دنيای ما روزنامه‌نگاران – Telegram
دنيای ما روزنامه‌نگاران
60 subscribers
95 photos
1 video
1 file
154 links
تك‌نگاري‌هايي درباره:
روزنامه‌نويسي
روزنامه‌نگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانه‌اي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...


ارتباط با ما:

@eesamohammadi
Download Telegram
#فروشنده_خبرنگار_قسمت_1

🔳⭕️یادتان اگر مانده باشد، انتهای سال گذشته از شباهت‌های فروش و خبرنگاری صحبت کردیم. چرا؟
- در هر دو، شما باید غالباً با کسانی سر و کله بزنید که به احتمال زیاد علاقه‌ای به همکاری با شما ندارند،
- در هر دو با کسانی سر و کار دارید که احتمالاً نمی‌دانند موضوع شما چیست و چقدر اهمیت دارد،
- در هر دو با پاسخ‌های منفی زیادی روبه‌رو خواهید شد،
- در هر دو فرصت شما محدود است و باید سریع کارتان را انجام بدهید،
- در هر دو بارها و بارها، با شکست درونی مواجه شده و به فکر ترک کارتان می‌افتید و این‌که این دیگر چه کاری است سروقت آن آمده‌اید،
- و ...

🔳⭕️طبیعی است که کار فروش، از کار خبرنگاری هم سخت‌تر است. چرا که،
- شما در خبرنگاری دست‌کم یک وجهه فرهنگی دارید و مدعی هستید که دارید از طرف مردم موضوعاتی را پیگیری می‌کنید،
- در خبرنگاری چندان به فکر جیب مردم نیستید و همکاری آن‌ها با شما زیان چندانی برایشان ندارد؛ مگر در مواقع خاص،
- در خبرنگاری شما اگر درست و حسابی کار کنید، نوعی نخبه فرهنگی محسوب خواهید شد،


🔳⭕️پس اگر یک فروشنده بتواند با تکنیک‌هایی، بر موانع شغل و حرفه خودش غلبه کند، این تکنیک‌ها کارایی زیادی برای خبرنگاری نیز خواهند داشت، نه؟

🔳⭕️کم‌کم بخشی از این تکنیک‌ها را شروع می‌کنیم.
اولین تکنیک، بحث مدیریت زمان است. در فروش، زمان و زمان مناسب برای شما، یک سرمایه حیاتی است که به راحتی نمی‌توانید بی‌خیال آن شوید.

- فروشندگان بد و متوسط، زمان خود را بد تقسیم می‌کنند،
- فروشنگان خوب و عالی، زمان خود را بسیار عالی تقسیم و اولویت‌بندی می‌کنند.
به همین سادگی.

🔳⭕️یک فروشنده معمولی،
- کلی از زمان خود را صرف سر و کله زدن و انگیزه دادن به خودش می‌کند،
- بیشتر درگیر گپ و گفت با دیگران است،
- وب‌گردی و هرزگردی زیادی هم دارد،
- به کارهای شخصی‌اش هم می‌رسد،
- و البته در کنار هم این‌ها، کمی هم فروش می‌کند.

اما یک یک فروشنده عالی،
- می‌داند که زمان او باید بین عرضه، پیگیری و نهایی کردن فروش تقسیم شود،
- می‌داند که هشتاد درصد کار او، پیگیری و نهایی کردن فروش است،
اساساً فرصت دیگری برای گپ‌زنی و هرزگردی و گفتگو با دیگران و انجام کارهای شخصی و ... پیدا نمی‌کند،

☑️⭕️نتیجه این تفاوت چه می‌شود؟
- خیلی ساده است. فروشندگان خوب، همیشه درآمدهای خوب دارند و به نتایج خوب می‌رسند و حتی زندگی شخصی و کارهای شخصی‌شان نیز به واسطه این موفقیت‌ها، وضعیت بسیار بهتری دارد. مدام نیز در حال پیشرفت هستند و شرکت و سازمان، به راحتی آن‌ها را از دست نخواهد داد.
- اما فروشندگان بد و متوسط، به واسط عملکرد و دستاوردهای ضعیف، در زندگی و امور شخصی نیز دچار مشکل شده و از امنیت شغلی ضعیفی برخوردارند و اسم و رسمی به هم نمی‌زند.

خب، حالا برویم سروقت خبرنگاری. ما معتقدیم که،
- یک خبرنگار بد و متوسط، استعداد زیادی برای وب‌گردی و هرزگردی و شبکه‌اجتماعی‌گردی و گپ و گفت با دیگران و بحث‌های بی سر و ته و ... دارد. در نتیجه فرصت کمی برای انجام کارهای واقعی‌اش خواهد داشت.
- یک خبرنگار خوب و عالی، آن‌قدر وقت برای کارهای اصلی و واقعی‌اش می‌گذرد که اساساً تا لحظه‌ای که رسانه خود را ترک می‌کند، فرصتی برای کار دیگری هم ندارد.

☑️⭕️نتیجه؟
- امنیت شغلی و حرفه‌ای حرفه‌ای‌ها بالاتر است،
- درآمد بیشتری دارند،
- اسم و رسم بهتری به هم می‌زنند،
- به عمق سوژه‌ها خود بیشتر می‌روند و می‌رسند و در نتيجه به كشف‌هاي بهتري هم دست مي‌يابند،
- مورد احترام دیگر ارگان‌ها و سازمان‌ها و متخصصان نیز قرار می‌گیرند،
- و ...

یک خبرنگار خوب و عالی، باید به این درک برسد که زمان او، صرف چنین کارهایی بشود،
- ایجاد دفتر تلفن و ارتباطی قوی،
- مطالعه تخصصی در حوزه کاری خود،
- ایجاد دفتر سوژه قوی و پیگیری سوژه‌های جدید،
- خواندن آخرین کتاب‌ها و متریال تولید شده تخصصی در حوزه کاری‌اش،
- تماس و پیگیری و گرفتن مصاحبه،
- گزارش میدانی و گفتگو با مردم،
- پیگیری سوژه‌های کار شده برای درک این‌که به کجا رسیده‌اند،
- و ...

در واقع یک خبرنگار خوب، مدیریت زمانی عالی دارد و وقتش را هدر نمی‌دهد. برای او گپ‌زنی‌های بی‌حاصل محلی از اعراب ندارد. وب‌گردی و هرزگردی مفهومی ندارد. پیگیری مسائل شخصی در ساعت کاری جایی ندارد و ... .

👇👇👇👇👇👇👇👇
بگذارید کلام آخر را بگوییم.
روزگاری شفیعی کدکنی درباره احمد شاملو گفته بود که بخشی از شهرت او به واسطه حضور مستمر در روزنامه‌ها و رسانه‌ها و مجله‌ها و درگیری‌های مکتوب او با دیگر شاعران و فعالان فرهنگی و ترجمه و ... بوده. سپس اشارتی به این نکته داشت که چنین مواردی شاید از او یک شاعر بهتر نسازد، ولی باعث ایجاد شهرت بیشتر كه مي‌شود.
⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️

#عيسي_محمدي
ادامه پست قبلي
👇👇👇👇👇👇
ما سئوال‌مان را این‌طور مطرح می‌کنیم:
کدام یک از رفتارها و گفتارها و پندارهای روزانه، از شما یک خبرنگار و نویسنده مطبوعاتی و روزنامه‌نگار بهتری می‌سازد؟
- آیا گپ و گفت با دیگران از شما روزنامه‌نگار بهتری می‌سازد؟
- آیا ول‌گردی‌های ذهنی باعث ایجاد چنین امری می‌شود؟
- آیا پراکنده‌کاری‌ها نیز چنین نتیجه‌ای را به دنبال دارند؟

به واقع هر کاری که از شما یک روزنامه‌نگار عالی‌تر می‌سازد، باید در مدیریت زمان شما بگنجد. باقی را باید دور بریزید.

البته انتخاب نهایی با شماست؛ شاید دل‌تان نخواهد یک خبرنگار عالی بشوید. در این صورت به متوسط بودن عشق بورزید.


#عيسي_محمدي

https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
امپراطوري فناناپذير #قلم _كاغذ


البته اين روزها، روزهاي تكنولوژي و گوشي‌هاي هوشمند و تبلت و ... است. لابد خيلي‌ها هم فكر مي‌كنند دوره كاغذ و نگارش سنتي و ... به پايان رسيده.
ولي هميشه هم اين طور نيست.
باورتان نمي‌شود؟
مي‌توانيد خبر زير را درباره برتري نگارش با قلم و كاغذ، بر نگارش با لپ‌تاپ و شبيه آن بخوانيد.
بعضي چيزها ظاهراً تمام نمي‌شوند؛ مثل قلم و كاغذ؛ ساده، بي‌ريا، اثرگذار و هميشگي.

yon.ir/KpUBT
#رسانه_بحران


اين هم يك مطلب و گزارش جالب از نگاه به رسانه در مديريت بحران.
اكبر نصراللهي معتقد است رسانه‌اي كه در زمان بحران تعطيل است، بهتر است كه براي هميشه تعطيل شود.
به نظر ايده جالبي مي‌رسد.

مي‌توانيد كامل اين گزارش را اين‌جا مرور كنيد:
👇👇👇
yon.ir/TXs3e
#رستگاري_خبري


در كيمياي سعادت، نگارش امام محمد غزالي، جمله‌اي هست با اين شرح،‌
«فلاح كسي را بود كه خود پاك گردد و نه آن‌كه علم پاكي بداند و بياموزد...»
به عبارت ساده‌تر، خدا به بهاي وجودي شما پاداش مي‌دهد؛ نه علم و دانشي كه براي پاك شدن داريد.
اين جمله را خيلي دوست‌ مي‌دارم.
تعبيرهاي ديگري از آن را براي خودم ساخته‌ام.


تعبير رسانه‌اي آن‌هم چنين باشد:
- خبرنگار و روزنامه‌نويس عالي، كسي باشد كه خبرنگاري كند، صبح و شب، نه آن‌كه علم و دانش خبرنگاري را بياموزد و تلنبار كند.

✳️✳️✳️✳️
شرح جمله خودم:
يك خبرنگار عالي، مي‌تواند استاد ارتباطات خوبي هم بشود؛
اما هيچ پژوهشگر ارتباطات و روزنامه‌نگاري و تاريخ روزنامه‌نگاري و امثالهم، نمي‌تواند يك خبرنگار عالي بشود.
دانش، دليل بر رستگاري خبري شما نمي‌تواند باشد؛
به قول آرنولد، همه چيز تكرارها و تكرارها و تكرارها هستند؛ ميان‌بري وجود ندارد.
به قول يك بدنساز ديگر،‌
وقتي صحبت از حركت اسكات پا مي‌شود، همه در اينترنت از آن مي‌نويسند؛
اما جايگاه اسكات پا در باشگاه هميشه خالي است (اسكات پا جزو سخت‌ترين حركت‌هاي بدنسازي است كه حتي حرفه‌اي‌ها هم علاقه‌اي به آن ندارند.)
به عبارت ساده‌تر،
فرآيند كشف سوژه و نگارش و دريافت اطلاعات و ...، بايد تبديل به بخشي از وجود و فرآيند روزمره شما بشود؛
وگرنه اين‌كه بدانيد اصول روزنامه‌نگاري چيست،‌ چندان دردي را دوا نخواهد كرد؛ مهم روزنامه‌نگار خوب شدن است.

#عيسي_محمدي
🆔@Journalism_Simple
#گزارشگر_بزرگ


ديويد رندال، كتابي نوشته است با عنوان گزارشگران بزرگ. علي‌اكبر قاضي‌زاده، روزنامه‌نگار باسابقه ايراني هم آن را ترجمه كرده.
در مقدمه اين كتاب، رندال روند گلچين كردن اين گزارشگرها را توضيح مي‌دهد كه جالب است. كلاً اين كار را كرد تا نگاه شخصي‌اش را دخالت ندهد.
سپس در ميان نسخه‌هاي باقيمانده، اصولي را براي اين‌كه 13 نفر نهايي را انتخاب كند، براي خودش تعيين مي‌كند. به نظرم اين معيارها براي درك اين‌كه يك گزارشگر خوب، چگونه گزارشگري بايد باشد،‌ جالب است.

اين معيارها چنين‌اند:
1️⃣براي تحقيق و غور كردن در موضوع گزارش كنجكاوي لازم را داشته باشد؛ بي‌حال و بي‌انرژي نباشد. علاقه داشته باشد. اين كنجكاوي، بايد در عمق مقبول و طبق فرصت در نظر گرفته شده اتفاق بيفتد.
2️⃣گزارشگر نبايد قناعت كند. نبايد فكر كند كه خب، كافي است. حد و مرزي نبايد داشته باشد براي بررسي موضوع گزارشش. احساس كفايت كردن، آفت بزرگ گزارشگران معمولي است.
3️⃣بايد چشم‌انداز روشني از موضوع در اختيار مخاطب بگذارد.
4️⃣هيچ نكته ‌و اطلاعاتي كه به كليت قصه شما صدمه مي‌زند، نبايد از قلم بيفتد.
5️⃣بايد قلمي خوب و روان و تصويري داشته باشيد. يك نگارش كامل و قابل لمس. تكراري و كليشه‌اي ننويسيد.

🆔@Journalism_Simple
روزي، روزگاري گابريل گارسيا ماركز، دوره روزنامه‌نگاري و گزارش‌نويسي در اسپانيا برگزار كرده بود. وقتي كه شاگردانش، كه غالباً نيروهاي حرفه‌اي هم بودند، گزارش‌هاي خودشان را نزد او آوردند، به نكته فوق‌العاده مهمي اشاره كرد. بيشتر آن‌ها گزارش‌ها را رسمي و رسمي‌پسند نوشته بودند. اصلاً خبري از نگارش نرم و داستاني در آن‌ها نبود. يكي از آن‌ها را بلند كرد و از او پرسيد كه وقتي سر صحنه گزارش رفته، چه چيزهايي ديده. طرف هم شروع كرد به تعريف كردن چيزهايي كه ديده بود. قصه‌اي كه داشت تعريف مي‌كرد فوق‌العاده مهيج و باورنكردني بود؛ اما واقعيت داشت. ماركز پرسيد چرا همين را ننوشتي؟ چرا فقط اطلاعات به دردنخور رسمي را توي گزارشت آورده‌اي؟ طرف هم گفت كه فكر مي‌كرد بايد مثل رسانه‌هاي رسمي بنويسد؛ خشك و اطلاعات تأييد شده و ... ماركز راست مي‌گفت. خيلي از ما گزارش‌نويس‌ها قصه‌هاي فوق‌العاده‌اي براي تعريف كردن در جمع‌‌هاي دوستانه و خصوصي داريم، اما اثري از آن‌ها توي گزارش‌مان نيست؛ به دلايلي چون عدم تربيت حرفه‌اي روزنامه‌نگار، سانسور دروني، سانسور بيروني و درون‌سازماني، مشكلات مالي و زياد كار كردن، عدم درك سردبيران و مديرمسئولان و ...
در دنیای مطبوعات، خبر فوری ارزشمندترین چیز است. خبرگزاری‌ها به هم فخر می‌فروشند که قبل از بقیه اخبار را انعکاس داده‌اند و هیچکس سرعتش به پای آن‌ها نمی‌رسد. اما این میل به گزارش سریع اخبار، این روزها وضعیت عجیبی به بار آورده است. به محض آنکه اتفاقی می‌افتد، صدها سایت خبری پر می‌شود از مطالبی مشابه. همگی نصفه‌نیمه، عجولانه و سرهم‌بندی‌شده. آیا واقعاً سرعت اینقدر ارزش دارد که به پای آن، همۀ استانداردها و اهداف دیگر خبررسانی را فدا کنیم؟ بعضی معتقدند که «نه».
#نه_به_خبر_فوري

بعد از مدت‌ها يك مقاله خيلي خيلي خيلي عالي خواندم؛ درباره فلسفه روزنامه‌نگاري و البته عليه خبر فوري. اين مقاله را سايت ترجمان برگردان كرده است به زبان فارسي. در فرصت مناسب بخوانيد و لذت ببريد؛ شاه‌كليد بحث نيز روزنامه‌نگاري آهسته و عمق به جاي عجله و سطحي بودن و كليك جمع كردن است و اين‌كه، قرار نيست مدام درگير بيشتر و بيشتر و بيشتر ديده شدن مطالب و رسانه‌ باشيم.


http://tarjomaan.com/neveshtar/9411/
🙏🙏🙏🙏🙏

#پوزش_فراوان
و چند نكته ديگر

دوستان ديده و ناديده‌ام
اين كانال را ايجاد كردم تا مطالب به دردبخور در مورد روزنامه‌نگاري را منتشر كنم. البته نظم انتشار اين مطالب، باعث شد تا خودم نيز عذاب وجدان زيادي داشته باشم. در كمال شگفتي ديدم كه همه دوستاني كه عضو اين كانال هستند، هنوز عضو هستند. از خودم شرم كردم.

😔😔😔😔
حقيقت امر اين‌كه كثرت مشغله روزنامه‌نگار و كار در چند جاي مختلف، باعث شد تا كمي كمتر به اين كانال برسم.

✍️✍️✍️✍️
نكته بعدي هم اين‌ بود كه چون احساس مي‌كردم با مقالات درست و حسابي و به قول معروف «آكادمي‌»پسند در اين‌جا نشر بدهم، كمي اين تصور دست و بالم را مي‌بستند.

🙏🙏🙏🙏🙏
مجدداً از همه شما دوستان ديده و ناديده‌ام عذرخواهي مي‌كنم.
از اين پس قصد دارم كه حالتي خاص‌تر به اين كانال ببخشم. يعني دنبال مطالب «آكادمي»پسند نباشم و برداشت و شخصي خدوم را از ژورناليسم و روزنامه‌نويسي و ... نشر بدهم. با توجه به اين‌كه سابقه پانزده ساله حرفه‌اي نوشتن و كار كردن و حرفه‌اي بودن (به مفهوم اين‌كه معيشتم از اين راه تأ«ين شده؛ نه بان مفهوم كه مثلاً خيلي شاخ هستيم!!!)، احساس مي‌كنم كمي اين برداشت‌هاي شخصي‌ام، به واقعيت نزديك باشد.
اين‌جوري مي‌توانم مطالب كوتاه‌تر و امروزي‌تري هم بنويسم.
زنده اگر ماندم، قول مي‌دهم كه ديگر شرمنده شما نازنينان نشوم.

شاد زي و مهر افزون

#روزنامه‌نگاري_به_زبان_آدميزاد
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
ايلان ماسك، يكي از غول‌هاي فناوري حال حاضر جهان، جمله جالبي دارد.
البته مي‌دانيد كه، او يك كمال‌گراي تقريباً افراطي است.
شايد به همين خاطر هم هست كه اين‌قدر موفق شده.
مي‌گويد محصولي كه ما توليد مي‌كنيم، نه تنها بايد بهتر از ديگران باشد، كه بايد بسيار بسيار بهتر از محصولات ديگران باشد.
يعني چيزي كه اين وسط مرا زيادي مي‌ترساند، همين «بسيار بسيار» است.
برداشت من اين است كه در روزنامه‌نگاري امروز نيز، محصول و پيام توليد شده ما روزنامه‌چي‌ها در مجلات و روزنامه‌هاي محتوب،
نه تنها بايد بهتر از سايت‌ها و صداوسيما و ... باشد،
بلكه بايد «خيلي خيلي» بهتر باشد.
احساس مي‌كنم تنها راز بقاي ما چنين خواهد بود؛
اين‌كه به قدري خوب كار كنيم كه عملاً تبديل به مرجع مراجعه رسانه‌هاي ديگر شويم؛
نه اين‌كه خودمان مراجعه‌كننده رسانه‌هاي ديگر باشيم.

https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
صبح لعنتي
يعني نيمه‌شب از خواب بيدار شوي كه دختر كوچكت را كه شيرخشك مي‌خواهد، سير كني
بعد سري به شبكه اجتماعي بزني
و بفهمي كه....

لعنت به اين صبح شنبه لعنتي

#مهدي_شادماني_پرواز
✍️✍️✍️✍️

به #علي_ضيا زنگ زده‌ام كه مصاحبه كنم.
مي‌گويد من مدت‌هاست كه مصاحبه نمي‌كنم و تمايل ندارم.
كلي اصرار مي‌كنم كه موضوع مصاحبه ربطي به مباحث چالش‌برانگيز ندارد.
نمي‌پذيرد.
از رفتارش خوشم نمي‌آيد. از اين جنبه شغل‌مان گاهي خيلي دلخور مي‌شوم. اين‌كه بايد منت كساني را بكشيم كه مي‌دانيم چيزي در چنته ندارند.
يادم به مصاحبه‌ام با دكتر #اكبر_عالمي مي‌افتد. عالمي كجا و ضيا كجا؟
😳😳😳😳

احترامي كه دكتر عالمي براي من قائل شد، نوع برخورد او و صحبت‌هايي كه مطرح كرد و تشكر بعد از چاپ مصاحبه‌اش،‌
مرا به اين نتيجه رساند كه بزرگي، قطعاً ارتباطي به شهرت نداشته و ندارد.


https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
يك اصل مهم براي كساني كه درگير مصاحبه‌هاي مداوم در يك حوزه هستند
به دردتان خواهد خورد
👇👇👇👇
اين متن را نوشته‌ام براي كساني كه صرفاً كارشان مصاحبه‌هاي مداوم، آن‌هم در يك حوزه خاص است؛ نه در حوزه‌هاي مختلف.

✍️✍️✍️
حقيقت اين است كه وقتي مي‌خواهيد با كسي، يك مصاحبه يا مذاكره يا مفاهمه يا مشاجره و ... داشته باشيد، بايد كمي هم‌سطح طرف‌تان باشيد. درست مثل الاكلنگ مي‌ماند. نمي‌شود يك طرف سبك و طرف ديگر سنگين باشد. در اين صورت هميشه نيازمند طرف مقابل خواهيد بود و هميشه در امر مصاحبه، تحقير خواهيد شد؛ جسارتاً.


✍️✍️✍️
اما اين هم‌وزن شدن و هم‌وزن بودن چطور است؟
عرض مي‌كنم:
ـ شما بايد از حيث پول و پوشش و ظاهر هم‌وزن مصاحبه‌شونده بوده يا بالاتر باشيد. كه اين البته غالباً شدني نيست. چون غالب طرف‌هاي ما، وضع مالي و اجتماعي و اقتصادي بهتري نسبت به ما دارند. ديگر اين‌‌كه بابت يك مصاحبه مگر چقدر حق‌الزحمه مي‌دهند كه بخواهيم حالا چندصد هزار تومان هم خرج رستوران و كافه و پوشش و ... كنيم. البته اين‌ها به مفهوم اين نيست كه شبيه كارگرها ظاهر شويم؛ بايد حداقل‌هاي پوششي لازم را داشته باشيم. اما در نهايت اين حوزه، حوزه مناسبي براي هم‌وزن بودن نمي‌تواند باشد.
ـ زمين ديگري كه مي‌توانيد در آن بازي كنيد، زمين ارتباطات و شناخت‌هاست. يعني كه آدم‌هاي بيشتري را در حوزه خودتان بشناسيد و شبكه وسيع‌تري داشته باشيد. اين هم غالباً شدني نيست. به هر حال شما يك روزنامه‌چي هستيد و آن‌ها يك بازيگر و نقش‌آفرين و تهيه‌كننده و كارگردان و خواننده و ...؛ طبيعي است كه بيشتر درگير ارتباط‌ها باشند و ارتباط‌هاي عميق‌تر هم داشته باشند.
ـ حوزه ديگر هم، حوزه شهرت است. اين هم زمين مناسبي براي بازي و رقابت نيست. به نظرتان هست؟ البته ما روزنامه‌‌نگارهايي داريم مثل مسعود بهنود و محمد قوچاني و فريد زكريا و ... كه شناخته‌شده‌تر از بسياري از سوژه‌هاي خود هستند. اما اين يك قاعده كلي نيست؛ مخصوصاً براي كساني كه دارند كارشان را تازه شروع مي‌كنند. پس بي‌زحمت بي‌خيال اين زمين بازي هم بشويد.
ـ و اما حوزه باقيمانده آخر، حوزه آگاهي و سواد تخصصي است.

🎯🎯🎯🎯
بله، درست به خال زديد. اين، تنها حوزه‌اي است كه غالب ما مي‌توانيم در آن، دست برتر را داشته باشيم. اين‌كه كتاب بيشتر بخوانيم، مجلات تخصص بيشتر بخوانيم، تاريخ موسيقي و فيلم و فرهنگ و فلسفه هنر و ... بيشتر بدانيم؛ در جريان اخبار به‌روزتري باشيم. در يك كلام، نه تنها باسوادتر از سوژه‌هاي خودمان باشيم، كه بسيار بسيار باسوادتر از آن‌ها باشيم.


👨‍🎓👨‍🎓👨‍🎓👩‍🎓👩‍🎓👩‍🎓
اين باسوادتر بودن، زميني است كه به راحتي در آن مي‌توانيم عرض اندام كنيم. وقتي كه در آن تداوم و استمرار داشته باشيم، كم‌كم مي‌توانيم مقالات تخصصي، كتاب‌‌ها، برنامه‌هاي تخصصي و ... هم داشته باشيم. حتي مي‌توانيم به عنوان كارشناس‌مجري در برنامه‌هاي حضور داشته باشيم و كم‌كم در حوزه شهرت هم، هم‌وزن بشويم. ضمن اين‌كه موقع مصاحبه و صحبت كردن هم، اعتماد به نفس بسيار بالاتري خواهيد داشت؛ طوري كه طرف هم متوجه اعتماد به نفس و سواد بيشتر شما خواهد شد و احترام بيشتري به شما خواهد گذاشت. بخشي از مديربرنامه‌هاي چهره‌ها از اين طريق انتخاب شده‌اند. طرف ديده اين مصاحبه‌گر چقدر حرفه‌اي و كاردرست است، به او پيشنهاد همكاري داده‌اند.

🙏🙏🙏
ممنونم كه وقت گذاشتيد و نوشته مرا خوانديد.




@Journalism_Simple
#روز‌نامه‌نگاري_منطق

✍️✍️✍️
چند تا كتاب منطق توي قفسه‌هاي كتاب‌هايم دارم. يكي از آن‌ها را هم با خودم آورده‌ام و كنار كامپيوترم گذاشته‌ام؛ منطق كاربردي از سيد علي‌اصغر خندان.
البته كمتر وقت مي‌كنم بخوانم، اما چند باري آن را خوانده‌ام.
👤👤👤
به نظرم براي روزنامه‌چي‌ها، منطق ياد گرفتن، واجب‌تر از توئيتر و اينستاگرام و ضبط صوت و ... است.
اما چرا؟

وقتي به موضع‌گيري بيشتر دوستان توجه مي‌كنم، مي‌بينم كه مغالطه‌هاي آشكاري در آن‌ها به چشم مي‌خورد؛ مغالطه‌هايي كه با مطالعه يك كتاب ساده منطقي رفع خواهد شد.

✍️✍️✍️
مثال:
در منطق، يكي از آشكارترين مغالطه‌ها، بحث «يا اين يا آن» است؛ دوقطبي‌سازي. در حالي كه تفكر خلاق مي‌گويد چرا راه سوم نه؟ و تفكر منطقي مي‌گويد از كجا معلوم هر دو اشتباه يا هر دو درست نباشند يا بخشي از هر كدام درست و بخشي نادرست نباشد؟
در تفكر منطقي اسلامي، اصل آگاهي بر دستور زبان، حالا چه عربي يا فارسي، فوق‌العاده‌ مهم است. چرا كه منطقيون و فلاسفه، معتقدند كه بيشتر مغالطات و ابهام‌هاي منطقي، از ابهام در لفظ و تعريف و تقسيم مي‌آيد.
تا جايي كه شخصي مثل ويتگنشتاين، فيلسوف بزرگ اتريشي، معتقد است كه بخش اعظم مجادلات فلسفي و فكري، ناشي از ابهام در زبان‌شناسي است.
حالا متوجه شديد كه چرا دانستن منطق اين‌قدر مهم است؟

😔😔😔
متأسفانه بيشتر نتيجه‌گيري‌ها و ادعاهاي دوستان روزنامه‌چي، شبيه مردم كوچه و بازار است؛ انگار كه بدون فكر دارند اين جور مباحث را مطرح مي‌كنند. اين در حالي است كه با دو، سه بار مطالعه آشكار مبحث مغالطات، متوجه آسيب‌شناسي روش تفكرشان خواهند شد.


اگر قرار باشد ما رسانه‌چي‌ها شبيه مردم كوچه و بازار استدلال كنيم، پس چه حقي نسبت به مردم داريم كه نماينده آن‌ها براي پيگيري امور باشيم؟ ما كه اساساً در يك طبقه فكري ايستاده‌ايم.
و اگر در يك طبقه فكري ايستاده باشيم، چطور مي‌توانيم مغالطات آشكار مسئولين و افراد ذينفوذ جامعه و دانشگاهيان و ... را كشف و افشا كنيم؟


@Journalism_Simple
#روزنامه‌نگار_كتاب

📚📚📚📚
همه ما روزنامه‌چي‌ها دنبال آدم‌‌هايي هستيم كه به شدت يا تقريباً با سوادند و اطلاعات خوبي از يك يا دو حوزه دارند.
اما سواد يعني چه؟
چرا ما مدام به سمت اين افراد بايد برويم و به تعبير نازيباتر،
چون كنه به آن‌ها بچسبيم؟
خيلي ساده:
آن‌ها اطلاعاتي دارند كه ما نداريم؛
آن‌ها چيزهايي دارند كه ما نداريم؛
و البته آن‌ها نگرش و روشي براي فكر كردن و بررسي گام به گام مسائل دارند كه ما نداريم؛
و باز هم البته آن‌ها يك حافظه قوي اطلاعاتي دارند كه اطلاعات جديد را به آن‌ها ارائه كرده و به نتايج جديد مي‌رسند.
....

📚📚📚📚
به تعبير منطقيون،
آن‌ها علم دارند؛
و علم يعني حركت از مجهولات به معلومات

اما ساده‌تر يعني چه؟
اين نقل قول را جايي ديدم و خيلي پسندم افتاد:
"علم انسان فقط به اندازۀ كتاب‌های اوست." از فردي به نام ايساك كمپنتون.

📚📚📚📚
واقعاً چقدر داريم كتاب مي‌خوانيم؟
بايد دست به يك رقابت بزنيم.
به جايي برسيم كه در حوزه ما، كسي بيشتر از ما كتاب نخواند؛ منظم و روشمند و روزانه.
در اين صورت است كه روزنامه‌چي‌ها تبديل به يك نيروي اثرگذار خواهند شد؛ در غير اين صورت مدام يك نيروي واكنش‌گرا به وقايع ايجاد شده توسط ديگر نيروها باقي خواهند ماند.

خداوكيلي قبول نداريد؟
از اين پس بدانيم كه علم ما، به اندازه كتاب‌هايي است كه خوانده‌ايم.
براي افزايش علم، كتاب‌هاي بيشتري در حوزه تخصصي‌مان و به روشي منظم و انتقادي بخوانيم.
همين.

@Journalism_Simple
#خود_علامه_پنداري

✍️✍️✍️
آيت‌الله جعفر سبحاني، از مدرسان به نام حوزه و از روحانيون معروف حال حاضر ايران، در جايي به طلبه‌ها توصيه مي‌كند مسئوليتي كه بر عهده علما گذاشته شده را از ياد نبرند.
اين مسئوليت چيست؟
هر جايي كه جواب چيزي را مي‌دانند، پاسخ بدهند. اما هر جايي هم پاسخ را نمي‌دانند، بگويند نمي‌دانم. مسئوليت آن‌ها، گفتن اين نمي‌دانم در وقت ندانستن است. اشاره هم كرده كه قرار نيست يك طلبه و عالم، از سير تا پياز همه چيز خبر داشته باشد.

👨‍🎓👨‍🎓👨‍🎓👩‍🎓👩‍🎓👩‍🎓
البته احساس مي‌كنم روزنامه‌نگاران از اين قاعده و مسئوليت استثنا شده‌اند؛
چون ماشاء الله هميشه و همه‌جا، درباره همه‌چيز، هم پاسخ‌ها را مي‌دانند و هم موضع‌گيري مي‌كنند. دور از جان همه شما، كمي شبيه سلبريتي‌ها شده‌اند...

@Journalism_Simple
نمي‌دانم اين را ديده‌ايد يا نه.
البته كمي قديمي است، ولي خالي از نكته‌هاي حقيقي و واقعي نيست.
به خواندنش مي‌‌ارزد.

@Journalism_Simple

👇👇👇👇👇
Forwarded from ایستارتاپس | حسین مرادی (Uspace.ir)
💥 بهترین و بدترین شغل های سال ۲۰۱۶ به گزارش "کریر کست"

نتیجه‌ی بررسی سالیانه "کریر کست" برای سومین سال پیاپی نشان داد که کار در رسانه‌های چاپی یکی از بدترین مشاغل جهان است و همراه با چشم‌اندازی ناروشن، استرس و ناامنی شغلی؛

روزنامه‌نگاری و گزارشگری برای خیلی‌ها حرفه‌ای جذاب و هیجان‌انگیز محسوب می‌شود. خیلی از نوجوانان و جوانان آرزو دارند وارد این حرفه شوند و به نظر خیلی‌ها محیط کاری دست‌اندرکاران رسانه سرشار از اتفاق‌های هیجان‌انگیز و به‌دور از روزمرگی‌های بیشتر شغل‌ها است.

اما نتیجه‌ی بررسی سال ۲۰۱۶ سایت "کریر کست" که هرسال محبوبیت مشاغل را بررسی می‌کند، نشان می‌دهد که اتفاقا گزارشگری در روزنامه‌ها یکی از بدترین مشاغل ممکن در جهان است.

"کریر کست" که مشاغل را بر مبنای شاخصه‌های مختلفی مانند محیط کار، تاثیر فیزیکی و روانی و عاطفی شغل بر فرد، دستمزد، امکان پیشرفت شغلی، آینده و ثبات و امنیت شغلی و خطرات احتمالی شغل بررسی می‌کند، برای سومین سال پیاپی اعلام کرد کار خبری به‌ویژه در روزنامه‌ها از بدترین مشاغل جهان است.

"کریر کست" اعلام کرد که طبق بررسی آن بنیاد، افول اقبال و بازار رسانه‌های چاپی، یکی از مهم‌ترین دلایلی است که کار در روزنامه را با ناامنی، بی‌‌ثباتی و نبود چشم‌اندازی روشن برای آینده همراه کرده است.

بنا به بررسی این وب‌سایت تا سال ۲۰۲۴ دست‌کم ۹ درصد مشاغل در روزنامه‌ها از بین خواهد رفت و هزاران نفر در نتیجه‌ی این تغییرات شغل خود را از دست خواهند داد.


◀️ آینده‌ای باز هم تاریک‌تر

این بررسی از قول کارشناسان رسانه به گزارشگران شاغل در رسانه‌های چاپی توصیه کرده است که به‌دنبال افزایش و تقویت مهارت‌های خود در حوزه‌ی کار خبری آنلاین، تولید پادکست یا "دیتا ژورنالیسم" بروند؛ چرا که در آینده نزدیک برای باقی ماندن در فضای ژورنالیسم ناچارند شغلی در این حوزه‌ها پیدا کنند.

همچنین استرس شغلی بالا، ساعات کار طولانی و نامشخص، دستمزد ناچیز و خطرات دیگر از جمله دلایلی است که ژورنالیسم در رسانه‌های چاپی را دشوارتر و این شغل را به حرفه‌ای نامطلوب تبدیل کرده است.

بنا به این بررسی فقط وضعیت "دی‌جی‌‌های موسیقی" شاغل در بارها و کلاب‌ها، پرسنل ارتش و کارگران شاغل در بخش کنترل آفات است که از کار روزنامه‌نگاران رسانه‌های چاپی بدتر است.

"کریر کست" اعلام کرد که "بهترین شغل" سال ۲۰۱۶ بنا به بررسی آن‌ها حرفه‌های مرتبط با ریاضیات از آموزش و معلمی ریاضی گرفته تا تحقیق در این حوزه است.

پژوهشگران و کارشناسان در حوزه‌ی تحلیل داده‌ها نیز دیگر گروه خوشبختی‌ هستند که بهترین و باثبات‌ترین شغل‌ها را دارند.
منبع: دویچه وله


📚 ایستارتاپس
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAADzj7BxmzJIuEBtAXg
#روزنامه‌نگار_حرفه‌اي_كيست

✍️✍️✍️
اين روزها هر كسي مي‌تواند خودش را روزنامه‌نگار و مدير رسانه بخواند. چيز عجيبي نيست. اما يك روزنامه‌نگار حرفه‌اي چگونه از يك عنصر غيرحرفه‌اي رسانه، حالا هر مدرك و سمت و خط و ربطي كه داشته باشد، جدا مي‌شود؟

👇👇👇
برداشت شخصي من اين است:
كسي يك روزنامه‌نگار حرفه‌اي است كه،
- يا در هر چند قالب مرسوم روزنامه‌نگاري مثل مصاحبه، گزارش، خبرنويسي و مقاله‌نويسي سرآمد باشد؛ به يك اندازه.
- يا نانش از اين راه در بيايد؛ منظم و مكرر.
حالا آقاي #محمد_قوچاني هم معتقد است كه بايد روزنامه‌نگار در اين كار ارضاي حرفه‌اي هم بشود؛ كه قصه خودش را دارد.
جدا از اين‌ها، كسي را نمي‌شود يك روزنامه‌نگار حرفه‌اي دانست. حالا فرقي نمي‌كند، دكتر باشد، هيئت علمي باشد، از طرف كسي يا سازماني (حتي يك سازمان مطبوعاتي) مأمور شده باشد، از طرف كسي سفارش شده باشد، پول داشته باشد يا ...
يادتان باشد، به قول بيزينس‌من‌ها، در معادله نهايي، فردي كه مأموريت دارد، بر فردي كه پول دارد غلبه خواهد كرد.

✍️✍️✍️
من هم مي‌‌گويم در نهايت، فردي كه مأموريت دارد، بر فردي كه غيرروزنامه‌نگار است و از طرف كسي يا سازماني توصيه شده يا پول داشته يا رابطه داشته يا آقازاده بوده يا هر چيزي ديگري، برتري خواهد داشت.
پس زياد خودتان را جلوي اين غيرروزنامه‌نگارها ذليل نكنيد.

@Journalism_Simple