🌐دکتر هاشم آقاجری: 200 سال است مسأله ای را حل نکرده ایم، ساختارهای ما اکنون دارای یک کمپلکسِ پروبلماتیک هستند
♦️ اتخاد رهیافت و رویکرد ساختارکنش گرا در منظر تاریخی که در آن نه ساختارها و نه عاملیت انسانی، مطلق هستند و در واقع این دو دارای یک رابطه غیر ثابت و دیالکتیکی مبتنی بر لحظه تاریخی اند و نتایج، برآیند این رابطه است می تواند توجیه گر شرایط تاریخی و کنونی ما و احیاناً دست یابی به راه حلها باشد.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
♦️ اتخاد رهیافت و رویکرد ساختارکنش گرا در منظر تاریخی که در آن نه ساختارها و نه عاملیت انسانی، مطلق هستند و در واقع این دو دارای یک رابطه غیر ثابت و دیالکتیکی مبتنی بر لحظه تاریخی اند و نتایج، برآیند این رابطه است می تواند توجیه گر شرایط تاریخی و کنونی ما و احیاناً دست یابی به راه حلها باشد.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌐 دکتر صادق زیباکلام: نسلی که به وجود آمده پر از خشم است. من از همه کسانی که پر از خشم،دشمنی، نفرت و تخریب اند می ترسم.
♦️ شما یک آجر نشان من بدهید که ابوبکر بغدادی ساخت. من از این تفکر می ترسم. از تفکر تخریب، تفکری که ساختن نیاموخته است.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
♦️ شما یک آجر نشان من بدهید که ابوبکر بغدادی ساخت. من از این تفکر می ترسم. از تفکر تخریب، تفکری که ساختن نیاموخته است.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 دکتر رضا داوری اردکانی / ایران و مسائل و مشکلاتش
🔹 بخش هفتم / اروپا آسان اروپا نشده است. متأسفانه ما هرگز برنامه نداشته ایم و متصدیان امور و حتی دانشمندانمان به آینده چندان توجه نکرده اند
🔹هر قوم و مردمی راه توسعه و پیشرفت را باید با درک شرایط خاص خود بگشایند و با توان و دانش خود آن را هموار سازند
♦️ سرمقاله نشریه فرهنگستان علوم : چنانکه اشاره شد اجتماعات بشری همواره مشکل و درد و بیماری و جنگ و قحطی و انواع بلایای دیگر داشته اند اما این مشکل ها برایشان مسئله نبوده و مسئله نمی شده است زیرا آنها خود را مأمور و مسئول ساختن جهان و آینده آن نمی دانستند و مشکل آشفتگی اقتصادی اجتماعی و فرهنگی کشور نداشتند بلکه صرفاً در رفع مشکلاتی که در زندگی هرروزی برایشان پیش می آمد، تلاش می کردند. آنها نه مدعی قانونگذاری بودند نه فکر میکردند که میتوانند فقر و بیماری و مرگ را از میان بردارند.
♦️در عالم جدید و متجدد آدمی در یک عهد تاریخی به عهده گرفته است که نظام زندگی را با طرحی که درمی اندازد برای خود بسازد. با این عهد چشم اندازی فراروی او قرار گرفته است که با درد و همت و اضطراب و غوغای درون می توان به سوی آن رفت. اروپا آسان اروپا نشده است. کسی که فلسفه و هنر و ادب و سیاست و علم و تکنولوژیش را بشناسد درمی یابد که در این چهارصد سال در آنجا چه گذشته است. در این راه و مسیر همواره تعارض ها و مشکل های تازه پدید می آمده و برای رفعشان سعی می شده است. سعی و اندیشه چگونه از سر راه برداشتن مشکل، طرح مسئله است یا به طرح مسئله می رسد.
♦️گفته شد که از جمله اولین مسائل تاریخی و اجتماعی فقر است. فقر همیشه بوده است اما در انقلاب فرانسه فقر مسئله می شود. از اوصاف ذاتی مسئله اجتماعی و تاریخی ملازم بودنش با اراده و عمل است. مسئله اجتماعی و تاریخی را با نظر صرف نمی توان حل کرد بلکه حل آن به اراده و کوشش نیاز دارد، یعنی وقتی می توان به مسئله رسید که صرف همت و کوشش برای رفع مشکل ها با فهم مناسب جمع شود. وقتی این شرایط فراهم باشد می توان برای آینده برنامه تدوین کرد.
♦️در دوره اخیر تاریخ تجدد برنامه داشتن یک ضرورت شده است. متأسفانه ما هرگز برنامه نداشته ایم و متصدیان امور و حتی دانشمندانمان به آینده چندان توجه نکرده اند. یک وجه آن هم اینست که ما می خواهیم به جایی برسیم که هم اکنون کشورهای توسعه یافته به آنجا رسیده اند. یعنی آینده ما، اکنون و بخشی از گذشته جهان متجدد یا منزلی است که قطار تاریخ تجدد قبلاً به آنجا رسیده است. چیزی که شاید به آن کمتر فکر می کنیم اینست که غرب جدید با تفکر و همت در مسیر دشوار تاریخ خود به قدرتی که امروز در علم و تکنیک متمکن شده رسیده است.
♦️تب و تاب و کشمکشی که در فلسفه و شعر و ادب دوران تجدد می بینیم، صورت ایده آلیزه درام تاریخ جدید و مظهر تلاش و سرسختی اراده برای ساختن جهانی است که در آن نظم و قانون بشری حکمفرماست. باید اندکی با این تاریخ آشنا شد یا به هر طریق راهی به فهم غالب و خرد راهگشا در تجدد پیدا کرد تا شاید بدون آزمودن درد تفکر و اراده آینده بین اروپای چهارصد سال اخیر، گامی در راه پیشرفت برداشت.
♦️در آغاز عصر پیروی کشورها از غرب متجدد، گمان این بود که راه رفته غرب کارها را آسان کرده و با استفاده از تجربه تاریخ تجدد می توان راه توسعه را به سرعت پیمود. غافل از اینکه هر قوم و مردمی راه توسعه و پیشرفت را باید با درک شرایط خاص خود بگشایند و با توان و دانش خود آن را هموار سازند. پس باید شرایط راهگشایی و راهپیمایی را بشناسند و البته چشم اندازی هم پیش رویشان باشد که عزم و تصمیم رفتن به سوی آن داشته باشند.
♦️ما در شرایط تاریخی یکصد سال اخیر هم نگاهی به مدرنیته داشته ایم و هم تعلقات دینی و سنتی و انتظار و امید گشایش عهد دینی را نگاه داشته ایم. در اروپا هم این دو نگاه بود. با این تفاوت که ما مرزها را حفظ کردیم و دیالوگی میان دو وجهه نظر روی نداد اما در اروپا جدال فکری و تاریخی در ارواح و جان ها درگرفت و شاید حتی بتوان گفت که تاریخ غربی در این و با این جدال فکری و عملی قوام یافت.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🔹 بخش هفتم / اروپا آسان اروپا نشده است. متأسفانه ما هرگز برنامه نداشته ایم و متصدیان امور و حتی دانشمندانمان به آینده چندان توجه نکرده اند
🔹هر قوم و مردمی راه توسعه و پیشرفت را باید با درک شرایط خاص خود بگشایند و با توان و دانش خود آن را هموار سازند
♦️ سرمقاله نشریه فرهنگستان علوم : چنانکه اشاره شد اجتماعات بشری همواره مشکل و درد و بیماری و جنگ و قحطی و انواع بلایای دیگر داشته اند اما این مشکل ها برایشان مسئله نبوده و مسئله نمی شده است زیرا آنها خود را مأمور و مسئول ساختن جهان و آینده آن نمی دانستند و مشکل آشفتگی اقتصادی اجتماعی و فرهنگی کشور نداشتند بلکه صرفاً در رفع مشکلاتی که در زندگی هرروزی برایشان پیش می آمد، تلاش می کردند. آنها نه مدعی قانونگذاری بودند نه فکر میکردند که میتوانند فقر و بیماری و مرگ را از میان بردارند.
♦️در عالم جدید و متجدد آدمی در یک عهد تاریخی به عهده گرفته است که نظام زندگی را با طرحی که درمی اندازد برای خود بسازد. با این عهد چشم اندازی فراروی او قرار گرفته است که با درد و همت و اضطراب و غوغای درون می توان به سوی آن رفت. اروپا آسان اروپا نشده است. کسی که فلسفه و هنر و ادب و سیاست و علم و تکنولوژیش را بشناسد درمی یابد که در این چهارصد سال در آنجا چه گذشته است. در این راه و مسیر همواره تعارض ها و مشکل های تازه پدید می آمده و برای رفعشان سعی می شده است. سعی و اندیشه چگونه از سر راه برداشتن مشکل، طرح مسئله است یا به طرح مسئله می رسد.
♦️گفته شد که از جمله اولین مسائل تاریخی و اجتماعی فقر است. فقر همیشه بوده است اما در انقلاب فرانسه فقر مسئله می شود. از اوصاف ذاتی مسئله اجتماعی و تاریخی ملازم بودنش با اراده و عمل است. مسئله اجتماعی و تاریخی را با نظر صرف نمی توان حل کرد بلکه حل آن به اراده و کوشش نیاز دارد، یعنی وقتی می توان به مسئله رسید که صرف همت و کوشش برای رفع مشکل ها با فهم مناسب جمع شود. وقتی این شرایط فراهم باشد می توان برای آینده برنامه تدوین کرد.
♦️در دوره اخیر تاریخ تجدد برنامه داشتن یک ضرورت شده است. متأسفانه ما هرگز برنامه نداشته ایم و متصدیان امور و حتی دانشمندانمان به آینده چندان توجه نکرده اند. یک وجه آن هم اینست که ما می خواهیم به جایی برسیم که هم اکنون کشورهای توسعه یافته به آنجا رسیده اند. یعنی آینده ما، اکنون و بخشی از گذشته جهان متجدد یا منزلی است که قطار تاریخ تجدد قبلاً به آنجا رسیده است. چیزی که شاید به آن کمتر فکر می کنیم اینست که غرب جدید با تفکر و همت در مسیر دشوار تاریخ خود به قدرتی که امروز در علم و تکنیک متمکن شده رسیده است.
♦️تب و تاب و کشمکشی که در فلسفه و شعر و ادب دوران تجدد می بینیم، صورت ایده آلیزه درام تاریخ جدید و مظهر تلاش و سرسختی اراده برای ساختن جهانی است که در آن نظم و قانون بشری حکمفرماست. باید اندکی با این تاریخ آشنا شد یا به هر طریق راهی به فهم غالب و خرد راهگشا در تجدد پیدا کرد تا شاید بدون آزمودن درد تفکر و اراده آینده بین اروپای چهارصد سال اخیر، گامی در راه پیشرفت برداشت.
♦️در آغاز عصر پیروی کشورها از غرب متجدد، گمان این بود که راه رفته غرب کارها را آسان کرده و با استفاده از تجربه تاریخ تجدد می توان راه توسعه را به سرعت پیمود. غافل از اینکه هر قوم و مردمی راه توسعه و پیشرفت را باید با درک شرایط خاص خود بگشایند و با توان و دانش خود آن را هموار سازند. پس باید شرایط راهگشایی و راهپیمایی را بشناسند و البته چشم اندازی هم پیش رویشان باشد که عزم و تصمیم رفتن به سوی آن داشته باشند.
