Jiddu Krishnamurti – Telegram
Jiddu Krishnamurti
7.27K subscribers
2.7K photos
648 videos
81 files
525 links
گزیده‌هایی از آثار جیدو کریشنامورتی
به فارسی و انگلیسی

ادمین:
@PanevisAdmin

صفحهٔ اینستاگرام:
https://www.instagram.com/krishnamurti.persian

نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

کانال محمدجعفر مصفا:
@Mossaffadotcom

نیکول لپرا:
@NicoleLePera
Download Telegram
Forwarded from سایت پانویس

در این دوران بحرانی، بخصوص بلحاظ اقتصادی و گرانی‌ها و فشارهای شدید روی افراد نیازمند، وقتش است کسانی که امکان کمک دارند، هر قدر که می‌توانند، به یاری افراد نیازمند بروند.

اگر خودتان می‌شناسیدشان(که امیدوارم چنین باشد)، به آنها کمک کنید. اگر نمی‌شناسید و به ما اعتماد دارید، به «طوبیٰ» پیام دهید تا برای رساندن کمک شما به افرادی نیازمند، که ما می‌شناسیم، اقدام کنیم.

@PanevisDotCom

من تو را می‌کُشم و تو مرا می‌کُشی. چه چیز را حل کرده‌ایم؟

جیدو کریشنامورتی

@Krishnamurti

We hurt others because we ourselves are hurt.

- Jiddu Krishnamurti

Context: The desire to do harm, to hurt another, is strong in most of us. Whether by a word, a gesture or more deeply, it is common and frighteningly pleasant. The very desire not to be hurt makes for the hurting of others; to harm others is a way of defending oneself. This self-defence takes peculiar forms, depending on circumstances and tendencies. How easy it is to hurt another, and what gentleness is needed not to hurt! We hurt others because we ourselves are hurt; we are so bruised by our own conflicts and sorrows. The more we are inwardly tortured, the greater the urge to be outwardly violent. Inward turmoil drives us to seek outward protection, and the more one defends oneself, the greater the attack on others. What is it that we defend, that we so carefully guard? Surely, it is the idea of ourselves, at whatever level. If we did not guard the idea, the centre of accumulation, there would be no ‘me’.

Jiddu Krishnamurti
"Commentaries on living" vol 1

«ما به دیگران آسیب می‌زنیم چون خودمان آسیب‌دیده‌ایم.»

جیدو کریشنامورتی

متن:
میل به آزار رساندن، به زخمی کردن دیگری، در بیشترِ ما نیرومند است؛ چه با یک کلمه، چه با یک حرکت، یا در سطحی عمیق‌تر. این امر هم رایج است و هم به‌طرزی هراس‌انگیز لذت‌بخش. همین میلِ «آسیب ندیدن» است که باعث آسیب زدن به دیگران می‌شود؛ آزار دادن دیگران راهی است برای دفاع از خود. این دفاع از خود، بسته به شرایط و گرایش‌ها، شکل‌های عجیبی به خود می‌گیرد.

چقدر آسان است که دیگری را بیازاریم، و چه میزان لطافت لازم است تا آسیب نزنیم! ما به دیگران آسیب می‌زنیم چون خودمان آسیب‌دیده‌ایم؛ چون از درگیری‌ها و اندوه‌های خودمان کبود شده‌ایم. هرچه درون‌مان بیشتر شکنجه شود، میل به خشونت بیرونی شدیدتر می‌شود. آشفتگی درونی ما را به جست‌وجوی محافظت بیرونی می‌راند، و هرچه بیشتر از خود دفاع کنیم، حمله‌مان به دیگران بیشتر می‌شود.

ما دقیقاً از چه چیزی دفاع می‌کنیم که این‌قدر با وسواس از آن نگهبانی می‌کنیم؟ بی‌تردید از «تصویرِ خودمان»؛ در هر سطحی که باشد. اگر از این تصویر، از این مرکزِ انباشت، پاسداری نمی‌کردیم، دیگر «من» و «مالِ من»ی در کار نبود. آن‌گاه به‌تمامی حساس و آسیب‌پذیر می‌بودیم.

جیدو کریشنامورتی
از کتاب «حضور در هستی»

@Krishnamurti

تمنا برای بیشتر، آغاز تضاد و بدبختی است.

جیدو کریشنامورتی

@Krishnamurti
‌‌
طبیعت و کشیش‌ها

وقتی ما ارتباط‌مان با طبیعت، با دنیای کُرات و آسمان، با ابرها‌، دریاچه‌ها و پرندگان قطع شد، وقتی رابطه‌مان با همهٔ اینها را از دست دادیم، کشیش‌ها وارد شدند.

جیدو کریشنامورتی

@Krishnamurti

میل به تسلط

به نظر می‌رسد میل به تسلط، اجبار و مطیع بودن به انسان بسیار نزدیک است؛ با تمام ظرافت، قساوت و زشتی‌شان. به نظر می‌رسد دیکتاتورها، کشیش‌ها و رئیس خاندان خواهان این اطاعت هستند. همه جا این الگو تکرار می‌شود. این میل به قدرت، جایگاه و اعتبار از کودکی به وسیلهٔ مقایسه و سنجش تقویت شده است. از این جریان، تضاد، تلاش برای رسیدن، موفق شدن و به پایان رساندن به وجود می‌آید. انقلاب‌ها سعی می‌کنند این [مسئله] را درهم بشکنند، اما به زودی همین الگو توسط دیکتاتورهایی که در بالا قرار می‌گیرند تکرار می‌شود.

«ما انسان‌های دست‌دومی هستیم»
جیدو کریشنامورتی
@Krishnamurti

هیچ

شما هیچ‌چیز نیستید. ممکن است اسم‌ورسم معتبری داشته باشید، ثروت کلانی داشته باشید، قدرت و شهرت داشته باشید؛ ولی باوجود همه این وسایل دفاعی، ایمنی و حفاظتی، واقعاً هیچ‌چیز نیستید. شما ممکن است نسبت به این خلأ و چیزی نبودن کاملاً ناآگاه باشید، یا ممکن است عمداً نخواهید نسبت به آن آگاه گردید؛ ولی واقعیت این است که به‌هرحال خلأ در شما وجود دارد؛ حالا برای مواجه نشدن با آن هر کاری دلتان می‌خواهد بکنید. شما ممکن است بکوشید تا به طرق غیرمستقیم و به راه‌های زیرکانه از آن بگریزید؛ مثلاً از طریق اعمال خشونت فردی یا دسته‌جمعی، ستایش یک‌چیز به‌صورت فردی یا گروهی، پر کردن ذهن خود با دانش‌ها و اطلاعات وسیع، سرگرم کردن خود با انواع تفریحات و مشغولیات؛ ولی چه در خواب و چه در بیداری، خلأ همیشه آنجا است- در وجود شما. شما تنها زمانی می‌توانید آن خلأ و ترس حاصل از آن را درک کنید که نسبت به شکل‌ها و وسایل مختلف فرار، یک آگاهی وسیع و انتخاب‌نشده پیدا کنید. ارتباط شما با خلأ ارتباط با یک پدیده جدا از آن نیست. در کیفیت آگاهی انتخاب‌نشده و بدون دخالت «خود»، مشاهده‌کننده ای جدا و متفاوت از خلأ وجود ندارد تا خلأ را مشاهده کند؛ و چون مشاهده‌کننده جدا از خلأ وجود ندارد، خودِ خلأ وجود ندارد. شما و خلأ یک پدیده‌اید، شما و «هیچ» یک جریان واحدید، نه متفاوت و مجزا. اگر شما به‌عنوان فکر کننده از آن خلأ هراس داشته باشید و بخواهید آن را از بین ببرید، در آن صورت هر حرکت و برخورد شما با آن منجر به ایجاد توهم و نتیجتاً ستیز، تضاد و رنج بیشتر خواهد شد. زمانی که شما این حقیقت را کشف و تجربه کنید که خلأ یعنی خود شما، ترس یکباره و به‌کلی از بین رفته است؛ زیرا ترس هنگام وجود دارد که فکر کننده، خود را جدا از فکرهایش می‌بیند «مثلاً از فکر تهی بودن» و در آن صورت می‌کوشد تا به طریقی با آن‌ها ارتباط برقرار کند یا آن‌ها را از بین ببرد؛ و تنها در صورت کشف و درک آن یگانگی و خروج ذهن از احولیت است که امکان آرام بودن برای ذهن وجود دارد و در این آرامش است که حقیقت شکوفا می‌گردد.

جیدو کریشنامورتی
کتاب «حضور در هستی»

You are nothing. You may have your name and noscript, your property and bank account, you may have power and be famous;
but in spite of all these safeguards, you are as nothing. You may be totally unaware of this emptiness, this nothingness, or you may simply not want to be aware of it; but it is there, do what you will to avoid it. You may try to escape from it in devious ways, through personal or collective violence, through individual or collective
worship, through knowledge or amusement; but whether you are asleep or awake, it is always there. You can come upon your
relationship to this nothingness and its fear only by being
choicelessly aware of the escapes. You are not related to it as a separate, individual entity; you are not the observer watching it; without you, the thinker, the observer, it is not. You and nothingness are one; you and nothingness are a joint phenomenon, not two separate processes. If you, the thinker, are afraid of it and approach it as something contrary and opposed to you, then any action you may take towards it must inevitably lead to illusion and
so to further conflict and misery. When there is the discovery, the
experiencing of that nothingness as you, then fear - which exists only when the thinker is separate from his thoughts and so tries to establish a relationship with them - completely drops away. Only then is it possible for the mind to be still; and in this tranquillity, truth comes into being.

Jiddu Krishnamurti

@Krishnamurti

بحران، در درون تو است

سؤال‌کننده: ظلم و خشونت دنیا به وسیلۀ تلاش فردی من نمی‌تواند متوقف شود. و آیا بی‌نهایت زمان نمی‌برد تا همۀ افراد تغییر کنند؟

کریشنامورتی: دیگران، شما هستید. این سؤال، از تمایل به طفره رفتن از تغییر نشأت می‌گیرد، اینطور نیست؟ شما می‌گوئید، از نظر تأثیر، "فایدهٔ تغییر کردن من چیست اگر دیگران تغییر نکنند؟" فرد باید از نزدیک شروع کند تا دور برود. اما شما واقعاً نمی‌خواهید تغییر کنید؛ می‌خواهید چیز‌ها همانطور که هستند ادامه یابند، مخصوصاً اگر در بالا هستید، و بنابراین می‌گوئید دگرگونی دنیا از طریق تغییر افراد بی‌نهایت زمان خواهد برد. دنیا، شماست؛ شما همان مسئله هستید؛ مسئله از شما جدا نیست؛ دنیا، فرافکنی خودتان است؛ دنیا نمی‌تواند دگرگون شود تا زمانی که شما هستید.

«تفسیر‌هایی دربارهٔ زندگی ۲»
جیدو کریشنامورتی

@Krishnamurti

بحران در دنیای اقتصاد یا سیاست نیست.
بحران در إشعار است.
تعداد بسیار کمی از ما این موضوع را درک می‌کنیم.

جیدو کریشنامورتی

@Krishnamurti

هیچ پاسخی برای هیچ مشکلی وجود ندارد، فقط فهمیدن مشکل وجود دارد.

جیدو کریشنامورتی

@Krishnamurti
‌‌
بسیاری دربارهٔ درستی یا نادرستی جنگ بحث می‌کنند. اما بی‌تردید نمی‌توان به دو شیوهٔ متفاوت به این پرسش نگریست. جنگ — چه دفاعی و چه تهاجمی — اساساً نادرست است.

برای اندیشیدن از همان آغاز به این مسئله، ذهن باید کاملاً از بیماری ملی‌گرایی آزاد باشد. آنچه ما را از اندیشیدن بنیادین، مستقیم و ساده بازمی‌دارد، همان تعصباتی است که طی قرون متمادی، در پوشش میهن‌پرستی و با همهٔ بی‌معنایی‌هایش، بهره‌برداری شده‌اند.

بدین‌سان، ما در طول قرون، عادت‌ها، سنت‌ها و پیش‌داوری‌های بسیاری پدید آورده‌ایم که فرد را از اندیشیدن کامل و بنیادی دربارهٔ مسائل حیاتی انسانی بازمی‌دارند.

جیدو کریشنامورتی
نخستین گفت‌وگوی عمومی، ریو دو ژانیرو، ۱۹۳۵

So many discuss the rightness and the wrongness of war. Surely there cannot be two ways of looking at that question. War, defensive or offensive, is fundamentally wrong.

To think from the very beginning with regard to that question, the mind must be entirely free of the disease of nationalism. We are prevented from thinking fundamentally, directly and simply because of the prejudices which have been exploited through the ages under the guise of patriotism, with its absurdities.

So we have created through the centuries many habits, traditions and prejudices, which prevent the individual from thinking completely, fundamentally, about vital human questions.

Jiddu Krishnamurti

First public talk at Rio de Janeiro, 1935

@Krishnamurti
‌‌
+ English text

سرگرمی، فرار از تنهایی

آیا بسیار عجیب نیست که در این دنیا، جایی که چیزهای زیادی برای پرت شدن حواس هست، سرگرمی‌ها، تقریباً همه تماشاچی هستند و عدۀ کمی بازیگرند؟

بیشتر ما هر موقع کمی وقت آزاد داریم به جستوی یک نوعی از سرگرمی می‌رویم. کتاب جدی‌یی را در دست می‌گیریم، یا یک رمان، یا یک مجله. اگر در آمریکا هستیم رادیو یا تلویزیون را روشن می‌کنیم، یا به بذله‌گویی‌های بی‌وقفه می‌پردازیم.

یک خواست دائمی برای سرگرم شدن وجود دارد، برای مشغول شدن، برای دور شدن از خودمان. ما از تنها بودن می‌ترسیم، می‌ترسیم بدون همصحبت بمانیم، بدون چیزی که حواسمان را پرت کند. تعداد خیلی کمی از ما تا بحال تنها در دشت و جنگل قدم زده‌ایم، نه در حال صحبت کردن یا آواز خواندن، بلکه فقط قدم زدن در سکوت و مشاهده چیزها دربارۀ خود و درون خودمان. ما تقریباً هرگز چنین نمی‌کنیم چرا که، می‌دانید، بیشتر ما بسیار ملول هستیم؛ ما در روتین کسل‌کنندۀ یاد گرفتن یا یاد دادن، وظایف منزل یا شغل، گرفتار شده‌ایم، و بنابراین در زمان‌های فراغتمان می‌خواهیم چه بطور سبک و چه جدی سرگرم باشیم. ما مطالعه می‌کنیم، یا به سینما می‌رویم - یا به مذهب که چیزی مشابه است روی می‌آوریم. مذهب نیز فرمی از حواس‌پرتی و سرگرمی شده است، نوعی فرار جدی از ملالت، از روتین.

نمی‌دانم آیا شما به همۀ اینها پی برده‌اید؟ بیشتر افراد دائماً با چیزها مشغولند، با مراسم مذهبی، با تکرار کلماتی مشخص، با نگران بودن دربارۀ این یا آن - چون آنها از تنها بودن با خودشان وحشت دارند. شما سعی کنید تنها باشید، بدون هر نوع چیزی که حواستان را پرت کند، و خواهید دید که چقدر سریع می‌خواهید که از خودتان دور شوید و آنچه هستید را فراموش کنید. و به همین علت است که این ساختار عظیم و حرفه‌ای سرگرمی، حواس‌پرتی‌های خودکار، بطور بسیار برجسته‌ای بخشی از آنچه که ما تمدن می‌نامیم شده‌اند.

اگر دقت کنید خواهید دید که انسانها در دنیا هر چه بیشتر و بیشتر بطور فزاینده و پیچیده‌ و جهانی حواس‌پرت می‌شوند. افزایش لذت، کتابهای بی حد و حصری که منتشر می‌شوند، روزنامه‌های پر از اتفاقات ورزشی - مطمئناً، همۀ اینها نشان‌دهندۀ این است که ما می‌خواهیم دائماً سرگرم شویم، چرا که دروناً خالی، ملول، روتین هستیم. ما روابط و اصلاحات اجتماعی‌مان را بعنوان ابزاری برای فرار از خودمان استفاده می‌کنیم. آیا تا بحال متوجه شده‌اید که اکثر مردم چقدر تنها هستند؟

جیدو کریشنامورتی

+ English text

@Krishnamurti

جدایی

جدایی بین خدا یا واقعیت و خود شما توسط شما ایجاد می‌شود، توسط ذهنی که به شناخته‌شده، به احساس ثبات، به امنیت می‌چسبد.

جیدو کریشنامورتی

@Krishnamurti