📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
اجازه دهید به یک مثال دیگر اشاره کنیم: خداوندگار این فیض را به شاگردانش عطا کرد که بیماران را شفا دهند: «بیماران را شفا دهید» (متی ۱۰:۸). آیا این بدین معناست که پس از درگذشت رسولان، این فیض از روی کلیسا برداشته شده است؟ قطعاً اینطور نیست. رسولان این فیض را به جانشینان خود، اسقفهای کلیسا و ایشان به کاهن های ارشد یا مشایخ انتقال میدهند و این افراد رازهای مقدس را اجرا میکنند. اما اناجیل مقدس بیان نمیدارند که این رازها از چه راهها و روشهایی اجرا میشوند. در این خصوص، اطلاعاتی در نامۀ یعقوب به ثبت رسیده است:
«اگر کسی از شما بیمار است، مشایخ کلیسا را فرا خواند و آنها برایش دعا کنند و به نام خداوند او را با روغن تدهین نمایند. دعای باایمان، بیمار را شفا میبخشد و خداوند او را برمیخیزاند، و اگر گناهی کرده باشد، آمرزیده میشود.» (یعقوب ۵: ۱۴-۱۵).
از نظر یعقوبِ مقدس، ثبت این دستورات با چنین اطمینانی بدین معناست که او قطعاً اینها را از خداوندگار شنیده بود. یعقوب (Adelphotheus) نمیگوید که کاهنین دقیقاً چه دعاهایی را باید خطاب به خداوندگار بیان کنند. ما این دعاها را در خدمت مقدس راز تدهین مقدس[3] پیدا میکنیم، که کلیسا در طی قرنها و بیوقفه اجرا نموده است.
از تمام این مطالب، بهآسانی درک میکنیم که اگر دانش خود را تنها به آنچه کتابمقدس میگوید، محدود کنیم و نکات دیگری را که رسولان از خداوندگار شنیده و بهشکل شفاهی یا کتبی و بهطور مستقیم یا از طریق شاگردانشان به کلیسا منتقل ساختهاند، در نظر نگیریم، نمیتوانیم به دانش و آگاهی مناسب از کتابمقدس دست یابیم. جانشینان رسولان مقدس، اسقفها و واعظین کلیسا که به «پدران دورۀ رسولان» معروفاند، کار رسولان مقدس را بر پایۀ آنچه از ایشان آموخته بودند، ادامه دادند. ایشان بسیاری از مطالبی را که رسولان تعلیم میدادند، به رشتۀ تحریر درآوردند و این متون تا به امروز باقی مانده است. کلیسا این متون را بهعنوان یک ودیعه یا امانت روحانی و مقدس، از نسلی به نسل دیگر حفظ میکند و به این ترتیب، این متون تا عصر ما دستنخورده باقی مانده است. همین روند در کلیسا و در مورد جانشینانِ «پدران دورۀ رسولان» نیز ادامه پیدا کرد.هر آنچه پدران مقدس کلیسا دریافت میکردند، همان را به نسل بعدی انتقال میدادند و با الهام روحالقدس، آن را برای مردم همان عصر قابل درک میساختند. به این ترتیب، ما میزان قابل توجهی از متون آبای مقدس را از تمامی اعصار در اختیار داریم، متونی که در تفسیر صحیح کتابمقدس به ما یاری میرسانند.
بنابراین، تمام اینها جزء سنت مقدس کلیسا میباشند. بدون آنها هر کسی میتواند تفسیر شخصی خود را از متون کتابمقدس ارائه دهد، که البته با تفسیر افرادی که باوری متفاوت دارند، تفاوت خواهد داشت. هر کسی میتواند پیامد این قضیه را تصور کند: برداشتهای غلط، ناسازگاری، اختلاف عقاید و دو دستگی. به همین دلیل است که اغلب میشنویم شخصی «کلیسایی» جدید (اگر بتوان اسم آن را کلیسا گذاشت، زیرا کلیسای مسیح واحد است) تأسیس کرده و این «کلیسا» میتواند با کلیساهای دیگر به مخالفت و ضدیت برخیزد.
.......................................
[3] کلیسای ارتدوکس، برخلاف کاتولیک رومی، این راز را در مورد تمام بیماریها یا دردهای روحانی و جسمانی دیگر اجرا میکند، نه فقط بهعنوان تدهین نهایی فرد قبل از ترک این دنیا. (یادداشت مترجم)
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
اجازه دهید به یک مثال دیگر اشاره کنیم: خداوندگار این فیض را به شاگردانش عطا کرد که بیماران را شفا دهند: «بیماران را شفا دهید» (متی ۱۰:۸). آیا این بدین معناست که پس از درگذشت رسولان، این فیض از روی کلیسا برداشته شده است؟ قطعاً اینطور نیست. رسولان این فیض را به جانشینان خود، اسقفهای کلیسا و ایشان به کاهن های ارشد یا مشایخ انتقال میدهند و این افراد رازهای مقدس را اجرا میکنند. اما اناجیل مقدس بیان نمیدارند که این رازها از چه راهها و روشهایی اجرا میشوند. در این خصوص، اطلاعاتی در نامۀ یعقوب به ثبت رسیده است:
«اگر کسی از شما بیمار است، مشایخ کلیسا را فرا خواند و آنها برایش دعا کنند و به نام خداوند او را با روغن تدهین نمایند. دعای باایمان، بیمار را شفا میبخشد و خداوند او را برمیخیزاند، و اگر گناهی کرده باشد، آمرزیده میشود.» (یعقوب ۵: ۱۴-۱۵).
از نظر یعقوبِ مقدس، ثبت این دستورات با چنین اطمینانی بدین معناست که او قطعاً اینها را از خداوندگار شنیده بود. یعقوب (Adelphotheus) نمیگوید که کاهنین دقیقاً چه دعاهایی را باید خطاب به خداوندگار بیان کنند. ما این دعاها را در خدمت مقدس راز تدهین مقدس[3] پیدا میکنیم، که کلیسا در طی قرنها و بیوقفه اجرا نموده است.
از تمام این مطالب، بهآسانی درک میکنیم که اگر دانش خود را تنها به آنچه کتابمقدس میگوید، محدود کنیم و نکات دیگری را که رسولان از خداوندگار شنیده و بهشکل شفاهی یا کتبی و بهطور مستقیم یا از طریق شاگردانشان به کلیسا منتقل ساختهاند، در نظر نگیریم، نمیتوانیم به دانش و آگاهی مناسب از کتابمقدس دست یابیم. جانشینان رسولان مقدس، اسقفها و واعظین کلیسا که به «پدران دورۀ رسولان» معروفاند، کار رسولان مقدس را بر پایۀ آنچه از ایشان آموخته بودند، ادامه دادند. ایشان بسیاری از مطالبی را که رسولان تعلیم میدادند، به رشتۀ تحریر درآوردند و این متون تا به امروز باقی مانده است. کلیسا این متون را بهعنوان یک ودیعه یا امانت روحانی و مقدس، از نسلی به نسل دیگر حفظ میکند و به این ترتیب، این متون تا عصر ما دستنخورده باقی مانده است. همین روند در کلیسا و در مورد جانشینانِ «پدران دورۀ رسولان» نیز ادامه پیدا کرد.هر آنچه پدران مقدس کلیسا دریافت میکردند، همان را به نسل بعدی انتقال میدادند و با الهام روحالقدس، آن را برای مردم همان عصر قابل درک میساختند. به این ترتیب، ما میزان قابل توجهی از متون آبای مقدس را از تمامی اعصار در اختیار داریم، متونی که در تفسیر صحیح کتابمقدس به ما یاری میرسانند.
بنابراین، تمام اینها جزء سنت مقدس کلیسا میباشند. بدون آنها هر کسی میتواند تفسیر شخصی خود را از متون کتابمقدس ارائه دهد، که البته با تفسیر افرادی که باوری متفاوت دارند، تفاوت خواهد داشت. هر کسی میتواند پیامد این قضیه را تصور کند: برداشتهای غلط، ناسازگاری، اختلاف عقاید و دو دستگی. به همین دلیل است که اغلب میشنویم شخصی «کلیسایی» جدید (اگر بتوان اسم آن را کلیسا گذاشت، زیرا کلیسای مسیح واحد است) تأسیس کرده و این «کلیسا» میتواند با کلیساهای دیگر به مخالفت و ضدیت برخیزد.
.......................................
[3] کلیسای ارتدوکس، برخلاف کاتولیک رومی، این راز را در مورد تمام بیماریها یا دردهای روحانی و جسمانی دیگر اجرا میکند، نه فقط بهعنوان تدهین نهایی فرد قبل از ترک این دنیا. (یادداشت مترجم)
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ چطور میتوانیم مطمئن شویم که در عرض دو هزار سال، پدران کلیسا کتابمقدس را درست تفسیر کردند و راه به خطا نرفتند؟
از آنجا که فقط خدا مصون از خطاست، طبیعی است برخی پدران بهعنوان انسان، تفسیراتی ارائه کردهاند که صحیح نیست. کلیسا که «ستون و بنیان حقیقت است» (۱-تیمو ۳:۱۵)، تصمیمگیرندۀ این موضوع است که چه چیزهایی را بهعنوان عناصر حقیقی و اصیل در سنت مقدس جای دهد، و چه چیزهایی را بهعنوان امور غلط رد کند.
فراموش نکنیم که کلیسا در این امر تصمیمگیرنده بود که کدام کتابها الهام خداست و شایستۀ آن است که در کتابمقدس قرار گیرد. در طول قرن اول و دوم، بسیاری از کتابها بهعنوان اناجیل یا نامهها یا اعمال رسولان پدیدار شد، مانند انجیل یعقوب، انجیل پطرس، انجیل توماس، اعمال برنابا و بسیاری کتب دیگر. اینها اسامی رسولان بودند. با این حال، کلیسا تحت تأثیر آنها قرار نگرفت، و متون را بهدقت بررسی و مطالعه کرد و تصمیم گرفت کدامیک از اینها موثق هستند و در کدامیک نویسنده در آن دست برده و مورد تحریف قرار داده است. کلیسا فقط ۲۹ کتاب را پذیرفت که عهدجدید را تشکیل دادند، و بقیه را رد کرد. در مورد آثار پدران کلیسا نیز همین کار را انجام داد. تنها کتبی را پذیرفت که با تعلیم کلیسا و کتابمقدس هماهنگ و سازگار میباشند.
✅ کلیسا به چه طریقی در این امور مهم تصمیم میگیرد تا تصمیماتش مورد پذیرش همگان قرار گیرد؟ نمایندۀ کلیسا چه کسی است؟
این پرسش بهطور خاص مفهومی جالب دارد. کلیسا همانطور که اعتقادنامۀ نیقیه (نماد ایمان، که بعداً آن را تحلیل خواهیم کرد) اعلان میکند، «واﺣﺪ، ﺟﺎﻣﻊ، ﻣﻘﺪس، رﺳﻮلی» میباشد و یک بدن روحانی است و متشکل از ساختار یا نظام روحانی است که مسیح سر آن و اعضای آن تمام ایمانداران تعمیدیافته میباشند. کلیسا شامل رسولان مقدس، قدیسین، شهیدان ایمان و تمام کسانی است که از این دنیا رفتهاند ولی روحشان در آسمان زنده است؛ بدینسان، دربرگیرندۀ «کلیسای پیروز» است- آن را چنین مینامیم. کلیسا شامل تمام کسانی است که در این دنیا زندگی میکنند، به مسیح ایمان آوردهاند، تعمید گرفتهاند و با او اتحاد دارند؛ ایشان «کلیسای مبارز» را تشکیل میدهند. ما کلیسا را اینگونه تعریف میکنیم، زیرا هر شخص ایمانداری دارد «در نبرد نیکوی ایمان» (۱-تیمو ۶:۱۲)، «همچون سربازِ شایستۀ مسیحْ عیسی» (۲-تیمو ۲:۳) مبارزه و نبرد میکند. مطالب بیشتری دربارۀ کلیسا داریم که بعداً بدانها میپردازیم.
