🔴 سالی که بهار نداشت!
✍️ جواد رنجبر درخشیلر، دکترای علوم سیاسی
در یک سالی که آذربایجان از ایران جدا بود، مردم به سختی زندگی کردند. عده ای سرمست قدرت پوشالی به دست آمده بودند، عدهای حیران و سرگردان و عدهای که ننگِ تجزیه را نمیپذیرفتند، در زندان بودند، اگر کشته نمیشدند. از آذر ۱۳۲۴ تا آذر ۱۳۲۵ خورشیدی برای ایرانیان همهی سال زمستان بود. در خاطرات پدربزرگم و همسالان و دوستان ایشان شنیدهام که بزرگترین درد مردم آذربایجان، خفت تجزیه شدن به دست روسها بود. آن را نوعی توهین و تحقیر تلقی میکردند. به همین دلیل در تمام سالی که بهار نداشت، کوشیدند، فتنه را بنشانند و به وطن برگردند. استقبال از ارتش و سوختن کتابهای درسی جعلی که با پول استالین چاپ شده بود در این چارچوب قابل فهم است. خوشبختانه فتنهی تجزیهی ایران خاموش شد و میتوان ۲۱ آذر را روز وحدت ملی، روز تجزیهناپذیری و روز تمامیت ارضی نامید، اما بیمهایی هست و نمیتوان آرام نشست.
در طول تاریخ باشکوه ایران ردی از اختلافات موسوم به اختلاف قومی و زبانی مشاهده نشده است. زبان ملی به طبیعیترین شکل ممکن انتخاب شده، مردم در بستری از فرهنگ غنی ایرانشهری زندگی کردهاند و همواره وحدت بر کثرت، تفوق داشته است. با مشروطه ردی از اختلافات قومی پیدا شد که بیتردید ریشه در پانترکیسم عثمانی داشت.
پانترکیسم، ایدهای جعلی برای امپراتوری تُرکی است که تمام مؤلفههای دانش و حتی عقل سلیم را نادیده میگیرد. در ایران، کاریکاتوری از پانترکیسم در دربار محمدعلی قاجار، شاه معزول، به عنوان ابزاری برای قدرت مطلقهی استبدادی پدیدار شد. در دربار محمدعلی که روسها گردانندهاش بودند و عناصر مرتجع مذهبی در آن حضور داشتند، اختلاف افکنی جعلی قومی برای شکستن ارادهی ملی مشروطهخواهی که از تبریز جان میگرفت، ابزار مناسبی تلقی میشد. ابزار قومگرایی در این دوره گویای دلیلها و چگونگی رشد ایدههای قومی و تجزیهطلب است. قومگرایی در استبداد و ارتجاع ریشه دارد.
در دورهی هرج و مرج ناشی از مشروطه، اختلافافکنی قومی قدرت گرفت و بیم تجزیهی ایران میرفت. خوشبختانه در دورهی رضاشاه، قومگرایی به محاق رفت. سرکوب ارتجاع و مرام اشتراکی در دورهی رضاشاه تجزیهطلبی را سخت مهار کرد. ارتجاع و مرام اشتراکی زمینههای فکری و فرهنگی تجزیهطلبی را فراهم میکردند.
حمله متفقین همان طور که راه رشد ایران را بست، راه تقویت وحدت ملی را هم سد کرد و دوباره زمینهی تجزبهطلبی گسترده شد. مهمترین مصداق عملی تجزیهطلبی در آذربایجان و کُردستان دیده شد، اما هر دو خوشبختانه شکست خوردند. امیدی که شکست این دو فتنه در دل هر ایرانی مینشاند، همزمان بیمناکش هم میکند. بیمهای تجزیهطلبی از امید آن میآید. دلیل شکستِ تجزیهطلبان، افزون بر ارادهی محمدرضا شاه، قوامالسلطنه، استاد سید حسن تقیزاده، سپهبد رزمآرا و دیگران، نقش آمریکا و جهان دو قطبی، مخالفت جدی مردم آذربایجان با تجزیه بود. آذریها مبتنی بر فرهنگ قدیم ایرانی تصوری از جدایی از ایران نداشتند. به همین دلیل، تمام نیروی فتنهگران در یک سال حکومت بر تبریز صرف تغییر نگرش مردم آذربایجان شد و کارهای فرهنگی اساس فعالیتهای تجزیهطلبان بود.
فرهنگ ایرانشهری، در کنار سایر مؤلفههای قدرت، حافظ تمامیت ارضی ایران است. تجزیهطلبان فرهنگ را به درستی نشانه گرفته بودند.
فتنه نشست، اما تلاش فرهنگی برای سست کردن وحدت ملی تمام نشد. در حدود هشتاد سال گذشته شوروی سابق، باکو، ترکیه و در چند سال اخیر اسرائیل و شبکههای ماهوارهای تلاش بیوقفهای برای گسستنِ فرهنگی بخشهای مختلف ایران از فرهنگ ایرانشهری کردهاند تا اگر روزی نیت شومی دیگر داشتند به سد ستبر فرهنگ و مردم نخورند. ناگفته پیداست که برخی سیاستهای غلط اقتصادی و فرهنگی در دهههای اخیر تسهیلگر تلاشهای دشمنان بوده است.
حال باید بیم سستی ارادهی ملی را داشت. پرسش مهم این است که آیا فرهنگ مردم آذربایجان یا کُردستان یا خوزستان یا بلوچستان به سوی اهداف تجزیهطلبانه گرایشی پیدا کرده است؟ پاسخ قطعاً منفی است. پس چرا نگرانیم؟ چون فرهنگ ملی برای ما اهمیتی استراتژیک دارد. ما با این فرهنگ در سه هزار سال گذشته زندگی کردهایم و پایدار ماندهایم. بنا بر این حتی اگر احتمال داده شود، آسیبی بسیار جزئی به فرهنگ ما وارد خواهد آمد باید بسیار جدی مقابله کرد. تقویت وحدت ملی و زدودن برخی غبارهای ابهام، کاری دشوار نیست. فقط آگاهی و اراده میطلبد. سه رکن اساسی تفویت وحدت ملی توجه به زبان پارسی، لغو بومیگزینی و ارتقا آگاهی هویتی ملی است.
🔴 دنبالهی یادداشت را در بخشِ «مشاهده فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 سالی که بهار نداشت!
✍️ جواد رنجبر درخشیلر، دکترای علوم سیاسی
در یک سالی که آذربایجان از ایران جدا بود، مردم به سختی زندگی کردند. عده ای سرمست قدرت پوشالی به دست آمده بودند، عدهای حیران و سرگردان و عدهای که ننگِ تجزیه را نمیپذیرفتند، در زندان بودند، اگر کشته نمیشدند. از آذر ۱۳۲۴ تا آذر ۱۳۲۵ خورشیدی برای ایرانیان همهی سال زمستان بود. در خاطرات پدربزرگم و همسالان و دوستان ایشان شنیدهام که بزرگترین درد مردم آذربایجان، خفت تجزیه شدن به دست روسها بود. آن را نوعی توهین و تحقیر تلقی میکردند. به همین دلیل در تمام سالی که بهار نداشت، کوشیدند، فتنه را بنشانند و به وطن برگردند. استقبال از ارتش و سوختن کتابهای درسی جعلی که با پول استالین چاپ شده بود در این چارچوب قابل فهم است. خوشبختانه فتنهی تجزیهی ایران خاموش شد و میتوان ۲۱ آذر را روز وحدت ملی، روز تجزیهناپذیری و روز تمامیت ارضی نامید، اما بیمهایی هست و نمیتوان آرام نشست.
در طول تاریخ باشکوه ایران ردی از اختلافات موسوم به اختلاف قومی و زبانی مشاهده نشده است. زبان ملی به طبیعیترین شکل ممکن انتخاب شده، مردم در بستری از فرهنگ غنی ایرانشهری زندگی کردهاند و همواره وحدت بر کثرت، تفوق داشته است. با مشروطه ردی از اختلافات قومی پیدا شد که بیتردید ریشه در پانترکیسم عثمانی داشت.
پانترکیسم، ایدهای جعلی برای امپراتوری تُرکی است که تمام مؤلفههای دانش و حتی عقل سلیم را نادیده میگیرد. در ایران، کاریکاتوری از پانترکیسم در دربار محمدعلی قاجار، شاه معزول، به عنوان ابزاری برای قدرت مطلقهی استبدادی پدیدار شد. در دربار محمدعلی که روسها گردانندهاش بودند و عناصر مرتجع مذهبی در آن حضور داشتند، اختلاف افکنی جعلی قومی برای شکستن ارادهی ملی مشروطهخواهی که از تبریز جان میگرفت، ابزار مناسبی تلقی میشد. ابزار قومگرایی در این دوره گویای دلیلها و چگونگی رشد ایدههای قومی و تجزیهطلب است. قومگرایی در استبداد و ارتجاع ریشه دارد.
در دورهی هرج و مرج ناشی از مشروطه، اختلافافکنی قومی قدرت گرفت و بیم تجزیهی ایران میرفت. خوشبختانه در دورهی رضاشاه، قومگرایی به محاق رفت. سرکوب ارتجاع و مرام اشتراکی در دورهی رضاشاه تجزیهطلبی را سخت مهار کرد. ارتجاع و مرام اشتراکی زمینههای فکری و فرهنگی تجزیهطلبی را فراهم میکردند.
حمله متفقین همان طور که راه رشد ایران را بست، راه تقویت وحدت ملی را هم سد کرد و دوباره زمینهی تجزبهطلبی گسترده شد. مهمترین مصداق عملی تجزیهطلبی در آذربایجان و کُردستان دیده شد، اما هر دو خوشبختانه شکست خوردند. امیدی که شکست این دو فتنه در دل هر ایرانی مینشاند، همزمان بیمناکش هم میکند. بیمهای تجزیهطلبی از امید آن میآید. دلیل شکستِ تجزیهطلبان، افزون بر ارادهی محمدرضا شاه، قوامالسلطنه، استاد سید حسن تقیزاده، سپهبد رزمآرا و دیگران، نقش آمریکا و جهان دو قطبی، مخالفت جدی مردم آذربایجان با تجزیه بود. آذریها مبتنی بر فرهنگ قدیم ایرانی تصوری از جدایی از ایران نداشتند. به همین دلیل، تمام نیروی فتنهگران در یک سال حکومت بر تبریز صرف تغییر نگرش مردم آذربایجان شد و کارهای فرهنگی اساس فعالیتهای تجزیهطلبان بود.
