تکذیب اینترنت طبقاتی
الیاس حضرتی، رئیس شورای اطلاع رسانی دولت در توئیتی نوشت: کمیته تسهیل کسبوکارهای دیجیتال هیچ ارتباطی به موضوع اینترنت طبقاتی ندارد. دولت صراحتاً با اینترنت طبقاتی مخالف است و هیچ مصوبهای در جلسه اخیر در این ارتباط نداشته است. کمیته تسهیل هدفش جلوگیری از مداخلههای بیمبنا و غیرقانونی نهادهای بالادستی در امور کسبوکارهای دیجیتال است.
@journalistsclub1
الیاس حضرتی، رئیس شورای اطلاع رسانی دولت در توئیتی نوشت: کمیته تسهیل کسبوکارهای دیجیتال هیچ ارتباطی به موضوع اینترنت طبقاتی ندارد. دولت صراحتاً با اینترنت طبقاتی مخالف است و هیچ مصوبهای در جلسه اخیر در این ارتباط نداشته است. کمیته تسهیل هدفش جلوگیری از مداخلههای بیمبنا و غیرقانونی نهادهای بالادستی در امور کسبوکارهای دیجیتال است.
@journalistsclub1
روزنامهنگارانی که در شمارش اعداد هم جایی ندارند!
پاسخ امیر داداشی عضو سابق تجارت نیوز به نامه تحریریه این رسانه
در واکنش به آنچه «پاسخ تحریریه تجارتنیوز به گزارش هممیهن» عنوان شده است: از افزایش ۱۰۰ تا ۲۰۰ درصدی حقوق گفتند؛ در حالی که امسال برای بعضی خبرنگاران اصلاً افزایش حقوقی صورت نگرفت. درباره کدام افزایش ۱۰۰ تا ۲۰۰ درصدی صحبت میکنند؟ لای این اعداد خیلی باز نیست؟ نکند هزینه پرورش طاووس را هم پای تحریریه نوشتهاند؟ لطفاً مستندات!
بله در جلسه ۸ تیر، مدیرمسئول همدلی خواست، اما سردبیری که اسمش پای متن نیست و تا آن روز خود را همهکاره معرفی میکرد، در برابر مخالفت من با پیشنهاد کسر حقوق و تداوم بلاتکلیفی، جز فریاد، شخصیکردن ماجرا و ایجاد مجادله دوطرفه چه کار دیگری کرد؟ از رفتار او هم بگویند.
مجموع کسری حقوق اعلامی ۱۶ روز بود نه ۷ روز؛ صراحتاً گفتند مطالبهای نمیماند، اما در متن، عکس آن را نوشتهاند!
درباره شرایط سایر اعضای تحریریه، چندین بار دقیقا از عبارت تعلیق موقت استفاده شد. کسی نگفت این عبارت مجهول در کجای قانون آمده! اگر هم منظورشان تعلیق است، تعلیق یکطرفه اصلاً قانونیست؟
بیمه خبرنگاران پارهوقت، نتیجه حضور مأمور بیمه و ناکامی مجموعه در هدایت آنها به پشتبام بود. مانند همیشه، ناچاری برای انجام وظیفهاشان را هم در قالب لطف، لقمهپیچ میکنند.
در همین متن گفتهاند شرایط فقط برای «یک ماه» است. در جای دیگر متن گفتهاند تا پایان مرداد. از ابتدای خرداد تا پایان مرداد یک ماه است؟ عدد بلد نیستند؟
رشتهتوییت ۱۸ تیر را مصداق قطع همکاری من دانستند، درحالیکه ۱۱ تیر خطاب به معاون سردبیر ضمن درخواست تمام حقوق و معوقات، نوشتم اگر تصمیمی هست، رسمی اعلام کنند؛ پاسخ فقط یک «سلام وقتبخیر» بود. مثل همان بیجوابی به درخواست نامه بیکاری همکار دیگر. چرا هیچ موردی را مکتوب نمیکنند؟ چرا بهرغم درخواستهای مکرر هیچگاه قراردادی منعقد نکردهاند؟
حقوق خرداد، ۱۷ تیر پرداخت شد، معوقات ماههای گذشته هنوز ماندهاند. در جلسه ۸ تیر گفتند شاید اصلاً پرداخت نشود. شرط پرداخت را تداوم آتشبس گذاشتند.
درباره سنوات هم گفتند کسی قصد رفتن داشته باشد، تسویه ماهها طول میکشد. در گذشته هم منوال همین بود.
در سرویس صمت، انرژی و خودرو، تمام پنج نیروی ثابت و دو حقالتحریر تعلیق موقت شدند. بعد از جدایی من، چهار نفر از آنها به سرکار بازگشتند.
دو نفر از خبرنگاران سایر سرویسها که تعلیق موقت بودند نیز بعد از استعفای یکی دیگر از دبیران به تحریریه بازگشتند.
بعد از بازگشت این ۶ نفر، اکنون ادعا شده فقط سه نفر در مرخصیاند؛ پس حقالتحریریها که معیشتشان از همین راه است، چه؟ گویا برای امضاکنندگان نامه، روزنامهنگاران حتی به اندازه عدد هم ارزش ندارند.
برخلاف ادعای مطرحشده، هیچ جلسهای با نیروهای حقالتحریر برگزار نشده و حتی حقوق خردادشان را نگرفتهاند و همچنان از من پیگیر تکلیف و مطالباتشان هستند.
در انتهای متن، بدون نام بردن، عدهای را متهم به مظلومنمایی، شهرتطلبی و قهرمانسازی کردهاند. مگر مدعی نیستند که این نوشته، جوابیه گزارش هممیهن است؟ آیا گزارش هممیهن را خواندهاند یا همچنان به دنبال شخصیکردن ماجرا هستند؟ چطور میشود افرادی که حتی نامشان در گزارش ذکر نشده دنبال کسب شهرت یا هر هدف غیرصنفی باشند؟
بماند که یکی از امضاکنندگان، به دفتر تحریریه هممیهن رفته تا جویا شود چهکسی با آنها صحبت کرده! (هممیهن اطلاعاتی در اختیار این فرد نگذاشته). دلیل این پیگیری چیست؟ از اخلاق حرفهای که پرچم آن را به دست گرفتهاند، چنین میفهمند! روشی شبیه به وصولکنندگان چک و بازجوها.
امضاکنندگان آیا در جریان کل محتوا، ازجمله موارد مالی بودند یا فقط بهخاطر رفاقت و امتیاز دبیری نامشان را اینگونه پای چنین متنی گذاشتهاند؟!
تجارتپلاس چیست که برای آن دبیر هم فرض گرفتهاند؟ یکروزه تاسیس شده؟ لینکش را بگذارند که با آن آشنا شویم.
سه نفر از امضاکنندگان نیز تا پیش از این بهعنوان ادمین، طراح اینفو و مصاحبهکننده شناخته میشدند که دو نفرشان اصلا حضور هم نداشتند که حالا دبیر شدهاند. ناز شستتان این دبیری!
@journalistsclub1
پاسخ امیر داداشی عضو سابق تجارت نیوز به نامه تحریریه این رسانه
در واکنش به آنچه «پاسخ تحریریه تجارتنیوز به گزارش هممیهن» عنوان شده است: از افزایش ۱۰۰ تا ۲۰۰ درصدی حقوق گفتند؛ در حالی که امسال برای بعضی خبرنگاران اصلاً افزایش حقوقی صورت نگرفت. درباره کدام افزایش ۱۰۰ تا ۲۰۰ درصدی صحبت میکنند؟ لای این اعداد خیلی باز نیست؟ نکند هزینه پرورش طاووس را هم پای تحریریه نوشتهاند؟ لطفاً مستندات!
بله در جلسه ۸ تیر، مدیرمسئول همدلی خواست، اما سردبیری که اسمش پای متن نیست و تا آن روز خود را همهکاره معرفی میکرد، در برابر مخالفت من با پیشنهاد کسر حقوق و تداوم بلاتکلیفی، جز فریاد، شخصیکردن ماجرا و ایجاد مجادله دوطرفه چه کار دیگری کرد؟ از رفتار او هم بگویند.
مجموع کسری حقوق اعلامی ۱۶ روز بود نه ۷ روز؛ صراحتاً گفتند مطالبهای نمیماند، اما در متن، عکس آن را نوشتهاند!
درباره شرایط سایر اعضای تحریریه، چندین بار دقیقا از عبارت تعلیق موقت استفاده شد. کسی نگفت این عبارت مجهول در کجای قانون آمده! اگر هم منظورشان تعلیق است، تعلیق یکطرفه اصلاً قانونیست؟
بیمه خبرنگاران پارهوقت، نتیجه حضور مأمور بیمه و ناکامی مجموعه در هدایت آنها به پشتبام بود. مانند همیشه، ناچاری برای انجام وظیفهاشان را هم در قالب لطف، لقمهپیچ میکنند.
در همین متن گفتهاند شرایط فقط برای «یک ماه» است. در جای دیگر متن گفتهاند تا پایان مرداد. از ابتدای خرداد تا پایان مرداد یک ماه است؟ عدد بلد نیستند؟
رشتهتوییت ۱۸ تیر را مصداق قطع همکاری من دانستند، درحالیکه ۱۱ تیر خطاب به معاون سردبیر ضمن درخواست تمام حقوق و معوقات، نوشتم اگر تصمیمی هست، رسمی اعلام کنند؛ پاسخ فقط یک «سلام وقتبخیر» بود. مثل همان بیجوابی به درخواست نامه بیکاری همکار دیگر. چرا هیچ موردی را مکتوب نمیکنند؟ چرا بهرغم درخواستهای مکرر هیچگاه قراردادی منعقد نکردهاند؟
حقوق خرداد، ۱۷ تیر پرداخت شد، معوقات ماههای گذشته هنوز ماندهاند. در جلسه ۸ تیر گفتند شاید اصلاً پرداخت نشود. شرط پرداخت را تداوم آتشبس گذاشتند.
درباره سنوات هم گفتند کسی قصد رفتن داشته باشد، تسویه ماهها طول میکشد. در گذشته هم منوال همین بود.
در سرویس صمت، انرژی و خودرو، تمام پنج نیروی ثابت و دو حقالتحریر تعلیق موقت شدند. بعد از جدایی من، چهار نفر از آنها به سرکار بازگشتند.
دو نفر از خبرنگاران سایر سرویسها که تعلیق موقت بودند نیز بعد از استعفای یکی دیگر از دبیران به تحریریه بازگشتند.
بعد از بازگشت این ۶ نفر، اکنون ادعا شده فقط سه نفر در مرخصیاند؛ پس حقالتحریریها که معیشتشان از همین راه است، چه؟ گویا برای امضاکنندگان نامه، روزنامهنگاران حتی به اندازه عدد هم ارزش ندارند.
برخلاف ادعای مطرحشده، هیچ جلسهای با نیروهای حقالتحریر برگزار نشده و حتی حقوق خردادشان را نگرفتهاند و همچنان از من پیگیر تکلیف و مطالباتشان هستند.
در انتهای متن، بدون نام بردن، عدهای را متهم به مظلومنمایی، شهرتطلبی و قهرمانسازی کردهاند. مگر مدعی نیستند که این نوشته، جوابیه گزارش هممیهن است؟ آیا گزارش هممیهن را خواندهاند یا همچنان به دنبال شخصیکردن ماجرا هستند؟ چطور میشود افرادی که حتی نامشان در گزارش ذکر نشده دنبال کسب شهرت یا هر هدف غیرصنفی باشند؟
بماند که یکی از امضاکنندگان، به دفتر تحریریه هممیهن رفته تا جویا شود چهکسی با آنها صحبت کرده! (هممیهن اطلاعاتی در اختیار این فرد نگذاشته). دلیل این پیگیری چیست؟ از اخلاق حرفهای که پرچم آن را به دست گرفتهاند، چنین میفهمند! روشی شبیه به وصولکنندگان چک و بازجوها.
امضاکنندگان آیا در جریان کل محتوا، ازجمله موارد مالی بودند یا فقط بهخاطر رفاقت و امتیاز دبیری نامشان را اینگونه پای چنین متنی گذاشتهاند؟!
تجارتپلاس چیست که برای آن دبیر هم فرض گرفتهاند؟ یکروزه تاسیس شده؟ لینکش را بگذارند که با آن آشنا شویم.
سه نفر از امضاکنندگان نیز تا پیش از این بهعنوان ادمین، طراح اینفو و مصاحبهکننده شناخته میشدند که دو نفرشان اصلا حضور هم نداشتند که حالا دبیر شدهاند. ناز شستتان این دبیری!
@journalistsclub1
شکایت رییس اوقاف شهرستان قدس از یک خبرنگار
در پی شکایت حسین مطهری رئیس اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان قدس، پرونده قضایی علیه حسین کاظمی روزنامه نگار حوزه سیاسی،اقتصادی و سلامت، تشکیل و او به دادسرا احضار شد.
حسین کاظمی خبرنگار پیشکسوت در پی دریافت اعتراضهای مردمی، پیگیر شفافسازی در زمینه ابهامات و سوالات موجود درباره نحوه واگذاری املاک از سوی اوقاف شهرستان قدس شد. در نهایت رئیس اداره اوقاف و امور خیریه این شهرستان بهجای پاسخگویی ، شکایتی تحت عنوان تشویش اذهان عمومی و توهین و افترا به مقامات و مامورین از این خبرنگار به مراجع قضایی ارایه کرده که طبق ابلاغیه قضایی، این پرونده به شعبه دوم بازپرسی شهرستان قدس ارجاع شده است. این پرونده در حالی برای رسیدگی در این دادسرا مطرح شده که طبق قوانین، پرونده مطبوعاتی میبایست در دادسرای فرهنگ و رسانه رسیدگی شود.
منبع: خبرآنلاین
@journalistsclub1
در پی شکایت حسین مطهری رئیس اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان قدس، پرونده قضایی علیه حسین کاظمی روزنامه نگار حوزه سیاسی،اقتصادی و سلامت، تشکیل و او به دادسرا احضار شد.
