Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 ایرانیان و چالش مهاجران افغان
مناظرۀ حسام سلامت و سالار سیفالدینی
[بخش دوم]
🔴 مناظره را میتوان در یوتیوب هم تماشا کرد.
🔴 بخشِ نخست مناظره را از اینجا ببینید.
@IranDel_Channel
💢
مناظرۀ حسام سلامت و سالار سیفالدینی
[بخش دوم]
🔴 مناظره را میتوان در یوتیوب هم تماشا کرد.
🔴 بخشِ نخست مناظره را از اینجا ببینید.
@IranDel_Channel
💢
👍16
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 بخشی از سخنرانی روزبه زرینکوب، استاد گروه تاریخ دانشگاه تهران دربارۀ نام ایران
در نشست فرمان کوروش ۱۴ آبان ۱۴۰۳ خورشیدی، کانون جهان ایرانی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران
@IranDel_Channel
💢
در نشست فرمان کوروش ۱۴ آبان ۱۴۰۳ خورشیدی، کانون جهان ایرانی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران
@IranDel_Channel
💢
👍29
Telegram
attach 📎
🔴 آنکس که گنه نکرد چون زیست بگو؟
✍️ سهند ایرانمهر
این گفتوگوی علامه طباطبایی با جوانان از دوجهت اجتماعی و فلسفی برایم تأملبرانگیز بود.
جنبه نخست آنکه نگاه غالب امروز مدیران پیر به جامعه و طیف جوان، نگاهی عاقل اندر سفیه است و به قول فخرالدین عراقی گویی خود تاکنون گُنه را تجربه نکردهاند و حالا از اقبال بد گرفتار نسلی گناهکار شدهاند:
از همین نگاه فراموشکارانه به گذشته و بیاعتنا به ماهیت انسان است که تصور «انسان کامل» تبدیل به الگویی تحمیلی میشود و از دل آن توصیههای اجباری و اخلاق آمرانه در قالب پند و اندرز و گاه قانون شکل میگیرد و جامعه را دچار تشتت و درگیری میکند. جالب اینجاست که آمران، درحالی لباس شحنگان را بر تن میکنند که خود به قول حافظ خرقهی آلوده را به شعبده، رفو کردهاند:
نکته فلسفی ماجرای سخنان علامه هم اشراف دقیق ایشان به خوشبینانه بودن نگاه سقراط به معرفت نفس است.
سقراط معتقد بود که انسانها به دلیل جهل دست به اشتباه میزنند. اگر کسی به دانش حقیقی دست پیدا کند، به اشتباهات گذشته باز نمیگردد. اما این دیدگاه خوشبینانه است و برخی فلاسفه مانند نیچه آن را نقد کردهاند.
نیچه در «چنین گفت زرتشت» به مفهوم بازگشت جاودان (Eternal Recurrence) اشاره میکند او معتقد است که زندگی ما بارها و بارها تکرار میشود و ما دقیقاً همان اشتباهات را انجام میدهیم. او معتقد بود که ماهیت انسان و شرایط زیستی او به گونهای است که فرد تحتتاثیر ناخودآگاه، جبر زیسته و غریزه به سختی میتواند از مسیر اشتباهات خود فراتر رود چه برسد به اینکه به قول سارتر «سوء نیت» (Bad Faith) یا اشتباه عامدانه هم در کار باشد.
آنچه علامه طباطبایی میگوید البته لزوماً به معنای این نیست که هیچراه دررویی نیست، بنابراین در پایان و در پی الزام مکرر نوجوان پرسشگر میگوید: «تجربه البته تأثیرهایی دارد» اما برای من بیش از تقلای اینهمان دانستنِ نظرات علامه با دیگران، مهم، آن تواضعی است که آگاهانه میکوشد از وسوسهی جلوه دادن خود در شمایلِ «خردمند فرزانه و پاک» بگریزد و صادقانه اذعان کند که اگر به عقب بازگردد باز همان اشتباهات را تکرار خواهد کرد چون ماهیت و طبیعت آن سن، این است و تجربه اکنون را نمیتوان برای بهبود زندگی گذشته خرج کرد.
ایشان با این نگاه واقعگرایانه با هوشمندی به مخاطبین جوان خود میگوید که اگرچه تقلا برای بهبود، فضیلت است اما خود را آنگونه که هستند بپذیرند و بدانند پختگی حاصل تجربههای توأم با آزمون خطاست و کسی که خود خطاکار بوده، نمیتواند با تکیه به تجربیات کنونی خود به آنها احساس بد غرقه بودن در گناه را تحمیل کند.
@IranDel_Channel
💢
🔴 آنکس که گنه نکرد چون زیست بگو؟
✍️ سهند ایرانمهر
این گفتوگوی علامه طباطبایی با جوانان از دوجهت اجتماعی و فلسفی برایم تأملبرانگیز بود.
جنبه نخست آنکه نگاه غالب امروز مدیران پیر به جامعه و طیف جوان، نگاهی عاقل اندر سفیه است و به قول فخرالدین عراقی گویی خود تاکنون گُنه را تجربه نکردهاند و حالا از اقبال بد گرفتار نسلی گناهکار شدهاند:
ناکرده گنه در این جهان کیست بگو؟
آن کس که گنه نگرد چون زیست بگو ؟
از همین نگاه فراموشکارانه به گذشته و بیاعتنا به ماهیت انسان است که تصور «انسان کامل» تبدیل به الگویی تحمیلی میشود و از دل آن توصیههای اجباری و اخلاق آمرانه در قالب پند و اندرز و گاه قانون شکل میگیرد و جامعه را دچار تشتت و درگیری میکند. جالب اینجاست که آمران، درحالی لباس شحنگان را بر تن میکنند که خود به قول حافظ خرقهی آلوده را به شعبده، رفو کردهاند:
شرمم از خرقه آلوده خود میآید
که بر او وصله به صد شعبده پیراستهام
نکته فلسفی ماجرای سخنان علامه هم اشراف دقیق ایشان به خوشبینانه بودن نگاه سقراط به معرفت نفس است.
سقراط معتقد بود که انسانها به دلیل جهل دست به اشتباه میزنند. اگر کسی به دانش حقیقی دست پیدا کند، به اشتباهات گذشته باز نمیگردد. اما این دیدگاه خوشبینانه است و برخی فلاسفه مانند نیچه آن را نقد کردهاند.
نیچه در «چنین گفت زرتشت» به مفهوم بازگشت جاودان (Eternal Recurrence) اشاره میکند او معتقد است که زندگی ما بارها و بارها تکرار میشود و ما دقیقاً همان اشتباهات را انجام میدهیم. او معتقد بود که ماهیت انسان و شرایط زیستی او به گونهای است که فرد تحتتاثیر ناخودآگاه، جبر زیسته و غریزه به سختی میتواند از مسیر اشتباهات خود فراتر رود چه برسد به اینکه به قول سارتر «سوء نیت» (Bad Faith) یا اشتباه عامدانه هم در کار باشد.
آنچه علامه طباطبایی میگوید البته لزوماً به معنای این نیست که هیچراه دررویی نیست، بنابراین در پایان و در پی الزام مکرر نوجوان پرسشگر میگوید: «تجربه البته تأثیرهایی دارد» اما برای من بیش از تقلای اینهمان دانستنِ نظرات علامه با دیگران، مهم، آن تواضعی است که آگاهانه میکوشد از وسوسهی جلوه دادن خود در شمایلِ «خردمند فرزانه و پاک» بگریزد و صادقانه اذعان کند که اگر به عقب بازگردد باز همان اشتباهات را تکرار خواهد کرد چون ماهیت و طبیعت آن سن، این است و تجربه اکنون را نمیتوان برای بهبود زندگی گذشته خرج کرد.
ایشان با این نگاه واقعگرایانه با هوشمندی به مخاطبین جوان خود میگوید که اگرچه تقلا برای بهبود، فضیلت است اما خود را آنگونه که هستند بپذیرند و بدانند پختگی حاصل تجربههای توأم با آزمون خطاست و کسی که خود خطاکار بوده، نمیتواند با تکیه به تجربیات کنونی خود به آنها احساس بد غرقه بودن در گناه را تحمیل کند.
@IranDel_Channel
💢
👍19
🔴 از پانتورانیسم تا پانتُرکیسم
✍️ احسان هوشمند
در دو سدۀ گذشته، اروپا شاهد ظهور ایدئولوژیها یا جریانهای فکری و سیاسی در قالب تحقیقات و مطالعات نژادشناسانه یا مطالعات زبانشناسانه و حتی شرقشناسانه بوده است. ژرمنگرایی، اسلاویسم، تورانیسم و پانترکیسم ازجمله این دستگاههای فکری و سیاسی است که گاه لباس نژادی بر تن کرده و گاه بر ویژگیهای زبانی یا تباری تأکید کردهاند. تورانگرایی یا پانتورانیسم یکی از این ایدئولوژیهاست. توران نامی برآمده از فرهنگ ایرانی است. در اسطورههای ایرانی و ازجمله در اثر حماسی و جهانی حکیم طوس یعنی شاهنامه، توران برگرفته از نام تور برادر ایرج و سام است که فرزندان فریدون هستند. تور به پادشاهی توران میرسد. توران در این روایت اسطورهای، در شمال شرقی مرزهای ایران قرار دارد؛ یعنی جایی که کوچنشینان تورانی در آن مستقر بودند. البته توران در این روایت خود بخشی از جهان ایرانی است که کوچنشینان در تقابل و کشاکشی مستمر با یکجانشینان قرار داشتند. اما برخلاف این روایت اسطورهای و البته حضور تاریخی ترکان در شمال شرقی سرزمین ایران بزرگ فرهنگی، پانتورانیسم نه در آن سامان که در جهتی عکس و در شمال غربی روسیه و اروپا ازجمله در فنلاند بود که بر صحنۀ گیتی ظاهر شد. تکاپوی گروهی از زبانشناسان بود که مجموعهای از زبانها، گویشها و لهجههایی را که در زبانهای سامی یا هندواروپایی جای نمیگرفتند، زبانهای تورانی نام نهادند و سپس یک جغرافیا هم برای آن زبانها تعریف شد. به سخن دیگر، توران برگرفته از این نگاه، نه در نسبت جغرافیایی با توران قدیم بود و نه در حوزۀ زبانی سنخیتی با توران قدیم داشت. این رویکرد که در ابتدای سدۀ نوزدهم میلادی ظهور کرد، بهسرعت با رشد و بالندگی زبانشناسی به صورت کامل به کناری گذاشته شد، اما اثرات آن دیرپاتر از آن بود که با تحول زبانشناسی به کلی کناری رود و به این ترتیب در حوزۀ سیاسی که خود را ملزم به کرنش در برابر دانش و علم نمیداند، این قصه و افسانه دوام آورد و بعدها با پانترکیسم هم درآمیخت.
اگرچه کمتوجهی مزمن تاریخی به تحولاتی از این دست، تنها خاص ایران نیست، اما وقتی این روایات ایدئولوژیک اثرات خود را بر جهان ایرانی برجای گذارده باشد، نهتنها شایسته بیتوجهی و کمتوجهی نیست، بلکه باید برای شناخت وجوه گوناگون آن کوشید. در سه دهۀ گذشته، دانشمند فاضل، استاد کاوه بیات، در روشنگری تاریخی دربارۀ افسانههایی که روزی لباس علم بر تن داشتند، تلاشی درخور تحسین داشته است. یکی از آخرین کارهای این نویسنده و مترجم سختکوش، کتاب "پانتورانیسم؛ از سیاست شرقی بریتانیا تا ابزار توسعهطلبی ترکیه" است که از سوی نشر شیرازه وارد بازار کتاب شده است. اثری روشنگر است که زوایای مهمی از تحول مفهومی پانتورانیسم و سپس پانترکیسم را به خوانندگان، متخصصان و علاقهمندان ارائه میکند. با وجود صدها مؤسسۀ دانشگاهی و نهادهای پژوهشی دولتی، توجه به تحولات حوزۀ پیرامونی کشور در سدۀ گذشته در دستور کار جدی این مؤسسات قرار نداشته؛ این در حالی است که در این سالها، محقق برجستهای همچون استاد کاوه بیات به تنهایی به اندازۀ یک دپارتمان دانشگاهی به تحقیق، ترجمه و تألیف پرداخته است. در کتاب پانتورانیسم کاوه بیات با انتخاب چند رساله و کتاب و اسناد نظامی ارتش بریتانیا، اطلاعات و دادههای فنی جذاب و تازهای به مخاطب فارسیزبان ارائه شده است. زبانهای تورانی و پانتورانیسم به قلم ولادیمیر مینورسکی نخستین بخش کتاب است که به دلیل مهارت و دانش عمیق مینورسکی، حاوی اطلاعات مهم و مختصری دربارۀ ظهور تورانیسم است. در ادامه مقالۀ مهمی به قلم میکائیل آرماناحراری به تشریح نقش مکس مولر، دانشمند آلمانی مستقر در بریتانیا و یوریو کاسکنِن در فنلاند با رویکرد ضد روسی به تورانپژوهی پرداخته که تلاش کردند به ارائۀ تعریفی از یک هویت فنلاندی با هدف کسب استقلال از روسیه دست یابند. رقابتهای میان آلمان، فرانسه و روسیه بر سر مرزبندی اروپا در قالب نژاد ژرمنی و اسلاویسم تا برآمدن تورانیسم در این فرایند در اثر مارلن لاروئل به خوبی واکاوی شده است. همکاری آرنولد توین بی، دانشمند شناختهشدۀ انگلیسی، با ادارۀ اطلاعات وزارت امور خارجه بریتانیا برای استفاده دوایر نظامی بریتانیا هم به تدوین رسالهای با نام نهضت پانتورانی منجر شده است.
#معرفی_کتاب
🔴 دنبالۀ یادداشت را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 از پانتورانیسم تا پانتُرکیسم
✍️ احسان هوشمند
در دو سدۀ گذشته، اروپا شاهد ظهور ایدئولوژیها یا جریانهای فکری و سیاسی در قالب تحقیقات و مطالعات نژادشناسانه یا مطالعات زبانشناسانه و حتی شرقشناسانه بوده است. ژرمنگرایی، اسلاویسم، تورانیسم و پانترکیسم ازجمله این دستگاههای فکری و سیاسی است که گاه لباس نژادی بر تن کرده و گاه بر ویژگیهای زبانی یا تباری تأکید کردهاند. تورانگرایی یا پانتورانیسم یکی از این ایدئولوژیهاست. توران نامی برآمده از فرهنگ ایرانی است. در اسطورههای ایرانی و ازجمله در اثر حماسی و جهانی حکیم طوس یعنی شاهنامه، توران برگرفته از نام تور برادر ایرج و سام است که فرزندان فریدون هستند. تور به پادشاهی توران میرسد. توران در این روایت اسطورهای، در شمال شرقی مرزهای ایران قرار دارد؛ یعنی جایی که کوچنشینان تورانی در آن مستقر بودند. البته توران در این روایت خود بخشی از جهان ایرانی است که کوچنشینان در تقابل و کشاکشی مستمر با یکجانشینان قرار داشتند. اما برخلاف این روایت اسطورهای و البته حضور تاریخی ترکان در شمال شرقی سرزمین ایران بزرگ فرهنگی، پانتورانیسم نه در آن سامان که در جهتی عکس و در شمال غربی روسیه و اروپا ازجمله در فنلاند بود که بر صحنۀ گیتی ظاهر شد. تکاپوی گروهی از زبانشناسان بود که مجموعهای از زبانها، گویشها و لهجههایی را که در زبانهای سامی یا هندواروپایی جای نمیگرفتند، زبانهای تورانی نام نهادند و سپس یک جغرافیا هم برای آن زبانها تعریف شد. به سخن دیگر، توران برگرفته از این نگاه، نه در نسبت جغرافیایی با توران قدیم بود و نه در حوزۀ زبانی سنخیتی با توران قدیم داشت. این رویکرد که در ابتدای سدۀ نوزدهم میلادی ظهور کرد، بهسرعت با رشد و بالندگی زبانشناسی به صورت کامل به کناری گذاشته شد، اما اثرات آن دیرپاتر از آن بود که با تحول زبانشناسی به کلی کناری رود و به این ترتیب در حوزۀ سیاسی که خود را ملزم به کرنش در برابر دانش و علم نمیداند، این قصه و افسانه دوام آورد و بعدها با پانترکیسم هم درآمیخت.
اگرچه کمتوجهی مزمن تاریخی به تحولاتی از این دست، تنها خاص ایران نیست، اما وقتی این روایات ایدئولوژیک اثرات خود را بر جهان ایرانی برجای گذارده باشد، نهتنها شایسته بیتوجهی و کمتوجهی نیست، بلکه باید برای شناخت وجوه گوناگون آن کوشید. در سه دهۀ گذشته، دانشمند فاضل، استاد کاوه بیات، در روشنگری تاریخی دربارۀ افسانههایی که روزی لباس علم بر تن داشتند، تلاشی درخور تحسین داشته است. یکی از آخرین کارهای این نویسنده و مترجم سختکوش، کتاب "پانتورانیسم؛ از سیاست شرقی بریتانیا تا ابزار توسعهطلبی ترکیه" است که از سوی نشر شیرازه وارد بازار کتاب شده است. اثری روشنگر است که زوایای مهمی از تحول مفهومی پانتورانیسم و سپس پانترکیسم را به خوانندگان، متخصصان و علاقهمندان ارائه میکند. با وجود صدها مؤسسۀ دانشگاهی و نهادهای پژوهشی دولتی، توجه به تحولات حوزۀ پیرامونی کشور در سدۀ گذشته در دستور کار جدی این مؤسسات قرار نداشته؛ این در حالی است که در این سالها، محقق برجستهای همچون استاد کاوه بیات به تنهایی به اندازۀ یک دپارتمان دانشگاهی به تحقیق، ترجمه و تألیف پرداخته است. در کتاب پانتورانیسم کاوه بیات با انتخاب چند رساله و کتاب و اسناد نظامی ارتش بریتانیا، اطلاعات و دادههای فنی جذاب و تازهای به مخاطب فارسیزبان ارائه شده است. زبانهای تورانی و پانتورانیسم به قلم ولادیمیر مینورسکی نخستین بخش کتاب است که به دلیل مهارت و دانش عمیق مینورسکی، حاوی اطلاعات مهم و مختصری دربارۀ ظهور تورانیسم است. در ادامه مقالۀ مهمی به قلم میکائیل آرماناحراری به تشریح نقش مکس مولر، دانشمند آلمانی مستقر در بریتانیا و یوریو کاسکنِن در فنلاند با رویکرد ضد روسی به تورانپژوهی پرداخته که تلاش کردند به ارائۀ تعریفی از یک هویت فنلاندی با هدف کسب استقلال از روسیه دست یابند. رقابتهای میان آلمان، فرانسه و روسیه بر سر مرزبندی اروپا در قالب نژاد ژرمنی و اسلاویسم تا برآمدن تورانیسم در این فرایند در اثر مارلن لاروئل به خوبی واکاوی شده است. همکاری آرنولد توین بی، دانشمند شناختهشدۀ انگلیسی، با ادارۀ اطلاعات وزارت امور خارجه بریتانیا برای استفاده دوایر نظامی بریتانیا هم به تدوین رسالهای با نام نهضت پانتورانی منجر شده است.
#معرفی_کتاب
🔴 دنبالۀ یادداشت را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ایراندل | IranDel
👍21
ایراندل | IranDel
🔴 نکتهای درباره دیدارهای رئیسجمهور ✍️ احسان هوشمند در شرایطی که کشور با مسائل حساس و سرنوشتسازی روبهرو است و ابرچالشهایی مهیب در عرصههای مختلف پیشروی کشور است و کشور شرایط خاصی را تجربه میکند، ضروری است که تمام تمرکز و توجه دولتمردان بر مسائل…
🔴 «سَنی گَتیرن، سَنه دِییر گِت!»
[یادداشت منتشره در روزنامه شرق در واکنش به دیدارِ اخیرِ مسعود پزشکیان با چند شخص ایرانستیز و تجزیهطلب]
✍️ امیر سیدین
با پایان جنگ جهانی دوم، جوزف استالین که از پیروزی بر آلمان هیتلری سرمست بود، فرمانی با برچسب «فوقالعاده سری» صادر کرد که برمبنای آن «ایجاد جنبشهای تجزیهطلبانه در آذربایجانِ ایران و جنوب دریای خزر» در دستور کار حزب کمونیست شوروی قرار میگرفت. در این سند به برخی سران "جمهوری آذربایجان" که در آن زمان از جماهیر تشکیلدهنده اتحاد جماهیر شوروی بود، دستور داده میشد که کسانی را در ایران پیدا کنند تا حزبی به نام «فرقه دموکرات آذربایجان» را تأسیس و جداییطلبی را تبلیغ کنند. دستور استالین آنچنان با جزئیات بود که در آن حتی نام تشکیلاتی که قرار بود تجزیهطلبی در آذربایجان ایران را پیگیری کند - فرقه دموکرات آذربایجان - ذکر و برای تبلیغ این تشکیلات تا جزئیاتی مثل «اهدای دستگاه چاپ به حزبی که قرار است با نام فرقه دموکرات آذربایجان تأسیس شود» تا این فرقه اقدام به انتشار نشریات خود کند که «حداقل تیراژ نشریات نباید از ۳۰ هزار نسخه کمتر باشد» در دستورالعمل صادر شده بود.
پس از صدور این دستور، مهمترین کار احتمالاً پیداکردن خیانتکارانی در داخل ایران بود که بتوان وظیفه مزدوری همسایه شمالی را به آنها سپرد. وظیفه جستوجو و یافتن این مزدوران به هیئتی در "جمهوری آذربایجان شوروی" سپرده شد که از باقراف، تیمور قلیاف و میرزا ابراهیماف، اعضای حزب کمونیست "جمهوری آذربایجان شوروی"، تشکیل میشد (نفر آخر وزیر فرهنگ "جمهوری آذربایجان شوروی" هم بود). باقراف برای انتخاب رهبر فرقه، گزینههای مختلفی از جمله شبستری، پیشهوری و سلامالله جاوید را فهرست کرد که این افراد با هواپیمای نظامی و به صورت مخفیانه به باکو برده شده و مورد مصاحبه قرار گرفتند. بعد از این مصاحبهها، باقراف در نامهای که برای حزب کمونیست نوشت، تأکید کرد: «به لحاظ شخصیتی، برای حزبی که قرار است تشکیل شود رهبری پیشهوری مفیدتر است».
بدین ترتیب با دستور استالین و با سفر احمد یعقوباف، مستشار سفارشات شوروی در ایران به تبریز، مقدمات ایجاد این فرقه آماده شد تا در ۱۲ شهریور ۱۳۲۴ [خورشیدی] با انتشار بیانیهای، سیدجعفر پیشهوری تأسیس فرقه دموکرات آذربایجان را اعلام کند. فرقهای که در دوران خیانتبار خود، در هماهنگی با شوروی، حکومت خودمختار آذربایجان را برپا و تا زمانی که شوروی در ایرانِ پس از جنگ جهانی [دوم] حضور نظامی داشت، در آذربایجان ایران خونهای بسیاری از ملیگرایان ایرانی در آن خطه را بر زمین ریخت. او اما مانند اعم مزدوران شوروی، سرنوشت تلخی یافت. با خروج نیروهای شوروی از ایران، نیروهای فرقه دموکرات آذربایجان - که خود را "فداییلر" میخواندند - تحت فشار نیروهای حکومت مرکزی قرار گرفتند که تهران برای اعاده حاکمیت خود بر آذربایجان به این منطقه گسیل داشته بود. پیشهوری در چنین شرایطی تلگرافی به میرجعفر باقراف، دبیر اول کمیته مرکزی حزب کمونیست آذربایجان - همان کسی که درواقع استعداد او در خیانت به تمامیت ارضی سرزمین مادری را کشف کرده بود - نوشت: «پدر عزیز و مهربان، خلق آذربایجان جنوبی، مانند همه خلقهای جهان، چشم امید خود را به خلق بزرگ شوروی و دولت شوروی دوخته است». پس از این نامه، پیشهوری در ۱۷ آذر ۱۳۲۵ [خورشیدی]، نامهای به استالین نوشت که در آن از او درخواست میکرد: «مقدار کمی سلاح به ما داده شود، زیرا اگر سرکوبها به این روال پیش رود، جدایی [آذربایجان از ایران] دیگر ممکن نخواهد شد».
نامه پیشهوری از طرف استالین پاسخ داده میشود: «به نظر میرسد شما در بررسی وضع داخلی ایران و همچنین بُعد بینالمللی مسئله دچار اشتباه شدهاید».
به هر ترتیب در پاییز ۱۳۲۵ [خورشیدی]، سرهنگ قلیاف، معاون وزیر امنیت "جمهوری آذربایجان شوروی"، سیدجعفر پیشهوری را فرامیخواند تا به او ابلاغ کند که از رهبری فرقه کنارهگیری کند. این به معنای پایان عمر بهرهگیری از او نزد سران شوروی بود. پیشهوری مستأصل میگوید: «آخر چطور میشود که من به این سادگی استعفا کنم؟ این رفتار جوانمردانهای نیست از سوی رفقای شوروی» و سرهنگ قلیاف، در پاسخ بهتندی میگوید: «سَنی گَتیرن، سَنه دِییر گِت!» (همان کسی که تو را آورده، به تو میگوید برو!).
🔴 دنباله یادداشت را در بخشِ «مشاهده فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 «سَنی گَتیرن، سَنه دِییر گِت!»
[یادداشت منتشره در روزنامه شرق در واکنش به دیدارِ اخیرِ مسعود پزشکیان با چند شخص ایرانستیز و تجزیهطلب]
✍️ امیر سیدین
با پایان جنگ جهانی دوم، جوزف استالین که از پیروزی بر آلمان هیتلری سرمست بود، فرمانی با برچسب «فوقالعاده سری» صادر کرد که برمبنای آن «ایجاد جنبشهای تجزیهطلبانه در آذربایجانِ ایران و جنوب دریای خزر» در دستور کار حزب کمونیست شوروی قرار میگرفت. در این سند به برخی سران "جمهوری آذربایجان" که در آن زمان از جماهیر تشکیلدهنده اتحاد جماهیر شوروی بود، دستور داده میشد که کسانی را در ایران پیدا کنند تا حزبی به نام «فرقه دموکرات آذربایجان» را تأسیس و جداییطلبی را تبلیغ کنند. دستور استالین آنچنان با جزئیات بود که در آن حتی نام تشکیلاتی که قرار بود تجزیهطلبی در آذربایجان ایران را پیگیری کند - فرقه دموکرات آذربایجان - ذکر و برای تبلیغ این تشکیلات تا جزئیاتی مثل «اهدای دستگاه چاپ به حزبی که قرار است با نام فرقه دموکرات آذربایجان تأسیس شود» تا این فرقه اقدام به انتشار نشریات خود کند که «حداقل تیراژ نشریات نباید از ۳۰ هزار نسخه کمتر باشد» در دستورالعمل صادر شده بود.
پس از صدور این دستور، مهمترین کار احتمالاً پیداکردن خیانتکارانی در داخل ایران بود که بتوان وظیفه مزدوری همسایه شمالی را به آنها سپرد. وظیفه جستوجو و یافتن این مزدوران به هیئتی در "جمهوری آذربایجان شوروی" سپرده شد که از باقراف، تیمور قلیاف و میرزا ابراهیماف، اعضای حزب کمونیست "جمهوری آذربایجان شوروی"، تشکیل میشد (نفر آخر وزیر فرهنگ "جمهوری آذربایجان شوروی" هم بود). باقراف برای انتخاب رهبر فرقه، گزینههای مختلفی از جمله شبستری، پیشهوری و سلامالله جاوید را فهرست کرد که این افراد با هواپیمای نظامی و به صورت مخفیانه به باکو برده شده و مورد مصاحبه قرار گرفتند. بعد از این مصاحبهها، باقراف در نامهای که برای حزب کمونیست نوشت، تأکید کرد: «به لحاظ شخصیتی، برای حزبی که قرار است تشکیل شود رهبری پیشهوری مفیدتر است».
بدین ترتیب با دستور استالین و با سفر احمد یعقوباف، مستشار سفارشات شوروی در ایران به تبریز، مقدمات ایجاد این فرقه آماده شد تا در ۱۲ شهریور ۱۳۲۴ [خورشیدی] با انتشار بیانیهای، سیدجعفر پیشهوری تأسیس فرقه دموکرات آذربایجان را اعلام کند. فرقهای که در دوران خیانتبار خود، در هماهنگی با شوروی، حکومت خودمختار آذربایجان را برپا و تا زمانی که شوروی در ایرانِ پس از جنگ جهانی [دوم] حضور نظامی داشت، در آذربایجان ایران خونهای بسیاری از ملیگرایان ایرانی در آن خطه را بر زمین ریخت. او اما مانند اعم مزدوران شوروی، سرنوشت تلخی یافت. با خروج نیروهای شوروی از ایران، نیروهای فرقه دموکرات آذربایجان - که خود را "فداییلر" میخواندند - تحت فشار نیروهای حکومت مرکزی قرار گرفتند که تهران برای اعاده حاکمیت خود بر آذربایجان به این منطقه گسیل داشته بود. پیشهوری در چنین شرایطی تلگرافی به میرجعفر باقراف، دبیر اول کمیته مرکزی حزب کمونیست آذربایجان - همان کسی که درواقع استعداد او در خیانت به تمامیت ارضی سرزمین مادری را کشف کرده بود - نوشت: «پدر عزیز و مهربان، خلق آذربایجان جنوبی، مانند همه خلقهای جهان، چشم امید خود را به خلق بزرگ شوروی و دولت شوروی دوخته است». پس از این نامه، پیشهوری در ۱۷ آذر ۱۳۲۵ [خورشیدی]، نامهای به استالین نوشت که در آن از او درخواست میکرد: «مقدار کمی سلاح به ما داده شود، زیرا اگر سرکوبها به این روال پیش رود، جدایی [آذربایجان از ایران] دیگر ممکن نخواهد شد».
نامه پیشهوری از طرف استالین پاسخ داده میشود: «به نظر میرسد شما در بررسی وضع داخلی ایران و همچنین بُعد بینالمللی مسئله دچار اشتباه شدهاید».
به هر ترتیب در پاییز ۱۳۲۵ [خورشیدی]، سرهنگ قلیاف، معاون وزیر امنیت "جمهوری آذربایجان شوروی"، سیدجعفر پیشهوری را فرامیخواند تا به او ابلاغ کند که از رهبری فرقه کنارهگیری کند. این به معنای پایان عمر بهرهگیری از او نزد سران شوروی بود. پیشهوری مستأصل میگوید: «آخر چطور میشود که من به این سادگی استعفا کنم؟ این رفتار جوانمردانهای نیست از سوی رفقای شوروی» و سرهنگ قلیاف، در پاسخ بهتندی میگوید: «سَنی گَتیرن، سَنه دِییر گِت!» (همان کسی که تو را آورده، به تو میگوید برو!).
🔴 دنباله یادداشت را در بخشِ «مشاهده فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ایراندل | IranDel
🔴 «سَنی گَتیرن، سَنه دِییر گِت!» ✍️ امیر سیدین با پایان جنگ جهانی دوم، جوزف استالین که از پیروزی بر آلمان هیتلری سرمست بود، فرمانی با برچسب «فوقالعاده سری» صادر کرد که برمبنای آن «ایجاد جنبشهای تجزیهطلبانه در آذربایجانِ ایران و جنوب دریای خزر» در دستور…
👍30👎5
🔴 ایدۀ ایران در دورۀ صفویه
✍️ گفتوگوی امین داودی از آسیانیوز با مقصودعلی صادقیگندمانی، عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه تربیت مدرس
آسیانیوز - امین داودی - بدونشک شکلگیری شاهنشاهی صفویه یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ ایرانِ دورانِ اسلامی محسوب میشود و ایران در این دوره نظم و ثبات نوینی پیدا کرد که تاکنون در زندگی سیاسی و اجتماعی ایرانیان قابل مشاهده است. مفهوم ایران در این دوره از تاریخِ ایران لایۀ معنایی نوینی به خود دید و ایده ایران به مؤلفههای تاریخی و سرزمینی دوران باستان نزدیکتر شد. در همین راستا در سلسله نشستهای «ایران کجاست» در مؤسسه علمی و تاریخی آتوسا و آسیانیوز ایران گفتوگویی با دکتر مقصودعلی صادقیگندمانی داشتیم.
🔴 پرسش و پاسخ را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 ایدۀ ایران در دورۀ صفویه
✍️ گفتوگوی امین داودی از آسیانیوز با مقصودعلی صادقیگندمانی، عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه تربیت مدرس
آسیانیوز - امین داودی - بدونشک شکلگیری شاهنشاهی صفویه یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ ایرانِ دورانِ اسلامی محسوب میشود و ایران در این دوره نظم و ثبات نوینی پیدا کرد که تاکنون در زندگی سیاسی و اجتماعی ایرانیان قابل مشاهده است. مفهوم ایران در این دوره از تاریخِ ایران لایۀ معنایی نوینی به خود دید و ایده ایران به مؤلفههای تاریخی و سرزمینی دوران باستان نزدیکتر شد. در همین راستا در سلسله نشستهای «ایران کجاست» در مؤسسه علمی و تاریخی آتوسا و آسیانیوز ایران گفتوگویی با دکتر مقصودعلی صادقیگندمانی داشتیم.
🔴 پرسش و پاسخ را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ایراندل | IranDel
🔴 ایدۀ ایران در دورۀ صفویه ✍️ گفتوگوی امین داودی از آسیانیوز با دکتر مقصودعلی صادقیگندمانی، عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه تربیت مدرس آسیانیوز - امین داودی - بدونشک شکلگیری شاهنشاهی صفویه یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ ایرانِ دورانِ اسلامی محسوب میشود…
👍15
ایراندل | IranDel
🔴 بیست و دومین شمارۀ مجلۀ «صبح تبریز» - مجلۀ فرهنگی و اجتماعی شمالغرب کشور - منتشر شد: پروندۀ گورستان و مزار؛ میراثِ مرگ 🔴 گزیدۀ عناوین: شهر بیگورستان؛ شهر بیخاطره تأثیر مزارات در شکلگیری و توسعه ساختار کالبدی فضای شهر تبریز «عرفان آذربایجان»، استمرار…
🔴 بیست و سومین شمارۀ مجلۀ «صبح تبریز» - مجلۀ فرهنگی و اجتماعی شمالغرب کشور - منتشر شد
پروندۀ کوچه
عبور از مسیر هزاران ساله
🔴 گزیدۀ عناوین:
کوچه و گذر، میراث هزاران ساله | ساناز جعفرپور
از کوچه تا آپارتمان؛ فرهنگ معنوی در برابر فرهنگ ابزاری | اصغر ایزدی جیران
تارویی تارماکیس میراث آشوری در اعماق تبریز | قادر ابراهیمی
«از پاریز تا پاریس» در تبریز | یادی از حضور استاد باستانی پاریزی در تبریز
طنین «ای ایران» در خفقان فرقه دموکرات | ۸۰ سالگی تصنیف جاودانه «ای ایران»
حکمت فردوسی منشا ایرانی، قرآنی و شیعی | گفتاری از سجاد آیدنلو در پاسداشت زبان فارسی در ارومیه
درنگی بر کتاب «تاریخ نهب تبریز» | ناگفتههایی از تاختوتاز مغول در آذربایجان به تاریخ تبریز
هندسه شرقی در تقابل با انحنای غربی | گفتاری از دکتر کریم میرزایی میرک درباره تاثیر تشیع در مکتب تبریز
نقاشی ایرانی هنوز به زبان معاصر ترجمه نشدهاست | گفتگو با پرویز ابیضی، نقاش
مدیرمسئول: میراعتماد عمادی
سردبیر: فرشید باغشمالآذر
مشاور پرونده: مهدیه یلدایی
🔴 نسخۀ الکترونیکی مجله در برنامکِ طاقچه در دسترس است.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
پروندۀ کوچه
عبور از مسیر هزاران ساله
🔴 گزیدۀ عناوین:
کوچه و گذر، میراث هزاران ساله | ساناز جعفرپور
از کوچه تا آپارتمان؛ فرهنگ معنوی در برابر فرهنگ ابزاری | اصغر ایزدی جیران
تارویی تارماکیس میراث آشوری در اعماق تبریز | قادر ابراهیمی
«از پاریز تا پاریس» در تبریز | یادی از حضور استاد باستانی پاریزی در تبریز
طنین «ای ایران» در خفقان فرقه دموکرات | ۸۰ سالگی تصنیف جاودانه «ای ایران»
حکمت فردوسی منشا ایرانی، قرآنی و شیعی | گفتاری از سجاد آیدنلو در پاسداشت زبان فارسی در ارومیه
درنگی بر کتاب «تاریخ نهب تبریز» | ناگفتههایی از تاختوتاز مغول در آذربایجان به تاریخ تبریز
هندسه شرقی در تقابل با انحنای غربی | گفتاری از دکتر کریم میرزایی میرک درباره تاثیر تشیع در مکتب تبریز
نقاشی ایرانی هنوز به زبان معاصر ترجمه نشدهاست | گفتگو با پرویز ابیضی، نقاش
مدیرمسئول: میراعتماد عمادی
سردبیر: فرشید باغشمالآذر
مشاور پرونده: مهدیه یلدایی
🔴 نسخۀ الکترونیکی مجله در برنامکِ طاقچه در دسترس است.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍20
ایراندل | IranDel
📷 نشستی ملی - فرهنگی در عروس شهرهای ایران، ارومیه در روز بزرگداشتِ حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی و پاسداشتِ زبان ملی فارسی صدها شهروند ارومیهای بویژه بانوان، جوانان و نوجوانان در سالنی کوچک در قیاس با استقبالِ باشکوه مردم، مشتاقانه به سخنرانیها و نقالی از…
🔴 گزارشی از بزرگداشت فردوسی و پاسداشتِ زبانِ فارسی در ارومیه با حضورِ «دکتر سجاد آیدنلو»:
حکمت فردوسی، منشأ ایرانی، قرآنی و شیعی دارد
✍️ گزارش به قلمِ نیما عظیمی
سهشنبه ۲۵ اردیبهشت سال جاری، آیین «روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی و پاسداشت زبان پارسی» به همت دانشگاه آفاق و با همکاری ادارهی کل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان غربی و انجمن صلح ایران، در شهر ارومیه برگزار شد.
پساز ورود به محل برگزاری نشست - سالن خانهی مطبوعات ارومیه - نخستین جملهی خود را اینگونه نوشتم: «ساعت ۱۶:۳٠؛ و گنجایش سالن حدوداً ۲٠٠ نفری تکمیل شده و از همان ابتدا برخی از علاقهمندان ناچار به ایستادن شدهاند.» مراسم طبق برنامه از ساعت ۱۷ آغاز شد، اما سیل خروشانِ مشتاقانِ حضور را پایانی نبود. تا جاییکه افزودن و چیدنِ صندلیهای سیار در هر نقطه از سالن اصلی نیز پاسخگوی اشتیاقِ مردمی عاشق نبود؛ و بنابراین بسیاری از حاضران در سالن، به احترام ایران و فردوسی، سرپا ایستاده و آیین را تا پایان آن همراهی و ستایش نمودند. این جمع مشتاقی و ایستادگی، بیرون از سالن اصلی و در سرسرای محل همایش نیز دیده میشد. هرکه از راه میرسید، از همانجا دلدادگی خود را نشان میداد. هرچه برنامه پیشتر میرفت، شمارِ ورودِ افراد به خانهی مطبوعات نیز بیشتر میشد. تا جاییکه سرانجام، بسیاری از مشتاقانِ حضور، به ناچار بازگشتند. چرا که دیگر سرسرای سالن را نیز، گنجایش و توانِ پاسخ به خالقانِ این حماسهی ملی و عاشقانه نبود.
🔴 این گزارش را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 گزارشی از بزرگداشت فردوسی و پاسداشتِ زبانِ فارسی در ارومیه با حضورِ «دکتر سجاد آیدنلو»:
حکمت فردوسی، منشأ ایرانی، قرآنی و شیعی دارد
✍️ گزارش به قلمِ نیما عظیمی
سهشنبه ۲۵ اردیبهشت سال جاری، آیین «روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی و پاسداشت زبان پارسی» به همت دانشگاه آفاق و با همکاری ادارهی کل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان غربی و انجمن صلح ایران، در شهر ارومیه برگزار شد.
پساز ورود به محل برگزاری نشست - سالن خانهی مطبوعات ارومیه - نخستین جملهی خود را اینگونه نوشتم: «ساعت ۱۶:۳٠؛ و گنجایش سالن حدوداً ۲٠٠ نفری تکمیل شده و از همان ابتدا برخی از علاقهمندان ناچار به ایستادن شدهاند.» مراسم طبق برنامه از ساعت ۱۷ آغاز شد، اما سیل خروشانِ مشتاقانِ حضور را پایانی نبود. تا جاییکه افزودن و چیدنِ صندلیهای سیار در هر نقطه از سالن اصلی نیز پاسخگوی اشتیاقِ مردمی عاشق نبود؛ و بنابراین بسیاری از حاضران در سالن، به احترام ایران و فردوسی، سرپا ایستاده و آیین را تا پایان آن همراهی و ستایش نمودند. این جمع مشتاقی و ایستادگی، بیرون از سالن اصلی و در سرسرای محل همایش نیز دیده میشد. هرکه از راه میرسید، از همانجا دلدادگی خود را نشان میداد. هرچه برنامه پیشتر میرفت، شمارِ ورودِ افراد به خانهی مطبوعات نیز بیشتر میشد. تا جاییکه سرانجام، بسیاری از مشتاقانِ حضور، به ناچار بازگشتند. چرا که دیگر سرسرای سالن را نیز، گنجایش و توانِ پاسخ به خالقانِ این حماسهی ملی و عاشقانه نبود.
🔴 این گزارش را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ایراندل | IranDel
👍36👎5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 اینجا خانۀ ماست؛ ایران
این قسمت: استان آذربایجان شرقی
مکانهایی که در این ویدئو استفاده شده است، به ترتیب:
رصدخانه مراغه
مسجد جامع تبریز
مسجد کبود
قلعه آژدهاک یا قلعه ضحاک
ائلگلی
گنبد سرخ مراغه
مقبرةالشعرا
برج ساعت تبریز
ارگ علیشاه
مجسمه ستارخان پارک مشروطه
کلیسا سنت استپانوس
ورزشگاه یادگار تبریز
مجسمه منظومه حیدر بابا استاد شهریار
مسجد جامع تبریز
برج آتشنشان
پل سرچشمه روستای مردق
موزه قاجار خانه امیرنظام گروسی
🔴 از صفحۀ «سِدخارجی»
@IranDel_Channel
💢
این قسمت: استان آذربایجان شرقی
مکانهایی که در این ویدئو استفاده شده است، به ترتیب:
رصدخانه مراغه
مسجد جامع تبریز
مسجد کبود
قلعه آژدهاک یا قلعه ضحاک
ائلگلی
گنبد سرخ مراغه
مقبرةالشعرا
برج ساعت تبریز
ارگ علیشاه
مجسمه ستارخان پارک مشروطه
کلیسا سنت استپانوس
ورزشگاه یادگار تبریز
مجسمه منظومه حیدر بابا استاد شهریار
مسجد جامع تبریز
برج آتشنشان
پل سرچشمه روستای مردق
موزه قاجار خانه امیرنظام گروسی
🔴 از صفحۀ «سِدخارجی»
@IranDel_Channel
💢
👍29👎2
📷 آرامگاه زندهیاد فردوس کاویانی، هنرمند جاویدنام ایران در وادی تئاتر، سینما و تلویزیون
۱۳۲۰ - ۱۴۰۲
[ زندهیاد کاویانی از ایرانیانِ زرتشتی بودند. ]
@IranDel_Channel
💢
۱۳۲۰ - ۱۴۰۲
[ زندهیاد کاویانی از ایرانیانِ زرتشتی بودند. ]
@IranDel_Channel
💢
👍46👎1
🔴 بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی برگزار میکند:
نشستهای شاهنامهپژوهی:
«اهمیتِ شاهنامه در تاریخ و فرهنگ ایران»
با سخنرانیِ بهمن دمشقی خیابانی
(دکترای ادبیات حماسی و شاهنامهپژوه تبریزی)
زمان:
دوشنبه پنجم آذر ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۱۶
مکان:
تبریز، خیابان ثقهالاسلام، کوی سرخاب، خانۀ تاریخی شربتاوغلی، بنیاد ایرانشناسی استانِ آذربایجان شرقی
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
نشستهای شاهنامهپژوهی:
«اهمیتِ شاهنامه در تاریخ و فرهنگ ایران»
با سخنرانیِ بهمن دمشقی خیابانی
(دکترای ادبیات حماسی و شاهنامهپژوه تبریزی)
زمان:
دوشنبه پنجم آذر ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۱۶
مکان:
تبریز، خیابان ثقهالاسلام، کوی سرخاب، خانۀ تاریخی شربتاوغلی، بنیاد ایرانشناسی استانِ آذربایجان شرقی
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍22👎1
🔴 احیای ایران
[ برشی کوتاه از سرمقالۀ شمارۀ پانزدهم فصلنامۀ سیاستنامه - زمستان ۱۳۹۹ خورشیدی ]
✍️ حامد زارع
ایران کنونی به مثابه کانون فلات ایران در یکی از حساسترین دورههای تاریخی خود به سر میبرد. از حضور نظامی ایالات متحده در اطراف کشور گرفته تا سرکشیهای همسایههای تازه به دوران رسیده شرایطی را پیش آورده که لزوم توجه هر چه بیشتر به وحدت ملی را یادآور شده است. وحدت ملی در هر دورهای پیرامون مفاهیمی شکل گرفته و سپس نصوص مربوط به خود را سامان داده است. از دوران باستان تا شاهنشاهی ساسانیان، وحدت ملی ایران حول مفردات معطوف به فرِّ شاهی و دیانت زرتشتی شکل گرفته است.
با هجوم اعراب و گذار از دو قرن سکوت، در دوران سلطنت غزنویان و سلجوقیان بازگشتی به اندرزنامههای ایرانی شکل گرفت و مضامین کهن وحدت ملی ایران در اشعار فردوسی بازتاب یافت و در کشورداری خواجه نظاماالملک رخنه کرد. نگارش سیاستنامه توسط خواجه و عطف توجه دوباره به مفهوم عدالت یکی از مهمترین مقاطع تاریخ فکری ایرانزمین به شمار میرود که زمینهساز تداوم فرهنگ و خِرد سیاسی ایران در دوره اسلامی تاریخش شد.
با ظهور شاه اسماعیل و شکلگیری شاهنشاهی صفویان و قدرتنمایی شاهعباس صفوی، وحدت ملی ایران حول محور تشیع، شکلی تازه به خود گرفت و در متون فقهای ایرانی و لبنانی نصوص تازهای یافت. در پایان دوران قاجاریه نیز بازگشت دوبارهای به مفهوم عدالت ذیل جنبش مشروطهخواهی پیدا شد و با مطمحنظر قرار گرفتن تجربه مغربزمین، لزوم تأسیس نهادهای دورۀ جدید مورد تأکید ایرانیان قرار گرفت و لاجرم اندیشۀ غربی نیز تبدیل به یکی از نصوصی شد که نظام مشروطیت مهمترین و برجستهترین مصداق آن شد. آرمانهای مشروطه در صد سال اخیر همواره به مثابه یکی از عوامل پیدایش وحدت ملی مورد تبیین و بررسی اندیشمندان قرار گرفته است.
در مقطع کنونی لزوم حفظ و حراست از نصوص ایرانی، شیعی و غربی که پایه و مایۀ تاریخ جدید ایران را تشکیل داده است بیش از همیشه ضروری است. اگر با تشبث به وحدت ملی توانستهایم از گذرگاههایی نظیر جنگ تحمیلی و همچنین بحران هستهای عبور کنیم، با همین وحدت نیز میتوانیم در حفظ یکپارچگی کشور و تمامیت ارضی آن کوشا باشیم.
واکنش شهروندان ایرانی به شعرخوانی رجب طیب اردوغان در رژۀ نظامی باکو به خوبی نشان دهنده حضور این وحدت ملی در وجدان عمومی ایرانیان و تبلور روحیۀ ملی آنان در دفاع از کیان ایران است. تعرض لسانی اردوغان نه تنها مایۀ عقبنشینی و سرخوردگی نشد، بلکه پایهای برای احیای ایران در افکار عمومی نیز شد.
احیای ایران به عنوان ستونی که "اقوام گوناگون" را زیر یک سقف نگاه داشته است، مهمترین و فوریترین امر سیاسی به شمار میرود و لازمۀ این امر سیاسی نیز تقویت وحدت ملی است. وحدتی که بر پایۀ اندیشۀ ایرانی، مذهب شیعی و تجددِ غربی شکل گرفته، دوام یافته و ساختار پیدا کرده است.
@IranDel_Channel
💢
🔴 احیای ایران
[ برشی کوتاه از سرمقالۀ شمارۀ پانزدهم فصلنامۀ سیاستنامه - زمستان ۱۳۹۹ خورشیدی ]
✍️ حامد زارع
ایران کنونی به مثابه کانون فلات ایران در یکی از حساسترین دورههای تاریخی خود به سر میبرد. از حضور نظامی ایالات متحده در اطراف کشور گرفته تا سرکشیهای همسایههای تازه به دوران رسیده شرایطی را پیش آورده که لزوم توجه هر چه بیشتر به وحدت ملی را یادآور شده است. وحدت ملی در هر دورهای پیرامون مفاهیمی شکل گرفته و سپس نصوص مربوط به خود را سامان داده است. از دوران باستان تا شاهنشاهی ساسانیان، وحدت ملی ایران حول مفردات معطوف به فرِّ شاهی و دیانت زرتشتی شکل گرفته است.
با هجوم اعراب و گذار از دو قرن سکوت، در دوران سلطنت غزنویان و سلجوقیان بازگشتی به اندرزنامههای ایرانی شکل گرفت و مضامین کهن وحدت ملی ایران در اشعار فردوسی بازتاب یافت و در کشورداری خواجه نظاماالملک رخنه کرد. نگارش سیاستنامه توسط خواجه و عطف توجه دوباره به مفهوم عدالت یکی از مهمترین مقاطع تاریخ فکری ایرانزمین به شمار میرود که زمینهساز تداوم فرهنگ و خِرد سیاسی ایران در دوره اسلامی تاریخش شد.
با ظهور شاه اسماعیل و شکلگیری شاهنشاهی صفویان و قدرتنمایی شاهعباس صفوی، وحدت ملی ایران حول محور تشیع، شکلی تازه به خود گرفت و در متون فقهای ایرانی و لبنانی نصوص تازهای یافت. در پایان دوران قاجاریه نیز بازگشت دوبارهای به مفهوم عدالت ذیل جنبش مشروطهخواهی پیدا شد و با مطمحنظر قرار گرفتن تجربه مغربزمین، لزوم تأسیس نهادهای دورۀ جدید مورد تأکید ایرانیان قرار گرفت و لاجرم اندیشۀ غربی نیز تبدیل به یکی از نصوصی شد که نظام مشروطیت مهمترین و برجستهترین مصداق آن شد. آرمانهای مشروطه در صد سال اخیر همواره به مثابه یکی از عوامل پیدایش وحدت ملی مورد تبیین و بررسی اندیشمندان قرار گرفته است.
در مقطع کنونی لزوم حفظ و حراست از نصوص ایرانی، شیعی و غربی که پایه و مایۀ تاریخ جدید ایران را تشکیل داده است بیش از همیشه ضروری است. اگر با تشبث به وحدت ملی توانستهایم از گذرگاههایی نظیر جنگ تحمیلی و همچنین بحران هستهای عبور کنیم، با همین وحدت نیز میتوانیم در حفظ یکپارچگی کشور و تمامیت ارضی آن کوشا باشیم.
واکنش شهروندان ایرانی به شعرخوانی رجب طیب اردوغان در رژۀ نظامی باکو به خوبی نشان دهنده حضور این وحدت ملی در وجدان عمومی ایرانیان و تبلور روحیۀ ملی آنان در دفاع از کیان ایران است. تعرض لسانی اردوغان نه تنها مایۀ عقبنشینی و سرخوردگی نشد، بلکه پایهای برای احیای ایران در افکار عمومی نیز شد.
احیای ایران به عنوان ستونی که "اقوام گوناگون" را زیر یک سقف نگاه داشته است، مهمترین و فوریترین امر سیاسی به شمار میرود و لازمۀ این امر سیاسی نیز تقویت وحدت ملی است. وحدتی که بر پایۀ اندیشۀ ایرانی، مذهب شیعی و تجددِ غربی شکل گرفته، دوام یافته و ساختار پیدا کرده است.
@IranDel_Channel
💢
👍22👎1
Telegram
attach 📎
🎥 آیا سقوط سلسلۀ ساسانی، باعثِ زوال ایران گردید؟
گفتوگو با حسین شیرمحمدی، دکترای تاریخ و پژوهشگر تاریخ اندیشۀ سیاسی در ایران
در شرحِ این گفتوگو آمده است:
در این ویدئو، پیامدهای سقوط سلسلۀ ساسانی را با نظریۀ نهادگرایی مورد بررسی قراردادهایم. در اینجا بحث ما حول محور اسلام به عنوان یک مجموعه آموزه و ایدئولوژی، مطرح نیست، بلکه معتقدیم پیش از اسلام مجموعهای از نهادها در ایران بوجود آمده بود که نتیجه آن استقرار امنیت در فلاتِ ایران بود و با ورود اعرابِ مسلمان به ایران، این نهادها از میان رفت. ایران باستان شامل پنج حکومتِ ماد، هخامنشیان، جانشینان اسکندر یعنی سلوکیان، پارتیان یا اشکانیان و در آخر حکومتِ ساسانیان میباشند که که این پنج حکومت، نشانۀ استمرار است. در حالی که در ایرانِ دورۀ اسلامی یا ایرانِ بعد از اسلام، ایران دارای ۲۰ حکومت بزرگ و تعداد بسیار زیاد حکومتهای محلی میباشد که نشانگرِ بیثباتی سیاسی و به تبع آن از بین رفتن امنیت میشود. در این ویدئو میپرسیم دلیل آن استمرار و این بیثباتی چیست؟
نظر ما این است که [در دوران پیش از اسلام]، نظام شاهی به عبارت دیگر شاهنشاهی با پشتیبانی اندیشۀ ایرانشهری که یک اندیشۀ سیاسی مترقی عصرِ خود بود، موجب ثباتِ شرق گردیده بود. این اندیشه تنها شاهِ نژاده، دارای فرّه ایزدی (فرهمند) را شایستۀ شاهی میدانست و این تحرکِ اجتماعی را کاهش و بحرانِ جانشینی را به حداقل میرساند در صورتی که بعد از اسلام، حکومت از کسی بود که غلبه میکرد. الحکم لمن غلبه از معاویه معروف است و این خود باعث بیثباتی شد. سیاستهای استراتژیکِ خلافت هم که تفرقهبینداز و حکومتکُن به بیثباتی دامن میزد. پیش از اسلام فرِّ ایرانی، فرِّ سرزمین ایران در اوستا و کیش زردشتی تئوریزه شده بود. آیین زرتشت باعث ایجاد یک هویت ملی حامی حکومت بود، در صورتی که بعد از اسلام پشتوانههای تئوریک هویت ایرانی از دست رفت و ایران در امتِ اسلامی "هضم" شد و نتیجۀ آن تضادِ دولت - ملت در ایران بود که تا عصر حاضر، گریبانگیر ایران است. همچنین بعد از اسلام هویت ایرانی، جای خود را به هویت اسلامی داد و قبائلِ تُرک به ایران سرازیر شدند و ترکیبِ جمعیتی ایران از روستایی به عشیرهای و شبانی تغییر کرد که خود موجب ناامنی شد و تنها توسط رضاشاه مرتفع گردید. همینطور ایران به چرخۀ فقر افتاد، چرا که کشور تکهتکه و ملوکالطوایفی، منابع محدود خود را در بخش نظامی سرمایه کرده و از هزینه در امور عمرانی و زیربنایی غافل میشدند و این بخاطر میلیتاریزه شدن منطقه بود.
🔴 ویدئو را میتوان در یوتیوب هم تماشا کرد.
🔴 پینوشت:
بازنشرِ ویدئو و شرح آن، به معنای تأييد کلِّ محتوای آن نیست.
@IranDel_Channel
💢
🎥 آیا سقوط سلسلۀ ساسانی، باعثِ زوال ایران گردید؟
گفتوگو با حسین شیرمحمدی، دکترای تاریخ و پژوهشگر تاریخ اندیشۀ سیاسی در ایران
در شرحِ این گفتوگو آمده است:
در این ویدئو، پیامدهای سقوط سلسلۀ ساسانی را با نظریۀ نهادگرایی مورد بررسی قراردادهایم. در اینجا بحث ما حول محور اسلام به عنوان یک مجموعه آموزه و ایدئولوژی، مطرح نیست، بلکه معتقدیم پیش از اسلام مجموعهای از نهادها در ایران بوجود آمده بود که نتیجه آن استقرار امنیت در فلاتِ ایران بود و با ورود اعرابِ مسلمان به ایران، این نهادها از میان رفت. ایران باستان شامل پنج حکومتِ ماد، هخامنشیان، جانشینان اسکندر یعنی سلوکیان، پارتیان یا اشکانیان و در آخر حکومتِ ساسانیان میباشند که که این پنج حکومت، نشانۀ استمرار است. در حالی که در ایرانِ دورۀ اسلامی یا ایرانِ بعد از اسلام، ایران دارای ۲۰ حکومت بزرگ و تعداد بسیار زیاد حکومتهای محلی میباشد که نشانگرِ بیثباتی سیاسی و به تبع آن از بین رفتن امنیت میشود. در این ویدئو میپرسیم دلیل آن استمرار و این بیثباتی چیست؟
نظر ما این است که [در دوران پیش از اسلام]، نظام شاهی به عبارت دیگر شاهنشاهی با پشتیبانی اندیشۀ ایرانشهری که یک اندیشۀ سیاسی مترقی عصرِ خود بود، موجب ثباتِ شرق گردیده بود. این اندیشه تنها شاهِ نژاده، دارای فرّه ایزدی (فرهمند) را شایستۀ شاهی میدانست و این تحرکِ اجتماعی را کاهش و بحرانِ جانشینی را به حداقل میرساند در صورتی که بعد از اسلام، حکومت از کسی بود که غلبه میکرد. الحکم لمن غلبه از معاویه معروف است و این خود باعث بیثباتی شد. سیاستهای استراتژیکِ خلافت هم که تفرقهبینداز و حکومتکُن به بیثباتی دامن میزد. پیش از اسلام فرِّ ایرانی، فرِّ سرزمین ایران در اوستا و کیش زردشتی تئوریزه شده بود. آیین زرتشت باعث ایجاد یک هویت ملی حامی حکومت بود، در صورتی که بعد از اسلام پشتوانههای تئوریک هویت ایرانی از دست رفت و ایران در امتِ اسلامی "هضم" شد و نتیجۀ آن تضادِ دولت - ملت در ایران بود که تا عصر حاضر، گریبانگیر ایران است. همچنین بعد از اسلام هویت ایرانی، جای خود را به هویت اسلامی داد و قبائلِ تُرک به ایران سرازیر شدند و ترکیبِ جمعیتی ایران از روستایی به عشیرهای و شبانی تغییر کرد که خود موجب ناامنی شد و تنها توسط رضاشاه مرتفع گردید. همینطور ایران به چرخۀ فقر افتاد، چرا که کشور تکهتکه و ملوکالطوایفی، منابع محدود خود را در بخش نظامی سرمایه کرده و از هزینه در امور عمرانی و زیربنایی غافل میشدند و این بخاطر میلیتاریزه شدن منطقه بود.
🔴 ویدئو را میتوان در یوتیوب هم تماشا کرد.
🔴 پینوشت:
بازنشرِ ویدئو و شرح آن، به معنای تأييد کلِّ محتوای آن نیست.
@IranDel_Channel
💢
👍18
Telegram
attach 📎
🎥 بهیاد زندهیاد فرزین غفــوری
سخنانِ سجاد آیدنلو، استاد زبان و ادبیات فارسی و شاهنامهپژوه
مؤسسۀ پژوهشی میراث مکتوب - چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۳ خورشیدی
فرزین غفوری متولد سال ۱۳۵۳ خورشیدی در تهران بود. او کارشناسی علوم سیاسی و روابط بینالملل را با طرح تحقیقی «تاریخ اسماعیلیه و جامعهشناسی سیاسی دوره سلجوقی» دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران دریافت کرد. کارشناسی ارشد خود را نیز در رشتۀ تاریخ ایران باستان در دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران با پایاننامه «بررسی تطبیقی شاهنامۀ فردوسی (دورۀ خسروانوشیروان) و منابع تاریخی» گذراند و در سال۱۳۹۴ خورشیدی، دکتری تاریخ باستان خود را از دانشگاه تهران دریافت کرد. «سنجش منابع تاریخی شاهنامۀ فردوسی دربارۀ پادشاهی خسروانوشیروان» عنوان تز دکتری او بود.
از سال ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۷ خورشیدی پژوهشگر گروه واژهگزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود و از سال ۱۳۹۷ عضو هیئت علمی فرهنگستان زبان و ادب فارسی شده بود.
غفوری برای کتاب «سنجش منابع تاریخی شاهنامه در پادشاهی خسروانوشیروان» برگزیده هفدهمین دورۀ جایزۀ قلم زرّین (پژوهش برگزیده در حوزۀ نقد و پژوهش ادبی)، برندۀ پانزدهمین دورۀ جایزۀ پژوهش فرهنگی سال (پژوهش برگزیده در حوزۀ مطالعات ادبی و زبان فارسی) و برندۀ ششمین دورۀ جایزۀ استاد دکتر فتحالله مجتبایی (یکی از دو رسالۀ دکتری برگزیدۀ سال ۱۳۹۴ در حوزۀ ادبیات، عرفان و فلسفه) شد.
فرزین غفوری، نویسنده ، پژوهشگر و عضو هیئت علمی فرهنگستان زبان و ادب فارسی در ۵۰ سالگی از دنیا رفت و ۸ آبان ۱۴۰۳ خورشیدی به خاک سپرده شد.
یادشان مانا
#یادها
@IranDel_Channel
💢
سخنانِ سجاد آیدنلو، استاد زبان و ادبیات فارسی و شاهنامهپژوه
مؤسسۀ پژوهشی میراث مکتوب - چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۳ خورشیدی
فرزین غفوری متولد سال ۱۳۵۳ خورشیدی در تهران بود. او کارشناسی علوم سیاسی و روابط بینالملل را با طرح تحقیقی «تاریخ اسماعیلیه و جامعهشناسی سیاسی دوره سلجوقی» دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران دریافت کرد. کارشناسی ارشد خود را نیز در رشتۀ تاریخ ایران باستان در دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران با پایاننامه «بررسی تطبیقی شاهنامۀ فردوسی (دورۀ خسروانوشیروان) و منابع تاریخی» گذراند و در سال۱۳۹۴ خورشیدی، دکتری تاریخ باستان خود را از دانشگاه تهران دریافت کرد. «سنجش منابع تاریخی شاهنامۀ فردوسی دربارۀ پادشاهی خسروانوشیروان» عنوان تز دکتری او بود.
از سال ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۷ خورشیدی پژوهشگر گروه واژهگزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود و از سال ۱۳۹۷ عضو هیئت علمی فرهنگستان زبان و ادب فارسی شده بود.
غفوری برای کتاب «سنجش منابع تاریخی شاهنامه در پادشاهی خسروانوشیروان» برگزیده هفدهمین دورۀ جایزۀ قلم زرّین (پژوهش برگزیده در حوزۀ نقد و پژوهش ادبی)، برندۀ پانزدهمین دورۀ جایزۀ پژوهش فرهنگی سال (پژوهش برگزیده در حوزۀ مطالعات ادبی و زبان فارسی) و برندۀ ششمین دورۀ جایزۀ استاد دکتر فتحالله مجتبایی (یکی از دو رسالۀ دکتری برگزیدۀ سال ۱۳۹۴ در حوزۀ ادبیات، عرفان و فلسفه) شد.
فرزین غفوری، نویسنده ، پژوهشگر و عضو هیئت علمی فرهنگستان زبان و ادب فارسی در ۵۰ سالگی از دنیا رفت و ۸ آبان ۱۴۰۳ خورشیدی به خاک سپرده شد.
یادشان مانا
#یادها
@IranDel_Channel
💢
👍26👎1
Forwarded from ایراندل | IranDel
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 یکم آذر ماه، روز ملی اصفهانِ زیبای ایران
نکهت حور است یا هوای صفاهان
جبهت جوز است یا لقای صفاهان
دولت و ملت جنابه زاد چو جوزا
مارد بخت یگانه زای صفاهان
خاقانی شروانی
🔴 ویدئو از خشایار لهراسبی
با آوازی از استاد تاج اصفهانی
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
نکهت حور است یا هوای صفاهان
جبهت جوز است یا لقای صفاهان
دولت و ملت جنابه زاد چو جوزا
مارد بخت یگانه زای صفاهان
خاقانی شروانی
🔴 ویدئو از خشایار لهراسبی
با آوازی از استاد تاج اصفهانی
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
👍28
ایراندل | IranDel
. 🔴 آیا گرگ توتم مردم آذربایجان است؟ (نقد و بررسی تاریخی و متنشناختی یک ادعا) ✍️ محمد جعفری (قنواتی) چکیده: سالهای اخیر گاه در شماری از نشریات محلی آذربایجان، گرگ به عنوان تـوتم مردم آذربایجان مطرح شده است. عدهای نیز که خود را «هویتطلـب» مینامنـد…
🔴 فرهنگ فولکلوریک علیه ایدههای تجزیهطلبان | گفتگو با محمد قنواتی
آذربایجان نمیتواند جدا از ایران باشد | فرهنگ مردم ایران را نمیشود تکهتکه دید
✍️ گفتوگوی آسیه توحیدنژاد از انصاف نیوز با محمد جعفری قنواتی، دکترای فرهنگ و ادبیات عامه
محمد قنواتی، عضو مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی و مدیر بخش فولکلور این مؤسسه در گفتگویی مفصل با انصاف نیوز دربارهی اشتراکات فولکلوریک ایرانیان و نقش این موضوع در پیوند ما گفت. او در این گفتگو از افسانهها، بازیها، ضربالمثلها و آداب و آیینهای مشترک ایرانیها گفت و مثال زد.
مثال جالب در این موضوع بازی شاه و وزیر بود که در کودکی ما، فرزندانمان و کوروش، پادشاه هخامنشی مشترک است. در تمام توضیحات آقای قنواتی دربارهی اشتراکات ایرانیان مثال آذربایجان تکرار شد. قنواتی اضافه کرد: آذربایجان تختگاه اسطورهای مردم ایران بوده و حتی بزرگترین آتشکدهی ایرانیان، آتشکدهی مخصوص شاهان یعنی آتشکدهی آذرگُشَسب، نیز در آذربایجان بوده است.
تجزیهطلبان علیه اشتراکات فولکلوریک ملت ایران
انصاف نیوز: آقای جعفری قنواتی فولکلور یا فرهنگ عامه اصلا چه اهمیتی در تعریف هویت ملی ما دارد؟ و در مقابل تجزیه طلبان چطور این فرهنگ رو نشانه گرفتهاند؟
تاریخ مشترک، سرزمین مشترک، زبان ملی مشترک، ادبیات و آداب و آیینهای مشترک یا همان فولکلور از اجزای اساسی هویت ملی هر جامعهای هستند.
بیان سهم فولکلور در هویت ملی ایران نیاز به چند ساعت مصاحبه دارد از این رو من فقط به مصداقهای محدودی از برخی حوزههای فولکلور اشاره خواهم کرد برای اینکه ببینید مردم ایران چطور در زمینههای بنیادی که ریشه در باورها و اعتقادات کهنشان دارد با هم اشتراک دارند.
افسانههای ملی ما، از غرب تا شرق ایران یکی هستند
نخست از افسانهها شروع می کنیم. بسیاری از افسانههایی که در هر منطقه وجود دارد افسانههایی هستند که در سطح ملی هم رایجاند یعنی شما آنها را در هر بخشی از ایران میبینید و افسانههای عام هستند. اینها اکثریت قریب به اتفاق افسانههای ما را تشکیل می دهند. گروه دیگر مربوط به یک منطقهی بزرگتری هستند. همانطور که میدانید تقسیمبندیهایی که امروز میشناسیم مانند یزد، اصفهان، شیراز و… تقسیم بندیهای سیاسی هستند. تقسیمبندیهای فرهنگی شامل مناطق وسیعتری هستند. گروه دیگر افسانههایی هستند که خاص یک منطقهی محدودند.
مثلاً «سنگ صبور» مصداق افسانههاییست که در سطح ملی نقل میشود. سنگ صبور در آذربایجان، اردبیل، زنجان، یزد، خراسان، خوزستان و… هست. حتی در جزایر خلیج فارس، بوموسا، بندرعباس و بوشهر هم هست. در بندر ماهشهر که غربیترین بندر خلیج فارس هست هم وجود دارد.
یا افسانهی «ماه پیشونی» را شما در نظر بگیرید. «ماه پیشونی» در تمام این مناطقی که گفتم وجود دارد. «ماه پیشونی» شباهت فراوانی به «سیندرلا»ی غربیها دارد. در اروپا، کشورهای عربی و سایر مناطق از جمله کشورهای تُرک «سیندرلا» و «ماه پیشونی» جداگانه نقل میشود. فقط و فقط در ایران است که این دو افسانه ترکیب و تحت عنوان «ماه پیشونی» نقل میشود. در آذربایجان، یزد، خراسان، بوشهر، هرمزگان، خوزستان و… هم به همین صورت است. اگر اشتراکات در بنیادهای فکری وجود نداشت خب این داستان به شکل کشورهای تُرک نقل میشد.
بازیهای کودکیمان هم یکی بودهاند
و اما در حوزهی بازیها. اکثریت قریب به اتفاق بازیها در تمام نقاط ایران مشترکاند برای مثال «گرگم و گله میبرم». این در اردبیل، ارومیه و مناطق دیگر هست. جالب است شعری که در ارومیه خوانده میشود عیناً همان شعریست که در یزد و طبس و سایر مناطق خوانده میشود. مثالهای دیگر بازی «گل یا پوچ» یا «گلبازی»، بازی «شاه و وزیر» که به «تورنا بازی» هم معروف است، بازی «هفت سنگ»، بازی «یه قل، دو قل»، بازی «لیلی حوضک» و… .
به عمد مثالهای مختلفی زدم چرا که به عنوان مثال «لیلی حوضک» بازیای برای بچههای کوچکِ خردسال از یک تا دو سال است. در سراسر ایران این بازی وجود دارد. جالب است که در برخی شهرهای آذربایجان اسمش هم همین است. «لیلی حوضه» میگویند. مثال دیگر میتواند بازی «آفتاب مهتاب» باشد.
بازی کودکیهای کوروش کبیر و فرزندانمان یکیست | شاه و وزیر بازی
ببینید هر بازی به نوعی مابه ازای شرایط اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه است. «شاه و وزیر» بازی میتواند بازتاب نظام شاهنشاهی باشد. همین که شاه میتواند دستور بدهد که یک نفر تنبیه شود نمادی از این مشابهت است. جالب است بدانید ...
🔴 ادامهی این گفتوگو را در بخشِ «مشاهدهی فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 فرهنگ فولکلوریک علیه ایدههای تجزیهطلبان | گفتگو با محمد قنواتی
آذربایجان نمیتواند جدا از ایران باشد | فرهنگ مردم ایران را نمیشود تکهتکه دید
✍️ گفتوگوی آسیه توحیدنژاد از انصاف نیوز با محمد جعفری قنواتی، دکترای فرهنگ و ادبیات عامه
محمد قنواتی، عضو مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی و مدیر بخش فولکلور این مؤسسه در گفتگویی مفصل با انصاف نیوز دربارهی اشتراکات فولکلوریک ایرانیان و نقش این موضوع در پیوند ما گفت. او در این گفتگو از افسانهها، بازیها، ضربالمثلها و آداب و آیینهای مشترک ایرانیها گفت و مثال زد.
مثال جالب در این موضوع بازی شاه و وزیر بود که در کودکی ما، فرزندانمان و کوروش، پادشاه هخامنشی مشترک است. در تمام توضیحات آقای قنواتی دربارهی اشتراکات ایرانیان مثال آذربایجان تکرار شد. قنواتی اضافه کرد: آذربایجان تختگاه اسطورهای مردم ایران بوده و حتی بزرگترین آتشکدهی ایرانیان، آتشکدهی مخصوص شاهان یعنی آتشکدهی آذرگُشَسب، نیز در آذربایجان بوده است.
تجزیهطلبان علیه اشتراکات فولکلوریک ملت ایران
انصاف نیوز: آقای جعفری قنواتی فولکلور یا فرهنگ عامه اصلا چه اهمیتی در تعریف هویت ملی ما دارد؟ و در مقابل تجزیه طلبان چطور این فرهنگ رو نشانه گرفتهاند؟
تاریخ مشترک، سرزمین مشترک، زبان ملی مشترک، ادبیات و آداب و آیینهای مشترک یا همان فولکلور از اجزای اساسی هویت ملی هر جامعهای هستند.
بیان سهم فولکلور در هویت ملی ایران نیاز به چند ساعت مصاحبه دارد از این رو من فقط به مصداقهای محدودی از برخی حوزههای فولکلور اشاره خواهم کرد برای اینکه ببینید مردم ایران چطور در زمینههای بنیادی که ریشه در باورها و اعتقادات کهنشان دارد با هم اشتراک دارند.
افسانههای ملی ما، از غرب تا شرق ایران یکی هستند
نخست از افسانهها شروع می کنیم. بسیاری از افسانههایی که در هر منطقه وجود دارد افسانههایی هستند که در سطح ملی هم رایجاند یعنی شما آنها را در هر بخشی از ایران میبینید و افسانههای عام هستند. اینها اکثریت قریب به اتفاق افسانههای ما را تشکیل می دهند. گروه دیگر مربوط به یک منطقهی بزرگتری هستند. همانطور که میدانید تقسیمبندیهایی که امروز میشناسیم مانند یزد، اصفهان، شیراز و… تقسیم بندیهای سیاسی هستند. تقسیمبندیهای فرهنگی شامل مناطق وسیعتری هستند. گروه دیگر افسانههایی هستند که خاص یک منطقهی محدودند.
مثلاً «سنگ صبور» مصداق افسانههاییست که در سطح ملی نقل میشود. سنگ صبور در آذربایجان، اردبیل، زنجان، یزد، خراسان، خوزستان و… هست. حتی در جزایر خلیج فارس، بوموسا، بندرعباس و بوشهر هم هست. در بندر ماهشهر که غربیترین بندر خلیج فارس هست هم وجود دارد.
یا افسانهی «ماه پیشونی» را شما در نظر بگیرید. «ماه پیشونی» در تمام این مناطقی که گفتم وجود دارد. «ماه پیشونی» شباهت فراوانی به «سیندرلا»ی غربیها دارد. در اروپا، کشورهای عربی و سایر مناطق از جمله کشورهای تُرک «سیندرلا» و «ماه پیشونی» جداگانه نقل میشود. فقط و فقط در ایران است که این دو افسانه ترکیب و تحت عنوان «ماه پیشونی» نقل میشود. در آذربایجان، یزد، خراسان، بوشهر، هرمزگان، خوزستان و… هم به همین صورت است. اگر اشتراکات در بنیادهای فکری وجود نداشت خب این داستان به شکل کشورهای تُرک نقل میشد.
بازیهای کودکیمان هم یکی بودهاند
و اما در حوزهی بازیها. اکثریت قریب به اتفاق بازیها در تمام نقاط ایران مشترکاند برای مثال «گرگم و گله میبرم». این در اردبیل، ارومیه و مناطق دیگر هست. جالب است شعری که در ارومیه خوانده میشود عیناً همان شعریست که در یزد و طبس و سایر مناطق خوانده میشود. مثالهای دیگر بازی «گل یا پوچ» یا «گلبازی»، بازی «شاه و وزیر» که به «تورنا بازی» هم معروف است، بازی «هفت سنگ»، بازی «یه قل، دو قل»، بازی «لیلی حوضک» و… .
به عمد مثالهای مختلفی زدم چرا که به عنوان مثال «لیلی حوضک» بازیای برای بچههای کوچکِ خردسال از یک تا دو سال است. در سراسر ایران این بازی وجود دارد. جالب است که در برخی شهرهای آذربایجان اسمش هم همین است. «لیلی حوضه» میگویند. مثال دیگر میتواند بازی «آفتاب مهتاب» باشد.
بازی کودکیهای کوروش کبیر و فرزندانمان یکیست | شاه و وزیر بازی
ببینید هر بازی به نوعی مابه ازای شرایط اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه است. «شاه و وزیر» بازی میتواند بازتاب نظام شاهنشاهی باشد. همین که شاه میتواند دستور بدهد که یک نفر تنبیه شود نمادی از این مشابهت است. جالب است بدانید ...
🔴 ادامهی این گفتوگو را در بخشِ «مشاهدهی فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ایراندل | IranDel
🔴 فرهنگ فولکلوریک علیه ایدههای تجزیهطلبان | گفتگو با محمد جعفری قنواتی ✍️ گفتوگوی آسیه توحیدنژاد از انصاف نیوز با محمد جعفری قنواتی، دکترای فرهنگ و ادبیات عامه محمد جعفری قنواتی، عضو مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی و مدیر بخش فولکلور این موسسه در گفتگویی…
👍25👎3
ایراندل | IranDel
🎥 یکم آذر ماه، روز ملی اصفهانِ زیبای ایران نکهت حور است یا هوای صفاهان جبهت جوز است یا لقای صفاهان دولت و ملت جنابه زاد چو جوزا مارد بخت یگانه زای صفاهان خاقانی شروانی 🔴 ویدئو از خشایار لهراسبی با آوازی از استاد تاج اصفهانی #مناسبتها @IranDel_Channel…
🔴 چرا اول آذر به روز اصفهان مشهور است؟
✍️ نفیسه حاجاتی
تاریخنگاران آوردهاند که رکنالدوله بویی (زیسته در حدود ۱۱۰۰ سال پیش) روزی که قمر در برج قوس بود، بارویی به گرد شهر کشید و اینگونه تصویر صورت فلکی قوس زایچه و طالع شهر اصفهان شد. این روایت چنان مشهور بود که قصیدهسرای نامدار کمالالدین اسماعیل اصفهانی در سرودهای شیرین به برج قوس (آذر ماه) پرداخته و به باور رایج آن را طالع سعد خوانده است. با خلاقیت صفویان صورت فلکی قوس از تیراندازی نیم اسب با رخ روبهجلو به کمانداری نیمشیر و رخ رو به پشت درآمد که دُم اژدهاگونهاش را نشانه گرفته است. این حالت گذشته از آن که بیانگر تعلیق دائمی اصفهان بین پربارترین (آذر) و خشکترین (مرداد) فصلهای سال است، دلالت معنایی بلندی دارد که آمیخته با اندیشههای عرفانی است. در این بین تصویر اصیل این نماد بر سردر بازار قیصریه به عنوان مردمیترین عرصه پیوندهای اجتماعی یادآور این آموزه بزرگ است که چگونه میتوان با خرد و شجاعت بر اژدهای نفس غلبه کرد و خیر را بر شر پیروز کرد.
عکاس: نفیسه حاجاتی
@IranDel_Channel
💢
✍️ نفیسه حاجاتی
تاریخنگاران آوردهاند که رکنالدوله بویی (زیسته در حدود ۱۱۰۰ سال پیش) روزی که قمر در برج قوس بود، بارویی به گرد شهر کشید و اینگونه تصویر صورت فلکی قوس زایچه و طالع شهر اصفهان شد. این روایت چنان مشهور بود که قصیدهسرای نامدار کمالالدین اسماعیل اصفهانی در سرودهای شیرین به برج قوس (آذر ماه) پرداخته و به باور رایج آن را طالع سعد خوانده است. با خلاقیت صفویان صورت فلکی قوس از تیراندازی نیم اسب با رخ روبهجلو به کمانداری نیمشیر و رخ رو به پشت درآمد که دُم اژدهاگونهاش را نشانه گرفته است. این حالت گذشته از آن که بیانگر تعلیق دائمی اصفهان بین پربارترین (آذر) و خشکترین (مرداد) فصلهای سال است، دلالت معنایی بلندی دارد که آمیخته با اندیشههای عرفانی است. در این بین تصویر اصیل این نماد بر سردر بازار قیصریه به عنوان مردمیترین عرصه پیوندهای اجتماعی یادآور این آموزه بزرگ است که چگونه میتوان با خرد و شجاعت بر اژدهای نفس غلبه کرد و خیر را بر شر پیروز کرد.
عکاس: نفیسه حاجاتی
@IranDel_Channel
💢
👍18
🎙مناظرۀ نخست: پانترکیسم از دروغ تا واقعیت
مناظرهکنندگان:
داود دشتبانی - سید جواد میری مینق
مجری:
سجاد کاشانی
پنجشنبه، یکم آذر ماه ۱۴۰۳ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
🎙مناظرۀ نخست: پانترکیسم از دروغ تا واقعیت
مناظرهکنندگان:
داود دشتبانی - سید جواد میری مینق
مجری:
سجاد کاشانی
پنجشنبه، یکم آذر ماه ۱۴۰۳ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
👍30👎2
🔴 کوتاه دربارۀ منظومۀ «یوسف و زلیخا»
✍️ جواد رنجبر درخشیلر، دکترای علوم سیاسی و شاهنامهپژوه
[ بخشی از مقالۀ «فردوسی به روایتِ مینوی» نوشتۀ جواد رنجبر درخشیلر، در فصلنامۀ سیاستنامه، شمارۀ ۲۷، تابستان ۱۴۰۲ خورشیدی ]
استاد مجتبی مینوی: یوسف و زلیخایی که به نام فردوسی شناخته میشد در حدود ۴۷۶ ق. به نام شمسالدوله طغانشاه، پسر آلب ارسلان ساخته شده و گویندۀ آن ظاهراً شاعرکی شمس تخلص بوده است.
استاد در مقالۀ یوسف و زلیخا که یکی از بهترین مقالات دربارۀ شاهنامه است، بدون هرگونه فضلنمایی و حاشیهپردازی و با اتکا به مطالعاتِ مفصل، ثابت کردهاند که یوسف و زلیخا از فردوسی نیست و به احتمال بسیار زیاد فردی به نام یوسف چرکس، جامع نسخۀ یوسف و زلیخا، در سال ۸۷۷ ق. آن را به فردوسی نسبت داده است.
پیش از استاد مینوی دکتر حافظ محمود شیرانی در سال ۱۹۲۲ م. و استاد عبدالعظیم قریب، نسبت یوسف و زلیخا با فردوسی را رد کرده بودند.
استاد مینوی به صراحت ایرانشناسان برجسته، اته و نولدکه را که یوسف و زلیخا را از فردوسی دانسته بودند زیر سؤال برده و علت این اشتباه را زبان مادری نبودن فارسی برای آنها گفته است. صراحت استاد در برابر بزرگان علم جهان ستودنی است.
@IranDel_Channel
💢
🔴 کوتاه دربارۀ منظومۀ «یوسف و زلیخا»
✍️ جواد رنجبر درخشیلر، دکترای علوم سیاسی و شاهنامهپژوه
[ بخشی از مقالۀ «فردوسی به روایتِ مینوی» نوشتۀ جواد رنجبر درخشیلر، در فصلنامۀ سیاستنامه، شمارۀ ۲۷، تابستان ۱۴۰۲ خورشیدی ]
استاد مجتبی مینوی: یوسف و زلیخایی که به نام فردوسی شناخته میشد در حدود ۴۷۶ ق. به نام شمسالدوله طغانشاه، پسر آلب ارسلان ساخته شده و گویندۀ آن ظاهراً شاعرکی شمس تخلص بوده است.
استاد در مقالۀ یوسف و زلیخا که یکی از بهترین مقالات دربارۀ شاهنامه است، بدون هرگونه فضلنمایی و حاشیهپردازی و با اتکا به مطالعاتِ مفصل، ثابت کردهاند که یوسف و زلیخا از فردوسی نیست و به احتمال بسیار زیاد فردی به نام یوسف چرکس، جامع نسخۀ یوسف و زلیخا، در سال ۸۷۷ ق. آن را به فردوسی نسبت داده است.
پیش از استاد مینوی دکتر حافظ محمود شیرانی در سال ۱۹۲۲ م. و استاد عبدالعظیم قریب، نسبت یوسف و زلیخا با فردوسی را رد کرده بودند.
استاد مینوی به صراحت ایرانشناسان برجسته، اته و نولدکه را که یوسف و زلیخا را از فردوسی دانسته بودند زیر سؤال برده و علت این اشتباه را زبان مادری نبودن فارسی برای آنها گفته است. صراحت استاد در برابر بزرگان علم جهان ستودنی است.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍23👎1