#گزیده_کتاب
✍🏻 خوب کار کردن
پنجمین راه برای دستیابی سریع تر به موفقیت شغلی آن است که انسان عادت داشته باشد خوب کار کند. اگر عادت کرده باشید از کار کامل و سخت شانه خالی کنید، زندگی شغلی شما خراب خواهد شد. خوب کار کردن یعنی بهره وری بالا داشتن، یعنی ارزشمندتر بودن. همه ما میدانیم کارایی به معنای درست انجام دادن کارها و اثر بخشی به معنی انجام کارهای درست است.
✍️می دانیم افرادی که به سخت کوشی و انجام کارهای درست معروف هستند خیلی زود به اوج خواهند رسید، زیرا افراد موفق انسان های دارای این ویژگی ها را نیز به خود نزدیک می کنند و آنها را هم به موفقیت می رسانند. افرادی که به اوج رسیده اند می توانند از آن نقطه به عوامل اجرایی خود نگاه کنند و خوب ببینند چه کسی سخت کوش تر است و وی را حمایت کنند.
| کتاب: #آکادمی_سلطه_بر_موفقیت| نویسنده:#برایان_تریسی|ترجمه:#اکبر_عباسی| انتشارات: #نسل_نو_اندیش| چاپ :اول1395 |
🆔 @JDMpress3
✍🏻 خوب کار کردن
پنجمین راه برای دستیابی سریع تر به موفقیت شغلی آن است که انسان عادت داشته باشد خوب کار کند. اگر عادت کرده باشید از کار کامل و سخت شانه خالی کنید، زندگی شغلی شما خراب خواهد شد. خوب کار کردن یعنی بهره وری بالا داشتن، یعنی ارزشمندتر بودن. همه ما میدانیم کارایی به معنای درست انجام دادن کارها و اثر بخشی به معنی انجام کارهای درست است.
✍️می دانیم افرادی که به سخت کوشی و انجام کارهای درست معروف هستند خیلی زود به اوج خواهند رسید، زیرا افراد موفق انسان های دارای این ویژگی ها را نیز به خود نزدیک می کنند و آنها را هم به موفقیت می رسانند. افرادی که به اوج رسیده اند می توانند از آن نقطه به عوامل اجرایی خود نگاه کنند و خوب ببینند چه کسی سخت کوش تر است و وی را حمایت کنند.
| کتاب: #آکادمی_سلطه_بر_موفقیت| نویسنده:#برایان_تریسی|ترجمه:#اکبر_عباسی| انتشارات: #نسل_نو_اندیش| چاپ :اول1395 |
🆔 @JDMpress3
۱۸تیر سالروز درگذشت مهدی آذریزدی نویسنده کودک است که به عنوان روز ادبیات کودکان و نوجوانان درتقویم ثبت شده، فرصت خوبی برای کتاب هدیه دادن به کودکان...
🆔 @JDMpress3
🆔 @JDMpress3
#گزیده_کتاب
✍🏻 اما چیست و از چه روی این دو مرد، چنین بیگانه و غریبانه در زاهدان، مات ماندهاند؟
✍اما نکتهای که که همیشه آزارنده است، بیگانگی مردم ولایت ما است، نسبت بههم، و گاهی بدبینیهای توأم با تحقیرهای کینهتوزانه. اینکه کمتر بهیکدیگر نظر خوش دارند.جوری دشمنی بیهوده و دردناک. وقتی فکرش را میکنم میبینم ✂️میباید بسیار کار ضمنی و موذیانه روی فرهنگ ما شده باشد،✂️تا ناکسانی توفیق یافته باشند به اینصورت غمانگیز مردم ما را از هم، از خود دور گردانند. میباید حسابشده اینکار شروع شده و ادامه یافته باشد تا اینکه جهت کینهٔ مردم را از دشمن بهخود برگردانده باشد، کینهای مضحک و در عین حال فجیع! تقویت بیگانگی مردم، نسبت به خود بیسبب نیست. این تفرقه خود اطمینا بخشترین پایگاه بوده و هست برای بیگانگان و مهاجمان. مردم را از یکدیگر بیزار کردن! چه سمی ثمربخش تر از این؟! منطقه بهجای طبقه! تبار بهجای تنخوار!
