را نیز توصیه میکند. تا از این طریق استقلال راهبردی خویش را در برابر قدرتهای بزرگ را با هزینه کمتری حفظ کند.در همین راستا سخنگوی وزارت خارجه پاکستان «بیانیه سهجانبه کاخ سفید» را «لحظهای تاریخی» و دورهای جدید از «صلح، ثبات و همکاری» در قفقاز جنوبی دانسته است.
🔸بنابراین از نظر پاکستان معادلات قفقاز از این پس، در بستر رقابت دو قدرت بزرگ یعنی روسیه و آمریکا تفسیر خواهد شد که بر اساس «دکترین منیر» اسلامآباد دیگر تمایلی به حمایت از یک طرف در برابر دیگری را ندارد. بنابراین عادی سازی روابط با ارمنستان به معنای مصونسازیی پاکستان در رقابت قدرتهای بزرگ در قفقاز است. همچنین افزایش اهمیت مولفههای ژئواکونومیکی در «دکترین منیر» باعث شده است که این کشور نگاه ویژهای به ارمنستان به عنوان دروازه ورود به «اتحایه اقتصادی اوراسیایی» داشته باشد.
💢 انگیزههای ارمنستان
🔸ایروان در تلاش است که با هر نوع گشایشی انزوای ژئوپلیتیکی خود را کاهش دهد. در همین راستا نفوذ روسیه بر ارمنستان، مانع از دستیابی به این هدف بود. اما عواملی از قبیل به قدرت رسیدن پاشینیان در ۲۰۱۸، جنگ دوم قرهباغ ۲۰۲۰، بیمیلی نیروهای روسی در حفظ دالان لاچین، انحلال دولت خودمختار آرتساخ ۲۰۲۳ و اقدامات تنبیهی مسکو بر علیه ایروان باعث شده است که اعتماد ارمنیها به روسیه کاهش یابد. بنابراین به رسمیت شناخته شدن توسط پاکستان اهمیتی نمادین در استقلال خارجی ایروان در عرصه بینالمللی دارد.
🔸به رسمیت شناخته شدن توسط پاکستان به ارمنستان اجازه میدهد وابستگی غالب به یک کشور را خنثی کرده و انعطافپذیری بیشتری در سیاست خارجی داشته باشد. از سوی دیگر ایروان نیز همانند اسلامآباد انگیرههای چندجانبه گرایانه نیز دارد. اگر پاکستان بعد از به رسمیت شناختن ارمنستان خواهان جلب حمایت ایروان در چارچوب «اتحادیه اقتصادی اوراسیایی» است؛ ایروان نیز مابه ازای چندجانبه آن در «سازمان همکاری شانگهای» (SCO) را از اسلامآباد طلب میکند. همچنین برقراری روابط با پاکستان یک سرمایهگذاری دیپلماتیک برای دولت پاشینینان به شمار میرود که میتواند در انتخابات ۲۰۲۶ از آن بهرهبرداری کند.
💢 سخن پایانی
🌐https://institutetehran.com/art/600
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👎3👏2❤1
#تحلیل_کوتاه
#ایران #اروپا
🔸در سالهای اخیر، روابط میان ایران و اروپا وارد یکی از پرتنشترین مراحل خود شده است. این وضعیت میان کارشناسان بر سر ریشههای تعارضات جدید اختلافنظر ایجاد کرده؛ برخی، عامل اصلی را در حمایت نظامی ایران از روسیه و برخی دیگر مسائل حقوق بشری میدانند. با وجود اهمیت این عوامل، روابط ایران و اروپا از پیچیدگیهای عمیقتری برخوردار است که نمیتوان تنها با ارجاع به یک یا دو متغیر آنها را توضیح داد. آنچه امروز در حال شکلگیری است، بازتابی از تحولات ژئوپلیتیکی کلان، تغییر ادراک امنیتی در اروپا و اولویتبندی جدید ارزشی است. این روندها در سه سطح قابل بررسی هستند که در ادامه، تلاش میشود تا درک جامعی از آنها ارائه شود.
💢جنگ اوکراین و ظهور دوقطبی جهانی
🔹یکی از دلایل کلیدی که کارشناسان بر آن تأکید دارند، مشارکت ایران در جنگ اوکراین است. این عامل اما تبیینکننده ماهیت اصلی این تعارض نیست. جنگ اوکراین در واقع نشانهای از گذار به نظم جهانی نوین است که دوقطبیسازی عرصه بینالملل را به همراه دارد؛ یعنی روسیه، چین و ایران در یک جبهه، و اروپا و آمریکا در جبهه مقابل. در این شرایط، اروپا برای مهار چالشگران نظم موجود و بازسازی نقش جهانی خود، نه تنها با تهران و روسیه تقابل میکند، بلکه رویکرد منطقهایاش را بر مقابله با محور مقاومت متمرکز کرده تا متحدان تازهای مانند حکومت جدید سوریه و کشورهای حاشیه خلیج فارس بیابد. این استراتژی، ریشه در افزایش احساس تهدید از سوی محور چالشگران نظم فعلی جهانی دارد و تنش را فراتر از مسائل امنیتی میبرد. نقطه اوج این رویکرد را میتوان در جنگ ۱۲ روزه اخیر دید؛ جایی که اروپا تمامقد از اسرائیل حمایت کرد، تا جایی که صدراعظم آلمان، مرتس، در اظهاراتی جنجالی گفت: « این (جنگ) همان کار کثیفی است که اسرائیل به نیابت از همه ما انجام میدهد».
