همچنين پولس رسول به شاگرد خود تيموتائوس، اسقف افسس ميگويد:
«آنچه را که در حضور گواهان بسيار از من شنيدي، به مردمان اميني بسپار که از عهده آموزش ديگران نيز برآيند» (دوم تیموتائوس 2:2).
در اينجا رسول به «شنيدن» اشاره ميکند نه «نوشتن».
او بر ما آشکار نمیکند که شاگردش چه چيزي را از وي شنيده بود. اما بدون شک، آن تعاليم از پولس به تيموتائوس، و سپس به مردمان امين و قابل اطمينان سپرده شد و آنان نيز آن امانت را به ديگران سپردند. و اين امانتگذاري ادامه يافت تا به دست ما رسيد.
کساني که به اصرار ميخواهند همه چيز را از طريق يک آيه از کتابمقدس ثابت کنند، به واژه «روياروي» (دوم یوحنا 12)که رسول گفته بود، آن تعاليم رسولي در مورد کليسا که نوشته نشده بود (اول قرنتیان 11: 34) ، آن اوامر رسولان به شاگردانشان (تیتوس 1: 5) ، و تعاليم رسولياي که بدون وجود يک آيه در اناجيل يا رسالات به حيات کليسا داخل شدند ، بياعتنايي ميکنند.
تقديس [=تخصيص] روز يکشنبه به عنوان روز خداوند
تمامي مسيحياني که تنها به کتابمقدس ايمان دارند و با سنت کليسا مخالفند، روز يکشنبه را به جاي روز شنبه، به خداوند تخصيص ميدهند و به معناي تحتاللفظی اين آيات که «روز سبت را ياد کن تا آن را تقديس نمايي» (خروج 20: 8) و «روز سبت را نگاه دار و آن را تقديس نما»، (تثنیه 5: 12) وفادار نيستند. از کجا اين تعليم را به دست آوردهاند که روز يکشنبه را به جاي روز شنبه وقف خداوند کنند؟ از طريق کتابمقدس يا از طريق سنت؟ بدون شک، از طريق سنت، زيرا هيچ آيهاي وجود ندارد که بگويد «روز يکشنبه را ياد کن تا آن را تقديس نمايي» يا «روز يکشنبه را نگاه دار و آن را تقديس نما و در آن هيچ کاري مکن».
تقديس روز يکشنبه يک سنتي کليسايي شده است، که رسولان آن را از تعاليم يسوع مسيح خداوند به دست آورده بودند. اين موضوع به وضوح در اناجيل نوشته نشده است اما مراجعي در کتاب اعمال رسولان وجود دارد که اين امانت الهي را ميرسانند. بنابراين اين موضوع به يک عمل آشکار در کليسا تبديل شد بدون آنکه نيازي به دستورات مکتوب بوده باشد. اتحاد تمام کليساها در تقديس روز يکشنبه، يک تصديق براي سنت است.
تعمید کودکان و تعمید در نان پدر ، پسر و روح القدس هم علاوه بر دلایل کتاب مقدسی، تائید سنت و تاریخ کلیسای اولیه را دارد.
از جمله موارد مهمی که از طریق سنت رسولان به ما رسیده اند عبارتند از : صلیب کشیدن بر بدن، شمع روشن کردن موقع دعا، نام تثلیت، غنی کردن رازهای کلیسایی، به آسمان برده شدن مریم مقدس مادر خداوندمان،مشخص شده نویسنده های اناجیل، تایید کتب رسمی عهد جدید و....
پولس در رساله خود به تعليمي که از خداوند يافته است اشاره میکند
رسول، با توجه به آیین قرباني مقدس ميگويد:
«زيرا من از خداوند يافتم آنچه را به شما نيز سپردم، که يسوع خداوند در شبي که او را تسليم دشمن کردند، نان را گرفت (اول قرنتیان 11: 23) ».
در اينجا رسول درمورد امانتي که از خداوند يافته بود و به کليساي قرنتس امر کرده بود سخن میگوید. (در آن زمان اناجیل نوشته شده نبودند).
کتابمقدس روشن نمیسازد که پولس رسول آن را چگونه و در چه زماني از خداوند يافته بود. او به ما در مورد دگماهاي [=اصول عقايد] کليسا و اينکه چگونه از طريق سنت وارد کليسا شدهاند معرفت ميدهد.
ما از اناجيل در مييابيم که رسولان، آیین قرباني مقدس را از خداوند دريافت کردهاند. اما ايشان نگفتهاند که اين آیین را چگونه به کليسا سپردهاند. لازم نبود که آن را به صورت مکتوب در آورند، اما مهم اين است که کليسا اين آیین را به جا ميآورد. به هر حال پولس رسول به اين سنت اشاره داشت.
سنت پدران کلیسا راهنمایی ما در سفر ایمان است.
سنت هادی ما در تفسیر صحیح کلام خداست.
☦@LessonsOrthodox
«آنچه را که در حضور گواهان بسيار از من شنيدي، به مردمان اميني بسپار که از عهده آموزش ديگران نيز برآيند» (دوم تیموتائوس 2:2).
در اينجا رسول به «شنيدن» اشاره ميکند نه «نوشتن».
او بر ما آشکار نمیکند که شاگردش چه چيزي را از وي شنيده بود. اما بدون شک، آن تعاليم از پولس به تيموتائوس، و سپس به مردمان امين و قابل اطمينان سپرده شد و آنان نيز آن امانت را به ديگران سپردند. و اين امانتگذاري ادامه يافت تا به دست ما رسيد.
کساني که به اصرار ميخواهند همه چيز را از طريق يک آيه از کتابمقدس ثابت کنند، به واژه «روياروي» (دوم یوحنا 12)که رسول گفته بود، آن تعاليم رسولي در مورد کليسا که نوشته نشده بود (اول قرنتیان 11: 34) ، آن اوامر رسولان به شاگردانشان (تیتوس 1: 5) ، و تعاليم رسولياي که بدون وجود يک آيه در اناجيل يا رسالات به حيات کليسا داخل شدند ، بياعتنايي ميکنند.
تقديس [=تخصيص] روز يکشنبه به عنوان روز خداوند
تمامي مسيحياني که تنها به کتابمقدس ايمان دارند و با سنت کليسا مخالفند، روز يکشنبه را به جاي روز شنبه، به خداوند تخصيص ميدهند و به معناي تحتاللفظی اين آيات که «روز سبت را ياد کن تا آن را تقديس نمايي» (خروج 20: 8) و «روز سبت را نگاه دار و آن را تقديس نما»، (تثنیه 5: 12) وفادار نيستند. از کجا اين تعليم را به دست آوردهاند که روز يکشنبه را به جاي روز شنبه وقف خداوند کنند؟ از طريق کتابمقدس يا از طريق سنت؟ بدون شک، از طريق سنت، زيرا هيچ آيهاي وجود ندارد که بگويد «روز يکشنبه را ياد کن تا آن را تقديس نمايي» يا «روز يکشنبه را نگاه دار و آن را تقديس نما و در آن هيچ کاري مکن».
تقديس روز يکشنبه يک سنتي کليسايي شده است، که رسولان آن را از تعاليم يسوع مسيح خداوند به دست آورده بودند. اين موضوع به وضوح در اناجيل نوشته نشده است اما مراجعي در کتاب اعمال رسولان وجود دارد که اين امانت الهي را ميرسانند. بنابراين اين موضوع به يک عمل آشکار در کليسا تبديل شد بدون آنکه نيازي به دستورات مکتوب بوده باشد. اتحاد تمام کليساها در تقديس روز يکشنبه، يک تصديق براي سنت است.
تعمید کودکان و تعمید در نان پدر ، پسر و روح القدس هم علاوه بر دلایل کتاب مقدسی، تائید سنت و تاریخ کلیسای اولیه را دارد.
از جمله موارد مهمی که از طریق سنت رسولان به ما رسیده اند عبارتند از : صلیب کشیدن بر بدن، شمع روشن کردن موقع دعا، نام تثلیت، غنی کردن رازهای کلیسایی، به آسمان برده شدن مریم مقدس مادر خداوندمان،مشخص شده نویسنده های اناجیل، تایید کتب رسمی عهد جدید و....
پولس در رساله خود به تعليمي که از خداوند يافته است اشاره میکند
رسول، با توجه به آیین قرباني مقدس ميگويد:
«زيرا من از خداوند يافتم آنچه را به شما نيز سپردم، که يسوع خداوند در شبي که او را تسليم دشمن کردند، نان را گرفت (اول قرنتیان 11: 23) ».
در اينجا رسول درمورد امانتي که از خداوند يافته بود و به کليساي قرنتس امر کرده بود سخن میگوید. (در آن زمان اناجیل نوشته شده نبودند).
کتابمقدس روشن نمیسازد که پولس رسول آن را چگونه و در چه زماني از خداوند يافته بود. او به ما در مورد دگماهاي [=اصول عقايد] کليسا و اينکه چگونه از طريق سنت وارد کليسا شدهاند معرفت ميدهد.
ما از اناجيل در مييابيم که رسولان، آیین قرباني مقدس را از خداوند دريافت کردهاند. اما ايشان نگفتهاند که اين آیین را چگونه به کليسا سپردهاند. لازم نبود که آن را به صورت مکتوب در آورند، اما مهم اين است که کليسا اين آیین را به جا ميآورد. به هر حال پولس رسول به اين سنت اشاره داشت.
سنت پدران کلیسا راهنمایی ما در سفر ایمان است.
سنت هادی ما در تفسیر صحیح کلام خداست.
☦@LessonsOrthodox
رسولان در رسالات خود اموري را ثبت کردهاند که از راه سنت دریافت کردهاند
(الف) يهوداي رسول در رساله خود، به مجادله ميکاييل، فرشته اعظم با شيطان بر سر جسد موسي اشاره کرده ميگويد:
«حال آنکه حتي ميکاييل، فرشته اعظم، آنگاه که با ابليس بر سر جسد موسي مجادله ميکرد، جرأت نکرد خود او را به سبب اهانت محکوم کند، بلکه فقط گفت: خداوند تو را توبيخ نمايد»( یهودا 9).
هيچ يک از اينها در عهد عتيق اشاره نشده است، بنابراين احتمالاً يهودا آن را از طريق سنت دريافت کرده است.
(ب) هنگامیکه پولس رسول درباره هراس مردم از دريافت شريعت اعلام ميکند، ميگويد:
«آن مناظره چنان هراسناک بود که موسي گفت: از ترس به خود لرزيدم» (عبرانیان 12: 21).
اين فراز درباره موسي، نه در کتاب خروج و نه در کتاب تثنيه ثبت نشده است. بنابراين احتمالاً پولس رسول آن را از طريق سنت دريافته بود.
(ج) بعلاوه، در کتاب مکاشفه به بيعفتي بلعام اشاره ميکند که جزئيات آن در کتاب اعداد 24: 25 نوشته نشده است. در کتاب مکاشفه نوشته شده:
«لکن بحث کمي بر تو دارم که در آنجا اشخاصي را داري که متمسکند به تعليم بلعام که بالاق را آموخت که در راه بني اسرائيل سنگي مصادم بيندازد تا قربانيهاي بتها را بخورند و زنا کنند» (مکاشفه 2: 14).
در کتاب اعداد بيان شده که مردم اين کار را انجام دادند، اما ذکر نشده که اين تعليم بلعام بوده است. بنابراين يقيناً يوحناي رسول، کاتب کتاب مکاشفه، آن را از طريق سنت آموخته بود.
همچنين درباره بلعام، پطرس رسول ميگويد:
«راه راست را ترک گفته، و با در پيش گرفتن راه بلعام بن بعور که مزد ناراستي را دوست ميداشت گمراه گشتهاند» (دوم پطرس 2: 15)،
و همچنين يهوداي رسول ميگويد:
«واي بر آنان زيرا به راه قائن رفتهاند و در گمراهي بلعام گرفتار آمده در طغيان قورح هلاک گشتهاند ». (یهودا 11)
(د) به همين سان، يهوداي رسول نبوت خنوخ را بازگو ميکند که در عهد عتيق بدان اشارهاي نشده است. او ميگويد:
«خنوخ، که نسل هفتم پس از آدم بود، درباره همينها پيشگويي کرده ميگويد: هان، خداوند با هزاران هزار فرشته مقدس خود ميآيد تا بر همگان داوري کند و همه بيدينان را به سبب تمامي کارهاي خلاف دينداري که در بيديني کردهاند و به سزاي جمله سخنان زشتي که گناهکاران بيدين بر ضد او گفتهاند، به محکوميت رساند»( یهودا 14و 15).
مرجع اين نبوت میبايست سنت بوده باشد.
(ﻫ) امر ختنه، توسط خدا به پاتريارک ما ابراهيم سپرده شد (پیدایش باب 17) و توسط سنت به مردم سپرده شد، پيش از آنکه شريعت مکتوب شود.
☦@LessonsOrthodox
(الف) يهوداي رسول در رساله خود، به مجادله ميکاييل، فرشته اعظم با شيطان بر سر جسد موسي اشاره کرده ميگويد:
«حال آنکه حتي ميکاييل، فرشته اعظم، آنگاه که با ابليس بر سر جسد موسي مجادله ميکرد، جرأت نکرد خود او را به سبب اهانت محکوم کند، بلکه فقط گفت: خداوند تو را توبيخ نمايد»( یهودا 9).
هيچ يک از اينها در عهد عتيق اشاره نشده است، بنابراين احتمالاً يهودا آن را از طريق سنت دريافت کرده است.
(ب) هنگامیکه پولس رسول درباره هراس مردم از دريافت شريعت اعلام ميکند، ميگويد:
«آن مناظره چنان هراسناک بود که موسي گفت: از ترس به خود لرزيدم» (عبرانیان 12: 21).
اين فراز درباره موسي، نه در کتاب خروج و نه در کتاب تثنيه ثبت نشده است. بنابراين احتمالاً پولس رسول آن را از طريق سنت دريافته بود.
(ج) بعلاوه، در کتاب مکاشفه به بيعفتي بلعام اشاره ميکند که جزئيات آن در کتاب اعداد 24: 25 نوشته نشده است. در کتاب مکاشفه نوشته شده:
«لکن بحث کمي بر تو دارم که در آنجا اشخاصي را داري که متمسکند به تعليم بلعام که بالاق را آموخت که در راه بني اسرائيل سنگي مصادم بيندازد تا قربانيهاي بتها را بخورند و زنا کنند» (مکاشفه 2: 14).
در کتاب اعداد بيان شده که مردم اين کار را انجام دادند، اما ذکر نشده که اين تعليم بلعام بوده است. بنابراين يقيناً يوحناي رسول، کاتب کتاب مکاشفه، آن را از طريق سنت آموخته بود.
همچنين درباره بلعام، پطرس رسول ميگويد:
«راه راست را ترک گفته، و با در پيش گرفتن راه بلعام بن بعور که مزد ناراستي را دوست ميداشت گمراه گشتهاند» (دوم پطرس 2: 15)،
و همچنين يهوداي رسول ميگويد:
«واي بر آنان زيرا به راه قائن رفتهاند و در گمراهي بلعام گرفتار آمده در طغيان قورح هلاک گشتهاند ». (یهودا 11)
(د) به همين سان، يهوداي رسول نبوت خنوخ را بازگو ميکند که در عهد عتيق بدان اشارهاي نشده است. او ميگويد:
«خنوخ، که نسل هفتم پس از آدم بود، درباره همينها پيشگويي کرده ميگويد: هان، خداوند با هزاران هزار فرشته مقدس خود ميآيد تا بر همگان داوري کند و همه بيدينان را به سبب تمامي کارهاي خلاف دينداري که در بيديني کردهاند و به سزاي جمله سخنان زشتي که گناهکاران بيدين بر ضد او گفتهاند، به محکوميت رساند»( یهودا 14و 15).
مرجع اين نبوت میبايست سنت بوده باشد.
(ﻫ) امر ختنه، توسط خدا به پاتريارک ما ابراهيم سپرده شد (پیدایش باب 17) و توسط سنت به مردم سپرده شد، پيش از آنکه شريعت مکتوب شود.
☦@LessonsOrthodox
فواید سنت
(1) ما از طريق سنت، خود کتابمقدس را درک ميکنيم. کتب الهي به ما سپرده شدند ولی ما نميتوانستيم آنها را درک کنيم يا تشخيص دهيم، مگر از طريق سنت. شوراهاي مقدس کتب عهد جديد را براي ما مشخص کردند.
