❇️ روایت دو جامعهشناس از فروپاشی طبقه متوسط:
۸میلیون راننده اینترنتی؛ این بود سرنوشت طبقه متوسط؟/ فراستخواه:حکمرانی خوب در ایران شکل نگرفته و عقلانیت کنار رفته است/ فرزانه:ستون فقرات جامعه شکسته
✍🏻 مظاهر گودرزی
🔹طبقه متوسط در ایران امروز زیر فشار همزمان بحرانهای اقتصادی، سیاستگذاریهای ناپایدار و فرسایش نهادی بهشدت نحیف شده است؛ طبقهای که از «کنشگر اجتماعی» به «بازیگر در حال بقا» تنزل یافته و مسیرهای تحرک اجتماعی، پسانداز و کنشگری مدنی را از دست داده است.
🔹بهگفته مقصود فراستخواه، طبقه متوسط ایران در حال نوعی فرسایش و زوال است، هرچند هنوز نشانههایی از مقاومت در آن دیده میشود؛ زوالی که ریشه در دولتگرایی ایدئولوژیک، لمپنیسم، پوپولیسم، تخریب سامان اجتماعی و آسیبدیدن حیات بینالمللی کشور دارد.
🔹احسان فرزانه معتقد است طی حدود سه دهه سیاستگذاری، نیروهای مولد و ستون فقرات جامعه بهطور سیستماتیک تضعیف شدهاند و همزمان گروههای نامولدِ دارای نفوذ تقویت شدهاند؛ روندی غیرتصادفی که تحرک اجتماعی را مسدود کرده است.
🔹فراستخواه تأکید میکند جامعه مستعمره دولت شده و سازمان اجتماعی خود را از دست داده است؛ انحصارها نفس جامعه را گرفتهاند و طبقه متوسط بهجای کنشگری، به درخودماندگی و تلاش صرف برای حفظ بقا سوق داده شده است.
🔹فرزانه میگوید طبقه متوسط خلع ید شده و به مشاغل ناپایدار رانده شده است؛ معلمان، استادان دانشگاه و نیروهای تخصصی به رانندههای تاکسی اینترنتی تبدیل شدهاند و با نابودی فراغت، منابع و منزلت، افق کنشگری و دموکراتیک این طبقه فروپاشیده است.
🔹با وجود این وضعیت بحرانی، فراستخواه بر این باور است که جامعه ایران همچنان حامل یک ایده تمدنی و پویایی تاریخی است؛ جامعهای که علیرغم همه زخمها، با اصرار به زندگی، بقا و تولید فرهنگی، ظرفیتهایی برای ادامه و بازسازی در خود حفظ کرده است.
👈🏻 متن کامل را در Instant View بخوانید.
❇️ روابط عمومی شبکه کمک
@KomakNetwork
۸میلیون راننده اینترنتی؛ این بود سرنوشت طبقه متوسط؟/ فراستخواه:حکمرانی خوب در ایران شکل نگرفته و عقلانیت کنار رفته است/ فرزانه:ستون فقرات جامعه شکسته
✍🏻 مظاهر گودرزی
🔹طبقه متوسط در ایران امروز زیر فشار همزمان بحرانهای اقتصادی، سیاستگذاریهای ناپایدار و فرسایش نهادی بهشدت نحیف شده است؛ طبقهای که از «کنشگر اجتماعی» به «بازیگر در حال بقا» تنزل یافته و مسیرهای تحرک اجتماعی، پسانداز و کنشگری مدنی را از دست داده است.
🔹بهگفته مقصود فراستخواه، طبقه متوسط ایران در حال نوعی فرسایش و زوال است، هرچند هنوز نشانههایی از مقاومت در آن دیده میشود؛ زوالی که ریشه در دولتگرایی ایدئولوژیک، لمپنیسم، پوپولیسم، تخریب سامان اجتماعی و آسیبدیدن حیات بینالمللی کشور دارد.
🔹احسان فرزانه معتقد است طی حدود سه دهه سیاستگذاری، نیروهای مولد و ستون فقرات جامعه بهطور سیستماتیک تضعیف شدهاند و همزمان گروههای نامولدِ دارای نفوذ تقویت شدهاند؛ روندی غیرتصادفی که تحرک اجتماعی را مسدود کرده است.
🔹فراستخواه تأکید میکند جامعه مستعمره دولت شده و سازمان اجتماعی خود را از دست داده است؛ انحصارها نفس جامعه را گرفتهاند و طبقه متوسط بهجای کنشگری، به درخودماندگی و تلاش صرف برای حفظ بقا سوق داده شده است.
🔹فرزانه میگوید طبقه متوسط خلع ید شده و به مشاغل ناپایدار رانده شده است؛ معلمان، استادان دانشگاه و نیروهای تخصصی به رانندههای تاکسی اینترنتی تبدیل شدهاند و با نابودی فراغت، منابع و منزلت، افق کنشگری و دموکراتیک این طبقه فروپاشیده است.
🔹با وجود این وضعیت بحرانی، فراستخواه بر این باور است که جامعه ایران همچنان حامل یک ایده تمدنی و پویایی تاریخی است؛ جامعهای که علیرغم همه زخمها، با اصرار به زندگی، بقا و تولید فرهنگی، ظرفیتهایی برای ادامه و بازسازی در خود حفظ کرده است.
👈🏻 متن کامل را در Instant View بخوانید.
❇️ روابط عمومی شبکه کمک
@KomakNetwork
Telegraph
روایت دو جامعهشناس از فروپاشی طبقه متوسط
طبقه متوسط در ایران، امروز زیر فشار همزمان بحرانهای اقتصادی، سیاستگذاریهای ناپایدار و فرسایش نهادی، بهشدت نحیف شده است. افزایش مداوم تورم، سقوط قدرت خرید، ناامنشدن شغلها و فروپاشی مسیرهای تحرک اجتماعی، این طبقه را از «کنشگر اجتماعی» به «بازیگر در حال…
❇️فاکتور ۷ هموفیلی؛ گروگان تأمین اجتماعی
🔹بیش از ۱۵ روز از ابلاغ افزایش قیمت داروهای حیاتی از جمله فاکتور ۷ هموفیلی گذشته، اما سازمان تأمین اجتماعی برخلاف بیمه سلامت، از اعمال قیمتهای جدید خودداری کرده است. نتیجه این تصمیم، محرومیت بیماران از دارو یا تحمیل هزینههای سنگین به آنهاست.
🔹با افزایش حدود ۲ میلیون تومانی قیمت فاکتور ۷ و نیاز بیماران به چندین ویال، این داروی حیاتی عملاً از دسترس خارج شده؛ آن هم در شرایطی که چند داروی مهم دیگر هموفیلی بهدلیل تحریمها در دسترس نیست.
✍️ امضاکنندگان این کارزار خواستار پایان دادن به این وضعیت و اولویت دادن به سلامت بیماران هستند.
🔗 لینک امضای کارزار:
https://www.karzar.net/281998
❇️ روابط عمومی شبکه کمک
@KomakNetwork
🔹بیش از ۱۵ روز از ابلاغ افزایش قیمت داروهای حیاتی از جمله فاکتور ۷ هموفیلی گذشته، اما سازمان تأمین اجتماعی برخلاف بیمه سلامت، از اعمال قیمتهای جدید خودداری کرده است. نتیجه این تصمیم، محرومیت بیماران از دارو یا تحمیل هزینههای سنگین به آنهاست.
🔹با افزایش حدود ۲ میلیون تومانی قیمت فاکتور ۷ و نیاز بیماران به چندین ویال، این داروی حیاتی عملاً از دسترس خارج شده؛ آن هم در شرایطی که چند داروی مهم دیگر هموفیلی بهدلیل تحریمها در دسترس نیست.
✍️ امضاکنندگان این کارزار خواستار پایان دادن به این وضعیت و اولویت دادن به سلامت بیماران هستند.
🔗 لینک امضای کارزار:
https://www.karzar.net/281998
❇️ روابط عمومی شبکه کمک
@KomakNetwork
www.karzar.net
امضا کنید: کارزار فاکتور ۷ هموفیلی، گروگان سازمان تأمین اجتماعی!
ما امضاکنندگان خواستار حل سریع اختلافات و پرداخت فاکتور ۷ هموفیلی برای بیماران توسط سازمان تأمین اجتماعی و حفظ سلامت آنان هستیم.
❇️ ده توصیه واقعبینانه
برای کمک به بازماندگان سوگ ایران
✍️ دکتر مرتضی کریمی، انسانشناس و تسهیلگر سوگ و سوگواری
🔹فیلمهایی که در فضای مجازی وایرال شده میتوانند گمراهکننده باشند. فیلمهایی از مراسم خاص و عمدتا همراه با رقص که
بسیار عمیق و البته دردناکاند.
🔹اما مهم است که بدانیم احتمالا و طبق مشاهدات محدود من این مراسم نه قاعده که متاسفانه استثنا هستند. در بسیاری از موارد مردم از گرفتن مراسم منع شده و حتی جنازه به آنها تحویل داده نشده یا بعد
از چند روز داده شده است. بازماندگان هنوز تحت فشار بسیار برای برقراری ارتباط، روایت و اشتراک سوگِ خود هستند و متاسفانه رخدادهای فضای مجازی برای آنها که چنین رنجِ سهمگینی را به تنهایی
به دوش میکشند کمتر التیامبخش است.
۱- با گفتنِ «حالا وقتِ سوگواری نیست» امکان سوگواری را از افراد نگیریم.
سوگواری مساوی انفعال نیست. اجازه بدهیم افراد خودشان راه و رسم ِ سوگواریشان را انتخاب کنند.
۲- از قهرمانانهکردن داستان خودداری کنیم. سوگواری به معنای نشاندادنِ ضعف نیست. آدمها حق دارند برای از دستدادن پاره تنشان، درد بکشند و از این درد فریاد بزنند.
۳- برای کمک نیاز نیست عملی قهرمانانه انجام دهیم. اگر میترسیم (کهطبیعی است)، کافیست کنار آنها باشیم و با فرستادن دسته گل، غذا، انجام کارهای اداری... به آنها این حس را بدهیم که کنارشان هستیم و تنهایشان نگذاشتهایم. نزدیکی کمخطر بهتر از فاصلهگیری است. آنها نباید حس کنند که سوگ و دردشان هم خطرناک است!
۴- شروعکننده بحثهای سیاسی نباشیم و کاسه داغتر از آش نشویم.بازماندگان هنوز از طرف نهادهای امنیتی تحت فشارند و ممکن است با صحبتهای ما بیشتر احساس خطر و نا آرامی کنند.
5- نه غم و اندوه ما (که همه داغدار و محق برای سوگواری هستیم) که رنج عظیم آنها باید اولویت داشته باشد و آنها انتخاب کنند
که چه چیزی، کی، کجا و به چه کسی بگویند یا نگویند.
۷- اگر نمیدانیم چه بگوییم بهتر است سکوت کنیم یا همین موضوع (نداشتن کلمات کافی) را صادقانه در میان بگذاریم تا اینکه حرفهای شعاری یا کلیشهای بزنیم.
پیامهای کوتاه، بدون انتظار و بدون ادعا کمککنندهترند.
۷- شنیدن امن به افراد کمک میکند روایت خود از سوگشان را بازنگری، ترمیم و تنظیم کنند. شنیدن بدون قضاوت و غیرکنجکاوانه بهترین هدیهای است که میتوانیم با خود ببریم. جزییاتِ حساس و دردناک را نپرسیم مگر آنکه خودشان بخواهند در بارهاش حرف بزنند.
۸- این موضوع را درک کنیم که بازماندگان با بزرگترین غم خود مواجه شده و بخش مهمی از توان بدنی و روانی خود را از دست دادهاند.
آنها دنبال شنیدن سوگ عمومی یا تحلیل سیاسی یا قهرمانانه ما نیستند.
۹- به آنها حق بدهیم که بیحس و فریز شده باشند، سوگواریشان تکهتکه باشد، بخواهند برقصند یا گریه کنند، بخواهند سکوت کنند یا در رسانهها از سوگشان حرف بزنند. درست است که این یک سوگ عمومی
است، اما آنها صاحب عزا و در اولویت هستند.
۱۰- قبل از نزدیکشدن، کمی مکث کنیم، از خودمان بپرسیم آیا به دنبالِالتیام بازمانده هستیم یا التیام یا کنجکاوی خودمان! اگر لازم است قبلا در فضایی دیگر گریه کنیم تا کمی آرامتر شویم، جلوی رفتار هیجانی خود
را بگیریم، به مرزهای بازماندگان احترام بگذاریم تا بتوانیم بخشی از حلِ مشکل باشیم نه بخشی از خود مشکل.
شاید آنها دو ماه دیگر بخواهند عملی بسیار رادیکال انجام دهند اما درحال حاضر، در معرض رفتاری بسیار غیر انسانی بودهاند و روحشان خسته و مجروح است.
چیزی که فعلا نیاز دارند ببینند کمی آرامش، پایداری، همدلی و رفتاری
«بسیار بسیار انسانی» است.
🔹در عین حال قانونی کلی و برای همه در مورد سوگ وجود ندارد و موارد گفته شده بسته به نزدیک بودن شما به بازماندگان، نیاز و شرایط آنها در لحظه، شرایط اجتماعی و... ممکن است تغییر کند.
@mortezakarimi77
❇️ روابط عمومی شبکه کمک
@KomakNetwork
برای کمک به بازماندگان سوگ ایران
✍️ دکتر مرتضی کریمی، انسانشناس و تسهیلگر سوگ و سوگواری
🔹فیلمهایی که در فضای مجازی وایرال شده میتوانند گمراهکننده باشند. فیلمهایی از مراسم خاص و عمدتا همراه با رقص که
بسیار عمیق و البته دردناکاند.
🔹اما مهم است که بدانیم احتمالا و طبق مشاهدات محدود من این مراسم نه قاعده که متاسفانه استثنا هستند. در بسیاری از موارد مردم از گرفتن مراسم منع شده و حتی جنازه به آنها تحویل داده نشده یا بعد
از چند روز داده شده است. بازماندگان هنوز تحت فشار بسیار برای برقراری ارتباط، روایت و اشتراک سوگِ خود هستند و متاسفانه رخدادهای فضای مجازی برای آنها که چنین رنجِ سهمگینی را به تنهایی
به دوش میکشند کمتر التیامبخش است.