🔹در همین راستا، نزدیک شدن موعد مکانیسم ماشه و فشار آمریکا و اسرائیل برای فعالسازی آن، باعث شده اروپا بهجای تنشزدایی، از این ابزار بهعنوان اهرم فشار و امتیازگیری استفاده کند. این رویکرد، بیاعتمادی را تشدید کرده و به تعمیق شکاف در روابط ایران و اروپا دامن زده است.
💢لابی یهود و تغییر ادراک اروپا
🔹عامل دیگری که نقش فزایندهای در روابط ایران و اروپا ایفا کرده، اسرائیل و لابیهای قدرتمند آن در پایتختهای اروپایی است. پس از رویدادهای ۷ اکتبر و تشدید درگیریهای نظامی-امنیتی ایران و اسرائیل، اروپا که خود را ملزم به حمایت از اسرائیل میبیند تحت تأثیر لابیگرها به تنشزایی با ایران به بهانه یهودیستیزی روی آورد. این امر مستقیماً به دور جدیدی از تنشها دامن زد زیرا اروپاییها و مخصوصا آلمانیها در سیاست خارجی خود رسالتی جهت حمایت از اسرائیل در منطقه میبینند که به واسطه تشدید درگیریهای مستقیم ایران و اسرائیل باید به مقابله با ایران بپردازند. علاوه بر این، لابی یهود در اروپا با تأثیر بر سیاستمداران، نهادهای امنیتی و رسانهها، ادراک از محور مقاومت را به عنوان تهدیدی علیه امنیت ملی و شهروندان اروپایی تغییر داده، که این تغییر تنش را عمیقتر و ساختاریتر کرده است.
💢ترجیح ارزشها به جای منافع
🔹پس از اعتراضات ۱۴۰۱ نگاه منفی به تهران در افکار عمومی اروپا تقویت شد و کشورهای اروپایی تحت فشار سازمانهای مدنی قرار گرفتند تا روابطشان با ایران را بازنگری کنند. همچنین، اپوزیسیون ایرانی با حضور پررنگتر در نهادهای سیاسی اروپا، تحلیلهای گمراهکنندهای ارائه داده که رویکرد اروپا را به سمت تشدید تنش و فشار حداکثری سوق داده است. افزون بر این، تغییر ائتلافهای حاکم از سوسیالیستها به محافظهکاران و راستگرایان، سیاست خارجی اروپا را از عملگرایی به سمت ارزشمحوری کشانده، تا ایران نه تنها تهدیدی امنیتی-نظامی، بلکه چالشی جدی علیه ارزشها و ایدئولوژی اروپایی تلقی شود.
🌐https://institutetehran.com/art/601
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍12👎3❤1🔥1💯1
♦️مسیر پرخطر بازگشت ایران به قدرت
◾️فارن افرز
📝افشون استوار
#تهران_ریویو
#چین #تحولات_منطقه
🔸در پی تحولات اخیر منطقهای از جمله تضعیف گروههای متحد ایران مانند حماس و حزبالله و سقوط دولت اسد در سوریه، ایران بخشی از ابزارهای سنتی خود برای اعمال نفوذ در منطقه را از دست داده است. این وضعیت به اسرائیل امکان داد تا در جنگ ۱۲ روزه علیه ایران، بدون نگرانی از واکنش گسترده نیروهای نیابتی، حملات گستردهای انجام دهد؛ حملاتی که توان دفاع هوایی، موشکی و بخشی از برنامه هستهای ایران را تحت تأثیر قرار داد. در چنین شرایطی، تلاش ایران برای بازسازی قدرت و نفوذ منطقهایاش با موانع جدی روبهروست، بهویژه تا زمانی که نتواند دفاع مؤثرتری از خاک خود داشته باشد.
🔹در کوتاهمدت، ایران احتمالاً برای بازسازی توان دفاعی خود به گسترش همکاریهای نظامی با چین روی خواهد آورد. هرچند پکن پیشتر در خاورمیانه رویکردی بیطرفانه داشت، اما با افزایش تنشها میان اسرائیل و کشورهای عرب، بهویژه پس از حملات اسرائیل به رهبران حماس در قطر، ممکن است چین اکنون فرصتهایی برای تقویت نقش خود از طریق حمایت از ایران ببیند.
