Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کتاب خانواده مطبوعات و بزرگان ما
کتاب چهره مطبوعات معاصر در سال ۱۳۵۰ به کوشش غلامحسین صالحیار، عمید نائینی و ده دوازده نفر از همکاران آنها تهیه و تدوین شده است. ناگفته پیداست که جمعآوری هزار و دویست سیصد شرح حال، هرچند مختصر، و همین تعداد عکس چه کار پرزحمتی است. افرادی که این کتاب را تهیه کردند، اخراجیهای روزنامهی آیندگان بودند.
این کتاب مروری است کوتاه بر زندگی روزنامهنگارانی که در جایگاههای گوناگون از مسئول و سردبیر تا عضو تحریریه و کادر فنی در مطبوعات ایران فعالیت میکردند. ورقزدن صفحات این اثر، گذشته از حس نوستالوژی که برمیانگیزد، یادآورِ چهرههای پیشین عرصهٔ مطبوعات، راههایی که پیمودند و تجربههایی است که از خود به جای گذاشتند.
این کتاب دیگر تجدید چاپ نشد و اکنون به کتابی مرجع تبدیل شده است. کتابی درباره خانوادهی مطبوعات. نام کسانی که آمده همه اهل مطبوعاتاند. مطبوعاتیهای قدیمی و پیش از انقلاب، که بیشترشان در آن ایام جوان بودند و هرچه زمان گذشت پیر و سالخورده شدند یا از دست رفتند و اکنون نام آنها به یادگار مانده است و در جای جای 344 صفحه این کتاب آمده است.
@journalistsclub1
کتاب چهره مطبوعات معاصر در سال ۱۳۵۰ به کوشش غلامحسین صالحیار، عمید نائینی و ده دوازده نفر از همکاران آنها تهیه و تدوین شده است. ناگفته پیداست که جمعآوری هزار و دویست سیصد شرح حال، هرچند مختصر، و همین تعداد عکس چه کار پرزحمتی است. افرادی که این کتاب را تهیه کردند، اخراجیهای روزنامهی آیندگان بودند.
این کتاب مروری است کوتاه بر زندگی روزنامهنگارانی که در جایگاههای گوناگون از مسئول و سردبیر تا عضو تحریریه و کادر فنی در مطبوعات ایران فعالیت میکردند. ورقزدن صفحات این اثر، گذشته از حس نوستالوژی که برمیانگیزد، یادآورِ چهرههای پیشین عرصهٔ مطبوعات، راههایی که پیمودند و تجربههایی است که از خود به جای گذاشتند.
این کتاب دیگر تجدید چاپ نشد و اکنون به کتابی مرجع تبدیل شده است. کتابی درباره خانوادهی مطبوعات. نام کسانی که آمده همه اهل مطبوعاتاند. مطبوعاتیهای قدیمی و پیش از انقلاب، که بیشترشان در آن ایام جوان بودند و هرچه زمان گذشت پیر و سالخورده شدند یا از دست رفتند و اکنون نام آنها به یادگار مانده است و در جای جای 344 صفحه این کتاب آمده است.
@journalistsclub1
اینستاگرام، «غیرخودیها» و حکمرانی
مهدی جلیلی
روزنامهنگار و مستندساز
گزارش تازه مرکز پژوهشهای مجلس که اینستاگرام را با حدود ۳۱ میلیون کاربر فعال، پرمخاطبترین رسانه اجتماعی در ایران معرفی میکند، صرفاً یک آمار رسانهای نیست؛ نشانهای روشن از شکست یک منطق حکمرانی است. منطقی که سالها کوشید با «غیریتسازی» در عرصه امنیت و فرهنگ، ذائقه عمومی را مهار کند و نهایتاً از همه جهت شکست خورد.
غیریتسازی در سیاست رسانهای ایران از همان نقطهای آغاز شد که تفاوت به تهدید تقلیل یافت. شبکههای اجتماعی نه بهعنوان ابزار ارتباطی و فرهنگیِ جهان معاصر، بلکه بهمثابه «خطر» تعریف شدند. نتیجه این سیاست، نه گفتوگو و تنظیمگری هوشمند از سوی اجتماع، بلکه فیلترینگ، محدودسازی و برخورد سلبی از طرف حکمرانان بود.
واقعیت این است که سیاست غیریتسازی، هم در سطح امنیتی و هم در سطح فرهنگی، شکست خورده است. در سطح امنیتی، چون نتوانست رفتار کاربران را متوقف کند؛ مردم از فیلترها عبور کردند و دسترسی را به شیوههای مختلف حفظ کردند. در سطح فرهنگی، چون نتوانست اعتماد و جذابیت بسازد؛ مخاطب، رسانهای را انتخاب کرد که او را میبیند، به او امکان سخن گفتن میدهد و زندگی روزمرهاش را بازنمایی میکند، حتی اگر آن رسانه «غیرخودی» نامیده شود.
انتخاب اینستاگرام بهعنوان «اولین رسانه مردم ایران» به معنای انتخاب یک پلتفرم خارجی در برابر یک رسانه داخلی نیست؛ انتخاب یک کارکرد در برابر یک روایت است. کارکردِ ارتباط، مشارکت و دیدهشدن در برابر روایتی که سالها با دوگانهسازی «ما/آنها» خود را بازتولید کرد. مردم نه الزاماً علیه صداوسیما، که به نفع چیزی رأی دادند که برایشان معنا داشت. این انتخاب، واکنشی به حذف، نادیدهگرفتن و بیاعتنایی بود.
تولید محتوا بدون مخاطب یا با مخاطب اندک ممکن است از نظر فرم درست باشد، چنانکه مدیران صدا و سیما به آن عمل می کنند، اما از نظر معنا تهی است. رسانهای که مخاطبش را «مسئله» ببیند، نه «شریک»، دیر یا زود مخاطب را از دست میدهد و در مقابل، پلتفرمی که به مخاطب امکان کنش میدهد به رسانه غالب تبدیل میشود.
در نهایت، این گزارش یادآور یک حقیقت ساده است: رسانه را مردم انتخاب میکنند، نه سیاست. و هرجا سیاست در برابر این انتخاب بایستد، نه مردم متوقف میشوند و نه رسانههای بدیل حذف می شوند؛ فقط شکاف عمیقتر میشود. اگر قرار است این چرخه شکسته شود، نخستین گام، کنار گذاشتن منطق غیریتسازی و بهرسمیتشناختن جامعه بهعنوان «خودیِ واقعی» است؛ جامعهای که امروز، انتخابش را کرده است.
@journalistsclub1
مهدی جلیلی
روزنامهنگار و مستندساز
گزارش تازه مرکز پژوهشهای مجلس که اینستاگرام را با حدود ۳۱ میلیون کاربر فعال، پرمخاطبترین رسانه اجتماعی در ایران معرفی میکند، صرفاً یک آمار رسانهای نیست؛ نشانهای روشن از شکست یک منطق حکمرانی است. منطقی که سالها کوشید با «غیریتسازی» در عرصه امنیت و فرهنگ، ذائقه عمومی را مهار کند و نهایتاً از همه جهت شکست خورد.
غیریتسازی در سیاست رسانهای ایران از همان نقطهای آغاز شد که تفاوت به تهدید تقلیل یافت. شبکههای اجتماعی نه بهعنوان ابزار ارتباطی و فرهنگیِ جهان معاصر، بلکه بهمثابه «خطر» تعریف شدند. نتیجه این سیاست، نه گفتوگو و تنظیمگری هوشمند از سوی اجتماع، بلکه فیلترینگ، محدودسازی و برخورد سلبی از طرف حکمرانان بود.