حسین کاظمی خبرنگار پیشکسوت در پی دریافت اعتراضهای مردمی، پیگیر شفافسازی در زمینه ابهامات و سوالات موجود درباره نحوه واگذاری املاک از سوی اوقاف شهرستان قدس شد. در نهایت رئیس اداره اوقاف و امور خیریه این شهرستان بهجای پاسخگویی ، شکایتی تحت عنوان تشویش اذهان عمومی و توهین و افترا به مقامات و مامورین از این خبرنگار به مراجع قضایی ارایه کرده که طبق ابلاغیه قضایی، این پرونده به شعبه دوم بازپرسی شهرستان قدس ارجاع شده است. این پرونده در حالی برای رسیدگی در این دادسرا مطرح شده که طبق قوانین، پرونده مطبوعاتی میبایست در دادسرای فرهنگ و رسانه رسیدگی شود.
منبع: خبرآنلاین
@journalistsclub1
بگذارید تصویر نقش بسته از فوتبالمان این باشد
فرهاد عشوندی
روزنامهنگار ورزشی
جنون دیدهشدن در شبکههای اجتماعی ژانری از ما روزنامهنگاران را پدید آورده که هر روز رادیکالتر میشویم. ما که به قیمت دیده شدن گاه فقط میتازیم. ما که اولین آموزهمان در روزنامهنگاری باید مسئولیت اجتماعی باشد وارد ساحت شخصی آدمها میشویم. ادبیاتمان میرود به سمت برچسبهایی چون میانمایه، بوقچی فرهنگی و… ما که فقط میخواهیم لگدی بزنیم برای کمی بیشتر دیده شدن…یک روز سروش صحت، فردایش احسان عبدیپور، یک روز علی دایی و حالا مجتبی جباری.
نه اینکه هیچ کدامشان تقدسی داشته باشند که اتفاقا تک تکشان قابل نقدند اما یادمان باشد اگر یکی که از کوچه پسکوچههای نازیآباد و زمین اتکاء و استقلال جنوب قد کشیده و امروز میتواند کنار استاد شفیعی کدکنی بنشیند و کاملا مسلط به بحثی باشد که شکل میگیرد.
کسی که جای کاسبی تابستانی برای فروش رویای رونالدو شدن محفلی را راه میاندازد برای گسترش رویدادهای فرهنگی تا در کنار دودوتای تجارت فرهنگیاش محفلی بسازد برای دهها رخداد فرهنگی رونمایی کتاب، نمایش فیلم کوتاه، حمایت از موسیقی مستقل و وقتی هم که از سر ناچار به فوتبال برش میگردانند، میتواند از ویرانهای که تحویل گرفته قهرمان بسازد، شایسته تقدیر است.
او که همین حالا برای همین ایستادن در کنار جریان مستقل فرهنگی زیر فشار است و دارند «راوی»اش را میگیرند. بیایید کمک کنیم تصویر نقش بسته از فوتبالمان جای شوخیهای کمر به پایین توی زمین و فحشهای بین نیمهای علیپروینی یا جملات منشور عبدولی طور، متانت مهدویکیایی، دانش هاشمیانی، مردم داری خادم طور، شجاعت علی دایی وار، ایستادگی وریایی و فرهنگ پیشگی یکی مثل مجتبی جباری باشد.
@journalistsclub1
فرهاد عشوندی
روزنامهنگار ورزشی
جنون دیدهشدن در شبکههای اجتماعی ژانری از ما روزنامهنگاران را پدید آورده که هر روز رادیکالتر میشویم. ما که به قیمت دیده شدن گاه فقط میتازیم. ما که اولین آموزهمان در روزنامهنگاری باید مسئولیت اجتماعی باشد وارد ساحت شخصی آدمها میشویم. ادبیاتمان میرود به سمت برچسبهایی چون میانمایه، بوقچی فرهنگی و… ما که فقط میخواهیم لگدی بزنیم برای کمی بیشتر دیده شدن…یک روز سروش صحت، فردایش احسان عبدیپور، یک روز علی دایی و حالا مجتبی جباری.
نه اینکه هیچ کدامشان تقدسی داشته باشند که اتفاقا تک تکشان قابل نقدند اما یادمان باشد اگر یکی که از کوچه پسکوچههای نازیآباد و زمین اتکاء و استقلال جنوب قد کشیده و امروز میتواند کنار استاد شفیعی کدکنی بنشیند و کاملا مسلط به بحثی باشد که شکل میگیرد.
کسی که جای کاسبی تابستانی برای فروش رویای رونالدو شدن محفلی را راه میاندازد برای گسترش رویدادهای فرهنگی تا در کنار دودوتای تجارت فرهنگیاش محفلی بسازد برای دهها رخداد فرهنگی رونمایی کتاب، نمایش فیلم کوتاه، حمایت از موسیقی مستقل و وقتی هم که از سر ناچار به فوتبال برش میگردانند، میتواند از ویرانهای که تحویل گرفته قهرمان بسازد، شایسته تقدیر است.
او که همین حالا برای همین ایستادن در کنار جریان مستقل فرهنگی زیر فشار است و دارند «راوی»اش را میگیرند. بیایید کمک کنیم تصویر نقش بسته از فوتبالمان جای شوخیهای کمر به پایین توی زمین و فحشهای بین نیمهای علیپروینی یا جملات منشور عبدولی طور، متانت مهدویکیایی، دانش هاشمیانی، مردم داری خادم طور، شجاعت علی دایی وار، ایستادگی وریایی و فرهنگ پیشگی یکی مثل مجتبی جباری باشد.
@journalistsclub1
#دعوت_به_همکاری
یک شرکت سرمایهگذاری و اقتصادی از یک گرافیست حرفهای و متعهد جهت طراحی بروشورها، کاتولوگ، ملزومات نمایشگاهی و... دعوت به همکاری میکند.
🔷نوع همکاری: پروژهای
🔷ساعت کار: ندارد
🔷دستمزد: توافقی
🔷واجدان شرایط لطفا رزومه خود را به آدرس ایمیل زیر ارسال فرمایند:
mahdi.mirian@gmail.com
🔷شماره تماس: 09123484086
🔴«تماس در طول ایام هفته و در ساعات کاری انجام شود.»
@journalistsclub1
یک شرکت سرمایهگذاری و اقتصادی از یک گرافیست حرفهای و متعهد جهت طراحی بروشورها، کاتولوگ، ملزومات نمایشگاهی و... دعوت به همکاری میکند.
🔷نوع همکاری: پروژهای
🔷ساعت کار: ندارد
🔷دستمزد: توافقی
🔷واجدان شرایط لطفا رزومه خود را به آدرس ایمیل زیر ارسال فرمایند:
mahdi.mirian@gmail.com
🔷شماره تماس: 09123484086
🔴«تماس در طول ایام هفته و در ساعات کاری انجام شود.»
@journalistsclub1
همه در حال مرگ هستیم
ناهد حججاج، خبرنگار و عکاس در غزه در توئیتی نوشت: تعجب نکنید وقتی ما روزنامه نگاران از پوشش خبری اینجا دست برداریم. به خدا سوگند امروز نتوانستم از گرسنگی بلند شوم. هیچ غذایی وجود ندارد. حتی اگر کسی پول داشته باشد، در بازار چیزی برای خرید وجود ندارد. ما همه از گرسنگی می میریم. ما همه در حال مرگ هستیم.
