📷 راهنمای شهر تبریز
تالیف: اسماعیل دیباج و عبدالعلی کارنگ
ناشر: کتابفروشی حاجمحمدباقر کتابچی حقیقت، تبریز
با همکاری کتابخانۀ ملی تبریز دو هزار نسخه در آبان ۱۳۴۲ خورشیدی در چاپخانۀ شفق تبریز به چاپ رسید.
@IranDel_Channel
💢
تالیف: اسماعیل دیباج و عبدالعلی کارنگ
ناشر: کتابفروشی حاجمحمدباقر کتابچی حقیقت، تبریز
با همکاری کتابخانۀ ملی تبریز دو هزار نسخه در آبان ۱۳۴۲ خورشیدی در چاپخانۀ شفق تبریز به چاپ رسید.
@IranDel_Channel
💢
👍16👎1
ایراندل | IranDel
🔴 مسئلۀ تاریخی ایران ✍️ یدالله کریمیپور، دکترای جغرافیای سیاسی دستکم از هنگامِ تکوینِ ایرانِ جدید (۱۵۰۱ [میلادی] - صفویه) تاکنون، چشمگیرترین نقشِ حکومتها در اعتلا و فتور این کهن ملت و کشور، به جهتگیری آنها مرتبط بوده است: تصمیمگیری استراتژیک؛ یعنی…
🔴 این روزها ترکیه در ایران چه میکند؟
✍️ یدالله کریمیپور
به گمانم سازمان اطلاعات ملی ترکیه (میت) با وجود گسترش ابعاد نفوذ دیرپایش در ایران، این روزها در پی تحمیل سه هدف اساسی در این دیار است:
یک) به هر قیمت و با هر ابزاری مانع انجام هر نوع گفتگوی ایران - غرب شود. انجام و استمرار گفتگو و احتمال تبدیل آن به مذاکره، خللی بزرگ در طرح و برنامهریزی درازمدت ترکیه برای آیندۀ ایران است. چنین خطری باید به هر وسیلۀ ممکن از طریق نفوذیهای میت برطرف شود.
دو) تقویتِ رویکرد کسانی که خواهان تغییر دکترین هستهوی جمهوری اسلامی هستند؛ به منظور آمادهسازی فضای بینالمللی جهت تهاجم هوایی به تأسیسات و به ناچار کشاندن ایران به جنگ با اسراییل (اشغالگر) با حربه صادق سه.
از دیدگاه پرزیدنت اردوغان و با وجود شم بسیار قوی فرصتطلبی کممانند او، بعید است شرایط مناسب کنونی در جهت تضعیف ایران در سالهای آتی مجددا بروز کند.
سه) درگیر کردن بیش از پیش جمهوری اسلامی در جنگ و مشاجره؛ از جمله در میدانهای سوریه، لبنان، اسراییل و میدان.های بیکران داخلی، به منظور بهرهبرداری فرصتطلبانه از آنها و در نهایت تضعیف همبستگی ملی.
من آن چه شرط بلاِغ است با تو میگویم
تو خواه از سخنم پند گیر، خواه ملال
🔴 پینوشت:
بازنشرِ یک یادداشت به معنای تأييدِ کلِّ محتوای آن و تأييدِ تمام مواضع نویسندۀ یادداشت نیست.
@IranDel_Channel
💢
🔴 این روزها ترکیه در ایران چه میکند؟
✍️ یدالله کریمیپور
به گمانم سازمان اطلاعات ملی ترکیه (میت) با وجود گسترش ابعاد نفوذ دیرپایش در ایران، این روزها در پی تحمیل سه هدف اساسی در این دیار است:
یک) به هر قیمت و با هر ابزاری مانع انجام هر نوع گفتگوی ایران - غرب شود. انجام و استمرار گفتگو و احتمال تبدیل آن به مذاکره، خللی بزرگ در طرح و برنامهریزی درازمدت ترکیه برای آیندۀ ایران است. چنین خطری باید به هر وسیلۀ ممکن از طریق نفوذیهای میت برطرف شود.
دو) تقویتِ رویکرد کسانی که خواهان تغییر دکترین هستهوی جمهوری اسلامی هستند؛ به منظور آمادهسازی فضای بینالمللی جهت تهاجم هوایی به تأسیسات و به ناچار کشاندن ایران به جنگ با اسراییل (اشغالگر) با حربه صادق سه.
از دیدگاه پرزیدنت اردوغان و با وجود شم بسیار قوی فرصتطلبی کممانند او، بعید است شرایط مناسب کنونی در جهت تضعیف ایران در سالهای آتی مجددا بروز کند.
سه) درگیر کردن بیش از پیش جمهوری اسلامی در جنگ و مشاجره؛ از جمله در میدانهای سوریه، لبنان، اسراییل و میدان.های بیکران داخلی، به منظور بهرهبرداری فرصتطلبانه از آنها و در نهایت تضعیف همبستگی ملی.
من آن چه شرط بلاِغ است با تو میگویم
تو خواه از سخنم پند گیر، خواه ملال
🔴 پینوشت:
بازنشرِ یک یادداشت به معنای تأييدِ کلِّ محتوای آن و تأييدِ تمام مواضع نویسندۀ یادداشت نیست.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍33
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 سخنانِ چندسال پیش حمید احمدی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران:
وقتی ایران، در جهان، پرستیژ داشته باشد، قدرتِ ملّی داشته باشد، رهبرانش اعتبار جهانی داشته باشند، خود این، روی ذهنیت ایرانیان تأثیر میگذارد ... وقتی ایران در عرصۀ جهانی ضعیف باشد، این جوجههای اطراف هم علیه ما موضع میگیرند و ...
🔴 پینوشت:
این سخنرانی سالها پیش انجام شده است.
@IranDel_Channel
💢
وقتی ایران، در جهان، پرستیژ داشته باشد، قدرتِ ملّی داشته باشد، رهبرانش اعتبار جهانی داشته باشند، خود این، روی ذهنیت ایرانیان تأثیر میگذارد ... وقتی ایران در عرصۀ جهانی ضعیف باشد، این جوجههای اطراف هم علیه ما موضع میگیرند و ...
🔴 پینوشت:
این سخنرانی سالها پیش انجام شده است.
@IranDel_Channel
💢
👍40👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 پاسخ «محمد بیانی»، دکترای ادبیات حماسی و مدرس زبانهای باستانی به حملاتِ «محسن رنانی» به زبانِ ملّی فارسی
@IranDel_Channel
💢
@IranDel_Channel
💢
👍61👎3
🔴 زوال میدان نتیجهاش میشود:
دیپلماسی رستورانی
✍️ بیژن اشتری، مترجم و پژوهشگر
تا همین دو سه سال پیش «میدان» (عملیات نظامی جمهوری اسلامی در کشورهای اطراف) تعیینکنندۀ دیپلماسی بود. رهبران نظام قاطعانه میگفتند که وزارت خارجه صرفاً مجری دستورات و سیاستهاییست که از سوی نهادهای بالا دستی (شورای امنیت ملی یا در واقع ارکان عالی ارتش و سپاه) اتخاذ شده است. آن زمان جمهوری اسلامی شش لشکر آماده در میدان نبرد با اسرائیل در منطقه داشت و کبکش خروس میخواند و در نتیجه اصرار داشت که دیپلماسی باید ابزار میدان باشد.
اما حالا که باد میدان، خالی شده و گریز از صحنه نبرد در دستور کار نظامیان قرار گرفته، دیگر کسی از اولویت میدان بر دیپلماسی سخن نمیگوید و دیپلماسی جمهوری اسلامی حقیقتاً وضع اسفبار و کمیکی پیدا کرده.
وزیر خارجه به ظاهر پرتحرک است و از این پایتخت عربی به آن پایتخت میرود اما جز بیان حرفهای کلی و بیان چند شعار علیه آمریکا و اسرائیل کاری نمیتواند پیش ببرد و حداکثر کاری که میتواند بکند خوردن غذا در رستورانهای قاهره و دمشق است. آنچه عراقچی در سفرهای منطقهایاش میگوید چیزی جز شلیک با تفنگ خالی نیست.
اگر در تهران بماند سنگینتر است تا به این سفرهای حقارتآمیز برود. دیپلماسی ایرانی در تاریخ خودش چنین زوال فاحشی را هرگز تجربه نکرده بود. واقعاً مایۀ شرمساری است. حالا تنها چیزی که برایشان باقی مانده تهدیدات اتمی است و گمان میکنند که این میتواند کارت برنده در مذاکرات با آمریکا و غرب باشد.به زودی این توهمشان هم مثل توهم «حکمرانی بر شش کشور عربی» برطرف خواهد شد.
