سیمرغ
Photo
حضور اسرائیل در #سومالی_لند با برپایی پایگاه نظامی پررنگ خواهد شد؛ تنگه #باب_المندب تحت کنترل درخواهد آمد. از توان حوثیها با نابودی زیرساختهایشان کاسته شده و #عبدالمالک_حوثی نیز زیر ضرب قرار خواهد گرفت. آیا گام پس از کنترل #خلیج_عدن اشغال سه جزیره ایرانی #خلیج_فارس خواهد بود؟
@Iran_Simorgh
@Iran_Simorgh
👍48👎23
سیمرغ
Photo
دیروز به تصادف با صحنهای در فضای مجازی روبرو شدم که «سرِ انگشتِ تحیّر بگزد عقل به دندان»
گزارشی از خبرگزاری انتخاب را دیدم که برگرفته از کتاب بنده «شاه و شطرنج قدرت در خاورمیانه» بود؛ کتابی که نسخه انگلیسی آن در ۲۰۱۸ چاپ شده و ترجمه آن در اردیبهشت پارسال. با این حال، نامی از منبع نمیآورند. به صفحات کتاب بنگرید: از گفتههای منصور قدر تا گزارش فریدون موثقی، فرستاده شاه، و دیدارش با حافظ اسد و نامه به رهبر سوریه؛ واژه به واژه کپی شده.
شگفت آنکه، گزارشگر این خبرگزاری ادعا کرده که مطالب این گزارش مجعول از پروژه تاریخ شفاهی و گفتگو با منصور قدر استفاده شده و کسی را صاحب انحصار در دسترسی به منابع آن ندانسته. البته که انحصاری وجود ندارد اما نکته اینجاست که چه شده که به ناگه منصور قدر این همه عزیز شده. آیا پیش از چاپ کتاب بنده، این گزارشگر میدانست منصور قدر کیست؟ آیا شخص دیگری در فضای رسانهای ایران رابطه شاه و شیعیان لبنان را اینگونه میدید؟
دم خروس اما زمانی بیرون میزند که این گزارش مجعول به فرستاده شاه، فریدون موثقی، اشاره کرده؛ نکتهای که در پروژه تاریخ شفاهی یاد نشده و تنها در کتاب بنده یادی از آن شده است.
این بار نخست نیست که خبرگزاری انتخاب چنین کاری میکنند. پیش از این در بحثهای کریدوری نیز به کپی کردن بدون اشاره به پژوهشگر روی آورده بودند. اما از آنجا که انتشار مباحث کریدوری را در راستای توسعه و امنیت کشور میدیدم، پاسخی ندادم. این خبرگزاری که دم از قانونمداری و مبارزه با بیقانونی میزند باید بداند که در خبرگزاریهای حرفهای به منابع اشاره میشود. مطمئنم که اگر منبع این نوشتهها شخصی غیر ایرانی بود، بارها بدان اشاره میشد. آیا اشاره به پژوهشگری ایرانی مایه کسر شان است؟ آیا لگد زدن به بنده که مجبور به جلای ناخواسته وطن شده هنر است؟
در میانه تنهایی و بییاوریِ شخصی، جوانمردانه نیست که هم اخراج شوم، هم مطلب به یغما رود. بیانصافی را از حد گذراندهاند چرا که توان پیگیری نیز ندارم.
تنها برای صیانت از حق مالکیت اثر امید به حمایت از نشر وزین نی دارم. باشد که درخواست حمایت بنده را گامی برای پاسخگو کردن خبرگزاریهای جدیدالهویه ببینند.
@Iran_simorgh
گزارشی از خبرگزاری انتخاب را دیدم که برگرفته از کتاب بنده «شاه و شطرنج قدرت در خاورمیانه» بود؛ کتابی که نسخه انگلیسی آن در ۲۰۱۸ چاپ شده و ترجمه آن در اردیبهشت پارسال. با این حال، نامی از منبع نمیآورند. به صفحات کتاب بنگرید: از گفتههای منصور قدر تا گزارش فریدون موثقی، فرستاده شاه، و دیدارش با حافظ اسد و نامه به رهبر سوریه؛ واژه به واژه کپی شده.
شگفت آنکه، گزارشگر این خبرگزاری ادعا کرده که مطالب این گزارش مجعول از پروژه تاریخ شفاهی و گفتگو با منصور قدر استفاده شده و کسی را صاحب انحصار در دسترسی به منابع آن ندانسته. البته که انحصاری وجود ندارد اما نکته اینجاست که چه شده که به ناگه منصور قدر این همه عزیز شده. آیا پیش از چاپ کتاب بنده، این گزارشگر میدانست منصور قدر کیست؟ آیا شخص دیگری در فضای رسانهای ایران رابطه شاه و شیعیان لبنان را اینگونه میدید؟
دم خروس اما زمانی بیرون میزند که این گزارش مجعول به فرستاده شاه، فریدون موثقی، اشاره کرده؛ نکتهای که در پروژه تاریخ شفاهی یاد نشده و تنها در کتاب بنده یادی از آن شده است.
این بار نخست نیست که خبرگزاری انتخاب چنین کاری میکنند. پیش از این در بحثهای کریدوری نیز به کپی کردن بدون اشاره به پژوهشگر روی آورده بودند. اما از آنجا که انتشار مباحث کریدوری را در راستای توسعه و امنیت کشور میدیدم، پاسخی ندادم. این خبرگزاری که دم از قانونمداری و مبارزه با بیقانونی میزند باید بداند که در خبرگزاریهای حرفهای به منابع اشاره میشود. مطمئنم که اگر منبع این نوشتهها شخصی غیر ایرانی بود، بارها بدان اشاره میشد. آیا اشاره به پژوهشگری ایرانی مایه کسر شان است؟ آیا لگد زدن به بنده که مجبور به جلای ناخواسته وطن شده هنر است؟
در میانه تنهایی و بییاوریِ شخصی، جوانمردانه نیست که هم اخراج شوم، هم مطلب به یغما رود. بیانصافی را از حد گذراندهاند چرا که توان پیگیری نیز ندارم.
تنها برای صیانت از حق مالکیت اثر امید به حمایت از نشر وزین نی دارم. باشد که درخواست حمایت بنده را گامی برای پاسخگو کردن خبرگزاریهای جدیدالهویه ببینند.
@Iran_simorgh
👍101❤26🔥2⚡1
و سرانجام رسانهای راه افتاد که تنها یک هدف را دنبال میکند: #تجزیه_ایران
محتویاتش ابتدا اجتماعی و فرهنگی خواهد بود و در بزنگاه، سیاسی و امنیتی خواهد شد. و خواهید دید!
مظلوم #ملت_ایران که گرفتار صداوسیما، بیکفایتترین نهاد تاریخ ایران از زمان #هومبابا نخستین شاه ایلام (۲۷۰۰-۲۶۸۰ پ.م.) شده است.
پیش از این، مدیر کل شبکه تی.آر.تی (رادیو تلویزیون دولتی ترکیه) گفته بود: «در پایان سال شبکه فارسی تی.آر.تی را راه اندازی می کنیم. در وضعیت اذیت کردن ایران هستیم. باید ایران را اذیت کنیم.»
در میانه بیکفایتی #صدا_سیما ای کاش آقایان اندکی درک میکردند که آنکارا چه طرحی برای شمالغرب ایران دارد!
هر چند که امیدی به حضرات سپیدموی نیست؛ ولی در میانه چیرگی تاریکیِ جهل، باوری راسخ به تنها ملجا نورِ امید دارم: به عزم جوانان ایران زمین!
https://x.com/arashreisi/status/1869336092077674812?t=DkMXjd2lwOzqtkx395pfpQ&s=19
@Iran_simorgh
محتویاتش ابتدا اجتماعی و فرهنگی خواهد بود و در بزنگاه، سیاسی و امنیتی خواهد شد. و خواهید دید!
مظلوم #ملت_ایران که گرفتار صداوسیما، بیکفایتترین نهاد تاریخ ایران از زمان #هومبابا نخستین شاه ایلام (۲۷۰۰-۲۶۸۰ پ.م.) شده است.
پیش از این، مدیر کل شبکه تی.آر.تی (رادیو تلویزیون دولتی ترکیه) گفته بود: «در پایان سال شبکه فارسی تی.آر.تی را راه اندازی می کنیم. در وضعیت اذیت کردن ایران هستیم. باید ایران را اذیت کنیم.»
در میانه بیکفایتی #صدا_سیما ای کاش آقایان اندکی درک میکردند که آنکارا چه طرحی برای شمالغرب ایران دارد!
هر چند که امیدی به حضرات سپیدموی نیست؛ ولی در میانه چیرگی تاریکیِ جهل، باوری راسخ به تنها ملجا نورِ امید دارم: به عزم جوانان ایران زمین!
https://x.com/arashreisi/status/1869336092077674812?t=DkMXjd2lwOzqtkx395pfpQ&s=19
@Iran_simorgh
👍111❤14👎7
Yalda
<unknown>
داستان اسطوره مهر و شب یلدا یا شب چله
هر چه هست، شب یلدا (زایش در سریانی) شب میلاد مهر است؛ شبی که نیاکانمان در کنار یکدیگر تا پاسی از شب به شادی میگذراندند تا در سپیدهدم و با طلوع «خورشید مهربان» پیروزی مهر بر اهریمن را ببیند. رازِ میل به زیستن در این مرزوبوم را، با همه خطرات، در «پیروزی نور بر تاریکی» ببینید!
در زمانهای زندگی میکنیم که تاریکیِ غم بر زندگی ایرانیان چیره شده و دیگر خبر از جشن و سرور نیست. شادی، حرام گشته و بزرگداشت غم، ثواب یافته. از این رو، باید بیش از پیش میراث نیاکان را حفظ کرده و در همه سال، یک شب و بک روز در کنار خانواده خود به شادی گرد هم آییم: شب یلدا و نوروز!
@Iran_simorgh
هر چه هست، شب یلدا (زایش در سریانی) شب میلاد مهر است؛ شبی که نیاکانمان در کنار یکدیگر تا پاسی از شب به شادی میگذراندند تا در سپیدهدم و با طلوع «خورشید مهربان» پیروزی مهر بر اهریمن را ببیند. رازِ میل به زیستن در این مرزوبوم را، با همه خطرات، در «پیروزی نور بر تاریکی» ببینید!
در زمانهای زندگی میکنیم که تاریکیِ غم بر زندگی ایرانیان چیره شده و دیگر خبر از جشن و سرور نیست. شادی، حرام گشته و بزرگداشت غم، ثواب یافته. از این رو، باید بیش از پیش میراث نیاکان را حفظ کرده و در همه سال، یک شب و بک روز در کنار خانواده خود به شادی گرد هم آییم: شب یلدا و نوروز!
@Iran_simorgh
👍36❤17⚡2👎2🔥1🙏1
سیمرغ
<unknown> – Yalda
پینوشت:
نسخه طولانی از پیشینه اسطوره مهر و داستان شب یلدا یا شب چله را در کانال کوچک و تازه یوتیوبی خود گذاشتهام.
https://youtu.be/MPJMV4xCzpQ
چه بسا که در میانه تاریکیِ طولانیترینِ شب سال، نوری برافکند و دلهای آزرده و رنجیده ایرانیان را در این روزگاران سرد و دشوار اندکی مرهم بخشد.
@Iran_simorgh
نسخه طولانی از پیشینه اسطوره مهر و داستان شب یلدا یا شب چله را در کانال کوچک و تازه یوتیوبی خود گذاشتهام.
https://youtu.be/MPJMV4xCzpQ
چه بسا که در میانه تاریکیِ طولانیترینِ شب سال، نوری برافکند و دلهای آزرده و رنجیده ایرانیان را در این روزگاران سرد و دشوار اندکی مرهم بخشد.
@Iran_simorgh
YouTube
اسطوره مهر و داستان شب یلدا یا شب چله
در طولانیترین شب سال ایزدی ایرانی از آذرخش و از دل غاری در البرز زاده شد: مهر (میثره یا میترا). نور بود و خدای آیین مهرپرستی شد، دل جنگاوران و سلحشوران را ربود و نماد پرتو خورشید شد. اسطوره زادهشدنش اما سرآغاز یکی از جشنهای کهن ایرانی شد: شب یلدا یا شب…
👍25❤4🔥3
وینستون چرچیل زمانی گفته بود:
«هر چه بتوانید به گذشته دیرتر بنگرید، احتمال بیشتری دارد که آینده دورتر را ببینید.»
در زمانه کنونی و در میانه رخدادهای ظاهرا شگفتانگیز، این گفته را باید این گونه باز نوشت:
«اگر به جریان تاریخ در بستر جغرافیا بنگرید، روند آینده آشکار میگردد.»
تاریخ یگانه دانشی است که به خواننده بینش میدهد؛ دانشی برای درک آنچه که بر ما رفت و بینشی که اکنون ما چگونه است و بر ما چه خواهد رفت.
از این رو بزرگترین خیانت به یک ملت، آن هم ملتی دیرین و باستانی، تحریف تاریخ و ارائه نمایشی ایدئولوژیک از آن است.
«تاریخ غیر ایدئولوژیک بخوانیم.»
@Iran_simorgh
«هر چه بتوانید به گذشته دیرتر بنگرید، احتمال بیشتری دارد که آینده دورتر را ببینید.»
در زمانه کنونی و در میانه رخدادهای ظاهرا شگفتانگیز، این گفته را باید این گونه باز نوشت:
«اگر به جریان تاریخ در بستر جغرافیا بنگرید، روند آینده آشکار میگردد.»
تاریخ یگانه دانشی است که به خواننده بینش میدهد؛ دانشی برای درک آنچه که بر ما رفت و بینشی که اکنون ما چگونه است و بر ما چه خواهد رفت.
از این رو بزرگترین خیانت به یک ملت، آن هم ملتی دیرین و باستانی، تحریف تاریخ و ارائه نمایشی ایدئولوژیک از آن است.
«تاریخ غیر ایدئولوژیک بخوانیم.»
@Iran_simorgh
👍84❤12👎4🔥1
سیمرغ
Photo
چنین آوردهاند که نصر بنِ احمد که واسطهٔ عقد آلِ سامان بود، و اوجِ دولتِ آن خاندان ایامِ مُلکِ او بود و اسبابِ تَمنّع و عللِ تَرفّع در غایتِ ساختگی بود، خزائنْ آراسته و لشکرْ جرّار و بندگانْ فرمانبُردار. زمستان به دارالملکِ بخارا مُقام کردی و تابستان به سمرقند رفتی یا به شهری از شهرهای خراسان. مگر یک سال نوبت هَری بود. … امیر نصر بن احمد گفت: تابستان کجا رویم که از این خوشتر مُقامگاه نباشد، مهرگان برویم! و چون مهرگان درآمد گفت: مهرگانِ هَری بخوریم و برویم.
همچنین فصلی به فصل همی انداخت تا چهار سال بر این برآمد؛ زیرا که صَمیمِ دولتِ سامانیان بود و جهانْ آباد و مُلکْ بیخصم و لشکرْ فرمانبُردار و روزگارْ مساعد و بختْ موافق. با این همه، ملول گشتند و آرزوی خانمان برخاست. پادشاه را ساکن دیدند، هوای هَری در سَرِ او و عشقِ هَری در دلِ او. در اِثناءِ سخن هَری را به بهشتِ عَدَن مانند کردی، بلکه بر بهشت ترجیح نهادی و از بهارِ چین زیادت آوردی. دانستند که سرِ آن دارد که این تابستان نیز آنجا باشد.
پس سرانِ لشکر و مِهترانِ مُلک به نزدیکِ استاد ابوعبدالله الرّودکی رفتند -و از نُدماءِ پادشاه هیچ کس محتشمتر و مقبولالقولتر از او نبود-، گفتند: پنج هزار دینار تو را خدمت کنیم اگر صنعتی بکنی که پادشاه از این خاک حرکت کند که دلهای ما آرزوی فرزند همیبَرَد و جانِ ما از اشتیاقِ بخارا همی برآید.
رودکی قبول کرد که نبضِ امیر بگرفته بود و مزاجِ او بشناخته. دانست که به نثر با او در نگیرد، روی به نظم آورد و قصیدهای بگفت و به وقتی که امیر صَبوح کرده بود درآمد و به جای خویش بنشست و چون مطربان فرو داشتند او چنگ برگرفت و در پردهٔ عُشاق این قصیده آغاز کرد:
بوی جوی مولیان آید همی / بوی یارِ مهربان آید همی
پس فروتر شد و گوید:
ریگ آموی و درشتی راه او / زیر پایم پرنیان آید همی
آبِ جیحون از نشاطِ روی دوست / خِنگِ ما را تا میان آید همی
ای بخارا! شاد باش و دیر زی / میر زی تو شادمان آید همی
میر ماه است و بخارا آسمان / ماه سوی آسمان آید همی
میر سرو است و بخارا بوستان / سرو سوی بوستان آید همی
چون رودکی بدین بیت رسید امیر چنان منفعِل گشت که از تخت فرود آمد و بیموزه پای در رکابِ خِنگِ نوبتی آورد و روی به بخارا نهاد چنان که رانِین و موزه تا دو فرسنگ در پی امیر بردند به بُرونه و آنجا در پای کرد و عِنان تا بخارا هیچ جای بازنگرفت. (منبع: نظامی عروضی، چهار مقاله)
۱۱۶۶ سال پیش، در چنین روزی، ابوعبدالله جعفر بن محمد بن حکیم بن عبدالرحمن بن آدم متخلص به رودَکی، پدر شهر پارسی، چشم به جهان گشود.
@Iran_simorgh
همچنین فصلی به فصل همی انداخت تا چهار سال بر این برآمد؛ زیرا که صَمیمِ دولتِ سامانیان بود و جهانْ آباد و مُلکْ بیخصم و لشکرْ فرمانبُردار و روزگارْ مساعد و بختْ موافق. با این همه، ملول گشتند و آرزوی خانمان برخاست. پادشاه را ساکن دیدند، هوای هَری در سَرِ او و عشقِ هَری در دلِ او. در اِثناءِ سخن هَری را به بهشتِ عَدَن مانند کردی، بلکه بر بهشت ترجیح نهادی و از بهارِ چین زیادت آوردی. دانستند که سرِ آن دارد که این تابستان نیز آنجا باشد.
پس سرانِ لشکر و مِهترانِ مُلک به نزدیکِ استاد ابوعبدالله الرّودکی رفتند -و از نُدماءِ پادشاه هیچ کس محتشمتر و مقبولالقولتر از او نبود-، گفتند: پنج هزار دینار تو را خدمت کنیم اگر صنعتی بکنی که پادشاه از این خاک حرکت کند که دلهای ما آرزوی فرزند همیبَرَد و جانِ ما از اشتیاقِ بخارا همی برآید.
رودکی قبول کرد که نبضِ امیر بگرفته بود و مزاجِ او بشناخته. دانست که به نثر با او در نگیرد، روی به نظم آورد و قصیدهای بگفت و به وقتی که امیر صَبوح کرده بود درآمد و به جای خویش بنشست و چون مطربان فرو داشتند او چنگ برگرفت و در پردهٔ عُشاق این قصیده آغاز کرد:
بوی جوی مولیان آید همی / بوی یارِ مهربان آید همی
پس فروتر شد و گوید:
ریگ آموی و درشتی راه او / زیر پایم پرنیان آید همی
آبِ جیحون از نشاطِ روی دوست / خِنگِ ما را تا میان آید همی
ای بخارا! شاد باش و دیر زی / میر زی تو شادمان آید همی
میر ماه است و بخارا آسمان / ماه سوی آسمان آید همی
میر سرو است و بخارا بوستان / سرو سوی بوستان آید همی
چون رودکی بدین بیت رسید امیر چنان منفعِل گشت که از تخت فرود آمد و بیموزه پای در رکابِ خِنگِ نوبتی آورد و روی به بخارا نهاد چنان که رانِین و موزه تا دو فرسنگ در پی امیر بردند به بُرونه و آنجا در پای کرد و عِنان تا بخارا هیچ جای بازنگرفت. (منبع: نظامی عروضی، چهار مقاله)
۱۱۶۶ سال پیش، در چنین روزی، ابوعبدالله جعفر بن محمد بن حکیم بن عبدالرحمن بن آدم متخلص به رودَکی، پدر شهر پارسی، چشم به جهان گشود.
@Iran_simorgh
❤64👍15🔥6👎1🙏1
سیمرغ
https://bit.ly/3VkwExV
.
مظلوم #ملت_ایران که گرفتار شما ابالهه شده؛ در جوانی عربده کشیدید و امروز سودای تجزیه کشور با شعار #فدرالیسم دارید. در شرایطی که #مجلس خوارترین نهاد شده #پارلمان_استانی چه دستاوردی خواهد داشت؟ تا کشور را #تجزیه نکردید، دست بردار نخواهید بود چرا که #نفرت_از_ایران بنیان وجودیتان است.
@Iran_simorgh
مظلوم #ملت_ایران که گرفتار شما ابالهه شده؛ در جوانی عربده کشیدید و امروز سودای تجزیه کشور با شعار #فدرالیسم دارید. در شرایطی که #مجلس خوارترین نهاد شده #پارلمان_استانی چه دستاوردی خواهد داشت؟ تا کشور را #تجزیه نکردید، دست بردار نخواهید بود چرا که #نفرت_از_ایران بنیان وجودیتان است.
@Iran_simorgh
👍149👎15❤9🔥5⚡1
سیمرغ
Photo
هفته پیش، چاپ چهارم کتاب «شاه و شطرنج قدرت در خاورمیانه: ایران، کردهای عراق و شیعیان لبنان ۱۳۳۷-۱۳۵۷» توسط نشر وزین نی انجام و کتاب روانه بازار شد. باشد که نکات یاد شده در این کتاب برای توسعه، امنیت و اعتبار ایران و رفاه، شادی و عزت ملت ایران رهگشا گردد.
@Iran_simorgh
@Iran_simorgh
❤64👍12🙏3🔥2👎1