📢 عزیزان همراه، از آنجایی که این کانال با عنوان دروس ارتدوکس می باشد و از طرفی امکان گفتمان و بحث در کانال نیست و ما نیز باید به متن شاهنامه وفادار باشیم، لذا به جهت پرهیز از هر گونه سوتفاهمی در بیان برخی اشعار کتاب در کانال ارتدوکسی، از عزیزانی که مایل به دنبال کردن کلاس شاهنامه خوانی هستند دعوت می کنیم به کانال اختصاصی شاهنامه حکیم فردوسی با آی دی زیر مراجعه کرده و مطالب مربوطه را دنبال نمایند. با سپاس 🌹
🆔 @SHahname_HF
🆔 @SHahname_HF
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
وعده خدا
قبل از اینکه خدا آدم و حوا را از عدن بیرون کند ، او آسایش خاطر اولین نبوت را به آنها ارائه داد ، با وجود گناهكار بودن انسان ، عشق و صميميت پايدار پدرانه خود را در انسان آشکار کرد. خداوند قول داد كه پسر خود ، عیسی مسیح (از ذريت زن ، تئوتوكوس، مريم همیشه باکره ، از طریق روح القدس) را بفرستد، كه انسان را از اثرات آنچه که با تحريک شیطان ، به خودش انجام داده بود ، بازخريد كند. مسیح با شیطان ، مبدأ گناه و پدر دروغگويان، نبرد خواهد كرد. شیطان یک نيش دائمی برای مسیح خواهد بود ، اما علیرغم تمام تلاش های خود ، تنها در زدن پاشنه مسیح (با مصلوب شدن) موفق خواهد شد. در پایان ، مسیح با يك ضربه مهلک به سر شیطان (از طریق رستاخیز خود) پیروز می شود. این وعده رستگاركننده موعود الهی، پس از آنكه خدا به انسان فرصتی داده بود تا نیاز خود را به یک ناجی تشخيص دهد، در كمال زمان خواهد بود (غلاطيان 4: 4).
برای متقاعد کردن انسان از این نیاز بزرگ ، خدا نقشه الهی خود را به مرحله اجرا گذاشت. این شامل سه عنصر اصلی بود ، هرکدام از آنها کسانی را که مایل بودند در امتداد جاده نجات قرار بگيرند آورد. او ابتدا عهد شفاهی را از طریق ابراهیم بنا کرد ، که بر اساس آن قوم ابراهیم اگر از خدا اطاعت کنند ، قوم خدا خواهند بود. نشانه این عهد ختنه بود؛ هدف آن نشان دادن ضرورت متفاوت بودن قوم خدا بود - جدا كردن آنان از سایر دنيا - و تأسیس یک اُمت (اسرائیل) و خانواده ای از آن اُمت (خانواده داوود) بود که از طریق آن نجات (عیسی مسیح) خواهد آمد. با این حال ، بسیاری از قوم ابراهیم، به جای اطاعت از خدا از او دور شدند؛ آنها به جای آوردن مشرکان به خدا ، به مشرکان پیوستند.
تاریخ عهد عتیق گزينش هاى مرتبط به سقوط های پی در پی است. از طریق اینها ، خداوند "بقيه اى" را که صبورانه انتظار تطهير كردن او را مى كشند، نجات می دهد ... تا اینکه خلوص افضل باکره، قادر به دنیا آوردن منجی بشریت باشد.
با گذشت زمان ، وقتی انسان آماده بود ، خدا قدم بعدی را برداشت، از طریق موسی "شريعت"، عهد مكتوب را بنا كرد. هدف این شريعت "موسايى" تعریف گناه توسط تشریح کمال بود، آنچه برای بازگشت به حضور خدا ضرورى بود. این تجربه به انسان نشان می دهد که او هرگز نمی تواند به تنهایی خودش نجات را كسب کند. آدم و حوا یک فرمان برای حفظ كردن داشتند؛ اکنون ده تا بودند. علاوه بر این ، 613 قانون وجود داشت ، که هر يك از آنها دقیقاً بايد حفظ مى شدند - شکستن یکی ، شکستن همه آنها بود. هر تخلفى لزوماً ارائه اى یا قربانى اى را در پی داشت تا ثابت کند که گناه (تعريف شده تحت این عهد به عنوان شكستن قانون) نیاز به کفاره دارد. انسان در یک چرخه بی پایان گرفتار شد: او ناگزیر قانونی را می شكست ، ارائه ضرورى را می آورد ، بیرون می رفت و دیگری را می شکست. این تکرار بیهوده ادامه داشت تا اینکه سرانجام ، عیسی مسیح خودش را به عنوان آخرین قربانی زنده به نمایندگی از تمام بشریت ارائه داد.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
وعده خدا
قبل از اینکه خدا آدم و حوا را از عدن بیرون کند ، او آسایش خاطر اولین نبوت را به آنها ارائه داد ، با وجود گناهكار بودن انسان ، عشق و صميميت پايدار پدرانه خود را در انسان آشکار کرد. خداوند قول داد كه پسر خود ، عیسی مسیح (از ذريت زن ، تئوتوكوس، مريم همیشه باکره ، از طریق روح القدس) را بفرستد، كه انسان را از اثرات آنچه که با تحريک شیطان ، به خودش انجام داده بود ، بازخريد كند. مسیح با شیطان ، مبدأ گناه و پدر دروغگويان، نبرد خواهد كرد. شیطان یک نيش دائمی برای مسیح خواهد بود ، اما علیرغم تمام تلاش های خود ، تنها در زدن پاشنه مسیح (با مصلوب شدن) موفق خواهد شد. در پایان ، مسیح با يك ضربه مهلک به سر شیطان (از طریق رستاخیز خود) پیروز می شود. این وعده رستگاركننده موعود الهی، پس از آنكه خدا به انسان فرصتی داده بود تا نیاز خود را به یک ناجی تشخيص دهد، در كمال زمان خواهد بود (غلاطيان 4: 4).
برای متقاعد کردن انسان از این نیاز بزرگ ، خدا نقشه الهی خود را به مرحله اجرا گذاشت. این شامل سه عنصر اصلی بود ، هرکدام از آنها کسانی را که مایل بودند در امتداد جاده نجات قرار بگيرند آورد. او ابتدا عهد شفاهی را از طریق ابراهیم بنا کرد ، که بر اساس آن قوم ابراهیم اگر از خدا اطاعت کنند ، قوم خدا خواهند بود. نشانه این عهد ختنه بود؛ هدف آن نشان دادن ضرورت متفاوت بودن قوم خدا بود - جدا كردن آنان از سایر دنيا - و تأسیس یک اُمت (اسرائیل) و خانواده ای از آن اُمت (خانواده داوود) بود که از طریق آن نجات (عیسی مسیح) خواهد آمد. با این حال ، بسیاری از قوم ابراهیم، به جای اطاعت از خدا از او دور شدند؛ آنها به جای آوردن مشرکان به خدا ، به مشرکان پیوستند.
تاریخ عهد عتیق گزينش هاى مرتبط به سقوط های پی در پی است. از طریق اینها ، خداوند "بقيه اى" را که صبورانه انتظار تطهير كردن او را مى كشند، نجات می دهد ... تا اینکه خلوص افضل باکره، قادر به دنیا آوردن منجی بشریت باشد.
با گذشت زمان ، وقتی انسان آماده بود ، خدا قدم بعدی را برداشت، از طریق موسی "شريعت"، عهد مكتوب را بنا كرد. هدف این شريعت "موسايى" تعریف گناه توسط تشریح کمال بود، آنچه برای بازگشت به حضور خدا ضرورى بود. این تجربه به انسان نشان می دهد که او هرگز نمی تواند به تنهایی خودش نجات را كسب کند. آدم و حوا یک فرمان برای حفظ كردن داشتند؛ اکنون ده تا بودند. علاوه بر این ، 613 قانون وجود داشت ، که هر يك از آنها دقیقاً بايد حفظ مى شدند - شکستن یکی ، شکستن همه آنها بود. هر تخلفى لزوماً ارائه اى یا قربانى اى را در پی داشت تا ثابت کند که گناه (تعريف شده تحت این عهد به عنوان شكستن قانون) نیاز به کفاره دارد. انسان در یک چرخه بی پایان گرفتار شد: او ناگزیر قانونی را می شكست ، ارائه ضرورى را می آورد ، بیرون می رفت و دیگری را می شکست. این تکرار بیهوده ادامه داشت تا اینکه سرانجام ، عیسی مسیح خودش را به عنوان آخرین قربانی زنده به نمایندگی از تمام بشریت ارائه داد.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
خدا به بنی اسرائیل گفت كه صندوقى بسازند تا لوح هايى كه او روی آن ده فرمان را نوشته بود در آن قرار بگيرند و یک خیمه (كه بعداً توسط معبد جايگزين شد) براى قرار گرفتن صندوق بنا كنند. این صندوق قرار بود در مكان مقدسى به نام قدس الاقداس نگهداری شود ، جایی که خدا در بین قوم خود حضور داشت. سپس فقط کاهن اعظم می توانست وارد این قدس الاقداس شود ، و تنها یک بار در سال، در روز کفاره ، براى اينكه خون قربانی را ارائه دهد ، که مقدمه اى بود از خون رستگارى بخشى که مسیح ارائه خواهد داد، و بخشش گناهان قوم را استدعا مى کرد. قدس الاقداس با پرده ای از منطقه اى به نام مکان مقدس جدا مى شد، جایی که کاهنان عهد عتیق بر طبق شريعت به طور روزانه قربانی های قوم را به خدا تقدیم می کردند. حجاب بین مكان مقدس و قدس الاقداس نمادی از این واقعیت بود که انسان به دلیل نافرمانی سدی بین خود و خدا ایجاد کرده است.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
خدا به بنی اسرائیل گفت كه صندوقى بسازند تا لوح هايى كه او روی آن ده فرمان را نوشته بود در آن قرار بگيرند و یک خیمه (كه بعداً توسط معبد جايگزين شد) براى قرار گرفتن صندوق بنا كنند. این صندوق قرار بود در مكان مقدسى به نام قدس الاقداس نگهداری شود ، جایی که خدا در بین قوم خود حضور داشت. سپس فقط کاهن اعظم می توانست وارد این قدس الاقداس شود ، و تنها یک بار در سال، در روز کفاره ، براى اينكه خون قربانی را ارائه دهد ، که مقدمه اى بود از خون رستگارى بخشى که مسیح ارائه خواهد داد، و بخشش گناهان قوم را استدعا مى کرد. قدس الاقداس با پرده ای از منطقه اى به نام مکان مقدس جدا مى شد، جایی که کاهنان عهد عتیق بر طبق شريعت به طور روزانه قربانی های قوم را به خدا تقدیم می کردند. حجاب بین مكان مقدس و قدس الاقداس نمادی از این واقعیت بود که انسان به دلیل نافرمانی سدی بین خود و خدا ایجاد کرده است.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
خدا به قوم خود اجازه داد ناامیدی از تلاش برای نجات خودشان از طریق شريعت را احساس کنند ، اما او هرگز نگذاشت که آنها در ناامیدى سقوط كنند. در طول عهد عتیق ، او پیوسته به آنها علائم و نبوت هایی درباره آمدن مسیحا می داد ، که آنها را از مخمصه وحشتناک خود رهایی خواهد داد.