این وضع أسفبار مرا به یاد مقطعی از تاریخ شوروی میاندازد. پس از پیروزی انقلاب بولشویکی تروتسکی وزیر امور خارجه شد. اما او به ندرت در محل کارش حضور مییافت. ازش پرسیدند دلیل این غیبتها چیست. تروتسکی پاسخ داد: «راستش را بخواهید یک حکومت انقلابی نیاز چندانی به وزارت خارجه ندارد. حداکثر کار ما صدور بیانیههای تهدیدآمیز علیه کشورهای امپریالیستی است. ما باید کرکرۀ وزارت خارجه را پایین بکشیم و برویم دنبال کارهای انقلابی مهمتر در عرصۀ نبرد»
البته این مربوط به یکی دو سال اول انقلاب بولشویکی است. بعدها کمونیستها یاد گرفتند که از سفارتخانههایشان در خارج میتوانند برای انواع عملیات ترور، خرابکاری، جاسوسی و پروپاگاندا استفاده کنند و به این ترتیب دیپلماسی در خدمت «میدان »قرار گرفت و نتیجه نهاییاش هم همان شد که دیدیم. متأسفانه هیچ کسی از این تجربه تاریخی درس عبرت نگرفت.
🔴 پینوشت:
بازنشرِ یک یادداشت به معنای تأييد کلِّ محتوای آن و تأیید تمام مواضع نویسندۀ یادداشت نیست.
@IranDel_Channel
💢
🔴 زوال میدان نتیجهاش میشود:
دیپلماسی رستورانی
✍️ بیژن اشتری، مترجم و پژوهشگر
تا همین دو سه سال پیش «میدان» (عملیات نظامی جمهوری اسلامی در کشورهای اطراف) تعیینکنندۀ دیپلماسی بود. رهبران نظام قاطعانه میگفتند که وزارت خارجه صرفاً مجری دستورات و سیاستهاییست که از سوی نهادهای بالا دستی (شورای امنیت ملی یا در واقع ارکان عالی ارتش و سپاه) اتخاذ شده است. آن زمان جمهوری اسلامی شش لشکر آماده در میدان نبرد با اسرائیل در منطقه داشت و کبکش خروس میخواند و در نتیجه اصرار داشت که دیپلماسی باید ابزار میدان باشد.
اما حالا که باد میدان، خالی شده و گریز از صحنه نبرد در دستور کار نظامیان قرار گرفته، دیگر کسی از اولویت میدان بر دیپلماسی سخن نمیگوید و دیپلماسی جمهوری اسلامی حقیقتاً وضع اسفبار و کمیکی پیدا کرده.
وزیر خارجه به ظاهر پرتحرک است و از این پایتخت عربی به آن پایتخت میرود اما جز بیان حرفهای کلی و بیان چند شعار علیه آمریکا و اسرائیل کاری نمیتواند پیش ببرد و حداکثر کاری که میتواند بکند خوردن غذا در رستورانهای قاهره و دمشق است. آنچه عراقچی در سفرهای منطقهایاش میگوید چیزی جز شلیک با تفنگ خالی نیست.
اگر در تهران بماند سنگینتر است تا به این سفرهای حقارتآمیز برود. دیپلماسی ایرانی در تاریخ خودش چنین زوال فاحشی را هرگز تجربه نکرده بود. واقعاً مایۀ شرمساری است. حالا تنها چیزی که برایشان باقی مانده تهدیدات اتمی است و گمان میکنند که این میتواند کارت برنده در مذاکرات با آمریکا و غرب باشد.به زودی این توهمشان هم مثل توهم «حکمرانی بر شش کشور عربی» برطرف خواهد شد.
این وضع أسفبار مرا به یاد مقطعی از تاریخ شوروی میاندازد. پس از پیروزی انقلاب بولشویکی تروتسکی وزیر امور خارجه شد. اما او به ندرت در محل کارش حضور مییافت. ازش پرسیدند دلیل این غیبتها چیست. تروتسکی پاسخ داد: «راستش را بخواهید یک حکومت انقلابی نیاز چندانی به وزارت خارجه ندارد. حداکثر کار ما صدور بیانیههای تهدیدآمیز علیه کشورهای امپریالیستی است. ما باید کرکرۀ وزارت خارجه را پایین بکشیم و برویم دنبال کارهای انقلابی مهمتر در عرصۀ نبرد»
البته این مربوط به یکی دو سال اول انقلاب بولشویکی است. بعدها کمونیستها یاد گرفتند که از سفارتخانههایشان در خارج میتوانند برای انواع عملیات ترور، خرابکاری، جاسوسی و پروپاگاندا استفاده کنند و به این ترتیب دیپلماسی در خدمت «میدان »قرار گرفت و نتیجه نهاییاش هم همان شد که دیدیم. متأسفانه هیچ کسی از این تجربه تاریخی درس عبرت نگرفت.
🔴 پینوشت:
بازنشرِ یک یادداشت به معنای تأييد کلِّ محتوای آن و تأیید تمام مواضع نویسندۀ یادداشت نیست.
@IranDel_Channel
💢
👍27👎8
ایراندل | IranDel
🔴 این روزها ترکیه در ایران چه میکند؟ ✍️ یدالله کریمیپور به گمانم سازمان اطلاعات ملی ترکیه (میت) با وجود گسترش ابعاد نفوذ دیرپایش در ایران، این روزها در پی تحمیل سه هدف اساسی در این دیار است: یک) به هر قیمت و با هر ابزاری مانع انجام هر نوع گفتگوی ایران…
🔴 پایان قصۀ سوریه
✍️ یدالله کریمیپور، دکترای جغرافیای سیاسی
سرنوشت بشار بیشباهت به قذافی، صدام حسین و بیشینه بنعلی نخواهد بود. ولی چرا قصه حکمرانی خاندان اسد و حکومت علویون با این سرعت به پایان رسید؟!
۱- اقلیت حاکم
ستون فرهنگی تشکیل دهندۀ حکومت بعث سوریه، تنها بر بدنه و پایههای ۱۳ درصدی جمعیت علوی - شیعی قرار داشت و ۷۴٪ اهل تسنن در عمل در حاشیه بودند. حتی تصور استمرار درازمدت اقلیت بر اکثریت قاطع، نزدیک به محال است.
۲- تکیه بر بیگانگان
اقلیت علوی حاکم در جهت جبران انزوا و تنهایی و بیپشتوانگی درونی، بر دو بیگانۀ غرق در گردابهای متعدد، یعنی [جمهوری اسلامی] ایران و روسیه تکیه داد. کشورهایی که اصولاً به اعتبار قدرتِ ملی، ظرفیت محدودی برای پشتیبانی خارجی دارند. روسیه اولویتهای دیگر به جای دفاع از اسد را طرح کرد. جمهوری اسلامی نیز در خود فرو رفته و سرگرم رها کردن خود از دهها گرفتاری دشوار مانده است.
۳- نوسازی مخالفین
برای بیش از سی سال نگاه و رویکرد جمهوری اسلامی و روسیه به سوریه میلیتاریستی بود. این دو کشور طرح و برنامهای کلان در جهت خارج کردن این کشور جنگزده از استیصال ارائه نکردند؛ سهل است که همه استانهای تحت کنترل بشار، بیش از پیش در چاله فقر قرار گرفتند.
در عوض ترکیه ضمن نزدیکی به مخالفان سوری مستقر در ترکیه و استانهای دور از کنترل بشار، به آموزش، سازماندهی و تقویت آنان پرداخت. سوریهای بنیادگرای مخالف، به ارتشی ماهر تبدیل شده و با رنسانس فکری و تعدیل دیدگاههای تکفیری، در جهت همرنگی با لائیسیته ترکیه خود را با خواستههای اردوغان آماده کردند.
۴- فرصتطلبی اردوغان
در همه مدتی که ایران و حزبالله سخت سرگرم غزه و نبرد با اسرائیل بودند، اردوغان سخت در حال آماده کردن همهجانبۀ تحریرالشام برای در دست گرفتن قدرت در سوریه و حذف علویون و بشار بود. این سادهلوحی محض است که تصور شود ترکیه دولتهای عضو ناتو و اسراییل را در جریان خیز تحریرالشام قرار نداده باشد. نه تنها ایالات متحده و اسراییل، که فرماندهی کل ناتو در جریان چنین تحرکی قرار گرفته و با آن هماهنگ بوده اند.
۵- انتخاب مردم
این پر شتابتین فروپاشی تاریخ معاصر یک رژیم در خاورمیانه بدون توسل به کودتا بود. در واقع انقلابی با استارت یک همسایه قدرتمند (ترکیه). ارتش و مردم سوریه نشان دادند که خواهان پذیرش رویکرد [جمهوری اسلامی] ایرانی- بشاری مبتنی بر مبارزه ایدئولوژیک و در عین حال درجازدگی و تحمل استیصال و فقر و کمتر توسعه یافتگی، حتی در ازای مبارزه با اسرائیل نیستند.