💢مسیر پرمانع
🔹با سقوط دولت اسد و روی کار آمدن دولتی با مواضع ضدایرانی در دمشق، مسیر سنتی ایران برای پشتیبانی از حزبالله از طریق سوریه با مانع جدی مواجه شده است. رئیسجمهور جدید سوریه، احمد الشرع، نهتنها نفوذ ایران را مردود دانسته بلکه آن را عامل بیثباتی منطقه معرفی کرده و بهدنبال نزدیکی با رقبای تهران است. با وجود این، ضعف دولت جدید در متحد کردن کشور، میتواند فرصتی برای ایران باشد تا از شکافهای داخلی سوریه و روابط پیشین با برخی گروههای سنی برای حفظ نفوذ خود بهرهبرداری کند، بهویژه اگر آمریکا از سوریه بهطور کامل عقبنشینی کند.
💢در موضع دفاعی
🔹در حال حاضر، ایران توانایی لازم برای بازسازی مسیرهای تأمین تسلیحات به حزبالله را ندارد و این موضوع بازدارندگی سنتی آن را در برابر اسرائیل تضعیف کرده است. درحالیکه دیگر نیروهای نیابتی مانند حوثیها یا گروههای شیعه در عراق، تهدیدی همسطح حزبالله محسوب نمیشوند، گزینه روی آوردن به سلاح هستهای نیز با ریسکهای بالای اطلاعاتی و نظامی مواجه است. با وجود ذخایر اورانیوم و دانش فنی موجود، هر تلاش برای تسلیح هستهای میتواند واکنش شدید اسرائیل یا آمریکا را در پی داشته باشد و در نبود دفاع هوایی مؤثر چنین زرادخانهای بسیار آسیبپذیر خواهد بود.
🔹از این رو، بازسازی بازدارندگی ایران مستلزم تقویت فوری توان نظامی متعارف، بهویژه دفاع هوایی، است. جنگ اخیر نشان داد که موشکهای ایران بازدارندگی کافی ایجاد نمیکنند و سامانههای دفاعی آن نیز بهشدت آسیبپذیرند. ایران احتمالاً بر پایه تجربیات جنگ، سرمایهگذاری در تسلیحات پیشرفتهتری همچون موشکهای هایپرسونیک و برد بلند را در اولویت قرار خواهد داد. اما به دلیل محدودیتهای صنعتی داخلی، برای نوسازی سیستمهای دفاعی و هوایی خود ناگزیر بر شرکای خارجی متکی است. در عین حال، همکاری با روسیه با موانع متعددی مواجه شده و ممکن است ایران را بهسمت گزینههای جایگزینی همچون چین سوق دهد.
💢آخرین دستاویز
🔹با توجه به فشارهای نظامی و کاهش توان دفاعی ایران، چین به گزینهای کلیدی برای تأمین تجهیزات نظامی بدل شده است. پکن که پیشتر رویکردی متعادل در خاورمیانه داشت، ممکن است اکنون با توجه به افزایش تنش با آمریکا و نزدیکی دیپلماتیک ایران و عربستان، تمایل بیشتری به حمایت نظامی از تهران داشته باشد. چین میتواند با فروش سامانههای دفاع هوایی مانند HQ-9 و جنگندههای J-10، به ایران در تقویت توان هواییاش کمک کند. گرچه این کمکها در کوتاهمدت برتری ایران را نسبت به رقبای منطقهای تغییر نمیدهند، اما در میانمدت میتوانند هزینه حملات را برای دشمنان افزایش داده و زمان لازم برای بازیابی توان موشکی داخلی ایران را فراهم کنند.
✅ فارغ از واکنش چین به شرایط، ایران در وضعیت دشواری قرار دارد. رهبران آن ممکن است همچنان در وضعیتی ناامن و بیثبات باقی بمانند. آنها ممکن است راهی حتی خطرناکتر، یعنی تولید سلاح هستهای، را انتخاب کنند. اما زیرساختهایی که امنیت ایران را در دو دهه گذشته حفظ کرده بود فرو ریختهاند و تا وقتی نقصهای نظامی متعارف آن برطرف نشود، کشور به طور بنیادی آسیبپذیر باقی خواهد ماند.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/602
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️فارن افرز
📝افشون استوار
#تهران_ریویو
#چین #تحولات_منطقه
🔸در پی تحولات اخیر منطقهای از جمله تضعیف گروههای متحد ایران مانند حماس و حزبالله و سقوط دولت اسد در سوریه، ایران بخشی از ابزارهای سنتی خود برای اعمال نفوذ در منطقه را از دست داده است. این وضعیت به اسرائیل امکان داد تا در جنگ ۱۲ روزه علیه ایران، بدون نگرانی از واکنش گسترده نیروهای نیابتی، حملات گستردهای انجام دهد؛ حملاتی که توان دفاع هوایی، موشکی و بخشی از برنامه هستهای ایران را تحت تأثیر قرار داد. در چنین شرایطی، تلاش ایران برای بازسازی قدرت و نفوذ منطقهایاش با موانع جدی روبهروست، بهویژه تا زمانی که نتواند دفاع مؤثرتری از خاک خود داشته باشد.
🔹در کوتاهمدت، ایران احتمالاً برای بازسازی توان دفاعی خود به گسترش همکاریهای نظامی با چین روی خواهد آورد. هرچند پکن پیشتر در خاورمیانه رویکردی بیطرفانه داشت، اما با افزایش تنشها میان اسرائیل و کشورهای عرب، بهویژه پس از حملات اسرائیل به رهبران حماس در قطر، ممکن است چین اکنون فرصتهایی برای تقویت نقش خود از طریق حمایت از ایران ببیند.
💢مسیر پرمانع
🔹با سقوط دولت اسد و روی کار آمدن دولتی با مواضع ضدایرانی در دمشق، مسیر سنتی ایران برای پشتیبانی از حزبالله از طریق سوریه با مانع جدی مواجه شده است. رئیسجمهور جدید سوریه، احمد الشرع، نهتنها نفوذ ایران را مردود دانسته بلکه آن را عامل بیثباتی منطقه معرفی کرده و بهدنبال نزدیکی با رقبای تهران است. با وجود این، ضعف دولت جدید در متحد کردن کشور، میتواند فرصتی برای ایران باشد تا از شکافهای داخلی سوریه و روابط پیشین با برخی گروههای سنی برای حفظ نفوذ خود بهرهبرداری کند، بهویژه اگر آمریکا از سوریه بهطور کامل عقبنشینی کند.
💢در موضع دفاعی
🔹در حال حاضر، ایران توانایی لازم برای بازسازی مسیرهای تأمین تسلیحات به حزبالله را ندارد و این موضوع بازدارندگی سنتی آن را در برابر اسرائیل تضعیف کرده است. درحالیکه دیگر نیروهای نیابتی مانند حوثیها یا گروههای شیعه در عراق، تهدیدی همسطح حزبالله محسوب نمیشوند، گزینه روی آوردن به سلاح هستهای نیز با ریسکهای بالای اطلاعاتی و نظامی مواجه است. با وجود ذخایر اورانیوم و دانش فنی موجود، هر تلاش برای تسلیح هستهای میتواند واکنش شدید اسرائیل یا آمریکا را در پی داشته باشد و در نبود دفاع هوایی مؤثر چنین زرادخانهای بسیار آسیبپذیر خواهد بود.
🔹از این رو، بازسازی بازدارندگی ایران مستلزم تقویت فوری توان نظامی متعارف، بهویژه دفاع هوایی، است. جنگ اخیر نشان داد که موشکهای ایران بازدارندگی کافی ایجاد نمیکنند و سامانههای دفاعی آن نیز بهشدت آسیبپذیرند. ایران احتمالاً بر پایه تجربیات جنگ، سرمایهگذاری در تسلیحات پیشرفتهتری همچون موشکهای هایپرسونیک و برد بلند را در اولویت قرار خواهد داد. اما به دلیل محدودیتهای صنعتی داخلی، برای نوسازی سیستمهای دفاعی و هوایی خود ناگزیر بر شرکای خارجی متکی است. در عین حال، همکاری با روسیه با موانع متعددی مواجه شده و ممکن است ایران را بهسمت گزینههای جایگزینی همچون چین سوق دهد.
💢آخرین دستاویز
🔹با توجه به فشارهای نظامی و کاهش توان دفاعی ایران، چین به گزینهای کلیدی برای تأمین تجهیزات نظامی بدل شده است. پکن که پیشتر رویکردی متعادل در خاورمیانه داشت، ممکن است اکنون با توجه به افزایش تنش با آمریکا و نزدیکی دیپلماتیک ایران و عربستان، تمایل بیشتری به حمایت نظامی از تهران داشته باشد. چین میتواند با فروش سامانههای دفاع هوایی مانند HQ-9 و جنگندههای J-10، به ایران در تقویت توان هواییاش کمک کند. گرچه این کمکها در کوتاهمدت برتری ایران را نسبت به رقبای منطقهای تغییر نمیدهند، اما در میانمدت میتوانند هزینه حملات را برای دشمنان افزایش داده و زمان لازم برای بازیابی توان موشکی داخلی ایران را فراهم کنند.
🌐https://institutetehran.com/art/602
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍12❤7👎4💔3🤔1
#مقاله_تحلیلی
#پاکستان #عربستان
📝امیرمحسن شاه شرقی
🔹با فاصله چند روز از تهاجم اسرائیل به دوحه و در تحولی کمسابقه، ریاض و اسلام آباد از انعقاد یک توافقنامه دفاعی جدید خبر دادند که به موجب آن، طرفین هرگونه تهاجم ثالث به دیگری را همچون تهاجم به خود قلمداد خواهند کرد. به نظر میرسد که پاکستان به عنوان تنها کشور اسلامی هستهای، پس از گسترش جنونآمیز جنگ غزه به محیط منطقهای نقش پررنگتری در ترتیبات امنیتی خلیج فارس و غرب آسیا پیدا کرده است. هر چند که تا انتشار جزئیات بیشتر و کشیده شدن این توافق به ورطه آزمون، نمیتوان درباره ابعاد این نقش نظر قطعی ابراز کرد.