(2) از طريق سنت، ميراث کليسا، آيينها و قوانين آن به ما رسيدند.
(3) سنت، ايمان راستين را نسل به نسل براي ما محفوظ نگاه داشته است. اگر شرح و تفسير کتابمقدس به درک شخصي هرکس واگذار ميشد، به مذاهب و گروههاي بسياري از ايمان واحد تقسیم ميشدند، چراکه کتابمقدس يک چيز است و راه تفسير آن چیزی ديگر.
(4) سنت، تعاليم و اعتقادات معيني را براي ما حفظ کرده است، از جمله تقديس روز يکشنبه، کشيدن نشان صليب، قانون تکهمسری، دعا براي خفتگان(مردگان) و وظايف هر کاهن (کشيش).
سنت معتبر و سنت باطل
کساني که سنت را انکار میکنند، اظهار ميدارند که مسيح نيز سنت را انکار کرد آنگاه که فريسيان و معلمان دين را سرزنش کرده، فرمود:
«چرا شما خود براي حفظ سنت خويش، حکم خدا را زير پا ميگذاريد؟» (متی 15: 3)،
و برخي سنتهاي نادرست را نیز محکوم کرد. (متی 15: 4- 6)
همچنين ايشان از اين فراز پولس رسول استفاده ميکنند:
«بهوش باشيد که کسي شما را با فلسفهاي پوچ و فريبنده اسير نسازد، فلسفهاي که نه بر مسيح، بلکه بر سنت آدميان و اصول ابتدايي اين دنيا استوار است». (کولسیان 2: 8)
هنگامیکه از سنت سخن ميگوييم، مقصودمان سنتهاي عبثي نيست که انسانها ساختهاند و نه آن سنتهايي که برپايه الهيات و الهام از کتابمقدس نيست، از جمله سنتهايي که يسوع مسيح خداوند بطالتشان را آشکار کرده است. ليکن ما مقصودمان سنتهاي راستيني است که با موارد ذيل مطابقت دارند:
(1) تعاليم يسوع مسيح خداوند که از طريق سنت به ما سپرده شدهاند.
(2) سنتهاي رسولي، يعني تعاليم رسولان، که سينه به سينه و نسل به نسل به ما رسيدهاند.
(3) سنتهاي کليسايي، که بواسطه شوراهاي مقدس جهاني با توجه به کانونها و قوانين کليسا حکم شدهاند و آنچه که ما از پدران، معلمان و اساطير ايمان در کليسا به دست آوردهايم.
☦@LessonsOrthodox
(1) ما از طريق سنت، خود کتابمقدس را درک ميکنيم. کتب الهي به ما سپرده شدند ولی ما نميتوانستيم آنها را درک کنيم يا تشخيص دهيم، مگر از طريق سنت. شوراهاي مقدس کتب عهد جديد را براي ما مشخص کردند.
(2) از طريق سنت، ميراث کليسا، آيينها و قوانين آن به ما رسيدند.
(3) سنت، ايمان راستين را نسل به نسل براي ما محفوظ نگاه داشته است. اگر شرح و تفسير کتابمقدس به درک شخصي هرکس واگذار ميشد، به مذاهب و گروههاي بسياري از ايمان واحد تقسیم ميشدند، چراکه کتابمقدس يک چيز است و راه تفسير آن چیزی ديگر.
(4) سنت، تعاليم و اعتقادات معيني را براي ما حفظ کرده است، از جمله تقديس روز يکشنبه، کشيدن نشان صليب، قانون تکهمسری، دعا براي خفتگان(مردگان) و وظايف هر کاهن (کشيش).
سنت معتبر و سنت باطل
کساني که سنت را انکار میکنند، اظهار ميدارند که مسيح نيز سنت را انکار کرد آنگاه که فريسيان و معلمان دين را سرزنش کرده، فرمود:
«چرا شما خود براي حفظ سنت خويش، حکم خدا را زير پا ميگذاريد؟» (متی 15: 3)،
و برخي سنتهاي نادرست را نیز محکوم کرد. (متی 15: 4- 6)
همچنين ايشان از اين فراز پولس رسول استفاده ميکنند:
«بهوش باشيد که کسي شما را با فلسفهاي پوچ و فريبنده اسير نسازد، فلسفهاي که نه بر مسيح، بلکه بر سنت آدميان و اصول ابتدايي اين دنيا استوار است». (کولسیان 2: 8)
هنگامیکه از سنت سخن ميگوييم، مقصودمان سنتهاي عبثي نيست که انسانها ساختهاند و نه آن سنتهايي که برپايه الهيات و الهام از کتابمقدس نيست، از جمله سنتهايي که يسوع مسيح خداوند بطالتشان را آشکار کرده است. ليکن ما مقصودمان سنتهاي راستيني است که با موارد ذيل مطابقت دارند:
(1) تعاليم يسوع مسيح خداوند که از طريق سنت به ما سپرده شدهاند.
(2) سنتهاي رسولي، يعني تعاليم رسولان، که سينه به سينه و نسل به نسل به ما رسيدهاند.
(3) سنتهاي کليسايي، که بواسطه شوراهاي مقدس جهاني با توجه به کانونها و قوانين کليسا حکم شدهاند و آنچه که ما از پدران، معلمان و اساطير ايمان در کليسا به دست آوردهايم.
☦@LessonsOrthodox
اقتدار کليسا در وضع قوانین
اين اقتدار توسط خود خداوند به پدران رسولي داده شد آنگاه که فرمود:
«... هرآنچه بر زمين ببنديد، در آسمان بسته خواهد شد؛ و هر آنچه بر زمين بگشاييد، در آسمان گشوده خواهد شد» (متی 18:18).
کليسا اين مأموريتش را با نخستين شوراي کليسا در اورشليم (سال 45 م.) آغاز کرد. در اين شورا در مورد ايمان آوردن غيريهوديان بحث شد، و رسولان تصميم گرفتند باري بر دوش آنان ننهند و فرمودند:
«روحالقدس و ما مصلحت چنين ديديم که باري بر دوش شما ننهيم، جز اين ضروريات که از خوراک تقديمي به بتها و خون و گوشت حيوانات خفه شده و بيعفتي بپرهيزيد». (اعمال 15: 28، 29)
بنابراين شوراهاي مقدس، خواه محلي و خواه جهاني، هميشه از طريق اقتدار کليسا در تعليم، وضع قوانين و کانونيزه کردن [=تشریع] هدايت ميشد که خداوند آن را به روحانیون سپرد. اين شوراها، تعاليم، تصميمات و قوانين را براي کليسا مقرر کردند که در سنت کلیسایی جای گرفت.
شرايط سنت راستين
(1) با کتابمقدس ناسازگار نباشد (غلاطیان 1: 8)
(2) نبايد ساير سنتهاي کليسا را رد کند
(3) کليساها بايد آن را بپذيرند
ميدانيم که در هر نسل، مسائل جديدي برمیخیزند که در نسلهاي گذشته موجود نبودهاندکه نظر کلیسا درمورد این مسائل باید مشخص شود تا مردم از راه راست نلغزند و در تشخیص درست و نادرست سردرگم نشوند.زیرا همه مردم با کتابمقدس و شریعتهای دینی آشنایی ندارند و لذا کلیسا بنابر اقتدار خود، نظر دین را در مورد مسئله نوظهور اعلام میکند چنانکه کتابمقدس میگوید که شريعت از دهان کاهن طلبيده ميشود. (ملاکی 2: 7)
نسلها يکي پس از ديگري، تعاليم کليسا را از طريق سنت وارث شدهاند.
رسولان امر کردند که سنتها بايد حفظ شود
پولس رسول فرمود: «پس، اي برادران، استوار باشيد و سنتهايي را که چه با سخن زبان و چه با نامه به شما سپرديم، نگاه داريد» (دوم تسالونیکیان 2: 15).
وي همچنين فرمود: «به شما، ای برادران، دستور میدهیم، بنام خداوند یسوع مسیح، از هر برادری که در بینظمی رفتار مینماید و نه بر طبق آن سنتی که از ما دریافت کردهاید دوری کنید» (دوم تسالونیکیان 3: 6)،
و همچنين به قرنتيان گفت: «شما را تحسين ميکنم که در همه چيز مرا به ياد ميآوريد و سنتها را به همان شکل که به شما سپردم، حفظ ميکنيد». (اول قرنتیان 11: 2)
☦@LessonsOrthodox
اين اقتدار توسط خود خداوند به پدران رسولي داده شد آنگاه که فرمود:
«... هرآنچه بر زمين ببنديد، در آسمان بسته خواهد شد؛ و هر آنچه بر زمين بگشاييد، در آسمان گشوده خواهد شد» (متی 18:18).
کليسا اين مأموريتش را با نخستين شوراي کليسا در اورشليم (سال 45 م.) آغاز کرد. در اين شورا در مورد ايمان آوردن غيريهوديان بحث شد، و رسولان تصميم گرفتند باري بر دوش آنان ننهند و فرمودند:
«روحالقدس و ما مصلحت چنين ديديم که باري بر دوش شما ننهيم، جز اين ضروريات که از خوراک تقديمي به بتها و خون و گوشت حيوانات خفه شده و بيعفتي بپرهيزيد». (اعمال 15: 28، 29)
بنابراين شوراهاي مقدس، خواه محلي و خواه جهاني، هميشه از طريق اقتدار کليسا در تعليم، وضع قوانين و کانونيزه کردن [=تشریع] هدايت ميشد که خداوند آن را به روحانیون سپرد. اين شوراها، تعاليم، تصميمات و قوانين را براي کليسا مقرر کردند که در سنت کلیسایی جای گرفت.
شرايط سنت راستين
(1) با کتابمقدس ناسازگار نباشد (غلاطیان 1: 8)
(2) نبايد ساير سنتهاي کليسا را رد کند
(3) کليساها بايد آن را بپذيرند
ميدانيم که در هر نسل، مسائل جديدي برمیخیزند که در نسلهاي گذشته موجود نبودهاندکه نظر کلیسا درمورد این مسائل باید مشخص شود تا مردم از راه راست نلغزند و در تشخیص درست و نادرست سردرگم نشوند.زیرا همه مردم با کتابمقدس و شریعتهای دینی آشنایی ندارند و لذا کلیسا بنابر اقتدار خود، نظر دین را در مورد مسئله نوظهور اعلام میکند چنانکه کتابمقدس میگوید که شريعت از دهان کاهن طلبيده ميشود. (ملاکی 2: 7)
نسلها يکي پس از ديگري، تعاليم کليسا را از طريق سنت وارث شدهاند.
رسولان امر کردند که سنتها بايد حفظ شود
پولس رسول فرمود: «پس، اي برادران، استوار باشيد و سنتهايي را که چه با سخن زبان و چه با نامه به شما سپرديم، نگاه داريد» (دوم تسالونیکیان 2: 15).
وي همچنين فرمود: «به شما، ای برادران، دستور میدهیم، بنام خداوند یسوع مسیح، از هر برادری که در بینظمی رفتار مینماید و نه بر طبق آن سنتی که از ما دریافت کردهاید دوری کنید» (دوم تسالونیکیان 3: 6)،
و همچنين به قرنتيان گفت: «شما را تحسين ميکنم که در همه چيز مرا به ياد ميآوريد و سنتها را به همان شکل که به شما سپردم، حفظ ميکنيد». (اول قرنتیان 11: 2)
☦@LessonsOrthodox
پروتستانها نیز علیرغم مخالفت با آن ،سنت خود را دارند
این سنت همان نظامی است که آنها را برای پرستش خدا گرد هم میآورد که از آن جمله میتوان به تعیین شبانان، ازدواج، و سایر مراسمشان اشاره کرد.
هیچیک از پروتستانها آنچه را که دلبخواهی است نمیکنند بلکه قواعدی وجود دارد که از آن پیروی میکنند.
یقیناً اینها سنت هستند، تفاوتی نمیکند که خودشان بر آن چه نامی نهند.
با اینکه پروتستانها سنت مقدس را رد میکنند، اما سنتهای خودشان را دارند که وفادارانه از آنها پیروی میکنند و همچنین آیینهای خاص خودشان را دارند هرچند که آیینها را نمیپذیرند. آنان برای خود دعاهای مکتوب و قرائتنامههایی برای دستگذاری، ازدواج، تعمید و تشییع جنازه دارند هرچند مناجاتها را رد میکنند.
این نشان میدهد که آنان نیز سنتها دارند، اما سنتهایی را که با اعتقاد خودشان همخوانی ندارد انکار میکنند. سنتها میراث ارزشمندی هستند و هیچ کلیسایی نباید آن را از دست بدهد و در غیر اینصورت از گذشته خویش محروم و عاری از تجربههای گذشتگان خواهد بود.
کتاب مقدس بدون سنت راه را برای درک اشتباه و ورود به بدعت شدن باز می کند. ولی وقتی کلیسا با کمک سنت کتاب مقدس را تفسیر می کند، ایمان صحیح و ارتودکسی مشهود می شود.
☦@LessonsOrthodox
این سنت همان نظامی است که آنها را برای پرستش خدا گرد هم میآورد که از آن جمله میتوان به تعیین شبانان، ازدواج، و سایر مراسمشان اشاره کرد.
هیچیک از پروتستانها آنچه را که دلبخواهی است نمیکنند بلکه قواعدی وجود دارد که از آن پیروی میکنند.
یقیناً اینها سنت هستند، تفاوتی نمیکند که خودشان بر آن چه نامی نهند.
با اینکه پروتستانها سنت مقدس را رد میکنند، اما سنتهای خودشان را دارند که وفادارانه از آنها پیروی میکنند و همچنین آیینهای خاص خودشان را دارند هرچند که آیینها را نمیپذیرند. آنان برای خود دعاهای مکتوب و قرائتنامههایی برای دستگذاری، ازدواج، تعمید و تشییع جنازه دارند هرچند مناجاتها را رد میکنند.
این نشان میدهد که آنان نیز سنتها دارند، اما سنتهایی را که با اعتقاد خودشان همخوانی ندارد انکار میکنند. سنتها میراث ارزشمندی هستند و هیچ کلیسایی نباید آن را از دست بدهد و در غیر اینصورت از گذشته خویش محروم و عاری از تجربههای گذشتگان خواهد بود.
کتاب مقدس بدون سنت راه را برای درک اشتباه و ورود به بدعت شدن باز می کند. ولی وقتی کلیسا با کمک سنت کتاب مقدس را تفسیر می کند، ایمان صحیح و ارتودکسی مشهود می شود.
☦@LessonsOrthodox
🎗گفتمان 🎗
شخص۱: آیا انسان میتواند بدون سنت زندگی کند ؟
آرتین: البته همانطور که گفتم تاکید ما بر سنت الهی می باشد. سنت های انسانی می توانند مفید و مضر باشند. عیسی گفت : انسان نه محض نان زیست می کند بلکه بر هر کلمه ای که از دهان خدا صادر می شود. ما معتقدیم که کتاب مقدس و سنت های الهی همسو با کلام از طرف خدا می باشند و برای زندگی مفیدند.
بنظر من ،آنها که فقط بر کتاب مقدس تاکید می کنند و سنت الهی را کاملا نهی می کنند،قسمتی از برکات الهی را از دست می دهند.
شخص۲: بدون سنت ما حتی لیتورجی الهی و قربانی مقدس مسیح یعنی عشا ربانی مقدس و آیین کلیسا را هم نخواهیم داشت پس این فقط مفید بودن نیست بلکه سنت مقدس ارتدوکس از ضروریات زندگی در مسیح است.
آرتین: درست است. سنت باعث شده است دانه خردل که سمبل کلیسا می باشد درخت بزرگی شود. سنت رازهای کلیسا را غنی کرده است.
شخص۱: در دیدگاه روحانی و الهی یک انسان میتواند نماینده تمام نسل بشر باشد
انسان تنها موجودی است که این قابلیت را دارد که از تاریخ درس بگیرد
مسیح کاملا خود را به انبیای قبل از خود خود را وصل میدانست و در زمان حال نیز هم در جزییات و هم در کلیات کاملا از وجود خود آگاهی داشت و همینطور به ایمانداران آینده نیز بسیار تعمق و دعا میکرد انسان در هر زمینه ایی که بخواهد رشد کند باید به تمام کسانیکه در آن زمینه تلاش کرده اند و تجربه و خدمت دارند خود را وصل بداند زیرا عمر او کفاف تمام تجربیات را ندارد زندگی کردن بدون سنت برای انسان اجتماعی به هیچ وجه ممکن نیست.