♦️ما در شرایط تاریخی یکصد سال اخیر هم نگاهی به مدرنیته داشته ایم و هم تعلقات دینی و سنتی و انتظار و امید گشایش عهد دینی را نگاه داشته ایم. در اروپا هم این دو نگاه بود. با این تفاوت که ما مرزها را حفظ کردیم و دیالوگی میان دو وجهه نظر روی نداد اما در اروپا جدال فکری و تاریخی در ارواح و جان ها درگرفت و شاید حتی بتوان گفت که تاریخ غربی در این و با این جدال فکری و عملی قوام یافت.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 دکتر رضا داوری اردکانی : دیر یا زود باید دیالوگی میان دو وجهه نظری مدرنیته و تعلقات دینی و سنتی در کشور شکل بگیرد
♦️ ما در شرایط تاریخی یکصد سال اخیر هم نگاهی به مدرنیته داشته ایم و هم تعلقات دینی و سنتی و انتظار و امید گشایش عهد دینی را نگاه داشته ایم. در اروپا هم این دو نگاه بود. با این تفاوت که ما مرزها را حفظ کردیم و دیالوگی میان دو وجهه نظر روی نداد اما در اروپا جدال فکری و تاریخی در ارواح و جان ها درگرفت و شاید حتی بتوان گفت که تاریخ غربی در این و با این جدال فکری و عملی قوام یافت.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
♦️ ما در شرایط تاریخی یکصد سال اخیر هم نگاهی به مدرنیته داشته ایم و هم تعلقات دینی و سنتی و انتظار و امید گشایش عهد دینی را نگاه داشته ایم. در اروپا هم این دو نگاه بود. با این تفاوت که ما مرزها را حفظ کردیم و دیالوگی میان دو وجهه نظر روی نداد اما در اروپا جدال فکری و تاریخی در ارواح و جان ها درگرفت و شاید حتی بتوان گفت که تاریخ غربی در این و با این جدال فکری و عملی قوام یافت.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 دکتر محسن رنانی استاد دانشگاه اصفهان: هیچ فرصتی را «برای ازدست دادن فرصت» از دست نداده ایم/ ساختاردنیای آینده با دنیای چهل سالهای که ما با آن خوگرفته بودیم کاملا متفاوت است
🔹 نظام را برای افق گشایی یاری کنیم
♦️ چهل سال تورم مستمر و بحران اقتصادی دهه اخیر که منجر به تخریب طبقه متوسط کشور شده است، جمعیت کارگری ما را شدیدا افزایش داده است. و چه بسیار دانشآموختگان دانشگاهی که اکنون تحت فشار زندگی، لباس کارگری به تن کرده اند تا با عزت نفس روزگار بگذرانند.
♦️ در سالهای پس از انقلاب برای کارگران تشکلهای صوریِ حکومتی درست کردیم و تمام تشکلهای مستقل آنان را قلعوقمع کردیم و آنان را بی دفاع گذاشتیم تا زبان اعتراض نداشته باشند و کسی نباشد تا از حقوقشان دفاع کند؛ تا پساندازها سرمایههایشان در صندوقهای بیمه بازیچه دولتها بشود؛ تا قدرت خرید دستمزدهایشان هر روز پایین بیاید؛ تا علیرغم افزایش تعدادشان، سهمشان از کیک درآمد ملی کاهش یابد.
♦️اگر یک کارگر، قبل از انقلاب با ۲۴ سال قسط دادن میتوانست صاحب خانه شود، اکنون در سال ۱۳۹۸ باید ۱۳۷ سال قسط بدهد تا صاحب خانه شود؛ اگر در سال ۵۸ با پسانداز ۱۳ ماه دستمزدش میتوانست یک پیکان بخرد اکنون در سال ۹۸ با ۴۶ ماه دستمزدش میتواند یک پراید بخرد. اگر در سال ۵۷ با یک ماه حقوقش میتوانست ۱۲ گرم طلا بخرد اکنون با یک ماه حقوقش تنها میتواند ۳ و نیم گرم طلا بخرد. در یک جمله، سفره یک خانواده کارگری اکنون حدود یک چهارم سفره او در اوایل انقلاب است.
♦️ آری، اینها چکیده دستاوردهای ماست در این چهل سال برای کارگرانمان. تورم بالاتر و کوچکتر شدن سفره کارگران و انفجاری تر شدن نیروی اعتراضات بعدی خواهد بود. آیا گوش شنوایی هست؟ آیا عزمی برای خروج کشور از این بنبستهای استخوان سوز هست؟
♦️تحلیل کردهام که چرا ضروری است که نظام سیاسی هر چه سریعتر دست به افقگشایی در حوزههای مختلف بزند و با اتخاذ تصمیمات دشوار و جراحیهای سخت، کشور را آماده ورود به دنیای پساکرونایی کند. تاریخ چهل ساله گذشته نشان داده است که جمهوری اسلامی همواره هیچ فرصتی را «برای ازدست دادن فرصت» از دست نمیدهد. امیدوارم اینبار فرصتی را که کرونا در اختیار آنها قرار داده است، ضایع نکنند.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🔹 نظام را برای افق گشایی یاری کنیم
♦️ چهل سال تورم مستمر و بحران اقتصادی دهه اخیر که منجر به تخریب طبقه متوسط کشور شده است، جمعیت کارگری ما را شدیدا افزایش داده است. و چه بسیار دانشآموختگان دانشگاهی که اکنون تحت فشار زندگی، لباس کارگری به تن کرده اند تا با عزت نفس روزگار بگذرانند.
♦️ در سالهای پس از انقلاب برای کارگران تشکلهای صوریِ حکومتی درست کردیم و تمام تشکلهای مستقل آنان را قلعوقمع کردیم و آنان را بی دفاع گذاشتیم تا زبان اعتراض نداشته باشند و کسی نباشد تا از حقوقشان دفاع کند؛ تا پساندازها سرمایههایشان در صندوقهای بیمه بازیچه دولتها بشود؛ تا قدرت خرید دستمزدهایشان هر روز پایین بیاید؛ تا علیرغم افزایش تعدادشان، سهمشان از کیک درآمد ملی کاهش یابد.
♦️اگر یک کارگر، قبل از انقلاب با ۲۴ سال قسط دادن میتوانست صاحب خانه شود، اکنون در سال ۱۳۹۸ باید ۱۳۷ سال قسط بدهد تا صاحب خانه شود؛ اگر در سال ۵۸ با پسانداز ۱۳ ماه دستمزدش میتوانست یک پیکان بخرد اکنون در سال ۹۸ با ۴۶ ماه دستمزدش میتواند یک پراید بخرد. اگر در سال ۵۷ با یک ماه حقوقش میتوانست ۱۲ گرم طلا بخرد اکنون با یک ماه حقوقش تنها میتواند ۳ و نیم گرم طلا بخرد. در یک جمله، سفره یک خانواده کارگری اکنون حدود یک چهارم سفره او در اوایل انقلاب است.
♦️ آری، اینها چکیده دستاوردهای ماست در این چهل سال برای کارگرانمان. تورم بالاتر و کوچکتر شدن سفره کارگران و انفجاری تر شدن نیروی اعتراضات بعدی خواهد بود. آیا گوش شنوایی هست؟ آیا عزمی برای خروج کشور از این بنبستهای استخوان سوز هست؟
♦️تحلیل کردهام که چرا ضروری است که نظام سیاسی هر چه سریعتر دست به افقگشایی در حوزههای مختلف بزند و با اتخاذ تصمیمات دشوار و جراحیهای سخت، کشور را آماده ورود به دنیای پساکرونایی کند. تاریخ چهل ساله گذشته نشان داده است که جمهوری اسلامی همواره هیچ فرصتی را «برای ازدست دادن فرصت» از دست نمیدهد. امیدوارم اینبار فرصتی را که کرونا در اختیار آنها قرار داده است، ضایع نکنند.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 دکتر رضا داوری اردکانی / ایران و مسائل و مشکلاتش
🔹 بخش هشتم / برای ساختن تمدن نوین اسلامی قاعدتاً باید دین و مدرنیته را با هم جمع کرد، زندگی کردن میان دو جهان مشکل بزرگ ما و معمای تاریخ معاصر است
🔹 ما نظم اداری و آموزشی و سازمان ها و شیوه زندگی را از غرب وام کرده ایم. باید آن وام کرده ها را با توجه به شرایط تاریخیمان در جای مناسب قرار دهیم
🔹 عقل تجدد، مطلق عقل و عقل مطلق نیست و اگر مردمی واجد آن نباشند نمیتوان بی خردشان دانست. اما خرد قدیم خرد توسعه نیست.
♦️ سرمقاله نشریه فرهنگستان علوم: در این میان سخن خوب دیگری هم به میان آمده است و آن سخن تمدن نوین اسلامی است. برای ساختن این تمدن قاعدتاً باید دین و مدرنیته را با هم جمع کرد و با اندیشیدن به طرح آینده لااقل به یاد تجدد آورد که دارد با افق های باز خداحافظی می کند ولی توجه داشته باشیم که بنای نظام الهی و قدسی جز با رسوخ در توحید و آزادی از تعلقات دنیای جدید و کسب ملکات فاضله و مکارم اخلاق، در عین آشنایی نزدیک با جهان جدید و آزادی از آن که نمی دانیم چگونه ممکن است متصوّر نمی شود.
♦️ زندگی کردن میان دو جهان مشکل بزرگ ما و معمای تاریخ معاصر است ولی متأسفانه ما هم کمتر صبر داریم و نمی دانیم و نمی خواهیم بدانیم که راه تاریخ را باید با درد تفکر و جسارت در عمل گشود و پیمود. ما امروز به هر جا بخواهیم برویم باید از همین جا که ایستاده ایم آغاز کنیم.
♦️ اکنون، اقتصاد ما پریشان است. سازمان های اداریمان کارایی و توانایی ندارند. علممان تمرین پژوهش شده است. بانک و بازارمان بلاتکلیف و فاسد است. اعتماد عمومی از میان رفته و احساس تنهایی کم کم دارد همه جا را می گیرد. در این شرایط چگونه میتوان از امید و آینده سخن گفت.
♦️ وقتی کوشش نمی شود که از فرو رفتن در باتلاق فساد که همه چیز را در خود می کشد جلوگیری کنند، چگونه می توان به مقصد صلح و صلاح و آزادی و عدالت رسید. اگر کار به مدد مبدأ غیبی باید صورت گیرد دیگر به سیاست چندان نیاز نیست یا به قدرت و قهر سیاسی تکیه نباید کرد و سیاست آماده گر را باید پیش گرفت.
♦️ در هوای جهل و غرور و تعصّب هیچ جهانی ساخته نمی شود. متجددان هم با اراده به اصلاح و درک وجهی از صلاح و رعایت نظم بنای جهان علم و تکنولوژی و سیاست پیشرفت و توسعه را گذاشته و وقتی در راه تاریخ خود با مسائل مواجه شده، کوشیده اند که آنها را حل کنند.
