📍یک پیشنهاد پیشگیرانه
✍مرتضی نظری
"وقتی مدیران دولتی، بیرون از محیط اداری و سازمانی صاحب کسب و کاری در ارتباط با حیطه شغلی خود باشند، ناخواسته تلاش و تحرک آن ها به سمت حفظ و توسعه کسب و کارشان متمایل می شود و به مرور زمان و با فرض نیک نفسیِ ایشان، اداره و ستاد به بنگاه اقتصادی تبدیل می شود و مسیر ریل گذاری های آموزشی و پرورشی به سمت مصلحت اندیشی و محافظه کاری میل می کند و زمینه فسادهای سازمانی شکل می گیرد.
یک پیشنهاد پیشگیرانه می تواند مختار گذاشتن مدیران باشد که؛ یا سِمَت داشته باشند یا مجوز فعالیت اقتصادی وابسته و مرتبط با شغل خود."
🌏 تربیت و توسعه | پیشگیری از فساد
@IranHumanDevelopment2
✍مرتضی نظری
"وقتی مدیران دولتی، بیرون از محیط اداری و سازمانی صاحب کسب و کاری در ارتباط با حیطه شغلی خود باشند، ناخواسته تلاش و تحرک آن ها به سمت حفظ و توسعه کسب و کارشان متمایل می شود و به مرور زمان و با فرض نیک نفسیِ ایشان، اداره و ستاد به بنگاه اقتصادی تبدیل می شود و مسیر ریل گذاری های آموزشی و پرورشی به سمت مصلحت اندیشی و محافظه کاری میل می کند و زمینه فسادهای سازمانی شکل می گیرد.
یک پیشنهاد پیشگیرانه می تواند مختار گذاشتن مدیران باشد که؛ یا سِمَت داشته باشند یا مجوز فعالیت اقتصادی وابسته و مرتبط با شغل خود."
🌏 تربیت و توسعه | پیشگیری از فساد
@IranHumanDevelopment2
📍رویداد
عاشورا و امروز ما
۲۰ الی ۲۲:۳۰
خانه اندیشمندان علوم انسانی، سالن فردوسی
🌏 تربیت و توسعه | بیداریِ مردمان
@IranHumanDevelopment2
عاشورا و امروز ما
۲۰ الی ۲۲:۳۰
خانه اندیشمندان علوم انسانی، سالن فردوسی
🌏 تربیت و توسعه | بیداریِ مردمان
@IranHumanDevelopment2
📍تلنگر
منتقد، راه را از بیراهه مینماید. جامعه ما به جریان مستمر نقد نیاز دارد. نقدِ قدرت، نقدِ فرهنگ و نقدِ باورها
امام حسین (ع)، منتقد فرهنگ و مناسبات زمانه خود بود.
عکس:
#رضا_کیانیان / مختارنامه
🌏 تربیت و توسعه
@IranHumanDevelopment2
منتقد، راه را از بیراهه مینماید. جامعه ما به جریان مستمر نقد نیاز دارد. نقدِ قدرت، نقدِ فرهنگ و نقدِ باورها
امام حسین (ع)، منتقد فرهنگ و مناسبات زمانه خود بود.
عکس:
#رضا_کیانیان / مختارنامه
🌏 تربیت و توسعه
@IranHumanDevelopment2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📍تلنگر
نگاه متفاوت دکتر الهی قمشه ای به امام حسین و عاشورا
🌏 تربیت و توسعه | بیداری مردمان
@IranHumanDevelopment2
نگاه متفاوت دکتر الهی قمشه ای به امام حسین و عاشورا
🌏 تربیت و توسعه | بیداری مردمان
@IranHumanDevelopment2
📍رویداد
انجمن آموزش و پرورش تطبیقی ایران برگزار می کند:
پنل تخصصی تحولات نوین در برنامه درسی کشورهای پیشرفته
دانشگاه کاشان
🌏تربیت و توسعه | نگاه به جهان
@IranHumanDevelopment2
انجمن آموزش و پرورش تطبیقی ایران برگزار می کند:
پنل تخصصی تحولات نوین در برنامه درسی کشورهای پیشرفته
دانشگاه کاشان
🌏تربیت و توسعه | نگاه به جهان
@IranHumanDevelopment2
✅ مهر، مدرسه، زندگی _ ۱
✍ از یادداشت زنده یاد دکتر محمدامین قانعیراد(جامعهشناس) در اندیشکده آموزش و پرورش عصر ایران :
▫️مدرسه و آموزش ظرفیت زندگی
▫️نظام آموزشی ما، اکنونِ کودک را نمی بیند
▫️آموزش و پرورش نگاه ابزاری خود به انسان را تغییر دهد.
▫️ضرورتِ تربیت دانش آموز قادر به گفت و گو
▫️یکی از اولویتهای پژوهش در مدرسه، پرداختن به مدرسه به عنوان یک نهاد اجتماعی است. مدرسه باید زمینهساز آشنایی کودکان با دنیای شهروندی باشد؛ کودکانی که بیشتر بر مبنای اخلاق خانوادهوندی بزرگ شدهاند و اکنون بهتدریج باید زندگی در شهر را آغاز کنند. شهروند یعنی کسی که صرفنظر از جایگاه جنسیتی، قومی و زبانیاش به شهر تعلق دارد و شهروندی عبارت است از آموزشدادن یک مجموعه از ارزشها و الگوهای رفتاری تا آدمیان بتوانند با وجود تفاوتهای خود با یکدیگر زندگی کنند. بخشی از آموزش مدرسهای همان آموزش شهروندی – و در دنیای معاصر آمیخته با آموزش جهانوندی- است که آدمیان بتوانند در یک جامعه با هم زندگی کنند، تعامل داشته باشند و درک مشترکی بین آنها وجود داشته باشد. درک شهروندی مشترک در چارچوب منافع مشترک، میثاق مشترک و چشماندازهای وسیعتری از تعامل، ارتباط و پیوند شکل میگیرد./عصر ایران
🌏 تربیت و توسعه | مهر و مدرسه
@iranhumandevelopment2
✍ از یادداشت زنده یاد دکتر محمدامین قانعیراد(جامعهشناس) در اندیشکده آموزش و پرورش عصر ایران :
▫️مدرسه و آموزش ظرفیت زندگی
▫️نظام آموزشی ما، اکنونِ کودک را نمی بیند
▫️آموزش و پرورش نگاه ابزاری خود به انسان را تغییر دهد.