✍ اگر پای صحبت مردم همدان بنشینی، از خصومت خود با کرمانشاهیان می گویند! اگر در چالوس باشی شاهد بدزبانی ایشان به گیلانیها هستی! و هرگاه با مردم رضائیه همسخن بشوی، بدگویی از تبریزیان آغاز میشود!
✅نمیدانم این تخمهٔ نادرست در کدام زمینهٔ مساعد رشد یافته است؟ در ملوکالطوایفی؟ شاید! با تقویت بیگانه آیا؟ حتماً. دریغا، همچنان ادامه دارد! تا یگانگی مردم چندفرسنگ است؟ چندده فرسنگ آیا؟.
| کتاب: #کارنامه_سپنج| نویسنده:#محمود_دولت_آبادی| انتشارات: #نگاه| چاپ :سوم۱۳۹۵ |
🆔 @JDMpress3
✍🏻 اما چیست و از چه روی این دو مرد، چنین بیگانه و غریبانه در زاهدان، مات ماندهاند؟
✍اما نکتهای که که همیشه آزارنده است، بیگانگی مردم ولایت ما است، نسبت بههم، و گاهی بدبینیهای توأم با تحقیرهای کینهتوزانه. اینکه کمتر بهیکدیگر نظر خوش دارند.جوری دشمنی بیهوده و دردناک. وقتی فکرش را میکنم میبینم ✂️میباید بسیار کار ضمنی و موذیانه روی فرهنگ ما شده باشد،✂️تا ناکسانی توفیق یافته باشند به اینصورت غمانگیز مردم ما را از هم، از خود دور گردانند. میباید حسابشده اینکار شروع شده و ادامه یافته باشد تا اینکه جهت کینهٔ مردم را از دشمن بهخود برگردانده باشد، کینهای مضحک و در عین حال فجیع! تقویت بیگانگی مردم، نسبت به خود بیسبب نیست. این تفرقه خود اطمینا بخشترین پایگاه بوده و هست برای بیگانگان و مهاجمان. مردم را از یکدیگر بیزار کردن! چه سمی ثمربخش تر از این؟! منطقه بهجای طبقه! تبار بهجای تنخوار!
✍ اگر پای صحبت مردم همدان بنشینی، از خصومت خود با کرمانشاهیان می گویند! اگر در چالوس باشی شاهد بدزبانی ایشان به گیلانیها هستی! و هرگاه با مردم رضائیه همسخن بشوی، بدگویی از تبریزیان آغاز میشود!
✅نمیدانم این تخمهٔ نادرست در کدام زمینهٔ مساعد رشد یافته است؟ در ملوکالطوایفی؟ شاید! با تقویت بیگانه آیا؟ حتماً. دریغا، همچنان ادامه دارد! تا یگانگی مردم چندفرسنگ است؟ چندده فرسنگ آیا؟.
| کتاب: #کارنامه_سپنج| نویسنده:#محمود_دولت_آبادی| انتشارات: #نگاه| چاپ :سوم۱۳۹۵ |
🆔 @JDMpress3
#گزیده_کتاب
✍🏻 بهم گفت: تا حالا شکار رفتی؟ گفتم: نه. گفت: من قبلاً میرفتم، ولی دیگه نمیرم، آخرین باری که شکار رفتم، شکار گوزن بود، خیلی گشتم تا یه گوزن پیدا کردم. من بهش شلیک کردم، درست زدم به پاش، وقتی رسیدم بالای سرش هنوز جون داشت، نفس میکشید و با چشمهایش التماس میکرد، زیباییش مسخم کرده بود، حس کردم که دوست خوبی واسهام باشه، میتونستم نزدیک خونه یهجای دنج واسهاش درست کنم. اما خوب که فکر کردم فهمیدم که اینجوری اون گوزن واسه همیشه لنگ میزنه و هروقت من رو میبینه یاد بلایی میافته که سرش آوردم
✍️ از نگاهش فهمیدم بزرگترین لطفی که میتونم در حقش بکنم اینه که یه گلوله صاف تو قلبش شلیک کنم. بعدش گفت: تو هیچوقت نمیتونی با کسی که بدجور زخمیش کردی دوست باشی.
| کتاب: #قهوه_ی_سرد_آقای_نویسنده| نویسنده:#روزبه_معین| انتشارات: #نیماژ| چاپ :بیستوسوم۱۳۹۵ |
🆔 @JDMpress3
✍🏻 بهم گفت: تا حالا شکار رفتی؟ گفتم: نه. گفت: من قبلاً میرفتم، ولی دیگه نمیرم، آخرین باری که شکار رفتم، شکار گوزن بود، خیلی گشتم تا یه گوزن پیدا کردم. من بهش شلیک کردم، درست زدم به پاش، وقتی رسیدم بالای سرش هنوز جون داشت، نفس میکشید و با چشمهایش التماس میکرد، زیباییش مسخم کرده بود، حس کردم که دوست خوبی واسهام باشه، میتونستم نزدیک خونه یهجای دنج واسهاش درست کنم. اما خوب که فکر کردم فهمیدم که اینجوری اون گوزن واسه همیشه لنگ میزنه و هروقت من رو میبینه یاد بلایی میافته که سرش آوردم
✍️ از نگاهش فهمیدم بزرگترین لطفی که میتونم در حقش بکنم اینه که یه گلوله صاف تو قلبش شلیک کنم. بعدش گفت: تو هیچوقت نمیتونی با کسی که بدجور زخمیش کردی دوست باشی.
| کتاب: #قهوه_ی_سرد_آقای_نویسنده| نویسنده:#روزبه_معین| انتشارات: #نیماژ| چاپ :بیستوسوم۱۳۹۵ |
🆔 @JDMpress3
10 مرداد
روز میلاد استاد محمود دولت آبادی
شوالیه ادبیات ،رمان نویس قهار و برجسته ایران زمین خجسته باد
🆔 @JDMpress3
روز میلاد استاد محمود دولت آبادی
شوالیه ادبیات ،رمان نویس قهار و برجسته ایران زمین خجسته باد
🆔 @JDMpress3
Forwarded from مرکز آموزشهای تخصصی کوتاهمدت شماره 4 # (وکیلآباد)
.
📚 تابستانه کتاب📚
☀️از ۱۵ مرداد تا ۱۵شهریور،
🔸۲۰ تا ۲۵ درصد تخفیف
🔸سقف خرید هرنفر ۱۰۰هزار تومان
🔸در کتابفروشیهای عضو طرح
🚨همراهداشتن کارت ملی الزامی است
☀️ خريدار میتواند كتابهای عمومی را با ۲۰ درصد تخفيف و كتابهای كودک و نوجوان را با ۲۵ درصد تخفيف از كتابفروشیهای عضو طرح «تابستانه كتاب» خريداری كنند.
📚1️⃣ فروشگاه۱ جهاد دانشگاهی مشهد
تقیآباد، ابتدای احمدآباد، جنب هنرستان شهیدبهشتی
تلفن: 38418070
📚2️⃣ فروشگاه۲ جهاد دانشگاهی مشهد
میدان آزادی، جنب دانشگاه فردوسی
تلفن 38829589 @JDMpress2
📚3️⃣ فروشگاه۳ جهاد دانشگاهی مشهد
سهراه ادبیات، جنب مجتمع دکترشریعتی جهاد دانشگاهی مشهد
تلفن:38403463 @JDMpress3
💠 عضویت: t.me/joinchat/AAAAAEAYoTIomIxxXUALrA
💠 @JDMvakilabad
📚 تابستانه کتاب📚
☀️از ۱۵ مرداد تا ۱۵شهریور،
🔸۲۰ تا ۲۵ درصد تخفیف
🔸سقف خرید هرنفر ۱۰۰هزار تومان
🔸در کتابفروشیهای عضو طرح
🚨همراهداشتن کارت ملی الزامی است
☀️ خريدار میتواند كتابهای عمومی را با ۲۰ درصد تخفيف و كتابهای كودک و نوجوان را با ۲۵ درصد تخفيف از كتابفروشیهای عضو طرح «تابستانه كتاب» خريداری كنند.
📚1️⃣ فروشگاه۱ جهاد دانشگاهی مشهد
تقیآباد، ابتدای احمدآباد، جنب هنرستان شهیدبهشتی
تلفن: 38418070
📚2️⃣ فروشگاه۲ جهاد دانشگاهی مشهد
میدان آزادی، جنب دانشگاه فردوسی
تلفن 38829589 @JDMpress2
📚3️⃣ فروشگاه۳ جهاد دانشگاهی مشهد
سهراه ادبیات، جنب مجتمع دکترشریعتی جهاد دانشگاهی مشهد
تلفن:38403463 @JDMpress3
💠 عضویت: t.me/joinchat/AAAAAEAYoTIomIxxXUALrA
💠 @JDMvakilabad
Telegram
مرکز آموزشهای تخصصی کوتاهمدت شماره 4 # (وکیلآباد)
👨🏻🏫 اخبار آموزشی
@JDMvakilabad
instagram.com/JDMvakilabad
امور کلاسها:
@Jdmvakilabadonline
تبلیغات:
@vakilabad_admin
@JDMvakilabad
instagram.com/JDMvakilabad
امور کلاسها:
@Jdmvakilabadonline
تبلیغات:
@vakilabad_admin
📚📚گزیده_کتاب
#کودتا_28_مرداد
✍️تیمسار خلعتبری، معاون شهربانی بود اونموقع، تیمسار خلعتبری و بیوک صابر و یه افسری اسمش یادم رفته خدایا؟ خلاصه، این سهچارتا یهو اومدن در زندان و گفتن: زاهدی جعفری رو میخاد. منو ورداشتن بردن بالای شهربانی تو اون اتاق بالا. دیدم زاهدی و اینا همه تو اتاق جمعن و شلوغوپلوغ، بیا و برو. اون (سرتیپ فرهاد) دادستان بود و چندتای دیگه. مام رفتیم اونجا و یهو تا رسیدیم زاهدی بغل وا کرد مام رفتیم تو بغل تیمسار و اونم ما رو یه ماچ کرد و گفت: برو فوری مادرتو ببین. گفتم: نه . ما صبر میکنیم تا اعلیحضرت بیاد. گفت: همین الان برو! مملکت هنوز آروم نشده. گفتم: قربان پس اجازه بدین من... گفت: هنوز ما خیلی باهات کار داریم. گفتم: قربان رفقام زندان هستن، اجازه بدین من برم اینارو بیارم. خلاصه، رئیس زندانو صدا کرد و گفت: اونارو بده دست این برن. گفت: قربان اینا چندتاشون جرمشون سیاسی نیست! اینا چاقوکشی کردن! گفت: جعفری صبر کن دو سه روز. گفتم: نه قربان، اگه اجازه بدین من برم پیش اونا با اونا بیام بیرون. چون من با اینا تو لوطیگری قول دادم. گفت: عیب نداره بده دست این برن. من اسماشونو مینویسم.
اونوقت رئیس زندانم میترسید کاری بکنه، چون نفهمیده بود کار دست کی میافته.
کتاب: #خاطرات_شعبان_جعفری| مؤلفان: #هما_سرشار | نشر:#ثالث|چاپ: پانزدهم۱۳۹۵|
🆔 @JDMpress3
#کودتا_28_مرداد
✍️تیمسار خلعتبری، معاون شهربانی بود اونموقع، تیمسار خلعتبری و بیوک صابر و یه افسری اسمش یادم رفته خدایا؟ خلاصه، این سهچارتا یهو اومدن در زندان و گفتن: زاهدی جعفری رو میخاد. منو ورداشتن بردن بالای شهربانی تو اون اتاق بالا. دیدم زاهدی و اینا همه تو اتاق جمعن و شلوغوپلوغ، بیا و برو. اون (سرتیپ فرهاد) دادستان بود و چندتای دیگه. مام رفتیم اونجا و یهو تا رسیدیم زاهدی بغل وا کرد مام رفتیم تو بغل تیمسار و اونم ما رو یه ماچ کرد و گفت: برو فوری مادرتو ببین. گفتم: نه . ما صبر میکنیم تا اعلیحضرت بیاد. گفت: همین الان برو! مملکت هنوز آروم نشده. گفتم: قربان پس اجازه بدین من... گفت: هنوز ما خیلی باهات کار داریم. گفتم: قربان رفقام زندان هستن، اجازه بدین من برم اینارو بیارم. خلاصه، رئیس زندانو صدا کرد و گفت: اونارو بده دست این برن. گفت: قربان اینا چندتاشون جرمشون سیاسی نیست! اینا چاقوکشی کردن! گفت: جعفری صبر کن دو سه روز. گفتم: نه قربان، اگه اجازه بدین من برم پیش اونا با اونا بیام بیرون. چون من با اینا تو لوطیگری قول دادم. گفت: عیب نداره بده دست این برن. من اسماشونو مینویسم.
اونوقت رئیس زندانم میترسید کاری بکنه، چون نفهمیده بود کار دست کی میافته.
کتاب: #خاطرات_شعبان_جعفری| مؤلفان: #هما_سرشار | نشر:#ثالث|چاپ: پانزدهم۱۳۹۵|
🆔 @JDMpress3
با علما معاشرت کن تا علمت زیاد ادبت نیکو و جانت پاک شود .امام علي (ع)
🆔 @JDMpress3
🆔 @JDMpress3
📚📚#گزیده_کتاب
✍️جانی کوچولو همراه پدر و مادر و خواهرش سالی، برای دیدن پدربزرگ و مادربزرگ به مزرعه رفتند. مادربزرگ یک تیرکمان به جانی داد که با آن بازی کند. موقع بازی، جانی اشتباهاً تیری به اردک دست آموز مادربزرگش زد که به سرش خورد و او را کشت. جانی ترسید و لاشه ی حیوان را پشت هیزم ها پنهان کرد. وقتی سرش را بلند کرد، فهمید که خواهرش همه چیز را دیده است، اما به روی خودش نیاورد. مادربزرگ به سالی گفت: در شستن ظرف ها کمکم می کنی؟ ولی سالی گفت: مامان بزرگ جانی به من گفته که می خواهد در کارهای آشپزخانه به شما کمک کند. و زیر لبی به جانی گفت: اردک یادت هست؟ جانی ظرف ها را شست. بعد از ظهر آن روز پدربزرگ گفت که می خواهد بچه ها را به ماهیگیری ببرد، ولی مادربزرگ گفت: متاسفانه من برای درست کردن شام به کمک سالی احتیاج دارم. سالی لبخندی زد و گفت: نگران نباشید، چون جانی به من گفته است که می خواهد کمک کند. و زیر لب به جانی گفت: اردک یادت هست؟ آن روز سالی به ماهیگیری رفت و جانی در تهیه شام کمک کرد.
چند روزی به همین منوال گذشت و جانی مجبور بود علاوه بر کارهای خودش کارهای سالی را هم انجام بدهد. تا این که نتوانست تحمل کند و رفت پیش مادربزرگش و همه چیز را اعتراف کرد. مادربزرگ لبخندی زد و او را در آغوش گرفت و گفت: عزیز دلم می دانم چه شده، من آن وقت پشت پنجره بودم و همه چیز را دیدم. چون خیلی دوستت دارم، همان موقع بخشیدمت.
✅فقط می خواستم ببینم تا کی می خواهی به سالی اجازه بدهی به خاطر یک اشتباه، تو را به خدمت خودش بگیرد!.
✅گذشته ی شما هر چه که باشد، هر کاری که کرده باشید، هر کاری که شیطان دائم آن را به رخ تان بکشد( دروغ، تقلب، ترس، عادت های بد، نفرت، عصبانیت، تلخی و ...) هر چه که باشد، باید بدانی که خدا پشت پنجره ایستاده بود و همه چیز را دید. همه ی زندگی تان همه ی کارهایتان را دید. او می خواهد شما بدانید که دوستتان دارد و شما را بخشیده است. فقط می خواهد ببیند تا چه زمان به شیطان اجازه می دهید به خاطر آن کارها شما را به خدمت بگیرد!
کتاب: #پیامهایی_از_ملکوت| مؤلفان: #مسعود_لعلی| نشر:#بخشایش|چاپ: سوم۱۳۹۵|
🆔 @JDMpress3
✍️جانی کوچولو همراه پدر و مادر و خواهرش سالی، برای دیدن پدربزرگ و مادربزرگ به مزرعه رفتند. مادربزرگ یک تیرکمان به جانی داد که با آن بازی کند. موقع بازی، جانی اشتباهاً تیری به اردک دست آموز مادربزرگش زد که به سرش خورد و او را کشت. جانی ترسید و لاشه ی حیوان را پشت هیزم ها پنهان کرد. وقتی سرش را بلند کرد، فهمید که خواهرش همه چیز را دیده است، اما به روی خودش نیاورد. مادربزرگ به سالی گفت: در شستن ظرف ها کمکم می کنی؟ ولی سالی گفت: مامان بزرگ جانی به من گفته که می خواهد در کارهای آشپزخانه به شما کمک کند. و زیر لبی به جانی گفت: اردک یادت هست؟ جانی ظرف ها را شست. بعد از ظهر آن روز پدربزرگ گفت که می خواهد بچه ها را به ماهیگیری ببرد، ولی مادربزرگ گفت: متاسفانه من برای درست کردن شام به کمک سالی احتیاج دارم. سالی لبخندی زد و گفت: نگران نباشید، چون جانی به من گفته است که می خواهد کمک کند. و زیر لب به جانی گفت: اردک یادت هست؟ آن روز سالی به ماهیگیری رفت و جانی در تهیه شام کمک کرد.
چند روزی به همین منوال گذشت و جانی مجبور بود علاوه بر کارهای خودش کارهای سالی را هم انجام بدهد. تا این که نتوانست تحمل کند و رفت پیش مادربزرگش و همه چیز را اعتراف کرد. مادربزرگ لبخندی زد و او را در آغوش گرفت و گفت: عزیز دلم می دانم چه شده، من آن وقت پشت پنجره بودم و همه چیز را دیدم. چون خیلی دوستت دارم، همان موقع بخشیدمت.
✅فقط می خواستم ببینم تا کی می خواهی به سالی اجازه بدهی به خاطر یک اشتباه، تو را به خدمت خودش بگیرد!.
✅گذشته ی شما هر چه که باشد، هر کاری که کرده باشید، هر کاری که شیطان دائم آن را به رخ تان بکشد( دروغ، تقلب، ترس، عادت های بد، نفرت، عصبانیت، تلخی و ...) هر چه که باشد، باید بدانی که خدا پشت پنجره ایستاده بود و همه چیز را دید. همه ی زندگی تان همه ی کارهایتان را دید. او می خواهد شما بدانید که دوستتان دارد و شما را بخشیده است. فقط می خواهد ببیند تا چه زمان به شیطان اجازه می دهید به خاطر آن کارها شما را به خدمت بگیرد!
کتاب: #پیامهایی_از_ملکوت| مؤلفان: #مسعود_لعلی| نشر:#بخشایش|چاپ: سوم۱۳۹۵|
🆔 @JDMpress3
📚📚#گزیده_کتاب
✍️ مردی در خانه ای که دچار حریق شده بود، خوابیده بود. امدادگران تلاش کردند، او را از طریق پنجره خارج کنند اما مقدور نبود. سعی کردند، اور را از در بیرون ببرند، باز هم ممکن نشد. چون او بسیار تنومند و سنگین بود. زمانی که همه مستاصل شده بودند، بالاخره یک نفر پیشنهاد کرد:
(( او را بیدار کنید، خودش بیرون می رود!))
✅افرادی نمی دانند و نمی دانند که نمی دانند. آنها همچون کودکان هستند. آنها را پرورش دهید.
✅افرادی نمی دانند، اما می دانند که نمی دانند، آنها مشتاق هستند. به آنها آموزش دهید
✅افرادی نمی دانند، اما گمان می کنند که می دانند. آنها خطرناک هستند، از آنها اجتناب کنید.
✅افرادی هستند که می دانند، اما نمی دانند که می دانند. آنها در خواب هستند، بیدارشان کنید
✅افرادی می دانند، اما تظاهر می کنند که نمی دانند. آنها هنرپیشه هستند. با آنها تفریح کنید.
✅افرادی می دانند و می دانند که می دانند. به دنبال آنها نروید، زیرا چنانچه بدانند که می دانند، مایل نیستند آنها را دنبال کنید، اما به دقت به آنها گوش کنید و ببینید برای گفتن چه دارند، زیرا آنها آنچه را که شما می دانید، به یاد شما می آورند. آنها به همین دلیل برای شما فرستاده شده اند و شما آنها را به همین دلیل فراخوانده اید.
کتاب: #پیامهایی_از_ملکوت| مؤلفان: #مسعود_لعلی| نشر:#بخشایش|چاپ: سوم۱۳۹۵|
🆔 @JDMpress3
✍️ مردی در خانه ای که دچار حریق شده بود، خوابیده بود. امدادگران تلاش کردند، او را از طریق پنجره خارج کنند اما مقدور نبود. سعی کردند، اور را از در بیرون ببرند، باز هم ممکن نشد. چون او بسیار تنومند و سنگین بود. زمانی که همه مستاصل شده بودند، بالاخره یک نفر پیشنهاد کرد:
(( او را بیدار کنید، خودش بیرون می رود!))
✅افرادی نمی دانند و نمی دانند که نمی دانند. آنها همچون کودکان هستند. آنها را پرورش دهید.
✅افرادی نمی دانند، اما می دانند که نمی دانند، آنها مشتاق هستند. به آنها آموزش دهید
✅افرادی نمی دانند، اما گمان می کنند که می دانند. آنها خطرناک هستند، از آنها اجتناب کنید.
✅افرادی هستند که می دانند، اما نمی دانند که می دانند. آنها در خواب هستند، بیدارشان کنید
✅افرادی می دانند، اما تظاهر می کنند که نمی دانند. آنها هنرپیشه هستند. با آنها تفریح کنید.
✅افرادی می دانند و می دانند که می دانند. به دنبال آنها نروید، زیرا چنانچه بدانند که می دانند، مایل نیستند آنها را دنبال کنید، اما به دقت به آنها گوش کنید و ببینید برای گفتن چه دارند، زیرا آنها آنچه را که شما می دانید، به یاد شما می آورند. آنها به همین دلیل برای شما فرستاده شده اند و شما آنها را به همین دلیل فراخوانده اید.
کتاب: #پیامهایی_از_ملکوت| مؤلفان: #مسعود_لعلی| نشر:#بخشایش|چاپ: سوم۱۳۹۵|
🆔 @JDMpress3
#گزیده_کتاب
نه او نمرده است که من زنده ام هنوز
او زنده است در غم و شعر و خیال من
میراث شاعرانه ی من هر چه هست از اوست
کانون مهر و ماه مگر می شود خموش
آن شیرزن بمیرد؟ او شهریار زاد
(( هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق))
کتاب: #دیوان_شهریار| نشر:#نگاه|چاپ: پنجاه و دوم۱۳۹۵|
🆔 @JDMpress3
نه او نمرده است که من زنده ام هنوز
او زنده است در غم و شعر و خیال من
میراث شاعرانه ی من هر چه هست از اوست
کانون مهر و ماه مگر می شود خموش
آن شیرزن بمیرد؟ او شهریار زاد
(( هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق))
کتاب: #دیوان_شهریار| نشر:#نگاه|چاپ: پنجاه و دوم۱۳۹۵|
🆔 @JDMpress3
#گزیدهـکتاب
زندگی نامه همایون صنعتی زاده
روزنامه نگار سیروس علی نژاد:
می گویند پایه ی ملیت ایرانی دو چیز است: زبان فارسی و مذهب شیعه. اگر یکی از ستونها بیفتد، ملیت هم نخواهد ماند. یک وقت کسی ممکن است بگوید من نگران ملیت ایرانی نیستم، خوب از دست برود. اما شما نگران ملیت ایرانی هستید. آن وقت که شما در قزوین به سواد آموزی می پرداختیدٰ قزوین نصفش ترک و نصفش فارس بود. اما حالا تقریباً تمامش ترک است. سهل است، به علت زاد و ولد زیاد، حالا نصف بیشتر تهران هم ترک است. اقوام دیگر زاد و ولدشان کمتر است. خوب، همین جوری یک ملتی از بین می رود دیگر.
کتاب: #ازـفرانکلینـتاـلالهـزار| نشر:#ققنوس|چاپ: دوم۱۳۹۵|
🆔 @JDMpress3
👇👇👇👇
زندگی نامه همایون صنعتی زاده
روزنامه نگار سیروس علی نژاد:
می گویند پایه ی ملیت ایرانی دو چیز است: زبان فارسی و مذهب شیعه. اگر یکی از ستونها بیفتد، ملیت هم نخواهد ماند. یک وقت کسی ممکن است بگوید من نگران ملیت ایرانی نیستم، خوب از دست برود. اما شما نگران ملیت ایرانی هستید. آن وقت که شما در قزوین به سواد آموزی می پرداختیدٰ قزوین نصفش ترک و نصفش فارس بود. اما حالا تقریباً تمامش ترک است. سهل است، به علت زاد و ولد زیاد، حالا نصف بیشتر تهران هم ترک است. اقوام دیگر زاد و ولدشان کمتر است. خوب، همین جوری یک ملتی از بین می رود دیگر.
کتاب: #ازـفرانکلینـتاـلالهـزار| نشر:#ققنوس|چاپ: دوم۱۳۹۵|
🆔 @JDMpress3
👇👇👇👇
#همایونـصنعتیـزاده:
نه، به دو نکته ی اصلی توجه نمی کنی. خود زبان فی حد ذاته چیزی نیست.صداست. این که به زبان فارسی حرف بزنید خودش چیز مهمی نیست. آنچه در زبان فارسی اهمیت دارد و آن را زنده نگه می دارد و ارزشمند است فکری است که به زبان فارسی ابراز می شود.
✅ زبان وسیله ی ابراز مکنونات شخصی است. اگر آن مکنونات چیزهای سطحی باشد، چه اهمیتی دارد. اما اگر از این زبان برآید که دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند، زبان اهمیت پیدا می کند. ما ظرفیم. ملت ظرف است. قوم ظرف است. شیره ی این قوم اندیشه است. اگر اندیشه ی ما فارسی زبانان اندیشه ی مهمی باشد، زبان فارسی می ماند، اگر نباشد، نمی ماند. چرا زبان فارسی در هند رشد می کند؟ به خاطر اینکه لهجه ی شیرینی دارد رشد نمی کند، به خاطر حافظ رشد می کند. برای خاطر سعدی. برای خاطر مطالبی که در فارسی بود. اگر کتاب خوب به زبان فارسی نوشته شود، این زبان همه جا را فرا می گیرد. اشتباه می کنید که فکر می کنید آن یکی دارد می آید جلو. نه، شما دارید عقب می روید. شمایید که فکرتان عقب رفته. باید یک کاری کنیم که به زبان فارسی محتاج باشند. چند تا مقاله به زبان فارسی نوشته شده که به زبان های دیگر ترجمه شده؟ کدام کتاب شما در سطح دنیا کارشان گرفته؟ کدام بست سلر را به وجود آورده اید؟ وقتی فکرتان روز به روز ضعیف تر می شود، خوب زبانتان هم ضعیف می شود.
✅ یک کاری بکنید که تئاتر خوب به زبان فارسی باشد، شعر خوب باشد به فارسی، آن وقت همه می روند فارسی می خوانند. وقتی این ها را نداریدبخوانند که چه بشود. همه ی حواس ما باید متوجه فکر باشد. بقیه همه ظرف است.
کتاب: #ازـفرانکلینـتاـلالهـزار| نشر:#ققنوس|چاپ: دوم۱۳۹۵|
🆔 @JDMpress3
نه، به دو نکته ی اصلی توجه نمی کنی. خود زبان فی حد ذاته چیزی نیست.صداست. این که به زبان فارسی حرف بزنید خودش چیز مهمی نیست. آنچه در زبان فارسی اهمیت دارد و آن را زنده نگه می دارد و ارزشمند است فکری است که به زبان فارسی ابراز می شود.
✅ زبان وسیله ی ابراز مکنونات شخصی است. اگر آن مکنونات چیزهای سطحی باشد، چه اهمیتی دارد. اما اگر از این زبان برآید که دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند، زبان اهمیت پیدا می کند. ما ظرفیم. ملت ظرف است. قوم ظرف است. شیره ی این قوم اندیشه است. اگر اندیشه ی ما فارسی زبانان اندیشه ی مهمی باشد، زبان فارسی می ماند، اگر نباشد، نمی ماند. چرا زبان فارسی در هند رشد می کند؟ به خاطر اینکه لهجه ی شیرینی دارد رشد نمی کند، به خاطر حافظ رشد می کند. برای خاطر سعدی. برای خاطر مطالبی که در فارسی بود. اگر کتاب خوب به زبان فارسی نوشته شود، این زبان همه جا را فرا می گیرد. اشتباه می کنید که فکر می کنید آن یکی دارد می آید جلو. نه، شما دارید عقب می روید. شمایید که فکرتان عقب رفته. باید یک کاری کنیم که به زبان فارسی محتاج باشند. چند تا مقاله به زبان فارسی نوشته شده که به زبان های دیگر ترجمه شده؟ کدام کتاب شما در سطح دنیا کارشان گرفته؟ کدام بست سلر را به وجود آورده اید؟ وقتی فکرتان روز به روز ضعیف تر می شود، خوب زبانتان هم ضعیف می شود.
✅ یک کاری بکنید که تئاتر خوب به زبان فارسی باشد، شعر خوب باشد به فارسی، آن وقت همه می روند فارسی می خوانند. وقتی این ها را نداریدبخوانند که چه بشود. همه ی حواس ما باید متوجه فکر باشد. بقیه همه ظرف است.
کتاب: #ازـفرانکلینـتاـلالهـزار| نشر:#ققنوس|چاپ: دوم۱۳۹۵|
🆔 @JDMpress3