♦️ ما نیز که نظم اداری و آموزشی و سازمان ها و شیوه زندگی را از غرب وام کرده ایم. باید با توجه به آنچه در جهان جدید روی داده است یاد بگیریم که آن وام کرده ها را با توجه به شرایط تاریخیمان در جای مناسب قرار دهیم و تأمل کنیم که با چه برنامه سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و با کدام سازمان اداری و مدرسه و دانشگاه و با چه روحیه و اخلاقی می توان بر انبوه و انباشته ای از مشکلات تاریخی دویست سیصد ساله غلبه کرد.
♦️ اروپاییانی که ما را سست عهد و متظاهر و بی حمیت و چاپلوس و تسلیم قهر و استبداد خواندهاند، خود و فهم و خرد خود را میزان قرار داده و ما را محروم و دور از خرد عملی پدید آمده در دوران جدید یافته و به بی خردی منسوب کرده اند. درست است که اروپای متجدد از خردی بهره داشته و هنوز هم کم و بیش بهره دارد که جهان پیش از تجدد آن را نمی شناخته است اما این بدان معنی نیست که دوران پیش از تجدد با خرد آشنایی و انس نداشته است.
♦️ عقل تجدد، مطلق عقل و عقل مطلق نیست و اگر مردمی واجد آن نباشند نمیتوان بی خردشان دانست. اما از آنجا که خرد قدیم خرد توسعه نیست. برای رفتن در راه تجدد باید از عقل جدید راهنمایی خواست. به خصوص که این عقل، عقل قدیم را به تاریکی افکنده و تا حدودی از اثر انداخته است و تا زمانی که راه و منزل دیگری در افق آینده ظاهر نشود نمی توان از راه توسعه روگرداند یعنی وقتی چشم اندازی نباشد و مردمان به راه تجدد و نظام مصرف آن بستگی پیدا کرده باشند، انصاف نیست که خرد پشتوانه سیاست و اقتصاد جدید و علم بزرگ تکنولوژیک با بی باکی تحقیر شود.
♦️ اکنون همه جهان برای پیشرفت و توسعه به آن خرد نیاز دارد و دست یافتن به آن البته آسان نیست. تکرار این معنی لازم است که اولین شرط این دست یافتن شناخت خود و درک و توان موجود و آشنایی با ماهیت و شأن و جایگاه و قدرت خرد کارساز است.
♦️ ما در دوران پیش از تجدد با خرد دیگری آشنا بوده ایم. آن خرد مستقیماً گفتار و رفتار عمومی را سامان نمی داده و خلق و خوی مردمان را راه نمی برده است. احکام و رسوم شریعت هم برای اینکه حسن رفتار و اخلاق عمومی را ضمان شود باید پیروان را به اصل و آغاز متذکر سازد و به راه معرفت ببرد وگرنه صرف اعتقادات و آداب و مناسک ضامن پایبندی به راستی و درستی در گفتار و کردار نمی شود.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🔹 بخش هشتم / برای ساختن تمدن نوین اسلامی قاعدتاً باید دین و مدرنیته را با هم جمع کرد، زندگی کردن میان دو جهان مشکل بزرگ ما و معمای تاریخ معاصر است
🔹 ما نظم اداری و آموزشی و سازمان ها و شیوه زندگی را از غرب وام کرده ایم. باید آن وام کرده ها را با توجه به شرایط تاریخیمان در جای مناسب قرار دهیم
🔹 عقل تجدد، مطلق عقل و عقل مطلق نیست و اگر مردمی واجد آن نباشند نمیتوان بی خردشان دانست. اما خرد قدیم خرد توسعه نیست.
♦️ سرمقاله نشریه فرهنگستان علوم: در این میان سخن خوب دیگری هم به میان آمده است و آن سخن تمدن نوین اسلامی است. برای ساختن این تمدن قاعدتاً باید دین و مدرنیته را با هم جمع کرد و با اندیشیدن به طرح آینده لااقل به یاد تجدد آورد که دارد با افق های باز خداحافظی می کند ولی توجه داشته باشیم که بنای نظام الهی و قدسی جز با رسوخ در توحید و آزادی از تعلقات دنیای جدید و کسب ملکات فاضله و مکارم اخلاق، در عین آشنایی نزدیک با جهان جدید و آزادی از آن که نمی دانیم چگونه ممکن است متصوّر نمی شود.
♦️ زندگی کردن میان دو جهان مشکل بزرگ ما و معمای تاریخ معاصر است ولی متأسفانه ما هم کمتر صبر داریم و نمی دانیم و نمی خواهیم بدانیم که راه تاریخ را باید با درد تفکر و جسارت در عمل گشود و پیمود. ما امروز به هر جا بخواهیم برویم باید از همین جا که ایستاده ایم آغاز کنیم.
♦️ اکنون، اقتصاد ما پریشان است. سازمان های اداریمان کارایی و توانایی ندارند. علممان تمرین پژوهش شده است. بانک و بازارمان بلاتکلیف و فاسد است. اعتماد عمومی از میان رفته و احساس تنهایی کم کم دارد همه جا را می گیرد. در این شرایط چگونه میتوان از امید و آینده سخن گفت.
♦️ وقتی کوشش نمی شود که از فرو رفتن در باتلاق فساد که همه چیز را در خود می کشد جلوگیری کنند، چگونه می توان به مقصد صلح و صلاح و آزادی و عدالت رسید. اگر کار به مدد مبدأ غیبی باید صورت گیرد دیگر به سیاست چندان نیاز نیست یا به قدرت و قهر سیاسی تکیه نباید کرد و سیاست آماده گر را باید پیش گرفت.
♦️ در هوای جهل و غرور و تعصّب هیچ جهانی ساخته نمی شود. متجددان هم با اراده به اصلاح و درک وجهی از صلاح و رعایت نظم بنای جهان علم و تکنولوژی و سیاست پیشرفت و توسعه را گذاشته و وقتی در راه تاریخ خود با مسائل مواجه شده، کوشیده اند که آنها را حل کنند.
♦️ ما نیز که نظم اداری و آموزشی و سازمان ها و شیوه زندگی را از غرب وام کرده ایم. باید با توجه به آنچه در جهان جدید روی داده است یاد بگیریم که آن وام کرده ها را با توجه به شرایط تاریخیمان در جای مناسب قرار دهیم و تأمل کنیم که با چه برنامه سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و با کدام سازمان اداری و مدرسه و دانشگاه و با چه روحیه و اخلاقی می توان بر انبوه و انباشته ای از مشکلات تاریخی دویست سیصد ساله غلبه کرد.
♦️ اروپاییانی که ما را سست عهد و متظاهر و بی حمیت و چاپلوس و تسلیم قهر و استبداد خواندهاند، خود و فهم و خرد خود را میزان قرار داده و ما را محروم و دور از خرد عملی پدید آمده در دوران جدید یافته و به بی خردی منسوب کرده اند. درست است که اروپای متجدد از خردی بهره داشته و هنوز هم کم و بیش بهره دارد که جهان پیش از تجدد آن را نمی شناخته است اما این بدان معنی نیست که دوران پیش از تجدد با خرد آشنایی و انس نداشته است.
♦️ عقل تجدد، مطلق عقل و عقل مطلق نیست و اگر مردمی واجد آن نباشند نمیتوان بی خردشان دانست. اما از آنجا که خرد قدیم خرد توسعه نیست. برای رفتن در راه تجدد باید از عقل جدید راهنمایی خواست. به خصوص که این عقل، عقل قدیم را به تاریکی افکنده و تا حدودی از اثر انداخته است و تا زمانی که راه و منزل دیگری در افق آینده ظاهر نشود نمی توان از راه توسعه روگرداند یعنی وقتی چشم اندازی نباشد و مردمان به راه تجدد و نظام مصرف آن بستگی پیدا کرده باشند، انصاف نیست که خرد پشتوانه سیاست و اقتصاد جدید و علم بزرگ تکنولوژیک با بی باکی تحقیر شود.
♦️ اکنون همه جهان برای پیشرفت و توسعه به آن خرد نیاز دارد و دست یافتن به آن البته آسان نیست. تکرار این معنی لازم است که اولین شرط این دست یافتن شناخت خود و درک و توان موجود و آشنایی با ماهیت و شأن و جایگاه و قدرت خرد کارساز است.
♦️ ما در دوران پیش از تجدد با خرد دیگری آشنا بوده ایم. آن خرد مستقیماً گفتار و رفتار عمومی را سامان نمی داده و خلق و خوی مردمان را راه نمی برده است. احکام و رسوم شریعت هم برای اینکه حسن رفتار و اخلاق عمومی را ضمان شود باید پیروان را به اصل و آغاز متذکر سازد و به راه معرفت ببرد وگرنه صرف اعتقادات و آداب و مناسک ضامن پایبندی به راستی و درستی در گفتار و کردار نمی شود.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 دکتر رضا داوری اردکانی: برای ساختن تمدن نوین اسلامی قاعدتاً باید دین و مدرنیته را با هم جمع کرد، زندگی کردن میان دو جهان مشکل بزرگ ما و معمای تاریخ معاصر است
♦️ما نظم اداری و آموزشی و سازمان ها و شیوه زندگی را از غرب وام کرده ایم. باید آن وام کرده ها را با توجه به شرایط تاریخیمان در جای مناسب قرار دهیم
♦️ عقل تجدد، مطلق عقل و عقل مطلق نیست و اگر مردمی واجد آن نباشند نمیتوان بی خردشان دانست. اما خرد قدیم خرد توسعه نیست.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
♦️ما نظم اداری و آموزشی و سازمان ها و شیوه زندگی را از غرب وام کرده ایم. باید آن وام کرده ها را با توجه به شرایط تاریخیمان در جای مناسب قرار دهیم
♦️ عقل تجدد، مطلق عقل و عقل مطلق نیست و اگر مردمی واجد آن نباشند نمیتوان بی خردشان دانست. اما خرد قدیم خرد توسعه نیست.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 دکتر هاشم آقاجری: ایران معاصر و آسیب شناسی پنج راه ناتمام/ در دوسده اخیرمسأله اصلی جامعه ایران چیست؟ آیا می توان به دنبال یک مسأله مشترک گشت؟ و آن مسأله ای است که حل مسائل دیگر درگرو حل آن است، و حل آن شرط لازم حل شدن تمام بحرانهاست و لازم است که محقق گردد
🔹 گزارش دو/ از نشست اصلی ترین مسئله جامعه ایران
♦️ دکتر هاشم آقاجری استاد تاریخ و عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس: ایران به لحاظ تاریخی در دو سده اخیر دارای پنج تجربه قابل تفکیک است.
♦️ یک: پروژه ناتمام اصلاح طلبی نخبه گرایانه از بالا در دوران پیش از مشروطیت که کنشگران آن نخبگانی مانند قائم مقام فراهانی، میرزا تقی خان امیرکبیر، میرزا علی خان امینالدوله، میرزا حسین خان سپهسالار هستند، که این پروژه روشنفکری ناتمام ماند و شکست خورد.
♦️ دو: به دلیل همین شکست و ناتمامی بود که پیشه وران، مردم و طبقات پائین و خارج از الیتِ قدرت اقدام به تحرک برای تحول اما این بار از پائین نمودند و انقلاب مشروطیت شکل گرفت. پروژهِ پروسه انقلاب مشروطیت نیز در طرحهائی مثل دولت ملت سازی، حکومت قانون، تفکیک قانون و حکومت پاسخگو مقداری از راه را طی کرد، اما در میانه راه ناتمام ماند .