بنابراین، کلیسای مبارز که اکنون داریم دربارۀ آن بحث میکنیم و در این دنیای خاکی و از دوران رسولان وجود داشته، یک موجودیت مستقل یا نهادِ کاملاً شکلیافته است. سرِ کلیسا، یعنی مسیح، «بخشید برخی را به عنوان رسول، برخی را به عنوان نبی، برخی را به عنوان مبشر، و برخی را به عنوان شبان و معلّم، تا مقدسین را برای کار خدمت آماده سازند، برای بنای بدن مسیح»، بدنی که همان کلیسا میباشد (افسسیان ۴: ۱۱-۱۲).
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ چطور میتوانیم مطمئن شویم که در عرض دو هزار سال، پدران کلیسا کتابمقدس را درست تفسیر کردند و راه به خطا نرفتند؟
از آنجا که فقط خدا مصون از خطاست، طبیعی است برخی پدران بهعنوان انسان، تفسیراتی ارائه کردهاند که صحیح نیست. کلیسا که «ستون و بنیان حقیقت است» (۱-تیمو ۳:۱۵)، تصمیمگیرندۀ این موضوع است که چه چیزهایی را بهعنوان عناصر حقیقی و اصیل در سنت مقدس جای دهد، و چه چیزهایی را بهعنوان امور غلط رد کند.
فراموش نکنیم که کلیسا در این امر تصمیمگیرنده بود که کدام کتابها الهام خداست و شایستۀ آن است که در کتابمقدس قرار گیرد. در طول قرن اول و دوم، بسیاری از کتابها بهعنوان اناجیل یا نامهها یا اعمال رسولان پدیدار شد، مانند انجیل یعقوب، انجیل پطرس، انجیل توماس، اعمال برنابا و بسیاری کتب دیگر. اینها اسامی رسولان بودند. با این حال، کلیسا تحت تأثیر آنها قرار نگرفت، و متون را بهدقت بررسی و مطالعه کرد و تصمیم گرفت کدامیک از اینها موثق هستند و در کدامیک نویسنده در آن دست برده و مورد تحریف قرار داده است. کلیسا فقط ۲۹ کتاب را پذیرفت که عهدجدید را تشکیل دادند، و بقیه را رد کرد. در مورد آثار پدران کلیسا نیز همین کار را انجام داد. تنها کتبی را پذیرفت که با تعلیم کلیسا و کتابمقدس هماهنگ و سازگار میباشند.
✅ کلیسا به چه طریقی در این امور مهم تصمیم میگیرد تا تصمیماتش مورد پذیرش همگان قرار گیرد؟ نمایندۀ کلیسا چه کسی است؟
این پرسش بهطور خاص مفهومی جالب دارد. کلیسا همانطور که اعتقادنامۀ نیقیه (نماد ایمان، که بعداً آن را تحلیل خواهیم کرد) اعلان میکند، «واﺣﺪ، ﺟﺎﻣﻊ، ﻣﻘﺪس، رﺳﻮلی» میباشد و یک بدن روحانی است و متشکل از ساختار یا نظام روحانی است که مسیح سر آن و اعضای آن تمام ایمانداران تعمیدیافته میباشند. کلیسا شامل رسولان مقدس، قدیسین، شهیدان ایمان و تمام کسانی است که از این دنیا رفتهاند ولی روحشان در آسمان زنده است؛ بدینسان، دربرگیرندۀ «کلیسای پیروز» است- آن را چنین مینامیم. کلیسا شامل تمام کسانی است که در این دنیا زندگی میکنند، به مسیح ایمان آوردهاند، تعمید گرفتهاند و با او اتحاد دارند؛ ایشان «کلیسای مبارز» را تشکیل میدهند. ما کلیسا را اینگونه تعریف میکنیم، زیرا هر شخص ایمانداری دارد «در نبرد نیکوی ایمان» (۱-تیمو ۶:۱۲)، «همچون سربازِ شایستۀ مسیحْ عیسی» (۲-تیمو ۲:۳) مبارزه و نبرد میکند. مطالب بیشتری دربارۀ کلیسا داریم که بعداً بدانها میپردازیم.
بنابراین، کلیسای مبارز که اکنون داریم دربارۀ آن بحث میکنیم و در این دنیای خاکی و از دوران رسولان وجود داشته، یک موجودیت مستقل یا نهادِ کاملاً شکلیافته است. سرِ کلیسا، یعنی مسیح، «بخشید برخی را به عنوان رسول، برخی را به عنوان نبی، برخی را به عنوان مبشر، و برخی را به عنوان شبان و معلّم، تا مقدسین را برای کار خدمت آماده سازند، برای بنای بدن مسیح»، بدنی که همان کلیسا میباشد (افسسیان ۴: ۱۱-۱۲).
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
هر جماعت کلیسایی دارای یک ساختمان مقدس و پدر روحانی یا کاهن مخصوص به خود است. کاهن، آیین نیایش، رازهای مقدس و جلسات مقدس روزانه را برگزار میکند، تعلیم میدهد، کلاسهای اصول اعتقادی را برگزار میکند و مانند یک پدر از فرزندان روحانی خود مراقبت بهعمل میآورد. اما بهعنوان یک فرد مستقل عمل نمیکند و مختار نیست که از کانـُن (یعنی مقررات) کلیسا منحرف شود. اسقف مسئول دیدار منظم از جماعتهای کلیسایی، تعلیم، هدایت، حل مشکلاتی که ممکن است بهوجود آیند، رسیدگی به نیازهای کاهنین و ایمانداران، کنترلِ تجلی یا تعبیر صحیح حقایق اخلاقی و اعتقادی و نظارت بر اجرای صحیح سنت آیینی میباشد. از این طریق، «همه چیز باید به شایستگی و با نظم و ترتیب انجام شود» (۱-قرن ۱۴:۴۰).
اما اسقف به شورای مقدس اسقفان نیز رجوع میکند، شورایی که مراکزش در پایتخت هر کشور است و رئیس آن، اسقف اعظم یا پاتریارخ میباشد. اگر یکی از ایمانداران یا روحانیون بخواهد در حیات منظم کلیسا اختلال به وجود آورد، یا عقاید شخصی خود را که برخلاف آموزهها و کانن مقدس کلیساست، تعلیم دهد، اسقف در وهلۀ نخست او را توبیخ میکند. اگر اصلاح نشد، این موضوع به شورای کلیسا ارجاع داده میشود که بنا به تشخیص و صلاحدید خود، به رسیدگی و حل این مشکل خواهد پرداخت، چنانکه کاننها و احکام مقدس کلیسا قید میکنند. در هزار سال نخست حیات کلیسا، هنگامی که مسائلی بسیار جدی ظاهر میشد و کل کلیسا را آشفته یا مختل میکرد، اسقفهای تمام دنیا در یک شورای جهانی (بینالکلیسایی) گرد میآمدند. ایشان پس از بررسی این موضوع، تحت هدایت و نور روحالقدس، تصمیم میگرفتند که چه چیزی درست و مطابق با کتاب مقدس و سنت است. تمام کلیساهای محلی در سرتاسر جهان موظف بودند که این تصمیمات را پذیرفته، بهکار ببندند. اگر کسی از تصمیمات شوراهای جهانی اطاعت نمیکرد، از کلیسا جدا و محروم میشد. بدین ترتیب، کلیسا با اتحاد به سوی مقصد خود حرکت میکرد.
به تمام اینها اشاره کردیم تا این نکته را کاملاً روشن سازیم که هیچ شخصی نباید در کلیسا تعلیم اخلاقی یا اعتقادی خودش را شکل دهد، فارغ از این که چه مقامی داشته باشد. اگر چنین اتفاقی رخ دهد، شورای مقدس که بالاترین و اقتدار کلیسایی هر کشور یا منطقۀ پاتریارخی است، به این امر رسیدگی خواهد کرد. امروز شوراهای مقدس و همگانی ارتدوکس گرد هم جمع میشوند تا دربارۀ مسائلی که کلیتر میباشند و تمام کلیساها با آنها روبرو هستند، تصمیم بگیرند. از این طریق، ایمان مشترک و نظم نیکوی کلیساهای محلی حفظ میگردد.
بنابراین، کلیسا با تصمیمات شوراهای مقدس اسقفان خود و پذیرش گستردهتر اعضایش در زمینۀ این تصمیمات، اعلان میکند که چه چیزی با کتابمقدس و سنت همخوانی و هماهنگی دارد، و چه چیزی ندارد؛ بدیهی است چیزی که همخوانی ندارد، رد میشود.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
هر جماعت کلیسایی دارای یک ساختمان مقدس و پدر روحانی یا کاهن مخصوص به خود است. کاهن، آیین نیایش، رازهای مقدس و جلسات مقدس روزانه را برگزار میکند، تعلیم میدهد، کلاسهای اصول اعتقادی را برگزار میکند و مانند یک پدر از فرزندان روحانی خود مراقبت بهعمل میآورد. اما بهعنوان یک فرد مستقل عمل نمیکند و مختار نیست که از کانـُن (یعنی مقررات) کلیسا منحرف شود. اسقف مسئول دیدار منظم از جماعتهای کلیسایی، تعلیم، هدایت، حل مشکلاتی که ممکن است بهوجود آیند، رسیدگی به نیازهای کاهنین و ایمانداران، کنترلِ تجلی یا تعبیر صحیح حقایق اخلاقی و اعتقادی و نظارت بر اجرای صحیح سنت آیینی میباشد. از این طریق، «همه چیز باید به شایستگی و با نظم و ترتیب انجام شود» (۱-قرن ۱۴:۴۰).
اما اسقف به شورای مقدس اسقفان نیز رجوع میکند، شورایی که مراکزش در پایتخت هر کشور است و رئیس آن، اسقف اعظم یا پاتریارخ میباشد. اگر یکی از ایمانداران یا روحانیون بخواهد در حیات منظم کلیسا اختلال به وجود آورد، یا عقاید شخصی خود را که برخلاف آموزهها و کانن مقدس کلیساست، تعلیم دهد، اسقف در وهلۀ نخست او را توبیخ میکند. اگر اصلاح نشد، این موضوع به شورای کلیسا ارجاع داده میشود که بنا به تشخیص و صلاحدید خود، به رسیدگی و حل این مشکل خواهد پرداخت، چنانکه کاننها و احکام مقدس کلیسا قید میکنند. در هزار سال نخست حیات کلیسا، هنگامی که مسائلی بسیار جدی ظاهر میشد و کل کلیسا را آشفته یا مختل میکرد، اسقفهای تمام دنیا در یک شورای جهانی (بینالکلیسایی) گرد میآمدند. ایشان پس از بررسی این موضوع، تحت هدایت و نور روحالقدس، تصمیم میگرفتند که چه چیزی درست و مطابق با کتاب مقدس و سنت است. تمام کلیساهای محلی در سرتاسر جهان موظف بودند که این تصمیمات را پذیرفته، بهکار ببندند. اگر کسی از تصمیمات شوراهای جهانی اطاعت نمیکرد، از کلیسا جدا و محروم میشد. بدین ترتیب، کلیسا با اتحاد به سوی مقصد خود حرکت میکرد.
به تمام اینها اشاره کردیم تا این نکته را کاملاً روشن سازیم که هیچ شخصی نباید در کلیسا تعلیم اخلاقی یا اعتقادی خودش را شکل دهد، فارغ از این که چه مقامی داشته باشد. اگر چنین اتفاقی رخ دهد، شورای مقدس که بالاترین و اقتدار کلیسایی هر کشور یا منطقۀ پاتریارخی است، به این امر رسیدگی خواهد کرد. امروز شوراهای مقدس و همگانی ارتدوکس گرد هم جمع میشوند تا دربارۀ مسائلی که کلیتر میباشند و تمام کلیساها با آنها روبرو هستند، تصمیم بگیرند. از این طریق، ایمان مشترک و نظم نیکوی کلیساهای محلی حفظ میگردد.
بنابراین، کلیسا با تصمیمات شوراهای مقدس اسقفان خود و پذیرش گستردهتر اعضایش در زمینۀ این تصمیمات، اعلان میکند که چه چیزی با کتابمقدس و سنت همخوانی و هماهنگی دارد، و چه چیزی ندارد؛ بدیهی است چیزی که همخوانی ندارد، رد میشود.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ در آخر، سنت مقدس چیست؟
پس بگذارید آنچه را تا کنون دربارۀ سنت مقدس گفتهایم، خلاصه کنیم تا تصویری کامل داشته باشیم که چه عناصری سنت مقدس را شکل میدهند و چه عناصری در شکلگیری آن دخیل نیستند.
نخست، باید این موضوع را روشن سازیم که سنت مقدس کلیسا از عادات و رسومی که کلیساهای محلی کشورهای مختلف با آنها روبرو میباشند، تشکیل نشده است. اگر این عادات و رسوم با تعلیم اعتقادی و کاننهای اخلاقیات مسیحی تضاد نداشته باشند، مسیحیان با اجازۀ اسقف محلی میتوانند از آنها پیروی کنند. اما سایر کلیساها ملزم به انجام آنها نیستند.
سنت مقدس حاوی تعلیم کلی حقایق ایمان است که بهصورت شفاهی از خداوندگار به شاگردان رسیده است. این سنت، در طی قرنها و بدون وقفه به نسلهای بعد و به زمان ما رسیده و همچنان ادامه خواهد داشت. بهعلاوه، سنت مقدس دربرگیرندۀ تعلیم پدران کلیسا که از سوی شوراهای جهانی مورد تأیید قرار گرفته، و تمام آن چیزهایی است که پدران مقدسِ شوراهای جهانی یا محلی شکل دادهاند. متون اعتقادی، تفسیری، آیینی و نظیر اینها نیز بعدها بدان افزوده شد و از سوی کل کلیسا مورد قبول واقع گردید. وینسنت اهل لِرین (حدود ۴۴۵) مختصراً محتوای سنت مقدس را اینچنین بیان نموده است: «سنت مقدس چیزی است که همگان، همواره و در همه جا بدان باور داشتهاند.»، یعنی هرآنچه که همۀ اعضای کلیسای واحدِ رسولی از زمان رسولان مقدس، در طول قرون مسیحی و در تمامی کلیساهای ارتدوکس بدان باور داشته و بهعنوان حقیقت پذیرفتهاند؛ تمام اینها مفاد سنت مقدس کلیسا را دربرمیگیرند. پیشفرض اساسی این است که تمام این عناصر مطابق با روح کتابمقدس میباشند.
سنت مقدس بسیار مهم است، زیرا از تفسیر صحیح و معتبر کتابمقدس حفاظت میکند. همانطور که قبلاً گفتیم، کتابمقدس تحت نور روحالقدس نوشته شد. میتوان با نور روحالقدس نیز به تفسیر صحیح آن دست یافت. دقیقاً همین اتفاق در مورد پدران کلیسای ما رخ داد؛ ایشان با روحالقدس به حرکت درآمدند، با درد و رنج، احتیاط و دعای بسیار، کتاب مقدس را به درستی تفسیر نمودند و تمام کتب را با تفسیراتی گرانبها برای ما به جا گذاشتند، تفسیراتی که برای درک کتابمقدس مفید است.
باسیل بزرگ، اسقف اعظم و آگاه قیصریهِ کاپادوکیا (تاریخ ۳۷۹)، خاطر نشان میسازد که ما در خصوص آموزهها و تعلیم کلیسا، برخی از آنها را از سنت مکتوب و برخی دیگر را از سنت شفاهی رسولان دریافت کردهایم. هر دوِ آنها، یعنی کتابمقدس و سنت مقدس، به یک اندازه ارزشمندند.
👈بنابراین، تمام موضوعاتی که زین پس مطالعه خواهیم کرد، بر پایۀ این دو ستون کلیسا، یعنی کتابمقدس و سنت مقدس، قرار خواهند گرفت. اینها دو «چشمۀ [حیات بخش از] مکاشفۀ الهی» میباشند.👉
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ در آخر، سنت مقدس چیست؟
پس بگذارید آنچه را تا کنون دربارۀ سنت مقدس گفتهایم، خلاصه کنیم تا تصویری کامل داشته باشیم که چه عناصری سنت مقدس را شکل میدهند و چه عناصری در شکلگیری آن دخیل نیستند.
نخست، باید این موضوع را روشن سازیم که سنت مقدس کلیسا از عادات و رسومی که کلیساهای محلی کشورهای مختلف با آنها روبرو میباشند، تشکیل نشده است. اگر این عادات و رسوم با تعلیم اعتقادی و کاننهای اخلاقیات مسیحی تضاد نداشته باشند، مسیحیان با اجازۀ اسقف محلی میتوانند از آنها پیروی کنند. اما سایر کلیساها ملزم به انجام آنها نیستند.
سنت مقدس حاوی تعلیم کلی حقایق ایمان است که بهصورت شفاهی از خداوندگار به شاگردان رسیده است. این سنت، در طی قرنها و بدون وقفه به نسلهای بعد و به زمان ما رسیده و همچنان ادامه خواهد داشت. بهعلاوه، سنت مقدس دربرگیرندۀ تعلیم پدران کلیسا که از سوی شوراهای جهانی مورد تأیید قرار گرفته، و تمام آن چیزهایی است که پدران مقدسِ شوراهای جهانی یا محلی شکل دادهاند. متون اعتقادی، تفسیری، آیینی و نظیر اینها نیز بعدها بدان افزوده شد و از سوی کل کلیسا مورد قبول واقع گردید. وینسنت اهل لِرین (حدود ۴۴۵) مختصراً محتوای سنت مقدس را اینچنین بیان نموده است: «سنت مقدس چیزی است که همگان، همواره و در همه جا بدان باور داشتهاند.»، یعنی هرآنچه که همۀ اعضای کلیسای واحدِ رسولی از زمان رسولان مقدس، در طول قرون مسیحی و در تمامی کلیساهای ارتدوکس بدان باور داشته و بهعنوان حقیقت پذیرفتهاند؛ تمام اینها مفاد سنت مقدس کلیسا را دربرمیگیرند. پیشفرض اساسی این است که تمام این عناصر مطابق با روح کتابمقدس میباشند.
سنت مقدس بسیار مهم است، زیرا از تفسیر صحیح و معتبر کتابمقدس حفاظت میکند. همانطور که قبلاً گفتیم، کتابمقدس تحت نور روحالقدس نوشته شد. میتوان با نور روحالقدس نیز به تفسیر صحیح آن دست یافت. دقیقاً همین اتفاق در مورد پدران کلیسای ما رخ داد؛ ایشان با روحالقدس به حرکت درآمدند، با درد و رنج، احتیاط و دعای بسیار، کتاب مقدس را به درستی تفسیر نمودند و تمام کتب را با تفسیراتی گرانبها برای ما به جا گذاشتند، تفسیراتی که برای درک کتابمقدس مفید است.
باسیل بزرگ، اسقف اعظم و آگاه قیصریهِ کاپادوکیا (تاریخ ۳۷۹)، خاطر نشان میسازد که ما در خصوص آموزهها و تعلیم کلیسا، برخی از آنها را از سنت مکتوب و برخی دیگر را از سنت شفاهی رسولان دریافت کردهایم. هر دوِ آنها، یعنی کتابمقدس و سنت مقدس، به یک اندازه ارزشمندند.
👈بنابراین، تمام موضوعاتی که زین پس مطالعه خواهیم کرد، بر پایۀ این دو ستون کلیسا، یعنی کتابمقدس و سنت مقدس، قرار خواهند گرفت. اینها دو «چشمۀ [حیات بخش از] مکاشفۀ الهی» میباشند.👉
☦@LessonsOrthodox
🏵 مراحلی از آماده سازی و تقدیس نان و شراب به بدن و خون مقدس مسیح، در مراسم لیتورجی الهی، که از طریق سنت مقدس به ما رسیده است.
☦@LessonsOrthodox
☦@LessonsOrthodox
📢 عزیزان همراه، از آنجایی که این کانال با عنوان دروس ارتدوکس می باشد و از طرفی امکان گفتمان و بحث در کانال نیست و ما نیز باید به متن شاهنامه وفادار باشیم، لذا به جهت پرهیز از هر گونه سوتفاهمی در بیان برخی اشعار کتاب در کانال ارتدوکسی، از عزیزانی که مایل به دنبال کردن کلاس شاهنامه خوانی هستند دعوت می کنیم به کانال اختصاصی شاهنامه حکیم فردوسی با آی دی زیر مراجعه کرده و مطالب مربوطه را دنبال نمایند. با سپاس 🌹
🆔 @SHahname_HF
🆔 @SHahname_HF
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
وعده خدا
قبل از اینکه خدا آدم و حوا را از عدن بیرون کند ، او آسایش خاطر اولین نبوت را به آنها ارائه داد ، با وجود گناهكار بودن انسان ، عشق و صميميت پايدار پدرانه خود را در انسان آشکار کرد. خداوند قول داد كه پسر خود ، عیسی مسیح (از ذريت زن ، تئوتوكوس، مريم همیشه باکره ، از طریق روح القدس) را بفرستد، كه انسان را از اثرات آنچه که با تحريک شیطان ، به خودش انجام داده بود ، بازخريد كند. مسیح با شیطان ، مبدأ گناه و پدر دروغگويان، نبرد خواهد كرد. شیطان یک نيش دائمی برای مسیح خواهد بود ، اما علیرغم تمام تلاش های خود ، تنها در زدن پاشنه مسیح (با مصلوب شدن) موفق خواهد شد. در پایان ، مسیح با يك ضربه مهلک به سر شیطان (از طریق رستاخیز خود) پیروز می شود. این وعده رستگاركننده موعود الهی، پس از آنكه خدا به انسان فرصتی داده بود تا نیاز خود را به یک ناجی تشخيص دهد، در كمال زمان خواهد بود (غلاطيان 4: 4).
برای متقاعد کردن انسان از این نیاز بزرگ ، خدا نقشه الهی خود را به مرحله اجرا گذاشت. این شامل سه عنصر اصلی بود ، هرکدام از آنها کسانی را که مایل بودند در امتداد جاده نجات قرار بگيرند آورد. او ابتدا عهد شفاهی را از طریق ابراهیم بنا کرد ، که بر اساس آن قوم ابراهیم اگر از خدا اطاعت کنند ، قوم خدا خواهند بود. نشانه این عهد ختنه بود؛ هدف آن نشان دادن ضرورت متفاوت بودن قوم خدا بود - جدا كردن آنان از سایر دنيا - و تأسیس یک اُمت (اسرائیل) و خانواده ای از آن اُمت (خانواده داوود) بود که از طریق آن نجات (عیسی مسیح) خواهد آمد. با این حال ، بسیاری از قوم ابراهیم، به جای اطاعت از خدا از او دور شدند؛ آنها به جای آوردن مشرکان به خدا ، به مشرکان پیوستند.
تاریخ عهد عتیق گزينش هاى مرتبط به سقوط های پی در پی است. از طریق اینها ، خداوند "بقيه اى" را که صبورانه انتظار تطهير كردن او را مى كشند، نجات می دهد ... تا اینکه خلوص افضل باکره، قادر به دنیا آوردن منجی بشریت باشد.
با گذشت زمان ، وقتی انسان آماده بود ، خدا قدم بعدی را برداشت، از طریق موسی "شريعت"، عهد مكتوب را بنا كرد. هدف این شريعت "موسايى" تعریف گناه توسط تشریح کمال بود، آنچه برای بازگشت به حضور خدا ضرورى بود. این تجربه به انسان نشان می دهد که او هرگز نمی تواند به تنهایی خودش نجات را كسب کند. آدم و حوا یک فرمان برای حفظ كردن داشتند؛ اکنون ده تا بودند. علاوه بر این ، 613 قانون وجود داشت ، که هر يك از آنها دقیقاً بايد حفظ مى شدند - شکستن یکی ، شکستن همه آنها بود. هر تخلفى لزوماً ارائه اى یا قربانى اى را در پی داشت تا ثابت کند که گناه (تعريف شده تحت این عهد به عنوان شكستن قانون) نیاز به کفاره دارد. انسان در یک چرخه بی پایان گرفتار شد: او ناگزیر قانونی را می شكست ، ارائه ضرورى را می آورد ، بیرون می رفت و دیگری را می شکست. این تکرار بیهوده ادامه داشت تا اینکه سرانجام ، عیسی مسیح خودش را به عنوان آخرین قربانی زنده به نمایندگی از تمام بشریت ارائه داد.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
وعده خدا
قبل از اینکه خدا آدم و حوا را از عدن بیرون کند ، او آسایش خاطر اولین نبوت را به آنها ارائه داد ، با وجود گناهكار بودن انسان ، عشق و صميميت پايدار پدرانه خود را در انسان آشکار کرد. خداوند قول داد كه پسر خود ، عیسی مسیح (از ذريت زن ، تئوتوكوس، مريم همیشه باکره ، از طریق روح القدس) را بفرستد، كه انسان را از اثرات آنچه که با تحريک شیطان ، به خودش انجام داده بود ، بازخريد كند. مسیح با شیطان ، مبدأ گناه و پدر دروغگويان، نبرد خواهد كرد. شیطان یک نيش دائمی برای مسیح خواهد بود ، اما علیرغم تمام تلاش های خود ، تنها در زدن پاشنه مسیح (با مصلوب شدن) موفق خواهد شد. در پایان ، مسیح با يك ضربه مهلک به سر شیطان (از طریق رستاخیز خود) پیروز می شود. این وعده رستگاركننده موعود الهی، پس از آنكه خدا به انسان فرصتی داده بود تا نیاز خود را به یک ناجی تشخيص دهد، در كمال زمان خواهد بود (غلاطيان 4: 4).
برای متقاعد کردن انسان از این نیاز بزرگ ، خدا نقشه الهی خود را به مرحله اجرا گذاشت. این شامل سه عنصر اصلی بود ، هرکدام از آنها کسانی را که مایل بودند در امتداد جاده نجات قرار بگيرند آورد. او ابتدا عهد شفاهی را از طریق ابراهیم بنا کرد ، که بر اساس آن قوم ابراهیم اگر از خدا اطاعت کنند ، قوم خدا خواهند بود. نشانه این عهد ختنه بود؛ هدف آن نشان دادن ضرورت متفاوت بودن قوم خدا بود - جدا كردن آنان از سایر دنيا - و تأسیس یک اُمت (اسرائیل) و خانواده ای از آن اُمت (خانواده داوود) بود که از طریق آن نجات (عیسی مسیح) خواهد آمد. با این حال ، بسیاری از قوم ابراهیم، به جای اطاعت از خدا از او دور شدند؛ آنها به جای آوردن مشرکان به خدا ، به مشرکان پیوستند.
تاریخ عهد عتیق گزينش هاى مرتبط به سقوط های پی در پی است. از طریق اینها ، خداوند "بقيه اى" را که صبورانه انتظار تطهير كردن او را مى كشند، نجات می دهد ... تا اینکه خلوص افضل باکره، قادر به دنیا آوردن منجی بشریت باشد.
با گذشت زمان ، وقتی انسان آماده بود ، خدا قدم بعدی را برداشت، از طریق موسی "شريعت"، عهد مكتوب را بنا كرد. هدف این شريعت "موسايى" تعریف گناه توسط تشریح کمال بود، آنچه برای بازگشت به حضور خدا ضرورى بود. این تجربه به انسان نشان می دهد که او هرگز نمی تواند به تنهایی خودش نجات را كسب کند. آدم و حوا یک فرمان برای حفظ كردن داشتند؛ اکنون ده تا بودند. علاوه بر این ، 613 قانون وجود داشت ، که هر يك از آنها دقیقاً بايد حفظ مى شدند - شکستن یکی ، شکستن همه آنها بود. هر تخلفى لزوماً ارائه اى یا قربانى اى را در پی داشت تا ثابت کند که گناه (تعريف شده تحت این عهد به عنوان شكستن قانون) نیاز به کفاره دارد. انسان در یک چرخه بی پایان گرفتار شد: او ناگزیر قانونی را می شكست ، ارائه ضرورى را می آورد ، بیرون می رفت و دیگری را می شکست. این تکرار بیهوده ادامه داشت تا اینکه سرانجام ، عیسی مسیح خودش را به عنوان آخرین قربانی زنده به نمایندگی از تمام بشریت ارائه داد.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
خدا به بنی اسرائیل گفت كه صندوقى بسازند تا لوح هايى كه او روی آن ده فرمان را نوشته بود در آن قرار بگيرند و یک خیمه (كه بعداً توسط معبد جايگزين شد) براى قرار گرفتن صندوق بنا كنند. این صندوق قرار بود در مكان مقدسى به نام قدس الاقداس نگهداری شود ، جایی که خدا در بین قوم خود حضور داشت. سپس فقط کاهن اعظم می توانست وارد این قدس الاقداس شود ، و تنها یک بار در سال، در روز کفاره ، براى اينكه خون قربانی را ارائه دهد ، که مقدمه اى بود از خون رستگارى بخشى که مسیح ارائه خواهد داد، و بخشش گناهان قوم را استدعا مى کرد. قدس الاقداس با پرده ای از منطقه اى به نام مکان مقدس جدا مى شد، جایی که کاهنان عهد عتیق بر طبق شريعت به طور روزانه قربانی های قوم را به خدا تقدیم می کردند. حجاب بین مكان مقدس و قدس الاقداس نمادی از این واقعیت بود که انسان به دلیل نافرمانی سدی بین خود و خدا ایجاد کرده است.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
خدا به بنی اسرائیل گفت كه صندوقى بسازند تا لوح هايى كه او روی آن ده فرمان را نوشته بود در آن قرار بگيرند و یک خیمه (كه بعداً توسط معبد جايگزين شد) براى قرار گرفتن صندوق بنا كنند. این صندوق قرار بود در مكان مقدسى به نام قدس الاقداس نگهداری شود ، جایی که خدا در بین قوم خود حضور داشت. سپس فقط کاهن اعظم می توانست وارد این قدس الاقداس شود ، و تنها یک بار در سال، در روز کفاره ، براى اينكه خون قربانی را ارائه دهد ، که مقدمه اى بود از خون رستگارى بخشى که مسیح ارائه خواهد داد، و بخشش گناهان قوم را استدعا مى کرد. قدس الاقداس با پرده ای از منطقه اى به نام مکان مقدس جدا مى شد، جایی که کاهنان عهد عتیق بر طبق شريعت به طور روزانه قربانی های قوم را به خدا تقدیم می کردند. حجاب بین مكان مقدس و قدس الاقداس نمادی از این واقعیت بود که انسان به دلیل نافرمانی سدی بین خود و خدا ایجاد کرده است.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
خدا به قوم خود اجازه داد ناامیدی از تلاش برای نجات خودشان از طریق شريعت را احساس کنند ، اما او هرگز نگذاشت که آنها در ناامیدى سقوط كنند. در طول عهد عتیق ، او پیوسته به آنها علائم و نبوت هایی درباره آمدن مسیحا می داد ، که آنها را از مخمصه وحشتناک خود رهایی خواهد داد.
✅ نیاز انسان به یک نجات دهنده
کتاب مقدس ثبت می کند که خنوخ و ایلیا مستقیماً به آسمان برده شدند زیرا خدا از ایشان خشنود بود. قدیس یوحنای زرین دهان اظهار می دارد که ایلیا کامل بود ، نه به معنای کاملی که مسیح بود بلکه در رابطه با زمان خود در تاریخ. اگرچه همه ما خوانده شده ایم که كامل باشیم، اما بقیه ی ما احتمالاً از این علامت خیلی دور هستیم.
بنابراین ما به یک ناجی ، یک واسطه نیاز داریم تا آنچه را که نمی توانیم برای خودمان انجام دهیم ، برای ما انجام دهد. وقتی به انسان زمان کافی برای درک این واقعیت داده شد ، خداوند وعده پیدایش را حفظ کرد. او پسر خود را كه در دو طبيعت خود ، خدای کامل و انسان کامل بود ، فرستاد و شکاف بين آسمان و زمين را متصل ساخت، و نردبان رویای يعقوب شد ، ابزاری كه ما با آن می توانيم به آسمان صعود کنیم.
خداوند ما زندگی كاملی را پشت سر گذاشت و شرط اطاعتی كه خدا از كسانی كه می خواهند با او جاودانه بمانند، انتظار دارد را برآورده ساخت. او به این ترتیب شریعت را عملی کرد و از نظر قانونی نجات را کسب نمود. در طول خدمت مسیح ، دشمنان او سعی داشتند او را به قتل برسانند، اما او تلاشهای آنها را تا زمان مناسب خنثی کرد. شیطان به امید مرگ پسر خدا ولع داشت ، اما واضح است که مسیح کنترل داشت. در زمان مقرر توسط خدا، مسیح جان خود را با اراده خود تسلیم نمود، زیرا این همان کاری بود که او آمده بود تا انجام دهد. اما با مهندسی مرگ مسیح ، شیطان از حدود خود تجاوز کرد و در دام الهی افتاد.
بشریت مسیح بر قلاب الوهیت وى طعمه است؛ شیطان خود را بر طعمه می اندازد ، اما قلاب او را سوراخ می کند - او نمی تواند خدا را ببلعد ...
☘گرگوری نیسا
مسیح از مرگ عبور کرد ، اما آن نتوانست او را نگه دارد ، زیرا او بی گناه بود! بنابراین او با قدرت قاطع برتر خدا، قیام کرد - شیطان را خنثی نمود و بر روند مرگ غلبه نمود.
از آنجایی که گناه فقط مجرم را به مرگ محکوم می کند، با رویت اینکه او عدالت را در طرف خود دارد، هیچ دخالتی توسط آن امکان پذیر نبود. بلکه هنگامی که همان مجازات را برای او قرار داد ، کسی که بی گناه ، معصوم و شایسته تاج افتخار و سرودهای ستایش بود ...آن از قدرت خود سلب شد.
☘ سیریل از اسکندریه
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
خدا به قوم خود اجازه داد ناامیدی از تلاش برای نجات خودشان از طریق شريعت را احساس کنند ، اما او هرگز نگذاشت که آنها در ناامیدى سقوط كنند. در طول عهد عتیق ، او پیوسته به آنها علائم و نبوت هایی درباره آمدن مسیحا می داد ، که آنها را از مخمصه وحشتناک خود رهایی خواهد داد.
✅ نیاز انسان به یک نجات دهنده
کتاب مقدس ثبت می کند که خنوخ و ایلیا مستقیماً به آسمان برده شدند زیرا خدا از ایشان خشنود بود. قدیس یوحنای زرین دهان اظهار می دارد که ایلیا کامل بود ، نه به معنای کاملی که مسیح بود بلکه در رابطه با زمان خود در تاریخ. اگرچه همه ما خوانده شده ایم که كامل باشیم، اما بقیه ی ما احتمالاً از این علامت خیلی دور هستیم.
بنابراین ما به یک ناجی ، یک واسطه نیاز داریم تا آنچه را که نمی توانیم برای خودمان انجام دهیم ، برای ما انجام دهد. وقتی به انسان زمان کافی برای درک این واقعیت داده شد ، خداوند وعده پیدایش را حفظ کرد. او پسر خود را كه در دو طبيعت خود ، خدای کامل و انسان کامل بود ، فرستاد و شکاف بين آسمان و زمين را متصل ساخت، و نردبان رویای يعقوب شد ، ابزاری كه ما با آن می توانيم به آسمان صعود کنیم.
خداوند ما زندگی كاملی را پشت سر گذاشت و شرط اطاعتی كه خدا از كسانی كه می خواهند با او جاودانه بمانند، انتظار دارد را برآورده ساخت. او به این ترتیب شریعت را عملی کرد و از نظر قانونی نجات را کسب نمود. در طول خدمت مسیح ، دشمنان او سعی داشتند او را به قتل برسانند، اما او تلاشهای آنها را تا زمان مناسب خنثی کرد. شیطان به امید مرگ پسر خدا ولع داشت ، اما واضح است که مسیح کنترل داشت. در زمان مقرر توسط خدا، مسیح جان خود را با اراده خود تسلیم نمود، زیرا این همان کاری بود که او آمده بود تا انجام دهد. اما با مهندسی مرگ مسیح ، شیطان از حدود خود تجاوز کرد و در دام الهی افتاد.
بشریت مسیح بر قلاب الوهیت وى طعمه است؛ شیطان خود را بر طعمه می اندازد ، اما قلاب او را سوراخ می کند - او نمی تواند خدا را ببلعد ...
☘گرگوری نیسا
مسیح از مرگ عبور کرد ، اما آن نتوانست او را نگه دارد ، زیرا او بی گناه بود! بنابراین او با قدرت قاطع برتر خدا، قیام کرد - شیطان را خنثی نمود و بر روند مرگ غلبه نمود.
از آنجایی که گناه فقط مجرم را به مرگ محکوم می کند، با رویت اینکه او عدالت را در طرف خود دارد، هیچ دخالتی توسط آن امکان پذیر نبود. بلکه هنگامی که همان مجازات را برای او قرار داد ، کسی که بی گناه ، معصوم و شایسته تاج افتخار و سرودهای ستایش بود ...آن از قدرت خود سلب شد.
☘ سیریل از اسکندریه
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
مرگ مسیح، بهایی نبود که خداوند برای بازخرید انسان تعیین کرد بلکه پیامدی از گناه بود که توسط همه کسانی که پس از آدم و حوا زندگی می کردند به ارث رسیده بود. در گرفتن شکل انسانی، مسیح آگاهانه میراث رنج و مرگ انسان را نیز به دست گرفت. با این حال ، مرگ کسانی که پیش از مسیح زندگی می کردند ، توجیه شد زیرا همه گناه کرده بودند. هیچ توجیهی برای مرگ مسیح وجود نداشت ، اما به عنوان یک بره قربانی کامل، او با کمال میل بار مسئولیت گناهان انسان را به عهده گرفت. در حالی که زندگی او بر روی صلیب افول کرد ، آسمان تاریک شد و زمین لرزید. مارپیچ رو به پایین خلقت معکوس شده بود. پرده در معبد به دو قسمت پاره شد زیرا مرگ رهایی بخش مسیح مانع گناه بین خدا و انسان را برداشت، و بار دیگر انسان به خدا دسترسی یافت.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
مرگ مسیح، بهایی نبود که خداوند برای بازخرید انسان تعیین کرد بلکه پیامدی از گناه بود که توسط همه کسانی که پس از آدم و حوا زندگی می کردند به ارث رسیده بود. در گرفتن شکل انسانی، مسیح آگاهانه میراث رنج و مرگ انسان را نیز به دست گرفت. با این حال ، مرگ کسانی که پیش از مسیح زندگی می کردند ، توجیه شد زیرا همه گناه کرده بودند. هیچ توجیهی برای مرگ مسیح وجود نداشت ، اما به عنوان یک بره قربانی کامل، او با کمال میل بار مسئولیت گناهان انسان را به عهده گرفت. در حالی که زندگی او بر روی صلیب افول کرد ، آسمان تاریک شد و زمین لرزید. مارپیچ رو به پایین خلقت معکوس شده بود. پرده در معبد به دو قسمت پاره شد زیرا مرگ رهایی بخش مسیح مانع گناه بین خدا و انسان را برداشت، و بار دیگر انسان به خدا دسترسی یافت.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
این خون که برای ما ریخته شد، این خون عظیم و گرانبهای خدای ما که هم کاهن و هم قربانی بوده است، به چه کسی ارائه شده است ، و برای چه هدفی ریخته شده است؟ زیرا ما توسط آن شریر در اسارت نگه داشته می شدیم ، که تحت سلطه گناه فروخته شده بودیم ، در عوض لذت شرارت را دریافت می کردیم. اما اگر بهای بازخرید به کسی که وثیقه را در دست دارد پرداخت شود ، از او میپرسم ، آیا ارائه شده است و چرا؟ اگر به آن شریر: پس افسوس برای از دست دادن آن! اگر دزد دریافت می کند، نه تنها از جانب خدا، بلکه خود خدا را نیز به عنوان فدیه بدست می آورد، این منصفانه تر می بود که در ازای استبداد خود، وجه قیمت بسیار عالی را پس انداز کند. اگر اول به پدر پرداخت می شد ، چگونه این کار انجام شد؟ زیرا ما توسط او در اسارت نبودیم. و باز هم ، چرا خون پسر یگانه او باید برای پدر قابل قبول باشد، کسی که اسحاق را وقتی که توسط پدرش ارائه شد قبول نکرد بلکه در عوض قربانی را تغییر داد و یک قوچ به جای قربانی عقلانی جایگزین کرد؟ (پیدایش 22: 13).
آیا این واضح نیست که پدر آن را پذیرفت، نه بدین خاطر که خواستار آن بود و یا نیاز به آن داشت؛ بلکه به دلیل طرح بازخريد ...
☘ گرگوری نازیانس
مسیح دیگران را ، مانند ايلعازر ، به زندگی بازگرداند ، اما فقط موقتاً - آنها دوباره با مرگ روبرو شدند. خداوند ما اولین ثمره مردگان شد، زیرا او دیگر نخواهد مرد. پس از گذشت چهل روز بر روی زمین تا رسولان و شاگردانش بتوانند او را ببینند ، و بدانند که او واقعاً دوباره زنده بود ، و مطمئن شوند که زندگی پس از مرگ وجود دارد ، او در دست راست پدر خود به عرش او صعود کرد ، جایی که منتظر کسانی است که او را دوست دارند.
سومین و آخرین، عهد خون با خدا به این ترتیب به عنوان تحقق عهدهای شفاهی و مکتوب قبل از آن مقرر شد.
با نگاه داشتن احکام آن ، همه کسانی که ایمان دارند عیسی مسیح، پسر خدا است و می پذیرند و اعتراف می کنند که او خداوند و نجات دهنده آنها است ، مسیحای موعود که راه را برای ملکوت ابدی فراهم کرده است ، هدیه نجات را دریافت می کنند. آنها اسرائیل جدید ، بذر پذیرفته شده ابراهیم از طریق مسیح هستند (غلاطیان 3:29) ، یک بار برای همیشه از اثرات گناه، بازخرید شدند، نه با تلاش خودشان بلکه به واسطه پارسایی که از طریق غسل تعمید، عشاء ربانی و یک زندگی ایمانی ، بخشی از مسیح می شوند. این پیوستگی به آنها کمک می کند تا بیشتر و بیشتر پذیرای عشق خدا باشند ، آنها را تبدیل کرده و آنها را قادر می سازد تا از وعده های او بهره مند شوند (در میراث مسیح سهیم شوند).
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
این خون که برای ما ریخته شد، این خون عظیم و گرانبهای خدای ما که هم کاهن و هم قربانی بوده است، به چه کسی ارائه شده است ، و برای چه هدفی ریخته شده است؟ زیرا ما توسط آن شریر در اسارت نگه داشته می شدیم ، که تحت سلطه گناه فروخته شده بودیم ، در عوض لذت شرارت را دریافت می کردیم. اما اگر بهای بازخرید به کسی که وثیقه را در دست دارد پرداخت شود ، از او میپرسم ، آیا ارائه شده است و چرا؟ اگر به آن شریر: پس افسوس برای از دست دادن آن! اگر دزد دریافت می کند، نه تنها از جانب خدا، بلکه خود خدا را نیز به عنوان فدیه بدست می آورد، این منصفانه تر می بود که در ازای استبداد خود، وجه قیمت بسیار عالی را پس انداز کند. اگر اول به پدر پرداخت می شد ، چگونه این کار انجام شد؟ زیرا ما توسط او در اسارت نبودیم. و باز هم ، چرا خون پسر یگانه او باید برای پدر قابل قبول باشد، کسی که اسحاق را وقتی که توسط پدرش ارائه شد قبول نکرد بلکه در عوض قربانی را تغییر داد و یک قوچ به جای قربانی عقلانی جایگزین کرد؟ (پیدایش 22: 13).
آیا این واضح نیست که پدر آن را پذیرفت، نه بدین خاطر که خواستار آن بود و یا نیاز به آن داشت؛ بلکه به دلیل طرح بازخريد ...
☘ گرگوری نازیانس
مسیح دیگران را ، مانند ايلعازر ، به زندگی بازگرداند ، اما فقط موقتاً - آنها دوباره با مرگ روبرو شدند. خداوند ما اولین ثمره مردگان شد، زیرا او دیگر نخواهد مرد. پس از گذشت چهل روز بر روی زمین تا رسولان و شاگردانش بتوانند او را ببینند ، و بدانند که او واقعاً دوباره زنده بود ، و مطمئن شوند که زندگی پس از مرگ وجود دارد ، او در دست راست پدر خود به عرش او صعود کرد ، جایی که منتظر کسانی است که او را دوست دارند.
سومین و آخرین، عهد خون با خدا به این ترتیب به عنوان تحقق عهدهای شفاهی و مکتوب قبل از آن مقرر شد.
با نگاه داشتن احکام آن ، همه کسانی که ایمان دارند عیسی مسیح، پسر خدا است و می پذیرند و اعتراف می کنند که او خداوند و نجات دهنده آنها است ، مسیحای موعود که راه را برای ملکوت ابدی فراهم کرده است ، هدیه نجات را دریافت می کنند. آنها اسرائیل جدید ، بذر پذیرفته شده ابراهیم از طریق مسیح هستند (غلاطیان 3:29) ، یک بار برای همیشه از اثرات گناه، بازخرید شدند، نه با تلاش خودشان بلکه به واسطه پارسایی که از طریق غسل تعمید، عشاء ربانی و یک زندگی ایمانی ، بخشی از مسیح می شوند. این پیوستگی به آنها کمک می کند تا بیشتر و بیشتر پذیرای عشق خدا باشند ، آنها را تبدیل کرده و آنها را قادر می سازد تا از وعده های او بهره مند شوند (در میراث مسیح سهیم شوند).
☦@LessonsOrthodox
🎗پرسش و پاسخ🎗
❓پرسش: یک سوال دارم. دیدگاه ارتودکس یونانی را می خواهم مطمئن شوم. وقتی مسیح روی صلیب مرد خدا و انسان بود؟
✔️پاسخ: او همواره خدای کامل و انسان کامل بود. البته از لحظه تولد از مریم باکره، چون قبل از آن طبیعت انسانی نداشت. اما روی صلیب این قربانی بی عیب انسانی مرد.
❓پرسش: یعنی روی صلیب فقط انسان بود؟!
✔️پاسخ: او که هرگز طبیعت خدایی خود را ترک نکرد اما از آن در مصائب خود و روی صلیب بهره نبرد تا از مرگ رستاخیز کرد.
بیایید دوباره سخن قدیس گریگوری را نگاه کنیم:
بشریت مسیح بر قلاب الوهیت وی طعمه است، شیطان خود را بر طعمه می اندازد ، اما قلاب او را سوراخ می کند ، او نمی تواند خدا را ببلعد
ببینید چقدر قدیس گریگوری زیبا بیان می کند.، بشریت مسیح یعنی طبیعت انسانی او بر قلاب طبیعت الهی او مانند یک طعمه بود، شیطان فقط طبیعت انسانی را می دید و خود را بر این طبیعت انسانی انداخت و او مصلوب شد، اما در واقع شیطان که طعمه را با مرگ می بلعد چون قلاب طبیعت خدایی مسیح را ندیده بود خودش سوراخ و نابود می شود ، زیرا شیطان فقط قدرت بر طبیعت انسانی مسیح داشت!!
و در جای دیگر از قدیس سیریل می خوانیم:
از آنجایی که گناه فقط افراد مجرم یعنی گنهکار را می تواند محکوم به مرگ کند، چون مسیح عادل و بی گناه بود، وقتی مرگ همان حکم را درباره مسیح اجرا کرد، کسی که شایسته تاج جلال بود بخاطر عدالتش نه مجازات مرگ، به همین دلیل مرگ از قدرت خود سلب شد!!! لذا دیگر مرگ بر آنانی که با خدا عهد با این خون می بندند دیگر هیچ قدرتی ندارد!!!
جلال بر خداوندمان عیسی مسیح ، اکنون و تا ابدالاباد باد.
❓پرسش: گریگوری نیسا و قدیس سیریل مربوط به چه قرنی هستند؟
✔️پاسخ: قدیس گریگوری نیسا نیمه دوم قرن سوم. و قدیس سیریل نیمه اول قرن چهارم. در واقع حدود بیست سال با هم اشتراک دارند.
(پاسخها از H)
☦@LessonsOrthodox
❓پرسش: یک سوال دارم. دیدگاه ارتودکس یونانی را می خواهم مطمئن شوم. وقتی مسیح روی صلیب مرد خدا و انسان بود؟
✔️پاسخ: او همواره خدای کامل و انسان کامل بود. البته از لحظه تولد از مریم باکره، چون قبل از آن طبیعت انسانی نداشت. اما روی صلیب این قربانی بی عیب انسانی مرد.
❓پرسش: یعنی روی صلیب فقط انسان بود؟!
✔️پاسخ: او که هرگز طبیعت خدایی خود را ترک نکرد اما از آن در مصائب خود و روی صلیب بهره نبرد تا از مرگ رستاخیز کرد.
بیایید دوباره سخن قدیس گریگوری را نگاه کنیم:
بشریت مسیح بر قلاب الوهیت وی طعمه است، شیطان خود را بر طعمه می اندازد ، اما قلاب او را سوراخ می کند ، او نمی تواند خدا را ببلعد
ببینید چقدر قدیس گریگوری زیبا بیان می کند.، بشریت مسیح یعنی طبیعت انسانی او بر قلاب طبیعت الهی او مانند یک طعمه بود، شیطان فقط طبیعت انسانی را می دید و خود را بر این طبیعت انسانی انداخت و او مصلوب شد، اما در واقع شیطان که طعمه را با مرگ می بلعد چون قلاب طبیعت خدایی مسیح را ندیده بود خودش سوراخ و نابود می شود ، زیرا شیطان فقط قدرت بر طبیعت انسانی مسیح داشت!!
و در جای دیگر از قدیس سیریل می خوانیم:
از آنجایی که گناه فقط افراد مجرم یعنی گنهکار را می تواند محکوم به مرگ کند، چون مسیح عادل و بی گناه بود، وقتی مرگ همان حکم را درباره مسیح اجرا کرد، کسی که شایسته تاج جلال بود بخاطر عدالتش نه مجازات مرگ، به همین دلیل مرگ از قدرت خود سلب شد!!! لذا دیگر مرگ بر آنانی که با خدا عهد با این خون می بندند دیگر هیچ قدرتی ندارد!!!
جلال بر خداوندمان عیسی مسیح ، اکنون و تا ابدالاباد باد.
❓پرسش: گریگوری نیسا و قدیس سیریل مربوط به چه قرنی هستند؟
✔️پاسخ: قدیس گریگوری نیسا نیمه دوم قرن سوم. و قدیس سیریل نیمه اول قرن چهارم. در واقع حدود بیست سال با هم اشتراک دارند.
(پاسخها از H)
☦@LessonsOrthodox
🔸بخش دوم - سنت مقدس
قسمت دوم
بدون شک رسولان نظمي را براي کليسا مقرر کردند.
معقول نيست فرض کنيم که رسولان خداوند، بدون وضع قوانيني براي هدايت کليسا، آن را ترک گفته باشند. ايشان اين قوانين را در رسالات خود ننوشتند.
بدون شک، آن قوانين از طريق سنت و امانت به ما رسیدهاند.
يوحناي رسول در قسمت آخر رساله دوم خود ميگويد:
«بسيار چيزها داشتم که به شما بنويسم؛ ليکن نميخواهم با قلم و کاغذ باشد. اما اميدوارم نزدتان بيايم و روياروي گفتگو کنيم». (دوم یوحنا 12)
همين عبارات را در بخش پاياني رساله سومش تکرار میکند. (سوم یوحنا 13و 14)
جزئيات اين ديدارهاي روياروي چه بود؟ و چرا به صورت مکتوب نوشته نشدهاند؟
از اين فرازها در دو رساله متوجه ميشويم که پدران رسولي ما گاهي ترجيح ميدادند گفتگو کنند تا اينکه بنويسند چراکه اینگونه برايشان راحتتر بود. تعاليم شفاهي ايشان از نسلي به نسل ديگر به امانت سپرده شد تا اينکه امروزه به دست ما رسیدند.
پولس رسول در رساله اول به قرنتيان ميگويد:
«در خصوص ساير چيزها چون نزدتان آمدم، دستورات لازم را خواهم داد».( اول قرنتیان 11: 34)
اين تعاليم رسولي کجاست؟ آيا ما آنها را از طريق سنت به دست آوردهايم؟
پولس رسول به شاگرد خود تيتوس، اسقف کرت، ميگويد:
«تو را از آن رو در کرت بر جاي گذاشتم تا کارهاي ناتمام را سامان دهي و همانگونه که تو را امر کردم در هر شهر مشايخي برگماري».( تیتوس 1: 5)
او در رساله خود توضيح نداده است که چگونه با توجه به دعاها، آيينها و شرايط لازم، مشايخ را برگمارد. تيتوس چگونه اين مسائل را ميدانست مگر از طریق تعليم شفاهي؟ به همين خاطر است که رسول ميگويد: «همانگونه که تو را امر کردم ...» . جزئيات اين امر، در رساله ذکر نشده است اما شاگرد آنها را از راه شفاهي و «روياروي» آموخته بود و از طريق سنت به ما نیز رسيده است.
☦@LessonsOrthodox
قسمت دوم
بدون شک رسولان نظمي را براي کليسا مقرر کردند.
معقول نيست فرض کنيم که رسولان خداوند، بدون وضع قوانيني براي هدايت کليسا، آن را ترک گفته باشند. ايشان اين قوانين را در رسالات خود ننوشتند.
بدون شک، آن قوانين از طريق سنت و امانت به ما رسیدهاند.
يوحناي رسول در قسمت آخر رساله دوم خود ميگويد:
«بسيار چيزها داشتم که به شما بنويسم؛ ليکن نميخواهم با قلم و کاغذ باشد. اما اميدوارم نزدتان بيايم و روياروي گفتگو کنيم». (دوم یوحنا 12)
همين عبارات را در بخش پاياني رساله سومش تکرار میکند. (سوم یوحنا 13و 14)
جزئيات اين ديدارهاي روياروي چه بود؟ و چرا به صورت مکتوب نوشته نشدهاند؟
از اين فرازها در دو رساله متوجه ميشويم که پدران رسولي ما گاهي ترجيح ميدادند گفتگو کنند تا اينکه بنويسند چراکه اینگونه برايشان راحتتر بود. تعاليم شفاهي ايشان از نسلي به نسل ديگر به امانت سپرده شد تا اينکه امروزه به دست ما رسیدند.
پولس رسول در رساله اول به قرنتيان ميگويد:
«در خصوص ساير چيزها چون نزدتان آمدم، دستورات لازم را خواهم داد».( اول قرنتیان 11: 34)
اين تعاليم رسولي کجاست؟ آيا ما آنها را از طريق سنت به دست آوردهايم؟
پولس رسول به شاگرد خود تيتوس، اسقف کرت، ميگويد:
«تو را از آن رو در کرت بر جاي گذاشتم تا کارهاي ناتمام را سامان دهي و همانگونه که تو را امر کردم در هر شهر مشايخي برگماري».( تیتوس 1: 5)
او در رساله خود توضيح نداده است که چگونه با توجه به دعاها، آيينها و شرايط لازم، مشايخ را برگمارد. تيتوس چگونه اين مسائل را ميدانست مگر از طریق تعليم شفاهي؟ به همين خاطر است که رسول ميگويد: «همانگونه که تو را امر کردم ...» . جزئيات اين امر، در رساله ذکر نشده است اما شاگرد آنها را از راه شفاهي و «روياروي» آموخته بود و از طريق سنت به ما نیز رسيده است.
☦@LessonsOrthodox
همچنين پولس رسول به شاگرد خود تيموتائوس، اسقف افسس ميگويد:
«آنچه را که در حضور گواهان بسيار از من شنيدي، به مردمان اميني بسپار که از عهده آموزش ديگران نيز برآيند» (دوم تیموتائوس 2:2).
در اينجا رسول به «شنيدن» اشاره ميکند نه «نوشتن».
او بر ما آشکار نمیکند که شاگردش چه چيزي را از وي شنيده بود. اما بدون شک، آن تعاليم از پولس به تيموتائوس، و سپس به مردمان امين و قابل اطمينان سپرده شد و آنان نيز آن امانت را به ديگران سپردند. و اين امانتگذاري ادامه يافت تا به دست ما رسيد.
کساني که به اصرار ميخواهند همه چيز را از طريق يک آيه از کتابمقدس ثابت کنند، به واژه «روياروي» (دوم یوحنا 12)که رسول گفته بود، آن تعاليم رسولي در مورد کليسا که نوشته نشده بود (اول قرنتیان 11: 34) ، آن اوامر رسولان به شاگردانشان (تیتوس 1: 5) ، و تعاليم رسولياي که بدون وجود يک آيه در اناجيل يا رسالات به حيات کليسا داخل شدند ، بياعتنايي ميکنند.
تقديس [=تخصيص] روز يکشنبه به عنوان روز خداوند
تمامي مسيحياني که تنها به کتابمقدس ايمان دارند و با سنت کليسا مخالفند، روز يکشنبه را به جاي روز شنبه، به خداوند تخصيص ميدهند و به معناي تحتاللفظی اين آيات که «روز سبت را ياد کن تا آن را تقديس نمايي» (خروج 20: 8) و «روز سبت را نگاه دار و آن را تقديس نما»، (تثنیه 5: 12) وفادار نيستند. از کجا اين تعليم را به دست آوردهاند که روز يکشنبه را به جاي روز شنبه وقف خداوند کنند؟ از طريق کتابمقدس يا از طريق سنت؟ بدون شک، از طريق سنت، زيرا هيچ آيهاي وجود ندارد که بگويد «روز يکشنبه را ياد کن تا آن را تقديس نمايي» يا «روز يکشنبه را نگاه دار و آن را تقديس نما و در آن هيچ کاري مکن».
تقديس روز يکشنبه يک سنتي کليسايي شده است، که رسولان آن را از تعاليم يسوع مسيح خداوند به دست آورده بودند. اين موضوع به وضوح در اناجيل نوشته نشده است اما مراجعي در کتاب اعمال رسولان وجود دارد که اين امانت الهي را ميرسانند. بنابراين اين موضوع به يک عمل آشکار در کليسا تبديل شد بدون آنکه نيازي به دستورات مکتوب بوده باشد. اتحاد تمام کليساها در تقديس روز يکشنبه، يک تصديق براي سنت است.
تعمید کودکان و تعمید در نان پدر ، پسر و روح القدس هم علاوه بر دلایل کتاب مقدسی، تائید سنت و تاریخ کلیسای اولیه را دارد.
از جمله موارد مهمی که از طریق سنت رسولان به ما رسیده اند عبارتند از : صلیب کشیدن بر بدن، شمع روشن کردن موقع دعا، نام تثلیت، غنی کردن رازهای کلیسایی، به آسمان برده شدن مریم مقدس مادر خداوندمان،مشخص شده نویسنده های اناجیل، تایید کتب رسمی عهد جدید و....
پولس در رساله خود به تعليمي که از خداوند يافته است اشاره میکند
رسول، با توجه به آیین قرباني مقدس ميگويد:
«زيرا من از خداوند يافتم آنچه را به شما نيز سپردم، که يسوع خداوند در شبي که او را تسليم دشمن کردند، نان را گرفت (اول قرنتیان 11: 23) ».
در اينجا رسول درمورد امانتي که از خداوند يافته بود و به کليساي قرنتس امر کرده بود سخن میگوید. (در آن زمان اناجیل نوشته شده نبودند).
کتابمقدس روشن نمیسازد که پولس رسول آن را چگونه و در چه زماني از خداوند يافته بود. او به ما در مورد دگماهاي [=اصول عقايد] کليسا و اينکه چگونه از طريق سنت وارد کليسا شدهاند معرفت ميدهد.
ما از اناجيل در مييابيم که رسولان، آیین قرباني مقدس را از خداوند دريافت کردهاند. اما ايشان نگفتهاند که اين آیین را چگونه به کليسا سپردهاند. لازم نبود که آن را به صورت مکتوب در آورند، اما مهم اين است که کليسا اين آیین را به جا ميآورد. به هر حال پولس رسول به اين سنت اشاره داشت.
سنت پدران کلیسا راهنمایی ما در سفر ایمان است.
سنت هادی ما در تفسیر صحیح کلام خداست.
☦@LessonsOrthodox
«آنچه را که در حضور گواهان بسيار از من شنيدي، به مردمان اميني بسپار که از عهده آموزش ديگران نيز برآيند» (دوم تیموتائوس 2:2).
در اينجا رسول به «شنيدن» اشاره ميکند نه «نوشتن».
او بر ما آشکار نمیکند که شاگردش چه چيزي را از وي شنيده بود. اما بدون شک، آن تعاليم از پولس به تيموتائوس، و سپس به مردمان امين و قابل اطمينان سپرده شد و آنان نيز آن امانت را به ديگران سپردند. و اين امانتگذاري ادامه يافت تا به دست ما رسيد.
کساني که به اصرار ميخواهند همه چيز را از طريق يک آيه از کتابمقدس ثابت کنند، به واژه «روياروي» (دوم یوحنا 12)که رسول گفته بود، آن تعاليم رسولي در مورد کليسا که نوشته نشده بود (اول قرنتیان 11: 34) ، آن اوامر رسولان به شاگردانشان (تیتوس 1: 5) ، و تعاليم رسولياي که بدون وجود يک آيه در اناجيل يا رسالات به حيات کليسا داخل شدند ، بياعتنايي ميکنند.
تقديس [=تخصيص] روز يکشنبه به عنوان روز خداوند
تمامي مسيحياني که تنها به کتابمقدس ايمان دارند و با سنت کليسا مخالفند، روز يکشنبه را به جاي روز شنبه، به خداوند تخصيص ميدهند و به معناي تحتاللفظی اين آيات که «روز سبت را ياد کن تا آن را تقديس نمايي» (خروج 20: 8) و «روز سبت را نگاه دار و آن را تقديس نما»، (تثنیه 5: 12) وفادار نيستند. از کجا اين تعليم را به دست آوردهاند که روز يکشنبه را به جاي روز شنبه وقف خداوند کنند؟ از طريق کتابمقدس يا از طريق سنت؟ بدون شک، از طريق سنت، زيرا هيچ آيهاي وجود ندارد که بگويد «روز يکشنبه را ياد کن تا آن را تقديس نمايي» يا «روز يکشنبه را نگاه دار و آن را تقديس نما و در آن هيچ کاري مکن».
تقديس روز يکشنبه يک سنتي کليسايي شده است، که رسولان آن را از تعاليم يسوع مسيح خداوند به دست آورده بودند. اين موضوع به وضوح در اناجيل نوشته نشده است اما مراجعي در کتاب اعمال رسولان وجود دارد که اين امانت الهي را ميرسانند. بنابراين اين موضوع به يک عمل آشکار در کليسا تبديل شد بدون آنکه نيازي به دستورات مکتوب بوده باشد. اتحاد تمام کليساها در تقديس روز يکشنبه، يک تصديق براي سنت است.
تعمید کودکان و تعمید در نان پدر ، پسر و روح القدس هم علاوه بر دلایل کتاب مقدسی، تائید سنت و تاریخ کلیسای اولیه را دارد.
از جمله موارد مهمی که از طریق سنت رسولان به ما رسیده اند عبارتند از : صلیب کشیدن بر بدن، شمع روشن کردن موقع دعا، نام تثلیت، غنی کردن رازهای کلیسایی، به آسمان برده شدن مریم مقدس مادر خداوندمان،مشخص شده نویسنده های اناجیل، تایید کتب رسمی عهد جدید و....
پولس در رساله خود به تعليمي که از خداوند يافته است اشاره میکند
رسول، با توجه به آیین قرباني مقدس ميگويد:
«زيرا من از خداوند يافتم آنچه را به شما نيز سپردم، که يسوع خداوند در شبي که او را تسليم دشمن کردند، نان را گرفت (اول قرنتیان 11: 23) ».
در اينجا رسول درمورد امانتي که از خداوند يافته بود و به کليساي قرنتس امر کرده بود سخن میگوید. (در آن زمان اناجیل نوشته شده نبودند).
کتابمقدس روشن نمیسازد که پولس رسول آن را چگونه و در چه زماني از خداوند يافته بود. او به ما در مورد دگماهاي [=اصول عقايد] کليسا و اينکه چگونه از طريق سنت وارد کليسا شدهاند معرفت ميدهد.
ما از اناجيل در مييابيم که رسولان، آیین قرباني مقدس را از خداوند دريافت کردهاند. اما ايشان نگفتهاند که اين آیین را چگونه به کليسا سپردهاند. لازم نبود که آن را به صورت مکتوب در آورند، اما مهم اين است که کليسا اين آیین را به جا ميآورد. به هر حال پولس رسول به اين سنت اشاره داشت.
سنت پدران کلیسا راهنمایی ما در سفر ایمان است.
سنت هادی ما در تفسیر صحیح کلام خداست.
☦@LessonsOrthodox
رسولان در رسالات خود اموري را ثبت کردهاند که از راه سنت دریافت کردهاند
(الف) يهوداي رسول در رساله خود، به مجادله ميکاييل، فرشته اعظم با شيطان بر سر جسد موسي اشاره کرده ميگويد:
«حال آنکه حتي ميکاييل، فرشته اعظم، آنگاه که با ابليس بر سر جسد موسي مجادله ميکرد، جرأت نکرد خود او را به سبب اهانت محکوم کند، بلکه فقط گفت: خداوند تو را توبيخ نمايد»( یهودا 9).
هيچ يک از اينها در عهد عتيق اشاره نشده است، بنابراين احتمالاً يهودا آن را از طريق سنت دريافت کرده است.
(ب) هنگامیکه پولس رسول درباره هراس مردم از دريافت شريعت اعلام ميکند، ميگويد:
«آن مناظره چنان هراسناک بود که موسي گفت: از ترس به خود لرزيدم» (عبرانیان 12: 21).
اين فراز درباره موسي، نه در کتاب خروج و نه در کتاب تثنيه ثبت نشده است. بنابراين احتمالاً پولس رسول آن را از طريق سنت دريافته بود.
(ج) بعلاوه، در کتاب مکاشفه به بيعفتي بلعام اشاره ميکند که جزئيات آن در کتاب اعداد 24: 25 نوشته نشده است. در کتاب مکاشفه نوشته شده:
«لکن بحث کمي بر تو دارم که در آنجا اشخاصي را داري که متمسکند به تعليم بلعام که بالاق را آموخت که در راه بني اسرائيل سنگي مصادم بيندازد تا قربانيهاي بتها را بخورند و زنا کنند» (مکاشفه 2: 14).
در کتاب اعداد بيان شده که مردم اين کار را انجام دادند، اما ذکر نشده که اين تعليم بلعام بوده است. بنابراين يقيناً يوحناي رسول، کاتب کتاب مکاشفه، آن را از طريق سنت آموخته بود.
همچنين درباره بلعام، پطرس رسول ميگويد:
«راه راست را ترک گفته، و با در پيش گرفتن راه بلعام بن بعور که مزد ناراستي را دوست ميداشت گمراه گشتهاند» (دوم پطرس 2: 15)،
و همچنين يهوداي رسول ميگويد:
«واي بر آنان زيرا به راه قائن رفتهاند و در گمراهي بلعام گرفتار آمده در طغيان قورح هلاک گشتهاند ». (یهودا 11)
(د) به همين سان، يهوداي رسول نبوت خنوخ را بازگو ميکند که در عهد عتيق بدان اشارهاي نشده است. او ميگويد:
«خنوخ، که نسل هفتم پس از آدم بود، درباره همينها پيشگويي کرده ميگويد: هان، خداوند با هزاران هزار فرشته مقدس خود ميآيد تا بر همگان داوري کند و همه بيدينان را به سبب تمامي کارهاي خلاف دينداري که در بيديني کردهاند و به سزاي جمله سخنان زشتي که گناهکاران بيدين بر ضد او گفتهاند، به محکوميت رساند»( یهودا 14و 15).
مرجع اين نبوت میبايست سنت بوده باشد.
(ﻫ) امر ختنه، توسط خدا به پاتريارک ما ابراهيم سپرده شد (پیدایش باب 17) و توسط سنت به مردم سپرده شد، پيش از آنکه شريعت مکتوب شود.
☦@LessonsOrthodox
(الف) يهوداي رسول در رساله خود، به مجادله ميکاييل، فرشته اعظم با شيطان بر سر جسد موسي اشاره کرده ميگويد:
«حال آنکه حتي ميکاييل، فرشته اعظم، آنگاه که با ابليس بر سر جسد موسي مجادله ميکرد، جرأت نکرد خود او را به سبب اهانت محکوم کند، بلکه فقط گفت: خداوند تو را توبيخ نمايد»( یهودا 9).
هيچ يک از اينها در عهد عتيق اشاره نشده است، بنابراين احتمالاً يهودا آن را از طريق سنت دريافت کرده است.
(ب) هنگامیکه پولس رسول درباره هراس مردم از دريافت شريعت اعلام ميکند، ميگويد:
«آن مناظره چنان هراسناک بود که موسي گفت: از ترس به خود لرزيدم» (عبرانیان 12: 21).
اين فراز درباره موسي، نه در کتاب خروج و نه در کتاب تثنيه ثبت نشده است. بنابراين احتمالاً پولس رسول آن را از طريق سنت دريافته بود.
(ج) بعلاوه، در کتاب مکاشفه به بيعفتي بلعام اشاره ميکند که جزئيات آن در کتاب اعداد 24: 25 نوشته نشده است. در کتاب مکاشفه نوشته شده:
«لکن بحث کمي بر تو دارم که در آنجا اشخاصي را داري که متمسکند به تعليم بلعام که بالاق را آموخت که در راه بني اسرائيل سنگي مصادم بيندازد تا قربانيهاي بتها را بخورند و زنا کنند» (مکاشفه 2: 14).
در کتاب اعداد بيان شده که مردم اين کار را انجام دادند، اما ذکر نشده که اين تعليم بلعام بوده است. بنابراين يقيناً يوحناي رسول، کاتب کتاب مکاشفه، آن را از طريق سنت آموخته بود.
همچنين درباره بلعام، پطرس رسول ميگويد:
«راه راست را ترک گفته، و با در پيش گرفتن راه بلعام بن بعور که مزد ناراستي را دوست ميداشت گمراه گشتهاند» (دوم پطرس 2: 15)،
و همچنين يهوداي رسول ميگويد:
«واي بر آنان زيرا به راه قائن رفتهاند و در گمراهي بلعام گرفتار آمده در طغيان قورح هلاک گشتهاند ». (یهودا 11)
(د) به همين سان، يهوداي رسول نبوت خنوخ را بازگو ميکند که در عهد عتيق بدان اشارهاي نشده است. او ميگويد:
«خنوخ، که نسل هفتم پس از آدم بود، درباره همينها پيشگويي کرده ميگويد: هان، خداوند با هزاران هزار فرشته مقدس خود ميآيد تا بر همگان داوري کند و همه بيدينان را به سبب تمامي کارهاي خلاف دينداري که در بيديني کردهاند و به سزاي جمله سخنان زشتي که گناهکاران بيدين بر ضد او گفتهاند، به محکوميت رساند»( یهودا 14و 15).
مرجع اين نبوت میبايست سنت بوده باشد.
(ﻫ) امر ختنه، توسط خدا به پاتريارک ما ابراهيم سپرده شد (پیدایش باب 17) و توسط سنت به مردم سپرده شد، پيش از آنکه شريعت مکتوب شود.
☦@LessonsOrthodox
فواید سنت
(1) ما از طريق سنت، خود کتابمقدس را درک ميکنيم. کتب الهي به ما سپرده شدند ولی ما نميتوانستيم آنها را درک کنيم يا تشخيص دهيم، مگر از طريق سنت. شوراهاي مقدس کتب عهد جديد را براي ما مشخص کردند.
(2) از طريق سنت، ميراث کليسا، آيينها و قوانين آن به ما رسيدند.
(3) سنت، ايمان راستين را نسل به نسل براي ما محفوظ نگاه داشته است. اگر شرح و تفسير کتابمقدس به درک شخصي هرکس واگذار ميشد، به مذاهب و گروههاي بسياري از ايمان واحد تقسیم ميشدند، چراکه کتابمقدس يک چيز است و راه تفسير آن چیزی ديگر.
(4) سنت، تعاليم و اعتقادات معيني را براي ما حفظ کرده است، از جمله تقديس روز يکشنبه، کشيدن نشان صليب، قانون تکهمسری، دعا براي خفتگان(مردگان) و وظايف هر کاهن (کشيش).
سنت معتبر و سنت باطل
کساني که سنت را انکار میکنند، اظهار ميدارند که مسيح نيز سنت را انکار کرد آنگاه که فريسيان و معلمان دين را سرزنش کرده، فرمود:
«چرا شما خود براي حفظ سنت خويش، حکم خدا را زير پا ميگذاريد؟» (متی 15: 3)،
و برخي سنتهاي نادرست را نیز محکوم کرد. (متی 15: 4- 6)
همچنين ايشان از اين فراز پولس رسول استفاده ميکنند:
«بهوش باشيد که کسي شما را با فلسفهاي پوچ و فريبنده اسير نسازد، فلسفهاي که نه بر مسيح، بلکه بر سنت آدميان و اصول ابتدايي اين دنيا استوار است». (کولسیان 2: 8)
هنگامیکه از سنت سخن ميگوييم، مقصودمان سنتهاي عبثي نيست که انسانها ساختهاند و نه آن سنتهايي که برپايه الهيات و الهام از کتابمقدس نيست، از جمله سنتهايي که يسوع مسيح خداوند بطالتشان را آشکار کرده است. ليکن ما مقصودمان سنتهاي راستيني است که با موارد ذيل مطابقت دارند:
(1) تعاليم يسوع مسيح خداوند که از طريق سنت به ما سپرده شدهاند.
(2) سنتهاي رسولي، يعني تعاليم رسولان، که سينه به سينه و نسل به نسل به ما رسيدهاند.
(3) سنتهاي کليسايي، که بواسطه شوراهاي مقدس جهاني با توجه به کانونها و قوانين کليسا حکم شدهاند و آنچه که ما از پدران، معلمان و اساطير ايمان در کليسا به دست آوردهايم.
☦@LessonsOrthodox
(1) ما از طريق سنت، خود کتابمقدس را درک ميکنيم. کتب الهي به ما سپرده شدند ولی ما نميتوانستيم آنها را درک کنيم يا تشخيص دهيم، مگر از طريق سنت. شوراهاي مقدس کتب عهد جديد را براي ما مشخص کردند.
(2) از طريق سنت، ميراث کليسا، آيينها و قوانين آن به ما رسيدند.
(3) سنت، ايمان راستين را نسل به نسل براي ما محفوظ نگاه داشته است. اگر شرح و تفسير کتابمقدس به درک شخصي هرکس واگذار ميشد، به مذاهب و گروههاي بسياري از ايمان واحد تقسیم ميشدند، چراکه کتابمقدس يک چيز است و راه تفسير آن چیزی ديگر.
(4) سنت، تعاليم و اعتقادات معيني را براي ما حفظ کرده است، از جمله تقديس روز يکشنبه، کشيدن نشان صليب، قانون تکهمسری، دعا براي خفتگان(مردگان) و وظايف هر کاهن (کشيش).
سنت معتبر و سنت باطل
کساني که سنت را انکار میکنند، اظهار ميدارند که مسيح نيز سنت را انکار کرد آنگاه که فريسيان و معلمان دين را سرزنش کرده، فرمود:
«چرا شما خود براي حفظ سنت خويش، حکم خدا را زير پا ميگذاريد؟» (متی 15: 3)،
و برخي سنتهاي نادرست را نیز محکوم کرد. (متی 15: 4- 6)
همچنين ايشان از اين فراز پولس رسول استفاده ميکنند:
«بهوش باشيد که کسي شما را با فلسفهاي پوچ و فريبنده اسير نسازد، فلسفهاي که نه بر مسيح، بلکه بر سنت آدميان و اصول ابتدايي اين دنيا استوار است». (کولسیان 2: 8)
هنگامیکه از سنت سخن ميگوييم، مقصودمان سنتهاي عبثي نيست که انسانها ساختهاند و نه آن سنتهايي که برپايه الهيات و الهام از کتابمقدس نيست، از جمله سنتهايي که يسوع مسيح خداوند بطالتشان را آشکار کرده است. ليکن ما مقصودمان سنتهاي راستيني است که با موارد ذيل مطابقت دارند:
(1) تعاليم يسوع مسيح خداوند که از طريق سنت به ما سپرده شدهاند.
(2) سنتهاي رسولي، يعني تعاليم رسولان، که سينه به سينه و نسل به نسل به ما رسيدهاند.
(3) سنتهاي کليسايي، که بواسطه شوراهاي مقدس جهاني با توجه به کانونها و قوانين کليسا حکم شدهاند و آنچه که ما از پدران، معلمان و اساطير ايمان در کليسا به دست آوردهايم.
☦@LessonsOrthodox