سیمرغ
Photo
دیروز به تصادف با صحنهای در فضای مجازی روبرو شدم که «سرِ انگشتِ تحیّر بگزد عقل به دندان»
گزارشی از خبرگزاری انتخاب را دیدم که برگرفته از کتاب بنده «شاه و شطرنج قدرت در خاورمیانه» بود؛ کتابی که نسخه انگلیسی آن در ۲۰۱۸ چاپ شده و ترجمه آن در اردیبهشت پارسال. با این حال، نامی از منبع نمیآورند. به صفحات کتاب بنگرید: از گفتههای منصور قدر تا گزارش فریدون موثقی، فرستاده شاه، و دیدارش با حافظ اسد و نامه به رهبر سوریه؛ واژه به واژه کپی شده.
شگفت آنکه، گزارشگر این خبرگزاری ادعا کرده که مطالب این گزارش مجعول از پروژه تاریخ شفاهی و گفتگو با منصور قدر استفاده شده و کسی را صاحب انحصار در دسترسی به منابع آن ندانسته. البته که انحصاری وجود ندارد اما نکته اینجاست که چه شده که به ناگه منصور قدر این همه عزیز شده. آیا پیش از چاپ کتاب بنده، این گزارشگر میدانست منصور قدر کیست؟ آیا شخص دیگری در فضای رسانهای ایران رابطه شاه و شیعیان لبنان را اینگونه میدید؟
دم خروس اما زمانی بیرون میزند که این گزارش مجعول به فرستاده شاه، فریدون موثقی، اشاره کرده؛ نکتهای که در پروژه تاریخ شفاهی یاد نشده و تنها در کتاب بنده یادی از آن شده است.
این بار نخست نیست که خبرگزاری انتخاب چنین کاری میکنند. پیش از این در بحثهای کریدوری نیز به کپی کردن بدون اشاره به پژوهشگر روی آورده بودند. اما از آنجا که انتشار مباحث کریدوری را در راستای توسعه و امنیت کشور میدیدم، پاسخی ندادم. این خبرگزاری که دم از قانونمداری و مبارزه با بیقانونی میزند باید بداند که در خبرگزاریهای حرفهای به منابع اشاره میشود. مطمئنم که اگر منبع این نوشتهها شخصی غیر ایرانی بود، بارها بدان اشاره میشد. آیا اشاره به پژوهشگری ایرانی مایه کسر شان است؟ آیا لگد زدن به بنده که مجبور به جلای ناخواسته وطن شده هنر است؟
در میانه تنهایی و بییاوریِ شخصی، جوانمردانه نیست که هم اخراج شوم، هم مطلب به یغما رود. بیانصافی را از حد گذراندهاند چرا که توان پیگیری نیز ندارم.
تنها برای صیانت از حق مالکیت اثر امید به حمایت از نشر وزین نی دارم. باشد که درخواست حمایت بنده را گامی برای پاسخگو کردن خبرگزاریهای جدیدالهویه ببینند.
@Iran_simorgh
گزارشی از خبرگزاری انتخاب را دیدم که برگرفته از کتاب بنده «شاه و شطرنج قدرت در خاورمیانه» بود؛ کتابی که نسخه انگلیسی آن در ۲۰۱۸ چاپ شده و ترجمه آن در اردیبهشت پارسال. با این حال، نامی از منبع نمیآورند. به صفحات کتاب بنگرید: از گفتههای منصور قدر تا گزارش فریدون موثقی، فرستاده شاه، و دیدارش با حافظ اسد و نامه به رهبر سوریه؛ واژه به واژه کپی شده.
شگفت آنکه، گزارشگر این خبرگزاری ادعا کرده که مطالب این گزارش مجعول از پروژه تاریخ شفاهی و گفتگو با منصور قدر استفاده شده و کسی را صاحب انحصار در دسترسی به منابع آن ندانسته. البته که انحصاری وجود ندارد اما نکته اینجاست که چه شده که به ناگه منصور قدر این همه عزیز شده. آیا پیش از چاپ کتاب بنده، این گزارشگر میدانست منصور قدر کیست؟ آیا شخص دیگری در فضای رسانهای ایران رابطه شاه و شیعیان لبنان را اینگونه میدید؟
دم خروس اما زمانی بیرون میزند که این گزارش مجعول به فرستاده شاه، فریدون موثقی، اشاره کرده؛ نکتهای که در پروژه تاریخ شفاهی یاد نشده و تنها در کتاب بنده یادی از آن شده است.
