دنيای ما روزنامه‌نگاران – Telegram
دنيای ما روزنامه‌نگاران
60 subscribers
95 photos
1 video
1 file
154 links
تك‌نگاري‌هايي درباره:
روزنامه‌نويسي
روزنامه‌نگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانه‌اي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...


ارتباط با ما:

@eesamohammadi
Download Telegram
#كمي_بيشتر

🖋🖋🖋
امروز توي همشهري داشتيم پرونده‌اي درباره تلفن ثابت كار مي‌كرديم. حالا مناسبتي هم داشت. يك لحظه فكر كردم كه با ايده تكراري «زنگ‌ها براي كه به صدا در مي‌آيند» بازي كنم براي تيترزني. لحظه‌اي با خودم فكر كردم كه اگر به اين راحتي به ذهن من مي‌رسد، پس بقيه هم احتمالاً با اين تيتر دارند بازي مي‌كنند. در كمال شگفتي ديدم كه چند نفري با اين تيتر بازي كرده يا از همين تيتر استفاده كرده‌اند. اما چرا چنين مي‌شود؟

🔍🔍🔍
نمايشنامه‌نويسان حرفه‌اي يك اصل خيلي جالبي دارند؛ مي‌گويند كه 9 تا ديالوگ اولي را كه به ذهنت مي‌رسد دور بريز. به نظرم به طرز عجيبي، اين قاعده در تيترزني و حتي سوژه‌يابي و حتي ميان‌تيترنويسي و ليدنويسي و نگارش مقالات و نقدها و گزارش‌ها هم به كار بيايد.

🔍🔍🔍
اما غالباً اين كار را انجام نمي‌دهيم. چرا كه كمي زحمت اضافه مي‌خواهد؛ نياز به صرف انرژي ذهني دارد. شايد هم سرمان شلوغ است؛ چون بايد چند جايي كار كنيم تا بتوانيم زير اين بار سنگين اقتصادي كمر راست كنيم.

🔍🔍🔍
هر چه كه هست، اين ايده براي رسيدن به تيترها و ميان‌تيترها و ليدها و سوژه‌ها و ايده‌هاي اوليه مقاله و گزارش و حتي مصاحبه بسيار عالي است. اين‌كه 9 ايده اوليه يا سوژه اوليه يا فكر اوليه را دور بريزيم و روي ايده و سوژه و فكر دهم تمركز كنيم. البته اگر حوصله‌تان بيشتر بود و زمان هم در اختيار داشتيد كه مي‌توانيد بيشترش كنيد. چه چيزي بهتر از اين؟

🔍🔍🔍
اين‌جوري دست‌كم چند قدم از ديگر همكاران خود جلوتر مي‌افتيد و ديگر تيترها و ايده‌ها و ليدها و مقاله‌ها و نوشته‌هاي شما منحصر به فرد بود و از ميان‌مايگي و شباهت با ديگران فاصله خواهد گرفت.

#عيسي_محمدي

🆔 @Journalism_Simple
📔📔📔📔📔
يادداشت نوروزي دكتر محمود سريع القلم، استاد شناخته شده مطالعات توسعه كشور، مي‌تواند نكته‌هاي جالبي براي ما روزنامه‌نگاران داشته باشد.
👇👇👇👇
#دقت_رسانه

🖋🖋🖋
اگر شخصی به طور مستقیم یا از طریق اینترنت، هر روز، روزنامۀ نیویورک تایمز را بخواند، متوجه چند نکته می‌شود:

1. معنای رسانه چیست؟
2. معنای خبرنگاری و گزارش‌نویسی چیست؟
3. معنای آزادی بیان چیست؟
4. معنای تفکیکِ قوا چیست؟
5. و معنای «دقت» چیست؟

🖋🖋🖋
اولین شماره نیویورک تایمز در تاریخ ۲۷ شهریور ۱۲۳۰ (۱۶۸ سال پیش) منتشر شد. ۳۷۹۰ نفر برای این روزنامه کار می‌کنند، در ۲۷ کشور نمایندگی دارد و جوان‌ترین خبرنگار آن ۵۱ سال سن دارد. اگر خواننده‌ای انگلیسی زبان بخواهد حدود ۵۰ صفحۀ روزانۀ نیویورک تایمز را مطالعه کند حدود ۵-۴ ساعت زمان می‌برد تا با طیفی از مسائلِ داخلی، تمام مناطق بین المللی، هنری، فرهنگی، و ورزشی آشنا و به روز شود، اما آنچه کلیدی است: دقتِ در آمار، جمله بندی‌های دقیق، واژگان استفاده شده، مفهوم سازی و طراحی برای فهم موضوعات است. هیجان، احساسات، اغراق گویی، وارونهِ جلوه دادن، فقط ۲۰ درصد یک موضوع را گفتن و ۸۰ درصد را حذف کردن، نمای یک موضوع را حیله گرانه تغییر دادن (Dissembling)، قهرمان سازی، فرد محوری، بی انصافی، فقط یک بعد از یک موضوع را گفتن و پیچاندن مسائل، در حداقل خود است.

🖋🖋🖋
اصولاً فهمِ دقیق و همه جانبۀ یک مسئله، حداقل ۷۰ درصد آن است؛ سپس باید به راه حل فکر کرد. اگر شناخت مخدوش باشد، نمی‌توان پاسخ‌های دقیق پیدا کرد. وقتی داده‌ها (Inputs) اشتباه باشند، به طور طبیعی خروجی‌ها (Outputs) هم اشتباه خواهند بود. اگر مسئلۀ بیستم یک کشور به عنوان مسئلۀ یک آن جا بیفتد، عموم تصمیم گیری‌ها و اقدامات بعدی، وقت تلف کردن خواهد بود. اگر فردی، بنگاهی، کشوری و دولتی، مسئلۀ یک خود را با تفکر و دقت تشخیص ندهد، مجموعه کارها آب در هاون کوبیدن خواهد بود. دقتِ در شناخت سرنوشت ساز است. اطلاعات دقیق و بازبینی شده، شنیدن دیدگاه‌های مختلف، دقتِ بی نظیرِ حقوقی در قلم، فرد زدایی از فهم پدیده‌ها، اولویت دادن به فکر در مقابل فرد و عفتِ کلام، جز فرهنگ نیویورک تایمز است. اگر در شناخت خود و محیط دقیق و واقعی Objectivity) ) نباشیم، به دور خود خواهیم چرخید.

🖋🖋🖋
بنابراین، در فهمیدنِ موضوعات می‌توان تلاش کرد تا:
1. از هیجان و احساسات،
2. وارونه جلوه دادن و
3. فرد محوری فاصله گرفت.

بی دلیل نیست بیش از شش میلیون نفر در ۱۶۰ کشور هر روز صبح، نیویورک تایمز می‌خوانند؛ حتی بعضاً قبل از صبحانه.

#محمود_سريع‌القلم

🆔 @Journalism_Simple
#ایده_تأمل

🖋🖋🖋
مدتی است که ایده‌ای ذهنم را مشغول کرده؛
شباهت‌های فروشندگی و خبرنگاری.
با توجه به این که در حوزه کارآفرینی و تولید محتوا در این حوزه هم سرگرم کارم،
با باید و نبایدهای حرفه‌ای فروش هم آشنا هستم.

در فروش،
- شما ناچارید طرف مقابل را قانع کنید تا محصول یا خدمات شما را بخرد،
- در فروش شما ناچارید با افراد زیادی که احتمالاً علاقه‌ای به صحبت با شما ندارند، سر و کله بزنید،
- در فروش شما ناچارید پاسخ‌های «نه» بسیاری را بشنوید و خم به ابرو نیاورید،
- حتی گاهی ناچارید طعن و کنایه و بداخلاقی‌ها و حتی ناسزاهای طرف مقابل را نشنیده بگیرید و به کارتان ادامه بدهید،
- در فروش گاهی رقابت به شدت تنگاتنگ می‌شود،
- در فروش باید صفر تا صد محصول یا خدمات را بشناسید، وگرنه با اولین پرسش وا خواهید رفت،
- و ...

🖋🖋🖋
فکر می‌کنید این مفاهیم و رویکردها آشنا نیستند؟
در خبرنگاری حرفه‌ای نیز با چنین فضاهایی روبه‌رو خواهید شد.
البته وضعیت خبرنگاری و روزنامه‌نگاری کمی بهتر است و به هر حال پرستیژ شغل شما بالاتر محسوب می‌شود.
اما،
- شما باید اطلاعات لازم را از کسانی که علاقه یا وقت ندارند، دریافت کنید،
- باید این اطلاعات را بسته‌بندی شده تحویل کاربران و مخاطبان خود بدهید،
- باید طوری این کار را بکنید که بتوانید توجه مخاطب و کاربر خود را، در رقابت با دیگر رسانه‌های مکتوب و اینترنتی و صوتی و تصویری و رادیویی و تلویزیونی و ...، بربایید،
- و ...
📝📝📝📝
در حقیقت،
خبرنگاران نیز فروشندگانی هستند که،
باید خبر و گزارش و محتوای خود را ابتدا به صاحبان رسانه و سپس کاربران و مخاطبان بفروشند و رضایت آن‌ها را بابت محصول خود جلب کنند،
و طبیعی است که باید قدرت ارائه و پرزنت و بیان و فروش محتوای خود را نیز داشته باشند یا آن را به دست بیاورند.
🖋🖋🖋
احساس می‌کنم این دو مفهوم شباهت‌های زیادی به هم دارند.
حس می‌کنم از تکنیک‌های فروش، حتماً حتماً حتماً می‌شود در خبرنگاری پیشرفته و اقناع مردم و صاحبان اطلاعات و ... سود برد.
فکرش را بکنید که یک خبرنگار، درست مثل یک فروشنده قهار، مثل شخصیت اصلی فیلم گرگ وال استریت نیز باشد و بیانی خوب، نفوذی عالی، قدرت تاب آوردن در برابر مخالفت ها و البته قانع کردن طرف مقابل را داشته باشد، چه موفقیت‌هایی که به دست خواهد آمد.
این البته ایده‌ای برای تأمل بیشتر است.
بعدها در این باره بیشتر خواهیم نوشت.
🖋🖋🖋
#عیسی_محمدی

🆔 @Journalism_Simple
#نيروي_روزنامه‌نگار

⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️
روزنامه‌نگاري تابعي از نهادها و نيروهاي ديگر است، يا خود نيرويي محسوب مي‌شود؟

⭕️⭕️⭕️⭕️
احتمالاً به عنوان يك روزنامه‌چي و يك خبرنگار، بسيار با اين حالت روبه‌رو شده‌ايد كه ديگران، غالباً مصاحبه‌شونده‌ها و البته مسئولان و افراد مستقر در اداره‌ها و نهادها، طوري با شما برخورد مي‌كنند كه گويي زائده‌اي هستيد و تنها به كار تبليغ آن‌ها مي‌آييد. حتي خود چهره‌ها نيز صراحتاً اعلام مي‌كنند كه وقتي به رسانه‌ها و روزنامه‌چي‌‌ها و رسانه‌‌چي‌ها اجازه مصاحبه و گزارش از آخرين كار و ... را مي‌دهند كه نفعي برايشان باشد و تبليغي.

⭕️⭕️⭕️⭕️
ياد آن حكايت ابوسعيد ابوالخير مي‌افتم. روزي ديد كسي پاي كلاسش در حال نگارش است. گفت چه مي‌كني؟ گفت در حال نگاشتن خبر شما هستم. پاسخ داد سعي كن به جايي برسي كه خبرت را بنگارند؛ نه اين‌كه خبر ديگران را بنويسي.

⭕️⭕️⭕️⭕️
حالا حكايت ماست. روزگاري خبرهاي ديگران را مي‌نگاريم. اما بايد به جايگاهي برسيم كه خبرهاي ما نيز نگاشته شود. نه به اين مفهوم كه خود نيز جزو چهره‌ها و كنشگران جامعه باشيم؛ بلكه در همين شغل رسانه‌اي خودمان، به گونه‌اي كار كنيم كه تبديل به يك نيرو و وزنه بشويم. متأسفانه بيشتر ما، سال‌ها كار مي‌كنيم بدون اين‌كه وزنه‌اي بشويم؛ بدون اين‌‌كه نيرويي باشيم. جسارت نباشد؛ انگار كه تفاوتي با پايه ميكروفن و ... نداريم. اين اصلاً جالب نيست.

⭕️⭕️⭕️⭕️
اما چه بايد كرد تا روزنامه‌نگاران، به قول حسنين هيكل، روزنامه‌نگار شاخص مصري، به جايي برسند كه اين كنشگران و سياسيون و نخبه‌ها باشند كه به آن‌ها نياز داشته باشند نه برعكس؟

ظاهراً كه تنها راه، درگير روزنامه‌نگار تخصصي شدن است.
و به اين منظور، مي‌توان اين گزينه‌ها را پيش رو داشت:
📎روزنامه‌چي بايد حوزه كاري خاصي را انتخاب كرده و در آن حوزه، سير مطالعاتي داشته باشد.
📎روزنامه‌چي بايد پرخوان‌ترين و پرمطالعه‌ترين آدم در اين حوزه باشد.
📎آخرين يافته‌ها و توليدات و كتاب‌ها در اين حوزه را به خوبي بخواند و آناليز كند.
📎روزنامه‌چي بايد به حدي از مرجعيت اطلاعاتي در حوزه خودش برسد كه حتي تهيه‌كننده‌ها و چهره‌ها و كنشگران نيز براي دريافت آرشيو و اطلاعات منحصر به فرد او، به سمت و سويش بيايند.
📎روزنامه‌چي بايد شبكه‌اي از ارتباطات را در حوزه كاري و تخصصي خودش فراهم سازد.
📎بايد كه احاطه بر يك يا چند زبان خارجه در حد فهم و حتي ترجمه را در دستور كارش قرار بدهد.
📎و ....
⭕️⭕️⭕️⭕️
اين‌چنين است كه در طول زمان، روزنامه‌نگار تبديل به يك وزنه و نيرو مي‌شود؛ وزنه و نيرويي كه با چهره‌ها و نيروهاي ديگر شاخ به شاخ شده و در اين رقابت خم به ابرو نمي‌آورد. اين سطح از تخصص و روزنامه‌نگاري را، با سطحي مقايسه كنيد كه ديگران روزنامه‌چي‌ها را، افراد شكست خورده در عرصه سينما، هنر، شعر، داستان و ... مي‌دانند كه براي مديريت عقده‌هاي فروخورده خود، به اين شغل روي آورده‌اند.

🆔 @Journalism_Simple
سال نو مبارک
به امید روزهایی که روزنامه‌نگاری و روزنامه‌نگاران یک نیروی اجتماعی قوی باشند در کنار نهادها و نیروهای دیگر
💪💪
نه این که صرفاً واکنشگرانی محض باشند
بدون هیچ قدرت و تحلیل و اثرگذاری بالایی
#فروشنده_خبرنگار_قسمت_1

🔳⭕️یادتان اگر مانده باشد، انتهای سال گذشته از شباهت‌های فروش و خبرنگاری صحبت کردیم. چرا؟
- در هر دو، شما باید غالباً با کسانی سر و کله بزنید که به احتمال زیاد علاقه‌ای به همکاری با شما ندارند،
- در هر دو با کسانی سر و کار دارید که احتمالاً نمی‌دانند موضوع شما چیست و چقدر اهمیت دارد،
- در هر دو با پاسخ‌های منفی زیادی روبه‌رو خواهید شد،
- در هر دو فرصت شما محدود است و باید سریع کارتان را انجام بدهید،
- در هر دو بارها و بارها، با شکست درونی مواجه شده و به فکر ترک کارتان می‌افتید و این‌که این دیگر چه کاری است سروقت آن آمده‌اید،
- و ...

🔳⭕️طبیعی است که کار فروش، از کار خبرنگاری هم سخت‌تر است. چرا که،
- شما در خبرنگاری دست‌کم یک وجهه فرهنگی دارید و مدعی هستید که دارید از طرف مردم موضوعاتی را پیگیری می‌کنید،
- در خبرنگاری چندان به فکر جیب مردم نیستید و همکاری آن‌ها با شما زیان چندانی برایشان ندارد؛ مگر در مواقع خاص،
- در خبرنگاری شما اگر درست و حسابی کار کنید، نوعی نخبه فرهنگی محسوب خواهید شد،


🔳⭕️پس اگر یک فروشنده بتواند با تکنیک‌هایی، بر موانع شغل و حرفه خودش غلبه کند، این تکنیک‌ها کارایی زیادی برای خبرنگاری نیز خواهند داشت، نه؟

🔳⭕️کم‌کم بخشی از این تکنیک‌ها را شروع می‌کنیم.
اولین تکنیک، بحث مدیریت زمان است. در فروش، زمان و زمان مناسب برای شما، یک سرمایه حیاتی است که به راحتی نمی‌توانید بی‌خیال آن شوید.

- فروشندگان بد و متوسط، زمان خود را بد تقسیم می‌کنند،
- فروشنگان خوب و عالی، زمان خود را بسیار عالی تقسیم و اولویت‌بندی می‌کنند.
به همین سادگی.

🔳⭕️یک فروشنده معمولی،
- کلی از زمان خود را صرف سر و کله زدن و انگیزه دادن به خودش می‌کند،
- بیشتر درگیر گپ و گفت با دیگران است،
- وب‌گردی و هرزگردی زیادی هم دارد،
- به کارهای شخصی‌اش هم می‌رسد،
- و البته در کنار هم این‌ها، کمی هم فروش می‌کند.

اما یک یک فروشنده عالی،
- می‌داند که زمان او باید بین عرضه، پیگیری و نهایی کردن فروش تقسیم شود،
- می‌داند که هشتاد درصد کار او، پیگیری و نهایی کردن فروش است،
اساساً فرصت دیگری برای گپ‌زنی و هرزگردی و گفتگو با دیگران و انجام کارهای شخصی و ... پیدا نمی‌کند،

☑️⭕️نتیجه این تفاوت چه می‌شود؟
- خیلی ساده است. فروشندگان خوب، همیشه درآمدهای خوب دارند و به نتایج خوب می‌رسند و حتی زندگی شخصی و کارهای شخصی‌شان نیز به واسطه این موفقیت‌ها، وضعیت بسیار بهتری دارد. مدام نیز در حال پیشرفت هستند و شرکت و سازمان، به راحتی آن‌ها را از دست نخواهد داد.
- اما فروشندگان بد و متوسط، به واسط عملکرد و دستاوردهای ضعیف، در زندگی و امور شخصی نیز دچار مشکل شده و از امنیت شغلی ضعیفی برخوردارند و اسم و رسمی به هم نمی‌زند.

خب، حالا برویم سروقت خبرنگاری. ما معتقدیم که،
- یک خبرنگار بد و متوسط، استعداد زیادی برای وب‌گردی و هرزگردی و شبکه‌اجتماعی‌گردی و گپ و گفت با دیگران و بحث‌های بی سر و ته و ... دارد. در نتیجه فرصت کمی برای انجام کارهای واقعی‌اش خواهد داشت.
- یک خبرنگار خوب و عالی، آن‌قدر وقت برای کارهای اصلی و واقعی‌اش می‌گذرد که اساساً تا لحظه‌ای که رسانه خود را ترک می‌کند، فرصتی برای کار دیگری هم ندارد.

☑️⭕️نتیجه؟
- امنیت شغلی و حرفه‌ای حرفه‌ای‌ها بالاتر است،
- درآمد بیشتری دارند،
- اسم و رسم بهتری به هم می‌زنند،
- به عمق سوژه‌ها خود بیشتر می‌روند و می‌رسند و در نتيجه به كشف‌هاي بهتري هم دست مي‌يابند،
- مورد احترام دیگر ارگان‌ها و سازمان‌ها و متخصصان نیز قرار می‌گیرند،
- و ...

یک خبرنگار خوب و عالی، باید به این درک برسد که زمان او، صرف چنین کارهایی بشود،
- ایجاد دفتر تلفن و ارتباطی قوی،
- مطالعه تخصصی در حوزه کاری خود،
- ایجاد دفتر سوژه قوی و پیگیری سوژه‌های جدید،
- خواندن آخرین کتاب‌ها و متریال تولید شده تخصصی در حوزه کاری‌اش،
- تماس و پیگیری و گرفتن مصاحبه،
- گزارش میدانی و گفتگو با مردم،
- پیگیری سوژه‌های کار شده برای درک این‌که به کجا رسیده‌اند،
- و ...

در واقع یک خبرنگار خوب، مدیریت زمانی عالی دارد و وقتش را هدر نمی‌دهد. برای او گپ‌زنی‌های بی‌حاصل محلی از اعراب ندارد. وب‌گردی و هرزگردی مفهومی ندارد. پیگیری مسائل شخصی در ساعت کاری جایی ندارد و ... .

👇👇👇👇👇👇👇👇
بگذارید کلام آخر را بگوییم.
روزگاری شفیعی کدکنی درباره احمد شاملو گفته بود که بخشی از شهرت او به واسطه حضور مستمر در روزنامه‌ها و رسانه‌ها و مجله‌ها و درگیری‌های مکتوب او با دیگر شاعران و فعالان فرهنگی و ترجمه و ... بوده. سپس اشارتی به این نکته داشت که چنین مواردی شاید از او یک شاعر بهتر نسازد، ولی باعث ایجاد شهرت بیشتر كه مي‌شود.
⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️

#عيسي_محمدي
ادامه پست قبلي
👇👇👇👇👇👇
ما سئوال‌مان را این‌طور مطرح می‌کنیم:
کدام یک از رفتارها و گفتارها و پندارهای روزانه، از شما یک خبرنگار و نویسنده مطبوعاتی و روزنامه‌نگار بهتری می‌سازد؟
- آیا گپ و گفت با دیگران از شما روزنامه‌نگار بهتری می‌سازد؟
- آیا ول‌گردی‌های ذهنی باعث ایجاد چنین امری می‌شود؟
- آیا پراکنده‌کاری‌ها نیز چنین نتیجه‌ای را به دنبال دارند؟

به واقع هر کاری که از شما یک روزنامه‌نگار عالی‌تر می‌سازد، باید در مدیریت زمان شما بگنجد. باقی را باید دور بریزید.

البته انتخاب نهایی با شماست؛ شاید دل‌تان نخواهد یک خبرنگار عالی بشوید. در این صورت به متوسط بودن عشق بورزید.


#عيسي_محمدي

https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
امپراطوري فناناپذير #قلم _كاغذ


البته اين روزها، روزهاي تكنولوژي و گوشي‌هاي هوشمند و تبلت و ... است. لابد خيلي‌ها هم فكر مي‌كنند دوره كاغذ و نگارش سنتي و ... به پايان رسيده.
ولي هميشه هم اين طور نيست.
باورتان نمي‌شود؟
مي‌توانيد خبر زير را درباره برتري نگارش با قلم و كاغذ، بر نگارش با لپ‌تاپ و شبيه آن بخوانيد.
بعضي چيزها ظاهراً تمام نمي‌شوند؛ مثل قلم و كاغذ؛ ساده، بي‌ريا، اثرگذار و هميشگي.

yon.ir/KpUBT
#رسانه_بحران


اين هم يك مطلب و گزارش جالب از نگاه به رسانه در مديريت بحران.
اكبر نصراللهي معتقد است رسانه‌اي كه در زمان بحران تعطيل است، بهتر است كه براي هميشه تعطيل شود.
به نظر ايده جالبي مي‌رسد.

مي‌توانيد كامل اين گزارش را اين‌جا مرور كنيد:
👇👇👇
yon.ir/TXs3e
#رستگاري_خبري


در كيمياي سعادت، نگارش امام محمد غزالي، جمله‌اي هست با اين شرح،‌
«فلاح كسي را بود كه خود پاك گردد و نه آن‌كه علم پاكي بداند و بياموزد...»
به عبارت ساده‌تر، خدا به بهاي وجودي شما پاداش مي‌دهد؛ نه علم و دانشي كه براي پاك شدن داريد.
اين جمله را خيلي دوست‌ مي‌دارم.
تعبيرهاي ديگري از آن را براي خودم ساخته‌ام.


تعبير رسانه‌اي آن‌هم چنين باشد:
- خبرنگار و روزنامه‌نويس عالي، كسي باشد كه خبرنگاري كند، صبح و شب، نه آن‌كه علم و دانش خبرنگاري را بياموزد و تلنبار كند.

✳️✳️✳️✳️
شرح جمله خودم:
يك خبرنگار عالي، مي‌تواند استاد ارتباطات خوبي هم بشود؛
اما هيچ پژوهشگر ارتباطات و روزنامه‌نگاري و تاريخ روزنامه‌نگاري و امثالهم، نمي‌تواند يك خبرنگار عالي بشود.
دانش، دليل بر رستگاري خبري شما نمي‌تواند باشد؛
به قول آرنولد، همه چيز تكرارها و تكرارها و تكرارها هستند؛ ميان‌بري وجود ندارد.
به قول يك بدنساز ديگر،‌
وقتي صحبت از حركت اسكات پا مي‌شود، همه در اينترنت از آن مي‌نويسند؛
اما جايگاه اسكات پا در باشگاه هميشه خالي است (اسكات پا جزو سخت‌ترين حركت‌هاي بدنسازي است كه حتي حرفه‌اي‌ها هم علاقه‌اي به آن ندارند.)
به عبارت ساده‌تر،
فرآيند كشف سوژه و نگارش و دريافت اطلاعات و ...، بايد تبديل به بخشي از وجود و فرآيند روزمره شما بشود؛
وگرنه اين‌كه بدانيد اصول روزنامه‌نگاري چيست،‌ چندان دردي را دوا نخواهد كرد؛ مهم روزنامه‌نگار خوب شدن است.

#عيسي_محمدي
🆔@Journalism_Simple
#گزارشگر_بزرگ


ديويد رندال، كتابي نوشته است با عنوان گزارشگران بزرگ. علي‌اكبر قاضي‌زاده، روزنامه‌نگار باسابقه ايراني هم آن را ترجمه كرده.
در مقدمه اين كتاب، رندال روند گلچين كردن اين گزارشگرها را توضيح مي‌دهد كه جالب است. كلاً اين كار را كرد تا نگاه شخصي‌اش را دخالت ندهد.
سپس در ميان نسخه‌هاي باقيمانده، اصولي را براي اين‌كه 13 نفر نهايي را انتخاب كند، براي خودش تعيين مي‌كند. به نظرم اين معيارها براي درك اين‌كه يك گزارشگر خوب، چگونه گزارشگري بايد باشد،‌ جالب است.

اين معيارها چنين‌اند:
1️⃣براي تحقيق و غور كردن در موضوع گزارش كنجكاوي لازم را داشته باشد؛ بي‌حال و بي‌انرژي نباشد. علاقه داشته باشد. اين كنجكاوي، بايد در عمق مقبول و طبق فرصت در نظر گرفته شده اتفاق بيفتد.
2️⃣گزارشگر نبايد قناعت كند. نبايد فكر كند كه خب، كافي است. حد و مرزي نبايد داشته باشد براي بررسي موضوع گزارشش. احساس كفايت كردن، آفت بزرگ گزارشگران معمولي است.
3️⃣بايد چشم‌انداز روشني از موضوع در اختيار مخاطب بگذارد.
4️⃣هيچ نكته ‌و اطلاعاتي كه به كليت قصه شما صدمه مي‌زند، نبايد از قلم بيفتد.
5️⃣بايد قلمي خوب و روان و تصويري داشته باشيد. يك نگارش كامل و قابل لمس. تكراري و كليشه‌اي ننويسيد.

🆔@Journalism_Simple
روزي، روزگاري گابريل گارسيا ماركز، دوره روزنامه‌نگاري و گزارش‌نويسي در اسپانيا برگزار كرده بود. وقتي كه شاگردانش، كه غالباً نيروهاي حرفه‌اي هم بودند، گزارش‌هاي خودشان را نزد او آوردند، به نكته فوق‌العاده مهمي اشاره كرد. بيشتر آن‌ها گزارش‌ها را رسمي و رسمي‌پسند نوشته بودند. اصلاً خبري از نگارش نرم و داستاني در آن‌ها نبود. يكي از آن‌ها را بلند كرد و از او پرسيد كه وقتي سر صحنه گزارش رفته، چه چيزهايي ديده. طرف هم شروع كرد به تعريف كردن چيزهايي كه ديده بود. قصه‌اي كه داشت تعريف مي‌كرد فوق‌العاده مهيج و باورنكردني بود؛ اما واقعيت داشت. ماركز پرسيد چرا همين را ننوشتي؟ چرا فقط اطلاعات به دردنخور رسمي را توي گزارشت آورده‌اي؟ طرف هم گفت كه فكر مي‌كرد بايد مثل رسانه‌هاي رسمي بنويسد؛ خشك و اطلاعات تأييد شده و ... ماركز راست مي‌گفت. خيلي از ما گزارش‌نويس‌ها قصه‌هاي فوق‌العاده‌اي براي تعريف كردن در جمع‌‌هاي دوستانه و خصوصي داريم، اما اثري از آن‌ها توي گزارش‌مان نيست؛ به دلايلي چون عدم تربيت حرفه‌اي روزنامه‌نگار، سانسور دروني، سانسور بيروني و درون‌سازماني، مشكلات مالي و زياد كار كردن، عدم درك سردبيران و مديرمسئولان و ...
در دنیای مطبوعات، خبر فوری ارزشمندترین چیز است. خبرگزاری‌ها به هم فخر می‌فروشند که قبل از بقیه اخبار را انعکاس داده‌اند و هیچکس سرعتش به پای آن‌ها نمی‌رسد. اما این میل به گزارش سریع اخبار، این روزها وضعیت عجیبی به بار آورده است. به محض آنکه اتفاقی می‌افتد، صدها سایت خبری پر می‌شود از مطالبی مشابه. همگی نصفه‌نیمه، عجولانه و سرهم‌بندی‌شده. آیا واقعاً سرعت اینقدر ارزش دارد که به پای آن، همۀ استانداردها و اهداف دیگر خبررسانی را فدا کنیم؟ بعضی معتقدند که «نه».
#نه_به_خبر_فوري

بعد از مدت‌ها يك مقاله خيلي خيلي خيلي عالي خواندم؛ درباره فلسفه روزنامه‌نگاري و البته عليه خبر فوري. اين مقاله را سايت ترجمان برگردان كرده است به زبان فارسي. در فرصت مناسب بخوانيد و لذت ببريد؛ شاه‌كليد بحث نيز روزنامه‌نگاري آهسته و عمق به جاي عجله و سطحي بودن و كليك جمع كردن است و اين‌كه، قرار نيست مدام درگير بيشتر و بيشتر و بيشتر ديده شدن مطالب و رسانه‌ باشيم.


http://tarjomaan.com/neveshtar/9411/
🙏🙏🙏🙏🙏

#پوزش_فراوان
و چند نكته ديگر

دوستان ديده و ناديده‌ام
اين كانال را ايجاد كردم تا مطالب به دردبخور در مورد روزنامه‌نگاري را منتشر كنم. البته نظم انتشار اين مطالب، باعث شد تا خودم نيز عذاب وجدان زيادي داشته باشم. در كمال شگفتي ديدم كه همه دوستاني كه عضو اين كانال هستند، هنوز عضو هستند. از خودم شرم كردم.

😔😔😔😔
حقيقت امر اين‌كه كثرت مشغله روزنامه‌نگار و كار در چند جاي مختلف، باعث شد تا كمي كمتر به اين كانال برسم.

✍️✍️✍️✍️
نكته بعدي هم اين‌ بود كه چون احساس مي‌كردم با مقالات درست و حسابي و به قول معروف «آكادمي‌»پسند در اين‌جا نشر بدهم، كمي اين تصور دست و بالم را مي‌بستند.

🙏🙏🙏🙏🙏
مجدداً از همه شما دوستان ديده و ناديده‌ام عذرخواهي مي‌كنم.
از اين پس قصد دارم كه حالتي خاص‌تر به اين كانال ببخشم. يعني دنبال مطالب «آكادمي»پسند نباشم و برداشت و شخصي خدوم را از ژورناليسم و روزنامه‌نويسي و ... نشر بدهم. با توجه به اين‌كه سابقه پانزده ساله حرفه‌اي نوشتن و كار كردن و حرفه‌اي بودن (به مفهوم اين‌كه معيشتم از اين راه تأ«ين شده؛ نه بان مفهوم كه مثلاً خيلي شاخ هستيم!!!)، احساس مي‌كنم كمي اين برداشت‌هاي شخصي‌ام، به واقعيت نزديك باشد.
اين‌جوري مي‌توانم مطالب كوتاه‌تر و امروزي‌تري هم بنويسم.
زنده اگر ماندم، قول مي‌دهم كه ديگر شرمنده شما نازنينان نشوم.

شاد زي و مهر افزون

#روزنامه‌نگاري_به_زبان_آدميزاد
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
ايلان ماسك، يكي از غول‌هاي فناوري حال حاضر جهان، جمله جالبي دارد.
البته مي‌دانيد كه، او يك كمال‌گراي تقريباً افراطي است.
شايد به همين خاطر هم هست كه اين‌قدر موفق شده.
مي‌گويد محصولي كه ما توليد مي‌كنيم، نه تنها بايد بهتر از ديگران باشد، كه بايد بسيار بسيار بهتر از محصولات ديگران باشد.
يعني چيزي كه اين وسط مرا زيادي مي‌ترساند، همين «بسيار بسيار» است.
برداشت من اين است كه در روزنامه‌نگاري امروز نيز، محصول و پيام توليد شده ما روزنامه‌چي‌ها در مجلات و روزنامه‌هاي محتوب،
نه تنها بايد بهتر از سايت‌ها و صداوسيما و ... باشد،
بلكه بايد «خيلي خيلي» بهتر باشد.
احساس مي‌كنم تنها راز بقاي ما چنين خواهد بود؛
اين‌كه به قدري خوب كار كنيم كه عملاً تبديل به مرجع مراجعه رسانه‌هاي ديگر شويم؛
نه اين‌كه خودمان مراجعه‌كننده رسانه‌هاي ديگر باشيم.

https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
صبح لعنتي
يعني نيمه‌شب از خواب بيدار شوي كه دختر كوچكت را كه شيرخشك مي‌خواهد، سير كني
بعد سري به شبكه اجتماعي بزني
و بفهمي كه....

لعنت به اين صبح شنبه لعنتي

#مهدي_شادماني_پرواز
✍️✍️✍️✍️

به #علي_ضيا زنگ زده‌ام كه مصاحبه كنم.
مي‌گويد من مدت‌هاست كه مصاحبه نمي‌كنم و تمايل ندارم.
كلي اصرار مي‌كنم كه موضوع مصاحبه ربطي به مباحث چالش‌برانگيز ندارد.
نمي‌پذيرد.
از رفتارش خوشم نمي‌آيد. از اين جنبه شغل‌مان گاهي خيلي دلخور مي‌شوم. اين‌كه بايد منت كساني را بكشيم كه مي‌دانيم چيزي در چنته ندارند.
يادم به مصاحبه‌ام با دكتر #اكبر_عالمي مي‌افتد. عالمي كجا و ضيا كجا؟
😳😳😳😳

احترامي كه دكتر عالمي براي من قائل شد، نوع برخورد او و صحبت‌هايي كه مطرح كرد و تشكر بعد از چاپ مصاحبه‌اش،‌
مرا به اين نتيجه رساند كه بزرگي، قطعاً ارتباطي به شهرت نداشته و ندارد.


https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
يك اصل مهم براي كساني كه درگير مصاحبه‌هاي مداوم در يك حوزه هستند
به دردتان خواهد خورد
👇👇👇👇