❤6
❤5
راه کج بود نشد تا به ديارم برسم
فال من خوب نيامد که به يارم برسم
بيقراری رسيدن رمق از پایم برد
نشد آخر سر ساعت به قرارم برسم
شهرياری پر از اندوه ثریا هستم
شايد آخر سر پيری به نگارم برسم
استخوان سوز سياهی زمستان شدهام
بلکه نوروز بیاید به بهارم برسم
عشق هر روز دلم را به کناری میبرد
عشق نگذاشت سرانجام به کارم برسم
مرگ دلبستگی آخر دنيای من است
میروم شايد روزی به مزارم برسم
@Kalums
فال من خوب نيامد که به يارم برسم
بيقراری رسيدن رمق از پایم برد
نشد آخر سر ساعت به قرارم برسم
شهرياری پر از اندوه ثریا هستم
شايد آخر سر پيری به نگارم برسم
استخوان سوز سياهی زمستان شدهام
بلکه نوروز بیاید به بهارم برسم
عشق هر روز دلم را به کناری میبرد
عشق نگذاشت سرانجام به کارم برسم
مرگ دلبستگی آخر دنيای من است
میروم شايد روزی به مزارم برسم
#شهریار
@Kalums
💔8❤2
ناگهان پرده برانداختهای یعنی چه؟
مست از خانه برون تاختهای یعنی چه؟
زلف در دست صبا، گوش به فرمان رقیب
این چنین با همه درساختهای یعنی چه؟
شاهِ خوبانی و منظور گدایان شدهای
قدر این مرتبه نشناختهای یعنی چه؟
نه سر زلف خود اول تو به دستم دادی
بازم از پای درانداختهای یعنی چه؟
سخنت رمزِ دهان گفت و کمر سِرّ میان
وز میان تیغ به ما آختهای یعنی چه؟
هر کس از مُهرهٔ مِهر تو به نقشی مشغول
عاقبت با همه کج باختهای یعنی چه؟
حافظا در دل تنگت چو فرود آمد یار
خانه از غیر نپرداختهای یعنی چه؟
@Kalums
مست از خانه برون تاختهای یعنی چه؟
زلف در دست صبا، گوش به فرمان رقیب
این چنین با همه درساختهای یعنی چه؟
شاهِ خوبانی و منظور گدایان شدهای
قدر این مرتبه نشناختهای یعنی چه؟
نه سر زلف خود اول تو به دستم دادی
بازم از پای درانداختهای یعنی چه؟
سخنت رمزِ دهان گفت و کمر سِرّ میان
وز میان تیغ به ما آختهای یعنی چه؟
هر کس از مُهرهٔ مِهر تو به نقشی مشغول
عاقبت با همه کج باختهای یعنی چه؟
حافظا در دل تنگت چو فرود آمد یار
خانه از غیر نپرداختهای یعنی چه؟
#حافظ
@Kalums
❤7🔥2
🖋بهونه ای برای دست به قلم شدن ...
💫کانون شعر و ادب دانشگاه علوم پزشکی لرستان به مناسبت روز بزرگداشت فردوسی و زبان پارسی برگزار میکند:
مسابقه شعر و دلنوشته با محوریت "میهن"🌷
📌اگه تا حالا یه گوشهی دفترت، یه متن قشنگ نوشتی که کسی نخونده…
اگه وقتایی که دلت گرفته یا از وطن نوشتی و فقط برای خودت نگهش داشتی…
الان وقتشه که با ما به اشتراک بذاریش!
🎁 همراه با سه جایزه نفیس برای سه اثر برتر.
📆 مهلت ارسال : ٢٠ اردیبهشت
📨 راهِ ارتباطی : @Kalums_admin
به قلمت افتخار کن و بزار صدات شنیده بشه.🌹🌱
منتظر آثار قشنگتون هستیم.✨✨
💫کانون شعر و ادب دانشگاه علوم پزشکی لرستان به مناسبت روز بزرگداشت فردوسی و زبان پارسی برگزار میکند:
مسابقه شعر و دلنوشته با محوریت "میهن"🌷
📌اگه تا حالا یه گوشهی دفترت، یه متن قشنگ نوشتی که کسی نخونده…
اگه وقتایی که دلت گرفته یا از وطن نوشتی و فقط برای خودت نگهش داشتی…
الان وقتشه که با ما به اشتراک بذاریش!