این بار نخست نیست که خبرگزاری انتخاب چنین کاری میکنند. پیش از این در بحثهای کریدوری نیز به کپی کردن بدون اشاره به پژوهشگر روی آورده بودند. اما از آنجا که انتشار مباحث کریدوری را در راستای توسعه و امنیت کشور میدیدم، پاسخی ندادم. این خبرگزاری که دم از قانونمداری و مبارزه با بیقانونی میزند باید بداند که در خبرگزاریهای حرفهای به منابع اشاره میشود. مطمئنم که اگر منبع این نوشتهها شخصی غیر ایرانی بود، بارها بدان اشاره میشد. آیا اشاره به پژوهشگری ایرانی مایه کسر شان است؟ آیا لگد زدن به بنده که مجبور به جلای ناخواسته وطن شده هنر است؟
در میانه تنهایی و بییاوریِ شخصی، جوانمردانه نیست که هم اخراج شوم، هم مطلب به یغما رود. بیانصافی را از حد گذراندهاند چرا که توان پیگیری نیز ندارم.
تنها برای صیانت از حق مالکیت اثر امید به حمایت از نشر وزین نی دارم. باشد که درخواست حمایت بنده را گامی برای پاسخگو کردن خبرگزاریهای جدیدالهویه ببینند.
@Iran_simorgh
👍101❤26🔥2⚡1
و سرانجام رسانهای راه افتاد که تنها یک هدف را دنبال میکند: #تجزیه_ایران
محتویاتش ابتدا اجتماعی و فرهنگی خواهد بود و در بزنگاه، سیاسی و امنیتی خواهد شد. و خواهید دید!
مظلوم #ملت_ایران که گرفتار صداوسیما، بیکفایتترین نهاد تاریخ ایران از زمان #هومبابا نخستین شاه ایلام (۲۷۰۰-۲۶۸۰ پ.م.) شده است.
پیش از این، مدیر کل شبکه تی.آر.تی (رادیو تلویزیون دولتی ترکیه) گفته بود: «در پایان سال شبکه فارسی تی.آر.تی را راه اندازی می کنیم. در وضعیت اذیت کردن ایران هستیم. باید ایران را اذیت کنیم.»
در میانه بیکفایتی #صدا_سیما ای کاش آقایان اندکی درک میکردند که آنکارا چه طرحی برای شمالغرب ایران دارد!
هر چند که امیدی به حضرات سپیدموی نیست؛ ولی در میانه چیرگی تاریکیِ جهل، باوری راسخ به تنها ملجا نورِ امید دارم: به عزم جوانان ایران زمین!
https://x.com/arashreisi/status/1869336092077674812?t=DkMXjd2lwOzqtkx395pfpQ&s=19
@Iran_simorgh
محتویاتش ابتدا اجتماعی و فرهنگی خواهد بود و در بزنگاه، سیاسی و امنیتی خواهد شد. و خواهید دید!
مظلوم #ملت_ایران که گرفتار صداوسیما، بیکفایتترین نهاد تاریخ ایران از زمان #هومبابا نخستین شاه ایلام (۲۷۰۰-۲۶۸۰ پ.م.) شده است.
پیش از این، مدیر کل شبکه تی.آر.تی (رادیو تلویزیون دولتی ترکیه) گفته بود: «در پایان سال شبکه فارسی تی.آر.تی را راه اندازی می کنیم. در وضعیت اذیت کردن ایران هستیم. باید ایران را اذیت کنیم.»
در میانه بیکفایتی #صدا_سیما ای کاش آقایان اندکی درک میکردند که آنکارا چه طرحی برای شمالغرب ایران دارد!
هر چند که امیدی به حضرات سپیدموی نیست؛ ولی در میانه چیرگی تاریکیِ جهل، باوری راسخ به تنها ملجا نورِ امید دارم: به عزم جوانان ایران زمین!
https://x.com/arashreisi/status/1869336092077674812?t=DkMXjd2lwOzqtkx395pfpQ&s=19
@Iran_simorgh
👍111❤14👎7
Yalda
<unknown>
داستان اسطوره مهر و شب یلدا یا شب چله
هر چه هست، شب یلدا (زایش در سریانی) شب میلاد مهر است؛ شبی که نیاکانمان در کنار یکدیگر تا پاسی از شب به شادی میگذراندند تا در سپیدهدم و با طلوع «خورشید مهربان» پیروزی مهر بر اهریمن را ببیند. رازِ میل به زیستن در این مرزوبوم را، با همه خطرات، در «پیروزی نور بر تاریکی» ببینید!