۱- با گفتنِ «حالا وقتِ سوگواری نیست» امکان سوگواری را از افراد نگیریم.
سوگواری مساوی انفعال نیست. اجازه بدهیم افراد خودشان راه و رسم ِ سوگواریشان را انتخاب کنند.
۲- از قهرمانانهکردن داستان خودداری کنیم. سوگواری به معنای نشاندادنِ ضعف نیست. آدمها حق دارند برای از دستدادن پاره تنشان، درد بکشند و از این درد فریاد بزنند.
۳- برای کمک نیاز نیست عملی قهرمانانه انجام دهیم. اگر میترسیم (کهطبیعی است)، کافیست کنار آنها باشیم و با فرستادن دسته گل، غذا، انجام کارهای اداری... به آنها این حس را بدهیم که کنارشان هستیم و تنهایشان نگذاشتهایم. نزدیکی کمخطر بهتر از فاصلهگیری است. آنها نباید حس کنند که سوگ و دردشان هم خطرناک است!
۴- شروعکننده بحثهای سیاسی نباشیم و کاسه داغتر از آش نشویم.بازماندگان هنوز از طرف نهادهای امنیتی تحت فشارند و ممکن است با صحبتهای ما بیشتر احساس خطر و نا آرامی کنند.
5- نه غم و اندوه ما (که همه داغدار و محق برای سوگواری هستیم) که رنج عظیم آنها باید اولویت داشته باشد و آنها انتخاب کنند
که چه چیزی، کی، کجا و به چه کسی بگویند یا نگویند.
۷- اگر نمیدانیم چه بگوییم بهتر است سکوت کنیم یا همین موضوع (نداشتن کلمات کافی) را صادقانه در میان بگذاریم تا اینکه حرفهای شعاری یا کلیشهای بزنیم.
پیامهای کوتاه، بدون انتظار و بدون ادعا کمککنندهترند.
۷- شنیدن امن به افراد کمک میکند روایت خود از سوگشان را بازنگری، ترمیم و تنظیم کنند. شنیدن بدون قضاوت و غیرکنجکاوانه بهترین هدیهای است که میتوانیم با خود ببریم. جزییاتِ حساس و دردناک را نپرسیم مگر آنکه خودشان بخواهند در بارهاش حرف بزنند.
۸- این موضوع را درک کنیم که بازماندگان با بزرگترین غم خود مواجه شده و بخش مهمی از توان بدنی و روانی خود را از دست دادهاند.
آنها دنبال شنیدن سوگ عمومی یا تحلیل سیاسی یا قهرمانانه ما نیستند.
۹- به آنها حق بدهیم که بیحس و فریز شده باشند، سوگواریشان تکهتکه باشد، بخواهند برقصند یا گریه کنند، بخواهند سکوت کنند یا در رسانهها از سوگشان حرف بزنند. درست است که این یک سوگ عمومی
است، اما آنها صاحب عزا و در اولویت هستند.
۱۰- قبل از نزدیکشدن، کمی مکث کنیم، از خودمان بپرسیم آیا به دنبالِالتیام بازمانده هستیم یا التیام یا کنجکاوی خودمان! اگر لازم است قبلا در فضایی دیگر گریه کنیم تا کمی آرامتر شویم، جلوی رفتار هیجانی خود
را بگیریم، به مرزهای بازماندگان احترام بگذاریم تا بتوانیم بخشی از حلِ مشکل باشیم نه بخشی از خود مشکل.
شاید آنها دو ماه دیگر بخواهند عملی بسیار رادیکال انجام دهند اما درحال حاضر، در معرض رفتاری بسیار غیر انسانی بودهاند و روحشان خسته و مجروح است.
چیزی که فعلا نیاز دارند ببینند کمی آرامش، پایداری، همدلی و رفتاری
«بسیار بسیار انسانی» است.
🔹در عین حال قانونی کلی و برای همه در مورد سوگ وجود ندارد و موارد گفته شده بسته به نزدیک بودن شما به بازماندگان، نیاز و شرایط آنها در لحظه، شرایط اجتماعی و... ممکن است تغییر کند.
@mortezakarimi77
❇️ روابط عمومی شبکه کمک
@KomakNetwork
❤7👍2🕊1
❇️در حال حاضر هیچ چیز عادی نیست و ما در شرایط ویژهای قرار داریم!
✍🏼احمد بخارایی، جامعهشناس
🔹وقتی جامعه زیر بار سوگ، فشار اقتصادی و بیثباتی اجتماعی نفس میکشد، پرسش از همدلی مردم پررنگتر از همیشه بنظر میرسد؛ آیا میتوان توقع رفتارهای همدلانه داشت و کنشها را یکدست کرد؟
🔹جامعه از روزهای پرهیاهوی دی عبور کرد اما همچنان درگیر موجهای متلاطم اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است؛ با این حال، چیزی که بیش از هر چیز جلب توجه میکند، پویایی تعامل مردم با یکدیگر است؛ خواه این تعامل مثبت باشد خواه منفی.
🔹به گزارش فرارو، نحوه یاری رساندن، همدلی و همکاری مردم در این شرایط، تنها موضوعی برای تحلیل روانشناسان و جامعهشناسان نیست، موضوعی است که در رگوپی تابآوری و رفتارهای اجتماعی میدود.
🔹با این وجود در شبکههای اجتماعی، در میان توییتهایی که مردم میزنند، نظراتی که زیر هر خبر مینویسند یا پاسخ کاربر دیگری را میدهند نشانههایی از التهاب وجود دارد که یادآور تفاوت سلایق و کنشهای رفتاری در لحظات سوگواری پس از وقایع دی است. به گفته رفتارشناسان در سوگ جمعی نمیتوان توقع داشت که همه به شکلی یکدست احساسات خود را بروز دهند و این مساله مستقیما محلی برای منازعات در اختلاف نظرها خواهد شد.
🔹متن کامل:
https://B2n.ir/ze4262
❇️ روابط عمومی شبکه کمک
@KomakNetwork
✍🏼احمد بخارایی، جامعهشناس
🔹وقتی جامعه زیر بار سوگ، فشار اقتصادی و بیثباتی اجتماعی نفس میکشد، پرسش از همدلی مردم پررنگتر از همیشه بنظر میرسد؛ آیا میتوان توقع رفتارهای همدلانه داشت و کنشها را یکدست کرد؟
🔹جامعه از روزهای پرهیاهوی دی عبور کرد اما همچنان درگیر موجهای متلاطم اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است؛ با این حال، چیزی که بیش از هر چیز جلب توجه میکند، پویایی تعامل مردم با یکدیگر است؛ خواه این تعامل مثبت باشد خواه منفی.
🔹به گزارش فرارو، نحوه یاری رساندن، همدلی و همکاری مردم در این شرایط، تنها موضوعی برای تحلیل روانشناسان و جامعهشناسان نیست، موضوعی است که در رگوپی تابآوری و رفتارهای اجتماعی میدود.
🔹با این وجود در شبکههای اجتماعی، در میان توییتهایی که مردم میزنند، نظراتی که زیر هر خبر مینویسند یا پاسخ کاربر دیگری را میدهند نشانههایی از التهاب وجود دارد که یادآور تفاوت سلایق و کنشهای رفتاری در لحظات سوگواری پس از وقایع دی است. به گفته رفتارشناسان در سوگ جمعی نمیتوان توقع داشت که همه به شکلی یکدست احساسات خود را بروز دهند و این مساله مستقیما محلی برای منازعات در اختلاف نظرها خواهد شد.
🔹متن کامل:
https://B2n.ir/ze4262
❇️ روابط عمومی شبکه کمک
@KomakNetwork
Fararu | فرارو
در حال حاضر هیچ چیز عادی نیست و ما در شرایط ویژهای قرار داریم!
وقتی جامعه زیر بار سوگ، فشار اقتصادی و بیثباتی اجتماعی نفس میکشد، پرسش از همدلی مردم پررنگتر از همیشه بنظر میرسد؛ آیا میتوان توقع رفتارهای همدلانه داشت و کنشها را یکدست کرد؟
❇️ ۵ تکنیک برای مقابله با اضطراب در لحظه
🔹الگوهای فکری خود را زیر سؤال ببرید
افکار بیفایده میتوانند در ذهن شما ریشهدار شوند و ارزیابی شما را از یک موقعیت تحریف کنند. این میتواند شامل خودگوییهای منفی و تحریفهای شناختی باشد.
🔹تنفس عمیق و متمرکز را تمرین کنید
مثلا به مدت ۵ دقیقه در مجموع ۴ شماره نفس بکشید و ۴ شماره بازدم کنید.
🔹استفاده از رایحهدرمانی
استفاده از روغنهای اساسی، شمع و عود در اتاق خواب و یا محل کار میتوانند مفید باشند.
🔹بیشتر حرکت و ورزش کنید
حتی کمی فعالیت بدنی در روز میتواند به کاهش اضطراب شما کمک کند
🔹از تکنیکهای اتصال به زمین استفاده کنید
مثل قانون ۳۳۳، سعی کنید حداقل ۱ دقیقه روی هر چیزی که میبینید، میشنوید یا لمس میکنید، قبل از رفتن به سراغ مورد بعدی، وقت بگذارید.
❇️ روابط عمومی شبکه کمک
@KomakNetwork
🔹الگوهای فکری خود را زیر سؤال ببرید
افکار بیفایده میتوانند در ذهن شما ریشهدار شوند و ارزیابی شما را از یک موقعیت تحریف کنند. این میتواند شامل خودگوییهای منفی و تحریفهای شناختی باشد.
🔹تنفس عمیق و متمرکز را تمرین کنید
مثلا به مدت ۵ دقیقه در مجموع ۴ شماره نفس بکشید و ۴ شماره بازدم کنید.
🔹استفاده از رایحهدرمانی
استفاده از روغنهای اساسی، شمع و عود در اتاق خواب و یا محل کار میتوانند مفید باشند.
🔹بیشتر حرکت و ورزش کنید
حتی کمی فعالیت بدنی در روز میتواند به کاهش اضطراب شما کمک کند
🔹از تکنیکهای اتصال به زمین استفاده کنید
مثل قانون ۳۳۳، سعی کنید حداقل ۱ دقیقه روی هر چیزی که میبینید، میشنوید یا لمس میکنید، قبل از رفتن به سراغ مورد بعدی، وقت بگذارید.
❇️ روابط عمومی شبکه کمک
@KomakNetwork
❇️ تأیید رسمی مجلس: بازداشت و کشتهشدن دانشآموزان در اعتراضات
🔹رئیس کمیسیون آموزش مجلس شورای اسلامی بهطور رسمی بازداشت تعدادی از دانشآموزان زیر ۱۸ سال در اعتراضات اخیر را تأیید کرد.
🔹علیرضا منادی سفیدان اعلام کرده است که کمیسیون آموزش مجلس برای بررسی وضعیت دانشآموزان بازداشتشده، نامهای رسمی به فرماندهی انتظامی کشور (فراجا) ارسال کرده و در آن درباره تعداد دانشآموزان بازداشتی، کشتهشده و مجروح پرسش کرده است.
به گفته او، هنوز پاسخی به این نامه داده نشده.
🔹نایبرئیس کمیسیون آموزش نیز تأکید کرده است که بر اساس قوانین موجود، تمام افراد زیر ۱۸ سال—حتی اگر بازمانده از تحصیل باشند—دانشآموز محسوب میشوند و باید مشمول حمایتهای ویژه قانونی شوند. او وجود دانشآموزان زیر ۱۸ سال در میان بازداشتشدگان را تأیید کرده و خواستار ورود آموزشوپرورش برای رسیدگی به وضعیت آنان شده است.
🔹 این اظهارات در حالی مطرح میشود که بنا بر آمار منتشرشده از سوی نهادهای مستقل حقوق بشری از جمله هرانا،
بیش از ۱۰۰ دانشآموز در جریان اعتراضات اخیر جان خود را از دست دادهاند.
🔹از هفتم دی ۱۴۰۴ و بهویژه پس از ۱۸ و ۱۹ دیماه، موج بازداشتها در ایران بهشدت افزایش یافته و به دلیل قطع یا محدودیت شدید اینترنت و نبود شفافیت رسمی، آمار دقیق قربانیان و بازداشتشدگان همچنان نامشخص است؛ با این حال نهادهای حقوق بشری شمار بازداشتشدگان را دهها هزار نفر برآورد میکنند.
🔹 تأیید بازداشت دانشآموزان از سوی مجلس، نقطهای مهم در ثبت مسئولیت رسمی نهادهای حاکمیتی در قبال نقض حقوق کودکان و نوجوانان در ایران است.
منابع: خبرآنلاین، ایلنا، اظهارات رسمی کمیسیون آموزش مجلس، گزارشهای نهادهای حقوق بشری
@kashowranews
❇️ روابط عمومی شبکه کمک
@KomakNetwork
🔹رئیس کمیسیون آموزش مجلس شورای اسلامی بهطور رسمی بازداشت تعدادی از دانشآموزان زیر ۱۸ سال در اعتراضات اخیر را تأیید کرد.
🔹علیرضا منادی سفیدان اعلام کرده است که کمیسیون آموزش مجلس برای بررسی وضعیت دانشآموزان بازداشتشده، نامهای رسمی به فرماندهی انتظامی کشور (فراجا) ارسال کرده و در آن درباره تعداد دانشآموزان بازداشتی، کشتهشده و مجروح پرسش کرده است.
به گفته او، هنوز پاسخی به این نامه داده نشده.
🔹نایبرئیس کمیسیون آموزش نیز تأکید کرده است که بر اساس قوانین موجود، تمام افراد زیر ۱۸ سال—حتی اگر بازمانده از تحصیل باشند—دانشآموز محسوب میشوند و باید مشمول حمایتهای ویژه قانونی شوند. او وجود دانشآموزان زیر ۱۸ سال در میان بازداشتشدگان را تأیید کرده و خواستار ورود آموزشوپرورش برای رسیدگی به وضعیت آنان شده است.
🔹 این اظهارات در حالی مطرح میشود که بنا بر آمار منتشرشده از سوی نهادهای مستقل حقوق بشری از جمله هرانا،
بیش از ۱۰۰ دانشآموز در جریان اعتراضات اخیر جان خود را از دست دادهاند.
