Learn Cast
در ادامه متنی برای نقد این مقاله خواهید خواند.
خطرناکترین پیامدِ این دوگانهسازیِ هگلی—که دولت را «کامل» و جامعه مدنی (بازار و خانواده) را «ناقص» معرفی میکند—اعطای یک چکسفیدامضای اخلاقی به حاکمان است. وقتی دولت در جایگاهِ الوهیت مینشیند، هرگونه مداخله و تجاوزِ آن به حریمِ جامعه مدنی، نه تنها مجاز، بلکه «رسالتی الهی» تلقی میشود. بدینسان، هگل راه را برای توجیهِ تمامیتخواهی هموار میسازد؛ چرا که در برابرِ «رژهی خدا»، حقوقِ فردیِ انسانها هیچ شأنیتی ندارد.
در تحلیلِ نهایی، روتبارد با واژگونسازیِ کاملِ دیالکتیکِ هگلی، تعریفی بدیل و واقعگرایانه ارائه میدهد: دولت نه تنها «واقعیتِ ایده اخلاقی» نیست، بلکه به دلیلِ ماهیتِ غارتگرانه و انحصاریاش، مصداقِ بارزِ «سازمانیافتهترین شکلِ جرم و جنایت» است. آنچه هگل «روحِ عینی» مینامد، در تحلیلِ روتبارد، چیزی جز نقابِ تقدس بر چهرهی راهزنان نیست.
دیالکتیکِ فریب: نقدِ «آزادیِ انضمامی» و واسازیِ اسطورهی «ارادهی کلی»
از منظر موری روتبارد، مفهومپردازیهای هگل و شارحانی چون بورژوا پیرامون «آزادی انضمامی» و «اراده کلی»، مصداقِ بارزِ یک «واژگونیِ معناییِ اورولی» (Orwellian Semantic Inversion) است؛ وضعیتی که در آن زبان برای مسخِ واقعیت به کار گرفته میشود: «جنگ، صلح نامیده میشود و بردگی، آزادی.»
روتبارد با تکیه بر اصلِ «فردگرایی روششناختی» (Methodological Individualism)، هستیشناسیِ مفهوم «اراده کلی» (Volonté Générale) را به چالش میکشد. او میپرسد: این «ارادهی کلی» در عالمِ واقع چه مابهازایی دارد؟ پاسخ روتبارد قاطع است: چنین موجودیتِ جمعیای وجودِ خارجی ندارد. آنچه در پسِ این انتزاعِ متافیزیکی پنهان شده، واقعیتِ عریانِ «ارادهیِ حاکمان» است. «اراده کلی» صرفاً نقابی است که نخبگانِ سیاسی بر چهره میزنند تا امیالِ خودکامهی خود را به نامِ جامعه بر افراد تحمیل کنند.
در نقدِ دفاعیهی بورژوا—که قوانین دولتی را نه محدودیت، بلکه «تجلی عقلانیت» میخواند—روتبارد ما را به زمینِ سفتِ واقعیت بازمیگرداند. او با طرح یک آزمونِ تجربی ساده، پوچیِ این استدلال را برملا میکند: «اگر فردی از واگذاری بخشی از درآمدِ خود (تحت عنوان مالیات) امتناع ورزد و دولت در پاسخ، او را به حبس افکند، کجای این فرآیند تجلیِ آزادی است؟» نامیدنِ این عمل به عنوان «آزادی انضمامی»، نمیتواند ماهیتِ آن را که «اجبارِ فیزیکی» (Physical Coercion) و تجاوز به حریمِ فرد است، تغییر دهد.
بنابراین، برساختِ مفهوم «آزادی انضمامی» در فلسفه سیاسی هگل، کارکردی مشخص دارد: این مفهوم ابزاری سوفسطایی است که فیلسوفانِ دولتی اختراع کردهاند تا «زنجیرهای اسارت» را تحتِ عنوانِ فریبندهی «بالهای پرواز» به تودهها بفروشند. این تلاش برای یکسانانگاریِ «اطاعت» با «آزادی»، بزرگترین خیانتِ روشنفکری به آرمانِ رهایی انسان است.
متنِ مورد بحث، با ظرافتِ بلاغی خاصی، سعی در برساختنِ یک «دوگانهانگاریِ کاذب» (False Dichotomy) دارد: ترسیمِ وضعیتی که در آن انسان، ناگزیر به انتخاب میان «هرجومرجِ بازار» یا «نظمِ الهیِ دولت» است. موری روتبارد اما با واژگونسازی این تصویر، واقعیتِ هستیشناختیِ نظمِ اجتماعی را اینگونه صورتبندی میکند: انتخابِ حقیقی میان «نظمِ خودجوش، داوطلبانه و اخلاقیِ بازار» (مبتنی بر مالکیت خصوصی) و «هرجومرج و خشونتِ سازمانیافتهی دولت» است. تقلیلِ مالکیت خصوصی به امری «انتزاعی و ناقص» در این متن، صرفاً یک خطای تئوریک نیست، بلکه جادهصافکنِ تمامیتخواهیهای مدرن است؛ زیرا در حالی که هگل دولت را «منجی» معرفی میکند، روتبارد هشدار میدهد که: «دولت، دقیقاً همان چیزی است که جامعه باید از دستِ آن نجات یابد.»
اگرچه نمیتوان واقعیتِ صلبِ نهادِ دولت را در وضعیت کنونی انکار کرد و یا انتظارِ حذفِ ناگهانی آن را داشت، اما نبردِ اصلی در ساحتِ «مشروعیتبخشیِ اندیشهورزانه» جریان دارد. آنچه باید بیامان مورد نقد قرار گیرد، تلاشهایی است که میکوشند ضرورتِ دولت را از طریق «قدسیسازی» (Sanctification) و «عرفانیسازی» (Mystification) توجیه کنند. خطرِ مهلک آنجاست که دولت، نه به عنوان یک انحصارگرِ خشونت، بلکه به عنوان «تجلیِ ارادهی کلی» یا «روحِ جمعی» معرفی شود.
این «الهیاتِ سیاسی» پیامدهای خطرناکی دارد؛ زیرا به حاکمان اجازه میدهد تا هرگونه خودکامگی و سرکوب را تحتِ لوای مفاهیمی چون «تجلیِ روحِ جمعی (مثلاً روحِ ایرانی)» پنهان کنند. وقتی قدرتِ سیاسی در هالهای از عرفان و متافیزیک پیچیده شود، راه برای نقدِ عقلانی بسته شده و جنایت به نامِ «ارادهی مردم» یا «روحِ تاریخ» تطهیر میگردد. از اینرو، رسالتِ اندیشهی آزادیخواهانه، تقدسزدایی از این هیولا و افشای ماهیتِ زمینی و قهریِ آن است، تا مبادا «استبداد» در لباسِ به ظاهر زیبای «عرفان» بازتولید شود.
در تحلیلِ نهایی، روتبارد با واژگونسازیِ کاملِ دیالکتیکِ هگلی، تعریفی بدیل و واقعگرایانه ارائه میدهد: دولت نه تنها «واقعیتِ ایده اخلاقی» نیست، بلکه به دلیلِ ماهیتِ غارتگرانه و انحصاریاش، مصداقِ بارزِ «سازمانیافتهترین شکلِ جرم و جنایت» است. آنچه هگل «روحِ عینی» مینامد، در تحلیلِ روتبارد، چیزی جز نقابِ تقدس بر چهرهی راهزنان نیست.
دیالکتیکِ فریب: نقدِ «آزادیِ انضمامی» و واسازیِ اسطورهی «ارادهی کلی»
از منظر موری روتبارد، مفهومپردازیهای هگل و شارحانی چون بورژوا پیرامون «آزادی انضمامی» و «اراده کلی»، مصداقِ بارزِ یک «واژگونیِ معناییِ اورولی» (Orwellian Semantic Inversion) است؛ وضعیتی که در آن زبان برای مسخِ واقعیت به کار گرفته میشود: «جنگ، صلح نامیده میشود و بردگی، آزادی.»
روتبارد با تکیه بر اصلِ «فردگرایی روششناختی» (Methodological Individualism)، هستیشناسیِ مفهوم «اراده کلی» (Volonté Générale) را به چالش میکشد. او میپرسد: این «ارادهی کلی» در عالمِ واقع چه مابهازایی دارد؟ پاسخ روتبارد قاطع است: چنین موجودیتِ جمعیای وجودِ خارجی ندارد. آنچه در پسِ این انتزاعِ متافیزیکی پنهان شده، واقعیتِ عریانِ «ارادهیِ حاکمان» است. «اراده کلی» صرفاً نقابی است که نخبگانِ سیاسی بر چهره میزنند تا امیالِ خودکامهی خود را به نامِ جامعه بر افراد تحمیل کنند.
در نقدِ دفاعیهی بورژوا—که قوانین دولتی را نه محدودیت، بلکه «تجلی عقلانیت» میخواند—روتبارد ما را به زمینِ سفتِ واقعیت بازمیگرداند. او با طرح یک آزمونِ تجربی ساده، پوچیِ این استدلال را برملا میکند: «اگر فردی از واگذاری بخشی از درآمدِ خود (تحت عنوان مالیات) امتناع ورزد و دولت در پاسخ، او را به حبس افکند، کجای این فرآیند تجلیِ آزادی است؟» نامیدنِ این عمل به عنوان «آزادی انضمامی»، نمیتواند ماهیتِ آن را که «اجبارِ فیزیکی» (Physical Coercion) و تجاوز به حریمِ فرد است، تغییر دهد.
بنابراین، برساختِ مفهوم «آزادی انضمامی» در فلسفه سیاسی هگل، کارکردی مشخص دارد: این مفهوم ابزاری سوفسطایی است که فیلسوفانِ دولتی اختراع کردهاند تا «زنجیرهای اسارت» را تحتِ عنوانِ فریبندهی «بالهای پرواز» به تودهها بفروشند. این تلاش برای یکسانانگاریِ «اطاعت» با «آزادی»، بزرگترین خیانتِ روشنفکری به آرمانِ رهایی انسان است.
متنِ مورد بحث، با ظرافتِ بلاغی خاصی، سعی در برساختنِ یک «دوگانهانگاریِ کاذب» (False Dichotomy) دارد: ترسیمِ وضعیتی که در آن انسان، ناگزیر به انتخاب میان «هرجومرجِ بازار» یا «نظمِ الهیِ دولت» است. موری روتبارد اما با واژگونسازی این تصویر، واقعیتِ هستیشناختیِ نظمِ اجتماعی را اینگونه صورتبندی میکند: انتخابِ حقیقی میان «نظمِ خودجوش، داوطلبانه و اخلاقیِ بازار» (مبتنی بر مالکیت خصوصی) و «هرجومرج و خشونتِ سازمانیافتهی دولت» است. تقلیلِ مالکیت خصوصی به امری «انتزاعی و ناقص» در این متن، صرفاً یک خطای تئوریک نیست، بلکه جادهصافکنِ تمامیتخواهیهای مدرن است؛ زیرا در حالی که هگل دولت را «منجی» معرفی میکند، روتبارد هشدار میدهد که: «دولت، دقیقاً همان چیزی است که جامعه باید از دستِ آن نجات یابد.»
اگرچه نمیتوان واقعیتِ صلبِ نهادِ دولت را در وضعیت کنونی انکار کرد و یا انتظارِ حذفِ ناگهانی آن را داشت، اما نبردِ اصلی در ساحتِ «مشروعیتبخشیِ اندیشهورزانه» جریان دارد. آنچه باید بیامان مورد نقد قرار گیرد، تلاشهایی است که میکوشند ضرورتِ دولت را از طریق «قدسیسازی» (Sanctification) و «عرفانیسازی» (Mystification) توجیه کنند. خطرِ مهلک آنجاست که دولت، نه به عنوان یک انحصارگرِ خشونت، بلکه به عنوان «تجلیِ ارادهی کلی» یا «روحِ جمعی» معرفی شود.
این «الهیاتِ سیاسی» پیامدهای خطرناکی دارد؛ زیرا به حاکمان اجازه میدهد تا هرگونه خودکامگی و سرکوب را تحتِ لوای مفاهیمی چون «تجلیِ روحِ جمعی (مثلاً روحِ ایرانی)» پنهان کنند. وقتی قدرتِ سیاسی در هالهای از عرفان و متافیزیک پیچیده شود، راه برای نقدِ عقلانی بسته شده و جنایت به نامِ «ارادهی مردم» یا «روحِ تاریخ» تطهیر میگردد. از اینرو، رسالتِ اندیشهی آزادیخواهانه، تقدسزدایی از این هیولا و افشای ماهیتِ زمینی و قهریِ آن است، تا مبادا «استبداد» در لباسِ به ظاهر زیبای «عرفان» بازتولید شود.
@Learn_Cast
👍6
Forwarded from A New Liberty
لیبرالکلاسیک یا لیبرتارین؟ در باب تفاوت دو واژه
✍️مهران خسروزاده
قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم
قسمت چهارم
قسمت پنجم
قسمت ششم
قسمت هفتم
قسمت هشتم
قسمت پایانی
✍️مهران خسروزاده
قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم
قسمت چهارم
قسمت پنجم
قسمت ششم
قسمت هفتم
قسمت هشتم
قسمت پایانی
❤8
نسخه صوتی"برای آزادی جدید" (مانیفست لیبرتارین)
ترجمه رامین احمدی
صوتی شده توسط لرن کست
🔴 یوتیوب
قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم
قسمت چهارم
قسمت پنجم
قسمت ششم
قسمت هفتم
قسمت هشتم
قسمت نهم
قسمت دهم
قسمت یازدهم
قسمت دوازدهم
قسمت سیزدهم
قسمت چهاردهم
قسمت پانزدهم
🟠 کست باکس
قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم
قسمت چهارم
قسمت پنجم
قسمت ششم
قسمت هفتم
قسمت هشتم
قسمت نهم
قسمت دهم
قسمت یازدهم
قسمت دوازدهم
قسمت سیزدهم
قسمت چهاردهم
قسمت پانزدهم
🟢 اسپاتیفای
قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم
قسمت چهارم
قسمت پنجم
قسمت ششم
قسمت هفتم
قسمت هشتم
قسمت نهم
قسمت دهم
قسمت یازدهم
قسمت دوازدهم
قسمت سیزدهم
قسمت چهاردهم
قسمت پانزدهم
ترجمه رامین احمدی
صوتی شده توسط لرن کست
🔴 یوتیوب
قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم
قسمت چهارم
قسمت پنجم
قسمت ششم
قسمت هفتم
قسمت هشتم
قسمت نهم
قسمت دهم
قسمت یازدهم
قسمت دوازدهم
قسمت سیزدهم
قسمت چهاردهم
قسمت پانزدهم
🟠 کست باکس
قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم
قسمت چهارم
قسمت پنجم
قسمت ششم
قسمت هفتم
قسمت هشتم
قسمت نهم
قسمت دهم
قسمت یازدهم
قسمت دوازدهم
قسمت سیزدهم
قسمت چهاردهم
قسمت پانزدهم
🟢 اسپاتیفای
قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم
قسمت چهارم
قسمت پنجم
قسمت ششم
قسمت هفتم
قسمت هشتم
قسمت نهم
قسمت دهم
قسمت یازدهم
قسمت دوازدهم
قسمت سیزدهم
قسمت چهاردهم
قسمت پانزدهم
YouTube
کتاب صوتی مورای (ماری) روتبارد | Murray Rothbard – برای یک آزادی جدید – فصل اول
لرن کست تنها با حمایت مالی شما امکان ادامه راه خودش رو داره، هر مقدار حمایت مالی شما کمک بسیار زیادی به من میکنه:
لینک حمایت مالی ریالی/ارزی: https://hamibash.com/LearnCast
آدرس کیف پول برای واریز از شبکه TON:
UQAzf4ATpTXYCIXHzjTYiddEpdDd2cMae_7vwQFlgMyEPMuh…
لینک حمایت مالی ریالی/ارزی: https://hamibash.com/LearnCast
آدرس کیف پول برای واریز از شبکه TON:
UQAzf4ATpTXYCIXHzjTYiddEpdDd2cMae_7vwQFlgMyEPMuh…
❤13🔥2💯1
Forwarded from محمدعلی جنت خواه
از شروع تحریمهای روسیه، پنیر اولیه و شیر و شیرخشک و لبنیات و همه چیز، فلهای داره از ایران صادرات میشه به آذربایجان و روسیه
روسیه داره به شکل خاموش و آشکار، شیره ایران رو میکشه و چندسال دیگه باید هزینه بحران های سلامت مثل پوکی استخوان رو در ایران تجربه کنیم.
ایرانی بیدار شو.
@jannatkhah
روسیه داره به شکل خاموش و آشکار، شیره ایران رو میکشه و چندسال دیگه باید هزینه بحران های سلامت مثل پوکی استخوان رو در ایران تجربه کنیم.
ایرانی بیدار شو.
@jannatkhah
👍64💔15❤4👎3
عزیزانی که به تازگی اومدن، خوش اومدید، قدم سر چشم من گذاشتید،
پین های چنل رو ببینید
ممنون از دکتر صالحی بابت معرفی چنل
پین های چنل رو ببینید
ممنون از دکتر صالحی بابت معرفی چنل
❤56👍1
این چند وقته یخورده درگیرم، وقت اضافهم رو هم داری جایی میذارم که براتون فعلا قابل دیدن نیست، تا چند وقت دیگه خدا بخواد یه کاری میکنیم با کمک هم، کارستون.
❤39👍17🔥2
بارها و بارها دیدیم مارکسیستها و سوسیالمارکسیستها سعی در گرفتن ژست منتقد به خود برای نظام اقتصادی و سیاسی ممکن رو دارن و باقی تفکرات رو مدافع وضع موجود میدونن و در ظلمهایی که میشه شریک!
اما واقعاً خود مارکسیستها حرفشون چیه؟ آیا فقط مارکسیستها میتونن وضع موجود رو نقد کنن؟ هانس هرمان هوپه در این سخنرانی درخشان، با تایید این نکته که «تاریخ، تاریخِ نبرد طبقاتی است» ، بزرگترین خطای مارکس را افشا میکند. او نشان میدهد که استثمارگر واقعی نه سرمایهدارِ بازار آزاد که با قرارداد داوطلبانه کار میکند ، بلکه «طبقه حاکمی» است که با استفاده از ابزار دولت و نقض حق مالکیت، دسترنج تولیدکنندگان را تصاحب میکند.
با پروفسور هانس هرمان هوپه دوستداشتنی همراه باشید تا این موضوع رو جدیتر بررسی کنیم و ببینیم چطور میتوان با «تحلیل طبقاتی اتریشی»، نقاب از چهره واقعی استثمارگران برداشت.
#جزئی_نگر
قسمت اول
@Learn_Cast
اما واقعاً خود مارکسیستها حرفشون چیه؟ آیا فقط مارکسیستها میتونن وضع موجود رو نقد کنن؟ هانس هرمان هوپه در این سخنرانی درخشان، با تایید این نکته که «تاریخ، تاریخِ نبرد طبقاتی است» ، بزرگترین خطای مارکس را افشا میکند. او نشان میدهد که استثمارگر واقعی نه سرمایهدارِ بازار آزاد که با قرارداد داوطلبانه کار میکند ، بلکه «طبقه حاکمی» است که با استفاده از ابزار دولت و نقض حق مالکیت، دسترنج تولیدکنندگان را تصاحب میکند.
با پروفسور هانس هرمان هوپه دوستداشتنی همراه باشید تا این موضوع رو جدیتر بررسی کنیم و ببینیم چطور میتوان با «تحلیل طبقاتی اتریشی»، نقاب از چهره واقعی استثمارگران برداشت.
#جزئی_نگر
قسمت اول
@Learn_Cast
❤12👍2
❤10❤🔥2👍2
تا حالا دقت کردید چطور دو نفر به یه آمار واحد نگاه میکنن ولی دو تا نتیجه کاملاً برعکس میگیرن؟ مثلاً یکی میگه «چون تو قرن بیستم مالیات و قوانین زیاد شد، وضع مردم بهتر شد»، اون یکی میگه «نه! اگه مالیات نبود که وضعشون صد برابر بهتر بود!» . واقعیت اینه که دادههای تاریخی لالن؛ اونا حرف نمیزنن، ما هستیم که بهشون زبون میدیم. اگه «تئوری» نداشته باشید، تاریخ هر دروغی رو میتونه به خوردتون بده.
تو این فایل، هانس-هرمان هوپه، فیلسوف دقیق و بیتعارف مکتب اتریش، میاد و یه خطکش میذاره وسط: «منطق همیشه بر تجربه پیروزه». هوپه تو این بحث، خیلی شیک و مجلسی و با استدلالهای غیرقابلانکار، ذهنیت شما رو نسبت به دولت، جنگ و ثروت شخم میزنه.
#جزئی_نگر
قسمت دوم
@Learn_Cast
تو این فایل، هانس-هرمان هوپه، فیلسوف دقیق و بیتعارف مکتب اتریش، میاد و یه خطکش میذاره وسط: «منطق همیشه بر تجربه پیروزه». هوپه تو این بحث، خیلی شیک و مجلسی و با استدلالهای غیرقابلانکار، ذهنیت شما رو نسبت به دولت، جنگ و ثروت شخم میزنه.
#جزئی_نگر
قسمت دوم
@Learn_Cast
👍15❤🔥4❤2
مجموعه پست های ورق زدنی
از "ناتمامیت عقل" تا "زوال عقل"
نقد الهیات شکاکیت و استبداد فرموله سازی
اینستاگرام لرن کست
از "ناتمامیت عقل" تا "زوال عقل"
نقد الهیات شکاکیت و استبداد فرموله سازی
اینستاگرام لرن کست
👍13💯4👎2