شخص۲: کاملا درست می فرمائید بدون سنت ممکن نیست کسی در مسیح رشد کند و حتی مسیر نجات را طی کند.
زندگی مسیحی بدون سنت درست مثل این می مونه که یکی بخواد بدون دانستن کلام خدا و انجیل ، او را پیروی کند.
مسیحی که سنت مقدس را رد می کند، در واقع دارد کلیسا را رد می کند.
آرتین: خیلی از پروتستانها وقتی ما می گوییم سنت مهم است. فکر می کنند ما به دنبال خرافات و سنت های انسانی و فرهنگی هستیم. ما وظیفه داریم به آنها با محبت و صبر توضیح دهیم که منظور ما از سنت تعالیم شفاهی رسولان و پدران کلیسا می باشد که همسو با کتاب مقدس است و این سنت کتاب مقدس را برای ما بهتر و صحیح تر تفسیر می کند و باعث غنی و رشد کلیسا می شود.
شخص۲: برادرم کسی که بخواهد حقیقت را بفهمد حتما مطالعه می کند و می خواند. و من این آرزویم برای عزیزان پروتستان است که با کلیسای حقیقی خداوند آشنا شوند چرا که بسیار دیده ام عاشقان مسیح که در مسیری غلط تکاپو می کنند.
آرتین: صلیب کشیدن بر بدن و روشن کردن شمع و دعا کردن بدینوسیله تنها دو نمونه از سنت های زیبا و مهمی هستند که از ایام رسولان به ما رسیده ولی متاسفانه پروتستانها خود را از برکات آن محروم می کنند.
شخص۲: چه زیبا گفتید همین رسم نشان صلیب آنچنان قدرتی دارد که من گاه افسوس می خورم چطور ایماندارانی به مسیح خود را از برکات و محافظت آن محروم می کنند.
من مخالف این هستم که چون در کلیسایی وارد شدم ابتدا تا آخر باید آنجا بمانم همانطور که خود چنین نکردم. مثل این می ماند که چون در خانواده ای مسلمان به دنیا آمدم باید تا آخر عمر مسلمان بمانم. انسانها در قبال خودشان مسول هستند وقتی حقیقت را در می یابند و کج می روند باید خودشان پاسخ گو باشند. و ما در این گروه و کانالهای خود جز این هدفی نداریم که کلیسای راستین خداوند را به همگان معرفی کنیم . مفت یافته ایم و باید مفت بدهیم.
البته این کاملا با وفاداری به کلیسا متفاوت است من دارم از شناخت کلیسای راستین صحبت می کنم.
شخص۱: کسانیکه نوازنده هستند بخوبی میدانند که انگشتان انسان با ذهن او چقدر ناهماهنگ است و چقدر به تمرین نیاز دارد
کسانیکه ورزش میکنند بخوبی میدانند اندام سمت چپ با سمت راست چقدر به تمرین نیاز دارد تا هماهنگی ایجاد شود.
و کسانیکه کتاب مقدس را درک کرده اند میدانند قلب انسان چقدر کثیف و ناهماهنگ است و چقدر به تکرار و تمرین نیاز دارد.
آرتین: وقتی مسیح گفت اینطور دعا کنید و دعای (ای پدر ما) را یاد داد، وقتی از آن در کلیسا هایشان اصلا استفاده نمی کنند. یعنی مخالفت با کلام مسیح. حتی به قول خودشان به کتاب مقدسی که سنت را تایید می کند و بر دعاهای کتبی صحت می گذارد متاسفانه پایبند نیستند.
شخص۲: اصلا یه چیز مهمتر، مگه پولس رسول در رومیان باب ۸ نفرموده است که انسان حتی نمی داند چطور برای خود دعا کند، اما روح می داند او به چه نیاز دارد و چطور باید دعا کند، مزامیر از روح القدس هستند.
آرتین: صحیح است. مزامیر همیشه در حیات کلیساهای رسولی نقش اساسی داشته است.
یکی از خوبیهای دعاهای کتبی این است که به ما کمک می کنند صحیح دعا کردن را یاد بگیریم. البته این به آن معنا نیست که ما دعاهای قلب خودمان انجام ندهیم. ولی اگر از هر دو استفاده کنیم قلب و فکرمان پر از مشارکت با خدا خواهد شد.
☦@LessonsOrthodox
شخص۱: آیا انسان میتواند بدون سنت زندگی کند ؟
آرتین: البته همانطور که گفتم تاکید ما بر سنت الهی می باشد. سنت های انسانی می توانند مفید و مضر باشند. عیسی گفت : انسان نه محض نان زیست می کند بلکه بر هر کلمه ای که از دهان خدا صادر می شود. ما معتقدیم که کتاب مقدس و سنت های الهی همسو با کلام از طرف خدا می باشند و برای زندگی مفیدند.
بنظر من ،آنها که فقط بر کتاب مقدس تاکید می کنند و سنت الهی را کاملا نهی می کنند،قسمتی از برکات الهی را از دست می دهند.
شخص۲: بدون سنت ما حتی لیتورجی الهی و قربانی مقدس مسیح یعنی عشا ربانی مقدس و آیین کلیسا را هم نخواهیم داشت پس این فقط مفید بودن نیست بلکه سنت مقدس ارتدوکس از ضروریات زندگی در مسیح است.
آرتین: درست است. سنت باعث شده است دانه خردل که سمبل کلیسا می باشد درخت بزرگی شود. سنت رازهای کلیسا را غنی کرده است.
شخص۱: در دیدگاه روحانی و الهی یک انسان میتواند نماینده تمام نسل بشر باشد
انسان تنها موجودی است که این قابلیت را دارد که از تاریخ درس بگیرد
مسیح کاملا خود را به انبیای قبل از خود خود را وصل میدانست و در زمان حال نیز هم در جزییات و هم در کلیات کاملا از وجود خود آگاهی داشت و همینطور به ایمانداران آینده نیز بسیار تعمق و دعا میکرد انسان در هر زمینه ایی که بخواهد رشد کند باید به تمام کسانیکه در آن زمینه تلاش کرده اند و تجربه و خدمت دارند خود را وصل بداند زیرا عمر او کفاف تمام تجربیات را ندارد زندگی کردن بدون سنت برای انسان اجتماعی به هیچ وجه ممکن نیست.
شخص۲: کاملا درست می فرمائید بدون سنت ممکن نیست کسی در مسیح رشد کند و حتی مسیر نجات را طی کند.
زندگی مسیحی بدون سنت درست مثل این می مونه که یکی بخواد بدون دانستن کلام خدا و انجیل ، او را پیروی کند.
مسیحی که سنت مقدس را رد می کند، در واقع دارد کلیسا را رد می کند.
آرتین: خیلی از پروتستانها وقتی ما می گوییم سنت مهم است. فکر می کنند ما به دنبال خرافات و سنت های انسانی و فرهنگی هستیم. ما وظیفه داریم به آنها با محبت و صبر توضیح دهیم که منظور ما از سنت تعالیم شفاهی رسولان و پدران کلیسا می باشد که همسو با کتاب مقدس است و این سنت کتاب مقدس را برای ما بهتر و صحیح تر تفسیر می کند و باعث غنی و رشد کلیسا می شود.
شخص۲: برادرم کسی که بخواهد حقیقت را بفهمد حتما مطالعه می کند و می خواند. و من این آرزویم برای عزیزان پروتستان است که با کلیسای حقیقی خداوند آشنا شوند چرا که بسیار دیده ام عاشقان مسیح که در مسیری غلط تکاپو می کنند.
آرتین: صلیب کشیدن بر بدن و روشن کردن شمع و دعا کردن بدینوسیله تنها دو نمونه از سنت های زیبا و مهمی هستند که از ایام رسولان به ما رسیده ولی متاسفانه پروتستانها خود را از برکات آن محروم می کنند.
شخص۲: چه زیبا گفتید همین رسم نشان صلیب آنچنان قدرتی دارد که من گاه افسوس می خورم چطور ایماندارانی به مسیح خود را از برکات و محافظت آن محروم می کنند.
من مخالف این هستم که چون در کلیسایی وارد شدم ابتدا تا آخر باید آنجا بمانم همانطور که خود چنین نکردم. مثل این می ماند که چون در خانواده ای مسلمان به دنیا آمدم باید تا آخر عمر مسلمان بمانم. انسانها در قبال خودشان مسول هستند وقتی حقیقت را در می یابند و کج می روند باید خودشان پاسخ گو باشند. و ما در این گروه و کانالهای خود جز این هدفی نداریم که کلیسای راستین خداوند را به همگان معرفی کنیم . مفت یافته ایم و باید مفت بدهیم.
البته این کاملا با وفاداری به کلیسا متفاوت است من دارم از شناخت کلیسای راستین صحبت می کنم.
شخص۱: کسانیکه نوازنده هستند بخوبی میدانند که انگشتان انسان با ذهن او چقدر ناهماهنگ است و چقدر به تمرین نیاز دارد
کسانیکه ورزش میکنند بخوبی میدانند اندام سمت چپ با سمت راست چقدر به تمرین نیاز دارد تا هماهنگی ایجاد شود.
و کسانیکه کتاب مقدس را درک کرده اند میدانند قلب انسان چقدر کثیف و ناهماهنگ است و چقدر به تکرار و تمرین نیاز دارد.
آرتین: وقتی مسیح گفت اینطور دعا کنید و دعای (ای پدر ما) را یاد داد، وقتی از آن در کلیسا هایشان اصلا استفاده نمی کنند. یعنی مخالفت با کلام مسیح. حتی به قول خودشان به کتاب مقدسی که سنت را تایید می کند و بر دعاهای کتبی صحت می گذارد متاسفانه پایبند نیستند.
شخص۲: اصلا یه چیز مهمتر، مگه پولس رسول در رومیان باب ۸ نفرموده است که انسان حتی نمی داند چطور برای خود دعا کند، اما روح می داند او به چه نیاز دارد و چطور باید دعا کند، مزامیر از روح القدس هستند.
آرتین: صحیح است. مزامیر همیشه در حیات کلیساهای رسولی نقش اساسی داشته است.
یکی از خوبیهای دعاهای کتبی این است که به ما کمک می کنند صحیح دعا کردن را یاد بگیریم. البته این به آن معنا نیست که ما دعاهای قلب خودمان انجام ندهیم. ولی اگر از هر دو استفاده کنیم قلب و فکرمان پر از مشارکت با خدا خواهد شد.
☦@LessonsOrthodox
🔆کانالهای تلگرامی، وبسایت، اینستا و فیسبوک ما:
🛐@Rudder_Church دعاهای ارتدوکس
🆔@ORTHODOXIRAN ایران ارتدوکس
☦@LessonsOrthodox دروس ارتدوکس
🎦@VideoBible ویدئوهای کتاب مقدسی
http://oodegr.com/persia/persian.htm وبسایت
https://instagram.com/orthodoxiran اینستاگرام
▶️@IranOrthodox فیسبوک
✅ لطفا برای برکت خود و دیگران با دوستانتان به اشتراک بگذارید🌹
🛐@Rudder_Church دعاهای ارتدوکس
🆔@ORTHODOXIRAN ایران ارتدوکس
☦@LessonsOrthodox دروس ارتدوکس
🎦@VideoBible ویدئوهای کتاب مقدسی
http://oodegr.com/persia/persian.htm وبسایت
https://instagram.com/orthodoxiran اینستاگرام
▶️@IranOrthodox فیسبوک
✅ لطفا برای برکت خود و دیگران با دوستانتان به اشتراک بگذارید🌹
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔆بخش 1 - ایمان یک مسیحی ارتدوکس
🔸فصل 4 - ایمان یک مسیحی ارتدوکس
✅ از آنجا که حافظۀ ما نمیتواند چیزهای زیادی را در خود حفظ کند، آیا متن کوتاهی هست که مختصراً حاوی مهمترین اموری باشد که باید بدان باور داشته باشیم؟
بله، قطعاً هست، بهخصوص سندی موثق و رسمی که با دقت از سوی دو شورای جهانی تدوین گردید: نخستین شورا در سال ۳۲۵ م. و در شهر نیقیۀ آسیای صغیر (ترکیۀ امروزی/م.)، و دومین، شورای جهانی که در سال ۳۸۱ و در قسطنطنیه تشکیل شد.
این سند بهعنوان «اعتقادنامۀ نیقیه- قسطنطنیه»، «نماد ایمان» (ما ارتدوکسها آن را چنین مینامیم) یا صرفاً «اعتقادنامه» شناخته شده است.[1] این اعتقادنامه حاوی نکاتی است که هر متقاضی تعمید و عضویت در کلیسا، باید بدانها باور داشته باشد. به همین علت است که در جلسۀ مقدسِ راز تعمید، کسی که میخواهد تعمید بگیرد، این متن یا همان «نماد ایمان» را قرائت میکند، متنی که مطابق با کلام خداوندگار است: «هر که ایمان آوَرَد و تعمید گیرد، نجات خواهد یافت» (مرقس ۱۶:۱۶).
هر آنکه میخواهد تعمید گیرد، باید به پیشفرضی ضروری باور داشته باشد که عبارت است از ایمان به «تنها خدای حقیقی، و عیسی مسیح که [پدر] فرستاده...» (م.ک. یوحنا ۱۷:۳) و ایمان به روحالقدس.
بیاید نگاهی به محتوای «نماد ایمان» بیندازیم:
☦ نماد ایمان
(اعتقادنامۀ نیقیه-قسطنطنیه)
۱)من ایمان دارم به خدای یکتا، پدر قادر مطلق، آفریدگار آسمان و زمین و هر آنچه پیدا و ناپیدا است.
۲)من ایمان دارم به خداوند یکتا، عیسى مسیح، پسر یگانه خدا، مولود ازلى پدر.
۳)او نور از نور است، خدای راستین از خدای راستین که زاده شده و آفریده نشده است، همذات با پدر. و از طریق او همه چیز هستی یافت.
۴)كه برای ما آدمیان و برای نجات ما از آسمان فرود آمد.
۵)به قدرت روحالقدس از مریم عذرا تن گرفت و انسان گردید.
۶)در زمان پنطیوس پیلاتس برای ما مصلوب شد، رنج کشید، مرد و مدفون گشت.
۷)و بر حسب کتاب مقدس، روز سوم رستاخیز نمود و به آسمان صعود کرد و به دست راست پدر نشسته است و بار دیگر در جلال خواهد آمد تا زندگان و مردگان را داوری کند و سلطنتش را پایان نخواهد بود.
۸)من ایمان دارم به روحالقدس که خداوند و بخشنده حیات است که از پدر صادر میگردد. و او را با پدر و پسر یک پرستش و یک جلال است. او از طریق پیامبران سخن گفته است.
۹)من ایمان دارم به يك کلیساى واحد، مقدس، جامع و رسولی.
۱۰)من به یک تعمید برای آمرزش گناهان اعتقاد دارم.
۱۱)من رستاخیز مردگان و زندگی جهان آینده را در انتظارم. آمین.
..............................................
[1] مفهوم کلمۀ یونانی «نماد» بسیار جامع و وسیع است. این کلمه از فعل «symballein» میآید که به معنای «شرکت کردن»، «کنار هم قرار دادن» و از این رو «قرار دادن چند چیز کنار یکدیگر با اتحاد در مفهوم و ذات/ جوهر» میباشد. لذا، انتخاب نام «نماد ایمان» جدا از بیان شفاهی توافق و سازگاری، در اصل به ماهیت درونی و کیفیت اعتراف ایمان اشاره دارد که حاصل یک توافق عمومی الهام شده از سوی خداست؛ یک سند الهام شده که اتحاد و یکپارچگی ایمان را تأیید کرده و به الهام منجر میگردد (یادداشت مترجم).
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔆بخش 1 - ایمان یک مسیحی ارتدوکس
🔸فصل 4 - ایمان یک مسیحی ارتدوکس
✅ از آنجا که حافظۀ ما نمیتواند چیزهای زیادی را در خود حفظ کند، آیا متن کوتاهی هست که مختصراً حاوی مهمترین اموری باشد که باید بدان باور داشته باشیم؟
بله، قطعاً هست، بهخصوص سندی موثق و رسمی که با دقت از سوی دو شورای جهانی تدوین گردید: نخستین شورا در سال ۳۲۵ م. و در شهر نیقیۀ آسیای صغیر (ترکیۀ امروزی/م.)، و دومین، شورای جهانی که در سال ۳۸۱ و در قسطنطنیه تشکیل شد.
