Azadeh A.Moghaddam:
ورداشتی آش پختی کشک روشو رنگ صورتی زدی بعد با نخود لوبیا روشو تزیین کردی عکس گرفتی که بفرمایید آش. بفرمایید و مرگ خب رحم نداری تو زن؟تو مسلمون نیستی؟ آش رشته صورتی؟بعد از اون قشنگ تر کامنت اونیه که وااای چه آش ملوسکی.آش ملوس؟ فک کن یه جاهل کلاه مخملی سیبیل کلفتو لباشو قرمز کنی بعد بگی واای چه عروسکی! همینقد تباه
کیک مرغ و کیک گوشت و کیک کشک و بادمجون درس کردین هیچی نگفتم، چیز کیکو با ژله درس کردین ساکت موندم، ماکارونی، ماکارونی چیه؟ اونو ورداشتین رنگ ریختین تو آبش رنگ و وارنگ شد کظم غیظ کردم.ولی به همین قبله از آش صورتی ملوستون نمیگذرم، میرم. شما به تباه کردن زبان فارسی و آشپزی ادامه بدین عچقولیا که همسلی عاچق چشم و ابروی خوشجلو دستپخته خوچمزه اتونه،
goo.gl/2hIjFP
🎯 @IranGPlus
ورداشتی آش پختی کشک روشو رنگ صورتی زدی بعد با نخود لوبیا روشو تزیین کردی عکس گرفتی که بفرمایید آش. بفرمایید و مرگ خب رحم نداری تو زن؟تو مسلمون نیستی؟ آش رشته صورتی؟بعد از اون قشنگ تر کامنت اونیه که وااای چه آش ملوسکی.آش ملوس؟ فک کن یه جاهل کلاه مخملی سیبیل کلفتو لباشو قرمز کنی بعد بگی واای چه عروسکی! همینقد تباه
کیک مرغ و کیک گوشت و کیک کشک و بادمجون درس کردین هیچی نگفتم، چیز کیکو با ژله درس کردین ساکت موندم، ماکارونی، ماکارونی چیه؟ اونو ورداشتین رنگ ریختین تو آبش رنگ و وارنگ شد کظم غیظ کردم.ولی به همین قبله از آش صورتی ملوستون نمیگذرم، میرم. شما به تباه کردن زبان فارسی و آشپزی ادامه بدین عچقولیا که همسلی عاچق چشم و ابروی خوشجلو دستپخته خوچمزه اتونه،
goo.gl/2hIjFP
🎯 @IranGPlus
B Nazanin:
نه فراموش میکنم نه تلاشی برای فراموش کردن. فعلا جوانم و هنوز چند استخوان سالم در بدن دارم
goo.gl/ZFHLzQ
🎯 @IranGPlus
نه فراموش میکنم نه تلاشی برای فراموش کردن. فعلا جوانم و هنوز چند استخوان سالم در بدن دارم
goo.gl/ZFHLzQ
🎯 @IranGPlus
آنارشیست محدب:
قلب هیج کسی اونقدر بزرگ نیست که بتونه همزمان بدی ها و خوبی های کسی رو تو خودش نگه داره . ماییم که باید بین بدیها و خوبیها انتخاب کنیم . فقط حواسمون باشه بدی ها خیلی جا میگیرن جایی برای زندگی نمیزارن.
goo.gl/heqxND
🎯 @IranGPlus
قلب هیج کسی اونقدر بزرگ نیست که بتونه همزمان بدی ها و خوبی های کسی رو تو خودش نگه داره . ماییم که باید بین بدیها و خوبیها انتخاب کنیم . فقط حواسمون باشه بدی ها خیلی جا میگیرن جایی برای زندگی نمیزارن.
goo.gl/heqxND
🎯 @IranGPlus
رامین سا :
همینطوری که تو چارچوب در حیاط وایساده بود دستشُ تکون دادو گفت به امید دیدار ولی از لحن گفتنش معلوم بود که رو امید تاکیدی نداره. یعنی نمیتونست داشته باشه.
goo.gl/jJSqr0
🎯 @IranGPlus
همینطوری که تو چارچوب در حیاط وایساده بود دستشُ تکون دادو گفت به امید دیدار ولی از لحن گفتنش معلوم بود که رو امید تاکیدی نداره. یعنی نمیتونست داشته باشه.
goo.gl/jJSqr0
🎯 @IranGPlus
ندا خانم :
زنها محبت را میشنوند و مردها میبینند
زنها عشق را صدا میزنند و مردها لمس میکنند
زنها گوینده خوبی هستند و مردها مجری خوب
زنها اگر عشق را نشنوند افسرده میشوند و مردها اگر لمس نکنند فراموش می کنند
goo.gl/BBgjuV
🎯 @IranGPlus
زنها محبت را میشنوند و مردها میبینند
زنها عشق را صدا میزنند و مردها لمس میکنند
زنها گوینده خوبی هستند و مردها مجری خوب
زنها اگر عشق را نشنوند افسرده میشوند و مردها اگر لمس نکنند فراموش می کنند
goo.gl/BBgjuV
🎯 @IranGPlus
مرضیه رسولی:
ازشوخیای همیشگی با خبرنگارا: حالا نری فردا تو روزنامه تون اینا رو بنویسی زیرآبمونو بزنی.
[بر پیشانی اش میکوبد،میخندد و داد میزند ونک دونفر]
🎯 @IranGPlus
ازشوخیای همیشگی با خبرنگارا: حالا نری فردا تو روزنامه تون اینا رو بنویسی زیرآبمونو بزنی.
[بر پیشانی اش میکوبد،میخندد و داد میزند ونک دونفر]
🎯 @IranGPlus
Pot Valiant:
اول دبیرستان، معلم ادبیات اول سال یه ربع مونده به آخر کلاس کتاب رو بست و گفت :" بچه ها من وظیفه خودم می دونم شما رو راهنمایی کنم، جق نزنید. شب عروسی خجالت زده می شید. زود انزالی میگیرید و..." . تا آخر سال اون کلاس کلاس نشد
#گودر
🎯 @IranGPlus
اول دبیرستان، معلم ادبیات اول سال یه ربع مونده به آخر کلاس کتاب رو بست و گفت :" بچه ها من وظیفه خودم می دونم شما رو راهنمایی کنم، جق نزنید. شب عروسی خجالت زده می شید. زود انزالی میگیرید و..." . تا آخر سال اون کلاس کلاس نشد
#گودر
🎯 @IranGPlus
moham nt:
وقتی بازجو از من در مورد اینکه صبح روز سه شنبه یازده بهمن ساعت نه و هیژده دقیقه چیکار میکردم پرسید صدای قهقههام توی سالن بازجویی پیچید. آخه من سه شنبه یازده بهمن ساعت نه و هیژده دقیقه در حال خوندن یک پیامک خندهدار بودم آقای قاضی
goo.gl/D8YPKj
🎯 @IranGPlus
وقتی بازجو از من در مورد اینکه صبح روز سه شنبه یازده بهمن ساعت نه و هیژده دقیقه چیکار میکردم پرسید صدای قهقههام توی سالن بازجویی پیچید. آخه من سه شنبه یازده بهمن ساعت نه و هیژده دقیقه در حال خوندن یک پیامک خندهدار بودم آقای قاضی
goo.gl/D8YPKj
🎯 @IranGPlus
aQa GorGe:
دیروز تصمیم گرفتم درس بخونم. شروع کردم. بهخودم گفتم من که دارم درس میخونم، پس چرا نخوابم؟؟ خوابیدم.
اینقدر متقاعدکننده با خویشتنام بحث میکنم.
🎯 @IranGPlus
دیروز تصمیم گرفتم درس بخونم. شروع کردم. بهخودم گفتم من که دارم درس میخونم، پس چرا نخوابم؟؟ خوابیدم.
اینقدر متقاعدکننده با خویشتنام بحث میکنم.
🎯 @IranGPlus
دون ژوان:
برای نیل به اهدافتون کافیه در مسیرشون حرکت نکنید
مثلا اگه شام میخواید فقط بگید میوه بیارین بخوریم اونوقت مادرتون از آشپزخونه داد میزنه : نه میخوام شامو بکشم
goo.gl/F0PWSw
🎯 @IranGPlus
برای نیل به اهدافتون کافیه در مسیرشون حرکت نکنید
مثلا اگه شام میخواید فقط بگید میوه بیارین بخوریم اونوقت مادرتون از آشپزخونه داد میزنه : نه میخوام شامو بکشم
goo.gl/F0PWSw
🎯 @IranGPlus
اَمیر اِس:
به سلکشنِ موزیک آدما بی احترامی نکنین. ممکنه حساس باشن. دیگه نخوان ریختتون رو ببینن!
goo.gl/mdvYnC
🎯 @IranGPlus
به سلکشنِ موزیک آدما بی احترامی نکنین. ممکنه حساس باشن. دیگه نخوان ریختتون رو ببینن!
goo.gl/mdvYnC
🎯 @IranGPlus
رامین سا :
اخیرا تو مغزم صداهای عجیبی میپیچه صدای سیب زمینی صدای قطار صدای تقویم رومیزی.
goo.gl/0tzzqc
🎯 @IranGPlus
اخیرا تو مغزم صداهای عجیبی میپیچه صدای سیب زمینی صدای قطار صدای تقویم رومیزی.
goo.gl/0tzzqc
🎯 @IranGPlus
B Nazanin:
موتزارت هم از بیماری دو قطبی رنج میبرده با این تفاوت که تا بیست و دو سالگیش سی تا سمفونی ساخت من چی. هیچی. یه چندتا ایده ست که شرکت بودجه نداره. یه پروپوزال هست که استاد حال نمیکنه تاییدش کنه. یه سری هابی ام که فعلا از حوصله خارجه . برا همین نشستیم شعر میخونیم. فلذا تا خرمنت نسوزد تشویش ما ندانی
goo.gl/Bxb4oj
🎯 @IranGPlus
موتزارت هم از بیماری دو قطبی رنج میبرده با این تفاوت که تا بیست و دو سالگیش سی تا سمفونی ساخت من چی. هیچی. یه چندتا ایده ست که شرکت بودجه نداره. یه پروپوزال هست که استاد حال نمیکنه تاییدش کنه. یه سری هابی ام که فعلا از حوصله خارجه . برا همین نشستیم شعر میخونیم. فلذا تا خرمنت نسوزد تشویش ما ندانی
goo.gl/Bxb4oj
🎯 @IranGPlus
moham nt:
بهترین خاطرهای که از دروغ اجباری دارم اینه که یه روز نمیخواستم جواب یه دوستی رو بدم هِی به گوشیم زنگ میزد که ور نمیداشتم. بعدش که تلفن خونمونو گرفت به مادرم اصرار کردم به دروغ بگه که خوابه و اگه پرسید چرا گوشی رو ور نمیداره بگه نمیدونم شاید گوشیش سایلنت باشه و اینا.
بعد دوستم که زنگ زدُ گفت محمد کجاست مادرم بهش گفت: محمد خوابه گوشیشم سایلنته
goo.gl/dMo3Vg
🎯 @IranGPlus
بهترین خاطرهای که از دروغ اجباری دارم اینه که یه روز نمیخواستم جواب یه دوستی رو بدم هِی به گوشیم زنگ میزد که ور نمیداشتم. بعدش که تلفن خونمونو گرفت به مادرم اصرار کردم به دروغ بگه که خوابه و اگه پرسید چرا گوشی رو ور نمیداره بگه نمیدونم شاید گوشیش سایلنت باشه و اینا.
بعد دوستم که زنگ زدُ گفت محمد کجاست مادرم بهش گفت: محمد خوابه گوشیشم سایلنته
goo.gl/dMo3Vg
🎯 @IranGPlus
Pot Valiant:
ما دیگر عادی نخواهیم شد، ما نسلی هستیم که ویرانی اتمی را پشت سر گذاشتیم
و حتی بدتر
نسلی که داغ دارد
#گودر
🎯 @IranGPlus
ما دیگر عادی نخواهیم شد، ما نسلی هستیم که ویرانی اتمی را پشت سر گذاشتیم
و حتی بدتر
نسلی که داغ دارد
#گودر
🎯 @IranGPlus
#وبلاگ: تانزانیای خالی
توی مترو احساس یکجوری کردم و بعد بغض. بغض توی مترو از بغض بیرون مترو بدتر بود. دوباره احساس یکجوری کردم که با احساس قبلیم فرق داشت -ضمن اینکه از توی پارک پایین اتاقم صدای چون ریشه ام، دور از تو نیست اندیشهام میآید و مغز من را میگاید. من با اجبار برای شنیدن سرودهای حماسی مماسی مخالفم و به طور کلی با اجبار و با سرود و با مماسی. مخالفت توی خون من است و بغض توی گلویم و اشک در مشکم که اتفاقا اصلا نمیدانم کجای من است- سعی کردم توی مترو بغض کرده بمانم و گریه نکنم. قبلا جاهای مختلفی گریه کرده بودم و هیچ از این بابت خوشحال نیستم و کوچکترین افتخاری به خودم نمیکنم. با اینکه آدمی هستم که معمولا کوچکترین افتخاری به خود میکند.مدام مورد حمله های ناگهانی اندوه -اوه اوه خودم هم قبل از نوشتنش فکر نمیکردم همچین چیز خفنی باشد- قرار میگیرم. ولی بعدش رهایی است. احساس دلپذیری که با هیچ چیز عوضش نمیکنم جز چیزکیک، روزهای تاریک و ابری، فصل بعدی گیم او ترونز و ابسولوتلی پول. من هرچیزی را با پول عوض میکنم. خود پول را هم با پول عوض میکنم به شرطی که مقذارش بیشتر باشد. همیشه دلم میخواهد از مترو رژ بخرم و اصل رنگی رنگی را فدای اصل کیفیت کنم که چون این جمله اشتباه است و من بعد از نوشتنش متوجه اشتباه بودنش شدم و درستش این است که با رژ خریدن از مترو اصل کیفیت فدای اصل رنگی رنگی میشود پس دیگر هیچی. نمیخرم. و ایستگاه بعدی پیاده میشوم. یا ایستگاه بعدش. یا چند ایستگاه بعدتر. یا هرجا دلم خواست. اینچیزها به شما مربوط نمیشود.
goo.gl/VuAi5V
🎯 @IranGPlus
توی مترو احساس یکجوری کردم و بعد بغض. بغض توی مترو از بغض بیرون مترو بدتر بود. دوباره احساس یکجوری کردم که با احساس قبلیم فرق داشت -ضمن اینکه از توی پارک پایین اتاقم صدای چون ریشه ام، دور از تو نیست اندیشهام میآید و مغز من را میگاید. من با اجبار برای شنیدن سرودهای حماسی مماسی مخالفم و به طور کلی با اجبار و با سرود و با مماسی. مخالفت توی خون من است و بغض توی گلویم و اشک در مشکم که اتفاقا اصلا نمیدانم کجای من است- سعی کردم توی مترو بغض کرده بمانم و گریه نکنم. قبلا جاهای مختلفی گریه کرده بودم و هیچ از این بابت خوشحال نیستم و کوچکترین افتخاری به خودم نمیکنم. با اینکه آدمی هستم که معمولا کوچکترین افتخاری به خود میکند.مدام مورد حمله های ناگهانی اندوه -اوه اوه خودم هم قبل از نوشتنش فکر نمیکردم همچین چیز خفنی باشد- قرار میگیرم. ولی بعدش رهایی است. احساس دلپذیری که با هیچ چیز عوضش نمیکنم جز چیزکیک، روزهای تاریک و ابری، فصل بعدی گیم او ترونز و ابسولوتلی پول. من هرچیزی را با پول عوض میکنم. خود پول را هم با پول عوض میکنم به شرطی که مقذارش بیشتر باشد. همیشه دلم میخواهد از مترو رژ بخرم و اصل رنگی رنگی را فدای اصل کیفیت کنم که چون این جمله اشتباه است و من بعد از نوشتنش متوجه اشتباه بودنش شدم و درستش این است که با رژ خریدن از مترو اصل کیفیت فدای اصل رنگی رنگی میشود پس دیگر هیچی. نمیخرم. و ایستگاه بعدی پیاده میشوم. یا ایستگاه بعدش. یا چند ایستگاه بعدتر. یا هرجا دلم خواست. اینچیزها به شما مربوط نمیشود.
goo.gl/VuAi5V
🎯 @IranGPlus
A. Rezaian:
هرقدر دور، تو از همه نزدیکتری
همینجا،
وقتیکه چشم میبندم
همینجا؛
وقتیکه چشم میگشایم
وقتیکه نفس میکشم
وقتیکه اشک میریزم
و وقتهایی که لبخند میزنم
تو از همه نزدیکتری
دورِ دورِ دور هم كه باشی
همینجا حوالیِ قلبم ساكنی!
هرقدر دور
تو
نزدیکِ نزديکِ نزدیکی
به قدر حسِ گرمىِ يک نفس!
goo.gl/uJL1f9
🎯 @IranGPlus
هرقدر دور، تو از همه نزدیکتری
همینجا،
وقتیکه چشم میبندم
همینجا؛
وقتیکه چشم میگشایم
وقتیکه نفس میکشم
وقتیکه اشک میریزم
و وقتهایی که لبخند میزنم
تو از همه نزدیکتری
دورِ دورِ دور هم كه باشی
همینجا حوالیِ قلبم ساكنی!
هرقدر دور
تو
نزدیکِ نزديکِ نزدیکی
به قدر حسِ گرمىِ يک نفس!
goo.gl/uJL1f9
🎯 @IranGPlus
Mohammad Memarian:
کیهان دوباره قربانی یک خبر جعلی شده (خبر کلینتون)
http://goo.gl/d62OTX
جالبه که ته لینک هم نوشته:
satire for those deemed slow.
یعنی: قابل توجه کُندذهنها: این متن، طنز بود.
goo.gl/T12411
🎯 @IranGPlus
کیهان دوباره قربانی یک خبر جعلی شده (خبر کلینتون)
http://goo.gl/d62OTX
جالبه که ته لینک هم نوشته:
satire for those deemed slow.
یعنی: قابل توجه کُندذهنها: این متن، طنز بود.
goo.gl/T12411
🎯 @IranGPlus
The Mideast Beast
Clinton to Donor: In Next War, I'll Let Israel Kill 200,000, Not Just 2,000, Gazans - The Mideast Beast
Democratic presidential front-runner Hillary Clinton has penned a controversial letter to a major Jewish donor vowing to offer Israel “total” support in it