واقعیت این است که سیاست غیریتسازی، هم در سطح امنیتی و هم در سطح فرهنگی، شکست خورده است. در سطح امنیتی، چون نتوانست رفتار کاربران را متوقف کند؛ مردم از فیلترها عبور کردند و دسترسی را به شیوههای مختلف حفظ کردند. در سطح فرهنگی، چون نتوانست اعتماد و جذابیت بسازد؛ مخاطب، رسانهای را انتخاب کرد که او را میبیند، به او امکان سخن گفتن میدهد و زندگی روزمرهاش را بازنمایی میکند، حتی اگر آن رسانه «غیرخودی» نامیده شود.
انتخاب اینستاگرام بهعنوان «اولین رسانه مردم ایران» به معنای انتخاب یک پلتفرم خارجی در برابر یک رسانه داخلی نیست؛ انتخاب یک کارکرد در برابر یک روایت است. کارکردِ ارتباط، مشارکت و دیدهشدن در برابر روایتی که سالها با دوگانهسازی «ما/آنها» خود را بازتولید کرد. مردم نه الزاماً علیه صداوسیما، که به نفع چیزی رأی دادند که برایشان معنا داشت. این انتخاب، واکنشی به حذف، نادیدهگرفتن و بیاعتنایی بود.
تولید محتوا بدون مخاطب یا با مخاطب اندک ممکن است از نظر فرم درست باشد، چنانکه مدیران صدا و سیما به آن عمل می کنند، اما از نظر معنا تهی است. رسانهای که مخاطبش را «مسئله» ببیند، نه «شریک»، دیر یا زود مخاطب را از دست میدهد و در مقابل، پلتفرمی که به مخاطب امکان کنش میدهد به رسانه غالب تبدیل میشود.
گزارش مرکز پژوهشهای مجلس یک هشدار است: نمیتوان همزمان جامعه را «غیرخودی» نامید و انتظار داشت رسانه رسمی، رسانه اول مردم بماند. نمیتوان خواست عمومی را نادیده گرفت و بعد از «بیاعتنایی مردم» شگفتزده شد. اگر سیاست رسانهای بر پایه غیریتسازی بنا شود، نتیجهاش دقیقاً همین است: انتخاب رسانههای آلترناتیو، عبور از فیلترها و فاصله گرفتن از روایت رسمی.
در نهایت، این گزارش یادآور یک حقیقت ساده است: رسانه را مردم انتخاب میکنند، نه سیاست. و هرجا سیاست در برابر این انتخاب بایستد، نه مردم متوقف میشوند و نه رسانههای بدیل حذف می شوند؛ فقط شکاف عمیقتر میشود. اگر قرار است این چرخه شکسته شود، نخستین گام، کنار گذاشتن منطق غیریتسازی و بهرسمیتشناختن جامعه بهعنوان «خودیِ واقعی» است؛ جامعهای که امروز، انتخابش را کرده است.
@journalistsclub1
وزیر سابق مو کاشت
احسان خاندوزی، وزیر اقتصاد دولت مرحوم رئیسی، ظاهراً در مدت دو سال دوری از دولت، عمل کاشت مو انجام داده است. رسانهها تصویر جدیدی از او منتشر کردهاند که تفاوت معناداری با ظاهر سابقش دارد.
@journalistsclub1
احسان خاندوزی، وزیر اقتصاد دولت مرحوم رئیسی، ظاهراً در مدت دو سال دوری از دولت، عمل کاشت مو انجام داده است. رسانهها تصویر جدیدی از او منتشر کردهاند که تفاوت معناداری با ظاهر سابقش دارد.
@journalistsclub1
به یاد بهرام بیضایی
بهرام بیضایی، کارگردان و نویسنده برجسته ایرانی، ساعاتی پیش درگذشت.