▫️ضرورتِ تربیت دانش آموز قادر به گفت و گو
▫️یکی از اولویتهای پژوهش در مدرسه، پرداختن به مدرسه به عنوان یک نهاد اجتماعی است. مدرسه باید زمینهساز آشنایی کودکان با دنیای شهروندی باشد؛ کودکانی که بیشتر بر مبنای اخلاق خانوادهوندی بزرگ شدهاند و اکنون بهتدریج باید زندگی در شهر را آغاز کنند. شهروند یعنی کسی که صرفنظر از جایگاه جنسیتی، قومی و زبانیاش به شهر تعلق دارد و شهروندی عبارت است از آموزشدادن یک مجموعه از ارزشها و الگوهای رفتاری تا آدمیان بتوانند با وجود تفاوتهای خود با یکدیگر زندگی کنند. بخشی از آموزش مدرسهای همان آموزش شهروندی – و در دنیای معاصر آمیخته با آموزش جهانوندی- است که آدمیان بتوانند در یک جامعه با هم زندگی کنند، تعامل داشته باشند و درک مشترکی بین آنها وجود داشته باشد. درک شهروندی مشترک در چارچوب منافع مشترک، میثاق مشترک و چشماندازهای وسیعتری از تعامل، ارتباط و پیوند شکل میگیرد./عصر ایران
🌏 تربیت و توسعه | مهر و مدرسه
@iranhumandevelopment2
✅ مهر، مدرسه، زندگی _ ۲
✍️ از یادداشت دکتر محسن رنانی در اندیشکده آموزش و پرورش عصر ایران:
🔹ناتوانی و ناکارآمدی امروز ما بیش از آن که محصول نظام سیاسی یا محصول چاه های نفت باشد، محصول ناتوانمندی هایی است که ریشه در کودکی دارد.
🔹نگاه سنتی، دانشآموز را به مثابه خمیری که باید آن را ورز بدهیم و به شکل دلخواه درآوریم، مینگرد. این نگاه، نگاه خطرناک و پرآسیبی است. به دانشآموز باید به مثابه یک موجود کامل و به مثابه یک تندیس طلایی ارزشمند و فوقالعاده جذاب که روی آن را مقداری گردوغبار گرفته است نگاه کنیم. ما فقط باید به آرامی، با لطافت و نرمی و با مراقبت ویژه این گرد وخاک و خس و خاشاک را از روی این تندیس بزدایم.
🔹تغییر نگاه، ضروری ترین تغییر در آموزش و پرورش است، مدارس کودکان ما را به موجوداتی "ناقص" تبدیل می کنند. نگاه سنتی، به دانشآموز به مثابه یک موجود ناقص یا یک ماده خامی مینگرد که ما باید آن را بتراشیم تا از دل آن یک تندیس خیلی جذاب بیرون بیاوریم.
🔹 هر کودک یک موجود کامل است. آموزش و پرورش معمولا با اقدامات خود این موجود کامل را ناقص می کند، چون نگاهش به این موجود غلط است. اگر این نگاه تغییر کند، آنگاه ماموریت آموزش و پرورش نیز به طور طبیعی تغییر می کند. دیگر آموزش و پرورش گمان نمی کند که ماموریتش تولید نخبه و دانش آموز باسواد و بالا بردن معدل بچه ها و آوردن رتبه در کنکور و حفظ کردن تاریخ و فرمول های فیزیک و ریاضی است بلکه درمییابد که ماموریتش سالم نگاه داشتن و تقویت روح انسانی و غبارروبی از تواناییهایی است که در این «انسان کامل» وجود دارد. آنگاه درمییابد که با مشق شب و املا و حضور و غیاب و نمره و معدل نمیتوان از این انسان کامل رونمایی کرد.
🔹 دبستان محل کاشت بذر پیشرفت است و دانشگاه محل برداشت آن. اگر بذر پیشرفت در مدرسه جوانه نزند در دانشگاه جز دانش تقلیدی نصیب ما نخواهد شد.
🔹 از آغاز شکل گیری ساختار آموزش و پرورش جدید بیش از هشتاد سال می گذرد اما متاسفانه از نظر روش ها در همان خاستگاه آغازین ایستاده ایم. هنوز هم که هنوز است نظام آموزشی ما به شیوه هشتاد سال گذشته اداره و سیاستگذاری می شود. یعنی این نظام آموزشی بیشتر حافظه محور است تا رابطه محور، هنوز مشق محور است تا منطق محور، هنوز معلم محور است تا دانشآموز محور، هنوز دفترچه محور است تا ذهن محور، فرد محور است تا جمع محور، هنوز آموزش محور است تا پرورش محور، هنوز نمره محور است تا ظرفیت محور، هنوز نقطه محور است تا فرایند محور.
🔹 به همین دلیل توسعه ما نیز به مثابه کودکی مان در نقطه ای متوقف شده است. بنابراین ناتوانی و ناکارآمدی امروز ما بیش از آن که محصول نظام سیاسی یا محصول چاه های نفت باشد، محصول ناتوانمندی هایی است که ریشه در کودکی دارد. / عصر ایران
🌏 تربیت و توسعه | دوره کودکی
@Iranhumandevelopment2
✍️ از یادداشت دکتر محسن رنانی در اندیشکده آموزش و پرورش عصر ایران:
🔹ناتوانی و ناکارآمدی امروز ما بیش از آن که محصول نظام سیاسی یا محصول چاه های نفت باشد، محصول ناتوانمندی هایی است که ریشه در کودکی دارد.
🔹نگاه سنتی، دانشآموز را به مثابه خمیری که باید آن را ورز بدهیم و به شکل دلخواه درآوریم، مینگرد. این نگاه، نگاه خطرناک و پرآسیبی است. به دانشآموز باید به مثابه یک موجود کامل و به مثابه یک تندیس طلایی ارزشمند و فوقالعاده جذاب که روی آن را مقداری گردوغبار گرفته است نگاه کنیم. ما فقط باید به آرامی، با لطافت و نرمی و با مراقبت ویژه این گرد وخاک و خس و خاشاک را از روی این تندیس بزدایم.
🔹تغییر نگاه، ضروری ترین تغییر در آموزش و پرورش است، مدارس کودکان ما را به موجوداتی "ناقص" تبدیل می کنند. نگاه سنتی، به دانشآموز به مثابه یک موجود ناقص یا یک ماده خامی مینگرد که ما باید آن را بتراشیم تا از دل آن یک تندیس خیلی جذاب بیرون بیاوریم.
🔹 هر کودک یک موجود کامل است. آموزش و پرورش معمولا با اقدامات خود این موجود کامل را ناقص می کند، چون نگاهش به این موجود غلط است. اگر این نگاه تغییر کند، آنگاه ماموریت آموزش و پرورش نیز به طور طبیعی تغییر می کند. دیگر آموزش و پرورش گمان نمی کند که ماموریتش تولید نخبه و دانش آموز باسواد و بالا بردن معدل بچه ها و آوردن رتبه در کنکور و حفظ کردن تاریخ و فرمول های فیزیک و ریاضی است بلکه درمییابد که ماموریتش سالم نگاه داشتن و تقویت روح انسانی و غبارروبی از تواناییهایی است که در این «انسان کامل» وجود دارد. آنگاه درمییابد که با مشق شب و املا و حضور و غیاب و نمره و معدل نمیتوان از این انسان کامل رونمایی کرد.
🔹 دبستان محل کاشت بذر پیشرفت است و دانشگاه محل برداشت آن. اگر بذر پیشرفت در مدرسه جوانه نزند در دانشگاه جز دانش تقلیدی نصیب ما نخواهد شد.
🔹 از آغاز شکل گیری ساختار آموزش و پرورش جدید بیش از هشتاد سال می گذرد اما متاسفانه از نظر روش ها در همان خاستگاه آغازین ایستاده ایم. هنوز هم که هنوز است نظام آموزشی ما به شیوه هشتاد سال گذشته اداره و سیاستگذاری می شود. یعنی این نظام آموزشی بیشتر حافظه محور است تا رابطه محور، هنوز مشق محور است تا منطق محور، هنوز معلم محور است تا دانشآموز محور، هنوز دفترچه محور است تا ذهن محور، فرد محور است تا جمع محور، هنوز آموزش محور است تا پرورش محور، هنوز نمره محور است تا ظرفیت محور، هنوز نقطه محور است تا فرایند محور.
🔹 به همین دلیل توسعه ما نیز به مثابه کودکی مان در نقطه ای متوقف شده است. بنابراین ناتوانی و ناکارآمدی امروز ما بیش از آن که محصول نظام سیاسی یا محصول چاه های نفت باشد، محصول ناتوانمندی هایی است که ریشه در کودکی دارد. / عصر ایران
🌏 تربیت و توسعه | دوره کودکی
@Iranhumandevelopment2
📍مسأله آموزش و پرورش؛
واماندگی از تعریفِ اکنون، درماندگی از ترسیم فردا
✍ مرتضی نظری
◀️ بخش نخست: کارمندان ساده به جای استراتژیست های آموزشی
اشاره: وزیر یا هر جریان و فرایند تحول گرا در آموزش و پرورش زمین گیر می شود چون؛ نظامِ تدبیر در آموزش و پرورش از «استراتژیست های آموزشی و پرورشی» خالی شده، نظام تدبیر و سیاستگذاری در این دستگاه عموماً با کارمندان عادی پر شده، اندیشگاه ها و گروههای راهبردی با آموزش و پرورش فاصله زیادی گرفته اند و همه این ها به ناتوانی و کاهش قدرت آینده نگری و ناتوانی در تعریف امروز و ترسیم فردای نهاد مدرسه انجامیده است.
در یادداشت حاضر به نقد نظام تدبیر و سیاستگذاری برای آموزش و پرورش پرداخته ام:
▫️هسته سیاستگذاری آموزش و پرورش از حدود یک دهه پیش به این سو به تدریج دچار جایگزینیِ «کارمند ساده» به جای «استراتژیست آموزشی و پرورشی» شده است. سازمان آموزش و پرورش مملو از وجود کارکنان ساده و «فقط شریف» است و محیط پیرامونی وزرا و مدیران عالی این نهاد، عموماً با کارکنان عادی احاطه شده و فاصله اندیشگاه ها، پژوهشکده ها و حلقه های تولید فکر و راهبرد هر روز بیشتر شده است.
▫️هسته سیاستگذار این نهاد از نیروهای دانشگر (Knowledge Worker) خالی شده، دانشگرانی که قدرت تحلیل امروز و ترسیم آینده را داشته باشند. اندک کارشناسان فکور و تحلیلگر موجود در آموزش و پرورش هم امکان حرکت ندارند و در برابر روزمرگی و خلاقیت ستیزی اداری و ستادی، منزوی و سرخورده شده و یا به ناچار در این فرهنگ سازمانی ایستا، هضم شده و یا کنار زده می شوند چون اتمسفر حاکم بر نظام مدیریتی و سازمانی نهاد تعلیم و تربیت کشور ما عموماً کارشناسان مستقل و تحلیلگر را پس می زند و ناخواسته میدان را برای اطاعت محض، تملّق و عافیت طلبی می گشاید.
من تمام این وضعیت را فارغ از دوره های مدیریتی جناح ها «بیرون زدگی» (=Dislocate) توصیف می کنم. گویی ما با وضعیتی مواجه شده ایم که روش ها و فرایندها از جای اصلی و اصولی خود در رفته است.
▫️در دهه های گذشته، نظام برنامه ریزی وزارت آموزش و پرورش به عنوان مرجع حاکمیتی و رسمی تربیت، دچار کژکارکردی و بعضاً بی کارکردی است و این عارضه به علت ناتوانی در شناسایی و تعریف مسأله هست. به طور مشخص قوه عاقله احتمالی درون این سیستم، نمی تواند ترسیمی از شرایط موجود ارائه کند.
▫️نظام تدبیر در آموزش و پرورش، کمتر اثربخش است چون نتوانسته نسبت خود را با دانشگاه، خانواده و رسانه تعریف کند و شبکه ای از روابط مبتنی بر اعتماد، تفاهم و مشارکت با حوزه عمومی بسازد. رویکرد حاکم بر نظام آموزش و پرورش، پاسخگوی نیاز و برآیند واقعیت های جامعه جدید ایران نیست. با گذشت سالیان سال، هنوز نمی توانیم بگوییم در مدارس، دنبال چه هستیم و چه هدفی را دنبال می کنیم. این ناتوانی در ارائه یک صورت بندی واضح و مشخص از آنچه آموزش و پرورش به دنبال آن است، به بحران های آسیب زایی همچون تلف شدن شاداب ترین و مستعدترین دوره عمر سرمایه های کشور و کم بازدهی و بهره وری بسیار پایین آن انجامیده است. دانش آموزان مدارس توانمند نمی شوند و گرفتار رقابت های غیرمفید و مضرّی همچون تست و کنکور شده اند و کار شایسته تربیتی _ تحولی روی شخصیت فرزندان ایران نمی شود. معلمان با بحران کاهش نفوذ و مرجعیت در میان شاگردان خود مواجه شده و احساس رضایت درونی ندارند. خانواده ها نیز متوجه نارسایی سبک آموزشی مدارس فرزندان خود شده اند.
▫️اتمسفری که آموزش و پرورش را احاطه کرده، برآیند واقعیت ها و نیاز جامعه و محله نیست. نهاد سیاست، بیش از آن که به مدرسه خدمت کند، مدرسه را به خدمت خود می گیرد. این نسبت باید منطقی و متعادل شود. یعنی؛ کار مدرسه، فقط انتقال و بازتولید مجموعه ثابت و غیرقابل تغییری از ارزش ها نباشد بلکه به هنجارها و نیازهای جدید نسل نو و تغییرات فناورانه و نوین هم روی خوش نشان دهد.
به همین دلایل، افزایش و رشد سهم آموزش و پرورش از بودجه به افزایش رضایتمندی عمومی نینجامیده و "مسأله" همچنان بر جای خود باقیست و بالتبع وقتی در مواجهه با چنین وضعیتی پرسش از مانایی یا میراییِ مدرسه (=مرگِ مدرسه؟) به میان می آوریم، پرسشی بیراه، سطحی و یا از سر جَوزدگی نگفته ایم.
▫️دولت های مستقر _سنتی تا مدرن_ هر کدام در این "از جا در رفتگی"(=Dislocate) آموزش و پرورش از اصول و اهداف معقول، سهیم بوده و همیشه دوزِ دخالتگری آنها در آموزش و پرورش بر موضع حمایتگری شان چیرگی داشته و این نسبت نامتوازن، از دوره ای به دوره ای دیگر با آب و رنگ جدیدی بر نظام آموزشی تکلیف شده است. / عصر ایران
ادامه دارد...
▫️لینک: http://yon.ir/wZyLv
🌏 تربیت و توسعه
@IranHumanDevelopment2
واماندگی از تعریفِ اکنون، درماندگی از ترسیم فردا
✍ مرتضی نظری
◀️ بخش نخست: کارمندان ساده به جای استراتژیست های آموزشی
اشاره: وزیر یا هر جریان و فرایند تحول گرا در آموزش و پرورش زمین گیر می شود چون؛ نظامِ تدبیر در آموزش و پرورش از «استراتژیست های آموزشی و پرورشی» خالی شده، نظام تدبیر و سیاستگذاری در این دستگاه عموماً با کارمندان عادی پر شده، اندیشگاه ها و گروههای راهبردی با آموزش و پرورش فاصله زیادی گرفته اند و همه این ها به ناتوانی و کاهش قدرت آینده نگری و ناتوانی در تعریف امروز و ترسیم فردای نهاد مدرسه انجامیده است.
در یادداشت حاضر به نقد نظام تدبیر و سیاستگذاری برای آموزش و پرورش پرداخته ام:
▫️هسته سیاستگذاری آموزش و پرورش از حدود یک دهه پیش به این سو به تدریج دچار جایگزینیِ «کارمند ساده» به جای «استراتژیست آموزشی و پرورشی» شده است. سازمان آموزش و پرورش مملو از وجود کارکنان ساده و «فقط شریف» است و محیط پیرامونی وزرا و مدیران عالی این نهاد، عموماً با کارکنان عادی احاطه شده و فاصله اندیشگاه ها، پژوهشکده ها و حلقه های تولید فکر و راهبرد هر روز بیشتر شده است.
▫️هسته سیاستگذار این نهاد از نیروهای دانشگر (Knowledge Worker) خالی شده، دانشگرانی که قدرت تحلیل امروز و ترسیم آینده را داشته باشند. اندک کارشناسان فکور و تحلیلگر موجود در آموزش و پرورش هم امکان حرکت ندارند و در برابر روزمرگی و خلاقیت ستیزی اداری و ستادی، منزوی و سرخورده شده و یا به ناچار در این فرهنگ سازمانی ایستا، هضم شده و یا کنار زده می شوند چون اتمسفر حاکم بر نظام مدیریتی و سازمانی نهاد تعلیم و تربیت کشور ما عموماً کارشناسان مستقل و تحلیلگر را پس می زند و ناخواسته میدان را برای اطاعت محض، تملّق و عافیت طلبی می گشاید.
من تمام این وضعیت را فارغ از دوره های مدیریتی جناح ها «بیرون زدگی» (=Dislocate) توصیف می کنم. گویی ما با وضعیتی مواجه شده ایم که روش ها و فرایندها از جای اصلی و اصولی خود در رفته است.
▫️در دهه های گذشته، نظام برنامه ریزی وزارت آموزش و پرورش به عنوان مرجع حاکمیتی و رسمی تربیت، دچار کژکارکردی و بعضاً بی کارکردی است و این عارضه به علت ناتوانی در شناسایی و تعریف مسأله هست. به طور مشخص قوه عاقله احتمالی درون این سیستم، نمی تواند ترسیمی از شرایط موجود ارائه کند.
▫️نظام تدبیر در آموزش و پرورش، کمتر اثربخش است چون نتوانسته نسبت خود را با دانشگاه، خانواده و رسانه تعریف کند و شبکه ای از روابط مبتنی بر اعتماد، تفاهم و مشارکت با حوزه عمومی بسازد. رویکرد حاکم بر نظام آموزش و پرورش، پاسخگوی نیاز و برآیند واقعیت های جامعه جدید ایران نیست. با گذشت سالیان سال، هنوز نمی توانیم بگوییم در مدارس، دنبال چه هستیم و چه هدفی را دنبال می کنیم. این ناتوانی در ارائه یک صورت بندی واضح و مشخص از آنچه آموزش و پرورش به دنبال آن است، به بحران های آسیب زایی همچون تلف شدن شاداب ترین و مستعدترین دوره عمر سرمایه های کشور و کم بازدهی و بهره وری بسیار پایین آن انجامیده است. دانش آموزان مدارس توانمند نمی شوند و گرفتار رقابت های غیرمفید و مضرّی همچون تست و کنکور شده اند و کار شایسته تربیتی _ تحولی روی شخصیت فرزندان ایران نمی شود. معلمان با بحران کاهش نفوذ و مرجعیت در میان شاگردان خود مواجه شده و احساس رضایت درونی ندارند. خانواده ها نیز متوجه نارسایی سبک آموزشی مدارس فرزندان خود شده اند.
▫️اتمسفری که آموزش و پرورش را احاطه کرده، برآیند واقعیت ها و نیاز جامعه و محله نیست. نهاد سیاست، بیش از آن که به مدرسه خدمت کند، مدرسه را به خدمت خود می گیرد. این نسبت باید منطقی و متعادل شود. یعنی؛ کار مدرسه، فقط انتقال و بازتولید مجموعه ثابت و غیرقابل تغییری از ارزش ها نباشد بلکه به هنجارها و نیازهای جدید نسل نو و تغییرات فناورانه و نوین هم روی خوش نشان دهد.
به همین دلایل، افزایش و رشد سهم آموزش و پرورش از بودجه به افزایش رضایتمندی عمومی نینجامیده و "مسأله" همچنان بر جای خود باقیست و بالتبع وقتی در مواجهه با چنین وضعیتی پرسش از مانایی یا میراییِ مدرسه (=مرگِ مدرسه؟) به میان می آوریم، پرسشی بیراه، سطحی و یا از سر جَوزدگی نگفته ایم.
▫️دولت های مستقر _سنتی تا مدرن_ هر کدام در این "از جا در رفتگی"(=Dislocate) آموزش و پرورش از اصول و اهداف معقول، سهیم بوده و همیشه دوزِ دخالتگری آنها در آموزش و پرورش بر موضع حمایتگری شان چیرگی داشته و این نسبت نامتوازن، از دوره ای به دوره ای دیگر با آب و رنگ جدیدی بر نظام آموزشی تکلیف شده است. / عصر ایران
ادامه دارد...
▫️لینک: http://yon.ir/wZyLv
🌏 تربیت و توسعه
@IranHumanDevelopment2
🌏 تربیت و توسعه
📍مسأله آموزش و پرورش؛ واماندگی از تعریفِ اکنون، درماندگی از ترسیم فردا ✍ مرتضی نظری ◀️ بخش نخست: کارمندان ساده به جای استراتژیست های آموزشی اشاره: وزیر یا هر جریان و فرایند تحول گرا در آموزش و پرورش زمین گیر می شود چون؛ نظامِ تدبیر در آموزش و پرورش از…
📍نقدِ میهمان _ ۱
🔻آنچه از نظر می گذرانید، نقد مهدی بهلولی بر یادداشت "مسأله آموزش و پرورش؛ واماندگی از تعریف اکنون، درماندگی از ترسیم فردا" است. ضمن تشکر از توجه ایشان، از همه سلایق و رویکردها که در نقد، اصلاح و تکمیل مطلب مذکور، نکاتی را منتشر کرده و یا ارسال می کنند و به رشد جریان نقد و گفت و گو پیرامون مسأله های نظام تربیتی یاری می رسانند، سپاسگزارم.
🔸توصیف یا ریشه یابی؟
✍ مهدی بهلولی
▫️درباره یادداشت "مساله آموزش و پرورش؛ واماندگی از تعریف اکنون، درماندگی از ترسیم فردا" نوشته مرتضی نظری، چند نکته به نظرم رسید که در زیر و به کوتاهی بیان می کنم:
۱. سخن بنیادی این یادداشت این است که آموزش و پرورش ما، به دیدگاه نو و کارشناسانه اهمیت نمی دهد و به همین دلیل، حتی در بالاترین سطوح مدیریتی، نشان چندانی از "کارکنان دانش ورز" دیده نمی شود. به باور من، این سخن، سخنی درست است و می توان بر درستی آن،گواه فراوان آورد. برای نمونه کافی است به سرنوشت "سند ملی آموزش و پرورش" (نام نخست سند تحول بنیادین آموزش و پرورش) توجه کرد که چگونه حاجی بابایی، وزیر وقت آموزش و پرورش، به گفته محمود مهر محمدی، 70 درصد از بار تحولی آن را از بین برد.
۲. این یادداشت، یک یادداشت توصیفی است یعنی دارد یک واقعیت را توصیف می کند؛ اما به ریشه یابی نپرداخته است. پرسش مهم این است که چرا آموزش و پرورش ما به این روز افتاده است؟ چرا از جذب نیروهای پژوهشگر، اندیشمند، و نوآور، به ویژه در سطوح مدیریتی خود ناتوان است؟ امیدوارم که نویسنده محترم، در یادداشت های بعدی خود به این نکته نیز بپردازد.
۳. من متوجه نشدم که چرا نویسنده، این وضعیت را تنها از یک دهه پیش به این سو در نظر می گیرد و می نویسد: «هسته سیاستگذاری آموزش و پرورش، از حدود یک دهه پیش به این سو به تدریج دچار جایگزینی "کارمند ساده" به جای "استراتراتژیست آموزشی و پرورشی" شده است. » تا جایی که من می دانم این وضعیت، پیشینه ای دیرینه تر دارد و دست کم به همان سال های نخست انقلاب 57 برمی گردد.
۴. در پایان یادداشت می خوانیم : « به همین دلایل، افزایش و رشد سهم آموزش و پرورش از بودجه، به افزایش رضایتمندی عمومی نینجامیده». در اینجا روشن نیست که این "افزایش و رشد" به چه سال هایی و در سنجش با چه سال هایی انجام گرفته است. هم اکنون سهم آموزش و پرورش از بودجه عمومی دولت، کمتر از 10 درصد است که در سنجش با مثلا سال 85، پنج درصد کمتر می باشد.
۵. نویسنده وضعیت کنونی آموزش و پرورش را "بیرون زدگی یا ازجا در رفتگی" نام می نهد و در پرانتز از فعل انگلیسی "Dislocate" بهره می گیرد. بیرون زدگی یا از جا در رفتگی، نام یک وضعیت است و به نظرم برابر نهاد آن واژه "Dislocation" می باشد که اسم است. داریوش آشوری در فرهنگ خود، برابر نهاد این واژه را درهمی، در هم ریختگی، جا به جایی، و نابجایی پیشنهاد داده است.
🌏 تربیت و توسعه | نقد و گفت و گو
@IranHumanDevelopment2
🔻آنچه از نظر می گذرانید، نقد مهدی بهلولی بر یادداشت "مسأله آموزش و پرورش؛ واماندگی از تعریف اکنون، درماندگی از ترسیم فردا" است. ضمن تشکر از توجه ایشان، از همه سلایق و رویکردها که در نقد، اصلاح و تکمیل مطلب مذکور، نکاتی را منتشر کرده و یا ارسال می کنند و به رشد جریان نقد و گفت و گو پیرامون مسأله های نظام تربیتی یاری می رسانند، سپاسگزارم.
🔸توصیف یا ریشه یابی؟
✍ مهدی بهلولی
▫️درباره یادداشت "مساله آموزش و پرورش؛ واماندگی از تعریف اکنون، درماندگی از ترسیم فردا" نوشته مرتضی نظری، چند نکته به نظرم رسید که در زیر و به کوتاهی بیان می کنم:
۱. سخن بنیادی این یادداشت این است که آموزش و پرورش ما، به دیدگاه نو و کارشناسانه اهمیت نمی دهد و به همین دلیل، حتی در بالاترین سطوح مدیریتی، نشان چندانی از "کارکنان دانش ورز" دیده نمی شود. به باور من، این سخن، سخنی درست است و می توان بر درستی آن،گواه فراوان آورد. برای نمونه کافی است به سرنوشت "سند ملی آموزش و پرورش" (نام نخست سند تحول بنیادین آموزش و پرورش) توجه کرد که چگونه حاجی بابایی، وزیر وقت آموزش و پرورش، به گفته محمود مهر محمدی، 70 درصد از بار تحولی آن را از بین برد.
۲. این یادداشت، یک یادداشت توصیفی است یعنی دارد یک واقعیت را توصیف می کند؛ اما به ریشه یابی نپرداخته است. پرسش مهم این است که چرا آموزش و پرورش ما به این روز افتاده است؟ چرا از جذب نیروهای پژوهشگر، اندیشمند، و نوآور، به ویژه در سطوح مدیریتی خود ناتوان است؟ امیدوارم که نویسنده محترم، در یادداشت های بعدی خود به این نکته نیز بپردازد.
۳. من متوجه نشدم که چرا نویسنده، این وضعیت را تنها از یک دهه پیش به این سو در نظر می گیرد و می نویسد: «هسته سیاستگذاری آموزش و پرورش، از حدود یک دهه پیش به این سو به تدریج دچار جایگزینی "کارمند ساده" به جای "استراتراتژیست آموزشی و پرورشی" شده است. » تا جایی که من می دانم این وضعیت، پیشینه ای دیرینه تر دارد و دست کم به همان سال های نخست انقلاب 57 برمی گردد.
۴. در پایان یادداشت می خوانیم : « به همین دلایل، افزایش و رشد سهم آموزش و پرورش از بودجه، به افزایش رضایتمندی عمومی نینجامیده». در اینجا روشن نیست که این "افزایش و رشد" به چه سال هایی و در سنجش با چه سال هایی انجام گرفته است. هم اکنون سهم آموزش و پرورش از بودجه عمومی دولت، کمتر از 10 درصد است که در سنجش با مثلا سال 85، پنج درصد کمتر می باشد.
۵. نویسنده وضعیت کنونی آموزش و پرورش را "بیرون زدگی یا ازجا در رفتگی" نام می نهد و در پرانتز از فعل انگلیسی "Dislocate" بهره می گیرد. بیرون زدگی یا از جا در رفتگی، نام یک وضعیت است و به نظرم برابر نهاد آن واژه "Dislocation" می باشد که اسم است. داریوش آشوری در فرهنگ خود، برابر نهاد این واژه را درهمی، در هم ریختگی، جا به جایی، و نابجایی پیشنهاد داده است.
🌏 تربیت و توسعه | نقد و گفت و گو
@IranHumanDevelopment2
📍نقد میهمان _ ۲
🔻 آنچه می خوانید، نقد شیرزاد عبداللهی پیرامون یادداشت اخیر است. انعکاس دیدگاه نویسندگان در این کانال به منزله موضع کانال نیست.
کانال تربیت و توسعه، آماده انتشار نقد و نگاهِ آزاد همه رویکردها و سلایق سیاسی و فرهنگی مخاطبان گرامی است:
✅ از گلوی آموزش و پرورش دستاتو بردار!
✍️شیرزاد عبداللهی
▪️"کارمندان ساده و فقط شریف" جای "استراتژیست های آموزش و پرورشی" را گرفته اند و فاصله نهادهای تصمیم ساز مانند "اندیشگاه ها، پژوهشکده ها و حلقه های تولید فکر و راهبرد" با وزیر و مدیران عالی زیاد شده است. اتمسفر حاکم بر نظام مدیریتی و سازمانی نهاد تعلیم و تربیت کشور ما عموماً کارشناسان مستقل و تحلیلگر را پس می زند و ناخواسته میدان را برای اطاعت محض، تملّق و عافیت طلبی می گشاید...
▪️اینها نه اتفاقی مربوط به ده سال اخیر بلکه واقعیت های همزاد نظام آموزشی ما بعد از انقلاب است که با پاکسازی ها و اخراج های سال 59 و 60 شروع شد و هنوز هم ادامه دارد. کار انقلاب ساده سازی مسایل پیچیده است. لنین قبل از پیروزی انقلاب بلشویکی نوشت که در نظام انقلابی آینده اداره دولت به قدری ساده می شود که یک آشپز هم می تواند وزیر شود.
▪️در یادداشت آقای نظری معنای نظام تدبیر را نمی فهمم اما اگر مراد از "نظام تدبیر" مدیریت آموزش و پرورش از وزارت تا مدیریت مدرسه است، مساله ، "کژکارکردی و بعضاً بی کارکردی" و وجود افراد ساده و فقدان استراتژی آموزش و پرورشی موضوعی تبعی و فرعی است. مساله اصلی نگرش حکومت به دستگاه تعلیم و تربیت و قائل نبودن استقلال برای این دستگاه است. نظام آموزش و پرورش ما یک نظام ایدئولوژیک است و مثل همه نظام های ایدئولوژیک هدفش تربیت انسان آرمانی تراز حکومت و وفادار به حکومت است.
▪️آقای نظری در قسمتی از یادداشت خود به درستی به این مساله اشاره می کند : "نهاد سیاست، بیش از آن که به مدرسه خدمت کند، مدرسه را به خدمت خود می گیرد. این نسبت باید منطقی و متعادل شود. یعنی؛ کار مدرسه، فقط انتقال و بازتولید مجموعه ثابت و غیرقابل تغییری از ارزش ها نباشد بلکه به هنجارها و نیازهای جدید نسل نو و تغییرات فناورانه و نوین هم روی خوش نشان دهد."
▪️ اصطلاح "از جا در رفتگی" اگر به معنای این باشد که آموزش و پرورش از جاده یا ریل تعلیم و تربیت خارج و وارد بیراهه سیاست و ایدئولوژی شده است، اصطلاح درستی است. این واقعیت آشکاری است که همه از آیات عظام تا مقامات سیاسی و افراد عادی و کارشناسان معترفند که تعلیم و تربیت دینی دانش آموزان، کم و بیش با شکست مواجه شده است، با این حال همچنان پروسه تعلیم و تربیت دینی با روش سنتی پر کردن چشم و گوش دانش آموزان و کتاب های درسی از نشانگان دینی تعقیب می شود.
▪️حکومت از سکولاریزه (عرفی) شدن آموزش و پرورش بدون دلیل هراس دارد همچنان که بدون منطق دنبال آموزش و پرورش سیاسی – عقیدتی است. در نظام آموزش و پرورش عرفی تعلیمات دینی، اخلاق، هنر و موسیقی، علوم انسانی و علوم طبیعی همه جایگاه درخوری دارند و متناسب با روانشناسی کودک و شرایط سنی، همه اینها باضافه مهارت های زندگی در برنامه درسی گنجانده می شوند، اما آموزش و پرورش از نظر اعتقادی و سیاسی بیطرف است.
▪️هر چند آموزش و پرورش عرفی با توجه به نگاه بسته برخی مسؤلان و اسناد بالادستی آموزش و پرورش بسیار دور از دسترس و مغضوب است. اما در مدارس روند سکولاریزه شدن (همان که از آن می ترسند) به شدت و بدون کنترل در حال "شدن" است. اگر پیمایش مستقلی صورت گیرد معلوم می شود که دانش آموزان ایرانی (تربیت شده در یک نظام دینی) از نظر علایق و سبک زندگی و ذوق هنری تفاوتی با دانش آموزان نظام های سکولار ندارند و این همه هزینه های مادی و معنوی در جهت پرورش انسان سیاسی وفادار به حکومت تاثیری در تربیت دانش آموزان نداشته است.
با وجود همه سختگیری ها، روند عرفی شدن در میان معلمان و کارکنان که با عبور از فیلترهای تنگ عقیدتی – سیاسی استخدام شده اند در حال افزایش است. مشکل اصلی این است که حکومت دست از گلوی آموزش و پرورش بردارد. این استدلال که چون حکومت بودجه آموزش و پرورش را می پردازد حق دارد که مطابق میل خود آن را اداره کند، پایه منطقی ندارد. بودجه آموزش و پرورش ایران مثل همه جای دنیا از محل درآمدهای ملی مانند مالیات یا فروش ففت و گاز و دیگر منابع (از جیب ملت ) تامین می شود، بنابراین بهتر است که آموزش و پرورش در منازعات سیاسی – عقیدتی بیطرف باشد.
▪️مساله اصلی آموزش و پرورش مدرسه محوری، معلم محوری، عدم تمرکز و... نیست. علت عدم حضور متخصصان تعلیم و تربیت در آموزش و پرورش و حضور افراد کم مایه و متظاهر در مدیریتها و رسوب کارمندان شریف و مومن اما کارنابلد در ستاد آموزش و پرورش سلطه ایدئولوژیک حکومت در این وزارتخانه است. مساله اصلی این
...ادامه در پست بعدی👇
🔻 آنچه می خوانید، نقد شیرزاد عبداللهی پیرامون یادداشت اخیر است. انعکاس دیدگاه نویسندگان در این کانال به منزله موضع کانال نیست.
کانال تربیت و توسعه، آماده انتشار نقد و نگاهِ آزاد همه رویکردها و سلایق سیاسی و فرهنگی مخاطبان گرامی است:
✅ از گلوی آموزش و پرورش دستاتو بردار!
✍️شیرزاد عبداللهی
▪️"کارمندان ساده و فقط شریف" جای "استراتژیست های آموزش و پرورشی" را گرفته اند و فاصله نهادهای تصمیم ساز مانند "اندیشگاه ها، پژوهشکده ها و حلقه های تولید فکر و راهبرد" با وزیر و مدیران عالی زیاد شده است. اتمسفر حاکم بر نظام مدیریتی و سازمانی نهاد تعلیم و تربیت کشور ما عموماً کارشناسان مستقل و تحلیلگر را پس می زند و ناخواسته میدان را برای اطاعت محض، تملّق و عافیت طلبی می گشاید...
▪️اینها نه اتفاقی مربوط به ده سال اخیر بلکه واقعیت های همزاد نظام آموزشی ما بعد از انقلاب است که با پاکسازی ها و اخراج های سال 59 و 60 شروع شد و هنوز هم ادامه دارد. کار انقلاب ساده سازی مسایل پیچیده است. لنین قبل از پیروزی انقلاب بلشویکی نوشت که در نظام انقلابی آینده اداره دولت به قدری ساده می شود که یک آشپز هم می تواند وزیر شود.
▪️در یادداشت آقای نظری معنای نظام تدبیر را نمی فهمم اما اگر مراد از "نظام تدبیر" مدیریت آموزش و پرورش از وزارت تا مدیریت مدرسه است، مساله ، "کژکارکردی و بعضاً بی کارکردی" و وجود افراد ساده و فقدان استراتژی آموزش و پرورشی موضوعی تبعی و فرعی است. مساله اصلی نگرش حکومت به دستگاه تعلیم و تربیت و قائل نبودن استقلال برای این دستگاه است. نظام آموزش و پرورش ما یک نظام ایدئولوژیک است و مثل همه نظام های ایدئولوژیک هدفش تربیت انسان آرمانی تراز حکومت و وفادار به حکومت است.
▪️آقای نظری در قسمتی از یادداشت خود به درستی به این مساله اشاره می کند : "نهاد سیاست، بیش از آن که به مدرسه خدمت کند، مدرسه را به خدمت خود می گیرد. این نسبت باید منطقی و متعادل شود. یعنی؛ کار مدرسه، فقط انتقال و بازتولید مجموعه ثابت و غیرقابل تغییری از ارزش ها نباشد بلکه به هنجارها و نیازهای جدید نسل نو و تغییرات فناورانه و نوین هم روی خوش نشان دهد."
▪️ اصطلاح "از جا در رفتگی" اگر به معنای این باشد که آموزش و پرورش از جاده یا ریل تعلیم و تربیت خارج و وارد بیراهه سیاست و ایدئولوژی شده است، اصطلاح درستی است. این واقعیت آشکاری است که همه از آیات عظام تا مقامات سیاسی و افراد عادی و کارشناسان معترفند که تعلیم و تربیت دینی دانش آموزان، کم و بیش با شکست مواجه شده است، با این حال همچنان پروسه تعلیم و تربیت دینی با روش سنتی پر کردن چشم و گوش دانش آموزان و کتاب های درسی از نشانگان دینی تعقیب می شود.
▪️حکومت از سکولاریزه (عرفی) شدن آموزش و پرورش بدون دلیل هراس دارد همچنان که بدون منطق دنبال آموزش و پرورش سیاسی – عقیدتی است. در نظام آموزش و پرورش عرفی تعلیمات دینی، اخلاق، هنر و موسیقی، علوم انسانی و علوم طبیعی همه جایگاه درخوری دارند و متناسب با روانشناسی کودک و شرایط سنی، همه اینها باضافه مهارت های زندگی در برنامه درسی گنجانده می شوند، اما آموزش و پرورش از نظر اعتقادی و سیاسی بیطرف است.
▪️هر چند آموزش و پرورش عرفی با توجه به نگاه بسته برخی مسؤلان و اسناد بالادستی آموزش و پرورش بسیار دور از دسترس و مغضوب است. اما در مدارس روند سکولاریزه شدن (همان که از آن می ترسند) به شدت و بدون کنترل در حال "شدن" است. اگر پیمایش مستقلی صورت گیرد معلوم می شود که دانش آموزان ایرانی (تربیت شده در یک نظام دینی) از نظر علایق و سبک زندگی و ذوق هنری تفاوتی با دانش آموزان نظام های سکولار ندارند و این همه هزینه های مادی و معنوی در جهت پرورش انسان سیاسی وفادار به حکومت تاثیری در تربیت دانش آموزان نداشته است.
با وجود همه سختگیری ها، روند عرفی شدن در میان معلمان و کارکنان که با عبور از فیلترهای تنگ عقیدتی – سیاسی استخدام شده اند در حال افزایش است. مشکل اصلی این است که حکومت دست از گلوی آموزش و پرورش بردارد. این استدلال که چون حکومت بودجه آموزش و پرورش را می پردازد حق دارد که مطابق میل خود آن را اداره کند، پایه منطقی ندارد. بودجه آموزش و پرورش ایران مثل همه جای دنیا از محل درآمدهای ملی مانند مالیات یا فروش ففت و گاز و دیگر منابع (از جیب ملت ) تامین می شود، بنابراین بهتر است که آموزش و پرورش در منازعات سیاسی – عقیدتی بیطرف باشد.
▪️مساله اصلی آموزش و پرورش مدرسه محوری، معلم محوری، عدم تمرکز و... نیست. علت عدم حضور متخصصان تعلیم و تربیت در آموزش و پرورش و حضور افراد کم مایه و متظاهر در مدیریتها و رسوب کارمندان شریف و مومن اما کارنابلد در ستاد آموزش و پرورش سلطه ایدئولوژیک حکومت در این وزارتخانه است. مساله اصلی این
...ادامه در پست بعدی👇
👆ادامه یادداشت :
است که دولت دستانش را از گلوی آموزش و پرورش بردارد و بپذیرد که آموزش و پرورش نهاد دولتی نیست بلکه نهاد عمومی و متعلق به مردم است.
🌏 تربیت و توسعه | نقد و نظر
@IranHumanDevelopment2
است که دولت دستانش را از گلوی آموزش و پرورش بردارد و بپذیرد که آموزش و پرورش نهاد دولتی نیست بلکه نهاد عمومی و متعلق به مردم است.
🌏 تربیت و توسعه | نقد و نظر
@IranHumanDevelopment2
📍رویداد
شهر تهران از نگاه کودکان تهرانی
▫️از روز شنبه ۱۳ مهر و همزمان با آغاز هفته ملی کودک، آثار برگزیده نقاشی کودکان و نوجوانان تهرانی با همکاری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان تهران و شهرداری تهران به نمایش در خواهد آمد.
▫️دنیای کودکان و دوره کودکی را به رسمیت بشناسیم و مانع خودیابی آن ها نشویم.
🌏 تربیت و توسعه | شهرِ کودکان
@IranHumanDevelopment2
شهر تهران از نگاه کودکان تهرانی
▫️از روز شنبه ۱۳ مهر و همزمان با آغاز هفته ملی کودک، آثار برگزیده نقاشی کودکان و نوجوانان تهرانی با همکاری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان تهران و شهرداری تهران به نمایش در خواهد آمد.
▫️دنیای کودکان و دوره کودکی را به رسمیت بشناسیم و مانع خودیابی آن ها نشویم.
🌏 تربیت و توسعه | شهرِ کودکان
@IranHumanDevelopment2
📍روز جهانی معلم
سپهر خرد را تویی آفتاب
ز فیض تو یونانزمین نوریاب
اگر در جهان نبود آموزگار،
شود تیره از بیخرد روزگار
🔺عکس: معلم تالشی، گیلان
🔺شعر: جامی، هفت اورنگ
روز جهانی معلم بر همه معلمان و دانشجومعلمان ایران مبارک
🔸شعار روز جهانی معلم(۲۰۱۹):
«معلمان جوان، آینده این حرفهاند»
(YOUNG TEACHERS, THE FUTURE OF THE PROFESSION)
🌏 تربیت و توسعه
@IranHumanDevelopment2
سپهر خرد را تویی آفتاب
ز فیض تو یونانزمین نوریاب
اگر در جهان نبود آموزگار،
شود تیره از بیخرد روزگار
🔺عکس: معلم تالشی، گیلان
🔺شعر: جامی، هفت اورنگ
روز جهانی معلم بر همه معلمان و دانشجومعلمان ایران مبارک
🔸شعار روز جهانی معلم(۲۰۱۹):
«معلمان جوان، آینده این حرفهاند»
(YOUNG TEACHERS, THE FUTURE OF THE PROFESSION)
🌏 تربیت و توسعه
@IranHumanDevelopment2
📍رویدادِ مهم
خودنماییِ نقاشی کودکان تهرانی بر روی بیلبوردهای شهر
کار مشترکی از؛
کانون پرورش فکری استان تهران،
آموزش و پرورش شهر تهران و
شهرداری تهران
🌏 تربیت و توسعه | دوره کودکی
@IranHumanDevelopment2
خودنماییِ نقاشی کودکان تهرانی بر روی بیلبوردهای شهر
کار مشترکی از؛
کانون پرورش فکری استان تهران،
آموزش و پرورش شهر تهران و
شهرداری تهران
🌏 تربیت و توسعه | دوره کودکی
@IranHumanDevelopment2
✅ آرزوی سلامتی و بهبود
امروز طی تماسی تلفنی با استادی عزیز و آزادمنش، معلم، نویسنده و پژوهشگر برتر جناب آقای دکتر اقبال قاسمی پویا مطلع شدم به تازگی به عفونت چشم دچار شده اند و تحت مداوا قرار دارند.
کتاب های معروف «پژوهش در عمل» و «جستارهایی از آموزش در ایران معاصر؛ بیمها و امیدها» از جمله آثار مشهور ایشان است.
وی از منتقدانِ روشمند و توسعه گرای نظام تربیتی ایران است.
برای استاد و معلم عزیزمان، دکتر اقبال قاسمی پویا سلامتی و بهبودی عاجل خواستاریم.
🌏 تربیت و توسعه | پاسداشت معلمان
@IranHumanDevelopment2
امروز طی تماسی تلفنی با استادی عزیز و آزادمنش، معلم، نویسنده و پژوهشگر برتر جناب آقای دکتر اقبال قاسمی پویا مطلع شدم به تازگی به عفونت چشم دچار شده اند و تحت مداوا قرار دارند.
کتاب های معروف «پژوهش در عمل» و «جستارهایی از آموزش در ایران معاصر؛ بیمها و امیدها» از جمله آثار مشهور ایشان است.
وی از منتقدانِ روشمند و توسعه گرای نظام تربیتی ایران است.
برای استاد و معلم عزیزمان، دکتر اقبال قاسمی پویا سلامتی و بهبودی عاجل خواستاریم.
🌏 تربیت و توسعه | پاسداشت معلمان
@IranHumanDevelopment2
📍ایدئولوژیکبودن سند تحول بنیادین آموزشوپرورش از موانع اجراییشدن آن است
✍ گفتاری از دکتر اقبال قاسمی پویا
▫️بايد نگاهمان به سند تغيير کند؛ درواقع اين سند را فصلالخطاب همه چيز آموزشوپرورش ندانيم، اين سند را حلال تمام مشکلات آموزشوپرورش در امروز و فردا ندانيم، تلاش کنيم با ورود منتقدانه آنها را عملياتي کنيم.
▫️سند ملی میخواست به تشتت آرا و چندپارگیها پاسخ دهد و به نوعی فصلالخطاب باشد تا هرکسی هرکاری دلش خواست انجام ندهد. ولی در اواسط آمادهشدن سند، وزیر تغییر کرد و سند هم تغییر کرد.
بزرگترین مشکل ما در آموزشوپرورش روزمرگی و سلیقهایعملکردن و مقطعیبودن است.
▫️تفاوت نگاه صاحبنظران به آموزشوپرورش بحثبرانگیز است. باب گفتوگو در جامعه باز نشده است. همه گروهها باید بدون وابستگی نظر خودشان را بگویند. / شرق
🌏 تربیت و توسعه | نگاهِ انتقادی
@IranHumanDevelopment2
✍ گفتاری از دکتر اقبال قاسمی پویا
▫️بايد نگاهمان به سند تغيير کند؛ درواقع اين سند را فصلالخطاب همه چيز آموزشوپرورش ندانيم، اين سند را حلال تمام مشکلات آموزشوپرورش در امروز و فردا ندانيم، تلاش کنيم با ورود منتقدانه آنها را عملياتي کنيم.
▫️سند ملی میخواست به تشتت آرا و چندپارگیها پاسخ دهد و به نوعی فصلالخطاب باشد تا هرکسی هرکاری دلش خواست انجام ندهد. ولی در اواسط آمادهشدن سند، وزیر تغییر کرد و سند هم تغییر کرد.
بزرگترین مشکل ما در آموزشوپرورش روزمرگی و سلیقهایعملکردن و مقطعیبودن است.
▫️تفاوت نگاه صاحبنظران به آموزشوپرورش بحثبرانگیز است. باب گفتوگو در جامعه باز نشده است. همه گروهها باید بدون وابستگی نظر خودشان را بگویند. / شرق
🌏 تربیت و توسعه | نگاهِ انتقادی
@IranHumanDevelopment2
📍تلنگر
✍ مصطفی قادری
عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی:
مدارس در طول ۱۰۰ سال گذشته تغییری نکرده اند
مدارس مدرن ایران مانند فضاهای اداری شده اند
از زمان پهلوی که مدارس مدرن در ایران پایه گذاری شدند تا به امروز اینگونه است.
به جای اینکه دانش اموزان را برای آینده آماده کنند، آنها به گذشته باز می گردانند./ایرنا
🌏 تربیت و توسعه | نگاهِ انتقادی
@IranHumanDevelopment2
✍ مصطفی قادری
عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی:
مدارس در طول ۱۰۰ سال گذشته تغییری نکرده اند
مدارس مدرن ایران مانند فضاهای اداری شده اند
از زمان پهلوی که مدارس مدرن در ایران پایه گذاری شدند تا به امروز اینگونه است.
به جای اینکه دانش اموزان را برای آینده آماده کنند، آنها به گذشته باز می گردانند./ایرنا
🌏 تربیت و توسعه | نگاهِ انتقادی
@IranHumanDevelopment2
📍روز ملی کودک، مبارک
برای توسعه به حاکمیت قانون، اقتصاد مولّد،ICT و شهرسازی نیاز داریم اما زیرساخت توسعه، تربیت است و بذر ذهنی و تربیتیِ توسعه در دوره کودکی شکل می گیرد.
🌏 تربیت و توسعه | دوره کودکی
@IranHumanDevelopment2
برای توسعه به حاکمیت قانون، اقتصاد مولّد،ICT و شهرسازی نیاز داریم اما زیرساخت توسعه، تربیت است و بذر ذهنی و تربیتیِ توسعه در دوره کودکی شکل می گیرد.
🌏 تربیت و توسعه | دوره کودکی
@IranHumanDevelopment2