کوته آن که بین دو الگوی [جمهوری اسلامی] ایرانی- اماراتی و تُرکی، دومی را پذیرفتند. در واقع پی بردند که تداوم همسویی با ایران ارزشش را ندارد. زیرا نتیجۀ واقعی آن جز به چشماندازهای یمن، لبنان جنگزده، غزه و کرانۀ باختری و عراق نخواهد بود. آنان در گزینش خود، پیوستن به دکترین ترکیه، امارات، سعودی بنسلمان، قطر و...را ترجیح دادند.
۶- ارتش وامانده
میانگین دریافتی ماهیانه نیروهای ارتش بشار، ۲۵ تا ۳۰ دلار بود. کمتر از سومالی. به گونهای که حتی کفاف هزینههای یک هفتهای آنها نبود. از سوی دیگر این ارتش فاقد انگیزههای ایدئولوژیک شده بود و بدنۀ آن نیز کاملاً ناظر بر فساد سیستماتیک در نهادهای حکومتی و ایضا. حتی وضعیت اقتصادی ساکنان شمال سوریه و منطقۀ خودگردان کُردنشین به مراتب بهتر از مناطق تحت کنترل دولت بشار بود. در واقع میانگین درآمد کارکنان در نواحی تحت کنترل مخالفان بیش از ۵ تا ۶ برابر افسران سوری بود. بین ۲۰۰ تا حتی ۵۰۰ دلار.
از سوی دیگر کهنگی و زهوار در رفتگی تجهیزات و تسلط مستشاران روسی - ایرانی نیز بیانگیزگی افسران و نظامیان سوری را مضاعف کرده بود.
۷- همراهی اسرائیل (اشغالگر)
بدون همراهی و هماهنگی اسراییل، فروپاشی اسد ممکن نبود. گرچه تلآویو همواره از گوشت دم دست بشار حمایت میکرد، ولی در ازای قطع کامل دالان زمینی ایران- حزب الله، تن به معرکه ترکیه - تحریرالشام داد. اسرائیل مطمئن است که سوریهای جانشین بشار به صلح ابراهیم خواهند پیوست. برای مسئلۀ جولان نیز به اغلب احتمال، مدلی ارائه خواهد شد.
نتیجه پایانی آن که:
الف) سوریها دیگر در پی تن دادن به مدل توسعهای [جمهوری اسلامی] ایران و تداوم عضویت در محور مقاومت نخواهند بود.
ب) حکومت بعدی سوریه دالان زمینی- هوایی ایران- حزب الله لبنان را مسدود خواهد کرد؛
پ) سوریه تا دستکم دو دهۀ آتی تابع استراتژی سیاست خارجی ترکیه خواهد ماند.
ث) بازسازی و نوسازی سوریه با مدلِ تُرکی - بنسلمانی پرشتاب و درجهت فعال سازی دالان مدیترانه- خلیج فارس، آناتولی-عقبه، آنکارا - مسقط به زودی آغاز خواهد شد.
🔴 پینوشت:
بازنشر یک یادداشت به معنای تأیید کل محتوای آن و تأیید تمام مواضع نویسندۀ یادداشت نیست.
@IranDel_Channel
💢
🔴 پایان قصۀ سوریه
✍️ یدالله کریمیپور، دکترای جغرافیای سیاسی
سرنوشت بشار بیشباهت به قذافی، صدام حسین و بیشینه بنعلی نخواهد بود. ولی چرا قصه حکمرانی خاندان اسد و حکومت علویون با این سرعت به پایان رسید؟!
۱- اقلیت حاکم
ستون فرهنگی تشکیل دهندۀ حکومت بعث سوریه، تنها بر بدنه و پایههای ۱۳ درصدی جمعیت علوی - شیعی قرار داشت و ۷۴٪ اهل تسنن در عمل در حاشیه بودند. حتی تصور استمرار درازمدت اقلیت بر اکثریت قاطع، نزدیک به محال است.
۲- تکیه بر بیگانگان
اقلیت علوی حاکم در جهت جبران انزوا و تنهایی و بیپشتوانگی درونی، بر دو بیگانۀ غرق در گردابهای متعدد، یعنی [جمهوری اسلامی] ایران و روسیه تکیه داد. کشورهایی که اصولاً به اعتبار قدرتِ ملی، ظرفیت محدودی برای پشتیبانی خارجی دارند. روسیه اولویتهای دیگر به جای دفاع از اسد را طرح کرد. جمهوری اسلامی نیز در خود فرو رفته و سرگرم رها کردن خود از دهها گرفتاری دشوار مانده است.
۳- نوسازی مخالفین
برای بیش از سی سال نگاه و رویکرد جمهوری اسلامی و روسیه به سوریه میلیتاریستی بود. این دو کشور طرح و برنامهای کلان در جهت خارج کردن این کشور جنگزده از استیصال ارائه نکردند؛ سهل است که همه استانهای تحت کنترل بشار، بیش از پیش در چاله فقر قرار گرفتند.
در عوض ترکیه ضمن نزدیکی به مخالفان سوری مستقر در ترکیه و استانهای دور از کنترل بشار، به آموزش، سازماندهی و تقویت آنان پرداخت. سوریهای بنیادگرای مخالف، به ارتشی ماهر تبدیل شده و با رنسانس فکری و تعدیل دیدگاههای تکفیری، در جهت همرنگی با لائیسیته ترکیه خود را با خواستههای اردوغان آماده کردند.
۴- فرصتطلبی اردوغان
در همه مدتی که ایران و حزبالله سخت سرگرم غزه و نبرد با اسرائیل بودند، اردوغان سخت در حال آماده کردن همهجانبۀ تحریرالشام برای در دست گرفتن قدرت در سوریه و حذف علویون و بشار بود. این سادهلوحی محض است که تصور شود ترکیه دولتهای عضو ناتو و اسراییل را در جریان خیز تحریرالشام قرار نداده باشد. نه تنها ایالات متحده و اسراییل، که فرماندهی کل ناتو در جریان چنین تحرکی قرار گرفته و با آن هماهنگ بوده اند.
۵- انتخاب مردم
این پر شتابتین فروپاشی تاریخ معاصر یک رژیم در خاورمیانه بدون توسل به کودتا بود. در واقع انقلابی با استارت یک همسایه قدرتمند (ترکیه). ارتش و مردم سوریه نشان دادند که خواهان پذیرش رویکرد [جمهوری اسلامی] ایرانی- بشاری مبتنی بر مبارزه ایدئولوژیک و در عین حال درجازدگی و تحمل استیصال و فقر و کمتر توسعه یافتگی، حتی در ازای مبارزه با اسرائیل نیستند.
کوته آن که بین دو الگوی [جمهوری اسلامی] ایرانی- اماراتی و تُرکی، دومی را پذیرفتند. در واقع پی بردند که تداوم همسویی با ایران ارزشش را ندارد. زیرا نتیجۀ واقعی آن جز به چشماندازهای یمن، لبنان جنگزده، غزه و کرانۀ باختری و عراق نخواهد بود. آنان در گزینش خود، پیوستن به دکترین ترکیه، امارات، سعودی بنسلمان، قطر و...را ترجیح دادند.
۶- ارتش وامانده
میانگین دریافتی ماهیانه نیروهای ارتش بشار، ۲۵ تا ۳۰ دلار بود. کمتر از سومالی. به گونهای که حتی کفاف هزینههای یک هفتهای آنها نبود. از سوی دیگر این ارتش فاقد انگیزههای ایدئولوژیک شده بود و بدنۀ آن نیز کاملاً ناظر بر فساد سیستماتیک در نهادهای حکومتی و ایضا. حتی وضعیت اقتصادی ساکنان شمال سوریه و منطقۀ خودگردان کُردنشین به مراتب بهتر از مناطق تحت کنترل دولت بشار بود. در واقع میانگین درآمد کارکنان در نواحی تحت کنترل مخالفان بیش از ۵ تا ۶ برابر افسران سوری بود. بین ۲۰۰ تا حتی ۵۰۰ دلار.
از سوی دیگر کهنگی و زهوار در رفتگی تجهیزات و تسلط مستشاران روسی - ایرانی نیز بیانگیزگی افسران و نظامیان سوری را مضاعف کرده بود.
۷- همراهی اسرائیل (اشغالگر)
بدون همراهی و هماهنگی اسراییل، فروپاشی اسد ممکن نبود. گرچه تلآویو همواره از گوشت دم دست بشار حمایت میکرد، ولی در ازای قطع کامل دالان زمینی ایران- حزب الله، تن به معرکه ترکیه - تحریرالشام داد. اسرائیل مطمئن است که سوریهای جانشین بشار به صلح ابراهیم خواهند پیوست. برای مسئلۀ جولان نیز به اغلب احتمال، مدلی ارائه خواهد شد.