فرهنگ ایرانشهری، در کنار سایر مؤلفههای قدرت، حافظ تمامیت ارضی ایران است. تجزیهطلبان فرهنگ را به درستی نشانه گرفته بودند.
فتنه نشست، اما تلاش فرهنگی برای سست کردن وحدت ملی تمام نشد. در حدود هشتاد سال گذشته شوروی سابق، باکو، ترکیه و در چند سال اخیر اسرائیل و شبکههای ماهوارهای تلاش بیوقفهای برای گسستنِ فرهنگی بخشهای مختلف ایران از فرهنگ ایرانشهری کردهاند تا اگر روزی نیت شومی دیگر داشتند به سد ستبر فرهنگ و مردم نخورند. ناگفته پیداست که برخی سیاستهای غلط اقتصادی و فرهنگی در دهههای اخیر تسهیلگر تلاشهای دشمنان بوده است.
حال باید بیم سستی ارادهی ملی را داشت. پرسش مهم این است که آیا فرهنگ مردم آذربایجان یا کُردستان یا خوزستان یا بلوچستان به سوی اهداف تجزیهطلبانه گرایشی پیدا کرده است؟ پاسخ قطعاً منفی است. پس چرا نگرانیم؟ چون فرهنگ ملی برای ما اهمیتی استراتژیک دارد. ما با این فرهنگ در سه هزار سال گذشته زندگی کردهایم و پایدار ماندهایم. بنا بر این حتی اگر احتمال داده شود، آسیبی بسیار جزئی به فرهنگ ما وارد خواهد آمد باید بسیار جدی مقابله کرد. تقویت وحدت ملی و زدودن برخی غبارهای ابهام، کاری دشوار نیست. فقط آگاهی و اراده میطلبد. سه رکن اساسی تفویت وحدت ملی توجه به زبان پارسی، لغو بومیگزینی و ارتقا آگاهی هویتی ملی است.
🔴 دنبالهی یادداشت را در بخشِ «مشاهده فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ایراندل | IranDel
🔴 سالی که بهار نداشت! ✍️ جواد رنجبر درخشیلر، دکترای علوم سیاسی در یک سالی که آذربایجان از ایران جدا بود، مردم به سختی زندگی کردند. عده ای سرمست قدرت پوشالی به دست آمده بودند، عدهای حیران و سرگردان و عدهای که ننگِ تجزیه را نمیپذیرفتند، در زندان بودند،…
👍27👎1
Forwarded from ایراندل | IranDel
🔴 منطقِ تحلیلِ سیاسی پیرامون فرقۀ دموکرات پس از هفت دهه
✍️ سالار سیفالدینی
هفت دهه پس از ظهور و سقوط فرقۀ دموکرات، حوادث آذربایجان را چگونه میتوان توضیح داد؟
شاید بتوان از زاویۀ روشنفکرانه با حالت بیمسئولیتی به آن نگریست یا مانند یرواند آبرامیان در مقامِ تاریخنویس توده، سوگیرانه به آن پرداخت و حتی اطلاعات غلطی به خواننده داد. شاید بتوان با نگاه سرسری آن را یک واقعه در گذشته دید.
اما اگر از نگاه یک «دولت» یا کارگزار «امر عام» و مطلق این مسئله را توضیح دهیم، بیش از یک زاویۀ دید پیشرو نداریم.
تحلیل کلی درباره حوادث آذربایجان در فاصلۀ ۱۳۲۴ تا ۱۳۲۵ [خورشیدی] از دیدگاه دولت و دولتمرد، تابع یک منطقِ کلی است و آن چیزی نیست جز «منطقِ جنگ» و همکاری فرقه با قوای نظامی دشمن، حین اشغال کشور.
دولت، نه روشنفکر است، نه شاعر، نه عارف، بلکه نمایندۀ مصلحت عمومی است و نمیتواند جز از زاویۀ مصلحتِ ملّی به چنین چشماندازهایی حین بزرگترین تضاد ژئواستراتژیکِ تاریخ بشر ظاهر شده بود، بنگرد.
ایران از شهریور ۱۳۲٠ تا فروردین ۱۳۲۴ [خورشیدی] تحت اشغال متفقین بود، فرقۀ دموکرات نیز با ارتش خارجی در حین اشغال کشور همکاری کرد و حتی اعضایش یونیفورم ارتش سرخ را بر تن داشتند. بحرانِ خلیل ملکی در حزب توده، بر سر مخالفت او با نصبِ تصویر استالین (رئیس دولت اشغالگر) در مراکز فرقه بود که نشان میدهد این دو گروه صرفاً پراکسی شوروی بودند نه بیشتر.
اکنون باید پرسید که پس از جنگ دوم جهانی با نیروهای بومی که با ارتش اشغالگر همکاری کرده بودند از فرانسه تا هلند چه برخوردی صورت گرفت و اصولاً حکم یا جنسِ داوری دربارۀ چنین نیروی سیاسی باید تابع چه منطقی باشد به جز منطق جنگ؟
مجازاتِ اعضای حکومت ویشی در فرانسه تحت اشغال نازی و سپس مشابه همان نیروها در هلند به جرم همکاری با نازیها دیگر نمونهای روشن حرکتهایی از این دست است.
ولی مجلس و دولت ایران با تصویب دو قانون عفو عمومی، رفتار مرحمتآمیزی با گروههایی داشتند که علیالاصول و طبق هر قانونی چه قانون کیفری عادی و چه قانون زمان جنگ، خائن به شمار میرفتند. همین امروز در آمریکا مجازات جرم خیانت به کشور تا مرز اعدام دامنه دارد و این جرم در قانون امریکا تعریف بسیار موسعی دارد که شامل همکاری یا سکوت در مقابل توطئه خیانتآمیز نیز میشود.
نوع رفتار مهربانانۀ دولتِ ایران با فرقه شاید امروز مقدار زیادی قابل انتقاد باشد و بسیاری بر این باور باشند که «آنها مستحق این تخفیف نبودند» از یاد نبریم که نیمی از اعضای کابینۀ پیشهوری در ایران ماندند و به راحتی زیستند. حتی سلامالله جاوید و میرزا علی شبستری به زندگی عادی ادامه دادند و به مرگ طبیعی مُردند. اما بسیاری از کسانیکه گریختند مانند خود پیشهوری یا به قتل رسیدند یا مانند بیریا به سیبری تبعید شدند.
در داخل، مردم آذربایجان در فاصلۀ فرار پیشهوری و رسیدن ارتش، صدها تن از فرقویها را اعدام صحرایی کردند، با ورود ارتش مجازاتهای صحرایی مردم متوقف شد و دادگاه نظامی برای محاکمات آغاز شد. دادگاه و اجرای حکم فریدون ابراهیمی که به جلاد فرقه، شهرت داشت یکسال طول کشید.
اگرچه در ساحت نظر «منطق جنگ» چشمانداز وقایع چند ماهۀ آذربایجان را مشخص کرد اما متاسفانه یا خوشبختانه دولت ایران در ۱۳۲۵ [خورشیدی] عملاً با این منطق به موضوع نزدیک نشد. از طرف دیگر این رویکرد نسلهای بعدی را وارث برخی از مشکلات ناشی از بقایای فرقه کرده و بسیاری را به زحمت انداخت.
بقایای فرقه نیز پس از فروپاشی شوروی فوراً صاحب عوض کردند و از نوکری اردوگاه سوسیالیسم به خدمت اربابان کاپیتالیست درآمده، علیه کشور شوریدند و رفتار پدرانۀ دولت ایران را نه تنها فراموش کردند بلکه منکر آن نیز شدند و اکنون با وقاحت مدعی قتل عام ۲۵٠٠٠ تَن هستند که نه نامی از آنها است نه قبرستانی.
قضاوت قطعی در خصوص رفتار دولت دشوار است و تاریخ داور نهایی است. اما مسلم این است اگر همان حوادث یکبار دیگر تکرار شود، با توجه به تجربه ناسپاسی فرقویها، احتمالاً این بار رفتاری سنجیدهتر و آیندهنگرانهتری با نیرویی که حین اشغال مملکت با ارتش خارجی متحد میشود، صورت خواهد گرفت.
تاریخ نشان داد که رفتار مردم آذربایجان با فرقویها دقیقتر و ناشی از شناخت بومی از ذات آنان بود.
درس تاریخ برای ما پیروی بیقید و شرط از الزامات منطق جنگ، در شرایطی جنگی است، زیرا سیاست اصولاً حوزۀ اضطرار و داوری در باب وضع استثنایی است. دولت نهادی است که در باب وضع اضطراری تصمیم میگیرد وگرنه پیوسته در شرایط عادی، منطق مدنی یا غیرنظامی حکمفرماست.
بدیهی است که سرشت این منطق با احساسات شاعرانه متفاوت باشد، زیرا سیاست حوزۀ «مصلحت عمومی» است نه اخلاق خصوصی یا عرفان؛ پس دولت/حاکم کسیست که قدرت تصمیمات دشوار را نیز دارد.
@IranDel_Channel
💢
🔴 منطقِ تحلیلِ سیاسی پیرامون فرقۀ دموکرات پس از هفت دهه
✍️ سالار سیفالدینی
هفت دهه پس از ظهور و سقوط فرقۀ دموکرات، حوادث آذربایجان را چگونه میتوان توضیح داد؟
شاید بتوان از زاویۀ روشنفکرانه با حالت بیمسئولیتی به آن نگریست یا مانند یرواند آبرامیان در مقامِ تاریخنویس توده، سوگیرانه به آن پرداخت و حتی اطلاعات غلطی به خواننده داد. شاید بتوان با نگاه سرسری آن را یک واقعه در گذشته دید.
اما اگر از نگاه یک «دولت» یا کارگزار «امر عام» و مطلق این مسئله را توضیح دهیم، بیش از یک زاویۀ دید پیشرو نداریم.
تحلیل کلی درباره حوادث آذربایجان در فاصلۀ ۱۳۲۴ تا ۱۳۲۵ [خورشیدی] از دیدگاه دولت و دولتمرد، تابع یک منطقِ کلی است و آن چیزی نیست جز «منطقِ جنگ» و همکاری فرقه با قوای نظامی دشمن، حین اشغال کشور.
دولت، نه روشنفکر است، نه شاعر، نه عارف، بلکه نمایندۀ مصلحت عمومی است و نمیتواند جز از زاویۀ مصلحتِ ملّی به چنین چشماندازهایی حین بزرگترین تضاد ژئواستراتژیکِ تاریخ بشر ظاهر شده بود، بنگرد.
