دنيای ما روزنامه‌نگاران – Telegram
دنيای ما روزنامه‌نگاران
60 subscribers
95 photos
1 video
1 file
154 links
تك‌نگاري‌هايي درباره:
روزنامه‌نويسي
روزنامه‌نگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانه‌اي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...


ارتباط با ما:

@eesamohammadi
Download Telegram




يادگيری زبان

طبيعتا اگر به روز اول كارم برگردم، يكي از كارهاي اصلي‌ام يادگيري زبان خواهد بود؛ بلاشك.

#تجربه_زيسته_روزنامه‌نگاری


@Journalism_Simple


مزيت كتابخوانی براي ژورناليست‌ها


كتاب‌خوان بودن به صورت حرفه‌اي، مي‌تواند مزيت روزنامه‌نگار نسبت به ديگر ژانرها و رقبا باشد.



#تجربه_زيسته_روزنامه‌نگاری
Forwarded from عيسي محمدي
رسانه‌ها به طرز غريبي
به رنگ متوليان خود در مي‌آيند:
متوليان،
اگر تخصص و عميق باشند،‌ عميق و متخصص
اگر خلاق باشند، خلاق
اگر سطحي و كم‌رمق باشند، سطحي و كم‌رمق
اگر كم‌انرژي و هيجاني باشند، كم‌انرژي و هيجاني
خواهند شد...

پايبندي به ارزش‌هاي خبري
براي مبارزه با اين پديده است


@Journalism_Simple



همه مصاحبه، يعني هنر گوش دادن و با مصاحبه‌شونده پيش رفتن؛ و البته بعدش اطلاعات زياد...



#تجربه_زيسته_روزنامه‌نگاری



@Journalism_Simple



گزارش‌نويسي نزديك‌ترين ژانر مطبوعاتي به داستان‌نويسي است؛ پس، از تجربه‌هاي داستان‌نويسي قطعا مي‌شود به طور ويژه در آن سود برد.


#تجربه_زيسته_روزنامه‌نگاری



هرچقدر اطلاعات در حوزه كاري‌تان جمع كنيد، باز هم كم است، باز هم كم است و باز هم كم است.


#تجربه_زيسته_روزنامه‌نگاری


@Journalism_Simple



رسيدن به جديت روزنامه‌نگاری


در كتاب هاگاكوره، مطرح است كه يك سرباز، بايد خودش را شجاع‌ترين و قوي‌ترين و بزرگترين سرباز ميدان جنگ بداند؛ در روزنامه‌نگاری نيز چنين است؛ روزنامه‌نگار بايد خودش را مهمترين و سرنوشت‌سازترين رسانه‌كار بداند تا بتواند به جديت بزرگي برسد.


#تجربه_زيسته_روزنامه‌نگاری

@Journalism_Simple



روزنامه‌نگار عزيز! كتاب بخوان...


محمد قوچاني زماني مي‌گفت كه كتاب و پژوهش، مي‌تواند مزيت روزنامه‌نگارها به نسبت ديگر ژانرها و رسانه‌ها باشد. حرف درستي هم هست. محمود سريع‌القلم در يكي از نوشته‌هاي خود، بخش‌هايي از ويژگي كساني كه كتاب نمي‌خوانند را چنين بر مي‌شمرد:
1. خیلی راحت تحت تأثیر تبلیغات و Propaganda قرار می‌گیرند؛
2. حرف‌های تکراری می‌زنند؛
3. دایره واژگان آنها بسیار محدود است؛
4. با هیجان و احساس زندگی می‌کنند؛
5. بخش استدلالی ذهن آنها تقریباً تعطیل است؛
6. استعداد پوپولیست شدن را پیدا می‌کنند؛
7. قوای عقلی آنها پرورش نیافته است؛
8. بر آنچه می‌گویند خیلی کنترل ندارند؛
9. مستعد پذیرش شایعات هستند؛
10. فرصت فکر کردن در زندگی را از دست می دهند؛
11. با واژه «انتقاد» بیگانه اند؛
12. زمینه‌های تداوم اقتدارگرایی را فراهم می آورند؛
13. حرف‌های نسنجیده زیاد می‌زنند؛
14. منافع خود را به خوبی تشخیص نمی‌دهند؛
15. حکومت‌ها را خوشحال می‌کنند؛
16. باعث می شوند که نظام حزبی در یک کشور شکل نگیرد؛
17. زود عصبانی می‌شوند؛
18. از حقوق شهروندی خود و دیگران ناآگاه هستند؛
19. در همه زمینه ها، اظهار نظر می‌کنند؛
20. راحت بر دیگران القاب می‌گذارند؛
21. تفاوت بین توهم و غیرتوهم را نمی‌دانند؛
22. نمی‌دانند جهل چیست.