نتیجه پایانی آن که:
الف) سوریها دیگر در پی تن دادن به مدل توسعهای [جمهوری اسلامی] ایران و تداوم عضویت در محور مقاومت نخواهند بود.
ب) حکومت بعدی سوریه دالان زمینی- هوایی ایران- حزب الله لبنان را مسدود خواهد کرد؛
پ) سوریه تا دستکم دو دهۀ آتی تابع استراتژی سیاست خارجی ترکیه خواهد ماند.
ث) بازسازی و نوسازی سوریه با مدلِ تُرکی - بنسلمانی پرشتاب و درجهت فعال سازی دالان مدیترانه- خلیج فارس، آناتولی-عقبه، آنکارا - مسقط به زودی آغاز خواهد شد.
🔴 پینوشت:
بازنشر یک یادداشت به معنای تأیید کل محتوای آن و تأیید تمام مواضع نویسندۀ یادداشت نیست.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍21👎3
ایراندل | IranDel
🔴 کلید دستیابی به امنیت و توسعۀ پایدار ✍️ آرش رئیسینژاد، دکترای روابط بینالملل در توییتی نوشت: کلید دستیابی به امنیت و توسعۀ پایدار، سیاستِ غیرامنیتیسازی است: هیچ نظامی، نتواند ملت را تهدید ببیند و هیچ قدرتِ بزرگی نتواند ایران را تهدید جهان بنامد.…
🔴 برداشت نوین از خویشتنِ ایران
✍️ آرش رئیسینژاد، دکترای روابط بینالملل در رشتهتوییتی نوشت:
خُرد شدن حماس، تضعیف حزبالله و سرانجام سقوط سریع بشار اسد، دگربار نشان داد که درک مفهومِ ایران مهمترین پیشنیاز تغییر در سیاستها و استراتژیهای منطقهایست. بارها از این دگرگونی و ضرورت هشدار داده شد، اما با تفرعن نپذیرفتند. دست خدا اما در پوشش نیروهای ژئوپلتیکی به آنان آموزاند!
"بخشی از تنشهای کنونی را باید برخاسته از زایش دردناک خودآگاهی ژئوپلتیکی ایران دید؛خودآگاهی که برداشت نوین از خویشتنِ ایران (Iran’s Self) و جایگاه کشور در جهان را نشانداده و مفهوم دوست - دشمن را از نو پیریزی میکند. ریشه این خودآگاهی را باید در جغرافیا، تاریخ و میراث تمدنی ایران دید.
زایش خودآگاهی ژئوپلتیکی پوسته انعطافناپذیر ایدئولوژی را نیز میشکند. چرا که اگر ايدئولوژی از منطق ژئوپلتيك بگريزد، به گزافهگويی و شطحيات تقليل میيابد. اما اگر گفتمانِ منسجمِ مردمی، منطق ژئوپلتیک را دريابد و با آن تركيب شود، آن لحظه، لحظه زايشِ نيروی ژئوكالچرال نوینِ ایران است"
#توییت_خوانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 برداشت نوین از خویشتنِ ایران
✍️ آرش رئیسینژاد، دکترای روابط بینالملل در رشتهتوییتی نوشت:
خُرد شدن حماس، تضعیف حزبالله و سرانجام سقوط سریع بشار اسد، دگربار نشان داد که درک مفهومِ ایران مهمترین پیشنیاز تغییر در سیاستها و استراتژیهای منطقهایست. بارها از این دگرگونی و ضرورت هشدار داده شد، اما با تفرعن نپذیرفتند. دست خدا اما در پوشش نیروهای ژئوپلتیکی به آنان آموزاند!
"بخشی از تنشهای کنونی را باید برخاسته از زایش دردناک خودآگاهی ژئوپلتیکی ایران دید؛خودآگاهی که برداشت نوین از خویشتنِ ایران (Iran’s Self) و جایگاه کشور در جهان را نشانداده و مفهوم دوست - دشمن را از نو پیریزی میکند. ریشه این خودآگاهی را باید در جغرافیا، تاریخ و میراث تمدنی ایران دید.
زایش خودآگاهی ژئوپلتیکی پوسته انعطافناپذیر ایدئولوژی را نیز میشکند. چرا که اگر ايدئولوژی از منطق ژئوپلتيك بگريزد، به گزافهگويی و شطحيات تقليل میيابد. اما اگر گفتمانِ منسجمِ مردمی، منطق ژئوپلتیک را دريابد و با آن تركيب شود، آن لحظه، لحظه زايشِ نيروی ژئوكالچرال نوینِ ایران است"
#توییت_خوانی
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
🔴 کلید دستیابی به امنیت و توسعۀ پایدار
✍️ آرش رئیسینژاد، دکترای روابط بینالملل در توییتی نوشت:
کلید دستیابی به امنیت و توسعۀ پایدار، سیاستِ غیرامنیتیسازی است:
هیچ نظامی، نتواند ملت را تهدید ببیند و هیچ قدرتِ بزرگی نتواند ایران را تهدید جهان بنامد.…
🔴 کلید دستیابی به امنیت و توسعۀ پایدار
✍️ آرش رئیسینژاد، دکترای روابط بینالملل در توییتی نوشت:
کلید دستیابی به امنیت و توسعۀ پایدار، سیاستِ غیرامنیتیسازی است:
هیچ نظامی، نتواند ملت را تهدید ببیند و هیچ قدرتِ بزرگی نتواند ایران را تهدید جهان بنامد.…
👍30👎3
🔴 خودکامگی، موجب تباهی است
✍️ زندهیاد استاد محمدامین ریاحی خویی
از نظر فردوسی قدرت مطلقه به ظلم و تباهی میانجامد. چارهٔ دفع بلای خودکامگی "تقسیم قدرت" است. این را در سراسر شاهنامه میتوان دید. از دورهٔ اساطیری پیشدادیان، که پادشاه خود پهلوان و رهبر قوم بود چون بگذریم، در ادوار بعدی قدرتِ مطلق به دست پادشاه نیست. در دورهٔ کیانی تا پایانِ عصرِ کیخسرو، پهلوانان شریکِ قدرتِ پادشاهاند و از گشتاسب تا یزدگرد، موبدان.
پادشاهان آسایش این جهانی ایرانیان را تأمین میکردند و موبدان راهِ رستگاری آنجهانی را به مردم نشان میدادند و هردو نیرو در خدمت بهروزی و نیکسرانجامی ایرانیان بود.
در شاهنامه پادشاه مظهر استقلال کشور و حافظ ایران در برابر هجوم خارجی است. اعلام جنگ و صلح با اوست. پهلوانان در جنگ با دشمن فرمانبردار او هستند، اما نوکر چشم و گوش بستهٔ او نیستند. پهلوانان در عین وفاداری به شاه وجدان بیدار ملت و مظهر آزادگی و گردنفرازی هستند و اگر پادشاه از اصول صحیح شهریاری و دادگری پای فراتر گذارد در برابر او مردانه میایستند.
نمونههای ایستادگی پهلوانان مخصوصاً رستم را در برابر شاهانی چون کاوُس و گشتاسب و سخنان تند پهلوانان را خطاب به آن شاهان میبینیم.
وقتی کیکاوس با سبکسری و به فریب ابلیس چهار عقاب را به تخت بست و به نیروی آنها به آسمان رفت و در بیشهای در آمل به زمین افتاد، گودرز او را چنین سرزنش کرد:
بدو گفت گودرز بیمارْسْتان
تو را جای زیباتر از شارْسْتان
به دشمن دهی هر زمان جای خویش
نگویی به کس، بیهده رای خویش
سه بارت چنین رنج و سختی فتاد
سرت ز آزمایش نگشت اوستاد
کشیدی سپه را به مازندران
نگر تا چه سختی رسید اندر آن
دگرباره مهمان دشمن شدی
صنم بودی، اکنون برهمن شدی!
به جنگ زمین سربهسر تاختی
کنون بآسمان نیز پرداختی!
خالقی، ۲، ص ۹۸
کاوس جوابی ندارد. شرمسار میشود و از کاخ بیرون میرود.
