ساختارهای ایرانی Iranian structures – Telegram
ساختارهای ایرانی Iranian structures
442 subscribers
225 photos
34 videos
8 files
4 links
مرتبط با مدیرکانال :
t.me/Iranianstructures1
مطالب عمومی:
t.me/Iranianstructures2
ارتباطات :
@Aminha70
Download Telegram
🌐 عباس‌ میرزا، نایب السّلطنه رو به حاضران: مردمی که به خانه‌های تاریک و بی دریچه عادت کرده‌اند، از پنجره‌های باز و نورگیر، گریزان هستند/ شکستِ ما "هیچ" جایِ شگفتی نداشت
🔹از کتاب: عبّاس میرزا، آغازگری تنها
🔹نوشتۀ: مجید واعظی
♦️برشی از تاریخ/ چگونه دیاری به تصرف مقتدری در می‌آید
♦️یک قرن بیشتر است که اختلافات و جنگ های داخلی مثل کاردی بر پهلویِ ایران نشسته است. بزرگان طوایف و فرماندهان سپاه برای کسب تاجِ شاهی و رسیدن به حکومت‌های ولایات به جان هم افتاده‌اند.
♦️امّا در این فاصله، اروپا قدم‌هایِ بزرگی برای پیشرفت برداشته است؛ آن ها کارگاه‌های متعدّدِ صنعتی ساختند.
♦️کارخانه های توپ و تفنگ راه انداختند. دانشگاه‌های بزرگ برپا کردند. از همه مهم‌تر، نیروی دریایی عظیمی ترتیب دادند و کشتی‌ها و جهانگردهایشان را به دورترین نقاط جهان فرستادند. ملّت‌ها و قبایل مختلف که بوی پیشرفت اروپا به مشامشان نرسیده بود، با تیر و کمان و شمشیر نتوانستند از عهده مقابله با لشکر مجهّز به توپ و تفنگ آن‌ها برآیند. به این ترتیب دیارشان به تصرّف قدرت های اروپایی درآمد.
♦️تهران؛ نوروز 1804 میلادی
♦️نوروز ۱۱۸۳ ھ.ش. و1804 ميلادي بود و عبّاس میرزا بعد از چند سال حضور در تبریز، خود را برای شرکت در مراسم سلامِ نوروزی شاه به تهران رسانده بود. رقابت شاهزادگان در تقدیم هدایا و تلاششان برای مراسم آن سال و باز کردن جای بیشتر در دل پدر، جلوه‌هایی از این بساطِ نوروزی بود.
♦️با این همه، مراسم آن سال با رسیدن خبر تحرّک روس ها در شمال آذربایجان و گرجستان، تنها لُعابی از تشریفات به رو داشت. دربار از درون در تب و تاب و التهاب بود. فکر حملۀ روس، بختک‌وار روی دربار چنبره زده بود. سران کشور و در رأسش فتحعلی شاه، در فکر تدارک سپاه برای مقابله با دست‌اندازی‌های روس‌ها بودند.
♦️صبحِ حرکت فرارسید. آفتاب داشت تیغ می‌کشید. سربازانی که اسب و تفنگ نداشتند، پشت سواران و تفنگداران، مشتاقانه و مصمّم قدم بر می‌داشتند. عبّاس میرزا پیشاپیش سپاه، سوار بر اسبی چابک.
♦️و اما پایان کار
♦️عباس میرزا؛ نایب السّلطنه رو به حاضران:
♦️افسران و فرماندهان شجاع، هم سنگران و یاران عزیز، غرض از گردهمایی امروز، بیان نکته‌هایی است؛ که اهمیّتشان کمتر از مسائل دفاع و جنگ نیست.
♦️بر همگان مسلّم است که شما جنگاورانِ سرافراز، در طول سال های دفاع، شجاعانه و مخلصانه جنگیدید و هرگز بار خفّت و خوفی بر دوش نکشیدید. دلاوری ها و جان فشانی‌های سربازانِ فداکار و شما افسران عزیز، علی‌رغم محرومیت‌های فراوان تا به آنجا بود که دشمن را هم به تحسین و اعجاب وا‌داشت.
♦️با این حال، ما بسیاری از سرزمین‌های مادری و هموطنان و پاره‌های تنِ خود را در این سال‌ها از دست دادیم و مجبور به قبول شرایطی دشوار در عهدنامۀ ننگین شدیم.
♦️سالهای دفاع و پایان تلخش واقعیتی را به ما نشان داد و آن اینکه، جنگ روس با ما جنگ میان ارتش دو کشور نبود؛ جنگ ارتش و کشوری بزرگ با ارتش و کشوری نامنسجم و دچار اختلافات داخلی نبود.
♦️جنگ بینِ دو زمان متفاوت
♦️ این جنگ، جنگ بین دو زمان متفاوت بود: جنگ نو و کهنه، تازگی و فرسودگی. پیش بینی نتیجۀ چنین برخوردی هم چندان دشوار به نظر نمی رسد؛ نویی و جوانی، غالباً پیروز میدان است.
♦️ با این وصف، شکست ما هیچ جای شگفتی نداشت.
♦️یاران من، اگر جنگ، چیزهای ارزشمندی را از ما گرفت، در مقابل، درهایی را به روی ما گشود. صدای مهیب توپ‌ها و گلوله‌های دشمن، ما را از خواب قرن‌ها بیدار کرد؛ ما برای زنده ماندن و پویایی بیشتر به ایجاد نهادهای جدید دانش و صنعت نیاز داریم. باید فرزندانمان را با دانش‌ها و روش‌های معمول روزگار تعلیم دهیم.
♦️پیشرفت و تمدّن نمی‌تواند یک سویه و تک بعدی باشد. افسر و سربازِ ما، زمانی از مرزهای خودمان، خوب پاسداری می‌کند که فکرش از جانب میهن و اداره عالمانه و عادلانه ملک، ایمن باشد؛ همان گونه که ملّت و دولت، زمانی به آسودگی، سر به کار خود خواهند داشت که بدانند ارتش آنها ابزار و قدرت شایسته برای پاسداری از مرزها را دارد.
♦️مردمی که به خانه های تاریک و بی دریچه عادت کرده‌اند، از پنجره‌های باز و نورگیر، گریزان هستند؛ آخر چشمشان را می‌زند و خسته شان می‌کند؛ لازمه حضور و مبارزه در هر جبهه، عشق و ایمان است.
♦️با این تفاوت که در جبهه بیرون، شجاعت کارسازتر است و در این یک درایت.
#عباس_میرزا_آغازگری_تنها
#مجید_واعظی
#خواب_قرن‌ها_که_با_صدای_توپ_برآشفت
#ساختارگرائی_در_ایران
کانالِ تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 توئیترهای ساختاری: باید ملت و انسجامِ ملی را نه بر محورِدین و ایدئولوژی بلکه بر محور انسان تعریف و تعیین کرد/ دو قطبی و خلل در انسجامِ ملی خطر فروپاشی را به دنبال دارد
🔹 مهدی نصیری مدیرمسؤول سابق کیهان
@Mnasiri1342
♦️ امیر مومنان ع در عهد نامه ماللک اشتر، ملت و انسجام ملی را نه بر محور دین و ایدئولوژی بلکه بر محور انسان تعریف و تعیین می کند.
♦️ مالک! مردم حوزه حکمرانی تو دو دسته اند یا برادر دینی ات و یا همنوع انسانی‌ات، و همگی شهروندت هستند و حقوق شهروندی دارند.
♦️ اقتدار، نه بر تسلیحات، و نه حتی بر ایدئولوژی استوار است، بلکه بسته به انسجام و یکپارچگی ملی است و خلل در این انسجام و ایجاد دوقطبی خطر فروپاشی را به دنبال دارد.