ایران از شهریور ۱۳۲٠ تا فروردین ۱۳۲۴ [خورشیدی] تحت اشغال متفقین بود، فرقۀ دموکرات نیز با ارتش خارجی در حین اشغال کشور همکاری کرد و حتی اعضایش یونیفورم ارتش سرخ را بر تن داشتند. بحرانِ خلیل ملکی در حزب توده، بر سر مخالفت او با نصبِ تصویر استالین (رئیس دولت اشغالگر) در مراکز فرقه بود که نشان میدهد این دو گروه صرفاً پراکسی شوروی بودند نه بیشتر.
اکنون باید پرسید که پس از جنگ دوم جهانی با نیروهای بومی که با ارتش اشغالگر همکاری کرده بودند از فرانسه تا هلند چه برخوردی صورت گرفت و اصولاً حکم یا جنسِ داوری دربارۀ چنین نیروی سیاسی باید تابع چه منطقی باشد به جز منطق جنگ؟
مجازاتِ اعضای حکومت ویشی در فرانسه تحت اشغال نازی و سپس مشابه همان نیروها در هلند به جرم همکاری با نازیها دیگر نمونهای روشن حرکتهایی از این دست است.
ولی مجلس و دولت ایران با تصویب دو قانون عفو عمومی، رفتار مرحمتآمیزی با گروههایی داشتند که علیالاصول و طبق هر قانونی چه قانون کیفری عادی و چه قانون زمان جنگ، خائن به شمار میرفتند. همین امروز در آمریکا مجازات جرم خیانت به کشور تا مرز اعدام دامنه دارد و این جرم در قانون امریکا تعریف بسیار موسعی دارد که شامل همکاری یا سکوت در مقابل توطئه خیانتآمیز نیز میشود.
نوع رفتار مهربانانۀ دولتِ ایران با فرقه شاید امروز مقدار زیادی قابل انتقاد باشد و بسیاری بر این باور باشند که «آنها مستحق این تخفیف نبودند» از یاد نبریم که نیمی از اعضای کابینۀ پیشهوری در ایران ماندند و به راحتی زیستند. حتی سلامالله جاوید و میرزا علی شبستری به زندگی عادی ادامه دادند و به مرگ طبیعی مُردند. اما بسیاری از کسانیکه گریختند مانند خود پیشهوری یا به قتل رسیدند یا مانند بیریا به سیبری تبعید شدند.
در داخل، مردم آذربایجان در فاصلۀ فرار پیشهوری و رسیدن ارتش، صدها تن از فرقویها را اعدام صحرایی کردند، با ورود ارتش مجازاتهای صحرایی مردم متوقف شد و دادگاه نظامی برای محاکمات آغاز شد. دادگاه و اجرای حکم فریدون ابراهیمی که به جلاد فرقه، شهرت داشت یکسال طول کشید.
اگرچه در ساحت نظر «منطق جنگ» چشمانداز وقایع چند ماهۀ آذربایجان را مشخص کرد اما متاسفانه یا خوشبختانه دولت ایران در ۱۳۲۵ [خورشیدی] عملاً با این منطق به موضوع نزدیک نشد. از طرف دیگر این رویکرد نسلهای بعدی را وارث برخی از مشکلات ناشی از بقایای فرقه کرده و بسیاری را به زحمت انداخت.
بقایای فرقه نیز پس از فروپاشی شوروی فوراً صاحب عوض کردند و از نوکری اردوگاه سوسیالیسم به خدمت اربابان کاپیتالیست درآمده، علیه کشور شوریدند و رفتار پدرانۀ دولت ایران را نه تنها فراموش کردند بلکه منکر آن نیز شدند و اکنون با وقاحت مدعی قتل عام ۲۵٠٠٠ تَن هستند که نه نامی از آنها است نه قبرستانی.
قضاوت قطعی در خصوص رفتار دولت دشوار است و تاریخ داور نهایی است. اما مسلم این است اگر همان حوادث یکبار دیگر تکرار شود، با توجه به تجربه ناسپاسی فرقویها، احتمالاً این بار رفتاری سنجیدهتر و آیندهنگرانهتری با نیرویی که حین اشغال مملکت با ارتش خارجی متحد میشود، صورت خواهد گرفت.
تاریخ نشان داد که رفتار مردم آذربایجان با فرقویها دقیقتر و ناشی از شناخت بومی از ذات آنان بود.
درس تاریخ برای ما پیروی بیقید و شرط از الزامات منطق جنگ، در شرایطی جنگی است، زیرا سیاست اصولاً حوزۀ اضطرار و داوری در باب وضع استثنایی است. دولت نهادی است که در باب وضع اضطراری تصمیم میگیرد وگرنه پیوسته در شرایط عادی، منطق مدنی یا غیرنظامی حکمفرماست.
بدیهی است که سرشت این منطق با احساسات شاعرانه متفاوت باشد، زیرا سیاست حوزۀ «مصلحت عمومی» است نه اخلاق خصوصی یا عرفان؛ پس دولت/حاکم کسیست که قدرت تصمیمات دشوار را نیز دارد.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍32👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 جشنِ ۲۱ آذر - روز ملّی نجاتِ آذربایجان - در تلویزیون ملّی ایران در سال ۱۳۵۵ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
@IranDel_Channel
💢
👍48👎3
🔴 سوریه، دوباره قربانی جغرافیای خود شده است
✍️ آرش رئیسینژاد، دکترای روابط بینالملل
پس از سقوط بشار اسد و قدرت گرفتن نیروهای بنیادگرای هیئت تحریر الشام در سوریه، عدهای امیدوارند که مردم این کشور پس از چندین دهه سرکوب و درگیری اکنون در وضعیت آرامی زندگی خود را از سر بگیرند. دکتر «آرش رئیسی نژاد»، تحلیلگر و پژوهشگر حوزه روابط بینالملل، در یادداشتی در فارین پالسی با تمرکز بر جغرافیای چندپاره سوریه مینویسد: «جنگ داخلی در این کشور تمام شده اما ثباتی وجود ندارد که بخواهد به سوریه بازگردانده شود.»
اکنون که هیئت تحریر الشام بهعنوان پیروز جنگ داخلی سوریه ظاهر شده، وسوسهانگیز است که تصور کنیم کشور به نوعی ثبات بازگشته است. در حقیقت، اما اصلاً ثباتی وجود نداشته که بخواهد به سوریه برگردد. همانقدر که جنگ داخلی سوریه ماهیت فرقهای و ایدئولوژیک داشت، جغرافیا نیز در پا گرفتن و شعلهورشدن این جنگ نقش داشت. پایان این فصل از جنگ احتمالاً به معنای آغاز فصل بعدی درگیری است.
جغرافیا همیشه سوریه را تنبیه کرده است. این کشور هم در داخل قلمرو خود و هم در امتداد مرزهایش موانع طبیعی چندانی ندارد. در غرب، مدیترانه قرار دارد که مسیری برای تجارت و در نتیجه تهاجمات نظامی بوده است. در شرق، دره رود فرات قرار دارد. جنوب با صحرا و شمال با دشتهای دامنه جنوبی کوههای توروس محاصره شده است. بهطور کلی، جغرافیای سوریه به گونهای نیست که بتواند از بیرون جلوی تهاجم خارجی را بگیرد یا در داخل دژ محکمی باشد که آخرین سنگر دفاعی به حساب بیاید. بیشتر مرزهای مدرن سوریه مصنوعی هستند تا طبیعی. مرز جنوبی یک خط مستقیم است و مرز شرقی هم به همان اندازه دلبخواهی. این موضوع به شکنندگی مرزهای سوریه منجر شده و به نبود استقلال و ضعف هویت ملی در سوریه دامن زده است.
🔴 یادداشت را در بخشِ «مشاهده فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 سوریه، دوباره قربانی جغرافیای خود شده است
✍️ آرش رئیسینژاد، دکترای روابط بینالملل
پس از سقوط بشار اسد و قدرت گرفتن نیروهای بنیادگرای هیئت تحریر الشام در سوریه، عدهای امیدوارند که مردم این کشور پس از چندین دهه سرکوب و درگیری اکنون در وضعیت آرامی زندگی خود را از سر بگیرند. دکتر «آرش رئیسی نژاد»، تحلیلگر و پژوهشگر حوزه روابط بینالملل، در یادداشتی در فارین پالسی با تمرکز بر جغرافیای چندپاره سوریه مینویسد: «جنگ داخلی در این کشور تمام شده اما ثباتی وجود ندارد که بخواهد به سوریه بازگردانده شود.»
اکنون که هیئت تحریر الشام بهعنوان پیروز جنگ داخلی سوریه ظاهر شده، وسوسهانگیز است که تصور کنیم کشور به نوعی ثبات بازگشته است. در حقیقت، اما اصلاً ثباتی وجود نداشته که بخواهد به سوریه برگردد. همانقدر که جنگ داخلی سوریه ماهیت فرقهای و ایدئولوژیک داشت، جغرافیا نیز در پا گرفتن و شعلهورشدن این جنگ نقش داشت. پایان این فصل از جنگ احتمالاً به معنای آغاز فصل بعدی درگیری است.
جغرافیا همیشه سوریه را تنبیه کرده است. این کشور هم در داخل قلمرو خود و هم در امتداد مرزهایش موانع طبیعی چندانی ندارد. در غرب، مدیترانه قرار دارد که مسیری برای تجارت و در نتیجه تهاجمات نظامی بوده است. در شرق، دره رود فرات قرار دارد. جنوب با صحرا و شمال با دشتهای دامنه جنوبی کوههای توروس محاصره شده است. بهطور کلی، جغرافیای سوریه به گونهای نیست که بتواند از بیرون جلوی تهاجم خارجی را بگیرد یا در داخل دژ محکمی باشد که آخرین سنگر دفاعی به حساب بیاید. بیشتر مرزهای مدرن سوریه مصنوعی هستند تا طبیعی. مرز جنوبی یک خط مستقیم است و مرز شرقی هم به همان اندازه دلبخواهی. این موضوع به شکنندگی مرزهای سوریه منجر شده و به نبود استقلال و ضعف هویت ملی در سوریه دامن زده است.