یک بار دیگر هنگامی که رستم خبر کشته شدن دستپروردهاش سیاوش، شاهزادهٔ بیگناه را میشنود، به آهنگ کینخواهی از تورانیان از نیمروز حرکت میکند. ابتدا به درگاه کاوس میرود و با خشم و خروش او را خوار میسازد:
چو آمد برِ تختِ کاوسِ کی
سرش بود پرخاک و پرخاک پی
بدو گفت خوی بد، ای شهریار
پراگندی و تخمت آمد به بار
تو را مهرِ سودابه و بدخُوی
ز سر برگرفت افسر خسروی
کنون آشکارا ببینی همی
که بر موج دریا نشینی همی
کاوس با شرمساری در برابر سخنان جهانپهلوان خشمگین جز اشک ریختن چارهای ندارد. رستم از آنجا به سراغ سودابه میرود و او را میکشد و کاوس از جای خود نمیجنبد:
به خنجر به دو نیمه کردش به راه
نجنبید بر تخت کاوسشاه
خالقی، ۲، ص ۳۸۲
با این نمونهها میبینید که شاهنامه ستایش شاهان نیست، ستایش ایران و ایرانیان و پهلوانان ایران است. هیچ پادشاهی در شاهنامه از رستم که نماد یک ایرانی آرمانی است بزرگتر نیست و این نکته در همان عصر فردوسی هم بر همگان روشن بوده است. از اینجاست که در حکایت تاریخ سیستان میخوانیم که محمود به فردوسی میگوید: «همهٔ شاهنامه خود هیچ نیست، مگر حدیث رستم». و نیز افسانهای از همان روزگاران بر سر زبانها بوده و در منابع متعدد قدیمی نقل شده که رستم به خواب فردوسی آمد و گفت در فلانجا من گنجی نهفتهام، برو، بردار و منتِ محمود را مکش. فردوسی آن گنج را برداشت و میان شاعران قسمت کرد و خود دیناری برنداشت.
🔴 بُنمایه:
فردوسی
زندگی، اندیشه و شعرِ او
صص۲۲۱–۲۱۳
@IranDel_Channel
💢
🔴 خودکامگی، موجب تباهی است
✍️ زندهیاد استاد محمدامین ریاحی خویی
از نظر فردوسی قدرت مطلقه به ظلم و تباهی میانجامد. چارهٔ دفع بلای خودکامگی "تقسیم قدرت" است. این را در سراسر شاهنامه میتوان دید. از دورهٔ اساطیری پیشدادیان، که پادشاه خود پهلوان و رهبر قوم بود چون بگذریم، در ادوار بعدی قدرتِ مطلق به دست پادشاه نیست. در دورهٔ کیانی تا پایانِ عصرِ کیخسرو، پهلوانان شریکِ قدرتِ پادشاهاند و از گشتاسب تا یزدگرد، موبدان.
پادشاهان آسایش این جهانی ایرانیان را تأمین میکردند و موبدان راهِ رستگاری آنجهانی را به مردم نشان میدادند و هردو نیرو در خدمت بهروزی و نیکسرانجامی ایرانیان بود.
در شاهنامه پادشاه مظهر استقلال کشور و حافظ ایران در برابر هجوم خارجی است. اعلام جنگ و صلح با اوست. پهلوانان در جنگ با دشمن فرمانبردار او هستند، اما نوکر چشم و گوش بستهٔ او نیستند. پهلوانان در عین وفاداری به شاه وجدان بیدار ملت و مظهر آزادگی و گردنفرازی هستند و اگر پادشاه از اصول صحیح شهریاری و دادگری پای فراتر گذارد در برابر او مردانه میایستند.
نمونههای ایستادگی پهلوانان مخصوصاً رستم را در برابر شاهانی چون کاوُس و گشتاسب و سخنان تند پهلوانان را خطاب به آن شاهان میبینیم.
وقتی کیکاوس با سبکسری و به فریب ابلیس چهار عقاب را به تخت بست و به نیروی آنها به آسمان رفت و در بیشهای در آمل به زمین افتاد، گودرز او را چنین سرزنش کرد:
بدو گفت گودرز بیمارْسْتان
تو را جای زیباتر از شارْسْتان
به دشمن دهی هر زمان جای خویش
نگویی به کس، بیهده رای خویش
سه بارت چنین رنج و سختی فتاد
سرت ز آزمایش نگشت اوستاد
کشیدی سپه را به مازندران
نگر تا چه سختی رسید اندر آن
دگرباره مهمان دشمن شدی
صنم بودی، اکنون برهمن شدی!
به جنگ زمین سربهسر تاختی
کنون بآسمان نیز پرداختی!
خالقی، ۲، ص ۹۸
کاوس جوابی ندارد. شرمسار میشود و از کاخ بیرون میرود.
یک بار دیگر هنگامی که رستم خبر کشته شدن دستپروردهاش سیاوش، شاهزادهٔ بیگناه را میشنود، به آهنگ کینخواهی از تورانیان از نیمروز حرکت میکند. ابتدا به درگاه کاوس میرود و با خشم و خروش او را خوار میسازد:
چو آمد برِ تختِ کاوسِ کی
سرش بود پرخاک و پرخاک پی
بدو گفت خوی بد، ای شهریار
پراگندی و تخمت آمد به بار
تو را مهرِ سودابه و بدخُوی
ز سر برگرفت افسر خسروی
کنون آشکارا ببینی همی
که بر موج دریا نشینی همی
کاوس با شرمساری در برابر سخنان جهانپهلوان خشمگین جز اشک ریختن چارهای ندارد. رستم از آنجا به سراغ سودابه میرود و او را میکشد و کاوس از جای خود نمیجنبد:
به خنجر به دو نیمه کردش به راه
نجنبید بر تخت کاوسشاه
خالقی، ۲، ص ۳۸۲
با این نمونهها میبینید که شاهنامه ستایش شاهان نیست، ستایش ایران و ایرانیان و پهلوانان ایران است. هیچ پادشاهی در شاهنامه از رستم که نماد یک ایرانی آرمانی است بزرگتر نیست و این نکته در همان عصر فردوسی هم بر همگان روشن بوده است. از اینجاست که در حکایت تاریخ سیستان میخوانیم که محمود به فردوسی میگوید: «همهٔ شاهنامه خود هیچ نیست، مگر حدیث رستم». و نیز افسانهای از همان روزگاران بر سر زبانها بوده و در منابع متعدد قدیمی نقل شده که رستم به خواب فردوسی آمد و گفت در فلانجا من گنجی نهفتهام، برو، بردار و منتِ محمود را مکش. فردوسی آن گنج را برداشت و میان شاعران قسمت کرد و خود دیناری برنداشت.
🔴 بُنمایه:
فردوسی
زندگی، اندیشه و شعرِ او
صص۲۲۱–۲۱۳
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍22👎1
ایراندل | IranDel
🔴 در آستانۀ هفت اکتبر ✍️ مهدی تدینی بین خوشبین بودن و واقعبین بودن باید واقعبین بود و اگر خوشبینی به واقعبینی آسیب میزند، بیدرنگ باید آن را کنار نهاد. متأسفانه واقعبینی دیگر جایی برای خوشبینی نگذاشته و باید پذیرفت نشانهها از افزایشِ تنش حکایت…
🔴 اسد و دومینوی هفت اکتبر
✍️ مهدی تدینی
دومینویی که با عملیات هفتم اکتبر آغاز شد، به بشار اسد رسید. با کمی اغماض حتی میتوان از «اثر بومرنگی» صحبت کرد؛ گرچه قطعاً اسد شخصاً هیچ نقشی در پرتاب بومرنگِ هفتم اکتبر نداشت، اما دولت او از بخت بد یا خوب روزگار بخشی از جبهۀ مقاومتی شده بود که هفت اکتبر در نهایت به پای همۀ آن نوشته میشد. و همین هم شد! مثل روز روشن بود که پس از هفت اکتبر اسرائیل خاک غزه را به توبره میکشد و مشخص بود حزبالله در چنین جنگی نمیتواند نظارهگر بماند. کسانی که در صلح شعار میدهند، چقدر میتوانند در جنگ بیکار بنشینند؟ ــ احتمالاً به همین دلیل اسد سالها بود که دیگر شعار هم نمیداد تا در جنگ بعدی مجبور به عمل نباشد.
پس روشن بود که پای حزبالله به جنگ باز خواهد شد. نوع عملیاتی که اسرائیل در قبال حزبالله از خود نشان داد، گویای این بود که سالها برای چنین جنگی آمادهسازی کرده بود ــ که یک فقرهاش پیجرها بود و فقرۀ دیگرش شناساییِ گستردۀ نیروهای حزبالله تا ردههای پایین. سنگینی جبهه از غزه به جنوب لبنان چرخید و دیگر جای انکار نبود که حزبالله تضعیف شد. آسمان سوریه در طول سالهای اخیر برای اسرائیل به اتوبانی بدونعوارض تبدیل شده بود و از این طریق رفتوآمد نیروها و عوامل لجستیکی ایرانی نیز زیر آتش اسرائیل قرار داشت. اسرائیل جنگ را کِش داد تا مطمئن شود رئیسجمهور محبوبش وارد کاخ سفید میشود. اینجا بود که نتانیاهو فکر میکرد میتواند سطح تنش با ایران و حزبالله را پایین آورد و بقیۀ کار را یا به فشار حداکثری ترامپ بسپرد یا کلاً صبر کند تیمِ اسرائیلدوست ترامپ در کاخ سفید مستقر شود.