@journalistsclub1
ناهد حججاج، خبرنگار و عکاس در غزه در توئیتی نوشت: تعجب نکنید وقتی ما روزنامه نگاران از پوشش خبری اینجا دست برداریم. به خدا سوگند امروز نتوانستم از گرسنگی بلند شوم. هیچ غذایی وجود ندارد. حتی اگر کسی پول داشته باشد، در بازار چیزی برای خرید وجود ندارد. ما همه از گرسنگی می میریم. ما همه در حال مرگ هستیم.
@journalistsclub1
مصاحبهی خبرنگار آمریکایی با خبرنگار صداوسیما در محوطهی این سازمان و مقابل بقایای ساختمان شیشهای که مورد حمله اسراییل قرار گرفته بود.
@journalistsclub1
@journalistsclub1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دیدگاه مسعود فراستی درباره تعدیل خبرنگاران
مسعود فراستی منتقد سینما در گفتوگو با تلوزیون همشهری خواستار حمایت دولت از خبرنگارانی شده که پس از جنگ 12 روزه کار خود را از دست دادند.
@journalistsclub1
مسعود فراستی منتقد سینما در گفتوگو با تلوزیون همشهری خواستار حمایت دولت از خبرنگارانی شده که پس از جنگ 12 روزه کار خود را از دست دادند.
@journalistsclub1
.
تغییراتی در راه است
علی اکبر ولایتی که مورد مشورت و اعتماد رهبری است، در توئیتی خبر از تغییر رویکردهای اجتماعی کشور داده است. او این تغییرات را به دلیل «محور قرار دادن رضایت مردم» دانسته است.
یکی از انتقاداتی که این روزها در فضای رسانه صورت میگیرد انتقاد از شیوه مدیریت صداوسیما و خطمشی آن خصوصا پس از جنگ 12 روزه است که سیاستهای جنگطلبانه را ترویج کند و افراد «حالپریشانی» را به میز گفتگو میکشاند که از پخش و اجرای «ای ایران» ناراحت هستند یا وعدههایی چون «هفته آینده اسراییل به ایران حمله میکند» میدهند یا کشور را «آغل» مینامند یا اینکه سخن از هدف قرار دادن «ناف ترامپ» میگویند که مورد حمله پهپادی قرار خواهد گرفت.
تغییر رویکردهای اجتماعی که علی اکبر ولایتی از آن سخن گفته و تاکید بر اینکه «شیوه های منقضی شده دیگر پاسخگوی جامعه پس از جنگ نخواهد بود»، فرصت تازهای به دولت میدهد که انسجام ملی را تقویت کند.
اکنون باید منتظر ماند و دید که تحولات پیشرو در حوزه اجتماعی که یکی از آنها میتواند تغییر مدیریت صداوسیما باشد، چیست و در چه حوزههایی است.
@journalistsclub1
تغییراتی در راه است
علی اکبر ولایتی که مورد مشورت و اعتماد رهبری است، در توئیتی خبر از تغییر رویکردهای اجتماعی کشور داده است. او این تغییرات را به دلیل «محور قرار دادن رضایت مردم» دانسته است.
یکی از انتقاداتی که این روزها در فضای رسانه صورت میگیرد انتقاد از شیوه مدیریت صداوسیما و خطمشی آن خصوصا پس از جنگ 12 روزه است که سیاستهای جنگطلبانه را ترویج کند و افراد «حالپریشانی» را به میز گفتگو میکشاند که از پخش و اجرای «ای ایران» ناراحت هستند یا وعدههایی چون «هفته آینده اسراییل به ایران حمله میکند» میدهند یا کشور را «آغل» مینامند یا اینکه سخن از هدف قرار دادن «ناف ترامپ» میگویند که مورد حمله پهپادی قرار خواهد گرفت.
تغییر رویکردهای اجتماعی که علی اکبر ولایتی از آن سخن گفته و تاکید بر اینکه «شیوه های منقضی شده دیگر پاسخگوی جامعه پس از جنگ نخواهد بود»، فرصت تازهای به دولت میدهد که انسجام ملی را تقویت کند.
اکنون باید منتظر ماند و دید که تحولات پیشرو در حوزه اجتماعی که یکی از آنها میتواند تغییر مدیریت صداوسیما باشد، چیست و در چه حوزههایی است.
@journalistsclub1
تلویزیون جلیلی: «ای ایران بخوان» فانتزی است
چرا تلویزیون جلیلی از شکست خود پیروزی میسازد و از پیروزی مردم، شکست!
میکائیل دیانی
روزنامهنگار
پیشمقدمه:
آنچه بر صداوسیما رفت قطعا محکوم است و زدن رسانه ملی زدن آزادی بیان و آگاهیبخشی است و همچنین آنچه از خانم امامی در آن یک و نیم دقیقه دیدیم چیزی جز رشادت و حماسه نیست! و اما بعد…
1️⃣ اتفاقی که برای صداوسیما در میانه جنگ رخ نداد طبیعتا نباید باعث شود عملکرد مدیریت این رسانه در طول چهار سال اخیر و سقوط کیفی و کمی تولیدات و مخاطب آن نادیده گرفته شود. حتی آنچه در همین اتفاق اخیر هم رخ داد بخشی از تصمیمات غلط مدیران فعلی در تمرکزگرایی حوزه خبر است. وقتی همه ظرفیت های خبری تلویزیون (ساختمان و استودیوهای شبکه خبر؛ باشگاه خبرنگاران؛ واحد مرکزی خبر) را در یک تحریریه به نام خبرگزاری صداوسیما جمع کردند با این حمله همه ظرفیت یک جا از کار افتاد!
مدیران ساختمان شیشهای از فردای حمله جنگ را فراموش کردند و سوار بر موج موشک ها؛ نمایش ساختمان و تعریف و تمجید شنیدن برایشان مهمتر شد تا آنجا که تور شیشهای دیدن سوژه شوخیهای اهالی رسانه شد. حمله و موشک صرفا به صداوسیما نخورده و محدود کردن همه چیز به موشک های اصابت کرده به ساختمان شیشهای ظلم به دیگران و نادیده انگاشته شدن شهدایی است که در سازمان های مختلف سر کار بودند و مورد حمله قرار گرفتند. در واقع دستاورد صداوسیما یک شجاعت فردی و یک مسیر اشتباه سیستمی بوده و نباید این موضوع فراموش شود!
2️⃣ تفکر یا وجوه ایجابی برای عرضه دارد و یا با سلب دیگران خود را به نمایش می گذارد! گاهی کار آنقدر بیخ پیدا می کند که برای اعلام موجودیت و طرفیت داشتن ؛ دیگریای فرضی را طراحی می کند. کاری که وحید جلیلی در پساوحدت ملی جنگ ۱۲روزه کرد از همین جنس است. یک مصداق در فضای رسانهای کشور وجود ندارد که گزاره «کنار گذاشتن «به نام خدا» برای ایجاد انسجام و وحدت ملی» را گفته باشد! اما جلیلی برای اینکه از طرفیت رسانهای نیفتد ؛ یک طرف برای خود بوجود می آورد و در برابر آن طرف فرضی و خیالی خود را تعریف می کند و پس از آن نیز با آن گزاره «آغلی» در پس امر ملی شکاف ایجاد می کند؛ دقیقا همان کاری که در چهار سال مدیریتش بر صداوسیما کرد!
3️⃣ رفتار مدیران صداوسیما به گونهای است که انگار موشک ها را فرصتی برای تمدید دوران اشتباه مدیریتی خود می دانند اما نخبگان و اهل رسانه باید شفاف و بیپرده باشند و به صراحت آنچه بر این رسانه ملی در این چهار سال گذشته را بیان کنند! سقوط تعداد آثار؛ بی کیفیت شدن آثار؛ تمرکزگرایی نابودکننده خلاقیت: حرکت و پویایی در سازمان رسانه ای؛ ریزش شدید مخاطبان؛ حذف گسترده تفکرها و سلایق مختلف چه در میان تولیدکنندگان و چه در طرف مخاطبان و…. همه فجایعی است که با تفکر بسته و گنگی وحید جلیلی در چهار سال اخیر رخ داده است و حتی حالا پس از انکه رهبری معظم سفارش به خواندن «ای ایران» می کنند کارشناس مطبوعشان علیه رهبری هم در آنتن تلویزیون صحبت می کنند و ای ایران خواندن را رفتن فانتزی و به کجراهه رفتن می بینند. در واقع تلویزیون جلیلی از شکست خود پیروزی میسازد و از پیروزی مردم، شکست و همه می دانند که ادامه این مسیر به معنای پایان رسانه ملی است!
چرا تلویزیون جلیلی از شکست خود پیروزی میسازد و از پیروزی مردم، شکست!
میکائیل دیانی
روزنامهنگار
پیشمقدمه:
آنچه بر صداوسیما رفت قطعا محکوم است و زدن رسانه ملی زدن آزادی بیان و آگاهیبخشی است و همچنین آنچه از خانم امامی در آن یک و نیم دقیقه دیدیم چیزی جز رشادت و حماسه نیست! و اما بعد…
1️⃣ اتفاقی که برای صداوسیما در میانه جنگ رخ نداد طبیعتا نباید باعث شود عملکرد مدیریت این رسانه در طول چهار سال اخیر و سقوط کیفی و کمی تولیدات و مخاطب آن نادیده گرفته شود. حتی آنچه در همین اتفاق اخیر هم رخ داد بخشی از تصمیمات غلط مدیران فعلی در تمرکزگرایی حوزه خبر است. وقتی همه ظرفیت های خبری تلویزیون (ساختمان و استودیوهای شبکه خبر؛ باشگاه خبرنگاران؛ واحد مرکزی خبر) را در یک تحریریه به نام خبرگزاری صداوسیما جمع کردند با این حمله همه ظرفیت یک جا از کار افتاد!
مدیران ساختمان شیشهای از فردای حمله جنگ را فراموش کردند و سوار بر موج موشک ها؛ نمایش ساختمان و تعریف و تمجید شنیدن برایشان مهمتر شد تا آنجا که تور شیشهای دیدن سوژه شوخیهای اهالی رسانه شد. حمله و موشک صرفا به صداوسیما نخورده و محدود کردن همه چیز به موشک های اصابت کرده به ساختمان شیشهای ظلم به دیگران و نادیده انگاشته شدن شهدایی است که در سازمان های مختلف سر کار بودند و مورد حمله قرار گرفتند. در واقع دستاورد صداوسیما یک شجاعت فردی و یک مسیر اشتباه سیستمی بوده و نباید این موضوع فراموش شود!
2️⃣ تفکر یا وجوه ایجابی برای عرضه دارد و یا با سلب دیگران خود را به نمایش می گذارد! گاهی کار آنقدر بیخ پیدا می کند که برای اعلام موجودیت و طرفیت داشتن ؛ دیگریای فرضی را طراحی می کند. کاری که وحید جلیلی در پساوحدت ملی جنگ ۱۲روزه کرد از همین جنس است. یک مصداق در فضای رسانهای کشور وجود ندارد که گزاره «کنار گذاشتن «به نام خدا» برای ایجاد انسجام و وحدت ملی» را گفته باشد! اما جلیلی برای اینکه از طرفیت رسانهای نیفتد ؛ یک طرف برای خود بوجود می آورد و در برابر آن طرف فرضی و خیالی خود را تعریف می کند و پس از آن نیز با آن گزاره «آغلی» در پس امر ملی شکاف ایجاد می کند؛ دقیقا همان کاری که در چهار سال مدیریتش بر صداوسیما کرد!
3️⃣ رفتار مدیران صداوسیما به گونهای است که انگار موشک ها را فرصتی برای تمدید دوران اشتباه مدیریتی خود می دانند اما نخبگان و اهل رسانه باید شفاف و بیپرده باشند و به صراحت آنچه بر این رسانه ملی در این چهار سال گذشته را بیان کنند! سقوط تعداد آثار؛ بی کیفیت شدن آثار؛ تمرکزگرایی نابودکننده خلاقیت: حرکت و پویایی در سازمان رسانه ای؛ ریزش شدید مخاطبان؛ حذف گسترده تفکرها و سلایق مختلف چه در میان تولیدکنندگان و چه در طرف مخاطبان و…. همه فجایعی است که با تفکر بسته و گنگی وحید جلیلی در چهار سال اخیر رخ داده است و حتی حالا پس از انکه رهبری معظم سفارش به خواندن «ای ایران» می کنند کارشناس مطبوعشان علیه رهبری هم در آنتن تلویزیون صحبت می کنند و ای ایران خواندن را رفتن فانتزی و به کجراهه رفتن می بینند. در واقع تلویزیون جلیلی از شکست خود پیروزی میسازد و از پیروزی مردم، شکست و همه می دانند که ادامه این مسیر به معنای پایان رسانه ملی است!
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شعری برای ایران
سیدعبدالجواد موسوی
سر بر کن از خون و خاکستر
از خون و خاکستر سر بر کن
تا سرما بگریزد از جانت
تن پوشی از آتش در بر کن
هستی جسم است و تو جانانی
هستی از جانان جان میگیرد
نور رویت ایمان میبخشد
کفر زلفت ایمان میگیرد
ای خاکت افسون و افسانه
رویای شیرین آزادی
برخیز از خاکستر چون ققنوس
تا دنیا برخیزد از شادی
ناباور!
ایران را باور کن
ایران هست و ایران میماند
می افتد اما بر میخیزد
تاریخ این را بهتر میداند
@journalistsclub1
سیدعبدالجواد موسوی
سر بر کن از خون و خاکستر
از خون و خاکستر سر بر کن
تا سرما بگریزد از جانت
تن پوشی از آتش در بر کن
هستی جسم است و تو جانانی
هستی از جانان جان میگیرد
نور رویت ایمان میبخشد
کفر زلفت ایمان میگیرد
ای خاکت افسون و افسانه
رویای شیرین آزادی
برخیز از خاکستر چون ققنوس
تا دنیا برخیزد از شادی
ناباور!
ایران را باور کن
ایران هست و ایران میماند
می افتد اما بر میخیزد
تاریخ این را بهتر میداند
@journalistsclub1
مخاطب خاص
رئیس قوه قضائیه: ممکن است یک فرد صاحب تریبون، به زعم خود، در راستای وحدتافزایی موضعی بگیرد که از قضا همان حرف و موضعگیری او، کاملاً خلاف وحدت ملی باشد.
@journalistsclub1
رئیس قوه قضائیه: ممکن است یک فرد صاحب تریبون، به زعم خود، در راستای وحدتافزایی موضعی بگیرد که از قضا همان حرف و موضعگیری او، کاملاً خلاف وحدت ملی باشد.
@journalistsclub1
دو خبر درباره یک سیاستمدار
خبر درگذشت احمد توکلی تکذیب شد
ساعتی پیش شرق خبر داد احمد توکلی سیاستمدار ایرانی که از چند روز پیش در بیمارستان به سر میبرد، فوت کرده است.
خبر بلافاصله از سوی سایت خبری الف که آقای توکلی موسس آن بود، تکذیب و به نقل از خانواده ایشان اعلام شد که وی همچنان در همان وضعیت سابق است.
@journalistsclub1
خبر درگذشت احمد توکلی تکذیب شد
ساعتی پیش شرق خبر داد احمد توکلی سیاستمدار ایرانی که از چند روز پیش در بیمارستان به سر میبرد، فوت کرده است.
خبر بلافاصله از سوی سایت خبری الف که آقای توکلی موسس آن بود، تکذیب و به نقل از خانواده ایشان اعلام شد که وی همچنان در همان وضعیت سابق است.
@journalistsclub1
Forwarded from سبک زندگی روزنامهنگاران
این رُمان بعد از ۱۳ سال بالاخره تجدید چاپ شد. داستان خیلی قشنگیه، از اون داستانهاست که میشه به همه پیشنهاد داد. فرزانه طاهری تو یادداشت اول کتاب نوشته عزیزترین کتابیه که ترجمه کرده.
@journalistslifestyle
@journalistslifestyle
اقدام دولت برای مجازات فوری شایعهسازان
رئیس جمهور لایحه دو فوریتی «مقابله با انتشار محتوای خبری خلاف واقع در فضای مجازی» را برای بررسی و تصویب به مجلس فرستاد.
@journalistsclub1
رئیس جمهور لایحه دو فوریتی «مقابله با انتشار محتوای خبری خلاف واقع در فضای مجازی» را برای بررسی و تصویب به مجلس فرستاد.
@journalistsclub1
هم میهن منتشر نشد
روزنامهی هممیهن امروز منتشر نشد. بهرغم اینکه صفحه این روزنامه دیشب توسط سردبیر آن منتشر شده بود، اما روزنامه امروز به دکههای مطبوعاتی نرسید. برخی دلیل این امر را تعطیلی برق چاپخانه عنوان کردهاند که باعث شد روزنامه در موعد مقرر چاپ نشود.
@journalistsclub1
روزنامهی هممیهن امروز منتشر نشد. بهرغم اینکه صفحه این روزنامه دیشب توسط سردبیر آن منتشر شده بود، اما روزنامه امروز به دکههای مطبوعاتی نرسید. برخی دلیل این امر را تعطیلی برق چاپخانه عنوان کردهاند که باعث شد روزنامه در موعد مقرر چاپ نشود.
@journalistsclub1
شهروند تعطیل شد اما هیچکس نپرسید چرا؟
عاطفه شمس
دبیر تحریریه پیشین «شهروند»
تعطیلی یک رسانه نباید بیاهمیت تلقی شود، نه از سوی دولت، نه نهاد صاحبامتیاز آن و نه ساختارهایی که مسئولیت حمایت از روزنامهنگاران و نهادهای رسانهای را بر عهده دارند. با این حال، تعطیلی روزنامه شهروند، نه صدایی از کسی درآورد و نه پرسشی جدی برانگیخت. نه معاونت مطبوعاتی توضیحی خواست، نه شورای اطلاعرسانی واکنشی نشان داد و نه جمعیت هلالاحمر که سالها پرچم این رسانه را در دست داشت، مسئولیتی نسبت به سرنوشت آن احساس کرد.
از مجموعهای حرف میزنم که با بیش از یک دهه فعالیت حرفهای مستمر توانسته بود در دورههایی، بخشی از استانداردهای روزنامهنگاری اجتماعی را ارتقا دهد. تحریریهای که دهها خبرنگار، طراح، صفحهآرا و... زندگی حرفهای خود را در آن بنا کرده بودند اما خاموشی آن چنان بیسروصدا رقم خورد که گویی اساسا هیچ چیزی از دست نرفته است.
سؤال اینجاست؛ در ساختار رسانهای کشور، بیکاری ناگهانی دهها نفر چقدر اهمیت دارد؟ آن هم درست در میانه جنگ ۱۲ روزه، زمانی که رسانهها در خط مقدم روایت و تحلیل قرار داشتند و «شهروند» نیز با وجود فشارها و تنگناها همچنان در حال انجام مسئولیت حرفهای خود بود. آیا نباید دستکم در سطحی نمادین، مسئولان حوزه اطلاعرسانی نسبت به این اتفاق واکنش نشان میدادند؟
در این میان، جای یک پرسش مهم دیگر خالیست؛ آیا راهی جز تعطیلی وجود نداشت؟
پاسخ روشن است؛ میشد با تدبیر و شجاعت از مسیر اصلاح عبور کرد. میشد با اخلالگرانی که بهجای کار حرفهای به حاشیهسازی و تضعیف رسانه مشغول بودند، برخورد کرد. میشد کارکرد روزنامه را متناسب با شرایط جدید بازتعریف کرد و با اکثریت دلسوز و حرفهای پیش رفت نه با اقلیتی که از مدتها پیش کمر به نابودی آن بسته بودند. بارها نیز تأکید کردیم که مسیر اصلاح ممکن است و از در تعامل وارد شدیم اما پاسخی نشنیدیم. درنهایت هم مسیر آسانتر انتخاب شد؛ تعطیلی.
از سوی دیگر، جمعیت هلالاحمر که خود را نهاد خدمتگزار و عامالمنفعه میداند، چه مسئولیتی در قبال این تعطیلی آن هم در بحبوحه جنگ پذیرفت؟ آیا روا بود چنین پایان تلخی برای روزنامهای که سالها بازتابدهنده فعالیتهای همین نهاد بود، اینقدر آسان و بیتوضیح رقم بخورد؟ آیا هیچ سازوکار شفاف و پاسخگویی برای تصمیمی با این سطح از پیامدهای انسانی و حرفهای وجود ندارد؟
این اتفاق نشانه یک بیتفاوتی فراگیر است. وقتی حذف یک رسانه و بیکاری دهها نفر واکنشبرانگیز نیست، تعطیلیهای بعدی نه دور از انتظار، که حتمی خواهند بود.
@journalistsclub1
عاطفه شمس
دبیر تحریریه پیشین «شهروند»
تعطیلی یک رسانه نباید بیاهمیت تلقی شود، نه از سوی دولت، نه نهاد صاحبامتیاز آن و نه ساختارهایی که مسئولیت حمایت از روزنامهنگاران و نهادهای رسانهای را بر عهده دارند. با این حال، تعطیلی روزنامه شهروند، نه صدایی از کسی درآورد و نه پرسشی جدی برانگیخت. نه معاونت مطبوعاتی توضیحی خواست، نه شورای اطلاعرسانی واکنشی نشان داد و نه جمعیت هلالاحمر که سالها پرچم این رسانه را در دست داشت، مسئولیتی نسبت به سرنوشت آن احساس کرد.
از مجموعهای حرف میزنم که با بیش از یک دهه فعالیت حرفهای مستمر توانسته بود در دورههایی، بخشی از استانداردهای روزنامهنگاری اجتماعی را ارتقا دهد. تحریریهای که دهها خبرنگار، طراح، صفحهآرا و... زندگی حرفهای خود را در آن بنا کرده بودند اما خاموشی آن چنان بیسروصدا رقم خورد که گویی اساسا هیچ چیزی از دست نرفته است.
سؤال اینجاست؛ در ساختار رسانهای کشور، بیکاری ناگهانی دهها نفر چقدر اهمیت دارد؟ آن هم درست در میانه جنگ ۱۲ روزه، زمانی که رسانهها در خط مقدم روایت و تحلیل قرار داشتند و «شهروند» نیز با وجود فشارها و تنگناها همچنان در حال انجام مسئولیت حرفهای خود بود. آیا نباید دستکم در سطحی نمادین، مسئولان حوزه اطلاعرسانی نسبت به این اتفاق واکنش نشان میدادند؟
در این میان، جای یک پرسش مهم دیگر خالیست؛ آیا راهی جز تعطیلی وجود نداشت؟
پاسخ روشن است؛ میشد با تدبیر و شجاعت از مسیر اصلاح عبور کرد. میشد با اخلالگرانی که بهجای کار حرفهای به حاشیهسازی و تضعیف رسانه مشغول بودند، برخورد کرد. میشد کارکرد روزنامه را متناسب با شرایط جدید بازتعریف کرد و با اکثریت دلسوز و حرفهای پیش رفت نه با اقلیتی که از مدتها پیش کمر به نابودی آن بسته بودند. بارها نیز تأکید کردیم که مسیر اصلاح ممکن است و از در تعامل وارد شدیم اما پاسخی نشنیدیم. درنهایت هم مسیر آسانتر انتخاب شد؛ تعطیلی.
از سوی دیگر، جمعیت هلالاحمر که خود را نهاد خدمتگزار و عامالمنفعه میداند، چه مسئولیتی در قبال این تعطیلی آن هم در بحبوحه جنگ پذیرفت؟ آیا روا بود چنین پایان تلخی برای روزنامهای که سالها بازتابدهنده فعالیتهای همین نهاد بود، اینقدر آسان و بیتوضیح رقم بخورد؟ آیا هیچ سازوکار شفاف و پاسخگویی برای تصمیمی با این سطح از پیامدهای انسانی و حرفهای وجود ندارد؟
این اتفاق نشانه یک بیتفاوتی فراگیر است. وقتی حذف یک رسانه و بیکاری دهها نفر واکنشبرانگیز نیست، تعطیلیهای بعدی نه دور از انتظار، که حتمی خواهند بود.
@journalistsclub1
مدیر مسئول بولتن نیوز بازداشت شد
بابک امینی، مدیر مسئول بولتن نیوز با شکایت یکی از مدیران پتروشیمی شهرستان ماهشهر، صبح دیروز در تهران بازداشت و به ماهشهر منتقل شد.
@journalistsclub1
بابک امینی، مدیر مسئول بولتن نیوز با شکایت یکی از مدیران پتروشیمی شهرستان ماهشهر، صبح دیروز در تهران بازداشت و به ماهشهر منتقل شد.
@journalistsclub1
هفتمین شماره مجله کتابنامه
هفتمین شماره فصلنامه کتابنامه (مجلهی فرهنگی، ادبی و هنری موسسه آگاهینو) به زودی منتشر میشود. در این شماره میخوانید:
حزب جاسوسان؛ داستان کودتا و ضد کودتای تودهایها، از بازداشتهای 1361 تا اعدامهای هزار و سیصد و شصت و هفت. چگونه قطب زاده در دام ری شهری افتاد؟ مسوولیت علی شمخانی در برخورد با حزب توده چه بود؟
ماهی سرخ کوچولو ؛چگونه حزب توده نشریه مخفی نوید منتشر میکرد؟ دو سند چاپ نشده از رحمان هاتفی و هوشنگ اسدی
وطن یا آغل ؟ تولد دوباره ایران بعد از جنگ
مدرسه تکنوکراتها انقلابی؛ گفتگو با عباس عبدی
دفاع از ناموس؛ نقد و بررسی سریال «سووشون»
کتاب نامه را پیشخرید کنید: با خرید مستقیم کتابنامه از آگاهی نو به تداوم این مجله کمک کنید. برای پیش خرید این شماره ( یک مجله + یک کتاب قصه) در چهارصد وچهار صفحه، شما میتوانید از همین حالا مبلغ ۳۵۰هزار تومان به شماره کارت: ۶۱۰۴۳۳۸۹۷۵۱۶۱۸۳۳
به نام محمد قوچانی در بانک ملت واریز کنید و با ارسال تصویر به شماره تلگرام: ۰۹۳۷۱۳۰۸۸۱۸ مجله را با پست سفارشی رایگان از دفتر آگاهی نو به شکل مستقیم تحویل بگیرید.
@journalistsclub1
هفتمین شماره فصلنامه کتابنامه (مجلهی فرهنگی، ادبی و هنری موسسه آگاهینو) به زودی منتشر میشود. در این شماره میخوانید:
حزب جاسوسان؛ داستان کودتا و ضد کودتای تودهایها، از بازداشتهای 1361 تا اعدامهای هزار و سیصد و شصت و هفت. چگونه قطب زاده در دام ری شهری افتاد؟ مسوولیت علی شمخانی در برخورد با حزب توده چه بود؟
ماهی سرخ کوچولو ؛چگونه حزب توده نشریه مخفی نوید منتشر میکرد؟ دو سند چاپ نشده از رحمان هاتفی و هوشنگ اسدی
وطن یا آغل ؟ تولد دوباره ایران بعد از جنگ
مدرسه تکنوکراتها انقلابی؛ گفتگو با عباس عبدی
دفاع از ناموس؛ نقد و بررسی سریال «سووشون»
کتاب نامه را پیشخرید کنید: با خرید مستقیم کتابنامه از آگاهی نو به تداوم این مجله کمک کنید. برای پیش خرید این شماره ( یک مجله + یک کتاب قصه) در چهارصد وچهار صفحه، شما میتوانید از همین حالا مبلغ ۳۵۰هزار تومان به شماره کارت: ۶۱۰۴۳۳۸۹۷۵۱۶۱۸۳۳
به نام محمد قوچانی در بانک ملت واریز کنید و با ارسال تصویر به شماره تلگرام: ۰۹۳۷۱۳۰۸۸۱۸ مجله را با پست سفارشی رایگان از دفتر آگاهی نو به شکل مستقیم تحویل بگیرید.
@journalistsclub1
به یاد دکتر احمد توکلی، مؤسس« رسالت»،« فردا» و « الف»
فردا روز دیگری است
پدرام پاک آیین
درگذشت مبارز صدیق و مجاهد خستگی ناپذیر، دکتر احمد توکلی اندوهبار است.ارتباط من با او به دوران مسئولیت در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و نامه پر مهر و پرمعنایی که از وی دریافت کردم، باز می گردد. نامه ای که بر پیشانی اش این آیه نقش بسته بود:«لایکلف الله نفسا الا ما اتاها» و در ادامه به مضمون حدیث «رفع» می رسید.
رفتار احترام آمیز و فروتنانه مدیر مسئول «الف» در دیدارهای بعدی با الف بچه سی و یکی دو ساله ای که در آغاز دهه ۹۰ مسئولیت مطبوعات داخلی را به عهده داشت، برای این روزهایم هم درس و هم مایه شرمساری است.
احمد توکلی افزون بر فعالیت های سیاسی، بنیانگذار روزنامه «رسالت» در دهه ۶۰ و مؤسس روزنامه «فردا» در اواسط دهه ۷۰ بود که با وجود دوران کوتاه انتشار ، سبکی نو در روزنامه نگاری تحلیلی پدید آورد؛ شعار تبلیغاتی روزنامه پیش از انتشار این بود:«فردا روز دیگری است». فردا روزنامهای برای نخبگان بود، بدون آگهی، بدون صفحه ورزشی و حوادث، ، تماما سیاه و سفید که به جای عکس، از کاریکاتورها و تصاویر گرافیکی استفاده می کرد. به جای نقل خبر از خبرگزاری ها تقریبا همه اخبارش اختصاصی بودند.
از کاربرد القابی چون دکتر، مهندس و … برای مسئولان احتراز می جست. اولین رسانه ایرانی بعد از انقلاب بود که با سخنگوی کاخ سفید مصاحبه اختصاصی کرد. سردبیری روزنامه را علیرضا شمیرانی و دبیری گروه سیاسی آن را مهدی فضائلی به عهده داشت. اقدام ارزشمند مؤسسان « فردا» کادرسازی پیش از تأسیس این روزنامه بود. در دانشگاههای تهران از دانشجویانی که مایل به همکاری بودند، دعوتی عام و فراگیر صورت گرفت. سپس کلاسهای فشرده اصول روزنامهنگاری، نگارش و ویرایش و تاریخ معاصر با حضور چهره هایی چون حسین قندی، هادی خانیکی و یونس شکرخواه که بعضا با احمد توکلی، همفکری سیاسی نیز نداشتند، برگزار شد. این دانشجویان پیکره نیروی انسانی روزنامه را تشکیل دادند.
«الف»، دیگر میراث معنوی احمد توکلی از نخستین پایگاه های خبری ایرانی بود که مسیر تعامل برخط با مخاطبان را برگزید و اجازه داد تا ذیل هر مطلب اظهار نظر کنند.
نوع مبارزه احمد توکلی با فساد که به تأسیس سازمان مردم نهاد « دیده بان شفافیت» انجامید، « عدالت اندیش» بود، نه« رقابت اندیش»؛ چرا که فساد ستیزی را سیاسی نمی کرد و از آن ابزاری برای حذف رقبا نمیساخت.احمد آقا گرچه در اواخر عمر به دلیل کسالت، بسیاری از دوستان و دوستداران خود را به فراموشی سپرد؛ اما تاریخ انقلاب و جامعه رسانه ای همواره خاطره پاک او را زنده نگاه خواهد داشت.
@journalistsclub1
فردا روز دیگری است
پدرام پاک آیین
درگذشت مبارز صدیق و مجاهد خستگی ناپذیر، دکتر احمد توکلی اندوهبار است.ارتباط من با او به دوران مسئولیت در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و نامه پر مهر و پرمعنایی که از وی دریافت کردم، باز می گردد. نامه ای که بر پیشانی اش این آیه نقش بسته بود:«لایکلف الله نفسا الا ما اتاها» و در ادامه به مضمون حدیث «رفع» می رسید.
رفتار احترام آمیز و فروتنانه مدیر مسئول «الف» در دیدارهای بعدی با الف بچه سی و یکی دو ساله ای که در آغاز دهه ۹۰ مسئولیت مطبوعات داخلی را به عهده داشت، برای این روزهایم هم درس و هم مایه شرمساری است.
احمد توکلی افزون بر فعالیت های سیاسی، بنیانگذار روزنامه «رسالت» در دهه ۶۰ و مؤسس روزنامه «فردا» در اواسط دهه ۷۰ بود که با وجود دوران کوتاه انتشار ، سبکی نو در روزنامه نگاری تحلیلی پدید آورد؛ شعار تبلیغاتی روزنامه پیش از انتشار این بود:«فردا روز دیگری است». فردا روزنامهای برای نخبگان بود، بدون آگهی، بدون صفحه ورزشی و حوادث، ، تماما سیاه و سفید که به جای عکس، از کاریکاتورها و تصاویر گرافیکی استفاده می کرد. به جای نقل خبر از خبرگزاری ها تقریبا همه اخبارش اختصاصی بودند.
از کاربرد القابی چون دکتر، مهندس و … برای مسئولان احتراز می جست. اولین رسانه ایرانی بعد از انقلاب بود که با سخنگوی کاخ سفید مصاحبه اختصاصی کرد. سردبیری روزنامه را علیرضا شمیرانی و دبیری گروه سیاسی آن را مهدی فضائلی به عهده داشت. اقدام ارزشمند مؤسسان « فردا» کادرسازی پیش از تأسیس این روزنامه بود. در دانشگاههای تهران از دانشجویانی که مایل به همکاری بودند، دعوتی عام و فراگیر صورت گرفت. سپس کلاسهای فشرده اصول روزنامهنگاری، نگارش و ویرایش و تاریخ معاصر با حضور چهره هایی چون حسین قندی، هادی خانیکی و یونس شکرخواه که بعضا با احمد توکلی، همفکری سیاسی نیز نداشتند، برگزار شد. این دانشجویان پیکره نیروی انسانی روزنامه را تشکیل دادند.
«الف»، دیگر میراث معنوی احمد توکلی از نخستین پایگاه های خبری ایرانی بود که مسیر تعامل برخط با مخاطبان را برگزید و اجازه داد تا ذیل هر مطلب اظهار نظر کنند.
نوع مبارزه احمد توکلی با فساد که به تأسیس سازمان مردم نهاد « دیده بان شفافیت» انجامید، « عدالت اندیش» بود، نه« رقابت اندیش»؛ چرا که فساد ستیزی را سیاسی نمی کرد و از آن ابزاری برای حذف رقبا نمیساخت.احمد آقا گرچه در اواخر عمر به دلیل کسالت، بسیاری از دوستان و دوستداران خود را به فراموشی سپرد؛ اما تاریخ انقلاب و جامعه رسانه ای همواره خاطره پاک او را زنده نگاه خواهد داشت.
@journalistsclub1