Inverse ʎʇᴉʌɐɹפ – Telegram
Inverse ʎʇᴉʌɐɹפ
74 subscribers
29 photos
20 videos
34 links
شاید اونی که داره اشتباه می‌کنه، من باشم...
Download Telegram
Forwarded from Danial
فایربیس:
پلتفرمی جامع برای توسعه اپلیکیشن‌های موبایل و وب
فایربیس (Firebase) یک پلتفرم توسعه بک‌اند است که توسط گوگل ارائه می‌شود و به توسعه‌دهندگان کمک می‌کند تا اپلیکیشن‌های موبایل و وب را به سرعت و با کیفیت بالا بسازند. فایربیس مجموعه‌ای از ابزارها و سرویس‌ها را در اختیار توسعه‌دهندگان قرار می‌دهد که به آن‌ها امکان می‌دهد روی منطق اصلی اپلیکیشن خود تمرکز کنند و نگران زیرساخت‌های پیچیده نباشند.
ویژگی‌ها:
• Realtime Database:
این پایگاه داده NoSQL به شما امکان می‌دهد داده‌ها را در زمان واقعی بین دستگاه‌های مختلف همگام‌سازی کنید.
• Cloud Firestore:
یک پایگاه داده NoSQL مستند محور با عملکرد بسیار بالا و قابلیت‌های قوی در زمینه پرس‌و‌جو و مقیاس‌پذیری است.
• Cloud Storage:
برای ذخیره سازی فایل‌های باینری مانند تصاویر، ویدیوها و سایر محتواهای کاربری استفاده می‌شود.
• Authentication:
به شما امکان می‌دهد کاربران را با استفاده از روش‌های مختلف مانند ایمیل و رمز عبور، شبکه‌های اجتماعی و شماره تلفن احراز هویت کنید.
• Cloud Functions:
برای اجرای کد سرورلس استفاده می‌شود و به شما امکان می‌دهد رویدادهای مختلف در اپلیکیشن خود را مدیریت کنید.
• Hosting:
برای میزبانی وب‌سایت‌های استاتیک و اپلیکیشن‌های تک صفحه‌ای استفاده می‌شود.
• Crashlytics:
برای ردیابی و تحلیل خطاهای اپلیکیشن استفاده می‌شود.
• Performance Monitoring:
برای نظارت بر عملکرد اپلیکیشن و شناسایی مشکلات احتمالی استفاده می‌شود.
• Test Lab:
برای تست اپلیکیشن روی دستگاه‌های مختلف و سیستم‌عامل‌های مختلف استفاده می‌شود.
• A/B Testing:
برای آزمایش ویژگی‌های مختلف اپلیکیشن و انتخاب بهترین گزینه استفاده می‌شود.
• Remote Config:
برای تغییر رفتار اپلیکیشن بدون نیاز به انتشار نسخه جدید استفاده می‌شود.
• Dynamic Links:
برای ایجاد لینک‌های کوتاه و سفارشی شده برای بازاریابی استفاده می‌شود.
Gemini | @DanialN_CH
🔥3👍1
این سری این پستو می‌خوام با یه سوال شروع کنم و البته تاکید می‌کنم این یه نظر شخصیه

می‌تونید با یه شخصی که اخلاقیاتش و رفتاراش و... دقیقا شبیه شماست ارتباط برقرار کنید و دوست باشید یا حتی ازدواج کنید و پایدار بمونه؟
یکمی فکر کنید، بعد جواب بدید


اگه جوابتون «نه» هست
این می‌تونه یه مشکل بزرگ باشه
مشکلی که شاید ندونید یا می‌دونید از چیه ولی تلاشی برای تغییرش نمی‌کنید
تغییری که سخته ولی لازمه برای حالی بهتر

گاهی برای بهتر شدن حالتون دست به انجام کاری می‌زنید که حالتونو بدتر می‌کنه
گاهی فکر می‌کنید با خرید حالتون بهتر می‌شه
گاهی فکر می‌کنید با فیلم دیدن و آهنگ گوش دادن حالتون بهتر می‌شه
گاهی...
و کِی مشکل اصلیتون با اینکار حل شد؟ کی حالتون طولانی مدت بهتر شد؟ کی با مسخره کردن دیگران مکشلتون حل شد؟ کی...
همش کوتاه مدت بوده بعد خرید به حالت اولیه برگشتید، بعد آهنگ گوش دادن و فیلم دیدن به حالت اولیه برگشتید و شاید حتی بدتر از قبل