✅ نیاز انسان به یک نجات دهنده
کتاب مقدس ثبت می کند که خنوخ و ایلیا مستقیماً به آسمان برده شدند زیرا خدا از ایشان خشنود بود. قدیس یوحنای زرین دهان اظهار می دارد که ایلیا کامل بود ، نه به معنای کاملی که مسیح بود بلکه در رابطه با زمان خود در تاریخ. اگرچه همه ما خوانده شده ایم که كامل باشیم، اما بقیه ی ما احتمالاً از این علامت خیلی دور هستیم.
بنابراین ما به یک ناجی ، یک واسطه نیاز داریم تا آنچه را که نمی توانیم برای خودمان انجام دهیم ، برای ما انجام دهد. وقتی به انسان زمان کافی برای درک این واقعیت داده شد ، خداوند وعده پیدایش را حفظ کرد. او پسر خود را كه در دو طبيعت خود ، خدای کامل و انسان کامل بود ، فرستاد و شکاف بين آسمان و زمين را متصل ساخت، و نردبان رویای يعقوب شد ، ابزاری كه ما با آن می توانيم به آسمان صعود کنیم.
خداوند ما زندگی كاملی را پشت سر گذاشت و شرط اطاعتی كه خدا از كسانی كه می خواهند با او جاودانه بمانند، انتظار دارد را برآورده ساخت. او به این ترتیب شریعت را عملی کرد و از نظر قانونی نجات را کسب نمود. در طول خدمت مسیح ، دشمنان او سعی داشتند او را به قتل برسانند، اما او تلاشهای آنها را تا زمان مناسب خنثی کرد. شیطان به امید مرگ پسر خدا ولع داشت ، اما واضح است که مسیح کنترل داشت. در زمان مقرر توسط خدا، مسیح جان خود را با اراده خود تسلیم نمود، زیرا این همان کاری بود که او آمده بود تا انجام دهد. اما با مهندسی مرگ مسیح ، شیطان از حدود خود تجاوز کرد و در دام الهی افتاد.
بشریت مسیح بر قلاب الوهیت وى طعمه است؛ شیطان خود را بر طعمه می اندازد ، اما قلاب او را سوراخ می کند - او نمی تواند خدا را ببلعد ...
☘گرگوری نیسا
مسیح از مرگ عبور کرد ، اما آن نتوانست او را نگه دارد ، زیرا او بی گناه بود! بنابراین او با قدرت قاطع برتر خدا، قیام کرد - شیطان را خنثی نمود و بر روند مرگ غلبه نمود.
از آنجایی که گناه فقط مجرم را به مرگ محکوم می کند، با رویت اینکه او عدالت را در طرف خود دارد، هیچ دخالتی توسط آن امکان پذیر نبود. بلکه هنگامی که همان مجازات را برای او قرار داد ، کسی که بی گناه ، معصوم و شایسته تاج افتخار و سرودهای ستایش بود ...آن از قدرت خود سلب شد.
☘ سیریل از اسکندریه
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
خدا به قوم خود اجازه داد ناامیدی از تلاش برای نجات خودشان از طریق شريعت را احساس کنند ، اما او هرگز نگذاشت که آنها در ناامیدى سقوط كنند. در طول عهد عتیق ، او پیوسته به آنها علائم و نبوت هایی درباره آمدن مسیحا می داد ، که آنها را از مخمصه وحشتناک خود رهایی خواهد داد.
✅ نیاز انسان به یک نجات دهنده
کتاب مقدس ثبت می کند که خنوخ و ایلیا مستقیماً به آسمان برده شدند زیرا خدا از ایشان خشنود بود. قدیس یوحنای زرین دهان اظهار می دارد که ایلیا کامل بود ، نه به معنای کاملی که مسیح بود بلکه در رابطه با زمان خود در تاریخ. اگرچه همه ما خوانده شده ایم که كامل باشیم، اما بقیه ی ما احتمالاً از این علامت خیلی دور هستیم.
بنابراین ما به یک ناجی ، یک واسطه نیاز داریم تا آنچه را که نمی توانیم برای خودمان انجام دهیم ، برای ما انجام دهد. وقتی به انسان زمان کافی برای درک این واقعیت داده شد ، خداوند وعده پیدایش را حفظ کرد. او پسر خود را كه در دو طبيعت خود ، خدای کامل و انسان کامل بود ، فرستاد و شکاف بين آسمان و زمين را متصل ساخت، و نردبان رویای يعقوب شد ، ابزاری كه ما با آن می توانيم به آسمان صعود کنیم.
خداوند ما زندگی كاملی را پشت سر گذاشت و شرط اطاعتی كه خدا از كسانی كه می خواهند با او جاودانه بمانند، انتظار دارد را برآورده ساخت. او به این ترتیب شریعت را عملی کرد و از نظر قانونی نجات را کسب نمود. در طول خدمت مسیح ، دشمنان او سعی داشتند او را به قتل برسانند، اما او تلاشهای آنها را تا زمان مناسب خنثی کرد. شیطان به امید مرگ پسر خدا ولع داشت ، اما واضح است که مسیح کنترل داشت. در زمان مقرر توسط خدا، مسیح جان خود را با اراده خود تسلیم نمود، زیرا این همان کاری بود که او آمده بود تا انجام دهد. اما با مهندسی مرگ مسیح ، شیطان از حدود خود تجاوز کرد و در دام الهی افتاد.
بشریت مسیح بر قلاب الوهیت وى طعمه است؛ شیطان خود را بر طعمه می اندازد ، اما قلاب او را سوراخ می کند - او نمی تواند خدا را ببلعد ...
☘گرگوری نیسا
مسیح از مرگ عبور کرد ، اما آن نتوانست او را نگه دارد ، زیرا او بی گناه بود! بنابراین او با قدرت قاطع برتر خدا، قیام کرد - شیطان را خنثی نمود و بر روند مرگ غلبه نمود.
از آنجایی که گناه فقط مجرم را به مرگ محکوم می کند، با رویت اینکه او عدالت را در طرف خود دارد، هیچ دخالتی توسط آن امکان پذیر نبود. بلکه هنگامی که همان مجازات را برای او قرار داد ، کسی که بی گناه ، معصوم و شایسته تاج افتخار و سرودهای ستایش بود ...آن از قدرت خود سلب شد.
☘ سیریل از اسکندریه
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
مرگ مسیح، بهایی نبود که خداوند برای بازخرید انسان تعیین کرد بلکه پیامدی از گناه بود که توسط همه کسانی که پس از آدم و حوا زندگی می کردند به ارث رسیده بود. در گرفتن شکل انسانی، مسیح آگاهانه میراث رنج و مرگ انسان را نیز به دست گرفت. با این حال ، مرگ کسانی که پیش از مسیح زندگی می کردند ، توجیه شد زیرا همه گناه کرده بودند. هیچ توجیهی برای مرگ مسیح وجود نداشت ، اما به عنوان یک بره قربانی کامل، او با کمال میل بار مسئولیت گناهان انسان را به عهده گرفت. در حالی که زندگی او بر روی صلیب افول کرد ، آسمان تاریک شد و زمین لرزید. مارپیچ رو به پایین خلقت معکوس شده بود. پرده در معبد به دو قسمت پاره شد زیرا مرگ رهایی بخش مسیح مانع گناه بین خدا و انسان را برداشت، و بار دیگر انسان به خدا دسترسی یافت.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
مرگ مسیح، بهایی نبود که خداوند برای بازخرید انسان تعیین کرد بلکه پیامدی از گناه بود که توسط همه کسانی که پس از آدم و حوا زندگی می کردند به ارث رسیده بود. در گرفتن شکل انسانی، مسیح آگاهانه میراث رنج و مرگ انسان را نیز به دست گرفت. با این حال ، مرگ کسانی که پیش از مسیح زندگی می کردند ، توجیه شد زیرا همه گناه کرده بودند. هیچ توجیهی برای مرگ مسیح وجود نداشت ، اما به عنوان یک بره قربانی کامل، او با کمال میل بار مسئولیت گناهان انسان را به عهده گرفت. در حالی که زندگی او بر روی صلیب افول کرد ، آسمان تاریک شد و زمین لرزید. مارپیچ رو به پایین خلقت معکوس شده بود. پرده در معبد به دو قسمت پاره شد زیرا مرگ رهایی بخش مسیح مانع گناه بین خدا و انسان را برداشت، و بار دیگر انسان به خدا دسترسی یافت.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
این خون که برای ما ریخته شد، این خون عظیم و گرانبهای خدای ما که هم کاهن و هم قربانی بوده است، به چه کسی ارائه شده است ، و برای چه هدفی ریخته شده است؟ زیرا ما توسط آن شریر در اسارت نگه داشته می شدیم ، که تحت سلطه گناه فروخته شده بودیم ، در عوض لذت شرارت را دریافت می کردیم. اما اگر بهای بازخرید به کسی که وثیقه را در دست دارد پرداخت شود ، از او میپرسم ، آیا ارائه شده است و چرا؟ اگر به آن شریر: پس افسوس برای از دست دادن آن! اگر دزد دریافت می کند، نه تنها از جانب خدا، بلکه خود خدا را نیز به عنوان فدیه بدست می آورد، این منصفانه تر می بود که در ازای استبداد خود، وجه قیمت بسیار عالی را پس انداز کند. اگر اول به پدر پرداخت می شد ، چگونه این کار انجام شد؟ زیرا ما توسط او در اسارت نبودیم. و باز هم ، چرا خون پسر یگانه او باید برای پدر قابل قبول باشد، کسی که اسحاق را وقتی که توسط پدرش ارائه شد قبول نکرد بلکه در عوض قربانی را تغییر داد و یک قوچ به جای قربانی عقلانی جایگزین کرد؟ (پیدایش 22: 13).