🔹از هفتم دی ۱۴۰۴ و بهویژه پس از ۱۸ و ۱۹ دیماه، موج بازداشتها در ایران بهشدت افزایش یافته و به دلیل قطع یا محدودیت شدید اینترنت و نبود شفافیت رسمی، آمار دقیق قربانیان و بازداشتشدگان همچنان نامشخص است؛ با این حال نهادهای حقوق بشری شمار بازداشتشدگان را دهها هزار نفر برآورد میکنند.
🔹 تأیید بازداشت دانشآموزان از سوی مجلس، نقطهای مهم در ثبت مسئولیت رسمی نهادهای حاکمیتی در قبال نقض حقوق کودکان و نوجوانان در ایران است.
منابع: خبرآنلاین، ایلنا، اظهارات رسمی کمیسیون آموزش مجلس، گزارشهای نهادهای حقوق بشری
@kashowranews
❇️ روابط عمومی شبکه کمک
@KomakNetwork
💔6
❇️ خواسته مشترک نهادهای مدنی برای آزادی کودکان و نوجوانان بازداشتشده در اعتراضهای اخیر
🔹شبکه کمک به همراه جمعی از نهادها و کنشگران مدنی فعال در حوزه حقوق کودک، با انتشار نامهای رسمی خطاب به رئیس سازمان زندانها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور، خواستار آزادی فوری و بیقید و شرط کودکان و نوجوانان زیر ۱۸ سال بازداشتشده، بهویژه دانشآموزان شد.
🔹در این نامه با استناد به آیین دادرسی ویژه اطفال و نوجوانان و قانون حمایت از اطفال و نوجوانان تأکید شده است که اصل بر حمایت، اصلاح، بازپروری و پرهیز از سلب آزادی برای افراد زیر سن قانونی است و نگهداری کودکان و نوجوانان در محیطهای کیفری میتواند آثار جبرانناپذیری بر سلامت روانی، اجتماعی و تحصیلی آنان بر جای بگذارد.
🔹امضاکنندگان این درخواست با تأکید بر رعایت مصلحت عالیه کودک، خواستار بهرهگیری حداکثری از ظرفیتهای قانونی موجود، اقدامات تأمینی و ارفاقی، فقدان مسئولیت کیفری و سایر تدابیر حمایتی پیشبینیشده در قوانین کشور شدهاند. در این نامه همچنین با اشاره به شرایط آسیبپذیر اغلب این کودکان و تلقی اعمال حق اعتراض بهعنوان یک حق شهروندی، بر ضرورت آزادی فوری و بدون قید و شرط آنان با لحاظ ویژگیهای سنی تأکید شده است.
🔹شبکه کمک اعلام کرده است که پس از آزادی این افراد، آمادگی کامل دارد خدمات حمایتی، روانشناختی، مددکاری اجتماعی، مشاوره حقوقی و معرفی وکیل معاضدتی را در راستای تسهیل بازگشت سالم کودکان و نوجوانان به خانواده، جامعه و فرآیند تحصیل ارائه دهد.
🔹رونوشت این نامه برای وزیر دادگستری، دادستان کل کشور، دادستان تهران، کمیسیون آموزش مجلس و مرجع ملی حقوق کودک ارسال شده و پیگیریها برای تسریع در بررسی پروندهها و آزادی هرچه سریعتر بازداشتشدگان زیر ۱۸ سال ادامه دارد.
🔹این درخواست تاکنون به امضای نهادهای زیر رسیده است:
شبکه کمک، انجمن حمایت از حقوق کودکان، مؤسسه ندای ماندگار دروازه غار، انجمن پرنده درخت کوچک، گروه فرهنگی اجتماعی کیانا، بنیاد توسعه صلح و مهربانیهای کوچک، مؤسسه نوید زندگی کوشا، مؤسسه مهر و ماه، کانون صنفی معلمان (تهران)، زنان آبیار محله، انجمن دوستداران کودک پویش، مؤسسه شکوفایی استعدادهای کودکان، گروه تلاشگران یاری همدل، مؤسسه یاریگران کودکان کار پویا، انجمن پژوهشهای آموزشی پویا، مؤسسه رحمان، انجمن ایرانی اخلاق در علوم و فناوری، انجمن حمایت از کودکان و نوجوانان توانیاب، مؤسسه انسان دشواری وظیفه، مؤسسه دانش، آموزش و توانمندی، مؤسسه توسعه پایدار اردیبهشت، انجمن حمایت از بیماران اسکیزوفرنیا (احبا)، انجمن یاران دانش و مهر.
🔹فرآیند پیوستن و امضای نهادهای مدنی دیگر همچنان ادامه دارد.
❇️ روابط عمومی شبکه کمک
@KomakNetwork
🔹شبکه کمک به همراه جمعی از نهادها و کنشگران مدنی فعال در حوزه حقوق کودک، با انتشار نامهای رسمی خطاب به رئیس سازمان زندانها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور، خواستار آزادی فوری و بیقید و شرط کودکان و نوجوانان زیر ۱۸ سال بازداشتشده، بهویژه دانشآموزان شد.
🔹در این نامه با استناد به آیین دادرسی ویژه اطفال و نوجوانان و قانون حمایت از اطفال و نوجوانان تأکید شده است که اصل بر حمایت، اصلاح، بازپروری و پرهیز از سلب آزادی برای افراد زیر سن قانونی است و نگهداری کودکان و نوجوانان در محیطهای کیفری میتواند آثار جبرانناپذیری بر سلامت روانی، اجتماعی و تحصیلی آنان بر جای بگذارد.
🔹امضاکنندگان این درخواست با تأکید بر رعایت مصلحت عالیه کودک، خواستار بهرهگیری حداکثری از ظرفیتهای قانونی موجود، اقدامات تأمینی و ارفاقی، فقدان مسئولیت کیفری و سایر تدابیر حمایتی پیشبینیشده در قوانین کشور شدهاند. در این نامه همچنین با اشاره به شرایط آسیبپذیر اغلب این کودکان و تلقی اعمال حق اعتراض بهعنوان یک حق شهروندی، بر ضرورت آزادی فوری و بدون قید و شرط آنان با لحاظ ویژگیهای سنی تأکید شده است.
🔹شبکه کمک اعلام کرده است که پس از آزادی این افراد، آمادگی کامل دارد خدمات حمایتی، روانشناختی، مددکاری اجتماعی، مشاوره حقوقی و معرفی وکیل معاضدتی را در راستای تسهیل بازگشت سالم کودکان و نوجوانان به خانواده، جامعه و فرآیند تحصیل ارائه دهد.
🔹رونوشت این نامه برای وزیر دادگستری، دادستان کل کشور، دادستان تهران، کمیسیون آموزش مجلس و مرجع ملی حقوق کودک ارسال شده و پیگیریها برای تسریع در بررسی پروندهها و آزادی هرچه سریعتر بازداشتشدگان زیر ۱۸ سال ادامه دارد.
🔹این درخواست تاکنون به امضای نهادهای زیر رسیده است:
شبکه کمک، انجمن حمایت از حقوق کودکان، مؤسسه ندای ماندگار دروازه غار، انجمن پرنده درخت کوچک، گروه فرهنگی اجتماعی کیانا، بنیاد توسعه صلح و مهربانیهای کوچک، مؤسسه نوید زندگی کوشا، مؤسسه مهر و ماه، کانون صنفی معلمان (تهران)، زنان آبیار محله، انجمن دوستداران کودک پویش، مؤسسه شکوفایی استعدادهای کودکان، گروه تلاشگران یاری همدل، مؤسسه یاریگران کودکان کار پویا، انجمن پژوهشهای آموزشی پویا، مؤسسه رحمان، انجمن ایرانی اخلاق در علوم و فناوری، انجمن حمایت از کودکان و نوجوانان توانیاب، مؤسسه انسان دشواری وظیفه، مؤسسه دانش، آموزش و توانمندی، مؤسسه توسعه پایدار اردیبهشت، انجمن حمایت از بیماران اسکیزوفرنیا (احبا)، انجمن یاران دانش و مهر.
🔹فرآیند پیوستن و امضای نهادهای مدنی دیگر همچنان ادامه دارد.
❇️ روابط عمومی شبکه کمک
@KomakNetwork
❤12🕊7👍3👎1
❇️ راهنمای والدین برای حمایت از کودکان در شرایط کنونی:
عنوانها:
🔹درباره شرایط کنونی به زبان ساده با کودکان گفتگو کنید
🔹مراقب واکنشهای خود باشید
🔹دور نگهداشتن کودکان از اخبار و رسانهها
🔹وقتی کودک ترسیده است.
🔹برنامهها و فعالیتهای روزمرهای داشته باشید.
🔹درباره تغییرات با کودک صحبت کنید.
🔹نشانههای شدید را جدی بگیرید.
❇️ روابط عمومی شبکه کمک
@KomakNetwork
عنوانها:
🔹درباره شرایط کنونی به زبان ساده با کودکان گفتگو کنید
🔹مراقب واکنشهای خود باشید
🔹دور نگهداشتن کودکان از اخبار و رسانهها
🔹وقتی کودک ترسیده است.
🔹برنامهها و فعالیتهای روزمرهای داشته باشید.
🔹درباره تغییرات با کودک صحبت کنید.
🔹نشانههای شدید را جدی بگیرید.
❇️ روابط عمومی شبکه کمک
@KomakNetwork
Telegram
روانپزشكى تروما
🔘 راهنمای والدین برای حمایت از کودکان در شرایط کنونی:
☑️ عنوانها:
➖ درباره شرایط کنونی به زبان ساده با کودکان گفتگو کنید
➖ مراقب واکنشهای خود باشید
➖ دور نگهداشتن کودکان از اخبار و رسانهها
➖ وقتی کودک ترسیده است
➖ برنامهها و فعالیتهای روزمرهای داشته…
☑️ عنوانها:
➖ درباره شرایط کنونی به زبان ساده با کودکان گفتگو کنید
➖ مراقب واکنشهای خود باشید
➖ دور نگهداشتن کودکان از اخبار و رسانهها
➖ وقتی کودک ترسیده است
➖ برنامهها و فعالیتهای روزمرهای داشته…
👎2
❇️ صحبت در رابطه با جنگ
🔹 برای کمک به مدیریت احساسات دشوار در مورد جنگ و درگیری: برای نوجوانان
❇️ روابط عمومی شبکه کمک
@KomakNetwork
🔹 برای کمک به مدیریت احساسات دشوار در مورد جنگ و درگیری: برای نوجوانان
❇️ روابط عمومی شبکه کمک
@KomakNetwork
Telegram
روانپزشكى تروما
🔘 صحبت در رابطه با جنگ
➖ برای کمک به مدیریت احساسات دشوار در مورد جنگ و درگیری: برای نوجوانان
#نوجوان
#نوجوانان
➖ برای کمک به مدیریت احساسات دشوار در مورد جنگ و درگیری: برای نوجوانان
#نوجوان
#نوجوانان
👎2
شبکه کمک
❇️ خواسته مشترک نهادهای مدنی برای آزادی کودکان و نوجوانان بازداشتشده در اعتراضهای اخیر 🔹شبکه کمک به همراه جمعی از نهادها و کنشگران مدنی فعال در حوزه حقوق کودک، با انتشار نامهای رسمی خطاب به رئیس سازمان زندانها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور، خواستار آزادی…
❇️ در ادامهی مطالبهی مشترک نهادهای مدنی برای آزادی کودکان و نوجوانان بازداشتشده در اعتراضهای اخیر، جمعی دیگر از نهادها و تشکلهای مستقل مدنی با امضای این نامه، حمایت و همراهی خود را اعلام کردند.
🔹فهرست نهادهای امضاکنندهی جدید به شرح زیر است:
مادران صلح، انجمن دوستداران کودک کرمان، سازمان مردم نهاد اجاق طایفه قراچه، انجمن نویسندگان کودک و نوجوان، بنیاد توسعه صلح و مهربانی، انجمن دوستداران کودک وخانواده خراسان رضوی، موسسه حامیان رشد و بالندگی، موسسه صبح آفرینش زندگی، انجمن همبستگی مهرورزان فارس، بنیاد خیریه طباطبایی، انجمن زنان کارآفرین، موسسه زنان، مهر طه،خیریه تابان مهر، سازمان مردمنهاد بهمان،انجمن مردم نهاد کاشانه مهر، موسسه جادوی رنگین کمان، آموزشیار آب.
❇️ روابط عمومی شبکه کمک
@KomakNetwork
🔹فهرست نهادهای امضاکنندهی جدید به شرح زیر است:
مادران صلح، انجمن دوستداران کودک کرمان، سازمان مردم نهاد اجاق طایفه قراچه، انجمن نویسندگان کودک و نوجوان، بنیاد توسعه صلح و مهربانی، انجمن دوستداران کودک وخانواده خراسان رضوی، موسسه حامیان رشد و بالندگی، موسسه صبح آفرینش زندگی، انجمن همبستگی مهرورزان فارس، بنیاد خیریه طباطبایی، انجمن زنان کارآفرین، موسسه زنان، مهر طه،خیریه تابان مهر، سازمان مردمنهاد بهمان،انجمن مردم نهاد کاشانه مهر، موسسه جادوی رنگین کمان، آموزشیار آب.
❇️ روابط عمومی شبکه کمک
@KomakNetwork
👍8👎2
❇️ ترومای جمعی دیماه: شکست شاهکلید
✍️ امیر شعبانی
🔹دیماه ۱۴۰۴ را میتوان نمونه برجستهای از تجربه ترومای جمعی در جامعه ایران دانست؛ ترومایی که هنوز به پایان نرسیده است. وضعیت پیش از این فاجعه عبارت بود از حرکتی جمعی به سمت «دامنه هرم نیازهای مازلو» و زندگی برای بقا، زمینهای از «سلامت روانی-اجتماعی نزولی»، شرایط بحران در بحران و «انباشت بحرانهای رسیدگینشده»، «بلاتکلیفی» درازمدت در ابعاد گوناگون زندگی، و فروپاشی تدریجی افقهای معنا. و آنچه در این دوره فاجعهبار تجربه شد، برای بسیاری از مردم نه یک فاجعهی گذرا یا یک سوگ قابل گذار، بلکه رویدادی بیسابقه، بهتآور و روایتناپذیر بود؛ مواجههای مداوم با ترس، فقدان، بیثباتی و بیپناهی؛ فقدانهایی بدون مجال سوگواری و حتی بدون پذیرش رسمی.