#مهدی_نصیری
#مدیر_مسؤول_سابق_کیهان
#انسجام_ملی_نه_بر_محور_دین_و_ایدئولوژی
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 ساخت‌شناسیِ علم در ایران/ دکتر رضا داوری اردکانی: دانشمندان کشور، باید علم را از یک مشغولیت شریف به جایگاه دگرگون‌سازی جهانِ ایرانی و مردمانش برسانند
🔹شرایط اخلاقی و تاریخی پیشرفتِ علم
🔹دکتر رضا داوری اردکانی فیلسوف و متفکر ایرانی و رئیس فرهنگستان علوم کشور
🔹سخن اولِ نشریه فرهنگستان علوم
🔹بخشِ دهم
♦️چگونه علم به اخلاق باز می‌گردد
♦️♦️در جهان کنونی بدون علم نمی‌توان بسر برد. پس اگر به علم نیاز داریم به قول ماکس وبر حداقل اصول اخلاقی حرفه‌ای دانشمند را بپذیریم و قبول کنیم که چگونه دانشمند در حرفۀ خود امین و صادق نباشد.
♦️وظیفه دانشمند مقدم داشتن مصلحت حقیقت بر هر مصلحت دیگری است. اما دانشمند چگونه باید مصلحت حقیقت را دریابد و رعایت کند؟
♦️اینجا حقیقت عین نتایجی که دانشمند در پژوهش به آن می‌رسد نیست، بلکه با دانش و دانایی یکی است و به عبارت دیگر حقیقتی که دانشمند باید مصلحت آن را بر هر مصلحتی مقدم بداند، عین دانایی است. به شرط اینکه دانایی را در اطلاعات علمی تخصصی محدود ندانیم و به این جهت دانشمند باید از خود بپرسد که چرا و چگونه او که دانش تخصصی دارد، خود را ملتزم به تحقق حقیقت می‌داند و مخصوصاً بیندیشد که او چرا به دانش رو کرده و در کار دانش به کجا رسیده و چه‌ها به دست آورده است.
♦️نگهداشتن علم در حد اجرای رسوم آموزش و پژوهش در جای خود مهم است، اما دانشمند باید بپرسد که از این رسوم آموزش و پژوهش چه حاصل می‌شود و این رسوم ما را به کجا می‌برد و چگونه می‌تواند جامعه و کشور را دستگیری کند. از این راه است که علم گرچه درس اخلاق نمی‌دهد، به اخلاق باز می‌گردد.
♦️دانش در شرایط توسعه نیافتگی
♦️رو کردن دانشمند به دانش کاری اخلاقی است، یعنی با اینکه دانشمند در راه علم و پژوهش کاری به اخلاق ندارد، تعلق خاطرش به دانش و دانایی یک وضع اخلاقی است. قاعدتاً دانشمند کارِ دانش را از آن جهت برمی‌گزیند که در آن فضیلتی می‌بیند که حداقل در کارهای دیگری که او می‌تواند بکند، وجود ندارد.
♦️اما در شرایط توسعه‌نیافتگی این اخلاق مقدّم بر علم کم‌اثر و گاهی شاید بی‌اثر باشد. وقتی همه باید به مدرسه بروند و کار علم در عداد مشاغل رسمی درآمده است، اگر انتخابی هم باشد با پیروی از مد صورت می‌گیرد. چنانکه بیشتر داوطلبان دانشگاه می‌خواهند مهندس بشوند.
♦️آیا مهندسی را دوست می‌دارند و می‌دانند که پس از فراغ از تحصیل چه حرفه و جایگاهی خواهند داشت؟ ظاهراً این طور است اما در این دوست داشتن و انتخاب به نظر می‌رسد که مد و شهرت دخالتی بیش از ذوق و تأمل دارد.
♦️اینکه بیشتر جوانان مستعد کشوری که به اندازه کافی و شاید بیش از اندازه مهندس، آن هم مهندسان با دانش و کارآمد، دارد، باز می‌خواهند مهندس بشوند، مطلبی است که متصدیان سیاستِ علم باید به آن بیندیشند و متأسفانه تاکنون کمتر به این قبیل مسائل اندیشیده‌اند و حتی اگر تذکری هم داده شود شاید اعتنا نکنند.
♦️من نمی‌گویم سیاستِ علم می‌تواند علم‌ها را به مقام شایسته‌ای که دارند برساند. این توقع هم که به علوم انسانی باید اعتنای بیشتری شود، یک توقع اخلاقی است. علم با اعتنای این و آن یا به صرف این اعتنا تحول پیدا نمی‌کند.
♦️در این شرایط برای دانشمند بسیار دشوار است که به وظیفه خود در کار دانش فکر کند. او رسم رایج را رسم عقلانی و کارساز در پیشرفت علم یافته است و بر آن می‌رود.
♦️علمِ جدا از عمل
♦️کاش وقتی علم خود را، از عمل جدا می‌دید احساس ملال می‌کرد. شاید این ملال او را از عادت می‌رهاند و به فکر وامی‌داشت که چگونه باید علم را از یک مشغولیت شریف به عامل دگرگون‌سازی جهان و مردمش برساند.
♦️تن دادن به عادت و مشغولیت عام در علم و پژوهش نشانه آن است که علم درجا می‌زند. این رسم و شیوه با روح اخلاق بیگانه است و آن را با پیروی از قانون نباید اشتباه کرد و پروای آینده نداشتن را اخلاق نباید نامید زیرا این نامگذاری مثل این است که سکون را حرکت و ضعف را قوت بنامند.
♦️دانشمندی که می‌خواهد در پیشبرد علم و نه صرفاً در آموزش و ترویج آنکه البته در حدّ خود کاری بزرگ است، سهیم باشد، کافی است که صرافت طبع داشته باشد و با صفای دانشمندی در کار خود بنگرد و ببیند در چه راهی است و بپرسد راهش به کجا می‌رسد.
♦️لازم نیست با رسم جهان در افتد ولی اگر آن رسم را بی‌چون و چرا بپذیرد، دانشمند رسمی است که جایش در اکنون و امروز تکرار شونده است و راهی به فردا و آینده نمی‌یابد.
#دکتر_رضا_داوری_اردکانی
#ساخت_شناسی_علم_در_ایران
#اصول_اخلاقی_حرفه‌ای_دانشمند
#علم_نه_یک_مشغولیت_شریف
#علم_عامل_دگرگون‌سازی_جهان_و_مردمش
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐ساخت ‌شناسیِ علم در ایران/ دکتر رضا داوری اردکانی: دانشمند ایرانی، باید با صفای دانشمندی در کارِ خود بنگرد و ببیند در چه راهی است و بپرسد راهش به کجا می‌رسد.
🔹شرایط اخلاقی و تاریخی پیشرفتِ علم/10
♦️اگر به علم نیاز داریم حداقل اصول اخلاقی حرفه‌ای دانشمند را بپذیریم و قبول کنیم که چگونه دانشمند در حرفۀ خود امین و صادق نباشد.
♦️دانشمند مخصوصاً باید بیندیشد که او چرا به دانش رو کرده و در کار دانش به کجا رسیده و چه‌ها به دست آورده است.
♦️نگهداشتن علم در حد اجرای رسوم آموزش و پژوهش در جای خود مهم است، اما دانشمند باید بپرسد که از این رسوم چه حاصل می‌شود و این رسوم ما را به کجا می‌برد و چگونه می‌تواند جامعه و کشور را دستگیری کند.
♦️تن دادن به عادت و مشغولیت عام در علم و پژوهش نشانه درجا زدن است.
♦️لازم نیست با رسم جهان در افتد ولی اگر آن رسم را بی‌چون و چرا بپذیرد، دانشمند رسمی است که جایش در اکنون و امروز تکرار شونده است و راهی به فردا و آینده نمی‌یابد.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 ساخت‌شناسیِ علم در ایران/ دکتر تقی آزاد ارمکی: ما یک نظامی ساخته‌ایم که از اول غلط طراحی شده است/ حوزۀ علم در کشور، یک حوزه تابع در ساحت بوروکراتیک است ، مرکزیت در ایران با سیاست است
🔹دکتر تقی آزاد ارمکی، استاد جامعه‎شناسی دانشگاه تهران
🔹کارآمدی پژوهش‎های علوم انسانی در موقعیت کنونی جامعه ایران
🔹طرح جامع اعتلاء علوم انسانی
🔹بخش اول
♦️این همه در این کشور هزینه می‌کنیم که از آن چیزی در نمی‌آید. یک دلیل عمده آن این است که ما مردم کارناآزموده و بی‌مسئولیتی هستیم.
♦️پاسخ دیگری که می‌توان برای آن پیدا کرد این است که نظام سیاسی فاسد است.
♦️به نظر من هردوی این نظرها هم درست است و هم مدیریت ما دچار ناکارآمدی است و هم ما مردمان بی‌مسئولیتی هستیم.
♦️هم دولت و هم نظام اجتماعی ما دچار بدکارکردی هستند و متعهد نیستند.
♦️حوزه آکادمی ما هم متعهد به مسئولیت‌های خود نیست.
♦️علت اساسی آن نحوه چیدمان نظام سیاسی و اجتماعی ما است. ما یک نظامی ساخته‌ایم که از اول غلط طراحی شده است. شبه جامعه غربی و شبه جامعه سنتی است.
♦️خواستیم مثل جهان مدرن بسازیمش. این تلاش از دوره صفویه آغاز شد و در دوره قاجار با جدیت بیشتری ادامه یافت. این تلاش در دوره پهلوی اوج گرفت. جمهوری اسلامی ایران هم تلاش کرد فی‌مابین این سنت و مدرنیته را بگیرد ولی شبه سنتی باشد و با یک فهم تاریخی نظام سیاسی‌اش را طراحی کند.
♦️به نظر من مشکل در همین‌جاست و تا به سامان نرسد، نه علم و نه پژوهش و نه اقتصاد و حتی اشتغال به جایی نخواهد رسید.
♦️این سؤال را باید پرسید که جامعۀ ما چگونه دارد بازی می‌کند و نهادهای اجتماعی چگونه سامان‌دهی شده‌اند؟
♦️در جامعه ما آنچه در مرکز همه امور از حوزه اندیشه و دین گرفته تا تولید اقتصادی و تولید دانش، قرار دارد، دولت است. متأسفانه با مرکزیت بخشیدن به حوزه سیاست و حوزه دولت، نهادهای دیگر ساحت حاشیه‌ای پیدا کرده‌اند.
♦️مبتنی بر نظریه اجتماعی سه‌پایه‌ایِ دولت، جامعه و خانواده، جامعه امروز ما، در وضعیتی است که دولت و حکومت خود را مرکز قرار داده و سعی کرده همه امور را براساس همین مرکزیت سامان دهد.
♦️جای تأسف آنجاست که همه کسانی که اینجا عمل می‌کنند و سیاست‌ورز هستند و حتی ما که کنش‌گران نظام دانشگاهی هستیم هم به این موضوع باور داریم و براساس آن عمل می‌کنیم.
♦️این‌جاست که حوزه علم یک حوزه تابعی یا پاندولی می‌شود. اگر خیلی ارزش داشته باشد، تابعی از حوزه سیاست است وگرنه، بیرون رانده می‌شود.
♦️این جایگاه پاندولی را نمی‌شود به جای خاصی رساند.
♦️ما به عنوان دانشگاه آمده‌ایم اینجا و از کسی که در نهاد قدرت است می‌خواهیم تکلیف ما را معلوم کند و از او می‌خواهیم بودجه ما را افزایش دهد. ما به او حجیت بیشتر می‌دهیم تا بیشتر برای ما تصمیم بگیرد و راه غلط خود را پی بگیرد، این همان وضعیت پاندولی است.
منتظریم بیشتر پول بدهند تا بیشتر بوروکراسی را در علم توسعه بدهیم.
♦️درستش این است که نظام اداری و دولت باید حوزه علم را از دستور کار خود خارج کند.
♦️تا این اتفاق نیفتد، علم به جایی نمی‌رسد. مشکل پژوهش در ایران این است که پژوهش‌هایی انجام می‌دهیم که به ما گفته می‌شود انجام دهیم.
♦️در حال حاضر، سازمان‌ها و مراکز پژوهشی متعددی در همه حوزه‌های علم داریم که همه هم مهم و بین‌المللی هستند. الی‌ماشا‌الله در قم و تهران پژوهشگاه‌های پنهان و آشکاری با بودجه‌های زیاد داریم.
♦️این سازمان‌ها، نهادها و مراکز پژوهشی تاکنون نتوانسته‌اند مسائل بنیادین کشور را به چالش بکشند و درباره آن بحث کنند.
♦️موضوع این نیست که آدم‌های فرهیخته در کشور وجود نداشته باشند، بلکه امکان فعالیت مفید آنها وجود ندارد.
♦️زیرا آنها تابعی از ساحت بوروکراتیک هستند. به دلیل این تابعیت است که دانشگاه و مرکز پژوهشی نمی‌تواند کار غیر بوروکراتیک صورت دهد.
♦️حالا این وسط هفته پژوهش یک آئین یا ceremony است که در آن مدام از خودمان تجلیل می‌کنیم.
♦️این است که نظام سیاسی می‌شود طراح، پژوهشگر، داور و جایزه‌دهنده، خطای اولی مدام بازتولید می شود و از دل آن خطاهای تازه درمی‌آید.
♦️نظام سیاسی، نظام فنی و نظام رسمی پژوهش در ایران به این نتیجه رسید که دارد راه به خطا می‌رود.
♦️ولی درنهایت چه کردیم؟ گفتیم دیگر خودمان پژوهش نکنیم. مرکز مطالعات و تحقیقات دانشگاه تهران که یک مرکز بزرگ بین‌المللی و تاریخی بود را آمدیم و گفتیم که واگذار می‌کنیم.
♦️یک باند و یک کمربند حاشیه‌ای در نظام پژوهشی ایران ساخته شد که آدم‌ها، بودجه‌ها و مسائلش همچنان دولتی بود.
♦️یعنی پژوهشگرانی که کار پژوهشی کردند باز هم شبیه قبل عمل کردند.
#دکتر_تقی_آزاد_ارمکی
#ساخت‌شناسی_علم_در_ایران
#کارآمدی_پژوهش_های_علوم_انسانی
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐شفاف؛ با این وضع به جائی نمی‌رسیم/دکتر تقی آزاد ارمکی: یک دلیل عمده اینکه هزینه می‌کنیم و از آن چیزی در نمی‌آید، کارناآزموده بودنِ مردم ماست
🔹استاد جامعه‎شناسی دانشگاه تهران
🔹کارآمدی پژوهش‎های علوم انسانی/1
♦️این همه در این کشور هزینه می‌کنیم که از آن چیزی در نمی‌آید، یک دلیل عمده آن این است که ما مردم کارناآزموده و بی‌مسئولیتی هستیم.
♦️پاسخ دیگری که می‌توان برای آن پیدا کرد این است که نظام سیاسی فاسد است.
♦️به نظر من هردوی این نظرها درست است.
♦️هم دولت و هم نظام اجتماعی ما دچار بدکارکردی هستند و متعهد نیستند.
♦️حوزه آکادمی ما هم متعهد به مسئولیت‌های خود نیست.
♦️علت اساسی آن نحوه چیدمان نظام سیاسی و اجتماعی ما است. ما یک نظامی ساخته‌ایم که از اول غلط طراحی شده است. شبه جامعه غربی و شبه جامعه سنتی است.
♦️خواستیم مثل جهان مدرن بسازیمش. این تلاش از دوره صفویه آغاز شد و در دوره قاجار با جدیت بیشتری ادامه یافت.
♦️این تلاش در دوره پهلوی اوج گرفت.
♦️جمهوری اسلامی ایران هم تلاش کرد شبه سنتی باشد.
♦️به این وضع به جائی نمی‌رسیم، باید تصمیم بگیریم.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 ما در حال دور شدن از جهان تحت سلطۀ آمریکا به جهانی که نه فقط چین که سایر کشورها هم در حال رشد هستند
🔹فرید زکریا: نویسنده و تحلیلگر سیاسی در آمریکا
🔹گفت و گو با یورو نیوز
♦️ما داریم از یک مرحله انتقال بزرگ عبور می کنیم، به این دلیل که یک نظم قدیمی در حال تغییر است. ما بطور همزمان در بسیاری از حوزه‌ها در حال حرکت هستیم.
♦️ما در حال انتقال به سیستمی در آینده هستیم که زنان کاملاً با مردان برابرند.
♦️ما این جهان را به شیوه‌ای فراگیرتر، متنوع‌تر، بسیار نوآورانه و پربارتر خواهیم دید.
♦️دموکراسی آمریکایی در برابر ترامپ دوباره خود را تحکیم بخشیده و پیروز شده است. می دانم که همه چیز بسیار بهم ریخته است و خشم زیادی وجود دارد و تنش‌های زیادی هم داریم.
♦️بسیاری احساس می‌کنند که به شدت با هم اختلاف نظر دارند. چالش این بود که آیا این موضوع در چارچوبی دموکراتیک حل خواهد شد؟ پاسخ مثبت است و ما به جلو می رویم.
#ساخت‌شناسی_نظام_بین‌الملل
متن کامل در:
@Iranianstructures2
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 شکاف‌هایِ متراکم در جامعۀ ایران و سه‌گانۀ : انقلابیون، براندازان و ساختارگرایانِ میانه‌‌رو
🔹محمد رهبری
🔹پژوهشگر جامعه شناسیِ سیاسی
🔹با اندکی تلخیص و تصرف
♦️بحران‌هایِ پیاپی سیاسی و اقتصادی که در سال‌های اخیر بر جامعۀ ایران سایه افکنده، تبعات فراوانی را با خود به همراه آورده است. افزایش فشار بر طبقات محروم، کوچک شدن طبقه متوسط، رشد بی‌اعتمادی به نیروها و نهادهای سیاسی و ناامیدیِ مفرط نسبت به بهبود وضع موجود از جمله این تبعات هستند که اقشار مختلفی از مردم را در بر گرفته است.
♦️در نتیجه این وضعیت، می‌توان ادعا کرد که شکاف‌های متراکمی بر جامعه ایران سایه انداخته و به تشدید شکاف‌های قومی، مذهبی، جنسیتی و سنی دامن زده است.
♦️شواهد نشان می‌دهد محتوای شبکه‌های اجتماعی، بستر مناسبی برای مطالعۀ این شکاف‌ها هستند. در یک طرف، حامیان وضع موجود قرار دارند که به اسم دفاع از ارزش‌ها، خود را انقلابی می‌نامند و هر کس را که در این گروه نباشد، طرد می‌کنند.
♦️در طرف دیگر، طرفداران براندازی هستند که به اسم دفاع از آزادی، خواهان تغییر نظام سیاسی بوده و هر آن کس که چنین خواسته‌ای نداشته باشد را مزدور می‌نامند. در واقع هر دو گروه، مخالفان خود را طرد کرده و به رسمیت نمی‌شناسند.
♦️در میان این دو گروه نیز، افرادی هستند که اگرچه از وضع موجود دفاع نمی‌کنند، اما راه حل دیگری را می‌پسندند و راهی میانه را دنبال می‌کنند. این راه حل معمولاً مبتنی بر تغییر و تحولات درون‌ساختاری است.
♦️اگر در محتوای موجود اجتماعی عمیق‌تر شویم، می‌بینیم که نیروهای میانه‌رو، که نهایتاً توان جلوگیری از قطبی شدن فضای سیاسی را دارند، صدای به مراتب ضعیف‌تری نیز دارند.
♦️این امر در وهله اول نتیجه بحران‌های سیاسی و اقتصادی این سال‌هاست که بسیاری را از هرگونه اصلاح ناامید کرده است.
♦️یکی از ویژگی‌های مشترک دو گروه انقلابی و برانداز که در بالا ذکر شدند، ادبیات خشم‌آلود یا تمسخرآمیزِ آنها نسبت به مخالفان است.
♦️پژوهش‌ها نشان می‌دهد ادبیات اخیر به تقویت صدای دوگانه انقلابی- براندازی بخصوص در شبکه‌های اجتماعی، که معمولاً ادبیاتی طردآمیز و خشم‌آلود دارند منجر می‌شود.
♦️یکی از نتایج نامطلوب این فضا ، ترس نیروهای میانه در ابراز نظر است، به این جهت که مورد حمله از طرف این دوگانه قرار می‌گیرند و درون «مارپیچ سکوت» گرفتار می‌شوند و این امر آنها را به عدم موضع‌گیری وا می‌دارد.
♦️از سوی دیگر شبکه‌های اجتماعی فقط از طریق تضعیف نیروهای میانه‌رو، به افزایش دوقطبی در جامعه کمک نمی‌کنند. پدیده اتاق پژواک echo chamber نیز به این امر دامن می‌زند.
♦️اتاق پژواک توصیفی از وضعیتی است که در آن فرد فقط باورها و اطلاعات همسو با عقاید خودش را می‌شنود. گفته می‌شود که در شبکه‌های اجتماعی، این پدیده بسیار رواج دارد چرا که افراد اکثراً کسانی را دنبال می‌کنند که با عقایدشان همسو هستند و به همین خاطر درون یک چرخه بسته مدام، محتوایی را می‌شنوند که با عقایدشان همراستاست.
♦️به همین جهت درون شبکه‌های اجتماعی، عمدتاً افراد در جریان دیدگاه‌های مخالف قرار نمی‌گیرند و این تصور برایشان پیش می‌آید که اکثریت، عقاید خودشان را داشته و در نتیجه کمتر پذیرای عقاید مخالف خود هستند.
♦️ایوان دیلکو از پژوهشگران مرتبط با این حوزه در مقاله‌ای توضیح داده است که ما خودمان را کمتر در معرض اطلاعاتی قرار می‌دهیم که برایمان چالش برانگیزند و این‌گونه بر عقایدمان تعصب بیشتری پیدا می‌کنیم.
#محمد_رهبری
#ساخت‌شناسی_جامعه_ایران
#حامیان_وضع_موجود
#طرفداران_براندازی
#میانه‌روها_با_ادبیات_تغییر_و_تحولات_درون‌ساختاری
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 شکاف‌هایِ متراکم در جامعۀ ایران و سه‌گانۀ : انقلابیون، براندازان و ساختارگرایانِ میانه‌‌رو که صدایِ ضعیف‌تری دارند
🔹محمد رهبری
🔹پژوهشگر جامعه شناسیِ سیاسی
♦️بحران‌هایِ پیاپی سیاسی و اقتصادی که بر جامعۀ ایران سایه افکنده، شکاف‌های متراکمی بر آن تحمیل نموده است.
♦️در یک طرف، حامیان وضع موجود قرار دارند که به اسم دفاع از ارزش‌ها، خود را انقلابی می‌نامند و هر کس، غیر خود را طرد می‌کنند.
♦️در طرف دیگر، طرفداران براندازی هستند که به اسم دفاع از آزادی، خواهان تغییر نظام سیاسی بوده و سوی دیگر را مزدور می‌نامند.
♦️دو گروه، مخالفان خود را طرد کرده و به رسمیت نمی‌شناسند.
♦️در میان این دو گروه نیز، افرادی هستند که اگرچه از وضع موجود دفاع نمی‌کنند، اما راه حلِ دیگری را می‌پسندند و راهی میانه را دنبال می‌کنند.
♦️این راه حل معمولاً مبتنی بر تغییر و تحولات درون‌ساختاری است.
♦️این گروه که نهایتاً توان جلوگیری از قطبی شدن فضای سیاسی را دارند، صدای به مراتب ضعیف‌تری نیز دارند.
#حامیان_وضع_موجود
#طرفداران_براندازی
#میانه‌روها_با_ادبیات_تغییر_و_تحولات_درون‌ساختاری
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 توئیترهای ساختاری: قدرتِ کنونی آمریکا از دلِ عبور، از متنِ یک بحرانِ تاریخی و مبتنی بر "همبستگی ملی و انسجام اجتماعی" تثبیت شده است
🔹 دکتر ابراهیم فیاض: دانشیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
@fayaz_ir
♦️ بعد از بحران امنیتی، اقتصادی و اجتماعی مک‌کارتیسم در آمریکا،
♦️رئیس جمهور آیزنهاور
♦️توانست از طریق همبستگیِ نژادی و قومی،
♦️انسجام اجتماعی،
♦️عملگرایی و تفاهم عمومی،
♦️قدرت آمریکا را در نظام بین الملل تثبیت کند.
#اابراهیم_فیاض
#دانشیار_دانشکده_علوم_اجتماعی
#قدرت_آمریکا
#عبور_از_بحران
#انسجام_اجتماعی
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 آمریکا، کشورِ ساختارها و رئیس‌جمهورِ چهل‌ و پنجم
🔹سرمقالۀ کانال
🔹یونس احمدی: دکترای دین‌پژوهی دانشگاه ادیان
♦️اینکه انسان اکنون در چه مرحله‌ای از حیات خود قرار دارد، شاید نتوان قضاوت و یا پیش‌بینیِ دقیقی به عمل آورد. شاید وقتی آیندگان در مورد ما رأی خواهند داد، جواب این پرسش را نیز در متونِ خود بگنجانند.
♦️همچنین در پاسخ به این سؤال که میزان دسترسیِ ما به واقعیت و آگاهی چگونه است و آیا ما در عصرِ روشنی و یا تاریکی هستیم، هم در پرسش‌های نسل‌های آینده به پاسخِ قاطع‌تر و نظام‌مند‌تری می‌رسد.
♦️برای اینکه تصاویرِ قابل لمس‌تری از این موضوع در جهت مقایسه در ذهن داشته باشیم، به بازیگرانِ عصری که بعدها قرون وسطا و یا سده‌های تاریکی نامیده شده‌اند مراجعه کنیم و به این سؤال پاسخ دهیم که آیا آنها با این‌گونه تصوری از حیات و عصرِ خود زیسته‌اند. این نکته ساده را هم در این سیر مفاهیم، باید به ذهن سنجاق کرد که داستانِ مسحوری و مفتونیِ انسان نسبت به اندیشه‌هایش تاریخی سرتاسری دارد.
♦️آنچه که در فلسفۀ شناخت مکشوف است، این است که بیشتر مفاهیمی که به نوعی در معرض ذهنِ انسانی قوام یافته‌اند، لغزنده‌اند و ما گاهی کمتر می‌توانیم با آنها اظهار همدلی کنیم بلکه باید معمولاً کوتاه بیائیم.
♦️داده‌هایِ ثابتِ ما به گونه‌ای باورنکردنی در معرضِ بی‌ثباتی‌اند و ما می‌دانیم، روزگاری برای بسیاری از جهت‌گیری‌های کنونی مورد نقد، خطاب و شاید استهزاء قرار خواهیم گرفت. با این مبنا کسی نمی‌تواند این گواهی را بدهد که ما از نسل‌هایِ کودکی بشر فاصله گرفته‌ایم.
♦️در مسیری که تاکنون طی کرده‌ایم، بسیاری از مفاهیم، علاوه بر اینکه در معرض ضعف‌های مفرط و فاقد منطقِ قوی هستند، بلکه برای ما به عنوان، نوعِ بشر پر هزینه تمام شده‌اند.
♦️در این شرایط شاید توافق بر قرارداد‌ها و التزامِ مشروط به آنها در میان افراد و جوامع، حول محورِ تعلق خاطر به ایدۀ خودبنیادی و عقلانیتِ کم‌هزینه آغاز و مفری برای نوع انسانی، در رستای پرهیز از مطلق‌انگاری‌هایِ ویرانگر باشد.
♦️چه کسی می‌تواند منکر این باشد که شاید برای این مسأله راهِ بهتر، این باشد که دل سپردن‌هایِ تاریخی به ماوراءِ خود ما را به عقوبتِ پیام‌های سخت و پرهزینه دچار کرده است و شاید نگرش مطلوبتر این باشد که اگر از ما خواسته شده است در جای دیگری نباشیم، بهتر است همین‌جا و با علقۀ همین‌جائی زندگی کنیم. سرکه اگر نقد باشد از حلوائی که نسیه است گواراتر است.
♦️مفهوم‌ها را ما نمی‌سازیم، و چون نمی سازیم به خوبی نمی شناسیم، اما می‌توانیم بر سر آنها به توافق برسیم و پس از "ساخت و پرداخت" برای جاری ساختنِ آنها در رگ‌هایِ زندگی نهادهائی بسازیم. مفاهیم فی‌نفسه انتزاعی و شاید دست و پا بسته‌اند، این نهادها و ساختارها هستند که آنها را جاری می‌سازند.
♦️هرچند قدری از منظور سخن دور می‌شویم، اما ذکر این نکته ضروری است که شواهد نشان می دهد، هر فردی با هر محتوای ذهنی از آنجا که فرد و واحد است به سمت گِرد‌ شدن و تجمع قدرت و هر ساختاری به سمت مانائی و تجمیع قدرت در حرکت است، مگر آنکه تمایلِ فردی در دل ساختار، دیکتاتور‌زدائی شود و ساختارها همدیگر را کنترل کنند. کنترلِ ساختار با ساختار مانع از افتادن ما در دام ساختار‌های تمرکزگرا می‌شود.
♦️به نظر می‌رسد آمریکای امروز یکی از نمونه‌هایِ انسانی برایِ بازی اخیر است. جایی که مفاهیم در دل ساختارها جاری می‌شوند و ساختارها به مفاهیم امکان وقوع می‌دهند. این بازیِ پر هزینه تا کنون جوابی قابل ارزیابی داده است.
♦️بازیِ آمریکائی، مفهوم برای ساختار و ساختار برای مفهوم است. این راه و رسمِ عمدتاً فلسفی، دیالکتیکی است که از نظر پدرانِ بنیانگذار، باید همیشه برقرار باشد و تاکنون جایگزینِ مناسبی برای آن پیدا نشده است.
♦️وقتی رئیس‌جمهورِ چهل ‌و ‌پنجم، این بازی را به هم زد، مردود شمرد و یا نسبت به آن نافرمانی کرد، ساختار در رفتاری قابل فهم راه را بر او بست و فرصت را از او گرفت. دردناک بود اما در تقابل و تعارضِ مفهوم و ساختار، ساختار ارزشمندتر است و این قراردادِ جمهور و میراث بشر است.
♦️به این ترتیب دموکراسی با تمامیِ مفاهیم و ساختارهایش خود را از یک بازی ظاهراً نه‌چندان‌سخت، عملگرایانه، به عنوان پیروز بیرون کشید.
♦️از زاویه‌ای که اکنون ما و در این یادداشت داریم، آمریکا محصولِ فلسفه، ماحصلِ دین و قلمروِ علم است. محل تعاطی و تعالیِ فکر انسانی است، با آنچه تاکنون در چنته دارد. اتفاقات اخیر نشان داد نباید تنها روی ساخت وساز داده های کارآمد حساب باز کرد بلکه باید مواظب رابطه میان مفاهیم و ساختارها هم بود. مواظب دموکراسی هم بود، این کار نخبگان است.
#دکتر_یونس_احمدی
#آمریکا_کشور_ساختارها
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 توئیترهای ساختاری: سیلیِ مجلسی‌ها؛ پیش درآمدی بر شکل‌گیری بناپارتیسم و دولت نظامیان/ عمران و آبادانی با مشت آهنین
🔹مهدی نصیری مدیرمسؤول سابق کیهان
@Mnasiri1342
♦️ سیلی به سرباز وطن توسط نماینده مجلس انقلابی محصول نظارت استصوابی
♦️ را می توان
♦️ پیش درآمدی بر شکل گیری بناپارتیسم و دولت نظامیان
♦️ دانست
♦️ که قرار است با مشت آهنین مشکلات معیشتی جامعه را حل کند و عمران و آبادانی بیاورد.
#مهدی_نصیری
#مدیر_مسؤول_سابق_کیهان
#دولت_نظامیان
#مشت_آهنین
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌐 ساختارِ سیاسیِ ما صادق نیست، دروغ یکی از سکه‌های رایجِ این مملکت توسط صاحبان قدرت است
🔹 دکتر عماد افروغ: جامعه شناس و استاد دانشگاه
🔹 شبکه چهار: برنامه زاویه
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐چالش‌های الگویِ حکمرانی در ایران
🌐توئیترهای ساختاری: به علتِ فقدان چارچوب‌های تئوریکِ حکمرانی در کشور شاهد جنگ علم و دین هستیم، ماشین دوقطبی‌سازی متوقف نمی‌شود و این ایدئولوژی است که برای مردم واکسن می‌خرد
🔹دکترصادق زیباکلام: استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران
@sadeghZibakalam
🔹دکتر ابراهیم فیاض: دانشیار علوم اجتماعی دانشگاه تهران
@fayaz_ir
🔹مهدی نصیری: مدیرمسؤول سابق کیهان
@Mnasiri1342
♦️انقلاب اسلامی، نتیجه تلائم و تعامل دین و علم بود. اما به علت فقدان چارچوب‌های تئوریکِ حکمرانی، نهاد دین به جنگ علم رفت و متأسفانه امروزه جنگ دین با علم شروع شده است.
♦️به همین دلایل ماشین دوقطبی سازی در کشور فعال است:
♦️انقلابی، سکولار
♦️متدین، غیر متدین
♦️با حجاب، بی حجاب
♦️خودی، غیر خودی
♦️در حالی که هر کسی به دلیل ایرانی و بلکه انسان بودن باید محترم باشد.
♦️وجه ایدئولوژیک‌بودن نظام ما به گونه‌ای گسترده است که همه‌جا ملاحظات ایدئولوژیک را به نمایش می‌گذارد. حتی ایدئولوژی به جای علم برای ما واکسن می‌خرد یا می‌خواهد بسازد.
#توئیترهای_ساختاری_ترکیبی
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 ساخت‌شناسیِ دین در ایران/ الاهیات ادیانی راهی جز مواجه با ضرورت هایِ جدید دنیایِ از راه رسیده ندارد/ استاد مجتهد شبستری: الاهیاتِ مدرن نیازمند چرخش‌های مدرن است
🔹استاد محمد مجتهد شبستری: فقیه و متخصص الاهیات تطبیقی
🔹سخنرانی در: مؤسسه پرسش
🔹نکته: الاهیات ادیانی راهی جز مواجه با ضرورت های دنیای تازه از راه رسیده ندارد. الاهیدانان مسیحی به عنوان بخشی از الاهیات ادیانِ ابراهیمی در این زمینه تلاش‌های بسیاری صورت‌ داده‌اند. یکی از خصوصیت‌های مهم این تلاشها برخورد مسؤولانه نهادهای وابسته دینی با این واقعه است. در متن ذیل با برخی موارد و ایده‌ها در خصوص تحولات نوین الاهیاتی اشاره شده است، اتفاقی که در جهان اسلام به ندرت صورت گرفته‌است.
🔹متن سخنرانی با اندکی تلخص
♦️واژه Offenbarung که به ‌عنوان واژه وحی در الهیات مسیحی به کار می‌رود، عملاً به معنای آشکارشدن است، یعنی خداوند به منظور تطهیر و نجات انسان آشکار می‌شود. در الهیات مسیحی نیز وقتی از ایمان یا وحی صحبت می‌شود به معنای گزاره‌های مشخص و معین و مطابق واقع نیست، بلکه نوعی جهت‌گیری و رویکرد است که مرتب تغییر می کند.
♦️این رویکرد ماهیت هرمنوتیکی و تأویلی دارد. الهیات مدرن مسیحی هم تصویری از واقعیت نیست بلکه سخن‌گفتن مسئولانه از این جهت‌گیری و رویکرد تفسیری است که قابلیت گفت‌و‌گو و بحث عقلانی داشته باشد.
♦️الهیات مدرن مسیحی تفاوت مهمی که با الهیات سنتی مسیحی دارد بحث تعریف خدا است. در الهیات مدرن سؤال‌هایی مثل خدا چیست؟ یا خدا کیست؟ مطرح نیست و به جای آن می‌پرسد، خدا چه کرده؟ چه می‌کند؟ و چه خواهد کرد؟ الاه کنار رفته و الوهیت آمده است.
♦️همه این تحولات الهیات مدرن در مفهوم وحی سرریز کرده و چرخشی هرمنوتیکی اتفاق افتاده است.
♦️روند این تحول به این‌گونه است که اگر در بدو پیدایش عناصر کلام و الهیات مسیحی تلقی این بود که وحی یک سلسله اطلاعات است که از خدا به انسان داده می‌شود و گزاره‌هایی مطابق با واقع است، در مرحله دوم گفتند وحی مجموعه‌ای از اطلاعات نیست که خدا در اختیار انسان قرار دهد بلکه آشکارشدن خدا بر انسان و نفس این آشکارشدن است؛ گزاره نیست بلکه حادثه است.
♦️وقتی این حادثه اتفاق می‌افتد من و شما دگرگون می‌شویم و تولد جدید می‌یابیم و هستی ما تغییر می‌کند.
♦️درتحولی دیگر منظور از وحی حادثه نیست بلکه بر اثر آن شناختی برای انسان پدید می‌آید و انسان از آن به وحی تأویل می‌کند. در الهیات مدرن مسیحی وحی اخباری از واقعیات نیست، نوعی تفسیر است.
♦️تلقی‌های قدیمی از وحی تا حد زیادی بیانی دفاعی بود. مسیحیان قصد داشتند بگویند دین ما حق است و از طریق ظهور عیسی اطلاعاتی به ما داده شده که در اختیار کس دیگری نیست و همه باید به دین ما روی بیاورند.
♦️حرف‌شان این بود که هم طریق حصول این اطلاعات و هم محتوای آنها فوق‌طبیعی است. ایمان هم عبارت بود از پذیرفتن این اطلاعات فوق‌طبیعی.
♦️بعدها متوجه شدند که مثلا این مشکل وجود داشت که وقتی دانش و محتوا را فوق‌طبیعی می‌دانید و آن را قابل‌ وصول برای انسان نمی‌دانید، چگونه انسان می‌تواند چیزی را بفهمد که پایه‌های فهم آن را ندارد.
♦️یکی دیگر از متألهان مسیحی اشکال عمده‌ای را مطرح کرد: اگر ادعا می‌شود که خداوند خود را آشکار کرده است ابتدا باید وجود خدا محرز و اثبات شده باشد تا سپس بتوانیم بگوییم حرف زده و خودش را آشکار کرده است. اما آیا مقدمه اول حاصل است؟
♦️در پاسخ متألهان کاتولیک معتقد بودند گاهی تجربه‌هائی به انسان دست می‌دهد و انسان، شناختی از خدا پیدا می‌کند نه اینکه برای شناخت خدا برهان ارائه دهند. این شناخت به‌گونه‌ای است که وقتی می‌خواهند آن را بیان کنند، می‌گویند خدا با ما سخن می‌گوید.
♦️بیان یک بیان تفسیری است. تفسیر و تأویلی که در کنار هر تجربه‌ای است. این تجربه‌ای دینی است که گویا خدا سخن می‌گوید، این معنی وحی است. اگر عیسی سخن گفته برای حواریون از طریق این سنت پیامی به ما می‌رسد که گویی سخن خداست.
♦️متألهانِ کاتولیک می‌گویند که هر انسانی در درون خود یک شناخت مبهم از خدا دارد. گاهی این شناخت که در درون است متبلور می‌شود. انسان در خلأ این کار را انجام نمی‌دهد و در ارتباط با یک سلسله نمادها که در خارج است خود را طرح می‌کند.
♦️این تجربه گاهی بروز می‌شود و از طریق برخورد با نهادهایی فوران می‌کند، که در آن فرد اگر بخواهد آن را تأویل کند، می‌گوید خدا با من سخن می‌گوید. این آخرین مرحله‌ای است که الهیات مدرن چرخش مدرن را انجام داده و فعلا در میان تئوری‌های گوناگون درباره وحی از همه قابل‌قبول‌تر به نظر می‌آید.
#محمد_مجتهد_شبستری
#الهیات_مدرن_مسیحی
#چرخش_مدرن
#ساخت‌شانسی_دین_در_ایران
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 الاهیاتِ رسمی در ایران راهی جز مواجهه با ضرورت‌های دنیای مدرن ندارد
🔹استاد محمد مجتهد شبستری
♦️الاهیدانان مسیحی به عنوان بخشی از الاهیات ادیانِ ابراهیمی در زمینۀ مواجهه با ضرورت های دنیایِ مدرن تلاش‌های بسیاری صورت‌ داده‌اند.
♦️عمده‌ای از تحولات الهیات مدرن در مفهوم وحی سرریز کرده است.
♦️روند این تحول به این‌گونه است که اگر در بدو پیدایش عناصر کلام و الهیات مسیحی تلقی این بود که وحی یک سلسله اطلاعات است و گزاره‌هایی مطابق با واقع است، در مرحله دوم گفتند وحی مجموعه‌ای از اطلاعات نیست بلکه آشکارشدن خدا بر انسان و نفسِ این آشکارشدن است.
♦️بنابراین در الهیات مدرن مسیحی وحی اخباری از واقعیات نیست، نوعی تفسیر است.
♦️متألهانِ کاتولیک می‌گویند که هر انسانی در درون خود یک شناخت مبهم از خدا دارد. گاهی این شناخت که در درون است، متبلور می‌شود و فرد می‌گوید خدا با من سخن می‌گوید.
♦️این آخرین مرحله‌ای است که الهیات مدرن چرخش مدرن را انجام داده و فعلا در میان تئوری‌های گوناگون درباره وحی از همه قابل‌قبول‌تر به نظر می‌آید.
#ساخت‌شانسی_دین_در_ایران
#الاهیات_مدرن
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 کانالِ پژوهشی ساختارهایِ ایرانی
🔹اندیشه‌ورزی‌ها و تجربیات پنج‌گانۀ انسانی، شاملِ فلسفه، علم، دین، هنر و اخلاق چگونه و با چه نسبت و نظامی توانسته‌‌است، میراثی از ساختارهایِ فرهنگی و تمدنی برای بشر کنونی در دو قالبِ سنت و مدرنیته به میراث بگذارد.
♦️ساختارهای نظام بین‌الملل چگونه شکل گرفته‌است.
♦️مبانیِ فلسفی ساختارهای کنونی کشور چیست و به سخنی دیگر، با اینکه فلسفه محورِ بنیادین و اصلی ساختارهایِ کنونی در بسیاری کشورهاست، چه نقشی در شکل‌گیری جامعۀ ایرانی دارد.
♦️رابطه علم و دین در جامعۀ معاصرِ ایرانی چگونه است.
♦️اهمیت و نقش‌آفرینیِ علم و دین چگونه و با چه نسبتی در قانون اساسی کشور دیده شده است.
♦️چه نسبتی بین دین و دنیایِ مدرن در جامعۀ کنونی ایرانی وجود دارد.
♦️الاهیاتِ جامعۀ ایرانی به معنای الهیاتِ دینی، فرهنگ و سنت‌هایِ تاریخی به چه میزانی برای تعامل با دنیا و نظام بین‌الملل نوسازی شده است.
♦️الهیاتِ مدرنِ دینی چیست. آیا ضرورت های آن در کشور احساس شده است.
♦️چرا ما با جامعۀ دوقطبی مواجه هستیم. منافع و آسیب‌های این فرهنگِ ناخواسته در کشور چیست.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 حوزه رسمی و فربه قم؛ نامأنوس با اولویت‌ها
🌐 توئیترهای ساختاری: ساختار حوزه علمیۀ رسمیِ فربه در قم دلمشغول دو قطبیِ انقلابی و سکولار، ناتوان در فهم اولویت‌هایِ نظام جهانی است و با دیپلماسی مبتنی بر الاهیات نامأنوس است
🔹 مهدی نصیری مدیرمسؤول سابق کیهان
@Mnasiri1342
♦️ خبر حضور رهبر کاتولیک های جهان در نجف اشرف
♦️ به معنای سبقت حوزۀ سنتی نجف از حوزه مدرن قم
♦️ در فهم اولویت های جهانی و بکارگیری دیپلماسی الهیاتی است.
♦️ حوزه رسمی و فربه قم، همچنان دلمشغول دوقطبی انقلابی و سکولار در درونِ خویش است.
#مهدی_نصیری
#مدیر_مسؤول_سابق_کیهان
#حوزه_رسمی_و_فربه_قم
#ساخت‌شناسی_فلسفه_علم_و_دین_در_ایران
کانالِ تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 دورانِ دوگانۀ زندگی در گذشته یا عبور از آن، تمام و دنیا راه سومی را باز کرده است/ ارزش‌مداری و همزمان آشتی با دنیایِ معاصر، به فراموشی سپرده شده است
🔹 سید حسن خمینی
🔹پایگاه اطلاع رسانی جماران
♦️انقلاب، انقلاب روشن اندیشان دینی بود. هرگونه مصادره انقلاب توسط اندیشۀ متحجر، موتور محرکه انقلاب را از بین می برد.
♦️رهبران انقلاب صاحبان اندیشه مصالحه با دنیای جدید، از منظر دینی بودند.
♦️افکار بسته ای که توان سازگاری با دنیای معاصر را ندارد، هیچ دخالتی در پیدایش انقلاب نداشته اند.
♦️انقلاب اندیشه ای است که پدید آورنده آن فرهنگی را بر دوش خود حمل می کند که این فرهنگ بین ارزش های دینی و ارزش های دنیای معاصر آشتی می دهد.
♦️غیر از متحجران دینی، متحجران ملی هم داریم. تحجر به معنای ناتوانی در همراهی با دنیای معاصر و فضای جدید است.
♦️ما باید بپذیریم که آینده دینی ما از راه تلفیق آشتی جویانه‌ای است که می توانیم بین فرهنگ دینی خودمان با دنیای معاصر بدهیم؛ و الّا همیشه یک گام عقب هستیم.
#سید_حسن_خمینی
#تلفیق_آشتی_‌جویانه_فرهنگ_دینی_با_دنیای_معاصر
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 کمرنگ کردن جمهوریت و بی‌اعتنایی به آراء مردم در جامعۀ ما پیگیری می‌شود/ باید دهه‌ها حضورِ روحانیون در رأس امورِ اجرایی نقد شده و این سؤال مطرح گردد که آیا واقعاً این حضور به نفع اسلام بوده است؟
🔹محمدتقی فاضل میبدی
🔹جماران
♦️جریان جمود و تحجر نه تنها در حوزه ها بلکه در کل جریان فرهنگی انقلاب در حال رواج پیدا کردن است. در حقیقت کمرنگ کردن جمهوریت، بی اعتنایی به آرای مردم جزو مواردی هستند که در جامعه ما پیگیری می شود و حتی گاهی از سوی برخی علما نیز مورد تایید قرار می گیرد.
♦️در صداوسیما، پاره ای از سخنرانی‌ها که به نام اسلام پخش می شود، یا بخشی از غیب‌گویی‌ها و کراماتی که مطرح می‌شوند، هیچ صبغه‌ای از عقلانیت ندارند و موجب طرد جوانان از دین می شود.
♦️اگر کسی سخنی به زبان بیاورد که در راستای عقلانیت باشد، مانند توجه به جمهوریت و آرای مردم، از او به عنوان طرفدار سکولاریسم یاد می کنند.
♦️اینکه عده‌ای نگران سکولاریسم در حوزه‌ها هستند باید گفت که این اصطلاح در حوزه‌ها به معنای اروپایی‌اش نیست، بلکه سکولار به معنای عقلانیت و توجه به آرای مردم و جمهوری‌خواهی است.
♦️متاسفانه امروز حمله به عقاید و افکاری که برخلاف جریان غالب هستند، زیاد شده است، این در حالی است که اگر کسی نظر متفاوتی دارد می تواند نظر خود را مطرح کند و نباید او را تخطئه کرد.
♦️باید ابراز تاسف کنم که بعد از مرحوم امام، انگار افکار ایشان نیز به خاک سپرده شده و ده‌ها مؤسسه و مراکز فرهنگی به نام‌های عجیب و غریب ایجاد شده که خروجی آنها هیچ فکر مترقی نیست.
♦️چهل سال است که روحانیت قدرت زیادی در سیستم حکومتی کشور دارد و اغلب مواقع در سه قوه حاکم بر کشور نیز نقشی اساسی داشته است، از سوی دیگر، روحانیت در بسیاری از مراکز، نهادها و دانشگاه ها هم حضور داشته و دارد.
♦️باید حضور روحانیون در رأس امور اجرایی طی دهه‌های اخیر نقد شده و این سؤال مطرح گردد که آیا واقعاً حضور روحانیون در این مدت در رأس کارها به نفع اسلام بوده است؟ اینکه نتوانیم روحانیت را در عرصه قدرت مورد نقد قرار دهیم، فاجعه بزرگی است.
♦️متاسفانه غالب مردم نسبت به عملکردی که تاکنون وجود داشته، خشنود نیستند.
♦️مبنای اصلی این بود که روحانیت حضور حداقلی در اداره امور داشته باشند، ولی می‌بینیم که امروز حداکثر حضور را در تمامی مراکز و نهادها دارند.
#محمدتقی_فاضل_میبدی
#ساخت‌شناسی_دین_در_ایران
#سایت_جماران
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 الاهیاتِ برجام
🌐 Theology of JCPOA
🔹یونس احمدی: دکترایِ دین‌پژوهی دانشگاه ادیان
🔹 تلخیصی از متن اصلی
♦️مبتنی بر پیش‌گفتار و مقدمه و همچنین متنِ عمومی برجام ، این برنامه براساسِ تعهد کشورهای امضاء‌کننده نسبت به اهداف و اصول ملل متحد، مندرج در منشورِ این سازمان، شکل گرفته و در راستایِ یک تغییرِ بنیادین در رویکرد این کشورها به برنامۀ هسته‌ايِ ایران در جهت کمک به صلح و امنیتِ منطقه‌اي و بین‌المللی ترتیب یافته‌است.
♦️همچنین طرفین گواهی داده‌اند که اجرایِ این برنامه در حسنِ نیت و فضائی سازنده، بر مبناي احترامِ متقابل صورت گرفته و خود را موظف ساخته‌اند که از هرگونه اقدامِ مغایر با نص، روح و هدف آن که سبب تخریب اجراي موفق این توافق‌نامه می‌شود، خودداري ‌نمایند.
♦️طرحی مشترک و همه‌جانبه از رفتارها JCPOA، یا با تعریف مشهورِ آن برنامۀ جامعِ اقدامِ مشترک؛ برجام، به دنبالِ تجربه‌ای نه‌چندان عمومی برای شکل‌گیری یک واقعیتِ سیاسی Political fact در عرصۀ منطقه‌ای و بین‌المللی، در دنیایِ معاصر است.
♦️واقعیتی که باتوجه به آنچه در متنِ این توافق‌نامه به صراحت آمده است، حداقل دارای سه مشخصۀ بنیادین و راهبردی است:
یک: براساسِ تعهد commitmentبه اصول منشور و سازمانِ ملل متحد صورت گرفته است.
دو: با تغییرِ بنیادین در رویکرد fundamental shift in their approach این کشورها به موضوعِ مورد مذاکره یعنی برنامۀ هسته‌ای ایران شکل گرفته است.
سه: کشورهایِ عضوِ برنامه باید از هرگونه اقدامِ مخالف با ادبیات و نصletter، مرام و روح spirit، و منظور و هدف intent آن پرهیز نمایند.
♦️آنالیز و بررسی‌هایِ شناخت‌شناسانه و علمی نشان می‌دهد برخورداری از الاهیات و فلسفه و پارادایم، اتکاء بر نظریۀ علمی و طراحی مدلِ معتبر از آن از اصول بدون جایگزین در تولید و گسترش معرفتِ علمی معتبر از واقعیت است که این امر طبیعتاً در شکل‌گیری معاهدۀ برجام به عنوان یک تجربه معاصر در مراودات و معاهدات بین‌المللی دیده می‌شود.
♦️آنچه برجام را شکل می‌دهد و به عنوان پشتوانه بنیادین آن مطرح است و در واقع روح این معاهده محسوب می‌شود نوعی چند جانبه‌گرائی و گرایش به صلح و گفت و گویِ جهانی ناشی از فلسفه‌ای جهانی و الاهیاتی بین‌المللی است که با استفاده، بهره‌گیری و عبرت از بسیاری کنش‌های پرهزینۀ تاریخی برای نوع انسانی به دست آمده‌ است. بی‌تردید مشارکت متوازن کشورها در چنین معاهداتی به گسترش صلح، دموکراسی، کرامت و دیالوگِ میان انسانها در نظامِ جهانی یاری می‌رساند.
♦️ به همین مناسبت ورود هر جامعه یا کشور به چنین مناسباتی مانند آنچه در برجام رخ داده‌است باید مبتنی بر عمیق‌ترین و ژرف‌ترین نگرشِ نخبگانی و اندیشه‌‌ورزی‌های فلسفی و الاهیاتیِ آنها باشد. تجربه برجام نشان می‌دهد که بر نخبگان کشور در حوزه‌های دینی و مراکز دانشگاهی فرض است که مبتنی بر سرمایۀ معاصر و تاریخیِ اندیشه و فرهنگ در کشور ، از دل سنتهای دینی و فرهنگ ملی، از سوئی و از سوی دیگر اندیشه‌ورزی‌های مدرن و نو‌ اندیشی‌‌های مبتنی بر ضرورت‌هایِ عصری‌نگر و متودولوژی برخاسته از درون آنها، متن‌هائی فلسفی و الاهیاتی در کشور فراهم آورند تا مبتنی بر آنها تئوری هائی برای نوعی آشتی با جهان و کاهش منازعات در کنار حفظ اصول و ارزش های ساختاری کشور پدید آید.
♦️بی تردید اگر این اتفاق در حوزه ژرفای فلسفی و روزآمدی الاهیاتی صورت نگیرد سیاست‌مداران و دانشِ سیاسی و حتی اجتماعی در کشور نخواهند توانست، بازیگرانی کارآمد در موضوع چنین معاهداتی باشند. فهم نظام حاکم بر برجام بدون اینگونه شرح و بسط‌ها برای سیاست‌ورزی در کشور میسور نیست و راهی که اینگونه و بدون اقبال به این بخش از دانش برگزیده شود پرهزینه خواهد شد.
♦️برای ورود کشور به فضای تفاهم‌های بین‌المللی نظیر آنچه در برجام رخ داد اتخاذ سیاست هائی مبتنی بر چرخش‌های مقطعی و یا نرمش و کوتاه‌آمدن‌های تاکتیکی یعنی ورودِ غیرِ الاهیاتی و غیرِ مبتنی بر نگرش‌های فلسفی پاسخگوی نیازهای کنونی جامعۀ دینی و فرهنگِ ملی و تاریخی کشور نیست. دانشگاه‌های علوم انسانی در کشور و حوزه دینی باید فلسفه و الاهیاتی نوین ، با لحاظ ضرورت های نسل کنونی و از دل سرمایه های سنتی و مدرن کشور در این ارتباط فراهم آورند.
♦️تدارک چنین فلسفه و الاهیاتی سپهر و فضائی امن و اطمینان بخش برای تمامی ارکان جامعه در مسیر حرکات و تحرکات ملی و بین‌المللی فراهم می آورد و مانع از شکل‌گیری فضائی شک‌آلوده در مذاکره با جهان میان گروههای رقیب سیاسی نیز می شود.
#دکتر_یونس_احمدی_دینپژوه_و_مدرس_دانشگاه
#الاهیات_برجام
کانالِ تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures