(6) ما ميخوانيم که هنگامیکه يعقوب از دست برادرش عيسو ميگريخت، نردباني ديد که از زمين به سمت آسمان بر پا شده بود، و فرشتگان خدا بر آن صعود و نزول ميکردند، و خداوند با او سخن گفت و عهد بست. در کتابمقدس آمده که يعقوب گفت: «البته يهوه در اين مکان است ... اين نيست جز خانه خدا و اين است دروازه آسمان» (پیدایش 28: 16، 17). و او آن مکان را بيت ايل ناميد که به معناي «خانه خدا» ميباشد. او سنگي را که زير سر خود نهاده بود گرفت و چون ستوني برپا داشت و روغن بر سرش ريخت. (پیدایش 28: 18)
پدر ما يعقوب از کجا عبارت «خانه خدا» را آموخته بد؟ او چگونه اين معرفتِ تخصيص دادنِ خانۀ خدا با ريختن روغن بر آنها را یافته بود؛ در حاليکه در شريعت مکتوب چيزي در اين مورد نوشته نشده بود؟ هيچ توضيحي نمیتوان ارائه داد جز راه سنت.
(7) حتي مشاهده میکنیم که نويسندگان عهد جديد درباره وقايعي از عهد عتيق نوشتهاند که از طريق سنت بدانها رسيده بودند. براي مثال، پولس قديس، نام دو جادوگر را برده که در مقابل موسي ايستادند. او گفت: «همانگونه که ينيس و يمبريس به مخالفت با موسي برخاستند، اين مردمان نيز ... با حقيقت مخالفت ميورزند» (دوم تیموتائوس 3: 8) . ما نميتوانيم اسامي آن دو جادوگر را حتي در کتب موسي و در تمامی عهد عتيق بيابيم. پولس رسول اين اسامي را بايد از طريق سنت يافته باشد.
(8) سنت که در عهد عتيق انتقال داده میشد، در عهد جديد نیز به همانگونه بود. پيش از آنکه انجيل يا رسالهاي نوشته شود مدت زيادي سپری شد. در مدت تقريباً بيست سال، مردم تمام ايمان خود و تمام داستان زندگي مسيح و همه تعالیم را از طريق سنت دريافت میکردند. قدیمی ترین قسمتهای انجیل بعد از 48 میلادی نوشته شده اند و تا آن زمان انجیل شفاهی موعظه می شد.
بعد از آن هم همه چیز نوشته نشد، بعضی چیزها کتبی بوسیله اناجیل به ما رسید و بعضی چیزها شفاهی بوسیله سنت. اکثر این سنت ها بعدا توسط پدران اولیه کلیسا به صورت کتبی هم ارائه شدند.
سنت ها هستند که نویسندگان سه انجیل همنظر را به ما معرفی کرده اند نه کتاب مقدس به تنهایی.
(9) خود مسيح خداوند، هيچ انجيلي ننوشت و همچنين هيچ انجيل مکتوبي نيز برجاي نگذاشت، تا زمانيکه او موعظه ميکرد و تعليم ميداد، سخنانش روح و حيات بود (یوحنا 6: 63) براي مردماني که بعداً آنها را گسترش دادند. وقتي خداوند تعاليم و موعظههايش را آغاز کرد، به مردم گفت: «زمان به کمال رسيده و پادشاهي خدا نزديک شده است. توبه کنيد و به اين انجيل ايمان بياوريد»( مرقس 1: 15). در آن زمان هيچ انجيل[=بشارت،خبر خوش] مکتوبي نبود اما موعظههاي «خبر خوش» از طريق بشارت گفتاري يا تعاليم الهي بيان ميشد. همان معني در مورد کلام خداوند به شاگردانش صدق ميکند که: «به سرتاسر جهان برويد و خبر خوش را به همه خلايق موعظه کنيد» (مرقس 16: 15). اين دستور تنها در محدوده نوشتاري نبود.
☦@LessonsOrthodox
پدر ما يعقوب از کجا عبارت «خانه خدا» را آموخته بد؟ او چگونه اين معرفتِ تخصيص دادنِ خانۀ خدا با ريختن روغن بر آنها را یافته بود؛ در حاليکه در شريعت مکتوب چيزي در اين مورد نوشته نشده بود؟ هيچ توضيحي نمیتوان ارائه داد جز راه سنت.
(7) حتي مشاهده میکنیم که نويسندگان عهد جديد درباره وقايعي از عهد عتيق نوشتهاند که از طريق سنت بدانها رسيده بودند. براي مثال، پولس قديس، نام دو جادوگر را برده که در مقابل موسي ايستادند. او گفت: «همانگونه که ينيس و يمبريس به مخالفت با موسي برخاستند، اين مردمان نيز ... با حقيقت مخالفت ميورزند» (دوم تیموتائوس 3: 8) . ما نميتوانيم اسامي آن دو جادوگر را حتي در کتب موسي و در تمامی عهد عتيق بيابيم. پولس رسول اين اسامي را بايد از طريق سنت يافته باشد.
(8) سنت که در عهد عتيق انتقال داده میشد، در عهد جديد نیز به همانگونه بود. پيش از آنکه انجيل يا رسالهاي نوشته شود مدت زيادي سپری شد. در مدت تقريباً بيست سال، مردم تمام ايمان خود و تمام داستان زندگي مسيح و همه تعالیم را از طريق سنت دريافت میکردند. قدیمی ترین قسمتهای انجیل بعد از 48 میلادی نوشته شده اند و تا آن زمان انجیل شفاهی موعظه می شد.
بعد از آن هم همه چیز نوشته نشد، بعضی چیزها کتبی بوسیله اناجیل به ما رسید و بعضی چیزها شفاهی بوسیله سنت. اکثر این سنت ها بعدا توسط پدران اولیه کلیسا به صورت کتبی هم ارائه شدند.
سنت ها هستند که نویسندگان سه انجیل همنظر را به ما معرفی کرده اند نه کتاب مقدس به تنهایی.
(9) خود مسيح خداوند، هيچ انجيلي ننوشت و همچنين هيچ انجيل مکتوبي نيز برجاي نگذاشت، تا زمانيکه او موعظه ميکرد و تعليم ميداد، سخنانش روح و حيات بود (یوحنا 6: 63) براي مردماني که بعداً آنها را گسترش دادند. وقتي خداوند تعاليم و موعظههايش را آغاز کرد، به مردم گفت: «زمان به کمال رسيده و پادشاهي خدا نزديک شده است. توبه کنيد و به اين انجيل ايمان بياوريد»( مرقس 1: 15). در آن زمان هيچ انجيل[=بشارت،خبر خوش] مکتوبي نبود اما موعظههاي «خبر خوش» از طريق بشارت گفتاري يا تعاليم الهي بيان ميشد. همان معني در مورد کلام خداوند به شاگردانش صدق ميکند که: «به سرتاسر جهان برويد و خبر خوش را به همه خلايق موعظه کنيد» (مرقس 16: 15). اين دستور تنها در محدوده نوشتاري نبود.
☦@LessonsOrthodox
☑️ کتابمقدس همه چیز را ذکر نميکند
(الف) کتابمقدس همه آن چيزهايي را که مسيح خداوند کرده و گفته است ذکر نمیکند.
حقيقت اين است که انجيلنويسان قسمتي از سخنان و اعمال مسيح خداوند را انتخاب و در زمان مقرر بخاطر مردم ثبت کردند. اين از انجيل يوحنا مکشوف است چنانکه ميگويد: «يسوع کارهاي بسيار ديگري نيز کرد که اگر يک به يک نوشته ميشد، گمان نميکنم حتي تمامي جهان نيز گنجايش آن نوشتهها را ميداشت ( یوحنا 21: 25)» و همچنين: «يسوع آيات بسيار ديگر در حضور شاگردان به ظهور رسانيد که در اين کتاب نوشته نشده است. اما اينها نوشته شد تا ايمان آوريد که يسوع همان مسيح ، پسر خداست و تا با اين ايمان، در نام او حيات داشته باشيد». (یوحنا 20: 30، 31)
تصور نکنيد آيات و معجزاتي که مسيح به ظهور رسانيد، فقط همانهاييست که در کتابمقدس ذکر شده است، زیرا هزاران معجزه دیگر ثبت نشده است. براي اثبات اين ادعا، به سخنان لوقاي انجيلنويس اشاره ميکنيم: «هنگام غروب، همه کساني که بيماراني مبتلا به امراض گوناگون داشتند، آنان را نزد يسوع آوردند، و او نيز بر يکايک ايشان دست نهاد و شفايشان داد».) لوقا 4: 40)
آن بيماران چند نفر بودند؟ بسيار زیاد. تمام شفاها ثبت نشده است. معلم ما متاي انجيلنويس ميگويد: «بدين سان، يسوع در سرتاسر جليل ميگشت و در کنيسههاي ايشان تعليم ميداد و بشارت پادشاهي را اعلام ميکرد و هر درد و بيماري مردم را شفا ميبخشيد». (متی 4: 23)
جزئيات اين «شفا دادن هر بيماري» چيست؟ ثبت نشده است.
در مورد تعاليم خداوند در کنیسهها و موعظه هايش چطور؟
آنها نيز ثبت نشده است.
معلم ما مرقس انجيلنويس ميگويد آنگاه که مسیح به کفرناحوم رفت، به کنيسه داخل شد و «به تعليم دادن پرداخت. مردم از تعليم او در شگفت شدند، زيرا با اقتدار تعليم ميداد، نه همچون علماي دين».( مرقس 2: 21، 22) اين تعاليم چه بود که آنها را شگفت زده کرده بود؟ مکتوب نیست.
در معجزه پنج نان و دو ماهي، مسیح، از صبح تا نزديک غروب به مردم تعليم ميداد. چه چيزي تعليم ميداد؟ چيزي در اناجيل ثبت نشده است. تعاليم مسيح در کنار درياچه، در ساحل دريا، در قايق و در معابر، کجا نوشته شده است؟ نميدانيم، زيرا هيچ جزئياتي در اناجيل نوشته نشده است.
(ب) پس از رستاخيز خداوند، همين وضعيت را مييابيم. مسیح خداوند دو تن از شاگردان را در عمائوس ملاقات کرد، و «از موسي و همه انبيا آغاز کرد و آنچه را که در تمامي کتب مقدس درباره او گفته شده بود، برايشان توضيح داد».( لوقا 24: 27) تمام اين تعاليم، و سایرین، در اناجيل نوشته نشده است. اما بیشک حداقل برخي از آنها، از طريق سنت به ما رسيدهاند.
(ج) در چهل روزي که بعد از رستاخيز، خداوند با شاگردانش گذراند، چه چيزهايي درباره پادشاهي خدا به ایشان گفت ؟( اعمال 1: 3)
سخنان خداوند درباره ملکوت خدا در کجا ذکر شده است؟
یقیناً سخنان او چنان اهميت عظيمي داشتند که پس از رستاخيزش، بارها شاگردانش را ملاقات کرد. اما با وجود چنین اهميتی، سخنانش در کتابمقدس به ثبت نرسيدهاند. به احتمال زياد، آن سخنان مطالبي بود که به رهبران کليسا مربوط ميشد تا آنها درک کنند و تعليم دهند - با پيروي از اين گفته خداوند که: «به آنان تعليم دهيد که هرآنچه به شما فرمان دادهام به جا آورند» (متی 28: 20)– بدون اينکه ذکر کند اين اوامر در کجا نوشته شده است.
بعيد است بخواهيم تصور کنيم که آنها مفقود شده باشند، زیرا مطالب مهمياند. پس چگونه به ما رسيدهاند؟ به استثناي پولس رسول که جزء آن يازده رسولي نبود که مسيح را پس از رستاخيز ديده بودند، ساير رسولان، بسيار کم نوشته بودند و آنچه که نوشته بودند شامل تمام تعاليم مسيح نميشد. تنها يک توجيه وجود دارد و آن اينکه تعاليم مسیح به رسولانش، بوسیله سنت به ما رسيده است، و آن نیز از طريق امانت رسولان است.
کليسا با اين تعاليم حيات مييابد، بر اساس آن گفته خداوند که میگوید: «سخناني که من به شما گفتم، روح و حيات است». (یوحنا 6: 63) رسولان، روح سخنان مسيح را درک کردند و آنان را در حيات خود نقل کردند، و اين سخنان از طريق حيات کليسا به ما سپرده شدند.
☦@LessonsOrthodox
(الف) کتابمقدس همه آن چيزهايي را که مسيح خداوند کرده و گفته است ذکر نمیکند.
حقيقت اين است که انجيلنويسان قسمتي از سخنان و اعمال مسيح خداوند را انتخاب و در زمان مقرر بخاطر مردم ثبت کردند. اين از انجيل يوحنا مکشوف است چنانکه ميگويد: «يسوع کارهاي بسيار ديگري نيز کرد که اگر يک به يک نوشته ميشد، گمان نميکنم حتي تمامي جهان نيز گنجايش آن نوشتهها را ميداشت ( یوحنا 21: 25)» و همچنين: «يسوع آيات بسيار ديگر در حضور شاگردان به ظهور رسانيد که در اين کتاب نوشته نشده است. اما اينها نوشته شد تا ايمان آوريد که يسوع همان مسيح ، پسر خداست و تا با اين ايمان، در نام او حيات داشته باشيد». (یوحنا 20: 30، 31)
تصور نکنيد آيات و معجزاتي که مسيح به ظهور رسانيد، فقط همانهاييست که در کتابمقدس ذکر شده است، زیرا هزاران معجزه دیگر ثبت نشده است. براي اثبات اين ادعا، به سخنان لوقاي انجيلنويس اشاره ميکنيم: «هنگام غروب، همه کساني که بيماراني مبتلا به امراض گوناگون داشتند، آنان را نزد يسوع آوردند، و او نيز بر يکايک ايشان دست نهاد و شفايشان داد».) لوقا 4: 40)
آن بيماران چند نفر بودند؟ بسيار زیاد. تمام شفاها ثبت نشده است. معلم ما متاي انجيلنويس ميگويد: «بدين سان، يسوع در سرتاسر جليل ميگشت و در کنيسههاي ايشان تعليم ميداد و بشارت پادشاهي را اعلام ميکرد و هر درد و بيماري مردم را شفا ميبخشيد». (متی 4: 23)
جزئيات اين «شفا دادن هر بيماري» چيست؟ ثبت نشده است.
در مورد تعاليم خداوند در کنیسهها و موعظه هايش چطور؟
آنها نيز ثبت نشده است.
معلم ما مرقس انجيلنويس ميگويد آنگاه که مسیح به کفرناحوم رفت، به کنيسه داخل شد و «به تعليم دادن پرداخت. مردم از تعليم او در شگفت شدند، زيرا با اقتدار تعليم ميداد، نه همچون علماي دين».( مرقس 2: 21، 22) اين تعاليم چه بود که آنها را شگفت زده کرده بود؟ مکتوب نیست.
در معجزه پنج نان و دو ماهي، مسیح، از صبح تا نزديک غروب به مردم تعليم ميداد. چه چيزي تعليم ميداد؟ چيزي در اناجيل ثبت نشده است. تعاليم مسيح در کنار درياچه، در ساحل دريا، در قايق و در معابر، کجا نوشته شده است؟ نميدانيم، زيرا هيچ جزئياتي در اناجيل نوشته نشده است.
(ب) پس از رستاخيز خداوند، همين وضعيت را مييابيم. مسیح خداوند دو تن از شاگردان را در عمائوس ملاقات کرد، و «از موسي و همه انبيا آغاز کرد و آنچه را که در تمامي کتب مقدس درباره او گفته شده بود، برايشان توضيح داد».( لوقا 24: 27) تمام اين تعاليم، و سایرین، در اناجيل نوشته نشده است. اما بیشک حداقل برخي از آنها، از طريق سنت به ما رسيدهاند.
(ج) در چهل روزي که بعد از رستاخيز، خداوند با شاگردانش گذراند، چه چيزهايي درباره پادشاهي خدا به ایشان گفت ؟( اعمال 1: 3)
سخنان خداوند درباره ملکوت خدا در کجا ذکر شده است؟
یقیناً سخنان او چنان اهميت عظيمي داشتند که پس از رستاخيزش، بارها شاگردانش را ملاقات کرد. اما با وجود چنین اهميتی، سخنانش در کتابمقدس به ثبت نرسيدهاند. به احتمال زياد، آن سخنان مطالبي بود که به رهبران کليسا مربوط ميشد تا آنها درک کنند و تعليم دهند - با پيروي از اين گفته خداوند که: «به آنان تعليم دهيد که هرآنچه به شما فرمان دادهام به جا آورند» (متی 28: 20)– بدون اينکه ذکر کند اين اوامر در کجا نوشته شده است.
بعيد است بخواهيم تصور کنيم که آنها مفقود شده باشند، زیرا مطالب مهمياند. پس چگونه به ما رسيدهاند؟ به استثناي پولس رسول که جزء آن يازده رسولي نبود که مسيح را پس از رستاخيز ديده بودند، ساير رسولان، بسيار کم نوشته بودند و آنچه که نوشته بودند شامل تمام تعاليم مسيح نميشد. تنها يک توجيه وجود دارد و آن اينکه تعاليم مسیح به رسولانش، بوسیله سنت به ما رسيده است، و آن نیز از طريق امانت رسولان است.
کليسا با اين تعاليم حيات مييابد، بر اساس آن گفته خداوند که میگوید: «سخناني که من به شما گفتم، روح و حيات است». (یوحنا 6: 63) رسولان، روح سخنان مسيح را درک کردند و آنان را در حيات خود نقل کردند، و اين سخنان از طريق حيات کليسا به ما سپرده شدند.
☦@LessonsOrthodox
☑️ سنت، حيات کليساست و يا سنت، کليساي زنده است.
رسولان اين حيات را با تمام چيزهايي که با همديگر از خداوند آموخته بودند به مقدسين کليسا سپردند و به عنوان تعاليم و تکاليف زنده در حيات کليسا بر جاي گذاشتند. نظم، آيينها و رازهاي کليسا در ميان آن تعاليم است.
آيا گمان ميکنيد موعظه سر کوه (متی بابهای 5 الی 7) تنها موعظه خداوند در طول سه سال است؟ نامعقول است.
سخنان خداوند زایل نگشتند؛ شاگردان آنها را در قلبها و گوشها و افکار خود محفوظ داشتند. آنان سخنان خداوند را از قلبهاي پاکشان و از افکار مقدسشان بيرون آورده تحت عنوان «سنت» يا «امانت رسولان» به کليسا سپردند. روح القدس بدانها همه چيز را آموخت و تمام سخنان خداوند را به يادشان آورد، بنابر وعده راستين وي. (یوحنا 14: 26)
سنت از تعاليم رسولان استخراج شده است
بسياري از رسولان، هيچ رسالهاي ننوشتند. تعليم آنها کجاست؟ممکن نيست که تمام تعالیم برخي از رسولان، فقط آن چیزهایی باشد که نوشتهاند. ممکن نيست که تعاليم يعقوب تنها به يک رساله محدود بوده باشد و همچنين ممکن نيست که يهوداي رسول تنها يک باب را تعليم داده باشد. و در مورد تعلیم سایر رسولانی که حتی یک حرف مکتوب بر جای نگذاشتهاند چه باید گفت؟ ايشان چه تعليمي دادند و چه چيزي براي کليسا بر جاي گذاشتند؟ به احتمال زياد لااقل بخشي از آنها، از طريق سنت به ما رسيدهاند.
رسولان وارد کنيسهها شده، به تعليم و بحث با مخالفان میپرداختند، با اينحال، هيچيک از آنها نوشته نشده است. آنان در اورشليم، يهوديه و سامره موعظه ميکردند تا زماني که همه ايمان آورند، اما تنها بخش کوچکي از آنچه آنان موعظه کردند ثبت شده است. پولس رسول دو سال تمام در خانهاي در روم اقامت داشت و «پادشاهي خدا را اعلام ميکرد و دليرانه و بيپروا درباره يسوع مسيح خداوند تعليم ميداد». (اعمال 28: 30- 31) هيچيک از آن موعظهها به صورت نوشتاري به ما نرسيدهاند.
☦@LessonsOrthodox
رسولان اين حيات را با تمام چيزهايي که با همديگر از خداوند آموخته بودند به مقدسين کليسا سپردند و به عنوان تعاليم و تکاليف زنده در حيات کليسا بر جاي گذاشتند. نظم، آيينها و رازهاي کليسا در ميان آن تعاليم است.
آيا گمان ميکنيد موعظه سر کوه (متی بابهای 5 الی 7) تنها موعظه خداوند در طول سه سال است؟ نامعقول است.
سخنان خداوند زایل نگشتند؛ شاگردان آنها را در قلبها و گوشها و افکار خود محفوظ داشتند. آنان سخنان خداوند را از قلبهاي پاکشان و از افکار مقدسشان بيرون آورده تحت عنوان «سنت» يا «امانت رسولان» به کليسا سپردند. روح القدس بدانها همه چيز را آموخت و تمام سخنان خداوند را به يادشان آورد، بنابر وعده راستين وي. (یوحنا 14: 26)
سنت از تعاليم رسولان استخراج شده است
بسياري از رسولان، هيچ رسالهاي ننوشتند. تعليم آنها کجاست؟ممکن نيست که تمام تعالیم برخي از رسولان، فقط آن چیزهایی باشد که نوشتهاند. ممکن نيست که تعاليم يعقوب تنها به يک رساله محدود بوده باشد و همچنين ممکن نيست که يهوداي رسول تنها يک باب را تعليم داده باشد. و در مورد تعلیم سایر رسولانی که حتی یک حرف مکتوب بر جای نگذاشتهاند چه باید گفت؟ ايشان چه تعليمي دادند و چه چيزي براي کليسا بر جاي گذاشتند؟ به احتمال زياد لااقل بخشي از آنها، از طريق سنت به ما رسيدهاند.
رسولان وارد کنيسهها شده، به تعليم و بحث با مخالفان میپرداختند، با اينحال، هيچيک از آنها نوشته نشده است. آنان در اورشليم، يهوديه و سامره موعظه ميکردند تا زماني که همه ايمان آورند، اما تنها بخش کوچکي از آنچه آنان موعظه کردند ثبت شده است. پولس رسول دو سال تمام در خانهاي در روم اقامت داشت و «پادشاهي خدا را اعلام ميکرد و دليرانه و بيپروا درباره يسوع مسيح خداوند تعليم ميداد». (اعمال 28: 30- 31) هيچيک از آن موعظهها به صورت نوشتاري به ما نرسيدهاند.
☦@LessonsOrthodox
🏵عناوین مباحث و تعالیم آغازین کانال دروس:
✅ کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"/ متروپولیتن سوتیریوس
✅ کتاب "آیا نجات یافته ای؟"/ باربارا پاپاس
✅ تفاوت مذهب ارتدوکس با فرقه های مسیحی/ با آرتین
✅ تاریخچه مسیحیت/ با آنتونی
✅ شاهنامه خوانی/ با بهار
✅ آموزش زبان یونانی/ توسط یانی
✅ آموزش زبان روسی/ توسط هدیه
✅ آموزش زبان عبری/ توسط آرتین
⚠️ کپی کردن از مطالب کانال فقط با ذکر نام کتب و نویسنده آن، و برای سایر دروس با عنوان نام تنظیم کننده یا مدرس آن، و همچنین با ذکر آی دی کانال مجاز می باشد. سپاسگزاریم🌹
☦@LessonsOrthodox
✅ کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"/ متروپولیتن سوتیریوس
✅ کتاب "آیا نجات یافته ای؟"/ باربارا پاپاس
✅ تفاوت مذهب ارتدوکس با فرقه های مسیحی/ با آرتین
✅ تاریخچه مسیحیت/ با آنتونی
✅ شاهنامه خوانی/ با بهار
✅ آموزش زبان یونانی/ توسط یانی
✅ آموزش زبان روسی/ توسط هدیه
✅ آموزش زبان عبری/ توسط آرتین
⚠️ کپی کردن از مطالب کانال فقط با ذکر نام کتب و نویسنده آن، و برای سایر دروس با عنوان نام تنظیم کننده یا مدرس آن، و همچنین با ذکر آی دی کانال مجاز می باشد. سپاسگزاریم🌹
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔆 بخش 1 - ایمان یک مسیحی اورتودکس
🔸 فصل 3 - سنت مقدس
✅ از آنجا که تمام کلیساها ادعا میکنند که یک کتاب مقدس را قبول دارند و ایمان خود را بر روی آن بنا میکنند، پس چرا به چنین تعداد زیادی از شاخهها تقسیم شده و هر یک از آنها از آموزههای خودشان دفاع میکنند؟
این یک واقعیت است که صدها (برخی میگویند هزاران) شاخۀ مسیحیت، کتابمقدس را بهعنوان اساس تعالیم خود قبول میکنند، هرچند تفاوتهای بسیاری در متون اصلی که از آن استفاده میکنند، وجود دارد یا اینکه برخی متون را (متون عهدقدیم، همانطور که قبلاً بدان اشاره کردیم) بهعنوان بخشی از کتابمقدس قبول ندارند. دلیل اصلی دستهبندی مسیحیان و قرار گرفتن ایشان در شاخههای متعدد، چندان بهخاطر متون و ترجمههایی که استفاده میکنند نیست، بلکه بهخاطر عدم درک و تفسیر نادرست از حقایق موجود در کتابمقدس است؛ و دلیل این امر آن است که ایشان خود را از سنت مقدس جدا میکنند. این موضوع بسیار جدی است. اجازه بدهید مختصراً بدان بپردازیم.
ما در پایان انجیل یوحنا میخوانیم: «عیسی کارهای بسیار دیگر نیز کرد که اگر یک به یک نوشته میشد، گمان نمیکنم حتی تمامی جهان نیز گنجایش آن نوشتهها را میداشت.» (یوحنا ۲۱:۲۵). ما از این متن میفهمیم که تنها چیزهای اندک و محدودی که مسیح انجام داد و گفت، در اناجیل مقدس ثبت شدهاند.
همچنین در اعمال رسولان میخوانیم که عیسی پس از رستاخیز خویش، به مدت چهل روز بر شاگردانش ظاهر میشد و دربارۀ «ملکوت خدا» با ایشان سخن میگفت (اعمال ۱:۳). چیزی که معمولاً در کتاب اعمال رسولان «ملکوت خدا» خوانده میشود، همان کلیساست. به همین دلیل است که مفسرین این عقیده را بیان میدارند که خداوندگار در ملاقاتهایی که با رسولان خویش داشت، بدیشان دستورالعملهایی میداد در این زمینه که چگونه باید رسالتی را که به ایشان محول کرده، به انجام برسانند، رسالت در زمینۀ بنا و گسترش کلیسا در سراسر جهان که به خاطر آن، خون گرانبهای خویش را ریخته بود. قطعاً او در ارتباط با این موضوع که چگونه باید رازهای[1] تعمید، عشای ربانی، تدهین مقدس و غیره را به جا آورد، دستوراتی خاص بدیشان نداد. هیچ مطلب و توضیحی خاص پیرامون این امور در اناجیل مقدس ثبت نگردیده، به جز یک سری دستورات کلی، مثلاً در طول «شام عرفانی»[2]، پس از آن که عیسی راز عشای مقدس را به شاگردان داد و بدیشان فرمود: «این را به یاد من به جا آرید» (لوقا ۲۲:۱۹). اما اناجیل مقدس در مورد روش اجرای عشای ربانی چیزی بیان نداشتهاند.
ما این چیزها را از متن عشای ربانی قدیس یعقوب (Adelphotheus) فرامیگیریم، کسی که از سوی خداوندگار به عنوان نخستین اسقف اورشلیم منصوب شد. اگر قدیس یعقوب دستورات و راهنماییهای لازم را از خداوندگار دریافت نکرده بود، قطعاً قادر نبود با توانایی خود این آیین را به جا آورد. با اینهمه، میبینیم که سایر رسولان این آیین را بهشکلی مشابه برگزار میکنند. به همین دلیل است که در طول هزار سال نخست، زمانی که کلیسا در جهان واحد و متحد بود، آیین نیایش با همین مراحل دنبال میشد.
.................................
[1] کلیسای ارتدوکس «رازها» را آن دسته از رسوم کلیسا میداند که کلیسای کاتولیک رومی و بسیاری شاخههای پروتستان از آن تحت عنوان «آیینها» یاد میکنند (= رسومی که برای ایماندار قدوسیت به بار میآورند)؛ از آنجایی که اتفاقهایی که در این رسوم رخ میدهد، فراتر از درک و منطق بشری است، خدا که این اعمال را وضع میکند، برترین راز است!
[2]کلیسای ارتدوکس کلمۀ «عرفانی» را به کار میبرد و مسیحیان غربی آن را «شام آخر» میخوانند؛ چون یک راز بزرگ در آن آشکار شده بود، در غیر این صورت یک شام عادی بود که عیسی با شاگردانش در آن شرکت داشتند. عیسی با دادن نان بهعنوان بدن و پیالۀ شراب بهعنوان خونِ خویش، عهد جدید را مُهر کرد (م.ک. لوقا ۲۲:۱۹،۲۰) و حضور دائمی و اگزیستانسیل خویش را در میان ایشان و در جهان اعلان نمود؛ این رازی است که در خدمت عالی و بزرگ عشای ربانی مجدداً اجرا و برگزار میشود!
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔆 بخش 1 - ایمان یک مسیحی اورتودکس
🔸 فصل 3 - سنت مقدس
✅ از آنجا که تمام کلیساها ادعا میکنند که یک کتاب مقدس را قبول دارند و ایمان خود را بر روی آن بنا میکنند، پس چرا به چنین تعداد زیادی از شاخهها تقسیم شده و هر یک از آنها از آموزههای خودشان دفاع میکنند؟
این یک واقعیت است که صدها (برخی میگویند هزاران) شاخۀ مسیحیت، کتابمقدس را بهعنوان اساس تعالیم خود قبول میکنند، هرچند تفاوتهای بسیاری در متون اصلی که از آن استفاده میکنند، وجود دارد یا اینکه برخی متون را (متون عهدقدیم، همانطور که قبلاً بدان اشاره کردیم) بهعنوان بخشی از کتابمقدس قبول ندارند. دلیل اصلی دستهبندی مسیحیان و قرار گرفتن ایشان در شاخههای متعدد، چندان بهخاطر متون و ترجمههایی که استفاده میکنند نیست، بلکه بهخاطر عدم درک و تفسیر نادرست از حقایق موجود در کتابمقدس است؛ و دلیل این امر آن است که ایشان خود را از سنت مقدس جدا میکنند. این موضوع بسیار جدی است. اجازه بدهید مختصراً بدان بپردازیم.
ما در پایان انجیل یوحنا میخوانیم: «عیسی کارهای بسیار دیگر نیز کرد که اگر یک به یک نوشته میشد، گمان نمیکنم حتی تمامی جهان نیز گنجایش آن نوشتهها را میداشت.» (یوحنا ۲۱:۲۵). ما از این متن میفهمیم که تنها چیزهای اندک و محدودی که مسیح انجام داد و گفت، در اناجیل مقدس ثبت شدهاند.
همچنین در اعمال رسولان میخوانیم که عیسی پس از رستاخیز خویش، به مدت چهل روز بر شاگردانش ظاهر میشد و دربارۀ «ملکوت خدا» با ایشان سخن میگفت (اعمال ۱:۳). چیزی که معمولاً در کتاب اعمال رسولان «ملکوت خدا» خوانده میشود، همان کلیساست. به همین دلیل است که مفسرین این عقیده را بیان میدارند که خداوندگار در ملاقاتهایی که با رسولان خویش داشت، بدیشان دستورالعملهایی میداد در این زمینه که چگونه باید رسالتی را که به ایشان محول کرده، به انجام برسانند، رسالت در زمینۀ بنا و گسترش کلیسا در سراسر جهان که به خاطر آن، خون گرانبهای خویش را ریخته بود. قطعاً او در ارتباط با این موضوع که چگونه باید رازهای[1] تعمید، عشای ربانی، تدهین مقدس و غیره را به جا آورد، دستوراتی خاص بدیشان نداد. هیچ مطلب و توضیحی خاص پیرامون این امور در اناجیل مقدس ثبت نگردیده، به جز یک سری دستورات کلی، مثلاً در طول «شام عرفانی»[2]، پس از آن که عیسی راز عشای مقدس را به شاگردان داد و بدیشان فرمود: «این را به یاد من به جا آرید» (لوقا ۲۲:۱۹). اما اناجیل مقدس در مورد روش اجرای عشای ربانی چیزی بیان نداشتهاند.
ما این چیزها را از متن عشای ربانی قدیس یعقوب (Adelphotheus) فرامیگیریم، کسی که از سوی خداوندگار به عنوان نخستین اسقف اورشلیم منصوب شد. اگر قدیس یعقوب دستورات و راهنماییهای لازم را از خداوندگار دریافت نکرده بود، قطعاً قادر نبود با توانایی خود این آیین را به جا آورد. با اینهمه، میبینیم که سایر رسولان این آیین را بهشکلی مشابه برگزار میکنند. به همین دلیل است که در طول هزار سال نخست، زمانی که کلیسا در جهان واحد و متحد بود، آیین نیایش با همین مراحل دنبال میشد.
.................................
[1] کلیسای ارتدوکس «رازها» را آن دسته از رسوم کلیسا میداند که کلیسای کاتولیک رومی و بسیاری شاخههای پروتستان از آن تحت عنوان «آیینها» یاد میکنند (= رسومی که برای ایماندار قدوسیت به بار میآورند)؛ از آنجایی که اتفاقهایی که در این رسوم رخ میدهد، فراتر از درک و منطق بشری است، خدا که این اعمال را وضع میکند، برترین راز است!
[2]کلیسای ارتدوکس کلمۀ «عرفانی» را به کار میبرد و مسیحیان غربی آن را «شام آخر» میخوانند؛ چون یک راز بزرگ در آن آشکار شده بود، در غیر این صورت یک شام عادی بود که عیسی با شاگردانش در آن شرکت داشتند. عیسی با دادن نان بهعنوان بدن و پیالۀ شراب بهعنوان خونِ خویش، عهد جدید را مُهر کرد (م.ک. لوقا ۲۲:۱۹،۲۰) و حضور دائمی و اگزیستانسیل خویش را در میان ایشان و در جهان اعلان نمود؛ این رازی است که در خدمت عالی و بزرگ عشای ربانی مجدداً اجرا و برگزار میشود!
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
اجازه دهید به یک مثال دیگر اشاره کنیم: خداوندگار این فیض را به شاگردانش عطا کرد که بیماران را شفا دهند: «بیماران را شفا دهید» (متی ۱۰:۸). آیا این بدین معناست که پس از درگذشت رسولان، این فیض از روی کلیسا برداشته شده است؟ قطعاً اینطور نیست. رسولان این فیض را به جانشینان خود، اسقفهای کلیسا و ایشان به کاهن های ارشد یا مشایخ انتقال میدهند و این افراد رازهای مقدس را اجرا میکنند. اما اناجیل مقدس بیان نمیدارند که این رازها از چه راهها و روشهایی اجرا میشوند. در این خصوص، اطلاعاتی در نامۀ یعقوب به ثبت رسیده است:
«اگر کسی از شما بیمار است، مشایخ کلیسا را فرا خواند و آنها برایش دعا کنند و به نام خداوند او را با روغن تدهین نمایند. دعای باایمان، بیمار را شفا میبخشد و خداوند او را برمیخیزاند، و اگر گناهی کرده باشد، آمرزیده میشود.» (یعقوب ۵: ۱۴-۱۵).
از نظر یعقوبِ مقدس، ثبت این دستورات با چنین اطمینانی بدین معناست که او قطعاً اینها را از خداوندگار شنیده بود. یعقوب (Adelphotheus) نمیگوید که کاهنین دقیقاً چه دعاهایی را باید خطاب به خداوندگار بیان کنند. ما این دعاها را در خدمت مقدس راز تدهین مقدس[3] پیدا میکنیم، که کلیسا در طی قرنها و بیوقفه اجرا نموده است.
از تمام این مطالب، بهآسانی درک میکنیم که اگر دانش خود را تنها به آنچه کتابمقدس میگوید، محدود کنیم و نکات دیگری را که رسولان از خداوندگار شنیده و بهشکل شفاهی یا کتبی و بهطور مستقیم یا از طریق شاگردانشان به کلیسا منتقل ساختهاند، در نظر نگیریم، نمیتوانیم به دانش و آگاهی مناسب از کتابمقدس دست یابیم. جانشینان رسولان مقدس، اسقفها و واعظین کلیسا که به «پدران دورۀ رسولان» معروفاند، کار رسولان مقدس را بر پایۀ آنچه از ایشان آموخته بودند، ادامه دادند. ایشان بسیاری از مطالبی را که رسولان تعلیم میدادند، به رشتۀ تحریر درآوردند و این متون تا به امروز باقی مانده است. کلیسا این متون را بهعنوان یک ودیعه یا امانت روحانی و مقدس، از نسلی به نسل دیگر حفظ میکند و به این ترتیب، این متون تا عصر ما دستنخورده باقی مانده است. همین روند در کلیسا و در مورد جانشینانِ «پدران دورۀ رسولان» نیز ادامه پیدا کرد.هر آنچه پدران مقدس کلیسا دریافت میکردند، همان را به نسل بعدی انتقال میدادند و با الهام روحالقدس، آن را برای مردم همان عصر قابل درک میساختند. به این ترتیب، ما میزان قابل توجهی از متون آبای مقدس را از تمامی اعصار در اختیار داریم، متونی که در تفسیر صحیح کتابمقدس به ما یاری میرسانند.
بنابراین، تمام اینها جزء سنت مقدس کلیسا میباشند. بدون آنها هر کسی میتواند تفسیر شخصی خود را از متون کتابمقدس ارائه دهد، که البته با تفسیر افرادی که باوری متفاوت دارند، تفاوت خواهد داشت. هر کسی میتواند پیامد این قضیه را تصور کند: برداشتهای غلط، ناسازگاری، اختلاف عقاید و دو دستگی. به همین دلیل است که اغلب میشنویم شخصی «کلیسایی» جدید (اگر بتوان اسم آن را کلیسا گذاشت، زیرا کلیسای مسیح واحد است) تأسیس کرده و این «کلیسا» میتواند با کلیساهای دیگر به مخالفت و ضدیت برخیزد.
.......................................
[3] کلیسای ارتدوکس، برخلاف کاتولیک رومی، این راز را در مورد تمام بیماریها یا دردهای روحانی و جسمانی دیگر اجرا میکند، نه فقط بهعنوان تدهین نهایی فرد قبل از ترک این دنیا. (یادداشت مترجم)
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
اجازه دهید به یک مثال دیگر اشاره کنیم: خداوندگار این فیض را به شاگردانش عطا کرد که بیماران را شفا دهند: «بیماران را شفا دهید» (متی ۱۰:۸). آیا این بدین معناست که پس از درگذشت رسولان، این فیض از روی کلیسا برداشته شده است؟ قطعاً اینطور نیست. رسولان این فیض را به جانشینان خود، اسقفهای کلیسا و ایشان به کاهن های ارشد یا مشایخ انتقال میدهند و این افراد رازهای مقدس را اجرا میکنند. اما اناجیل مقدس بیان نمیدارند که این رازها از چه راهها و روشهایی اجرا میشوند. در این خصوص، اطلاعاتی در نامۀ یعقوب به ثبت رسیده است:
«اگر کسی از شما بیمار است، مشایخ کلیسا را فرا خواند و آنها برایش دعا کنند و به نام خداوند او را با روغن تدهین نمایند. دعای باایمان، بیمار را شفا میبخشد و خداوند او را برمیخیزاند، و اگر گناهی کرده باشد، آمرزیده میشود.» (یعقوب ۵: ۱۴-۱۵).
از نظر یعقوبِ مقدس، ثبت این دستورات با چنین اطمینانی بدین معناست که او قطعاً اینها را از خداوندگار شنیده بود. یعقوب (Adelphotheus) نمیگوید که کاهنین دقیقاً چه دعاهایی را باید خطاب به خداوندگار بیان کنند. ما این دعاها را در خدمت مقدس راز تدهین مقدس[3] پیدا میکنیم، که کلیسا در طی قرنها و بیوقفه اجرا نموده است.
از تمام این مطالب، بهآسانی درک میکنیم که اگر دانش خود را تنها به آنچه کتابمقدس میگوید، محدود کنیم و نکات دیگری را که رسولان از خداوندگار شنیده و بهشکل شفاهی یا کتبی و بهطور مستقیم یا از طریق شاگردانشان به کلیسا منتقل ساختهاند، در نظر نگیریم، نمیتوانیم به دانش و آگاهی مناسب از کتابمقدس دست یابیم. جانشینان رسولان مقدس، اسقفها و واعظین کلیسا که به «پدران دورۀ رسولان» معروفاند، کار رسولان مقدس را بر پایۀ آنچه از ایشان آموخته بودند، ادامه دادند. ایشان بسیاری از مطالبی را که رسولان تعلیم میدادند، به رشتۀ تحریر درآوردند و این متون تا به امروز باقی مانده است. کلیسا این متون را بهعنوان یک ودیعه یا امانت روحانی و مقدس، از نسلی به نسل دیگر حفظ میکند و به این ترتیب، این متون تا عصر ما دستنخورده باقی مانده است. همین روند در کلیسا و در مورد جانشینانِ «پدران دورۀ رسولان» نیز ادامه پیدا کرد.هر آنچه پدران مقدس کلیسا دریافت میکردند، همان را به نسل بعدی انتقال میدادند و با الهام روحالقدس، آن را برای مردم همان عصر قابل درک میساختند. به این ترتیب، ما میزان قابل توجهی از متون آبای مقدس را از تمامی اعصار در اختیار داریم، متونی که در تفسیر صحیح کتابمقدس به ما یاری میرسانند.
بنابراین، تمام اینها جزء سنت مقدس کلیسا میباشند. بدون آنها هر کسی میتواند تفسیر شخصی خود را از متون کتابمقدس ارائه دهد، که البته با تفسیر افرادی که باوری متفاوت دارند، تفاوت خواهد داشت. هر کسی میتواند پیامد این قضیه را تصور کند: برداشتهای غلط، ناسازگاری، اختلاف عقاید و دو دستگی. به همین دلیل است که اغلب میشنویم شخصی «کلیسایی» جدید (اگر بتوان اسم آن را کلیسا گذاشت، زیرا کلیسای مسیح واحد است) تأسیس کرده و این «کلیسا» میتواند با کلیساهای دیگر به مخالفت و ضدیت برخیزد.
.......................................
[3] کلیسای ارتدوکس، برخلاف کاتولیک رومی، این راز را در مورد تمام بیماریها یا دردهای روحانی و جسمانی دیگر اجرا میکند، نه فقط بهعنوان تدهین نهایی فرد قبل از ترک این دنیا. (یادداشت مترجم)
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ چطور میتوانیم مطمئن شویم که در عرض دو هزار سال، پدران کلیسا کتابمقدس را درست تفسیر کردند و راه به خطا نرفتند؟
از آنجا که فقط خدا مصون از خطاست، طبیعی است برخی پدران بهعنوان انسان، تفسیراتی ارائه کردهاند که صحیح نیست. کلیسا که «ستون و بنیان حقیقت است» (۱-تیمو ۳:۱۵)، تصمیمگیرندۀ این موضوع است که چه چیزهایی را بهعنوان عناصر حقیقی و اصیل در سنت مقدس جای دهد، و چه چیزهایی را بهعنوان امور غلط رد کند.
فراموش نکنیم که کلیسا در این امر تصمیمگیرنده بود که کدام کتابها الهام خداست و شایستۀ آن است که در کتابمقدس قرار گیرد. در طول قرن اول و دوم، بسیاری از کتابها بهعنوان اناجیل یا نامهها یا اعمال رسولان پدیدار شد، مانند انجیل یعقوب، انجیل پطرس، انجیل توماس، اعمال برنابا و بسیاری کتب دیگر. اینها اسامی رسولان بودند. با این حال، کلیسا تحت تأثیر آنها قرار نگرفت، و متون را بهدقت بررسی و مطالعه کرد و تصمیم گرفت کدامیک از اینها موثق هستند و در کدامیک نویسنده در آن دست برده و مورد تحریف قرار داده است. کلیسا فقط ۲۹ کتاب را پذیرفت که عهدجدید را تشکیل دادند، و بقیه را رد کرد. در مورد آثار پدران کلیسا نیز همین کار را انجام داد. تنها کتبی را پذیرفت که با تعلیم کلیسا و کتابمقدس هماهنگ و سازگار میباشند.
✅ کلیسا به چه طریقی در این امور مهم تصمیم میگیرد تا تصمیماتش مورد پذیرش همگان قرار گیرد؟ نمایندۀ کلیسا چه کسی است؟
این پرسش بهطور خاص مفهومی جالب دارد. کلیسا همانطور که اعتقادنامۀ نیقیه (نماد ایمان، که بعداً آن را تحلیل خواهیم کرد) اعلان میکند، «واﺣﺪ، ﺟﺎﻣﻊ، ﻣﻘﺪس، رﺳﻮلی» میباشد و یک بدن روحانی است و متشکل از ساختار یا نظام روحانی است که مسیح سر آن و اعضای آن تمام ایمانداران تعمیدیافته میباشند. کلیسا شامل رسولان مقدس، قدیسین، شهیدان ایمان و تمام کسانی است که از این دنیا رفتهاند ولی روحشان در آسمان زنده است؛ بدینسان، دربرگیرندۀ «کلیسای پیروز» است- آن را چنین مینامیم. کلیسا شامل تمام کسانی است که در این دنیا زندگی میکنند، به مسیح ایمان آوردهاند، تعمید گرفتهاند و با او اتحاد دارند؛ ایشان «کلیسای مبارز» را تشکیل میدهند. ما کلیسا را اینگونه تعریف میکنیم، زیرا هر شخص ایمانداری دارد «در نبرد نیکوی ایمان» (۱-تیمو ۶:۱۲)، «همچون سربازِ شایستۀ مسیحْ عیسی» (۲-تیمو ۲:۳) مبارزه و نبرد میکند. مطالب بیشتری دربارۀ کلیسا داریم که بعداً بدانها میپردازیم.
بنابراین، کلیسای مبارز که اکنون داریم دربارۀ آن بحث میکنیم و در این دنیای خاکی و از دوران رسولان وجود داشته، یک موجودیت مستقل یا نهادِ کاملاً شکلیافته است. سرِ کلیسا، یعنی مسیح، «بخشید برخی را به عنوان رسول، برخی را به عنوان نبی، برخی را به عنوان مبشر، و برخی را به عنوان شبان و معلّم، تا مقدسین را برای کار خدمت آماده سازند، برای بنای بدن مسیح»، بدنی که همان کلیسا میباشد (افسسیان ۴: ۱۱-۱۲).
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ چطور میتوانیم مطمئن شویم که در عرض دو هزار سال، پدران کلیسا کتابمقدس را درست تفسیر کردند و راه به خطا نرفتند؟
از آنجا که فقط خدا مصون از خطاست، طبیعی است برخی پدران بهعنوان انسان، تفسیراتی ارائه کردهاند که صحیح نیست. کلیسا که «ستون و بنیان حقیقت است» (۱-تیمو ۳:۱۵)، تصمیمگیرندۀ این موضوع است که چه چیزهایی را بهعنوان عناصر حقیقی و اصیل در سنت مقدس جای دهد، و چه چیزهایی را بهعنوان امور غلط رد کند.
فراموش نکنیم که کلیسا در این امر تصمیمگیرنده بود که کدام کتابها الهام خداست و شایستۀ آن است که در کتابمقدس قرار گیرد. در طول قرن اول و دوم، بسیاری از کتابها بهعنوان اناجیل یا نامهها یا اعمال رسولان پدیدار شد، مانند انجیل یعقوب، انجیل پطرس، انجیل توماس، اعمال برنابا و بسیاری کتب دیگر. اینها اسامی رسولان بودند. با این حال، کلیسا تحت تأثیر آنها قرار نگرفت، و متون را بهدقت بررسی و مطالعه کرد و تصمیم گرفت کدامیک از اینها موثق هستند و در کدامیک نویسنده در آن دست برده و مورد تحریف قرار داده است. کلیسا فقط ۲۹ کتاب را پذیرفت که عهدجدید را تشکیل دادند، و بقیه را رد کرد. در مورد آثار پدران کلیسا نیز همین کار را انجام داد. تنها کتبی را پذیرفت که با تعلیم کلیسا و کتابمقدس هماهنگ و سازگار میباشند.
✅ کلیسا به چه طریقی در این امور مهم تصمیم میگیرد تا تصمیماتش مورد پذیرش همگان قرار گیرد؟ نمایندۀ کلیسا چه کسی است؟
این پرسش بهطور خاص مفهومی جالب دارد. کلیسا همانطور که اعتقادنامۀ نیقیه (نماد ایمان، که بعداً آن را تحلیل خواهیم کرد) اعلان میکند، «واﺣﺪ، ﺟﺎﻣﻊ، ﻣﻘﺪس، رﺳﻮلی» میباشد و یک بدن روحانی است و متشکل از ساختار یا نظام روحانی است که مسیح سر آن و اعضای آن تمام ایمانداران تعمیدیافته میباشند. کلیسا شامل رسولان مقدس، قدیسین، شهیدان ایمان و تمام کسانی است که از این دنیا رفتهاند ولی روحشان در آسمان زنده است؛ بدینسان، دربرگیرندۀ «کلیسای پیروز» است- آن را چنین مینامیم. کلیسا شامل تمام کسانی است که در این دنیا زندگی میکنند، به مسیح ایمان آوردهاند، تعمید گرفتهاند و با او اتحاد دارند؛ ایشان «کلیسای مبارز» را تشکیل میدهند. ما کلیسا را اینگونه تعریف میکنیم، زیرا هر شخص ایمانداری دارد «در نبرد نیکوی ایمان» (۱-تیمو ۶:۱۲)، «همچون سربازِ شایستۀ مسیحْ عیسی» (۲-تیمو ۲:۳) مبارزه و نبرد میکند. مطالب بیشتری دربارۀ کلیسا داریم که بعداً بدانها میپردازیم.
بنابراین، کلیسای مبارز که اکنون داریم دربارۀ آن بحث میکنیم و در این دنیای خاکی و از دوران رسولان وجود داشته، یک موجودیت مستقل یا نهادِ کاملاً شکلیافته است. سرِ کلیسا، یعنی مسیح، «بخشید برخی را به عنوان رسول، برخی را به عنوان نبی، برخی را به عنوان مبشر، و برخی را به عنوان شبان و معلّم، تا مقدسین را برای کار خدمت آماده سازند، برای بنای بدن مسیح»، بدنی که همان کلیسا میباشد (افسسیان ۴: ۱۱-۱۲).
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
هر جماعت کلیسایی دارای یک ساختمان مقدس و پدر روحانی یا کاهن مخصوص به خود است. کاهن، آیین نیایش، رازهای مقدس و جلسات مقدس روزانه را برگزار میکند، تعلیم میدهد، کلاسهای اصول اعتقادی را برگزار میکند و مانند یک پدر از فرزندان روحانی خود مراقبت بهعمل میآورد. اما بهعنوان یک فرد مستقل عمل نمیکند و مختار نیست که از کانـُن (یعنی مقررات) کلیسا منحرف شود. اسقف مسئول دیدار منظم از جماعتهای کلیسایی، تعلیم، هدایت، حل مشکلاتی که ممکن است بهوجود آیند، رسیدگی به نیازهای کاهنین و ایمانداران، کنترلِ تجلی یا تعبیر صحیح حقایق اخلاقی و اعتقادی و نظارت بر اجرای صحیح سنت آیینی میباشد. از این طریق، «همه چیز باید به شایستگی و با نظم و ترتیب انجام شود» (۱-قرن ۱۴:۴۰).
اما اسقف به شورای مقدس اسقفان نیز رجوع میکند، شورایی که مراکزش در پایتخت هر کشور است و رئیس آن، اسقف اعظم یا پاتریارخ میباشد. اگر یکی از ایمانداران یا روحانیون بخواهد در حیات منظم کلیسا اختلال به وجود آورد، یا عقاید شخصی خود را که برخلاف آموزهها و کانن مقدس کلیساست، تعلیم دهد، اسقف در وهلۀ نخست او را توبیخ میکند. اگر اصلاح نشد، این موضوع به شورای کلیسا ارجاع داده میشود که بنا به تشخیص و صلاحدید خود، به رسیدگی و حل این مشکل خواهد پرداخت، چنانکه کاننها و احکام مقدس کلیسا قید میکنند. در هزار سال نخست حیات کلیسا، هنگامی که مسائلی بسیار جدی ظاهر میشد و کل کلیسا را آشفته یا مختل میکرد، اسقفهای تمام دنیا در یک شورای جهانی (بینالکلیسایی) گرد میآمدند. ایشان پس از بررسی این موضوع، تحت هدایت و نور روحالقدس، تصمیم میگرفتند که چه چیزی درست و مطابق با کتاب مقدس و سنت است. تمام کلیساهای محلی در سرتاسر جهان موظف بودند که این تصمیمات را پذیرفته، بهکار ببندند. اگر کسی از تصمیمات شوراهای جهانی اطاعت نمیکرد، از کلیسا جدا و محروم میشد. بدین ترتیب، کلیسا با اتحاد به سوی مقصد خود حرکت میکرد.
به تمام اینها اشاره کردیم تا این نکته را کاملاً روشن سازیم که هیچ شخصی نباید در کلیسا تعلیم اخلاقی یا اعتقادی خودش را شکل دهد، فارغ از این که چه مقامی داشته باشد. اگر چنین اتفاقی رخ دهد، شورای مقدس که بالاترین و اقتدار کلیسایی هر کشور یا منطقۀ پاتریارخی است، به این امر رسیدگی خواهد کرد. امروز شوراهای مقدس و همگانی ارتدوکس گرد هم جمع میشوند تا دربارۀ مسائلی که کلیتر میباشند و تمام کلیساها با آنها روبرو هستند، تصمیم بگیرند. از این طریق، ایمان مشترک و نظم نیکوی کلیساهای محلی حفظ میگردد.
بنابراین، کلیسا با تصمیمات شوراهای مقدس اسقفان خود و پذیرش گستردهتر اعضایش در زمینۀ این تصمیمات، اعلان میکند که چه چیزی با کتابمقدس و سنت همخوانی و هماهنگی دارد، و چه چیزی ندارد؛ بدیهی است چیزی که همخوانی ندارد، رد میشود.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
هر جماعت کلیسایی دارای یک ساختمان مقدس و پدر روحانی یا کاهن مخصوص به خود است. کاهن، آیین نیایش، رازهای مقدس و جلسات مقدس روزانه را برگزار میکند، تعلیم میدهد، کلاسهای اصول اعتقادی را برگزار میکند و مانند یک پدر از فرزندان روحانی خود مراقبت بهعمل میآورد. اما بهعنوان یک فرد مستقل عمل نمیکند و مختار نیست که از کانـُن (یعنی مقررات) کلیسا منحرف شود. اسقف مسئول دیدار منظم از جماعتهای کلیسایی، تعلیم، هدایت، حل مشکلاتی که ممکن است بهوجود آیند، رسیدگی به نیازهای کاهنین و ایمانداران، کنترلِ تجلی یا تعبیر صحیح حقایق اخلاقی و اعتقادی و نظارت بر اجرای صحیح سنت آیینی میباشد. از این طریق، «همه چیز باید به شایستگی و با نظم و ترتیب انجام شود» (۱-قرن ۱۴:۴۰).
اما اسقف به شورای مقدس اسقفان نیز رجوع میکند، شورایی که مراکزش در پایتخت هر کشور است و رئیس آن، اسقف اعظم یا پاتریارخ میباشد. اگر یکی از ایمانداران یا روحانیون بخواهد در حیات منظم کلیسا اختلال به وجود آورد، یا عقاید شخصی خود را که برخلاف آموزهها و کانن مقدس کلیساست، تعلیم دهد، اسقف در وهلۀ نخست او را توبیخ میکند. اگر اصلاح نشد، این موضوع به شورای کلیسا ارجاع داده میشود که بنا به تشخیص و صلاحدید خود، به رسیدگی و حل این مشکل خواهد پرداخت، چنانکه کاننها و احکام مقدس کلیسا قید میکنند. در هزار سال نخست حیات کلیسا، هنگامی که مسائلی بسیار جدی ظاهر میشد و کل کلیسا را آشفته یا مختل میکرد، اسقفهای تمام دنیا در یک شورای جهانی (بینالکلیسایی) گرد میآمدند. ایشان پس از بررسی این موضوع، تحت هدایت و نور روحالقدس، تصمیم میگرفتند که چه چیزی درست و مطابق با کتاب مقدس و سنت است. تمام کلیساهای محلی در سرتاسر جهان موظف بودند که این تصمیمات را پذیرفته، بهکار ببندند. اگر کسی از تصمیمات شوراهای جهانی اطاعت نمیکرد، از کلیسا جدا و محروم میشد. بدین ترتیب، کلیسا با اتحاد به سوی مقصد خود حرکت میکرد.
به تمام اینها اشاره کردیم تا این نکته را کاملاً روشن سازیم که هیچ شخصی نباید در کلیسا تعلیم اخلاقی یا اعتقادی خودش را شکل دهد، فارغ از این که چه مقامی داشته باشد. اگر چنین اتفاقی رخ دهد، شورای مقدس که بالاترین و اقتدار کلیسایی هر کشور یا منطقۀ پاتریارخی است، به این امر رسیدگی خواهد کرد. امروز شوراهای مقدس و همگانی ارتدوکس گرد هم جمع میشوند تا دربارۀ مسائلی که کلیتر میباشند و تمام کلیساها با آنها روبرو هستند، تصمیم بگیرند. از این طریق، ایمان مشترک و نظم نیکوی کلیساهای محلی حفظ میگردد.
بنابراین، کلیسا با تصمیمات شوراهای مقدس اسقفان خود و پذیرش گستردهتر اعضایش در زمینۀ این تصمیمات، اعلان میکند که چه چیزی با کتابمقدس و سنت همخوانی و هماهنگی دارد، و چه چیزی ندارد؛ بدیهی است چیزی که همخوانی ندارد، رد میشود.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ در آخر، سنت مقدس چیست؟
پس بگذارید آنچه را تا کنون دربارۀ سنت مقدس گفتهایم، خلاصه کنیم تا تصویری کامل داشته باشیم که چه عناصری سنت مقدس را شکل میدهند و چه عناصری در شکلگیری آن دخیل نیستند.
نخست، باید این موضوع را روشن سازیم که سنت مقدس کلیسا از عادات و رسومی که کلیساهای محلی کشورهای مختلف با آنها روبرو میباشند، تشکیل نشده است. اگر این عادات و رسوم با تعلیم اعتقادی و کاننهای اخلاقیات مسیحی تضاد نداشته باشند، مسیحیان با اجازۀ اسقف محلی میتوانند از آنها پیروی کنند. اما سایر کلیساها ملزم به انجام آنها نیستند.
سنت مقدس حاوی تعلیم کلی حقایق ایمان است که بهصورت شفاهی از خداوندگار به شاگردان رسیده است. این سنت، در طی قرنها و بدون وقفه به نسلهای بعد و به زمان ما رسیده و همچنان ادامه خواهد داشت. بهعلاوه، سنت مقدس دربرگیرندۀ تعلیم پدران کلیسا که از سوی شوراهای جهانی مورد تأیید قرار گرفته، و تمام آن چیزهایی است که پدران مقدسِ شوراهای جهانی یا محلی شکل دادهاند. متون اعتقادی، تفسیری، آیینی و نظیر اینها نیز بعدها بدان افزوده شد و از سوی کل کلیسا مورد قبول واقع گردید. وینسنت اهل لِرین (حدود ۴۴۵) مختصراً محتوای سنت مقدس را اینچنین بیان نموده است: «سنت مقدس چیزی است که همگان، همواره و در همه جا بدان باور داشتهاند.»، یعنی هرآنچه که همۀ اعضای کلیسای واحدِ رسولی از زمان رسولان مقدس، در طول قرون مسیحی و در تمامی کلیساهای ارتدوکس بدان باور داشته و بهعنوان حقیقت پذیرفتهاند؛ تمام اینها مفاد سنت مقدس کلیسا را دربرمیگیرند. پیشفرض اساسی این است که تمام این عناصر مطابق با روح کتابمقدس میباشند.
سنت مقدس بسیار مهم است، زیرا از تفسیر صحیح و معتبر کتابمقدس حفاظت میکند. همانطور که قبلاً گفتیم، کتابمقدس تحت نور روحالقدس نوشته شد. میتوان با نور روحالقدس نیز به تفسیر صحیح آن دست یافت. دقیقاً همین اتفاق در مورد پدران کلیسای ما رخ داد؛ ایشان با روحالقدس به حرکت درآمدند، با درد و رنج، احتیاط و دعای بسیار، کتاب مقدس را به درستی تفسیر نمودند و تمام کتب را با تفسیراتی گرانبها برای ما به جا گذاشتند، تفسیراتی که برای درک کتابمقدس مفید است.
باسیل بزرگ، اسقف اعظم و آگاه قیصریهِ کاپادوکیا (تاریخ ۳۷۹)، خاطر نشان میسازد که ما در خصوص آموزهها و تعلیم کلیسا، برخی از آنها را از سنت مکتوب و برخی دیگر را از سنت شفاهی رسولان دریافت کردهایم. هر دوِ آنها، یعنی کتابمقدس و سنت مقدس، به یک اندازه ارزشمندند.
👈بنابراین، تمام موضوعاتی که زین پس مطالعه خواهیم کرد، بر پایۀ این دو ستون کلیسا، یعنی کتابمقدس و سنت مقدس، قرار خواهند گرفت. اینها دو «چشمۀ [حیات بخش از] مکاشفۀ الهی» میباشند.👉
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ در آخر، سنت مقدس چیست؟
پس بگذارید آنچه را تا کنون دربارۀ سنت مقدس گفتهایم، خلاصه کنیم تا تصویری کامل داشته باشیم که چه عناصری سنت مقدس را شکل میدهند و چه عناصری در شکلگیری آن دخیل نیستند.
نخست، باید این موضوع را روشن سازیم که سنت مقدس کلیسا از عادات و رسومی که کلیساهای محلی کشورهای مختلف با آنها روبرو میباشند، تشکیل نشده است. اگر این عادات و رسوم با تعلیم اعتقادی و کاننهای اخلاقیات مسیحی تضاد نداشته باشند، مسیحیان با اجازۀ اسقف محلی میتوانند از آنها پیروی کنند. اما سایر کلیساها ملزم به انجام آنها نیستند.
سنت مقدس حاوی تعلیم کلی حقایق ایمان است که بهصورت شفاهی از خداوندگار به شاگردان رسیده است. این سنت، در طی قرنها و بدون وقفه به نسلهای بعد و به زمان ما رسیده و همچنان ادامه خواهد داشت. بهعلاوه، سنت مقدس دربرگیرندۀ تعلیم پدران کلیسا که از سوی شوراهای جهانی مورد تأیید قرار گرفته، و تمام آن چیزهایی است که پدران مقدسِ شوراهای جهانی یا محلی شکل دادهاند. متون اعتقادی، تفسیری، آیینی و نظیر اینها نیز بعدها بدان افزوده شد و از سوی کل کلیسا مورد قبول واقع گردید. وینسنت اهل لِرین (حدود ۴۴۵) مختصراً محتوای سنت مقدس را اینچنین بیان نموده است: «سنت مقدس چیزی است که همگان، همواره و در همه جا بدان باور داشتهاند.»، یعنی هرآنچه که همۀ اعضای کلیسای واحدِ رسولی از زمان رسولان مقدس، در طول قرون مسیحی و در تمامی کلیساهای ارتدوکس بدان باور داشته و بهعنوان حقیقت پذیرفتهاند؛ تمام اینها مفاد سنت مقدس کلیسا را دربرمیگیرند. پیشفرض اساسی این است که تمام این عناصر مطابق با روح کتابمقدس میباشند.
سنت مقدس بسیار مهم است، زیرا از تفسیر صحیح و معتبر کتابمقدس حفاظت میکند. همانطور که قبلاً گفتیم، کتابمقدس تحت نور روحالقدس نوشته شد. میتوان با نور روحالقدس نیز به تفسیر صحیح آن دست یافت. دقیقاً همین اتفاق در مورد پدران کلیسای ما رخ داد؛ ایشان با روحالقدس به حرکت درآمدند، با درد و رنج، احتیاط و دعای بسیار، کتاب مقدس را به درستی تفسیر نمودند و تمام کتب را با تفسیراتی گرانبها برای ما به جا گذاشتند، تفسیراتی که برای درک کتابمقدس مفید است.
باسیل بزرگ، اسقف اعظم و آگاه قیصریهِ کاپادوکیا (تاریخ ۳۷۹)، خاطر نشان میسازد که ما در خصوص آموزهها و تعلیم کلیسا، برخی از آنها را از سنت مکتوب و برخی دیگر را از سنت شفاهی رسولان دریافت کردهایم. هر دوِ آنها، یعنی کتابمقدس و سنت مقدس، به یک اندازه ارزشمندند.
👈بنابراین، تمام موضوعاتی که زین پس مطالعه خواهیم کرد، بر پایۀ این دو ستون کلیسا، یعنی کتابمقدس و سنت مقدس، قرار خواهند گرفت. اینها دو «چشمۀ [حیات بخش از] مکاشفۀ الهی» میباشند.👉
☦@LessonsOrthodox
🏵 مراحلی از آماده سازی و تقدیس نان و شراب به بدن و خون مقدس مسیح، در مراسم لیتورجی الهی، که از طریق سنت مقدس به ما رسیده است.
☦@LessonsOrthodox
☦@LessonsOrthodox
📢 عزیزان همراه، از آنجایی که این کانال با عنوان دروس ارتدوکس می باشد و از طرفی امکان گفتمان و بحث در کانال نیست و ما نیز باید به متن شاهنامه وفادار باشیم، لذا به جهت پرهیز از هر گونه سوتفاهمی در بیان برخی اشعار کتاب در کانال ارتدوکسی، از عزیزانی که مایل به دنبال کردن کلاس شاهنامه خوانی هستند دعوت می کنیم به کانال اختصاصی شاهنامه حکیم فردوسی با آی دی زیر مراجعه کرده و مطالب مربوطه را دنبال نمایند. با سپاس 🌹
🆔 @SHahname_HF
🆔 @SHahname_HF
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
وعده خدا
قبل از اینکه خدا آدم و حوا را از عدن بیرون کند ، او آسایش خاطر اولین نبوت را به آنها ارائه داد ، با وجود گناهكار بودن انسان ، عشق و صميميت پايدار پدرانه خود را در انسان آشکار کرد. خداوند قول داد كه پسر خود ، عیسی مسیح (از ذريت زن ، تئوتوكوس، مريم همیشه باکره ، از طریق روح القدس) را بفرستد، كه انسان را از اثرات آنچه که با تحريک شیطان ، به خودش انجام داده بود ، بازخريد كند. مسیح با شیطان ، مبدأ گناه و پدر دروغگويان، نبرد خواهد كرد. شیطان یک نيش دائمی برای مسیح خواهد بود ، اما علیرغم تمام تلاش های خود ، تنها در زدن پاشنه مسیح (با مصلوب شدن) موفق خواهد شد. در پایان ، مسیح با يك ضربه مهلک به سر شیطان (از طریق رستاخیز خود) پیروز می شود. این وعده رستگاركننده موعود الهی، پس از آنكه خدا به انسان فرصتی داده بود تا نیاز خود را به یک ناجی تشخيص دهد، در كمال زمان خواهد بود (غلاطيان 4: 4).
برای متقاعد کردن انسان از این نیاز بزرگ ، خدا نقشه الهی خود را به مرحله اجرا گذاشت. این شامل سه عنصر اصلی بود ، هرکدام از آنها کسانی را که مایل بودند در امتداد جاده نجات قرار بگيرند آورد. او ابتدا عهد شفاهی را از طریق ابراهیم بنا کرد ، که بر اساس آن قوم ابراهیم اگر از خدا اطاعت کنند ، قوم خدا خواهند بود. نشانه این عهد ختنه بود؛ هدف آن نشان دادن ضرورت متفاوت بودن قوم خدا بود - جدا كردن آنان از سایر دنيا - و تأسیس یک اُمت (اسرائیل) و خانواده ای از آن اُمت (خانواده داوود) بود که از طریق آن نجات (عیسی مسیح) خواهد آمد. با این حال ، بسیاری از قوم ابراهیم، به جای اطاعت از خدا از او دور شدند؛ آنها به جای آوردن مشرکان به خدا ، به مشرکان پیوستند.
تاریخ عهد عتیق گزينش هاى مرتبط به سقوط های پی در پی است. از طریق اینها ، خداوند "بقيه اى" را که صبورانه انتظار تطهير كردن او را مى كشند، نجات می دهد ... تا اینکه خلوص افضل باکره، قادر به دنیا آوردن منجی بشریت باشد.
با گذشت زمان ، وقتی انسان آماده بود ، خدا قدم بعدی را برداشت، از طریق موسی "شريعت"، عهد مكتوب را بنا كرد. هدف این شريعت "موسايى" تعریف گناه توسط تشریح کمال بود، آنچه برای بازگشت به حضور خدا ضرورى بود. این تجربه به انسان نشان می دهد که او هرگز نمی تواند به تنهایی خودش نجات را كسب کند. آدم و حوا یک فرمان برای حفظ كردن داشتند؛ اکنون ده تا بودند. علاوه بر این ، 613 قانون وجود داشت ، که هر يك از آنها دقیقاً بايد حفظ مى شدند - شکستن یکی ، شکستن همه آنها بود. هر تخلفى لزوماً ارائه اى یا قربانى اى را در پی داشت تا ثابت کند که گناه (تعريف شده تحت این عهد به عنوان شكستن قانون) نیاز به کفاره دارد. انسان در یک چرخه بی پایان گرفتار شد: او ناگزیر قانونی را می شكست ، ارائه ضرورى را می آورد ، بیرون می رفت و دیگری را می شکست. این تکرار بیهوده ادامه داشت تا اینکه سرانجام ، عیسی مسیح خودش را به عنوان آخرین قربانی زنده به نمایندگی از تمام بشریت ارائه داد.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
وعده خدا
قبل از اینکه خدا آدم و حوا را از عدن بیرون کند ، او آسایش خاطر اولین نبوت را به آنها ارائه داد ، با وجود گناهكار بودن انسان ، عشق و صميميت پايدار پدرانه خود را در انسان آشکار کرد. خداوند قول داد كه پسر خود ، عیسی مسیح (از ذريت زن ، تئوتوكوس، مريم همیشه باکره ، از طریق روح القدس) را بفرستد، كه انسان را از اثرات آنچه که با تحريک شیطان ، به خودش انجام داده بود ، بازخريد كند. مسیح با شیطان ، مبدأ گناه و پدر دروغگويان، نبرد خواهد كرد. شیطان یک نيش دائمی برای مسیح خواهد بود ، اما علیرغم تمام تلاش های خود ، تنها در زدن پاشنه مسیح (با مصلوب شدن) موفق خواهد شد. در پایان ، مسیح با يك ضربه مهلک به سر شیطان (از طریق رستاخیز خود) پیروز می شود. این وعده رستگاركننده موعود الهی، پس از آنكه خدا به انسان فرصتی داده بود تا نیاز خود را به یک ناجی تشخيص دهد، در كمال زمان خواهد بود (غلاطيان 4: 4).
برای متقاعد کردن انسان از این نیاز بزرگ ، خدا نقشه الهی خود را به مرحله اجرا گذاشت. این شامل سه عنصر اصلی بود ، هرکدام از آنها کسانی را که مایل بودند در امتداد جاده نجات قرار بگيرند آورد. او ابتدا عهد شفاهی را از طریق ابراهیم بنا کرد ، که بر اساس آن قوم ابراهیم اگر از خدا اطاعت کنند ، قوم خدا خواهند بود. نشانه این عهد ختنه بود؛ هدف آن نشان دادن ضرورت متفاوت بودن قوم خدا بود - جدا كردن آنان از سایر دنيا - و تأسیس یک اُمت (اسرائیل) و خانواده ای از آن اُمت (خانواده داوود) بود که از طریق آن نجات (عیسی مسیح) خواهد آمد. با این حال ، بسیاری از قوم ابراهیم، به جای اطاعت از خدا از او دور شدند؛ آنها به جای آوردن مشرکان به خدا ، به مشرکان پیوستند.
تاریخ عهد عتیق گزينش هاى مرتبط به سقوط های پی در پی است. از طریق اینها ، خداوند "بقيه اى" را که صبورانه انتظار تطهير كردن او را مى كشند، نجات می دهد ... تا اینکه خلوص افضل باکره، قادر به دنیا آوردن منجی بشریت باشد.
با گذشت زمان ، وقتی انسان آماده بود ، خدا قدم بعدی را برداشت، از طریق موسی "شريعت"، عهد مكتوب را بنا كرد. هدف این شريعت "موسايى" تعریف گناه توسط تشریح کمال بود، آنچه برای بازگشت به حضور خدا ضرورى بود. این تجربه به انسان نشان می دهد که او هرگز نمی تواند به تنهایی خودش نجات را كسب کند. آدم و حوا یک فرمان برای حفظ كردن داشتند؛ اکنون ده تا بودند. علاوه بر این ، 613 قانون وجود داشت ، که هر يك از آنها دقیقاً بايد حفظ مى شدند - شکستن یکی ، شکستن همه آنها بود. هر تخلفى لزوماً ارائه اى یا قربانى اى را در پی داشت تا ثابت کند که گناه (تعريف شده تحت این عهد به عنوان شكستن قانون) نیاز به کفاره دارد. انسان در یک چرخه بی پایان گرفتار شد: او ناگزیر قانونی را می شكست ، ارائه ضرورى را می آورد ، بیرون می رفت و دیگری را می شکست. این تکرار بیهوده ادامه داشت تا اینکه سرانجام ، عیسی مسیح خودش را به عنوان آخرین قربانی زنده به نمایندگی از تمام بشریت ارائه داد.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
خدا به بنی اسرائیل گفت كه صندوقى بسازند تا لوح هايى كه او روی آن ده فرمان را نوشته بود در آن قرار بگيرند و یک خیمه (كه بعداً توسط معبد جايگزين شد) براى قرار گرفتن صندوق بنا كنند. این صندوق قرار بود در مكان مقدسى به نام قدس الاقداس نگهداری شود ، جایی که خدا در بین قوم خود حضور داشت. سپس فقط کاهن اعظم می توانست وارد این قدس الاقداس شود ، و تنها یک بار در سال، در روز کفاره ، براى اينكه خون قربانی را ارائه دهد ، که مقدمه اى بود از خون رستگارى بخشى که مسیح ارائه خواهد داد، و بخشش گناهان قوم را استدعا مى کرد. قدس الاقداس با پرده ای از منطقه اى به نام مکان مقدس جدا مى شد، جایی که کاهنان عهد عتیق بر طبق شريعت به طور روزانه قربانی های قوم را به خدا تقدیم می کردند. حجاب بین مكان مقدس و قدس الاقداس نمادی از این واقعیت بود که انسان به دلیل نافرمانی سدی بین خود و خدا ایجاد کرده است.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
خدا به بنی اسرائیل گفت كه صندوقى بسازند تا لوح هايى كه او روی آن ده فرمان را نوشته بود در آن قرار بگيرند و یک خیمه (كه بعداً توسط معبد جايگزين شد) براى قرار گرفتن صندوق بنا كنند. این صندوق قرار بود در مكان مقدسى به نام قدس الاقداس نگهداری شود ، جایی که خدا در بین قوم خود حضور داشت. سپس فقط کاهن اعظم می توانست وارد این قدس الاقداس شود ، و تنها یک بار در سال، در روز کفاره ، براى اينكه خون قربانی را ارائه دهد ، که مقدمه اى بود از خون رستگارى بخشى که مسیح ارائه خواهد داد، و بخشش گناهان قوم را استدعا مى کرد. قدس الاقداس با پرده ای از منطقه اى به نام مکان مقدس جدا مى شد، جایی که کاهنان عهد عتیق بر طبق شريعت به طور روزانه قربانی های قوم را به خدا تقدیم می کردند. حجاب بین مكان مقدس و قدس الاقداس نمادی از این واقعیت بود که انسان به دلیل نافرمانی سدی بین خود و خدا ایجاد کرده است.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
خدا به قوم خود اجازه داد ناامیدی از تلاش برای نجات خودشان از طریق شريعت را احساس کنند ، اما او هرگز نگذاشت که آنها در ناامیدى سقوط كنند. در طول عهد عتیق ، او پیوسته به آنها علائم و نبوت هایی درباره آمدن مسیحا می داد ، که آنها را از مخمصه وحشتناک خود رهایی خواهد داد.
✅ نیاز انسان به یک نجات دهنده
کتاب مقدس ثبت می کند که خنوخ و ایلیا مستقیماً به آسمان برده شدند زیرا خدا از ایشان خشنود بود. قدیس یوحنای زرین دهان اظهار می دارد که ایلیا کامل بود ، نه به معنای کاملی که مسیح بود بلکه در رابطه با زمان خود در تاریخ. اگرچه همه ما خوانده شده ایم که كامل باشیم، اما بقیه ی ما احتمالاً از این علامت خیلی دور هستیم.
بنابراین ما به یک ناجی ، یک واسطه نیاز داریم تا آنچه را که نمی توانیم برای خودمان انجام دهیم ، برای ما انجام دهد. وقتی به انسان زمان کافی برای درک این واقعیت داده شد ، خداوند وعده پیدایش را حفظ کرد. او پسر خود را كه در دو طبيعت خود ، خدای کامل و انسان کامل بود ، فرستاد و شکاف بين آسمان و زمين را متصل ساخت، و نردبان رویای يعقوب شد ، ابزاری كه ما با آن می توانيم به آسمان صعود کنیم.
خداوند ما زندگی كاملی را پشت سر گذاشت و شرط اطاعتی كه خدا از كسانی كه می خواهند با او جاودانه بمانند، انتظار دارد را برآورده ساخت. او به این ترتیب شریعت را عملی کرد و از نظر قانونی نجات را کسب نمود. در طول خدمت مسیح ، دشمنان او سعی داشتند او را به قتل برسانند، اما او تلاشهای آنها را تا زمان مناسب خنثی کرد. شیطان به امید مرگ پسر خدا ولع داشت ، اما واضح است که مسیح کنترل داشت. در زمان مقرر توسط خدا، مسیح جان خود را با اراده خود تسلیم نمود، زیرا این همان کاری بود که او آمده بود تا انجام دهد. اما با مهندسی مرگ مسیح ، شیطان از حدود خود تجاوز کرد و در دام الهی افتاد.
بشریت مسیح بر قلاب الوهیت وى طعمه است؛ شیطان خود را بر طعمه می اندازد ، اما قلاب او را سوراخ می کند - او نمی تواند خدا را ببلعد ...
☘گرگوری نیسا
مسیح از مرگ عبور کرد ، اما آن نتوانست او را نگه دارد ، زیرا او بی گناه بود! بنابراین او با قدرت قاطع برتر خدا، قیام کرد - شیطان را خنثی نمود و بر روند مرگ غلبه نمود.
از آنجایی که گناه فقط مجرم را به مرگ محکوم می کند، با رویت اینکه او عدالت را در طرف خود دارد، هیچ دخالتی توسط آن امکان پذیر نبود. بلکه هنگامی که همان مجازات را برای او قرار داد ، کسی که بی گناه ، معصوم و شایسته تاج افتخار و سرودهای ستایش بود ...آن از قدرت خود سلب شد.
☘ سیریل از اسکندریه
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
خدا به قوم خود اجازه داد ناامیدی از تلاش برای نجات خودشان از طریق شريعت را احساس کنند ، اما او هرگز نگذاشت که آنها در ناامیدى سقوط كنند. در طول عهد عتیق ، او پیوسته به آنها علائم و نبوت هایی درباره آمدن مسیحا می داد ، که آنها را از مخمصه وحشتناک خود رهایی خواهد داد.
✅ نیاز انسان به یک نجات دهنده
کتاب مقدس ثبت می کند که خنوخ و ایلیا مستقیماً به آسمان برده شدند زیرا خدا از ایشان خشنود بود. قدیس یوحنای زرین دهان اظهار می دارد که ایلیا کامل بود ، نه به معنای کاملی که مسیح بود بلکه در رابطه با زمان خود در تاریخ. اگرچه همه ما خوانده شده ایم که كامل باشیم، اما بقیه ی ما احتمالاً از این علامت خیلی دور هستیم.
بنابراین ما به یک ناجی ، یک واسطه نیاز داریم تا آنچه را که نمی توانیم برای خودمان انجام دهیم ، برای ما انجام دهد. وقتی به انسان زمان کافی برای درک این واقعیت داده شد ، خداوند وعده پیدایش را حفظ کرد. او پسر خود را كه در دو طبيعت خود ، خدای کامل و انسان کامل بود ، فرستاد و شکاف بين آسمان و زمين را متصل ساخت، و نردبان رویای يعقوب شد ، ابزاری كه ما با آن می توانيم به آسمان صعود کنیم.
خداوند ما زندگی كاملی را پشت سر گذاشت و شرط اطاعتی كه خدا از كسانی كه می خواهند با او جاودانه بمانند، انتظار دارد را برآورده ساخت. او به این ترتیب شریعت را عملی کرد و از نظر قانونی نجات را کسب نمود. در طول خدمت مسیح ، دشمنان او سعی داشتند او را به قتل برسانند، اما او تلاشهای آنها را تا زمان مناسب خنثی کرد. شیطان به امید مرگ پسر خدا ولع داشت ، اما واضح است که مسیح کنترل داشت. در زمان مقرر توسط خدا، مسیح جان خود را با اراده خود تسلیم نمود، زیرا این همان کاری بود که او آمده بود تا انجام دهد. اما با مهندسی مرگ مسیح ، شیطان از حدود خود تجاوز کرد و در دام الهی افتاد.
بشریت مسیح بر قلاب الوهیت وى طعمه است؛ شیطان خود را بر طعمه می اندازد ، اما قلاب او را سوراخ می کند - او نمی تواند خدا را ببلعد ...
☘گرگوری نیسا
مسیح از مرگ عبور کرد ، اما آن نتوانست او را نگه دارد ، زیرا او بی گناه بود! بنابراین او با قدرت قاطع برتر خدا، قیام کرد - شیطان را خنثی نمود و بر روند مرگ غلبه نمود.
از آنجایی که گناه فقط مجرم را به مرگ محکوم می کند، با رویت اینکه او عدالت را در طرف خود دارد، هیچ دخالتی توسط آن امکان پذیر نبود. بلکه هنگامی که همان مجازات را برای او قرار داد ، کسی که بی گناه ، معصوم و شایسته تاج افتخار و سرودهای ستایش بود ...آن از قدرت خود سلب شد.
☘ سیریل از اسکندریه
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
مرگ مسیح، بهایی نبود که خداوند برای بازخرید انسان تعیین کرد بلکه پیامدی از گناه بود که توسط همه کسانی که پس از آدم و حوا زندگی می کردند به ارث رسیده بود. در گرفتن شکل انسانی، مسیح آگاهانه میراث رنج و مرگ انسان را نیز به دست گرفت. با این حال ، مرگ کسانی که پیش از مسیح زندگی می کردند ، توجیه شد زیرا همه گناه کرده بودند. هیچ توجیهی برای مرگ مسیح وجود نداشت ، اما به عنوان یک بره قربانی کامل، او با کمال میل بار مسئولیت گناهان انسان را به عهده گرفت. در حالی که زندگی او بر روی صلیب افول کرد ، آسمان تاریک شد و زمین لرزید. مارپیچ رو به پایین خلقت معکوس شده بود. پرده در معبد به دو قسمت پاره شد زیرا مرگ رهایی بخش مسیح مانع گناه بین خدا و انسان را برداشت، و بار دیگر انسان به خدا دسترسی یافت.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
مرگ مسیح، بهایی نبود که خداوند برای بازخرید انسان تعیین کرد بلکه پیامدی از گناه بود که توسط همه کسانی که پس از آدم و حوا زندگی می کردند به ارث رسیده بود. در گرفتن شکل انسانی، مسیح آگاهانه میراث رنج و مرگ انسان را نیز به دست گرفت. با این حال ، مرگ کسانی که پیش از مسیح زندگی می کردند ، توجیه شد زیرا همه گناه کرده بودند. هیچ توجیهی برای مرگ مسیح وجود نداشت ، اما به عنوان یک بره قربانی کامل، او با کمال میل بار مسئولیت گناهان انسان را به عهده گرفت. در حالی که زندگی او بر روی صلیب افول کرد ، آسمان تاریک شد و زمین لرزید. مارپیچ رو به پایین خلقت معکوس شده بود. پرده در معبد به دو قسمت پاره شد زیرا مرگ رهایی بخش مسیح مانع گناه بین خدا و انسان را برداشت، و بار دیگر انسان به خدا دسترسی یافت.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
این خون که برای ما ریخته شد، این خون عظیم و گرانبهای خدای ما که هم کاهن و هم قربانی بوده است، به چه کسی ارائه شده است ، و برای چه هدفی ریخته شده است؟ زیرا ما توسط آن شریر در اسارت نگه داشته می شدیم ، که تحت سلطه گناه فروخته شده بودیم ، در عوض لذت شرارت را دریافت می کردیم. اما اگر بهای بازخرید به کسی که وثیقه را در دست دارد پرداخت شود ، از او میپرسم ، آیا ارائه شده است و چرا؟ اگر به آن شریر: پس افسوس برای از دست دادن آن! اگر دزد دریافت می کند، نه تنها از جانب خدا، بلکه خود خدا را نیز به عنوان فدیه بدست می آورد، این منصفانه تر می بود که در ازای استبداد خود، وجه قیمت بسیار عالی را پس انداز کند. اگر اول به پدر پرداخت می شد ، چگونه این کار انجام شد؟ زیرا ما توسط او در اسارت نبودیم. و باز هم ، چرا خون پسر یگانه او باید برای پدر قابل قبول باشد، کسی که اسحاق را وقتی که توسط پدرش ارائه شد قبول نکرد بلکه در عوض قربانی را تغییر داد و یک قوچ به جای قربانی عقلانی جایگزین کرد؟ (پیدایش 22: 13).
آیا این واضح نیست که پدر آن را پذیرفت، نه بدین خاطر که خواستار آن بود و یا نیاز به آن داشت؛ بلکه به دلیل طرح بازخريد ...
☘ گرگوری نازیانس
مسیح دیگران را ، مانند ايلعازر ، به زندگی بازگرداند ، اما فقط موقتاً - آنها دوباره با مرگ روبرو شدند. خداوند ما اولین ثمره مردگان شد، زیرا او دیگر نخواهد مرد. پس از گذشت چهل روز بر روی زمین تا رسولان و شاگردانش بتوانند او را ببینند ، و بدانند که او واقعاً دوباره زنده بود ، و مطمئن شوند که زندگی پس از مرگ وجود دارد ، او در دست راست پدر خود به عرش او صعود کرد ، جایی که منتظر کسانی است که او را دوست دارند.
سومین و آخرین، عهد خون با خدا به این ترتیب به عنوان تحقق عهدهای شفاهی و مکتوب قبل از آن مقرر شد.
با نگاه داشتن احکام آن ، همه کسانی که ایمان دارند عیسی مسیح، پسر خدا است و می پذیرند و اعتراف می کنند که او خداوند و نجات دهنده آنها است ، مسیحای موعود که راه را برای ملکوت ابدی فراهم کرده است ، هدیه نجات را دریافت می کنند. آنها اسرائیل جدید ، بذر پذیرفته شده ابراهیم از طریق مسیح هستند (غلاطیان 3:29) ، یک بار برای همیشه از اثرات گناه، بازخرید شدند، نه با تلاش خودشان بلکه به واسطه پارسایی که از طریق غسل تعمید، عشاء ربانی و یک زندگی ایمانی ، بخشی از مسیح می شوند. این پیوستگی به آنها کمک می کند تا بیشتر و بیشتر پذیرای عشق خدا باشند ، آنها را تبدیل کرده و آنها را قادر می سازد تا از وعده های او بهره مند شوند (در میراث مسیح سهیم شوند).
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
این خون که برای ما ریخته شد، این خون عظیم و گرانبهای خدای ما که هم کاهن و هم قربانی بوده است، به چه کسی ارائه شده است ، و برای چه هدفی ریخته شده است؟ زیرا ما توسط آن شریر در اسارت نگه داشته می شدیم ، که تحت سلطه گناه فروخته شده بودیم ، در عوض لذت شرارت را دریافت می کردیم. اما اگر بهای بازخرید به کسی که وثیقه را در دست دارد پرداخت شود ، از او میپرسم ، آیا ارائه شده است و چرا؟ اگر به آن شریر: پس افسوس برای از دست دادن آن! اگر دزد دریافت می کند، نه تنها از جانب خدا، بلکه خود خدا را نیز به عنوان فدیه بدست می آورد، این منصفانه تر می بود که در ازای استبداد خود، وجه قیمت بسیار عالی را پس انداز کند. اگر اول به پدر پرداخت می شد ، چگونه این کار انجام شد؟ زیرا ما توسط او در اسارت نبودیم. و باز هم ، چرا خون پسر یگانه او باید برای پدر قابل قبول باشد، کسی که اسحاق را وقتی که توسط پدرش ارائه شد قبول نکرد بلکه در عوض قربانی را تغییر داد و یک قوچ به جای قربانی عقلانی جایگزین کرد؟ (پیدایش 22: 13).
آیا این واضح نیست که پدر آن را پذیرفت، نه بدین خاطر که خواستار آن بود و یا نیاز به آن داشت؛ بلکه به دلیل طرح بازخريد ...
☘ گرگوری نازیانس
مسیح دیگران را ، مانند ايلعازر ، به زندگی بازگرداند ، اما فقط موقتاً - آنها دوباره با مرگ روبرو شدند. خداوند ما اولین ثمره مردگان شد، زیرا او دیگر نخواهد مرد. پس از گذشت چهل روز بر روی زمین تا رسولان و شاگردانش بتوانند او را ببینند ، و بدانند که او واقعاً دوباره زنده بود ، و مطمئن شوند که زندگی پس از مرگ وجود دارد ، او در دست راست پدر خود به عرش او صعود کرد ، جایی که منتظر کسانی است که او را دوست دارند.
سومین و آخرین، عهد خون با خدا به این ترتیب به عنوان تحقق عهدهای شفاهی و مکتوب قبل از آن مقرر شد.
با نگاه داشتن احکام آن ، همه کسانی که ایمان دارند عیسی مسیح، پسر خدا است و می پذیرند و اعتراف می کنند که او خداوند و نجات دهنده آنها است ، مسیحای موعود که راه را برای ملکوت ابدی فراهم کرده است ، هدیه نجات را دریافت می کنند. آنها اسرائیل جدید ، بذر پذیرفته شده ابراهیم از طریق مسیح هستند (غلاطیان 3:29) ، یک بار برای همیشه از اثرات گناه، بازخرید شدند، نه با تلاش خودشان بلکه به واسطه پارسایی که از طریق غسل تعمید، عشاء ربانی و یک زندگی ایمانی ، بخشی از مسیح می شوند. این پیوستگی به آنها کمک می کند تا بیشتر و بیشتر پذیرای عشق خدا باشند ، آنها را تبدیل کرده و آنها را قادر می سازد تا از وعده های او بهره مند شوند (در میراث مسیح سهیم شوند).
☦@LessonsOrthodox