به محض آتشبس در لبنان، آتش سوریه روشن شد. تنها در عرض چند روز رازی که چندان هم عیان نبود فاش شد! یعنی معلوم شد چه نیرویی اسد را نگه داشته است: همان نیرویی که در این جنگ تضعیف شده بود و اینک توان یا تمایل عمل نداشت. دیوار دفاعی اسد بدون آن نیروی کمکی به لگدی بند بود. ارتشی بیاراده که فقط عقبنشینی را خوب بلد بود، قلمرو اسد را شهر به شهر به تحریرالشام سپرد. فقط تعدادِ وارونگیها را در جملۀ بعد بشمارید! در جنگی برقآسا، تهماندۀ «سکولاریسم سوری» ــ که از قضا متکی به نیرویی کاملاً «غیرسکولار» بود و در نتیجه از ماهیت خود تهی شده بود ــ در برابر «اسلامگرایانِ» متکی به ترکیۀ مثلاً «لائیک» جبهه به جبهه گریختند. شام شبی قمر در عقرب را به صبحی رساند که در آسمان روزش ابرهای تیرهای جولان میدهد.
چهارده سال پیش میشد گفت «بهار عربی به سوریه رسید»، اما امروز بیشتر انگار موسمِ کابُل به دمشق رسیده است. در واپسین ساعات سرنگونی، نیروهایی غیر از تحریرالشام دمشق را آزاد کردند، اما در صبح سرنگونی، جولانیِ ریبِرَندشده با آرایشی القاعدهزدوده در دمشق سجدۀ شکر به جا آورد و با اسم جدیدِ «احمد الشرع» وارد مسجد دمشق شد. آن روی عثمانی ـ اسلامگرای ترکیه برندۀ این جنگ برقآسا بود. در اینکه مقصر اصلیِ تمام این قمر در عقرب کسی مگر اسد نیست، تردیدی نیست! او بود که باید پس از پدرش فضا را باز میکرد و نکرد؛ او بود که باید به موقع میرفت و نرفت. در این نیز تردیدی نیست که صلحطلبیِ حماقتبار اوباما یکی از عوامل جهنم سوریه بود ــ وقتی نمکگیر نوبل صلح شد و تن به اعلام منطقۀ پرواز ممنوع در سوریه نداد تا جنگ زودتر تمام شود، و بدینسان با فرسایشی شدن جنگ سوریه به گلخانۀ بنیادگرایی تبدیل شد.
به این ترتیب، سایر نیروها احتمالاً بخت چندانی برای جولان دادن در برابر ایدئولوژی و عِده و عُدۀ جولانی ندارند. در عمل جولانی میماند و کُردهایی که اگر کمک آمریکا نباشد، وضع خطرناکی خواهند داشت. جولانی فعلاً به هر کس همان چیزی را میگوید که آن طرف دوست دارد بشنود، اما خودفریبی است اگر گمان کنیم او پانزده سال اسلحه بر دوش کشیده تا یک دموکراسی سکولار بسازد. میزان درگیری جولانی با کُردها بستگی به میزان سرسپردگی او به اردوغان دارد. فعلاً خود سوریها به این چیزها فکر نمیکنند و ترجیح میدهند از رفتن اسد خوشحال باشند. اما در خوشبینانهترین حالت «جمهوری اسلامی» در انتظار سوریه است ــ که اگر چنین شود، باز با شگفتی باید گفت تنها سد دفاعیِ بشار اسدِ سکولار در برابر این جمهوری اسلامیِ سوری، جمهوری اسلامی ایران بود. اما سناریوی تیرهتر برپایی امارت اسلامی سوریه است ــ احتمالاً در فرایندی مرحله به مرحله.
بگذارید متن را با یک اثر بومرنگی معکوس پایان دهم: اگر امارت اسلامی در سوریه ایجاد شود، باید گفت دومینویی که حماس به حرکت انداخت، به پیدایش یک دولتِ شبهحماسِ بزرگ در سوریه منجر خواهد شد. قطعاً حاکمانِ آن امارت اسلامی، اَشبَهُالرجال به هنیهها و سینوارها خواهند بود و اسلامگرایان ترکیه نیز حیاتخلوتی بزرگ برای تخریب ریشههای سکولاریسم تُرکی خواهند یافت.
@IranDel_Channel
💢
🔴 اسد و دومینوی هفت اکتبر
✍️ مهدی تدینی
دومینویی که با عملیات هفتم اکتبر آغاز شد، به بشار اسد رسید. با کمی اغماض حتی میتوان از «اثر بومرنگی» صحبت کرد؛ گرچه قطعاً اسد شخصاً هیچ نقشی در پرتاب بومرنگِ هفتم اکتبر نداشت، اما دولت او از بخت بد یا خوب روزگار بخشی از جبهۀ مقاومتی شده بود که هفت اکتبر در نهایت به پای همۀ آن نوشته میشد. و همین هم شد! مثل روز روشن بود که پس از هفت اکتبر اسرائیل خاک غزه را به توبره میکشد و مشخص بود حزبالله در چنین جنگی نمیتواند نظارهگر بماند. کسانی که در صلح شعار میدهند، چقدر میتوانند در جنگ بیکار بنشینند؟ ــ احتمالاً به همین دلیل اسد سالها بود که دیگر شعار هم نمیداد تا در جنگ بعدی مجبور به عمل نباشد.
پس روشن بود که پای حزبالله به جنگ باز خواهد شد. نوع عملیاتی که اسرائیل در قبال حزبالله از خود نشان داد، گویای این بود که سالها برای چنین جنگی آمادهسازی کرده بود ــ که یک فقرهاش پیجرها بود و فقرۀ دیگرش شناساییِ گستردۀ نیروهای حزبالله تا ردههای پایین. سنگینی جبهه از غزه به جنوب لبنان چرخید و دیگر جای انکار نبود که حزبالله تضعیف شد. آسمان سوریه در طول سالهای اخیر برای اسرائیل به اتوبانی بدونعوارض تبدیل شده بود و از این طریق رفتوآمد نیروها و عوامل لجستیکی ایرانی نیز زیر آتش اسرائیل قرار داشت. اسرائیل جنگ را کِش داد تا مطمئن شود رئیسجمهور محبوبش وارد کاخ سفید میشود. اینجا بود که نتانیاهو فکر میکرد میتواند سطح تنش با ایران و حزبالله را پایین آورد و بقیۀ کار را یا به فشار حداکثری ترامپ بسپرد یا کلاً صبر کند تیمِ اسرائیلدوست ترامپ در کاخ سفید مستقر شود.
به محض آتشبس در لبنان، آتش سوریه روشن شد. تنها در عرض چند روز رازی که چندان هم عیان نبود فاش شد! یعنی معلوم شد چه نیرویی اسد را نگه داشته است: همان نیرویی که در این جنگ تضعیف شده بود و اینک توان یا تمایل عمل نداشت. دیوار دفاعی اسد بدون آن نیروی کمکی به لگدی بند بود. ارتشی بیاراده که فقط عقبنشینی را خوب بلد بود، قلمرو اسد را شهر به شهر به تحریرالشام سپرد. فقط تعدادِ وارونگیها را در جملۀ بعد بشمارید! در جنگی برقآسا، تهماندۀ «سکولاریسم سوری» ــ که از قضا متکی به نیرویی کاملاً «غیرسکولار» بود و در نتیجه از ماهیت خود تهی شده بود ــ در برابر «اسلامگرایانِ» متکی به ترکیۀ مثلاً «لائیک» جبهه به جبهه گریختند. شام شبی قمر در عقرب را به صبحی رساند که در آسمان روزش ابرهای تیرهای جولان میدهد.
چهارده سال پیش میشد گفت «بهار عربی به سوریه رسید»، اما امروز بیشتر انگار موسمِ کابُل به دمشق رسیده است. در واپسین ساعات سرنگونی، نیروهایی غیر از تحریرالشام دمشق را آزاد کردند، اما در صبح سرنگونی، جولانیِ ریبِرَندشده با آرایشی القاعدهزدوده در دمشق سجدۀ شکر به جا آورد و با اسم جدیدِ «احمد الشرع» وارد مسجد دمشق شد. آن روی عثمانی ـ اسلامگرای ترکیه برندۀ این جنگ برقآسا بود. در اینکه مقصر اصلیِ تمام این قمر در عقرب کسی مگر اسد نیست، تردیدی نیست! او بود که باید پس از پدرش فضا را باز میکرد و نکرد؛ او بود که باید به موقع میرفت و نرفت. در این نیز تردیدی نیست که صلحطلبیِ حماقتبار اوباما یکی از عوامل جهنم سوریه بود ــ وقتی نمکگیر نوبل صلح شد و تن به اعلام منطقۀ پرواز ممنوع در سوریه نداد تا جنگ زودتر تمام شود، و بدینسان با فرسایشی شدن جنگ سوریه به گلخانۀ بنیادگرایی تبدیل شد.