🔹این رویارویی ضربهای تمامعیار بود؛ آن هم ضربهای به پیکر نحیف جامعهای از پیش بیاعتماد، افسرده، خشمگین و آسیبدیده. حضور ویژگیهای مخرب گونهگون این رویداد، آن را مهیبتر از انواع مشابه تروما کرده است؛ ویژگیهایی چون: گستره آسیب در سطح کشور، تعداد زیاد جانباختگان و مجروحان، اَشکال نامتعارف آسیبدیدگی، حمله از طرف هموطن، قطع راههای ارتباطی با دیگران و شنیده نشدن صدای قربانیان، عدم دسترسی به حمایت و همدلی، شنیدن روایتهای گیجکننده و ناهمخوان، عدم امکان سوگواری متناسب، مشاهده صحنههای دلخراش و ویدیوهای فراوان خشونت و سوگ و بازتولید ضربات مکرر روانی، ... . بر این اساس، انتهای ظاهری ترومای جمعی دی ۱۴۰۴، آغاز یک فرآیند ترمیم نبود، بلکه باید آن را ورود به مرحلهای از فشار تروماتیک مزمن تلقی کرد. به بیان دیگر، جامعه هنوز وارد فاز «پس از تروما» نشده، بلکه در وضعیت درونتروما (in-trauma) قرار دارد.
بازنگری در ایده «شاهکلید»
🔹پیش از این، در یادداشتی بر این ایده تأکید کرده بودم که «شاهکلید سلامت روانی-اجتماعی در دست سیاستگذاران است». این ایده در بستری مطرح شده بود که با وجود همه نقایص و مشکلات، هنوز تصور میشد میتوان بر پایه حداقلی از اعتماد عمومی، نقشی تعیینکننده و امکان مداخله مؤثری برای ظرفیت نهادی و سیاستگذاری کشور قائل شد. اما شرایط کنونی نشان میدهد که آن فرضها دیگر برقرار نیستند و زمینه اجتماعی و روانی دچار دگرگونی اساسی شده است. ناکارآمدی ظرفیتهای نهادی، اختلال مزمن در مدیریت بحران، و از همه مهمتر، مضمحلشدن اعتماد عمومی، باعث شدهاند که الگوی کلاسیکِ مداخله بالابهپایین عملاً کارایی خود را از دست بدهد. در چنین شرایطی که شاید اساساً قفل سالمی نمانده باشد، سخن گفتن از «شاهکلید» بیش از آنکه راهگشا باشد، میتواند گمراهکننده شود.
جامعهی بحرانزده زیر ترومای طولکشیده
🔹یکی از ویژگیهای اساسی وضعیت کنونی آن است که ترومای روانی کماکان در جریان است. ابهام، تهدید، ناامنی و فشار روانی همچنان حضور دارند و به اشکال مختلف، تجربه زیسته مردم را تحت تأثیر قرار میدهند. و این همه، در زمینهای از فقر و نابرابری و تورم درازمدت - و این بار در اسفبارترین وضعیت اقتصادی - در جریان است.
🔹در این میان، ناهمخوانی میان روایتهای رسمی و تجربه قربانیان و سوگواران، خود به عاملی برای «بازتولید تروما» بدل میشود. «معتبرسازی» تجربه قربانی، بخشی اساسی از مدیریت مؤثر تجربه تروما و سوگ است و بهعکس، محدودسازی صدای قربانی و نشنیدن ناله و اعتراض او، میتواند احساس بیاعتباری، خشم، و بیپناهیاش را تشدید کند. ناگوارتر از آن، ابراز واکنشهایی برای عادی نشان دادن یا حتی اصیل و برحق جلوهدادن اِعمال خشونت بر قربانی است؛ رفتاری که نشان میدهد اِعمال خشونت و آسیب اساساً عملی «خارج از حوزه قضاوت اخلاقیِ» افراد مرتکب آن است و چنین متبادر میکند که گویی ایجاد آسیب اصولاً موضوعی در حوزه اخلاق نیست. این همان است که زیگمونت بومن (Zygmunt Bauman)، کوری اخلاقی (moral blindness) مینامد.
🔹همزمان با این وقایع، انتشار گسترده تصاویر و ویدیوهای دلخراش، بدون امکان درنگی برای «پردازش شناختی» و شکلگیری چهارچوب معنایی جدیدی برای آن، و بدون امکان سوگواری جمعی، بسیاری از افراد را در معرض «ترومای ثانویه» (re-traumatization) قرار داده است. در چنین فضایی، عامل «گذشت زمان» که میتوانست در یک مدیریت و رسیدگیِ ایدهآل تا حدی ترمیمکننده زخمهای روان قربانیان باشد، برعکس، خود به عاملی برای ادراک تنوع غیرقابل تحملی از انواع ضربات و انباشتگی آسیبها بدل شده است.
ادامه دارد...
❇️ روابط عمومی شبکه کمک
@KomakNetwork
✍️ امیر شعبانی
🔹دیماه ۱۴۰۴ را میتوان نمونه برجستهای از تجربه ترومای جمعی در جامعه ایران دانست؛ ترومایی که هنوز به پایان نرسیده است. وضعیت پیش از این فاجعه عبارت بود از حرکتی جمعی به سمت «دامنه هرم نیازهای مازلو» و زندگی برای بقا، زمینهای از «سلامت روانی-اجتماعی نزولی»، شرایط بحران در بحران و «انباشت بحرانهای رسیدگینشده»، «بلاتکلیفی» درازمدت در ابعاد گوناگون زندگی، و فروپاشی تدریجی افقهای معنا. و آنچه در این دوره فاجعهبار تجربه شد، برای بسیاری از مردم نه یک فاجعهی گذرا یا یک سوگ قابل گذار، بلکه رویدادی بیسابقه، بهتآور و روایتناپذیر بود؛ مواجههای مداوم با ترس، فقدان، بیثباتی و بیپناهی؛ فقدانهایی بدون مجال سوگواری و حتی بدون پذیرش رسمی.
🔹این رویارویی ضربهای تمامعیار بود؛ آن هم ضربهای به پیکر نحیف جامعهای از پیش بیاعتماد، افسرده، خشمگین و آسیبدیده. حضور ویژگیهای مخرب گونهگون این رویداد، آن را مهیبتر از انواع مشابه تروما کرده است؛ ویژگیهایی چون: گستره آسیب در سطح کشور، تعداد زیاد جانباختگان و مجروحان، اَشکال نامتعارف آسیبدیدگی، حمله از طرف هموطن، قطع راههای ارتباطی با دیگران و شنیده نشدن صدای قربانیان، عدم دسترسی به حمایت و همدلی، شنیدن روایتهای گیجکننده و ناهمخوان، عدم امکان سوگواری متناسب، مشاهده صحنههای دلخراش و ویدیوهای فراوان خشونت و سوگ و بازتولید ضربات مکرر روانی، ... . بر این اساس، انتهای ظاهری ترومای جمعی دی ۱۴۰۴، آغاز یک فرآیند ترمیم نبود، بلکه باید آن را ورود به مرحلهای از فشار تروماتیک مزمن تلقی کرد. به بیان دیگر، جامعه هنوز وارد فاز «پس از تروما» نشده، بلکه در وضعیت درونتروما (in-trauma) قرار دارد.
بازنگری در ایده «شاهکلید»
🔹پیش از این، در یادداشتی بر این ایده تأکید کرده بودم که «شاهکلید سلامت روانی-اجتماعی در دست سیاستگذاران است». این ایده در بستری مطرح شده بود که با وجود همه نقایص و مشکلات، هنوز تصور میشد میتوان بر پایه حداقلی از اعتماد عمومی، نقشی تعیینکننده و امکان مداخله مؤثری برای ظرفیت نهادی و سیاستگذاری کشور قائل شد. اما شرایط کنونی نشان میدهد که آن فرضها دیگر برقرار نیستند و زمینه اجتماعی و روانی دچار دگرگونی اساسی شده است. ناکارآمدی ظرفیتهای نهادی، اختلال مزمن در مدیریت بحران، و از همه مهمتر، مضمحلشدن اعتماد عمومی، باعث شدهاند که الگوی کلاسیکِ مداخله بالابهپایین عملاً کارایی خود را از دست بدهد. در چنین شرایطی که شاید اساساً قفل سالمی نمانده باشد، سخن گفتن از «شاهکلید» بیش از آنکه راهگشا باشد، میتواند گمراهکننده شود.
جامعهی بحرانزده زیر ترومای طولکشیده
🔹یکی از ویژگیهای اساسی وضعیت کنونی آن است که ترومای روانی کماکان در جریان است. ابهام، تهدید، ناامنی و فشار روانی همچنان حضور دارند و به اشکال مختلف، تجربه زیسته مردم را تحت تأثیر قرار میدهند. و این همه، در زمینهای از فقر و نابرابری و تورم درازمدت - و این بار در اسفبارترین وضعیت اقتصادی - در جریان است.
🔹در این میان، ناهمخوانی میان روایتهای رسمی و تجربه قربانیان و سوگواران، خود به عاملی برای «بازتولید تروما» بدل میشود. «معتبرسازی» تجربه قربانی، بخشی اساسی از مدیریت مؤثر تجربه تروما و سوگ است و بهعکس، محدودسازی صدای قربانی و نشنیدن ناله و اعتراض او، میتواند احساس بیاعتباری، خشم، و بیپناهیاش را تشدید کند. ناگوارتر از آن، ابراز واکنشهایی برای عادی نشان دادن یا حتی اصیل و برحق جلوهدادن اِعمال خشونت بر قربانی است؛ رفتاری که نشان میدهد اِعمال خشونت و آسیب اساساً عملی «خارج از حوزه قضاوت اخلاقیِ» افراد مرتکب آن است و چنین متبادر میکند که گویی ایجاد آسیب اصولاً موضوعی در حوزه اخلاق نیست. این همان است که زیگمونت بومن (Zygmunt Bauman)، کوری اخلاقی (moral blindness) مینامد.
🔹همزمان با این وقایع، انتشار گسترده تصاویر و ویدیوهای دلخراش، بدون امکان درنگی برای «پردازش شناختی» و شکلگیری چهارچوب معنایی جدیدی برای آن، و بدون امکان سوگواری جمعی، بسیاری از افراد را در معرض «ترومای ثانویه» (re-traumatization) قرار داده است. در چنین فضایی، عامل «گذشت زمان» که میتوانست در یک مدیریت و رسیدگیِ ایدهآل تا حدی ترمیمکننده زخمهای روان قربانیان باشد، برعکس، خود به عاملی برای ادراک تنوع غیرقابل تحملی از انواع ضربات و انباشتگی آسیبها بدل شده است.
ادامه دارد...
❇️ روابط عمومی شبکه کمک
@KomakNetwork
Telegram
روانپزشكى تروما
🔘 ترومای جمعی دیماه: شکست شاهکلید
➖ بخش اول
✍️ امیر شعبانی
دیماه ۱۴۰۴ را میتوان نمونه برجستهای از تجربه ترومای جمعی در جامعه ایران دانست؛ ترومایی که هنوز به پایان نرسیده است. وضعیت پیش از این فاجعه عبارت بود از حرکتی جمعی به سمت «دامنه هرم نیازهای…
➖ بخش اول
✍️ امیر شعبانی
دیماه ۱۴۰۴ را میتوان نمونه برجستهای از تجربه ترومای جمعی در جامعه ایران دانست؛ ترومایی که هنوز به پایان نرسیده است. وضعیت پیش از این فاجعه عبارت بود از حرکتی جمعی به سمت «دامنه هرم نیازهای…
👍4👎1
شبکه کمک
❇️ ترومای جمعی دیماه: شکست شاهکلید ✍️ امیر شعبانی 🔹دیماه ۱۴۰۴ را میتوان نمونه برجستهای از تجربه ترومای جمعی در جامعه ایران دانست؛ ترومایی که هنوز به پایان نرسیده است. وضعیت پیش از این فاجعه عبارت بود از حرکتی جمعی به سمت «دامنه هرم نیازهای مازلو» و…
سوگ: محور نادیدهگرفتهشدهی ترومای جمعی
🔹اعتبارزدایی نظاممند از ترومای جمعی مردم در قالب ادبیات رسمی و رسانهای، اجرای سوگواری مؤثر را نیز دشوار کرد. بنابراین بازماندگان نه فقط با فقدان عزیزان، بلکه با سوگی بیمجال، بیروایت و بهرسمیتنشناخته مواجه شدند. در ادبیات روانپزشکی تروما، از این وضعیت با عنوان disenfranchised grief یاد میشود؛ سوگی که امکان بیان عمومی، نمادسازی، و دریافت همدلی اجتماعی را ندارد. چنین سوگی نه پردازش میشود و نه پایان مییابد؛ بلکه به شکلی مزمن، در لایههای زیرین روان فردی و جمعی باقی میماند و ممکن است به نسلهای بعدی نیز منتقل شود. اما در این مقطع، پیشامد آسیبزای دیگری نیز مترتب شد: بهکارگیری تصنعی و نامربوط واژههای «سوگواری» و «همدلی» توسط برخی از مسئولان، و حتی تمسخر و تحقیر رسانهایِ قربانیان.
🔹هنگامی که روایت مسلط، فقدان را کوچک، مبهم یا نامشروع جلوه میدهد، سوگ نیز در نگاه او از مشروعیت روانی و اجتماعی ساقط میشود. در چنین شرایطی، بازماندگان نهتنها فرصت سوگواری متناسب را از دست میدهند، بلکه در تجربه فقدان خود نیز دچار تردید، انزوا و خاموشی میشوند. آنها ممکن است با مشاهده نادیدهانگاری سازمانیافتهی مصیبت خود، این برخورد را نوعی خیانت تلقی کنند؛ یک خیانت نهادی (institutional betrayal) که موجد آسیبِ افزودهی دیگری است. این «انسداد سوگواری»، تروما را از تجربهای دردناک اما بالقوه قابل پردازش و ترمیم، به وضعیتی مزمن و منجمد تبدیل میکند.
🔹گذر از سوگ جمعی نیازمند روایتی سازنده، سوگواری همگانی و دریافت حمایت است. تا زمانی که امکان ابراز «روایتی مستقل و امن» برای آسیبدیدگان وجود نداشته باشد، نه فقط ترمیم روانزخم، بلکه حتی آغاز سوگواری نیز ناممکن باقی میماند.
روایت، معنا، و بحران کاتاستروفیک
🔹از منظر نظری، آنچه امروز شاید بیش از هر چیز سلامت روانی-اجتماعی آحاد جامعه را تهدید میکند، «فروپاشی امکان معناسازی» است. ژورن روسن (Jörn Rüsen) وضعیتی را با نام «بحران کاتاستروفیک» تعریف میکند که در آن، روایتهای پیشین دیگر قادر به توضیح گذشته، حال و آینده نیستند. نه گذشته آرامشبخش است و نه آینده قابل تصور. باورها، نگاهها و پیشفرضهای پیشین تسلادهندهی قربانیان نیستند و آنها خود را در شرایط نوظهوری مییابند که ادامه زندگی با فرمولها و دانستههای گذشته امکانپذیر نیست. پارادایمی جدید بهناگاه پدید آمده و هرچه افراد جامعه از خود، دیگران، زندگی و جهان میدانستند را زیر و زبر کرده است.
🔹در چنین فاجعهای، روایتهای کلان رسمی و صُلب برای مدیریت و غلبه بر بحران، معمولاً به سادهسازی و یکدستسازیِ معنا گرایش پیدا میکنند؛ در حالی که تجربه زیسته مردم، چندپاره، متناقض و سرشار از فقدان است و مواجهه با روایتهای رسمی ناهمخوان با تجارب و دانستههای آنها، بر درماندگی و ناکامیشان میافزاید. این شکاف میتواند خود به عاملی برای تشدید بحران بدل شود؛ گذشته از آنکه با مخدوش کردن پردازش ذهنی اطلاعات بازماندگان تروما، خطر بقای اثر تروما در سالها و نسلهای آینده را به دنبال دارد. در این شرایط، برای ایجاد حداقلی از «امکان معناسازی و بقا»، فراهمآوری بستری برای بیان روایتهای شخصی، محلی و گروهی اهمیت حیاتی دارد.
نقش مردم و نهادهای مدنی
🔹در چنین فضای آسیبزایی که شاهد تنزل بیش از پیش «اعتماد نهادی» هستیم، نهتنها امکان بهرهگیری کافی از خدمات نهادهای دولتی نیست، بلکه بستری برای دریافت حمایتهای اولیه یا حتی فضایی برای سوگواری متناسب جمعی و بازیابی شرایط امن روانی و اجتماعی، دور از دسترس بهنظر میآید. به این ترتیب، بهناچار خود مردم و سازمانهای مردمنهاد جایگاه مداخلهای مهمتری نسبت به آنچه در «بحرانهای هنجار» داشتهاند، پیدا میکنند و نقشهای ترمیمی اصلی به سطح خانوادهها، شبکههای اجتماعی، و نهادهای مدنی منتقل میشود.
🔹امکانات در دسترسِ امروز، نه پتانسیلی برای ترمیم مؤثر زخمها، بلکه مجموعهای است از «مکانیسمهای بقا و کاهش آسیب»: مجالدادن به روایت، بهرسمیتشناختن سوگ، و تداوم حداقلی از پیوند اجتماعی به عنوان تلاشی برای بازسازی و بازیابی معنای زندگی.
جمعبندی
🔹واقعیت آن است که در شرایط کنونی، شاهکلیدی برای ترمیم وجود ندارد، چرا که پیششرطهای آن ابداً فراهم نیستند. آنچه امروز ممکن است، تنها تلاشی برای کاستن از برخی پیامدهای این بحران کاتاستروفیک تمامعیار است؛ بحرانی که در آن، سوگ، معنا، و روایت، همزمان فرو میریزند. در چنین وضعیتی، روایتهای خُرد، شبکههای غیررسمی و مجالهای محدود سوگواری، هرچند نه درماناند و نه جایگزین عدالت و پاسخگویی، کمینههایی هستند برای بقای روانی و اجتماعی یک جامعه زخمی.
لینک بخش اول
❇️ روابط عمومی شبکه کمک
@KomakNetwork
🔹اعتبارزدایی نظاممند از ترومای جمعی مردم در قالب ادبیات رسمی و رسانهای، اجرای سوگواری مؤثر را نیز دشوار کرد. بنابراین بازماندگان نه فقط با فقدان عزیزان، بلکه با سوگی بیمجال، بیروایت و بهرسمیتنشناخته مواجه شدند. در ادبیات روانپزشکی تروما، از این وضعیت با عنوان disenfranchised grief یاد میشود؛ سوگی که امکان بیان عمومی، نمادسازی، و دریافت همدلی اجتماعی را ندارد. چنین سوگی نه پردازش میشود و نه پایان مییابد؛ بلکه به شکلی مزمن، در لایههای زیرین روان فردی و جمعی باقی میماند و ممکن است به نسلهای بعدی نیز منتقل شود. اما در این مقطع، پیشامد آسیبزای دیگری نیز مترتب شد: بهکارگیری تصنعی و نامربوط واژههای «سوگواری» و «همدلی» توسط برخی از مسئولان، و حتی تمسخر و تحقیر رسانهایِ قربانیان.
🔹هنگامی که روایت مسلط، فقدان را کوچک، مبهم یا نامشروع جلوه میدهد، سوگ نیز در نگاه او از مشروعیت روانی و اجتماعی ساقط میشود. در چنین شرایطی، بازماندگان نهتنها فرصت سوگواری متناسب را از دست میدهند، بلکه در تجربه فقدان خود نیز دچار تردید، انزوا و خاموشی میشوند. آنها ممکن است با مشاهده نادیدهانگاری سازمانیافتهی مصیبت خود، این برخورد را نوعی خیانت تلقی کنند؛ یک خیانت نهادی (institutional betrayal) که موجد آسیبِ افزودهی دیگری است. این «انسداد سوگواری»، تروما را از تجربهای دردناک اما بالقوه قابل پردازش و ترمیم، به وضعیتی مزمن و منجمد تبدیل میکند.
🔹گذر از سوگ جمعی نیازمند روایتی سازنده، سوگواری همگانی و دریافت حمایت است. تا زمانی که امکان ابراز «روایتی مستقل و امن» برای آسیبدیدگان وجود نداشته باشد، نه فقط ترمیم روانزخم، بلکه حتی آغاز سوگواری نیز ناممکن باقی میماند.
روایت، معنا، و بحران کاتاستروفیک
🔹از منظر نظری، آنچه امروز شاید بیش از هر چیز سلامت روانی-اجتماعی آحاد جامعه را تهدید میکند، «فروپاشی امکان معناسازی» است. ژورن روسن (Jörn Rüsen) وضعیتی را با نام «بحران کاتاستروفیک» تعریف میکند که در آن، روایتهای پیشین دیگر قادر به توضیح گذشته، حال و آینده نیستند. نه گذشته آرامشبخش است و نه آینده قابل تصور. باورها، نگاهها و پیشفرضهای پیشین تسلادهندهی قربانیان نیستند و آنها خود را در شرایط نوظهوری مییابند که ادامه زندگی با فرمولها و دانستههای گذشته امکانپذیر نیست. پارادایمی جدید بهناگاه پدید آمده و هرچه افراد جامعه از خود، دیگران، زندگی و جهان میدانستند را زیر و زبر کرده است.
🔹در چنین فاجعهای، روایتهای کلان رسمی و صُلب برای مدیریت و غلبه بر بحران، معمولاً به سادهسازی و یکدستسازیِ معنا گرایش پیدا میکنند؛ در حالی که تجربه زیسته مردم، چندپاره، متناقض و سرشار از فقدان است و مواجهه با روایتهای رسمی ناهمخوان با تجارب و دانستههای آنها، بر درماندگی و ناکامیشان میافزاید. این شکاف میتواند خود به عاملی برای تشدید بحران بدل شود؛ گذشته از آنکه با مخدوش کردن پردازش ذهنی اطلاعات بازماندگان تروما، خطر بقای اثر تروما در سالها و نسلهای آینده را به دنبال دارد. در این شرایط، برای ایجاد حداقلی از «امکان معناسازی و بقا»، فراهمآوری بستری برای بیان روایتهای شخصی، محلی و گروهی اهمیت حیاتی دارد.
نقش مردم و نهادهای مدنی
🔹در چنین فضای آسیبزایی که شاهد تنزل بیش از پیش «اعتماد نهادی» هستیم، نهتنها امکان بهرهگیری کافی از خدمات نهادهای دولتی نیست، بلکه بستری برای دریافت حمایتهای اولیه یا حتی فضایی برای سوگواری متناسب جمعی و بازیابی شرایط امن روانی و اجتماعی، دور از دسترس بهنظر میآید. به این ترتیب، بهناچار خود مردم و سازمانهای مردمنهاد جایگاه مداخلهای مهمتری نسبت به آنچه در «بحرانهای هنجار» داشتهاند، پیدا میکنند و نقشهای ترمیمی اصلی به سطح خانوادهها، شبکههای اجتماعی، و نهادهای مدنی منتقل میشود.
🔹امکانات در دسترسِ امروز، نه پتانسیلی برای ترمیم مؤثر زخمها، بلکه مجموعهای است از «مکانیسمهای بقا و کاهش آسیب»: مجالدادن به روایت، بهرسمیتشناختن سوگ، و تداوم حداقلی از پیوند اجتماعی به عنوان تلاشی برای بازسازی و بازیابی معنای زندگی.
جمعبندی
🔹واقعیت آن است که در شرایط کنونی، شاهکلیدی برای ترمیم وجود ندارد، چرا که پیششرطهای آن ابداً فراهم نیستند. آنچه امروز ممکن است، تنها تلاشی برای کاستن از برخی پیامدهای این بحران کاتاستروفیک تمامعیار است؛ بحرانی که در آن، سوگ، معنا، و روایت، همزمان فرو میریزند. در چنین وضعیتی، روایتهای خُرد، شبکههای غیررسمی و مجالهای محدود سوگواری، هرچند نه درماناند و نه جایگزین عدالت و پاسخگویی، کمینههایی هستند برای بقای روانی و اجتماعی یک جامعه زخمی.
لینک بخش اول
❇️ روابط عمومی شبکه کمک
@KomakNetwork
Telegram
روانپزشكى تروما
🔘 ترومای جمعی دیماه: شکست شاهکلید
➖ بخش اول
✍️ امیر شعبانی
دیماه ۱۴۰۴ را میتوان نمونه برجستهای از تجربه ترومای جمعی در جامعه ایران دانست؛ ترومایی که هنوز به پایان نرسیده است. وضعیت پیش از این فاجعه عبارت بود از حرکتی جمعی به سمت «دامنه هرم نیازهای…
➖ بخش اول
✍️ امیر شعبانی
دیماه ۱۴۰۴ را میتوان نمونه برجستهای از تجربه ترومای جمعی در جامعه ایران دانست؛ ترومایی که هنوز به پایان نرسیده است. وضعیت پیش از این فاجعه عبارت بود از حرکتی جمعی به سمت «دامنه هرم نیازهای…
👍4
❇️ در دفاع از جامعه، زندگی و کنش مدنی
🔹شبکهی کمک، متشکل از سازمانهای مردمنهاد و تشکلهای علمی، با نهایت تأسف و همدردی با ملت ایران، فقدان جانهای عزیزمان در رخداد دردناک و فاجعهبار دیماه ۱۴۰۴ را به خانوادههای داغدیده و آسیبدیدگان این واقعه و تمام ایرانی ها تسلیت میگوید. ما سوگوار جانهای عزیزی هستیم که در آرزوی زندگی بهتر بودند، داغدار و دادخواه زنان، مردان، جوانان و کودکانی که برای زیستن در این سرزمین ایستادگی کردند و زندگیای شرافتمندانه و انسانی را خواستار بودند. دریغ و اندوه که بار دیگر، اعتراض مردم به خون نشست و زخم عمیقتری بر پیکر جامعه بر جای گذاشت.
🔹ما باور داریم که اعتراض مسالمتآمیز به نابرابریهای انباشتهی اجتماعی—از معیشتی و صنفی تا آموزشی، جنسیتی، شغلی و زیستمحیطی—در برابر ساختارهای ناکارآمد و فساد گسترده، حقی مشروع، قانونی و انکارناپذیر است.
جامعه ی ما مطالبهای روشن دارد: زیستی شایسته بر پایهی حقوق، کرامت انسانی و تقویت عاملیت مردم.
🔹اینک، افزون بر فشارهای روزافزون اقتصادی و اجتماعی، ابعاد انسانی و روانی فاجعهی اخیر، جامعه را در سوگی عمیق و خاموش فرو برده و احساس امنیت و امید را بهشدت جریحهدار کرده است.
🔹ما در شبکهی کمک خود را متعهد میدانیم به:
▫️حمایت از خانوادهها و آسیبدیدگان فاجعهی اخیر
▫️روایت دقیق، اخلاقی و مسئولانهی رنجها و تجارب اجتماعی
▫️پشتیبانی از کنشهای مدنیِ زندگیخواه، ترمیمی، مراقبتی، فراگیر و خشونتپرهیز
▫️پاسداری از استقلال جامعهی مدنی در برابر هرگونه مصادرهی سیاسی یا دخالت خارجی
▫️تقویت امیدهای دست یافتنی، همبستگی و اعتماد اجتماعی در دل مردم
🔹ما بر این باوریم که راه برونرفت از بحرانهای انباشته، نه در خاموشی و حذف جامعه، بلکه در پذیرش صدای شهروندان و احیای کرامت آنان نهفته است.
ما همچنان ایستادهایم بر باور دیرینهی خود: «زندگی برای همه، جنگ برای هیچ کس».
نام اثر: مادران از کته کلویتس
❇️ روابط عمومی شبکه کمک
@KomakNetwork
🔹شبکهی کمک، متشکل از سازمانهای مردمنهاد و تشکلهای علمی، با نهایت تأسف و همدردی با ملت ایران، فقدان جانهای عزیزمان در رخداد دردناک و فاجعهبار دیماه ۱۴۰۴ را به خانوادههای داغدیده و آسیبدیدگان این واقعه و تمام ایرانی ها تسلیت میگوید. ما سوگوار جانهای عزیزی هستیم که در آرزوی زندگی بهتر بودند، داغدار و دادخواه زنان، مردان، جوانان و کودکانی که برای زیستن در این سرزمین ایستادگی کردند و زندگیای شرافتمندانه و انسانی را خواستار بودند. دریغ و اندوه که بار دیگر، اعتراض مردم به خون نشست و زخم عمیقتری بر پیکر جامعه بر جای گذاشت.
