🔴 " استغفرالله! ایرانیها نوروز را برتر و گرامیتر از عیدِ رمضان و عید قربان میشمارند! آنها ارزش فراوانی برای نوروز قائلاند و آنرا بهنام عید بزرگ مینامند و در آن روز، پیکر خود را به رختهای نو میآرایند و همگان از شاه و گدا، از مرد و زن و دختر و پسر، شب و روز با ذوق و شوق، خرمی و شادمانی میکنند و تا پایان آن ماه دست به هیچ کاری نمیزنند."
🔴 [متنِ فوق] بخشی از نامهی سفیر عثمانی در ایران، به سلطان سلیمان دوم عثمانی که به مقایسهی نحوه برگزاری جشن نوروز در ایران با سایر اعیاد پرداخته است. این نامه که در اواخر صفویان نوشته شده حاکی از تعجب سفیر عثمانی از برگزاری شکوهمند جشن نوروز در ایران است.
🔴 برگرفته از کتاب “سفارتنامههای ایران” از محمد امین ریاحی خویی
@IranDel_Channel
💢
🔴 [متنِ فوق] بخشی از نامهی سفیر عثمانی در ایران، به سلطان سلیمان دوم عثمانی که به مقایسهی نحوه برگزاری جشن نوروز در ایران با سایر اعیاد پرداخته است. این نامه که در اواخر صفویان نوشته شده حاکی از تعجب سفیر عثمانی از برگزاری شکوهمند جشن نوروز در ایران است.
🔴 برگرفته از کتاب “سفارتنامههای ایران” از محمد امین ریاحی خویی
@IranDel_Channel
💢
👍3
🔴 سنگنگارهای در تخت جمشید که نمادی از نوروز را نشان میدهد. در اعتدال بهاری در روز نخست نوروز، نیرو و توان شیر و گاو در حال نبرد، برابر است. شیر نماد "خورشید" و گاو نماد "زمین" است
🔴 پدیدآوری نوروز در شاهنامه، بدین گونه روایت شدهاست که: جم در حال گذشتن از آذربایجان، با ارگ جمشید، در آنجا فرود آمد و با تاجی زرین بر روی تخت نشست با رسیدن نور خورشید به تاج زرین او، جهان نورانی شد و مردم شادمانی کردند و آن روز را روز نو و جم را جمشید نامیدند.
🔴 مهمترین چهرههای اسطورهای مانند جمشید، سیاوش و کیخسرو پیوندی نزدیک با نوروز دارند. نوروز روز پیروزی بزرگ جمشید بر دیوان است که نماد پلیدیهایی چون سرما، تاریکی، جهالت و خشونت بودند.
🔴 عروج جمشید و عروج کیخسرو نیز در روز نو اتفاق افتاد که تفاسیر گوناگونی را به همراه دارد. در این روز جمشید جهان غیب را در جام جهاننما مشاهده کرد. همان جامی که در آن کیخسرو جای بیژن را مشاهده کرد و رستم را به دنبال او فرستاد.... .
🔴 نوروز فقط یک سور و جشن نیست؛ سراسر، رمز و راز جهانِ ایرانی است.
🔴 منبع: کانالِ آذریها
@IranDel_Channel
💢
🔴 پدیدآوری نوروز در شاهنامه، بدین گونه روایت شدهاست که: جم در حال گذشتن از آذربایجان، با ارگ جمشید، در آنجا فرود آمد و با تاجی زرین بر روی تخت نشست با رسیدن نور خورشید به تاج زرین او، جهان نورانی شد و مردم شادمانی کردند و آن روز را روز نو و جم را جمشید نامیدند.
🔴 مهمترین چهرههای اسطورهای مانند جمشید، سیاوش و کیخسرو پیوندی نزدیک با نوروز دارند. نوروز روز پیروزی بزرگ جمشید بر دیوان است که نماد پلیدیهایی چون سرما، تاریکی، جهالت و خشونت بودند.
🔴 عروج جمشید و عروج کیخسرو نیز در روز نو اتفاق افتاد که تفاسیر گوناگونی را به همراه دارد. در این روز جمشید جهان غیب را در جام جهاننما مشاهده کرد. همان جامی که در آن کیخسرو جای بیژن را مشاهده کرد و رستم را به دنبال او فرستاد.... .
🔴 نوروز فقط یک سور و جشن نیست؛ سراسر، رمز و راز جهانِ ایرانی است.
🔴 منبع: کانالِ آذریها
@IranDel_Channel
💢
👍2
🔴 در آستانهی نوروز
✍️ احسان رمضانیان
مانند هرسال، رخت نو به تن کرده و چند روز جلوتر به پیشواز نوروز رفته بود. با تعجب پرسیدم:
امسال هم؟! ندیدی چه کردهاند با فرزندانت؟!
مادرم ایران گفت: از هجوم تازی و مغول و تاتار چه میدانی؟
گفتم: خواندهام.
گفت: اما من دیدهام.
گفتم: مادرم! من تابآوری تو را ندارم. این جملهها مدام در مغزم جولان میدهند: «ابراز پشیمانی نکردم، بچهها نخندینا، عزیز اینا برای ورزشه، بارون اومد و یادم داد، یه دل میگه برم برم، به مامان چیزی نگو، بنام خدای رنگینکمان، ما اینجا غریبیم، ما اینجا غریبیم، ما اینجا غریبیم …» به این جمله که رسیدم، چشمانش اشکی شد و با آهی سوزناک گفت: دخترم ژینا.
اشکهایش را با دست پاک کردم و خودم را به آغوشش سپردم. چقدر به آن آغوش نیاز داشتم!مادرم ایران گفت: من داغدار زیباترین انسانها و درخشانترین چشمهایی هستم که دنیا به خود دیده. سوگوار، اما مغرور و سرفرازم. سربلندم به داشتن چنین فرزندانی که به خونخواهی خواهرشان خروشیدند و از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب، نام همدیگر را صدا زدند و ایستاده مُردن را برگزیدند. جوانمردان پایتخت، دلیران گیلان و مازندران، دلاوران کردستان، ازجانگذشتگانِ خوزستان، نوادگان رستم دستان و ستارخان، شیران خراسان و شجاعدلان لرستان، حماسیترین و باشکوهترین نمایش دنیا را به روی صحنه بردند. چهره معصوم مهسا بر تخت بیمارستان، قلبتان را جریحهدار کرد و خیزشِ پس از پرکشیدن مهسا، بار دیگر نشان داد که شما «یک ملت» هستید. با اینکه دلم خون است و جگرم پارهپاره، اما به یُمن حماسه فرزندانم، امروز نام من بیش از گذشته در جهان میدرخشد.
پس از مکثی کوتاه ادامه داد: نوروز، اسم رمز تداوم ملت ایران در طی اعصار است. نوروز را در هر شرایطی گرامی بدارید؛ حتی بدون شادی و جشن. ملتی که نوروز دارد، نمیمیرد، نمیبازد.
جمله آخر را ناخودآگاه زیر لب تکرار کردم: ملتی که نوروز دارد، نمیمیرد، نمیبازد.
نمیبازیم!
🔴 پینوشت:
به متن فوق اضافه کنیم؛ ملتی که نوروز دارد، ملتی که اسطوره دارد، ملتی که شاهنامه دارد، ملتی تاریخ فرهنگ و ادبیات دارد و از همه مهمتر ملتی که سدهها و شاید هزارهها، خودآگاهی ملی دارد، هرگز نمیمیرد، هرگز نمیبازد.
@IranDel_Channel
💢
✍️ احسان رمضانیان
مانند هرسال، رخت نو به تن کرده و چند روز جلوتر به پیشواز نوروز رفته بود. با تعجب پرسیدم:
امسال هم؟! ندیدی چه کردهاند با فرزندانت؟!
مادرم ایران گفت: از هجوم تازی و مغول و تاتار چه میدانی؟
گفتم: خواندهام.
گفت: اما من دیدهام.
گفتم: مادرم! من تابآوری تو را ندارم. این جملهها مدام در مغزم جولان میدهند: «ابراز پشیمانی نکردم، بچهها نخندینا، عزیز اینا برای ورزشه، بارون اومد و یادم داد، یه دل میگه برم برم، به مامان چیزی نگو، بنام خدای رنگینکمان، ما اینجا غریبیم، ما اینجا غریبیم، ما اینجا غریبیم …» به این جمله که رسیدم، چشمانش اشکی شد و با آهی سوزناک گفت: دخترم ژینا.
اشکهایش را با دست پاک کردم و خودم را به آغوشش سپردم. چقدر به آن آغوش نیاز داشتم!مادرم ایران گفت: من داغدار زیباترین انسانها و درخشانترین چشمهایی هستم که دنیا به خود دیده. سوگوار، اما مغرور و سرفرازم. سربلندم به داشتن چنین فرزندانی که به خونخواهی خواهرشان خروشیدند و از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب، نام همدیگر را صدا زدند و ایستاده مُردن را برگزیدند. جوانمردان پایتخت، دلیران گیلان و مازندران، دلاوران کردستان، ازجانگذشتگانِ خوزستان، نوادگان رستم دستان و ستارخان، شیران خراسان و شجاعدلان لرستان، حماسیترین و باشکوهترین نمایش دنیا را به روی صحنه بردند. چهره معصوم مهسا بر تخت بیمارستان، قلبتان را جریحهدار کرد و خیزشِ پس از پرکشیدن مهسا، بار دیگر نشان داد که شما «یک ملت» هستید. با اینکه دلم خون است و جگرم پارهپاره، اما به یُمن حماسه فرزندانم، امروز نام من بیش از گذشته در جهان میدرخشد.
پس از مکثی کوتاه ادامه داد: نوروز، اسم رمز تداوم ملت ایران در طی اعصار است. نوروز را در هر شرایطی گرامی بدارید؛ حتی بدون شادی و جشن. ملتی که نوروز دارد، نمیمیرد، نمیبازد.
جمله آخر را ناخودآگاه زیر لب تکرار کردم: ملتی که نوروز دارد، نمیمیرد، نمیبازد.
نمیبازیم!
🔴 پینوشت:
به متن فوق اضافه کنیم؛ ملتی که نوروز دارد، ملتی که اسطوره دارد، ملتی که شاهنامه دارد، ملتی تاریخ فرهنگ و ادبیات دارد و از همه مهمتر ملتی که سدهها و شاید هزارهها، خودآگاهی ملی دارد، هرگز نمیمیرد، هرگز نمیبازد.
@IranDel_Channel
💢
👍2
.
🔴 سال هزار و چهارصد و یک، سال زنان
✍ احسان هوشمند
سال ۱۴۰۱ خورشیدی را میتوان سال زنان نامید. شهریور ۱۴۰۱ مهسا امینی، دختر جوان ۲۲ ساله سقزی توسط گشت ارشاد بازداشت و به بازداشتگاه وزرا منتقل و پس از آن دچار حادثه شد و به بیمارستان کسری منتقل شد. همزمان با بستریشدن ژینا امینی در بیمارستان، اعتراضاتی در تهران بهویژه در اطراف بیمارستان کسری روی داد. پس از سه روز یعنی در ۲۵ شهریور مهسا امینی در بیمارستان درگذشت و اعتراضات ابتدا در تهران و سقز بروز کرد و سپس به گوشه و کنار کشور کشید.
اعتراضها در کردستان بیش از دیگر مناطق کشور گسترش و استمرار داشت. در شش ماهی که از درگذشت غمانگیز این دختر جوان سقزی گذشت، بهتدریج نام مهسا امینی به صورت کمسابقهای در سراسر کشور و در دیگر کشورهای جهان بازتاب رسانهای داشت و نام مهسا امینی دختر ایرانزمین به یکی از چهرههای اثرگذار در سطح بینالمللی مبدل شد.
در جریان اعتراضها و حوادث پس از آن حجم قابل توجهی خبر و گزارش و محتوای رسانهای و هنری و موسیقی و کلیپ تصویری و صوتی در فضاهای رسانهای و شبکههای اجتماعی تولید و منتشر شد. این وقایع موجب شد کشور در چند ماه گذشته فضای پرالتهابی را تجربه کند.
اگر ژینا در گمنامی و غریبی در شهری دور از زادگاه بازداشت شد، اما دیری نپایید که نام مهسا در میان بخش بزرگی از ایرانیان و سپس سطح بینالمللی به نامی آشنا مبدل شد. امروز شش ماه از حادثه تلخ و تکاندهنده درگذشت خانم ژینا یا مهسا امینی میگذرد.
آیا پس از شش ماه از درگذشت خانم مهسا امینی و حوادث بعدی، نهادهای علمی و کارشناسی کشور و اتاقهای فکر درباره زمینهها و ریشههای این حوادث و ابعاد آن مطالعات و تحقیقات جامع و چند وجهی را در دستور کار قرار دادند؟ آیا سیاستها و اقدامات صورتگرفته توسط بخش دولتی اعم از نیروهای انتظامی و امنیتی تا بخش رسانهای کشور مورد واکاوی و بررسی دقیق آسیبشناسانه قرار گرفت؟ آیا نتایج این تحقیقات و پژوهشهای احتمالی در اختیار افکار عمومی قرار داده شد؟ بر مبنای درسگرفتن از این حوادث آیا سیاستهای ترمیمی و اصلاحی برای ارتقای نظام حکمرانی کشور و بازبینی سیاستها پیشنهاد شد؟
🔴 ادامه این یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 سال هزار و چهارصد و یک، سال زنان
✍ احسان هوشمند
سال ۱۴۰۱ خورشیدی را میتوان سال زنان نامید. شهریور ۱۴۰۱ مهسا امینی، دختر جوان ۲۲ ساله سقزی توسط گشت ارشاد بازداشت و به بازداشتگاه وزرا منتقل و پس از آن دچار حادثه شد و به بیمارستان کسری منتقل شد. همزمان با بستریشدن ژینا امینی در بیمارستان، اعتراضاتی در تهران بهویژه در اطراف بیمارستان کسری روی داد. پس از سه روز یعنی در ۲۵ شهریور مهسا امینی در بیمارستان درگذشت و اعتراضات ابتدا در تهران و سقز بروز کرد و سپس به گوشه و کنار کشور کشید.
اعتراضها در کردستان بیش از دیگر مناطق کشور گسترش و استمرار داشت. در شش ماهی که از درگذشت غمانگیز این دختر جوان سقزی گذشت، بهتدریج نام مهسا امینی به صورت کمسابقهای در سراسر کشور و در دیگر کشورهای جهان بازتاب رسانهای داشت و نام مهسا امینی دختر ایرانزمین به یکی از چهرههای اثرگذار در سطح بینالمللی مبدل شد.
در جریان اعتراضها و حوادث پس از آن حجم قابل توجهی خبر و گزارش و محتوای رسانهای و هنری و موسیقی و کلیپ تصویری و صوتی در فضاهای رسانهای و شبکههای اجتماعی تولید و منتشر شد. این وقایع موجب شد کشور در چند ماه گذشته فضای پرالتهابی را تجربه کند.
اگر ژینا در گمنامی و غریبی در شهری دور از زادگاه بازداشت شد، اما دیری نپایید که نام مهسا در میان بخش بزرگی از ایرانیان و سپس سطح بینالمللی به نامی آشنا مبدل شد. امروز شش ماه از حادثه تلخ و تکاندهنده درگذشت خانم ژینا یا مهسا امینی میگذرد.
آیا پس از شش ماه از درگذشت خانم مهسا امینی و حوادث بعدی، نهادهای علمی و کارشناسی کشور و اتاقهای فکر درباره زمینهها و ریشههای این حوادث و ابعاد آن مطالعات و تحقیقات جامع و چند وجهی را در دستور کار قرار دادند؟ آیا سیاستها و اقدامات صورتگرفته توسط بخش دولتی اعم از نیروهای انتظامی و امنیتی تا بخش رسانهای کشور مورد واکاوی و بررسی دقیق آسیبشناسانه قرار گرفت؟ آیا نتایج این تحقیقات و پژوهشهای احتمالی در اختیار افکار عمومی قرار داده شد؟ بر مبنای درسگرفتن از این حوادث آیا سیاستهای ترمیمی و اصلاحی برای ارتقای نظام حکمرانی کشور و بازبینی سیاستها پیشنهاد شد؟
🔴 ادامه این یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
سال 1401، سال زنان
سال 1401 خورشیدی را میتوان سال زنان نامید. شهریور 1401 مهسا امینی، دختر جوان22 ساله سقزی توسط گشت ارشاد بازداشت و به بازداشتگاه وزرا منتقل و پس از آن دچار حادثه شد و به بیمارستان کسری منتقل شد. همزمان با بستریشدن ژینا امینی در بیمارستان، اعتراضاتی در تهران…
👍1
🔴 نوروزخوانی و بهاریهها
زِ کوی یار میآید نسیمِ بادِ نوروزی
از این باد اَر مَدد خواهی، چراغِ دل برافروزی
چو گل گَر خُردهای داری، خدا را صرفِ عِشرت کن
که قارون را غلطها داد، سودای زراندوزی
زِ جام گل، دگر بلبل، چنان مستِ مِی لعل است
که زد بر چرخِ فیروزه، صفیرِ تخت فیروزی
به صحرا رو که از دامن، غبارِ غم بیفشانی
به گلزار آی، کز بلبل، غزل گفتن بیاموزی
چو امکان خُلود ای دل در این فیروزهایوان نیست
مجالِ عیش فرصتدان، به فیروزی و بهروزی
طریقِ کام بخشی چیست؟ تَرکِ کام خود کردن
کلاهِ سروری آن است کَز این تَرک بردوزی
سخن در پرده میگویم، چو گل از غنچه بیرون آی
که بیش از پنج روزی نیست، حکم میر نوروزی
ندانم نوحهی قُمری به طرف جویباران چیست
مگر او نیز همچون من، غمی دارد شبانروزی
میای دارم چو جان صافی، و صوفی میکند عیبش
خدایا هیچ عاقل را مبادا بختِ بد روزی
جدا شد یار شیرینت، کنون تنها نشین ای شمع
که حُکم آسمان این است اگر سازی و گر سوزی
به عُجْبِ علم نتوان شد ز اسباب طَرب محروم
بیا ساقی که جاهل را هَنیتر میرسد روزی
می اندر مجلس آصف به نوروزِ جلالی نوش
که بخشد جُرعه جامَت، جهان را سازِ نوروزی
نه حافظ میکند تنها دعای خواجه تورانشاه
زِ مدح آصفی خواهد جهان، عیدی و نوروزی
جنابش پارسایان راست، محراب دل و دیده
جَبینش صبحخیزان راست روز فتح و فیروزی
✍️ حافظ شیرازی
🔴 ویدئوی پیوست، مربوط به اجرای زندهی استاد محمدرضا شجریان با همراهی داریوش پیرنیاکان (نوازنده تار) ، جمشید عندلیبی (نوازنده نی) و مرتضی اعیان (نوازنده تنبک) میباشد.
@IranDel_Channel
💢
🔴 نوروزخوانی و بهاریهها
زِ کوی یار میآید نسیمِ بادِ نوروزی
از این باد اَر مَدد خواهی، چراغِ دل برافروزی
چو گل گَر خُردهای داری، خدا را صرفِ عِشرت کن
که قارون را غلطها داد، سودای زراندوزی
زِ جام گل، دگر بلبل، چنان مستِ مِی لعل است
که زد بر چرخِ فیروزه، صفیرِ تخت فیروزی
به صحرا رو که از دامن، غبارِ غم بیفشانی
به گلزار آی، کز بلبل، غزل گفتن بیاموزی
چو امکان خُلود ای دل در این فیروزهایوان نیست
مجالِ عیش فرصتدان، به فیروزی و بهروزی
طریقِ کام بخشی چیست؟ تَرکِ کام خود کردن
کلاهِ سروری آن است کَز این تَرک بردوزی
سخن در پرده میگویم، چو گل از غنچه بیرون آی
که بیش از پنج روزی نیست، حکم میر نوروزی
ندانم نوحهی قُمری به طرف جویباران چیست
مگر او نیز همچون من، غمی دارد شبانروزی
میای دارم چو جان صافی، و صوفی میکند عیبش
خدایا هیچ عاقل را مبادا بختِ بد روزی
جدا شد یار شیرینت، کنون تنها نشین ای شمع
که حُکم آسمان این است اگر سازی و گر سوزی
به عُجْبِ علم نتوان شد ز اسباب طَرب محروم
بیا ساقی که جاهل را هَنیتر میرسد روزی
می اندر مجلس آصف به نوروزِ جلالی نوش
که بخشد جُرعه جامَت، جهان را سازِ نوروزی
نه حافظ میکند تنها دعای خواجه تورانشاه
زِ مدح آصفی خواهد جهان، عیدی و نوروزی
جنابش پارسایان راست، محراب دل و دیده
جَبینش صبحخیزان راست روز فتح و فیروزی
✍️ حافظ شیرازی
🔴 ویدئوی پیوست، مربوط به اجرای زندهی استاد محمدرضا شجریان با همراهی داریوش پیرنیاکان (نوازنده تار) ، جمشید عندلیبی (نوازنده نی) و مرتضی اعیان (نوازنده تنبک) میباشد.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
attach 📎
👍4
🔴 بهار بیمها
✍️ #مصطفی_نصیری، پژوهشگر علوم سیاسی
همهی ما در همه سالهای زندگی خود، همواره با بیمها و امیدها زیستهایم. هرچند در طول زندگی بیمهایمان بر امیدها چربیده است، اما هرساله در آستانه نوروز و به مدد نفس روحافزای آن، سرشار از امید پای سفره هفتسین نشستهایم، زیرا نوروز و ارمغان او بهار، در کنار جانبخشی به طبیعت، همواره برای ما امیدآفرین بوده است. تو گوییکه نوروز، همه بیمها را هیمهوار در آتش سرخ چهارشنبهسوری دود میکرد و به هوا میفرستاد و ما با وجودی آکنده از امید به ایرانی آبادتر و ایمنتر، و ایرانیان شادتر به انتظار تیکتاکِ لحظهی تحویل سال و نیوشیدن آوای روحپرور سُرنا و دُهل عیدانه، روزهای پایانی سال را سپری میکردیم. این واقعیت را باید اذعان کرد که اگر نوروز نبود، ما به عنوان ملّت ایران، هزارهها را دوام نمیآورد.
متأسفانه امسال در شرایطی به استقبال بهار میرویم که از یکسو گرفتار حکومتی هستیم که بهخلاف سنّتِ بهار ایرانشهری، به کمترین الزامات نو شدن مدام تن نداده و از سوی دیگر، با گروههای بیبنیاد و اساسی به نام اپوزيسيون و برانداز مواجه هستیم که با زی ملیگرایی و ایراندوستی، قباحت از تروریسم و تجزیهطلبی زدوده است و البته هیچکدام نیز کوچکترین ابایی از قمار بر سر ایران، پای ایدهئولوژیهایشان ندارند. و دردآور اینکه از جهت سوم، در بیمناکترین مقطع تاریخی ایران، فیلسوف شهیر ایرانشهر جواد طباطبایی که با اندیشهی نابش در پاسبانی از مرزهای نظری و تاریخی ایران، رستمی برای زمان ما بود، روی در نقاب خاک غربت کشید و از همراهی ما در گذر از این پیچ تند تاریخی درماند.
با اینحال جای بسی بختوری است که تأمّلات فلسفی استاد فقید [دکتر #جواد_طباطبایی] در قالبِ نظریهای روشمند با ماست و صد البته، بدیهی است که تأثیرات این تأملات فلسفی در گذر زمان بیش از پیش ظاهر خواهد شد. اما تا همینجا نیز جای سپاسگزاری است که او بعد از نزدیک به نیمسده جهاد اکبر و تحمل بیشماران طعن و نفرین از دشمنان انیرانی و روشنفکران بیوطن ایرانی، موفق شد تبدیل ایران به موضوع علم ایرانشهر در دانشگاه ملی را بهعنوان یک آرمان ملی به باور جوانان میهن تبدیل کند. و بالاتر از آن، به ما آموخت که بیهیچ واهمهای از مذمت ملامتگران: "از ایران باید دفاع کرد، به مردی یا نامردی".
باری؛ تا آنجاکه خاطراتم یاری میدهد، هیچ سالی را بهیاد نمیآورم که مانند امسال (۱۴۰۱) با کوهی از بیمها و بیهیچ روزنی به امید، به استقبال عید نوروز (این بزرگترین دارایی فرهنگ ملی ایرانی) رفته باشیم. باشد که باز در طلیعه روز سهشنبه، سُرنا و دهل نوروز، مانند هزاران بار قبل، مددی و معجزهای بکند.
برغم همه سختیها و اندوهها و داغها و دردها؛ نوروز بر همه هموطنان مبارک.
@IranDel_Channel
💢
✍️ #مصطفی_نصیری، پژوهشگر علوم سیاسی
همهی ما در همه سالهای زندگی خود، همواره با بیمها و امیدها زیستهایم. هرچند در طول زندگی بیمهایمان بر امیدها چربیده است، اما هرساله در آستانه نوروز و به مدد نفس روحافزای آن، سرشار از امید پای سفره هفتسین نشستهایم، زیرا نوروز و ارمغان او بهار، در کنار جانبخشی به طبیعت، همواره برای ما امیدآفرین بوده است. تو گوییکه نوروز، همه بیمها را هیمهوار در آتش سرخ چهارشنبهسوری دود میکرد و به هوا میفرستاد و ما با وجودی آکنده از امید به ایرانی آبادتر و ایمنتر، و ایرانیان شادتر به انتظار تیکتاکِ لحظهی تحویل سال و نیوشیدن آوای روحپرور سُرنا و دُهل عیدانه، روزهای پایانی سال را سپری میکردیم. این واقعیت را باید اذعان کرد که اگر نوروز نبود، ما به عنوان ملّت ایران، هزارهها را دوام نمیآورد.
متأسفانه امسال در شرایطی به استقبال بهار میرویم که از یکسو گرفتار حکومتی هستیم که بهخلاف سنّتِ بهار ایرانشهری، به کمترین الزامات نو شدن مدام تن نداده و از سوی دیگر، با گروههای بیبنیاد و اساسی به نام اپوزيسيون و برانداز مواجه هستیم که با زی ملیگرایی و ایراندوستی، قباحت از تروریسم و تجزیهطلبی زدوده است و البته هیچکدام نیز کوچکترین ابایی از قمار بر سر ایران، پای ایدهئولوژیهایشان ندارند. و دردآور اینکه از جهت سوم، در بیمناکترین مقطع تاریخی ایران، فیلسوف شهیر ایرانشهر جواد طباطبایی که با اندیشهی نابش در پاسبانی از مرزهای نظری و تاریخی ایران، رستمی برای زمان ما بود، روی در نقاب خاک غربت کشید و از همراهی ما در گذر از این پیچ تند تاریخی درماند.
با اینحال جای بسی بختوری است که تأمّلات فلسفی استاد فقید [دکتر #جواد_طباطبایی] در قالبِ نظریهای روشمند با ماست و صد البته، بدیهی است که تأثیرات این تأملات فلسفی در گذر زمان بیش از پیش ظاهر خواهد شد. اما تا همینجا نیز جای سپاسگزاری است که او بعد از نزدیک به نیمسده جهاد اکبر و تحمل بیشماران طعن و نفرین از دشمنان انیرانی و روشنفکران بیوطن ایرانی، موفق شد تبدیل ایران به موضوع علم ایرانشهر در دانشگاه ملی را بهعنوان یک آرمان ملی به باور جوانان میهن تبدیل کند. و بالاتر از آن، به ما آموخت که بیهیچ واهمهای از مذمت ملامتگران: "از ایران باید دفاع کرد، به مردی یا نامردی".
باری؛ تا آنجاکه خاطراتم یاری میدهد، هیچ سالی را بهیاد نمیآورم که مانند امسال (۱۴۰۱) با کوهی از بیمها و بیهیچ روزنی به امید، به استقبال عید نوروز (این بزرگترین دارایی فرهنگ ملی ایرانی) رفته باشیم. باشد که باز در طلیعه روز سهشنبه، سُرنا و دهل نوروز، مانند هزاران بار قبل، مددی و معجزهای بکند.
برغم همه سختیها و اندوهها و داغها و دردها؛ نوروز بر همه هموطنان مبارک.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍3
Audio
🎙 سخنرانی جناب #احسان_هوشمند، دبیر کارگروه اقوام و تیرههای ایرانی حزب مهستان، دربارهی هویت ایرانی
(نشست کارگروه اقوام و تیرههای ایرانی حزب مهستان - ۲۰ اسفند ۱۴۰۱ خورشیدی)
@IranDel_Channel
💢
(نشست کارگروه اقوام و تیرههای ایرانی حزب مهستان - ۲۰ اسفند ۱۴۰۱ خورشیدی)
@IranDel_Channel
💢
👍4
Audio
🎙 سخنرانی کامروز خسروی جاوید، دکترای تاریخ و پژوهشگر تاریخ فرهنگی و نویسندهی کتاب روابط فرهنگی ایرانیان و ترکان: از دوران باستان تا سلجوقیان، دربارهی منشور همبستگی (مهسا)
(نشست کارگروه اقوام و تیرههای ایرانی حزب مهستان - ۲۰ اسفند ۱۴۰۱ خورشیدی)
@IranDel_Channel
💢
(نشست کارگروه اقوام و تیرههای ایرانی حزب مهستان - ۲۰ اسفند ۱۴۰۱ خورشیدی)
@IranDel_Channel
💢
👍2
Audio
🎙 سخنرانی جناب #مصطفی_نصیری، پژوهشگر علوم سیاسی، دربارهی «پیامدهای زیانبار برنامههای بومیسازی در تمایزبخشی به قومیتها»
(نشست کارگروه اقوام و تیرههای ایرانی حزب مهستان - ۲۰ اسفند ۱۴۰۱ خورشیدی)
@IranDel_Channel
💢
(نشست کارگروه اقوام و تیرههای ایرانی حزب مهستان - ۲۰ اسفند ۱۴۰۱ خورشیدی)
@IranDel_Channel
💢
👍2
Audio
🎙 سخنرانی جناب محمدتقی رخشانی، کنشگر اجتماعی و مدیر نشر تفتان، دربارهی "اقوام"
(نشست کارگروه اقوام و تیرههای ایرانی حزب مهستان - ۲۰ اسفند ۱۴۰۱ خورشیدی)
@IranDel_Channel
💢
(نشست کارگروه اقوام و تیرههای ایرانی حزب مهستان - ۲۰ اسفند ۱۴۰۱ خورشیدی)
@IranDel_Channel
💢
👍2
.
🔴 گفتگوی خبرآنلاین با #مجید_تفرشی - تاریخپژوه:
بدون توجه به مطالبات مدنی مردم هیچ توافقی کارآمد نیست/ اشغال سفارت عربستان از روی نابخردی و خیانت بود / توافق با سعودی مقدمهای برای توافقهای دیگر است.
تصور من این است که توافق تهران و ریاض، مثل برجام احتمالی بعدی، حتماً آغازگر بسیار مهمی برای اوضاع ایران است اما این زمانی معنی پیدا میکند که این گشایش به یک توافق جامع و منصفانه بینالمللی با ایران بیانجامد و دوم باید در کنار این توافق اصلاحات عمیق اداری برای اجرایی شدن و بهینه شدن توافق بینالمللی صورت بگیرد.
🔴 گفتگو را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 گفتگوی خبرآنلاین با #مجید_تفرشی - تاریخپژوه:
بدون توجه به مطالبات مدنی مردم هیچ توافقی کارآمد نیست/ اشغال سفارت عربستان از روی نابخردی و خیانت بود / توافق با سعودی مقدمهای برای توافقهای دیگر است.
تصور من این است که توافق تهران و ریاض، مثل برجام احتمالی بعدی، حتماً آغازگر بسیار مهمی برای اوضاع ایران است اما این زمانی معنی پیدا میکند که این گشایش به یک توافق جامع و منصفانه بینالمللی با ایران بیانجامد و دوم باید در کنار این توافق اصلاحات عمیق اداری برای اجرایی شدن و بهینه شدن توافق بینالمللی صورت بگیرد.
🔴 گفتگو را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
خبرآنلاین
بدون توجه به مطالبات مدنی مردم هیچ توافقی کارآمد نیست/ اشغال سفارت از روی نابخردی و خیانت بود/ توافق با سعودی مقدمهای برای توافقهای…
تصور من این است که توافق تهران و ریاض، مثل برجام احتمالی بعدی حتما آغازگر بسیار مهمی برای اوضاع ایران است اما این زمانی معنی پیدا می کند که این گشایش به یک توافق جامع و منصفانه بین المللی با ایران بیانجامد و دوم باید در کنار این توافق اصلاحات عمیق اداری برای…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 وحید بهمن، پژوهشگر تاریخ: ملت ایران یک «ملت تاریخی» است که وقتی درباره چنین مردمی صحبت میکنیم باید بتوانیم دادههای تاریخی و فرهنگی این مردم را ردیابی کنیم.
جشنهای ملی و تاریخی همچون نوروز، چهارشنبه سوری ، سیزده به در و شب چله و دیگر جشنهای اینچنینی از تاریخ ، فرهنگ و هویت مشترک ما ملت ایران حکایت دارند که نیکان مشترک ما در طول تاریخ آنها را ساخته و تکمیل کردهاند و همه اقوام ایرانی در آن به یک اندازه سهم دارند و به همان اندازه گرامی میدارند.
این پژوهشگر تاریخ در ادامه با اشاره به اشتراکات بیشمار ملت ایران گفت: این جشنها از جمله نوروز بسیار برای ما ایرانیها جایگاه بالایی دارد و شواهد برگزاری این جشن از پس هزاران سال پیش تا کنون دیده میشود و تاکنون ادامه دارد.
@IranDel_Channel
💢
جشنهای ملی و تاریخی همچون نوروز، چهارشنبه سوری ، سیزده به در و شب چله و دیگر جشنهای اینچنینی از تاریخ ، فرهنگ و هویت مشترک ما ملت ایران حکایت دارند که نیکان مشترک ما در طول تاریخ آنها را ساخته و تکمیل کردهاند و همه اقوام ایرانی در آن به یک اندازه سهم دارند و به همان اندازه گرامی میدارند.
این پژوهشگر تاریخ در ادامه با اشاره به اشتراکات بیشمار ملت ایران گفت: این جشنها از جمله نوروز بسیار برای ما ایرانیها جایگاه بالایی دارد و شواهد برگزاری این جشن از پس هزاران سال پیش تا کنون دیده میشود و تاکنون ادامه دارد.
@IranDel_Channel
💢
👍9
.
🔴 ایران در نگاه زندهیاد محمدعلی اسلامیندوشن
ایران سرزمین شگفتآوری است.
تاریخ او از نظر رنگارنگی و گوناگونی کمنظیر است.
بزرگترین مردان و پَستترین مردان در این آب و خاک پرورده شدهاند، حوادثی که بر سر او آمده بدانگونه است که درخورِ کشور برگزیده و بزرگی است؛ فتحهای درخشان داشته است و شکستهای شرمآور، مصیبتهای بسیار و کامرواییهای بسیار.
گویی روزگار همه بلاها و بازیهای خود را بر ایران آزموده است.
او را بارها بر لبِ پرتگاه بُرده و باز از افتادن بازش داشته.
ایران، شاید سختجانترین کشورهای دنیاست.
دورههایی بوده است که با نیمهجانی زندگی کرده امّا از نفس نیفتاده؛ و چون بیمارانی که میخواهند نزدیکانِ خود را بیازمایند درست در همان لحظه که همه از او امید برگرفته بودند، چشم گشوده است و زندگی را از سرگرفته.
یک ملت چقدر میتواند پستوبلند و افتوخیز و رنج و آزمون داشته باشد و باز بماند؟ از نفس بیفتد ولی از پا نیفتد؟ چون به حکم جغرافیا در قلب حوادث جهان بوده از چهار سو فشار بر او وارد میشده با این حال، از میدان به در نمیرفته از کاخ آپادانا تا خانه گِلی حافظ در شیراز، فاصله چندانی نیست؛ زمانی مُلک مرئی را در زیر سیطره خود داشته، زمانی ملک معنی را!
@IranDel_Channel
💢
🔴 ایران در نگاه زندهیاد محمدعلی اسلامیندوشن
ایران سرزمین شگفتآوری است.
تاریخ او از نظر رنگارنگی و گوناگونی کمنظیر است.
بزرگترین مردان و پَستترین مردان در این آب و خاک پرورده شدهاند، حوادثی که بر سر او آمده بدانگونه است که درخورِ کشور برگزیده و بزرگی است؛ فتحهای درخشان داشته است و شکستهای شرمآور، مصیبتهای بسیار و کامرواییهای بسیار.
گویی روزگار همه بلاها و بازیهای خود را بر ایران آزموده است.
او را بارها بر لبِ پرتگاه بُرده و باز از افتادن بازش داشته.
ایران، شاید سختجانترین کشورهای دنیاست.
دورههایی بوده است که با نیمهجانی زندگی کرده امّا از نفس نیفتاده؛ و چون بیمارانی که میخواهند نزدیکانِ خود را بیازمایند درست در همان لحظه که همه از او امید برگرفته بودند، چشم گشوده است و زندگی را از سرگرفته.
یک ملت چقدر میتواند پستوبلند و افتوخیز و رنج و آزمون داشته باشد و باز بماند؟ از نفس بیفتد ولی از پا نیفتد؟ چون به حکم جغرافیا در قلب حوادث جهان بوده از چهار سو فشار بر او وارد میشده با این حال، از میدان به در نمیرفته از کاخ آپادانا تا خانه گِلی حافظ در شیراز، فاصله چندانی نیست؛ زمانی مُلک مرئی را در زیر سیطره خود داشته، زمانی ملک معنی را!
@IranDel_Channel
💢
Telegram
attach 📎
👍4
.
🔴 خودملّهپنداران و خودملّهانکاران
✍️ #مصطفی_نصیری، پژوهشگر اندیشه و علوم سیاسی
دشمنان ایرانزمین از برنارد لوئیس آموختهاند که تجزیه خاک ایران، با فرض فرهنگ واحد ایرانی، تاکنون ممکن نشده و نخواهد شد، زیرا ایرانیان هرگاه جنگ نظامی را باختهاند، با انتقال میدان نبرد به جبههی فرهنگی، خصم را از هویت قومی خود تهی و آکنده از هویت ایرانی کردهاند. به همین جهت است که یکپارچگی و تاریخمندی ایران همچو خاری بر چشم کشورکهای حاصل از مداد و خطکش استعمار پیر بر روی نقشه است. این کشورکها، امروز با بوهایی که به مشام آنها رسیده، عزم خود را بر گسیختن پیوندهای فرهنگی ایران جزم کردهاند تا اگر باز شکستی در میدان و خلائی در قدرت مرکزی بر ایران تحمیل شد، سنگر فرهنگی که مزیت اصلی ایرانیت است، قبل از آن فرو ریخته باشد. مفاهیمی مانند: ممالک محروسه، ملل ایران، ایجاد تقابل میان زبان فارسی و زبانهای محلی، حق تعیین سرنوشت، ایران کثیرالمله، سیستم عدم تمرکز، فدرالیسم، سومربازی تُرکان و ایلامبازی عربان، محدود کردن ملیت واحد ایرانی به رضاشاه و ….، همگی کلیدواژههایی برای فروپاشی فرهنگی و از کوک انداختن دیالکتیک وحدت در کثرت ایرانی است.
🔴 منبع: تارنمای بنیاد داریوش همایون
🔴 یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 خودملّهپنداران و خودملّهانکاران
✍️ #مصطفی_نصیری، پژوهشگر اندیشه و علوم سیاسی
دشمنان ایرانزمین از برنارد لوئیس آموختهاند که تجزیه خاک ایران، با فرض فرهنگ واحد ایرانی، تاکنون ممکن نشده و نخواهد شد، زیرا ایرانیان هرگاه جنگ نظامی را باختهاند، با انتقال میدان نبرد به جبههی فرهنگی، خصم را از هویت قومی خود تهی و آکنده از هویت ایرانی کردهاند. به همین جهت است که یکپارچگی و تاریخمندی ایران همچو خاری بر چشم کشورکهای حاصل از مداد و خطکش استعمار پیر بر روی نقشه است. این کشورکها، امروز با بوهایی که به مشام آنها رسیده، عزم خود را بر گسیختن پیوندهای فرهنگی ایران جزم کردهاند تا اگر باز شکستی در میدان و خلائی در قدرت مرکزی بر ایران تحمیل شد، سنگر فرهنگی که مزیت اصلی ایرانیت است، قبل از آن فرو ریخته باشد. مفاهیمی مانند: ممالک محروسه، ملل ایران، ایجاد تقابل میان زبان فارسی و زبانهای محلی، حق تعیین سرنوشت، ایران کثیرالمله، سیستم عدم تمرکز، فدرالیسم، سومربازی تُرکان و ایلامبازی عربان، محدود کردن ملیت واحد ایرانی به رضاشاه و ….، همگی کلیدواژههایی برای فروپاشی فرهنگی و از کوک انداختن دیالکتیک وحدت در کثرت ایرانی است.
🔴 منبع: تارنمای بنیاد داریوش همایون
🔴 یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
خودملّهپنداران و خودملّهانکاران
توضیح: این مقاله را برای کانال تلگرامی دکتر طباطبایی نوشته بودم، اما مقارن با اتمام آن، متاسفانه آقای دکتر روی در نقاب خاک غربت کشید. روانشان شاد. اخیراً برخی دکترهای بیدُکترین وطنی افاضه کردهاندکه: ایران بهلحاظ تاریخی کشوری «کثیرالملّه» است. و البته…
👍4
Amad Nobahar
Nader Golchin
🎼 نوروزخوانی و بهاریهها
🎼 تصنیف آمد نوبهار
دستگاه: آواز اصفهان
شاعر: اسماعیل نواب صفا
آهنگساز: مهدی خالدی
اجرا: فرهاد فخرالدینی و گره کُر تلویزیون
خواننده: نادر گلچین
آمد نوبهار
طی شد هجر یار
مطرب نی بزن
ساقی می بیار
@IranDel_Channel
💢
🎼 تصنیف آمد نوبهار
دستگاه: آواز اصفهان
شاعر: اسماعیل نواب صفا
آهنگساز: مهدی خالدی
اجرا: فرهاد فخرالدینی و گره کُر تلویزیون
خواننده: نادر گلچین
آمد نوبهار
طی شد هجر یار
مطرب نی بزن
ساقی می بیار
@IranDel_Channel
💢
👍2
Smell Of Norooz
Iraj Bastaami
🎼 نوروزخوانی و بهاریهها
🎼 بوی نوروز
دستگاه: سهگاه
شاعر: سعدی شیرازی
آهنگساز: حمید متبسم
خواننده: ایرج بسطامی
برآمد باد صبح و بوی نوروز
به کام دوستان و بخت پیروز
مبارک بادت این سال و همه سال
همایون بادت این روز و همه روز
@IranDel_Channel
💢
🎼 بوی نوروز
دستگاه: سهگاه
شاعر: سعدی شیرازی
آهنگساز: حمید متبسم
خواننده: ایرج بسطامی
برآمد باد صبح و بوی نوروز
به کام دوستان و بخت پیروز
مبارک بادت این سال و همه سال
همایون بادت این روز و همه روز
@IranDel_Channel
💢
👍2
Naghmey Noorozi
Gholamhossein Banan
🎼 نوروزخوانی و بهاریهها
🎼 تصنیف نغمهی نوروزی
دستگاه: شور
شاعر: رهی معیری
آهنگساز: روحالله خالقی
خواننده: غلامحسین بنان
گل من بوستان گشته رويت
چمن از گل شد، چون سر کويت
بلبل از مستی هر نفس نغمهای سر کند
سبزه درگيرد روی صحرا را
لاله آرايد چهر زيبا را
قطره باران چهره لاله را تر کند
@IranDel_Channel
💢
🎼 تصنیف نغمهی نوروزی
دستگاه: شور
شاعر: رهی معیری
آهنگساز: روحالله خالقی
خواننده: غلامحسین بنان
گل من بوستان گشته رويت
چمن از گل شد، چون سر کويت
بلبل از مستی هر نفس نغمهای سر کند
سبزه درگيرد روی صحرا را
لاله آرايد چهر زيبا را
قطره باران چهره لاله را تر کند
@IranDel_Channel
💢
👍2
Telegram
attach 📎
🔴 گامبهگام تا نوروز
(چهار از چهار)
✍️ احسان شیخی
پس از تهمورث پسرش - جمشید - بر تخت نشست و به آداب کیانی تاج بر سر نهاد. دیو و پری فرمانبرش شُدند و زمانه از بدی و دشمنی بَرآسود.
جهان را فزوده بِدو آبروی؛
فروزان شده تخت شاهی بِدوی
جمشید مردم را گفت: "شهریار و موبد و دارندهی فرّه ایزدی منام. همان که دستِ بَدان را از بَدی کردن کوتاه میکُند و روانها را به روشنی رهنمون میگردد."
پس دستبهکار شد و نخست جنگافزار - از جوشن و خود و تیغ تا زره آدمی و اسب - ساخت. این کار پنجاه سال از او زمان گرفت و او را چندین گنجینه جنگافزار پدید آمد. سپس به مردم آموخت که چهگونه تار و پود در هم بافند و از کتان و ابريشم و دگر چیزها پارچههای گوناگون سازند و شورند و دوزند و جامهی نیکو پوشند.
چو این کرده شد، سازِ دیگر نهاد
زمانه بِدو شاد و او نیز شاد
آنگاه پنجاه سال به کار انجمن ساختن مردم سرگرم شد. نخستین گروه را "کاتوزیان" نامید: موبدان و پرستندهگان ایزد. آنها را در کوه جایگاه داد.
بدان تا پرستش بُوَد کارشان
نَوان پیشِ روشن جهاندارشان.
دومین گروه را "نیساریان" خواند: دلیرمَردانی جنگآور و پرآوازهکنندهی لشکر و کشور.
کهز ایشان بُوَد تختِ شاهی بهجای
وز ایشان بُوَد نامِ مردی بهپای
سومین گروه "پَسودیان" نامیده شدند: برزگران و کِشتکاران که خود کارند و دروند و ورزند و خورند و همچنین دیگران را سیر گردانند.
تن آزاد و آباد گیتی بر اوی
بَرآسوده از داور و گفتگوی
چهارمین گروه را "اُهتوخوشیان" نام کرد: دستوَرزان و فنآوران و سازندهگانِ هرچیز.
کجا کارشان همگنان پیشه بود
روانشان همیشه پُراَندیشه بود
پس هر گروه را پایگاه سزاوار گزید و پنحاه سال راه و روش نشان داد تا هرکس جایگاه خویش بشناسد.
که تا هرکس اندازهی خویش را
ببیند؛ بداند کم و بیش را
سپس دیوان را دستور داد تا خاک و آب بیامیزند و از گِل خشت سازند. از آن خشت و از سنگ و گچ دیوان دیوارها و ساختمانها ساختند.
چو گرمابه و کاخهای بلند
چو ایوان که باشد پناه از گزند.
آنهنگام در سنگساران کاویدن آغازید و همهگونه گوهر چون یاقوت و زمرد و سیم و زر بهدست آورد. پس به کار ساختن هرآنچه خوشبوی است و مردمان پاکیزه را نیاز است روی آورد.
چو بان و چو کافور و چون مشک ناب
چو عود و چو عنبر چو روشنگلاب...
گاهِ فروکاستنِ دردِ مردمان رسید و جمشید درمان و پزشکیشان آموخت. چون درنوردیدن آبها و دریاها نیاز دید، کشتی ساخت و بر آن نشست و کشور به کشور سفر کرد. پنجاه سال نیز چنین گذشت و از هنرها چیزی نماند که از سرش بگذرد و نیافریند.
همه کردنیها چو آمد به جای
ز جای مَهی برتر آورد پای
تختی ساخت و به گوهرهای ارزشمند بیاراست و آسوده از رنجهایی که در ساختن زندگی مردم بُرده بود، بر آن نشست. پس دیوان را فرمان داد تا تخت بر شانه گیرند و در آسمان بگردانند. تخت جمشید چون خورشید در آسمان میدرخشید و مردمان را از بلندیِ بخت شاهِ فرمانروا به شگفتی وامیداشت. از آنروی مردم به پاس گرامیداشتن آن شاهِ هنرآفرین و شکوهمند که به زندهگیشان آسودهگی و درخشش بخشیده بود، شادانه و دستافشان بر تخت جمشید گوهر افشاندند و جشن گرفتند. آنروز، اول فروردین بود و چون آغاز زندگی بیرنج آدمیان بود، آنرا "نوروز" نام کردند. از آن پس، هر ساله مردمان نوروز را جشن گرفتند و به پایکوبی و شادخواری و رامشگری شادمانی کردند. جشن فرخندهی نوروز یادگار جمشید و آن شکوهِ آسودهگیآفرین است.
پینوشت:
پس از آن تختنشینیِ شکوهمند و به کرنشِ اندازهشناسی و سپاسگزاریِ مردم، جمشید راه مرگ را بر آنها بست و رنج و بدی را از جانشان دور کرد. دیوها را فرمانبر و جهان را رامِ شادی مردمان ساخت. اما اینهمه، او را به خودبینی انداخت و خود را - به سبب آن هنرها که آفریده بود و آن آسودهگیها که بخشیده بود و راه مرگ را که بسته بود - خداوند خواند. مردم از او ناامید شدند و فرّه ایزدی او کاهیدن گرفت. ابلیس از آنسو اژیدهاک را به کژی و پدرکُشی رهنمون بود و مردم از اینسو از شاه خودبین و خودخواه و گردنکش به چاره میاندیشیدند. چاره اما شد دستبهدامان اژیدهاک گشتن!
🔴
نوشتار یک از چهار
نوشتار دو از چهار
نوشتار سه از چهار
🔴 توصیه میشود، متنها به ترتیب از یک تا چهار مجدداً مطالعه شود.
@IranDel_Channel
💢
🔴 گامبهگام تا نوروز
(چهار از چهار)
✍️ احسان شیخی
پس از تهمورث پسرش - جمشید - بر تخت نشست و به آداب کیانی تاج بر سر نهاد. دیو و پری فرمانبرش شُدند و زمانه از بدی و دشمنی بَرآسود.
جهان را فزوده بِدو آبروی؛
فروزان شده تخت شاهی بِدوی
جمشید مردم را گفت: "شهریار و موبد و دارندهی فرّه ایزدی منام. همان که دستِ بَدان را از بَدی کردن کوتاه میکُند و روانها را به روشنی رهنمون میگردد."
پس دستبهکار شد و نخست جنگافزار - از جوشن و خود و تیغ تا زره آدمی و اسب - ساخت. این کار پنجاه سال از او زمان گرفت و او را چندین گنجینه جنگافزار پدید آمد. سپس به مردم آموخت که چهگونه تار و پود در هم بافند و از کتان و ابريشم و دگر چیزها پارچههای گوناگون سازند و شورند و دوزند و جامهی نیکو پوشند.
چو این کرده شد، سازِ دیگر نهاد
زمانه بِدو شاد و او نیز شاد
آنگاه پنجاه سال به کار انجمن ساختن مردم سرگرم شد. نخستین گروه را "کاتوزیان" نامید: موبدان و پرستندهگان ایزد. آنها را در کوه جایگاه داد.
بدان تا پرستش بُوَد کارشان
نَوان پیشِ روشن جهاندارشان.
دومین گروه را "نیساریان" خواند: دلیرمَردانی جنگآور و پرآوازهکنندهی لشکر و کشور.
کهز ایشان بُوَد تختِ شاهی بهجای
وز ایشان بُوَد نامِ مردی بهپای
سومین گروه "پَسودیان" نامیده شدند: برزگران و کِشتکاران که خود کارند و دروند و ورزند و خورند و همچنین دیگران را سیر گردانند.
تن آزاد و آباد گیتی بر اوی
بَرآسوده از داور و گفتگوی
چهارمین گروه را "اُهتوخوشیان" نام کرد: دستوَرزان و فنآوران و سازندهگانِ هرچیز.
کجا کارشان همگنان پیشه بود
روانشان همیشه پُراَندیشه بود
پس هر گروه را پایگاه سزاوار گزید و پنحاه سال راه و روش نشان داد تا هرکس جایگاه خویش بشناسد.
که تا هرکس اندازهی خویش را
ببیند؛ بداند کم و بیش را
سپس دیوان را دستور داد تا خاک و آب بیامیزند و از گِل خشت سازند. از آن خشت و از سنگ و گچ دیوان دیوارها و ساختمانها ساختند.
چو گرمابه و کاخهای بلند
چو ایوان که باشد پناه از گزند.
آنهنگام در سنگساران کاویدن آغازید و همهگونه گوهر چون یاقوت و زمرد و سیم و زر بهدست آورد. پس به کار ساختن هرآنچه خوشبوی است و مردمان پاکیزه را نیاز است روی آورد.
چو بان و چو کافور و چون مشک ناب
چو عود و چو عنبر چو روشنگلاب...
گاهِ فروکاستنِ دردِ مردمان رسید و جمشید درمان و پزشکیشان آموخت. چون درنوردیدن آبها و دریاها نیاز دید، کشتی ساخت و بر آن نشست و کشور به کشور سفر کرد. پنجاه سال نیز چنین گذشت و از هنرها چیزی نماند که از سرش بگذرد و نیافریند.
همه کردنیها چو آمد به جای
ز جای مَهی برتر آورد پای
تختی ساخت و به گوهرهای ارزشمند بیاراست و آسوده از رنجهایی که در ساختن زندگی مردم بُرده بود، بر آن نشست. پس دیوان را فرمان داد تا تخت بر شانه گیرند و در آسمان بگردانند. تخت جمشید چون خورشید در آسمان میدرخشید و مردمان را از بلندیِ بخت شاهِ فرمانروا به شگفتی وامیداشت. از آنروی مردم به پاس گرامیداشتن آن شاهِ هنرآفرین و شکوهمند که به زندهگیشان آسودهگی و درخشش بخشیده بود، شادانه و دستافشان بر تخت جمشید گوهر افشاندند و جشن گرفتند. آنروز، اول فروردین بود و چون آغاز زندگی بیرنج آدمیان بود، آنرا "نوروز" نام کردند. از آن پس، هر ساله مردمان نوروز را جشن گرفتند و به پایکوبی و شادخواری و رامشگری شادمانی کردند. جشن فرخندهی نوروز یادگار جمشید و آن شکوهِ آسودهگیآفرین است.
پینوشت:
پس از آن تختنشینیِ شکوهمند و به کرنشِ اندازهشناسی و سپاسگزاریِ مردم، جمشید راه مرگ را بر آنها بست و رنج و بدی را از جانشان دور کرد. دیوها را فرمانبر و جهان را رامِ شادی مردمان ساخت. اما اینهمه، او را به خودبینی انداخت و خود را - به سبب آن هنرها که آفریده بود و آن آسودهگیها که بخشیده بود و راه مرگ را که بسته بود - خداوند خواند. مردم از او ناامید شدند و فرّه ایزدی او کاهیدن گرفت. ابلیس از آنسو اژیدهاک را به کژی و پدرکُشی رهنمون بود و مردم از اینسو از شاه خودبین و خودخواه و گردنکش به چاره میاندیشیدند. چاره اما شد دستبهدامان اژیدهاک گشتن!
🔴
نوشتار یک از چهار
نوشتار دو از چهار
نوشتار سه از چهار
🔴 توصیه میشود، متنها به ترتیب از یک تا چهار مجدداً مطالعه شود.
@IranDel_Channel
💢
👍2
.
🔴 نوروز
✍ دکتر پرویز ناتل خانلری
نوروز اگرچه روز نو سال است، روز کهنۀ قرنهاست. پیری فرتوت است که سالی یک بار جامۀ جوانی میپوشد تا به شکرانۀ آنکه روزگاری چنین دراز به سر برده و با اینهمه دمسردی زمانه تاب آورده است، چند روزی شادی کند. از اینجاست که شکوه پیران و نشاط جوانان در اوست.
پیر نوروز یادها در سر دارد و از آن کرانۀ زمان میآید، از آنجا که نشانش پیدا نیست. در این راه دراز رنجها دیده و تلخیها چشیده است، اما هنوز شاد و امیدوار است. جامههای رنگرنگ پوشیده است، اما از آنهمه یک رنگ بیشتر آشکار نیست و آن رنگ ایران است. از روزی که پدران ما به این سرزمین آمدند و نام خانواده و نژاد خود را به آن دادند گویی سرنوشتی دشوار برای ایشان مقرر شده بود. تقدیر چنان بود که این قوم نگهبان فروغ ایزدی، یعنی دانش و فرهنگ باشد. میان جهان روشنی که فرهنگ و تمدن در آن پرورش مییافت و عالم تیرگی که در آن کین و ستیز میرویید سدّی شود. نیروی یزدان را از گزند اهریمن نگه دارد.
ایرانی بار گران این امانت را به دوش کشید. پیکاری بزرگ بود. در این پیکار روزگارها گذشت و داستان این زد و خورد افسانه شد و بر زبانها روان گشت، اما هنوز نبرد دوام داشت. پهلوان سالخورده شد، فرتوت شد، نیروی تنش سستی گرفت، اما دل و جانش جوان ماند. هنوز اهریمن از نهیب او بیمناک است، هنوز پهلوان دلیر و سهمگین است. این همان پهلوان است که هر سال جامۀ رنگرنگ نوروز میپوشد و به یادگار روزگار
جوانی شادی میکند.
کدام ملت دیگر را میشناسیم که به گذشتۀ خود، به تاریخ باستان خود، به آیین و آداب گذشتۀ خود بیش از این پایبند و وفادار باشد؟ این جشن نوروز که دو سه هزار سال است با همۀ آداب و رسوم در این سرزمین باقی و برقرار است مگر نشانی از ثبات و پایداری ایرانیان در نگه داشتن آیین ملی خود نیست؟
نوروز یکی از نشانههای ملیت ماست. نوروز یکی از روزهای تجلّی روح ایرانی است. نوروز برهان این دعوی است که ایران با همۀ سالخوردگی هنوز جوان و نیرومند است.در این روز دعا کنیم. همان دعا که سه هزار سال پیش از این زردشت کرد:
«منش بد شکست بیابد. منش نیک پیروز شود. دروغ شکست بیابد. راستی بر آن پیروز شود. خرداد و مرداد بر هر دو چیره شوند. اهریمن بدکنش ناتوان شود و رو به گریز نهد.»
و نوروز بر همۀ ایرانیان فرخنده و خرّم باشد.
🔴 منبع: نوروز ، نشریۀ ایراننامه، زمستان ۱۳۶۱، شمارۀ ۲، صص ۱۴۳-۱۴۶
🔴 پینوشت:
بیست و نهم اسفند ماه، زادروز زندهیاد دکتر پرویز ناتل خانلری، استاد عالیرتبه دانشگاه تهران، ادیب و محقق خستگیناپذیر ادبیات فاخر فارسی
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
🔴 نوروز
✍ دکتر پرویز ناتل خانلری
نوروز اگرچه روز نو سال است، روز کهنۀ قرنهاست. پیری فرتوت است که سالی یک بار جامۀ جوانی میپوشد تا به شکرانۀ آنکه روزگاری چنین دراز به سر برده و با اینهمه دمسردی زمانه تاب آورده است، چند روزی شادی کند. از اینجاست که شکوه پیران و نشاط جوانان در اوست.
پیر نوروز یادها در سر دارد و از آن کرانۀ زمان میآید، از آنجا که نشانش پیدا نیست. در این راه دراز رنجها دیده و تلخیها چشیده است، اما هنوز شاد و امیدوار است. جامههای رنگرنگ پوشیده است، اما از آنهمه یک رنگ بیشتر آشکار نیست و آن رنگ ایران است. از روزی که پدران ما به این سرزمین آمدند و نام خانواده و نژاد خود را به آن دادند گویی سرنوشتی دشوار برای ایشان مقرر شده بود. تقدیر چنان بود که این قوم نگهبان فروغ ایزدی، یعنی دانش و فرهنگ باشد. میان جهان روشنی که فرهنگ و تمدن در آن پرورش مییافت و عالم تیرگی که در آن کین و ستیز میرویید سدّی شود. نیروی یزدان را از گزند اهریمن نگه دارد.
ایرانی بار گران این امانت را به دوش کشید. پیکاری بزرگ بود. در این پیکار روزگارها گذشت و داستان این زد و خورد افسانه شد و بر زبانها روان گشت، اما هنوز نبرد دوام داشت. پهلوان سالخورده شد، فرتوت شد، نیروی تنش سستی گرفت، اما دل و جانش جوان ماند. هنوز اهریمن از نهیب او بیمناک است، هنوز پهلوان دلیر و سهمگین است. این همان پهلوان است که هر سال جامۀ رنگرنگ نوروز میپوشد و به یادگار روزگار
جوانی شادی میکند.
کدام ملت دیگر را میشناسیم که به گذشتۀ خود، به تاریخ باستان خود، به آیین و آداب گذشتۀ خود بیش از این پایبند و وفادار باشد؟ این جشن نوروز که دو سه هزار سال است با همۀ آداب و رسوم در این سرزمین باقی و برقرار است مگر نشانی از ثبات و پایداری ایرانیان در نگه داشتن آیین ملی خود نیست؟
نوروز یکی از نشانههای ملیت ماست. نوروز یکی از روزهای تجلّی روح ایرانی است. نوروز برهان این دعوی است که ایران با همۀ سالخوردگی هنوز جوان و نیرومند است.در این روز دعا کنیم. همان دعا که سه هزار سال پیش از این زردشت کرد:
«منش بد شکست بیابد. منش نیک پیروز شود. دروغ شکست بیابد. راستی بر آن پیروز شود. خرداد و مرداد بر هر دو چیره شوند. اهریمن بدکنش ناتوان شود و رو به گریز نهد.»
و نوروز بر همۀ ایرانیان فرخنده و خرّم باشد.
🔴 منبع: نوروز ، نشریۀ ایراننامه، زمستان ۱۳۶۱، شمارۀ ۲، صص ۱۴۳-۱۴۶
🔴 پینوشت:
بیست و نهم اسفند ماه، زادروز زندهیاد دکتر پرویز ناتل خانلری، استاد عالیرتبه دانشگاه تهران، ادیب و محقق خستگیناپذیر ادبیات فاخر فارسی
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
Telegram
attach 📎
👍3