در زمانهای زندگی میکنیم که تاریکیِ غم بر زندگی ایرانیان چیره شده و دیگر خبر از جشن و سرور نیست. شادی، حرام گشته و بزرگداشت غم، ثواب یافته. از این رو، باید بیش از پیش میراث نیاکان را حفظ کرده و در همه سال، یک شب و بک روز در کنار خانواده خود به شادی گرد هم آییم: شب یلدا و نوروز!
@Iran_simorgh
هر چه هست، شب یلدا (زایش در سریانی) شب میلاد مهر است؛ شبی که نیاکانمان در کنار یکدیگر تا پاسی از شب به شادی میگذراندند تا در سپیدهدم و با طلوع «خورشید مهربان» پیروزی مهر بر اهریمن را ببیند. رازِ میل به زیستن در این مرزوبوم را، با همه خطرات، در «پیروزی نور بر تاریکی» ببینید!
در زمانهای زندگی میکنیم که تاریکیِ غم بر زندگی ایرانیان چیره شده و دیگر خبر از جشن و سرور نیست. شادی، حرام گشته و بزرگداشت غم، ثواب یافته. از این رو، باید بیش از پیش میراث نیاکان را حفظ کرده و در همه سال، یک شب و بک روز در کنار خانواده خود به شادی گرد هم آییم: شب یلدا و نوروز!
@Iran_simorgh
👍36❤17⚡2👎2🔥1🙏1
سیمرغ
<unknown> – Yalda
پینوشت:
نسخه طولانی از پیشینه اسطوره مهر و داستان شب یلدا یا شب چله را در کانال کوچک و تازه یوتیوبی خود گذاشتهام.
https://youtu.be/MPJMV4xCzpQ
چه بسا که در میانه تاریکیِ طولانیترینِ شب سال، نوری برافکند و دلهای آزرده و رنجیده ایرانیان را در این روزگاران سرد و دشوار اندکی مرهم بخشد.
@Iran_simorgh
نسخه طولانی از پیشینه اسطوره مهر و داستان شب یلدا یا شب چله را در کانال کوچک و تازه یوتیوبی خود گذاشتهام.
https://youtu.be/MPJMV4xCzpQ
چه بسا که در میانه تاریکیِ طولانیترینِ شب سال، نوری برافکند و دلهای آزرده و رنجیده ایرانیان را در این روزگاران سرد و دشوار اندکی مرهم بخشد.
@Iran_simorgh
YouTube
اسطوره مهر و داستان شب یلدا یا شب چله
در طولانیترین شب سال ایزدی ایرانی از آذرخش و از دل غاری در البرز زاده شد: مهر (میثره یا میترا). نور بود و خدای آیین مهرپرستی شد، دل جنگاوران و سلحشوران را ربود و نماد پرتو خورشید شد. اسطوره زادهشدنش اما سرآغاز یکی از جشنهای کهن ایرانی شد: شب یلدا یا شب…
👍25❤4🔥3
وینستون چرچیل زمانی گفته بود:
«هر چه بتوانید به گذشته دیرتر بنگرید، احتمال بیشتری دارد که آینده دورتر را ببینید.»
در زمانه کنونی و در میانه رخدادهای ظاهرا شگفتانگیز، این گفته را باید این گونه باز نوشت:
«اگر به جریان تاریخ در بستر جغرافیا بنگرید، روند آینده آشکار میگردد.»
تاریخ یگانه دانشی است که به خواننده بینش میدهد؛ دانشی برای درک آنچه که بر ما رفت و بینشی که اکنون ما چگونه است و بر ما چه خواهد رفت.
از این رو بزرگترین خیانت به یک ملت، آن هم ملتی دیرین و باستانی، تحریف تاریخ و ارائه نمایشی ایدئولوژیک از آن است.
«تاریخ غیر ایدئولوژیک بخوانیم.»
@Iran_simorgh
«هر چه بتوانید به گذشته دیرتر بنگرید، احتمال بیشتری دارد که آینده دورتر را ببینید.»
در زمانه کنونی و در میانه رخدادهای ظاهرا شگفتانگیز، این گفته را باید این گونه باز نوشت:
«اگر به جریان تاریخ در بستر جغرافیا بنگرید، روند آینده آشکار میگردد.»
تاریخ یگانه دانشی است که به خواننده بینش میدهد؛ دانشی برای درک آنچه که بر ما رفت و بینشی که اکنون ما چگونه است و بر ما چه خواهد رفت.