🔴 یادداشت را در بخشِ «مشاهده فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ایراندل | IranDel
🔴 سوریه، دوباره قربانی جغرافیای خود شده است ✍️ آرش رئیسینژاد، دکترای روابط بینالملل پس از سقوط بشار اسد و قدرت گرفتن نیروهای بنیادگرای هیئت تحریر الشام در سوریه، عدهای امیدوارند که مردم این کشور پس از چندین دهه سرکوب و درگیری اکنون در وضعیت آرامی زندگی…
👍24👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴 ۲۱ آذر روز ملی نجات آذربایجان / روزی که سرِ ایران، روی پیکرش ماندگار شد
۲۱ آذر ۱۳۲۵ خورشیدی، یکی از فرازهای ماندگار تاریخ ایران است که البته کمتر به آن پرداخته شده است. روزی که دسیسۀ هولناک خارجی که از آستین خائنان داخلی برآمده بود با همیاری مردم آذربایجان و ارتش ایران، ناکام ماند.
گفتوگوی مازیار خسروی، سردبیر فراز با سالار سیفالدینی، پژوهشگر و دکترای جغرافیای سیاسی به بازخوانی سلسله رخدادهایی میپردازد که به بزنگاه ۲۱ آذر انجامید.
🔴 گفتوگو را میتوان در تارنمای روزنامه اینترنتی فراز نیز تماشا کرد.
@IranDel_Channel
💢
۲۱ آذر ۱۳۲۵ خورشیدی، یکی از فرازهای ماندگار تاریخ ایران است که البته کمتر به آن پرداخته شده است. روزی که دسیسۀ هولناک خارجی که از آستین خائنان داخلی برآمده بود با همیاری مردم آذربایجان و ارتش ایران، ناکام ماند.
گفتوگوی مازیار خسروی، سردبیر فراز با سالار سیفالدینی، پژوهشگر و دکترای جغرافیای سیاسی به بازخوانی سلسله رخدادهایی میپردازد که به بزنگاه ۲۱ آذر انجامید.
🔴 گفتوگو را میتوان در تارنمای روزنامه اینترنتی فراز نیز تماشا کرد.
@IranDel_Channel
💢
👍26👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥
«The best fortress which a prince can have is the love of his people.»
(The Prince, Chapter 20)
«بهترین قلعهای که یک شهریار میتواند داشته باشد، محبتِ مردمش است».
از کتاب «شهریار»
نیکولا ماکیاوللی
(از کانال سهند ایرانمهر)
@IranDel_Channel
💢
«The best fortress which a prince can have is the love of his people.»
(The Prince, Chapter 20)
«بهترین قلعهای که یک شهریار میتواند داشته باشد، محبتِ مردمش است».
از کتاب «شهریار»
نیکولا ماکیاوللی
(از کانال سهند ایرانمهر)
@IranDel_Channel
💢
👍21👎1
ایراندل | IranDel
🔴 آیا "قانونِ حجاب" جرقهایست برای انفجارِ انبارِ باروتِ ایران؟ ✍️ آرش رئیسینژاد، دکترای روابط بینالملل، در متنِ کوتاه هشدارگونهای نوشت: تا ۲۰ ژانویه (یکم بهمن ماه) سهگانه ذیل با شتاب بیشتری دنبال میشود: ۱. تسخیر شمال تا مرکز سوریه به دستِ پروکسیهای…
🔴 وقوع تحرکات مهم نظامی - امنیتی در قفقاز جنوبی
در چند روز اخیر دوازده تحرکِ مهم امنیتی - نظامی در قفقاز جنوبی رخ داده که ممکن است ارتباط تنگاتنگی با تحولاتِ اخیرِ سوریه داشته باشد. در ادامه فهرستوار بدون در نظر گرفتن اتفاقات گرجستان به آنها اشاره میشود:
۱- سفر وزیر دفاع جمهوری ارمنستان به آمریکا و مقر پنتاگون
۲- دیدار نیکول پاشینیان با ترامپ و مکرون در پاریس
۳- سفر حکمت حاجیاف، دستیار ویژه الهام علیاف، به اسرائیل و دیدار و گفتوگو با سرپرست وزارت خارجه اسرائیل در محل وزارت امور خارجه
۴- دیدار حکمت حاجیاف، دستیار ویژه الهام علیاف با اسحاق هرتزوگ، رئیسجمهور اسرائیل و گفتوگو پیرامون مسائل منطقهای
۵- بازدید هیئت ناتو از مؤسسات آموزشی واحدهای نظامی جمهوری باکو
۶- بازدید هیئت ناتو به سرپرستی دریاسالار گانشتاین برواسدال، معاون رئیس ستاد ادارۀ مشارکت در ستاد عالی نیروهای متفقین در اروپا "SHAPE"، از مؤسسات آموزشی نظامی و یکی از واحدهای نظامی جمهوری باکو
۷- صدور برنامۀ مشارکت فردی توسط تیم آموزشی سیّارِ ناتو در مرکز نمایشهای جنگی مؤسسه مدیریت نظامی دانشگاه دفاع ملّی جمهوری باکو
۸- بررسی میزان پیشرفت روابط جمهوری باکو و ناتو، و لزوم انجام اصلاحات در ارتش جمهوری باکو توسط افسران ناتو با تمرکز بر نیروی دریایی
۹- سفر سرهنگ کادیاوغلو، رئیس سازمان اطلاعات مخفی ارتش ترکیه به جمهوری باکو با اهداف اعلام نشده، و دیدار با وزیر دفاع و دیگر مقاماتِ نظامی باکو
۱۰- میزبانی باکو از ناتو در یک دورۀ مشترک آموزشی گسترده در قوای مختلف دریایی، زمینی و هوایی.
برنامهریزی و اجرای تمرینات منطبق با استانداردهای ناتو در سطح عملیاتی و تاکتیکی
۱۱- دیدار و گفتوگوی ذاکر حسناف، وزیر دفاع جمهوری باکو با همتای اسلواکیایی خود، روبرت کالیناک، در مورد وضعیت فعلی همکاریهای نظامی و تأکید بر اهمیت دیدارهای متقابل
۱۲- اعلام آمادگی الهام علیاف برای حضور نظامی در سوریه در تماس تلفنی با رجب طیب اردوغان
فتنۀ دالانِ جعلی توران در مرز زمینی ایران و ارمنستان و تصرف استان سیونیک ارمنستان توسط رژیم باکو با همکاری نظامی - امنیتی - اقتصادی کشورهای مختلف، یک تهدید بزرگ ژئوپلتیکی برای کشور ایران است. ایران هرگز نباید از تحرکات در قفقاز جنوبی غفلت کند.
@IranDel_Channel
💢
🔴 وقوع تحرکات مهم نظامی - امنیتی در قفقاز جنوبی
در چند روز اخیر دوازده تحرکِ مهم امنیتی - نظامی در قفقاز جنوبی رخ داده که ممکن است ارتباط تنگاتنگی با تحولاتِ اخیرِ سوریه داشته باشد. در ادامه فهرستوار بدون در نظر گرفتن اتفاقات گرجستان به آنها اشاره میشود:
۱- سفر وزیر دفاع جمهوری ارمنستان به آمریکا و مقر پنتاگون
۲- دیدار نیکول پاشینیان با ترامپ و مکرون در پاریس
۳- سفر حکمت حاجیاف، دستیار ویژه الهام علیاف، به اسرائیل و دیدار و گفتوگو با سرپرست وزارت خارجه اسرائیل در محل وزارت امور خارجه
۴- دیدار حکمت حاجیاف، دستیار ویژه الهام علیاف با اسحاق هرتزوگ، رئیسجمهور اسرائیل و گفتوگو پیرامون مسائل منطقهای
۵- بازدید هیئت ناتو از مؤسسات آموزشی واحدهای نظامی جمهوری باکو
۶- بازدید هیئت ناتو به سرپرستی دریاسالار گانشتاین برواسدال، معاون رئیس ستاد ادارۀ مشارکت در ستاد عالی نیروهای متفقین در اروپا "SHAPE"، از مؤسسات آموزشی نظامی و یکی از واحدهای نظامی جمهوری باکو
۷- صدور برنامۀ مشارکت فردی توسط تیم آموزشی سیّارِ ناتو در مرکز نمایشهای جنگی مؤسسه مدیریت نظامی دانشگاه دفاع ملّی جمهوری باکو
۸- بررسی میزان پیشرفت روابط جمهوری باکو و ناتو، و لزوم انجام اصلاحات در ارتش جمهوری باکو توسط افسران ناتو با تمرکز بر نیروی دریایی
۹- سفر سرهنگ کادیاوغلو، رئیس سازمان اطلاعات مخفی ارتش ترکیه به جمهوری باکو با اهداف اعلام نشده، و دیدار با وزیر دفاع و دیگر مقاماتِ نظامی باکو
۱۰- میزبانی باکو از ناتو در یک دورۀ مشترک آموزشی گسترده در قوای مختلف دریایی، زمینی و هوایی.
برنامهریزی و اجرای تمرینات منطبق با استانداردهای ناتو در سطح عملیاتی و تاکتیکی
۱۱- دیدار و گفتوگوی ذاکر حسناف، وزیر دفاع جمهوری باکو با همتای اسلواکیایی خود، روبرت کالیناک، در مورد وضعیت فعلی همکاریهای نظامی و تأکید بر اهمیت دیدارهای متقابل
۱۲- اعلام آمادگی الهام علیاف برای حضور نظامی در سوریه در تماس تلفنی با رجب طیب اردوغان
فتنۀ دالانِ جعلی توران در مرز زمینی ایران و ارمنستان و تصرف استان سیونیک ارمنستان توسط رژیم باکو با همکاری نظامی - امنیتی - اقتصادی کشورهای مختلف، یک تهدید بزرگ ژئوپلتیکی برای کشور ایران است. ایران هرگز نباید از تحرکات در قفقاز جنوبی غفلت کند.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍28👎3
ایراندل | IranDel
Photo
🔴 گزارشِ نشست شاهنامهپژوهی در بنیاد ایرانشناسی استانِ آذربایجانشرقی؛
ندانم چهای هر چه هستی تویی
✍️گزارش به قلمِ نیما عظیمی
[منتشره در روزنامۀ اعتماد]
محمد طاهری خسروشاهی، رئیس بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی: «هيچگاه صدای شاهنامه و فردوسی در خاکِ آذربايجان، خاموش نشده است. امروز نيز اين صدا از كوی سرخاب تبريز بلند میشود.»
بهمن دمشقی خیابانی، دکترای ادبیات حماسی و شاهنامهپژوه:
«شاهنامه، برترين اثر حماسی جهان است، بلكه برترين اثر حماسی ملّی ما نيز هست.» / «شاهنامه يكی از بزرگترين گنجينههای ادب فارسی است كه ارزشهای ملی و فرهنگی و قومی ما را نمايانده و بر زبان و گفتار ما تأثير بسيار داشته است.» / «آذربايجان هيچ پيوند و ارتباطی با توران و تُركان در شاهنامه ندارد. حتی در يكی از جنگهای بزرگِ ايرانيان و تورانيان كه در شاهنامه آمده، يك سپاه از آذربايجان در كنار سپاهی از اصفهان، كرمان و فارس عليه تورانيان قرار دارد.»