او در کنار فیلمسازی و نمایشنامهنویسی، فعالیتهای مطبوعاتی جدی و اثرگذار نیز داشت. از دههٔ ۴۰ با نوشتن مقالهها و نقدهای تند و دقیق دربارهٔ تئاتر، اسطوره، تاریخ و زبان در مجلاتی چون آرش و سخن و پس از انقلاب در نشریاتی مانند چراغ، آدینه و دنیای سخن نشان داد مجلات روشنفکری برای او نه محل دیدهشدن، بلکه میدان ارائه اندیشه و آثاری است که اغلب مجال انتشار رسمی نمییافتند.
نوشتههایش آگاهانه غیرعامهپسند و عمیقاً نظری بودند؛ درست به همان اندازه که سینما و تئاترش چنین بودند. بیضایی در مطبوعات نیز اهل مصالحه نبود. با ابتذال، تاریخنویسی جعلی و سادهسازی فرهنگ درافتاد و پیگیرانه بر روشنگری ایستاد.
نامش بلند و یادش ماندگار
@journalistsclub1
بهرام بیضایی، کارگردان و نویسنده برجسته ایرانی، ساعاتی پیش درگذشت.
او در کنار فیلمسازی و نمایشنامهنویسی، فعالیتهای مطبوعاتی جدی و اثرگذار نیز داشت. از دههٔ ۴۰ با نوشتن مقالهها و نقدهای تند و دقیق دربارهٔ تئاتر، اسطوره، تاریخ و زبان در مجلاتی چون آرش و سخن و پس از انقلاب در نشریاتی مانند چراغ، آدینه و دنیای سخن نشان داد مجلات روشنفکری برای او نه محل دیدهشدن، بلکه میدان ارائه اندیشه و آثاری است که اغلب مجال انتشار رسمی نمییافتند.
نوشتههایش آگاهانه غیرعامهپسند و عمیقاً نظری بودند؛ درست به همان اندازه که سینما و تئاترش چنین بودند. بیضایی در مطبوعات نیز اهل مصالحه نبود. با ابتذال، تاریخنویسی جعلی و سادهسازی فرهنگ درافتاد و پیگیرانه بر روشنگری ایستاد.
نامش بلند و یادش ماندگار
@journalistsclub1
.
دو روزنامهی شرق و اعتماد، تیتر و عکس اول خود را به درگذشت بهرام بیضایی اختصاص دادند.
@journalistsclub1
دو روزنامهی شرق و اعتماد، تیتر و عکس اول خود را به درگذشت بهرام بیضایی اختصاص دادند.
@journalistsclub1
در کنار شرق و اعتماد، روزنامههای پیامما، دنیای اقتصاد، آرمان ملی و تعادل نیز از جمله روزنامههایی بودند که عکس اول خود را به درگذشت بهرام بیضایی اختصاص دادند.
@journalistsclub1
@journalistsclub1
اتفاقی کمسابقه
تسلیت مقامات رسمی دولت به مناسبت درگذشت بهرام بیضایی
در پی درگذشت بهرام بیضایی، اسطورهی بیبدیل نمایش و سینمای ایران، تاکنون پنج مقام رسمی دولت با انتشار پیامهایی جداگانه، این ضایعه را تسلیت گفتهاند.
محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهور سید عباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی؛ محمدجعفر قائمپناه، معاون اجرایی رئیسجمهور؛ عبدالکریم حسینزاده، معاون رئیسجمهور؛ و علی ربیعی، دستیار اجتماعی رئیسجمهور در پیامهای جداگانهای پیام تسلیت صادر کردند و آقای بیضایی را معمار اندیشه در هنر خواندند و تأکید کردند آثارش در حافظه ایرانیان پایدار خواهد ماند.
چنین واکنشی در مواجهه با درگذشت یک چهرهی فرهنگی، کمسابقه است. حتی در دولت اصلاحات نیز، درگذشت روشنفکران و هنرمندان برجسته، کمتر با چنین همدلی و واکنشی از سوی مسئولان همراه بود.