💢جزئیات توافق
🔸بیانیه مشترکی که پس از سفر نخست وزیر پاکستان، با همراهی ژنرال عاصم منیر، رئیس ستاد کل ارتش پاکستان، به ریاض منتشر شده، از امضای «توافقنامه راهبردی دفاع متقابل» با هدف «توسعه جوانب همکاری دفاعی میان دو کشور و تقویت بازدارندگی مشترک در مقابل هرگونه تهاجم» خبر داده است و در آن بر این نکته تاکید شده است که براساس این توافقنامه «هرگونه تهاجم به هر یک از کشورها به مثابه تهاجم به هر دو کشور تلقی خواهد شد».
🔸این سند از منظر حقوقی یک «توافقنامه» است و در ظاهر، از شکل مرسوم پیمانهای دفاع مشترک، یعنی «معاهده»، ضعیفتر است؛ با این وجود، محتوای آن میتواند تعهدات حقوقی و اجرایی جدی میان دو کشور برقرار کرده باشد که فعلا درباره حدود و ثغور این تعهدات بالاخص در موضوع چتر حمایتی هستهای ابهام قابلتوجهی وجود دارد.
💢چتر حمایتی هستهای پاکستان؟
🔸یک مقام ارشد سعودی در پاسخ به یک رسانه غربی درباره حمایت هستهای، به صراحت توافقنامه حاضر را «یک توافقنامه جامع دفاعی» خوانده که «در برگیرنده کلیه ابزارهای نظامی است». وزیر دفاع پاکستان در مصاحبه با یک رسانه اردو، بر موجود بودن کلیه توانمندیهای پاکستان ذیل توافق حاضر تاکید نموده و همزمان، بر شهرت پاکستان یه یک «قدرت هستهای مسئولیتپذیر» تاکید نموده است. ابهام عامدانه مشهود در اظهارنظرهای اینچنینی، به ظهور برداشتهای متعارض در سطح تحلیلی دامن زده است.
🔸به عنوان مثال، حسین حقانی، سفیر سابق پاکستان در آمریکا، با تاکید بر ارجاع پاکستان به برنامههای هستهای و موشکی خود با عنوان «داراییهای راهبردی»، قید عنوان «راهبردی» در نام توافقنامه را به معنی شمول دفاع هستهای و موشکی دانسته است که استدلال قدرتمندی به نظر نمیرسد. در مقابل، عدهای معتقدند دستکم در مرحله فعلی، عربستان هنوز ذیل چتر حمایت هستهای پاکستان قرار نگرفته و با ارجاع به دکترین هستهای غیررسمی پاکستان، خاطر نشان میکنند که این کشور توانایی هستهای خود را منحصرا در ازای قرار گرفتن در تهدید وجودی در یکی از چهار آستانه قلمرویی، نظامی، اقتصادی و سیاسی بکار خواهد گرفت.
💢دلالتهای امنیتی
🔸اشتراک تمام تحلیلها تاکید بر بروز تحولی جدی پس از جنگ غزه و تنشهای متاخر در محیط منطقهای در انگارههای امنیتی کشورهای حاشیه خلیج فارس همچون عربستان است. اسرائیل، به عنوان یکی از مهمترین نیروهای تهدید کننده امنیت عربستان، از زمان آغاز جنگ غزه تاکنون از حمایت بیدریغ ایالات متحده برخوردار بوده و سعودیها به این ادراک رسیده اند که بعید است ایالات متحده تضامین امنیتی کافی را برای آنها فراهم نماید.
🔸انگاره هژمونیک شدن اسرائیل با نسلکشی وحشیانه در غزه و حملات گسترده از بعلبک و بیروت گرفته تا تهران و دوحه برای عربستان قوت گرفته و مخالفت با تشکیل کشور مستقل فلسطینی، چشم انداز عادیسازی روابط میان عربستان و اسرائیل را مخدوش نموده است. عربستان از برونداد احتمالی منازعه ایران، اسرائیل و طرفهای غربی نیز برآورد دقیقی ندارد و مایل است خود را در مقابله تبعات احتمالی این تحولات بیمه کند. از این منظر، زمانبندی انتخاب شده برای امضا و اعلام این توافق حامل چند پیام سیاسی و امنیتی مشخص در سطح منطقهای است.
💢جمعبندی
🌐https://institutetehran.com/art/603
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤9👍6👌2
◾️فارن افرز
📝فیلیپس اوبرایِن
#روندهای_استراتژیک
🔸ایالات متحده که دههها محور نظم لیبرال جهانی بود، امروز به بازیگری غیرقابل اعتماد تبدیل شده است. سیاستهای ترامپ و تضعیف نهادهای داخلی موجب شده متحدان دیگر نتوانند مطمئن باشند واشنگتن در مواقع بحرانی از آنها دفاع خواهد کرد. این تحول، پرسشی اساسی ایجاد کرده: دموکراسیها چگونه میتوانند نظم نوینی بسازند که امنیت و ارزشهای لیبرال بدون تکیه کامل بر آمریکا را تضمین نمایید؟
💢افول رهبری آمریکا و بحران اعتماد
🔹اعتماد تاریخی به آمریکا بهعنوان ضامن نظم بینالمللی رو به فروپاشی است. ترامپ با تردید در تعهدات جمعی (ماده ۵ ناتو)، تهدیدهای تجاری و تحریمی و تصمیمات کوتاهمدت، پیشبینیپذیری روابط را از بین برد. پیامد عملی این اقدامات دوگانه است: متحدان مجبور به تنوعبخشی سیاست خارجی و افزایش مخارج دفاعی شدند و بازارهای بینالمللی ریسک همکاری با آمریکا را بازقیمتگذاری کردند. تضعیف نهادهای تخصصی داخلی و فشار بر رسانهها و دانشگاهها نیز تصویر «پایگاه اخلاقی و نهادی» آمریکا را لکهدار کرده و هزینههای مشارکت دفاعی و اقتصادی شرکا را بالا برده است.
💢چرخش به سمت اقتدارگرایان
🔹رفتار ترامپ نشان داد ترجیح عملی نسبت به رهبران اقتدارگرا وجود دارد و این دو اثر دارد: مشروعیتبخشی سیاسی به بازیگران غیرلیبرال و ایجاد انگیزه برای تعمیق روابط راهبردی با آمریکا. این روند، بلوکهای ژئوپلیتیک جدیدی شکل داده که منافع دموکراتها را در معرض تضعیف قرار میدهد. نتیجه عملی آن، رقابت نظامی، اقتصادی و فناوری بیشتر و افزایش قطبیشدن فضای بینالمللی است.
💢ضرورت استقلال راهبردی دموکراسیها
🔹استقلال راهبردی به خوداتکایی دفاعی (تولید و نگهداری تسلیحات و سامانههای هشدار)، خودکفایی فناوری (زنجیرههای تأمین امن، امنیت سایبری) و استقلال اقتصادی (دسترسی به منابع کلیدی و شبکههای تجاری قابل اعتماد) نیاز دارد. دستیابی به این استقلال مستلزم سرمایهگذاری سنگین، هماهنگی سیاسی و ایجاد نهادهای چندملیتی جدید است. موانع شامل هزینههای بالای صنایع دفاعی و فناوری، مقاومت داخلی و اختلافات میان دموکراسیها درباره اولویتهاست. بنابراین استقلال راهبردی باید مرحلهای و هوشمند باشد و ابتدا در حوزههایی آغاز شود که هزینه نسبت به منافع قابل توجیه است.
💢معماری همکاریهای دفاعی و اقتصادی
🔹راهکار دو رکن دارد: یک — همگرایی دفاعی هوشمند و شبکهای: ترکیب ظرفیتهای اروپا (صنایع کشتیسازی و هوایی) با مزیتهای آسیا (سامانههای موشکی و پرتابی) و تمرکز روی سیستمهای مقیاسپذیر و ارزانتر مانند پهپادها و کشتیهای کوچک. دو — همکاری اقتصادی هدفمند: ایجاد «بازارهای اعتماد» برای سرمایهگذاری متقابل، قراردادهای طولانیمدت تأمین مواد خام، صندوقهای مشترک تحقیقوتوسعه و خطوط اعتباری ویژه پروژههای استراتژیک. این همکاریها باید هم فنی و هم نهادی باشند و سازوکارهای شفاف برای مدیریت ریسک، اشاعه و امنیت تسلیحاتی داشته باشند.
💢تمرکز ویژه بر روسیه
🔹اروپا میتواند با برتری اقتصادی و فناورانه نسبت به روسیه، بازدارندگی ایجاد کند و همزمان مشروعیت رژیم را تضعیف کند. اقدامات عملی شامل حمایت مستمر از اوکراین، مسئولسازی شبکههای اقتصادی مرتبط با جنگ روسیه و مقابله با فعالیتهای نظامی سایهدار است. همزمان، ترویج مزایای دموکراسی برای نسل جوان روسیه یک مؤلفه طولانیمدت مهم خواهد بود. این استراتژی اروپا را از موقعیت تدافعی به موقعیت فعال و تأثیرگذار تغییر میدهد.
💢جمعبندی
🌐https://institutetehran.com/art/604
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6❤1🤔1👌1
♦️استفاده مصر از مسئله هستهای ایران برای شکلدهی به ائتلافهای جدید منطقهای
◾️مفتاحک للحقیقه
#رویة_العربیة
#ایران #مصر
🔸در میان افزایش تنشها در منطقه و شدت گرفتن جنگ اسرائیل و ایران، قاهره بهعنوان بازیگری دیپلماتیک کلیدی ظاهر شده و موفق شد در تاریخ ۹ سپتامبر ۲۰۲۵ توافقی میان ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) میانجیگری کند. این موفقیت در مقطع بسیار حساسی رخ داد؛ درست پس از آنکه اتحادیه اروپا (سه کشور بریتانیا، فرانسه و آلمان) در ۲۸ اوت سازوکار ماشه را فعال کردند و تهران را با تهدید بازگرداندن تحریمهای سازمان ملل روبهرو ساختند.