به این ترتیب، سایر نیروها احتمالاً بخت چندانی برای جولان دادن در برابر ایدئولوژی و عِده و عُدۀ جولانی ندارند. در عمل جولانی میماند و کُردهایی که اگر کمک آمریکا نباشد، وضع خطرناکی خواهند داشت. جولانی فعلاً به هر کس همان چیزی را میگوید که آن طرف دوست دارد بشنود، اما خودفریبی است اگر گمان کنیم او پانزده سال اسلحه بر دوش کشیده تا یک دموکراسی سکولار بسازد. میزان درگیری جولانی با کُردها بستگی به میزان سرسپردگی او به اردوغان دارد. فعلاً خود سوریها به این چیزها فکر نمیکنند و ترجیح میدهند از رفتن اسد خوشحال باشند. اما در خوشبینانهترین حالت «جمهوری اسلامی» در انتظار سوریه است ــ که اگر چنین شود، باز با شگفتی باید گفت تنها سد دفاعیِ بشار اسدِ سکولار در برابر این جمهوری اسلامیِ سوری، جمهوری اسلامی ایران بود. اما سناریوی تیرهتر برپایی امارت اسلامی سوریه است ــ احتمالاً در فرایندی مرحله به مرحله.
بگذارید متن را با یک اثر بومرنگی معکوس پایان دهم: اگر امارت اسلامی در سوریه ایجاد شود، باید گفت دومینویی که حماس به حرکت انداخت، به پیدایش یک دولتِ شبهحماسِ بزرگ در سوریه منجر خواهد شد. قطعاً حاکمانِ آن امارت اسلامی، اَشبَهُالرجال به هنیهها و سینوارها خواهند بود و اسلامگرایان ترکیه نیز حیاتخلوتی بزرگ برای تخریب ریشههای سکولاریسم تُرکی خواهند یافت.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍30👎4
🔴 "شب شاهنامه بایسنقری"
هفتصد و نودمین شب از شبهای بخارا به شاهنامۀ بایسنقری اختصاص یافته است. این نشست در ساعت پنج بعدازظهر چهارشنبه بیست و یکم آذرماه ۱۴۰۳ خورشیدی با سخنرانی آیدین آغداشلو، سیدمحمد بهشتی، مهدی حجتی، مصطفی دهپهلوان، محمد احمدی و علی دهباشی در موزۀ ملی ایران برگزار میشود.
رونمایی از مجموعۀ نفیس کارتپستالهای شاهنامۀ بایسنقری (از گنجینۀ کتابخانۀ کاخ گلستان) که به همت پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری منتشر شده است، از دیگر بخشهای این نشست خواهد بود.
شاهنامۀ بایسنقری، نسخۀ کهن نگارهدار شاهنامۀ فردوسی از سدۀ نهم هجری است که از دید کتابآرایی و ارزشهای هنری از اهمیت فراوانی برخوردار است. این کتاب ارزشمند و نفیس، ۲۲ نگارگری به سبک هرات دارد و در سال ۸۳۳ قمری(۸۰۹ خورشیدی) به سفارش شاهزاده بایسنقرمیرزا (فرزند شاهرخ و نوۀ تیمور گورکانی) تهیه شده است. این اثر که در کتابخانۀ کاخ موزۀ گلستان نگهداری میشود، در سال ۱۳۸۶ در برنامۀ حافظۀ جهانی یونسکو به عنوان اثری از سوی ایران ثبت شد. نسخۀ کنونی شاهنامۀ بایسنقری را امیر نظام گروسی، به کتابخانۀ کاخ موزۀ گلستان هدیه کرده و این شاهنامه بیش از ۱۱۰ سال است که در کتابخانه نگهداری میشود. این نسخۀ با ارزش و نفیس در برخی از نمایشگاههای مهم جهانی نمایش داده شده است.
تاریخ:
روز چهارشنبه ۲۱ آذر ۱۴۰۳ خورشیدی
ساعت: ۱۷ الی ۱۹
مکان:
تهران: خیابان امام خمینی، ابتدای خیابان سی تیر، خیابان پروفسور رولن، سالن اجتماعات موزۀ باستانشناسی و هنر دورۀ اسلامی ایران، موزۀ ملی ایران
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
هفتصد و نودمین شب از شبهای بخارا به شاهنامۀ بایسنقری اختصاص یافته است. این نشست در ساعت پنج بعدازظهر چهارشنبه بیست و یکم آذرماه ۱۴۰۳ خورشیدی با سخنرانی آیدین آغداشلو، سیدمحمد بهشتی، مهدی حجتی، مصطفی دهپهلوان، محمد احمدی و علی دهباشی در موزۀ ملی ایران برگزار میشود.
رونمایی از مجموعۀ نفیس کارتپستالهای شاهنامۀ بایسنقری (از گنجینۀ کتابخانۀ کاخ گلستان) که به همت پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری منتشر شده است، از دیگر بخشهای این نشست خواهد بود.
شاهنامۀ بایسنقری، نسخۀ کهن نگارهدار شاهنامۀ فردوسی از سدۀ نهم هجری است که از دید کتابآرایی و ارزشهای هنری از اهمیت فراوانی برخوردار است. این کتاب ارزشمند و نفیس، ۲۲ نگارگری به سبک هرات دارد و در سال ۸۳۳ قمری(۸۰۹ خورشیدی) به سفارش شاهزاده بایسنقرمیرزا (فرزند شاهرخ و نوۀ تیمور گورکانی) تهیه شده است. این اثر که در کتابخانۀ کاخ موزۀ گلستان نگهداری میشود، در سال ۱۳۸۶ در برنامۀ حافظۀ جهانی یونسکو به عنوان اثری از سوی ایران ثبت شد. نسخۀ کنونی شاهنامۀ بایسنقری را امیر نظام گروسی، به کتابخانۀ کاخ موزۀ گلستان هدیه کرده و این شاهنامه بیش از ۱۱۰ سال است که در کتابخانه نگهداری میشود. این نسخۀ با ارزش و نفیس در برخی از نمایشگاههای مهم جهانی نمایش داده شده است.
تاریخ:
روز چهارشنبه ۲۱ آذر ۱۴۰۳ خورشیدی
ساعت: ۱۷ الی ۱۹
مکان:
تهران: خیابان امام خمینی، ابتدای خیابان سی تیر، خیابان پروفسور رولن، سالن اجتماعات موزۀ باستانشناسی و هنر دورۀ اسلامی ایران، موزۀ ملی ایران
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍22👎2
🔴 تحولات سوریه و لزوم اتخاذ رویکرد عقلایی
✍️ احسان هوشمند
فروپاشی سریع رژیم سوریه برای بسیاری باورکردنی نبود. در هفتهها و روزهای اخیر، رسانۀ رسمی کشور از قول برخی مسئولان کشور که نقش مهمی در تصمیمسازیها دارند، چنین تحلیلهایی از شرایط سوریه منتشر میکرد: «ارتش سوریه تکان بخورد، جولان را از اسرائیل پس میگیرد»! این سخنان را نه افراد دور از میدان، بلکه کسانی میگفتند که تجارب زیادی از حضور در سوریه داشتند. همچنین شب گذشته محمد جواد لاریجانی یکی از تحلیلگران ثابت صداوسیما، همزمان با فرار بشار اسد از دمشق، در سیما گفت: «بعید است به این راحتی بشار اسد سقوط کند». چنین اعتمادبهنفسی دربارۀ اوضاع سوریه در آن ساعات پایانی رژیم اسد حتی در اطلاعیههای ارتش سوریه هم به چشم نمیخورد؛ آنهم در شرایطی که بسیاری از تحلیلگران، حتی آنان که دور از میدان بودند، فروپاشی رژیم بعث سوریه را قریبالوقوع میدانستند. چرا حتی مسئولان میدانی هم نتوانستند شرایط پیشآمده را پیشبینی کنند؟ یکی از مسئولان سابق میدانی در گفتوگوی رسانهای تأکید کرد: «تُرکها و بعضی از کشورهای عربی، ما را فریب دادند؛ اینها دو ماه قبل تضمین دادند که هیچ اتفاقی در سوریه نمیافتد». چنین گزارههایی اهمیت ارزیابی و محاسبات چندلایه از شرایطی را که منجر به سقوط رژیم اسد و غافلگیری مسئولان ایرانی شد، دوچندان میکند. مگر میشود کشوری با انبوهی از مراکز تحقیقاتی و راهبردی، به سادگی توسط همسایۀ غربی با فریب مواجه شود و از رصد و بررسی عمیق تحولات میدانی و سیاسی و نظامی در منطقه غافل شود؟ آیا تنها با گفتن اینکه طرف ترکیهای و کشورهای عربی منطقه، مسئولان ایرانی را فریب دادند، میتوان از پذیرش مسئولیتهای چنین رخداد بزرگی صرفنظر کرد؟
حمایت از بشار اسد در دهه گذشته با هزینههای مالی، سیاسی، انسانی و حیثیتی صورت گرفت و فروپاشی سریع و همهجانبه رژیم اسد نیازمند تحلیلهای چندوجهی فراوانی است.
