خـــون چکد ز حَنْجَرِ سـیمرغِ میهنم
ز عزای هرمز به سنج و دمام میهنم
هزار جانِ لاله شکفت ز سینهی خور
که دردش بـسوخت روی مـام میهنم
@Kalums
ز عزای هرمز به سنج و دمام میهنم
هزار جانِ لاله شکفت ز سینهی خور
که دردش بـسوخت روی مـام میهنم
آزاد
@Kalums
💔6❤1
👍5
👍5
👍4❤1
به کجا چنین شتابان؟»
گَوَن از نسیم پرسید
«دلِ من گرفته زینجا
هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان؟»
«همه آرزویم، اما
چه کنم که بسته پایم...»
«به کجا چنین شتابان؟»
«به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم»
«سفرت به خیر! اما، تو و دوستی، خدا را
چو ازین کویرِ وحشت به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها به باران
برسان سلامِ ما را»
#شفیعی_کدکنی
@Kalums
❤5
همسایه سایهات به سرم مستدام باد
لطفت همیشه زخم مرا التیام داد
وقتی انیس لحظه تنهاییام توئی
تنها دلیل اینکه من اینجاییام توئی
🎉🎊ولادت با سعادت حضرت معصومه (سلام الله علیها) و روز دختر گرامی باد.🌺🌷
@Kalums
لطفت همیشه زخم مرا التیام داد
وقتی انیس لحظه تنهاییام توئی
تنها دلیل اینکه من اینجاییام توئی
🎉🎊ولادت با سعادت حضرت معصومه (سلام الله علیها) و روز دختر گرامی باد.🌺🌷
@Kalums
❤6
روح تورا که دید خدا، گوهر آفرید
احساس را دمید به گل، دختر آفرید
#سالروزمیلادحضرتمعصومهس
#وروزدخترمبارکباد🌸🍃
@Kalums
احساس را دمید به گل، دختر آفرید
#سالروزمیلادحضرتمعصومهس
#وروزدخترمبارکباد🌸🍃
@Kalums
❤5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#معرفی_کتاب
و دانستم که درک او آسان تر از «بوییدن یک گل» است.
کافی بود کسی او را ببیند...
و من نمیدانم: آیا مادرش هم او را به اندازهی من دوست داشت؟
@Kalums
و دانستم که درک او آسان تر از «بوییدن یک گل» است.
کافی بود کسی او را ببیند...
و من نمیدانم: آیا مادرش هم او را به اندازهی من دوست داشت؟
بخشی از کتاب سمفونی مردگان با صدای #عباس_معروفی
@Kalums
❤3💔2
❤6
❤5
راه کج بود نشد تا به ديارم برسم
فال من خوب نيامد که به يارم برسم
بيقراری رسيدن رمق از پایم برد
نشد آخر سر ساعت به قرارم برسم
شهرياری پر از اندوه ثریا هستم
شايد آخر سر پيری به نگارم برسم
استخوان سوز سياهی زمستان شدهام
بلکه نوروز بیاید به بهارم برسم
عشق هر روز دلم را به کناری میبرد
عشق نگذاشت سرانجام به کارم برسم
مرگ دلبستگی آخر دنيای من است
میروم شايد روزی به مزارم برسم
@Kalums
فال من خوب نيامد که به يارم برسم
بيقراری رسيدن رمق از پایم برد
نشد آخر سر ساعت به قرارم برسم
شهرياری پر از اندوه ثریا هستم
شايد آخر سر پيری به نگارم برسم
استخوان سوز سياهی زمستان شدهام
بلکه نوروز بیاید به بهارم برسم
عشق هر روز دلم را به کناری میبرد
عشق نگذاشت سرانجام به کارم برسم
مرگ دلبستگی آخر دنيای من است
میروم شايد روزی به مزارم برسم
#شهریار
@Kalums
💔8❤2
ناگهان پرده برانداختهای یعنی چه؟
مست از خانه برون تاختهای یعنی چه؟
زلف در دست صبا، گوش به فرمان رقیب
این چنین با همه درساختهای یعنی چه؟
شاهِ خوبانی و منظور گدایان شدهای
قدر این مرتبه نشناختهای یعنی چه؟
نه سر زلف خود اول تو به دستم دادی
بازم از پای درانداختهای یعنی چه؟
سخنت رمزِ دهان گفت و کمر سِرّ میان
وز میان تیغ به ما آختهای یعنی چه؟
هر کس از مُهرهٔ مِهر تو به نقشی مشغول
عاقبت با همه کج باختهای یعنی چه؟
حافظا در دل تنگت چو فرود آمد یار
خانه از غیر نپرداختهای یعنی چه؟
@Kalums
مست از خانه برون تاختهای یعنی چه؟
زلف در دست صبا، گوش به فرمان رقیب
این چنین با همه درساختهای یعنی چه؟
شاهِ خوبانی و منظور گدایان شدهای
قدر این مرتبه نشناختهای یعنی چه؟
نه سر زلف خود اول تو به دستم دادی
بازم از پای درانداختهای یعنی چه؟
سخنت رمزِ دهان گفت و کمر سِرّ میان
وز میان تیغ به ما آختهای یعنی چه؟
هر کس از مُهرهٔ مِهر تو به نقشی مشغول
عاقبت با همه کج باختهای یعنی چه؟
حافظا در دل تنگت چو فرود آمد یار
خانه از غیر نپرداختهای یعنی چه؟
#حافظ
@Kalums
❤7🔥2