فاطمه اروجی، رئیس انجمنِ ایرانی تاریخ، شعبۀ استان آذربایجان شرقی:
«اين نشست نشان میدهد كه در تبريز، چقدر زياد، شاهنامهدوست و در واقع ايراندوست داريم.» / «فردوسی، زبان فارسی را تثبيت و پايدار و آن را از زوال و آسيب حفظ کرد و با پديد آوردن شاهنامه، خدمت بس شگرفی به ايران و ايرانيان نمود و همۀ ايران و همۀ ايرانشهر را به هم وصل كرد.»
از گزارش نیما عظیمی:
آذربايجان كه در شاهنامه به خاطر وزن، به شكل «آذرآبادگان» آمده، در سه دورۀ اساطيری، پهلوانی و تاريخی آن دارای چنان اهميتی است كه بنابر اساطير، جمشيد شاه در آذرآبادگان، تاج بر سر میگذارد، كيخسرو برای ياریخواهی از خدای بزرگ درخواستن كينِ پدرش سياوش به آتشكدۀ آذرگشسب در آذربايجان میرود و در بخش پايانی، يزدگرد شاه به مردمِ آذربايجان تكيه كرده و در سختترين موقعيت خود، خزانۀ خود را به آنجا میفرستد.
بنابر تاريخ، پيوند آذربايجان و شاهنامه با هم، پيوندی ناگسستنی است؛ و در همين راستا از ساعت ۱۶ دوشنبه پنجم آذر ماه ۱۴۰۳ [خورشیدی] نشست شاهنامهپژوهی در محل بنياد ايرانشناسی آذربايجان شرقی، با همكاری انجمن ايرانی تاريخ، شعبۀ آذربايجان شرقی برگزار شد.
🔴 گزارش کاملِ نشست را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 گزارشِ نشست شاهنامهپژوهی در بنیاد ایرانشناسی استانِ آذربایجانشرقی؛
ندانم چهای هر چه هستی تویی
✍️گزارش به قلمِ نیما عظیمی
[منتشره در روزنامۀ اعتماد]
محمد طاهری خسروشاهی، رئیس بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی: «هيچگاه صدای شاهنامه و فردوسی در خاکِ آذربايجان، خاموش نشده است. امروز نيز اين صدا از كوی سرخاب تبريز بلند میشود.»
بهمن دمشقی خیابانی، دکترای ادبیات حماسی و شاهنامهپژوه:
«شاهنامه، برترين اثر حماسی جهان است، بلكه برترين اثر حماسی ملّی ما نيز هست.» / «شاهنامه يكی از بزرگترين گنجينههای ادب فارسی است كه ارزشهای ملی و فرهنگی و قومی ما را نمايانده و بر زبان و گفتار ما تأثير بسيار داشته است.» / «آذربايجان هيچ پيوند و ارتباطی با توران و تُركان در شاهنامه ندارد. حتی در يكی از جنگهای بزرگِ ايرانيان و تورانيان كه در شاهنامه آمده، يك سپاه از آذربايجان در كنار سپاهی از اصفهان، كرمان و فارس عليه تورانيان قرار دارد.»
فاطمه اروجی، رئیس انجمنِ ایرانی تاریخ، شعبۀ استان آذربایجان شرقی:
«اين نشست نشان میدهد كه در تبريز، چقدر زياد، شاهنامهدوست و در واقع ايراندوست داريم.» / «فردوسی، زبان فارسی را تثبيت و پايدار و آن را از زوال و آسيب حفظ کرد و با پديد آوردن شاهنامه، خدمت بس شگرفی به ايران و ايرانيان نمود و همۀ ايران و همۀ ايرانشهر را به هم وصل كرد.»
از گزارش نیما عظیمی:
آذربايجان كه در شاهنامه به خاطر وزن، به شكل «آذرآبادگان» آمده، در سه دورۀ اساطيری، پهلوانی و تاريخی آن دارای چنان اهميتی است كه بنابر اساطير، جمشيد شاه در آذرآبادگان، تاج بر سر میگذارد، كيخسرو برای ياریخواهی از خدای بزرگ درخواستن كينِ پدرش سياوش به آتشكدۀ آذرگشسب در آذربايجان میرود و در بخش پايانی، يزدگرد شاه به مردمِ آذربايجان تكيه كرده و در سختترين موقعيت خود، خزانۀ خود را به آنجا میفرستد.
بنابر تاريخ، پيوند آذربايجان و شاهنامه با هم، پيوندی ناگسستنی است؛ و در همين راستا از ساعت ۱۶ دوشنبه پنجم آذر ماه ۱۴۰۳ [خورشیدی] نشست شاهنامهپژوهی در محل بنياد ايرانشناسی آذربايجان شرقی، با همكاری انجمن ايرانی تاريخ، شعبۀ آذربايجان شرقی برگزار شد.
🔴 گزارش کاملِ نشست را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ایراندل | IranDel
🔴 گزارشِ نشست شاهنامهپژوهی در بنیاد ایرانشناسی استانِ آذربایجانشرقی؛ ندانم چهای هر چه هستی تویی ✍️گزارش به قلمِ نیما عظیمی [منتشره در روزنامۀ اعتماد]
👍32👎5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 استاد جلال خالقی مطلق با امید و آرزوی اینکه روزی بتوانند از نزدیک و با حضور در شهر تبریز در کارگاه شاهنامهخوانی این شهر شرکت کنند، خطاب به شرکتکنندگان کارگاه شاهنامهخوانی تبریز گفتند:
از خداوندِ بزرگ، طلب دارم و امیدوارم که بتوانند در پرتو رهنمودهای شاهنامه، خدمتگزارِ بزرگِ فرهنگ ایرانزمین باشند، در سرزمینِ بزرگ و سترگ آذرآبادگان.
پیام توسط دکتر علیرضا قیامتی، شاهنامهپژوه، قرائت شد.
۱۴۰۳/۰۹/۲۱
@IranDel_Channel
💢
از خداوندِ بزرگ، طلب دارم و امیدوارم که بتوانند در پرتو رهنمودهای شاهنامه، خدمتگزارِ بزرگِ فرهنگ ایرانزمین باشند، در سرزمینِ بزرگ و سترگ آذرآبادگان.
پیام توسط دکتر علیرضا قیامتی، شاهنامهپژوه، قرائت شد.
۱۴۰۳/۰۹/۲۱
@IranDel_Channel
💢
👍40
ایراندل | IranDel
🔴 بیست و سوم آذر ماه، زادروز استاد دکتر سید جواد طباطبایی تبریزی، فیلسوف سیاسی ایران تقدیم بیادِ جاودانِ استاد ارجمند، دکتر سید جواد طباطبایی تبریزی که یک سالیست دیگر در میان ما نیستند، تا در خجسته زادروزشان، شادمان باشیم. اما پیمان ما با ایشان پابرجاست،…
🔴 میدان جاذبۀ ایران
بیست و سوم آذرماه، زادروز استاد جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران است.
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
بیست و سوم آذرماه، زادروز استاد جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران است.
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
👍57👎2
Telegram
attach 📎
🔴 به مناسبت ۲۳ آذر، زادروز فیلسوف ایرانشهر
دکتر جواد طباطبایی در حاشیۀ درسگفتار ایدهآلیسم آلمانی در مؤسسه بهاران در ۲۳ آذر ۱۳۹۵ خورشیدی، از مقارن شدن زادروزش با روزهای اشغالِ شمال غرب ایران توسط شوروی و ماجراهای فرقۀ دموکرات آذربایجان میگوید:
برتولوت برشت شعری دارد با این مضمون که، "من در جنگلهای سیاه به دنیا آمدهام و سردی این جنگلهای سیاه تا پایانِ عمرم در جانِ من، همچنان خواهد ماند". من هم در شبی متولد شدم در تبریز سردی که شوروی، آذربایجان را تجزیه کرده بود و این خاطره همچنان موضوعی در افقِ دیدِ من، هست و کوشش میکنم آن را در خودم زنده نگهدارم.
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
🔴 به مناسبت ۲۳ آذر، زادروز فیلسوف ایرانشهر
دکتر جواد طباطبایی در حاشیۀ درسگفتار ایدهآلیسم آلمانی در مؤسسه بهاران در ۲۳ آذر ۱۳۹۵ خورشیدی، از مقارن شدن زادروزش با روزهای اشغالِ شمال غرب ایران توسط شوروی و ماجراهای فرقۀ دموکرات آذربایجان میگوید:
برتولوت برشت شعری دارد با این مضمون که، "من در جنگلهای سیاه به دنیا آمدهام و سردی این جنگلهای سیاه تا پایانِ عمرم در جانِ من، همچنان خواهد ماند". من هم در شبی متولد شدم در تبریز سردی که شوروی، آذربایجان را تجزیه کرده بود و این خاطره همچنان موضوعی در افقِ دیدِ من، هست و کوشش میکنم آن را در خودم زنده نگهدارم.
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
👍37👎3
🔴 مشغولسازی به سبکِ ک. ج. ب
✍️ سالار سیفالدینی
در دورۀ شوروی یک ادارۀ فرعی در معاونتِ اطلاعاتِ خارجی ک.ج.ب تأسیس شد که کار آن تولید اطلاعاتِ غلط و گمراه کننده dis info/miss info بود.
وظیفۀ آنها «مشغولسازی» و اتلاف انرژی حریفان و نیروها یا کشورهای هدف بود، پس کارمندان آن امور بدیهی را انکار میکردند و طرف مقابل، ناچار بود برای اثباتِ بدیهیاتِ تاریخی، وقت و توانش را هدر دهد.
این همان میراث آنهاست که به "بقال و قصاب و مکانیک و لولهکش" رسیده است، آنها مثل مگس و پشه عملیاتی ایذایی میکنند و "زحمت ما میدارند" تا حواسمان از امور مهم، پرت شود و بدیهیاتِ بیفایده را اثبات کنیم. سپس سه ماه دیگر دوباره همان حرف اول را میزنند. توجه کنید که "قصاب، بقال، بوکسور یا مکانیک"، شخصیتِ واقعی ندارند، بلکه سایهای از یک ماهیتِ دیگر هستند، پس مسئلۀ آبرو، برایشان اصلاً موضوعیت ندارد که با اثبات یک گزاره، شرمنده شود یا جمع کنند و بروند.