آیا این واضح نیست که پدر آن را پذیرفت، نه بدین خاطر که خواستار آن بود و یا نیاز به آن داشت؛ بلکه به دلیل طرح بازخريد ...
☘ گرگوری نازیانس
مسیح دیگران را ، مانند ايلعازر ، به زندگی بازگرداند ، اما فقط موقتاً - آنها دوباره با مرگ روبرو شدند. خداوند ما اولین ثمره مردگان شد، زیرا او دیگر نخواهد مرد. پس از گذشت چهل روز بر روی زمین تا رسولان و شاگردانش بتوانند او را ببینند ، و بدانند که او واقعاً دوباره زنده بود ، و مطمئن شوند که زندگی پس از مرگ وجود دارد ، او در دست راست پدر خود به عرش او صعود کرد ، جایی که منتظر کسانی است که او را دوست دارند.
سومین و آخرین، عهد خون با خدا به این ترتیب به عنوان تحقق عهدهای شفاهی و مکتوب قبل از آن مقرر شد.
با نگاه داشتن احکام آن ، همه کسانی که ایمان دارند عیسی مسیح، پسر خدا است و می پذیرند و اعتراف می کنند که او خداوند و نجات دهنده آنها است ، مسیحای موعود که راه را برای ملکوت ابدی فراهم کرده است ، هدیه نجات را دریافت می کنند. آنها اسرائیل جدید ، بذر پذیرفته شده ابراهیم از طریق مسیح هستند (غلاطیان 3:29) ، یک بار برای همیشه از اثرات گناه، بازخرید شدند، نه با تلاش خودشان بلکه به واسطه پارسایی که از طریق غسل تعمید، عشاء ربانی و یک زندگی ایمانی ، بخشی از مسیح می شوند. این پیوستگی به آنها کمک می کند تا بیشتر و بیشتر پذیرای عشق خدا باشند ، آنها را تبدیل کرده و آنها را قادر می سازد تا از وعده های او بهره مند شوند (در میراث مسیح سهیم شوند).
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
این خون که برای ما ریخته شد، این خون عظیم و گرانبهای خدای ما که هم کاهن و هم قربانی بوده است، به چه کسی ارائه شده است ، و برای چه هدفی ریخته شده است؟ زیرا ما توسط آن شریر در اسارت نگه داشته می شدیم ، که تحت سلطه گناه فروخته شده بودیم ، در عوض لذت شرارت را دریافت می کردیم. اما اگر بهای بازخرید به کسی که وثیقه را در دست دارد پرداخت شود ، از او میپرسم ، آیا ارائه شده است و چرا؟ اگر به آن شریر: پس افسوس برای از دست دادن آن! اگر دزد دریافت می کند، نه تنها از جانب خدا، بلکه خود خدا را نیز به عنوان فدیه بدست می آورد، این منصفانه تر می بود که در ازای استبداد خود، وجه قیمت بسیار عالی را پس انداز کند. اگر اول به پدر پرداخت می شد ، چگونه این کار انجام شد؟ زیرا ما توسط او در اسارت نبودیم. و باز هم ، چرا خون پسر یگانه او باید برای پدر قابل قبول باشد، کسی که اسحاق را وقتی که توسط پدرش ارائه شد قبول نکرد بلکه در عوض قربانی را تغییر داد و یک قوچ به جای قربانی عقلانی جایگزین کرد؟ (پیدایش 22: 13).
آیا این واضح نیست که پدر آن را پذیرفت، نه بدین خاطر که خواستار آن بود و یا نیاز به آن داشت؛ بلکه به دلیل طرح بازخريد ...
☘ گرگوری نازیانس
مسیح دیگران را ، مانند ايلعازر ، به زندگی بازگرداند ، اما فقط موقتاً - آنها دوباره با مرگ روبرو شدند. خداوند ما اولین ثمره مردگان شد، زیرا او دیگر نخواهد مرد. پس از گذشت چهل روز بر روی زمین تا رسولان و شاگردانش بتوانند او را ببینند ، و بدانند که او واقعاً دوباره زنده بود ، و مطمئن شوند که زندگی پس از مرگ وجود دارد ، او در دست راست پدر خود به عرش او صعود کرد ، جایی که منتظر کسانی است که او را دوست دارند.
سومین و آخرین، عهد خون با خدا به این ترتیب به عنوان تحقق عهدهای شفاهی و مکتوب قبل از آن مقرر شد.
با نگاه داشتن احکام آن ، همه کسانی که ایمان دارند عیسی مسیح، پسر خدا است و می پذیرند و اعتراف می کنند که او خداوند و نجات دهنده آنها است ، مسیحای موعود که راه را برای ملکوت ابدی فراهم کرده است ، هدیه نجات را دریافت می کنند. آنها اسرائیل جدید ، بذر پذیرفته شده ابراهیم از طریق مسیح هستند (غلاطیان 3:29) ، یک بار برای همیشه از اثرات گناه، بازخرید شدند، نه با تلاش خودشان بلکه به واسطه پارسایی که از طریق غسل تعمید، عشاء ربانی و یک زندگی ایمانی ، بخشی از مسیح می شوند. این پیوستگی به آنها کمک می کند تا بیشتر و بیشتر پذیرای عشق خدا باشند ، آنها را تبدیل کرده و آنها را قادر می سازد تا از وعده های او بهره مند شوند (در میراث مسیح سهیم شوند).
☦@LessonsOrthodox
🎗پرسش و پاسخ🎗
❓پرسش: یک سوال دارم. دیدگاه ارتودکس یونانی را می خواهم مطمئن شوم. وقتی مسیح روی صلیب مرد خدا و انسان بود؟
✔️پاسخ: او همواره خدای کامل و انسان کامل بود. البته از لحظه تولد از مریم باکره، چون قبل از آن طبیعت انسانی نداشت. اما روی صلیب این قربانی بی عیب انسانی مرد.
❓پرسش: یعنی روی صلیب فقط انسان بود؟!
✔️پاسخ: او که هرگز طبیعت خدایی خود را ترک نکرد اما از آن در مصائب خود و روی صلیب بهره نبرد تا از مرگ رستاخیز کرد.
بیایید دوباره سخن قدیس گریگوری را نگاه کنیم:
بشریت مسیح بر قلاب الوهیت وی طعمه است، شیطان خود را بر طعمه می اندازد ، اما قلاب او را سوراخ می کند ، او نمی تواند خدا را ببلعد
ببینید چقدر قدیس گریگوری زیبا بیان می کند.، بشریت مسیح یعنی طبیعت انسانی او بر قلاب طبیعت الهی او مانند یک طعمه بود، شیطان فقط طبیعت انسانی را می دید و خود را بر این طبیعت انسانی انداخت و او مصلوب شد، اما در واقع شیطان که طعمه را با مرگ می بلعد چون قلاب طبیعت خدایی مسیح را ندیده بود خودش سوراخ و نابود می شود ، زیرا شیطان فقط قدرت بر طبیعت انسانی مسیح داشت!!
و در جای دیگر از قدیس سیریل می خوانیم:
از آنجایی که گناه فقط افراد مجرم یعنی گنهکار را می تواند محکوم به مرگ کند، چون مسیح عادل و بی گناه بود، وقتی مرگ همان حکم را درباره مسیح اجرا کرد، کسی که شایسته تاج جلال بود بخاطر عدالتش نه مجازات مرگ، به همین دلیل مرگ از قدرت خود سلب شد!!! لذا دیگر مرگ بر آنانی که با خدا عهد با این خون می بندند دیگر هیچ قدرتی ندارد!!!
جلال بر خداوندمان عیسی مسیح ، اکنون و تا ابدالاباد باد.
❓پرسش: گریگوری نیسا و قدیس سیریل مربوط به چه قرنی هستند؟
✔️پاسخ: قدیس گریگوری نیسا نیمه دوم قرن سوم. و قدیس سیریل نیمه اول قرن چهارم. در واقع حدود بیست سال با هم اشتراک دارند.
(پاسخها از H)
☦@LessonsOrthodox
❓پرسش: یک سوال دارم. دیدگاه ارتودکس یونانی را می خواهم مطمئن شوم. وقتی مسیح روی صلیب مرد خدا و انسان بود؟
✔️پاسخ: او همواره خدای کامل و انسان کامل بود. البته از لحظه تولد از مریم باکره، چون قبل از آن طبیعت انسانی نداشت. اما روی صلیب این قربانی بی عیب انسانی مرد.
❓پرسش: یعنی روی صلیب فقط انسان بود؟!
✔️پاسخ: او که هرگز طبیعت خدایی خود را ترک نکرد اما از آن در مصائب خود و روی صلیب بهره نبرد تا از مرگ رستاخیز کرد.
بیایید دوباره سخن قدیس گریگوری را نگاه کنیم:
بشریت مسیح بر قلاب الوهیت وی طعمه است، شیطان خود را بر طعمه می اندازد ، اما قلاب او را سوراخ می کند ، او نمی تواند خدا را ببلعد
ببینید چقدر قدیس گریگوری زیبا بیان می کند.، بشریت مسیح یعنی طبیعت انسانی او بر قلاب طبیعت الهی او مانند یک طعمه بود، شیطان فقط طبیعت انسانی را می دید و خود را بر این طبیعت انسانی انداخت و او مصلوب شد، اما در واقع شیطان که طعمه را با مرگ می بلعد چون قلاب طبیعت خدایی مسیح را ندیده بود خودش سوراخ و نابود می شود ، زیرا شیطان فقط قدرت بر طبیعت انسانی مسیح داشت!!
