پنل تخصصي : جناب آقاي دكتر ملكوتي( فوكال پوينت برنامه ملي پيشگيري از خودكشي) ، جناب آقاي اسدي( معاون دفتر سلامت روان وزارت بهداشت)، سركار خانم قاسم زاده( كارشناس پيشگيري از خودكشي وزارت بهداشت) ، سركار خانم دكتر عباسي نژاد( مشاور برنامه ملي پيشگيري از خودكشي وزارت بهداشت)
Forwarded from تجربههای روانپزشکانه
🌞 خبری فرخنده و انتخابی نیکو
از سوی سرپرست جدید دانشگاه علوم پزشکی ایران دکتر ناصریپور، همکارمان جناب دکتر #سیدکاظم_ملکوتی به عنوان سرپرست معاون تحقیقات و فنآوری دانشگاه انتخاب شدهاند.
از سوی سرپرست جدید دانشگاه علوم پزشکی ایران دکتر ناصریپور، همکارمان جناب دکتر #سیدکاظم_ملکوتی به عنوان سرپرست معاون تحقیقات و فنآوری دانشگاه انتخاب شدهاند.
دومين جلسه كميته هاي تخصصي جمعيت:
روز چهارشنبه ٣ آبان ساعت ١٥ الي ١٧
خ ستارخان، خ شهيد منصوري، دانشكده علوم رفتاري( انستيتو روانپزشكي تهران)
روز چهارشنبه ٣ آبان ساعت ١٥ الي ١٧
خ ستارخان، خ شهيد منصوري، دانشكده علوم رفتاري( انستيتو روانپزشكي تهران)
اين يك پيام بهداشت روان خيلي جدي است:
سلام بر همه دوستان و هم وطنان
در راستاي انجام يك رسالت انساني
از همگي در همه گروه ها تقاضا دارم از انتشار و ارسال به ساير گروه هاي
ويدئوي منتسب به لحظات قبل از خودكشي دو دختر نوجوان اصفهاني جدا" خود داري كنند.
اين ويدئو پتانسيل تقليد شدن از سوي ساير نوجوانان و بروز يك همه گيري(اپيدمي) اقدام به خودكشي را دارد.
توصيه مي كنم به محض دريافت و قبل از ديدن پاك كنيد.
دكتر خيرآبادي، روانپزشك و عضو هيئت علمي دانشگاه علوم پزشكي اصفهان.
سلام بر همه دوستان و هم وطنان
در راستاي انجام يك رسالت انساني
از همگي در همه گروه ها تقاضا دارم از انتشار و ارسال به ساير گروه هاي
ويدئوي منتسب به لحظات قبل از خودكشي دو دختر نوجوان اصفهاني جدا" خود داري كنند.
اين ويدئو پتانسيل تقليد شدن از سوي ساير نوجوانان و بروز يك همه گيري(اپيدمي) اقدام به خودكشي را دارد.
توصيه مي كنم به محض دريافت و قبل از ديدن پاك كنيد.
دكتر خيرآبادي، روانپزشك و عضو هيئت علمي دانشگاه علوم پزشكي اصفهان.
خانم دکتر فتحی جناب دکتر قنبری باید در رابطه با خودکشی ان دو دختر نامه اگاهی بخش به رسانه ها نوشته شود بنام انجمن و در رسانه های مجازی نشر دهیم. ضمنا ببینید برای اولین بار کدام سایت این فیلم را پخش کرده است
دومين جلسه كميته رسانه و خودكشي در تاريخ ١٤ آبان ماه با حضور فعال اعضاء، پيرامون اقدامات ضروري در مورد انتشار رسانه اي اقدام به خودكشي دو دختر نوجوان در اصفهان و اقدامات پيشگيرانه ضروري در شرايط فعلي تشكيل شد.
نشر مطالب علمي صحيح در رسانه ها ، شناسايي رسانه هاي تشويق كننده خودكشي ، و اقدام در جهت هدايت و يا توقف فعاليت اين رسانه ها از تصميمات مهم اين جلسه بود.
نشر مطالب علمي صحيح در رسانه ها ، شناسايي رسانه هاي تشويق كننده خودكشي ، و اقدام در جهت هدايت و يا توقف فعاليت اين رسانه ها از تصميمات مهم اين جلسه بود.
نکات مهمی که پیش از پخش اخبار خودکشی باید به خاطر داشته باشید:
1. بیش از 50 مطالعۀ پژوهشی در سراسر جهان به این نتیجه رسیده¬اند که انواع خاصی از پوشش رسانه-ای خودکشی می¬تواند ریسک خودکشی را در گروه¬های در معرض خطر بالا ببرد. میزان این افزایش در خطر خودکشی، مرتبط با شدت، طول مدت و میزان برجسته¬کردن خودکشی در خبر مورد نظر است.
2. وقتی در خبر، روش خودکشی به صورت واضح ذکر می¬شود، از تیترها و تصاویر جذاب و تاثربرانگیز استفاده می¬شود و زمانی که پوشش رسانه¬ای مکرر و گسترده باعث حساس¬شدن جامعه به خودکشی می-شود و اخبار خودکشی با آب و تاب بیان می¬شود، خطر خودکشی حتی بیشتر افزایش پیدا می¬کند.
1. بیش از 50 مطالعۀ پژوهشی در سراسر جهان به این نتیجه رسیده¬اند که انواع خاصی از پوشش رسانه-ای خودکشی می¬تواند ریسک خودکشی را در گروه¬های در معرض خطر بالا ببرد. میزان این افزایش در خطر خودکشی، مرتبط با شدت، طول مدت و میزان برجسته¬کردن خودکشی در خبر مورد نظر است.
2. وقتی در خبر، روش خودکشی به صورت واضح ذکر می¬شود، از تیترها و تصاویر جذاب و تاثربرانگیز استفاده می¬شود و زمانی که پوشش رسانه¬ای مکرر و گسترده باعث حساس¬شدن جامعه به خودکشی می-شود و اخبار خودکشی با آب و تاب بیان می¬شود، خطر خودکشی حتی بیشتر افزایش پیدا می¬کند.
ترجمه شده از متن زیر:
• More than 50 research studies worldwide have found that certain types of news coverage can increase
the likelihood of suicide in vulnerable individuals. The magnitude of the increase is related to the amount,
duration and prominence of coverage.
• Risk of additional suicides increases when the story explicitly describes the suicide method, uses dramatic/
graphic headlines or images, and repeated/extensive coverage sensationalizes or glamorizes a death.
• Covering suicide carefully, even briefl y, can change public misperceptions and correct myths, which can
encourage those who are vulnerable or at risk to seek help.
• More than 50 research studies worldwide have found that certain types of news coverage can increase
the likelihood of suicide in vulnerable individuals. The magnitude of the increase is related to the amount,
duration and prominence of coverage.
• Risk of additional suicides increases when the story explicitly describes the suicide method, uses dramatic/
graphic headlines or images, and repeated/extensive coverage sensationalizes or glamorizes a death.
• Covering suicide carefully, even briefl y, can change public misperceptions and correct myths, which can
encourage those who are vulnerable or at risk to seek help.
❖ تحليلي بر فيلم خودكشی دختران اصفهانی
پايان تلخ دلمردگی
داوود حشمتی: دختران اصفهاني مرده بودند قبل از آنكه از پل هوايي خياباني در اصفهان خودشان را به پايين پرتاب كنند.
اول: درباره اصل انتشار فيلم كه چه كسي اين فيلم را منتشر كرد؟ دو حالت متصور است: ۱- در داخل گوشي اين دختران بوده كه يا از طرف خانواده منتشر شده در فضاي مجازي يا از طرف كساني كه بعد از فوت گوشي آنها را براي تحقيقات دراختيار داشتند. ۲ – اين فيلم علاوه بر ضبط در گوشي براي يكي از گروههايي كه اين دختران عضو آن بودند فرستاده شده بود (همان زمان) و حالا منتشر شده است. به نظر ميرسد حالت دوم معقولتر است.
دوم: درباره محتواي فيلم:
۱- دخترها از چيزي ناراحت هستند براي همين فيلم وصيت را با اين جمله شروع ميكنند: «كساني كه خيلي گ… خوردند كه نبايد ميخوردند». نفر دوم بر روي اين قسمت تاييد و تاكيد دارد كه: «دقيقا»
سئوال: اين اتفاق چيست؟ و اين افراد كه كارهايي كه آنها دوست نداشتند كردند چه كساني هستند؟ در بخشهاي بعدي فيلم بحثهايي از ارتباط با يك پسر مطرح مي شود كه يك ماه هم هست سراغي از دختر نگرفته. ميتواند به اين موضوع مرتبط و يا جداي از آن باشد.
۲ – دختري كه با عينك در فيلم حضور دارد شخصيت بسياري غالبي دارد. كاريزماي او بر دختر ديگر تاثير بسيار زيادي داشته و مشخص است نفر دوم به شدت تحت تاثير اوست.
۳ – محمد و امير دو دوست اين دخترها هستند كه براساس فيلم از آنها هم درخواست شده بود در اين كار شركت كنند. سئوال اين است: براي چه چيزي بايد از آنها دعوت ميشد كه به ضيافت خودكشي بروند و آنها نيامدند؟ دخترها ميگويند: ديدي گفتم شوخي نبود ولي نيامديد.
۴ – دلبستگيهاي دختران در زندگي اينهاست: دختر غيرعينكي ميگويد: «مراقب مادرم باشيد نيني داره» (مادر ميتواند باردار باشد). دختر عينكي: نه نگران مادرش است نه پدرش. برادرش را ميسپارد و ميگويد: «چون نه ديگه آجي داره نه مامان.» سئوال: مادرشان كجاست؟
۵ – نمي شود گفت اين اتفاق يك حادثه ناگهاني بود. گاهي اتفاقات كوچك ميتواند انسان را تصميمش منصرف كند. ديدن يك آشنا، رد شدن يك پرنده حتي و يا بسته بودن دستشويي. دخترها از پل رد شدند و به سمت پارك ميروند براي دستشويي. اما دستشويي بسته است. اين را دختر دوم ميگويد.
در صورتي كه تصميم اين خودكشي ساده و آني گرفته شده بود، مسير طبيعي آنها ميتوانست اينگونه باشد: «فكر رفتن به يك دستشويي ديگر ميكنند و تاخير ميتوانست بر روي تصميمشان تغيير ايجاد كند.» اما اين اتفاق نميافتد. ظاهرا دخترها بر ميگردند و خودشان را باهم به پايين پرت ميكنند.
۶ – اين تصميم در اثر مصرف موادمخدر و يا مسكرات گرفته نشده و فاجعه اصلي همينجاست. هر دو دختر درحال طبيعي هستند. حتي دختر دوم (غيرعينكي) ترس را هم احساس ميكند و از آن حرف مي زند. اما با اين حال هيچ دلبستگي به دنيا ندارد.
سئوال: غير از «مادر كه نينيدارد» و «برادر كه آجي و مامان ندارد» هيچ چيز آنها را به زندگي پيوند نميدهد. نكتهاي كه بايد جامعه و مسئولان از اين موضوع دريابند اينجاست: آنها در اوج جواني كه بايد پر باشند از آرزوهاي و روياهاي بلند، هيچ دلبستگي به دنيا ندارند.
اين فيلم زنگ خطري را به صدا درآورد كه يادآوري كند نبايد مانند ساير موارد با فرافكني و انداختن گناه به گردن فضاي مجازي، و يا نهنگ آبي وجدانمان را راحت كنيم. به باور من جامعهشناسان و آنها كه بحرانهاي اجتماعي را دنبال ميكنند حتما بايد بر مبناي اين فيلم دست به يك نظرسنجي دقيق و موشكافانه بزنند. براساس آن ميتوان دريافت كه اين نگاه تا چه اندازه در ميان همسالان آنها گسترش دارد. آيا آنها جزو اقليت هستند يا اين نگاه در ميان همسالانشان اكثريت دارد؟
فاجعه خاموش ميتواند اين باشد كه اين نگاه در ميان اكثريت آنها وجود داشته باشد، اما توان عملي كردن مرحله آخر خودكشي در آنها بروز و ظهور نكند. از آنجا كه جامعه ما حرف زدن و بررسي كردن مشكلات دختران جوان را به نوعي تابو تلقي ميكند، آنها كمتر مورد توجه قرار گرفتند. براي همين هم معضلاتشان كمتر ديده و چارهجويي شده است. شايد اين اتفاق چشمان همه ما را به اين موضوع باز كند كه: «همه ما براي ادامه حيات نياز به دلبستگيها و اميد داريم. وقتي اين دلبستگي وجود ندارد و دلمردگي حاصل مي شود خطر آغاز مي شود.» ترس بزرگ و عميق من اينجاست كه نسل فرزندان دهه ۷۰ و ۸۰ از اينكه به زندگي درحالت دلمردگي پايان دهند هيچ ترسي نداشته باشند.
پايان تلخ دلمردگی
داوود حشمتی: دختران اصفهاني مرده بودند قبل از آنكه از پل هوايي خياباني در اصفهان خودشان را به پايين پرتاب كنند.
اول: درباره اصل انتشار فيلم كه چه كسي اين فيلم را منتشر كرد؟ دو حالت متصور است: ۱- در داخل گوشي اين دختران بوده كه يا از طرف خانواده منتشر شده در فضاي مجازي يا از طرف كساني كه بعد از فوت گوشي آنها را براي تحقيقات دراختيار داشتند. ۲ – اين فيلم علاوه بر ضبط در گوشي براي يكي از گروههايي كه اين دختران عضو آن بودند فرستاده شده بود (همان زمان) و حالا منتشر شده است. به نظر ميرسد حالت دوم معقولتر است.
دوم: درباره محتواي فيلم:
۱- دخترها از چيزي ناراحت هستند براي همين فيلم وصيت را با اين جمله شروع ميكنند: «كساني كه خيلي گ… خوردند كه نبايد ميخوردند». نفر دوم بر روي اين قسمت تاييد و تاكيد دارد كه: «دقيقا»
سئوال: اين اتفاق چيست؟ و اين افراد كه كارهايي كه آنها دوست نداشتند كردند چه كساني هستند؟ در بخشهاي بعدي فيلم بحثهايي از ارتباط با يك پسر مطرح مي شود كه يك ماه هم هست سراغي از دختر نگرفته. ميتواند به اين موضوع مرتبط و يا جداي از آن باشد.
۲ – دختري كه با عينك در فيلم حضور دارد شخصيت بسياري غالبي دارد. كاريزماي او بر دختر ديگر تاثير بسيار زيادي داشته و مشخص است نفر دوم به شدت تحت تاثير اوست.
۳ – محمد و امير دو دوست اين دخترها هستند كه براساس فيلم از آنها هم درخواست شده بود در اين كار شركت كنند. سئوال اين است: براي چه چيزي بايد از آنها دعوت ميشد كه به ضيافت خودكشي بروند و آنها نيامدند؟ دخترها ميگويند: ديدي گفتم شوخي نبود ولي نيامديد.
۴ – دلبستگيهاي دختران در زندگي اينهاست: دختر غيرعينكي ميگويد: «مراقب مادرم باشيد نيني داره» (مادر ميتواند باردار باشد). دختر عينكي: نه نگران مادرش است نه پدرش. برادرش را ميسپارد و ميگويد: «چون نه ديگه آجي داره نه مامان.» سئوال: مادرشان كجاست؟
۵ – نمي شود گفت اين اتفاق يك حادثه ناگهاني بود. گاهي اتفاقات كوچك ميتواند انسان را تصميمش منصرف كند. ديدن يك آشنا، رد شدن يك پرنده حتي و يا بسته بودن دستشويي. دخترها از پل رد شدند و به سمت پارك ميروند براي دستشويي. اما دستشويي بسته است. اين را دختر دوم ميگويد.
در صورتي كه تصميم اين خودكشي ساده و آني گرفته شده بود، مسير طبيعي آنها ميتوانست اينگونه باشد: «فكر رفتن به يك دستشويي ديگر ميكنند و تاخير ميتوانست بر روي تصميمشان تغيير ايجاد كند.» اما اين اتفاق نميافتد. ظاهرا دخترها بر ميگردند و خودشان را باهم به پايين پرت ميكنند.
۶ – اين تصميم در اثر مصرف موادمخدر و يا مسكرات گرفته نشده و فاجعه اصلي همينجاست. هر دو دختر درحال طبيعي هستند. حتي دختر دوم (غيرعينكي) ترس را هم احساس ميكند و از آن حرف مي زند. اما با اين حال هيچ دلبستگي به دنيا ندارد.
سئوال: غير از «مادر كه نينيدارد» و «برادر كه آجي و مامان ندارد» هيچ چيز آنها را به زندگي پيوند نميدهد. نكتهاي كه بايد جامعه و مسئولان از اين موضوع دريابند اينجاست: آنها در اوج جواني كه بايد پر باشند از آرزوهاي و روياهاي بلند، هيچ دلبستگي به دنيا ندارند.
اين فيلم زنگ خطري را به صدا درآورد كه يادآوري كند نبايد مانند ساير موارد با فرافكني و انداختن گناه به گردن فضاي مجازي، و يا نهنگ آبي وجدانمان را راحت كنيم. به باور من جامعهشناسان و آنها كه بحرانهاي اجتماعي را دنبال ميكنند حتما بايد بر مبناي اين فيلم دست به يك نظرسنجي دقيق و موشكافانه بزنند. براساس آن ميتوان دريافت كه اين نگاه تا چه اندازه در ميان همسالان آنها گسترش دارد. آيا آنها جزو اقليت هستند يا اين نگاه در ميان همسالانشان اكثريت دارد؟
فاجعه خاموش ميتواند اين باشد كه اين نگاه در ميان اكثريت آنها وجود داشته باشد، اما توان عملي كردن مرحله آخر خودكشي در آنها بروز و ظهور نكند. از آنجا كه جامعه ما حرف زدن و بررسي كردن مشكلات دختران جوان را به نوعي تابو تلقي ميكند، آنها كمتر مورد توجه قرار گرفتند. براي همين هم معضلاتشان كمتر ديده و چارهجويي شده است. شايد اين اتفاق چشمان همه ما را به اين موضوع باز كند كه: «همه ما براي ادامه حيات نياز به دلبستگيها و اميد داريم. وقتي اين دلبستگي وجود ندارد و دلمردگي حاصل مي شود خطر آغاز مي شود.» ترس بزرگ و عميق من اينجاست كه نسل فرزندان دهه ۷۰ و ۸۰ از اينكه به زندگي درحالت دلمردگي پايان دهند هيچ ترسي نداشته باشند.