💢اقدام دیپلماتیک در بنبست هستهای
🔹کشورهای اروپایی سه شرط اصلی برای جلوگیری از فعال شدن کامل سازوکار ماشه تعیین کرده بودند که شامل ارائه گزارشی شفاف درباره ذخایر اورانیوم با غنای بالا، همکاری کامل با آژانس بینالمللی انرژی اتمی و ازسرگیری مذاکرات با ایالات متحده بود. ایران ابتدا این شروط را رد کرد، اما بعداً گامهای عملی برای برآورده ساختن آنها برداشت.
🔹قاهره میزبان نشست سهجانبهای بود که با حضور عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، و بدر عبدالعاطی، وزیر خارجه مصر برگزار شد. این نشست به امضای توافقی انجامید که بر اساس آن ایران موظف شد ظرف یک ماه گزارشی درباره وضعیت ذخایر اورانیوم با غنای بالا ارائه دهد؛ وارد مذاکرات با آژانس برای راستیآزمایی گزارش شود و پایبندی خود را به معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) تأیید کند. گروسی از «تمایل اعلامشده ایران برای باقیماندن در معاهده» استقبال کرد و عراقچی هشدار داد که هرگونه «اقدام خصمانه» مانند بازگرداندن تحریمها توافق را بیاعتبار خواهد ساخت. او همچنین ایدهی یک «توافق موقت» با اتحادیه اروپا را مطرح کرد.
💢تغییرات در موازنه قوا
این تحولات با آمادگی بیشتر ایران برای مذاکره با واشنگتن با میانجیگری قطر و عمان همزمان شد. از منظر فنی، حملات آمریکا و اسرائیل در ژوئن آسیب جدی به برنامه هستهای ایران وارد کرده و هزاران سانتریفیوژ را از بین برده یا از کار انداخت. این حملات عملاً توان ایران برای رسیدن به غنای ۹۰ درصدی موردنیاز جهت ساخت سلاح هستهای را متوقف کرد. این شرایط فرصتی سیاسی و دیپلماتیک در اختیار تهران قرار داد تا خود را دوباره بازتعریف کند، بهویژه پس از آنکه توانایی دنبال کردن یک برنامه نظامی هستهای را از دست داد.
💢مصر: از میانجیگر تا رهبر منطقهای
🔹این توافق برای مصر دستاوردی راهبردی محسوب میشود و قاهره آن را نقطه اوج تلاشهای خود برای «ایجاد شرایط و بازگرداندن ثبات» میداند. مصر با یک چشمانداز استراتژیک روشن حرکت میکند که شامل موارد زیر است:
1️⃣جلوگیری از فروپاشی ایران: قاهره بر این باور است که فشار بیش از حد غرب میتواند تهران را به خروج از معاهده NPT سوق دهد و تنشهای هستهای منطقهای را تشدید کند.
2️⃣حفظ توازن در برابر اسرائیل: مصر نمیخواهد ایران از معادلهی تقابل با اسرائیل حذف شود، زیرا حضور تهران را وزنهای در برابر نفوذ فزاینده اسرائیل میبیند.
3️⃣معرفی اسرائیل بهعنوان تهدید: قاهره تلاش میکند خود را رهبر تلاشهای بینالمللی برای مهار رفتار «بیمهار» اسرائیل معرفی کند، بهویژه پس از جنگ اخیر که نشان داد تلآویو آماده عبور از همه خطوط قرمز است.
4️⃣ائتلافهای جدید: مصر اکنون کشورهای ضد اسرائیل مانند ایران را متحدان بالقوه راهبردی میبیند، درحالیکه نقش حماس در غزه را پس از جنگ پایانیافته تلقی میکند.
🔹با توجه به افزایش احتمال رویارویی نظامی با اسرائیل، مصر در کنار فعالیت دیپلماتیک گسترده، در حال تقویت آمادگیهای سیاسی و نظامی خود است. این توافق نشان میدهد که قاهره نه تنها در پی میانجیگری فنی است، بلکه چشماندازی وسیعتر برای بازسازی موازنه قدرت منطقهای و تثبیت جایگاه رهبری خود دارد.
✅ توافق امضاشده در قاهره جایگاه مصر را بهعنوان میانجی منطقهای که توان ارائه راهحلهای عملی دارد، تثبیت میسازد. همچنین روزنهای را که اسرائیل میکوشید برای گسترش نفوذ خود بهرهبرداری کند، مسدود مینماید. این توافق میتواند زمان بیشتری به ایران بدهد تا جایگاه خود را باز تنظیم کرده و برای رویارویی احتمالی آماده شود. در نهایت، اجرای توافق بزرگترین چالش باقی خواهد ماند؛ اما در عین حال، به قاهره برگهای قدرتمند برای مقابله با آنچه «تکبر اسرائیل» مینامد میدهد و صحنه را برای مرحلهای آماده میکند که ممکن است معادلات از طریق تقابل نظامی مستقیم حلوفصل شود؛ هرچند مصر همچنان به راهحل سیاسی امید دارد تا منطقه از بلای جنگ در امان بماند.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/605
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️مفتاحک للحقیقه
#رویة_العربیة
#ایران #مصر
🔸در میان افزایش تنشها در منطقه و شدت گرفتن جنگ اسرائیل و ایران، قاهره بهعنوان بازیگری دیپلماتیک کلیدی ظاهر شده و موفق شد در تاریخ ۹ سپتامبر ۲۰۲۵ توافقی میان ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) میانجیگری کند. این موفقیت در مقطع بسیار حساسی رخ داد؛ درست پس از آنکه اتحادیه اروپا (سه کشور بریتانیا، فرانسه و آلمان) در ۲۸ اوت سازوکار ماشه را فعال کردند و تهران را با تهدید بازگرداندن تحریمهای سازمان ملل روبهرو ساختند.