این توجه را باید به فال نیک گرفت و آن را نشانهای از درک ژرفتر جایگاه فرهنگ و هنر در عرصهی عمومی و ساحت سیاستگذاری کلان دانست. امید آنکه این رویکرد، آغازی باشد برای گشودن درهای بازگشت به روی ایراندوستان، هنرمندان و اندیشمندانی که سالها دور از وطن زیستهاند.
دعوت رسمی از آنان برای بازگشت، نهتنها ادای دینی است به سرمایههای فرهنگی این سرزمین، بلکه گامی است در تقویت سرمایه اجتماعی.
در کنار آن، نباید از هنرمندان، نویسندگان و دانشورانی که در همین خاک ماندهاند و بیصدا برای اعتلای فرهنگ این مرز و بوم تلاش میکنند، غافل شد. فراهمسازی فضای امن، آزاد و خلاقانه برای آنان، ضرورتی است که بیش از همیشه احساس میشود.
@journalistsclub1
تسلیت مقامات رسمی دولت به مناسبت درگذشت بهرام بیضایی
در پی درگذشت بهرام بیضایی، اسطورهی بیبدیل نمایش و سینمای ایران، تاکنون پنج مقام رسمی دولت با انتشار پیامهایی جداگانه، این ضایعه را تسلیت گفتهاند.
محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهور سید عباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی؛ محمدجعفر قائمپناه، معاون اجرایی رئیسجمهور؛ عبدالکریم حسینزاده، معاون رئیسجمهور؛ و علی ربیعی، دستیار اجتماعی رئیسجمهور در پیامهای جداگانهای پیام تسلیت صادر کردند و آقای بیضایی را معمار اندیشه در هنر خواندند و تأکید کردند آثارش در حافظه ایرانیان پایدار خواهد ماند.
چنین واکنشی در مواجهه با درگذشت یک چهرهی فرهنگی، کمسابقه است. حتی در دولت اصلاحات نیز، درگذشت روشنفکران و هنرمندان برجسته، کمتر با چنین همدلی و واکنشی از سوی مسئولان همراه بود.
این توجه را باید به فال نیک گرفت و آن را نشانهای از درک ژرفتر جایگاه فرهنگ و هنر در عرصهی عمومی و ساحت سیاستگذاری کلان دانست. امید آنکه این رویکرد، آغازی باشد برای گشودن درهای بازگشت به روی ایراندوستان، هنرمندان و اندیشمندانی که سالها دور از وطن زیستهاند.
دعوت رسمی از آنان برای بازگشت، نهتنها ادای دینی است به سرمایههای فرهنگی این سرزمین، بلکه گامی است در تقویت سرمایه اجتماعی.
در کنار آن، نباید از هنرمندان، نویسندگان و دانشورانی که در همین خاک ماندهاند و بیصدا برای اعتلای فرهنگ این مرز و بوم تلاش میکنند، غافل شد. فراهمسازی فضای امن، آزاد و خلاقانه برای آنان، ضرورتی است که بیش از همیشه احساس میشود.
@journalistsclub1
رئیسجمهور در پیامی درگذشت زنده یاد بهرام بیضایی هنرمند و کارگردان برجسته سینما و تئاتر ایران را تسلیت گفت.
@journalistsclub1
@journalistsclub1
دعوت به همکاری؛ سردبیر و دبیر تحریریه
یک مجموعه رسانهای برای تقویت تحریریه خود در موقعیتهای شغلی زیر از روزنامهنگاران باتجربه دعوت به عمل میآورد:
1️⃣ دبیر تحریریه
2️⃣ سردبیر بخش خبر
▪️آشنا به اصول خبرنویسی، گزارشنویسی و تنظیم مصاحبه / توانایی مدیریت فرایندها و افراد
▪️حقوق از ۳۰ میلیون تومان (قابل مذاکره بر اساس سابقه و مهارتها) + بیمه + پاداش
▪️تمام وقت، حضوری، شنبه تا چهارشنبه از ۹ تا ۱۷ - پنجشنبه از ۹ تا ۱۳
برای کسب اطلاعات بیشتر به آیدی زیر پیام بدهید: @P_NKB
@journalistsclub1
یک مجموعه رسانهای برای تقویت تحریریه خود در موقعیتهای شغلی زیر از روزنامهنگاران باتجربه دعوت به عمل میآورد:
1️⃣ دبیر تحریریه
2️⃣ سردبیر بخش خبر
▪️آشنا به اصول خبرنویسی، گزارشنویسی و تنظیم مصاحبه / توانایی مدیریت فرایندها و افراد
▪️حقوق از ۳۰ میلیون تومان (قابل مذاکره بر اساس سابقه و مهارتها) + بیمه + پاداش
▪️تمام وقت، حضوری، شنبه تا چهارشنبه از ۹ تا ۱۷ - پنجشنبه از ۹ تا ۱۳
برای کسب اطلاعات بیشتر به آیدی زیر پیام بدهید: @P_NKB
@journalistsclub1
دو کتاب مهم زاون قوکاسیان، روزنامهنگار و منتقد سینما، هنوز از بهترین منابع برای شناخت بهرام بیضاییاند.
«گفتوگو با بهرام بیضایی» همچنان اثری ناب و مرجع است. این گفتوگوها از سال ۱۳۶۵ در خانهٔ بیضایی آغاز شد و تا ۱۳۶۷ ادامه یافت. متن گفتوگوها پس از نخستین مهاجرت بیضایی از ایران، در سوئد بازبینی شد و سرانجام در زمستان ۱۳۷۱ توسط انتشارات آگاه منتشر شد.
بیضایی در نیمه دهه هفتاد به ایران بازگشت و تا سال ۱۳۸۹ در ایران بود اما در دوره احمدینژاد به دلایل روشن مهاجرت کرد و دیگر بازنگشت.
بیضایی در این گفتوگوها هم صریح است و هم با دقت به چگونگی شکلگیری فیلمها و جهان فکریاش میپردازد. بعدها کتاب «مسافران» نیز بهعنوان مکمل به این مجموعه افزوده شد.
کتاب دوم، مجموعهای از مقالات روزنامهنگاران و منتقدان دربارهٔ بیضایی است؛ اثری که عملاً نقش یک فیلمشناسی تحلیلی از کارنامهٔ او را ایفا میکند.
امروز زاون قوکاسیان و بهرام بیضایی در میان ما نیستند؛ اما این دو کتاب همچنان زندهاند و شاید دقیقتر از هر متن تازهای، نشان میدهند که چگونه یک سینماگر بزرگ، پیش از آنکه از جهان برود، کنار گذاشته شد.
@journalistsclub1
«گفتوگو با بهرام بیضایی» همچنان اثری ناب و مرجع است. این گفتوگوها از سال ۱۳۶۵ در خانهٔ بیضایی آغاز شد و تا ۱۳۶۷ ادامه یافت. متن گفتوگوها پس از نخستین مهاجرت بیضایی از ایران، در سوئد بازبینی شد و سرانجام در زمستان ۱۳۷۱ توسط انتشارات آگاه منتشر شد.
بیضایی در نیمه دهه هفتاد به ایران بازگشت و تا سال ۱۳۸۹ در ایران بود اما در دوره احمدینژاد به دلایل روشن مهاجرت کرد و دیگر بازنگشت.
بیضایی در این گفتوگوها هم صریح است و هم با دقت به چگونگی شکلگیری فیلمها و جهان فکریاش میپردازد. بعدها کتاب «مسافران» نیز بهعنوان مکمل به این مجموعه افزوده شد.
کتاب دوم، مجموعهای از مقالات روزنامهنگاران و منتقدان دربارهٔ بیضایی است؛ اثری که عملاً نقش یک فیلمشناسی تحلیلی از کارنامهٔ او را ایفا میکند.
امروز زاون قوکاسیان و بهرام بیضایی در میان ما نیستند؛ اما این دو کتاب همچنان زندهاند و شاید دقیقتر از هر متن تازهای، نشان میدهند که چگونه یک سینماگر بزرگ، پیش از آنکه از جهان برود، کنار گذاشته شد.
@journalistsclub1
سئوال
به نظر شما چرا خبرگزاری فارس از اعتراضات امروز تهران گزارش تصویری رفت و صداوسیما برای اولین بار فیلم اعتراضات خیابانی و شعارهای آن را پخش کرد؟
@journalistsclub1
به نظر شما چرا خبرگزاری فارس از اعتراضات امروز تهران گزارش تصویری رفت و صداوسیما برای اولین بار فیلم اعتراضات خیابانی و شعارهای آن را پخش کرد؟
@journalistsclub1
.
دو توئیت درباره یک نفر
توئیت خانمها فاطمه رجبی و نگین باقری دو روزنامهنگار اجتماعی درباره یکی از روزنامهنگارانی که تا ایران بود، نه تنها ساکت بود، بلکه برای دیگر روزنامهنگاران پرونده سازی میکرد اما از وقتی به کانادا مهاجرت کرده به یاد مبارزه افتاده و به دنبال تزریق خشونت است.
@journalistsclub1
دو توئیت درباره یک نفر
توئیت خانمها فاطمه رجبی و نگین باقری دو روزنامهنگار اجتماعی درباره یکی از روزنامهنگارانی که تا ایران بود، نه تنها ساکت بود، بلکه برای دیگر روزنامهنگاران پرونده سازی میکرد اما از وقتی به کانادا مهاجرت کرده به یاد مبارزه افتاده و به دنبال تزریق خشونت است.
@journalistsclub1
درگذشت خبرنگار سابق فارس
مجتبی رحمتی، خبرنگار سابق خبرگزاری فارس و مدیر روابط عمومی سازمان اموال تملیکی که چند روز پیش بر اثر تصادف رانندگی در قم در کما به سر میبرد، صبح امروز پیش بر اثر شدت جراحات وارده دار فانی را وداع گفت.
@journalistsclub1
مجتبی رحمتی، خبرنگار سابق خبرگزاری فارس و مدیر روابط عمومی سازمان اموال تملیکی که چند روز پیش بر اثر تصادف رانندگی در قم در کما به سر میبرد، صبح امروز پیش بر اثر شدت جراحات وارده دار فانی را وداع گفت.
@journalistsclub1
بیخبری از دبیرِ سیاسیِ روزنامه اعتماد
اعتماد آنلاین نوشت: روز گذشته «مهدی بیک» دبیر سیاسی اعتماد برای گرفتن گزارش میدانی از تجمعات بازاریان به ۱۵ خرداد مراجعه کرده و بعد از گذشت ۲۴ ساعت به خانه برنگشته است و هیچ خبری از او نیست. همسر مهدی بیک نیز این خبر را تایید کرده و در توییتر درباره آن نوشته است.
@journalistsclub1
اعتماد آنلاین نوشت: روز گذشته «مهدی بیک» دبیر سیاسی اعتماد برای گرفتن گزارش میدانی از تجمعات بازاریان به ۱۵ خرداد مراجعه کرده و بعد از گذشت ۲۴ ساعت به خانه برنگشته است و هیچ خبری از او نیست. همسر مهدی بیک نیز این خبر را تایید کرده و در توییتر درباره آن نوشته است.
@journalistsclub1
لیگ برتر یا لیگ بانک شهر؟
نغمه افشار روزنامهنگار ورزشی نوشت:
خبرهای عجیب هر روز فوتبال ایران را شوکه میکنند. اینکه مالک یک تیم اسپانسر سه تیم دیگر هم باشد نه فقط جای تعجب دارد، بلکه زنگ خطر است؛ بانک شهر چه کار میکند؟
ماجرای حضور بانک شهر که حالا هم مالک پرسپولیس است و هم حامی مالی سه تیم لیگ برتر (ملوان، آلومینیوم و شمسآذر)، دیگر از مرز یک حمایت ساده عبور کرده و به لبهی تیغ قوانین حرفهای رسیده است.
وقتی یک بنگاه اقتصادی همزمان صاحبخانهی یکی از مدعیان قهرمانی است و خرج سفرِ رقبایش را میدهد، سوال بزرگ اینجاست که آیا در زمین بازی، تکلها همانقدر محکم و سوتها همانقدر بیطرف خواهند ماند؟
طبق بندهای صریح کنفدراسیون فوتبال آسیا درباره سلامت و یکپارچگی مسابقات و مقررات صدور مجوز حرفهای، هرگونه تسلط یا نفوذ همزمان یک مجموعه بر چند باشگاه حاضر در یک لیگ، زنگ خطرِ «تضاد منافع» را به صدا درمیآورد.
این مدل درآمدزایی در درازمدت، روح فوتبال را که رقابت سالم است، قربانی خواهد کرد؛ یک هشدار در روح قوانین فیفا نهفته است. وقتی منابع مالی یکی شود، سلامت رقابت و غیرقابل پیشبینی بودن نتایج، اولین قربانی خواهد بود.
تیمی که بقای مالیاش در گرو امضای مدیران تیم رقیب است، آیا در هفتههای سرنوشتساز جرأت میکند منافع ولینعمت خود را به خطر بیندازد؟ آیا با همان جسارت و بیرحمی همیشگی میجنگد یا ناخودآگاه دستبهعصا میشود؟
@journalistsclub1
نغمه افشار روزنامهنگار ورزشی نوشت:
خبرهای عجیب هر روز فوتبال ایران را شوکه میکنند. اینکه مالک یک تیم اسپانسر سه تیم دیگر هم باشد نه فقط جای تعجب دارد، بلکه زنگ خطر است؛ بانک شهر چه کار میکند؟
ماجرای حضور بانک شهر که حالا هم مالک پرسپولیس است و هم حامی مالی سه تیم لیگ برتر (ملوان، آلومینیوم و شمسآذر)، دیگر از مرز یک حمایت ساده عبور کرده و به لبهی تیغ قوانین حرفهای رسیده است.
وقتی یک بنگاه اقتصادی همزمان صاحبخانهی یکی از مدعیان قهرمانی است و خرج سفرِ رقبایش را میدهد، سوال بزرگ اینجاست که آیا در زمین بازی، تکلها همانقدر محکم و سوتها همانقدر بیطرف خواهند ماند؟
طبق بندهای صریح کنفدراسیون فوتبال آسیا درباره سلامت و یکپارچگی مسابقات و مقررات صدور مجوز حرفهای، هرگونه تسلط یا نفوذ همزمان یک مجموعه بر چند باشگاه حاضر در یک لیگ، زنگ خطرِ «تضاد منافع» را به صدا درمیآورد.
این مدل درآمدزایی در درازمدت، روح فوتبال را که رقابت سالم است، قربانی خواهد کرد؛ یک هشدار در روح قوانین فیفا نهفته است. وقتی منابع مالی یکی شود، سلامت رقابت و غیرقابل پیشبینی بودن نتایج، اولین قربانی خواهد بود.
تیمی که بقای مالیاش در گرو امضای مدیران تیم رقیب است، آیا در هفتههای سرنوشتساز جرأت میکند منافع ولینعمت خود را به خطر بیندازد؟ آیا با همان جسارت و بیرحمی همیشگی میجنگد یا ناخودآگاه دستبهعصا میشود؟
@journalistsclub1