🔹ما باور داریم که اعتراض مسالمتآمیز به نابرابریهای انباشتهی اجتماعی—از معیشتی و صنفی تا آموزشی، جنسیتی، شغلی و زیستمحیطی—در برابر ساختارهای ناکارآمد و فساد گسترده، حقی مشروع، قانونی و انکارناپذیر است.
جامعه ی ما مطالبهای روشن دارد: زیستی شایسته بر پایهی حقوق، کرامت انسانی و تقویت عاملیت مردم.
🔹اینک، افزون بر فشارهای روزافزون اقتصادی و اجتماعی، ابعاد انسانی و روانی فاجعهی اخیر، جامعه را در سوگی عمیق و خاموش فرو برده و احساس امنیت و امید را بهشدت جریحهدار کرده است.
🔹ما در شبکهی کمک خود را متعهد میدانیم به:
▫️حمایت از خانوادهها و آسیبدیدگان فاجعهی اخیر
▫️روایت دقیق، اخلاقی و مسئولانهی رنجها و تجارب اجتماعی
▫️پشتیبانی از کنشهای مدنیِ زندگیخواه، ترمیمی، مراقبتی، فراگیر و خشونتپرهیز
▫️پاسداری از استقلال جامعهی مدنی در برابر هرگونه مصادرهی سیاسی یا دخالت خارجی
▫️تقویت امیدهای دست یافتنی، همبستگی و اعتماد اجتماعی در دل مردم
🔹ما بر این باوریم که راه برونرفت از بحرانهای انباشته، نه در خاموشی و حذف جامعه، بلکه در پذیرش صدای شهروندان و احیای کرامت آنان نهفته است.
ما همچنان ایستادهایم بر باور دیرینهی خود: «زندگی برای همه، جنگ برای هیچ کس».
نام اثر: مادران از کته کلویتس
❇️ روابط عمومی شبکه کمک
@KomakNetwork
🕊5❤1👌1
❇️ سندرُم بازمانده (وقتی زندهماندن به پرسشی اخلاقی بدل میشود)
✍🏼 مصطفی سلیمانی
🔹 «سندرُم بازمانده» اغلب با احساس گناه شناخته میشود، اما فروکاستن آن به یک هیجان ساده، ظلم به پیچیدگی این تجربهی روانی است. بازمانده، فقط از زندهبودن خود خجالتزده یا شرمگین نیست؛ او با شکافی عمیق در معنای زندگی روبهرو میشود. شکافی که در آن، زندهماندن دیگر بدیهی، طبیعی یا حتی مطلوب به نظر نمیرسد. پرسش محوری این وضعیت، نه «من چه کار اشتباهی کردهام؟» بلکه «چرا من ماندهام و دیگری نه؟» است؛ پرسشی که پاسخ روشنی ندارد. این سندرم معمولاً پس از حوادثی چون جنگ، بلایای طبیعی، بیماریهای فراگیر، تصادفها یا حتی مرگ ناگهانی نزدیکان شکل میگیرد. فردی که جان سالم به در برده، ناگهان خود را در موقعیتی میبیند که ادامهدادن زندگی برایش با نوعی تردید اخلاقی همراه است. گویی زندگی، امتیازی ناعادلانه به او داده و این امتیاز، بار مسئولیتی سنگین بر دوشش گذاشته است. در اینجا، مسئله فقط سوگ نیست؛ مسئله معنای بقاست. در سطح روانشناختی، سندرم بازمانده ترکیبی از سوگ حلنشده، اضطراب وجودی و احساس مسئولیت اغراقآمیز است. ذهن تلاش میکند با یافتن دلیلی عقلانی، این نابرابری را توضیح دهد، اما چون مرگ اغلب تصادفی و بیمنطق است، این تلاش به بنبست میرسد. نتیجه، نشخوار فکری، فرسودگی روانی و گاه بیحسی عاطفی است. فرد ممکن است از لذتبردن بترسد، موفقیت را ناحق بداند و حتی شادی را نوعی خیانت تلقی کند.
🔹 یکی از جنبههای کمتر دیدهشدهی این سندرم، فروپاشی روایت شخصی است. انسانها زندگی خود را در قالب داستان میفهمند؛ داستانی با منطق، پیوستگی و معنا. مرگ دیگری، بهویژه اگر ناگهانی باشد، این روایت را میشکند. بازمانده دیگر نمیداند چگونه داستانش را ادامه دهد، چون فصلهای قبلی ناگهان بیمعنا شدهاند. در این وضعیت، بحران معنا پررنگتر از خودِ غم میشود. از منظر اجتماعی، انتظارهای نانوشته میتوانند این سندرم را تشدید کنند. جملاتی مانند «شکر کن که زندهای» یا «باید قوی باشی» ناخواسته بار سنگینتری بر دوش بازمانده میگذارند. این پیامها، بهجای همدلی، نوعی اجبار به ادامهدادن بدون پردازش روانی را القا میکنند. در حالی که بازمانده، پیش از هر چیز، نیاز دارد حق پرسش، تردید و حتی خشم خود را به رسمیت بشناسد.
🔹 درمان #سندرم_بازمانده، صرفاً کاهش احساس گناه نیست؛ بلکه بازسازی معناست. این بازسازی زمانی ممکن میشود که فرد بتواند بپذیرد زندهماندن نه پاداش بوده و نه تقصیر. در این مسیر، گفتوگو، نوشتن، روایتکردن تجربه و همراهی درمانگر میتواند به شکلگیری معنایی تازه کمک کند؛ معنایی که ادامهی زندگی را نه خیانت، بلکه امکان میبیند. و در آخر، شاید مهمترین نکته این باشد که سندرم بازمانده نشانهی ضعف نیست، بلکه نشانهی حساسیت اخلاقی و انسانی بالاست. ذهنی که میپرسد «چرا من؟» در واقع به ارزش زندگی واقف است. اگر این پرسش شنیده و پردازش شود، میتواند به تعهدی عمیقتر نسبت به زندگی، دیگران و معنا بدل شود. زندهماندن، در این نگاه، نه باری شرمآور، بلکه مسئولیتی انسانی است که نیاز به فهم، مراقبت و زمان دارد.
❇️ روابط عمومی شبکه کمک
@KomakNetwork
✍🏼 مصطفی سلیمانی
🔹 «سندرُم بازمانده» اغلب با احساس گناه شناخته میشود، اما فروکاستن آن به یک هیجان ساده، ظلم به پیچیدگی این تجربهی روانی است. بازمانده، فقط از زندهبودن خود خجالتزده یا شرمگین نیست؛ او با شکافی عمیق در معنای زندگی روبهرو میشود. شکافی که در آن، زندهماندن دیگر بدیهی، طبیعی یا حتی مطلوب به نظر نمیرسد. پرسش محوری این وضعیت، نه «من چه کار اشتباهی کردهام؟» بلکه «چرا من ماندهام و دیگری نه؟» است؛ پرسشی که پاسخ روشنی ندارد. این سندرم معمولاً پس از حوادثی چون جنگ، بلایای طبیعی، بیماریهای فراگیر، تصادفها یا حتی مرگ ناگهانی نزدیکان شکل میگیرد. فردی که جان سالم به در برده، ناگهان خود را در موقعیتی میبیند که ادامهدادن زندگی برایش با نوعی تردید اخلاقی همراه است. گویی زندگی، امتیازی ناعادلانه به او داده و این امتیاز، بار مسئولیتی سنگین بر دوشش گذاشته است. در اینجا، مسئله فقط سوگ نیست؛ مسئله معنای بقاست. در سطح روانشناختی، سندرم بازمانده ترکیبی از سوگ حلنشده، اضطراب وجودی و احساس مسئولیت اغراقآمیز است. ذهن تلاش میکند با یافتن دلیلی عقلانی، این نابرابری را توضیح دهد، اما چون مرگ اغلب تصادفی و بیمنطق است، این تلاش به بنبست میرسد. نتیجه، نشخوار فکری، فرسودگی روانی و گاه بیحسی عاطفی است. فرد ممکن است از لذتبردن بترسد، موفقیت را ناحق بداند و حتی شادی را نوعی خیانت تلقی کند.
🔹 یکی از جنبههای کمتر دیدهشدهی این سندرم، فروپاشی روایت شخصی است. انسانها زندگی خود را در قالب داستان میفهمند؛ داستانی با منطق، پیوستگی و معنا. مرگ دیگری، بهویژه اگر ناگهانی باشد، این روایت را میشکند. بازمانده دیگر نمیداند چگونه داستانش را ادامه دهد، چون فصلهای قبلی ناگهان بیمعنا شدهاند. در این وضعیت، بحران معنا پررنگتر از خودِ غم میشود. از منظر اجتماعی، انتظارهای نانوشته میتوانند این سندرم را تشدید کنند. جملاتی مانند «شکر کن که زندهای» یا «باید قوی باشی» ناخواسته بار سنگینتری بر دوش بازمانده میگذارند. این پیامها، بهجای همدلی، نوعی اجبار به ادامهدادن بدون پردازش روانی را القا میکنند. در حالی که بازمانده، پیش از هر چیز، نیاز دارد حق پرسش، تردید و حتی خشم خود را به رسمیت بشناسد.
🔹 درمان #سندرم_بازمانده، صرفاً کاهش احساس گناه نیست؛ بلکه بازسازی معناست. این بازسازی زمانی ممکن میشود که فرد بتواند بپذیرد زندهماندن نه پاداش بوده و نه تقصیر. در این مسیر، گفتوگو، نوشتن، روایتکردن تجربه و همراهی درمانگر میتواند به شکلگیری معنایی تازه کمک کند؛ معنایی که ادامهی زندگی را نه خیانت، بلکه امکان میبیند. و در آخر، شاید مهمترین نکته این باشد که سندرم بازمانده نشانهی ضعف نیست، بلکه نشانهی حساسیت اخلاقی و انسانی بالاست. ذهنی که میپرسد «چرا من؟» در واقع به ارزش زندگی واقف است. اگر این پرسش شنیده و پردازش شود، میتواند به تعهدی عمیقتر نسبت به زندگی، دیگران و معنا بدل شود. زندهماندن، در این نگاه، نه باری شرمآور، بلکه مسئولیتی انسانی است که نیاز به فهم، مراقبت و زمان دارد.
❇️ روابط عمومی شبکه کمک
@KomakNetwork
Telegram
روانپزشكى تروما
🔘 سندرُم بازمانده (وقتی زندهماندن به پرسشی اخلاقی بدل میشود)
✍️ مصطفی سلیمانی
☑️ «سندرُم بازمانده» اغلب با احساس گناه شناخته میشود، اما فروکاستن آن به یک هیجان ساده، ظلم به پیچیدگی این تجربهی روانی است. بازمانده، فقط از زندهبودن خود خجالتزده یا شرمگین…
✍️ مصطفی سلیمانی
☑️ «سندرُم بازمانده» اغلب با احساس گناه شناخته میشود، اما فروکاستن آن به یک هیجان ساده، ظلم به پیچیدگی این تجربهی روانی است. بازمانده، فقط از زندهبودن خود خجالتزده یا شرمگین…
❤3😢1
❇️رويداد «زندگي در سايه جنگ» با هدف افزايش تابآوري، پذيرندگي مراقبت و همراهي برگزار شد.
يك بدن مگر چقدر جان دارد؟
🔹روزهايي كه گذرانديم و روزهايي كه پيشرو داريم، روزهاي سختي محسوب ميشوند. چه 12 روز آخر بهار و اول تابستان كه ناخواسته وارد جنگ شديم و چه الان كه ماه سختي را گذرانديم و چه روزهاي پيشرو كه هر لحظهاش ممكن است اعلان جنگ شود. زندگي آدمها در اين تلاطمات جامعه بالا و پايين ميشود و از نظم خارج ميشود. آنچه در اين ميان مهم است، تابآوري و عبور از بحران است؛ بحراني كه جمعي 90 ميليوني ناخواسته با آن درگيرند و روز و شب ميكنند. تابآوري و مراقبت از خود، مبحثي است كه آدمها بايد اين روزها بيشتر پياش باشند. آنها به خاطر سوگواري جمعي، خود را رها ميكنند و گمان ميكنند اگر خودشان را از ياد نبرند، اگر ساعتي ذهنشان را از غم و رنج خلاص كنند، در حق رفتگان خيانت كردهاند.
🔹صبح جمعه، رويدادي با عنوان «زندگي در سايه جنگ» در مجموعه رعد برگزار شد. موسسه آيقصه و مدرسه دايناماينا، اين رويداد را با هدف با هم فكر كردن و ياد گرفتن برگزار كرد. «ميخواهيم در سايه جنگ از «زندگي» حرف بزنيم؛ نه از موضع انكار يا اميدسازي، بلكه با پذيرش واقعيت و تمركز بر آنچه در توان ماست. درباره مواجهه و ارتباط با كودكان و نوجوانان در اين فضا صحبت خواهيم كرد؛ اينكه چه بگوييم، چه نگوييم، و چطور پناه امنتري برايشان باشيم.»
🔹اين موسسه اعلام كرد «هدف اين رويداد اين نيست كه ترس را از زندگي خودمان حذف كنيم، ميخواهيم ياد بگيريم چطور با ترس مواجه شويم و زندگي كنيم، بدون اينكه تمام زندگيمان را ببلعد.»
آيا بچهها بايد درباره جنگ بدانند؟
سايه جنگ شايد دستكمي از خود جنگ نداشته باشد. ما آدم بزرگها اين را ميفهميم، ترس از جنگ را، حس ناامني حاصل از نزديك شدن به جنگ را، بالا رفتن اضطرابمان و راههاي مقابله با آن را. اما كودكان چيز زيادي در اين باره نميدانند. آنها در دنياي ديگري سير ميكنند كه از اقبال بدشان، با دنياي ما گره خورده و بايد همراه با ما از اين بحرانها عبور كنند.
🔹بحث مهم اين رويداد، نگاهي به زندگي و حال و روز كودكان در سايه جنگ بود. «نازنين عيناليقين»، روانشناس و فعال حوزه كودك در خصوص اطلاعات دادن به كودكان در خصوص جنگ اعلام كرد «اينكه ما در اين رويداد هستيم، نشان از اين دارد كه ما داريم سعي ميكنيم زندگي را ادامه دهيم. از دست دادن و بازداشت نوجوانان ما در ماه گذشته دردناك بود. اما براي بچههايي كه كنار ما هستند چه ميتوانيم بكنيم. آيا درباره جنگ بايد با بچهها حرف بزنيم؟ همه نگرانند كه امشب ميزنند، چه ساعتي ميزنند، ساعت 3 ميزنند يا صبح. ما در سايه جنگ داريم زندگي ميكنيم.
