از روزنامهنگاری تخصصی و واقعی و كلاسيك
تا روزنامهنگاري ايدئوژيك
چرا به قهقرا رفتيم؟
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
تا روزنامهنگاري ايدئوژيك
چرا به قهقرا رفتيم؟
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
#دوره_هوش_كلامی_برای_روزنامهنگاران
🔹چیزی هست به نام هوش کلامی. چیست؟ درجه و توانایی شما در استفاده از قدرت کلمات و ترکیبها و جملهها و ... . یعنی هم واژههای زیادی دارید، هم مدام در حال کشف واژههای جدید هستید، هم جملهبندیهای شما کامل است؛ هم حضور ذهن شما برای احضار کلمات و جملهها...
🔹قبلاً کمی چون علاقه داشتم در این باره مطالعه کرده بودم. خیلی از حوزهاش و تکنیکهایش خوشم میآید و مدام استفاده میکنم. یک روز به ذهنم رسید شاید به درد روزنامهنگار و ژورنالیستها و اصحاب رسانه و نیز نویسندهها و دیگران بخورد. اما چرا؟
🔹هماین که قدرت کلمات و جملههای شما به صورت بداههگویی و بداههنویسی بالا میرود، هم مدارهای ذهنی شما موقع فکر کردن غنیتر میشوند، هم برند شخصی شما به عنوان یک ژورنالیست خوشصحبت که میداند چه دارد میگوید و مینویسد، رشد میکند.
🔹البته که هوش کلامی برای همه مردم به درد میخورد که گفتهاند برای موفقیت، فصاحت کلام بسیار مهمتر از بهرهوری و کیفیت کاری شماست. حالا خلاصه اینکه به ذهنم رسید یک دوره آنلاین توئیتری #هوش_کلامی_برای_روزنامهنگاران داشته باشم.
🔹به درد چه کسانی میخورد: خبرنگاران، روزنامهنگاران، منتقدان، نویسندگان مطبوعاتی، حتی نویسندگان آزاد، مجریها، سردبیرها و دبیرها، حتی مدیران مطبوعات و رسانهها، کارشناسمجریها، ویراستاران رسانه، مدیران رسانهای و روابط عمومی و خلاصه هر کسی که رسانهای است در هر سطحی و قالبی...
🔹این سلسله بحثها را هم با هشتگهای #هوش_کلامی_برای_روزنامهنگاران و #هوش_کلامی دنبال میکنم که هم برای دیگران و هم برای خودم در این درندشت توئیتری، قابل جستجو باشد؛ و البته شمارهگذاری هم میکنم، ولی قاعدتاً نمیشود حالت رشتو داشته باشد. شاید حداقل 200 قسمتی بشود... یاحق...
🔹به اين منظور ميتوانيد به توئيتر اين حقير مراجعه كنيد
هر روز در اينباره خواهم نوشت؛
شك نكنيد كه پشيمان نخواهيد شد، چون خودم استفادههاي فراوان و نفع بيشمار از آن بردهام كه به وصف نيايد و بالاترين آن، لذتي است كه از اين كار به آدمي دست ميدهد؛ اينكه معناهاي پيچيده را چطور راحت ميتوانيد براي خود هضم كرده و بعد در اختيار ديگران بگذاريد....
@eesa_mohammadi
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
🔹چیزی هست به نام هوش کلامی. چیست؟ درجه و توانایی شما در استفاده از قدرت کلمات و ترکیبها و جملهها و ... . یعنی هم واژههای زیادی دارید، هم مدام در حال کشف واژههای جدید هستید، هم جملهبندیهای شما کامل است؛ هم حضور ذهن شما برای احضار کلمات و جملهها...
🔹قبلاً کمی چون علاقه داشتم در این باره مطالعه کرده بودم. خیلی از حوزهاش و تکنیکهایش خوشم میآید و مدام استفاده میکنم. یک روز به ذهنم رسید شاید به درد روزنامهنگار و ژورنالیستها و اصحاب رسانه و نیز نویسندهها و دیگران بخورد. اما چرا؟
🔹هماین که قدرت کلمات و جملههای شما به صورت بداههگویی و بداههنویسی بالا میرود، هم مدارهای ذهنی شما موقع فکر کردن غنیتر میشوند، هم برند شخصی شما به عنوان یک ژورنالیست خوشصحبت که میداند چه دارد میگوید و مینویسد، رشد میکند.
🔹البته که هوش کلامی برای همه مردم به درد میخورد که گفتهاند برای موفقیت، فصاحت کلام بسیار مهمتر از بهرهوری و کیفیت کاری شماست. حالا خلاصه اینکه به ذهنم رسید یک دوره آنلاین توئیتری #هوش_کلامی_برای_روزنامهنگاران داشته باشم.
🔹به درد چه کسانی میخورد: خبرنگاران، روزنامهنگاران، منتقدان، نویسندگان مطبوعاتی، حتی نویسندگان آزاد، مجریها، سردبیرها و دبیرها، حتی مدیران مطبوعات و رسانهها، کارشناسمجریها، ویراستاران رسانه، مدیران رسانهای و روابط عمومی و خلاصه هر کسی که رسانهای است در هر سطحی و قالبی...
🔹این سلسله بحثها را هم با هشتگهای #هوش_کلامی_برای_روزنامهنگاران و #هوش_کلامی دنبال میکنم که هم برای دیگران و هم برای خودم در این درندشت توئیتری، قابل جستجو باشد؛ و البته شمارهگذاری هم میکنم، ولی قاعدتاً نمیشود حالت رشتو داشته باشد. شاید حداقل 200 قسمتی بشود... یاحق...
🔹به اين منظور ميتوانيد به توئيتر اين حقير مراجعه كنيد
هر روز در اينباره خواهم نوشت؛
شك نكنيد كه پشيمان نخواهيد شد، چون خودم استفادههاي فراوان و نفع بيشمار از آن بردهام كه به وصف نيايد و بالاترين آن، لذتي است كه از اين كار به آدمي دست ميدهد؛ اينكه معناهاي پيچيده را چطور راحت ميتوانيد براي خود هضم كرده و بعد در اختيار ديگران بگذاريد....
@eesa_mohammadi
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
Telegram
دنيای ما روزنامهنگاران
تكنگاريهايي درباره:
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
Forwarded from چهرهشو (پرسونال برندينگ)
17 نکته برای خبرنگاران
جهت رشد #برندینگ_شخصی خود در دنیای روزنامهنگاری
1. 🔹به شدت مراقب کلام و واکنشهای خود باشید. نه اینکه تند نقد نکنید، اما حرفهای و ادبمدارانه و آرام نقد کنید؛
2. 🔹به شدت مراقب حتی پوشش خود باشید؛ بیشتر طرفهای شما سازمانها و نخبگان و ... هستند و این خیلی اثرگذار است؛
3. 🔹به شدت مراقب ادبیات نظری حوزه کاریتان باشید. تا حالا دیدهاید که یک وکیل حرفهای، درباره پروندهها مثل مردم عادی کوچه و خیابان صحبت کند؟ شما البته رسانهکارید و باید ساده صحبت کنید، اما به همین نسبت، باید جدی فکر کرده و نظرورزی کنید؛
4. 🔹به شدت مراقب این باشید که دارید توجیه میکنید یا توصیف و تفسیر و ... میکنید؛ مخاطب اینها را خیلی خوب متوجه میشود؛
5. 🔹مسیر و جهت واحدی داشته باشید؛ در این صورت هر توییت و پست و کتابی که میخوانید و گزارشی که میگیرید و ...، مدام در حال ارزشافزایی به شما خواهد بود؛ داشتن جهت واحد، یکی از بدیهیات ساخت برندینگ قوی است...
6. 🔹باید جامعه هدف مشخصی داشته باشید؛ قرار نیست برای همه، همه چیز باشید. جامعه و گروه هدف مشخصی داشته باشید و بر آنها تمرکز کنید...
7. 🔹دقت کنید که قرار نیست همه شما را دوست داشته باشند یا با شما موافق باشند. حتی بهترینها هم در حرفه شما چنین نیستند؛ پس این را یکی از بدیهیات بدانید...
8. 🔹پروتکلهای مشخصی برای رفتار و گفتار خودتان داشته باشید؛ در این صورت به شدت قابل اعتماد و پیشبینی خواهید بود؛
9. 🔹کاری کنید که شما را به تخصص و انصاف در کارتان بشناسند؛ وقتهای آزاد خود در رسانه یا بیرون رسانه را به تقویت تخصصتان بگذرانید؛
10. 🔹سعی کنید به مرحله چاپ مقالههای تخصصی و کتاب در حوزه کاریتان برسید؛
11. 🔹برنامه واحدی برای مدیریت حسابهای کاربری خود در شبکههای مجازی داشته باشید؛ اینطور فکر نکنید که آنجا حوزه شخصی من است و هر طور بخواهم برخورد کنم. همینکه مینویسید خبرنگار هستید، یعنی از حوزه شخصی خارج شدهاید و هر رفتار شما، کاهنده یا فزاینده درجه برندینگ شخصی شماست؛
12. 🔹به قول و قرارهای خود در رسانه و نزد مخاطب خیلی دقت کنید؛ اینها مغز برندینگ است. اگر قولی بدهید و گزارشها و مطالبی را دیر تحویل بدهید، بین رسانهکارها ارزش خود را کمکم از دست میدهید. اگر هم از ابتدای امر قول و قراری با مخاطب گذاشتهاید و کمکم زیر پا گذاشتهاید به این هوا که حالا طوری نیست، حکم مرگتان را امضا کردهاید. مخاطب تیزهوشتر از چیزی است که فکر میکنید. باید طوری به قول و قرارتان پایبند باشید که مخاطب چشم و گوش بسته، حرفتان را بپذیرید؛
13. 🔹بهترین راه برای کسب حسن شهرت، اولین بودن است. در چه چیزهایی میتوانید اولین و نخستین باشید؟ چه گزارشهایی را میتوانید برای اولین و نخستین بار منتشر کنید؟ چه حوزهای را برای اولین و نخستین بار میتوانید به نام خودتان ایجاد کنید؟
14. 🔹در ساخت یک برند پرجاذبه، باید این پنجتا یادتان باشد: «متمایز شوید، همکاری کنید، نوآوری کنید، اعتبار ببخشید، فرهنگسازی کنید». کدام را میتوانید اجرا کنید؟
15. 🔹صرف داشتن یک برند شخصی کفایت نمیکند؛ تا میتوانید آن را تکرار کرده و به فراوانی برسانید؛
16. 🔹زبان خارجی یاد بگیرید، دورههای خاص ببینید؛ حضور بینالمللیتان را حتی تقویت کنید؛ به مأموریتهای خاص بروید...
17. 🔹دقت کنید که به عنوان یک نیروی حرفهای و حتی یک رسانهکار، دیگران بیشتر از اینکه به رزومه شما توجه کنند، به برند شخصی شما توجه میکنند. برند شخصی هم یک کار اداری نیست؛ همیشه باید به آن و تقویت آن فکر کنید. تعجب میکنید که با یک نیروی حرفهای کاردرست که توان اجرایی بالایی هم دارد قراردادی را امضا نمیکنند ولی با یک نیروی نسبتاً ضعیفتر صرفاً به دلیل شهرت بیشتر همان قرارداد را امضا میکنند؟ تلخ است؛ اما واقعیت بازار رسانه همین است...
@brandingstudies
جهت رشد #برندینگ_شخصی خود در دنیای روزنامهنگاری
1. 🔹به شدت مراقب کلام و واکنشهای خود باشید. نه اینکه تند نقد نکنید، اما حرفهای و ادبمدارانه و آرام نقد کنید؛
2. 🔹به شدت مراقب حتی پوشش خود باشید؛ بیشتر طرفهای شما سازمانها و نخبگان و ... هستند و این خیلی اثرگذار است؛
3. 🔹به شدت مراقب ادبیات نظری حوزه کاریتان باشید. تا حالا دیدهاید که یک وکیل حرفهای، درباره پروندهها مثل مردم عادی کوچه و خیابان صحبت کند؟ شما البته رسانهکارید و باید ساده صحبت کنید، اما به همین نسبت، باید جدی فکر کرده و نظرورزی کنید؛
4. 🔹به شدت مراقب این باشید که دارید توجیه میکنید یا توصیف و تفسیر و ... میکنید؛ مخاطب اینها را خیلی خوب متوجه میشود؛
5. 🔹مسیر و جهت واحدی داشته باشید؛ در این صورت هر توییت و پست و کتابی که میخوانید و گزارشی که میگیرید و ...، مدام در حال ارزشافزایی به شما خواهد بود؛ داشتن جهت واحد، یکی از بدیهیات ساخت برندینگ قوی است...
6. 🔹باید جامعه هدف مشخصی داشته باشید؛ قرار نیست برای همه، همه چیز باشید. جامعه و گروه هدف مشخصی داشته باشید و بر آنها تمرکز کنید...
7. 🔹دقت کنید که قرار نیست همه شما را دوست داشته باشند یا با شما موافق باشند. حتی بهترینها هم در حرفه شما چنین نیستند؛ پس این را یکی از بدیهیات بدانید...
8. 🔹پروتکلهای مشخصی برای رفتار و گفتار خودتان داشته باشید؛ در این صورت به شدت قابل اعتماد و پیشبینی خواهید بود؛
9. 🔹کاری کنید که شما را به تخصص و انصاف در کارتان بشناسند؛ وقتهای آزاد خود در رسانه یا بیرون رسانه را به تقویت تخصصتان بگذرانید؛
10. 🔹سعی کنید به مرحله چاپ مقالههای تخصصی و کتاب در حوزه کاریتان برسید؛
11. 🔹برنامه واحدی برای مدیریت حسابهای کاربری خود در شبکههای مجازی داشته باشید؛ اینطور فکر نکنید که آنجا حوزه شخصی من است و هر طور بخواهم برخورد کنم. همینکه مینویسید خبرنگار هستید، یعنی از حوزه شخصی خارج شدهاید و هر رفتار شما، کاهنده یا فزاینده درجه برندینگ شخصی شماست؛
12. 🔹به قول و قرارهای خود در رسانه و نزد مخاطب خیلی دقت کنید؛ اینها مغز برندینگ است. اگر قولی بدهید و گزارشها و مطالبی را دیر تحویل بدهید، بین رسانهکارها ارزش خود را کمکم از دست میدهید. اگر هم از ابتدای امر قول و قراری با مخاطب گذاشتهاید و کمکم زیر پا گذاشتهاید به این هوا که حالا طوری نیست، حکم مرگتان را امضا کردهاید. مخاطب تیزهوشتر از چیزی است که فکر میکنید. باید طوری به قول و قرارتان پایبند باشید که مخاطب چشم و گوش بسته، حرفتان را بپذیرید؛
13. 🔹بهترین راه برای کسب حسن شهرت، اولین بودن است. در چه چیزهایی میتوانید اولین و نخستین باشید؟ چه گزارشهایی را میتوانید برای اولین و نخستین بار منتشر کنید؟ چه حوزهای را برای اولین و نخستین بار میتوانید به نام خودتان ایجاد کنید؟
14. 🔹در ساخت یک برند پرجاذبه، باید این پنجتا یادتان باشد: «متمایز شوید، همکاری کنید، نوآوری کنید، اعتبار ببخشید، فرهنگسازی کنید». کدام را میتوانید اجرا کنید؟
15. 🔹صرف داشتن یک برند شخصی کفایت نمیکند؛ تا میتوانید آن را تکرار کرده و به فراوانی برسانید؛
16. 🔹زبان خارجی یاد بگیرید، دورههای خاص ببینید؛ حضور بینالمللیتان را حتی تقویت کنید؛ به مأموریتهای خاص بروید...
17. 🔹دقت کنید که به عنوان یک نیروی حرفهای و حتی یک رسانهکار، دیگران بیشتر از اینکه به رزومه شما توجه کنند، به برند شخصی شما توجه میکنند. برند شخصی هم یک کار اداری نیست؛ همیشه باید به آن و تقویت آن فکر کنید. تعجب میکنید که با یک نیروی حرفهای کاردرست که توان اجرایی بالایی هم دارد قراردادی را امضا نمیکنند ولی با یک نیروی نسبتاً ضعیفتر صرفاً به دلیل شهرت بیشتر همان قرارداد را امضا میکنند؟ تلخ است؛ اما واقعیت بازار رسانه همین است...
@brandingstudies
جملهاي از نويسندهاي خواندم كه خيلي برايم كارساز بود؛
در اين صورت نويسنده و ژورناليست خوبي ميشويد...
ميگفت وقتي نويسنده خوبي خواهيد بود كه برايتان نوشتن، راحتتر از حرف زدن باشد...
به نظرم رسيد در حوزه روزنامهنويسي هم اين نكته به شدت صحيح باشد؛
يعني اگر نوشتن براي شما سهلتر و راحتتر و پرامكاناتتر از گفتن و راههاي ديگر ارتباط باشد، حتما ميتوانيد به جاهاي خوبي برسيد...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
در اين صورت نويسنده و ژورناليست خوبي ميشويد...
ميگفت وقتي نويسنده خوبي خواهيد بود كه برايتان نوشتن، راحتتر از حرف زدن باشد...
به نظرم رسيد در حوزه روزنامهنويسي هم اين نكته به شدت صحيح باشد؛
يعني اگر نوشتن براي شما سهلتر و راحتتر و پرامكاناتتر از گفتن و راههاي ديگر ارتباط باشد، حتما ميتوانيد به جاهاي خوبي برسيد...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
Telegram
دنيای ما روزنامهنگاران
تكنگاريهايي درباره:
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
چقدر اين مصاحبه خوب بود
چقدر راهگشا
هرچند به قول علی مزينانی، مدير هفت صبح
اگر ما هم كپيرايت داشتيم و قواعد آنجا را، بلد بوديم از اينكارها...
https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-24/3896989-%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%84%D9%82-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%82-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%DA%A9%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%84-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%82%DB%8C%D9%85
چقدر راهگشا
هرچند به قول علی مزينانی، مدير هفت صبح
اگر ما هم كپيرايت داشتيم و قواعد آنجا را، بلد بوديم از اينكارها...
https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-24/3896989-%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%84%D9%82-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%82-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%DA%A9%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%84-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%82%DB%8C%D9%85
روزنامه دنیای اقتصاد
راز خلق محصول خارقالعاده بدون کنترل مستقیم
او یکی از زنان قدرتمند جهان است. رئیسجمهور یا نخست وزیر نیستاما سکاندار یکی از پر مخاطبترین و قدیمیترین روزنامههای آمریکاست که در سراسر جهان نیز، مخاطب دارد. او، مدیرعامل نیویورک تایمز است: «مردیتکوپیت لوین (Meredith Kopit Levien)». لوین سال…
🔺از محتوا تا فرم
🔹روزنامهنگاري محتواست، نه فرم؛
🔹در واقع فرم در روزنامهنگاري قرار است كه محتواي شما را،
- بهتر بستهبندي كند،
- سادهتر منتقل كند،
- خوشايندتر به سمع و نظر مخاطب برسند،
-تجربه متنخوانی را جذابتر كند...
🔹متأسفانه ديده ميشود كه گاهي روزنامهنگاراني كه مدير رسانه ميشوند،
ضعف خود در محتوا را
ميخواهند با رنگين كردن فرمها و تنوع در آن جبران كنند؛
اين روزنامهنگاري نيست، نوعي شبهژورناليسم است...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
🔹روزنامهنگاري محتواست، نه فرم؛
🔹در واقع فرم در روزنامهنگاري قرار است كه محتواي شما را،
- بهتر بستهبندي كند،
- سادهتر منتقل كند،
- خوشايندتر به سمع و نظر مخاطب برسند،
-تجربه متنخوانی را جذابتر كند...
🔹متأسفانه ديده ميشود كه گاهي روزنامهنگاراني كه مدير رسانه ميشوند،
ضعف خود در محتوا را
ميخواهند با رنگين كردن فرمها و تنوع در آن جبران كنند؛
اين روزنامهنگاري نيست، نوعي شبهژورناليسم است...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
Telegram
دنيای ما روزنامهنگاران
تكنگاريهايي درباره:
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
🔺ژورنالیسم؛ دیروز و امروز
🔹 تا دیروز اوج روزنامهنگاری، ژورنالیسم تخصصی دانسته میشد، اما امروزه باید به این قاعده تبصرهای را هم افزود،
🔹امروزه علاوه بر تخصص، باید خلاقیت و بستهبندیهای جدید را هم به ژورنالیسم اضافه کنید،
🔹امروزه دیگر مهم نیست شما چقدر تخصص دارید؛ چون رقبای شما هم در این تخصص داشتن میتوانند به پای شما برسند؛
🔹اما خلاقیتی که در نوع ارائه محتوا و تحلیل و گزارش و خبر و نوع بستهبندیهای خبری میتوانید داشته باشید، میتواند مزیت نسبی بزرگ شما باشد...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
🔹 تا دیروز اوج روزنامهنگاری، ژورنالیسم تخصصی دانسته میشد، اما امروزه باید به این قاعده تبصرهای را هم افزود،
🔹امروزه علاوه بر تخصص، باید خلاقیت و بستهبندیهای جدید را هم به ژورنالیسم اضافه کنید،
🔹امروزه دیگر مهم نیست شما چقدر تخصص دارید؛ چون رقبای شما هم در این تخصص داشتن میتوانند به پای شما برسند؛
🔹اما خلاقیتی که در نوع ارائه محتوا و تحلیل و گزارش و خبر و نوع بستهبندیهای خبری میتوانید داشته باشید، میتواند مزیت نسبی بزرگ شما باشد...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
Telegram
دنيای ما روزنامهنگاران
تكنگاريهايي درباره:
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
🔺آموزش در ژورناليسم
🔹یکی از اشکالات رایجی که روزنامهنگاران دارند
این است که به نسبت شغلهای دیگر
کمتر از تجربیات نسلهای گذشته خودشان استفاده میکنند،
نه تنها نظام استاد-شاگردی در آن وجود ندارد
که حتی هیچ نظامی جایگزینش نشده است؛
خود روزنامهنگاران هم اذعان میکنند که آموزش در این عرصه خیلی ضعیف است؛ و حتی آرایشگران آموزش پایدارتر و باثباتتر و بیشتری نسبت به روزنامهنگاران دارند
#کتاب_عناصر_روزنامهنگاری
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
🔹یکی از اشکالات رایجی که روزنامهنگاران دارند
این است که به نسبت شغلهای دیگر
کمتر از تجربیات نسلهای گذشته خودشان استفاده میکنند،
نه تنها نظام استاد-شاگردی در آن وجود ندارد
که حتی هیچ نظامی جایگزینش نشده است؛
خود روزنامهنگاران هم اذعان میکنند که آموزش در این عرصه خیلی ضعیف است؛ و حتی آرایشگران آموزش پایدارتر و باثباتتر و بیشتری نسبت به روزنامهنگاران دارند
#کتاب_عناصر_روزنامهنگاری
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
Telegram
دنيای ما روزنامهنگاران
تكنگاريهايي درباره:
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
گزارش يك آدمربايی گابريل گارسيا ماركز
نمونهای عالی از يك متن گزارشی
با رويكرد داستانی است.
شما در اين كتاب و روايت
حتی يك جمله اضافه نمیبينيد:
هر جملهای يك واحد اطلاعات بيان میكند تا درك بهتری از كليت ماجرا داشته باشد.
شگفت اينكه كل ماجرا نيز داستانگونه است و همين امر، منجر به اين شده كه نگارش اين كتاب سه سال به طول بينجامد...
اگر علاقهمند به گزارشنويسی داستانگونه و حرفهای هستيد
اين كتاب را بنوشيد و لذت ببريد...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
نمونهای عالی از يك متن گزارشی
با رويكرد داستانی است.
شما در اين كتاب و روايت
حتی يك جمله اضافه نمیبينيد:
هر جملهای يك واحد اطلاعات بيان میكند تا درك بهتری از كليت ماجرا داشته باشد.
شگفت اينكه كل ماجرا نيز داستانگونه است و همين امر، منجر به اين شده كه نگارش اين كتاب سه سال به طول بينجامد...
اگر علاقهمند به گزارشنويسی داستانگونه و حرفهای هستيد
اين كتاب را بنوشيد و لذت ببريد...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
ژورناليسم اجتماعی يا سياسی؟
محمد قوچانی بعد از تجربه درخشان مجله شهروند امروز
سراغ ایراندخت آمد؛
چرا که مجوزش را داشتند و در آن فضا، قادر به انجام كار سياسی در رسانه نبودند.
محمد قوچانی و مجله خانوادگی و زنانه؟
سرمقاله شماره اول را دقیق به یاد دارم هنوز:
اول نوشته بود که کار ما روزنامهنگاری است و به هر حال باید هر طوری شده این کار را انجام بدهیم.
بعد به یکی از مهمترین نکتههای ژورنالیسم اجتماعی اشاره کرده بود که میگفت الزامی ندارد همیشه ژورنالیسم سیاسی کار کنیم؛ پایه و اساس سیاست به شکلی که میخواهیم، در سبک زندگی است و این سبک زندگی بایستههایی دارد و ما باید روی این نکتهها توجه کنیم و گاهی از اینجا به آن غایت سیاسیمان میتوانیم برسیم...
حرفهای عباس عبدی را که در یکی از نشستهای اخير شنیدم که درباره شگفتزدگی یکی از مدیران اطلاعات درباره چیزهایی که در اعتراضات اخیر دیده بوده میگفت، یاد همین نکته افتادم؛
برخلاف چیزی که فکر میکنید، ژورنالیسم خانواده و زنانه و اجتماعی و سبک زندگی و جوانان بسیار اثرگذارتر از ژورنالیسم سیاسی و در واقع خط شروع آن است.
بیخود نبود که بعد از تجربه ناموفق شبکههای ماهوارهای سیاسی
این همه شبکه ماهوارهای معطوف به سبک زندگی فراوان شد؛
اثر خودش را هم گذاشت، بد هم گذاشت...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
محمد قوچانی بعد از تجربه درخشان مجله شهروند امروز
سراغ ایراندخت آمد؛
چرا که مجوزش را داشتند و در آن فضا، قادر به انجام كار سياسی در رسانه نبودند.
محمد قوچانی و مجله خانوادگی و زنانه؟
سرمقاله شماره اول را دقیق به یاد دارم هنوز:
اول نوشته بود که کار ما روزنامهنگاری است و به هر حال باید هر طوری شده این کار را انجام بدهیم.
بعد به یکی از مهمترین نکتههای ژورنالیسم اجتماعی اشاره کرده بود که میگفت الزامی ندارد همیشه ژورنالیسم سیاسی کار کنیم؛ پایه و اساس سیاست به شکلی که میخواهیم، در سبک زندگی است و این سبک زندگی بایستههایی دارد و ما باید روی این نکتهها توجه کنیم و گاهی از اینجا به آن غایت سیاسیمان میتوانیم برسیم...
حرفهای عباس عبدی را که در یکی از نشستهای اخير شنیدم که درباره شگفتزدگی یکی از مدیران اطلاعات درباره چیزهایی که در اعتراضات اخیر دیده بوده میگفت، یاد همین نکته افتادم؛
برخلاف چیزی که فکر میکنید، ژورنالیسم خانواده و زنانه و اجتماعی و سبک زندگی و جوانان بسیار اثرگذارتر از ژورنالیسم سیاسی و در واقع خط شروع آن است.
بیخود نبود که بعد از تجربه ناموفق شبکههای ماهوارهای سیاسی
این همه شبکه ماهوارهای معطوف به سبک زندگی فراوان شد؛
اثر خودش را هم گذاشت، بد هم گذاشت...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
Telegram
دنيای ما روزنامهنگاران
تكنگاريهايي درباره:
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
آفتاب يزد در كل روزنامه سطح يكي نيست؛
غالبا با تيترهاي تند و تيز و سياسيكاري و ... ميخواهد در صدر اخبار قرار بگيرد...
در كل شخصيت ژورناليستي سطح يكي ندارد؛
اما نگاه كنيد چطور با يك سوژهيابي هوشمندانه
در صدر اخبار قرار گرفته است.
سراغ همان كشاورز معروفي رفته كه به وزير گفته بود خود دانيد و مملكتتان...
وقتي از مزيت نسبي بزرگ سوژههاي به موقع و انحصاري حرف ميزنيم، از چه ميگوييم؟
غالبا با تيترهاي تند و تيز و سياسيكاري و ... ميخواهد در صدر اخبار قرار بگيرد...
در كل شخصيت ژورناليستي سطح يكي ندارد؛
اما نگاه كنيد چطور با يك سوژهيابي هوشمندانه
در صدر اخبار قرار گرفته است.
سراغ همان كشاورز معروفي رفته كه به وزير گفته بود خود دانيد و مملكتتان...
وقتي از مزيت نسبي بزرگ سوژههاي به موقع و انحصاري حرف ميزنيم، از چه ميگوييم؟
Forwarded from باشگاه روزنامهنگاران ایران
شماره اول دور جديد مجله تندرستی از مجلات وابسته به روزنامه همشهری منتشر شد
عیسی محمدی سردبیر این مجله است
@journalistsclub1
عیسی محمدی سردبیر این مجله است
@journalistsclub1
روزنامهنگار بزرگ چطور بزرگ میشود؟
شاید بخشی از این نکتههایی که الان میخواهم مطرح کنم را قبلا جستهگریخته گفتگو کرده باشیم. ولی اینجا یکجا عرض میکنم محضر شما عالیمقامان...
1. اصل قصه روزنامهنگاری اطلاعات و نحوه ترکیب این اطلاعات و دریافت نتایج جدید از آنها و نیز کیفیت این اطلاعات است؛
2. البته اطلاعات و نوع نوشتار، دو بال روزنامهنگاری هستند. اما غالبا اگر اطلاعات باشد و اطلاعات درستی هم باشد، میشود حتی از کنار نبود نثر درست و ... با اغماض عبور کرد؛
3. خدا رحمت کند، یکی از آخرین مصاحبههایی که با جناب دکتر اکبر عالمی انجام شد را من انجام دادم و چقدر یاد گرفتم از این فرد. میدانید که دکترای سینما از انگلیس داشته و زبان انگلیسیاش که در حد عالی بوده. این فرد تعریف میکند که مثلا در برنامههای سینمایی که برای اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد داشته، مثلا اگر قرار بود درباره یک فیلم با تم مسیحیت صحبت کند، هفت هشت ده تا کتاب درباره مسیحیت و تاریخ مسیحیت و ... مطالعه میکرد. جوری که مثلا بعضیها فکر میکردند ایشان متخصص و پژوهشگر عرصه مسیحیت است؛ در حالی که چنین نبوده و صرفا درباره آن موضوع به خصوص، قبل از اینکه نقد و نظری داشته باشد کلی مطالعه کرده؛ حالا تصور کنید این فرد دکترای سینما داشته از انگلیس و فقط همین جوری اگر صحبت میکرده، کار در میآمده...
4. اگر فرزاد جمشیدی را یادتان مانده باشد، زمانی کارش خیلی گل کرده بود. طوری بود که مثلا خودش میگفت فلان مداح معروف زنگ زده که کمی یواشتر صحبت کن تا بتوانیم همه چیزهایی که میگویی را هضم کنیم؛ از بس که حرفهای خوبی میزنی. اما چطور چنین فردی توانست به چنین جایگاهی برسد در آن دوره؟ خودش میگوید طبق قواعد بینالملل رسانه، برای یک دقیقه پلاتو، باید یک ساعت مطالعه کرد. مثلا برای یک پلاتوی پنج، شش دقیقهای خودش کلی مطالعه میکرد؛ شاید یک روز. به همین دلیل حرفهایی که میزد اینقدر جالب بود. یا جای دیگر میگفت مثلا اگر قرار باشد درباره فلان مرجع معروف صحبت کنم، سی درصد به اطلاعات موجود در اینترنت و بیست درصد به اطلاعات موجود در کتابها تکیه میکنم و پنجاه درصد هم از طریق پرس و جو از اطرافیان و رسیدن به اطلاعاتی که در فضای عمومی وجود ندارد و کم است، به همین دلیل اطلاعاتش همیشه جالب بود؛
5. حالا فرزاد جمشیدی میگوید پلاتو، شما تصور کن مثلا میخواهید یک یادداشت هزار کلمهای بنویسید. حالا اگر مسلط به تایپ ده انگشتی باشید، نوشتن این هزار کلمه در حالت کلی شاید نزدیک یک ربع تا بیست دقیقه زمان بخواهد. حالا ما تصور میکنیم بیست دقیقه. اگر هر دقیقه نوشتن را معادل یک دقیقه پلاتو در نظر بگیریم، یعنی شما باید نزدیک به بیست ساعت مطالعه درباره موضوع داشته باشید. ترسیدید؟ حالا ما میگوییم بیست ساعت نه و هشت تا دوازده ساعت. واقعا چند نفر ما برای یک یادداشت هزار کلمهای، این میزان وقت برای مطالعه و پژوهش میگذاریم؟ غالبا چون فرصت نیست یکی دو ساعته سر و ته قضیه را هم میآوریم و خلاص؛
6. این در حالی است که چه بسا زمان زیادی لابهلای تهیه مطالب دیگر داشته باشیم برای مطالعه درباره موضوع یادداشت. تازه نکته صرفا هم مطالعه نیست، گاهی فکر کردن و صلاح و مشورت گرفتن از دیگران میتواند ما را به دیدگاههای جدید برساند. همین اطلاعات و دیدگاهها باعث میشوند تا یادداشت یا مطلب شما، به چنان قدرتی برسد که واقعااثرگذار باشد و دست به دست بچرخد. تصور کنید در طور هفته در کنار تهیه مطالب دیگر که غالبا خبری هستند و شاید نیاز به پژوهش زیادی نداشته باشند، یکی دو تا از این مطالب بنویسید. در سال میشود بین هشتاد تا صد مطلب. تصور کنید اصلا این هم نباشد و شما در طول سال پنجاه مطلب با این پشتوانه نظری و مطالعاتی و پژوهشی داشته باشید، چه اثری در کارتان خواهد گذاشت و چه برندی برای خود شما ایجاد خواهد کرد!
7. یک بنده خدایی توئیتی درباره حسن باقری زده بود که برایم خیلی جالب بود. میگفت زمانی که ایشان در دفتر تحریریه جمهوری اسلامی بود، یا در حال نوشتن بود یا در حال مطالعه کتاب برای دریافت اطلاعات جدید که به کار نوشتن بیاید. به نظرم سبک زندگی یک روزنامهنگار باید چنین باشد؛ مطالعه فراوان و نوشتن و نوشتن و نوشتن. یا اگر اشتباه نکنم درباره ابوریحان بیرونی این را نقل کردهاند که لحظهای دستش از تحریر و فکرش از تفسیر و تفکر و چشم و دهانش از تقریر و ... فراغت نداشت. اگر در چنین مسیرهایی باشیم، قطعا نفع اول و آخر به خود ما خواهد رسید. فراموش نباید کرد که همه ما داریم برای برند خودمان کار میکنیم؛ منتها در رسانههای دیگران...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
شاید بخشی از این نکتههایی که الان میخواهم مطرح کنم را قبلا جستهگریخته گفتگو کرده باشیم. ولی اینجا یکجا عرض میکنم محضر شما عالیمقامان...
1. اصل قصه روزنامهنگاری اطلاعات و نحوه ترکیب این اطلاعات و دریافت نتایج جدید از آنها و نیز کیفیت این اطلاعات است؛
2. البته اطلاعات و نوع نوشتار، دو بال روزنامهنگاری هستند. اما غالبا اگر اطلاعات باشد و اطلاعات درستی هم باشد، میشود حتی از کنار نبود نثر درست و ... با اغماض عبور کرد؛
3. خدا رحمت کند، یکی از آخرین مصاحبههایی که با جناب دکتر اکبر عالمی انجام شد را من انجام دادم و چقدر یاد گرفتم از این فرد. میدانید که دکترای سینما از انگلیس داشته و زبان انگلیسیاش که در حد عالی بوده. این فرد تعریف میکند که مثلا در برنامههای سینمایی که برای اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد داشته، مثلا اگر قرار بود درباره یک فیلم با تم مسیحیت صحبت کند، هفت هشت ده تا کتاب درباره مسیحیت و تاریخ مسیحیت و ... مطالعه میکرد. جوری که مثلا بعضیها فکر میکردند ایشان متخصص و پژوهشگر عرصه مسیحیت است؛ در حالی که چنین نبوده و صرفا درباره آن موضوع به خصوص، قبل از اینکه نقد و نظری داشته باشد کلی مطالعه کرده؛ حالا تصور کنید این فرد دکترای سینما داشته از انگلیس و فقط همین جوری اگر صحبت میکرده، کار در میآمده...
4. اگر فرزاد جمشیدی را یادتان مانده باشد، زمانی کارش خیلی گل کرده بود. طوری بود که مثلا خودش میگفت فلان مداح معروف زنگ زده که کمی یواشتر صحبت کن تا بتوانیم همه چیزهایی که میگویی را هضم کنیم؛ از بس که حرفهای خوبی میزنی. اما چطور چنین فردی توانست به چنین جایگاهی برسد در آن دوره؟ خودش میگوید طبق قواعد بینالملل رسانه، برای یک دقیقه پلاتو، باید یک ساعت مطالعه کرد. مثلا برای یک پلاتوی پنج، شش دقیقهای خودش کلی مطالعه میکرد؛ شاید یک روز. به همین دلیل حرفهایی که میزد اینقدر جالب بود. یا جای دیگر میگفت مثلا اگر قرار باشد درباره فلان مرجع معروف صحبت کنم، سی درصد به اطلاعات موجود در اینترنت و بیست درصد به اطلاعات موجود در کتابها تکیه میکنم و پنجاه درصد هم از طریق پرس و جو از اطرافیان و رسیدن به اطلاعاتی که در فضای عمومی وجود ندارد و کم است، به همین دلیل اطلاعاتش همیشه جالب بود؛
5. حالا فرزاد جمشیدی میگوید پلاتو، شما تصور کن مثلا میخواهید یک یادداشت هزار کلمهای بنویسید. حالا اگر مسلط به تایپ ده انگشتی باشید، نوشتن این هزار کلمه در حالت کلی شاید نزدیک یک ربع تا بیست دقیقه زمان بخواهد. حالا ما تصور میکنیم بیست دقیقه. اگر هر دقیقه نوشتن را معادل یک دقیقه پلاتو در نظر بگیریم، یعنی شما باید نزدیک به بیست ساعت مطالعه درباره موضوع داشته باشید. ترسیدید؟ حالا ما میگوییم بیست ساعت نه و هشت تا دوازده ساعت. واقعا چند نفر ما برای یک یادداشت هزار کلمهای، این میزان وقت برای مطالعه و پژوهش میگذاریم؟ غالبا چون فرصت نیست یکی دو ساعته سر و ته قضیه را هم میآوریم و خلاص؛
6. این در حالی است که چه بسا زمان زیادی لابهلای تهیه مطالب دیگر داشته باشیم برای مطالعه درباره موضوع یادداشت. تازه نکته صرفا هم مطالعه نیست، گاهی فکر کردن و صلاح و مشورت گرفتن از دیگران میتواند ما را به دیدگاههای جدید برساند. همین اطلاعات و دیدگاهها باعث میشوند تا یادداشت یا مطلب شما، به چنان قدرتی برسد که واقعااثرگذار باشد و دست به دست بچرخد. تصور کنید در طور هفته در کنار تهیه مطالب دیگر که غالبا خبری هستند و شاید نیاز به پژوهش زیادی نداشته باشند، یکی دو تا از این مطالب بنویسید. در سال میشود بین هشتاد تا صد مطلب. تصور کنید اصلا این هم نباشد و شما در طول سال پنجاه مطلب با این پشتوانه نظری و مطالعاتی و پژوهشی داشته باشید، چه اثری در کارتان خواهد گذاشت و چه برندی برای خود شما ایجاد خواهد کرد!
7. یک بنده خدایی توئیتی درباره حسن باقری زده بود که برایم خیلی جالب بود. میگفت زمانی که ایشان در دفتر تحریریه جمهوری اسلامی بود، یا در حال نوشتن بود یا در حال مطالعه کتاب برای دریافت اطلاعات جدید که به کار نوشتن بیاید. به نظرم سبک زندگی یک روزنامهنگار باید چنین باشد؛ مطالعه فراوان و نوشتن و نوشتن و نوشتن. یا اگر اشتباه نکنم درباره ابوریحان بیرونی این را نقل کردهاند که لحظهای دستش از تحریر و فکرش از تفسیر و تفکر و چشم و دهانش از تقریر و ... فراغت نداشت. اگر در چنین مسیرهایی باشیم، قطعا نفع اول و آخر به خود ما خواهد رسید. فراموش نباید کرد که همه ما داریم برای برند خودمان کار میکنیم؛ منتها در رسانههای دیگران...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
Telegram
دنيای ما روزنامهنگاران
تكنگاريهايي درباره:
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
روزنامهنگاری اصولی دارد که همیشه
ثابت و در نقش فانوس دریایی ژورنالیسم محسوب میشوند؛
اصولی مانند سرعت، دقت، صحت، چندصدایی بودن و ...
و اصولی اخلاقی مانند توجه به واقعیت و همه جنبههای یک رویداد و پدیده و فرآیند و البته، دوری از حکومت و حاکمیت و ...؛
هرجایی که روزنامهنگاری زمین میخورد، یعنی از این اصول فاصله گرفته؛
اصول همیشه اصول هستند و باید در این عرصه همیشه اصولگرا بود؛
اگر اصول را رعایت نکردی، با بزک کردن ظاهراً امر در قالب گرافیک و بستهبندی و دستهبندی جدید و ...، نمیتوانی ماجرا را فیصله بدهی؛
همیشه یادت باشد که مردم، باهوشتر از روزنامهنگار هستند و روزی که این را فراموش کردی، جمع کن و برو...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
ثابت و در نقش فانوس دریایی ژورنالیسم محسوب میشوند؛
اصولی مانند سرعت، دقت، صحت، چندصدایی بودن و ...
و اصولی اخلاقی مانند توجه به واقعیت و همه جنبههای یک رویداد و پدیده و فرآیند و البته، دوری از حکومت و حاکمیت و ...؛
هرجایی که روزنامهنگاری زمین میخورد، یعنی از این اصول فاصله گرفته؛
اصول همیشه اصول هستند و باید در این عرصه همیشه اصولگرا بود؛
اگر اصول را رعایت نکردی، با بزک کردن ظاهراً امر در قالب گرافیک و بستهبندی و دستهبندی جدید و ...، نمیتوانی ماجرا را فیصله بدهی؛
همیشه یادت باشد که مردم، باهوشتر از روزنامهنگار هستند و روزی که این را فراموش کردی، جمع کن و برو...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
#يادداشتنويسی
اگر ميخواهيد يادداشتنويس/ روزنامهنويس غيرخبری كارآمدي بشويد، بايد فراوان مطالعه كنيد؛
اما نكته مهمتر اين است كه به مطالعات خودتان و درستي و غلطشان فراوان فكر كنيد؛
و مهمتر اينكه سعي كنيد خواندهها را به ديدهها و تجربههاي روزانه ربط بدهيد...
#تجربههای_روزنامهنگاری
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
اگر ميخواهيد يادداشتنويس/ روزنامهنويس غيرخبری كارآمدي بشويد، بايد فراوان مطالعه كنيد؛
اما نكته مهمتر اين است كه به مطالعات خودتان و درستي و غلطشان فراوان فكر كنيد؛
و مهمتر اينكه سعي كنيد خواندهها را به ديدهها و تجربههاي روزانه ربط بدهيد...
#تجربههای_روزنامهنگاری
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
Telegram
دنيای ما روزنامهنگاران
تكنگاريهايي درباره:
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
پیکها و چاپارها و خبرنگارها و از مشترکات دیگر...
رشته توئيتی درباره خبرنگاري
1/
توی اتوبوس نشسته بودم. مثل همیشه فکر میکردم. یادم به پیکها و چاپارهای قدیمی رفت. یک آن کار خبرنگاری را متصل کردم به کار این پیکها: هر دو باید پیام ببرند، هر دو باید امانت در پیامبری داشته باشند و هر دو باید اصولی را رعایت کنند. دیدم چقدر جالب!
2/
پیک باید به موقع پیام را برساند، باید همه پیام را برساند، باید ابزار مناسبی به این منظور داشته باشد. پیاده که نمیتواند برود، بدون پیام هم نمیتواند برود. با ادب هم این کار را باید بکند؛ نمیتواند پیام را بیندازد جلوی طرف و بگوید بخوان...
3/
به موقع رساندن و کامل رساندن و ادب در پیامرسانی حتی در مقابل دشمن و ...، وجوه مشترک جالبی بین پیکهای قدیمی و روزنامهنگاران هستند. روزنامهنگار نباید کاری به محتوای پیام داشته باشد؛ که در این صورت ورود به عرصه پارازیت ارتباطی میکند.
4/
اگر روزنامهنگار به شأنیت پیکهای قدیمی و چاپارها و پیامرسانها برسد، اعتماد همه آحاد جامعه را جذب میکند و باعث میشود تا با اطلاعات به دست آمده، بهترین تصمیم را بگیرند. چه چیزی بالاتر از این؟ در مواقع خطر هم میتواند بگوید من فقط یک پیامبر هستم!
5/
در قدیمالایام، اگر میخواستند در تصمیمگیریهای فرد یا گروه یا کشوری اثر بگذارند، کاری میکردند که یا پیکها به مقصد نرسند، یا با پیامهای جعلی برسند! نیازی نیست از فجایع صورت گرفته در این مواقع سخن بگوییم! به نظر میرسد هنوز هم چنین رویهای هست...
6/
نظر شخصیام این است که شیفت کردن از شأنیت پیک بودن به شأنیت یک فعال اجتماعی، باعث میشود تا اعتماد عمومی به عرصه رسانه خدشهدار شود؛ حتی اگر نیت ما سراسر خیر باشد. در صورت سمپات شدن رسانهها و رسانهنگاران، آنها به عرصه ارگان بودن و مبلغ بودن نزول میکنند
7/
و این نه به نفع روزنامهنگاران است، نه به نفع مسئولان و حاکمیت و نه به نفع مردم. بله، قبول دارم که سمپات بودن در سانه خیلی خوشایندتر و راحتتر است، اما دقت کنید که موفقیت از مسیرهای ساده نمیگذرد، نیاز به قدرت ابتکار و کار فراوان دارد؛ دیگر خود دانید...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
رشته توئيتی درباره خبرنگاري
1/
توی اتوبوس نشسته بودم. مثل همیشه فکر میکردم. یادم به پیکها و چاپارهای قدیمی رفت. یک آن کار خبرنگاری را متصل کردم به کار این پیکها: هر دو باید پیام ببرند، هر دو باید امانت در پیامبری داشته باشند و هر دو باید اصولی را رعایت کنند. دیدم چقدر جالب!
2/
پیک باید به موقع پیام را برساند، باید همه پیام را برساند، باید ابزار مناسبی به این منظور داشته باشد. پیاده که نمیتواند برود، بدون پیام هم نمیتواند برود. با ادب هم این کار را باید بکند؛ نمیتواند پیام را بیندازد جلوی طرف و بگوید بخوان...
3/
به موقع رساندن و کامل رساندن و ادب در پیامرسانی حتی در مقابل دشمن و ...، وجوه مشترک جالبی بین پیکهای قدیمی و روزنامهنگاران هستند. روزنامهنگار نباید کاری به محتوای پیام داشته باشد؛ که در این صورت ورود به عرصه پارازیت ارتباطی میکند.
4/
اگر روزنامهنگار به شأنیت پیکهای قدیمی و چاپارها و پیامرسانها برسد، اعتماد همه آحاد جامعه را جذب میکند و باعث میشود تا با اطلاعات به دست آمده، بهترین تصمیم را بگیرند. چه چیزی بالاتر از این؟ در مواقع خطر هم میتواند بگوید من فقط یک پیامبر هستم!
5/
در قدیمالایام، اگر میخواستند در تصمیمگیریهای فرد یا گروه یا کشوری اثر بگذارند، کاری میکردند که یا پیکها به مقصد نرسند، یا با پیامهای جعلی برسند! نیازی نیست از فجایع صورت گرفته در این مواقع سخن بگوییم! به نظر میرسد هنوز هم چنین رویهای هست...
6/
نظر شخصیام این است که شیفت کردن از شأنیت پیک بودن به شأنیت یک فعال اجتماعی، باعث میشود تا اعتماد عمومی به عرصه رسانه خدشهدار شود؛ حتی اگر نیت ما سراسر خیر باشد. در صورت سمپات شدن رسانهها و رسانهنگاران، آنها به عرصه ارگان بودن و مبلغ بودن نزول میکنند
7/
و این نه به نفع روزنامهنگاران است، نه به نفع مسئولان و حاکمیت و نه به نفع مردم. بله، قبول دارم که سمپات بودن در سانه خیلی خوشایندتر و راحتتر است، اما دقت کنید که موفقیت از مسیرهای ساده نمیگذرد، نیاز به قدرت ابتکار و کار فراوان دارد؛ دیگر خود دانید...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
Telegram
دنيای ما روزنامهنگاران
تكنگاريهايي درباره:
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
جيتكاندو و روزنامهنگاری
جيتكاندو، همان رشته رزمي كه بروسلي ابداع كرد، فلسفهاي جالب دارد:
مستقيمترين و قويترين و كاريترين ضربه ممكن به ضعيفترين جاي حريف براي پايان بخشيدن هر چه سريعتر مبارزه...
بروسلي معتقد بود كه فرمهايي كه بيشتر رشتههاي رزمي و كونگفو دارند بيخود و دستوپاگير است و اساسا نيازي به اين فرمها نيست و بايد ساده و سيال چون آب بود...
به نظرم ميرسد اين فلسفه در بيشتر جاها عملياتي باشد؛
از جمله روزنامهنگاری:
در اين حوزه بايد اطلاعات دقيق را به دست بياوريد؛
پس بايد سريعترين و فوريترين و مستقيمترين روش را انتخاب كنيد؛
ميخواهد از طريق مصاحبه باشد، يا بازخواني يك پژوهش، يا جستجوي اينترنتي و ...
اينكه بخواهيم در فرم مصاحبه و يادداشت و ... بمانيم، شايد موضوعيت نداشته باشد؛ بايد سريع اين مسير را در رسيدن به اطلاعات دقيق تمام كنيم؛ هر طوري كه ميشود...
نكته طلاييتر هم اينكه:
اگر براي رسيدن به اطلاعات دقيق مثلا بشود چهار ساعت زمان صرف كرد، صرف زمان بيشتر نوعي شكست ميتواند تلقي شود؛ حالا گيرم كه بخواهيم تمركز روي فرم خاصي از نحوه اطلاعاتگيري داشته باشيم. حالا مصاحبه نباشد، گزارش نباشد يا ...
روشهاي جديدي براي ارائه اطلاعات شكل گرفته كه ميشود از آنها سود برد؛
بروسلي در يكي از مبارزات خود، حريف را به سختي شكست داد، اما دلخور بود كه چرا بيش از حد طول كشيده اين مبارزه؛
به نظرتان بين فلسفه جيتكاندو و روزنامهنگاري ميتوان ارتباطي قائل بود؟
من كه در نهايت اين نكتهها به ذهنم رسيد...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
جيتكاندو، همان رشته رزمي كه بروسلي ابداع كرد، فلسفهاي جالب دارد:
مستقيمترين و قويترين و كاريترين ضربه ممكن به ضعيفترين جاي حريف براي پايان بخشيدن هر چه سريعتر مبارزه...
بروسلي معتقد بود كه فرمهايي كه بيشتر رشتههاي رزمي و كونگفو دارند بيخود و دستوپاگير است و اساسا نيازي به اين فرمها نيست و بايد ساده و سيال چون آب بود...
به نظرم ميرسد اين فلسفه در بيشتر جاها عملياتي باشد؛
از جمله روزنامهنگاری:
در اين حوزه بايد اطلاعات دقيق را به دست بياوريد؛
پس بايد سريعترين و فوريترين و مستقيمترين روش را انتخاب كنيد؛
ميخواهد از طريق مصاحبه باشد، يا بازخواني يك پژوهش، يا جستجوي اينترنتي و ...
اينكه بخواهيم در فرم مصاحبه و يادداشت و ... بمانيم، شايد موضوعيت نداشته باشد؛ بايد سريع اين مسير را در رسيدن به اطلاعات دقيق تمام كنيم؛ هر طوري كه ميشود...
نكته طلاييتر هم اينكه:
اگر براي رسيدن به اطلاعات دقيق مثلا بشود چهار ساعت زمان صرف كرد، صرف زمان بيشتر نوعي شكست ميتواند تلقي شود؛ حالا گيرم كه بخواهيم تمركز روي فرم خاصي از نحوه اطلاعاتگيري داشته باشيم. حالا مصاحبه نباشد، گزارش نباشد يا ...
روشهاي جديدي براي ارائه اطلاعات شكل گرفته كه ميشود از آنها سود برد؛
بروسلي در يكي از مبارزات خود، حريف را به سختي شكست داد، اما دلخور بود كه چرا بيش از حد طول كشيده اين مبارزه؛
به نظرتان بين فلسفه جيتكاندو و روزنامهنگاري ميتوان ارتباطي قائل بود؟
من كه در نهايت اين نكتهها به ذهنم رسيد...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
Telegram
دنيای ما روزنامهنگاران
تكنگاريهايي درباره:
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
Forwarded from باشگاه روزنامهنگاران ایران
روزنامه یعنی حداقل پنجاه صفحه خبر و تحلیل
درباره روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز
محمود سریع القلم
اگر شخصی به طور مستقیم یا از طریق اینترنت، هر روز، روزنامۀ *نیویورک تایمز* را بخواند، متوجه چند نکته می شود:
۱) معنای رسانه چیست؟
۲) معنای خبرنگاری و گزارش نویسی چیست؟
۳) معنای آزادی بیان چیست؟
۴) معنای تفکیکِ قوا چیست؟
۵) و معنای “دقت” چیست؟
▪️اولین شمارۀ نیویورک تایمز در تاریخ ۲۷ شهریور ۱۲۳۰ (۱۶۸ سال پیش) منتشر شد.
۳۷۹۰ نفر برای این روزنامه کار می کنند، در ۲۷ کشور نمایندگی دارد و جوانترین خبرنگار آن ۵۱ سال سن دارد.
اگر خوانندهای انگلیسی زبان بخواهد حدود ۵۰ صفحۀ روزانۀ نیویورک تایمز را مطالعه کند حدود ۵-۴ ساعت زمان میبرد تا با طیفی از مسائلِ داخلی، تمام مناطق بین المللی، هنری، فرهنگی، و ورزشی آشنا و به روز شود.
اما آنچه کلیدی است:
دقتِ در آمار، جمله بندی های دقیق، واژگان استفاده شده، مفهوم سازی و طراحی برای فهم موضوعات است.
هیجان، احساسات، اغراق گویی، وارونهِ جلوه دادن، فقط ۲۰ درصد یک موضوع را گفتن و ۸۰ درصد را حذف کردن، نمای یک موضوع را حیله گرانه تغییر دادن (Dissembling)، قهرمان سازی، فرد محوری، بی انصافی، فقط یک بعد از یک موضوع را گفتن و پیچاندن مسائل، در حداقل خود است.
▪️اصولاً فهمِ دقیق و همه جانبۀ یک مسئله ، حداقل ۷۰ درصد آن است؛ سپس باید به راه حل فکر کرد. اگر شناخت مخدوش باشد، نمی توان پاسخ های دقیق پیدا کرد. وقتی داده ها (Inputs) اشتباه باشند، به طور طبیعی خروجی ها (Outputs) هم اشتباه خواهند بود. اگر مسئلۀ بیستم یک کشور به عنوان مسئلۀ یک آن جا بیفتد، عموم تصمیم گیری ها و اقدامات بعدی، وقت تلف کردن خواهد بود.
اگر فردی، بنگاهی، کشوری و دولتی، مسئلۀ یک خود را با تفکر و دقت تشخیص ندهد، مجموعه کارها آب در هاون کوبیدن خواهد بود. دقتِ در شناخت سرنوشت ساز است. اطلاعات دقیق و بازبینی شده، شنیدن دیدگاه های مختلف، دقتِ بی نظیرِ حقوقی در قلم ، فرد زدایی از فهم پدیده ها، اولویت دادن به فکر در مقابل فرد و عفتِ کلام، جزء فرهنگ نیویورک تایمز است. اگر در شناخت خود و محیط دقیق و واقعی Objectivity)) نباشیم، به دور خود خواهیم چرخید.
▪️بنابراین، در فهمیدنِ موضوعات میتوان تلاش کرد تا:
۱) از هیجان و احساسات،
۲) وارونه جلوه دادن و
۳) فرد محوری فاصله گرفت
▪️بی دلیل نیست بیش از شش میلیون نفر در ۱۶۰ کشور هر روز صبح، نیویورک تایمز میخوانند؛ حتی بعضاً قبل از صبحانه.
@JournalistsClub1
درباره روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز
محمود سریع القلم
اگر شخصی به طور مستقیم یا از طریق اینترنت، هر روز، روزنامۀ *نیویورک تایمز* را بخواند، متوجه چند نکته می شود:
۱) معنای رسانه چیست؟
۲) معنای خبرنگاری و گزارش نویسی چیست؟
۳) معنای آزادی بیان چیست؟
۴) معنای تفکیکِ قوا چیست؟
۵) و معنای “دقت” چیست؟
▪️اولین شمارۀ نیویورک تایمز در تاریخ ۲۷ شهریور ۱۲۳۰ (۱۶۸ سال پیش) منتشر شد.
۳۷۹۰ نفر برای این روزنامه کار می کنند، در ۲۷ کشور نمایندگی دارد و جوانترین خبرنگار آن ۵۱ سال سن دارد.
اگر خوانندهای انگلیسی زبان بخواهد حدود ۵۰ صفحۀ روزانۀ نیویورک تایمز را مطالعه کند حدود ۵-۴ ساعت زمان میبرد تا با طیفی از مسائلِ داخلی، تمام مناطق بین المللی، هنری، فرهنگی، و ورزشی آشنا و به روز شود.
اما آنچه کلیدی است:
دقتِ در آمار، جمله بندی های دقیق، واژگان استفاده شده، مفهوم سازی و طراحی برای فهم موضوعات است.
هیجان، احساسات، اغراق گویی، وارونهِ جلوه دادن، فقط ۲۰ درصد یک موضوع را گفتن و ۸۰ درصد را حذف کردن، نمای یک موضوع را حیله گرانه تغییر دادن (Dissembling)، قهرمان سازی، فرد محوری، بی انصافی، فقط یک بعد از یک موضوع را گفتن و پیچاندن مسائل، در حداقل خود است.
▪️اصولاً فهمِ دقیق و همه جانبۀ یک مسئله ، حداقل ۷۰ درصد آن است؛ سپس باید به راه حل فکر کرد. اگر شناخت مخدوش باشد، نمی توان پاسخ های دقیق پیدا کرد. وقتی داده ها (Inputs) اشتباه باشند، به طور طبیعی خروجی ها (Outputs) هم اشتباه خواهند بود. اگر مسئلۀ بیستم یک کشور به عنوان مسئلۀ یک آن جا بیفتد، عموم تصمیم گیری ها و اقدامات بعدی، وقت تلف کردن خواهد بود.
اگر فردی، بنگاهی، کشوری و دولتی، مسئلۀ یک خود را با تفکر و دقت تشخیص ندهد، مجموعه کارها آب در هاون کوبیدن خواهد بود. دقتِ در شناخت سرنوشت ساز است. اطلاعات دقیق و بازبینی شده، شنیدن دیدگاه های مختلف، دقتِ بی نظیرِ حقوقی در قلم ، فرد زدایی از فهم پدیده ها، اولویت دادن به فکر در مقابل فرد و عفتِ کلام، جزء فرهنگ نیویورک تایمز است. اگر در شناخت خود و محیط دقیق و واقعی Objectivity)) نباشیم، به دور خود خواهیم چرخید.
▪️بنابراین، در فهمیدنِ موضوعات میتوان تلاش کرد تا:
۱) از هیجان و احساسات،
۲) وارونه جلوه دادن و
۳) فرد محوری فاصله گرفت
▪️بی دلیل نیست بیش از شش میلیون نفر در ۱۶۰ کشور هر روز صبح، نیویورک تایمز میخوانند؛ حتی بعضاً قبل از صبحانه.
@JournalistsClub1