🎁 همراه با سه جایزه نفیس برای سه اثر برتر.
📆 مهلت ارسال : ٢٠ اردیبهشت
📨 راهِ ارتباطی : @Kalums_admin
به قلمت افتخار کن و بزار صدات شنیده بشه.🌹🌱
منتظر آثار قشنگتون هستیم.✨✨
@Kalums
😍5👎2❤1
❤4
❤2
Mahtab{webahang.ir}
Homayoun.Shajarian
#نوا
@Kalums
چون عهده نمیشود کسی فردا را🌱#خیام
حالی خوش کن تو این دل شیدا را
مِی نوش به نور ماه ای ماه که ماه
بسیار بتابد و نیابد ما را
من #هیچ ندانم که مرا آن که سرشت
از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت
جامی و بتی و بربتی بر لب کشت
این هر سه مرا نقد و ترا نیسه بهشت
ابر آمد و زار بر سر سبزه گریست
بی بادهی گلرنگ نمیباید زیست
این سبزه که امروز تماشاگه ماست
تا سبزهی خاک ما تماشاگه کیست
@Kalums
❤🔥2
#اشعار_شما
منم دردی که بیدرمان، به تیغ عشق درمان شد
من آن آوارهام، کان شب به لطف تو گلستان شد
نه ابراهیم دانستم، نه پیغمبر، نه فرمانی
ولی دیدم که آتش هم، به امر تو خرامان شد
نه در من طاقت سوزش، نه در تو قصد خاموشی
شدی آتش، منِ خاموش، دلم شعلهور آن شد
مگو در سینهات رحم است، که بیرحمیت اینجاست
همین آتش که افکندی، برایم عین احسان شد
چه باک از سوختن دارم، اگر سوزم به پای تو
که خاکستر شدن سرآغازِ عشق و ایمان شد
منم آن شعلهی خاموش، در آغوش زمستانی
که با یک آه سوزان، شد دمی شوق بهارانی
نه ابراهیمم و نه دل، پذیرای خطر کردن
ولی آتش، چو نامت برد، شد آغوش گلستانی
چه سِرّی دارد این آتش؟ که با نام تو میرقصد
نه میسوزد، نه میترسد، نه محتاج به درمانی
مرا آتش زدی اما، دلم آرام و سرشار است
که با عشق تو میسازد دل از خاکم، سلیمانی
مگو این عشق بازیها، گناه است و پشیمانی
گناهی کن که چون یوسف، درون چاه، سلطانی
🖋امیرمحمد فروتن نیا
@Kalums
منم دردی که بیدرمان، به تیغ عشق درمان شد
من آن آوارهام، کان شب به لطف تو گلستان شد
نه ابراهیم دانستم، نه پیغمبر، نه فرمانی
ولی دیدم که آتش هم، به امر تو خرامان شد
نه در من طاقت سوزش، نه در تو قصد خاموشی
شدی آتش، منِ خاموش، دلم شعلهور آن شد
مگو در سینهات رحم است، که بیرحمیت اینجاست
همین آتش که افکندی، برایم عین احسان شد
چه باک از سوختن دارم، اگر سوزم به پای تو
که خاکستر شدن سرآغازِ عشق و ایمان شد
منم آن شعلهی خاموش، در آغوش زمستانی
که با یک آه سوزان، شد دمی شوق بهارانی
نه ابراهیمم و نه دل، پذیرای خطر کردن
ولی آتش، چو نامت برد، شد آغوش گلستانی
چه سِرّی دارد این آتش؟ که با نام تو میرقصد
نه میسوزد، نه میترسد، نه محتاج به درمانی
مرا آتش زدی اما، دلم آرام و سرشار است
که با عشق تو میسازد دل از خاکم، سلیمانی
مگو این عشق بازیها، گناه است و پشیمانی
گناهی کن که چون یوسف، درون چاه، سلطانی
🖋امیرمحمد فروتن نیا
@Kalums
👎13👏3❤2❤🔥1
مست آمدم ای پیر که مستانه بمیرم
مستانه در این گوشه میخانه بمیرم..
درویشم و بگذار قلندر منشانه
کاکل همه افشان به سرِ شانه بمیرم..
شمعی و طواف حرمی بود که می خواست
پروانه بزایم من و پروانه بمیرم..
من دُری یتیمم، صدفم سینه ی دریاست
بگذار یتیمانه و دردانه بمیرم..
بیگانه شمردند مرا در وطن خویش
تا بی وطن و از همه بیگانه بمیرم...
@Kalums
مستانه در این گوشه میخانه بمیرم..
درویشم و بگذار قلندر منشانه
کاکل همه افشان به سرِ شانه بمیرم..
شمعی و طواف حرمی بود که می خواست
پروانه بزایم من و پروانه بمیرم..
من دُری یتیمم، صدفم سینه ی دریاست
بگذار یتیمانه و دردانه بمیرم..
بیگانه شمردند مرا در وطن خویش
تا بی وطن و از همه بیگانه بمیرم...
#شهریار
@Kalums
❤4
❤5
❤5👎2
#اشعار_شما
دگر تورا صدا نخواهم زد
بیشتر از این عشق را سبک نخواهم کرد
دیگر چشم انتظار نخواهم داشت
داستان عشق را بی سرانجام نخواهم کرد
گفتم که چند روزی مهمانم
سفره ی محبت را بی روزی نخواهم کرد
می روم تا که این قصه تمام شود
با نقطه ای که به سخن عشق ختم خواهم کرد
با دلی که به یک خاطره راضی شده
جنگ بر سر خواستن و نخواستن نخواهم کرد
با تویی که رهایم کردی در آشوب دلم
صلحی بر پیروزی این جنگ نخواهم کرد
بردی مرا به میدان و یک نمایش دادی
بعد از آن بی نگاهی مرا پایان دادی
می روم تا خاطره چشمانت نشود فراموش
با سردی دستانت که شد کوله باری بر دوش
🖋لیلا
@Kalums
دگر تورا صدا نخواهم زد
بیشتر از این عشق را سبک نخواهم کرد
دیگر چشم انتظار نخواهم داشت
داستان عشق را بی سرانجام نخواهم کرد
گفتم که چند روزی مهمانم
سفره ی محبت را بی روزی نخواهم کرد
می روم تا که این قصه تمام شود
با نقطه ای که به سخن عشق ختم خواهم کرد
با دلی که به یک خاطره راضی شده
جنگ بر سر خواستن و نخواستن نخواهم کرد
با تویی که رهایم کردی در آشوب دلم
صلحی بر پیروزی این جنگ نخواهم کرد
بردی مرا به میدان و یک نمایش دادی
بعد از آن بی نگاهی مرا پایان دادی
می روم تا خاطره چشمانت نشود فراموش
با سردی دستانت که شد کوله باری بر دوش
🖋لیلا
@Kalums
❤12🕊3❤🔥1👏1
"رقابت شیرین واژهها در اردوی کهمان!"🪴🤍
🫱🏽🫲🏾به همّت کانون شعر و ادب و کانون کتاب و کتابخوانی."
👤مصاحبه گر: آناهیتا آزادبخت
📽تهیه و تنظیم: فاطمه عابدینی
@Kalums
🫱🏽🫲🏾به همّت کانون شعر و ادب و کانون کتاب و کتابخوانی."
👤مصاحبه گر: آناهیتا آزادبخت
📽تهیه و تنظیم: فاطمه عابدینی
@Kalums
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
❤9
Mey Nab
بنان و خالقی
#نوا
دیشب به سیلِ اشک رَهِ خواب میزدم
نـقـشـی بـه یـادِ خَـطِّ تـو بـر آب میزدم
🌱حافظ
@Kalums
غلامحسین بنان
دیشب به سیلِ اشک رَهِ خواب میزدم
نـقـشـی بـه یـادِ خَـطِّ تـو بـر آب میزدم
🌱حافظ
@Kalums
❤🔥5👍1