🔹متن کامل:
https://B2n.ir/ww3387
❇️ روابط عمومی شبکه کمک
@KomakNetwork
يك بدن مگر چقدر جان دارد؟
🔹روزهايي كه گذرانديم و روزهايي كه پيشرو داريم، روزهاي سختي محسوب ميشوند. چه 12 روز آخر بهار و اول تابستان كه ناخواسته وارد جنگ شديم و چه الان كه ماه سختي را گذرانديم و چه روزهاي پيشرو كه هر لحظهاش ممكن است اعلان جنگ شود. زندگي آدمها در اين تلاطمات جامعه بالا و پايين ميشود و از نظم خارج ميشود. آنچه در اين ميان مهم است، تابآوري و عبور از بحران است؛ بحراني كه جمعي 90 ميليوني ناخواسته با آن درگيرند و روز و شب ميكنند. تابآوري و مراقبت از خود، مبحثي است كه آدمها بايد اين روزها بيشتر پياش باشند. آنها به خاطر سوگواري جمعي، خود را رها ميكنند و گمان ميكنند اگر خودشان را از ياد نبرند، اگر ساعتي ذهنشان را از غم و رنج خلاص كنند، در حق رفتگان خيانت كردهاند.
🔹صبح جمعه، رويدادي با عنوان «زندگي در سايه جنگ» در مجموعه رعد برگزار شد. موسسه آيقصه و مدرسه دايناماينا، اين رويداد را با هدف با هم فكر كردن و ياد گرفتن برگزار كرد. «ميخواهيم در سايه جنگ از «زندگي» حرف بزنيم؛ نه از موضع انكار يا اميدسازي، بلكه با پذيرش واقعيت و تمركز بر آنچه در توان ماست. درباره مواجهه و ارتباط با كودكان و نوجوانان در اين فضا صحبت خواهيم كرد؛ اينكه چه بگوييم، چه نگوييم، و چطور پناه امنتري برايشان باشيم.»
🔹اين موسسه اعلام كرد «هدف اين رويداد اين نيست كه ترس را از زندگي خودمان حذف كنيم، ميخواهيم ياد بگيريم چطور با ترس مواجه شويم و زندگي كنيم، بدون اينكه تمام زندگيمان را ببلعد.»
آيا بچهها بايد درباره جنگ بدانند؟
سايه جنگ شايد دستكمي از خود جنگ نداشته باشد. ما آدم بزرگها اين را ميفهميم، ترس از جنگ را، حس ناامني حاصل از نزديك شدن به جنگ را، بالا رفتن اضطرابمان و راههاي مقابله با آن را. اما كودكان چيز زيادي در اين باره نميدانند. آنها در دنياي ديگري سير ميكنند كه از اقبال بدشان، با دنياي ما گره خورده و بايد همراه با ما از اين بحرانها عبور كنند.
🔹بحث مهم اين رويداد، نگاهي به زندگي و حال و روز كودكان در سايه جنگ بود. «نازنين عيناليقين»، روانشناس و فعال حوزه كودك در خصوص اطلاعات دادن به كودكان در خصوص جنگ اعلام كرد «اينكه ما در اين رويداد هستيم، نشان از اين دارد كه ما داريم سعي ميكنيم زندگي را ادامه دهيم. از دست دادن و بازداشت نوجوانان ما در ماه گذشته دردناك بود. اما براي بچههايي كه كنار ما هستند چه ميتوانيم بكنيم. آيا درباره جنگ بايد با بچهها حرف بزنيم؟ همه نگرانند كه امشب ميزنند، چه ساعتي ميزنند، ساعت 3 ميزنند يا صبح. ما در سايه جنگ داريم زندگي ميكنيم.
🔹متن کامل:
https://B2n.ir/ww3387
❇️ روابط عمومی شبکه کمک
@KomakNetwork
روزنامه اعتماد
يك بدن مگر چقدر جان دارد
اعتماد
👍4❤2👎1
❇️ بیانیه مشترک تشکلهای حامی حقوق کودکان در محکومیت بازداشت کودکان و نقض حقوق بنیادین آنان
🔹پیرو اقدام پیشین تشکلهای مدنی و نامهنگاری با سازمان زندانها و وزارت آموزش و پرورش درباره بازداشت و برخورد با دانشآموزان—و در پی بیپاسخ ماندن آن مکاتبات—ما، انجمنها و نهادهای مدنی امضاکننده این بیانیه، بار دیگر بازداشت کودکان، تشکیل پرونده قضایی برای آنان، اخذ و پخش اعترافات اجباری تلویزیونی و هرگونه برخورد امنیتی با دانشآموزان را نقض آشکار کرامت انسانی و مغایر با تعهدات بینالمللی دولتها در قبال حقوق کودکان دانسته و بهصراحت محکوم میکنیم.
🔹بر اساس پیماننامه جهانی حقوق کودک، اصل «منافع عالیه کودک» و حق ذاتی حیات، بقا و رشد، مبنای همه تصمیمها و اقدامات نسبت به افراد زیر ۱۸ سال است. بازداشت، فشار روانی، تهدید و انتشار اعترافات اجباری، پروندهسازی برای کودکان، در تعارض مستقیم با این اصول و تعهد دولتها به حمایت ویژه از کودکان آسیبپذیر قرار دارد. همچنین طبق اعلامیه جهانی حقوق بشر، هر انسان از کرامت، امنیت شخصی، منع رفتار تحقیرآمیز و دادرسی عادلانه برخوردار است؛ اصولی که در مورد کودکان اهمیتی مضاعف دارد.
🔹پخش اعترافات اجباری کودکان در رسانهها نقض حریم خصوصی و حیثیت آنان و تحمیل برچسبی ماندگار بر زندگیشان است و سلامت روان و آینده تحصیلی آنان را تهدید میکند. فرزندان ما بهقدر کافی از اندوهِ فقدان و قتل همکلاسیهای خود آزرده و سوگوارند؛ بیش از این بر رنج آنان نیفزایید.
🔹متاسفانه اخبار حکایت از ورود نهادهای امنیتی و انتظامی به برخی مدارس دارد که در اینصورت استقلال و امنیت فضای تعلیم و تربیت را مخدوش کرده و محیط آموزشی را از بستر رشد به میدان ترس بدل میسازد. سکوت و بیعملی مسئولان ذیربط، بهویژه وزارت آموزش و پرورش، با مسئولیت قانونی و اخلاقی آنان در حمایت از دانشآموزان سازگار نیست.
🔹خواستهای مشخص انجمنهای امضاکننده:
۱.آزادی بیقید و شرط تمامی کودکان و نوجوانان بازداشتشده
۲.توقف فوری بازداشت و پروندهسازی علیه کودکان
۳.منع قطعی و بدون استثنای پخش اعترافات اجباری کودکان در هر رسانه
۴.منع ورود نهادهای امنیتی و انتظامی به مدارس و محیطهای آموزشی
۵.تأمین فوری حمایتهای روانی، اجتماعی و آموزشی برای دانشآموزان آسیبدیده
۶.ارایه گزارش شفاف وزارت اموزش وپرورش در مورد قربانیان ، بازداشتی ها و اسیب دیدگان جامعه دانش اموزی در اعتراض های اخیر و پاسخگویی در مقابل تضییع حقوق انها و اقدام سریع نسبت به بندهای فوق
۷.بهرهبرداری از عواطف و احساسات پاک کودکان و نوجوانان برای اهداف سیاسی یا جناحی، از سوی هر فرد یا جریانی، محکوم و مردود است. آنها نباید ابزار منازعات قدرت قرار گیرند و حفظ کرامت و امنیت روانی و جانی آنان مسئولیتی همگانی است.
🔹برخورد قهری با کودکان و نوجوانان، جامعهای امن نمیسازد؛ بلکه بیاعتمادی و آسیبهای عمیق و ماندگار بر جای میگذارد. ما مسئولیت پیامدهای این روند را متوجه تصمیمگیران و مجریان آن میدانیم و بر ضرورت پایبندی عملی دولت به تعهدات حقوق بشری، بهویژه حق حیات و بقا و رشد کودکان، تأکید میکنیم.
۱.شبکه کمک
۲. انجمن احبا (حمایت از بیماران اسکیزوفرنیا)
۳. انجمن پرنده درخت کوچک
۴. انجمن پژوهشهای آموزشی پویا
۵. انجمن پژواک امید کودکان (پاک)
۶. انجمن حمایت از حقوق کودکان
۷. انجمن حمایت از کودکان و نوجوانان توانیاب
۸. انجمن حمایت از کودکانِ کار
۹. انجمن حمایت و یاری آسیبدیدگان اجتماعی (احیا ارزشها)
۱۰. انجمن درخت کوچک زندگی
۱۱. انجمن دوستداران کودک پویش
۱۲. انجمن نویسندگان کودک و نوجوان
۱۳. انجمن یاران دانش و مهر
۱۴. انتشارات منشور صلح
۱۵. بنیاد توسعه صلح و مهربانی
۱۶. جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان
۱۷. شورای کتاب کودک
۱۸. قشم جزیرهای برای کودکان
۱۹. کانون صنفی معلمان ایران (تهران)
۲۰. گروه تلاشگران یاری همدل
۲۱. گروه فرهنگی، اجتماعی کیانا
۲۲. مادران صلح ایران
۲۳. مرکز توانمندسازی مهر راستین
۲۴. موسسه ارتقای کیفیت زندگی زنان آتنا
۲۵. موسسه انسان دشواری وظیفه
۲۶. موسسه توسعه اردیبهشت
۲۷. موسسه جادوی رنگین کمان
۲۸. موسسه رحمان (رشد، حمایت، اندیشه)
۲۹. موسسه شکوفایی استعدادهای کودکان مهر
۳۰. موسسه توانمندسازی مهر و ماه
۳۱. موسسه توانمندسازی ندای ماندگار دروازهغار
۳۲. موسسه کنشگران اجتماعی فرزانه
۳۳. موسسه نوید زندگی کوشا
۳۴. موسسه یاریگران کودکان کار پویا
۳۵.بنیاد خیریه طباطبایی برای کودکان
۳۶.انجمن دوستداران کودک کرمان
۳۷.بنیاد نوای مهرتاک
۳۸. انجمن علمی روانپزشکان ایران
۳۹. خیریه تابان مهر
۴۰. انجمن محیط زیستی یاران سبز لرستان
۴۱. موسسه حامیان رشد و بالندگی
۴۲. انجمن دوستداران کودک و خانواده خراسان رضوی
۴۳. سازمان مردمنهاد بهمان
❇️ روابط عمومی شبکه کمک
@KomakNetwork
🔹پیرو اقدام پیشین تشکلهای مدنی و نامهنگاری با سازمان زندانها و وزارت آموزش و پرورش درباره بازداشت و برخورد با دانشآموزان—و در پی بیپاسخ ماندن آن مکاتبات—ما، انجمنها و نهادهای مدنی امضاکننده این بیانیه، بار دیگر بازداشت کودکان، تشکیل پرونده قضایی برای آنان، اخذ و پخش اعترافات اجباری تلویزیونی و هرگونه برخورد امنیتی با دانشآموزان را نقض آشکار کرامت انسانی و مغایر با تعهدات بینالمللی دولتها در قبال حقوق کودکان دانسته و بهصراحت محکوم میکنیم.
🔹بر اساس پیماننامه جهانی حقوق کودک، اصل «منافع عالیه کودک» و حق ذاتی حیات، بقا و رشد، مبنای همه تصمیمها و اقدامات نسبت به افراد زیر ۱۸ سال است. بازداشت، فشار روانی، تهدید و انتشار اعترافات اجباری، پروندهسازی برای کودکان، در تعارض مستقیم با این اصول و تعهد دولتها به حمایت ویژه از کودکان آسیبپذیر قرار دارد. همچنین طبق اعلامیه جهانی حقوق بشر، هر انسان از کرامت، امنیت شخصی، منع رفتار تحقیرآمیز و دادرسی عادلانه برخوردار است؛ اصولی که در مورد کودکان اهمیتی مضاعف دارد.
🔹پخش اعترافات اجباری کودکان در رسانهها نقض حریم خصوصی و حیثیت آنان و تحمیل برچسبی ماندگار بر زندگیشان است و سلامت روان و آینده تحصیلی آنان را تهدید میکند. فرزندان ما بهقدر کافی از اندوهِ فقدان و قتل همکلاسیهای خود آزرده و سوگوارند؛ بیش از این بر رنج آنان نیفزایید.
🔹متاسفانه اخبار حکایت از ورود نهادهای امنیتی و انتظامی به برخی مدارس دارد که در اینصورت استقلال و امنیت فضای تعلیم و تربیت را مخدوش کرده و محیط آموزشی را از بستر رشد به میدان ترس بدل میسازد. سکوت و بیعملی مسئولان ذیربط، بهویژه وزارت آموزش و پرورش، با مسئولیت قانونی و اخلاقی آنان در حمایت از دانشآموزان سازگار نیست.
🔹خواستهای مشخص انجمنهای امضاکننده:
۱.آزادی بیقید و شرط تمامی کودکان و نوجوانان بازداشتشده
۲.توقف فوری بازداشت و پروندهسازی علیه کودکان
۳.منع قطعی و بدون استثنای پخش اعترافات اجباری کودکان در هر رسانه
۴.منع ورود نهادهای امنیتی و انتظامی به مدارس و محیطهای آموزشی
۵.تأمین فوری حمایتهای روانی، اجتماعی و آموزشی برای دانشآموزان آسیبدیده
۶.ارایه گزارش شفاف وزارت اموزش وپرورش در مورد قربانیان ، بازداشتی ها و اسیب دیدگان جامعه دانش اموزی در اعتراض های اخیر و پاسخگویی در مقابل تضییع حقوق انها و اقدام سریع نسبت به بندهای فوق
۷.بهرهبرداری از عواطف و احساسات پاک کودکان و نوجوانان برای اهداف سیاسی یا جناحی، از سوی هر فرد یا جریانی، محکوم و مردود است. آنها نباید ابزار منازعات قدرت قرار گیرند و حفظ کرامت و امنیت روانی و جانی آنان مسئولیتی همگانی است.