از این رو بزرگترین خیانت به یک ملت، آن هم ملتی دیرین و باستانی، تحریف تاریخ و ارائه نمایشی ایدئولوژیک از آن است.
«تاریخ غیر ایدئولوژیک بخوانیم.»
@Iran_simorgh
👍84❤12👎4🔥1
سیمرغ
Photo
چنین آوردهاند که نصر بنِ احمد که واسطهٔ عقد آلِ سامان بود، و اوجِ دولتِ آن خاندان ایامِ مُلکِ او بود و اسبابِ تَمنّع و عللِ تَرفّع در غایتِ ساختگی بود، خزائنْ آراسته و لشکرْ جرّار و بندگانْ فرمانبُردار. زمستان به دارالملکِ بخارا مُقام کردی و تابستان به سمرقند رفتی یا به شهری از شهرهای خراسان. مگر یک سال نوبت هَری بود. … امیر نصر بن احمد گفت: تابستان کجا رویم که از این خوشتر مُقامگاه نباشد، مهرگان برویم! و چون مهرگان درآمد گفت: مهرگانِ هَری بخوریم و برویم.
همچنین فصلی به فصل همی انداخت تا چهار سال بر این برآمد؛ زیرا که صَمیمِ دولتِ سامانیان بود و جهانْ آباد و مُلکْ بیخصم و لشکرْ فرمانبُردار و روزگارْ مساعد و بختْ موافق. با این همه، ملول گشتند و آرزوی خانمان برخاست. پادشاه را ساکن دیدند، هوای هَری در سَرِ او و عشقِ هَری در دلِ او. در اِثناءِ سخن هَری را به بهشتِ عَدَن مانند کردی، بلکه بر بهشت ترجیح نهادی و از بهارِ چین زیادت آوردی. دانستند که سرِ آن دارد که این تابستان نیز آنجا باشد.
پس سرانِ لشکر و مِهترانِ مُلک به نزدیکِ استاد ابوعبدالله الرّودکی رفتند -و از نُدماءِ پادشاه هیچ کس محتشمتر و مقبولالقولتر از او نبود-، گفتند: پنج هزار دینار تو را خدمت کنیم اگر صنعتی بکنی که پادشاه از این خاک حرکت کند که دلهای ما آرزوی فرزند همیبَرَد و جانِ ما از اشتیاقِ بخارا همی برآید.
رودکی قبول کرد که نبضِ امیر بگرفته بود و مزاجِ او بشناخته. دانست که به نثر با او در نگیرد، روی به نظم آورد و قصیدهای بگفت و به وقتی که امیر صَبوح کرده بود درآمد و به جای خویش بنشست و چون مطربان فرو داشتند او چنگ برگرفت و در پردهٔ عُشاق این قصیده آغاز کرد:
بوی جوی مولیان آید همی / بوی یارِ مهربان آید همی
پس فروتر شد و گوید:
ریگ آموی و درشتی راه او / زیر پایم پرنیان آید همی
آبِ جیحون از نشاطِ روی دوست / خِنگِ ما را تا میان آید همی
ای بخارا! شاد باش و دیر زی / میر زی تو شادمان آید همی
میر ماه است و بخارا آسمان / ماه سوی آسمان آید همی
میر سرو است و بخارا بوستان / سرو سوی بوستان آید همی
چون رودکی بدین بیت رسید امیر چنان منفعِل گشت که از تخت فرود آمد و بیموزه پای در رکابِ خِنگِ نوبتی آورد و روی به بخارا نهاد چنان که رانِین و موزه تا دو فرسنگ در پی امیر بردند به بُرونه و آنجا در پای کرد و عِنان تا بخارا هیچ جای بازنگرفت. (منبع: نظامی عروضی، چهار مقاله)
۱۱۶۶ سال پیش، در چنین روزی، ابوعبدالله جعفر بن محمد بن حکیم بن عبدالرحمن بن آدم متخلص به رودَکی، پدر شهر پارسی، چشم به جهان گشود.
@Iran_simorgh
همچنین فصلی به فصل همی انداخت تا چهار سال بر این برآمد؛ زیرا که صَمیمِ دولتِ سامانیان بود و جهانْ آباد و مُلکْ بیخصم و لشکرْ فرمانبُردار و روزگارْ مساعد و بختْ موافق. با این همه، ملول گشتند و آرزوی خانمان برخاست. پادشاه را ساکن دیدند، هوای هَری در سَرِ او و عشقِ هَری در دلِ او. در اِثناءِ سخن هَری را به بهشتِ عَدَن مانند کردی، بلکه بر بهشت ترجیح نهادی و از بهارِ چین زیادت آوردی. دانستند که سرِ آن دارد که این تابستان نیز آنجا باشد.