این سند بهعنوان «اعتقادنامۀ نیقیه- قسطنطنیه»، «نماد ایمان» (ما ارتدوکسها آن را چنین مینامیم) یا صرفاً «اعتقادنامه» شناخته شده است.[1] این اعتقادنامه حاوی نکاتی است که هر متقاضی تعمید و عضویت در کلیسا، باید بدانها باور داشته باشد. به همین علت است که در جلسۀ مقدسِ راز تعمید، کسی که میخواهد تعمید بگیرد، این متن یا همان «نماد ایمان» را قرائت میکند، متنی که مطابق با کلام خداوندگار است: «هر که ایمان آوَرَد و تعمید گیرد، نجات خواهد یافت» (مرقس ۱۶:۱۶).
هر آنکه میخواهد تعمید گیرد، باید به پیشفرضی ضروری باور داشته باشد که عبارت است از ایمان به «تنها خدای حقیقی، و عیسی مسیح که [پدر] فرستاده...» (م.ک. یوحنا ۱۷:۳) و ایمان به روحالقدس.
بیاید نگاهی به محتوای «نماد ایمان» بیندازیم:
☦ نماد ایمان
(اعتقادنامۀ نیقیه-قسطنطنیه)
۱)من ایمان دارم به خدای یکتا، پدر قادر مطلق، آفریدگار آسمان و زمین و هر آنچه پیدا و ناپیدا است.
۲)من ایمان دارم به خداوند یکتا، عیسى مسیح، پسر یگانه خدا، مولود ازلى پدر.
۳)او نور از نور است، خدای راستین از خدای راستین که زاده شده و آفریده نشده است، همذات با پدر. و از طریق او همه چیز هستی یافت.
۴)كه برای ما آدمیان و برای نجات ما از آسمان فرود آمد.
۵)به قدرت روحالقدس از مریم عذرا تن گرفت و انسان گردید.
۶)در زمان پنطیوس پیلاتس برای ما مصلوب شد، رنج کشید، مرد و مدفون گشت.
۷)و بر حسب کتاب مقدس، روز سوم رستاخیز نمود و به آسمان صعود کرد و به دست راست پدر نشسته است و بار دیگر در جلال خواهد آمد تا زندگان و مردگان را داوری کند و سلطنتش را پایان نخواهد بود.
۸)من ایمان دارم به روحالقدس که خداوند و بخشنده حیات است که از پدر صادر میگردد. و او را با پدر و پسر یک پرستش و یک جلال است. او از طریق پیامبران سخن گفته است.
۹)من ایمان دارم به يك کلیساى واحد، مقدس، جامع و رسولی.
۱۰)من به یک تعمید برای آمرزش گناهان اعتقاد دارم.
۱۱)من رستاخیز مردگان و زندگی جهان آینده را در انتظارم. آمین.
..............................................
[1] مفهوم کلمۀ یونانی «نماد» بسیار جامع و وسیع است. این کلمه از فعل «symballein» میآید که به معنای «شرکت کردن»، «کنار هم قرار دادن» و از این رو «قرار دادن چند چیز کنار یکدیگر با اتحاد در مفهوم و ذات/ جوهر» میباشد. لذا، انتخاب نام «نماد ایمان» جدا از بیان شفاهی توافق و سازگاری، در اصل به ماهیت درونی و کیفیت اعتراف ایمان اشاره دارد که حاصل یک توافق عمومی الهام شده از سوی خداست؛ یک سند الهام شده که اتحاد و یکپارچگی ایمان را تأیید کرده و به الهام منجر میگردد (یادداشت مترجم).
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔆 بخش1 - ایمان یک مسیحی ارتدوکس
🔸فصل 5 - خدا بر طبق اعتقادنامه
ما این دوازده بند از نماد ایمان را بهطور خلاصه تحلیل خواهیم کرد. در وهلۀ نخست، بندهای ۱، ۲ و ۸ را که به «خدا» بهعنوان «پدر»، «پسر خدا» و «روح القدس» اشاره دارند، به شکل کلی بررسی خواهیم نمود.
میخواهم بپرسم معنای کلمۀ «خدا» چیست؟
کلمۀ «خدا» به کسی اشاره دارد که میسوزاند، یا چیزها را گرم میکند یا همه چیز را میبیند و بر همه چیز نظارت میکند. [1]
نام-کلمۀ «خدا» در زبانهای دیگر چه معنایی دارد؟
اگر به کلمۀ «خدا» در زبانهای مختلف نگاه کنیم، تنوع زیادی در معنای آن کشف خواهیم نمود.
کلمۀ God در زبان انگلیسی و Gott در آلمانی به معنای کسی است که مردم در مقابل او تعظیم میکنند و او را میپرستند.
در زبان اسلاوی، کلمۀ Ƃог به معنای کسی است که پر از نیکویی و شادی است و در جایگاهی قرار دارد که اینها را به دیگران میدهد.
در عبری کلمۀ یهوه، که خدا خود را با آن آشکار نمود، به معنای «او که هست»، «او که وجود دارد» و «وجود» میباشد. «هستم آن که هستم» (یا، هستم)؛ که خدا به هنگام ظاهر شدن بر موسی به وی میگوید (خروج ۳:۱۴)، و این بدین معناست که او تنها خداست، زیرا آنانی که بتپرستان، خدا میدانستند، هستی و وجود نداشتند بلکه ساختۀ تخیل بشر و بتهایی واقعی بودند.
معادل این کلمه در زبان کرهای Chanounim میباشد که از کلمۀ Chanoul گرفته شده و در مفهوم روحانی، آسمان معنا میدهد. لذا، کلمۀ Chanounim به معنای آسمانی است. این مفهوم در دعای ربانی نیز یافت میشود: «ای پدر ما که در آسمانی.» این کلمه را در دعاهای دیگر کلیسایمان بهعنوان یک ضمیمه یا قید پیدا میکنیم؛ بهعنوان مثال «ای پادشاه آسمانی.» همچنین، وقتی خداوند با شاگردانش دربارۀ خدا صحبت میکرد، معمولاً کلمۀ «آسمانی» را اضافه مینمود؛ بهعنوان مثال «پدر آسمانیِ شما» (متی ۶:۱۴)، «پدر آسمانی شما میداند» (متی ۶:۳۲)، «پدر آسمانی من» (متی ۱۵:۱۳).
زبان کرهای از اصطلاح «Chananim» نیز استفاده میکند، که از عدد chana= یک میآید. از این رو، کلمۀ «Chananim» به معنای «یک»، «یکتا/یگانه»، «کسی که همتایی ندارد»، بهعبارتی، تنها خدای واحد و حقیقی، میباشد. این اصطلاح در کتابمقدس نیز در رابطه با خدا بهکار رفته؛ بهعنوان مثال، «تنها یکی هست که نیکوست [آن هم خداست]» (مت ۱۹:۱۷)؛ «براستی که خدا یکی است و جز او خدایی نیست» (مر ۱۲:۳۲)؛ «بهجز یک خدا، خدایی دیگر نیست» (۱-قرن ۸:۴).
✅کتابمقدس خدا را چگونه مینامد؟
خداوند، نامی است که نشاندهندۀ حاکمیت خدا بر تمام جهان، امور مادی و روحانی و دیدنی و نادیدنی است.
پادشاه، از آنجا که نه تنها پادشاهی آسمان، بلکه پادشاهی زمین نیز از آنِ اوست.
متعال، چون او کنترل همه چیز را در دستان قدرتمند خویش دارد.
حیات، زیرا به همه چیز حیات میبخشد.
نور، چون نه تنها نور طبیعی، بلکه نور روحانی نیز عطا میکند.
از تمام اینها میتوانیم پی ببریم که چون خدا نام خویش را مکشوف نساخته، انسان میکوشد نامی بیابد که با خدا مطابقت داشته باشد. اما این تلاش بسیار دشوار است، زیرا خدا بیحد و حصر است؛ و از هر نامی فراتر میباشد. هیچ نامی نمیتواند او را توصیف یا تعریف کند. ذات خدا بر بشر آشکار و شناخته شده نیست. هیچ انسانی تا کنون ذات خدا را ندیده است؛ «هیچکس هرگز خدا را ندیده است» (یوحنا ۱:۱۸). اگر بشر نمیتواند مستقیماً به خورشید که یکی از مخلوقات خداست نگاه کند، چگونه میتواند به خالق خورشید و کل خلقت نگاه کند؟ خدا میگوید: «اما روی مرا نمیتوانی دید، زیرا انسان نمیتواند مرا ببیند و زنده بماند» (خروج ۳۳:۲۰). بر اساس الاهیات مبتنی بر تنزیه، خدا ناشناخته (=شناخته شده نیست)، نزدیکنشدنی (=نمیتوان به او نزدیک شد) و غیرقابل درک (= قابل درک نیست) است.[2] الاهیدانی به نام قدیس گریگوری اهل نازیانزوس (۳۳۰ تا حدود ۳۹۰) مینویسد: «تو که تمامی نامها از توست، چگونه میتوانم صدایت بزنم؟»
............................
[1] همچنین، گفته شده که کلمۀ یونانی تئوس (خدا) از فعل یونانی تئین گرفته شده که به معنای «فراگرفتن/ جریان داشتن» میباشد و اشاره میکند به اینکه خدا وجودی است که نمیتوان او را درک نمود و از این رو عقل و منطق بشری نمیتواند او را تصور کند؛ لذا، خدا یک راز است، راز عالی یا به تمام معنا!
[2] صفت تنزیه به الاهیاتی که «منفی» است اشاره نمیکند، بلکه الهیاتی است که تأیید میکند خدا فراتر است: ناشناخته نیست، بلکه فراتر از شناخت ماست؛ غیرقابل نزدیک شدن نیست، بلکه فراتر از آن است که بتوان به روشهای عقلانی به او نزدیک شد؛ غیرقابل درک نیست، بلکه فراتر از درک بشر است و غیره. همچنین، در محدودیت، چارچوب و قید و بند بشر قرار نمیگیرد.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔆 بخش1 - ایمان یک مسیحی ارتدوکس
🔸فصل 5 - خدا بر طبق اعتقادنامه
ما این دوازده بند از نماد ایمان را بهطور خلاصه تحلیل خواهیم کرد. در وهلۀ نخست، بندهای ۱، ۲ و ۸ را که به «خدا» بهعنوان «پدر»، «پسر خدا» و «روح القدس» اشاره دارند، به شکل کلی بررسی خواهیم نمود.
میخواهم بپرسم معنای کلمۀ «خدا» چیست؟
کلمۀ «خدا» به کسی اشاره دارد که میسوزاند، یا چیزها را گرم میکند یا همه چیز را میبیند و بر همه چیز نظارت میکند. [1]
نام-کلمۀ «خدا» در زبانهای دیگر چه معنایی دارد؟
اگر به کلمۀ «خدا» در زبانهای مختلف نگاه کنیم، تنوع زیادی در معنای آن کشف خواهیم نمود.
کلمۀ God در زبان انگلیسی و Gott در آلمانی به معنای کسی است که مردم در مقابل او تعظیم میکنند و او را میپرستند.
در زبان اسلاوی، کلمۀ Ƃог به معنای کسی است که پر از نیکویی و شادی است و در جایگاهی قرار دارد که اینها را به دیگران میدهد.
در عبری کلمۀ یهوه، که خدا خود را با آن آشکار نمود، به معنای «او که هست»، «او که وجود دارد» و «وجود» میباشد. «هستم آن که هستم» (یا، هستم)؛ که خدا به هنگام ظاهر شدن بر موسی به وی میگوید (خروج ۳:۱۴)، و این بدین معناست که او تنها خداست، زیرا آنانی که بتپرستان، خدا میدانستند، هستی و وجود نداشتند بلکه ساختۀ تخیل بشر و بتهایی واقعی بودند.
معادل این کلمه در زبان کرهای Chanounim میباشد که از کلمۀ Chanoul گرفته شده و در مفهوم روحانی، آسمان معنا میدهد. لذا، کلمۀ Chanounim به معنای آسمانی است. این مفهوم در دعای ربانی نیز یافت میشود: «ای پدر ما که در آسمانی.» این کلمه را در دعاهای دیگر کلیسایمان بهعنوان یک ضمیمه یا قید پیدا میکنیم؛ بهعنوان مثال «ای پادشاه آسمانی.» همچنین، وقتی خداوند با شاگردانش دربارۀ خدا صحبت میکرد، معمولاً کلمۀ «آسمانی» را اضافه مینمود؛ بهعنوان مثال «پدر آسمانیِ شما» (متی ۶:۱۴)، «پدر آسمانی شما میداند» (متی ۶:۳۲)، «پدر آسمانی من» (متی ۱۵:۱۳).
زبان کرهای از اصطلاح «Chananim» نیز استفاده میکند، که از عدد chana= یک میآید. از این رو، کلمۀ «Chananim» به معنای «یک»، «یکتا/یگانه»، «کسی که همتایی ندارد»، بهعبارتی، تنها خدای واحد و حقیقی، میباشد. این اصطلاح در کتابمقدس نیز در رابطه با خدا بهکار رفته؛ بهعنوان مثال، «تنها یکی هست که نیکوست [آن هم خداست]» (مت ۱۹:۱۷)؛ «براستی که خدا یکی است و جز او خدایی نیست» (مر ۱۲:۳۲)؛ «بهجز یک خدا، خدایی دیگر نیست» (۱-قرن ۸:۴).
✅کتابمقدس خدا را چگونه مینامد؟
خداوند، نامی است که نشاندهندۀ حاکمیت خدا بر تمام جهان، امور مادی و روحانی و دیدنی و نادیدنی است.
پادشاه، از آنجا که نه تنها پادشاهی آسمان، بلکه پادشاهی زمین نیز از آنِ اوست.
متعال، چون او کنترل همه چیز را در دستان قدرتمند خویش دارد.
حیات، زیرا به همه چیز حیات میبخشد.
نور، چون نه تنها نور طبیعی، بلکه نور روحانی نیز عطا میکند.
از تمام اینها میتوانیم پی ببریم که چون خدا نام خویش را مکشوف نساخته، انسان میکوشد نامی بیابد که با خدا مطابقت داشته باشد. اما این تلاش بسیار دشوار است، زیرا خدا بیحد و حصر است؛ و از هر نامی فراتر میباشد. هیچ نامی نمیتواند او را توصیف یا تعریف کند. ذات خدا بر بشر آشکار و شناخته شده نیست. هیچ انسانی تا کنون ذات خدا را ندیده است؛ «هیچکس هرگز خدا را ندیده است» (یوحنا ۱:۱۸). اگر بشر نمیتواند مستقیماً به خورشید که یکی از مخلوقات خداست نگاه کند، چگونه میتواند به خالق خورشید و کل خلقت نگاه کند؟ خدا میگوید: «اما روی مرا نمیتوانی دید، زیرا انسان نمیتواند مرا ببیند و زنده بماند» (خروج ۳۳:۲۰). بر اساس الاهیات مبتنی بر تنزیه، خدا ناشناخته (=شناخته شده نیست)، نزدیکنشدنی (=نمیتوان به او نزدیک شد) و غیرقابل درک (= قابل درک نیست) است.[2] الاهیدانی به نام قدیس گریگوری اهل نازیانزوس (۳۳۰ تا حدود ۳۹۰) مینویسد: «تو که تمامی نامها از توست، چگونه میتوانم صدایت بزنم؟»
............................
[1] همچنین، گفته شده که کلمۀ یونانی تئوس (خدا) از فعل یونانی تئین گرفته شده که به معنای «فراگرفتن/ جریان داشتن» میباشد و اشاره میکند به اینکه خدا وجودی است که نمیتوان او را درک نمود و از این رو عقل و منطق بشری نمیتواند او را تصور کند؛ لذا، خدا یک راز است، راز عالی یا به تمام معنا!
[2] صفت تنزیه به الاهیاتی که «منفی» است اشاره نمیکند، بلکه الهیاتی است که تأیید میکند خدا فراتر است: ناشناخته نیست، بلکه فراتر از شناخت ماست؛ غیرقابل نزدیک شدن نیست، بلکه فراتر از آن است که بتوان به روشهای عقلانی به او نزدیک شد؛ غیرقابل درک نیست، بلکه فراتر از درک بشر است و غیره. همچنین، در محدودیت، چارچوب و قید و بند بشر قرار نمیگیرد.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔆بخش1 - ایمان یک مسیحی ارتدوکس
🔸فصل 6 - صفات خدا
✅ پس آیا قادر نیستیم بدانیم خدا چیست؟
هرچند قادر به درک و شناخت ذات خدا نیستیم، اما در جایگاهی قرار داریم که میتوانیم نیروها یا بهعبارتی، صفات او را بشناسیم.