شما دقت كنيد كه اگر يك روزنامه‌نگار اين ضعف‌ها را داشته باشد، چه ميزان مي‌تواند آسيب‌زننده باشد و نگاه شهروندان را به رسانه و روزنامه‌نگاري منفي كند. پس يادمان باشد اگر كتاب نخوانيم، دچار چه اشتباهات مهلكي خواهيم شد و چطور راحت بازي خواهيم خورد و آلت دست اصحاب قدرت خواهيم شد.


#كتاب
#روزنامه‌نگاری

@Journalism_Simple



بهترين در حوزه خود

هدفتان در روزنامه‌نگاري تخصصي، بايد برترين شدن در حوزه‌تان باشد. مهم اين نيست كه بشويد يا نشويد، مهم اين است كه در اين مسير حركت كنيد؛ يعني به جايي برسيد كه اولين نامي كه در حوزه رسانه‌نگاري تخصصي‌تان به گوش بايد برسد، شما باشيد.


#تجربه_زيسته_روزنامه‌نگاری

@Journalism_Simple



«او وقتي پيگير گزارشي بود، ديگر هيچ ترس، ملاحظه و شرمي نداشت.» اين، توصيف شخصيتي يكي از گزارشگران در كتاب گزارشگران بزرگ ترجمه قاضي‌زاده است. به نظر مي‌رسد مثلث طلايي شخصيت يك روزنامه‌نگار هم بايد باشد...



#تجربه_زيسته_روزنامه‌نگاری


@Journalism_Simple
روح يك روزنامه‌

🔹اين اواخر فكر ميكنم كه كار روزنامه انتقال يك فرهنگ است؛ فرهنگ مطالعه.
يك برند اگر صرفا بخواهد محصول و خدمات ارائه كند، روحي نخواهد داشت، اما اگر در پس ِ اين محصول/خدمات، نيتي و ايده‌اي و ... باشد، اين مي‌شود روح آن برند.

🔹روزنامه نيز چنين است
اگر بخواهد كه فرهنگ مطالعه را به شهروندان منتقل كند و اعتقاد داشته باشد اين فرهنگ براي توسعه/بهروزي يك مملكت از نان شب واجب‌تر است
كارش روح پيدا ميكند
و اساسا به جاي انتقال تحليل/خبر/گزارش/پيام
پكيج‌هاي مناسب مطالعه منتقل خواهد كرد كه آن‌ها نيز، بخشي از اين فرآيند خواهند بود؛
اين مي‌شود روح يك برند رسانه‌اي...


@Journalism_Simple


الكس فرگوسن:
هرگز از روزنامه‌نگارها کینه به دل نگرفتم. میدانم روزنامه‌نگاران همیشه تحت فشارند، باید با تلویزیون اینترنت فیسبوک و توییتر بجنگند و حتما هرکدام یک سردبیر بالاي سر خود می‌بینند که دائما منتظر خبرها و گزارشات جدید است. واقعا شغل سختي است.

#روزنامه‌نگاری



روزنامه‌نگاري يك شغل هشت ساعته نيست؛ يك نگرش 24 ساعته است؛ همه‌جا بايد حوزه كاري شما باشد، همه سوژه‌ها هم موضوع كاري شما؛ بايد عادت كنيد به اين سبك زندگي. براي يك سامورايي، همه جا ژاپن است!

#تجربه_زيسته_روزنامه‌نگاری

@journalism_simple



چنين بايد بود

اگر نفر اول و مهمترين روزنامه‌نگار حوزه خودتان بوديد، چطور گفتار و رفتار و پندار مي‌كرديد؟ خب از همين الان اين مدلي باشيد ديگر.


#تجربه_زيسته_روزنامه ه‌نگاری

@journalism_simple



چرا روزنامه‌ها بی‌روح شده‌اند؟


🔹معضل اصلي روزنامه‌ها و غالب رسانه‌هاي امروز ما:

🔹روزي گابريل گارسيا ماركز، سر كلاس‌هاي گزارش‌نويسي در اسپانيا از يكي از بچه‌ها خواست بلند شده و گزارشش را بخواند. يك گزارش بي‌روح و به قول خودمان صداوسيمايي. وسط گزارش، از او خواست صبر كند. بعد گفت شفاهي براي ما تعريف كن.

🔹طرف هم با آب و تاب كلي نكته‌هاي عجيب و خارق‌العاده از محل گزارش تعريف كرد ماركز گفت خب، چرا اين‌ها را داخل گزارش ننوشتي؟ طرف گفت فكر مي‌كرده گزارش بايد رسمي‌طور باشد و ... . ماركز گفت اشتباه اين‌جاست؛ دقيقا بديع‌ترين و خارق‌العاده‌ترين نكته‌ها را كنار گذاشته‌اي و چيزي كه مانده،
يك متن بي‌روح خسته‌كننده رسمي است!

🔹غالب روزنامه‌نگارهاي ما وقتي شفاهي صحبت مي‌كنند، يا در توئيتر و شبكه‌هاي مجازي هستند و ...، خيلي جذاب و راحت و شسته‌رفته و همه‌فهم و مثل بچه آدم حرف مي‌زنند؛ قشنگ جوري كه انگار در يك فراگرد ارتباطي هستند و فضا را درك مي‌كنند اما همين‌كه قلم دست گرفته براي روزنامه و رسانه مي‌نويسند، اصلا يك آدم و يك قلم و يك مدل ديگري مي‌شوند؛ كه نه به دل خودشان مي‌چسبد، نه به دل مخاطب و ... . اين آدم جاذبه دارد، چون در شبكه‌هاي مجازي دارد آن را اجرا مي‌كند؛ در رسانه دچار اين عارضه مي‌شود

🔹نتيجه؟ رسانه‌هاي بي‌روح!


@journalism_simple
#روزنامه‌نگاری🔸پایان خبر
▫️چارلی وارزلبی
‎رسانه‌های قدیمی مشکل اعتماد دارند، اما هنوز برای حل آن دیر نیست
بی‌‎اعتمادی آمریکایی‌ها به رسانه‌ها کم‌سابقه است. آن‌ها کمتر اخبار سنتی را می‌خوانند. پلتفرم‌ها نیز از سازمان‌های خبری جدا شده‌اند و این موضوع؛ جذب خوانندگان به مطالب‌شان را برای آن‌ها سخت‌تر کرده است. بسیاری از شرکت‌های رسانه‌ای قرن بیستم در چشم‌اندازی که سایت‌های مستقل، اینفلوئنسرها و پادکست‌ها مخاطبان پرشوری پیدا می‌کنند، به‌ویژه در میان بزرگسالان زیر ٣٠ سال منسوخ شده‌است... همکارم هلن لوئیس، اخیراً با بررسی این چشم‌انداز، نوشته است: رسانه‌های اصلی از قبل بازی را باخته‌اند... +
خوانش اين متن
👆👆👆

جزو واجبات براي اصحاب رسانه و روزنامه‌نگاران است
و حتي واجب‌تر از نان شب


يك خوانش اوليه و ناقصي داشتم
اين نكته‌ها را يادداشت كردم
شايد به كارتان آمد:



1. آمريكايي‌ها به رسانه‌ها كم‌اعتمادي بي‌سابقه‌اي دارند. كمتر اخبار سنتي و رسانه‌هاي سنتي دنبال مي‌كنند. پلتفرم‌ها نيز از سازمان‌هاي خبري جدا شده‌اند و جذب خوانندگان به داستان‌هاي رسانه‌اي براي‌شان سخت شده.
2. بسياري از شركت‌هاي رسانه‌اي قرن بيستم، در ميان بزرگسالان زير 30 سال منسوخ شده‌اند.
3. رسانه‌هاي اصلي قبلا باخته‌اند.
4. خشم و بدبيني محسوسي نسبت به رسانه‌هاي شركتي وجود دارد. بسياري از آمريكايي‌ها حس مي‌كنند رسانه‌ها ديگر در خدمت منافع آن‌ها نيستند.
5. مخاطبان به نشريات و رسانه‌هاي كوچكتر يا خالقاني كه محتوا خلق مي‌كنند و قابل اعتمادتر هستند، روي آورده‌اند؛ حتي اگر اين گروه‌ها به سختگيري و استاندارد سنتي رسانه پايبند نباشند.
6. صنعت رسانه مي‌تواند چيزهاي زيادي از سازندگان محتوا در شبكه‌هاي مجاز و يوتيوبرها بياموزد؛ كه هم مخاطبان بسياري را به دست آورده‌اند، هم اعتمادي را كه رسانه‌هاي جريان اصلي از دست داده‌اند، كسب كرده‌اند.
7. توليدگران محتوا در شبكه‌هاي مجازي، هر قطره و ذره اعتباري كه داشته باشند را با شما به اشتراك مي‌گذارند. مثلا مي‌گويند قبلا در فلان آرايشگاه كار مي‌كردند و حالا اين هفت سايه چشم را آزمايش كرده‌اند و اين نتايج آزمايش‌شان است؛ اين يك تفاوت و تمايز كليدي با روزنامه‌نگاري است؛ در حالي كه مثلا روزنامه‌نگاري، اول به شما مي‌گويد كدام سايه چشم بهترين است. بعد هم سرفصل‌ها و نتيجه و ... . يعني شما در اصل به شواهد نخواهيد رسيد؛
8. ما اين را به شما نشان مي‌دهيم، سپس اين را، سپس اين را و ...؛ و بعد شما باور خواهيد كرد.
9. سام دنبي، يوتيوبر: ما شواهد را مرور مي‌كنيم تا به اصل مطلب برسيم. گاهي وقت‌ها حتي يك امتياز كامل هم نمي‌دهيم، اجازه مي‌دهيم مردم خودشان به اين موضوع برسند.
10. من از مقايسه توليدگران محتوا در شبكه‌هاي مجازي و سازمان‌هاي خبري سنتي به اين نكته رسيدم كه هميشه آن عجله‌اي كه آن سازمان‌ها براي اظهارنظر دارند را ندارند.
11. مثلا شما مي‌بينيد پادكست‌ها كاملا دوسويه و گفتگويي هستند. اا روزنامه‌نگارن قرار است پاسخ‌هايي را ارائه دهند.
12. مخاطبان وقتي احساس مي‌كنند به آن‌ها اعتماد مي‌شود و بدون سخنراني به آن‌ها گوش مي‌دهند، قدرداني مي‌كنند.
13. بسیاری از فرآیندهایی که رسانه‌های سنتی برای ایجاد اعتماد از آنها استفاده کرده‌اند، اکنون برای مخاطبان کمتر معتبر یا کمتر قابل اعتماد هستند.
14. داشتن بوروکراسی تحریریه و وکلا و ویرایش زیاد برای مختصرتر و صیقلی‌تر کردن کار، در واقع افراد را مشکوک‌تر می‌کند.
15. مخاطبان به درستي به انگيزه سود مالكان رسانه‌هاي خبري مشكوك‌اند، در حالي كه از الگوي كسب درآمد توليدگران محتوا در شبكه‌هاي مجازي استقبال مي‌كنند چون شفاف است.
16. توليدگران محتوا به طور واقعي آستين بالا زده‌اند تا به مخاطب نشان بدهند كه براي آن‌ها و نظرات‌شان احترام واقعي قائل‌اند؛ و اين در تضاد با احساس «صداي خدا» است كه روزنامه‌نگاري معتبر گاهي ارائه مي‌كند.
17. تغييراتي بايد در روزنامه‌نگاري ايجاد شود،‌ ولو كوچك. مثل اين‌كه به نظرات جواب بدهيد تا مخاطبان احساس ديده و شنيده شدن داشته باشند.
18. چه بايد كرد؟ اول بازسازي اعتماد. مخاطب چه دليلي دارد كه باور كند شما خيرخواه او هستيد؟ بايد دليلي بر توان و تخصص شما داشته باشند. بدانند كه از كجا مي‌آييد و شفاف باشيد.
19. دوم اين‌كه بايد خلاقان را جدي بگيريم، خاصه در روزنامه‌نگاري.
20. سوم اين‌كه در نهايت بايد خالص و بي‌طرف باشيم و هيچ فكري را منتقل نكنيم و صرفا مجرا و ظرفي براي حقايق باشيم. اين باعث مي‌شود تا دوباره به ما اعتماد كنند.

@journalism_simple


يك فرمول ابدي روزنامه‌نگاري: از ميزان كساني كه در شغل ما جدي كار مي‌كنند، كم مي‌شود!


#تجربه_زيسته_روزنامه‌نگاری
Forwarded from روزنامه‌نگاری جدید (سالار. Sar)
@NewJournalism روزنامه نگاری جدید


اصول روزنامه‌نگاري هميشه ثابت است
اين صورت بيروني آن است كه هميشه به نسبت زمانه تغيير مي‌كند.
يعني چه؟
يعني زماني، چه در روزنامه‌ها و چه مجلات، كلي صفحه به خوانندگان اختصاص داشت و مهمترين بخش رسانه بود
حالا در رسانه‌هاي اجتماعي مجازي،‌ مهمترين بخش، مديريت كامنت‌هاست!

@journalism_simple