بنظر من یکی از راه‌های پیدا کردن مشکل به صورت صادقانه قضاوت اخلاقیات و رفتار‌های خودتونه و بعد پذیرفتن اون‌ها و در نتیجه تغییرشون
توجه داشته باشید وقتی خودتونو صادقانه تعریف نکنید به مرحله اولیه تغییر هم نخواهید رسید
تغییر وقتی میاد که مشکل رو دیده باشید و قبولش کرده باشید
وگرنه اگه همه‌چی عالی و خوب باشه، تغییر دیگه برای چیه؟
7💯3🍓1
Forwarded from SODOM
شما آدم ها با آن سکوت تحقیرآمیزتان من را راندید. درست در برهه ای که پر شور ترین احساساتم را نثارتان می کردم، جواب اشتیاقم را با آزار دادید و تا آخر عمر رنجیده خاطرم کردید. حالا من مسلما حق دارم بین شما و خودم دیوار بکشم...

نازنین| داستایفسکی
💔2🍓1
Forwarded from Axiom
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔘🔘🔘

🔸 احساسات منفی


[ گبور مته، مترجم:
#علی_قاسمی ]

🔘🔘🔘

@Axiiiiom
💯21🍓1
۱. الکتریسیته چیست؟ (یه خط فقط به الکتریسیته چیست پرداخته شد... ولی خب چون در اصل برای الکتریسیته نوشتم پستو، موضوع رو این زدم)