پس سرانِ لشکر و مِهترانِ مُلک به نزدیکِ استاد ابوعبدالله الرّودکی رفتند -و از نُدماءِ پادشاه هیچ کس محتشمتر و مقبولالقولتر از او نبود-، گفتند: پنج هزار دینار تو را خدمت کنیم اگر صنعتی بکنی که پادشاه از این خاک حرکت کند که دلهای ما آرزوی فرزند همیبَرَد و جانِ ما از اشتیاقِ بخارا همی برآید.
رودکی قبول کرد که نبضِ امیر بگرفته بود و مزاجِ او بشناخته. دانست که به نثر با او در نگیرد، روی به نظم آورد و قصیدهای بگفت و به وقتی که امیر صَبوح کرده بود درآمد و به جای خویش بنشست و چون مطربان فرو داشتند او چنگ برگرفت و در پردهٔ عُشاق این قصیده آغاز کرد:
بوی جوی مولیان آید همی / بوی یارِ مهربان آید همی
پس فروتر شد و گوید:
ریگ آموی و درشتی راه او / زیر پایم پرنیان آید همی
آبِ جیحون از نشاطِ روی دوست / خِنگِ ما را تا میان آید همی
ای بخارا! شاد باش و دیر زی / میر زی تو شادمان آید همی
میر ماه است و بخارا آسمان / ماه سوی آسمان آید همی
میر سرو است و بخارا بوستان / سرو سوی بوستان آید همی
چون رودکی بدین بیت رسید امیر چنان منفعِل گشت که از تخت فرود آمد و بیموزه پای در رکابِ خِنگِ نوبتی آورد و روی به بخارا نهاد چنان که رانِین و موزه تا دو فرسنگ در پی امیر بردند به بُرونه و آنجا در پای کرد و عِنان تا بخارا هیچ جای بازنگرفت. (منبع: نظامی عروضی، چهار مقاله)
۱۱۶۶ سال پیش، در چنین روزی، ابوعبدالله جعفر بن محمد بن حکیم بن عبدالرحمن بن آدم متخلص به رودَکی، پدر شهر پارسی، چشم به جهان گشود.
@Iran_simorgh
❤64👍15🔥6👎1🙏1
سیمرغ
https://bit.ly/3VkwExV
.
مظلوم #ملت_ایران که گرفتار شما ابالهه شده؛ در جوانی عربده کشیدید و امروز سودای تجزیه کشور با شعار #فدرالیسم دارید. در شرایطی که #مجلس خوارترین نهاد شده #پارلمان_استانی چه دستاوردی خواهد داشت؟ تا کشور را #تجزیه نکردید، دست بردار نخواهید بود چرا که #نفرت_از_ایران بنیان وجودیتان است.
@Iran_simorgh
مظلوم #ملت_ایران که گرفتار شما ابالهه شده؛ در جوانی عربده کشیدید و امروز سودای تجزیه کشور با شعار #فدرالیسم دارید. در شرایطی که #مجلس خوارترین نهاد شده #پارلمان_استانی چه دستاوردی خواهد داشت؟ تا کشور را #تجزیه نکردید، دست بردار نخواهید بود چرا که #نفرت_از_ایران بنیان وجودیتان است.
@Iran_simorgh
👍149👎15❤9🔥5⚡1
سیمرغ
Photo
هفته پیش، چاپ چهارم کتاب «شاه و شطرنج قدرت در خاورمیانه: ایران، کردهای عراق و شیعیان لبنان ۱۳۳۷-۱۳۵۷» توسط نشر وزین نی انجام و کتاب روانه بازار شد. باشد که نکات یاد شده در این کتاب برای توسعه، امنیت و اعتبار ایران و رفاه، شادی و عزت ملت ایران رهگشا گردد.
@Iran_simorgh
@Iran_simorgh
❤64👍12🙏3🔥2👎1
سیمرغ
Photo
با وجود فشار دولت آمریکا، آیت الله سید علی #سیستانی تاکنون از صدور فتوای انحلال #حشد_الشعبی خودداری کرده؛ هر چند که واپسین حافظ آن خواهد بود. ایران هنوز درگیر تداوم تکانههای رخداد ۲۷ سپتامبر است؛ تکانهای که به سقوط اسد انجامید و قفقاز را نیز بهم میریزد. سه ماه پیش عرض شده بود.