♦️ سه: مرحله بعدی کودتای نظامیان قزاق و رضاخان و دیکتاتوری 20 ساله پس از آن است که مردم را از صحنه خارج کرد و به این ترتیب میراث مشروطیت در میانه راه به حاشیه رفته و روح مشروطه خواهی دفن می شود. در این شرایط، مدرنیزاسیون آمرانه و اقتدارگرایانه رضاشاهی برخی از تغییر و تحولات را در ساختارها و سخت افزارهای جامعه ایران ایجاد می کند.
♦️ چهار: پروسه و پروژه بعدی در تاریخ معاصر ما نهضت ملی است که با به میدان آوردن مردم و جهت گیریهای ضد استبدادی و ضد استعماری شکل گرفت و با کودتای 28 مرداد به محاق رفت.
♦️ پنج : پروسه انقلاب ارزشی ضد سلطنتی سال 57 و روندهای اصلاحی درون سیستمی در آن، که باز هم از موضوع ناتمامی به دور نمی ماند.
♦️ علی رغم این تلاشهای تاریخی و تحولاتِ بعضاً غیر همگون، ما امروز شاهد برخی شکاف ها، بحران ها و تضادهای گوناگون هستیم که کم و بیش در تجربیات روزمره قابل دیدن و حس شدن هستند.
♦️ بحران ناکارآمدی سیستمی در حوزه اقتصادی و بیکاری، بحران هویت در حوزه فرهنگ وتضادهای شکل گرفته میان هویت دینی و هویت ملی، بحران دولت ملت سازی، دولت مدرن و ملت مدرن و بحران های اجتماعی و حاشیه نشینی یک از پنج مردم و تضاد طبقاتی بخشی از این شرایط نامساعد هستند.
♦️ مجموعه این شرایط امروز در پیش چشم ماست و در برخورد با آنها ظاهراٌ ابتدا باید به وجود این مشکلات واقف بود و آنها را به رسمیت شناخت و در این کار و تولیدِگفتمان درخصوص آن، بی درنگ بود. باید مسأله اصلی شرایط و بحران های مشترک اخیر را درمتن جریان تاریخی که داشته اند، شناخت. مسأله اصلی، مسأله ای است که حل مسائل دیگر درگرو حل آن است، بدون آنکه مسائل فرعی را در آن تقلیل داد. به بیان دیگر مسأله ای که حل آن شرط لازم حل شدن تمام بحرانهاست ولازم است که محقق گردد.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🔹 گزارش دو/ از نشست اصلی ترین مسئله جامعه ایران
♦️ دکتر هاشم آقاجری استاد تاریخ و عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس: ایران به لحاظ تاریخی در دو سده اخیر دارای پنج تجربه قابل تفکیک است.
♦️ یک: پروژه ناتمام اصلاح طلبی نخبه گرایانه از بالا در دوران پیش از مشروطیت که کنشگران آن نخبگانی مانند قائم مقام فراهانی، میرزا تقی خان امیرکبیر، میرزا علی خان امینالدوله، میرزا حسین خان سپهسالار هستند، که این پروژه روشنفکری ناتمام ماند و شکست خورد.
♦️ دو: به دلیل همین شکست و ناتمامی بود که پیشه وران، مردم و طبقات پائین و خارج از الیتِ قدرت اقدام به تحرک برای تحول اما این بار از پائین نمودند و انقلاب مشروطیت شکل گرفت. پروژهِ پروسه انقلاب مشروطیت نیز در طرحهائی مثل دولت ملت سازی، حکومت قانون، تفکیک قانون و حکومت پاسخگو مقداری از راه را طی کرد، اما در میانه راه ناتمام ماند .
♦️ سه: مرحله بعدی کودتای نظامیان قزاق و رضاخان و دیکتاتوری 20 ساله پس از آن است که مردم را از صحنه خارج کرد و به این ترتیب میراث مشروطیت در میانه راه به حاشیه رفته و روح مشروطه خواهی دفن می شود. در این شرایط، مدرنیزاسیون آمرانه و اقتدارگرایانه رضاشاهی برخی از تغییر و تحولات را در ساختارها و سخت افزارهای جامعه ایران ایجاد می کند.
♦️ چهار: پروسه و پروژه بعدی در تاریخ معاصر ما نهضت ملی است که با به میدان آوردن مردم و جهت گیریهای ضد استبدادی و ضد استعماری شکل گرفت و با کودتای 28 مرداد به محاق رفت.
♦️ پنج : پروسه انقلاب ارزشی ضد سلطنتی سال 57 و روندهای اصلاحی درون سیستمی در آن، که باز هم از موضوع ناتمامی به دور نمی ماند.
♦️ علی رغم این تلاشهای تاریخی و تحولاتِ بعضاً غیر همگون، ما امروز شاهد برخی شکاف ها، بحران ها و تضادهای گوناگون هستیم که کم و بیش در تجربیات روزمره قابل دیدن و حس شدن هستند.
♦️ بحران ناکارآمدی سیستمی در حوزه اقتصادی و بیکاری، بحران هویت در حوزه فرهنگ وتضادهای شکل گرفته میان هویت دینی و هویت ملی، بحران دولت ملت سازی، دولت مدرن و ملت مدرن و بحران های اجتماعی و حاشیه نشینی یک از پنج مردم و تضاد طبقاتی بخشی از این شرایط نامساعد هستند.
♦️ مجموعه این شرایط امروز در پیش چشم ماست و در برخورد با آنها ظاهراٌ ابتدا باید به وجود این مشکلات واقف بود و آنها را به رسمیت شناخت و در این کار و تولیدِگفتمان درخصوص آن، بی درنگ بود. باید مسأله اصلی شرایط و بحران های مشترک اخیر را درمتن جریان تاریخی که داشته اند، شناخت. مسأله اصلی، مسأله ای است که حل مسائل دیگر درگرو حل آن است، بدون آنکه مسائل فرعی را در آن تقلیل داد. به بیان دیگر مسأله ای که حل آن شرط لازم حل شدن تمام بحرانهاست ولازم است که محقق گردد.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 حجه الاسلام دکتر مهراب صادق نیا استادیار دانشگاه ادیان و مذاهب: واقعیّتهای طبیعی از الاهیات می خواهد فروتن باشد
♦️ تا پیش از هالوکاست خاخامها تلاش زیادی داشتند که به یهودیان بفهمانند "ادونای"خیر تمام است و آنها را دوست دارد و همواره درگیر نیازها و مشکلات آنهاست. خدایی که بر اریکهی علم و قدرت نشسته و توان حلّ هر مشکلی را دارد.
♦️ امّا بعد از هالوکاست ماجرا متفاوت شد؛ رنجی که یهودیان در هالوکاست با آن روبرو شدند پرسشهای الاهیاتی آنان را نیز تغییر داده بود.
♦️ از آن پس یهودیان میپرسیدند که "چگونه میتوان همچنان به خدایی ایمان داشت که ما را در این رنج رها کرده است؟" این پرسشِ تازه، سنت دینی یهود و خاخامهای یهودی را وارد الگوی تازهای از الاهیات و دینداری کرد.
♦️ انسانها وقتی با واقعیّتهایی چون رنجهای فراگیرِ طبیعی و اخلاقی روبرو میشوند، پرسشهایشان از دین و نهادهای دینی تغییر میکند. انسانها وقتی با رنجهای گزاف روبرو میشوند به دنبال حضور خدا در میانههای درد خویش هستند.
♦️ پرسشِ "خدا چگونه میتواند هم متعال باشد و هم با این جهانِ نامتعال در ارتباط"؛ جای خود را به این پرسش میدهد، مایی که اینچنین گرفتار رنجیم چگونه میتوانیم به خدایی ایمان بیاوریم که حکیم، خیرخواه، و متعال است؟. یا بهتر است بگویم جای خود را به این پرسش میدهد: "خدا و دین در این شرایط وانفسا کجا هستند و به ما چه کمکی میتوانند بکنند؟"
♦️ واقعیّتهای طبیعی الاهیات و الاهیدانها را فروتن میکند. زلزله، جنگ ... و بیماریهای فراگیر ، الاهیات را از سخن گفتن در بارهی آسمان و راههای آن به زمین میکشاند. اینجاست که عالمان دین باید در کنار انسانِ گرفتار رنج بمانند و نمایندهی او در گفتگوی با خدا باشند.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
♦️ تا پیش از هالوکاست خاخامها تلاش زیادی داشتند که به یهودیان بفهمانند "ادونای"خیر تمام است و آنها را دوست دارد و همواره درگیر نیازها و مشکلات آنهاست. خدایی که بر اریکهی علم و قدرت نشسته و توان حلّ هر مشکلی را دارد.
♦️ امّا بعد از هالوکاست ماجرا متفاوت شد؛ رنجی که یهودیان در هالوکاست با آن روبرو شدند پرسشهای الاهیاتی آنان را نیز تغییر داده بود.
♦️ از آن پس یهودیان میپرسیدند که "چگونه میتوان همچنان به خدایی ایمان داشت که ما را در این رنج رها کرده است؟" این پرسشِ تازه، سنت دینی یهود و خاخامهای یهودی را وارد الگوی تازهای از الاهیات و دینداری کرد.
♦️ انسانها وقتی با واقعیّتهایی چون رنجهای فراگیرِ طبیعی و اخلاقی روبرو میشوند، پرسشهایشان از دین و نهادهای دینی تغییر میکند. انسانها وقتی با رنجهای گزاف روبرو میشوند به دنبال حضور خدا در میانههای درد خویش هستند.
♦️ پرسشِ "خدا چگونه میتواند هم متعال باشد و هم با این جهانِ نامتعال در ارتباط"؛ جای خود را به این پرسش میدهد، مایی که اینچنین گرفتار رنجیم چگونه میتوانیم به خدایی ایمان بیاوریم که حکیم، خیرخواه، و متعال است؟. یا بهتر است بگویم جای خود را به این پرسش میدهد: "خدا و دین در این شرایط وانفسا کجا هستند و به ما چه کمکی میتوانند بکنند؟"
♦️ واقعیّتهای طبیعی الاهیات و الاهیدانها را فروتن میکند. زلزله، جنگ ... و بیماریهای فراگیر ، الاهیات را از سخن گفتن در بارهی آسمان و راههای آن به زمین میکشاند. اینجاست که عالمان دین باید در کنار انسانِ گرفتار رنج بمانند و نمایندهی او در گفتگوی با خدا باشند.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌐 برنامه تلویزیونى «شوکران» / دکتر حمید پارسانیا استاد دانشکده علوماجتماعی دانشگاه تهران: وقتی میگوییم انقلاب رخ داده یعنی یک نظام دانایی از رسمیت افتاده، یک نظام جدیدی با یک رسمیت نوین جهانی مستقر شده است. انقلاب بدون ادامه حیات معرفتی خودش قابل تداوم نیست.
🌐 اگر ما در تبیین معرفت و نظام دانائی انقلاب در داخل شکست بخوریم، خوب پیروزی خارجی چه ارزشی دارد؟!
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 اگر ما در تبیین معرفت و نظام دانائی انقلاب در داخل شکست بخوریم، خوب پیروزی خارجی چه ارزشی دارد؟!
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌐 در محضر علامه جوادی آملی : کشوري که شصت ميليونش باهم دعوا دارند اين کشور چه روي فلاح ميبيند؟!
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌐 استاد رحیم پور ازغدی : شهید مطهری معتقد بود ما قرار نیست حکومت صنفی و آخوندی برقرار کنیم. جمهوری اسلامی عدالتخواه به معنی دقیق کلمه است. به لحاظ برخورداری از مزایای اجتماعی نبایستی تفاوتی بین عالی ترین مقامات و عادی ترین افراد باشد.
♦️ اگر این انقلاب به عدالت و آزادی و برابری و اخلاق و معنویت وفادار نباشد و باقی بماند این انقلاب نیست، چیز دیگری است.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
♦️ اگر این انقلاب به عدالت و آزادی و برابری و اخلاق و معنویت وفادار نباشد و باقی بماند این انقلاب نیست، چیز دیگری است.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
Audio
🌐 باید صدای رسای مردم بود، مشکلات با هیچ دستی از خارج حل نخواهد شد، راه حل مشکلات، درون ساختاری است
♦️ شهاب حسینی بازیگر سینما و برنده جایزه نخل طلائی بهترین بازیگر مرد جشنواره کن : نبودن راه چاره نیست، باید بود و حرف زد. هیچ دستی، از خارج از اراده ما، برای گره گشائی دراز نمی شود. راهکارها در مسیر تعامل است. راه حل ها باید مبتنی بر ساختارهای درونی باشد.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
♦️ شهاب حسینی بازیگر سینما و برنده جایزه نخل طلائی بهترین بازیگر مرد جشنواره کن : نبودن راه چاره نیست، باید بود و حرف زد. هیچ دستی، از خارج از اراده ما، برای گره گشائی دراز نمی شود. راهکارها در مسیر تعامل است. راه حل ها باید مبتنی بر ساختارهای درونی باشد.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌐 دکتر بیژن عبدالکریمی : تا به ساحت نظر وتفکر عمیق در مورد بحرانها نرسیم، به جائی نمی رسیم، چهل سال است این روند را تکرار می کنیم.
♦️ زمانی چشممان باز خواهد شد که بسیار دیر شده است.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
♦️ زمانی چشممان باز خواهد شد که بسیار دیر شده است.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 دکتر هاشم آقاجری: مبتنی بر آموزه های تاریخ 200 ساله اخیر ایران باید کامیونیتی ها و اجتماعات مطالبه محور برای شکل گیری جهان بدیل و غیر رسمی در توازن با جهان مسلط و رسمی در کشور شکل بگیرد
🔹 از دیالوگ این دوجهان بدیل پائینی و جهان مسلط بالائی از بن بست تاریخی می توانیم عبور کنیم و به نوعی آرمان ملی و توافق آحاد اجتماعی در متن ساختارهای کشور دست یابیم
گزارش سه/ از نشست اصلی ترین مسئله جامعه ایران
♦️ دکتر هاشم آقاجری استاد تاریخ و عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس: در هریک از حرکت های ذکرشده -در دوسده اخیر در ایران- و به عنوان نمونه جنبش اصلاح طلبی مذهبی ادعا این است که مبتنی بر یک ایده مرکزی و در اینجا اصلاح دینی ، با تأسیس یک دولت جدید و مورد اخیر دولت و نظام دینی می توان بر تمام بحران هائی که از قرن نوزده به بعد در جامعه ایران انباشته شده است و هیچکدام راه حل لازم برای برون رفت پیدانکرده است، غلبه کرد و اینک این گفتمان در تلاش است مبتنی بر ایده مرکزیِ خود با یک تحول و انقلاب، راه را برای حل مسائل باز کند.
♦️ این در حالی است که تجربیات نشان می دهد مسائل گذشته نه تنها حل نشده است، بلکه جامعه با بروز و ظهور مسأله های تازه ای نیز مواجه شده است. بحران دولت سازی مدرن با ادغام ایده مرکزی جریان و دولت ، بحران ملت سازی مدرن با منطق تبعیض سیستماتیک نسبت به افراد جامعه، بحران در نوسازی اقتصادی با تکیه بر ایده مرکزی و سنتی جریان تحول خواه برای حل مسائل کار و سرمایه و روابط و مناسبات اقتصادی و مالی، بحران در دموکراتیزاسیون با سلطه حقوق سنتی که ایده مرکزی آن ، ایده ای پیشامدرن و تحول نایافته است و در پی آن است که یک لباس تنگ هزارساله را بر اندام یک جامعه درحال تحولِ دینامیک و پویا بپوشاند.
♦️ لذا ما امروز در میراث خود با مسائلی مانند مشکل با دموکراتیزاسیون، مدیریت علمی، دولت عقلانی، حقوق شهروندی مواجهیم و به همین دلیل دارای بحران در ارزشها، هویت و دین هستیم. اکنون جامعه ما دچار غربت دینی است، ایمان جوانان آسیب دیده است و دین، مورد تهاجم و بی دفاع است.
♦️ به نظر می رسد در آخرین تجربه 200 ساله اخیر و در انقلاب ارزشی سال57، با شیفت از گفتمان روشنفکرانه و مدرن دینی با نمایندگانی مانند دکتر شریعتی، به نوعی اسلام هسته مرکزی، سنتی و پیشامدرن رسیده ایم. و در نتیجه اکنون ما با تضاد مردم سالاری و هسته مرکزی قدرت مواجه هستیم.
♦️ به معنائی ساختار قدرت مبتنی بر هسته مرکزی و ساختار قدرت دموکراتیک نتوانسته اند درطول چهار دهه فرصت که داشته اند باهم در آمیزند و جامعه دارای یک ساختار یگانه باشد. این دوگانگی امروز وجود دارد و در مسیر فاصله های بیشتر است.
♦️ به همین دلایل ما با پدیده ای به نام جنبش های مطالبه خواهانه روبرو می شویم. بخش های مخلتلف جامعه مسأله های مختلف دارند. هر بخش واجد یک مسأله مرتبط با خود و حول مطالبات خود است و ما فاقد مسأله مشترک ملی هستیم.
♦️ ما شاهد همبستگی، همیاری، سازماندهی و حرکت بخشی و دست جمعی در قالب جنبش های از پائین برای مطالبه گری و وادار کردن بالا جهت تن دادن به تغییرات لازم هستیم.
♦️ دیالوگ نرم و یا سخت میان عاملیت جمعی جامعه و ساختارهای متصلب در یک روند مصلحت آمیز یا چالشی موجب شکل گیری یک آلترناتیو قدرت از پائین می شود. همه آلترناتیو های شکل گرفته از بالا محکوم به شکست بوده اند. امر خروج مردم از عرصه عمومی باعث انحراف ساختارهای بالائی می شود.
♦️ از این تاریخ 200 ساله می توان آموخت و پیشنهاد نمود، حضور منسجم، سازمان یافته و ساختارمند مردم در حالی که این ساختارهای مردمی دارای شخصیت و سازمانِ مسأله محور هستند و تمرین گفتگوی سخت و نرم با ساختارهای رسمی برای دستیابی به تحولات سازنده و شکل گیری آرمان مشترک، توافق و مسأله ملی است.
♦️ راه حل برای مسأله اصلی و مسائل فرعی در کنش و عاملیت انسانی ، عاملیت های جمعی جامعه ایرانی با فرهنگ مطالبه محوری و با منطق بدیل سازی از پائین است. فردگرائی و انزوای فردی باید جای خود را به همبستگی اجتماعی بدهد.
♦️ باید کامیونیتی ها و اجتماعات مطالبه محور برای شکل گیری جهان بدیل و غیر رسمی در توازن با جهان مسلط و رسمی شکل بگیرد تا از برخورد و دیالوگ این دوجهان بدیل پائینی و جهان مسلط بالائی از بن بست تاریخی عبور کنیم و نوعی آرمان ملی و توافق آحاد اجتماعی در متن ساختارهای کشور شکل گرفته و جاری شود.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🔹 از دیالوگ این دوجهان بدیل پائینی و جهان مسلط بالائی از بن بست تاریخی می توانیم عبور کنیم و به نوعی آرمان ملی و توافق آحاد اجتماعی در متن ساختارهای کشور دست یابیم
گزارش سه/ از نشست اصلی ترین مسئله جامعه ایران
♦️ دکتر هاشم آقاجری استاد تاریخ و عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس: در هریک از حرکت های ذکرشده -در دوسده اخیر در ایران- و به عنوان نمونه جنبش اصلاح طلبی مذهبی ادعا این است که مبتنی بر یک ایده مرکزی و در اینجا اصلاح دینی ، با تأسیس یک دولت جدید و مورد اخیر دولت و نظام دینی می توان بر تمام بحران هائی که از قرن نوزده به بعد در جامعه ایران انباشته شده است و هیچکدام راه حل لازم برای برون رفت پیدانکرده است، غلبه کرد و اینک این گفتمان در تلاش است مبتنی بر ایده مرکزیِ خود با یک تحول و انقلاب، راه را برای حل مسائل باز کند.
♦️ این در حالی است که تجربیات نشان می دهد مسائل گذشته نه تنها حل نشده است، بلکه جامعه با بروز و ظهور مسأله های تازه ای نیز مواجه شده است. بحران دولت سازی مدرن با ادغام ایده مرکزی جریان و دولت ، بحران ملت سازی مدرن با منطق تبعیض سیستماتیک نسبت به افراد جامعه، بحران در نوسازی اقتصادی با تکیه بر ایده مرکزی و سنتی جریان تحول خواه برای حل مسائل کار و سرمایه و روابط و مناسبات اقتصادی و مالی، بحران در دموکراتیزاسیون با سلطه حقوق سنتی که ایده مرکزی آن ، ایده ای پیشامدرن و تحول نایافته است و در پی آن است که یک لباس تنگ هزارساله را بر اندام یک جامعه درحال تحولِ دینامیک و پویا بپوشاند.
♦️ لذا ما امروز در میراث خود با مسائلی مانند مشکل با دموکراتیزاسیون، مدیریت علمی، دولت عقلانی، حقوق شهروندی مواجهیم و به همین دلیل دارای بحران در ارزشها، هویت و دین هستیم. اکنون جامعه ما دچار غربت دینی است، ایمان جوانان آسیب دیده است و دین، مورد تهاجم و بی دفاع است.
♦️ به نظر می رسد در آخرین تجربه 200 ساله اخیر و در انقلاب ارزشی سال57، با شیفت از گفتمان روشنفکرانه و مدرن دینی با نمایندگانی مانند دکتر شریعتی، به نوعی اسلام هسته مرکزی، سنتی و پیشامدرن رسیده ایم. و در نتیجه اکنون ما با تضاد مردم سالاری و هسته مرکزی قدرت مواجه هستیم.
♦️ به معنائی ساختار قدرت مبتنی بر هسته مرکزی و ساختار قدرت دموکراتیک نتوانسته اند درطول چهار دهه فرصت که داشته اند باهم در آمیزند و جامعه دارای یک ساختار یگانه باشد. این دوگانگی امروز وجود دارد و در مسیر فاصله های بیشتر است.
♦️ به همین دلایل ما با پدیده ای به نام جنبش های مطالبه خواهانه روبرو می شویم. بخش های مخلتلف جامعه مسأله های مختلف دارند. هر بخش واجد یک مسأله مرتبط با خود و حول مطالبات خود است و ما فاقد مسأله مشترک ملی هستیم.
♦️ ما شاهد همبستگی، همیاری، سازماندهی و حرکت بخشی و دست جمعی در قالب جنبش های از پائین برای مطالبه گری و وادار کردن بالا جهت تن دادن به تغییرات لازم هستیم.
♦️ دیالوگ نرم و یا سخت میان عاملیت جمعی جامعه و ساختارهای متصلب در یک روند مصلحت آمیز یا چالشی موجب شکل گیری یک آلترناتیو قدرت از پائین می شود. همه آلترناتیو های شکل گرفته از بالا محکوم به شکست بوده اند. امر خروج مردم از عرصه عمومی باعث انحراف ساختارهای بالائی می شود.
♦️ از این تاریخ 200 ساله می توان آموخت و پیشنهاد نمود، حضور منسجم، سازمان یافته و ساختارمند مردم در حالی که این ساختارهای مردمی دارای شخصیت و سازمانِ مسأله محور هستند و تمرین گفتگوی سخت و نرم با ساختارهای رسمی برای دستیابی به تحولات سازنده و شکل گیری آرمان مشترک، توافق و مسأله ملی است.
♦️ راه حل برای مسأله اصلی و مسائل فرعی در کنش و عاملیت انسانی ، عاملیت های جمعی جامعه ایرانی با فرهنگ مطالبه محوری و با منطق بدیل سازی از پائین است. فردگرائی و انزوای فردی باید جای خود را به همبستگی اجتماعی بدهد.
♦️ باید کامیونیتی ها و اجتماعات مطالبه محور برای شکل گیری جهان بدیل و غیر رسمی در توازن با جهان مسلط و رسمی شکل بگیرد تا از برخورد و دیالوگ این دوجهان بدیل پائینی و جهان مسلط بالائی از بن بست تاریخی عبور کنیم و نوعی آرمان ملی و توافق آحاد اجتماعی در متن ساختارهای کشور شکل گرفته و جاری شود.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 دکتر هاشم آقاجری استاد تاریخ و عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس: مبتنی بر آموزه های تاریخ 200 ساله اخیر ایران باید کامیونیتی ها و اجتماعات مطالبه محور برای شکل گیری جهان بدیل و غیر رسمی در توازن با جهان مسلط و رسمی در کشور شکل بگیرد
♦️ از دیالوگ این دوجهان بدیل پائینی و جهان مسلط بالائی از بن بست تاریخی می توانیم عبور کنیم و به نوعی آرمان ملی و توافق آحاد اجتماعی در متن ساختارهای کشور دست یابیم.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
♦️ از دیالوگ این دوجهان بدیل پائینی و جهان مسلط بالائی از بن بست تاریخی می توانیم عبور کنیم و به نوعی آرمان ملی و توافق آحاد اجتماعی در متن ساختارهای کشور دست یابیم.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 ایران: آمریکاپرستی و آمریکاستیزی، دیدگاه مردم چیست ؟ آیا هیچ آئین سومی وجود ندارد؟
🔹 اسفندیار خدایی، دکترای مطالعات آمریکا، دانشگاه تهران
♦️ آمریکا یک کشور خارجی در یک قاره دور نیست. آمریکا مسئله زندگی ماست و در خانه، بازار، مدارس، مساجد و حتی سر سفره غذای ما هم حضور دارد. باورهای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و دینی ما در مخالفت یا همراهی با آمریکا تعریف می شود: برخی آمریکا را خدا می دانیم و برخی شیطان می شماریم و بین این دو، هیچ آئین سومی وجود ندارد. رسانه، هنرمند، ورزشکار، دانشمند و حتی مسئول ما نیز به این دو آئین تقسیم می شوند. ما حتی همه کشورها را با همین معیار تقسیم می کنیم.
♦️ آمریکاپرستان، آمریکا را مدینه فاضله می خوانند و همه رفتارهای آمریکا را منطقی می شمارند و تحسین می کنند. آنها به قدرت و فرهنگ آمریکایی ایمان دارند و به آنچه غیر آمریکایی است به دیده تحقیر می نگرند. از سوئی، آمریکاستیزان آمریکا را شیطان بزرگ می خوانند و ریشه همه بدبختی ها را آمریکا می پندارند. اگر ویروس کرونا جهان را مبتلا می سازد، با قاطعیت انگشت اتهام را به سمت آمریکا نشانه می روند که چون این ویروس از شهر مقدس قم وارد شده است پس کار آمریکاست تا قلب جهان تشیع را هدف بگیرد.
♦️ این دو گروه با عینک آمریکایی به دنیا نگاه می کنند. آنها معتقدند که کارهای آمریکا طبق برنامه و حساب و کتاب است. هر دو آمریکا را آنقدر بزرگ می دانند که هدف زندگی را در مبارزه با آمریکا و یا آمریکاپرستی خلاصه می کنند، یکی آمریکا را شر مطلق و دیگری خیر مطلق می داند.
♦️ آمریکاپرستان معتقدند، اگر آمریکا کاری می کند که به ظاهر خوب نیست، عیب از ماست که دقت نمی کنیم. اگر در جنگ جهانی دوم آمریکا بر سر مردم ژاپن بمب اتم انداخت، بهترین کار ممکن بود، چون جلوی خونریزی بیشتر را گرفت. اگر آمریکا ایران را تحریم می کند، این به نفع ایران و جهان است، آنها از تحریم ایران خوشحال هم می شوند. آنها معتقدند همه کارهای آمریکا از روی حساب و کتاب است و اشتباهی در کار نیست.
♦️ آمریکاستیزان ایمان دارند که آمریکا شیطان بزرگ است و بجز شر و پلیدی از او نشاید. هر کجا وارد شده، بجز جنگ و فساد و فقر نداشته است.
♦️ اما در مقابل آمریکاپرستان معتقدند دوستان و متحدان آمریکا مثل ژاپن و آلمان و کره جنوبی و ترکیه و عربستان و قطر، روزگار بهتری از دوستان چین و روسیه مثل کره شمالی، سوریه، ونزوئلا و ایران دارند. در پاسخ، آمریکاستیزان توضیح می دهند که این کشورها نوکران و مستعمره آمریکا هستند و از خود استقلال ندارند. همین روحیه آمریکاستیزی کاری کرد که ایران در زمان امضاء برجام موشکی شلیک کرد که مرگ بر یکی از متحدان آمریکا بر آن نوشته شده بود، و با قایق های موتوری خود در خلیج فارس عرصه را بر دولت اوباما تنگ کرد و فقط بعد از به قدرت رسیدن ترامپ، قایقها را جمع کرد.
♦️ آمریکاپرستان معتقدند ما در مقایسه با آمریکا هیچ هم نیستیم؛ مشتی مردم بی فرهنگ، مغرور و افراطی هستیم که هیچ خدمتی به بشر نکرده ایم. تمدن بشری هر چه دارد از نبوغ علمی، فرهنگ غربی دارد. دین ما، اقتصاد ما، مراکز علمی ما، سیاست و ارتش ما، در مقابل آمریکا حرفی برای گفتن ندارد. باید به آمریکا اعتماد کنیم و پیرو الگوی آمریکایی باشیم. آنها برای این واقعیت پاسخی ندارند که توسعه در هر جامعه ای باید متناسب با فرهنگ، دین و تاریخ و جغرافیا و ظرفیتهای آن جامعه باشد.
♦️ در مقابل، آمریکاستیزان می گویند آنچه غرب و آمریکا ادعا می کند پوچ است و گمراهی و فقط مائیم که شیطان آمریکا را می شناسیم و در مقابل آن به رقابت ایستاده ایم. آنها جواب نمی دهند که تاکنون در این جدال چه ضرباتی به آمریکا زده اند و در مقابل آمریکا تاکنون با تحریمها و دخالتهای خود چند صد میلیارد دلار به ما ضربه زده است ؟
♦️ واقعیت این است شاید آمریکاپرستان و آمریکاستیزان بخشی از حقیقت را درباره آمریکا بگویند اما شاید هیچکدام برای تصمیم خود نظر ملت ایران را نپرسیده اند. کافی است با مردم کوچه و بازار این دیار هم کلام شویم. آنها خوبیها و بدیهای آمریکا را بهتر از سیاستمدارانشان می شناسند. هنوز تبلیغات این دو گروه نتوانسته است مردم را به افراط و تفریط درباره آمریکا و جهان بکشاند./متن تلخیص شده است. متن کامل در : مجله تخصصی مطالعات آمریکا
🔹 نکته : روحیه دوگانه در برخورد با آمریکا وقتی در میان مسؤولان کشور باشد -که هست و از آن گریزی نیست- آسیب¬زا¬تر است. راهی که کشور با گروهی از مسؤولان طی می کند و میلیاردها دلار هزینه دارد، در گروه دیگری که نظر دیگری در خصوص آمریکا دارند اشتباه است و تداوم نمی یابد. به این ترتیب این دوگروه مدام باید طرحهای هم را رصد و احیاناً خنثی کنند.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🔹 اسفندیار خدایی، دکترای مطالعات آمریکا، دانشگاه تهران
♦️ آمریکا یک کشور خارجی در یک قاره دور نیست. آمریکا مسئله زندگی ماست و در خانه، بازار، مدارس، مساجد و حتی سر سفره غذای ما هم حضور دارد. باورهای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و دینی ما در مخالفت یا همراهی با آمریکا تعریف می شود: برخی آمریکا را خدا می دانیم و برخی شیطان می شماریم و بین این دو، هیچ آئین سومی وجود ندارد. رسانه، هنرمند، ورزشکار، دانشمند و حتی مسئول ما نیز به این دو آئین تقسیم می شوند. ما حتی همه کشورها را با همین معیار تقسیم می کنیم.
♦️ آمریکاپرستان، آمریکا را مدینه فاضله می خوانند و همه رفتارهای آمریکا را منطقی می شمارند و تحسین می کنند. آنها به قدرت و فرهنگ آمریکایی ایمان دارند و به آنچه غیر آمریکایی است به دیده تحقیر می نگرند. از سوئی، آمریکاستیزان آمریکا را شیطان بزرگ می خوانند و ریشه همه بدبختی ها را آمریکا می پندارند. اگر ویروس کرونا جهان را مبتلا می سازد، با قاطعیت انگشت اتهام را به سمت آمریکا نشانه می روند که چون این ویروس از شهر مقدس قم وارد شده است پس کار آمریکاست تا قلب جهان تشیع را هدف بگیرد.
♦️ این دو گروه با عینک آمریکایی به دنیا نگاه می کنند. آنها معتقدند که کارهای آمریکا طبق برنامه و حساب و کتاب است. هر دو آمریکا را آنقدر بزرگ می دانند که هدف زندگی را در مبارزه با آمریکا و یا آمریکاپرستی خلاصه می کنند، یکی آمریکا را شر مطلق و دیگری خیر مطلق می داند.
♦️ آمریکاپرستان معتقدند، اگر آمریکا کاری می کند که به ظاهر خوب نیست، عیب از ماست که دقت نمی کنیم. اگر در جنگ جهانی دوم آمریکا بر سر مردم ژاپن بمب اتم انداخت، بهترین کار ممکن بود، چون جلوی خونریزی بیشتر را گرفت. اگر آمریکا ایران را تحریم می کند، این به نفع ایران و جهان است، آنها از تحریم ایران خوشحال هم می شوند. آنها معتقدند همه کارهای آمریکا از روی حساب و کتاب است و اشتباهی در کار نیست.
♦️ آمریکاستیزان ایمان دارند که آمریکا شیطان بزرگ است و بجز شر و پلیدی از او نشاید. هر کجا وارد شده، بجز جنگ و فساد و فقر نداشته است.
♦️ اما در مقابل آمریکاپرستان معتقدند دوستان و متحدان آمریکا مثل ژاپن و آلمان و کره جنوبی و ترکیه و عربستان و قطر، روزگار بهتری از دوستان چین و روسیه مثل کره شمالی، سوریه، ونزوئلا و ایران دارند. در پاسخ، آمریکاستیزان توضیح می دهند که این کشورها نوکران و مستعمره آمریکا هستند و از خود استقلال ندارند. همین روحیه آمریکاستیزی کاری کرد که ایران در زمان امضاء برجام موشکی شلیک کرد که مرگ بر یکی از متحدان آمریکا بر آن نوشته شده بود، و با قایق های موتوری خود در خلیج فارس عرصه را بر دولت اوباما تنگ کرد و فقط بعد از به قدرت رسیدن ترامپ، قایقها را جمع کرد.
♦️ آمریکاپرستان معتقدند ما در مقایسه با آمریکا هیچ هم نیستیم؛ مشتی مردم بی فرهنگ، مغرور و افراطی هستیم که هیچ خدمتی به بشر نکرده ایم. تمدن بشری هر چه دارد از نبوغ علمی، فرهنگ غربی دارد. دین ما، اقتصاد ما، مراکز علمی ما، سیاست و ارتش ما، در مقابل آمریکا حرفی برای گفتن ندارد. باید به آمریکا اعتماد کنیم و پیرو الگوی آمریکایی باشیم. آنها برای این واقعیت پاسخی ندارند که توسعه در هر جامعه ای باید متناسب با فرهنگ، دین و تاریخ و جغرافیا و ظرفیتهای آن جامعه باشد.
♦️ در مقابل، آمریکاستیزان می گویند آنچه غرب و آمریکا ادعا می کند پوچ است و گمراهی و فقط مائیم که شیطان آمریکا را می شناسیم و در مقابل آن به رقابت ایستاده ایم. آنها جواب نمی دهند که تاکنون در این جدال چه ضرباتی به آمریکا زده اند و در مقابل آمریکا تاکنون با تحریمها و دخالتهای خود چند صد میلیارد دلار به ما ضربه زده است ؟
♦️ واقعیت این است شاید آمریکاپرستان و آمریکاستیزان بخشی از حقیقت را درباره آمریکا بگویند اما شاید هیچکدام برای تصمیم خود نظر ملت ایران را نپرسیده اند. کافی است با مردم کوچه و بازار این دیار هم کلام شویم. آنها خوبیها و بدیهای آمریکا را بهتر از سیاستمدارانشان می شناسند. هنوز تبلیغات این دو گروه نتوانسته است مردم را به افراط و تفریط درباره آمریکا و جهان بکشاند./متن تلخیص شده است. متن کامل در : مجله تخصصی مطالعات آمریکا
🔹 نکته : روحیه دوگانه در برخورد با آمریکا وقتی در میان مسؤولان کشور باشد -که هست و از آن گریزی نیست- آسیب¬زا¬تر است. راهی که کشور با گروهی از مسؤولان طی می کند و میلیاردها دلار هزینه دارد، در گروه دیگری که نظر دیگری در خصوص آمریکا دارند اشتباه است و تداوم نمی یابد. به این ترتیب این دوگروه مدام باید طرحهای هم را رصد و احیاناً خنثی کنند.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 به چه زبانی هشدار دهیم که شنیده شویم؟/ احساس محرومیت و فقر نسبی، در کنار فقر مطلق برخی گروهها، نشانی از آیندهای خوشایند نیست
دکتر محمد فاضلی / عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
@fazeli_mohammad
♦️ سیاست و اقتصاد در ایران یکی از کارهایش تولید چیزباخته است. یعنی دائم بر شمار افرادی میافزاید که احساس میکنند یک چیز ارزشمند زندگیشان، مالشان، جوانیشان، استعدادشان و آیندهشان را میبازند. این وضعیت با قوّت بیشتر در جریان است و وضعیتی شده که میلیونها نفر در حال باختن حداقلهای زندگی هستند.
♦️ تورم دورقمی نزدیک به پنج دهه است که گریبان این کشور را گرفته است. تورم در سالهای پیشین و امسال با شدت بیشتری، در حال عمیق کردن درّه نابرابری و بر باد دادن حداقل امیدهای چیزباختگان ناامید است. تورم فزاینده، سودهای نجومی بورس، افزایش سرسامآور قیمت خودرو و ارزشهای کهکشانی مسکن، داشتن شماری از داراییها را برای بخشهایی از مردم به آرزوهای دستنیافتنی تبدیل میکند.
♦️ قریب بیست سال پیش پژو 206 خودرو طبقه متوسط حتی تا دانشجویان بود. پژو 206 حالا به 170 میلیون تومان رسیده و خانهای که من در پایان ایام دانشجویی با پسانداز 17 میلیونی خریدم پانصد تا هفتصد میلیون شده است.
♦️ عاقبت این وضعیت کاملاً روشن است. آنها که پسانداز، خودرو، خانه، زمین، سکه و سایر داراییها را دارند، با سرعت عجیب تورم، از آنها که ندارند فاصله میگیرند. چیزباختگان که در همان شرایط هم ناامید بودند، حالا «واماندگان تورم» هستند یا به سرعت از آنها که در بورس سودهای کلان کسب میکنند عقب میمانند. دره نابرابری عمیقتر میشود و ناامیدی گستردهتر از گذشته رنگ خودش را به چهره خلایق میپاشد.
♦️ تورم به نابرابری دامن میزند و چیزباختگان را بیش از گذشته تحقیر میکند. مشکل اکنون نیز چهار دهه فقدان عزم سیاسی برای تن دادن به الزامات همهجانبه اصلاحات و مهار سازوکارهای مولد نابرابری و تحقیر انسان ایرانی است.
♦️ من اقتصاد نخواندهام اما اینقدر میفهمم که آنچه در جریان است، تورم فزایندهای است که زندگی را برای میلیونها ایرانی دستنیافتنی میکند و معدودی را به ارزشهای متورمشده داراییها میرساند. فساد نظاممند شده بر شعله این نابرابری میدمد و زبانههایش، از روح، روان، انسجام، نظم و ثبات اجتماعی خاکستری بر جا خواهد گذاشت.
♦️احساس محرومیت و فقر نسبی، در کنار فقر مطلق برخی گروهها، نشانی از آیندهای خوشایند نیست.ما به چه زبان دیگری هشدار دهیم که شنیده شویم؟/متن تلخیصی/
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
دکتر محمد فاضلی / عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
@fazeli_mohammad
♦️ سیاست و اقتصاد در ایران یکی از کارهایش تولید چیزباخته است. یعنی دائم بر شمار افرادی میافزاید که احساس میکنند یک چیز ارزشمند زندگیشان، مالشان، جوانیشان، استعدادشان و آیندهشان را میبازند. این وضعیت با قوّت بیشتر در جریان است و وضعیتی شده که میلیونها نفر در حال باختن حداقلهای زندگی هستند.
♦️ تورم دورقمی نزدیک به پنج دهه است که گریبان این کشور را گرفته است. تورم در سالهای پیشین و امسال با شدت بیشتری، در حال عمیق کردن درّه نابرابری و بر باد دادن حداقل امیدهای چیزباختگان ناامید است. تورم فزاینده، سودهای نجومی بورس، افزایش سرسامآور قیمت خودرو و ارزشهای کهکشانی مسکن، داشتن شماری از داراییها را برای بخشهایی از مردم به آرزوهای دستنیافتنی تبدیل میکند.
♦️ قریب بیست سال پیش پژو 206 خودرو طبقه متوسط حتی تا دانشجویان بود. پژو 206 حالا به 170 میلیون تومان رسیده و خانهای که من در پایان ایام دانشجویی با پسانداز 17 میلیونی خریدم پانصد تا هفتصد میلیون شده است.
♦️ عاقبت این وضعیت کاملاً روشن است. آنها که پسانداز، خودرو، خانه، زمین، سکه و سایر داراییها را دارند، با سرعت عجیب تورم، از آنها که ندارند فاصله میگیرند. چیزباختگان که در همان شرایط هم ناامید بودند، حالا «واماندگان تورم» هستند یا به سرعت از آنها که در بورس سودهای کلان کسب میکنند عقب میمانند. دره نابرابری عمیقتر میشود و ناامیدی گستردهتر از گذشته رنگ خودش را به چهره خلایق میپاشد.
♦️ تورم به نابرابری دامن میزند و چیزباختگان را بیش از گذشته تحقیر میکند. مشکل اکنون نیز چهار دهه فقدان عزم سیاسی برای تن دادن به الزامات همهجانبه اصلاحات و مهار سازوکارهای مولد نابرابری و تحقیر انسان ایرانی است.
♦️ من اقتصاد نخواندهام اما اینقدر میفهمم که آنچه در جریان است، تورم فزایندهای است که زندگی را برای میلیونها ایرانی دستنیافتنی میکند و معدودی را به ارزشهای متورمشده داراییها میرساند. فساد نظاممند شده بر شعله این نابرابری میدمد و زبانههایش، از روح، روان، انسجام، نظم و ثبات اجتماعی خاکستری بر جا خواهد گذاشت.
♦️احساس محرومیت و فقر نسبی، در کنار فقر مطلق برخی گروهها، نشانی از آیندهای خوشایند نیست.ما به چه زبان دیگری هشدار دهیم که شنیده شویم؟/متن تلخیصی/
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
دکتر هاشم آقاجری 4.pdf
682.4 KB
🌐 متن کامل گزارش سخنرانی دکتر هاشم آقاجری استاد تاریخ و عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس در نشست اصلی ترین مسئله جامعه ایران / پی دی اف
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 دکتر رضا داوری اردکانی / ایران و مسائل و مشکلاتش
🔹 بخش نهم / شناخت وضع خود، در آئینه دیگران: کتاب ها و مقالات غربیان راجع به خلقیات و اوصاف اخلاقی ایرانیان
♦️ سرمقاله نشریه فرهنگستان علوم: یکی از راه های شناخت وضع خود، نگاه کردن در آئینه دیگران است. پس بد نیست که به کتاب ها و مقالات غربیان راجع به خلقیات و اوصاف اخلاقی ایرانیان توجه کنیم. در همه این آثار وضع اروپا و اروپاییان ملاک و میزان حکم است و چه بسا به ایرانیان از آن لحاظ نظر شده است که در رسیدن به مراحل تجدد ناتوانند.
♦️ پیداست که ما در قیاس با اروپای غربی و امریکای شمالی و ژاپن توسعه نیافته ایم و باید پاسخ بدهیم که چرا راه پیشرفت و توسعه را نتوانسته ایم بپیماییم. غربی هایی که در باب خلقیات ما چیزی گفته و نوشته اند به استثنای معدودی مثل ادوارد براون نیاکان ما را سست عنصر و ریاکار و مطیع زور و قدرت دانسته و بعضی از آنها هیچ صفت خوبی برای آنها قائل نشده اند.
♦️ برخی هموطنان در این راه دورتر رفته و احیاناً مردم ایران را در تمام طول تاریخ چند هزار ساله سست عنصر و دروغگو و ریاکار خوانده اند. آنها حرف های نویسندگان خارجی و بخصوص جیمز موریه را به کل تاریخ ایران تسری داده و مثلاً می گفته اند ایرانیان لااقل از هزار سال پیش چنین و چنان بوده اند.
♦️ نویسندگان اروپایی که ایرانیان را بدکردار و بی پروا به اخلاق دانسته اند. به تأسّی از رسم یونانیان اقوام غیر غربی را حقیر و ناچیز می شمرند. بدگویی اروپاییان به ایران هم آغازی یونانی دارد. یونانیان در مورد ایرانیان سخنان خوب و آمیخته به احترام بسیار دارند اما از قرن هفدهم تاکنون بعضی اشارات و تفاخرهای آنان سند و دستاویز نسبت دادن روح بردگی و صفات زشت اخلاقی به ایرانیان شده است.
♦️ قبلاً این گفته را که شکست ایران در جنگ ماراتن پیروزی آزادی بر بردگی است نقل کردیم. این تعبیر شاعرانه که پس از انقراض مدینه آتن دو هزار سال فراموش شده بود در رنسانس دوباره زنده شد و به صورت های مختلف تفصیل پیدا کرد.
♦️ خیلی معنی دار است که منتسکیو نویسنده روح القوانین داستان نامه های ایرانی را نوشت و در آن ایرانی را بیگانه با حقوق بشر و اخلاق انسانی وصف کرد. از آن زمان تاکنون دهها داستان و سفرنامه و گزارش و … درباره ایرانیان و زشتی صفات و خلقیاتشان نوشته شده است. نویسندگان ایرانی هم چنان که دیدیم از اروپاییان پیروی کرده و گاهی از آنها نیز تندتر رفته اند.
♦️ این اتفاق نظر تقریبی و اصرار در نسبت دادن کج رفتاری و بدکرداری به ایرانیان در طول تاریخ پانصد ساله از کجاست؟ البته دروغگویی و ریا و چاپلوسی و بلهوسی و دمدمی مزاجی و نااستواری در رفتار و گفتار ما در چندین قرن اخیر جای انکار ندارد ولی معلوم نیست چه اصراری داریم که آن را به نژاد ایرانی نسبت دهیم. مگر این نژاد چیست و از کی بوده و علائم و نشانه ها و فصل های ممیزش چیست؟
♦️ می گویند ایرانیان تاریخ پرفراز و نشیب داشته و در معرض جنگ ها و کشتارهای بزرگ قرار گرفته و ترس در جانشان رسوخ کرده است یا ایرانیان مردمی کشاورز بوده اند و ناگزیر می بایست با طبیعت کنار آمده و در برابر مصائب و حوادث صبر پیشه کنند.
♦️ آیا جنگ و کشتار فقط در منطقه جغرافیایی ایران روی می داده و کشاورزی اختصاص به ایران داشته و مردم مناطق دیگر در همه زمان ها صاحب تکنولوژی پیشرفته بوده اند و آیا درست است که همه عیب های ایرانیان را به یک صفت مثل سازگاری و سازشکاری یا ترسویی نسبت دهیم؟
♦️ ممکن است در یک مطالعه و پژوهش پژوهشگر به نتیجه برسد که عمومی ترین صفت یک مردم ترس یا سازشکاری است اما اینکه سرنوشت این صفت را به ما هدیه کرده و بقیه صفات از آن ناشی شده اند موجه به نظر نمی رسد.
♦️ هر مردمی هر وقت چشم انداز امیدشان تیره شود و ناهماهنگ باشند و از خرد همسازکننده بی بهره بمانند پریشان خاطر و پراکنده دل می شوند و نادرستی در زبان و رفتارشان راه می یابد.
♦️ هیچ صفتی، ذاتی هیچ قومی نیست. تقدیر تاریخی ما هم در داستان های رستم و اسفندیار و رستم و سهراب و در جنگ ماراتن معین نشده است. اما چون در دویست سال اخیر در راه تاریخ تجدد درماندیم و اراده گشودن و پیمودن آن راه را نداشتیم هر چه اروپا در حقمان گفت تصدیق کردیم و به خود بستیم. یعنی پذیرفتیم که آنچه او می گوید باشیم.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🔹 بخش نهم / شناخت وضع خود، در آئینه دیگران: کتاب ها و مقالات غربیان راجع به خلقیات و اوصاف اخلاقی ایرانیان
♦️ سرمقاله نشریه فرهنگستان علوم: یکی از راه های شناخت وضع خود، نگاه کردن در آئینه دیگران است. پس بد نیست که به کتاب ها و مقالات غربیان راجع به خلقیات و اوصاف اخلاقی ایرانیان توجه کنیم. در همه این آثار وضع اروپا و اروپاییان ملاک و میزان حکم است و چه بسا به ایرانیان از آن لحاظ نظر شده است که در رسیدن به مراحل تجدد ناتوانند.
♦️ پیداست که ما در قیاس با اروپای غربی و امریکای شمالی و ژاپن توسعه نیافته ایم و باید پاسخ بدهیم که چرا راه پیشرفت و توسعه را نتوانسته ایم بپیماییم. غربی هایی که در باب خلقیات ما چیزی گفته و نوشته اند به استثنای معدودی مثل ادوارد براون نیاکان ما را سست عنصر و ریاکار و مطیع زور و قدرت دانسته و بعضی از آنها هیچ صفت خوبی برای آنها قائل نشده اند.
♦️ برخی هموطنان در این راه دورتر رفته و احیاناً مردم ایران را در تمام طول تاریخ چند هزار ساله سست عنصر و دروغگو و ریاکار خوانده اند. آنها حرف های نویسندگان خارجی و بخصوص جیمز موریه را به کل تاریخ ایران تسری داده و مثلاً می گفته اند ایرانیان لااقل از هزار سال پیش چنین و چنان بوده اند.
♦️ نویسندگان اروپایی که ایرانیان را بدکردار و بی پروا به اخلاق دانسته اند. به تأسّی از رسم یونانیان اقوام غیر غربی را حقیر و ناچیز می شمرند. بدگویی اروپاییان به ایران هم آغازی یونانی دارد. یونانیان در مورد ایرانیان سخنان خوب و آمیخته به احترام بسیار دارند اما از قرن هفدهم تاکنون بعضی اشارات و تفاخرهای آنان سند و دستاویز نسبت دادن روح بردگی و صفات زشت اخلاقی به ایرانیان شده است.
♦️ قبلاً این گفته را که شکست ایران در جنگ ماراتن پیروزی آزادی بر بردگی است نقل کردیم. این تعبیر شاعرانه که پس از انقراض مدینه آتن دو هزار سال فراموش شده بود در رنسانس دوباره زنده شد و به صورت های مختلف تفصیل پیدا کرد.
♦️ خیلی معنی دار است که منتسکیو نویسنده روح القوانین داستان نامه های ایرانی را نوشت و در آن ایرانی را بیگانه با حقوق بشر و اخلاق انسانی وصف کرد. از آن زمان تاکنون دهها داستان و سفرنامه و گزارش و … درباره ایرانیان و زشتی صفات و خلقیاتشان نوشته شده است. نویسندگان ایرانی هم چنان که دیدیم از اروپاییان پیروی کرده و گاهی از آنها نیز تندتر رفته اند.
♦️ این اتفاق نظر تقریبی و اصرار در نسبت دادن کج رفتاری و بدکرداری به ایرانیان در طول تاریخ پانصد ساله از کجاست؟ البته دروغگویی و ریا و چاپلوسی و بلهوسی و دمدمی مزاجی و نااستواری در رفتار و گفتار ما در چندین قرن اخیر جای انکار ندارد ولی معلوم نیست چه اصراری داریم که آن را به نژاد ایرانی نسبت دهیم. مگر این نژاد چیست و از کی بوده و علائم و نشانه ها و فصل های ممیزش چیست؟
♦️ می گویند ایرانیان تاریخ پرفراز و نشیب داشته و در معرض جنگ ها و کشتارهای بزرگ قرار گرفته و ترس در جانشان رسوخ کرده است یا ایرانیان مردمی کشاورز بوده اند و ناگزیر می بایست با طبیعت کنار آمده و در برابر مصائب و حوادث صبر پیشه کنند.
♦️ آیا جنگ و کشتار فقط در منطقه جغرافیایی ایران روی می داده و کشاورزی اختصاص به ایران داشته و مردم مناطق دیگر در همه زمان ها صاحب تکنولوژی پیشرفته بوده اند و آیا درست است که همه عیب های ایرانیان را به یک صفت مثل سازگاری و سازشکاری یا ترسویی نسبت دهیم؟
♦️ ممکن است در یک مطالعه و پژوهش پژوهشگر به نتیجه برسد که عمومی ترین صفت یک مردم ترس یا سازشکاری است اما اینکه سرنوشت این صفت را به ما هدیه کرده و بقیه صفات از آن ناشی شده اند موجه به نظر نمی رسد.
♦️ هر مردمی هر وقت چشم انداز امیدشان تیره شود و ناهماهنگ باشند و از خرد همسازکننده بی بهره بمانند پریشان خاطر و پراکنده دل می شوند و نادرستی در زبان و رفتارشان راه می یابد.
♦️ هیچ صفتی، ذاتی هیچ قومی نیست. تقدیر تاریخی ما هم در داستان های رستم و اسفندیار و رستم و سهراب و در جنگ ماراتن معین نشده است. اما چون در دویست سال اخیر در راه تاریخ تجدد درماندیم و اراده گشودن و پیمودن آن راه را نداشتیم هر چه اروپا در حقمان گفت تصدیق کردیم و به خود بستیم. یعنی پذیرفتیم که آنچه او می گوید باشیم.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 دکتر رضا داوری اردکانی: در دویست سال اخیر در راه تاریخ تجدد درماندیم و اراده گشودن و پیمودن آن راه را نداشتیم
♦️ پیداست که ما در قیاس با اروپای غربی و امریکای شمالی و ژاپن توسعه نیافته ایم و باید پاسخ بدهیم که چرا راه پیشرفت و توسعه را نتوانسته ایم بپیماییم.
♦️ هر مردمی هر وقت چشم انداز امیدشان تیره شود و ناهماهنگ باشند و از خرد همسازکننده بی بهره بمانند پریشان خاطر و پراکنده دل می شوند و نادرستی در زبان و رفتارشان راه می یابد.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
♦️ پیداست که ما در قیاس با اروپای غربی و امریکای شمالی و ژاپن توسعه نیافته ایم و باید پاسخ بدهیم که چرا راه پیشرفت و توسعه را نتوانسته ایم بپیماییم.
♦️ هر مردمی هر وقت چشم انداز امیدشان تیره شود و ناهماهنگ باشند و از خرد همسازکننده بی بهره بمانند پریشان خاطر و پراکنده دل می شوند و نادرستی در زبان و رفتارشان راه می یابد.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures