این صفحه اول سه بازنده دارد:
روزنامه،بانک و اقتصاددان.
با این تفاوت که روزنامه و اقتصاددان آگاهانه وارد این بازی شدهاند اما ممکن است بانک بیاطلاع باشد.
نکته عجیب اینکه از آقای حسین راغفر اظهارنظرهای عجیب زیاد خواندهایم اما تا حالا ندیده بودیم برای یک بانک تبلیغ کند.
@journalistsclub1
روزنامه،بانک و اقتصاددان.
با این تفاوت که روزنامه و اقتصاددان آگاهانه وارد این بازی شدهاند اما ممکن است بانک بیاطلاع باشد.
نکته عجیب اینکه از آقای حسین راغفر اظهارنظرهای عجیب زیاد خواندهایم اما تا حالا ندیده بودیم برای یک بانک تبلیغ کند.
@journalistsclub1
پاسخ دکتر راغفر به باشگاه روزنامهنگاران ایران
گلایه از رسانهها و درج تیتر جعلی به نقل از ایشان
اینجانب حسین راغفر عضو هیات علمی دانشگاه الزهراء، مصاحبهای در زمینه بانک صادرات و هیچ برند دیگری با هیچ رسانهای از جمله روزنامه تجارت، خبرگزاری ایلنا یا روابط عمومی بانک صادرات نداشته و نخواهم داشت و به شدت از رفتار دور از اخلاق این رسانهها گلایهمندم.
از طرفی حق شکایت را برای خود محفوظ میدانم و به طور قطع ماجرای این مصاحبه جعلی با تیتر «بانک صادرات ایران، در نوگرایی پیشگام شبکه بانکی است» و درج عکس اینجانب در صفحه اول روزنامه تجارت و انتشار خبر در دیگر رسانهها را که برای بنده مشخص نیست با چه هدف و نیتی صورت گرفته و منافع چه فرد یا افرادی را تامین میکرده است، از طریق مراجع قانونی پیگیری میکنم.
امیدوارم پیش از هر منفعتی اخلاق، شرف و وجدان کاری در اولویت همه ما قرار داشته باشد.
حق یارتان
حسین راغفر
15 شهریور99
@journalistsclub1
گلایه از رسانهها و درج تیتر جعلی به نقل از ایشان
اینجانب حسین راغفر عضو هیات علمی دانشگاه الزهراء، مصاحبهای در زمینه بانک صادرات و هیچ برند دیگری با هیچ رسانهای از جمله روزنامه تجارت، خبرگزاری ایلنا یا روابط عمومی بانک صادرات نداشته و نخواهم داشت و به شدت از رفتار دور از اخلاق این رسانهها گلایهمندم.
از طرفی حق شکایت را برای خود محفوظ میدانم و به طور قطع ماجرای این مصاحبه جعلی با تیتر «بانک صادرات ایران، در نوگرایی پیشگام شبکه بانکی است» و درج عکس اینجانب در صفحه اول روزنامه تجارت و انتشار خبر در دیگر رسانهها را که برای بنده مشخص نیست با چه هدف و نیتی صورت گرفته و منافع چه فرد یا افرادی را تامین میکرده است، از طریق مراجع قانونی پیگیری میکنم.
امیدوارم پیش از هر منفعتی اخلاق، شرف و وجدان کاری در اولویت همه ما قرار داشته باشد.
حق یارتان
حسین راغفر
15 شهریور99
@journalistsclub1
طرح امروز روزنامه ابتکار به بهانهی بازگشایی مدارس
در وصف این طرح می توان گفت: رئیس جمهور که مردی بالغ و عاقل است و میتواند فاصله اجتماعی را رعایت کند و نگران کرونا نباشد، سال جدید تحصیلی را از دفترش و به صورت ویدئو کنفرانس آغاز کرد اما زنگ مدارس را دیگران به جای ایشان به صدا درآوردند.
در همین حال آموزش و پرورش تاکید کرده بچهها باید به مدرسه بروند و آموزش حضوری باشد.
@journalistsclub1
در وصف این طرح می توان گفت: رئیس جمهور که مردی بالغ و عاقل است و میتواند فاصله اجتماعی را رعایت کند و نگران کرونا نباشد، سال جدید تحصیلی را از دفترش و به صورت ویدئو کنفرانس آغاز کرد اما زنگ مدارس را دیگران به جای ایشان به صدا درآوردند.
در همین حال آموزش و پرورش تاکید کرده بچهها باید به مدرسه بروند و آموزش حضوری باشد.
@journalistsclub1
ورود به حریم خصوصی
آقای علی احمدنیا سردبیر سابق کانال تلگرامی اصلاحات نیوز، شب گذشته خبری دربارهی محمدرضا فروتن منتشر کرد که در کمتر از ساعت همانند بمب منفجر شد و کل شبکه های اجتماعی را درنوردید.
ایشان نام منبع خبر خود را اگرچه اعلام نکرد اما او را یکی از «بستگان آقای فروتن» خواند.
خبر توسط آقای فروتن و وکیل وی در دو مرحله تکذیب شد.
کاش ایشان و برخی از دوستان در انتشار چنین خبرهایی که جامعه رسانهای را بیاعتبار میکند، بیش از اندازه دقت کنند.
اساسا انتشار اینگونه خبرها حتی به فرض صحت، رفتاری اخلاقی و شایسته نیست. این کار دخالت مستقیم در حوزهی خصوصی افراد است. سوژه خبری، حتی به فرض صحت خبر، میتواند به علت دخالت در حریم خصوصی خود منتشر کنندگان را تحت تعقیب قضایی قرار دهد.
چنین خبرهایی حتی در رستهی خبرهای زرد هم قرار نمیگیرند. رسانههای زرد نیز، برای انتشار خبر خود مدرکی قابل توجه و مستند ارایه میدهند. مثلا تصویری از فردی مورد اشاره، یا اظهار نظر یک فردشناخته شده یا شناسنامهدار دربارهی سوژه. اگر خبری را به نقل از فردی مجهول مانند «یکی از نزدیکان» منتشر کنیم، قطعا خطا کردهایم.
@journalistsclub1
آقای علی احمدنیا سردبیر سابق کانال تلگرامی اصلاحات نیوز، شب گذشته خبری دربارهی محمدرضا فروتن منتشر کرد که در کمتر از ساعت همانند بمب منفجر شد و کل شبکه های اجتماعی را درنوردید.
ایشان نام منبع خبر خود را اگرچه اعلام نکرد اما او را یکی از «بستگان آقای فروتن» خواند.
خبر توسط آقای فروتن و وکیل وی در دو مرحله تکذیب شد.
کاش ایشان و برخی از دوستان در انتشار چنین خبرهایی که جامعه رسانهای را بیاعتبار میکند، بیش از اندازه دقت کنند.
اساسا انتشار اینگونه خبرها حتی به فرض صحت، رفتاری اخلاقی و شایسته نیست. این کار دخالت مستقیم در حوزهی خصوصی افراد است. سوژه خبری، حتی به فرض صحت خبر، میتواند به علت دخالت در حریم خصوصی خود منتشر کنندگان را تحت تعقیب قضایی قرار دهد.
چنین خبرهایی حتی در رستهی خبرهای زرد هم قرار نمیگیرند. رسانههای زرد نیز، برای انتشار خبر خود مدرکی قابل توجه و مستند ارایه میدهند. مثلا تصویری از فردی مورد اشاره، یا اظهار نظر یک فردشناخته شده یا شناسنامهدار دربارهی سوژه. اگر خبری را به نقل از فردی مجهول مانند «یکی از نزدیکان» منتشر کنیم، قطعا خطا کردهایم.
@journalistsclub1
شکوفههای زیتون پس از یک هفته رفع توقیف شد
هفتهنامه شکوفههای زیتون در استان گیلان که پس از انتشار مطلبی با عنوان «از قیام تا قیمه» توقیف شده بود، رفع توقیف شد. این هفتهنامه در روز دوشنبه ۱۷ شهریور با نامه دادستان رودبار و ابلاغ رئیس اداره فرهنگ و ارشاد این شهرستان رفع توقیف شد. مدیرمسئول هفتهنامه شکوفههای زیتون و همچنین احسان محمدی، روزنامهنگار و نویسنده مطلب، به اتهام «تشویش اذهان عمومی» و «توهین به مقدسات» تحت پیگرد قانونی قرار گرفتهاند. موسسه خيريه «امام رضا» در شهرستان رودبار صاحب امتیاز این هفتهنامه است.
@journalistsclub1
هفتهنامه شکوفههای زیتون در استان گیلان که پس از انتشار مطلبی با عنوان «از قیام تا قیمه» توقیف شده بود، رفع توقیف شد. این هفتهنامه در روز دوشنبه ۱۷ شهریور با نامه دادستان رودبار و ابلاغ رئیس اداره فرهنگ و ارشاد این شهرستان رفع توقیف شد. مدیرمسئول هفتهنامه شکوفههای زیتون و همچنین احسان محمدی، روزنامهنگار و نویسنده مطلب، به اتهام «تشویش اذهان عمومی» و «توهین به مقدسات» تحت پیگرد قانونی قرار گرفتهاند. موسسه خيريه «امام رضا» در شهرستان رودبار صاحب امتیاز این هفتهنامه است.
@journalistsclub1
فراخوان دومین دوره جایزهٔ جهانی روزنامهنگاری
هیات برگزارکنندهٔ جایزهٔ جهانی مستقل روزنامهنگاری با عنوان «داستان واقعی» (The True Story Award) برای دریافت آثار روزنامهنگاران سراسر جهان در مرحله دوم دومین دوره برگزاری خود فراخوان داد.
هدف از این مسابقه شنیدن صدای خبرنگاران فراتر از مرزهای کشورشان است و در آن آثار روزنامهنگاران به ۱۲ زبان داوری خواهد شد. در بخش فارسی نیز هیات داوران ایرانی ۳ اثر برای داوری نهایی انتخاب میکنند. در دوره اول برگزاری این جایزه نیز ۳ اثر فارسی انتخاب شد و در مردادماه گذشته طی مراسمی در برن سوئیس با دعوت از ۴۲ کاندیدای منتخب از جمله منتخبین ایرانی، جوایز آنان به مبلغ ۳۰۰۰ فرانک سوئیس اعطا شد. در نهایت ۵۰ عضو هیات داوران از ۲۹ کشور بهترین آثار سال را انتخاب کردند که نفرات اول تا سوم به ترتیب ۳۰، ۲۰ و ۱۰ هزار فرانک سوئیس دریافت کردند. دومین دوره اعطای جوایز در برن در ۴ تا ۶ ژوئن ۲۰۲۱ برگزار میشود.
علاقهمندان به شرکت در دوره دوم مسابقهٔ مستقل جهانی روزنامهنگاری میتوانند آثار خود را حداکثر تا ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۰ (۷ مهر ۱۳۹۹) در سایت www.truestoryaward.org بارگذاری کنند. آثار ارسالی همراه با آثاری که در فراخوان قبلی دریافت شده، مورد داوری قرار گرفته و نامزدها اعلام خواهند شد.
آثار تحقیقی و تالیفی روزنامهنگاران در همه حوزهها باید در فاصله زمانی اول ژانویه تا ۳۱ آگوست ۲۰۲۰ (۱۱ دی ۱۳۹۸ ــ ۱۰ شهریور ۱۳۹۹) در نشریات (اعم از روزنامه یا مجله) یا سایتهای اینترنتی منتشر شده و طول آن بین ۱۵ هزار تا ۸۵ هزار حرف (کاراکتر) باشد.
هیات داوران ایرانی: محمد قائد، امیرحسن چهلتن، سرگه بارسقیان
@journalistsclub1
هیات برگزارکنندهٔ جایزهٔ جهانی مستقل روزنامهنگاری با عنوان «داستان واقعی» (The True Story Award) برای دریافت آثار روزنامهنگاران سراسر جهان در مرحله دوم دومین دوره برگزاری خود فراخوان داد.
هدف از این مسابقه شنیدن صدای خبرنگاران فراتر از مرزهای کشورشان است و در آن آثار روزنامهنگاران به ۱۲ زبان داوری خواهد شد. در بخش فارسی نیز هیات داوران ایرانی ۳ اثر برای داوری نهایی انتخاب میکنند. در دوره اول برگزاری این جایزه نیز ۳ اثر فارسی انتخاب شد و در مردادماه گذشته طی مراسمی در برن سوئیس با دعوت از ۴۲ کاندیدای منتخب از جمله منتخبین ایرانی، جوایز آنان به مبلغ ۳۰۰۰ فرانک سوئیس اعطا شد. در نهایت ۵۰ عضو هیات داوران از ۲۹ کشور بهترین آثار سال را انتخاب کردند که نفرات اول تا سوم به ترتیب ۳۰، ۲۰ و ۱۰ هزار فرانک سوئیس دریافت کردند. دومین دوره اعطای جوایز در برن در ۴ تا ۶ ژوئن ۲۰۲۱ برگزار میشود.
علاقهمندان به شرکت در دوره دوم مسابقهٔ مستقل جهانی روزنامهنگاری میتوانند آثار خود را حداکثر تا ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۰ (۷ مهر ۱۳۹۹) در سایت www.truestoryaward.org بارگذاری کنند. آثار ارسالی همراه با آثاری که در فراخوان قبلی دریافت شده، مورد داوری قرار گرفته و نامزدها اعلام خواهند شد.
آثار تحقیقی و تالیفی روزنامهنگاران در همه حوزهها باید در فاصله زمانی اول ژانویه تا ۳۱ آگوست ۲۰۲۰ (۱۱ دی ۱۳۹۸ ــ ۱۰ شهریور ۱۳۹۹) در نشریات (اعم از روزنامه یا مجله) یا سایتهای اینترنتی منتشر شده و طول آن بین ۱۵ هزار تا ۸۵ هزار حرف (کاراکتر) باشد.
هیات داوران ایرانی: محمد قائد، امیرحسن چهلتن، سرگه بارسقیان
@journalistsclub1
مجید غمخوار خبرنگار حوادث نوشته: «صفحه حوادث روزنامه جام جم در یک کار خوب با یکی از قربانیان تجاوز گفت و گو کرده، دختر قربانی میگه بعد چند سال سکوتم رو شکستم تا بقیه زنان و دختران بدونن با سکوتشون باعث میشن متجاوز جرات پیدا کنه بیشتر دست به ارتکاب جرم بزنه، این قربانی هنوز تحت درمان هست»
ابرچالشهای اجتماعی اصلاح طلب و اصولگرا نمیشناسد.
کار روزنامه جام جم در گفت وگو با یکی از قربانیان تجاوز قابل تقدیر است.
@journalistsclub1
ابرچالشهای اجتماعی اصلاح طلب و اصولگرا نمیشناسد.
کار روزنامه جام جم در گفت وگو با یکی از قربانیان تجاوز قابل تقدیر است.
@journalistsclub1
وگذاری دفاتر استانی
به اطلاع فعالان رسانهای سراسر کشور میرساند؛ پایگاه خبری «گذار نیوز» در نظر دارد در جهت تکمیل کادر مدیران استانی دفاتر این سایت در هر استان کشور از خبرنگاران فعال و مورد تایید خانههای مطبوعات و یا ادارات کل ارشاد اسلامی استانها، مسئولان استانی این سایت خبری، تحلیلی را جذب نماید. لذا از عموم خبرنگاران و فعالان رسانهای علاقهمند تقاضا میشود مدارک زیر را به پست الکترونیکی rahmatdrj@gmail.com ارسال نمایند.
۱. تصویر معرفی نامه از سوی خانه های مطبوعات یا ادارات ارشاد اسلامی استانها
۲. تصویر رزومه کاری، تحصیلی ، فعالیت خبری
ضمنا برای کسب اطلاع از نحوه همکاری می توانید با شماره 09139557326 تماس حاصل کنید.
@journalistsclub1
به اطلاع فعالان رسانهای سراسر کشور میرساند؛ پایگاه خبری «گذار نیوز» در نظر دارد در جهت تکمیل کادر مدیران استانی دفاتر این سایت در هر استان کشور از خبرنگاران فعال و مورد تایید خانههای مطبوعات و یا ادارات کل ارشاد اسلامی استانها، مسئولان استانی این سایت خبری، تحلیلی را جذب نماید. لذا از عموم خبرنگاران و فعالان رسانهای علاقهمند تقاضا میشود مدارک زیر را به پست الکترونیکی rahmatdrj@gmail.com ارسال نمایند.
۱. تصویر معرفی نامه از سوی خانه های مطبوعات یا ادارات ارشاد اسلامی استانها
۲. تصویر رزومه کاری، تحصیلی ، فعالیت خبری
ضمنا برای کسب اطلاع از نحوه همکاری می توانید با شماره 09139557326 تماس حاصل کنید.
@journalistsclub1
شماره جدید ارگان مطبوعاتی احمدی نژاد منتشر شد
شماره سیزدهم ماهنامه «بهارجاودانه» منتشر شد. بهار جاودانه ارگان مطبوعاتی محمود احمدی نژاد رئیس جمهور پیشین و هواداران او است.
در این شمار از ناصر نقویان، سروش دباغ، بیژن عبدالکریمی، غلامرضا جمشیدیها و محمود احمدینژاد گفتگوهایی منتشر شده است.
@journalistsclub1
شماره سیزدهم ماهنامه «بهارجاودانه» منتشر شد. بهار جاودانه ارگان مطبوعاتی محمود احمدی نژاد رئیس جمهور پیشین و هواداران او است.
در این شمار از ناصر نقویان، سروش دباغ، بیژن عبدالکریمی، غلامرضا جمشیدیها و محمود احمدینژاد گفتگوهایی منتشر شده است.
@journalistsclub1
Forwarded from باشگاه روزنامهنگاران ایران
دوازدهمین شماره ماهنامه کلام تازه با عنوان "چه شد که به گرانی ها عادت کردیم" در 16صفحه تمام رنگی (همراه با دو ضمیمه رایگان) منتشر شد.
نشریه کلام تازه در شهرهای چناران، گلبهار و گلمکان توزیع می شود.
@JournalistsClub1
نشریه کلام تازه در شهرهای چناران، گلبهار و گلمکان توزیع می شود.
@JournalistsClub1
رادیو تراژدی آمد
رادیو تراژدی توسط چند تن از روزنامهنگاران راهاندازی شد. رادیو تراژدی محل انتشار پادکستهایی است که موسسه تولید محتوای «هوگویک» آنها را تولید کرده است. این موسسه توسط بهراد مهرجو و اویس طوفانی تاسیس شدهاست. این گروه به تولید مستند و گزارشهای تحقیقی میپردازد.
گروه هوگویک همچنین اداره وب سایت «اقتصادباز» را هم در دست دارد. در رايو تراژدي داستان زندگي تراژيك افراد مختلف مرور ميشود. کریمنیکونظر، کاوه شجاعی، فریده عنایتی و رضا دولتزاده، این پادکست را اداره میکنند. برای گوش کردن پادکست های این رادیو به این آدرس بروید: http://www.hogoyeek.com
@JournalistsClub1
رادیو تراژدی توسط چند تن از روزنامهنگاران راهاندازی شد. رادیو تراژدی محل انتشار پادکستهایی است که موسسه تولید محتوای «هوگویک» آنها را تولید کرده است. این موسسه توسط بهراد مهرجو و اویس طوفانی تاسیس شدهاست. این گروه به تولید مستند و گزارشهای تحقیقی میپردازد.
گروه هوگویک همچنین اداره وب سایت «اقتصادباز» را هم در دست دارد. در رايو تراژدي داستان زندگي تراژيك افراد مختلف مرور ميشود. کریمنیکونظر، کاوه شجاعی، فریده عنایتی و رضا دولتزاده، این پادکست را اداره میکنند. برای گوش کردن پادکست های این رادیو به این آدرس بروید: http://www.hogoyeek.com
@JournalistsClub1
«طیفور بطحایی» نویسنده و فیلمساز چپگرا و یکی از نامهای مطرح در پرونده معروف خسرو گلسرخی و کرامت الله دانشیان در سن 74 سالگی در سوئد درگذشت.
او یکی از اعضای «گروه دوازده» بود که در اویل دهه 50 نقشه گروگانگیری از خانواده شاه را طراحی کرده بودند اما نقشه آنها لو رفت و دستگیر و زندانی شدند.
ازمیان اعضای این گروه،خسرو گلسرخی و کرامتالله دانشیان اعدام شدند اما بقیه اعضای گروه جان سالم در بردند.
ایرج جمشیدی –سردبیر روزنامه آسیا که یکی از بازماندگان گروه 12 نفر است،در صفحه اول روزنامه آسیا درگذشت طیفور بطحایی را به خانوادهاش و همین طور «رضا علامه زاده» و «عباس سماکار» که آنها نیز در گروه 12 عضویت داشتند، تسلیت گفته است.
@JournalistsClub1
او یکی از اعضای «گروه دوازده» بود که در اویل دهه 50 نقشه گروگانگیری از خانواده شاه را طراحی کرده بودند اما نقشه آنها لو رفت و دستگیر و زندانی شدند.
ازمیان اعضای این گروه،خسرو گلسرخی و کرامتالله دانشیان اعدام شدند اما بقیه اعضای گروه جان سالم در بردند.
ایرج جمشیدی –سردبیر روزنامه آسیا که یکی از بازماندگان گروه 12 نفر است،در صفحه اول روزنامه آسیا درگذشت طیفور بطحایی را به خانوادهاش و همین طور «رضا علامه زاده» و «عباس سماکار» که آنها نیز در گروه 12 عضویت داشتند، تسلیت گفته است.
@JournalistsClub1
یک گزارش میدانی خوب
خبرنگاران از گزارشهای میدانی فاصله گرفتهاند اما گاهی گزارشهای خواندنی در برخی روزنامهها منتشر میشود که سیگنالهای بازار را به سیاستگذار منتقل میکند.
گزارش روزنامه دنیای اقتصاد از بازار روسری و مقنعه یکی از آن گزارشهاست.
دنیای اقتصاد نوشته:
🔹 چون مقنعه پوشش اداری و الزامی است، هرساله فارغ از اتفاقات سیاسی یا اجتماعی مشتریهای ثابت خودش را دارد البته برخی اوقات نوسانهایی دارد مثل آن سالی که مقنعه بنفش به واسطه پوشش یکی از مجریهای تلویزیون مد شد یا سبز تیره اما امسال بازار ما هم نتوانسته از رکود جان سالم به در ببرد. مردم تا مجبور نباشند مقنعه نمیخرند.
🔹در سالهای اخیر فروش سایزهای ۶۰ یا ۹۰ که مخصوص کودکان و نوجوانان است به صفر رسیده و با مد شدن مانتو جلوباز، شالهای بلند و بزرگ بیشتر فروش میروند این در حالی است که قیمتها از اسفند ۵۰ درصد رشد داشته و فروش نیز به همین میزان کاهش داشته است.
@JournalistsClub1
خبرنگاران از گزارشهای میدانی فاصله گرفتهاند اما گاهی گزارشهای خواندنی در برخی روزنامهها منتشر میشود که سیگنالهای بازار را به سیاستگذار منتقل میکند.
گزارش روزنامه دنیای اقتصاد از بازار روسری و مقنعه یکی از آن گزارشهاست.
دنیای اقتصاد نوشته:
🔹 چون مقنعه پوشش اداری و الزامی است، هرساله فارغ از اتفاقات سیاسی یا اجتماعی مشتریهای ثابت خودش را دارد البته برخی اوقات نوسانهایی دارد مثل آن سالی که مقنعه بنفش به واسطه پوشش یکی از مجریهای تلویزیون مد شد یا سبز تیره اما امسال بازار ما هم نتوانسته از رکود جان سالم به در ببرد. مردم تا مجبور نباشند مقنعه نمیخرند.
🔹در سالهای اخیر فروش سایزهای ۶۰ یا ۹۰ که مخصوص کودکان و نوجوانان است به صفر رسیده و با مد شدن مانتو جلوباز، شالهای بلند و بزرگ بیشتر فروش میروند این در حالی است که قیمتها از اسفند ۵۰ درصد رشد داشته و فروش نیز به همین میزان کاهش داشته است.
@JournalistsClub1
🔺 آزار جنسی چگونه به اقتصاد لطمه میزند؟
پیگیری قضایی پرونده تجاوز و آزارهای جنسی یکی از دشوارترین کارهای قضات است.
پس از قتل، جنازه وجود دارد و پس از مرافعه،جراحت اما پس از آزار یا تجاوز جنسی ممکن است مدرکی برجا نماند.
اغلب تنها شواهد جنایت؛ ادعای قربانی است که از طرف متهم رد میشود. هرگاه موضوع به صرف ادعای یکی علیه دیگری مربوط باشد نمیتوان با دلایل منطقی ثابت کرد که اتهامزننده راست و متهم دروغ میگوید.
به این ترتیب ریسک طرح مسأله بالا میرود و ممکن است افراد هیچگاه گرفتاری خود را در محاکم قضایی مطرح نکنند.
جز این بیشتر آزارهای جنسی در محل کار افراد رخ میدهد و فرد آسیب دیده احساس میکند اگر اعتراض کند کارش را از دست خواهد داد. این بحث از نظر اقتصادی جنبه دیگری هم دارد؛ آزار جنسی در فضای کسبوکار صرفا به فرد آسیبدیده لطمه نمیزند بلکه برای اقتصاد کشور هم هزینه ایجاد میکند.
🔹 خانم زهرا جعفرزاده روزنامه نگار اجتماعی در شماره جدید هفته نامه تجارت فردا در پی این پرسش بوده است که آزارهای جنسی چگونه به مشارکت اقتصادی زنان آسیب میزند؟
@JournalistsClub1
پیگیری قضایی پرونده تجاوز و آزارهای جنسی یکی از دشوارترین کارهای قضات است.
پس از قتل، جنازه وجود دارد و پس از مرافعه،جراحت اما پس از آزار یا تجاوز جنسی ممکن است مدرکی برجا نماند.
اغلب تنها شواهد جنایت؛ ادعای قربانی است که از طرف متهم رد میشود. هرگاه موضوع به صرف ادعای یکی علیه دیگری مربوط باشد نمیتوان با دلایل منطقی ثابت کرد که اتهامزننده راست و متهم دروغ میگوید.
به این ترتیب ریسک طرح مسأله بالا میرود و ممکن است افراد هیچگاه گرفتاری خود را در محاکم قضایی مطرح نکنند.
جز این بیشتر آزارهای جنسی در محل کار افراد رخ میدهد و فرد آسیب دیده احساس میکند اگر اعتراض کند کارش را از دست خواهد داد. این بحث از نظر اقتصادی جنبه دیگری هم دارد؛ آزار جنسی در فضای کسبوکار صرفا به فرد آسیبدیده لطمه نمیزند بلکه برای اقتصاد کشور هم هزینه ایجاد میکند.
🔹 خانم زهرا جعفرزاده روزنامه نگار اجتماعی در شماره جدید هفته نامه تجارت فردا در پی این پرسش بوده است که آزارهای جنسی چگونه به مشارکت اقتصادی زنان آسیب میزند؟
@JournalistsClub1
حکایت مالی
روزنامهنگاری 20 سال مسائل و مشکلات استان و شهرش را در نشریههای رسمی منتشر کرد. بعد یک روز به این نتیجه رسید که دیگر نمیخواهد فقط روایتکننده باشد. پس تلاش کرد از آن پس فعالیت رسانهایش را صرف برطرف کردن مشکلات و رنجهای که میبیند کند.
این حکایت «محمد مالی» روزنامهنگار خوزستانی است که حالا بیشتر از هزار روستای محروم خوزستان را سرزده و این روزها روایتهایش از محرومیت مردم این روستاها را چند هزار نفر در شبکههای اجتماعی دنبال میکنند. همینکه درباره مشکلات یک خانواده مینویسد، خیلی از خیّرها و مردم عادی برای کمک داوطلب میشوند و هربار تلخی رنج یک خانوادهها یا بچههای یک نقطه محروم از خوزستان را به روایت شیرین حل شدنش وصل میکند. گفتگوی خانم راضیه حسینی را با او در این لینک بخوانید: https://b2n.ir/183284
@journalistsclub1
روزنامهنگاری 20 سال مسائل و مشکلات استان و شهرش را در نشریههای رسمی منتشر کرد. بعد یک روز به این نتیجه رسید که دیگر نمیخواهد فقط روایتکننده باشد. پس تلاش کرد از آن پس فعالیت رسانهایش را صرف برطرف کردن مشکلات و رنجهای که میبیند کند.
این حکایت «محمد مالی» روزنامهنگار خوزستانی است که حالا بیشتر از هزار روستای محروم خوزستان را سرزده و این روزها روایتهایش از محرومیت مردم این روستاها را چند هزار نفر در شبکههای اجتماعی دنبال میکنند. همینکه درباره مشکلات یک خانواده مینویسد، خیلی از خیّرها و مردم عادی برای کمک داوطلب میشوند و هربار تلخی رنج یک خانوادهها یا بچههای یک نقطه محروم از خوزستان را به روایت شیرین حل شدنش وصل میکند. گفتگوی خانم راضیه حسینی را با او در این لینک بخوانید: https://b2n.ir/183284
@journalistsclub1
فیلتر کننده فیلتر شد
بیژن قاسم زاده، قاضی فیلترینگ تلگرام به جرم تأثیر نفوذ افراد و دریافت رشوه به انفصال دائم از خدمات دولتی و تحمل ۱۰ سال حبس تعزیری و پرداخت جزای نقدی و ضبط اموال محکوم شد.
@journalistsclub1
بیژن قاسم زاده، قاضی فیلترینگ تلگرام به جرم تأثیر نفوذ افراد و دریافت رشوه به انفصال دائم از خدمات دولتی و تحمل ۱۰ سال حبس تعزیری و پرداخت جزای نقدی و ضبط اموال محکوم شد.
@journalistsclub1
و داستان بانک صادرات ادامه دارد.
پس از حسین راغفر که اظهارنظرهایش درباره بانک صادرات روی صفحه اول خیلی از روزنامهها انعکاس پیدا کرد و بعد تکذیب شد؛این بار نعمت احمدی وکیل سرشناس در صفحه اول روزنامه شرق تاریخچه بانک صادرات را مرور کرده است.
@journalistsclub1
پس از حسین راغفر که اظهارنظرهایش درباره بانک صادرات روی صفحه اول خیلی از روزنامهها انعکاس پیدا کرد و بعد تکذیب شد؛این بار نعمت احمدی وکیل سرشناس در صفحه اول روزنامه شرق تاریخچه بانک صادرات را مرور کرده است.
@journalistsclub1
ماجرای وام گرفتن از صندوق اعتباری هنر
فرزام شیرزادی
یکسال پیش برای وامگرفتن رفتم صندوق اعتباری هنر. یک نفر از آنهایی که آنجا کار میکند و از قضا خوشرو، خوشبرخورد و شریف هم هست و سِمت درستودرمانی هم دارد، پارتیام شد. کارم را راه انداخت. یعنی با پارتی و آشنا رفتم صندوقی که برای رفاه روزنامهنگاران، هنرمندان، نویسندگان و درماندگانی از این دست راهاندازی شده است. نامه تقاضای وام را فرستادم خانهکتاب. چون آنجا هم آشناهای زیادی داشتم و دارم، فیالفور با تقاضایم موافقت کردند. برای اینکه دریافت وام دوقبضه شود، نامهای هم از خانه کتاب گرفتم که اطلاعات شناسنامهای و فیپای کتابهایی که نوشتهام و طی سالیان منتشر شده، پیوست تقاضانامه وام شود.
انصافا هوایم را داشتند. همه اینها را که گفتم، ظرف یکی، دو روز به سرانجام رسید. نامهها را به دبیرخانه صندوق دادم. پا پیشدم که باید از کدام مسئول پیگیری کنم که بدانم چهوقت وام دستم را میگیرد. یکی از کارمندهای طبقه دوم یا شاید هم سوم را معرفی کردند. شرح ماوقع مختصری دادم. گفت بهمحض آمادهشدن وام معطلم نمیکنند. گفت فقط شناسنامه و کارت ملی و کپیها دم دستم باشد که وقتی زمان موعود فرارسید، بیمعطلی بروم بانک و وام را جرینگی بگیرم. چندبار دست روی سینه گذاشتم. نیمتعظیمی کردم. تشکر کردم. قربان صدقه رفتم و آمدم بیرون. همیشه باید نیمه پر لیوان را دید. دمشان هم گرم. بد است به فکر نویسنده و هنرمند و روزنامهنگار و درماندگان و درراهماندگان از این قماشاند؟ باور کنید دستمریزاد دارند. لطف دارند. محبت دارند. شرافت دارند و...
پریروز، سر صبح موبایلم زنگ زد. خانمی گفت که وامم آماده است و باید بروم به فلان مؤسسه مالی. اسم مؤسسه را تابهحال نشنیده بودم. چون حدود یکسال از تقاضا گذشته بود، پرسیدم کدام وام؟
- مگر چند تا وام تقاضا دادید؟
- دادم. زیاد دادم. شما از کجا زنگ میزنید؟
- صندوق هنر دیگه.
گفتم: «آها... مرسی که آن وقت گفتید کارت ملی و شناسنامهام دم دست باشد. بله بله. کجا باید بروم؟»
- هر شعبهای رفتید کارت ملی ببرید، اسمتون تو لیست هست.
- تو لیست هست؟
- بله هست.
- چقدر هست؟
- چی چقدر هست؟
- وام را میگم.
- چهار تومن.
- چند تومن؟
- چهار تومن.
- چهار میلیون!
- بله دیگه.
- ضامن هم میخواد؟
- بله که میخواد. با ضامن زود برو تا تمام نشده.
- چهار تومن به چهکارم میآد؟
- همین تصویب شده.
- تصویب شده؟!
- بله. شده.
گفتم نمیخوام. گفتم چهار میلیون تومان؟ بعد هم بگردم پی ضامن. نه نمیخوام.
تونتاب یا زغالفروش بودم، بهتر از نویسندگی بود. باور کنید بهتر بود!
@journalistsclub1
فرزام شیرزادی
یکسال پیش برای وامگرفتن رفتم صندوق اعتباری هنر. یک نفر از آنهایی که آنجا کار میکند و از قضا خوشرو، خوشبرخورد و شریف هم هست و سِمت درستودرمانی هم دارد، پارتیام شد. کارم را راه انداخت. یعنی با پارتی و آشنا رفتم صندوقی که برای رفاه روزنامهنگاران، هنرمندان، نویسندگان و درماندگانی از این دست راهاندازی شده است. نامه تقاضای وام را فرستادم خانهکتاب. چون آنجا هم آشناهای زیادی داشتم و دارم، فیالفور با تقاضایم موافقت کردند. برای اینکه دریافت وام دوقبضه شود، نامهای هم از خانه کتاب گرفتم که اطلاعات شناسنامهای و فیپای کتابهایی که نوشتهام و طی سالیان منتشر شده، پیوست تقاضانامه وام شود.
انصافا هوایم را داشتند. همه اینها را که گفتم، ظرف یکی، دو روز به سرانجام رسید. نامهها را به دبیرخانه صندوق دادم. پا پیشدم که باید از کدام مسئول پیگیری کنم که بدانم چهوقت وام دستم را میگیرد. یکی از کارمندهای طبقه دوم یا شاید هم سوم را معرفی کردند. شرح ماوقع مختصری دادم. گفت بهمحض آمادهشدن وام معطلم نمیکنند. گفت فقط شناسنامه و کارت ملی و کپیها دم دستم باشد که وقتی زمان موعود فرارسید، بیمعطلی بروم بانک و وام را جرینگی بگیرم. چندبار دست روی سینه گذاشتم. نیمتعظیمی کردم. تشکر کردم. قربان صدقه رفتم و آمدم بیرون. همیشه باید نیمه پر لیوان را دید. دمشان هم گرم. بد است به فکر نویسنده و هنرمند و روزنامهنگار و درماندگان و درراهماندگان از این قماشاند؟ باور کنید دستمریزاد دارند. لطف دارند. محبت دارند. شرافت دارند و...
پریروز، سر صبح موبایلم زنگ زد. خانمی گفت که وامم آماده است و باید بروم به فلان مؤسسه مالی. اسم مؤسسه را تابهحال نشنیده بودم. چون حدود یکسال از تقاضا گذشته بود، پرسیدم کدام وام؟
- مگر چند تا وام تقاضا دادید؟
- دادم. زیاد دادم. شما از کجا زنگ میزنید؟
- صندوق هنر دیگه.
گفتم: «آها... مرسی که آن وقت گفتید کارت ملی و شناسنامهام دم دست باشد. بله بله. کجا باید بروم؟»
- هر شعبهای رفتید کارت ملی ببرید، اسمتون تو لیست هست.
- تو لیست هست؟
- بله هست.
- چقدر هست؟
- چی چقدر هست؟
- وام را میگم.
- چهار تومن.
- چند تومن؟
- چهار تومن.
- چهار میلیون!
- بله دیگه.
- ضامن هم میخواد؟
- بله که میخواد. با ضامن زود برو تا تمام نشده.
- چهار تومن به چهکارم میآد؟
- همین تصویب شده.
- تصویب شده؟!
- بله. شده.
گفتم نمیخوام. گفتم چهار میلیون تومان؟ بعد هم بگردم پی ضامن. نه نمیخوام.
تونتاب یا زغالفروش بودم، بهتر از نویسندگی بود. باور کنید بهتر بود!
@journalistsclub1
سرنوشت برخی از قضاتی که در دادگاه مطبوعات برای روزنامهنگاران و مطبوعات احکام ناعادلانه صادر کردند، حیرتانگیز است و عبرتآموز.
در سالهای گذشته روزنامهنگاران و اصحاب مطبوعات فشارهای زیادی را تحمل کردند و هزینه زیادی تاکنون پرداختهاند.
میگویند روزنامهنگاران ایرانی مرغ عزا و عروسی هستند و جریانهای سیاسی که جنگهای نیابتی خود را به زمین رسانه کشاندهاند در خوشی و ناخوشی، روزنامهنگاران را تهدید و تحدید میکنند.
در سالهای گذشته تعداد زیادی روزنامه و مجله توقیف شدند و دهها نویسنده و روزنامهنگار تحت فشار قرار گرفتند که همه اینها باعث شد سرمایه مالی و انسانی از زمین رسانه فرار کند و راه عزلت و مهاجرت در پیش گیرد.
در همه این سالها قضات شریفی هم بودند و هستند که حرمت قلم نگه داشتند و بر زخم روزنامهنگاران بیشتر نمک نپاشیدند اما روزنامهنگاری ایران نام این سه قاضی را هیچگاه فراموش نمیکند.
@journalistsclub1
در سالهای گذشته روزنامهنگاران و اصحاب مطبوعات فشارهای زیادی را تحمل کردند و هزینه زیادی تاکنون پرداختهاند.
میگویند روزنامهنگاران ایرانی مرغ عزا و عروسی هستند و جریانهای سیاسی که جنگهای نیابتی خود را به زمین رسانه کشاندهاند در خوشی و ناخوشی، روزنامهنگاران را تهدید و تحدید میکنند.
در سالهای گذشته تعداد زیادی روزنامه و مجله توقیف شدند و دهها نویسنده و روزنامهنگار تحت فشار قرار گرفتند که همه اینها باعث شد سرمایه مالی و انسانی از زمین رسانه فرار کند و راه عزلت و مهاجرت در پیش گیرد.
در همه این سالها قضات شریفی هم بودند و هستند که حرمت قلم نگه داشتند و بر زخم روزنامهنگاران بیشتر نمک نپاشیدند اما روزنامهنگاری ایران نام این سه قاضی را هیچگاه فراموش نمیکند.
@journalistsclub1
روزنامه کیهان و آیتالله صانعی
روزنامه کیهان که عموما تلاش می کرد با الفاظی چون «روحانی آلت دست فتنهگران» از آیت الله صانعی یاد کند، پس از تسلیت رهبر انقلاب تغییر رویه داد و برای اولین بار از این عالم و مرجع تقلید، با احترام یاد کرد و برایش عنوان آیت الله را بکار برد.
@journalistsclub1
روزنامه کیهان که عموما تلاش می کرد با الفاظی چون «روحانی آلت دست فتنهگران» از آیت الله صانعی یاد کند، پس از تسلیت رهبر انقلاب تغییر رویه داد و برای اولین بار از این عالم و مرجع تقلید، با احترام یاد کرد و برایش عنوان آیت الله را بکار برد.
@journalistsclub1