@Iran_simorgh
@Iran_simorgh
👍69👎5
سیمرغ
Photo
داستان علویان سوریه
دو فرقه عَلَویه و عَلِوی ناهمسانند. عَلَویه یا نُصَیریه بزرگترین اقلیت دینی سوریه و جایگاهش در کرانه مدیترانهای سوریه و استان هاتای ترکیه است; استانی که سوریه بعث آن را بخشی از خاک خود میدانست. عَلِوی، علویگرایی یا قزلباشگرایی اما بزرگترین اقلیت دینی ترکیه است که باورهایی نزدیک به شیعه ۱۲ امامی دارد.
علویان سوریه در طول تاریخ زیر تیغِ تکفیرِ اعراب و ترکان سنی بودند تا آنکه فروپاشی امپراتوری عثمانی وآغاز قیمومیت فرانسه بر سوریه چرخشی در سرنوشت تیره آنان شکل داد و در ۱۹۲۰ م. زمینه برای برپایی دولت مستقل علویان لاذقیه در ورای منطقه جبال نصیریه با نظام اداری ویژهای فراهم شد.
در ۱۳۰۱ دولت علویان رسما نامگذاری شد و ژنرال بیوت از سوی پاریس حاکم این دولت نوبنیان منصوب شد. اما در ۱۳۰۴ فرانسه فرمان استقلال کامل دولت علویان را صادر کرد; دولتی که تا ۱۳۱۵ ادامه داشت اما بدلیل اعتراضات ملیگرایان سوری از سوی پاریس منحل و سرزمین علویان دگربار به سوریه ملحق گشت.
جامعه منزوی علویه اما پویاتر شد و نفوذشان در دولت با حضور جوانان علوی در ارتش و حزب بعث سوریه ژرفتر گشت. دادگاه دینی جداگانهای به نام محکمه الشریعه العلویه بر پایه فقه شیعۀ جعفری برای علویان برپا شد. مشکل این بود که در آنها عالِمِ علوی آشنا به فقه شیعۀ ۱۲ امامی وجود نداشت.
در این میان شیوخ علویان یا «رجال الدین» جماعت خود را مؤمن به ارکان پنجگانه خواندند و حاج امین الحسینی، مفتی سنی فلسطین، فتوای مسلمانی آنان را صادر کرد. آیت الله محمد حسین کاشفالغطا نیز در مکاتبه با شیخ سلیمان الاحمد قرداحه علوی کوشید تا شیعۀ ۱۲ امامی را در میان علویان ترویج دهد.
این اما آیت الله محسن الحکیم بود که با فرستادن شیخ حبیب آل ابراهیم، پیشوای شیعیان جبل بقاع در لبنان، به مناطق علوینشین سوریه در ۱۳۲۶برای نخستین بار کوشید پاسخی برای مسئلۀ علویان بیابد. حکیم درخواست الابراهیم را برای ارسال طلبههای جوان علوی به نجف برای یادگیری فقه شیعی پذیرفت. اما طلبههای شیعی تندرو نجف با جوانان علوی برخورد خوبی نداشته و آنان را مسلمان نمیشمردند. از این رو، بسیاری از اینان به سوریه بازگشتند.
با اینحال، شیوخ علوی پیشنهاد شیخ حبیب برای برپایی جامعۀ جعفری جهت آموزش الهیات و فقه شیعۀ ۱۲ امامی در لاذقیه، طرطوس، جبله و بانیاس پذیرفتند.
با استقلال سوریه دادگاههای دینی علویان لغو شد ولی علویان با تمدید جامعۀ جعفری تا ۱۳۳۱ توانستند به حقوق برابر با سنیهای سوری دست یابند. اما هنوز مرجعی پرآوازه در نجف یا قم آنان را به رسمیت نشناخته بود. در ۱۳۳۵ آیت العظمی محمد حسین بروجردی، مرجع عالیقدر شیعیان، فرستاده خود را به سوریه گسیل داشت.
با افزایش تنش بغداد-دمشق در دهۀ ۱۳۴۰ پیوندهای نوین قم و نجف با علویان از هم گسست. پس علویان کوششی ناموفق کرده تا به الازهر نزدیک شوند.
اما با افزایش قدرت در ارتش، حزب بعث و نیروهای امنیتی و ریاست جمهوری، رهبران علوی دگربار کوشیدند تا از سوی شیعیان ۱۲ امامی به مشروعیت مذهبی دست یابند.