برخی از صفات خدا چنانکه در جهان آشکار میشوند، عبارتند از:
☀️دانای مطلق: از آنجا که ذات خدا نامحدود است، دانایی او نیز بیحد و حصر میباشد. خدا نه تنها از آنچه در جهان دارد اتفاق میافتد یا آنچه اتفاق افتاده، باخبر است، بلکه از امور آینده نیز خبر دارد. برای خدا هیچ زمان حال یا آیندهای وجود ندارد، بلکه همه چیز در برابر او مثل حال استمراری است. خدا نه تنها از آنچه مردم انجام میدهند باخبر است، بلکه از تفکر ایشان نیز آگاهی دارد. «خداوند از اندیشهورزیهای حکیمان آگاه است...» (۱-قرن ۳:۲۰).
☀️عالم مطلق: پولس رسول حکمت خدا را «گوناگون» مینامد (افس ۳:۱۰) و از روی شگفتی اعلان کرده، میفرماید: «وه که چه ژرف است دولت و حکمت و علم خدا» (روم ۱۱:۳۳). داوودِ پادشاه و نبی نیز پس از ستایش کارهای عجیب، او چنین شهادت میدهد: «ای خداوند، کارهای تو چه بسیار است! آنها را جملگی به حکمت خویش به عمل آوردهای!» (مز ۱۰۴:۲۴). خدا بهعنوان یگانه و عالیترین حکیم توصیف شده است؛ تنها حکیمِ مطلق: «هم او را که یگانه خدای حکیم است... تا به ابد جلال باد!» (روم ۱۶:۲۷)، «بر آن خدای یکتا و نجاتدهندۀ ما... جلال... باد!» (یهودا ۲۵).
☀️قادر مطلق: خدا میتواند هر کاری را و به هر میزان که دوست دارد، انجام دهد. هیچ چیز برای خدا غیرممکن نیست. جبرئیلِ فرشته به مریم باکره گفت: «نزد خدا هیچ امری ناممکن نیست!» (لوقا ۱:۳۷). خداوند به ابراهیم گفت: «آیا هیچ کاری هست که برای خداوند دشوار باشد؟» (پید ۱۸:۱۴). اما با اینکه خدا قادر است هر کاری را که میخواهد انجام دهد، اما نمیخواهد دست به انجام هر کاری که میتواند، بزند؛ و به همین دلیل هیچ کاری را که درخورِ حکمت، محبت و سایر صفاتش نیست، انجام نمیدهد.
☀️مشیت: خدا از همان ابتدای خلقت عالم، قوانین طبیعی را وضع کرد تا جهان تحت کنترل و تسلط باشد. خالق حکیم، از نظارت، حکمرانی و مداخله- هر زمان که لازم باشد- دست نمیکشد تا همه چیز بر اساس نقشۀ او پیش برود. خدا برای عالیترین خلقت خود که انسان میباشد، حفاظت و مراقبت خاصی قائل است تا نیازهای حیاتی و مادی زندگیاش تأمین گردد و هر آنچه برای تحقق سرنوشت خویش نیاز دارد، مهیا شود و مستحق بهرهمند شدن از نیکوییهای جاودان پادشاهی خدا شود. این تدارک و مراقبت مستقیم و مداوم خدا برای دنیا به جهت تحقق رسالت و سرنوشت آن، مشیت الاهی نام دارد. کتابمقدس اغلب مشیت خدا را برای کل خلقتش، و بهخصوص برای انسان به تصویر میکشد. در مزمور فوقالعادۀ ۱۰۴، که در آن زیبایی و شکوه آسمان و زمین ستایش میشود، مزمورنگار با سپاس و شکرگزاری فراوان، خدا را مخاطب قرار داده، مینویسد: «چشم امید اینان جملگی بر توست، تا خوراک ایشان را در وقتش برسانی. چون این را به آنها میبخشی، آن را گرد میآورند؛ چون دست خویش را میگشایی، از چیزهای نیکو سیر میشوند.» (مز ۱۰۴:۲۷-۲۸). در خصوص تدارک خدا برای انسان، خداوندگار بر ما آشکار فرموده که خدا حتی به فکر جزئیات زندگی ما نیز هست: «حتی موهای سر شما به تمامی شمرده شده است» (مت ۱۰:۳۰). مفهوم این متن در این واقعیت نهفته است که خدا حتی از چیزهایی که خودمان کمترین توجه را بدانها داریم، باخبر است و آنها را پیگیری میکند. ما در انجیل متی با متونی مشابه برخورد میکنیم که در آنها به مشیت الاهی اشاره شده که حتی به سوسنهای صحرا و پرندگان نیز رسیدگی و توجه میکند (م.ک. ۶:۲۶-۳۳).
☀️قدوسیت: خدا بنا بر طبیعتش، قدوس و منبع قدوسیت است، بهطوری که فرشتهها و انسانها تقدس را از او میگیرند. همین قدوسیت خداست که فرشتگان بهخاطر آن، او را بیوقفه ستایش میکنند و سرودهایی میخوانند نظیر آنچه اشعیای نبی شنید: «قدوس، قدوس، قدوس است خداوندِ لشکرها؛ تمامی زمین از جلال او مملو است» (اش ۶:۳). ما این سرود را در هر آیین نیایش میخوانیم. گونهای از آن به «سهگانۀ قدوسیت خدا» معروف است که ما در هر جلسه از کلیسایمان، و نیز ایمانداران در دعاهای شخصی خویش میخوانند.[1] نام «سهگانۀ قدوسیت خدا» به تمام سه شخص تثلیث مقدس اشاره دارد. خدا برتر و فراتر از هر نوع قدوسیتی است.
.......................................
[1] «سهگانۀ قدوسیت خدا»
(به یونانی، Trisagion) چنین است: «خدای قدوس، قدوس قادر مطلق، قدوس فنا ناپذیر، بر ما رحم فرما.»
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔆بخش1 - ایمان یک مسیحی ارتدوکس
🔸فصل 6 - صفات خدا
✅ پس آیا قادر نیستیم بدانیم خدا چیست؟
هرچند قادر به درک و شناخت ذات خدا نیستیم، اما در جایگاهی قرار داریم که میتوانیم نیروها یا بهعبارتی، صفات او را بشناسیم.
برخی از صفات خدا چنانکه در جهان آشکار میشوند، عبارتند از:
☀️دانای مطلق: از آنجا که ذات خدا نامحدود است، دانایی او نیز بیحد و حصر میباشد. خدا نه تنها از آنچه در جهان دارد اتفاق میافتد یا آنچه اتفاق افتاده، باخبر است، بلکه از امور آینده نیز خبر دارد. برای خدا هیچ زمان حال یا آیندهای وجود ندارد، بلکه همه چیز در برابر او مثل حال استمراری است. خدا نه تنها از آنچه مردم انجام میدهند باخبر است، بلکه از تفکر ایشان نیز آگاهی دارد. «خداوند از اندیشهورزیهای حکیمان آگاه است...» (۱-قرن ۳:۲۰).
☀️عالم مطلق: پولس رسول حکمت خدا را «گوناگون» مینامد (افس ۳:۱۰) و از روی شگفتی اعلان کرده، میفرماید: «وه که چه ژرف است دولت و حکمت و علم خدا» (روم ۱۱:۳۳). داوودِ پادشاه و نبی نیز پس از ستایش کارهای عجیب، او چنین شهادت میدهد: «ای خداوند، کارهای تو چه بسیار است! آنها را جملگی به حکمت خویش به عمل آوردهای!» (مز ۱۰۴:۲۴). خدا بهعنوان یگانه و عالیترین حکیم توصیف شده است؛ تنها حکیمِ مطلق: «هم او را که یگانه خدای حکیم است... تا به ابد جلال باد!» (روم ۱۶:۲۷)، «بر آن خدای یکتا و نجاتدهندۀ ما... جلال... باد!» (یهودا ۲۵).
☀️قادر مطلق: خدا میتواند هر کاری را و به هر میزان که دوست دارد، انجام دهد. هیچ چیز برای خدا غیرممکن نیست. جبرئیلِ فرشته به مریم باکره گفت: «نزد خدا هیچ امری ناممکن نیست!» (لوقا ۱:۳۷). خداوند به ابراهیم گفت: «آیا هیچ کاری هست که برای خداوند دشوار باشد؟» (پید ۱۸:۱۴). اما با اینکه خدا قادر است هر کاری را که میخواهد انجام دهد، اما نمیخواهد دست به انجام هر کاری که میتواند، بزند؛ و به همین دلیل هیچ کاری را که درخورِ حکمت، محبت و سایر صفاتش نیست، انجام نمیدهد.
☀️مشیت: خدا از همان ابتدای خلقت عالم، قوانین طبیعی را وضع کرد تا جهان تحت کنترل و تسلط باشد. خالق حکیم، از نظارت، حکمرانی و مداخله- هر زمان که لازم باشد- دست نمیکشد تا همه چیز بر اساس نقشۀ او پیش برود. خدا برای عالیترین خلقت خود که انسان میباشد، حفاظت و مراقبت خاصی قائل است تا نیازهای حیاتی و مادی زندگیاش تأمین گردد و هر آنچه برای تحقق سرنوشت خویش نیاز دارد، مهیا شود و مستحق بهرهمند شدن از نیکوییهای جاودان پادشاهی خدا شود. این تدارک و مراقبت مستقیم و مداوم خدا برای دنیا به جهت تحقق رسالت و سرنوشت آن، مشیت الاهی نام دارد. کتابمقدس اغلب مشیت خدا را برای کل خلقتش، و بهخصوص برای انسان به تصویر میکشد. در مزمور فوقالعادۀ ۱۰۴، که در آن زیبایی و شکوه آسمان و زمین ستایش میشود، مزمورنگار با سپاس و شکرگزاری فراوان، خدا را مخاطب قرار داده، مینویسد: «چشم امید اینان جملگی بر توست، تا خوراک ایشان را در وقتش برسانی. چون این را به آنها میبخشی، آن را گرد میآورند؛ چون دست خویش را میگشایی، از چیزهای نیکو سیر میشوند.» (مز ۱۰۴:۲۷-۲۸). در خصوص تدارک خدا برای انسان، خداوندگار بر ما آشکار فرموده که خدا حتی به فکر جزئیات زندگی ما نیز هست: «حتی موهای سر شما به تمامی شمرده شده است» (مت ۱۰:۳۰). مفهوم این متن در این واقعیت نهفته است که خدا حتی از چیزهایی که خودمان کمترین توجه را بدانها داریم، باخبر است و آنها را پیگیری میکند. ما در انجیل متی با متونی مشابه برخورد میکنیم که در آنها به مشیت الاهی اشاره شده که حتی به سوسنهای صحرا و پرندگان نیز رسیدگی و توجه میکند (م.ک. ۶:۲۶-۳۳).
☀️قدوسیت: خدا بنا بر طبیعتش، قدوس و منبع قدوسیت است، بهطوری که فرشتهها و انسانها تقدس را از او میگیرند. همین قدوسیت خداست که فرشتگان بهخاطر آن، او را بیوقفه ستایش میکنند و سرودهایی میخوانند نظیر آنچه اشعیای نبی شنید: «قدوس، قدوس، قدوس است خداوندِ لشکرها؛ تمامی زمین از جلال او مملو است» (اش ۶:۳). ما این سرود را در هر آیین نیایش میخوانیم. گونهای از آن به «سهگانۀ قدوسیت خدا» معروف است که ما در هر جلسه از کلیسایمان، و نیز ایمانداران در دعاهای شخصی خویش میخوانند.[1] نام «سهگانۀ قدوسیت خدا» به تمام سه شخص تثلیث مقدس اشاره دارد. خدا برتر و فراتر از هر نوع قدوسیتی است.
.......................................
[1] «سهگانۀ قدوسیت خدا»
(به یونانی، Trisagion) چنین است: «خدای قدوس، قدوس قادر مطلق، قدوس فنا ناپذیر، بر ما رحم فرما.»
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
☀️عدالت: داوودِ پادشاه و نبی بنا بر تجربۀ خود، بدین موضوع پی میبرد: «خداوند عادل است، او اعمال پارسایانه را دوست میدارد» (مز ۱۱:۷). کتابمقدس بارها به عدالت خدا اشاره میکند. هدف عدالت در اعمال خدا، حفظ هماهنگی و توازن در دنیا، محدود کردن و از میان برداشتن دروغ، شرارت، بیعدالتی و تمام تخطیها از ارادۀ خداست که انسان را از او جدا میسازد و او را به ناامیدی و بدبختی میکشاند. او با برقراری عدالتش، بهعنوان یک مربی یا معلم نیکو عمل میکند، یعنی از فرد پارسا حفاظت کرده و به وی پاداش میدهد، اما فرد بیخدا و ناپرهیزکار را اصلاح میکند، که این کار به سود همه است. با اینهمه، او عدالتش را با خیرخواهیاش همراه میسازد. هنگامی که برای اصلاح انسان از مقیاسهای آموزشی برابر و منصفانه استفاده میکند، این کار را به نفع همگان انجام میدهد. عدالت خدا به منظور نجات است.
☀️راستی: بر طبق فرمایش یوحنای انجیلنگار: «خدا سرچشمۀ راستی است» (یوحنا ۳:۳۳). او در عهدقدیم بهعنوان «خدای راستی» اعلان شده که «راستی را میجوید» (مز ۳۱:۶، ۲۴). او در عهدجدید «خدای منزّه از هر دروغ» معرفی شده (تیطس ۱:۲) که هرگز وعدههایش دروغ نیست (م.ک. ۲-تیمو ۲:۱۳). بهرغم همه چیز، خداوندگار به روشنی اعلان نمود و فرمود: «من راه و راستى و حيات هستم» (یوحنا ۱۴:۶) و در مقابل پیلاتس گفت: «من از این رو زاده شدم و بجهت این در جهان آمدم تا به راستى شهادت دهم» (یوحنا ۱۸:۳۷). کتابمقدس پر از جملاتی است پیرامون این موضوع که خدا، خدای راستین و حقیقی است، هر آنچه گفته راست است و به حقیقت میپیوندد و او راستی را دوست دارد و غیره. خدا در همۀ امور راستی دارد و کلام او به معنای واقعی، حقیقت است. دقیقاً به همین علت است که به شکلی مطلق به او اعتماد داریم. پسر (عیسی مسیح)، همان «کلمه» خدای پدر، یگانه خدای حقیقی را بهعنوان حقیقت منحصربهفرد آشکار میسازد و انسان با شناخت پسر، به شناخت پدر دست مییابد (م.ک. یوحنا ۱۴:۶-۱۰).
☀️محبت: یوحنای انجیلنگار اعلان میکند که «خدا محبت است» (۱-یوحنا ۴:۱۶)؛ او به رسول محبت نیز معروف است، زیرا به طریقی منحصربهفرد به محبت خدا پاسخ گفته بود. «پس ما محبتی را که خدا به ما دارد شناختهایم و به آن اعتماد داریم» (۱-یوحنا ۴:۱۶). وی همچنین بنا بر تجربۀ شخصی، اعلان میکند که «ما محبت میکنیم زیرا او نخست ما را محبت کرد» (۱-یوحنا ۴:۱۹). خدا بنا بر طبیعت خویش، نه تنها محبت دارد، بلکه سراسر محبت است. او فرشتگان را از روی محبت خویش آفرید تا در قدوسیت او سهیم شوند و با او تمتع ببرند. او از روی محبت، دنیا و انسان را خلق کرد و انسان را در بهشت قرار داد تا از خوشی و مصاحبت با او لذت ببرد. حتی زمانی که انسان از او جدا شد و در گناه سقوط کرد، خدا او را ترک ننمود، همانطور که یوحنای انجیلنگار، بهنحوی گویا مینویسد: «زیرا خدا جهان را آنقدر محبت کرد که پسر یگانۀ خود را داد تا هر که به او ایمان آوَرَد هلاک نگردد، بلکه حیات جاویدان یابد» (یوحنا ۳:۱۶). حتی همین موضوع به تنهایی ثابت میکند محبتی همچون محبت خدا وجود ندارد. خودِ مسیح با این جمله بر این مطلب تأکید کرد و فرمود: «محبتی بزرگتر از این وجود ندارد که کسی جان خود را در راه دوستانش فدا کند. دوستان من شمایید...» (یوحنا ۱۵:۱۳-۱۴).
بنابراین میبینیم که محبت در روابط خدا با انسان حکمفرماست. اکنون مسأله اینجاست که آیا انسان نیز مشتاقانه به محبت خدا پاسخ میدهد؟
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
☀️عدالت: داوودِ پادشاه و نبی بنا بر تجربۀ خود، بدین موضوع پی میبرد: «خداوند عادل است، او اعمال پارسایانه را دوست میدارد» (مز ۱۱:۷). کتابمقدس بارها به عدالت خدا اشاره میکند. هدف عدالت در اعمال خدا، حفظ هماهنگی و توازن در دنیا، محدود کردن و از میان برداشتن دروغ، شرارت، بیعدالتی و تمام تخطیها از ارادۀ خداست که انسان را از او جدا میسازد و او را به ناامیدی و بدبختی میکشاند. او با برقراری عدالتش، بهعنوان یک مربی یا معلم نیکو عمل میکند، یعنی از فرد پارسا حفاظت کرده و به وی پاداش میدهد، اما فرد بیخدا و ناپرهیزکار را اصلاح میکند، که این کار به سود همه است. با اینهمه، او عدالتش را با خیرخواهیاش همراه میسازد. هنگامی که برای اصلاح انسان از مقیاسهای آموزشی برابر و منصفانه استفاده میکند، این کار را به نفع همگان انجام میدهد. عدالت خدا به منظور نجات است.
☀️راستی: بر طبق فرمایش یوحنای انجیلنگار: «خدا سرچشمۀ راستی است» (یوحنا ۳:۳۳). او در عهدقدیم بهعنوان «خدای راستی» اعلان شده که «راستی را میجوید» (مز ۳۱:۶، ۲۴). او در عهدجدید «خدای منزّه از هر دروغ» معرفی شده (تیطس ۱:۲) که هرگز وعدههایش دروغ نیست (م.ک. ۲-تیمو ۲:۱۳). بهرغم همه چیز، خداوندگار به روشنی اعلان نمود و فرمود: «من راه و راستى و حيات هستم» (یوحنا ۱۴:۶) و در مقابل پیلاتس گفت: «من از این رو زاده شدم و بجهت این در جهان آمدم تا به راستى شهادت دهم» (یوحنا ۱۸:۳۷). کتابمقدس پر از جملاتی است پیرامون این موضوع که خدا، خدای راستین و حقیقی است، هر آنچه گفته راست است و به حقیقت میپیوندد و او راستی را دوست دارد و غیره. خدا در همۀ امور راستی دارد و کلام او به معنای واقعی، حقیقت است. دقیقاً به همین علت است که به شکلی مطلق به او اعتماد داریم. پسر (عیسی مسیح)، همان «کلمه» خدای پدر، یگانه خدای حقیقی را بهعنوان حقیقت منحصربهفرد آشکار میسازد و انسان با شناخت پسر، به شناخت پدر دست مییابد (م.ک. یوحنا ۱۴:۶-۱۰).
☀️محبت: یوحنای انجیلنگار اعلان میکند که «خدا محبت است» (۱-یوحنا ۴:۱۶)؛ او به رسول محبت نیز معروف است، زیرا به طریقی منحصربهفرد به محبت خدا پاسخ گفته بود. «پس ما محبتی را که خدا به ما دارد شناختهایم و به آن اعتماد داریم» (۱-یوحنا ۴:۱۶). وی همچنین بنا بر تجربۀ شخصی، اعلان میکند که «ما محبت میکنیم زیرا او نخست ما را محبت کرد» (۱-یوحنا ۴:۱۹). خدا بنا بر طبیعت خویش، نه تنها محبت دارد، بلکه سراسر محبت است. او فرشتگان را از روی محبت خویش آفرید تا در قدوسیت او سهیم شوند و با او تمتع ببرند. او از روی محبت، دنیا و انسان را خلق کرد و انسان را در بهشت قرار داد تا از خوشی و مصاحبت با او لذت ببرد. حتی زمانی که انسان از او جدا شد و در گناه سقوط کرد، خدا او را ترک ننمود، همانطور که یوحنای انجیلنگار، بهنحوی گویا مینویسد: «زیرا خدا جهان را آنقدر محبت کرد که پسر یگانۀ خود را داد تا هر که به او ایمان آوَرَد هلاک نگردد، بلکه حیات جاویدان یابد» (یوحنا ۳:۱۶). حتی همین موضوع به تنهایی ثابت میکند محبتی همچون محبت خدا وجود ندارد. خودِ مسیح با این جمله بر این مطلب تأکید کرد و فرمود: «محبتی بزرگتر از این وجود ندارد که کسی جان خود را در راه دوستانش فدا کند. دوستان من شمایید...» (یوحنا ۱۵:۱۳-۱۴).
بنابراین میبینیم که محبت در روابط خدا با انسان حکمفرماست. اکنون مسأله اینجاست که آیا انسان نیز مشتاقانه به محبت خدا پاسخ میدهد؟
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ خدا از چه زمانی وجود داشته؟
ما در اصطلاح الآهیاتی میگوییم که خدا anarchos است. او ابتدایی ندارد. زمان مفهومی است که با خلقت جهان آغاز میشود. زمان چیست؟ زمان سلسلۀ حوادث است. ما چرخش کامل زمین به دور خورشید را محاسبه میکنیم، آن را ۲۴ دورۀ زمانی مساوی منظور میکنیم، که به آن ساعت میگوییم؛ ساعت به ۶۰ بخش مساوی تقسیم میشود که به آنها دقیقه میگوییم.
اما اگر زمین، خورشید، این دنیا و انسان وجود نداشت، زمان چگونه محاسبه میشد؟ در اصل، هیچ زمانی وجود نمیداشت. به همین دلیل است که وجود خدا در مفهوم زمان قرار نمیگیرد و از اینرو میگوییم که خدا فراتر از زمان است و آغازی ندارد. پولس رسول میگوید «حکمت خدا ... در رازی نهان بود و خدا آن را پیش از آغاز زمان (یعنی حتی قبل از خلقت دنیا که در زمان به وقوع پیوست)، برای جلال ما مقرر فرمود» (۱-قرن ۲:۷).
در اینجا میتوانیم اضافه کنیم که خدا با Anarchos بودنش، فناناپذیر نیز هست زیرا در روح هیچ مرگ و فسادی نیست. «پیش از آنکه کوهها زاده شوند، یا تو زمین و جهان را به وجود آوری، از ازل تا به ابد تو خدایی» (مز ۹۰:۲)؛ «اما تو همان هستی، و سالهای تو را پایانی نیست!» (مز ۱۰۲:۲۷)؛ خدا تا ابد وجود دارد و باقی میماند.
کسی که به خدای حقیقی ایمان دارد و رابطهای دائمی با او برقرار میکند، بهطور خاص خوشبخت و سعادتمند است، زیرا اطمینان دارد که در هر شرایطی تنها، درمانده و بدون حمایت و حفاظت نخواهد بود. انسان میداند که خدا که پر از محبت است و بهعنوان دانای مطلق، از تمام مشکلات او باخبر است. همچنین، بهعنوان قادر مطلق قدرت این را دارد که به شکلی ثمربخش، به آن شرایط رسیدگی کند . او بهعنوان حکمت مطلق، بهترین راه را برای رهایی فرد از شرایط سختی که در آن قرار دارد، پیدا خواهد کرد. او بهعنوان خدای فناناپذیر، جاودانگی و ابدیت را عطا میکند، و به فرد این نیرو را میبخشد که از مرگ نهراسد. مشیت دلسوزانۀ خدا همواره و حتی در جزئیترین قسمتهای زندگی انسان، وجود دارد. انسان تنها با طلب یاری از خدا و با دعایی صمیمی، در تمام این برکات سهیم میشود، همچنین بر طبق تأیید خودِ خداوند که فرمود: «اگر ایمان داشته باشید، هرآنچه در دعا درخواست کنید، خواهید یافت» (متی ۲۱:۲۲).
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ خدا از چه زمانی وجود داشته؟
ما در اصطلاح الآهیاتی میگوییم که خدا anarchos است. او ابتدایی ندارد. زمان مفهومی است که با خلقت جهان آغاز میشود. زمان چیست؟ زمان سلسلۀ حوادث است. ما چرخش کامل زمین به دور خورشید را محاسبه میکنیم، آن را ۲۴ دورۀ زمانی مساوی منظور میکنیم، که به آن ساعت میگوییم؛ ساعت به ۶۰ بخش مساوی تقسیم میشود که به آنها دقیقه میگوییم.
اما اگر زمین، خورشید، این دنیا و انسان وجود نداشت، زمان چگونه محاسبه میشد؟ در اصل، هیچ زمانی وجود نمیداشت. به همین دلیل است که وجود خدا در مفهوم زمان قرار نمیگیرد و از اینرو میگوییم که خدا فراتر از زمان است و آغازی ندارد. پولس رسول میگوید «حکمت خدا ... در رازی نهان بود و خدا آن را پیش از آغاز زمان (یعنی حتی قبل از خلقت دنیا که در زمان به وقوع پیوست)، برای جلال ما مقرر فرمود» (۱-قرن ۲:۷).
در اینجا میتوانیم اضافه کنیم که خدا با Anarchos بودنش، فناناپذیر نیز هست زیرا در روح هیچ مرگ و فسادی نیست. «پیش از آنکه کوهها زاده شوند، یا تو زمین و جهان را به وجود آوری، از ازل تا به ابد تو خدایی» (مز ۹۰:۲)؛ «اما تو همان هستی، و سالهای تو را پایانی نیست!» (مز ۱۰۲:۲۷)؛ خدا تا ابد وجود دارد و باقی میماند.
کسی که به خدای حقیقی ایمان دارد و رابطهای دائمی با او برقرار میکند، بهطور خاص خوشبخت و سعادتمند است، زیرا اطمینان دارد که در هر شرایطی تنها، درمانده و بدون حمایت و حفاظت نخواهد بود. انسان میداند که خدا که پر از محبت است و بهعنوان دانای مطلق، از تمام مشکلات او باخبر است. همچنین، بهعنوان قادر مطلق قدرت این را دارد که به شکلی ثمربخش، به آن شرایط رسیدگی کند . او بهعنوان حکمت مطلق، بهترین راه را برای رهایی فرد از شرایط سختی که در آن قرار دارد، پیدا خواهد کرد. او بهعنوان خدای فناناپذیر، جاودانگی و ابدیت را عطا میکند، و به فرد این نیرو را میبخشد که از مرگ نهراسد. مشیت دلسوزانۀ خدا همواره و حتی در جزئیترین قسمتهای زندگی انسان، وجود دارد. انسان تنها با طلب یاری از خدا و با دعایی صمیمی، در تمام این برکات سهیم میشود، همچنین بر طبق تأیید خودِ خداوند که فرمود: «اگر ایمان داشته باشید، هرآنچه در دعا درخواست کنید، خواهید یافت» (متی ۲۱:۲۲).
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔆بخش 1 - ایمان یک مسیحی ارتدوکس
🔸فصل 7 - راز تثلیث اقدس
✅ من با خواندن دقیق اعتقادنامه، به این نتیجه رسیدم که در بند شمارۀ ۸، روحالقدس را با پدر و پسر «یک پرستش و یک جلال است.» از آنجایی که ما به یک خدای حقیقی باور داریم، پس چگونه سه شخص ظاهر میگردند که دارای یک ارزش، یک احترام و یک جلال میباشند؟
از همین ابتدا میخواهم بدانید که در این مقطع، خود را در مقابل یک راز میبینیم، یعنی راز تثلیث اقدس، که هیچ انسانی هر چقدر هم حکیم و مقدس باشد، هرگز نتوانسته از عقل و منطق بشری خود برای کشف و درک آن استفاده کند. منطق میگوید ۱+۱+۱=۳. الهیات میگوید ۱+۱+۱=۱. بهعبارتی، خدای پدر، خدای پسر و خدای روحالقدس تنها خدای یگانه است.
این اتفاق چگونه رخ میدهد؟ منطق بشری در جایگاهی نیست که این امر را درک نماید، زیرا فراتر از منطق است؛ چنانکه میگوییم «فراتر از منطق» است، اما «غیرمنطقی» نیست. نمونههای زیادی هست که بیانگر این هستند ذهن بشری قادر به درک آنها نبوده است. تلاشهای زیادی برای نزدیک شدن به این راز صورت گرفته، اما هیچیک پاسخی ندادهاند که برای ذهن بشر بهطور کامل قانع کننده باشد. راز تثلیث اقدس تنها با ایمان قابل قبول میگردد. البته، وقتی ایماندار میداند که ما در این زمینه تأکیداتی شفاف داریم که از کتابمقدس برگرفته شدهاند، پذیرش کامل آن برایش دشوار نیست.
بیایید نگاهی نزدیک بیندازیم به این موضوع که چگونه همراه با این اعتقادنامه به الوهیت هر شخص از تثلیث (یعنی پدر، پسر و روحالقدس) که خدای یکتاست، اعتراف میکنیم:
بند شمارۀ ۱: عبارت «من ایمان دارم به خدای یکتا، پدر قادر مطلق، آفریدگار آسمان و زمین...» این حقیقت را آشکار میسازد که خصوصیت خدا به پدر داده شده است.
اما در دو بند ۲ و ۷ میبینیم که همین خصوصیت به «پسر خدا» نیز نسبت داده میشود: «به خداوند یکتا (...) پسر یگانه خدا (...) خدای راستین از خدای راستین (...)، همذات با پدر، و از طریق او همه چیز هستی یافت» (بند ۳). کاملاً مشخص است که ما در این بند اعتراف میکنیم که پسر خدا، خدای حقیقی و همذات با پدر است و در کار خلقت با پدر همکاری دارد.
روحالقدس نیز مانند پسرِ خدا، «خداوند» خوانده شده است؛ او «بخشندۀ حیات است» زیرا حیات میبخشد؛ «از پدر صادر میگردد»، زیرا همانطور که پسر از پدر مولود گشت، روحالقدس نیز از پدر صادر میگردد؛ «او را با پدر و پسر یک پرستش و یک جلال است»، زیرا روحالقدس نیز در شأن و مقام، احترام و جلال با دو شخص دیگر برابر است. «او از طریق پیامبران سخن گفته است.» صدور روحالقدس از پدر را میتوانیم تا حدودی (نه بهطور کامل) از طریق مثال نور درک کنیم: ما از یک شعلۀ آتش، دو شعلۀ دیگر را روشن میکنیم و اینها با یکدیگر یک آتش را تشکیل میدهند. عهدقدیم بیان میدارد که خدا از طریق انبیاء سخن میگوید. از آنجا که «اعتراف ایمان» اعلان میدارد که روحالقدس با انبیاء سخن میگفت، این قضیه آشکار میشود که روحالقدس، خداست.
علاوه بر این، چون پرستش، احترام و جلال به یک میزان به هر سه شخص، یعنی به پدر، به پسر و به روحالقدس تقدیم میشود، ایشان در بین خود از جایگاهی برابر برخوردارند.
پس بدیهی است که خدای یکتا سه شخص دارد: پدر، پسر و روحالقدس.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔆بخش 1 - ایمان یک مسیحی ارتدوکس
🔸فصل 7 - راز تثلیث اقدس
✅ من با خواندن دقیق اعتقادنامه، به این نتیجه رسیدم که در بند شمارۀ ۸، روحالقدس را با پدر و پسر «یک پرستش و یک جلال است.» از آنجایی که ما به یک خدای حقیقی باور داریم، پس چگونه سه شخص ظاهر میگردند که دارای یک ارزش، یک احترام و یک جلال میباشند؟
از همین ابتدا میخواهم بدانید که در این مقطع، خود را در مقابل یک راز میبینیم، یعنی راز تثلیث اقدس، که هیچ انسانی هر چقدر هم حکیم و مقدس باشد، هرگز نتوانسته از عقل و منطق بشری خود برای کشف و درک آن استفاده کند. منطق میگوید ۱+۱+۱=۳. الهیات میگوید ۱+۱+۱=۱. بهعبارتی، خدای پدر، خدای پسر و خدای روحالقدس تنها خدای یگانه است.
این اتفاق چگونه رخ میدهد؟ منطق بشری در جایگاهی نیست که این امر را درک نماید، زیرا فراتر از منطق است؛ چنانکه میگوییم «فراتر از منطق» است، اما «غیرمنطقی» نیست. نمونههای زیادی هست که بیانگر این هستند ذهن بشری قادر به درک آنها نبوده است. تلاشهای زیادی برای نزدیک شدن به این راز صورت گرفته، اما هیچیک پاسخی ندادهاند که برای ذهن بشر بهطور کامل قانع کننده باشد. راز تثلیث اقدس تنها با ایمان قابل قبول میگردد. البته، وقتی ایماندار میداند که ما در این زمینه تأکیداتی شفاف داریم که از کتابمقدس برگرفته شدهاند، پذیرش کامل آن برایش دشوار نیست.
بیایید نگاهی نزدیک بیندازیم به این موضوع که چگونه همراه با این اعتقادنامه به الوهیت هر شخص از تثلیث (یعنی پدر، پسر و روحالقدس) که خدای یکتاست، اعتراف میکنیم:
بند شمارۀ ۱: عبارت «من ایمان دارم به خدای یکتا، پدر قادر مطلق، آفریدگار آسمان و زمین...» این حقیقت را آشکار میسازد که خصوصیت خدا به پدر داده شده است.
اما در دو بند ۲ و ۷ میبینیم که همین خصوصیت به «پسر خدا» نیز نسبت داده میشود: «به خداوند یکتا (...) پسر یگانه خدا (...) خدای راستین از خدای راستین (...)، همذات با پدر، و از طریق او همه چیز هستی یافت» (بند ۳). کاملاً مشخص است که ما در این بند اعتراف میکنیم که پسر خدا، خدای حقیقی و همذات با پدر است و در کار خلقت با پدر همکاری دارد.
روحالقدس نیز مانند پسرِ خدا، «خداوند» خوانده شده است؛ او «بخشندۀ حیات است» زیرا حیات میبخشد؛ «از پدر صادر میگردد»، زیرا همانطور که پسر از پدر مولود گشت، روحالقدس نیز از پدر صادر میگردد؛ «او را با پدر و پسر یک پرستش و یک جلال است»، زیرا روحالقدس نیز در شأن و مقام، احترام و جلال با دو شخص دیگر برابر است. «او از طریق پیامبران سخن گفته است.» صدور روحالقدس از پدر را میتوانیم تا حدودی (نه بهطور کامل) از طریق مثال نور درک کنیم: ما از یک شعلۀ آتش، دو شعلۀ دیگر را روشن میکنیم و اینها با یکدیگر یک آتش را تشکیل میدهند. عهدقدیم بیان میدارد که خدا از طریق انبیاء سخن میگوید. از آنجا که «اعتراف ایمان» اعلان میدارد که روحالقدس با انبیاء سخن میگفت، این قضیه آشکار میشود که روحالقدس، خداست.
علاوه بر این، چون پرستش، احترام و جلال به یک میزان به هر سه شخص، یعنی به پدر، به پسر و به روحالقدس تقدیم میشود، ایشان در بین خود از جایگاهی برابر برخوردارند.
پس بدیهی است که خدای یکتا سه شخص دارد: پدر، پسر و روحالقدس.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ آیا کتابمقدس به سه شخصِ خدا اشاره کرده است؟
مطمئناً کتابمقدس با شهادتهای متعدد، تأیید میکند که خدای یکتا «سه شخص» دارد؛ در غیر این صورت، پدران دو شورای بینالکلیسایی نمیتوانستند این موضوع را در «اعتراف ایمان» بگنجانند.
سه شخص تثلیث اقدس برای نخستین بار در تعمید عیسی مسیح در رود اردن ظاهر شد. لحظهای که عیسی از آب بیرون آمد، خدای پدر با صدای خود حضورش را برای دیگران ملموس ساخت و این جمله از او شنیده شد: «سپس ندایی از آسمان در رسید که ”این است پسر محبوبم که از او خشنودم.“» (متی ۳:۱۷). در عینِ حال، این شهادت خدای پدر تأیید میکند که عیسی مسیح پسر خداست. در همان لحظه، «چون عیسی تعمید يافت، بیدرنگ از آب برآمد. همان دم آسمان بر وى گشوده شد و او روح خدا را دید که همچون کبوتری فرود آمده و بر وی مى آيد» (متی ٣ :۱۶). از این رو، روحالقدس در تعمید عیسی، خود را ظاهر میسازد و در آنِ واحد، خدای پدر دربارۀ پسرش شهادت میدهد و الوهیت مسیح را تأیید میکند.
همچنین، سرود [1]Apolytikionدر عید تعمید مسیح، ظهور یا تجلی الهی[2] خوانده میشود و راز تثلیث اقدس را آشکار مینماید:
خداوندگارا، هنگامی که در رود اردن تعمید گرفتی، پرستش تثلیث آشکار شد؛ زیرا صدای پدر به تو شهادت داد و تو را پسر محبوب خویش خواند. روح نیز به شکل کبوتری بر این کلام مُهر تأیید زد. ای مسیح، خدای ما، تو که ظاهر شدی و جهان را روشن نمودهای، جلال بر تو باد.
در کتابمقدس، خداوندگار ما عیسی مسیح به وضوح به سه شخص تثلیث اقدس اشاره میکند. هنگامی که عیسی پس از رستاخیزش شاگردانش را فرستاد تا انجیل را به تمام ملتها موعظه نمایند، به ایشان فرمود: «پس بروید و همۀ قومها را شاگرد سازید و ایشان را به نام پدر و پسر و روحالقدس تعمید دهید» (متی ۲۸:۱۹).
باور به تثلیث اقدس بنیان تعلیم کلیسای مسیح است، چیزی که در هیچ دین دیگری وجود ندارد. سه شخص تثلیث دقیقاً از یک ذات برخوردارند و همین امر ایشان را به شکلی کامل و مطلق با یکدیگر متحد میسازد. تفاوت میان سه شخص تثلیث بر این حقیقت استوار است که پدر نمیتواند زاده شود، پسر میتواند زاده شود (مولود از پدر) و روحالقدس میتواند صادر شود (از پدر صادر میگردد). اما ایشان در سایر چیزها برابر هستند و در همه چیز با یکدیگر عمل میکنند.
ما به این موضوع باز خواهیم گشت، زمانی که نگاهی بیندازیم به این موضوع که چگونه سه شخص تثلیث اقدس در برگزاری رازهای مقدس (منظور از «راز» در این موارد همان «آیینهای مقدس» است/م.) کلیسا عمل میکنند.
......................
[1] Apolytikion
(از فعل apolyein= مرخص کردن/ روانه کردن) یک سرود پایانی است که در جلسات ارتدوکس خوانده میشود. مفاد روز عید در این سرود خلاصه شده و ایمانداران آن را در دعای صبحگاهی، شبانگاهی، آیین نیایش و سایر مراسم میخوانند. نام این سرود برگرفته از این واقعیت است که برای نخستین بار، درست قبل از اختتام جلسۀ شبانگاهی خوانده میشود.
[2] ظهور (Theophany)
یا تجلی الهی (Epiphany) دو کلمۀ یونانی هستند که معنای بسیار نزدیکی به یکدیگر دارند و این عید را چنین تعریف میکنند: اولی «ظهور خدا»، دومی «ظهور خدا [بر روی زمین].» در متون مسیحی اولیه پیرامون عید کریسمس، روز حضور خدا بر روی زمین و در جسم، با همین اسم روبرو میشویم.» (یادداشت مترجم)
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ آیا کتابمقدس به سه شخصِ خدا اشاره کرده است؟
مطمئناً کتابمقدس با شهادتهای متعدد، تأیید میکند که خدای یکتا «سه شخص» دارد؛ در غیر این صورت، پدران دو شورای بینالکلیسایی نمیتوانستند این موضوع را در «اعتراف ایمان» بگنجانند.
سه شخص تثلیث اقدس برای نخستین بار در تعمید عیسی مسیح در رود اردن ظاهر شد. لحظهای که عیسی از آب بیرون آمد، خدای پدر با صدای خود حضورش را برای دیگران ملموس ساخت و این جمله از او شنیده شد: «سپس ندایی از آسمان در رسید که ”این است پسر محبوبم که از او خشنودم.“» (متی ۳:۱۷). در عینِ حال، این شهادت خدای پدر تأیید میکند که عیسی مسیح پسر خداست. در همان لحظه، «چون عیسی تعمید يافت، بیدرنگ از آب برآمد. همان دم آسمان بر وى گشوده شد و او روح خدا را دید که همچون کبوتری فرود آمده و بر وی مى آيد» (متی ٣ :۱۶). از این رو، روحالقدس در تعمید عیسی، خود را ظاهر میسازد و در آنِ واحد، خدای پدر دربارۀ پسرش شهادت میدهد و الوهیت مسیح را تأیید میکند.
همچنین، سرود [1]Apolytikionدر عید تعمید مسیح، ظهور یا تجلی الهی[2] خوانده میشود و راز تثلیث اقدس را آشکار مینماید:
خداوندگارا، هنگامی که در رود اردن تعمید گرفتی، پرستش تثلیث آشکار شد؛ زیرا صدای پدر به تو شهادت داد و تو را پسر محبوب خویش خواند. روح نیز به شکل کبوتری بر این کلام مُهر تأیید زد. ای مسیح، خدای ما، تو که ظاهر شدی و جهان را روشن نمودهای، جلال بر تو باد.
در کتابمقدس، خداوندگار ما عیسی مسیح به وضوح به سه شخص تثلیث اقدس اشاره میکند. هنگامی که عیسی پس از رستاخیزش شاگردانش را فرستاد تا انجیل را به تمام ملتها موعظه نمایند، به ایشان فرمود: «پس بروید و همۀ قومها را شاگرد سازید و ایشان را به نام پدر و پسر و روحالقدس تعمید دهید» (متی ۲۸:۱۹).
باور به تثلیث اقدس بنیان تعلیم کلیسای مسیح است، چیزی که در هیچ دین دیگری وجود ندارد. سه شخص تثلیث دقیقاً از یک ذات برخوردارند و همین امر ایشان را به شکلی کامل و مطلق با یکدیگر متحد میسازد. تفاوت میان سه شخص تثلیث بر این حقیقت استوار است که پدر نمیتواند زاده شود، پسر میتواند زاده شود (مولود از پدر) و روحالقدس میتواند صادر شود (از پدر صادر میگردد). اما ایشان در سایر چیزها برابر هستند و در همه چیز با یکدیگر عمل میکنند.
ما به این موضوع باز خواهیم گشت، زمانی که نگاهی بیندازیم به این موضوع که چگونه سه شخص تثلیث اقدس در برگزاری رازهای مقدس (منظور از «راز» در این موارد همان «آیینهای مقدس» است/م.) کلیسا عمل میکنند.
......................
[1] Apolytikion
(از فعل apolyein= مرخص کردن/ روانه کردن) یک سرود پایانی است که در جلسات ارتدوکس خوانده میشود. مفاد روز عید در این سرود خلاصه شده و ایمانداران آن را در دعای صبحگاهی، شبانگاهی، آیین نیایش و سایر مراسم میخوانند. نام این سرود برگرفته از این واقعیت است که برای نخستین بار، درست قبل از اختتام جلسۀ شبانگاهی خوانده میشود.
[2] ظهور (Theophany)
یا تجلی الهی (Epiphany) دو کلمۀ یونانی هستند که معنای بسیار نزدیکی به یکدیگر دارند و این عید را چنین تعریف میکنند: اولی «ظهور خدا»، دومی «ظهور خدا [بر روی زمین].» در متون مسیحی اولیه پیرامون عید کریسمس، روز حضور خدا بر روی زمین و در جسم، با همین اسم روبرو میشویم.» (یادداشت مترجم)
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ درک تمام این امور، از طریق منطق دشوار است. خدا یکی است؛ او سه شخص است؛ هر شخص خداست و این سه شخص همان خدای یکتاست. این چگونه ممکن است؟
این پرسش نسلی پس از نسل دیگر را درگیر خود کرده است. در طول نخستین شورای بینالکلیسایی[3]، قدیس اسپیریدون، اسقف تریمیتوس در قبرس، که بهخاطر معجزاتش شناخته شده بود، فراخوانده شد تا برای جماعت سخنرانی کند. او تحت تنویر روحالقدس، آنانی را که به مسیح بهعنوان خدا و تثلیث اقدس ایمان نداشتند، خطاب قرار داده گفت: «ما ایمان داریم که پسر خدا «همذات (به یونانی: هومو-اوسیوس) با پدر» است و با او بر یک تخت نشسته و دارای جلال و احترامی واحد میباشد. همچنین باور داریم که هرچند اینها سه شخص، و سه حالات وجودی (به یونانی: هیپوستاسهایس) هستند، اما تثلیث اقدس از یک ذات غیرقابل درک تشکیل شده که نمیتواند در ذهن بشر داخل شود و قابل فهم گردد. برای اینکه متقاعد شوید، به این تکه سفال نگاه کنید. به نظر میرسد یک جوهر یا ذات دارد، اما از سه عنصر تشکیل شده است.» او سفال را در کف دستش قرار داد و با دست راستش صلیب کشید و گفت: «به نام پدر» و آتشی شعلهور شد و به بالا رفت؛ و ادامه داد «و به نام پسر»، و از انگشتانش آب سرازیر شد؛ و در آخر گفت «و به نام روحالقدس» و در کف دستش خاک باقی ماند. گفته شده که این نمایش معجزهآسا به بسیاری از حضار کمک کرد که به تثلیث اقدس ایمان آورند.
مثال دیگری که به برخی افراد کمک کرد تا راز تثلیث اقدس را بپذیرند، خورشید بود. خورشید از یک ذات یا جوهر تشکیل شده است. از آنجایی که نور و حرارت از خورشید ساطع میشود، پس این را میتوان در مورد خدای پدر نیز گفت که پسر از او مولود شد و روحالقدس از او صادر گردید.
قطعاً در این مثالها هیچ قیاس صد در صدی وجود ندارد، زیرا خورشید (یا سفال) از ماده ساخته شدهاند، در حالی که خدا روح است. شاید قانعکنندهتر از این مثال، کلامی باشد که فرشته به قدیس آگوستین خطاب کرد، هنگامی که وی داشت بر روی ساحل قدم میزد و ذهنش را به ستوه درآورده بود تا بفهمد چگونه سه شخص تثلیث اقدس، خدای واحد هستند. او میگوید متوجه شد که یک پسربچه چالهای را در شنها حفر میکند و با یک سطل کوچک آب از دریا میآورد و در آن گودال میریزد. از آن پسر سؤال کرد:
- داری چه کار میکنی؟
- پسر پاسخ داد: خب، میخواهم همۀ آب دریا را در حفرهای که درست کردم، بریزم.
- اما آیا ممکن است که این حفرۀ کوچک بتواند تمام آن آبها را در خود جای بدهد؟
- پسر بچه پاسخ داد: پس چگونه ممکن است که ذهن محدود تو اقیانوس راز تثلیث اقدس را در خود بریزد؟
آن کودک-فرشته ناپدید شد. در این هنگام بود که قدیس آگوستین درک کرد که تمام تلاشهای او برای پیدا کردن پاسخی منطقی به این راز، بیهوده بود و آن را با ایمان پذیرفت.
در تمام جلسات کلیسایی، بارها به سه شخص تثلیث اقدس اشاره میشود، که بهعنوان خدای حقیقی کار نجات را برای انسان و دنیا به انجام میرساند. آیین نیایش و جلسات رازهای کلیسایی با این دعای تسبیح و نیایش آغاز میگردد: «پادشاهی پدر و پسر و روحالقدس متبارک باد»، و تقریباً تمام این مراسم با یک حمد پایان میپذیرند: «... بر پدر و پسر و روحالقدس.»
................................
