اگر مرگ داد است بیداد چیست ؟
شاهنامه با صدای بهروز رضوی
جهانا سراسر فسوسی و باد
به تو نیست مرد خردمند شاد
که داند که چندین نشیب و فراز
به پیش آرد این روزگار دراز
بر این گونه گردد همی چرخ پیر
گهی چون کمان است و گاهی چو تیر
همه تا در آز رفته فراز
به کس بر نشد این در راز باز
بدان تا نداند کسی راز او
همان نشنود نام و آواز او
از این راز جان تو آگاه نیست
بدین پرده اندر تو را راه نیست
یکی ژرف دریاست بن ناپدید
در گنجه رازش ندارد کلید
چنین است رسم جهان جهان
همی راز خویش از تو دارد نهان
چنین است رسم سرای جفا
نباید ازو چشم داری وفا
همه کارهای جهان را در است
مگر مرگ کان را دری دیگر ست
اگر مرگ داد است بیداد چیست ؟
زداد این همه بانگ و فریاد چیست ؟
چه بارنج باشی چه با تاج و تخت
ببایست بستن به فرجام رخت
به گیتی در آن کوش چون بگذری
سرانجام نیکی بر خود بری
بترس از خدا و میازار کس
ره رستگاری همین است و بس
شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی
با خوانشِ بهروز رضوی
🔴 بیستوپنجم اردیبهشت ماه روزِ بزرگداشت فردوسی و پاسداشت زبان فارسی.
@IranDel_Channel
💢
به تو نیست مرد خردمند شاد
که داند که چندین نشیب و فراز
به پیش آرد این روزگار دراز
بر این گونه گردد همی چرخ پیر
گهی چون کمان است و گاهی چو تیر
همه تا در آز رفته فراز
به کس بر نشد این در راز باز
بدان تا نداند کسی راز او
همان نشنود نام و آواز او
از این راز جان تو آگاه نیست
بدین پرده اندر تو را راه نیست
یکی ژرف دریاست بن ناپدید
در گنجه رازش ندارد کلید
چنین است رسم جهان جهان
همی راز خویش از تو دارد نهان
چنین است رسم سرای جفا
نباید ازو چشم داری وفا
همه کارهای جهان را در است
مگر مرگ کان را دری دیگر ست
اگر مرگ داد است بیداد چیست ؟
زداد این همه بانگ و فریاد چیست ؟
چه بارنج باشی چه با تاج و تخت
ببایست بستن به فرجام رخت
به گیتی در آن کوش چون بگذری
سرانجام نیکی بر خود بری
بترس از خدا و میازار کس
ره رستگاری همین است و بس
شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی
با خوانشِ بهروز رضوی
🔴 بیستوپنجم اردیبهشت ماه روزِ بزرگداشت فردوسی و پاسداشت زبان فارسی.
@IranDel_Channel
💢
👍8👎1
🔴 ۲۵ اردیبهشت روز بزرگداشت حکیمِ سخن فردوسیِ جـان و گرامیداشت زبان پارسی
🔴 چرا شاهنامه به وجود آمد، چرا شاهنامه نوشته شد؟
✍️ محمدعلی اسلامیندوشن
هر زمانی اقتضایی دارد و چیزی میطلبد که مورد احتیاج است... در مورد شاهنامه یک چنین وضعی بود. در آن زمان ایرانی میخواست ترکیب تازهای به زندگیِ خود ببخشد. شخصیّت خود را از نو احیاء کند و برای این کار دست به اقدامهای متعدّدی زده بود؛ از جمله در آغاز تعدادی مقاومتهای نظامی بود، در برابر دستگاه بنیامیّه و بنیعبّاس که میخواستند ایران را در زیر تسلّط خود داشته باشند. اینها هیچ کدام به نتیجهی مطلوب که رهاییِ کاملِ ایران بود نرسید، گرچه ثمرههایی به بار آورد. بنیامیّه به همّت ایرانیان سرنگون شدند و همهی سران آنها نابود گردیدند و این تا حدّی جوابِ «قادسیّه» بود، خلافت آمد به دست بنیعبّاس که رفتار مساعدتری نسبت به ایرانیها داشتند ولی کشمکش ظاهر و پنهان در جریان بود و در واکنش قدرتهای محلّی چون صفّاریان و آلِ بویه نمود میکرد و حتّی گاه خلافت عباسی را تا آستانهی زوال پیش میبُرد.
سامانیها که ایرانیترین و با ثابتترین حکومتهای ایرانی بودند با بغداد راه مماشات در پیش گرفتند و از این طریق فرصت یافتند که استقلالِ کشور را از طریقِ احیاء فرهنگِ ایرانی پایهریزی کنند.
مهمترین واقعه در این زمان سر بر آوردنِ زبان فارسیِ دَری و نیرو گرفتنِ آن بود که بر اثر آن دورِ تازهای در زندگیِ ایرانی آغاز گشت سیل آثار به نظم و نثر جاری گردید، و به همراه آن آیینهای دیرینهی ایرانی جان گرفتند. سامانیان که نسبتِ خود را به بهرام چوبینه میرساندند، تمدّنِ ایرانِ بعد از اسلام را پی افکندند...
آنگاه نوبت به فردوسی رسید که از حُسن اتّفاق همهی عواملِ مساعد در او جمع شد. مردی دهقانزاده از توس، توس یکی از شهرهای فرهنگیِ خراسان، ناحیهی ناآرامی بوده، محلّ برخورد عقاید ملّی و دینی، و هر دو تا حدّی همراه با افراط. داستانی که نظامی عروضی دربارهی آن مذکّرِ توس آورده که مانع از دفن جنازهی فردوسی شد، نشانهی تعصّبِ گذشت ناپذیری است. در عین حال روحِ ملّی و ایرانگرائی در همین شهر دامنهای داشته. شاهنامهی ابومنصوری به نثر که ترجمهی خداینامهی عهد ساسانی بود و به فارسیِ دری درآمد، پایهی کار قرار گرفت. همین مانده بود که آن را به شعر در آورند تا بتواند در درونِ مردم جا بیفتد.
ایرانی میخواست باور داشته باشد که هنوز زنده است. تنها خاکستری بر روی این آتش گرفته بود، فردوسی آمد و این خاکستر را کنار زد، ایرانی در زیر تسلّطِ عربِ اموی و عبّاسی «عجم» شده بود، او میخواست دوباره ایرانی باشد، و شاهنامه این امکان را برای او فراهم کرد.
فردوسی جوابدهنده به ندای مردمِ زمان بود، چون چشمهای از قعرِ ضمیرِ ایــرانی جوشید، زیرا ایرانی خود را محکوم به زنده بودن میدید، بناگهان شاهنامه مانند صبح بر کاروانِ گمشدهای سر برآورد.
فردوسی احساس کرده بود که این کتاب برای قوم ایرانی ارزش حیاتی دارد بنابراین همهی زندگیِ خود را بر سرِ آن نهاد، زیرا ایمان داشت که کاریست کارِستان و سرنوشتِ یک ملّت را رقم میزند.
شاهنامه در شرایطی پدید آمد که نموداری از زنده بودنِ قومِ ایـــرانی باشد.
@IranDel_Channel
💢
🔴 چرا شاهنامه به وجود آمد، چرا شاهنامه نوشته شد؟
✍️ محمدعلی اسلامیندوشن
هر زمانی اقتضایی دارد و چیزی میطلبد که مورد احتیاج است... در مورد شاهنامه یک چنین وضعی بود. در آن زمان ایرانی میخواست ترکیب تازهای به زندگیِ خود ببخشد. شخصیّت خود را از نو احیاء کند و برای این کار دست به اقدامهای متعدّدی زده بود؛ از جمله در آغاز تعدادی مقاومتهای نظامی بود، در برابر دستگاه بنیامیّه و بنیعبّاس که میخواستند ایران را در زیر تسلّط خود داشته باشند. اینها هیچ کدام به نتیجهی مطلوب که رهاییِ کاملِ ایران بود نرسید، گرچه ثمرههایی به بار آورد. بنیامیّه به همّت ایرانیان سرنگون شدند و همهی سران آنها نابود گردیدند و این تا حدّی جوابِ «قادسیّه» بود، خلافت آمد به دست بنیعبّاس که رفتار مساعدتری نسبت به ایرانیها داشتند ولی کشمکش ظاهر و پنهان در جریان بود و در واکنش قدرتهای محلّی چون صفّاریان و آلِ بویه نمود میکرد و حتّی گاه خلافت عباسی را تا آستانهی زوال پیش میبُرد.
سامانیها که ایرانیترین و با ثابتترین حکومتهای ایرانی بودند با بغداد راه مماشات در پیش گرفتند و از این طریق فرصت یافتند که استقلالِ کشور را از طریقِ احیاء فرهنگِ ایرانی پایهریزی کنند.
مهمترین واقعه در این زمان سر بر آوردنِ زبان فارسیِ دَری و نیرو گرفتنِ آن بود که بر اثر آن دورِ تازهای در زندگیِ ایرانی آغاز گشت سیل آثار به نظم و نثر جاری گردید، و به همراه آن آیینهای دیرینهی ایرانی جان گرفتند. سامانیان که نسبتِ خود را به بهرام چوبینه میرساندند، تمدّنِ ایرانِ بعد از اسلام را پی افکندند...
آنگاه نوبت به فردوسی رسید که از حُسن اتّفاق همهی عواملِ مساعد در او جمع شد. مردی دهقانزاده از توس، توس یکی از شهرهای فرهنگیِ خراسان، ناحیهی ناآرامی بوده، محلّ برخورد عقاید ملّی و دینی، و هر دو تا حدّی همراه با افراط. داستانی که نظامی عروضی دربارهی آن مذکّرِ توس آورده که مانع از دفن جنازهی فردوسی شد، نشانهی تعصّبِ گذشت ناپذیری است. در عین حال روحِ ملّی و ایرانگرائی در همین شهر دامنهای داشته. شاهنامهی ابومنصوری به نثر که ترجمهی خداینامهی عهد ساسانی بود و به فارسیِ دری درآمد، پایهی کار قرار گرفت. همین مانده بود که آن را به شعر در آورند تا بتواند در درونِ مردم جا بیفتد.
ایرانی میخواست باور داشته باشد که هنوز زنده است. تنها خاکستری بر روی این آتش گرفته بود، فردوسی آمد و این خاکستر را کنار زد، ایرانی در زیر تسلّطِ عربِ اموی و عبّاسی «عجم» شده بود، او میخواست دوباره ایرانی باشد، و شاهنامه این امکان را برای او فراهم کرد.
فردوسی جوابدهنده به ندای مردمِ زمان بود، چون چشمهای از قعرِ ضمیرِ ایــرانی جوشید، زیرا ایرانی خود را محکوم به زنده بودن میدید، بناگهان شاهنامه مانند صبح بر کاروانِ گمشدهای سر برآورد.
فردوسی احساس کرده بود که این کتاب برای قوم ایرانی ارزش حیاتی دارد بنابراین همهی زندگیِ خود را بر سرِ آن نهاد، زیرا ایمان داشت که کاریست کارِستان و سرنوشتِ یک ملّت را رقم میزند.
شاهنامه در شرایطی پدید آمد که نموداری از زنده بودنِ قومِ ایـــرانی باشد.
@IranDel_Channel
💢
👍13
🔴 دوئل در دور دوم انتخابات ترکیه؛ دشواریهای قلیچداراوغلو و امیدواریهای اردوغان برای پیروزی چیست؟
✍️ #پیمان_عارف اسکویی، تحلیلگر سیاسی و کارشناس مسائل ترکیه
انتخاباتی که نشریه اکونومیست آن را مهمترین انتخابات سال ۲۰۲۳ اعلام کرد، یکشنبه ۱۴ مه/۲۴ اردیبهشت در ترکیه برگزار شد و نتیجهای دور از انتظار و فراتر از پیشبینی نظرسنجیها رقم نخورد. اما چگونه آقای اردوغان برخلاف ۲۱ سال گذشته پیروز قاطع انتخابات نشد؟ شانس پیروزی او و رقیبش در دور دوم چقدر است؟
در این نوشتار تلاش شده است تا به این دو سوال در گزارشی که حاوی گفتگو با سه روزنامهنگار تُرک و کُرد است، پاسخ داده شود.
🔴 متن کامل یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
✍️ #پیمان_عارف اسکویی، تحلیلگر سیاسی و کارشناس مسائل ترکیه
انتخاباتی که نشریه اکونومیست آن را مهمترین انتخابات سال ۲۰۲۳ اعلام کرد، یکشنبه ۱۴ مه/۲۴ اردیبهشت در ترکیه برگزار شد و نتیجهای دور از انتظار و فراتر از پیشبینی نظرسنجیها رقم نخورد. اما چگونه آقای اردوغان برخلاف ۲۱ سال گذشته پیروز قاطع انتخابات نشد؟ شانس پیروزی او و رقیبش در دور دوم چقدر است؟
در این نوشتار تلاش شده است تا به این دو سوال در گزارشی که حاوی گفتگو با سه روزنامهنگار تُرک و کُرد است، پاسخ داده شود.
🔴 متن کامل یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
parsi.euronews.com via ctreaderbot
دوئل در دور دوم انتخابات ترکیه؛ دشواریهای قلیچداراوغلو و امیدواریهای اردوغان برای پیروزی چیست؟
انتخاباتی که نشریه اکونومیست آن را مهمترین انتخابات سال ۲۰۲۳ اعلام کرد، یکشنبه ۱۴ مه/۲۴ اردیبهشت در ترکیه برگزار شد و نتیجهای دور از انتظار و فراتر از پیشبینی نظرسنجیها رقم نخورد. اما چگونه آقای اردوغان برخلاف ۲۱ سال گذشته پیروز قاطع انتخابات نشد؟ شانس…
👍6👎1
.
🔴 خردنامه فردوسی
✍️ سید کوهزاد اسماعیلی در رشتهتوییتی به بهانهی روز بزرگداشت حکیم فردوسی توسی نوشت:
استاذنا به طور مرتب تکرار میکرد که شاهنامه «خِردنامه» است. در ستایش خِرد است و در نکوهش بیخِردی. معیار خرد و بیخردی هم ایران و انیران نیست. پیران ویسه و یا زنان خردمند تورانی در شاهنامه ستایش میشوند اما شاهان بیخردِ ایرانی نکوهش میشوند. در واقع شاهنامه متن «ناسیونالیستی» نیست.
میشود تصور کرد که در دوران جدید شاهنامه تبدیل به متنی «ناسیونالیستی» شود و باعث افتخار ملی. اما ناسیونالیستهای ما معمولاً توضیح نمیدهند چرا به شاهنامه افتخار میکنند؟ اگر شاهنامه متنی ناسیونالیستی میبود چرا این همه نکوهش ایرانیان در آن هست؟
فکر میکنم هر ایرانیای میتواند به هزار دلیل به فردوسی و شاهنامه افتخار کند. اما حقیقت امر این است که «خردنامه» فردوسی پیچیدهتر از افتخار صرف یا تبدیل شدن آن به متنی ناسیونالیستی یا هر ایدئولوژی دیگر است. شاهنامه یکی از مهمترین نصوص سنت ایرانشهری ماست که مداوم باید تفسیر شود.
این «قرآن عجم» را نباید با اتکای صرف به ایدئولوژیهای مدرن، مانند ناسیونالیسم یا از آن بدتر ناسیونالیسم افراطی قومی خواند که محل جنگ و دعوای قومی - نژادی باشد. شاهنامه نص است. نص را باید فهمید و مداوم و مداوم تفسیر کرد. ایدئولوژی مانع فهم و تفسیر این نص از سنت ما میشود.
🔴 پینوشت:
"استاذنا"، اشاره به دکتر سید جواد طباطبایی - فیلسوف سیاسی ایران - است.
#توییت_خوانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 خردنامه فردوسی
✍️ سید کوهزاد اسماعیلی در رشتهتوییتی به بهانهی روز بزرگداشت حکیم فردوسی توسی نوشت:
استاذنا به طور مرتب تکرار میکرد که شاهنامه «خِردنامه» است. در ستایش خِرد است و در نکوهش بیخِردی. معیار خرد و بیخردی هم ایران و انیران نیست. پیران ویسه و یا زنان خردمند تورانی در شاهنامه ستایش میشوند اما شاهان بیخردِ ایرانی نکوهش میشوند. در واقع شاهنامه متن «ناسیونالیستی» نیست.
میشود تصور کرد که در دوران جدید شاهنامه تبدیل به متنی «ناسیونالیستی» شود و باعث افتخار ملی. اما ناسیونالیستهای ما معمولاً توضیح نمیدهند چرا به شاهنامه افتخار میکنند؟ اگر شاهنامه متنی ناسیونالیستی میبود چرا این همه نکوهش ایرانیان در آن هست؟
فکر میکنم هر ایرانیای میتواند به هزار دلیل به فردوسی و شاهنامه افتخار کند. اما حقیقت امر این است که «خردنامه» فردوسی پیچیدهتر از افتخار صرف یا تبدیل شدن آن به متنی ناسیونالیستی یا هر ایدئولوژی دیگر است. شاهنامه یکی از مهمترین نصوص سنت ایرانشهری ماست که مداوم باید تفسیر شود.
این «قرآن عجم» را نباید با اتکای صرف به ایدئولوژیهای مدرن، مانند ناسیونالیسم یا از آن بدتر ناسیونالیسم افراطی قومی خواند که محل جنگ و دعوای قومی - نژادی باشد. شاهنامه نص است. نص را باید فهمید و مداوم و مداوم تفسیر کرد. ایدئولوژی مانع فهم و تفسیر این نص از سنت ما میشود.
🔴 پینوشت:
"استاذنا"، اشاره به دکتر سید جواد طباطبایی - فیلسوف سیاسی ایران - است.
#توییت_خوانی
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍14
📷 آرامگاه شهید راهِ مشروطیت و آزادی و استقلال ایران در شهر تبریز
آرامگاهِ آقا ابراهیم کاظمی، یکی از شهدای دورانِ مشروطه ایران که به همراه ثقهالاسلام تبریزی توسط روسها در روز عاشورای سال ۱۲۹۱ خورشیدی به دار آویخته شده و در آرامستان امامیه تبریز به خاک سپرده شد.
🔴 عکس از امیر ثناجو
@IranDel_Channel
💢
آرامگاهِ آقا ابراهیم کاظمی، یکی از شهدای دورانِ مشروطه ایران که به همراه ثقهالاسلام تبریزی توسط روسها در روز عاشورای سال ۱۲۹۱ خورشیدی به دار آویخته شده و در آرامستان امامیه تبریز به خاک سپرده شد.
🔴 عکس از امیر ثناجو
@IranDel_Channel
💢
👍14
.
🔴 #اطلاع_رسانی
🔴 «دیوان قطران تبریزی» منتشر شد.
«دیوان قطران تبریزی» با مقدمه، تصحیح و تعلیقات «محمود عابدی» و «مسعود جعفری جزی» با همکاری تهمینه عطائی و شهره معرفت در دو مجلّد در انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی منتشر شد.
به گزارش روابط عمومی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، قطران تبریزی از شاعران معروف قرن پنجم و بزرگترین شاعر ایرانی از خطههای آذربایجان و اران، پیش از نظامی گنجهای و خاقانی شروانی است. او در میانۀ سالهای ۴۰۰ تا ۴۸۵ میزیست. در این سالها با ناصرخسرو قبادیانی دیدار کرد. اشارۀ ناصرخسرو در سفرنامۀ خود به این دیدار مشهور است، و دور نیست که اسدی طوسی مؤلف لغت فرس و نیز عنصرالمعالی نویسندۀ معروف قابوسنامه را هم در دستگاه امیرانِ خطهی آذربایجان دیده باشد.
قطران بیشتر عمر خود را در دربار حاکمان خطههای آذربایجان و اران و ارامینیه گذرانده و جمعی از آنان را ستوده است و بهسبب همین پیوند بخشی از تاریخ شمال غربی ایران در شعر او انعکاس یافته است، چنان که دیوان او از مهمترین منابع تاریخی و حتی گاه تنها منبع دورهای از تاریخ آن نواحی است.
به علاوه بسیاری از شخصیتهای مهم و مؤثر آن روزهای خطههای آذربایجان و اران را با شعر قطران میتوان شناخت و صورت کهن نامهای برخی از شهرها را در سخن او میتوان یافت. گذشته از این بهرههای تاریخی و جغرافیایی، شعر او مجموعهای قابلملاحظه از عناصر فرهنگی بخشهایی از ایران قرن پنجم را در بردارد.
شعر قطران دنبالۀ شعر عصر غزنوی است و از شعر فرخی، عنصری و ناصرخسرو تأثیر پذیرفته است؛ اما در روزگار خود به شهرت و سرعت انتشاری رسیده است که همین رابطه و پیوستگی را میان شعر او و امیرمعزّی شاعر معروف دربار سلجوقی نشان دادهاند. از سوی دیگر شعر قطران سند حضور شاهنامه در خطههای آذربایجان و اران قرن پنجم نیز هست. مضامین و تعابیری از سخن فردوسی و اشارات گوناگون به قهرمانان شاهنامه در آن آمده است که آشنایی و الفت او را با سخن حکیم طوس تأیید میکند.
در واقع دیوان قطران سندی معتبر برای پیشینۀ حضور زبان و ادب فارسی در خطهی آذربایجان است و باتوجه به آن، بیش از پیش باید پذیرفت که زبان فارسی، همچنان که در دیگر مناطقِ ایران زمین، با وجود تنوّع فراوان زبانها و گویشهای محلی، زبان مشترک مردم بهشمار میآمده، در خطههای آذربایجان و اران نیز زبان مشترک اهل علم و ادب بوده است.
با نگاهی به دیوان قطران میتوان دانست که هزار سال پیش از این، شعر فارسی در خطهی آذربایجان گفته شده است. مسلّم میدارد که پیش از قطران هم شاعران پارسیگوی دیگری در آذربایجان بودهاند و قطران به یمن تربیت آنان و بالندگی در محیط ادبی پیش از قرن پنجم هجری بدین مرتبت شعری دست یافته است.
مصحّحان در مقدمه این اثر به زندگی و شاعری قطران، قطران و دیگران، ممدوحان قطران، آثار قطران، شعر قطران، زبان شعر قطران، بلاغت و صورخیال، شهرت شاعری قطران، معرفی نسخهها، پیشینۀ چاپ، روش تصیحح و تصویر نسخهها پرداختهاند.
دیوان اشعار، تعلیقات، توضیحات، فهرستها، راهنمای توضیحات، و کتابنامه، بخشهای این کتاب را تشکیل میدهند. دیوان قطران تبریزی، شاعر بزرگ ایرانی از خطهی آذربایجان در دو مجلّد و در ۱۳۸۱ صفحه و با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه در اختیار علاقهمندان قرار گرفته است.
@IranDel_Channel
💢
🔴 #اطلاع_رسانی
🔴 «دیوان قطران تبریزی» منتشر شد.
«دیوان قطران تبریزی» با مقدمه، تصحیح و تعلیقات «محمود عابدی» و «مسعود جعفری جزی» با همکاری تهمینه عطائی و شهره معرفت در دو مجلّد در انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی منتشر شد.
به گزارش روابط عمومی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، قطران تبریزی از شاعران معروف قرن پنجم و بزرگترین شاعر ایرانی از خطههای آذربایجان و اران، پیش از نظامی گنجهای و خاقانی شروانی است. او در میانۀ سالهای ۴۰۰ تا ۴۸۵ میزیست. در این سالها با ناصرخسرو قبادیانی دیدار کرد. اشارۀ ناصرخسرو در سفرنامۀ خود به این دیدار مشهور است، و دور نیست که اسدی طوسی مؤلف لغت فرس و نیز عنصرالمعالی نویسندۀ معروف قابوسنامه را هم در دستگاه امیرانِ خطهی آذربایجان دیده باشد.
قطران بیشتر عمر خود را در دربار حاکمان خطههای آذربایجان و اران و ارامینیه گذرانده و جمعی از آنان را ستوده است و بهسبب همین پیوند بخشی از تاریخ شمال غربی ایران در شعر او انعکاس یافته است، چنان که دیوان او از مهمترین منابع تاریخی و حتی گاه تنها منبع دورهای از تاریخ آن نواحی است.
به علاوه بسیاری از شخصیتهای مهم و مؤثر آن روزهای خطههای آذربایجان و اران را با شعر قطران میتوان شناخت و صورت کهن نامهای برخی از شهرها را در سخن او میتوان یافت. گذشته از این بهرههای تاریخی و جغرافیایی، شعر او مجموعهای قابلملاحظه از عناصر فرهنگی بخشهایی از ایران قرن پنجم را در بردارد.
شعر قطران دنبالۀ شعر عصر غزنوی است و از شعر فرخی، عنصری و ناصرخسرو تأثیر پذیرفته است؛ اما در روزگار خود به شهرت و سرعت انتشاری رسیده است که همین رابطه و پیوستگی را میان شعر او و امیرمعزّی شاعر معروف دربار سلجوقی نشان دادهاند. از سوی دیگر شعر قطران سند حضور شاهنامه در خطههای آذربایجان و اران قرن پنجم نیز هست. مضامین و تعابیری از سخن فردوسی و اشارات گوناگون به قهرمانان شاهنامه در آن آمده است که آشنایی و الفت او را با سخن حکیم طوس تأیید میکند.
در واقع دیوان قطران سندی معتبر برای پیشینۀ حضور زبان و ادب فارسی در خطهی آذربایجان است و باتوجه به آن، بیش از پیش باید پذیرفت که زبان فارسی، همچنان که در دیگر مناطقِ ایران زمین، با وجود تنوّع فراوان زبانها و گویشهای محلی، زبان مشترک مردم بهشمار میآمده، در خطههای آذربایجان و اران نیز زبان مشترک اهل علم و ادب بوده است.
با نگاهی به دیوان قطران میتوان دانست که هزار سال پیش از این، شعر فارسی در خطهی آذربایجان گفته شده است. مسلّم میدارد که پیش از قطران هم شاعران پارسیگوی دیگری در آذربایجان بودهاند و قطران به یمن تربیت آنان و بالندگی در محیط ادبی پیش از قرن پنجم هجری بدین مرتبت شعری دست یافته است.
مصحّحان در مقدمه این اثر به زندگی و شاعری قطران، قطران و دیگران، ممدوحان قطران، آثار قطران، شعر قطران، زبان شعر قطران، بلاغت و صورخیال، شهرت شاعری قطران، معرفی نسخهها، پیشینۀ چاپ، روش تصیحح و تصویر نسخهها پرداختهاند.
دیوان اشعار، تعلیقات، توضیحات، فهرستها، راهنمای توضیحات، و کتابنامه، بخشهای این کتاب را تشکیل میدهند. دیوان قطران تبریزی، شاعر بزرگ ایرانی از خطهی آذربایجان در دو مجلّد و در ۱۳۸۱ صفحه و با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه در اختیار علاقهمندان قرار گرفته است.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
attach 📎
👍11
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📷 پیام دکتر #سجاد_آیدنلو به آیین بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی و یادبود زندهیادِ ابوالفضل خطیبی
دوشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۲ خورسیدی - خانه اندیشمندان علوم انسانی
@IranDel_Channel
💢
دوشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۲ خورسیدی - خانه اندیشمندان علوم انسانی
@IranDel_Channel
💢
👍8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📷 پیام دکتر تورج دریایی به آیین بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی و یادبود زندهیاد دکتر ابوالفضل خطیبی
دوشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۲ خورسیدی - خانه اندیشمندان علوم انسانی
@IranDel_Channel
💢
دوشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۲ خورسیدی - خانه اندیشمندان علوم انسانی
@IranDel_Channel
💢
👍8
Forwarded from ایراندل | IranDel
💚
🤍
❤️
🔴 شهروندان ایرانی که دغدغهی ایران دارند، به کانالِ تلگرامی "ایراندل" دعوتاند.
نام این کانال، از بیت معروفِ حکیم نظامی گنجهای، الهام گرفته شده است:
همه عالم تَن است و ایراندل
نیست گوینده، زین قیاس خجل
بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک فایل صوتی در کانالِ ایراندل به معنی تایید کل محتوای ارسالی و تمام مواضع صاحب آن محتوا (نویسنده و سخنران و توییتزننده) نیست و صرفاً هدف بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه پیرامون تاریخ، فرهنگ، ادبیات، اندیشهی ایرانی و مسائل روز ایران است.
لطفاً به کانالِ تلگرامی ایراندل پیوسته و دوستان خود را بدین کانال دعوت کنید و این پیام را در گروههای مختلف تلگرامی به اشتراک بگذارید.
https://news.1rj.ru/str/IranDel_Channel
@IranDel_Channel
💢
🤍
❤️
🔴 شهروندان ایرانی که دغدغهی ایران دارند، به کانالِ تلگرامی "ایراندل" دعوتاند.
نام این کانال، از بیت معروفِ حکیم نظامی گنجهای، الهام گرفته شده است:
همه عالم تَن است و ایراندل
نیست گوینده، زین قیاس خجل
بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک فایل صوتی در کانالِ ایراندل به معنی تایید کل محتوای ارسالی و تمام مواضع صاحب آن محتوا (نویسنده و سخنران و توییتزننده) نیست و صرفاً هدف بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه پیرامون تاریخ، فرهنگ، ادبیات، اندیشهی ایرانی و مسائل روز ایران است.
لطفاً به کانالِ تلگرامی ایراندل پیوسته و دوستان خود را بدین کانال دعوت کنید و این پیام را در گروههای مختلف تلگرامی به اشتراک بگذارید.
https://news.1rj.ru/str/IranDel_Channel
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍10
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 مستند ایرانی شاهنامه فردوسی | داستانهای شاهنامه
در این مستند داستانی، روایت شاهنامه از ابتدا تا انتها پرداخته شده است.
این #مستند طبق خود داستان شاهنامه که از آغاز جهان شروع میشود تا به تمدن بزرگ میرسد و دوران ایرج و فریدون زال و رستم و... را به تصویر میکشد در این اثر فردی به نام فریدون کل جهان را بین فرزندانش تقسیم میکند و قسمت ناب را به ایرج می.دهد. «ایر» به معنای نجیبزاده است و نام ایران هم به دلیل سرزمین نجیبزادگان به این نام نامیده شده است.
🔴 مستند را میتوان از طریق تارنماهای زیر هم تماشا کرد:
تلوبیون
یوتیوب
آپارات
@IranDel_Channel
💢
در این مستند داستانی، روایت شاهنامه از ابتدا تا انتها پرداخته شده است.
این #مستند طبق خود داستان شاهنامه که از آغاز جهان شروع میشود تا به تمدن بزرگ میرسد و دوران ایرج و فریدون زال و رستم و... را به تصویر میکشد در این اثر فردی به نام فریدون کل جهان را بین فرزندانش تقسیم میکند و قسمت ناب را به ایرج می.دهد. «ایر» به معنای نجیبزاده است و نام ایران هم به دلیل سرزمین نجیبزادگان به این نام نامیده شده است.
🔴 مستند را میتوان از طریق تارنماهای زیر هم تماشا کرد:
تلوبیون
یوتیوب
آپارات
@IranDel_Channel
💢
👍9
🔴 فدرالیسم در ایران: راهی به سوی دموکراسی یا فروپاشی؟
(بخش یک)
✍️ امیرعباس امیرشکاری، دانشآموختهی دکترای حقوق بینالملل و وکیل پایه یک دادگستری
یکی از مباحث سیاسی و حقوقی در سالهای اخیر این بوده که برخی بر این باورند که برقراری سیستم فدرال در ایران، میتواند ضامن برقراری نظام دموکراتیک، حقوق بشر و توسعه در کشور باشد. برخی نیروهای قومگرا نیز هر کدام با توجه به هدفی که دنبال میکنند به دنبال چنین هدفی بوده و هستند. در برابر، دیدگاهی وجود دارد که معتقد است فدرالیسم رابطهای با برقراری دموکراسی، حقوق بشر و توسعه ندارد و طرح چنین دیدگاهی نه تنها گامی در راستای برادرکشی، تجزیه و نابودی ایران خواهد بود، بلکه موجب فقر، ادبار و تیرهروزی مناطقی خواهد شد که برخی احزاب و گروهها «خودمختاری» آنها را میخواهند. طرفداران دیدگاه اخیر معتقدند که گروههای نژادپرست و نفرتپراکنهای قومی زیر نقاب فدرالیسم، به دنبال ایجاد جنگ داخلی در ایران و در نهایت، تجزیهی کشور هستند.
هدف از این بررسی آن است که نشان داده شود برقراری سیستم فدرال، نه تنها منافع ملی ایران را تأمین نمیکند، بلکه به نفع نواحیای نیز که خودمختاری آنها مطالبه میشود نخواهد بود و حقوق بشر و دموکراسی در آن نواحی برقرار نخواهد شد. ایرانیان بدانند که طرح برقراری چنین نظامی در راستای ایجاد چنددستگی، انحراف و به بیراهه بردن جنبش دموکراتیک ملت ایران برای کسب آزادی و استقرار حقوق بشر در کشور است.
در این زمینه تا کنون مقالات و کتابهای متعدد به رشتهی تحریر درآمده؛ اما در این نوشته کوشش میشود طرح گفتمان فدرالیسم در ایران با رویکردی کمی متفاوت از آنچه تا کنون بوده، مورد ارزیابی قرار گیرد. از همین رو، در کنار بررسی برخی مفاهیم حقوقی، بررسیهایی تاریخی و گفتمانی نیز صورت خواهد گرفت تا این مقاله از حیث استدلالی و زمینهی بحث، تا جایی که ممکن است، یک پژوهش میانرشتهای باشد. برای اثبات فرضیههای مطرح شده نیز کوشش شده تا به آمارهای معتبر موجود استنادهایی صورت گیرد تا مطلب جنبهی انتزاعی نداشته باشد.
در این مطلب به این پرسش اصلی پاسخ داده خواهد شد که آیا برقراری سیستم فدرال در ایران، منافع ملت ایران را تأمین خواهد کرد؟ برای پاسخ به این پرسش، باید به چند پرسش دیگر نیز پاسخ داده شود. فدرالیسم چیست و جایگاه و محتوای آن کدام است؟ منظور گروههای قومگرا از فدرالیسم چیست؟ سوابق این گروههای قومگرا چیست؟ آیا آنها واقعاً به فدرالیسم پایبند بودهاند یا اهدافی فراتر از برقراری فدرالیسم و تجزیهی ایران را دنبال میکنند؟ آیا برقراری سیستم فدرال در ایران، تأمین منافع ملی ایران را به دنبال خواهد داشت؟ آیا نواحیای که فدرال میشوند، به دموکراسی، حقوق بشر و توسعهی اقتصادی خواهند رسید؟ منظور گروههای قومگرا از فدرالیسم چیست و تا چه حد پیشینهی این نیروها وفاداری آنها را به تمامیت ارضی ایران نشان میدهد؟ آیا برقراری فدرالیسم در ایران، الزاماً دموکراسی، حقوق بشر و توسعه به دنبال خواهد داشت؟ منظور از حق تعیین سرنوشت- که بسیاری از قومگرایان آن را مطرح میکنند- چیست و آیا این حق ارتباطی با برقراری فدرالیسم در ایران دارد؟ و در پایان آیا برقراری فدرالیسم در ایران، منافع نواحیای را که خودمختاری آنها از سوی گروههای قومگرا مطالبه میشود تأمین خواهد کرد؟
بدین ترتیب، نخست، جایگاه، مفهوم و محتوای فدرالیسم مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت. سپس منظور گروههای قومگرا از فدرالیسم در ایران بررسی خواهد شد. آنگاه به سوابق گروههای قومگرا با داعیهی فدرالیسم و خودمختاری در ایران نگاهی اجمالی صورت خواهد گرفت. پس از آن، نسبت فدرالیسم با دموکراسی، حقوق بشر و توسعه مورد بحث قرار خواهد گرفت. حق تعیین سرنوشت، موضوع دیگریست که مفهوم و قابلیت اجرای آن بررسی خواهد شد و در پایان، به عنوان نمونه، رفراندوم غیرقانونی بارزانی و وضعیت حقوق بشر در کردستان عراق مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت.
🔴 دنبالۀ یادداشت را در بخشِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 فدرالیسم در ایران: راهی به سوی دموکراسی یا فروپاشی؟
(بخش یک)
✍️ امیرعباس امیرشکاری، دانشآموختهی دکترای حقوق بینالملل و وکیل پایه یک دادگستری
یکی از مباحث سیاسی و حقوقی در سالهای اخیر این بوده که برخی بر این باورند که برقراری سیستم فدرال در ایران، میتواند ضامن برقراری نظام دموکراتیک، حقوق بشر و توسعه در کشور باشد. برخی نیروهای قومگرا نیز هر کدام با توجه به هدفی که دنبال میکنند به دنبال چنین هدفی بوده و هستند. در برابر، دیدگاهی وجود دارد که معتقد است فدرالیسم رابطهای با برقراری دموکراسی، حقوق بشر و توسعه ندارد و طرح چنین دیدگاهی نه تنها گامی در راستای برادرکشی، تجزیه و نابودی ایران خواهد بود، بلکه موجب فقر، ادبار و تیرهروزی مناطقی خواهد شد که برخی احزاب و گروهها «خودمختاری» آنها را میخواهند. طرفداران دیدگاه اخیر معتقدند که گروههای نژادپرست و نفرتپراکنهای قومی زیر نقاب فدرالیسم، به دنبال ایجاد جنگ داخلی در ایران و در نهایت، تجزیهی کشور هستند.
هدف از این بررسی آن است که نشان داده شود برقراری سیستم فدرال، نه تنها منافع ملی ایران را تأمین نمیکند، بلکه به نفع نواحیای نیز که خودمختاری آنها مطالبه میشود نخواهد بود و حقوق بشر و دموکراسی در آن نواحی برقرار نخواهد شد. ایرانیان بدانند که طرح برقراری چنین نظامی در راستای ایجاد چنددستگی، انحراف و به بیراهه بردن جنبش دموکراتیک ملت ایران برای کسب آزادی و استقرار حقوق بشر در کشور است.
در این زمینه تا کنون مقالات و کتابهای متعدد به رشتهی تحریر درآمده؛ اما در این نوشته کوشش میشود طرح گفتمان فدرالیسم در ایران با رویکردی کمی متفاوت از آنچه تا کنون بوده، مورد ارزیابی قرار گیرد. از همین رو، در کنار بررسی برخی مفاهیم حقوقی، بررسیهایی تاریخی و گفتمانی نیز صورت خواهد گرفت تا این مقاله از حیث استدلالی و زمینهی بحث، تا جایی که ممکن است، یک پژوهش میانرشتهای باشد. برای اثبات فرضیههای مطرح شده نیز کوشش شده تا به آمارهای معتبر موجود استنادهایی صورت گیرد تا مطلب جنبهی انتزاعی نداشته باشد.
در این مطلب به این پرسش اصلی پاسخ داده خواهد شد که آیا برقراری سیستم فدرال در ایران، منافع ملت ایران را تأمین خواهد کرد؟ برای پاسخ به این پرسش، باید به چند پرسش دیگر نیز پاسخ داده شود. فدرالیسم چیست و جایگاه و محتوای آن کدام است؟ منظور گروههای قومگرا از فدرالیسم چیست؟ سوابق این گروههای قومگرا چیست؟ آیا آنها واقعاً به فدرالیسم پایبند بودهاند یا اهدافی فراتر از برقراری فدرالیسم و تجزیهی ایران را دنبال میکنند؟ آیا برقراری سیستم فدرال در ایران، تأمین منافع ملی ایران را به دنبال خواهد داشت؟ آیا نواحیای که فدرال میشوند، به دموکراسی، حقوق بشر و توسعهی اقتصادی خواهند رسید؟ منظور گروههای قومگرا از فدرالیسم چیست و تا چه حد پیشینهی این نیروها وفاداری آنها را به تمامیت ارضی ایران نشان میدهد؟ آیا برقراری فدرالیسم در ایران، الزاماً دموکراسی، حقوق بشر و توسعه به دنبال خواهد داشت؟ منظور از حق تعیین سرنوشت- که بسیاری از قومگرایان آن را مطرح میکنند- چیست و آیا این حق ارتباطی با برقراری فدرالیسم در ایران دارد؟ و در پایان آیا برقراری فدرالیسم در ایران، منافع نواحیای را که خودمختاری آنها از سوی گروههای قومگرا مطالبه میشود تأمین خواهد کرد؟
بدین ترتیب، نخست، جایگاه، مفهوم و محتوای فدرالیسم مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت. سپس منظور گروههای قومگرا از فدرالیسم در ایران بررسی خواهد شد. آنگاه به سوابق گروههای قومگرا با داعیهی فدرالیسم و خودمختاری در ایران نگاهی اجمالی صورت خواهد گرفت. پس از آن، نسبت فدرالیسم با دموکراسی، حقوق بشر و توسعه مورد بحث قرار خواهد گرفت. حق تعیین سرنوشت، موضوع دیگریست که مفهوم و قابلیت اجرای آن بررسی خواهد شد و در پایان، به عنوان نمونه، رفراندوم غیرقانونی بارزانی و وضعیت حقوق بشر در کردستان عراق مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت.
🔴 دنبالۀ یادداشت را در بخشِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
فدرالیسم در ایران: راهی به سوی دموکراسی یا فروپاشی؟ (بخش یک)
. 🔴 فدرالیسم در ایران: راهی به سوی دموکراسی یا فروپاشی؟ (بخش یک) ✍️ امیرعباس امیرشکاری، دانشآموختهی دکترای حقوق بینالملل و وکیل پایه یک دادگستری یکی از مباحث سیاسی و حقوقی در سالهای اخیر این بوده که برخی بر این باورند که برقراری سیستم فدرال در ایران،…
👍7
.
🔴 در نقد روایتهای ایدئولوژیک (ناسیونالیستی) از شاهنامه فردوسی
✍️ سید کوهزاد اسماعیلی
مرحوم استاد طباطبایی به طور مرتب تکرار میکرد که شاهنامه حکیم توس «خِردنامه» است. در ستایش خِرد است و در نکوهشِ بیخردی. معیار این خِرد و بیخردی هم ایران و اَنیران نیست. در خِردنامهٔ فردوسی، فرزانگیِ پیرانِ ویسه و زنانِ فریختهٔ تورانی مانند فرنگیس و تهمینه و منیژه ستایش میشود و در برابر شاهانِ بیخردِ ایرانی مانند کیکاووس به سختی نکوهش میشوند. در واقع شاهنامه متنی «ناسیونالیستی» نیست که صرفاً در جهت افزایش غرور ملّی ایرانیان به کار رود. البته که میشود تصور کرد که در دورانِ جدید، شاهنامه تبدیل به متنی ناسیونالیستی شود و گروهی از ناسیونالیستها صرفاً به آن افتخار کنند. اما معمولاً ناسیونالیستهای ما توضیح نمیدهند که چرا به شاهنامه افتخار میکنند؟ شاهنامه پر است از نکوهشِ بیخردی برخی از ایرانیان و طبعاً چنین ویژگیای با کارکرد یک متنِ ناسیونالیستی هماهنگ نیست.
به باورم میشود دلایل زیادی برای افتخار به حق نسبت به شاهنامه و فردوسی بیان کرد. اما حقیقت امر این است که خِردنامهٔ فردوسی بسیار پیچیدهتر از آن است که صرفاً به عنوان یک متنِ ایدئولوژیکِ ناسیونالیستی با آن برخورد شود. منظورم تنها ایدئولوژیِ «ملّیگرایانه» ایرانی نیست. احتمالاً این ایدئولوژی کمآزارترین و کمخطرترین میان ایدئولوژیهای شیطانی دیگر که است. در دهههای اخیر ذوبشدگان در ایدئولوژیهای ناسیونالیسم افراطیِ قومی شاهنامه را متنی ضدِّ عرب یا ضدِّ ترک نامیدند، مارکسیستهای بلشویک فردوسی را شاعری درباری و شاهنامه را متنی در جهت سلطهٔ شاهان دانستند، اسلامگرایان آن را متنی ضدِّ دینی و ضد اسلامی خواندند و حتی این اواخر برخی از فمینیستهای ایدئولوژیک شاهنامه را متنی ضدِّ زن معرفی کردند. میخواهم بگویم که نقد روایتِ ناسیونالیستی از شاهنامهٔ فردوسی به معنای دفاع از دیگر روایتهای شوونیستی و ایدئولوژیک نیست بلکه منظور نقد همه روایتهای ایدئولوژیک است.
این «قرآن عجم» را نباید با اتکای به ایدئولوژیهای مدرن مانند ناسیونالیسم خواند. به تعبیر استاد مرحوم شاهنامه نص است. خِردنامهٔ فردوسی یکی از نصوصِ «سنتِ ایرانشهری» است که باید در چهارچوب سنت و نصوصِ ایرانی فهمیده و تفسیر شود. فهم و تفسیرِ مداوم این نص از نصوصِ ارکانِ سنتِ ایرانی با ایدئولوژیهای مدرن ممکن نیست. و حتی برای شروع به فهم این نص باید در درجهٔ اول از آنها ایدئولوژیزدایی کنیم. تصور میکنم پیراهشِ شاهنامه از روایت ناسیونالیستی یکی از مراحل این فرآیندِ ایدئولوژیزدایی است.
@IranDel_Channel
💢
🔴 در نقد روایتهای ایدئولوژیک (ناسیونالیستی) از شاهنامه فردوسی
✍️ سید کوهزاد اسماعیلی
مرحوم استاد طباطبایی به طور مرتب تکرار میکرد که شاهنامه حکیم توس «خِردنامه» است. در ستایش خِرد است و در نکوهشِ بیخردی. معیار این خِرد و بیخردی هم ایران و اَنیران نیست. در خِردنامهٔ فردوسی، فرزانگیِ پیرانِ ویسه و زنانِ فریختهٔ تورانی مانند فرنگیس و تهمینه و منیژه ستایش میشود و در برابر شاهانِ بیخردِ ایرانی مانند کیکاووس به سختی نکوهش میشوند. در واقع شاهنامه متنی «ناسیونالیستی» نیست که صرفاً در جهت افزایش غرور ملّی ایرانیان به کار رود. البته که میشود تصور کرد که در دورانِ جدید، شاهنامه تبدیل به متنی ناسیونالیستی شود و گروهی از ناسیونالیستها صرفاً به آن افتخار کنند. اما معمولاً ناسیونالیستهای ما توضیح نمیدهند که چرا به شاهنامه افتخار میکنند؟ شاهنامه پر است از نکوهشِ بیخردی برخی از ایرانیان و طبعاً چنین ویژگیای با کارکرد یک متنِ ناسیونالیستی هماهنگ نیست.
به باورم میشود دلایل زیادی برای افتخار به حق نسبت به شاهنامه و فردوسی بیان کرد. اما حقیقت امر این است که خِردنامهٔ فردوسی بسیار پیچیدهتر از آن است که صرفاً به عنوان یک متنِ ایدئولوژیکِ ناسیونالیستی با آن برخورد شود. منظورم تنها ایدئولوژیِ «ملّیگرایانه» ایرانی نیست. احتمالاً این ایدئولوژی کمآزارترین و کمخطرترین میان ایدئولوژیهای شیطانی دیگر که است. در دهههای اخیر ذوبشدگان در ایدئولوژیهای ناسیونالیسم افراطیِ قومی شاهنامه را متنی ضدِّ عرب یا ضدِّ ترک نامیدند، مارکسیستهای بلشویک فردوسی را شاعری درباری و شاهنامه را متنی در جهت سلطهٔ شاهان دانستند، اسلامگرایان آن را متنی ضدِّ دینی و ضد اسلامی خواندند و حتی این اواخر برخی از فمینیستهای ایدئولوژیک شاهنامه را متنی ضدِّ زن معرفی کردند. میخواهم بگویم که نقد روایتِ ناسیونالیستی از شاهنامهٔ فردوسی به معنای دفاع از دیگر روایتهای شوونیستی و ایدئولوژیک نیست بلکه منظور نقد همه روایتهای ایدئولوژیک است.
این «قرآن عجم» را نباید با اتکای به ایدئولوژیهای مدرن مانند ناسیونالیسم خواند. به تعبیر استاد مرحوم شاهنامه نص است. خِردنامهٔ فردوسی یکی از نصوصِ «سنتِ ایرانشهری» است که باید در چهارچوب سنت و نصوصِ ایرانی فهمیده و تفسیر شود. فهم و تفسیرِ مداوم این نص از نصوصِ ارکانِ سنتِ ایرانی با ایدئولوژیهای مدرن ممکن نیست. و حتی برای شروع به فهم این نص باید در درجهٔ اول از آنها ایدئولوژیزدایی کنیم. تصور میکنم پیراهشِ شاهنامه از روایت ناسیونالیستی یکی از مراحل این فرآیندِ ایدئولوژیزدایی است.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍9
Shabe Neyshaboor
Shajarian
🎙 خیامخوانی استاد شجریان
🔴 برای بیست و هشتم اردیبهشت روز بزرگداشت حکیم عمر خیام نیشابوری
🔴 بخشی از سخنان امیرهوشنگ ابتهاج (سایه) در پیر پرنیاناندیش (ص ۸۱۹):
سایه: شما اون رباعیات خیام که شجریان خوانده را شنیدید؟ اسمش شب نیشابور بود.
میلاد عظیمی: شنیدن که بله... ولی تا با شما نشنویم میشه گفت نشنیدیم.
سایه: خیلی کار درخشانی بود. در نیشابور، تو آرامگاه خیام این کارو اجرا کردیم.
عظیمی: رباعیات رو شما باید انتخاب کرده باشین، چون خیلی دقیق و منظم انتخاب شده.
سایه: آره... طوری تنظیم کردم که از «آمد سحری ندا ز میخانۀ ما» شروع شد تا رسید به «از من رمقی به سعی ساقی ماندهست»... یه مسیره، یه عمره، طوری مرتب شده که انگار پشت سر هم ساخته شده این رباعیها.... بعد اینو دادم به [فرامرز] پایور که انصافاً آهنگ خوبی روش گذاشت و بعدش هم که [محمدرضا] شجریان محشر خوند؛ نمیدونید اون شبی که این کار تو نیشابور اجرا شد شجریان چقدر عجیب و غریب خوند. اصلاً دیوانه شده بودم. نمیدونستم چی کار کنم...
@IranDel_Channel
💢
🔴 برای بیست و هشتم اردیبهشت روز بزرگداشت حکیم عمر خیام نیشابوری
🔴 بخشی از سخنان امیرهوشنگ ابتهاج (سایه) در پیر پرنیاناندیش (ص ۸۱۹):
سایه: شما اون رباعیات خیام که شجریان خوانده را شنیدید؟ اسمش شب نیشابور بود.
میلاد عظیمی: شنیدن که بله... ولی تا با شما نشنویم میشه گفت نشنیدیم.
سایه: خیلی کار درخشانی بود. در نیشابور، تو آرامگاه خیام این کارو اجرا کردیم.
عظیمی: رباعیات رو شما باید انتخاب کرده باشین، چون خیلی دقیق و منظم انتخاب شده.
سایه: آره... طوری تنظیم کردم که از «آمد سحری ندا ز میخانۀ ما» شروع شد تا رسید به «از من رمقی به سعی ساقی ماندهست»... یه مسیره، یه عمره، طوری مرتب شده که انگار پشت سر هم ساخته شده این رباعیها.... بعد اینو دادم به [فرامرز] پایور که انصافاً آهنگ خوبی روش گذاشت و بعدش هم که [محمدرضا] شجریان محشر خوند؛ نمیدونید اون شبی که این کار تو نیشابور اجرا شد شجریان چقدر عجیب و غریب خوند. اصلاً دیوانه شده بودم. نمیدونستم چی کار کنم...
@IranDel_Channel
💢
👍5
Sazo Avaz Afshari
Mohammad Reza Shajarian
🔴 موسیقی و ادبیات ایرانی
ای کاش که جای آرمیدن بودی
یا این ره دور را رسیدن بودی
کاش از پی صدهزار سال از دل خاک
چون سبزه امید بردمیدن بودی
یک چند به کودکی به استاد شدیم
یک چند به استادی خود شاد شدیم
پایان سخن شنو که مارا چه رسید
کز خاک برآمدیم و بر باد شدیم
برخیز و مخور غم جهان گذران
بنشین و دمی به شادمانی گذران
در طبع جهان اگر وفایی بودی
نوبت به تو خود نیامدی از دگران
تا کی غم آن خورم که دارم یا نه
وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه
پر کن قدح باده که معلومم نیست؟
کاین دم که فروبرم برآرم یا نه
خیام اگر ز باده مستی خوش باش
با ماهرخی اگر نشستی خوش باش
چون عاقبت کار جهان نیستی است
انگار که نیستی چو هستی خوش باش
پنج رباعی از خیام نیشابوری
🔴 موسیقی پیوست
سازو آواز افشاری
خواننده: محمدرضا شجریان
نوازنده تار: بهروز همتی
نوازنده کمانچه: سعید فرجپوری
نوازنده بَربَت (بربط): محمد فیروزی
رباعیات از خیام
🔴 به بهانهی ۲۸ اردیبهشت، روز بزرگداشتِ حکیم عمر خیام نیشابوری
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
ای کاش که جای آرمیدن بودی
یا این ره دور را رسیدن بودی
کاش از پی صدهزار سال از دل خاک
چون سبزه امید بردمیدن بودی
یک چند به کودکی به استاد شدیم
یک چند به استادی خود شاد شدیم
پایان سخن شنو که مارا چه رسید
کز خاک برآمدیم و بر باد شدیم
برخیز و مخور غم جهان گذران
بنشین و دمی به شادمانی گذران
در طبع جهان اگر وفایی بودی
نوبت به تو خود نیامدی از دگران
تا کی غم آن خورم که دارم یا نه
وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه
پر کن قدح باده که معلومم نیست؟
کاین دم که فروبرم برآرم یا نه
خیام اگر ز باده مستی خوش باش
با ماهرخی اگر نشستی خوش باش
چون عاقبت کار جهان نیستی است
انگار که نیستی چو هستی خوش باش
پنج رباعی از خیام نیشابوری
🔴 موسیقی پیوست
سازو آواز افشاری
خواننده: محمدرضا شجریان
نوازنده تار: بهروز همتی
نوازنده کمانچه: سعید فرجپوری
نوازنده بَربَت (بربط): محمد فیروزی
رباعیات از خیام
🔴 به بهانهی ۲۸ اردیبهشت، روز بزرگداشتِ حکیم عمر خیام نیشابوری
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
👍5
@Shajarian_home - Sazo Avaze Mahour
Mohammad Reza Shajarian
🔴 موسیقی و ادبیات ایرانی
نیکی و بدی که در نهاد بشر است
شادی و غمی که در قضا و قدر است
با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل
چرخ از تو هزار بار بیچاره تر است
ای دل چو زمانه میکند غمناکت
ناگه برود ز تن روان پاکت
بر سبزه نشین و خوش بزی روزی چند
زان پیش که سبزه بردمد از خاکت
گر کار فلک به عدل سنجیده بدی
احوال جهان جمله پسندیده بدی
ور عدل بدی به کارها در گردون
کی خاطر اهل فضل رنجیده بدی
ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم
وین یک دم عمر را غنیمت را شمریم
فردا که ازین دیر کهن درگذریم
با هفت هزار سالگان سر به سریم
چهار رباعی از خیام نیشابوری
🔴 موسیقی پیوست
ساز و آواز ماهور
خواننده: استاد محمدرضا شجریان
نوازنده تار: بهروز همتی
نوازنده کمانچه: سعید فرجپوری
نوازنده بربَت (بربط): محمد فیروزی
رباعیات از خیام
🔴 به بهانهی ۲۸ اردیبهشت، روز بزرگداشتِ حکیم عمر خیام نیشابوری
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
نیکی و بدی که در نهاد بشر است
شادی و غمی که در قضا و قدر است
با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل
چرخ از تو هزار بار بیچاره تر است
ای دل چو زمانه میکند غمناکت
ناگه برود ز تن روان پاکت
بر سبزه نشین و خوش بزی روزی چند
زان پیش که سبزه بردمد از خاکت
گر کار فلک به عدل سنجیده بدی
احوال جهان جمله پسندیده بدی
ور عدل بدی به کارها در گردون
کی خاطر اهل فضل رنجیده بدی
ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم
وین یک دم عمر را غنیمت را شمریم
فردا که ازین دیر کهن درگذریم
با هفت هزار سالگان سر به سریم
چهار رباعی از خیام نیشابوری
🔴 موسیقی پیوست
ساز و آواز ماهور
خواننده: استاد محمدرضا شجریان
نوازنده تار: بهروز همتی
نوازنده کمانچه: سعید فرجپوری
نوازنده بربَت (بربط): محمد فیروزی
رباعیات از خیام
🔴 به بهانهی ۲۸ اردیبهشت، روز بزرگداشتِ حکیم عمر خیام نیشابوری
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
👍6
🔴 به بهانۀ ۲۸ اردیبهشت، روز بزرگداشتِ حکیم عمر خیام نیشابوری
🔴 ریاضیدانِ شاعر
✍️ امیر آقاجانی
عمر خیام نیشابوری زادۀ ۲۸ اردیبهشت ۴۲۷ هجری در نیشابور و درگذشتۀ ۱۲ آذر سال ۵۱۰ هجری، فیلسوف، ریاضیدان، ستارهشناس و رباعیسرای ایرانی در دورۀ سلجوقی است.
گرچه پایگاه علمی خیام برتر از جایگاه ادبی اوست اما آوازۀ وی بیشتر به خاطر نگارش رباعیاتش است که شهرت جهانی دارد.
برخی بر این باورند که رباعیات خیام تازیانهای بر زاهدانِ ریاکار است. همچنین اعتقاد بر آن است که خیام در اشعارش بیاعتباری دنیا و ناپایداری هستیِ انسان را در زندگیش به تصویر میکشاند. اما منظور خیام از مفهوم «دَم» و «غنیمت شمردن این دَم با مِیگساری» را میتوان به گونهای دیگر نیز بررسی کرد.
«وجود» انسان برخلاف هستیِ سایر موجودات، دارای قوۀ «شدن و برشدن» است؛ «شدن و برشدنی» که فراتر رفتن از وجودِ حالِ حاضرِ «خود» و معطوف به شکوفایی است، و سبب کشف سرزمینهای ناشناختۀ وجود و لذت بردن از کشف این ناشناختههاست، و این لذت همان است که خیام در سرودههایش به آن اشاره کرده است.
لذت از نظر خیام «وَجد» است، «بیرون جهیدن» است، «شدن و برشدن» است، پویایی است، سرشارشدن از امکانات وجود و سرمستی در وجود است.
خیام مطابق سرودههایش باور دارد که چون مرگ مانع از استمرار لذت بردن از زندگی و خوبیهای جهان هستی است بنابراین انسان لازم است که «دَم» را غنیمت شمارد و از فرصت محدود خود بهره ببرد و به زندگی خویش معنا دهد.
«دم» از نظر خیام، طول مدت زندگی انسان در این جهان است که بسیار کوتاه است. خیام لذت بردن را نوعی هدف میداند که شایسته پیگیری است و این لذت با نوشیدن و میگساری شدنی است، با نوشیدن از «میِ وجود» و حظ بردن از آن، از آنچه که در ما و از ما (به عنوان کوزه مِی) ساخته میشود و بیرون میجهد که هم خودمان را لبریز از منفعت و حظّ و لذت میکند و هم دیگران را بهرهمند از وجود ما (مِی) و مستی و لذتمان (رشد و تعالی) میکند.
در نتیجه، خیام هیچگاه زندگی را بیهوده و عبث نمیداند و نسخه تجویزی او نوشیدن از «میِ وجود» و به «وجد» آمدن و بیرون جهیدن و استعلا است، چرا که این زندگی، معنادار و ارزشمند و در نتیجه لذتبخش است.
🔴 منبع:
کتابِ "مشاوره شناختی وجودی متمرکز بر کنش خلاق"؛ امیر آقاجانی؛ نشر سپیتا؛ ص ۲۵۶
🔴 ویدئوی پیوست:
خوانش یک رباعی از خیام نیشابوری با صدای احمد شاملو و آواز استاد محمدرضا شجریان
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
🔴 به بهانۀ ۲۸ اردیبهشت، روز بزرگداشتِ حکیم عمر خیام نیشابوری
🔴 ریاضیدانِ شاعر
✍️ امیر آقاجانی
عمر خیام نیشابوری زادۀ ۲۸ اردیبهشت ۴۲۷ هجری در نیشابور و درگذشتۀ ۱۲ آذر سال ۵۱۰ هجری، فیلسوف، ریاضیدان، ستارهشناس و رباعیسرای ایرانی در دورۀ سلجوقی است.
گرچه پایگاه علمی خیام برتر از جایگاه ادبی اوست اما آوازۀ وی بیشتر به خاطر نگارش رباعیاتش است که شهرت جهانی دارد.
برخی بر این باورند که رباعیات خیام تازیانهای بر زاهدانِ ریاکار است. همچنین اعتقاد بر آن است که خیام در اشعارش بیاعتباری دنیا و ناپایداری هستیِ انسان را در زندگیش به تصویر میکشاند. اما منظور خیام از مفهوم «دَم» و «غنیمت شمردن این دَم با مِیگساری» را میتوان به گونهای دیگر نیز بررسی کرد.
«وجود» انسان برخلاف هستیِ سایر موجودات، دارای قوۀ «شدن و برشدن» است؛ «شدن و برشدنی» که فراتر رفتن از وجودِ حالِ حاضرِ «خود» و معطوف به شکوفایی است، و سبب کشف سرزمینهای ناشناختۀ وجود و لذت بردن از کشف این ناشناختههاست، و این لذت همان است که خیام در سرودههایش به آن اشاره کرده است.
لذت از نظر خیام «وَجد» است، «بیرون جهیدن» است، «شدن و برشدن» است، پویایی است، سرشارشدن از امکانات وجود و سرمستی در وجود است.
خیام مطابق سرودههایش باور دارد که چون مرگ مانع از استمرار لذت بردن از زندگی و خوبیهای جهان هستی است بنابراین انسان لازم است که «دَم» را غنیمت شمارد و از فرصت محدود خود بهره ببرد و به زندگی خویش معنا دهد.
«دم» از نظر خیام، طول مدت زندگی انسان در این جهان است که بسیار کوتاه است. خیام لذت بردن را نوعی هدف میداند که شایسته پیگیری است و این لذت با نوشیدن و میگساری شدنی است، با نوشیدن از «میِ وجود» و حظ بردن از آن، از آنچه که در ما و از ما (به عنوان کوزه مِی) ساخته میشود و بیرون میجهد که هم خودمان را لبریز از منفعت و حظّ و لذت میکند و هم دیگران را بهرهمند از وجود ما (مِی) و مستی و لذتمان (رشد و تعالی) میکند.
در نتیجه، خیام هیچگاه زندگی را بیهوده و عبث نمیداند و نسخه تجویزی او نوشیدن از «میِ وجود» و به «وجد» آمدن و بیرون جهیدن و استعلا است، چرا که این زندگی، معنادار و ارزشمند و در نتیجه لذتبخش است.
🔴 منبع:
کتابِ "مشاوره شناختی وجودی متمرکز بر کنش خلاق"؛ امیر آقاجانی؛ نشر سپیتا؛ ص ۲۵۶
🔴 ویدئوی پیوست:
خوانش یک رباعی از خیام نیشابوری با صدای احمد شاملو و آواز استاد محمدرضا شجریان
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
👍7
.
🔴 خیام را چگونه بنگریم؟
(۲۸ اردیبهشت؛ روز بزرگداشت حکیم عمر خیام نیشابوری)
✍️ استاد محمدرضا شفیعیکدکنی
شعر حافظ در قلمروِ خلاقیت هنری است و ما میخواهیم آن را به زبان منطق توجیه کنیم. این درست نیست. اصولاً هنر از قوانین عاطفه (اگر بتوانیم برای عاطفه یک قوانینی قائل بشویم) تبعیت میکند، نه از قوانین عقل.
بنابراین به نظر من خیلی طبیعی است که یک آدمی که احتمالاً متشرّع است در لحظههایی از دایرهٔ اعتقادات عادی خودش خروج داشته باشد. شاید خیلی از شماها خیّام را مثل بسیاری از منتقدان اروپایی بنگرید. بسیاری از منتقدان عصر حاضر خودمان مثل صادق هدایت، خواستهاند که خیّام را یک آدم به معنی ماتریالیست مطلق بدانند. مثلاً این نمونه که:
دارنده چو ترکیب طبایع آراست
از بهرِ چه او فکندش اندر کم و کاست
گر نیک نیامد این صُوَر عیب کراست؟
گر نیک آمد شکستن از بهرِ چراست
یا:
جامیست که عقلآفرین میزندش
صدبوسه زِ مهر بر جبین میزندش
این کوزهگر دهر چنین جامِ لطیف
میسازد و باز بر زمین میزندش
این اعتراض از همین نوع است، یعنی اعتراضی است که این کوزهگر دهر... شما اگر تعقیب کنید این تمِ کوزه و کوزهگر را، این صراحتی که شما فرضاً در «پیر ما گفت خطا بر قلمِ صنع نرفت...» یا مثلا « این کوزهگر دهر چنین جام لطیف...». این یک اعتراض ملایمی است که اولاً نسبتش میدهد به کوزهگر دهر. طبعاً دهر چیزی است که آدم میتواند مسئولیت را بر گردن خود خدا نیندازد. اما وقتی او میگوید قلمِ صنع، صنع حوزهٔ عمل الهی است، حوزهٔ فعل الهی است. این تصریح بیشتری دارد. اما او میگوید:
«این کوزهگر دهر...» یعنی غیرمستقیم همین حرف را میزند.
در عین حال جملهٔ «میسازد و باز بر زمین میزندش» میتواند سؤالی باشد، سوال انکاری. یعنی این کار را نمیکند، وانگهی کار کوزهگری اصلاً مگر کار دهر است؟! در اصل کار خداست و چون خدا عالم و عادل و حکیم است این کار را نمیکند. شما ظاهر قضیه را میبینید و بر ظاهر قضاوت میکنید، حال آنکه باطن کار جورِ دیگر است. درست است که میشکندش این شکستن در واقع نوعی پوستاندازی است، از اسارت تن خلاص شدن است.
اما میخواستم این را برایتان بگویم که این نوع تفکر زندیقی–الحادی اگر بخواهد ملاک این قرار بگیرد که در یک لحظه یا در چند لحظه، برای یک شادی زودگذر، چنین تفکّری پیش بیاید و شما این را به حساب مجموعهٔ نظام فکری او قرار بدهید، این را در مورد خیّام نفی نمیکنم (البته اگر اصلاً خیامی وجود داشته باشد).
این مسأله اصلاً در تمدّن اسلامی اثری طبیعی بوده است. این من و شما هستیم که شاید کاسهٔ از آش داغتر باشیم.
در آن دورهٔ شکفتگی تمدن اسلامی، خیلی راحت آدمها میآمدند حرفشان را میزدند. یک آدمی مثل خیام بوده و آدمی هم مثل نجمالدین رازی به او فحش میداده.
شما آثار ابوالعلا معرّی را نگاه کنید. مَعَرّی آدمی است مسلمان و حتی نوعی شیعه. همین آدم از شیعههای اولیه هم دلبستگیاش به مذهب بیشتر میشود و حتی به ازلیّت نور محمدی هم اعتقاد دارد و آدمی است زاهد و خیلی هم معتقد. هیچ وقت هوس خوردن شراب نمیکرده. اما همین آدم در مسائل فروع فقهی میگوید کاش پیغمبری میآمد و شراب را حلال میکرد. اَیأتی نَبِیّ یَجعلُ الْخمرَ طَلَقَةً. این آدم وقتی از دایرهٔ خودش بیرون میآید، تمام اصول مارکسیسم–لنینیسم را در جیبش میبیند. پس دورههای شکفتگی تمدن اسلامی این جور تفکّر وجود دارد.
🔴 پینوشت:
۱۴ اسفند ۱۳۵۸، دانشگاه تهران
این کیمیای هستی، مجلد سوم، دربارهٔ حافظ، درسگفتارهای دانشگاه تهران
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
🔴 خیام را چگونه بنگریم؟
(۲۸ اردیبهشت؛ روز بزرگداشت حکیم عمر خیام نیشابوری)
✍️ استاد محمدرضا شفیعیکدکنی
شعر حافظ در قلمروِ خلاقیت هنری است و ما میخواهیم آن را به زبان منطق توجیه کنیم. این درست نیست. اصولاً هنر از قوانین عاطفه (اگر بتوانیم برای عاطفه یک قوانینی قائل بشویم) تبعیت میکند، نه از قوانین عقل.
بنابراین به نظر من خیلی طبیعی است که یک آدمی که احتمالاً متشرّع است در لحظههایی از دایرهٔ اعتقادات عادی خودش خروج داشته باشد. شاید خیلی از شماها خیّام را مثل بسیاری از منتقدان اروپایی بنگرید. بسیاری از منتقدان عصر حاضر خودمان مثل صادق هدایت، خواستهاند که خیّام را یک آدم به معنی ماتریالیست مطلق بدانند. مثلاً این نمونه که:
دارنده چو ترکیب طبایع آراست
از بهرِ چه او فکندش اندر کم و کاست
گر نیک نیامد این صُوَر عیب کراست؟
گر نیک آمد شکستن از بهرِ چراست
یا:
جامیست که عقلآفرین میزندش
صدبوسه زِ مهر بر جبین میزندش
این کوزهگر دهر چنین جامِ لطیف
میسازد و باز بر زمین میزندش
این اعتراض از همین نوع است، یعنی اعتراضی است که این کوزهگر دهر... شما اگر تعقیب کنید این تمِ کوزه و کوزهگر را، این صراحتی که شما فرضاً در «پیر ما گفت خطا بر قلمِ صنع نرفت...» یا مثلا « این کوزهگر دهر چنین جام لطیف...». این یک اعتراض ملایمی است که اولاً نسبتش میدهد به کوزهگر دهر. طبعاً دهر چیزی است که آدم میتواند مسئولیت را بر گردن خود خدا نیندازد. اما وقتی او میگوید قلمِ صنع، صنع حوزهٔ عمل الهی است، حوزهٔ فعل الهی است. این تصریح بیشتری دارد. اما او میگوید:
«این کوزهگر دهر...» یعنی غیرمستقیم همین حرف را میزند.
در عین حال جملهٔ «میسازد و باز بر زمین میزندش» میتواند سؤالی باشد، سوال انکاری. یعنی این کار را نمیکند، وانگهی کار کوزهگری اصلاً مگر کار دهر است؟! در اصل کار خداست و چون خدا عالم و عادل و حکیم است این کار را نمیکند. شما ظاهر قضیه را میبینید و بر ظاهر قضاوت میکنید، حال آنکه باطن کار جورِ دیگر است. درست است که میشکندش این شکستن در واقع نوعی پوستاندازی است، از اسارت تن خلاص شدن است.
اما میخواستم این را برایتان بگویم که این نوع تفکر زندیقی–الحادی اگر بخواهد ملاک این قرار بگیرد که در یک لحظه یا در چند لحظه، برای یک شادی زودگذر، چنین تفکّری پیش بیاید و شما این را به حساب مجموعهٔ نظام فکری او قرار بدهید، این را در مورد خیّام نفی نمیکنم (البته اگر اصلاً خیامی وجود داشته باشد).
این مسأله اصلاً در تمدّن اسلامی اثری طبیعی بوده است. این من و شما هستیم که شاید کاسهٔ از آش داغتر باشیم.
در آن دورهٔ شکفتگی تمدن اسلامی، خیلی راحت آدمها میآمدند حرفشان را میزدند. یک آدمی مثل خیام بوده و آدمی هم مثل نجمالدین رازی به او فحش میداده.
شما آثار ابوالعلا معرّی را نگاه کنید. مَعَرّی آدمی است مسلمان و حتی نوعی شیعه. همین آدم از شیعههای اولیه هم دلبستگیاش به مذهب بیشتر میشود و حتی به ازلیّت نور محمدی هم اعتقاد دارد و آدمی است زاهد و خیلی هم معتقد. هیچ وقت هوس خوردن شراب نمیکرده. اما همین آدم در مسائل فروع فقهی میگوید کاش پیغمبری میآمد و شراب را حلال میکرد. اَیأتی نَبِیّ یَجعلُ الْخمرَ طَلَقَةً. این آدم وقتی از دایرهٔ خودش بیرون میآید، تمام اصول مارکسیسم–لنینیسم را در جیبش میبیند. پس دورههای شکفتگی تمدن اسلامی این جور تفکّر وجود دارد.
🔴 پینوشت:
۱۴ اسفند ۱۳۵۸، دانشگاه تهران
این کیمیای هستی، مجلد سوم، دربارهٔ حافظ، درسگفتارهای دانشگاه تهران
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍12👎1
ایراندل | IranDel
🔴 نام و حدود ایران ✍️ دکتر #جلال_خالقی_مطلق، شاهنامهشناس پیش از اسلام کشور ما را بهیقین از آغاز ساسانیان «ایران/ ایرانشهر» مینامیدند و به احتمال بسیار این نام را ساسانیان از اشکانیان گرفته بودند. ایران جمع ایر (پارسی میانه: ēr به معنی «نژاده، آزاده»)…
.
🔴 نام و حدود ایران (۲)
چرا در تاریخ اسلامی (و نه پیش از آن) «ایران» تازه در زمان ایلخانان (۶۵۴-۷۳۶ق) نام رسمی کشور ما میگردد، ولی پیش از ایلخانان با آنکه در متون نظم و نثر فارسی (و حتّی عربی) بارها و بارها نام «ایران» آمده، در نامهها و فرمانهای اداری آن دوران (از طاهریان تا سلجوقیان) این نام به کار نرفته است؟
به گمان نگارنده علت آن این بوده که گذشته از این که هر یک از سلسلههای نامبرده تنها بر بخشی، و گاه بخشی بسیار کوچک، از ایرانشهر زمان ساسانیان فرمانروایی داشتند، اگر یکی از آن سلسلهها قلمرو خود را ایران/ ایرانشهر مینامید، آن قلمرو رسماً ادعای تسلط بر بغداد پایتخت خلافت اسلامی را هم داشت، یعنی عملاً گزینش نام ایران/ ایرانشهر در حکمِ انکارِ مشروعیّتِ خلافتِ بغداد و سرپیچی از فرمان خلیفه امیرالمؤمنین بود که حکام طاهری و سامانی و غزنوی و سلجوقی از او لوا و خلعت و لقب میگرفتند. چنین اقدامی بیتردید به معنی کوشش در زنده کردن مجد ساسانی تعبیر میشد و اتهاماتی چون زندیق و مجوس و مرتد و ملحد و منافق و رافضی با خود داشت. تنها فرمانروایانی که از آنها چنین اقدامی انتظار میرفت، یکی یعقوب لیث (۲۴۷-۲۶۵ق) بود که دولتش مستعجِل بود، و دیگر آل بویه (۳۲۰-۴۴۷ق) که هر چند عملاً خلافت بغداد را مطیع خود کردند، ولی برای حفظ ظاهر و پیشگیری از شورش اهل تسنن، مشروعیّتِ خلافتِ بغداد را دست کم اسماً پذیرفتند.
با یورش مغول و برچیده شدن بساطِ خلافتِ بغداد، دیگر مانع اصلی گزینش نام «ایران» برداشته شد. پنجاه و اندی سال که زمان فرمانروایی خانان بزرگ بود (۶۰۳-۶۵۸ق) پروسۀ «ایرانی کردن مغولان» زمان برد و سپس با حکومت ایلخانان «ایران» دوباره نام رسمی کشور ما گردید.
🔴 منبع: به یاد ایرج افشار (دفتر اول)، به کوشش دکتر جواد بشری، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۰، ص ۲۷۹ - ۲۸۰
@IranDel_Channel
💢
🔴 نام و حدود ایران (۲)
چرا در تاریخ اسلامی (و نه پیش از آن) «ایران» تازه در زمان ایلخانان (۶۵۴-۷۳۶ق) نام رسمی کشور ما میگردد، ولی پیش از ایلخانان با آنکه در متون نظم و نثر فارسی (و حتّی عربی) بارها و بارها نام «ایران» آمده، در نامهها و فرمانهای اداری آن دوران (از طاهریان تا سلجوقیان) این نام به کار نرفته است؟
به گمان نگارنده علت آن این بوده که گذشته از این که هر یک از سلسلههای نامبرده تنها بر بخشی، و گاه بخشی بسیار کوچک، از ایرانشهر زمان ساسانیان فرمانروایی داشتند، اگر یکی از آن سلسلهها قلمرو خود را ایران/ ایرانشهر مینامید، آن قلمرو رسماً ادعای تسلط بر بغداد پایتخت خلافت اسلامی را هم داشت، یعنی عملاً گزینش نام ایران/ ایرانشهر در حکمِ انکارِ مشروعیّتِ خلافتِ بغداد و سرپیچی از فرمان خلیفه امیرالمؤمنین بود که حکام طاهری و سامانی و غزنوی و سلجوقی از او لوا و خلعت و لقب میگرفتند. چنین اقدامی بیتردید به معنی کوشش در زنده کردن مجد ساسانی تعبیر میشد و اتهاماتی چون زندیق و مجوس و مرتد و ملحد و منافق و رافضی با خود داشت. تنها فرمانروایانی که از آنها چنین اقدامی انتظار میرفت، یکی یعقوب لیث (۲۴۷-۲۶۵ق) بود که دولتش مستعجِل بود، و دیگر آل بویه (۳۲۰-۴۴۷ق) که هر چند عملاً خلافت بغداد را مطیع خود کردند، ولی برای حفظ ظاهر و پیشگیری از شورش اهل تسنن، مشروعیّتِ خلافتِ بغداد را دست کم اسماً پذیرفتند.
با یورش مغول و برچیده شدن بساطِ خلافتِ بغداد، دیگر مانع اصلی گزینش نام «ایران» برداشته شد. پنجاه و اندی سال که زمان فرمانروایی خانان بزرگ بود (۶۰۳-۶۵۸ق) پروسۀ «ایرانی کردن مغولان» زمان برد و سپس با حکومت ایلخانان «ایران» دوباره نام رسمی کشور ما گردید.
🔴 منبع: به یاد ایرج افشار (دفتر اول)، به کوشش دکتر جواد بشری، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۰، ص ۲۷۹ - ۲۸۰
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍17
Audio
🎙 سخنرانی حسن انوری - زاده شهر تکاب آذربایجانغربی، استاد بازنشسته زبان و ادبیات فارسی، عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی و چهره ماندگار ادبیات - در روز بزرگداشت حکیم فردوسی توسی و یادبود دکتر ابوالفضل خطیبی.
۱۴۰۲/۰۲/۲۵
@IranDel_Channel
💢
۱۴۰۲/۰۲/۲۵
@IranDel_Channel
💢
👍8
Audio
🎙 سخنرانی ژاله آموزگار - زاده شهر خوی آذربایجانغربی، دکترای زبانهای ایرانی و ادبیات مزدیستی از سوربن فرانسه، استاد بازنشسته دانشگاه تهران و عضو وابسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی - در روز بزرگداشت حکیم فردوسی توسی و یادبود دکتر ابوالفضل خطیبی.
۱۴۰۲/۰۲/۲۵
@IranDel_Channel
💢
۱۴۰۲/۰۲/۲۵
@IranDel_Channel
💢
👍9
🔴 پندی کوتاه از شهریار نیکولا ماکیاولّی
✍️ فرهمند علیپور
[نیکولا] ماکیاولّی در کتاب پرآوازهی خود «شهریار» (Il Principe) که مجموعهای از نصایح و پندها به شهریاران و حاکمان است، میگوید اولین موضوعی که یک شهریار باید به آن همت کند «حفظ حکومت و نظام» است.
Mantenere lo Stato
این حفظ حکومت و نظام هم [برای تداومش] نیاز به «قوانین خوب و ارتش خوب» دارد.
اما پندی که به شهریاران میدهد این هست که والاترین و ارزشمندترین هدفی که یک شهریار باید دنبال کند ایجاد نظام و سیستمیست که برای آن شهریار، «افتخار و شرف» بیاورد.
اینکه مردمی که در همان نظام و حکومت زندگی میکنند به آن سیستم و حکومت افتخار کنند.
ماکیاولّی میگوید برای چنین نظامی است که مردم سلاح به دست میگیرند تا برایش مبارزه کنند و حفظش کنند.
🔴 پینوشت:
انتشار یادداشتی از یک فرد به معنی تأييد تمام مواضع آن فرد نیست.
@IranDel_Channel
💢
✍️ فرهمند علیپور
[نیکولا] ماکیاولّی در کتاب پرآوازهی خود «شهریار» (Il Principe) که مجموعهای از نصایح و پندها به شهریاران و حاکمان است، میگوید اولین موضوعی که یک شهریار باید به آن همت کند «حفظ حکومت و نظام» است.
Mantenere lo Stato
این حفظ حکومت و نظام هم [برای تداومش] نیاز به «قوانین خوب و ارتش خوب» دارد.
اما پندی که به شهریاران میدهد این هست که والاترین و ارزشمندترین هدفی که یک شهریار باید دنبال کند ایجاد نظام و سیستمیست که برای آن شهریار، «افتخار و شرف» بیاورد.
اینکه مردمی که در همان نظام و حکومت زندگی میکنند به آن سیستم و حکومت افتخار کنند.
ماکیاولّی میگوید برای چنین نظامی است که مردم سلاح به دست میگیرند تا برایش مبارزه کنند و حفظش کنند.
🔴 پینوشت:
انتشار یادداشتی از یک فرد به معنی تأييد تمام مواضع آن فرد نیست.
@IranDel_Channel
💢
👍5