۱- تا حدودی فروپاشی سریع رژیم حاکم بر سوریه را میتوان با فروپاشی دور از انتظار دولت اشرف غنی در پاییز ۱۴۰۰ [خورشیدی] و برآمدن دوبارۀ طالبان در افغانستان مقایسه کرد. همچنین فروپاشی بزرگترین قدرت هستهای جهان یعنی اتحاد جماهیر شوروی سابق نیز در اوایل زمستان ۱۹۹۱ [میلادی] در حالی روی داد که این دولت، دارای بزرگترین زرادخانه اتمی جهان بود. در هر سه تجربه رژیمهای حاکم بر افغانستان، شوروی سابق و سوریه، حملۀ خارجی یا قدرت نظامی مخالفان موجب سقوط نظامهای حاکم نشد، بلکه اضمحلال نظام سیاسی و فرسودگی ساختار سیاسی و نیز تعمیق شکافهای حکومت با ملت به فروپاشی منجر شد و تنها یک فشار نیاز بود تا بند ضعیف اعمال حاکمیت از هم بگسلد.
🔴 دنبالۀ یادداشت را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 تحولات سوریه و لزوم اتخاذ رویکرد عقلایی
✍️ احسان هوشمند
فروپاشی سریع رژیم سوریه برای بسیاری باورکردنی نبود. در هفتهها و روزهای اخیر، رسانۀ رسمی کشور از قول برخی مسئولان کشور که نقش مهمی در تصمیمسازیها دارند، چنین تحلیلهایی از شرایط سوریه منتشر میکرد: «ارتش سوریه تکان بخورد، جولان را از اسرائیل پس میگیرد»! این سخنان را نه افراد دور از میدان، بلکه کسانی میگفتند که تجارب زیادی از حضور در سوریه داشتند. همچنین شب گذشته محمد جواد لاریجانی یکی از تحلیلگران ثابت صداوسیما، همزمان با فرار بشار اسد از دمشق، در سیما گفت: «بعید است به این راحتی بشار اسد سقوط کند». چنین اعتمادبهنفسی دربارۀ اوضاع سوریه در آن ساعات پایانی رژیم اسد حتی در اطلاعیههای ارتش سوریه هم به چشم نمیخورد؛ آنهم در شرایطی که بسیاری از تحلیلگران، حتی آنان که دور از میدان بودند، فروپاشی رژیم بعث سوریه را قریبالوقوع میدانستند. چرا حتی مسئولان میدانی هم نتوانستند شرایط پیشآمده را پیشبینی کنند؟ یکی از مسئولان سابق میدانی در گفتوگوی رسانهای تأکید کرد: «تُرکها و بعضی از کشورهای عربی، ما را فریب دادند؛ اینها دو ماه قبل تضمین دادند که هیچ اتفاقی در سوریه نمیافتد». چنین گزارههایی اهمیت ارزیابی و محاسبات چندلایه از شرایطی را که منجر به سقوط رژیم اسد و غافلگیری مسئولان ایرانی شد، دوچندان میکند. مگر میشود کشوری با انبوهی از مراکز تحقیقاتی و راهبردی، به سادگی توسط همسایۀ غربی با فریب مواجه شود و از رصد و بررسی عمیق تحولات میدانی و سیاسی و نظامی در منطقه غافل شود؟ آیا تنها با گفتن اینکه طرف ترکیهای و کشورهای عربی منطقه، مسئولان ایرانی را فریب دادند، میتوان از پذیرش مسئولیتهای چنین رخداد بزرگی صرفنظر کرد؟
حمایت از بشار اسد در دهه گذشته با هزینههای مالی، سیاسی، انسانی و حیثیتی صورت گرفت و فروپاشی سریع و همهجانبه رژیم اسد نیازمند تحلیلهای چندوجهی فراوانی است.
۱- تا حدودی فروپاشی سریع رژیم حاکم بر سوریه را میتوان با فروپاشی دور از انتظار دولت اشرف غنی در پاییز ۱۴۰۰ [خورشیدی] و برآمدن دوبارۀ طالبان در افغانستان مقایسه کرد. همچنین فروپاشی بزرگترین قدرت هستهای جهان یعنی اتحاد جماهیر شوروی سابق نیز در اوایل زمستان ۱۹۹۱ [میلادی] در حالی روی داد که این دولت، دارای بزرگترین زرادخانه اتمی جهان بود. در هر سه تجربه رژیمهای حاکم بر افغانستان، شوروی سابق و سوریه، حملۀ خارجی یا قدرت نظامی مخالفان موجب سقوط نظامهای حاکم نشد، بلکه اضمحلال نظام سیاسی و فرسودگی ساختار سیاسی و نیز تعمیق شکافهای حکومت با ملت به فروپاشی منجر شد و تنها یک فشار نیاز بود تا بند ضعیف اعمال حاکمیت از هم بگسلد.
🔴 دنبالۀ یادداشت را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ایراندل | IranDel
🔴 تحولات سوریه و لزوم اتخاذ رویکرد عقلایی ✍️ احسان هوشمند فروپاشی سریع رژیم سوریه برای بسیاری باورکردنی نبود. در هفتهها و روزهای اخیر، رسانۀ رسمی کشور از قول برخی مسئولان کشور که نقش مهمی در تصمیمسازیها دارند، چنین تحلیلهایی از شرایط سوریه منتشر میکرد:…
👍24👎4
🔴 سقوط بشار اسد ضربتی سخت به ایدئولوژی امتگرایی
✍️ آرش رئیسینژاد
سقوط بشار اسد ضربتی سخت به ایدئولوژی امتگرایی بود؛ ایدئولوژیای که ایران را برای مفهومِ موهومِ امّت مصرف کرده و ارزشی برای منافعِ ملی، قائل نبوده است. در میانۀ نیرومندی روزافزونِ گفتمانِ ایران در جامعۀ ایرانی، منتظر حمایتِ امّتگرایان از قومگرایی باشید؛ اتحادی بر پایۀ نفرت از ایران.
در زمانۀ کنونی گفتمان نیرومندی سربرآورده که دیر یا زود بر جامعۀ ایران و حیاتِ ایرانیان چیرگی مییابد؛ گفتمانی که محور آن دالِ ایران است. از این رو، مسائل مربوط به آن با حساسیت دنبال میشود؛ مسائلی که در یک واژه خودنمایی میکند و در سرِ بزنگاه چشمان همه را باز میکند: تمامیت ارضی!
گفتمانی که در ساحتِ حقوقی بر حقوقِ شهروندی تاکید دارد؛ در حوزۀ مذهبی، دین غیرایدئولوژیک را ترجیح میدهد؛ در فضای اقتصادی، مخالف اقتصاد دستوری است؛ در داخل حامی دموکراسی و انتخابات آزاد است و طرفدار سیاست خارجهایست که توسعه را بر صدر نشانده و از رابطه با همه کشورها استقبال کند.
#توییت_خوانی
@IranDel_Channel
💢
✍️ آرش رئیسینژاد
سقوط بشار اسد ضربتی سخت به ایدئولوژی امتگرایی بود؛ ایدئولوژیای که ایران را برای مفهومِ موهومِ امّت مصرف کرده و ارزشی برای منافعِ ملی، قائل نبوده است. در میانۀ نیرومندی روزافزونِ گفتمانِ ایران در جامعۀ ایرانی، منتظر حمایتِ امّتگرایان از قومگرایی باشید؛ اتحادی بر پایۀ نفرت از ایران.
در زمانۀ کنونی گفتمان نیرومندی سربرآورده که دیر یا زود بر جامعۀ ایران و حیاتِ ایرانیان چیرگی مییابد؛ گفتمانی که محور آن دالِ ایران است. از این رو، مسائل مربوط به آن با حساسیت دنبال میشود؛ مسائلی که در یک واژه خودنمایی میکند و در سرِ بزنگاه چشمان همه را باز میکند: تمامیت ارضی!
گفتمانی که در ساحتِ حقوقی بر حقوقِ شهروندی تاکید دارد؛ در حوزۀ مذهبی، دین غیرایدئولوژیک را ترجیح میدهد؛ در فضای اقتصادی، مخالف اقتصاد دستوری است؛ در داخل حامی دموکراسی و انتخابات آزاد است و طرفدار سیاست خارجهایست که توسعه را بر صدر نشانده و از رابطه با همه کشورها استقبال کند.
#توییت_خوانی
@IranDel_Channel
💢
👍42👎3