This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Calls for israel's destruction, Denmark
❤12❤🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Downfall 2004
It's incredibly funny, it was supposed to be another propaganda piece to tarnish his image, but it ended up increasing his popularity.
It's incredibly funny, it was supposed to be another propaganda piece to tarnish his image, but it ended up increasing his popularity.
🫡5😭2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
He died because he wanted to pay for public toilet, what a tragic ending
🤣4🆒1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Rabbi calls Christianity "an illness"
🤬6🤣1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Austrian painter speech in English
🔥5🤣2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Faggots has no right to talk about Jesus
🔥9🆒2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
The connection between black rock and Rothschilds
👏3😁1
Islamogram
Louis Farrakhan
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Louis Farrakhan talking about MARTYR Haj QASSEM SOLEYMANI
سخنرانی لوئیس فراخان در مورد شهید حاج قاسم سلیمانی
سخنرانی لوئیس فراخان در مورد شهید حاج قاسم سلیمانی
❤9😁1
داستان سریه رجیع و شهادت خبیب بن عدی رضی الله عنه:
پس از جنگ احد، گروهی از کفار مکه برای انتقام از مسلمانان نقشه کشیدند. گروهی از قبیله عضل و قاره نزد رسول الله آمدند و ادعا کردند که اسلام آوردهاند و از ایشان خواستند که چند نفر از یارانش را برای تبلیغ اسلام همراهشان بفرستد. رسول الله چند صحابی، ازجمله خبیب بن عدی، را با آنان فرستاد. اما این گروه در منطقهای به نام رجیع به خیانت دست زدند و مسلمانان را اسیر کردند و به قریش فروختند.
خبیب را به مکه بردند و به قبیله بنیحارث سپردند، زیرا او در جنگ بدر، یکی از بزرگان این قبیله را کشته بود. کفار قریش تصمیم گرفتند که او را در برابر دیدگان مردم به دار بیاویزند.
پیش از شهادت، خبیب از آنان خواست که اجازه دهند دو رکعت نماز بخواند. پس از نماز، رو به آنان کرد و گفت: «اگر گمان نمیکردید که از ترس مرگ نماز را طولانی کردم، بیشتر میخواندم.» سپس گفت:
"اللهم أحصهم عدداً، واقتلهم بدداً، ولا تغادر منهم أحداً"
(خدایا! آنان را شمارش کن، یکییکی نابودشان کن و هیچیک را باقی مگذار.)
در نهایت، او را به دار آویختند و با نیزههایشان بدنش را پارهپاره کردند. قبل از شهادت، یکی از مشرکان از او پرسید: «آیا دوست داری که محمد به جای تو باشد و تو در میان خانوادهات باشی؟»
خبیب پاسخ داد: «به خدا قسم، دوست ندارم که در میان خانوادهام باشم و حتی خار کوچکی به پای رسول الله برود.»
خبیب بن عدی پیش از مرگ این اشعار را سرود
پس از جنگ احد، گروهی از کفار مکه برای انتقام از مسلمانان نقشه کشیدند. گروهی از قبیله عضل و قاره نزد رسول الله آمدند و ادعا کردند که اسلام آوردهاند و از ایشان خواستند که چند نفر از یارانش را برای تبلیغ اسلام همراهشان بفرستد. رسول الله چند صحابی، ازجمله خبیب بن عدی، را با آنان فرستاد. اما این گروه در منطقهای به نام رجیع به خیانت دست زدند و مسلمانان را اسیر کردند و به قریش فروختند.
خبیب را به مکه بردند و به قبیله بنیحارث سپردند، زیرا او در جنگ بدر، یکی از بزرگان این قبیله را کشته بود. کفار قریش تصمیم گرفتند که او را در برابر دیدگان مردم به دار بیاویزند.
پیش از شهادت، خبیب از آنان خواست که اجازه دهند دو رکعت نماز بخواند. پس از نماز، رو به آنان کرد و گفت: «اگر گمان نمیکردید که از ترس مرگ نماز را طولانی کردم، بیشتر میخواندم.» سپس گفت:
"اللهم أحصهم عدداً، واقتلهم بدداً، ولا تغادر منهم أحداً"
(خدایا! آنان را شمارش کن، یکییکی نابودشان کن و هیچیک را باقی مگذار.)
در نهایت، او را به دار آویختند و با نیزههایشان بدنش را پارهپاره کردند. قبل از شهادت، یکی از مشرکان از او پرسید: «آیا دوست داری که محمد به جای تو باشد و تو در میان خانوادهات باشی؟»
خبیب پاسخ داد: «به خدا قسم، دوست ندارم که در میان خانوادهام باشم و حتی خار کوچکی به پای رسول الله برود.»
خبیب بن عدی پیش از مرگ این اشعار را سرود
❤4🤣1