📷 برگزاری مراسم گرامیداشت یکصد و هشتمین سالگرد نسلکشی ارامنه در کلیسای سرکیس مقدس در تهران
در اواخر دوره و واپسین نفسهای به تنگ آمده حکومت عثمانی و با ظهور ائتلاف عموماً نژادپرست و تُرکگرای «ترکان جوان» پروژه نسلکشی و پاکسازی نژادی در آناتولی کلید خورد.
در آن سالها صدها هزار ارمنی بومی با روشهایی بمانند کوچ و تبعید اجباری، اعدام، گرسنگی، کشتار دستجمعی و... نسلکشی و قتلعام شدند.
امروزه تعداد کل قربانیان نسلکشی ارمنیان بین یک تا یک و نیم میلیون نفر برآورد شدهاست.
در طی آن دوران، تصوری برای تعدادی از سردمداران حکومت عثمانی ایجاد شده بود مبنی بر اینکه ایجاد کشوری جدید و نوین (تُرکیه) برای تُرکها در گرو ایجاد کشوری با یک نژاد واحد است و این کار با تصفیه نژادی که همان پاکسازی منطقه آناتولی از اقلیتهای دینی و نژادی (به خصوص یونانیان، آشوریان و ارامنه) صورت میپذیرد!
🔴 منبع: کانال آذریها
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
در اواخر دوره و واپسین نفسهای به تنگ آمده حکومت عثمانی و با ظهور ائتلاف عموماً نژادپرست و تُرکگرای «ترکان جوان» پروژه نسلکشی و پاکسازی نژادی در آناتولی کلید خورد.
در آن سالها صدها هزار ارمنی بومی با روشهایی بمانند کوچ و تبعید اجباری، اعدام، گرسنگی، کشتار دستجمعی و... نسلکشی و قتلعام شدند.
امروزه تعداد کل قربانیان نسلکشی ارمنیان بین یک تا یک و نیم میلیون نفر برآورد شدهاست.
در طی آن دوران، تصوری برای تعدادی از سردمداران حکومت عثمانی ایجاد شده بود مبنی بر اینکه ایجاد کشوری جدید و نوین (تُرکیه) برای تُرکها در گرو ایجاد کشوری با یک نژاد واحد است و این کار با تصفیه نژادی که همان پاکسازی منطقه آناتولی از اقلیتهای دینی و نژادی (به خصوص یونانیان، آشوریان و ارامنه) صورت میپذیرد!
🔴 منبع: کانال آذریها
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
👍11👎1
.
🔴 «ناصر پاکدامن: یک روایت سیاسی»
(به مناسبت درگذشت ناصر پاکدامن)
✍️ مهدی تدینی، تاریخپژوه
از بیستونهم اسفندِ ۱۳۲۹ آغاز کنیم. آن عصرگاه تاریخی. داغترین بحث در صحن مجلس جریان داشت. هیجان نفت زبانه میکشید و چهرههای عرقکردۀ نمایندگانِ طرفدارِ ملی شدن نفت کانون این حرارت بود. مصدق، مظفر بقایی، حسین مکی... اما میخواهم این دوربینِ تاریخنما را بچرخانم به سوی تماشاگرانی که آمده بودند تا تصویبِ ملیشدن نفت را از نزدیک ببینند. دوربین از روی چهرههای هیجانزده و مضطرب میگذرد و به دو جوان میرسد. تبوتابِ آنها کمتر از نمایندگان نبود. یکی هجده و آن دیگری هفدهساله بود. هممدرسهای بودند و چند سالی بود شور و شوق سیاست به سرشان افتاده بود. آرزوی آنها و میلیونها جوان دیگر که فکر میکردند اگر نفت ملی شود چه و چه خواهد شد، در آن عصر واپسین روز زمستان محقق شد. خوش بودند، انگار واقعاً با تصویب این قانون زمستان برای همیشه سپری میشود و از فردا بهاری ماندگار میآید. آن شب باید برای خودشان جشن میگرفتند. رفتند کبابیِ شمشیری تا ضیافتی برپا کنند ــ از قضا حاجی شمشیری هم معروفترین بازاریِ طرفدار مصدق بود. همهچیز جور بود. دنیا برای یک شب به میل و ذائقۀ آنها شده بود.
یکی از این دو جوان امروز درگذشت ــ ۷۲ سال و یک ماه و سه روز پس از آن شام پیروزی ــ بیآنکه به هیچیک از خواستههای سیاسیاش رسیده باشد. روزهایی دیگری هم در زندگیاش بود که فکر میکرد به آرمان سیاسیاش رسیده (برای مثال در انقلاب ۵۷)، اما پس از این حسِ زودگذر نیز مجبور شد ۴۱ سال خارج از ایران تبعید کشد. دنیا همین است. یک جا باید از قطار زندگی پیاده شد. قطار میرود و این ایستگاه میشود واپسین منزل. از آن پس آدمی مهمان خاک است.
یکی از این دو جوانِ قصۀ ما ناصر پاکدامن بود؛ هماو که امروز درگذشت؛ و آن دیگری هوشنگ نهاوندی بود. این دو دوست مسیری کاملاً متفاوت را در زندگی طی کردند. هر دو در فرانسه دکتری گرفتند؛ اما ناصر همیشه مخالف حکومت شاه بود و مبارزه کرد تا آن را سرنگون کند، اما هوشنگ به دستگاه حکومت راه یافت و هم مناصب دولتی بلندپایهای همواره داشت و هم آدم پرنفوذی در حاکمیت بود. اما در نهایت هر دو پس از انقلاب، یکی زودتر و یکی دیرتر، باید از ایران میگریختند. هوشنگ از آن چند سیاستمدارِ خوشاقبالی بود که در آن شبِ هولوبلای معروف ــ شامگاه بیستودوم بهمن ۵۷ ــ توانست تصادفاً از زندان پادگان جمشیدیه فرار کند. دولتمردان سرشناس زیادی آن شب در شلوغیِ حمله به پادگان توانستند در تاریکی و ازدحام و رگبار مسلسلها، دولادولا، دست در دست الهۀ آذرخش، فرار کنند. نهاوندی مدتی از این خانه به آن خانه در خفا زندگی کرد تا از مرز غربی گریخت. و اما ناصر...
بگذارید قصۀ زندگی سیاسی ناصر را مفصل بگویم؛ و اصلاً این مطلب را به مناسبت مرگ او مینویسم. طبعاً فقط به زندگی سیاسی او میپردازم و دیگر وجوه زندگی او نه موضوعِ من و این صفحه است، و نه در تخصص من.
🔴 ادامه یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 «ناصر پاکدامن: یک روایت سیاسی»
(به مناسبت درگذشت ناصر پاکدامن)
✍️ مهدی تدینی، تاریخپژوه
از بیستونهم اسفندِ ۱۳۲۹ آغاز کنیم. آن عصرگاه تاریخی. داغترین بحث در صحن مجلس جریان داشت. هیجان نفت زبانه میکشید و چهرههای عرقکردۀ نمایندگانِ طرفدارِ ملی شدن نفت کانون این حرارت بود. مصدق، مظفر بقایی، حسین مکی... اما میخواهم این دوربینِ تاریخنما را بچرخانم به سوی تماشاگرانی که آمده بودند تا تصویبِ ملیشدن نفت را از نزدیک ببینند. دوربین از روی چهرههای هیجانزده و مضطرب میگذرد و به دو جوان میرسد. تبوتابِ آنها کمتر از نمایندگان نبود. یکی هجده و آن دیگری هفدهساله بود. هممدرسهای بودند و چند سالی بود شور و شوق سیاست به سرشان افتاده بود. آرزوی آنها و میلیونها جوان دیگر که فکر میکردند اگر نفت ملی شود چه و چه خواهد شد، در آن عصر واپسین روز زمستان محقق شد. خوش بودند، انگار واقعاً با تصویب این قانون زمستان برای همیشه سپری میشود و از فردا بهاری ماندگار میآید. آن شب باید برای خودشان جشن میگرفتند. رفتند کبابیِ شمشیری تا ضیافتی برپا کنند ــ از قضا حاجی شمشیری هم معروفترین بازاریِ طرفدار مصدق بود. همهچیز جور بود. دنیا برای یک شب به میل و ذائقۀ آنها شده بود.
یکی از این دو جوان امروز درگذشت ــ ۷۲ سال و یک ماه و سه روز پس از آن شام پیروزی ــ بیآنکه به هیچیک از خواستههای سیاسیاش رسیده باشد. روزهایی دیگری هم در زندگیاش بود که فکر میکرد به آرمان سیاسیاش رسیده (برای مثال در انقلاب ۵۷)، اما پس از این حسِ زودگذر نیز مجبور شد ۴۱ سال خارج از ایران تبعید کشد. دنیا همین است. یک جا باید از قطار زندگی پیاده شد. قطار میرود و این ایستگاه میشود واپسین منزل. از آن پس آدمی مهمان خاک است.
یکی از این دو جوانِ قصۀ ما ناصر پاکدامن بود؛ هماو که امروز درگذشت؛ و آن دیگری هوشنگ نهاوندی بود. این دو دوست مسیری کاملاً متفاوت را در زندگی طی کردند. هر دو در فرانسه دکتری گرفتند؛ اما ناصر همیشه مخالف حکومت شاه بود و مبارزه کرد تا آن را سرنگون کند، اما هوشنگ به دستگاه حکومت راه یافت و هم مناصب دولتی بلندپایهای همواره داشت و هم آدم پرنفوذی در حاکمیت بود. اما در نهایت هر دو پس از انقلاب، یکی زودتر و یکی دیرتر، باید از ایران میگریختند. هوشنگ از آن چند سیاستمدارِ خوشاقبالی بود که در آن شبِ هولوبلای معروف ــ شامگاه بیستودوم بهمن ۵۷ ــ توانست تصادفاً از زندان پادگان جمشیدیه فرار کند. دولتمردان سرشناس زیادی آن شب در شلوغیِ حمله به پادگان توانستند در تاریکی و ازدحام و رگبار مسلسلها، دولادولا، دست در دست الهۀ آذرخش، فرار کنند. نهاوندی مدتی از این خانه به آن خانه در خفا زندگی کرد تا از مرز غربی گریخت. و اما ناصر...
بگذارید قصۀ زندگی سیاسی ناصر را مفصل بگویم؛ و اصلاً این مطلب را به مناسبت مرگ او مینویسم. طبعاً فقط به زندگی سیاسی او میپردازم و دیگر وجوه زندگی او نه موضوعِ من و این صفحه است، و نه در تخصص من.
🔴 ادامه یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
«ناصر پاکدامن: یک روایت سیاسی»
. 🔴 «ناصر پاکدامن: یک روایت سیاسی» (به مناسبت درگذشت ناصر پاکدامن) ✍️ مهدی تدینی، تاریخپژوه از بیستونهم اسفندِ ۱۳۲۹ آغاز کنیم. آن عصرگاه تاریخی. داغترین بحث در صحن مجلس جریان داشت. هیجان نفت زبانه میکشید و چهرههای عرقکردۀ نمایندگانِ طرفدارِ ملی شدن…
👍4
.
🔴 اولین قربانیان نسلکشی ارمنیها که بودند؟
🔴 چرا کشتار از روشنفکران شروع شد؟
✍️ آرش عزیزی
۱۰۸ سال پیش در چنین روزی، طلعت پاشا، وزیر کشور وقت امپراتوری عثمانی، فرمانی را امضا کرد. در بحبوحه جنگ جهانی اول که هر روز رویدادی در جبهههای مختلف رخ میداد، اهمیت تاریخی این فرمان در ابتدا معلوم نبود؛ اما فرمان طلعت رفت تا سر آغاز یکی از دهشتناکترین رویدادهای تاریخ معاصر باشد: نسلکشی ارمنیها.
بنا به دستور وزیر، نیروهای انتظامی قسطنطنیه به سرکردگی بدری بای، رئیس پلیس، عملیات خود را ساعت ۸ شب آغاز کردند. آنان ۲۰۰ و اندی روشنفکر ارمنی را دستگیر و به دو زندان در نزدیکی آنگورا (آنکارای امروز) فرستادند. یک ماه بعد که «قانون تهجیر» تصویب شد، این چهرهها به نقاط مختلفی داخل امپراتوری عثمانی تبعید و در نهایت، بیشترشان کشته شدند تا بخشی کوچک از بیش از یک میلیون ارمنی باشند که در جریان این فاجعه بزرگ کشته میشوند؛ اما بیش از ۸۰ نفرشان هم زنده ماندند تا شاهد تاریخ باشند. از آن پس ۲۴ آوریل روز یادبود نسلکشی ارمنیها نام گرفت؛ یک «یکشنبه خونین» که همهچیز از آن آغاز شد.
🔴 ادامه یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 اولین قربانیان نسلکشی ارمنیها که بودند؟
🔴 چرا کشتار از روشنفکران شروع شد؟
✍️ آرش عزیزی
۱۰۸ سال پیش در چنین روزی، طلعت پاشا، وزیر کشور وقت امپراتوری عثمانی، فرمانی را امضا کرد. در بحبوحه جنگ جهانی اول که هر روز رویدادی در جبهههای مختلف رخ میداد، اهمیت تاریخی این فرمان در ابتدا معلوم نبود؛ اما فرمان طلعت رفت تا سر آغاز یکی از دهشتناکترین رویدادهای تاریخ معاصر باشد: نسلکشی ارمنیها.
بنا به دستور وزیر، نیروهای انتظامی قسطنطنیه به سرکردگی بدری بای، رئیس پلیس، عملیات خود را ساعت ۸ شب آغاز کردند. آنان ۲۰۰ و اندی روشنفکر ارمنی را دستگیر و به دو زندان در نزدیکی آنگورا (آنکارای امروز) فرستادند. یک ماه بعد که «قانون تهجیر» تصویب شد، این چهرهها به نقاط مختلفی داخل امپراتوری عثمانی تبعید و در نهایت، بیشترشان کشته شدند تا بخشی کوچک از بیش از یک میلیون ارمنی باشند که در جریان این فاجعه بزرگ کشته میشوند؛ اما بیش از ۸۰ نفرشان هم زنده ماندند تا شاهد تاریخ باشند. از آن پس ۲۴ آوریل روز یادبود نسلکشی ارمنیها نام گرفت؛ یک «یکشنبه خونین» که همهچیز از آن آغاز شد.
🔴 ادامه یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
اولین قربانیان نسلکشی ارمنیها که بودند؟
. 🔴 اولین قربانیان نسلکشی ارمنیها که بودند؟ ✍️ آرش عزیزی ۱۰۸ سال پیش در چنین روزی، طلعت پاشا، وزیر کشور وقت امپراتوری عثمانی، فرمانی را امضا کرد. در بحبوحه جنگ جهانی اول که هر روز رویدادی در جبهههای مختلف رخ میداد، اهمیت تاریخی این فرمان در ابتدا معلوم…
👍10
مناظره موسی غنینژاد و مسعود درخشان؛ نظام اقتصادی ایران
🎙 صوتِ مناظرهی موسی غنینژاد و مسعود درخشان با موضوع «تأملی در باب نظام اقتصادی ایران» در شبکه افق صداوسیما در ۴ اردیبهشت ۱۴۰۲ خورشیدی
درخشان میگوید اندیشه لیبرال، شیطانی است و عامل گرفتاری اقتصاد ایران است. غنینژاد اما با اشاره به باورهای حزب توده در ابتدای انقلاب، برخی اصول و سیاستها را برگرفته از این اندیشه خواند و آدرس مسائل امروز را نگاه کمونیستی و اتحادش با سرمایهداری رفاقتی دانست.
درخشان: در ساختار اقتصاد ایران تحول رخ نمیدهد چون روحیه انقلابی در مسئولان نیست. من طرفدار اقتصاد اسلامی هستم یعنی سازمان برنامه و بانک مرکزی، اسلامی عمل کنند.
غنینژاد: اتفاقا اقتصاد ایران سرمایهداری است، اما نه رقابتی، بلکه سرمایهداری رفاقتی. علت مشکلات کشور هم همین است. ریشه این امر را باید در قانون اساسی جستجو کرد که متأثر از جریان چپ ابتدای انقلاب است.
🔴 مناظره را میتوانید از طریق یوتیوب هم تماشا کنید.
@IranDel_Channel
💢
درخشان میگوید اندیشه لیبرال، شیطانی است و عامل گرفتاری اقتصاد ایران است. غنینژاد اما با اشاره به باورهای حزب توده در ابتدای انقلاب، برخی اصول و سیاستها را برگرفته از این اندیشه خواند و آدرس مسائل امروز را نگاه کمونیستی و اتحادش با سرمایهداری رفاقتی دانست.
درخشان: در ساختار اقتصاد ایران تحول رخ نمیدهد چون روحیه انقلابی در مسئولان نیست. من طرفدار اقتصاد اسلامی هستم یعنی سازمان برنامه و بانک مرکزی، اسلامی عمل کنند.
غنینژاد: اتفاقا اقتصاد ایران سرمایهداری است، اما نه رقابتی، بلکه سرمایهداری رفاقتی. علت مشکلات کشور هم همین است. ریشه این امر را باید در قانون اساسی جستجو کرد که متأثر از جریان چپ ابتدای انقلاب است.
🔴 مناظره را میتوانید از طریق یوتیوب هم تماشا کنید.
@IranDel_Channel
💢
👍8
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 مستندِ "نسلکشی ارامنه توسط امپراطوری عثمانی و پیدایش تفکر پانتُرکیسم"
🔴 انتشار یک مستند به معنی تاییدِ محتوای آن نیست و صرفاً بازتابدهندهی دیدگاهِ سازندهی آن مُستند است.
🔴 #مستند را می توانید از طریق یوتیوب هم تماشا کنید.
@IranDel_Channel
💢
🔴 انتشار یک مستند به معنی تاییدِ محتوای آن نیست و صرفاً بازتابدهندهی دیدگاهِ سازندهی آن مُستند است.
🔴 #مستند را می توانید از طریق یوتیوب هم تماشا کنید.
@IranDel_Channel
💢
👍21👎6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 مستند "یک قرن پس از کشتار ارمنیان"
🔴 پخش شده از بیبیسی
🔴 انتشار یک مستند به معنی تاییدِ محتوای آن نیست و صرفاً بازتابدهندهی دیدگاهِ سازندهی آن مُستند است.
🔴 #مستند را میتوانید از طریق یوتیوب هم تماشا کنید.
@IranDel_Channel
💢
🔴 پخش شده از بیبیسی
🔴 انتشار یک مستند به معنی تاییدِ محتوای آن نیست و صرفاً بازتابدهندهی دیدگاهِ سازندهی آن مُستند است.
🔴 #مستند را میتوانید از طریق یوتیوب هم تماشا کنید.
@IranDel_Channel
💢
👍15👎3
.
🔴 ناگفتههایی از تاختوتاز عثمانیها در رمضان خونین تبریز
✍️ گفتگوی مکتوب فرشید باغشمال با علیاکبر صفیپور - دکترای تاریخ ایران بعد از اسلام -
فرشید باغشمال: ماه مبارک رمضان، در کنار رویدادهای مهم آئینی و مذهبی، یادآور یکی از دورههای تاریک تاریخ تبریز است. ۲۷ رمضان ۹۹۳ هجریقمری روزی است که تبریز به اشغال دولت عثمانی رسید و مورد تاختوتاز بیرحمانه ترکان عثمانی قرار گرفت. از جمله اسناد بسیار مهمی که بخشی از ناگفتههای این ماجرا را بررسی کرده «وقفنامه تبریز» است. این وقفنامه که در سال ۹۹۸ هجریقمری تنظیم شده، یادآور اشغال بیستساله تبریز توسط عثمانیها است. عثمانیها پس از تصرف تبریز و قتلعام تبریزیها، وقفنامه ای تنظیم و اموال زیادی را برای مصارف خاص وقف کردند. «دکتر علیاکبر صفیپور» با «دکترای تاریخ ایران بعد از اسلام» از معدود پژوهشگرانی است که در مورد این وقفنامه، مطالعه مفصلی داشتهاست. گفتگوی مکتوبمان را با این محقق حوزه تاریخ میخوانید:
روحانیون عثمانی، با صدور فتواها و مجوزهای شرعی، سلطان را در حمله به سرزمینهای دیگر یاری میکردند. شرط پابرجا بودن حمایت روحانیون از جنگهای سلاطین عثمانی، سهیمشدن مذهب و مؤسسات دینی در غنائم و نتایج جنگها بود. بنابراین پس از هر پیروزی، یکسوم زمینهای اشغالشده را جزو اموال موقوفه اعلام میکردند. وقفنامه تبریز، در همین چارچوب می تواند تفسیر شود.
پس از آزادسازی تبریز، بخش زیادی از موقوفههای عثمانی، به دستور شاهعباس تخریب شد. آن بخش از اموال و املاک وقفی که متعلق به ایرانیان شیعه بوده، پس از اینکه از حالت وقفی خارج شد، به صاحبان قبلی خود بازگشت، یا به تصرف حکومت در آمد. امروز روستاهایی نظیر سفیدکمر و وایقان از توابع شبستر، از این دست هستند.
🔴 ادامه گفتگو را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 ناگفتههایی از تاختوتاز عثمانیها در رمضان خونین تبریز
✍️ گفتگوی مکتوب فرشید باغشمال با علیاکبر صفیپور - دکترای تاریخ ایران بعد از اسلام -
فرشید باغشمال: ماه مبارک رمضان، در کنار رویدادهای مهم آئینی و مذهبی، یادآور یکی از دورههای تاریک تاریخ تبریز است. ۲۷ رمضان ۹۹۳ هجریقمری روزی است که تبریز به اشغال دولت عثمانی رسید و مورد تاختوتاز بیرحمانه ترکان عثمانی قرار گرفت. از جمله اسناد بسیار مهمی که بخشی از ناگفتههای این ماجرا را بررسی کرده «وقفنامه تبریز» است. این وقفنامه که در سال ۹۹۸ هجریقمری تنظیم شده، یادآور اشغال بیستساله تبریز توسط عثمانیها است. عثمانیها پس از تصرف تبریز و قتلعام تبریزیها، وقفنامه ای تنظیم و اموال زیادی را برای مصارف خاص وقف کردند. «دکتر علیاکبر صفیپور» با «دکترای تاریخ ایران بعد از اسلام» از معدود پژوهشگرانی است که در مورد این وقفنامه، مطالعه مفصلی داشتهاست. گفتگوی مکتوبمان را با این محقق حوزه تاریخ میخوانید:
روحانیون عثمانی، با صدور فتواها و مجوزهای شرعی، سلطان را در حمله به سرزمینهای دیگر یاری میکردند. شرط پابرجا بودن حمایت روحانیون از جنگهای سلاطین عثمانی، سهیمشدن مذهب و مؤسسات دینی در غنائم و نتایج جنگها بود. بنابراین پس از هر پیروزی، یکسوم زمینهای اشغالشده را جزو اموال موقوفه اعلام میکردند. وقفنامه تبریز، در همین چارچوب می تواند تفسیر شود.
پس از آزادسازی تبریز، بخش زیادی از موقوفههای عثمانی، به دستور شاهعباس تخریب شد. آن بخش از اموال و املاک وقفی که متعلق به ایرانیان شیعه بوده، پس از اینکه از حالت وقفی خارج شد، به صاحبان قبلی خود بازگشت، یا به تصرف حکومت در آمد. امروز روستاهایی نظیر سفیدکمر و وایقان از توابع شبستر، از این دست هستند.
🔴 ادامه گفتگو را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ناگفتههایی از تاختوتاز عثمانیها در رمضان خونین تبریز
. 🔴 ناگفتههایی از تاختوتاز عثمانیها در رمضان خونین تبریز ✍️ گفتگوی مکتوب فرشید باغشمال با علیاکبر صفیپور - دکترای تاریخ ایران بعد از اسلام - فرشید باغشمال: ماه مبارک رمضان، در کنار رویدادهای مهم آئینی و مذهبی، یادآور یکی از دورههای تاریک تاریخ تبریز…
👍12👎1
ایراندل | IranDel
. 🔴 ناگفتههایی از تاختوتاز عثمانیها در رمضان خونین تبریز ✍️ گفتگوی مکتوب فرشید باغشمال با علیاکبر صفیپور - دکترای تاریخ ایران بعد از اسلام - فرشید باغشمال: ماه مبارک رمضان، در کنار رویدادهای مهم آئینی و مذهبی، یادآور یکی از دورههای تاریک تاریخ تبریز…
.
🔴 جوی خون در خیابانهای تبریز؛ پنج روایت تاریخی از قتلعام تبریز توسط عثمانی
✍️ حجت یحییپور، کنشگر مدنی و فرهنگی اهل ارومیه
در سال ۹۸۵ هجری قمری همزمان با جلوس شاه محمد خدابنده [پادشاه صفوی] عثمانیان که مدتها مترصد به دست آمدن فرصت مناسب برای لشکرکشی به ایران بودند، با بهره جستن از اوضاع نابسامان ایران و با زیر پا گذاشتن پیمان صلح آماسیه به سمت قلمرو ایران حرکت کردند و آتش جنگهای ویرانگری را افروختند که تا سال ۹۹۷ ه.ق به مدت ۱۲ سال ادامه داشت و به جنگهای ۱۲ ساله ایران و عثمانی معروف گردید که در نهایت با انعقاد پیمان صلح استانبول اول (یا عهدنامه صلح فرهاد پاشا) در ۹۹۸ موقتاً پایان یافت. حملات عثمانی در شرایطی آغاز شد که صدراعظم عثمانی یعنی سوکوللی محمد پاشا، با این اقدام مخالفت مینمود و خطرات حمله به ایران را به مراد سوم گوشزد میکرد. وی جهت منصرف کردن مراد سوم آنچه را که بر سلطان سلیمان در آذربایجان گذشت به وی یادآوری و هزینههای سنگین این لشکرشی را به او متذکر شد و خاطر نشان کرد که حتی در صورت تصرف ایران مردم ایران تابعیت و رعیتی عثمانی را قبول نخواهند کرد.
ولی با وجود مخالفتها، عملیات نظامی آغاز گردید. عثمانی با لشکرکشیهای دنبالهدار و پردامنه و صرف هزینههای کلان و بیحساب موفق به کسب فتوحاتی در آذربایجان و قفقاز شدند. همزمان با ادامه حملات به شمالغرب ایران جبهههای نبرد را به سمت مرزهای جنوبغربی ایران در خوزستان گسترش داد و از سوی دیگر با تطمیع و تحریک ازبکان جبهه دیگری برای ایران در خراسان گشود. لشکرکشی بزرگ عثمانیان چنان هزینههای سنگینی برای بابعالی در پی داشت که حکومت عثمانی را تا چندین دهه بعد از آن با بحران شدید مالی مواجه ساخت. بحران اقتصادی همزمان با بروز نتایج مثبت اصلاحات شاه عباس، تا مدتها عثمانی را در مقابل ایران در موضع ضعف قرار داد.
🔴 ادامه یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 جوی خون در خیابانهای تبریز؛ پنج روایت تاریخی از قتلعام تبریز توسط عثمانی
✍️ حجت یحییپور، کنشگر مدنی و فرهنگی اهل ارومیه
در سال ۹۸۵ هجری قمری همزمان با جلوس شاه محمد خدابنده [پادشاه صفوی] عثمانیان که مدتها مترصد به دست آمدن فرصت مناسب برای لشکرکشی به ایران بودند، با بهره جستن از اوضاع نابسامان ایران و با زیر پا گذاشتن پیمان صلح آماسیه به سمت قلمرو ایران حرکت کردند و آتش جنگهای ویرانگری را افروختند که تا سال ۹۹۷ ه.ق به مدت ۱۲ سال ادامه داشت و به جنگهای ۱۲ ساله ایران و عثمانی معروف گردید که در نهایت با انعقاد پیمان صلح استانبول اول (یا عهدنامه صلح فرهاد پاشا) در ۹۹۸ موقتاً پایان یافت. حملات عثمانی در شرایطی آغاز شد که صدراعظم عثمانی یعنی سوکوللی محمد پاشا، با این اقدام مخالفت مینمود و خطرات حمله به ایران را به مراد سوم گوشزد میکرد. وی جهت منصرف کردن مراد سوم آنچه را که بر سلطان سلیمان در آذربایجان گذشت به وی یادآوری و هزینههای سنگین این لشکرشی را به او متذکر شد و خاطر نشان کرد که حتی در صورت تصرف ایران مردم ایران تابعیت و رعیتی عثمانی را قبول نخواهند کرد.
ولی با وجود مخالفتها، عملیات نظامی آغاز گردید. عثمانی با لشکرکشیهای دنبالهدار و پردامنه و صرف هزینههای کلان و بیحساب موفق به کسب فتوحاتی در آذربایجان و قفقاز شدند. همزمان با ادامه حملات به شمالغرب ایران جبهههای نبرد را به سمت مرزهای جنوبغربی ایران در خوزستان گسترش داد و از سوی دیگر با تطمیع و تحریک ازبکان جبهه دیگری برای ایران در خراسان گشود. لشکرکشی بزرگ عثمانیان چنان هزینههای سنگینی برای بابعالی در پی داشت که حکومت عثمانی را تا چندین دهه بعد از آن با بحران شدید مالی مواجه ساخت. بحران اقتصادی همزمان با بروز نتایج مثبت اصلاحات شاه عباس، تا مدتها عثمانی را در مقابل ایران در موضع ضعف قرار داد.
🔴 ادامه یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
جوی خون در خیابانهای تبریز؛ پنج روایت تاریخی از قتلعام تبریز توسط عثمانی
. 🔴 جوی خون در خیابانهای تبریز؛ پنج روایت تاریخی از قتلعام تبریز توسط عثمانی ✍️ حجت یحییپور در سال ۹۸۵ هجری قمری همزمان با جلوس شاه محمد خدابنده [پادشاه صفوی] عثمانیان که مدتها مترصد به دست آمدن فرصت مناسب برای لشکرکشی به ایران بودند، با بهره جستن از…
👍13👎2
.
🔴 پلمب شد
✍️ مهدی تدینی
در روزهای اخیر پیدرپی خبر پلمب شدن واحدی صنفی را در پی عدم رعایت شئونات میشنویم. امروز خبر آمد که مجموعه اُپال پلمب شده است که دیگر صحبت یک مغازه و دو مغازه نیست؛ این یک مجموعه تجاری بزرگ با دهها واحد صنفی است.
پلمب کردن یک واحد صنفی اگر به دلیل حضور مشتریان بیحجاب باشد معنایی ندارد مگر مجازات یک شهروند به دلیل رفتار و عقیده یک شهروند دیگر. شهروندی مطابق میل خود پوششی اختیار کرده و به مرکز خرید، مغازه، رستوران یا هر نوع واحد صنفی دیگر رفته است، حال اگر آن واحد صنفی به این دلیل پلمب شود، یعنی توبیخ و مجازات یک نفر به دلیل تصمیم و عقیده یک فرد دیگر.
معنای این مجازات این است که یک شهروند موظف بوده است شهروند دیگر را به دلیل پوششی که داشته مجازات کند (یعنی او را به محل کارش راه ندهد، بیرون کند و به او سرویس ندهد) و چون این شهروند آن شهروند را در محدوده کاری خود مجازات نکرده، حالا باید خود مجازات شود.
چگونه میتوان از یک رستوراندار، کافهدار، مغازهدار یا هر کاسب دیگری انتظار داشت رفتاری قهرآمیز، توبیخگرانه و تنبیهی نسبت به مشتریان خود داشته باشد؟ شهروند با شهروند برابر است و این برابری بنیاد حکومت قانون است. چگونه میتوان از یک شهروند خواست حین فعالیت اقتصادی خود وارد چنین درگیریهایی هم بشود؟
رابطه شهروندان با همدیگر تعریفی دارد، نمیتوان این تعریف را شکست. اگر زنی بدون حجاب از خیابانی گذشت، باید آن خیابان را بست؟
پلمب کردن اقدامی تنبیهی است؛ مجازات است؛ به فرد ضرر میرساند. تنبیه یک شهروند به دلیل تصمیم یک شهروند دیگر نادرست است. فقط باید آن را در فهرست تصمیمات نادرست دیگری نوشت که اجرا شده و جز گذاشتن خاطره بد در دل و ذهن مردم سودی نداشته است.
@IranDel_Channel
💢
🔴 پلمب شد
✍️ مهدی تدینی
در روزهای اخیر پیدرپی خبر پلمب شدن واحدی صنفی را در پی عدم رعایت شئونات میشنویم. امروز خبر آمد که مجموعه اُپال پلمب شده است که دیگر صحبت یک مغازه و دو مغازه نیست؛ این یک مجموعه تجاری بزرگ با دهها واحد صنفی است.
پلمب کردن یک واحد صنفی اگر به دلیل حضور مشتریان بیحجاب باشد معنایی ندارد مگر مجازات یک شهروند به دلیل رفتار و عقیده یک شهروند دیگر. شهروندی مطابق میل خود پوششی اختیار کرده و به مرکز خرید، مغازه، رستوران یا هر نوع واحد صنفی دیگر رفته است، حال اگر آن واحد صنفی به این دلیل پلمب شود، یعنی توبیخ و مجازات یک نفر به دلیل تصمیم و عقیده یک فرد دیگر.
معنای این مجازات این است که یک شهروند موظف بوده است شهروند دیگر را به دلیل پوششی که داشته مجازات کند (یعنی او را به محل کارش راه ندهد، بیرون کند و به او سرویس ندهد) و چون این شهروند آن شهروند را در محدوده کاری خود مجازات نکرده، حالا باید خود مجازات شود.
چگونه میتوان از یک رستوراندار، کافهدار، مغازهدار یا هر کاسب دیگری انتظار داشت رفتاری قهرآمیز، توبیخگرانه و تنبیهی نسبت به مشتریان خود داشته باشد؟ شهروند با شهروند برابر است و این برابری بنیاد حکومت قانون است. چگونه میتوان از یک شهروند خواست حین فعالیت اقتصادی خود وارد چنین درگیریهایی هم بشود؟
رابطه شهروندان با همدیگر تعریفی دارد، نمیتوان این تعریف را شکست. اگر زنی بدون حجاب از خیابانی گذشت، باید آن خیابان را بست؟
پلمب کردن اقدامی تنبیهی است؛ مجازات است؛ به فرد ضرر میرساند. تنبیه یک شهروند به دلیل تصمیم یک شهروند دیگر نادرست است. فقط باید آن را در فهرست تصمیمات نادرست دیگری نوشت که اجرا شده و جز گذاشتن خاطره بد در دل و ذهن مردم سودی نداشته است.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
attach 📎
👍7👎1
🔴 پنجم اردیبهشتماه سالروز درگذشت محمّدعلی اسلامیندوشن
✍️ محمدعلی اسلامیندوشن
ایران پس از شکست تیسفون یکپارچگی ارضی و اقتدار امپراتوری خود را از دست داد، ولی در مقابل به اقتدار فرهنگیای دست یافت که پیش از آن هرگز نداشته بود و از آن پس تا قرنها یعنی بگوییم تا استقرار حکوت صفویّه قلمرو ایران قلمرو فرهنگی ماند نه ارضی که عادتاً محدودۀ یک کشور به آن شناخته میشود. ایران از طاهریان تا صفویّه به کجا گفته میشد؟ درست معلوم نبود. خراسان برای خود کشوری بود و فارس و آذربایجان و ری و غیره و غیره نیز هریک سرزمینی. چه بسا اوقات مجزّا و هریک خود دارای حکومتی. آنچه این سرزمینها را در ارتباط با همدیگر نگاه داشت، دین و زبان مشترک بود و مقداری مشترکات فرهنگی که بیآنکه چندان نامی از خاک ایران در میان باشد، خصوصیّاتی را به بار میآورد که میتوانست هرگاه لازم شد نام ایران بر آن اطلاق گردد و این همان هویّت این قسمت از خاک بود که ما اکنون به نام ایران میشناسیم و در طی زمان پارههایی از آن جدا شده است.
مردمانی که در محدودۀ این جغرافیا زندگی میکردهاند با همۀ دوردستی فاصلهها و گاه اختلاف لهجه و زبان و گاه تفاوت آیین (شیعه و سنّی) و تفاوت اقلیم و تفاوت حکومت، تابع یک جریان مشترک ایرانیّت میشدند که اهمّ آن عبارت بود از زبان فارسی دری (به عنوان زبان تفاهم کتابی و ادبی و فکری)، نوعی دریافت فرهنگی مشترک (از طریق مثلها، مواعظ رایج و آثار بزرگ ادبی و قصّهها و ادبیّات عامّه)، پایبندی به بعضی رسوم و آداب (چون نوروز و اعیاد مولود و فطر و مراسم عروسی و عزا) و بهطور کلّی نوعی حافظۀ تاریخی مشترک که از تاریخ افسانهای ایران ملهم شده بود و نوعی چشمداشت مشابه از آینده که از مجموع تفکّر اسلامی – ایرانی سرچشمه میگرفت.
با پدید آمدن زبان فارسی، مسیر تاریخی ایران تغییر کرد و استقلال فکری و فرهنگی و بعد سیاسی او تسجیل گشت.
سعدی با آنکه یکی از بینالمللیترین شخصیتهای ایرانی است و سی سال در گردش و سفر بود، بوی ایران و بوی شیراز از سراسر آثارش ساطع است. او ایران را در کولهبارش به همراه خود میگردانده است. این ایرانیّت در روح او چنان عمیق بود که دوری سیساله ذرهای از طراوت آن نکاست.
مولوی را بگیریم که تمام عمر خود را در یک کشور ترکزبان به سر برد و در همسایگی آن حلب و دمشق عربزبان بودند و هرگز پای به ایران ننهاد، با این حال چه کسی بالاتر از او حماسۀ ایران اسلامی را سروده است؟ همان حضور مولوی کافی بود که شهر قونیه تبدیل به یک جزیرۀ ایرانی شود و یا برعکس، فرهنگ ایران و زبان فارسی چنان قلمرو گستردهای داشته باشد که بتواند تا شامات و روم شرقی را هم دربر بگیرد و این هردو درست است.
تاریخ این چهارده قرن اخیر ایران تاریخ تلاش فکری و فرهنگی بوده است، مصروف بر آنکه لطمۀ مهاجم و خارجی به حداقلّ تنزّل داده شود، از میان تندباد حوادث و جنگها و غارتها راهی به سوی تداوم ایرانیّت باز بماند و هیچیک از این سوانح نه یورش و نه اشغال و نه این اواخر استثمار فرهنگی ریشۀ آن را قطع نکند که از نظر ایرانی: تا ریشه در آب است، امید ثمری هست...
🔴 منبع: ایران و تنهائیش، محمّدعلی اسلامی ندوشن، تهران: شرکت سهامی انتشار، ۱۳۷۶، ص ۲۳۲ - ۲۳۶
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
✍️ محمدعلی اسلامیندوشن
ایران پس از شکست تیسفون یکپارچگی ارضی و اقتدار امپراتوری خود را از دست داد، ولی در مقابل به اقتدار فرهنگیای دست یافت که پیش از آن هرگز نداشته بود و از آن پس تا قرنها یعنی بگوییم تا استقرار حکوت صفویّه قلمرو ایران قلمرو فرهنگی ماند نه ارضی که عادتاً محدودۀ یک کشور به آن شناخته میشود. ایران از طاهریان تا صفویّه به کجا گفته میشد؟ درست معلوم نبود. خراسان برای خود کشوری بود و فارس و آذربایجان و ری و غیره و غیره نیز هریک سرزمینی. چه بسا اوقات مجزّا و هریک خود دارای حکومتی. آنچه این سرزمینها را در ارتباط با همدیگر نگاه داشت، دین و زبان مشترک بود و مقداری مشترکات فرهنگی که بیآنکه چندان نامی از خاک ایران در میان باشد، خصوصیّاتی را به بار میآورد که میتوانست هرگاه لازم شد نام ایران بر آن اطلاق گردد و این همان هویّت این قسمت از خاک بود که ما اکنون به نام ایران میشناسیم و در طی زمان پارههایی از آن جدا شده است.
مردمانی که در محدودۀ این جغرافیا زندگی میکردهاند با همۀ دوردستی فاصلهها و گاه اختلاف لهجه و زبان و گاه تفاوت آیین (شیعه و سنّی) و تفاوت اقلیم و تفاوت حکومت، تابع یک جریان مشترک ایرانیّت میشدند که اهمّ آن عبارت بود از زبان فارسی دری (به عنوان زبان تفاهم کتابی و ادبی و فکری)، نوعی دریافت فرهنگی مشترک (از طریق مثلها، مواعظ رایج و آثار بزرگ ادبی و قصّهها و ادبیّات عامّه)، پایبندی به بعضی رسوم و آداب (چون نوروز و اعیاد مولود و فطر و مراسم عروسی و عزا) و بهطور کلّی نوعی حافظۀ تاریخی مشترک که از تاریخ افسانهای ایران ملهم شده بود و نوعی چشمداشت مشابه از آینده که از مجموع تفکّر اسلامی – ایرانی سرچشمه میگرفت.
با پدید آمدن زبان فارسی، مسیر تاریخی ایران تغییر کرد و استقلال فکری و فرهنگی و بعد سیاسی او تسجیل گشت.
سعدی با آنکه یکی از بینالمللیترین شخصیتهای ایرانی است و سی سال در گردش و سفر بود، بوی ایران و بوی شیراز از سراسر آثارش ساطع است. او ایران را در کولهبارش به همراه خود میگردانده است. این ایرانیّت در روح او چنان عمیق بود که دوری سیساله ذرهای از طراوت آن نکاست.
مولوی را بگیریم که تمام عمر خود را در یک کشور ترکزبان به سر برد و در همسایگی آن حلب و دمشق عربزبان بودند و هرگز پای به ایران ننهاد، با این حال چه کسی بالاتر از او حماسۀ ایران اسلامی را سروده است؟ همان حضور مولوی کافی بود که شهر قونیه تبدیل به یک جزیرۀ ایرانی شود و یا برعکس، فرهنگ ایران و زبان فارسی چنان قلمرو گستردهای داشته باشد که بتواند تا شامات و روم شرقی را هم دربر بگیرد و این هردو درست است.
تاریخ این چهارده قرن اخیر ایران تاریخ تلاش فکری و فرهنگی بوده است، مصروف بر آنکه لطمۀ مهاجم و خارجی به حداقلّ تنزّل داده شود، از میان تندباد حوادث و جنگها و غارتها راهی به سوی تداوم ایرانیّت باز بماند و هیچیک از این سوانح نه یورش و نه اشغال و نه این اواخر استثمار فرهنگی ریشۀ آن را قطع نکند که از نظر ایرانی: تا ریشه در آب است، امید ثمری هست...
🔴 منبع: ایران و تنهائیش، محمّدعلی اسلامی ندوشن، تهران: شرکت سهامی انتشار، ۱۳۷۶، ص ۲۳۲ - ۲۳۶
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
Telegram
attach 📎
👍6
🔴 شماره ۵۷ ماهنامهی #وطن_یولی (راهِ وطن) منتشر شد.
شمارهی فروردین ماه ۱۴۰۲ خورشیدی
📖 برای مطالعه میتوانید به اینجا مراجعه کنید.
@IranDel_Channel
💢
شمارهی فروردین ماه ۱۴۰۲ خورشیدی
📖 برای مطالعه میتوانید به اینجا مراجعه کنید.
@IranDel_Channel
💢
👍7
✍️ دکتر #جواد_طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران
🔴 از کتابِ تأملی درباره ایران
جلد نخست: دیباچهای بر نظریهی انحطاط ایران
با ملاحظات مقدماتی در مفهوم ایران
چاپ پنجم، صفحه ۷۹
@IranDel_Channel
💢
🔴 از کتابِ تأملی درباره ایران
جلد نخست: دیباچهای بر نظریهی انحطاط ایران
با ملاحظات مقدماتی در مفهوم ایران
چاپ پنجم، صفحه ۷۹
@IranDel_Channel
💢
👍10👎2
.
🔴 «به درک که میمیرد»؛
هشدار! این جمله، آغاز تکفیریگری است.
✍️ احسان بداغی
در روزهای اخیر ماجرای نزاع جمعی در باغ ماهان و فیلم منتشر شده بخشی از این نزاع یک بحث داغ در شبکههای اجتماعی بود. موضوع حجاب و قطبی شدن جامعه بر سر آن حداقل از حدود یکسال قبل، وضعیتی خطرناک و تقابلهایی هزینهساز در کشور حاکم کرده است. گروهی از مردم انتخاب نوع پوشش را حق خود میدانند و گروه دیگری خود را در برخورد با انواعی از پوششها که مورد پسند آنها نیست، محق میپندارند. نه قانون توانسته آزمونی فیصله بخش برای این تقابل تدارک ببیند و نه در ساحت قدرت رسمی عزمی برای پایان این وضع وجود دارد.
بهتر است سرنوشت قطبیزدگی کشورهایی مانند سوریه و عراق و ویرانی پس از آن یکبار دیگر مرور کنیم و در هراس باشیم از تکرار سرنوشت آنها. برخوردهای پراکنده و خشونت رو به افزایش امروز بر سر حجاب میتوانند گلولههای اولیه بهمنی سهمگین باشند که خیلی زودتر و فاجعهآمیزتر از آنچه که پیشبینی میکنیم بر سر ما فرو ریزند.
🔴 منبع: روزنامه اینترنتی فراز
🔴 متن کامل این یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 «به درک که میمیرد»؛
هشدار! این جمله، آغاز تکفیریگری است.
✍️ احسان بداغی
در روزهای اخیر ماجرای نزاع جمعی در باغ ماهان و فیلم منتشر شده بخشی از این نزاع یک بحث داغ در شبکههای اجتماعی بود. موضوع حجاب و قطبی شدن جامعه بر سر آن حداقل از حدود یکسال قبل، وضعیتی خطرناک و تقابلهایی هزینهساز در کشور حاکم کرده است. گروهی از مردم انتخاب نوع پوشش را حق خود میدانند و گروه دیگری خود را در برخورد با انواعی از پوششها که مورد پسند آنها نیست، محق میپندارند. نه قانون توانسته آزمونی فیصله بخش برای این تقابل تدارک ببیند و نه در ساحت قدرت رسمی عزمی برای پایان این وضع وجود دارد.
بهتر است سرنوشت قطبیزدگی کشورهایی مانند سوریه و عراق و ویرانی پس از آن یکبار دیگر مرور کنیم و در هراس باشیم از تکرار سرنوشت آنها. برخوردهای پراکنده و خشونت رو به افزایش امروز بر سر حجاب میتوانند گلولههای اولیه بهمنی سهمگین باشند که خیلی زودتر و فاجعهآمیزتر از آنچه که پیشبینی میکنیم بر سر ما فرو ریزند.
🔴 منبع: روزنامه اینترنتی فراز
🔴 متن کامل این یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
«به درک که میمیرد»؛ هشدار! این جمله آغاز تکفیریگری است
احسان بداغی-کمتر از یک دهه قبل گوشها هنوز با واژه «تکفیری» آشنا نبودند. حالا اما حداقل در جهان اسلام کمتر کسی است که معنا و تصویری پررنگ از این واژه نداشته باشد. در حوزه زبان، واژه تکفیری یعنی مسلمانی که مسلمانان دیگر را متهم به ارتداد میکند. تکفیریها…
👍7
⚫️ ارجداشتِ سرباز ایران، شهید جانی بتاوشانا - از ایرانیانِ آشوری - که پیکرش پس از ۳۸ سال کشف شده است.
یاد و نامشان جاوید و وطنشان ایران، مانا
@IranDel_Channel
💢
یاد و نامشان جاوید و وطنشان ایران، مانا
@IranDel_Channel
💢
👍24👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 موسیقی و ادبیات ایرانی
اى وطنِ من! تو ليلاى منى من به تو مجنون
پاينده بادا درفشِ كاويان، تيغِ فريدون
آواز: آساره شكارچى
نوازنده تار: بهاره فياضى
نوازنده كمانچه: نگار خاركن
نوازنده تنبک: نازنين پدرثانى
نوازنده بربَت: ياسمين شاهحسینی
@IranDel_Channel
💢
اى وطنِ من! تو ليلاى منى من به تو مجنون
پاينده بادا درفشِ كاويان، تيغِ فريدون
آواز: آساره شكارچى
نوازنده تار: بهاره فياضى
نوازنده كمانچه: نگار خاركن
نوازنده تنبک: نازنين پدرثانى
نوازنده بربَت: ياسمين شاهحسینی
@IranDel_Channel
💢
👍11