💢اقدام دیپلماتیک در بنبست هستهای
🔹کشورهای اروپایی سه شرط اصلی برای جلوگیری از فعال شدن کامل سازوکار ماشه تعیین کرده بودند که شامل ارائه گزارشی شفاف درباره ذخایر اورانیوم با غنای بالا، همکاری کامل با آژانس بینالمللی انرژی اتمی و ازسرگیری مذاکرات با ایالات متحده بود. ایران ابتدا این شروط را رد کرد، اما بعداً گامهای عملی برای برآورده ساختن آنها برداشت.
🔹قاهره میزبان نشست سهجانبهای بود که با حضور عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، و بدر عبدالعاطی، وزیر خارجه مصر برگزار شد. این نشست به امضای توافقی انجامید که بر اساس آن ایران موظف شد ظرف یک ماه گزارشی درباره وضعیت ذخایر اورانیوم با غنای بالا ارائه دهد؛ وارد مذاکرات با آژانس برای راستیآزمایی گزارش شود و پایبندی خود را به معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) تأیید کند. گروسی از «تمایل اعلامشده ایران برای باقیماندن در معاهده» استقبال کرد و عراقچی هشدار داد که هرگونه «اقدام خصمانه» مانند بازگرداندن تحریمها توافق را بیاعتبار خواهد ساخت. او همچنین ایدهی یک «توافق موقت» با اتحادیه اروپا را مطرح کرد.
💢تغییرات در موازنه قوا
این تحولات با آمادگی بیشتر ایران برای مذاکره با واشنگتن با میانجیگری قطر و عمان همزمان شد. از منظر فنی، حملات آمریکا و اسرائیل در ژوئن آسیب جدی به برنامه هستهای ایران وارد کرده و هزاران سانتریفیوژ را از بین برده یا از کار انداخت. این حملات عملاً توان ایران برای رسیدن به غنای ۹۰ درصدی موردنیاز جهت ساخت سلاح هستهای را متوقف کرد. این شرایط فرصتی سیاسی و دیپلماتیک در اختیار تهران قرار داد تا خود را دوباره بازتعریف کند، بهویژه پس از آنکه توانایی دنبال کردن یک برنامه نظامی هستهای را از دست داد.
💢مصر: از میانجیگر تا رهبر منطقهای
🔹این توافق برای مصر دستاوردی راهبردی محسوب میشود و قاهره آن را نقطه اوج تلاشهای خود برای «ایجاد شرایط و بازگرداندن ثبات» میداند. مصر با یک چشمانداز استراتژیک روشن حرکت میکند که شامل موارد زیر است:
1️⃣جلوگیری از فروپاشی ایران: قاهره بر این باور است که فشار بیش از حد غرب میتواند تهران را به خروج از معاهده NPT سوق دهد و تنشهای هستهای منطقهای را تشدید کند.
2️⃣حفظ توازن در برابر اسرائیل: مصر نمیخواهد ایران از معادلهی تقابل با اسرائیل حذف شود، زیرا حضور تهران را وزنهای در برابر نفوذ فزاینده اسرائیل میبیند.
3️⃣معرفی اسرائیل بهعنوان تهدید: قاهره تلاش میکند خود را رهبر تلاشهای بینالمللی برای مهار رفتار «بیمهار» اسرائیل معرفی کند، بهویژه پس از جنگ اخیر که نشان داد تلآویو آماده عبور از همه خطوط قرمز است.
4️⃣ائتلافهای جدید: مصر اکنون کشورهای ضد اسرائیل مانند ایران را متحدان بالقوه راهبردی میبیند، درحالیکه نقش حماس در غزه را پس از جنگ پایانیافته تلقی میکند.
🔹با توجه به افزایش احتمال رویارویی نظامی با اسرائیل، مصر در کنار فعالیت دیپلماتیک گسترده، در حال تقویت آمادگیهای سیاسی و نظامی خود است. این توافق نشان میدهد که قاهره نه تنها در پی میانجیگری فنی است، بلکه چشماندازی وسیعتر برای بازسازی موازنه قدرت منطقهای و تثبیت جایگاه رهبری خود دارد.
🌐https://institutetehran.com/art/605
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10❤3👏1