جماعت کوچکی از علویان نیز در تریپولی و عکار، در شمال لبنان، زندگی میکردند و زیر فشار ترکان عثمانی قرار داشتند. حتی پس از استقلال لبنان علویان بهعنوان جماعتی قانونی به رسمیت شناخته نشدند. اما برپایی مجلس اعلای شیعیان بدست سید موسی صدر علویان را واداشت تا در لبنان همپیمانی برای خود بیایند.
گرچه شیعیان لبنان با علویان پیوند نیرومندی نداشتند، اما صدر رابطۀ دوستانهای را با علی العلوشی، رهبر علویان لبنان، بنا نهاد و علویان لبنان را تحت لوای فقه شیعی آورد.
کوشش صدر برای بازیابی هویت شیعی و همچنین بلندپروازیاش «برای دستیابی به شمال لبنان» باعث شد تا به جذب علویان لبنان برآید.
سید موسی صدر در سرانجام در ۱۳۴۸ علویان را شاخهای از شیعیان خواند. در آغاز برخی شیوخ علوی از واگذاشتن هویت خود در دستان روحانیون شیعی هراس داشتند، اما برآمدن حافظ اسد علوی در کودتای ۲۸ اردیبهشت ۱۳۵۰ و خشونت سنیان علیه علویان در ۱۳۵۲ آنان را واداشت تا بر پیوند شیعیـعلوی در شامات صحه نهند.
از یکسو، رژیم علویِ سوریه نیازمند مشروعیت دینی بود و از دیگرسو، شیعیان لبنان نیازمند پشتیبان نیرومندی بودند. این آغاز پیوند استراتژیک شیعیان لبنان و علویان سوریه بود.
در تیر ۱۳۵۲ صدر در فتوایی تاریخی علویان را هم پیرو شیعیان خواند و شیخ علی منصور را به سِمتِ پیشوای علویان لبنان برگماشت. با وجود مخالفت جنبش جوانان علوی لبنان به رهبری علی عید که خواهان طایفهای مستقل برای خود بودند، فتوای صدر راه را برای حمایت علویان تحت صلاحیتِ قضاییِ شیعی باز کرد. فتوای صدر به رژیم اسد مشروعیت بخشید و از سرنگونی آن در کشوری با اکثریت سنی جلوگیری کرد. دمشق نیز پشتیبانی خود را با اعطای کمکهای نشان داد.
@Iran_simorgh
دو فرقه عَلَویه و عَلِوی ناهمسانند. عَلَویه یا نُصَیریه بزرگترین اقلیت دینی سوریه و جایگاهش در کرانه مدیترانهای سوریه و استان هاتای ترکیه است; استانی که سوریه بعث آن را بخشی از خاک خود میدانست. عَلِوی، علویگرایی یا قزلباشگرایی اما بزرگترین اقلیت دینی ترکیه است که باورهایی نزدیک به شیعه ۱۲ امامی دارد.
علویان سوریه در طول تاریخ زیر تیغِ تکفیرِ اعراب و ترکان سنی بودند تا آنکه فروپاشی امپراتوری عثمانی وآغاز قیمومیت فرانسه بر سوریه چرخشی در سرنوشت تیره آنان شکل داد و در ۱۹۲۰ م. زمینه برای برپایی دولت مستقل علویان لاذقیه در ورای منطقه جبال نصیریه با نظام اداری ویژهای فراهم شد.
در ۱۳۰۱ دولت علویان رسما نامگذاری شد و ژنرال بیوت از سوی پاریس حاکم این دولت نوبنیان منصوب شد. اما در ۱۳۰۴ فرانسه فرمان استقلال کامل دولت علویان را صادر کرد; دولتی که تا ۱۳۱۵ ادامه داشت اما بدلیل اعتراضات ملیگرایان سوری از سوی پاریس منحل و سرزمین علویان دگربار به سوریه ملحق گشت.
جامعه منزوی علویه اما پویاتر شد و نفوذشان در دولت با حضور جوانان علوی در ارتش و حزب بعث سوریه ژرفتر گشت. دادگاه دینی جداگانهای به نام محکمه الشریعه العلویه بر پایه فقه شیعۀ جعفری برای علویان برپا شد. مشکل این بود که در آنها عالِمِ علوی آشنا به فقه شیعۀ ۱۲ امامی وجود نداشت.
در این میان شیوخ علویان یا «رجال الدین» جماعت خود را مؤمن به ارکان پنجگانه خواندند و حاج امین الحسینی، مفتی سنی فلسطین، فتوای مسلمانی آنان را صادر کرد. آیت الله محمد حسین کاشفالغطا نیز در مکاتبه با شیخ سلیمان الاحمد قرداحه علوی کوشید تا شیعۀ ۱۲ امامی را در میان علویان ترویج دهد.
این اما آیت الله محسن الحکیم بود که با فرستادن شیخ حبیب آل ابراهیم، پیشوای شیعیان جبل بقاع در لبنان، به مناطق علوینشین سوریه در ۱۳۲۶برای نخستین بار کوشید پاسخی برای مسئلۀ علویان بیابد. حکیم درخواست الابراهیم را برای ارسال طلبههای جوان علوی به نجف برای یادگیری فقه شیعی پذیرفت. اما طلبههای شیعی تندرو نجف با جوانان علوی برخورد خوبی نداشته و آنان را مسلمان نمیشمردند. از این رو، بسیاری از اینان به سوریه بازگشتند.
با اینحال، شیوخ علوی پیشنهاد شیخ حبیب برای برپایی جامعۀ جعفری جهت آموزش الهیات و فقه شیعۀ ۱۲ امامی در لاذقیه، طرطوس، جبله و بانیاس پذیرفتند.
با استقلال سوریه دادگاههای دینی علویان لغو شد ولی علویان با تمدید جامعۀ جعفری تا ۱۳۳۱ توانستند به حقوق برابر با سنیهای سوری دست یابند. اما هنوز مرجعی پرآوازه در نجف یا قم آنان را به رسمیت نشناخته بود. در ۱۳۳۵ آیت العظمی محمد حسین بروجردی، مرجع عالیقدر شیعیان، فرستاده خود را به سوریه گسیل داشت.
با افزایش تنش بغداد-دمشق در دهۀ ۱۳۴۰ پیوندهای نوین قم و نجف با علویان از هم گسست. پس علویان کوششی ناموفق کرده تا به الازهر نزدیک شوند.
اما با افزایش قدرت در ارتش، حزب بعث و نیروهای امنیتی و ریاست جمهوری، رهبران علوی دگربار کوشیدند تا از سوی شیعیان ۱۲ امامی به مشروعیت مذهبی دست یابند.
جماعت کوچکی از علویان نیز در تریپولی و عکار، در شمال لبنان، زندگی میکردند و زیر فشار ترکان عثمانی قرار داشتند. حتی پس از استقلال لبنان علویان بهعنوان جماعتی قانونی به رسمیت شناخته نشدند. اما برپایی مجلس اعلای شیعیان بدست سید موسی صدر علویان را واداشت تا در لبنان همپیمانی برای خود بیایند.
گرچه شیعیان لبنان با علویان پیوند نیرومندی نداشتند، اما صدر رابطۀ دوستانهای را با علی العلوشی، رهبر علویان لبنان، بنا نهاد و علویان لبنان را تحت لوای فقه شیعی آورد.
کوشش صدر برای بازیابی هویت شیعی و همچنین بلندپروازیاش «برای دستیابی به شمال لبنان» باعث شد تا به جذب علویان لبنان برآید.
سید موسی صدر در سرانجام در ۱۳۴۸ علویان را شاخهای از شیعیان خواند. در آغاز برخی شیوخ علوی از واگذاشتن هویت خود در دستان روحانیون شیعی هراس داشتند، اما برآمدن حافظ اسد علوی در کودتای ۲۸ اردیبهشت ۱۳۵۰ و خشونت سنیان علیه علویان در ۱۳۵۲ آنان را واداشت تا بر پیوند شیعیـعلوی در شامات صحه نهند.
از یکسو، رژیم علویِ سوریه نیازمند مشروعیت دینی بود و از دیگرسو، شیعیان لبنان نیازمند پشتیبان نیرومندی بودند. این آغاز پیوند استراتژیک شیعیان لبنان و علویان سوریه بود.
در تیر ۱۳۵۲ صدر در فتوایی تاریخی علویان را هم پیرو شیعیان خواند و شیخ علی منصور را به سِمتِ پیشوای علویان لبنان برگماشت. با وجود مخالفت جنبش جوانان علوی لبنان به رهبری علی عید که خواهان طایفهای مستقل برای خود بودند، فتوای صدر راه را برای حمایت علویان تحت صلاحیتِ قضاییِ شیعی باز کرد. فتوای صدر به رژیم اسد مشروعیت بخشید و از سرنگونی آن در کشوری با اکثریت سنی جلوگیری کرد. دمشق نیز پشتیبانی خود را با اعطای کمکهای نشان داد.
@Iran_simorgh
👍38❤1