مثالی میزنیم؛ "جمهوری آذربایجان" یک نام سرقتی و جعلی است، ولی برای اینکه شما به این نپردازید، باید توپ را در زمین ما بیاندازند و بگویند، اسم ایران را رضاشاه آورد. نام ترکیه در ۱۹۲۳ [میلادی] در نقشۀ جهان ظاهر شده، اما باید توپ در زمین ما باشد، خود TURK یک "صفتِ موهن" در عثمانی بود، اما برای اینکه به آن نپردازید، باید بگویند که ایرانیها، تُرکها را تحقیر میکردند!
به خاطر داشته باشید که ک.ج.ب از بین نرفت، بلکه تغییر شکل داد، اما میراث و سنتهای آن به حکومتی که حیدر علیاف، بانی آن بود، منتقل شد.
@IranDel_Channel
💢
🔴 مشغولسازی به سبکِ ک. ج. ب
✍️ سالار سیفالدینی
در دورۀ شوروی یک ادارۀ فرعی در معاونتِ اطلاعاتِ خارجی ک.ج.ب تأسیس شد که کار آن تولید اطلاعاتِ غلط و گمراه کننده dis info/miss info بود.
وظیفۀ آنها «مشغولسازی» و اتلاف انرژی حریفان و نیروها یا کشورهای هدف بود، پس کارمندان آن امور بدیهی را انکار میکردند و طرف مقابل، ناچار بود برای اثباتِ بدیهیاتِ تاریخی، وقت و توانش را هدر دهد.
این همان میراث آنهاست که به "بقال و قصاب و مکانیک و لولهکش" رسیده است، آنها مثل مگس و پشه عملیاتی ایذایی میکنند و "زحمت ما میدارند" تا حواسمان از امور مهم، پرت شود و بدیهیاتِ بیفایده را اثبات کنیم. سپس سه ماه دیگر دوباره همان حرف اول را میزنند. توجه کنید که "قصاب، بقال، بوکسور یا مکانیک"، شخصیتِ واقعی ندارند، بلکه سایهای از یک ماهیتِ دیگر هستند، پس مسئلۀ آبرو، برایشان اصلاً موضوعیت ندارد که با اثبات یک گزاره، شرمنده شود یا جمع کنند و بروند.
مثالی میزنیم؛ "جمهوری آذربایجان" یک نام سرقتی و جعلی است، ولی برای اینکه شما به این نپردازید، باید توپ را در زمین ما بیاندازند و بگویند، اسم ایران را رضاشاه آورد. نام ترکیه در ۱۹۲۳ [میلادی] در نقشۀ جهان ظاهر شده، اما باید توپ در زمین ما باشد، خود TURK یک "صفتِ موهن" در عثمانی بود، اما برای اینکه به آن نپردازید، باید بگویند که ایرانیها، تُرکها را تحقیر میکردند!
به خاطر داشته باشید که ک.ج.ب از بین نرفت، بلکه تغییر شکل داد، اما میراث و سنتهای آن به حکومتی که حیدر علیاف، بانی آن بود، منتقل شد.
@IranDel_Channel
💢
👍33👎2
🔴 کانون ایرانشناسی دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار میکند:
«غائلۀ آذربایجان، بررسی ظهور و افول فرقۀ دموکرات آذربایجان»
سخنرانان:
عباس جوادی
تورج اتابکی
احسان هوشمند
دبیر نشست:
داود دشتبانی
زمان:
شنبه ۲۴ آذرماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۲۰
نشست بصورت برخط و مجازی در بستر «اسکایروم» برگزار خواهد شد. در زمان نشست، به عنوان مهمان میتوانید از اینجا وارد شوید
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 کانون ایرانشناسی دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار میکند:
«غائلۀ آذربایجان، بررسی ظهور و افول فرقۀ دموکرات آذربایجان»
سخنرانان:
عباس جوادی
تورج اتابکی
احسان هوشمند
دبیر نشست:
داود دشتبانی
زمان:
شنبه ۲۴ آذرماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۲۰
نشست بصورت برخط و مجازی در بستر «اسکایروم» برگزار خواهد شد. در زمان نشست، به عنوان مهمان میتوانید از اینجا وارد شوید
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍26👎2
🔴 مخالفان سوریه و پوشش اخوانی!
✍️ صابر گلعنبری
از دیگر شگفتیهای سوریه، متفاوت ظاهر شدن مخالفان پس از سرنگونی رژیم بشار اسد بر خلاف تصویر و برساختی بود که نه تنها در ایران بلکه بعضا در غرب هم وجود داشت.
با سقوط حکومت اسد بیشتر ناظران پیشبینی میکردند که سریعا انشقاقات و درگیریهای داخلی میان گروههای مسلّح رخ میدهد و ضمن تحمیل «احکام اجتماعی» اسلامی، بگیر و ببند و انتقامگیری از اقلیتهای مذهبی شروع میشود و نظر به حضور تحریرالشام در لیست سیاه آمریکا و غرب، نگاه تند بینالمللی علیه آنها شکل میگیرد و ناامنی و بیثباتی از آنجا به همسایگانش سرایت میکند، اما آنچه از لحظاتی قبل از سقوط دمشق تا به امروز روی داده است بر خلاف این انتظارات و پیشبینیها بوده است و رهبری مخالفان به شکل غیر منتظرهای پراگماتیک و عملگرا با پیوستهای سیاسی و رسانهای آماده ظاهر شده است.
با حفظ دولت اسد و انتقالِ سلس قدرت سریعا رهبری جدید آن پیام اطمینانبخشی به داخل سوریه و خارج آن فرستاد و تلاش کرد که از نگرانیهای داخلی به ویژه اقلیتهای دینی و نژادی بکاهد و با نشست با سفرای خارجی مقیم دمشق و ارسال پیام به غرب و شرق نیز درصدد جلب اعتماد و کسب مشروعیت منطقهای و بینالمللی برآمد. بیتفاوتی در قبال حملات اسرائیل نیز به نوعی با این انگیزه در ارتباط است.
اکنون پرسش این است که علت تفاوت فاحش دو تصویر چیست؟ آیا برساخته قبلی اشتباه بود یا تصویر جدید واقعی نیست؟
واقعیت این است که از زمان شروع بحران و ورود ایران به آن در حمایت از یک طرف ماجرا روایت رسمی و رسانهای تهران تا قبل از سقوط اسد تفکیک خاصی میان گروههای گوناگون مخالف نمیکرد و از همه آنها در قالب «تروریستی، تکفیری و داعشی» یاد میشد که تا حدود زیادی کارکردی تبلیغاتی در سایه جنگ مستمر میان دو طرف داشت.
همچنین قرار گرفتن تحریرالشام در لیست سیاه سازمان ملل و غرب و برآمدنش از دل القاعده در تصویرسازی قبلی از آن در جهان موثر بود.
اما غرب و منطقه بر خلاف ایران قائل به دستهبندی میان مخالفان اسد بودند که از طیفهای متنوعی تشکیل میشوند.
تحریر الشام به عنوان عمدهترین گروه معارض در طول ۱۰ سال گذشته مستمرا در حال پوستاندازی بوده است که میتوان ۲ مرحله را برای آن تعریف کرد: مرحله نخست با جدا شدن از القاعده، تغییر نام از جبهه النصره و اقدام به جنگ با داعش در سوریه همراه بود. در این مرحله به تدریج در حال گذار از مفهوم امتگرایی به سمت سوریگرایی بود.
مرحله دوم با حکمرانی در ادلب از ۲۰۱۷
و الزامات آن نزدیک شدن به ترکیه و تعمیق بازنگری فکری شروع شد.
البته «پوستاندازی مستمر» این گروه را میتوان محصول تحول تدریجی در اندیشه رهبری آن به ویژه احمد الشرع (جولانی) به عنوان فرمانده کل آن پنداشت؛ به نحوی که گروه از سلفیت جهادی با معنای مرسوم آن رفته رفته فاصله گرفته و به خاستگاه اخوانی اسلامگرایی معاصر در سوریه در معنای کلی آن نه تشکیلاتی بازگشت که با سقوط نظام این شیفت نمایانتر شد.
این تحول را میتوان به نوعی خلع لباس سلفیت جهادی بنیادگرا و پوشیدن عبای تفکر اخوانی (با شمول دو گرایش سلفی و اصلاحی) در چارچوب جغرافیای فرهنگی سوریه نامید.
اما به نظر میرسد که جدا از نقش ترکیه و غلبه تدریجی تفکر اخوانی (البته منظور انضمام تشکیلاتی نیست)، خود الشرع در چند سال اخیر مدلها و تجربههای موفق و شکست خورده اسلام سیاسی از مشرق و مغرب عربی از حماس در غزه، اخوان مصر و تونس تا افغانستان، ایران وترکیه را مورد مطالعه قرار داده است.
البته نمیتوان اسلامگرایان حاکم بر سوریه جدید را «طالبان دوم» نامید. هر چند از تجربه آن به ویژه در ارتباط با ناکامی طالبان در کسب مشروعیت منطقهای و بینالمللی استفاده میکنند و کسب چنین مشروعیتی را در صدر اهتمامات خود قرار دادهاند، اما اساساً جغرافیای فرهنگی و اجتماعی سوریه و افغانستان قابل مقایسه نیست.
میتوان گفت که امروز حاکمان اسلامگرای سوریه در سیاست خارجی الگوی عدالت و توسعه ترکیه در اوایل حکمرانی آن را در قالبی سوری در پیش گرفتهاند. اما در سیاست داخلی با وجود ظهور نشانههایی از تسامح و رواداری چون خودداری از اجباری کردن حکومتی حجاب، هنوز روشن نیست که این رویکرد تاکتیکی برای عبور از بحران و رسیدن به «تمکین» (تثبیت قدرت) است یا رویکری بنیادین و مداوم خواهد بود.
به احتمال زیاد در آینده در صورت عبور موفق از دوره انتقالی کنونی و برقراری امنیت کامل، همان مدل سیاست باز در سیاست خارجی ترکیه و عربستان را ادامه دهند، اما بعید نیست در سیاست داخلی مانند حکمرانی سعودی قبل از بنسلمان برخی محدودیتها را اعمال کنند.
در کل فحوای قانون اساسی جدید، سطح شفافیت و سلامت انتخابات، ماهیت دولت (برآمده از جامعه موزاییکی سوریه باشد یا نه) سنجه بهتری برای داوری خواهد بود.
@IranDel_Channel
💢
🔴 مخالفان سوریه و پوشش اخوانی!
✍️ صابر گلعنبری
از دیگر شگفتیهای سوریه، متفاوت ظاهر شدن مخالفان پس از سرنگونی رژیم بشار اسد بر خلاف تصویر و برساختی بود که نه تنها در ایران بلکه بعضا در غرب هم وجود داشت.
با سقوط حکومت اسد بیشتر ناظران پیشبینی میکردند که سریعا انشقاقات و درگیریهای داخلی میان گروههای مسلّح رخ میدهد و ضمن تحمیل «احکام اجتماعی» اسلامی، بگیر و ببند و انتقامگیری از اقلیتهای مذهبی شروع میشود و نظر به حضور تحریرالشام در لیست سیاه آمریکا و غرب، نگاه تند بینالمللی علیه آنها شکل میگیرد و ناامنی و بیثباتی از آنجا به همسایگانش سرایت میکند، اما آنچه از لحظاتی قبل از سقوط دمشق تا به امروز روی داده است بر خلاف این انتظارات و پیشبینیها بوده است و رهبری مخالفان به شکل غیر منتظرهای پراگماتیک و عملگرا با پیوستهای سیاسی و رسانهای آماده ظاهر شده است.
با حفظ دولت اسد و انتقالِ سلس قدرت سریعا رهبری جدید آن پیام اطمینانبخشی به داخل سوریه و خارج آن فرستاد و تلاش کرد که از نگرانیهای داخلی به ویژه اقلیتهای دینی و نژادی بکاهد و با نشست با سفرای خارجی مقیم دمشق و ارسال پیام به غرب و شرق نیز درصدد جلب اعتماد و کسب مشروعیت منطقهای و بینالمللی برآمد. بیتفاوتی در قبال حملات اسرائیل نیز به نوعی با این انگیزه در ارتباط است.
اکنون پرسش این است که علت تفاوت فاحش دو تصویر چیست؟ آیا برساخته قبلی اشتباه بود یا تصویر جدید واقعی نیست؟
واقعیت این است که از زمان شروع بحران و ورود ایران به آن در حمایت از یک طرف ماجرا روایت رسمی و رسانهای تهران تا قبل از سقوط اسد تفکیک خاصی میان گروههای گوناگون مخالف نمیکرد و از همه آنها در قالب «تروریستی، تکفیری و داعشی» یاد میشد که تا حدود زیادی کارکردی تبلیغاتی در سایه جنگ مستمر میان دو طرف داشت.
همچنین قرار گرفتن تحریرالشام در لیست سیاه سازمان ملل و غرب و برآمدنش از دل القاعده در تصویرسازی قبلی از آن در جهان موثر بود.
اما غرب و منطقه بر خلاف ایران قائل به دستهبندی میان مخالفان اسد بودند که از طیفهای متنوعی تشکیل میشوند.
تحریر الشام به عنوان عمدهترین گروه معارض در طول ۱۰ سال گذشته مستمرا در حال پوستاندازی بوده است که میتوان ۲ مرحله را برای آن تعریف کرد: مرحله نخست با جدا شدن از القاعده، تغییر نام از جبهه النصره و اقدام به جنگ با داعش در سوریه همراه بود. در این مرحله به تدریج در حال گذار از مفهوم امتگرایی به سمت سوریگرایی بود.
مرحله دوم با حکمرانی در ادلب از ۲۰۱۷
و الزامات آن نزدیک شدن به ترکیه و تعمیق بازنگری فکری شروع شد.
البته «پوستاندازی مستمر» این گروه را میتوان محصول تحول تدریجی در اندیشه رهبری آن به ویژه احمد الشرع (جولانی) به عنوان فرمانده کل آن پنداشت؛ به نحوی که گروه از سلفیت جهادی با معنای مرسوم آن رفته رفته فاصله گرفته و به خاستگاه اخوانی اسلامگرایی معاصر در سوریه در معنای کلی آن نه تشکیلاتی بازگشت که با سقوط نظام این شیفت نمایانتر شد.
این تحول را میتوان به نوعی خلع لباس سلفیت جهادی بنیادگرا و پوشیدن عبای تفکر اخوانی (با شمول دو گرایش سلفی و اصلاحی) در چارچوب جغرافیای فرهنگی سوریه نامید.
اما به نظر میرسد که جدا از نقش ترکیه و غلبه تدریجی تفکر اخوانی (البته منظور انضمام تشکیلاتی نیست)، خود الشرع در چند سال اخیر مدلها و تجربههای موفق و شکست خورده اسلام سیاسی از مشرق و مغرب عربی از حماس در غزه، اخوان مصر و تونس تا افغانستان، ایران وترکیه را مورد مطالعه قرار داده است.
البته نمیتوان اسلامگرایان حاکم بر سوریه جدید را «طالبان دوم» نامید. هر چند از تجربه آن به ویژه در ارتباط با ناکامی طالبان در کسب مشروعیت منطقهای و بینالمللی استفاده میکنند و کسب چنین مشروعیتی را در صدر اهتمامات خود قرار دادهاند، اما اساساً جغرافیای فرهنگی و اجتماعی سوریه و افغانستان قابل مقایسه نیست.
میتوان گفت که امروز حاکمان اسلامگرای سوریه در سیاست خارجی الگوی عدالت و توسعه ترکیه در اوایل حکمرانی آن را در قالبی سوری در پیش گرفتهاند. اما در سیاست داخلی با وجود ظهور نشانههایی از تسامح و رواداری چون خودداری از اجباری کردن حکومتی حجاب، هنوز روشن نیست که این رویکرد تاکتیکی برای عبور از بحران و رسیدن به «تمکین» (تثبیت قدرت) است یا رویکری بنیادین و مداوم خواهد بود.
به احتمال زیاد در آینده در صورت عبور موفق از دوره انتقالی کنونی و برقراری امنیت کامل، همان مدل سیاست باز در سیاست خارجی ترکیه و عربستان را ادامه دهند، اما بعید نیست در سیاست داخلی مانند حکمرانی سعودی قبل از بنسلمان برخی محدودیتها را اعمال کنند.
در کل فحوای قانون اساسی جدید، سطح شفافیت و سلامت انتخابات، ماهیت دولت (برآمده از جامعه موزاییکی سوریه باشد یا نه) سنجه بهتری برای داوری خواهد بود.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍19👎3
🔴 صدای ناقوس عصرِ جدید در شام
✍️ مهدی تدینی
در پُرسؤالترین روزهای خاورمیانه به سر میبریم؛ و طبق معمول یک سرِ همۀ پرسشها هم ما و سرنوشت ماست. آنچه در ادامه میخوانید گمانهزنیهایی دربارۀ آینده است. عجیبترین اتفاقات در عرض دو ـ سه هفته رخ داد و به گمانم تاریخ خاورمیانه و نظم ژئوپلیتیکِ منطقه، ورق خورد. بهترین عزیمتگاه برای تأملاتِ گمانهزنانه دربارۀ آینده این پرسش است که چرا اسرائیل بیدرنگ ساعاتی بعد از فرار اسد از دمشق شروع کرد به انهدامِ کامل توان نظامی سوریه؟ در طول حدود ۷۲ ساعت، بالغ بر هشتاد درصد توان نظامی سوریه منهدم شد. قطعاً این یکی از کمسابقهترین اقدامات نظامی تاریخ عصر جدید است.
مردم سوریه از سالها جنگ داخلی چنان زخمیاند که نا ندارند سر بلند کنند و انهدام داشتههایشان را ببینند. فعلاً فقط برایشان مهم این است که اسد رفته است و دم را غنیمت شمردهاند. جولانی هر روز بُعد جدیدی از زیرکی خود را نشان میدهد و در این بُرهه، هوشمندانه فقط در پی اعتمادسازی در داخل و خارج است. اگر با همین فرمان پیش رود، از یک تروریستِ مخفی که برای سرش جایزه گذاشته بودند، به یکی از رهبران کاریزماتیک عرب تبدیل خواهد شد و قریب شصت سال پس از اعدام سیدقطب که اسلامگرایان عرب همواره از رهبران نظامی و سکولار شکست خوردهاند، اسلامگرایی جهادی عرب سرانجام یک کشور را تصاحب کرد. کسانی که پانزده سال با ذکر «الله اکبر» در خواب و بیداری اسلحه در کف داشتهاند، از این پس نیز جان میدهند، ولی دستاوردشان را از دست نمیدهند. پس اسلامگرایی جهادی را باید حاکمانِ جدید سوریه دانست و فقط میماند اینکه چقدر کُردها را میتوان تابع این سرنوشت کرد. از این پرسش، میرسیم به عالیجنابان اصلی که تحریرالشام بازوی بلند آنها در شام است: دولتمردان ترکیه که برای اولین بار پس از بیش از یک قرن توانستهاند روح عثمانی را در شام زنده کنند.
بیدلیل نبود که اردوغان همین امروز یادآوری کرد قرن دوم ترکیه آغاز شده و بیتعارف یادآوری کرد حلب و حمص و دمشق تا همین پایان جنگ جهانی اول بخشی از ترکیه ــ عثمانی ــ بود. بگذارید یک فقرۀ دیگر را هم ما اضافه کنیم: و نیز فلسطین، که البته امروز به دژ دولت یهود تبدیل شده است. روایت تاریخ تشکیل دولت یهود به واپسین سالهای قرن نوزدهم برمیگردد. اگر یهودیستیزیِ ایدئولوژیک در اروپا وجود نداشت، بیتردید ایدۀ تشکیل دولت یهود هرگز راه به جایی نمیبرد. بهترین گواه برای این مدعا سرنوشت تئودور هِرتسل است؛ شاخصترین پایهگذار صهیونیسم. هرتسل به دین یهودیت هیچ گونه دلبستگی نداشت و حتی در سال ۱۸۹۳ معتقد بود همۀ جوانان یهودی باید دستهدسته مسیحی شوند تا از محرومیت در امان بمانند؛ یعنی تا این حد به ادغام (آسیمیلاسیون) یهودیان در جوامع میزبانشان باور داشت. اما هرتسل که در پاریس خبرنگاری میکرد در جریان «ماجرای درفوس» نفرت از یهودیان ــ یعنی همان یهودیستیزی سیاسی ــ را چشید و تغییر عقیده داد. در ۱۸۹۵ کتاب «دولت یهود» را نوشت و به پیشقراول تأسیس دولت یهود تبدیل شد.