🔹برخورد قهری با کودکان و نوجوانان، جامعهای امن نمیسازد؛ بلکه بیاعتمادی و آسیبهای عمیق و ماندگار بر جای میگذارد. ما مسئولیت پیامدهای این روند را متوجه تصمیمگیران و مجریان آن میدانیم و بر ضرورت پایبندی عملی دولت به تعهدات حقوق بشری، بهویژه حق حیات و بقا و رشد کودکان، تأکید میکنیم.
۱.شبکه کمک
۲. انجمن احبا (حمایت از بیماران اسکیزوفرنیا)
۳. انجمن پرنده درخت کوچک
۴. انجمن پژوهشهای آموزشی پویا
۵. انجمن پژواک امید کودکان (پاک)
۶. انجمن حمایت از حقوق کودکان
۷. انجمن حمایت از کودکان و نوجوانان توانیاب
۸. انجمن حمایت از کودکانِ کار
۹. انجمن حمایت و یاری آسیبدیدگان اجتماعی (احیا ارزشها)
۱۰. انجمن درخت کوچک زندگی
۱۱. انجمن دوستداران کودک پویش
۱۲. انجمن نویسندگان کودک و نوجوان
۱۳. انجمن یاران دانش و مهر
۱۴. انتشارات منشور صلح
۱۵. بنیاد توسعه صلح و مهربانی
۱۶. جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان
۱۷. شورای کتاب کودک
۱۸. قشم جزیرهای برای کودکان
۱۹. کانون صنفی معلمان ایران (تهران)
۲۰. گروه تلاشگران یاری همدل
۲۱. گروه فرهنگی، اجتماعی کیانا
۲۲. مادران صلح ایران
۲۳. مرکز توانمندسازی مهر راستین
۲۴. موسسه ارتقای کیفیت زندگی زنان آتنا
۲۵. موسسه انسان دشواری وظیفه
۲۶. موسسه توسعه اردیبهشت
۲۷. موسسه جادوی رنگین کمان
۲۸. موسسه رحمان (رشد، حمایت، اندیشه)
۲۹. موسسه شکوفایی استعدادهای کودکان مهر
۳۰. موسسه توانمندسازی مهر و ماه
۳۱. موسسه توانمندسازی ندای ماندگار دروازهغار
۳۲. موسسه کنشگران اجتماعی فرزانه
۳۳. موسسه نوید زندگی کوشا
۳۴. موسسه یاریگران کودکان کار پویا
۳۵.بنیاد خیریه طباطبایی برای کودکان
۳۶.انجمن دوستداران کودک کرمان
۳۷.بنیاد نوای مهرتاک
۳۸. انجمن علمی روانپزشکان ایران
۳۹. خیریه تابان مهر
۴۰. انجمن محیط زیستی یاران سبز لرستان
۴۱. موسسه حامیان رشد و بالندگی
۴۲. انجمن دوستداران کودک و خانواده خراسان رضوی
۴۳. سازمان مردمنهاد بهمان
❇️ روابط عمومی شبکه کمک
@KomakNetwork
👍12❤3👎1
❇️ گفتوگو با «صالح نقرهکار»، حقوقدان، درباره چالشهای عدالتی در جامعه امروز ایران
🔹وجود حکمرانی پاسخگو، عملکردی شفاف و حذف رانت برای بازسازی اعتماد عمومی ضروریست
✍️مریم فاخر
🔹از نگاه اکثریت مردم در جامعه امروز ایران عدالتی وجود ندارد. اعتماد به حکمرانی از دست رفته است و دیگر امیدی به داوری منصفانه نیست. نارضایتی افزایش پیدا کرده و تحقق عدالت به بحران تبدیل شده است.
🔹 از سوی دیگر، این شرایط منجر به شکافهای عمیق اجتماعی شده و دسترسی به فرصتهای برابر را محدود کرده است. سؤال اینجاست که آیا مفهوم عدالت از نگاه مردم و حکمرانی یکی است؟
🔹 در دنیای امروز عدالت چگونه معنا پیدا میکند؟ از همین رو، همزمان با روز جهانی عدالت اجتماعی با «صالح نقرهکار»، حقوقدان و تحلیلگر مسائل حقوقی، درباره این چالشها گفتوگویی داشتیم.
🔹ما بارها از مسئولان، بهویژه پزشکیان، میشنویم که از عدالت صحبت میکنند. این عدالت اما نامفهوم به نظر میرسد. عدالت اجتماعی در دنیای امروز چه معنایی دارد؟
🔹ادامه مطلب
https://payamema.ir/payam/147816
@payamema
❇️ روابط عمومی شبکه کمک
@KomakNetwork
🔹وجود حکمرانی پاسخگو، عملکردی شفاف و حذف رانت برای بازسازی اعتماد عمومی ضروریست
✍️مریم فاخر
🔹از نگاه اکثریت مردم در جامعه امروز ایران عدالتی وجود ندارد. اعتماد به حکمرانی از دست رفته است و دیگر امیدی به داوری منصفانه نیست. نارضایتی افزایش پیدا کرده و تحقق عدالت به بحران تبدیل شده است.
🔹 از سوی دیگر، این شرایط منجر به شکافهای عمیق اجتماعی شده و دسترسی به فرصتهای برابر را محدود کرده است. سؤال اینجاست که آیا مفهوم عدالت از نگاه مردم و حکمرانی یکی است؟
🔹 در دنیای امروز عدالت چگونه معنا پیدا میکند؟ از همین رو، همزمان با روز جهانی عدالت اجتماعی با «صالح نقرهکار»، حقوقدان و تحلیلگر مسائل حقوقی، درباره این چالشها گفتوگویی داشتیم.
🔹ما بارها از مسئولان، بهویژه پزشکیان، میشنویم که از عدالت صحبت میکنند. این عدالت اما نامفهوم به نظر میرسد. عدالت اجتماعی در دنیای امروز چه معنایی دارد؟
🔹ادامه مطلب
https://payamema.ir/payam/147816
@payamema
❇️ روابط عمومی شبکه کمک
@KomakNetwork
پیام ما؛ رسانه توسعه پایدار ایران
عدالت اجتماعی؛ حلقه مفقوده حکمرانی ایرانی
ما بارها از مسئولان، بهویژه پزشکیان، میشنویم که از عدالت صحبت میکنند. این عدالت اما نامفهوم به نظر میرسد. عدالت اجتماعی در دنیای امروز چه معنایی دارد؟ مفاهیم نظری در ساحت انتزاعی مشمول تعاریف…
👌2👎1
❇️ زندگی برای همه، جنگ برای هیچکس
▫️موج دوم حرکت مدنی «زندگی علیه جنگ»
🔹در روزهایی که جامعه ما هنوز داغدار فاجعه خسارتبار هزاران قربانی خشونت در اعتراضات مردمی اخیر است، بار دیگر سایه تهدید حمله نظامی خارجی بر سر ایران سنگینی میکند. بهصراحت اعلام میکنیم:
نه تداوم بحرانهای پرمخاطره کنونی را میپذیریم و نه جنگ را راه نجات میدانیم.
🔹جنبش دموکراسیخواهی مردم ایران، جنبشی مدنی، مستقل و برخاسته از مطالبات آزادی، عدالت و کرامت انسانی است. مطالبهگری و اعتراض به کمبودها و انتخاب سرنوشت، «حق» مردم است. وظیفه دولت، احترام به کرامت مردم و دفاع از حقوق آنان و تأمین امنیت، مطالبات و زندگی شایسته برای شهروندان است.
🔹ما بهصراحت اعلام میداریم هیچ قدرت خارجی حق ندارد به بهانه «نجات مردم» بر آتش جنگ بدمد و سرنوشت میلیونها مردم این سرزمین را دستخوش رقابتهای ژئوپلیتیک کند.
🔹شبکه کمک با پافشاری بر آزادی و حقوق اساسی مردم و دفاع همزمان از امنیت و منافع ملی، هرگونه حملهٔ نظامی و مداخلهٔ خارجی را مردود میداند و بر مطالبات برحق مردم ایران برای برخورداری از زندگی و زیست شایسته، بدون جنگ و بدون استبداد و سرکوب، تأکید میکند.
🔹شبکه کمک باور دارد نیاز مردم ایران رفاه و آزادی است؛ نه مرگ و جنگ و ویرانی.
🔹شبکه کمک از همه کنشگران مدنی، گروههای اجتماعی، تشکلهای صنفی و شخصیتهای مستقل انتظار دارد در این لحظهٔ خطیر، بار دیگر صدای مشترک خود را بلند کنند و به حرکت مدنی «زندگی برای همه — جنگ برای هیچکس» بپیوندند.
🔹نهادهای مدنی که تمایل دارند این بیانیه را امضا کنند، لطفاً نام نهاد خود را برای ادمین ارسال نمایند: @LifeAgainstWar
❇️ روابط عمومی شبکه کمک
@KomakNetwork
▫️موج دوم حرکت مدنی «زندگی علیه جنگ»
🔹در روزهایی که جامعه ما هنوز داغدار فاجعه خسارتبار هزاران قربانی خشونت در اعتراضات مردمی اخیر است، بار دیگر سایه تهدید حمله نظامی خارجی بر سر ایران سنگینی میکند. بهصراحت اعلام میکنیم:
نه تداوم بحرانهای پرمخاطره کنونی را میپذیریم و نه جنگ را راه نجات میدانیم.
🔹جنبش دموکراسیخواهی مردم ایران، جنبشی مدنی، مستقل و برخاسته از مطالبات آزادی، عدالت و کرامت انسانی است. مطالبهگری و اعتراض به کمبودها و انتخاب سرنوشت، «حق» مردم است. وظیفه دولت، احترام به کرامت مردم و دفاع از حقوق آنان و تأمین امنیت، مطالبات و زندگی شایسته برای شهروندان است.
🔹ما بهصراحت اعلام میداریم هیچ قدرت خارجی حق ندارد به بهانه «نجات مردم» بر آتش جنگ بدمد و سرنوشت میلیونها مردم این سرزمین را دستخوش رقابتهای ژئوپلیتیک کند.
🔹شبکه کمک با پافشاری بر آزادی و حقوق اساسی مردم و دفاع همزمان از امنیت و منافع ملی، هرگونه حملهٔ نظامی و مداخلهٔ خارجی را مردود میداند و بر مطالبات برحق مردم ایران برای برخورداری از زندگی و زیست شایسته، بدون جنگ و بدون استبداد و سرکوب، تأکید میکند.
🔹شبکه کمک باور دارد نیاز مردم ایران رفاه و آزادی است؛ نه مرگ و جنگ و ویرانی.
🔹شبکه کمک از همه کنشگران مدنی، گروههای اجتماعی، تشکلهای صنفی و شخصیتهای مستقل انتظار دارد در این لحظهٔ خطیر، بار دیگر صدای مشترک خود را بلند کنند و به حرکت مدنی «زندگی برای همه — جنگ برای هیچکس» بپیوندند.
🔹نهادهای مدنی که تمایل دارند این بیانیه را امضا کنند، لطفاً نام نهاد خود را برای ادمین ارسال نمایند: @LifeAgainstWar
❇️ روابط عمومی شبکه کمک
@KomakNetwork
👍11👎1
Forwarded from حامیان جامعه مدنی (حجم)
✅ ۲۷ فوریه؛ روز جهانی سازمانهای مردمنهاد (NGO)
🔰بیستوهفتم فوریه، روز جهانی سازمانهای مردمنهاد (NGO)، یادآور جایگاه والای جامعه مدنی در ساختار دنیای امروز است. این روز که از سال ۲۰۱۴ با همافزایی نهادهای بینالمللی در تقویم جهانی تثبیت شد، فرصتی است تا ضمن گرامیداشت تلاشهای داوطلبانه و فداکاریهای فعالان اجتماعی، بر نقش بیبدیل این سازمانها در حمایت از حقوق بشر، پیشبرد توسعه پایدار و ایجاد همبستگی تأکید شود.
🔰امسال (۲۰۲۶)، جهان این روز را با شعار تأملبرانگیز «بازگرداندن کرامت انسانی با مشارکتدادن همه» (Restoring Dignity Through Inclusion) گرامی میدارد. فلسفه انتخاب این شعار، ریشه در یک مطالبه و ضرورت بنیادین مدنی دارد؛ اینکه کرامت انسانی یک امتیاز انحصاری نیست، بلکه حقی همگانی است. این پیام، جوامع و سیاستگذاران را فرامیخواند تا با رفع ساختارهای تبعیضآمیز و ایجاد بسترهای برابر برای مشارکت، مانع از به حاشیه رانده شدن اقشار آسیبپذیر شوند و توسعهای مبتنی بر عدالت اجتماعی را رقم بزنند.
🔰در واقع، این روز به ما یادآوری میکند که مسیر تحقق جامعهای سالم، عادلانه و پویا، از دل مشارکت فعال و استقلال نهادهای مردمی میگذرد.
@Haajm
🔰بیستوهفتم فوریه، روز جهانی سازمانهای مردمنهاد (NGO)، یادآور جایگاه والای جامعه مدنی در ساختار دنیای امروز است. این روز که از سال ۲۰۱۴ با همافزایی نهادهای بینالمللی در تقویم جهانی تثبیت شد، فرصتی است تا ضمن گرامیداشت تلاشهای داوطلبانه و فداکاریهای فعالان اجتماعی، بر نقش بیبدیل این سازمانها در حمایت از حقوق بشر، پیشبرد توسعه پایدار و ایجاد همبستگی تأکید شود.
🔰امسال (۲۰۲۶)، جهان این روز را با شعار تأملبرانگیز «بازگرداندن کرامت انسانی با مشارکتدادن همه» (Restoring Dignity Through Inclusion) گرامی میدارد. فلسفه انتخاب این شعار، ریشه در یک مطالبه و ضرورت بنیادین مدنی دارد؛ اینکه کرامت انسانی یک امتیاز انحصاری نیست، بلکه حقی همگانی است. این پیام، جوامع و سیاستگذاران را فرامیخواند تا با رفع ساختارهای تبعیضآمیز و ایجاد بسترهای برابر برای مشارکت، مانع از به حاشیه رانده شدن اقشار آسیبپذیر شوند و توسعهای مبتنی بر عدالت اجتماعی را رقم بزنند.
🔰در واقع، این روز به ما یادآوری میکند که مسیر تحقق جامعهای سالم، عادلانه و پویا، از دل مشارکت فعال و استقلال نهادهای مردمی میگذرد.
@Haajm