[3] در سال ۳۲۵ م. در نیقیه تشکیل شد. (یادداشت مترجم)
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ درک تمام این امور، از طریق منطق دشوار است. خدا یکی است؛ او سه شخص است؛ هر شخص خداست و این سه شخص همان خدای یکتاست. این چگونه ممکن است؟
این پرسش نسلی پس از نسل دیگر را درگیر خود کرده است. در طول نخستین شورای بینالکلیسایی[3]، قدیس اسپیریدون، اسقف تریمیتوس در قبرس، که بهخاطر معجزاتش شناخته شده بود، فراخوانده شد تا برای جماعت سخنرانی کند. او تحت تنویر روحالقدس، آنانی را که به مسیح بهعنوان خدا و تثلیث اقدس ایمان نداشتند، خطاب قرار داده گفت: «ما ایمان داریم که پسر خدا «همذات (به یونانی: هومو-اوسیوس) با پدر» است و با او بر یک تخت نشسته و دارای جلال و احترامی واحد میباشد. همچنین باور داریم که هرچند اینها سه شخص، و سه حالات وجودی (به یونانی: هیپوستاسهایس) هستند، اما تثلیث اقدس از یک ذات غیرقابل درک تشکیل شده که نمیتواند در ذهن بشر داخل شود و قابل فهم گردد. برای اینکه متقاعد شوید، به این تکه سفال نگاه کنید. به نظر میرسد یک جوهر یا ذات دارد، اما از سه عنصر تشکیل شده است.» او سفال را در کف دستش قرار داد و با دست راستش صلیب کشید و گفت: «به نام پدر» و آتشی شعلهور شد و به بالا رفت؛ و ادامه داد «و به نام پسر»، و از انگشتانش آب سرازیر شد؛ و در آخر گفت «و به نام روحالقدس» و در کف دستش خاک باقی ماند. گفته شده که این نمایش معجزهآسا به بسیاری از حضار کمک کرد که به تثلیث اقدس ایمان آورند.
مثال دیگری که به برخی افراد کمک کرد تا راز تثلیث اقدس را بپذیرند، خورشید بود. خورشید از یک ذات یا جوهر تشکیل شده است. از آنجایی که نور و حرارت از خورشید ساطع میشود، پس این را میتوان در مورد خدای پدر نیز گفت که پسر از او مولود شد و روحالقدس از او صادر گردید.
قطعاً در این مثالها هیچ قیاس صد در صدی وجود ندارد، زیرا خورشید (یا سفال) از ماده ساخته شدهاند، در حالی که خدا روح است. شاید قانعکنندهتر از این مثال، کلامی باشد که فرشته به قدیس آگوستین خطاب کرد، هنگامی که وی داشت بر روی ساحل قدم میزد و ذهنش را به ستوه درآورده بود تا بفهمد چگونه سه شخص تثلیث اقدس، خدای واحد هستند. او میگوید متوجه شد که یک پسربچه چالهای را در شنها حفر میکند و با یک سطل کوچک آب از دریا میآورد و در آن گودال میریزد. از آن پسر سؤال کرد:
- داری چه کار میکنی؟
- پسر پاسخ داد: خب، میخواهم همۀ آب دریا را در حفرهای که درست کردم، بریزم.
- اما آیا ممکن است که این حفرۀ کوچک بتواند تمام آن آبها را در خود جای بدهد؟
- پسر بچه پاسخ داد: پس چگونه ممکن است که ذهن محدود تو اقیانوس راز تثلیث اقدس را در خود بریزد؟
آن کودک-فرشته ناپدید شد. در این هنگام بود که قدیس آگوستین درک کرد که تمام تلاشهای او برای پیدا کردن پاسخی منطقی به این راز، بیهوده بود و آن را با ایمان پذیرفت.
در تمام جلسات کلیسایی، بارها به سه شخص تثلیث اقدس اشاره میشود، که بهعنوان خدای حقیقی کار نجات را برای انسان و دنیا به انجام میرساند. آیین نیایش و جلسات رازهای کلیسایی با این دعای تسبیح و نیایش آغاز میگردد: «پادشاهی پدر و پسر و روحالقدس متبارک باد»، و تقریباً تمام این مراسم با یک حمد پایان میپذیرند: «... بر پدر و پسر و روحالقدس.»
................................
[3] در سال ۳۲۵ م. در نیقیه تشکیل شد. (یادداشت مترجم)
☦@LessonsOrthodox
قدیس اسپیریدون، اسقف تریمیتوس در قبرس، که بهخاطر معجزاتش شناخته شده بود، فراخوانده شد تا برای جماعت نخستین شورای بین الکلیسایی سخنرانی کند. او تحت تنویر روحالقدس، آنانی را که به مسیح بهعنوان خدا و تثلیث اقدس ایمان نداشتند، خطاب قرار داده گفت: «ما ایمان داریم که پسر خدا «همذات (به یونانی: هومو-اوسیوس) با پدر» است و با او بر یک تخت نشسته و دارای جلال و احترامی واحد میباشد. همچنین باور داریم که هرچند اینها سه شخص، و سه حالات وجودی (به یونانی: هیپوستاسهایس) هستند، اما تثلیث اقدس از یک ذات غیرقابل درک تشکیل شده که نمیتواند در ذهن بشر داخل شود و قابل فهم گردد. برای اینکه متقاعد شوید، به این تکه سفال نگاه کنید. به نظر میرسد یک جوهر یا ذات دارد، اما از سه عنصر تشکیل شده است.» او سفال را در کف دستش قرار داد و با دست راستش صلیب کشید و گفت: «به نام پدر» و آتشی شعلهور شد و به بالا رفت؛ و ادامه داد «و به نام پسر»، و از انگشتانش آب سرازیر شد؛ و در آخر گفت «و به نام روحالقدس» و در کف دستش خاک باقی ماند. گفته شده که این نمایش معجزهآسا به بسیاری از حضار کمک کرد که به تثلیث اقدس ایمان آورند.
☦@LessonsOrthodox
☦@LessonsOrthodox
🌊 هنگامی که قدیس آگوستین داشت بر روی ساحل قدم میزد و ذهنش را به ستوه درآورده بود تا بفهمد چگونه سه شخص تثلیث اقدس، خدای واحد هستند. او متوجه شد که یک پسربچه چالهای را در شنها حفر میکند و با یک ظرف کوچک آب از دریا میآورد و در آن گودال میریزد. از آن پسر سؤال کرد: داری چه کار میکنی؟
پسر پاسخ داد: خب، میخواهم همۀ آب دریا را در حفرهای که درست کردم، بریزم.
-اما آیا ممکن است که این حفرۀ کوچک بتواند تمام آن آبها را در خود جای بدهد؟
پسر بچه پاسخ داد: پس چگونه ممکن است که ذهن محدود تو اقیانوس راز تثلیث اقدس را در خود بریزد؟
آن کودک-فرشته ناپدید شد. در این هنگام بود که قدیس آگوستین درک کرد که تمام تلاشهای او برای پیدا کردن پاسخی منطقی به این راز، بیهوده بود و آن را با ایمان پذیرفت.
☦@LessonsOrthodox
پسر پاسخ داد: خب، میخواهم همۀ آب دریا را در حفرهای که درست کردم، بریزم.
-اما آیا ممکن است که این حفرۀ کوچک بتواند تمام آن آبها را در خود جای بدهد؟
پسر بچه پاسخ داد: پس چگونه ممکن است که ذهن محدود تو اقیانوس راز تثلیث اقدس را در خود بریزد؟
آن کودک-فرشته ناپدید شد. در این هنگام بود که قدیس آگوستین درک کرد که تمام تلاشهای او برای پیدا کردن پاسخی منطقی به این راز، بیهوده بود و آن را با ایمان پذیرفت.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
ایمان باید اثبات شود. گفتن "من ایمان دارم"، بسیار آسان است. زندگی کردن بر اساس آن بسیار سخت تر است - اما این آزمایشِ واقعی است. حتی شیاطین نیز ایمان دارند (يعقوب 2: 19)، آنها می دانند که خدا وجود دارد و برنامه ای برای خلقت خود دارد - که آنها از ابتدا آن را رد کردند. بنابراین مسیح گفت ، نه هر که مرا "خداوند ، خداوند" گوید، وارد ملکوت آسمانی گردد ، بلکه آنکه اراده پدر مرا به جا آورد (متی 7: 21). کتاب مقدس در بیان این نکته کاملاً شفاف است که ما نمی توانیم فقط ادعای ایمان کنیم و پس از آن از نجات اطمینان حاصل کنیم. ایمان را باید با زندگی ای که طبق کلام خدا زندگی می شود، ثابت کرد. زیرا ایمان بدون عمل مرده است (یعقوب 2: 20). کسانی که میگویند خدا می داند که آیا ما ایمان داریم یا نه ، بنابراین نیازی به "اثبات" نیست ، باید سخنان پولس را در دوم قرنتیان 13: 5 در نظر بگیرند. [خود را امتحان کنید که در ایمان هستید یا نه]
هر روز و هر ساعت بایسته است که ما عشق خود را به خدا ثابت کنیم. زیرا خدا ، هر روز و هر ساعت ، عشق خود را به ما ثابت می کند.
☘اسحاق سوری
مطمئناً خداوند مقصود قلب ما را می داند. لزوم اینکه ما باید ایمانمان را در طول زندگی نشان دهیم ، به نفع ماست نه به نفع او . این یک نعمت است ، نه یک بار. این موضوع به ما کمک می کند تا از خود در برابر خود خشنودی محافظت کنیم. این امر ما را به عمل و حرکت مجبور می کند و ما را به سوی تقدسی سوق می دهد که میباید بر طبیعت فاسد بشری غلبه کنیم و از طریق کسب فضیلت ، دانش ، خودداری ، پشتکار ، خداپرستی ، مهربانی و عشق همراه با ایمان ، شریک طبیعت الهی گردیم. کتاب مقدس نوید می دهد که اگر در این مبارزه برای رشد روحانی تا جایی که توان داریم مشارکت کنیم، مجاز می شویم که به پادشاهی جاودانی خداوند و ناجی خود، عیسی مسیح وارد شویم (دوم پطرس 1: 2-11 ، اعمال 14: 22) .
📜پس ای برادران عزیز، شما را معلوم باد که به وساطت او از آمرزش گناهان به شما اعلام می شود. و به وسیله او هر که ایمان آورد، عادل شمرده می شود، از هر چیزی که به شریعت موسی نتوانستید عادل شمرده شوید.
اعمال 13: 38-39
بدین ترتیب ، در روزگار ما، از جانب مردی مقدس به یک راهب جوان نصیحت شد: ‘امروز بسیاری از افراد ، آرزو می کنند در تعالیم کلیسای مقدس اشکالی پیدا کرده و اعتقاد صحیح مسیحی را رد کنند، تا عذر و بهانه ای بیاورند برای انجام ندادن آنچه خدا از آنها می خواهد. درعوض، آنها تصمیم می گیرند آنچه را که دلخواه شان است باور کنند. این شبیه به مردی است که مایل نیست باور کند که او خواهد مرد ، فقط به این دلیل که این پندار به او آرامش نمی دهد. نه تنها او ، در انجام آن چه را که باید به جهت آماده شدن برای مرگ به عمل آورد ، میافتد ، بلکه به ناچار خود را در دام مرگ خواهد ديد. باور صحیح بر آنچه که ما می خواهیم حقیقت باشد نیست، بلکه بر خود حقیقت است. »
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
ایمان باید اثبات شود. گفتن "من ایمان دارم"، بسیار آسان است. زندگی کردن بر اساس آن بسیار سخت تر است - اما این آزمایشِ واقعی است. حتی شیاطین نیز ایمان دارند (يعقوب 2: 19)، آنها می دانند که خدا وجود دارد و برنامه ای برای خلقت خود دارد - که آنها از ابتدا آن را رد کردند. بنابراین مسیح گفت ، نه هر که مرا "خداوند ، خداوند" گوید، وارد ملکوت آسمانی گردد ، بلکه آنکه اراده پدر مرا به جا آورد (متی 7: 21). کتاب مقدس در بیان این نکته کاملاً شفاف است که ما نمی توانیم فقط ادعای ایمان کنیم و پس از آن از نجات اطمینان حاصل کنیم. ایمان را باید با زندگی ای که طبق کلام خدا زندگی می شود، ثابت کرد. زیرا ایمان بدون عمل مرده است (یعقوب 2: 20). کسانی که میگویند خدا می داند که آیا ما ایمان داریم یا نه ، بنابراین نیازی به "اثبات" نیست ، باید سخنان پولس را در دوم قرنتیان 13: 5 در نظر بگیرند. [خود را امتحان کنید که در ایمان هستید یا نه]
هر روز و هر ساعت بایسته است که ما عشق خود را به خدا ثابت کنیم. زیرا خدا ، هر روز و هر ساعت ، عشق خود را به ما ثابت می کند.
☘اسحاق سوری
مطمئناً خداوند مقصود قلب ما را می داند. لزوم اینکه ما باید ایمانمان را در طول زندگی نشان دهیم ، به نفع ماست نه به نفع او . این یک نعمت است ، نه یک بار. این موضوع به ما کمک می کند تا از خود در برابر خود خشنودی محافظت کنیم. این امر ما را به عمل و حرکت مجبور می کند و ما را به سوی تقدسی سوق می دهد که میباید بر طبیعت فاسد بشری غلبه کنیم و از طریق کسب فضیلت ، دانش ، خودداری ، پشتکار ، خداپرستی ، مهربانی و عشق همراه با ایمان ، شریک طبیعت الهی گردیم. کتاب مقدس نوید می دهد که اگر در این مبارزه برای رشد روحانی تا جایی که توان داریم مشارکت کنیم، مجاز می شویم که به پادشاهی جاودانی خداوند و ناجی خود، عیسی مسیح وارد شویم (دوم پطرس 1: 2-11 ، اعمال 14: 22) .
📜پس ای برادران عزیز، شما را معلوم باد که به وساطت او از آمرزش گناهان به شما اعلام می شود. و به وسیله او هر که ایمان آورد، عادل شمرده می شود، از هر چیزی که به شریعت موسی نتوانستید عادل شمرده شوید.
اعمال 13: 38-39
بدین ترتیب ، در روزگار ما، از جانب مردی مقدس به یک راهب جوان نصیحت شد: ‘امروز بسیاری از افراد ، آرزو می کنند در تعالیم کلیسای مقدس اشکالی پیدا کرده و اعتقاد صحیح مسیحی را رد کنند، تا عذر و بهانه ای بیاورند برای انجام ندادن آنچه خدا از آنها می خواهد. درعوض، آنها تصمیم می گیرند آنچه را که دلخواه شان است باور کنند. این شبیه به مردی است که مایل نیست باور کند که او خواهد مرد ، فقط به این دلیل که این پندار به او آرامش نمی دهد. نه تنها او ، در انجام آن چه را که باید به جهت آماده شدن برای مرگ به عمل آورد ، میافتد ، بلکه به ناچار خود را در دام مرگ خواهد ديد. باور صحیح بر آنچه که ما می خواهیم حقیقت باشد نیست، بلکه بر خود حقیقت است. »
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
مزمور 130 (129)
منتظر رستگارى خداوند
1 ای خداوند از عمق ها نزد تو فرياد برآوردم.
2 اى خداوند! آواز مرابشنو،
و گوشهای تو به آواز تضرع من ملتفت شود.
3 ای یاه، اگر گناهان را به نظر آوری،
کیست اى خداوند که به حضور تو بایستد؟
4 ليكن مغفرت نزد توست تا از تو بترسند.
5 منتظر خداوندهستم. جان من منتظر است،
و به کلام او امیدوارم.
6 جان من منتظر خداوند است،
زیاده از منتظران صبح؛
بلی زیاده از منتظران صبح.
7 اسرائیل برای خداوند امیدوار باشند،
زیرا که رحمت نزد خداوند است
و نزد اوست نجات فراوان.
8 و او اسرائیل را فدیه خواهد داد،
از جمیع گناهان وی.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
مزمور 130 (129)
منتظر رستگارى خداوند
1 ای خداوند از عمق ها نزد تو فرياد برآوردم.
2 اى خداوند! آواز مرابشنو،
و گوشهای تو به آواز تضرع من ملتفت شود.
3 ای یاه، اگر گناهان را به نظر آوری،
کیست اى خداوند که به حضور تو بایستد؟
4 ليكن مغفرت نزد توست تا از تو بترسند.
5 منتظر خداوندهستم. جان من منتظر است،
و به کلام او امیدوارم.
6 جان من منتظر خداوند است،
زیاده از منتظران صبح؛
بلی زیاده از منتظران صبح.
7 اسرائیل برای خداوند امیدوار باشند،
زیرا که رحمت نزد خداوند است
و نزد اوست نجات فراوان.
8 و او اسرائیل را فدیه خواهد داد،
از جمیع گناهان وی.
☦@LessonsOrthodox