اما صهیونیسم چیزی نبود مگر «ملیگرایی یهودی» که در واقع رونوشتی از ملیگرایی اروپایی بود که آن زمان میل وافری به امپریالیسم پیدا کرده بود. به گمان هرتسل و سایر صهیونیستها ملت یهود باید میهنی برای خود میساخت، وگرنه هیچگاه از نفرت مرگبارِ جوامع میزبانشان در امان نمیماند؛ البته نه هر میهنی! بلکه میهنی که ماهیت و کشش هویتی داشته باشد؛ یعنی دقیقاً جایی در فلسطین. آن زمان، اکثریت یهودیان، چه ارتدوکس و چه سکولار، ایدۀ هرتسل را رد میکردند و فکر میکردند هویت یهود بیشتر در همین پراکندگی است تا در تمرکز؛ به ویژه آموزههای دینی نیز نجات یهودیان را به آمدن مسیحِ منجی پیوند میزد و به گمان یهودیان ارتدوکس این تلاش صهیونیستهای سکولار، دخالت در کار خدا بود. بنابراین، صهیونیسم بیشتر یک پروژۀ سکولار بود تا دینی.
هرتسل برای گرفتن این خاک به هر دری میزد؛ از کوبیدن به درگاهِ «سریر مقدسِ» پاپ تا دل بستن به دربار ویلهلم، امپراتور آلمان، و در نهایت امید به «باب عالی»، دربار سلطان عثمانی که سرزمین فلسطین نیز بخشی قلمرو او بود؛ و البته همهجا دست رد به سینهاش خورد. پیشنهاد هرتسل این بود که یهودیان بدهیهای دولت عثمانی را رفعورجوع کنند و سلطان ـ خلیفۀ عثمانی در مقابل مجوز دهد یهودیان به فلسطین مهاجرت کنند. در دربار عثمانی گوش شنوایی برای هرتسل وجود نداشت. هرتسل عمر چندانی نکرد و در چهلوچهار سالگی آرزوهایش را برای نسلهای بعدی صهیونیست گذاشت و خود رخت از جهان بربست.
🔴 دنبالۀ یادداشت را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 صدای ناقوس عصرِ جدید در شام
✍️ مهدی تدینی
در پُرسؤالترین روزهای خاورمیانه به سر میبریم؛ و طبق معمول یک سرِ همۀ پرسشها هم ما و سرنوشت ماست. آنچه در ادامه میخوانید گمانهزنیهایی دربارۀ آینده است. عجیبترین اتفاقات در عرض دو ـ سه هفته رخ داد و به گمانم تاریخ خاورمیانه و نظم ژئوپلیتیکِ منطقه، ورق خورد. بهترین عزیمتگاه برای تأملاتِ گمانهزنانه دربارۀ آینده این پرسش است که چرا اسرائیل بیدرنگ ساعاتی بعد از فرار اسد از دمشق شروع کرد به انهدامِ کامل توان نظامی سوریه؟ در طول حدود ۷۲ ساعت، بالغ بر هشتاد درصد توان نظامی سوریه منهدم شد. قطعاً این یکی از کمسابقهترین اقدامات نظامی تاریخ عصر جدید است.
مردم سوریه از سالها جنگ داخلی چنان زخمیاند که نا ندارند سر بلند کنند و انهدام داشتههایشان را ببینند. فعلاً فقط برایشان مهم این است که اسد رفته است و دم را غنیمت شمردهاند. جولانی هر روز بُعد جدیدی از زیرکی خود را نشان میدهد و در این بُرهه، هوشمندانه فقط در پی اعتمادسازی در داخل و خارج است. اگر با همین فرمان پیش رود، از یک تروریستِ مخفی که برای سرش جایزه گذاشته بودند، به یکی از رهبران کاریزماتیک عرب تبدیل خواهد شد و قریب شصت سال پس از اعدام سیدقطب که اسلامگرایان عرب همواره از رهبران نظامی و سکولار شکست خوردهاند، اسلامگرایی جهادی عرب سرانجام یک کشور را تصاحب کرد. کسانی که پانزده سال با ذکر «الله اکبر» در خواب و بیداری اسلحه در کف داشتهاند، از این پس نیز جان میدهند، ولی دستاوردشان را از دست نمیدهند. پس اسلامگرایی جهادی را باید حاکمانِ جدید سوریه دانست و فقط میماند اینکه چقدر کُردها را میتوان تابع این سرنوشت کرد. از این پرسش، میرسیم به عالیجنابان اصلی که تحریرالشام بازوی بلند آنها در شام است: دولتمردان ترکیه که برای اولین بار پس از بیش از یک قرن توانستهاند روح عثمانی را در شام زنده کنند.
بیدلیل نبود که اردوغان همین امروز یادآوری کرد قرن دوم ترکیه آغاز شده و بیتعارف یادآوری کرد حلب و حمص و دمشق تا همین پایان جنگ جهانی اول بخشی از ترکیه ــ عثمانی ــ بود. بگذارید یک فقرۀ دیگر را هم ما اضافه کنیم: و نیز فلسطین، که البته امروز به دژ دولت یهود تبدیل شده است. روایت تاریخ تشکیل دولت یهود به واپسین سالهای قرن نوزدهم برمیگردد. اگر یهودیستیزیِ ایدئولوژیک در اروپا وجود نداشت، بیتردید ایدۀ تشکیل دولت یهود هرگز راه به جایی نمیبرد. بهترین گواه برای این مدعا سرنوشت تئودور هِرتسل است؛ شاخصترین پایهگذار صهیونیسم. هرتسل به دین یهودیت هیچ گونه دلبستگی نداشت و حتی در سال ۱۸۹۳ معتقد بود همۀ جوانان یهودی باید دستهدسته مسیحی شوند تا از محرومیت در امان بمانند؛ یعنی تا این حد به ادغام (آسیمیلاسیون) یهودیان در جوامع میزبانشان باور داشت. اما هرتسل که در پاریس خبرنگاری میکرد در جریان «ماجرای درفوس» نفرت از یهودیان ــ یعنی همان یهودیستیزی سیاسی ــ را چشید و تغییر عقیده داد. در ۱۸۹۵ کتاب «دولت یهود» را نوشت و به پیشقراول تأسیس دولت یهود تبدیل شد.
اما صهیونیسم چیزی نبود مگر «ملیگرایی یهودی» که در واقع رونوشتی از ملیگرایی اروپایی بود که آن زمان میل وافری به امپریالیسم پیدا کرده بود. به گمان هرتسل و سایر صهیونیستها ملت یهود باید میهنی برای خود میساخت، وگرنه هیچگاه از نفرت مرگبارِ جوامع میزبانشان در امان نمیماند؛ البته نه هر میهنی! بلکه میهنی که ماهیت و کشش هویتی داشته باشد؛ یعنی دقیقاً جایی در فلسطین. آن زمان، اکثریت یهودیان، چه ارتدوکس و چه سکولار، ایدۀ هرتسل را رد میکردند و فکر میکردند هویت یهود بیشتر در همین پراکندگی است تا در تمرکز؛ به ویژه آموزههای دینی نیز نجات یهودیان را به آمدن مسیحِ منجی پیوند میزد و به گمان یهودیان ارتدوکس این تلاش صهیونیستهای سکولار، دخالت در کار خدا بود. بنابراین، صهیونیسم بیشتر یک پروژۀ سکولار بود تا دینی.
هرتسل برای گرفتن این خاک به هر دری میزد؛ از کوبیدن به درگاهِ «سریر مقدسِ» پاپ تا دل بستن به دربار ویلهلم، امپراتور آلمان، و در نهایت امید به «باب عالی»، دربار سلطان عثمانی که سرزمین فلسطین نیز بخشی قلمرو او بود؛ و البته همهجا دست رد به سینهاش خورد. پیشنهاد هرتسل این بود که یهودیان بدهیهای دولت عثمانی را رفعورجوع کنند و سلطان ـ خلیفۀ عثمانی در مقابل مجوز دهد یهودیان به فلسطین مهاجرت کنند. در دربار عثمانی گوش شنوایی برای هرتسل وجود نداشت. هرتسل عمر چندانی نکرد و در چهلوچهار سالگی آرزوهایش را برای نسلهای بعدی صهیونیست گذاشت و خود رخت از جهان بربست.
🔴 دنبالۀ یادداشت را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ایراندل | IranDel
🔴 صدای ناقوس عصرِ جدید در شام ✍️ مهدی تدینی در پُرسؤالترین روزهای خاورمیانه به سر میبریم؛ و طبق معمول یک سرِ همۀ پرسشها هم ما و سرنوشت ماست. آنچه در ادامه میخوانید گمانهزنیهایی دربارۀ آینده است. عجیبترین اتفاقات در عرض دو ـ سه هفته رخ داد و به گمانم…
👍17
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 شمس لنگرودی، شاعر و نویسنده:
در ایران، زندگی سخت است، اما در مهاجرت، زندگی بیمعنیست! چیزی که در زندگی، آدمی را سر پا نگه میدارد معنای زندگی است.
@IranDel_Channel
💢
در ایران، زندگی سخت است، اما در مهاجرت، زندگی بیمعنیست! چیزی که در زندگی، آدمی را سر پا نگه میدارد معنای زندگی است.
@IranDel_Channel
💢
👍38
Telegram
attach 📎
🎙 پوشۀ شنیداری نشست علمی «غائلۀ آذربایجان؛ بررسی ظهور و افول فرقۀ دموکرات آذربایجان»
سخنرانان:
تورج اتابکی
عباس جوادی
احسان هوشمند
دبیر نشست:
داود دشتبانی
نشست مجازی و برخط
در روز شنبه ۲۴ آذرماه ۱۴۰۳ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
🎙 پوشۀ شنیداری نشست علمی «غائلۀ آذربایجان؛ بررسی ظهور و افول فرقۀ دموکرات آذربایجان»
سخنرانان:
تورج اتابکی
عباس جوادی
احسان هوشمند
دبیر نشست:
داود دشتبانی
نشست مجازی و برخط
در روز شنبه ۲۴ آذرماه ۱۴۰۳ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
👍19👎1
📷 تصاویری از تکاورانِ ارتشِ ایران در کنار مجسمۀ شاپور اول ساسانی در منطقۀ تاریخی بیشاپور در نزدیکی شهر کازرون استان فارس
تابستان ۱۴۰۳ خورشیدی
عکس از شایان سجادیان
@IranDel_Channel
💢
تابستان ۱۴۰۳ خورشیدی
عکس از شایان سجادیان
@IranDel_Channel
💢
👍63👎2