۲.؟؟؟؟
۳.؟؟؟؟
۴.؟؟؟؟
؟.؟

این پست بروز می‌شه به مرور
🔥21🍓1
Forwarded from Danial
ممکن از ناممکن می‌پرسد: خانه ات کجاست؟ پاسخ می‌آید: در رویای یک ناتوان
🔥2🍓1
تو هیچ جای زمین، تو هیچ موجودی، تو هیچ حیوانی، تو هیچ ویروسی، باکتری‌ای هیچ موجود تک سلولی‌ای
جز انسان، نمی‌تونی ببینی که جانداری در تلاش برای آسیب زدن به خودش و دیگر همنوعانش باشه
در این حد دروغگویی، دسیسه‌گری و مکر و حیله‌گری رو تو هیچ موجودی جز انسان نمی‌تونی ببینی
تنها جانداری که سود خودش به سود دیگر همنوعانش ارجعیت داره و براش هرکاری می‌کنه انسانه
گاهی حس می‌کنم ماهیت کلمه و خود «حیوان» ارزش بیشتری از ماهیت کلمه و خود «انسان» داره
گاهی از «انسان» بودنم متنفر می‌شم
👍4🍓1
شاید الآن وقتش نباشه ولی خب
به تازگی انیمیشن ربات وحشی رو دیدم
و بدجوری با شخصیت‌هاش احساس همدردی کردم
همدردی‌ای که یه عمر زندگیم رو به یادم اورد
طرد شدن، تنهایی، درک نشدن، دوستی نداشتن، دوستانی داشتن، از دست دادن، طعم تلخ صبر، اعتماد نداشتن، اعتماد داشتن و...
چیزی که یک زندگی برای من بود
به خاطر اتفاقات گذشته که برام افتاده بود به کسی اعتماد نمی‌کردم و دوستی هم نداشتم
و از یه سنی به بعد با شناخت احساساتم و نیاز یک انسان به دوست سعی کردم دوستی پیدا کنم و اعتمادمو زنده کنم
خیلی خلاصه بگم، تو این مسیر تونستم چندتا دوست خوب پیدا کنم و وارد یک رابطه هم بشم و اعتمادو مجدد زنده کنم
اما اینجای کار وضعیت بحرانی میشه
تو عرض کمتر از یه هفته، از رابطه خارج شدم و دوتا از دوستامم از دست دادم (نه اینکه در دنیای واقعی مرده باشن، منتها انگار برای من مردن، هر سه تاشون)
شخصی که از رابطه خارج شد دلیل درستی هم نداشت، چیزی که حس کردم انگار این بود فقط برای رفع نیاز به توجه با من وارد رابطه شده بود، الآن که فکرشو می‌کنم در طی دوره‌ای که باهاش وارد رابطه شده بودم اونی که برای رابطه تلاش می‌کرد فقط من بودم، اون حتی یه ذره تلاش هم نکرده بود، حتی یه اپسیلون تلاش و بدون ذره‌ای تلاش گفت پارتنر خوبی نیستیم... بعدشم گفت ارتباطمونو قطع نکنیم و باهم دوست باشیم (ذهنم: دوست باشیمو...) و خب چند روز بعدش نتونستم تو خودم بریزم و چیزی نگم و فوران کردم و حرفایی زدم که نباید، که هضمش برای خودمم سخته
و بعدش مجبور شدم حرفایی بزنم که خودمم خوشم نمیومد بزنم و حقیقت نبودن ولی مجبور بودم، نه برای اینکه خالی شم، برای اینکه اون از من متنفر شه، خودمم نمی‌دونستم داشتم چیکار می‌کردم، برای اولین بار بود قلب درد میگرفتم و برای اولین بار بود با تمام وجودم وقتی نگام میوفتاد تو آینه حالم از خودم بهم می‌خورد(نمیخوام توجیه کنم چون اون کارم اشتباه بود ولی احساساتم بدجوری داشت خفم می‌کرد
و اون احساساتو به صورت ناجوری در روزی مهم برای اون بهش گفتم و این اشتباه ترین کارم بود
همون روز بود که من نتونستم خودمو نگه دارم، نمیخواستم حالشو تو روز تولدش خراب کنم، هرچند شاید واقعا به هیچ جاش هم نبوده باشه و الکی نگران این شده باشم که نکنه واقعا ناراحت شده باشه)
یکی از دوستامو خودم حذف کردم
و اون یکی هم یه دلیل برای رفتن داشت
اگر این اتفاق برای شخصیتی تو فیلمی میوفتاد می‌گفتم حقیقت نداره و اغراق آمیز شده...
اوایلش یه ترسی داشتم، اینکه مثل اون آدما دیگه نیاد تو زندگیم ولی چیزی که نادیده گرفته بودم این بود قرار نیست دیگه مثل همون آدما گیرم بیاد چون اگر مثل اونا وارد زندگیم شه باز همون آشه و همون کاسه
و این یعنی رفتن توی یه حلقه نامحدود از تکرار تا زمان فرا رسیدن مرگ، برای آدمای جدید برای تجربه چیزای جدید باید از یه سری چیزای قدیمی گذشت، باید درسی که زندگی می‌خواست بهت یاد بده رو بگیری، تا زمانی که درس اولو خوب یاد نگیری نمی‌تونی بری درس دوم، تا زمانی که کلاس اولو قبول نشی نمی‌تونی بری کلاس دوم
چیزی که قبلا ازش می‌نالیدم، نداشتن دوست بود، ولی الآن پی بردم داشتن دوست خوب می‌تونه برات مفید باشه ولی نداشتنش هم باعث نمی‌شه چیز زیادیو از زندگی از دست بدی، این چیزیه که نه با خوندن این متن، نه با خوندن هزاران کتاب یا دیدن هزاران فیلم در این باره بشه واقعا بهش پی برد بلکه این چیزیه که فقط و فقط تجربه می‌تونه بهتون نشون بده، نداشتن دوست، نداشتن پارتنر باعث از دست دادن خیلی چیزا از زندگیتون نمی‌شه اگر تمام عشقی که به اونها می‌دادید رو به خودتون بدید
متوجه شدم هیچوقت نباید ۱۰۰مو برای شخصی بذارم البته گاهی نیازه، گاهی شخص مقابلت حتی نمی‌تونه ۱درصد از خودشو بذاره، توجه داشته باشید «گاهی اوقات»، نه همیشه، اگر می‌بینید همیشه و همه روزه شما دارید ۱۰۰تونو می‌ذارید بدونید یه جای کار ایراد داره
گاهی اوقات شخص مقابل ۴۰درصد میتونه بذاره و شما ۶۰ درصد می‌ذارید و حتی برعکس
گاهی نمی‌شه، حالت خوب نیست و تو نمیتونی هیچی بذاری و شخص مقابلت ۱۰۰شو می‌ذاره اینم گاهی اوقات، نه همیشه و اینکه گاهی اوقات نه طرف مقابلت می‌تونه ۱۰۰شو بذاره نه شما و زندگی همینه قرار نیست همیشه جمع چیزی که می‌تونید بذارید ۱۰۰ باشه
خلاصه که من دیگه آدمی نیستم از خوابم یا غذام یا کارم بزنم برای شخصی دیگه که بخوام باهاش حرف بزنم
و در انتها چیزی که مجدد از دست دادم، اعتمادم بود
💔3
اعتماد... دقیقا همون چیزی که دو سه سال زمان برد تا مجدد بتونم زندش کنم...
نمی‌دونم برای شما چطوره ولی برای من اعتماد کردن چیزی که حتی یک نیازه برای انسانه، نتیجه خوبی به ارمغان نیوورده
چیزی که دیگه جون زنده کردنش برای من نمونده
واقعا نمی‌دونم این اتفاقات قراره چه چیزیو به من نشون بده
اینکه می‌شه چشمو بست و تصور کرد یه شخصیو تو ذهنت بکشی طوری که انگار هیچ وجود خارجی‌ای نداشته و نداره؟
از طرفی می‌شه شخصی رو که در دنیای واقعی مرده رو تو ذهنت زنده نگه داری طوری که انگار واقعا زندست؟ اینطوری مردن و زنده بودن چیزیه که به ذهنت بستگی داره، نه به بودن یا نبودن اون فرد در دنیای واقعی

یا میخواد بگه که اعتماد به انسان‌ها چیز غلطیه؟
اینکه اعتماد کنی ممکنه ضرر کنی ولی با اعتماد نکردن چیز خاصی از دست نمی‌دی؟

ولی چیزی که واقعا درک کردم از این اتفاقات این بود، احساسات رو نباید تحلیل کرد، احساسات وجود دارن برای حس شدن، برای درک شدن، نه برای تحلیل
منطق نمی‌تونه پاسخ گوی احساس باشه
عشق، حس می‌شه، درک می‌شه، بدون اینکه توضیحی براش وجود داشته باشه، بدون دلیل منطقی
درسته می‌گن عشق فقط واکنش شیمیایی توی مغزه ولی آیا واقعا عشق رو می‌شه در همین واکنش شیمیایی خلاصه کرد؟ در دوپامین خلاصه کرد؟ اگر اینطوری باشه همه‌چی باید دو دوتا چهارتا باشه، ولی احساس دو دوتا چهارتا حالیشه؟ عشق یه احساسه و آیا تعریف مشخصی مثل دو دوتا چهارتا داره که از لحاض احساسی همیشه صدق کنه؟ خب مشخصه که نه، احساسات رو باید واقعا حس کرد، نه تحلیل و نه تعریف از طریق منطق، باید حسش کرد، با تک تک خون توی رگ‌ها باید حسش کرد، بدون قضاوت، بدون تحلیل، بدون سرزنش برای وجود داشتنش و بدون جنگ باهاش که چرا وجود داره
احساس رو، باید واقعا احساس کرد
💔7
Inverse ʎʇᴉʌɐɹפ
شخصی که از رابطه خارج شد دلیل درستی هم نداشت، چیزی که حس کردم انگار این بود فقط برای رفع نیاز به توجه با من وارد رابطه شده بود، الآن که فکرشو می‌کنم در طی دوره‌ای که باهاش وارد رابطه شده بودم اونی که برای رابطه تلاش می‌کرد فقط من بودم، اون حتی یه ذره تلاش هم نکرده بود، حتی یه اپسیلون تلاش و بدون ذره‌ای تلاش گفت پارتنر خوبی نیستیم... بعدشم گفت ارتباطمونو قطع نکنیم و باهم دوست باشیم (ذهنم: دوست باشیمو...) و خب چند روز بعدش نتونستم تو خودم بریزم و چیزی نگم و فوران کردم و حرفایی زدم که نباید، که هضمش برای خودمم سخته
و بعدش مجبور شدم حرفایی بزنم که خودمم خوشم نمیومد بزنم و حقیقت نبودن ولی مجبور بودم، نه برای اینکه خالی شم، برای اینکه اون از من متنفر شه، خودمم نمی‌دونستم داشتم چیکار می‌کردم، برای اولین بار بود قلب درد میگرفتم و برای اولین بار بود با تمام وجودم وقتی نگام میوفتاد تو آینه حالم از خودم بهم می‌خورد(نمیخوام توجیه کنم چون اون کارم اشتباه بود ولی احساساتم بدجوری داشت خفم می‌کرد
و اون احساساتو به صورت ناجوری در روزی مهم برای اون بهش گفتم و این اشتباه ترین کارم بود
همون روز بود که من نتونستم خودمو نگه دارم،
طبق حرفایی که زدیم
متوجه شدم، برداشت من از اتفاقات اشتباه بوده و یه سوتفاهم بوده
هر دومون فکر میکردیم طرف مقابل هیچ تلاشی نکرده
درحالی که اینطور نبود...
و همینطور از برداشت اشتباه از اتفاقات حرفایی زدم که باعث شد به شدت برنجه...

اینم چون راجب این مورد گفته بودم، گفتم بگم
👍4
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM