دنيای ما روزنامه‌نگاران – Telegram
دنيای ما روزنامه‌نگاران
60 subscribers
95 photos
1 video
1 file
154 links
تك‌نگاري‌هايي درباره:
روزنامه‌نويسي
روزنامه‌نگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانه‌اي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...


ارتباط با ما:

@eesamohammadi
Download Telegram



روزنامه‌نگار يك اصولگراي محض است؛ هميشه پايبند به اصول روزنامه‌نگاری، چه دلش بخواهد و چه دلش نخواهد؛ چه حوصله‌اش را داشته باشد يا نداشته باشد، در نهايت هميشه به اصول پايبند مي‌ماند؛ يك اصولگراي مطلق...



#تجربه_زيسته_روزنامه‌نگاری



روزنامه‌نگاری؛ ادبيات شتاب‌زده

روزنامه‌نگاری به نوعي، يعني ادبيات شتاب‌زده؛ به عبارت ساده‌تر، يعني بخش اعظمي اطلاعات و تفسير و روايت، و بخش كمي قدرت روايت و داستان‌گويي؛ يا شايد به قول محمد قوچانی، از جنس ذوقيات است به اضافه اطلاعات...




@Journalism_Simple
#تجربه_زيسته_روزنامه‌نگاری


ارزش روزنامه‌نگاری تخصصي


وقتي به طور تخصصي در يك حوزه روزنامه‌نگاري كنيد، هر قدم شما يعني عمق بيشتر و موفقيت بيشتر شما؛ اما وقتي عمومي و همگاني روزنامه‌نگاري كنيد، هر قدم كه بر مي‌داريد افسرده‌تر مي‌كند شما را ....



#تجربه_زيسته_روزنامه‌نگاری



@Journalism_Simple
بی ناموس پدرت است!



اكثر روزنامه‌نگارها، به جاي فكر به تغيير، ميل به تحقير ديگران و سلبريتي ها و سياسيون و مديران ارشد و ... دارند. در اين كار و عادت به آن، البته توجيهات روان‌شناختي هم وجود دارد؛ خب حال‌شان خوب مي‌شود، احساس قدرت مي‌كنند، احساس نگاه از بالا به پايين و ... .
اخيرا دكتر مجتبي لشكربلوكي يادداشتي در كانالش نوشته با اين عنوان. و اين آدرس:
https://news.1rj.ru/str/Dr_Lashkarbolouki/370
مدت‌ها بود مي‌خواستم چنين چيزهايي بنويسم، ولي ديدم به اين خوبي نمي‌توانم شرح بدهم. برش‌هايي از نوشته دكتر:
- «توهین، فرصت تأمل و تعامل رو از آدم‌ها میگیره. ‏وقتی به کسی می‌گویید «بی ناموس! ۲+۲ می‌شود ۴» نمی‌گوید بله مطلب درستی است و حق با شماست! خواهد گفت: بی‌ناموس پدرت است!»؛
- حرف حق اگر با لحن نابحق گفته شود نتیجه عکس دارد؛
- ما و از جمله خود من چقدر ناتوانیم که با هم محترمانه مخالفت کنیم، مودبانه نقد کنیم و با متانت تعامل کنیم؟ این مشکل فراگیر است، حتی در بین خبرگان و نخبگان ما؛
- هیچ اشکالی ندارد که شما یک مدیر ارشد کشور را شجاعانه و جسورانه نقد کنید این نشانه استقلال و آزادمنشی شماست اما اینکه نمی توانید آن را به شیوه ای موثر منتقل کنید نشانه چیز دیگری است؛
- در بیشتر موارد، من یک باور دارم و شما باوری دیگر. چگونه با هم مخالفت کنیم و همدیگر را نقد کنیم که کار به جای باریک نکشد و تیتری که در بالا خواندیم را تجربه نکنیم؟ همه ما باید این مهارت را بیاموزیم: مهارت مخالفت محترمانه؛
- روي ايده‌ها و نقد آن‌ها تمركز كنيد، نه اشخاص؛
- مخالفت های خود را حتی الامکان (یعنی اگه شد) در جمع نگویید؛
- اگر بیاموزیم چگونه مودبانه دیگران را نقد کنیم و چگونه محترمانه با دیگران مخالفت کنیم، آنگاه کار به تقابل و خصومت کشیده نمی شود؛




يادگيری زبان

طبيعتا اگر به روز اول كارم برگردم، يكي از كارهاي اصلي‌ام يادگيري زبان خواهد بود؛ بلاشك.

#تجربه_زيسته_روزنامه‌نگاری


@Journalism_Simple


مزيت كتابخوانی براي ژورناليست‌ها


كتاب‌خوان بودن به صورت حرفه‌اي، مي‌تواند مزيت روزنامه‌نگار نسبت به ديگر ژانرها و رقبا باشد.



#تجربه_زيسته_روزنامه‌نگاری
Forwarded from عيسي محمدي
رسانه‌ها به طرز غريبي
به رنگ متوليان خود در مي‌آيند:
متوليان،
اگر تخصص و عميق باشند،‌ عميق و متخصص
اگر خلاق باشند، خلاق
اگر سطحي و كم‌رمق باشند، سطحي و كم‌رمق
اگر كم‌انرژي و هيجاني باشند، كم‌انرژي و هيجاني
خواهند شد...

پايبندي به ارزش‌هاي خبري
براي مبارزه با اين پديده است


@Journalism_Simple



همه مصاحبه، يعني هنر گوش دادن و با مصاحبه‌شونده پيش رفتن؛ و البته بعدش اطلاعات زياد...



#تجربه_زيسته_روزنامه‌نگاری



@Journalism_Simple



گزارش‌نويسي نزديك‌ترين ژانر مطبوعاتي به داستان‌نويسي است؛ پس، از تجربه‌هاي داستان‌نويسي قطعا مي‌شود به طور ويژه در آن سود برد.


#تجربه_زيسته_روزنامه‌نگاری



هرچقدر اطلاعات در حوزه كاري‌تان جمع كنيد، باز هم كم است، باز هم كم است و باز هم كم است.


#تجربه_زيسته_روزنامه‌نگاری


@Journalism_Simple



رسيدن به جديت روزنامه‌نگاری


در كتاب هاگاكوره، مطرح است كه يك سرباز، بايد خودش را شجاع‌ترين و قوي‌ترين و بزرگترين سرباز ميدان جنگ بداند؛ در روزنامه‌نگاری نيز چنين است؛ روزنامه‌نگار بايد خودش را مهمترين و سرنوشت‌سازترين رسانه‌كار بداند تا بتواند به جديت بزرگي برسد.


#تجربه_زيسته_روزنامه‌نگاری

@Journalism_Simple



روزنامه‌نگار عزيز! كتاب بخوان...


محمد قوچاني زماني مي‌گفت كه كتاب و پژوهش، مي‌تواند مزيت روزنامه‌نگارها به نسبت ديگر ژانرها و رسانه‌ها باشد. حرف درستي هم هست. محمود سريع‌القلم در يكي از نوشته‌هاي خود، بخش‌هايي از ويژگي كساني كه كتاب نمي‌خوانند را چنين بر مي‌شمرد:
1. خیلی راحت تحت تأثیر تبلیغات و Propaganda قرار می‌گیرند؛
2. حرف‌های تکراری می‌زنند؛
3. دایره واژگان آنها بسیار محدود است؛
4. با هیجان و احساس زندگی می‌کنند؛
5. بخش استدلالی ذهن آنها تقریباً تعطیل است؛
6. استعداد پوپولیست شدن را پیدا می‌کنند؛
7. قوای عقلی آنها پرورش نیافته است؛
8. بر آنچه می‌گویند خیلی کنترل ندارند؛
9. مستعد پذیرش شایعات هستند؛
10. فرصت فکر کردن در زندگی را از دست می دهند؛
11. با واژه «انتقاد» بیگانه اند؛
12. زمینه‌های تداوم اقتدارگرایی را فراهم می آورند؛
13. حرف‌های نسنجیده زیاد می‌زنند؛
14. منافع خود را به خوبی تشخیص نمی‌دهند؛
15. حکومت‌ها را خوشحال می‌کنند؛
16. باعث می شوند که نظام حزبی در یک کشور شکل نگیرد؛
17. زود عصبانی می‌شوند؛
18. از حقوق شهروندی خود و دیگران ناآگاه هستند؛
19. در همه زمینه ها، اظهار نظر می‌کنند؛
20. راحت بر دیگران القاب می‌گذارند؛
21. تفاوت بین توهم و غیرتوهم را نمی‌دانند؛
22. نمی‌دانند جهل چیست.

شما دقت كنيد كه اگر يك روزنامه‌نگار اين ضعف‌ها را داشته باشد، چه ميزان مي‌تواند آسيب‌زننده باشد و نگاه شهروندان را به رسانه و روزنامه‌نگاري منفي كند. پس يادمان باشد اگر كتاب نخوانيم، دچار چه اشتباهات مهلكي خواهيم شد و چطور راحت بازي خواهيم خورد و آلت دست اصحاب قدرت خواهيم شد.


#كتاب
#روزنامه‌نگاری

@Journalism_Simple



بهترين در حوزه خود

هدفتان در روزنامه‌نگاري تخصصي، بايد برترين شدن در حوزه‌تان باشد. مهم اين نيست كه بشويد يا نشويد، مهم اين است كه در اين مسير حركت كنيد؛ يعني به جايي برسيد كه اولين نامي كه در حوزه رسانه‌نگاري تخصصي‌تان به گوش بايد برسد، شما باشيد.


#تجربه_زيسته_روزنامه‌نگاری

@Journalism_Simple



«او وقتي پيگير گزارشي بود، ديگر هيچ ترس، ملاحظه و شرمي نداشت.» اين، توصيف شخصيتي يكي از گزارشگران در كتاب گزارشگران بزرگ ترجمه قاضي‌زاده است. به نظر مي‌رسد مثلث طلايي شخصيت يك روزنامه‌نگار هم بايد باشد...



#تجربه_زيسته_روزنامه‌نگاری


@Journalism_Simple
روح يك روزنامه‌

🔹اين اواخر فكر ميكنم كه كار روزنامه انتقال يك فرهنگ است؛ فرهنگ مطالعه.
يك برند اگر صرفا بخواهد محصول و خدمات ارائه كند، روحي نخواهد داشت، اما اگر در پس ِ اين محصول/خدمات، نيتي و ايده‌اي و ... باشد، اين مي‌شود روح آن برند.

🔹روزنامه نيز چنين است
اگر بخواهد كه فرهنگ مطالعه را به شهروندان منتقل كند و اعتقاد داشته باشد اين فرهنگ براي توسعه/بهروزي يك مملكت از نان شب واجب‌تر است
كارش روح پيدا ميكند
و اساسا به جاي انتقال تحليل/خبر/گزارش/پيام
پكيج‌هاي مناسب مطالعه منتقل خواهد كرد كه آن‌ها نيز، بخشي از اين فرآيند خواهند بود؛
اين مي‌شود روح يك برند رسانه‌اي...


@Journalism_Simple


الكس فرگوسن:
هرگز از روزنامه‌نگارها کینه به دل نگرفتم. میدانم روزنامه‌نگاران همیشه تحت فشارند، باید با تلویزیون اینترنت فیسبوک و توییتر بجنگند و حتما هرکدام یک سردبیر بالاي سر خود می‌بینند که دائما منتظر خبرها و گزارشات جدید است. واقعا شغل سختي است.

#روزنامه‌نگاری



روزنامه‌نگاري يك شغل هشت ساعته نيست؛ يك نگرش 24 ساعته است؛ همه‌جا بايد حوزه كاري شما باشد، همه سوژه‌ها هم موضوع كاري شما؛ بايد عادت كنيد به اين سبك زندگي. براي يك سامورايي، همه جا ژاپن است!

#تجربه_زيسته_روزنامه‌نگاری

@journalism_simple



چنين بايد بود

اگر نفر اول و مهمترين روزنامه‌نگار حوزه خودتان بوديد، چطور گفتار و رفتار و پندار مي‌كرديد؟ خب از همين الان اين مدلي باشيد ديگر.


#تجربه_زيسته_روزنامه ه‌نگاری

@journalism_simple



چرا روزنامه‌ها بی‌روح شده‌اند؟


🔹معضل اصلي روزنامه‌ها و غالب رسانه‌هاي امروز ما:

🔹روزي گابريل گارسيا ماركز، سر كلاس‌هاي گزارش‌نويسي در اسپانيا از يكي از بچه‌ها خواست بلند شده و گزارشش را بخواند. يك گزارش بي‌روح و به قول خودمان صداوسيمايي. وسط گزارش، از او خواست صبر كند. بعد گفت شفاهي براي ما تعريف كن.

🔹طرف هم با آب و تاب كلي نكته‌هاي عجيب و خارق‌العاده از محل گزارش تعريف كرد ماركز گفت خب، چرا اين‌ها را داخل گزارش ننوشتي؟ طرف گفت فكر مي‌كرده گزارش بايد رسمي‌طور باشد و ... . ماركز گفت اشتباه اين‌جاست؛ دقيقا بديع‌ترين و خارق‌العاده‌ترين نكته‌ها را كنار گذاشته‌اي و چيزي كه مانده،
يك متن بي‌روح خسته‌كننده رسمي است!

🔹غالب روزنامه‌نگارهاي ما وقتي شفاهي صحبت مي‌كنند، يا در توئيتر و شبكه‌هاي مجازي هستند و ...، خيلي جذاب و راحت و شسته‌رفته و همه‌فهم و مثل بچه آدم حرف مي‌زنند؛ قشنگ جوري كه انگار در يك فراگرد ارتباطي هستند و فضا را درك مي‌كنند اما همين‌كه قلم دست گرفته براي روزنامه و رسانه مي‌نويسند، اصلا يك آدم و يك قلم و يك مدل ديگري مي‌شوند؛ كه نه به دل خودشان مي‌چسبد، نه به دل مخاطب و ... . اين آدم جاذبه دارد، چون در شبكه‌هاي مجازي دارد آن را اجرا مي‌كند؛ در رسانه دچار اين عارضه مي‌شود

🔹نتيجه؟ رسانه‌هاي بي‌روح!


@journalism_simple
#روزنامه‌نگاری🔸پایان خبر
▫️چارلی وارزلبی
‎رسانه‌های قدیمی مشکل اعتماد دارند، اما هنوز برای حل آن دیر نیست
بی‌‎اعتمادی آمریکایی‌ها به رسانه‌ها کم‌سابقه است. آن‌ها کمتر اخبار سنتی را می‌خوانند. پلتفرم‌ها نیز از سازمان‌های خبری جدا شده‌اند و این موضوع؛ جذب خوانندگان به مطالب‌شان را برای آن‌ها سخت‌تر کرده است. بسیاری از شرکت‌های رسانه‌ای قرن بیستم در چشم‌اندازی که سایت‌های مستقل، اینفلوئنسرها و پادکست‌ها مخاطبان پرشوری پیدا می‌کنند، به‌ویژه در میان بزرگسالان زیر ٣٠ سال منسوخ شده‌است... همکارم هلن لوئیس، اخیراً با بررسی این چشم‌انداز، نوشته است: رسانه‌های اصلی از قبل بازی را باخته‌اند... +