توسعه ایران – Telegram
توسعه ایران
2 subscribers
9 photos
6 videos
2 files
123 links
(دغدغه های من برای توسعه ایران)
Download Telegram
هورالعظیم خوزستان خشکید، هورالعظیم ایران را خشک نکنید!
....................‌‌‌
علیرضا صادقی، دانشیار برنامه درسی و آموزش چندفرهنگی دانشگاه علامه طباطبایی

❇️ از سال ها پیش، افراد آگاه، دغدغه مند و دلسوز ایران، داستان تلخ خشک شدن جلگه خوزستان را بارها و بارها گوشزد کرده بودند.گوش آقایان بدهکار نبود؛ احتمالا صداها، بیانیه ها و موضع گیری های نمایندگان دغدغه مند خوزستان، متخصصان آب و محیط زیست، استادان دانشگاه های مختلف شیراز، اهواز، تهران ..‌ را به یاد دارید. سد گتوند و مخالفت هایی که با احداث این سد زیان بار شد، مخالفت هایی که برای ایجاد دکل های نفتی در منطقه هورالعظیم شد. حتی ژاپنی ها احساس مسئولیت نموده و عملیات اجرایی را در منطقه هورالعظیم متوقف کردند، اما به لطف و اصرار آقایان و استقبال خوب چینی ها این امر محقق شد و با وجود مخالفت های مختلف، از جمله ساکنین و صاحبان اصلی منطفه هورالعظیم، مسیر آب از مناطق بالادست، منحرف و این منطقه خشک شد. حکومت اصرار داشت که اهالی هورالعظیم، منطقه آبا و اجدادی خود را ترک کرده و به مناطق دیگری نقل مکان کنند. تعدادی، مجبور به جلای وطن شدند و البته تعدادی به حق سرزمینی خود اصرار و اعتراضات امروز شهرهای خوزستان، حاصل کج فهمی های مسئولین از اوضاع منطقه و سیاست های نادرست ایشان است.

حال برگردیم به هورالعظیم ایران!

❇️ طبق گزارش هایی که از مقامات رسمی و نهادهای مدنی به دست می آید، خروج نیروهای متخصص و حتی غیر متخصص در سال های اخیر رو به فزونی گذاشته است. مصاحبه های رسمی و غیر رسمی مسئولین نهادهای بهداشتی، آموزشی، دانشجویی، دانشگاهی، فنی، تخصصی و مشاهدات روزمره از مهاجرت ایرانیان به خارج از کشور، نشان دهنده یک واقعیت تلخ است؛ هورالعظیم و جلگه سرسبز ایران، عن قریب خشک خواهد شد.
اخیرا با یکی از مدیران مدارس شاخص تهران صحبت می کردم، اذعان داشتند، فقط در سال گذشته هفت نفر از معلمان مدرسه به خارج از کشور، مهاجرت کرده اند. وضعیت پرستاران، پزشکان، استادان دانشگاه، مهندسان، کارشناسان فنی حوزه صنعت، نفت، کشاورزی، بازرگانی همه وهمه متاسفانه موید این موضوع است.

✳️ و اما سخن آخر
ای کاش، حاکمان به جای شکستن آیینه، یک نگاهی به خودشان می انداختند(خود شکن، آیینه شکستن خطاست). حاصل همه این اعتراضات، عدم توجه به نقدهای دلسوزانه دلسوزان و متخصصان کشور، به هر موضوعی نگاه امنیتی داشتن، خود را همه چیز دان تصور کردن، خودی و غیر خودی کردن، منافع یک گروه اندک حاکم را منفعت کل کشور جا زدن و عدم ارتباط با جامعه بین المللی و .... است.

آقایان، حال کشور خوب نیست، به مردم برگردید، صدای آنها را بشنوید، کل کشور در حال خشک شدن است، با سیاست های پیش رو، مردمان ایران و سرزمین ایران خشک خواهند شد. اینها سیاه نمایی نیست، اینها تلنگر تعدادی از افراد دلسوز این کشور است. صدای دلسوزان را بشنوید. الان نشنوید، ده سال بعد دیگر خیلی دیر است. همان طوری که ده سال قبل، دلسوزان نسبت به خشک شدن جلگه خوزستان، هشدار دادند و شما آنها را نفوذی و عامل خارجی خواندید‌. به فکر ایران باشید، جلگه ایران دارد خشک می شود، ایرانیان نا امید از اصلاح، ایران را ترک می کنند. این خشک شدن، صدایش آرام و آهسته است. اما نتیجه اش، تند، خطرناک و دفعی خواهد بود.
صدای ایران را بشنوید، مردمان ایران و سرزمین ایران در حال خشک شدن هستند.

#خوزستان
#هورالعظیم
#مهاجرت
#ایران
#آب


@cacpc
نزاع ایران و آذربایجان قومیتی نیست، آن را قومیتی نکنید! درایت چندفرهنگی گرایانه لازم است!


اخیرا مشاجرات میان کشورهای آذربایجان و ایران بالا گرفته است. ترکیه و اسراییل هم آتش بیار معرکه شده اند. ایران مانور نظامی در مرزهای شمالی خود برگزار می کند، آذربایجان ایران را تهدید می کند، در این هفته رئیس جمهور ترکیه به جهت اعلام همبستگی به آذربایجان سفر می کند. اینها نشانه های خوبی برای تعامل میان دو کشور همسایه نیست.

اینکه ایران و آذربایجان چه نوع رفتاری داشته باشند، بسیار حائز اهمیت است. هر چند تحلیل های آگاهان، مبتنی بر خویشتنداری فعال و گفتگو محور است، اما نکته ای که اخیرا توسط برخی از افراد و گروه ها برجسته می شود، قومیتی کردن این مساله سیاسی - اقتصادی است. این موضوع می تواند، یک مساله معمولی میان دو کشور را به یک مساله قومیتی، پیچیده و خطرناک تبدیل کند.

همان طور که اطلاع دارید، قسمتی از مردم ترک زبان در بخش جنوبی و بخش دیگر در مرزهای شمالی ایران ساکن هستند. منازعه قره باغ، فارغ از این که آن منطقه دارای چه نوع ویژگی زبانی یا قومی است، دیر یا زود، رخ می داد (به جهت ابهامی که در نحوه ترانزیت این منطقه وجود دارد). اما پیوند این موضوع به مسائل قومی، فعال کردن گسل های قومی منطقه است. به ویژه این که احتمال سوءاستفاده برخی از عناصر جدایی طلب و ناآگاه، چه در داخل کشور ایران و چه در کشور آذربایجان وجود دارد و این امراحتمال بروز رفتارهای نابخردانه را افزایش می دهد.

دارا بودن دانش و صلاحیت های چندفرهنگی مسئولین، بی شک می تواند به حل این منازعه کمک شایانی کند. فهم اصول چندفرهنگی، سیاستمداران را قادر خواهد ساخت، موضوع اصلی را به موضوع نامرتبط پیوند نزنند. از هویت واحد و زبان مشترک بخش جنوبی و شمالی مرزهای ایران، به عنوان یک فرصت استفاده کنند که در حل این مسیر کمک کننده باشد، اما اگر مسئولین دو طرف منازعه، نتوانند از این فرصت درست استفاده کنند، بی شک خود عاملی برای ایجاد منازعه جدید قومی - زبانی خواهد بود. لذا تاکید می شود، مسئولین هر دو کشور با آگاهی و خردمندی لازم، یک موضوع ساده سیاسی را به یک مساله پیچیده قومیتی تبدیل نکنند.

#ایران
#آذربایجان
#نزاع
#قومیت
#چندفرهنگی_گرایی


https://news.1rj.ru/str/cacpc
ژن فرهنگی چیست؟

علیرضا صادقی، دانشیار برنامه درسی و آموزش چندفرهنگی دانشگاه علامه
...................‌.‌‌‌‌‌............

یکی دو سال پیش در قالب یک نشست علمی در خدمت استاد دکتر داریوش فرهود، پدر علم ژنتیک ایران بودم. ایشان علاوه بر این که در حوزه ژنتیک صاحب نظر و صاحب ایده و نظریه هستند، در حوزه های فرهنگی، تاریخی و مردم شناسی ایران و ایرانیان هم صاحب نظرند. به معنای واقعی متخصص ذو ابعاد هستند.

در آن نشست ایشان تبیین کردند که ژن خاورمیانه، ژن داعشی شده و از ژن بخشندگی آنها کم شده است. برای اولین بار از زبان یک متخصص علوم زیستی، ارتباط و یا نسبت میان یک پدیده زیستی(ژن) را با یک پدیده اجتماعی - سیاسی(داعش) را می شنیدم.

این موضوع از یک جهت برای من جالب و از سوی دیگر غیر قابل فهم بود. نمی توانستم درک کنم که چگونه یک موضوع زیستی می تواند موضوع اجتماعی هم باشد؟ در آن نشست یکی از روانشناسان معروف و از چهره های روانشناسی تلویزیونی شدیدا به استاد فرهود تاخت که این چه مهملاتی است؟! این چه معنی دارد که جامعه ایران و خاورمیانه داعشی شده است؟! هر چند از نوع بیان این روانشناس تلویزیونی نسبت به دکتر فرهود ناراحت بودم اما با نظر ایشان همدلی می کردم و تصور نمی کردم که ژن هم می تواند فرهنگی و متاثر از فرهنگ باشد.

این مساله همواره در ذهنم وجود داشت، به ویژه اینکه دکتر فرهود را یک آدم فرهیخته می شناختم و باور داشتم مطلبی که برای ایشان تایید نشده باشد، به زبان نمی راند. به بررسی های خود ادامه دادم تا اینکه متوجه شدم، در این خصوص پژوهش های مختلفی از سالیان دور وجود دارد و پرسش خیلی از متخصصان ژنتیک و فرهنگ شناسان بوده است.

اخیرا افرادی که در حوزه علوم اعصاب، به ویژه اعصاب تربیتی کار می کنند هم، به این موضوع باور دارند که ژن ها، فرهنگی هستند. بدین معنا که فرهنگ جمعی می تواند روی نوع ژن افراد تاثیر بگذارد. همان گونه که نوع ژن افراد در رفتار و منش فرد تاثیر دارد.

طرفداران نظریه ژن فرهنگی معتقدند، به مرور زمان ژن زیستی انسان ها بر اساس نوع فرهنگ جامعه می تواند تغییر یابد. منفی و یا مثبت شود. در این خصوص مثال هایی از تغییر ژن افسردگی جوامع شرق آسیا تا ژن بدگمانی اروپای غربی، ژن تنبلی برخی از کشورها و تغییر مثبت آنها در مقالات علمی و کتاب های مختلف آمده است(علاقه مندان به منابعی که در پایان می آید، مراجعه کنند).

از سوی دیگر طرفداران تاثیر ژنتیک بر روی فرهنگ معتقدند که همه رفتارها و کردارهای بنی بشر صرفا متاثر از ژن آنهاست. تا جاییکه نوعی جبرگرایی را در ذهن متبادر می سازد؛ هر فعلی که فرد انجام می دهد بسته به وجود ژن هایی است که فرد را تحت سیطره خود گرفته است.

در میان این دو نظریه، نظریه ژن فرهنگی معتقد است هم ژن ها بر روی رفتار فرد تاثیر گذارند و هم فرهنگ می تواند ساختار ژنی افراد را تحت تاثیر قرار دهد. یعنی محیط فرهنگی چنان اثری دارد که حتی می تواند بر یاخته ها، نوع سلول ها و به بیان بهتر به نوع ساختار ژنی افراد تاثیر گذار باشد. دلالت این نظریه می تواند این باشد که هر مقدار بر روی فرهنگ کار کنیم، تاثیر زیستی آن را بر روی اندام و اعضای ژنی فرد هم نیز خواهیم دید. خواه مثبت باشد، خواه منفی.

با این استدلال نظریه داعشی شدن ژن توسط دکتر فرهود قابل پذیرش به نظر می رسد. وجود جنگ ها، نزاع ها، کودتاها، عدم پذیرش دیگری در جغرافیای خاورمیانه می تواند موید این موضوع باشد. همان طور که در مثال های قبلی، تغییر ژنوم افسردگی، بدگمانی و تنبلی به سرخوشی، خوش گمانی و پویایی هم می تواند مثال های مثبت تغییر ژنوم فرهنگی افراد تلقی شود. با این ادعا، شاید وجود بحران های زیست محیطی، بحران های اجتماعی - سیاسی و نظامی در خاورمیانه هم می تواند با تهی شدن ژن های فرهنگی و نخبگی خاورمیانه و ایران ارتباط داشته باشد. ضمن این که وجود چنین بحران هایی می تواند در قالب کوچ ژن های فرهنگی مثبت و ژن های نخبگی از این مرز و بوم تصور شود و به صورت متقابل، تهی شدن کشور از چنین ژن هایی، مشکلاتی را در جهت حل مسایل مختلف زیستی، اجتماعی، سیاسی و حتی امنیتی را به همراه آورده است.


منابع برای مطالعه بیشتر:
https://www.google.com/amp/s/www.asriran.com/fa/amp/news/665568

https://www.irna.ir/amp/83298087/

- ژنتیک رفتار و فرهنگ(علی متولی زاده)

- مروری بر راز DNA، ژن به عنوان یک آیکون فرهنگی(رضا شجیع)

- زباهنگ(رویکردی نوین در بررسی ژن های فرهنگی ایرانیان): شیما ابراهیمی و رضا پیش قدم

- دیدگاه برنامه درسی کثرت گرایی شناختی(دکتر علی نوری)
................

#ژن_فرهنگی
#پروفسور_فرهود
#فرهنگ
#هوش_فرهنگی
#صادقی

@cacpc