و در جای دیگر از قدیس سیریل می خوانیم:
از آنجایی که گناه فقط افراد مجرم یعنی گنهکار را می تواند محکوم به مرگ کند، چون مسیح عادل و بی گناه بود، وقتی مرگ همان حکم را درباره مسیح اجرا کرد، کسی که شایسته تاج جلال بود بخاطر عدالتش نه مجازات مرگ، به همین دلیل مرگ از قدرت خود سلب شد!!! لذا دیگر مرگ بر آنانی که با خدا عهد با این خون می بندند دیگر هیچ قدرتی ندارد!!!
جلال بر خداوندمان عیسی مسیح ، اکنون و تا ابدالاباد باد.
❓پرسش: گریگوری نیسا و قدیس سیریل مربوط به چه قرنی هستند؟
✔️پاسخ: قدیس گریگوری نیسا نیمه دوم قرن سوم. و قدیس سیریل نیمه اول قرن چهارم. در واقع حدود بیست سال با هم اشتراک دارند.
(پاسخها از H)
☦@LessonsOrthodox
🔸بخش دوم - سنت مقدس
قسمت دوم
بدون شک رسولان نظمي را براي کليسا مقرر کردند.
معقول نيست فرض کنيم که رسولان خداوند، بدون وضع قوانيني براي هدايت کليسا، آن را ترک گفته باشند. ايشان اين قوانين را در رسالات خود ننوشتند.
بدون شک، آن قوانين از طريق سنت و امانت به ما رسیدهاند.
يوحناي رسول در قسمت آخر رساله دوم خود ميگويد:
«بسيار چيزها داشتم که به شما بنويسم؛ ليکن نميخواهم با قلم و کاغذ باشد. اما اميدوارم نزدتان بيايم و روياروي گفتگو کنيم». (دوم یوحنا 12)
همين عبارات را در بخش پاياني رساله سومش تکرار میکند. (سوم یوحنا 13و 14)
جزئيات اين ديدارهاي روياروي چه بود؟ و چرا به صورت مکتوب نوشته نشدهاند؟
از اين فرازها در دو رساله متوجه ميشويم که پدران رسولي ما گاهي ترجيح ميدادند گفتگو کنند تا اينکه بنويسند چراکه اینگونه برايشان راحتتر بود. تعاليم شفاهي ايشان از نسلي به نسل ديگر به امانت سپرده شد تا اينکه امروزه به دست ما رسیدند.
پولس رسول در رساله اول به قرنتيان ميگويد:
«در خصوص ساير چيزها چون نزدتان آمدم، دستورات لازم را خواهم داد».( اول قرنتیان 11: 34)
اين تعاليم رسولي کجاست؟ آيا ما آنها را از طريق سنت به دست آوردهايم؟
پولس رسول به شاگرد خود تيتوس، اسقف کرت، ميگويد:
«تو را از آن رو در کرت بر جاي گذاشتم تا کارهاي ناتمام را سامان دهي و همانگونه که تو را امر کردم در هر شهر مشايخي برگماري».( تیتوس 1: 5)
او در رساله خود توضيح نداده است که چگونه با توجه به دعاها، آيينها و شرايط لازم، مشايخ را برگمارد. تيتوس چگونه اين مسائل را ميدانست مگر از طریق تعليم شفاهي؟ به همين خاطر است که رسول ميگويد: «همانگونه که تو را امر کردم ...» . جزئيات اين امر، در رساله ذکر نشده است اما شاگرد آنها را از راه شفاهي و «روياروي» آموخته بود و از طريق سنت به ما نیز رسيده است.
☦@LessonsOrthodox
قسمت دوم
بدون شک رسولان نظمي را براي کليسا مقرر کردند.
معقول نيست فرض کنيم که رسولان خداوند، بدون وضع قوانيني براي هدايت کليسا، آن را ترک گفته باشند. ايشان اين قوانين را در رسالات خود ننوشتند.
بدون شک، آن قوانين از طريق سنت و امانت به ما رسیدهاند.
يوحناي رسول در قسمت آخر رساله دوم خود ميگويد:
«بسيار چيزها داشتم که به شما بنويسم؛ ليکن نميخواهم با قلم و کاغذ باشد. اما اميدوارم نزدتان بيايم و روياروي گفتگو کنيم». (دوم یوحنا 12)
همين عبارات را در بخش پاياني رساله سومش تکرار میکند. (سوم یوحنا 13و 14)
جزئيات اين ديدارهاي روياروي چه بود؟ و چرا به صورت مکتوب نوشته نشدهاند؟
از اين فرازها در دو رساله متوجه ميشويم که پدران رسولي ما گاهي ترجيح ميدادند گفتگو کنند تا اينکه بنويسند چراکه اینگونه برايشان راحتتر بود. تعاليم شفاهي ايشان از نسلي به نسل ديگر به امانت سپرده شد تا اينکه امروزه به دست ما رسیدند.
پولس رسول در رساله اول به قرنتيان ميگويد:
«در خصوص ساير چيزها چون نزدتان آمدم، دستورات لازم را خواهم داد».( اول قرنتیان 11: 34)
اين تعاليم رسولي کجاست؟ آيا ما آنها را از طريق سنت به دست آوردهايم؟
پولس رسول به شاگرد خود تيتوس، اسقف کرت، ميگويد:
«تو را از آن رو در کرت بر جاي گذاشتم تا کارهاي ناتمام را سامان دهي و همانگونه که تو را امر کردم در هر شهر مشايخي برگماري».( تیتوس 1: 5)
او در رساله خود توضيح نداده است که چگونه با توجه به دعاها، آيينها و شرايط لازم، مشايخ را برگمارد. تيتوس چگونه اين مسائل را ميدانست مگر از طریق تعليم شفاهي؟ به همين خاطر است که رسول ميگويد: «همانگونه که تو را امر کردم ...» . جزئيات اين امر، در رساله ذکر نشده است اما شاگرد آنها را از راه شفاهي و «روياروي» آموخته بود و از طريق سنت به ما نیز رسيده است.
☦@LessonsOrthodox
همچنين پولس رسول به شاگرد خود تيموتائوس، اسقف افسس ميگويد:
«آنچه را که در حضور گواهان بسيار از من شنيدي، به مردمان اميني بسپار که از عهده آموزش ديگران نيز برآيند» (دوم تیموتائوس 2:2).
در اينجا رسول به «شنيدن» اشاره ميکند نه «نوشتن».
او بر ما آشکار نمیکند که شاگردش چه چيزي را از وي شنيده بود. اما بدون شک، آن تعاليم از پولس به تيموتائوس، و سپس به مردمان امين و قابل اطمينان سپرده شد و آنان نيز آن امانت را به ديگران سپردند. و اين امانتگذاري ادامه يافت تا به دست ما رسيد.
کساني که به اصرار ميخواهند همه چيز را از طريق يک آيه از کتابمقدس ثابت کنند، به واژه «روياروي» (دوم یوحنا 12)که رسول گفته بود، آن تعاليم رسولي در مورد کليسا که نوشته نشده بود (اول قرنتیان 11: 34) ، آن اوامر رسولان به شاگردانشان (تیتوس 1: 5) ، و تعاليم رسولياي که بدون وجود يک آيه در اناجيل يا رسالات به حيات کليسا داخل شدند ، بياعتنايي ميکنند.
تقديس [=تخصيص] روز يکشنبه به عنوان روز خداوند
تمامي مسيحياني که تنها به کتابمقدس ايمان دارند و با سنت کليسا مخالفند، روز يکشنبه را به جاي روز شنبه، به خداوند تخصيص ميدهند و به معناي تحتاللفظی اين آيات که «روز سبت را ياد کن تا آن را تقديس نمايي» (خروج 20: 8) و «روز سبت را نگاه دار و آن را تقديس نما»، (تثنیه 5: 12) وفادار نيستند. از کجا اين تعليم را به دست آوردهاند که روز يکشنبه را به جاي روز شنبه وقف خداوند کنند؟ از طريق کتابمقدس يا از طريق سنت؟ بدون شک، از طريق سنت، زيرا هيچ آيهاي وجود ندارد که بگويد «روز يکشنبه را ياد کن تا آن را تقديس نمايي» يا «روز يکشنبه را نگاه دار و آن را تقديس نما و در آن هيچ کاري مکن».
تقديس روز يکشنبه يک سنتي کليسايي شده است، که رسولان آن را از تعاليم يسوع مسيح خداوند به دست آورده بودند. اين موضوع به وضوح در اناجيل نوشته نشده است اما مراجعي در کتاب اعمال رسولان وجود دارد که اين امانت الهي را ميرسانند. بنابراين اين موضوع به يک عمل آشکار در کليسا تبديل شد بدون آنکه نيازي به دستورات مکتوب بوده باشد. اتحاد تمام کليساها در تقديس روز يکشنبه، يک تصديق براي سنت است.
تعمید کودکان و تعمید در نان پدر ، پسر و روح القدس هم علاوه بر دلایل کتاب مقدسی، تائید سنت و تاریخ کلیسای اولیه را دارد.
از جمله موارد مهمی که از طریق سنت رسولان به ما رسیده اند عبارتند از : صلیب کشیدن بر بدن، شمع روشن کردن موقع دعا، نام تثلیت، غنی کردن رازهای کلیسایی، به آسمان برده شدن مریم مقدس مادر خداوندمان،مشخص شده نویسنده های اناجیل، تایید کتب رسمی عهد جدید و....
پولس در رساله خود به تعليمي که از خداوند يافته است اشاره میکند
رسول، با توجه به آیین قرباني مقدس ميگويد:
«زيرا من از خداوند يافتم آنچه را به شما نيز سپردم، که يسوع خداوند در شبي که او را تسليم دشمن کردند، نان را گرفت (اول قرنتیان 11: 23) ».
در اينجا رسول درمورد امانتي که از خداوند يافته بود و به کليساي قرنتس امر کرده بود سخن میگوید. (در آن زمان اناجیل نوشته شده نبودند).
کتابمقدس روشن نمیسازد که پولس رسول آن را چگونه و در چه زماني از خداوند يافته بود. او به ما در مورد دگماهاي [=اصول عقايد] کليسا و اينکه چگونه از طريق سنت وارد کليسا شدهاند معرفت ميدهد.
ما از اناجيل در مييابيم که رسولان، آیین قرباني مقدس را از خداوند دريافت کردهاند. اما ايشان نگفتهاند که اين آیین را چگونه به کليسا سپردهاند. لازم نبود که آن را به صورت مکتوب در آورند، اما مهم اين است که کليسا اين آیین را به جا ميآورد. به هر حال پولس رسول به اين سنت اشاره داشت.
سنت پدران کلیسا راهنمایی ما در سفر ایمان است.
سنت هادی ما در تفسیر صحیح کلام خداست.
☦@LessonsOrthodox
«آنچه را که در حضور گواهان بسيار از من شنيدي، به مردمان اميني بسپار که از عهده آموزش ديگران نيز برآيند» (دوم تیموتائوس 2:2).
در اينجا رسول به «شنيدن» اشاره ميکند نه «نوشتن».
او بر ما آشکار نمیکند که شاگردش چه چيزي را از وي شنيده بود. اما بدون شک، آن تعاليم از پولس به تيموتائوس، و سپس به مردمان امين و قابل اطمينان سپرده شد و آنان نيز آن امانت را به ديگران سپردند. و اين امانتگذاري ادامه يافت تا به دست ما رسيد.
کساني که به اصرار ميخواهند همه چيز را از طريق يک آيه از کتابمقدس ثابت کنند، به واژه «روياروي» (دوم یوحنا 12)که رسول گفته بود، آن تعاليم رسولي در مورد کليسا که نوشته نشده بود (اول قرنتیان 11: 34) ، آن اوامر رسولان به شاگردانشان (تیتوس 1: 5) ، و تعاليم رسولياي که بدون وجود يک آيه در اناجيل يا رسالات به حيات کليسا داخل شدند ، بياعتنايي ميکنند.
تقديس [=تخصيص] روز يکشنبه به عنوان روز خداوند
تمامي مسيحياني که تنها به کتابمقدس ايمان دارند و با سنت کليسا مخالفند، روز يکشنبه را به جاي روز شنبه، به خداوند تخصيص ميدهند و به معناي تحتاللفظی اين آيات که «روز سبت را ياد کن تا آن را تقديس نمايي» (خروج 20: 8) و «روز سبت را نگاه دار و آن را تقديس نما»، (تثنیه 5: 12) وفادار نيستند. از کجا اين تعليم را به دست آوردهاند که روز يکشنبه را به جاي روز شنبه وقف خداوند کنند؟ از طريق کتابمقدس يا از طريق سنت؟ بدون شک، از طريق سنت، زيرا هيچ آيهاي وجود ندارد که بگويد «روز يکشنبه را ياد کن تا آن را تقديس نمايي» يا «روز يکشنبه را نگاه دار و آن را تقديس نما و در آن هيچ کاري مکن».
تقديس روز يکشنبه يک سنتي کليسايي شده است، که رسولان آن را از تعاليم يسوع مسيح خداوند به دست آورده بودند. اين موضوع به وضوح در اناجيل نوشته نشده است اما مراجعي در کتاب اعمال رسولان وجود دارد که اين امانت الهي را ميرسانند. بنابراين اين موضوع به يک عمل آشکار در کليسا تبديل شد بدون آنکه نيازي به دستورات مکتوب بوده باشد. اتحاد تمام کليساها در تقديس روز يکشنبه، يک تصديق براي سنت است.
تعمید کودکان و تعمید در نان پدر ، پسر و روح القدس هم علاوه بر دلایل کتاب مقدسی، تائید سنت و تاریخ کلیسای اولیه را دارد.
از جمله موارد مهمی که از طریق سنت رسولان به ما رسیده اند عبارتند از : صلیب کشیدن بر بدن، شمع روشن کردن موقع دعا، نام تثلیت، غنی کردن رازهای کلیسایی، به آسمان برده شدن مریم مقدس مادر خداوندمان،مشخص شده نویسنده های اناجیل، تایید کتب رسمی عهد جدید و....
پولس در رساله خود به تعليمي که از خداوند يافته است اشاره میکند
رسول، با توجه به آیین قرباني مقدس ميگويد:
«زيرا من از خداوند يافتم آنچه را به شما نيز سپردم، که يسوع خداوند در شبي که او را تسليم دشمن کردند، نان را گرفت (اول قرنتیان 11: 23) ».
در اينجا رسول درمورد امانتي که از خداوند يافته بود و به کليساي قرنتس امر کرده بود سخن میگوید. (در آن زمان اناجیل نوشته شده نبودند).
کتابمقدس روشن نمیسازد که پولس رسول آن را چگونه و در چه زماني از خداوند يافته بود. او به ما در مورد دگماهاي [=اصول عقايد] کليسا و اينکه چگونه از طريق سنت وارد کليسا شدهاند معرفت ميدهد.
ما از اناجيل در مييابيم که رسولان، آیین قرباني مقدس را از خداوند دريافت کردهاند. اما ايشان نگفتهاند که اين آیین را چگونه به کليسا سپردهاند. لازم نبود که آن را به صورت مکتوب در آورند، اما مهم اين است که کليسا اين آیین را به جا ميآورد. به هر حال پولس رسول به اين سنت اشاره داشت.
سنت پدران کلیسا راهنمایی ما در سفر ایمان است.
سنت هادی ما در تفسیر صحیح کلام خداست.
☦@LessonsOrthodox
رسولان در رسالات خود اموري را ثبت کردهاند که از راه سنت دریافت کردهاند
(الف) يهوداي رسول در رساله خود، به مجادله ميکاييل، فرشته اعظم با شيطان بر سر جسد موسي اشاره کرده ميگويد:
«حال آنکه حتي ميکاييل، فرشته اعظم، آنگاه که با ابليس بر سر جسد موسي مجادله ميکرد، جرأت نکرد خود او را به سبب اهانت محکوم کند، بلکه فقط گفت: خداوند تو را توبيخ نمايد»( یهودا 9).
هيچ يک از اينها در عهد عتيق اشاره نشده است، بنابراين احتمالاً يهودا آن را از طريق سنت دريافت کرده است.
(ب) هنگامیکه پولس رسول درباره هراس مردم از دريافت شريعت اعلام ميکند، ميگويد:
«آن مناظره چنان هراسناک بود که موسي گفت: از ترس به خود لرزيدم» (عبرانیان 12: 21).
اين فراز درباره موسي، نه در کتاب خروج و نه در کتاب تثنيه ثبت نشده است. بنابراين احتمالاً پولس رسول آن را از طريق سنت دريافته بود.
(ج) بعلاوه، در کتاب مکاشفه به بيعفتي بلعام اشاره ميکند که جزئيات آن در کتاب اعداد 24: 25 نوشته نشده است. در کتاب مکاشفه نوشته شده:
«لکن بحث کمي بر تو دارم که در آنجا اشخاصي را داري که متمسکند به تعليم بلعام که بالاق را آموخت که در راه بني اسرائيل سنگي مصادم بيندازد تا قربانيهاي بتها را بخورند و زنا کنند» (مکاشفه 2: 14).
در کتاب اعداد بيان شده که مردم اين کار را انجام دادند، اما ذکر نشده که اين تعليم بلعام بوده است. بنابراين يقيناً يوحناي رسول، کاتب کتاب مکاشفه، آن را از طريق سنت آموخته بود.
همچنين درباره بلعام، پطرس رسول ميگويد:
«راه راست را ترک گفته، و با در پيش گرفتن راه بلعام بن بعور که مزد ناراستي را دوست ميداشت گمراه گشتهاند» (دوم پطرس 2: 15)،
و همچنين يهوداي رسول ميگويد:
«واي بر آنان زيرا به راه قائن رفتهاند و در گمراهي بلعام گرفتار آمده در طغيان قورح هلاک گشتهاند ». (یهودا 11)
(د) به همين سان، يهوداي رسول نبوت خنوخ را بازگو ميکند که در عهد عتيق بدان اشارهاي نشده است. او ميگويد:
«خنوخ، که نسل هفتم پس از آدم بود، درباره همينها پيشگويي کرده ميگويد: هان، خداوند با هزاران هزار فرشته مقدس خود ميآيد تا بر همگان داوري کند و همه بيدينان را به سبب تمامي کارهاي خلاف دينداري که در بيديني کردهاند و به سزاي جمله سخنان زشتي که گناهکاران بيدين بر ضد او گفتهاند، به محکوميت رساند»( یهودا 14و 15).
مرجع اين نبوت میبايست سنت بوده باشد.
(ﻫ) امر ختنه، توسط خدا به پاتريارک ما ابراهيم سپرده شد (پیدایش باب 17) و توسط سنت به مردم سپرده شد، پيش از آنکه شريعت مکتوب شود.
☦@LessonsOrthodox
(الف) يهوداي رسول در رساله خود، به مجادله ميکاييل، فرشته اعظم با شيطان بر سر جسد موسي اشاره کرده ميگويد:
«حال آنکه حتي ميکاييل، فرشته اعظم، آنگاه که با ابليس بر سر جسد موسي مجادله ميکرد، جرأت نکرد خود او را به سبب اهانت محکوم کند، بلکه فقط گفت: خداوند تو را توبيخ نمايد»( یهودا 9).
هيچ يک از اينها در عهد عتيق اشاره نشده است، بنابراين احتمالاً يهودا آن را از طريق سنت دريافت کرده است.
(ب) هنگامیکه پولس رسول درباره هراس مردم از دريافت شريعت اعلام ميکند، ميگويد:
«آن مناظره چنان هراسناک بود که موسي گفت: از ترس به خود لرزيدم» (عبرانیان 12: 21).
اين فراز درباره موسي، نه در کتاب خروج و نه در کتاب تثنيه ثبت نشده است. بنابراين احتمالاً پولس رسول آن را از طريق سنت دريافته بود.
(ج) بعلاوه، در کتاب مکاشفه به بيعفتي بلعام اشاره ميکند که جزئيات آن در کتاب اعداد 24: 25 نوشته نشده است. در کتاب مکاشفه نوشته شده:
«لکن بحث کمي بر تو دارم که در آنجا اشخاصي را داري که متمسکند به تعليم بلعام که بالاق را آموخت که در راه بني اسرائيل سنگي مصادم بيندازد تا قربانيهاي بتها را بخورند و زنا کنند» (مکاشفه 2: 14).
در کتاب اعداد بيان شده که مردم اين کار را انجام دادند، اما ذکر نشده که اين تعليم بلعام بوده است. بنابراين يقيناً يوحناي رسول، کاتب کتاب مکاشفه، آن را از طريق سنت آموخته بود.
همچنين درباره بلعام، پطرس رسول ميگويد:
«راه راست را ترک گفته، و با در پيش گرفتن راه بلعام بن بعور که مزد ناراستي را دوست ميداشت گمراه گشتهاند» (دوم پطرس 2: 15)،
و همچنين يهوداي رسول ميگويد:
«واي بر آنان زيرا به راه قائن رفتهاند و در گمراهي بلعام گرفتار آمده در طغيان قورح هلاک گشتهاند ». (یهودا 11)
(د) به همين سان، يهوداي رسول نبوت خنوخ را بازگو ميکند که در عهد عتيق بدان اشارهاي نشده است. او ميگويد:
«خنوخ، که نسل هفتم پس از آدم بود، درباره همينها پيشگويي کرده ميگويد: هان، خداوند با هزاران هزار فرشته مقدس خود ميآيد تا بر همگان داوري کند و همه بيدينان را به سبب تمامي کارهاي خلاف دينداري که در بيديني کردهاند و به سزاي جمله سخنان زشتي که گناهکاران بيدين بر ضد او گفتهاند، به محکوميت رساند»( یهودا 14و 15).
مرجع اين نبوت میبايست سنت بوده باشد.
(ﻫ) امر ختنه، توسط خدا به پاتريارک ما ابراهيم سپرده شد (پیدایش باب 17) و توسط سنت به مردم سپرده شد، پيش از آنکه شريعت مکتوب شود.
☦@LessonsOrthodox
فواید سنت
(1) ما از طريق سنت، خود کتابمقدس را درک ميکنيم. کتب الهي به ما سپرده شدند ولی ما نميتوانستيم آنها را درک کنيم يا تشخيص دهيم، مگر از طريق سنت. شوراهاي مقدس کتب عهد جديد را براي ما مشخص کردند.
(2) از طريق سنت، ميراث کليسا، آيينها و قوانين آن به ما رسيدند.
(3) سنت، ايمان راستين را نسل به نسل براي ما محفوظ نگاه داشته است. اگر شرح و تفسير کتابمقدس به درک شخصي هرکس واگذار ميشد، به مذاهب و گروههاي بسياري از ايمان واحد تقسیم ميشدند، چراکه کتابمقدس يک چيز است و راه تفسير آن چیزی ديگر.
(4) سنت، تعاليم و اعتقادات معيني را براي ما حفظ کرده است، از جمله تقديس روز يکشنبه، کشيدن نشان صليب، قانون تکهمسری، دعا براي خفتگان(مردگان) و وظايف هر کاهن (کشيش).
سنت معتبر و سنت باطل
کساني که سنت را انکار میکنند، اظهار ميدارند که مسيح نيز سنت را انکار کرد آنگاه که فريسيان و معلمان دين را سرزنش کرده، فرمود:
«چرا شما خود براي حفظ سنت خويش، حکم خدا را زير پا ميگذاريد؟» (متی 15: 3)،
و برخي سنتهاي نادرست را نیز محکوم کرد. (متی 15: 4- 6)
همچنين ايشان از اين فراز پولس رسول استفاده ميکنند:
«بهوش باشيد که کسي شما را با فلسفهاي پوچ و فريبنده اسير نسازد، فلسفهاي که نه بر مسيح، بلکه بر سنت آدميان و اصول ابتدايي اين دنيا استوار است». (کولسیان 2: 8)
هنگامیکه از سنت سخن ميگوييم، مقصودمان سنتهاي عبثي نيست که انسانها ساختهاند و نه آن سنتهايي که برپايه الهيات و الهام از کتابمقدس نيست، از جمله سنتهايي که يسوع مسيح خداوند بطالتشان را آشکار کرده است. ليکن ما مقصودمان سنتهاي راستيني است که با موارد ذيل مطابقت دارند:
(1) تعاليم يسوع مسيح خداوند که از طريق سنت به ما سپرده شدهاند.
(2) سنتهاي رسولي، يعني تعاليم رسولان، که سينه به سينه و نسل به نسل به ما رسيدهاند.
(3) سنتهاي کليسايي، که بواسطه شوراهاي مقدس جهاني با توجه به کانونها و قوانين کليسا حکم شدهاند و آنچه که ما از پدران، معلمان و اساطير ايمان در کليسا به دست آوردهايم.
☦@LessonsOrthodox
(1) ما از طريق سنت، خود کتابمقدس را درک ميکنيم. کتب الهي به ما سپرده شدند ولی ما نميتوانستيم آنها را درک کنيم يا تشخيص دهيم، مگر از طريق سنت. شوراهاي مقدس کتب عهد جديد را براي ما مشخص کردند.
(2) از طريق سنت، ميراث کليسا، آيينها و قوانين آن به ما رسيدند.
(3) سنت، ايمان راستين را نسل به نسل براي ما محفوظ نگاه داشته است. اگر شرح و تفسير کتابمقدس به درک شخصي هرکس واگذار ميشد، به مذاهب و گروههاي بسياري از ايمان واحد تقسیم ميشدند، چراکه کتابمقدس يک چيز است و راه تفسير آن چیزی ديگر.
(4) سنت، تعاليم و اعتقادات معيني را براي ما حفظ کرده است، از جمله تقديس روز يکشنبه، کشيدن نشان صليب، قانون تکهمسری، دعا براي خفتگان(مردگان) و وظايف هر کاهن (کشيش).
سنت معتبر و سنت باطل
کساني که سنت را انکار میکنند، اظهار ميدارند که مسيح نيز سنت را انکار کرد آنگاه که فريسيان و معلمان دين را سرزنش کرده، فرمود:
«چرا شما خود براي حفظ سنت خويش، حکم خدا را زير پا ميگذاريد؟» (متی 15: 3)،
و برخي سنتهاي نادرست را نیز محکوم کرد. (متی 15: 4- 6)
همچنين ايشان از اين فراز پولس رسول استفاده ميکنند:
«بهوش باشيد که کسي شما را با فلسفهاي پوچ و فريبنده اسير نسازد، فلسفهاي که نه بر مسيح، بلکه بر سنت آدميان و اصول ابتدايي اين دنيا استوار است». (کولسیان 2: 8)
هنگامیکه از سنت سخن ميگوييم، مقصودمان سنتهاي عبثي نيست که انسانها ساختهاند و نه آن سنتهايي که برپايه الهيات و الهام از کتابمقدس نيست، از جمله سنتهايي که يسوع مسيح خداوند بطالتشان را آشکار کرده است. ليکن ما مقصودمان سنتهاي راستيني است که با موارد ذيل مطابقت دارند:
(1) تعاليم يسوع مسيح خداوند که از طريق سنت به ما سپرده شدهاند.
(2) سنتهاي رسولي، يعني تعاليم رسولان، که سينه به سينه و نسل به نسل به ما رسيدهاند.
(3) سنتهاي کليسايي، که بواسطه شوراهاي مقدس جهاني با توجه به کانونها و قوانين کليسا حکم شدهاند و آنچه که ما از پدران، معلمان و اساطير ايمان در کليسا به دست آوردهايم.
☦@LessonsOrthodox
اقتدار کليسا در وضع قوانین
اين اقتدار توسط خود خداوند به پدران رسولي داده شد آنگاه که فرمود:
«... هرآنچه بر زمين ببنديد، در آسمان بسته خواهد شد؛ و هر آنچه بر زمين بگشاييد، در آسمان گشوده خواهد شد» (متی 18:18).
کليسا اين مأموريتش را با نخستين شوراي کليسا در اورشليم (سال 45 م.) آغاز کرد. در اين شورا در مورد ايمان آوردن غيريهوديان بحث شد، و رسولان تصميم گرفتند باري بر دوش آنان ننهند و فرمودند:
«روحالقدس و ما مصلحت چنين ديديم که باري بر دوش شما ننهيم، جز اين ضروريات که از خوراک تقديمي به بتها و خون و گوشت حيوانات خفه شده و بيعفتي بپرهيزيد». (اعمال 15: 28، 29)
بنابراين شوراهاي مقدس، خواه محلي و خواه جهاني، هميشه از طريق اقتدار کليسا در تعليم، وضع قوانين و کانونيزه کردن [=تشریع] هدايت ميشد که خداوند آن را به روحانیون سپرد. اين شوراها، تعاليم، تصميمات و قوانين را براي کليسا مقرر کردند که در سنت کلیسایی جای گرفت.
شرايط سنت راستين
(1) با کتابمقدس ناسازگار نباشد (غلاطیان 1: 8)
(2) نبايد ساير سنتهاي کليسا را رد کند
(3) کليساها بايد آن را بپذيرند
ميدانيم که در هر نسل، مسائل جديدي برمیخیزند که در نسلهاي گذشته موجود نبودهاندکه نظر کلیسا درمورد این مسائل باید مشخص شود تا مردم از راه راست نلغزند و در تشخیص درست و نادرست سردرگم نشوند.زیرا همه مردم با کتابمقدس و شریعتهای دینی آشنایی ندارند و لذا کلیسا بنابر اقتدار خود، نظر دین را در مورد مسئله نوظهور اعلام میکند چنانکه کتابمقدس میگوید که شريعت از دهان کاهن طلبيده ميشود. (ملاکی 2: 7)
نسلها يکي پس از ديگري، تعاليم کليسا را از طريق سنت وارث شدهاند.
رسولان امر کردند که سنتها بايد حفظ شود
پولس رسول فرمود: «پس، اي برادران، استوار باشيد و سنتهايي را که چه با سخن زبان و چه با نامه به شما سپرديم، نگاه داريد» (دوم تسالونیکیان 2: 15).
وي همچنين فرمود: «به شما، ای برادران، دستور میدهیم، بنام خداوند یسوع مسیح، از هر برادری که در بینظمی رفتار مینماید و نه بر طبق آن سنتی که از ما دریافت کردهاید دوری کنید» (دوم تسالونیکیان 3: 6)،
و همچنين به قرنتيان گفت: «شما را تحسين ميکنم که در همه چيز مرا به ياد ميآوريد و سنتها را به همان شکل که به شما سپردم، حفظ ميکنيد». (اول قرنتیان 11: 2)
☦@LessonsOrthodox
اين اقتدار توسط خود خداوند به پدران رسولي داده شد آنگاه که فرمود:
«... هرآنچه بر زمين ببنديد، در آسمان بسته خواهد شد؛ و هر آنچه بر زمين بگشاييد، در آسمان گشوده خواهد شد» (متی 18:18).
کليسا اين مأموريتش را با نخستين شوراي کليسا در اورشليم (سال 45 م.) آغاز کرد. در اين شورا در مورد ايمان آوردن غيريهوديان بحث شد، و رسولان تصميم گرفتند باري بر دوش آنان ننهند و فرمودند:
«روحالقدس و ما مصلحت چنين ديديم که باري بر دوش شما ننهيم، جز اين ضروريات که از خوراک تقديمي به بتها و خون و گوشت حيوانات خفه شده و بيعفتي بپرهيزيد». (اعمال 15: 28، 29)
بنابراين شوراهاي مقدس، خواه محلي و خواه جهاني، هميشه از طريق اقتدار کليسا در تعليم، وضع قوانين و کانونيزه کردن [=تشریع] هدايت ميشد که خداوند آن را به روحانیون سپرد. اين شوراها، تعاليم، تصميمات و قوانين را براي کليسا مقرر کردند که در سنت کلیسایی جای گرفت.
شرايط سنت راستين
(1) با کتابمقدس ناسازگار نباشد (غلاطیان 1: 8)
(2) نبايد ساير سنتهاي کليسا را رد کند
(3) کليساها بايد آن را بپذيرند
ميدانيم که در هر نسل، مسائل جديدي برمیخیزند که در نسلهاي گذشته موجود نبودهاندکه نظر کلیسا درمورد این مسائل باید مشخص شود تا مردم از راه راست نلغزند و در تشخیص درست و نادرست سردرگم نشوند.زیرا همه مردم با کتابمقدس و شریعتهای دینی آشنایی ندارند و لذا کلیسا بنابر اقتدار خود، نظر دین را در مورد مسئله نوظهور اعلام میکند چنانکه کتابمقدس میگوید که شريعت از دهان کاهن طلبيده ميشود. (ملاکی 2: 7)
نسلها يکي پس از ديگري، تعاليم کليسا را از طريق سنت وارث شدهاند.
رسولان امر کردند که سنتها بايد حفظ شود
پولس رسول فرمود: «پس، اي برادران، استوار باشيد و سنتهايي را که چه با سخن زبان و چه با نامه به شما سپرديم، نگاه داريد» (دوم تسالونیکیان 2: 15).
وي همچنين فرمود: «به شما، ای برادران، دستور میدهیم، بنام خداوند یسوع مسیح، از هر برادری که در بینظمی رفتار مینماید و نه بر طبق آن سنتی که از ما دریافت کردهاید دوری کنید» (دوم تسالونیکیان 3: 6)،
و همچنين به قرنتيان گفت: «شما را تحسين ميکنم که در همه چيز مرا به ياد ميآوريد و سنتها را به همان شکل که به شما سپردم، حفظ ميکنيد». (اول قرنتیان 11: 2)
☦@LessonsOrthodox
پروتستانها نیز علیرغم مخالفت با آن ،سنت خود را دارند
این سنت همان نظامی است که آنها را برای پرستش خدا گرد هم میآورد که از آن جمله میتوان به تعیین شبانان، ازدواج، و سایر مراسمشان اشاره کرد.
هیچیک از پروتستانها آنچه را که دلبخواهی است نمیکنند بلکه قواعدی وجود دارد که از آن پیروی میکنند.
یقیناً اینها سنت هستند، تفاوتی نمیکند که خودشان بر آن چه نامی نهند.
با اینکه پروتستانها سنت مقدس را رد میکنند، اما سنتهای خودشان را دارند که وفادارانه از آنها پیروی میکنند و همچنین آیینهای خاص خودشان را دارند هرچند که آیینها را نمیپذیرند. آنان برای خود دعاهای مکتوب و قرائتنامههایی برای دستگذاری، ازدواج، تعمید و تشییع جنازه دارند هرچند مناجاتها را رد میکنند.
این نشان میدهد که آنان نیز سنتها دارند، اما سنتهایی را که با اعتقاد خودشان همخوانی ندارد انکار میکنند. سنتها میراث ارزشمندی هستند و هیچ کلیسایی نباید آن را از دست بدهد و در غیر اینصورت از گذشته خویش محروم و عاری از تجربههای گذشتگان خواهد بود.
کتاب مقدس بدون سنت راه را برای درک اشتباه و ورود به بدعت شدن باز می کند. ولی وقتی کلیسا با کمک سنت کتاب مقدس را تفسیر می کند، ایمان صحیح و ارتودکسی مشهود می شود.
☦@LessonsOrthodox
این سنت همان نظامی است که آنها را برای پرستش خدا گرد هم میآورد که از آن جمله میتوان به تعیین شبانان، ازدواج، و سایر مراسمشان اشاره کرد.
هیچیک از پروتستانها آنچه را که دلبخواهی است نمیکنند بلکه قواعدی وجود دارد که از آن پیروی میکنند.
یقیناً اینها سنت هستند، تفاوتی نمیکند که خودشان بر آن چه نامی نهند.
با اینکه پروتستانها سنت مقدس را رد میکنند، اما سنتهای خودشان را دارند که وفادارانه از آنها پیروی میکنند و همچنین آیینهای خاص خودشان را دارند هرچند که آیینها را نمیپذیرند. آنان برای خود دعاهای مکتوب و قرائتنامههایی برای دستگذاری، ازدواج، تعمید و تشییع جنازه دارند هرچند مناجاتها را رد میکنند.
این نشان میدهد که آنان نیز سنتها دارند، اما سنتهایی را که با اعتقاد خودشان همخوانی ندارد انکار میکنند. سنتها میراث ارزشمندی هستند و هیچ کلیسایی نباید آن را از دست بدهد و در غیر اینصورت از گذشته خویش محروم و عاری از تجربههای گذشتگان خواهد بود.
کتاب مقدس بدون سنت راه را برای درک اشتباه و ورود به بدعت شدن باز می کند. ولی وقتی کلیسا با کمک سنت کتاب مقدس را تفسیر می کند، ایمان صحیح و ارتودکسی مشهود می شود.
☦@LessonsOrthodox
🎗گفتمان 🎗
شخص۱: آیا انسان میتواند بدون سنت زندگی کند ؟
آرتین: البته همانطور که گفتم تاکید ما بر سنت الهی می باشد. سنت های انسانی می توانند مفید و مضر باشند. عیسی گفت : انسان نه محض نان زیست می کند بلکه بر هر کلمه ای که از دهان خدا صادر می شود. ما معتقدیم که کتاب مقدس و سنت های الهی همسو با کلام از طرف خدا می باشند و برای زندگی مفیدند.
بنظر من ،آنها که فقط بر کتاب مقدس تاکید می کنند و سنت الهی را کاملا نهی می کنند،قسمتی از برکات الهی را از دست می دهند.
شخص۲: بدون سنت ما حتی لیتورجی الهی و قربانی مقدس مسیح یعنی عشا ربانی مقدس و آیین کلیسا را هم نخواهیم داشت پس این فقط مفید بودن نیست بلکه سنت مقدس ارتدوکس از ضروریات زندگی در مسیح است.
آرتین: درست است. سنت باعث شده است دانه خردل که سمبل کلیسا می باشد درخت بزرگی شود. سنت رازهای کلیسا را غنی کرده است.
شخص۱: در دیدگاه روحانی و الهی یک انسان میتواند نماینده تمام نسل بشر باشد
انسان تنها موجودی است که این قابلیت را دارد که از تاریخ درس بگیرد
مسیح کاملا خود را به انبیای قبل از خود خود را وصل میدانست و در زمان حال نیز هم در جزییات و هم در کلیات کاملا از وجود خود آگاهی داشت و همینطور به ایمانداران آینده نیز بسیار تعمق و دعا میکرد انسان در هر زمینه ایی که بخواهد رشد کند باید به تمام کسانیکه در آن زمینه تلاش کرده اند و تجربه و خدمت دارند خود را وصل بداند زیرا عمر او کفاف تمام تجربیات را ندارد زندگی کردن بدون سنت برای انسان اجتماعی به هیچ وجه ممکن نیست.
شخص۲: کاملا درست می فرمائید بدون سنت ممکن نیست کسی در مسیح رشد کند و حتی مسیر نجات را طی کند.
زندگی مسیحی بدون سنت درست مثل این می مونه که یکی بخواد بدون دانستن کلام خدا و انجیل ، او را پیروی کند.
مسیحی که سنت مقدس را رد می کند، در واقع دارد کلیسا را رد می کند.
آرتین: خیلی از پروتستانها وقتی ما می گوییم سنت مهم است. فکر می کنند ما به دنبال خرافات و سنت های انسانی و فرهنگی هستیم. ما وظیفه داریم به آنها با محبت و صبر توضیح دهیم که منظور ما از سنت تعالیم شفاهی رسولان و پدران کلیسا می باشد که همسو با کتاب مقدس است و این سنت کتاب مقدس را برای ما بهتر و صحیح تر تفسیر می کند و باعث غنی و رشد کلیسا می شود.
شخص۲: برادرم کسی که بخواهد حقیقت را بفهمد حتما مطالعه می کند و می خواند. و من این آرزویم برای عزیزان پروتستان است که با کلیسای حقیقی خداوند آشنا شوند چرا که بسیار دیده ام عاشقان مسیح که در مسیری غلط تکاپو می کنند.
آرتین: صلیب کشیدن بر بدن و روشن کردن شمع و دعا کردن بدینوسیله تنها دو نمونه از سنت های زیبا و مهمی هستند که از ایام رسولان به ما رسیده ولی متاسفانه پروتستانها خود را از برکات آن محروم می کنند.
شخص۲: چه زیبا گفتید همین رسم نشان صلیب آنچنان قدرتی دارد که من گاه افسوس می خورم چطور ایماندارانی به مسیح خود را از برکات و محافظت آن محروم می کنند.
من مخالف این هستم که چون در کلیسایی وارد شدم ابتدا تا آخر باید آنجا بمانم همانطور که خود چنین نکردم. مثل این می ماند که چون در خانواده ای مسلمان به دنیا آمدم باید تا آخر عمر مسلمان بمانم. انسانها در قبال خودشان مسول هستند وقتی حقیقت را در می یابند و کج می روند باید خودشان پاسخ گو باشند. و ما در این گروه و کانالهای خود جز این هدفی نداریم که کلیسای راستین خداوند را به همگان معرفی کنیم . مفت یافته ایم و باید مفت بدهیم.
البته این کاملا با وفاداری به کلیسا متفاوت است من دارم از شناخت کلیسای راستین صحبت می کنم.
شخص۱: کسانیکه نوازنده هستند بخوبی میدانند که انگشتان انسان با ذهن او چقدر ناهماهنگ است و چقدر به تمرین نیاز دارد
کسانیکه ورزش میکنند بخوبی میدانند اندام سمت چپ با سمت راست چقدر به تمرین نیاز دارد تا هماهنگی ایجاد شود.
و کسانیکه کتاب مقدس را درک کرده اند میدانند قلب انسان چقدر کثیف و ناهماهنگ است و چقدر به تکرار و تمرین نیاز دارد.
آرتین: وقتی مسیح گفت اینطور دعا کنید و دعای (ای پدر ما) را یاد داد، وقتی از آن در کلیسا هایشان اصلا استفاده نمی کنند. یعنی مخالفت با کلام مسیح. حتی به قول خودشان به کتاب مقدسی که سنت را تایید می کند و بر دعاهای کتبی صحت می گذارد متاسفانه پایبند نیستند.
شخص۲: اصلا یه چیز مهمتر، مگه پولس رسول در رومیان باب ۸ نفرموده است که انسان حتی نمی داند چطور برای خود دعا کند، اما روح می داند او به چه نیاز دارد و چطور باید دعا کند، مزامیر از روح القدس هستند.
آرتین: صحیح است. مزامیر همیشه در حیات کلیساهای رسولی نقش اساسی داشته است.
یکی از خوبیهای دعاهای کتبی این است که به ما کمک می کنند صحیح دعا کردن را یاد بگیریم. البته این به آن معنا نیست که ما دعاهای قلب خودمان انجام ندهیم. ولی اگر از هر دو استفاده کنیم قلب و فکرمان پر از مشارکت با خدا خواهد شد.
☦@LessonsOrthodox
شخص۱: آیا انسان میتواند بدون سنت زندگی کند ؟
آرتین: البته همانطور که گفتم تاکید ما بر سنت الهی می باشد. سنت های انسانی می توانند مفید و مضر باشند. عیسی گفت : انسان نه محض نان زیست می کند بلکه بر هر کلمه ای که از دهان خدا صادر می شود. ما معتقدیم که کتاب مقدس و سنت های الهی همسو با کلام از طرف خدا می باشند و برای زندگی مفیدند.
بنظر من ،آنها که فقط بر کتاب مقدس تاکید می کنند و سنت الهی را کاملا نهی می کنند،قسمتی از برکات الهی را از دست می دهند.
شخص۲: بدون سنت ما حتی لیتورجی الهی و قربانی مقدس مسیح یعنی عشا ربانی مقدس و آیین کلیسا را هم نخواهیم داشت پس این فقط مفید بودن نیست بلکه سنت مقدس ارتدوکس از ضروریات زندگی در مسیح است.
آرتین: درست است. سنت باعث شده است دانه خردل که سمبل کلیسا می باشد درخت بزرگی شود. سنت رازهای کلیسا را غنی کرده است.
شخص۱: در دیدگاه روحانی و الهی یک انسان میتواند نماینده تمام نسل بشر باشد
انسان تنها موجودی است که این قابلیت را دارد که از تاریخ درس بگیرد
مسیح کاملا خود را به انبیای قبل از خود خود را وصل میدانست و در زمان حال نیز هم در جزییات و هم در کلیات کاملا از وجود خود آگاهی داشت و همینطور به ایمانداران آینده نیز بسیار تعمق و دعا میکرد انسان در هر زمینه ایی که بخواهد رشد کند باید به تمام کسانیکه در آن زمینه تلاش کرده اند و تجربه و خدمت دارند خود را وصل بداند زیرا عمر او کفاف تمام تجربیات را ندارد زندگی کردن بدون سنت برای انسان اجتماعی به هیچ وجه ممکن نیست.
شخص۲: کاملا درست می فرمائید بدون سنت ممکن نیست کسی در مسیح رشد کند و حتی مسیر نجات را طی کند.
زندگی مسیحی بدون سنت درست مثل این می مونه که یکی بخواد بدون دانستن کلام خدا و انجیل ، او را پیروی کند.
مسیحی که سنت مقدس را رد می کند، در واقع دارد کلیسا را رد می کند.
آرتین: خیلی از پروتستانها وقتی ما می گوییم سنت مهم است. فکر می کنند ما به دنبال خرافات و سنت های انسانی و فرهنگی هستیم. ما وظیفه داریم به آنها با محبت و صبر توضیح دهیم که منظور ما از سنت تعالیم شفاهی رسولان و پدران کلیسا می باشد که همسو با کتاب مقدس است و این سنت کتاب مقدس را برای ما بهتر و صحیح تر تفسیر می کند و باعث غنی و رشد کلیسا می شود.
شخص۲: برادرم کسی که بخواهد حقیقت را بفهمد حتما مطالعه می کند و می خواند. و من این آرزویم برای عزیزان پروتستان است که با کلیسای حقیقی خداوند آشنا شوند چرا که بسیار دیده ام عاشقان مسیح که در مسیری غلط تکاپو می کنند.
آرتین: صلیب کشیدن بر بدن و روشن کردن شمع و دعا کردن بدینوسیله تنها دو نمونه از سنت های زیبا و مهمی هستند که از ایام رسولان به ما رسیده ولی متاسفانه پروتستانها خود را از برکات آن محروم می کنند.
شخص۲: چه زیبا گفتید همین رسم نشان صلیب آنچنان قدرتی دارد که من گاه افسوس می خورم چطور ایماندارانی به مسیح خود را از برکات و محافظت آن محروم می کنند.
من مخالف این هستم که چون در کلیسایی وارد شدم ابتدا تا آخر باید آنجا بمانم همانطور که خود چنین نکردم. مثل این می ماند که چون در خانواده ای مسلمان به دنیا آمدم باید تا آخر عمر مسلمان بمانم. انسانها در قبال خودشان مسول هستند وقتی حقیقت را در می یابند و کج می روند باید خودشان پاسخ گو باشند. و ما در این گروه و کانالهای خود جز این هدفی نداریم که کلیسای راستین خداوند را به همگان معرفی کنیم . مفت یافته ایم و باید مفت بدهیم.
البته این کاملا با وفاداری به کلیسا متفاوت است من دارم از شناخت کلیسای راستین صحبت می کنم.
شخص۱: کسانیکه نوازنده هستند بخوبی میدانند که انگشتان انسان با ذهن او چقدر ناهماهنگ است و چقدر به تمرین نیاز دارد
کسانیکه ورزش میکنند بخوبی میدانند اندام سمت چپ با سمت راست چقدر به تمرین نیاز دارد تا هماهنگی ایجاد شود.
و کسانیکه کتاب مقدس را درک کرده اند میدانند قلب انسان چقدر کثیف و ناهماهنگ است و چقدر به تکرار و تمرین نیاز دارد.
آرتین: وقتی مسیح گفت اینطور دعا کنید و دعای (ای پدر ما) را یاد داد، وقتی از آن در کلیسا هایشان اصلا استفاده نمی کنند. یعنی مخالفت با کلام مسیح. حتی به قول خودشان به کتاب مقدسی که سنت را تایید می کند و بر دعاهای کتبی صحت می گذارد متاسفانه پایبند نیستند.
شخص۲: اصلا یه چیز مهمتر، مگه پولس رسول در رومیان باب ۸ نفرموده است که انسان حتی نمی داند چطور برای خود دعا کند، اما روح می داند او به چه نیاز دارد و چطور باید دعا کند، مزامیر از روح القدس هستند.
آرتین: صحیح است. مزامیر همیشه در حیات کلیساهای رسولی نقش اساسی داشته است.
یکی از خوبیهای دعاهای کتبی این است که به ما کمک می کنند صحیح دعا کردن را یاد بگیریم. البته این به آن معنا نیست که ما دعاهای قلب خودمان انجام ندهیم. ولی اگر از هر دو استفاده کنیم قلب و فکرمان پر از مشارکت با خدا خواهد شد.
☦@LessonsOrthodox
🔆کانالهای تلگرامی، وبسایت، اینستا و فیسبوک ما:
🛐@Rudder_Church دعاهای ارتدوکس
🆔@ORTHODOXIRAN ایران ارتدوکس
☦@LessonsOrthodox دروس ارتدوکس
🎦@VideoBible ویدئوهای کتاب مقدسی
http://oodegr.com/persia/persian.htm وبسایت
https://instagram.com/orthodoxiran اینستاگرام
▶️@IranOrthodox فیسبوک
✅ لطفا برای برکت خود و دیگران با دوستانتان به اشتراک بگذارید🌹
🛐@Rudder_Church دعاهای ارتدوکس
🆔@ORTHODOXIRAN ایران ارتدوکس
☦@LessonsOrthodox دروس ارتدوکس
🎦@VideoBible ویدئوهای کتاب مقدسی
http://oodegr.com/persia/persian.htm وبسایت
https://instagram.com/orthodoxiran اینستاگرام
▶️@IranOrthodox فیسبوک
✅ لطفا برای برکت خود و دیگران با دوستانتان به اشتراک بگذارید🌹