دروس ایران ارتدوکس – Telegram
دروس ایران ارتدوکس
265 subscribers
139 photos
4 videos
7 files
8 links
Download Telegram
 📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس

🔆 بخش1 - ایمان یک مسیحی ارتدوکس
🔸فصل 5 - خدا بر طبق اعتقادنامه

ما این دوازده بند از نماد ایمان را به‌طور خلاصه تحلیل خواهیم کرد. در وهلۀ نخست، بندهای ۱، ۲ و ۸ را که به «خدا» به‌عنوان «پدر»، «پسر خدا» و «روح القدس» اشاره دارند، به شکل کلی بررسی خواهیم نمود.

می‌خواهم بپرسم معنای کلمۀ «خدا» چیست؟

کلمۀ «خدا» به کسی اشاره دارد که می‌سوزاند، یا چیزها را گرم می‌کند یا همه چیز را می‌بیند و بر همه چیز نظارت می‌کند. [1]

نام-کلمۀ «خدا» در زبانهای دیگر چه معنایی دارد؟

اگر به کلمۀ «خدا» در زبانهای مختلف نگاه کنیم، تنوع زیادی در معنای آن کشف خواهیم نمود.

کلمۀ God در زبان انگلیسی و Gott در آلمانی به معنای کسی است که مردم در مقابل او تعظیم می‌کنند و او را می‌پرستند.

در زبان اسلاوی، کلمۀ Ƃог به معنای کسی است که پر از نیکویی و شادی است و در جایگاهی قرار دارد که اینها را به دیگران می‌دهد.

در عبری کلمۀ یهوه، که خدا خود را با آن آشکار نمود، به معنای «او که هست»، «او که وجود دارد» و «وجود» می‌باشد. «هستم آن که هستم» (یا، هستم)؛ که خدا به هنگام ظاهر شدن بر موسی به وی می‌گوید (خروج ۳:­۱۴)، و این بدین معناست که او تنها خداست، زیرا آنانی که بت‌پرستان، خدا می‌دانستند، هستی و وجود نداشتند بلکه ساختۀ تخیل بشر و بتهایی واقعی بودند.

معادل این کلمه در زبان کره‌ای Chanounim می‌باشد که از کلمۀ Chanoul گرفته شده و در مفهوم روحانی، آسمان معنا می‌دهد. لذا، کلمۀ Chanounim به معنای آسمانی است. این مفهوم در دعای ربانی نیز یافت می‌شود: «ای پدر ما که در آسمانی.» این کلمه را در دعاهای دیگر کلیسایمان به‌عنوان یک ضمیمه یا قید پیدا می‌کنیم؛ به‌عنوان مثال «ای پادشاه آسمانی.» همچنین، وقتی خداوند با شاگردانش دربارۀ خدا صحبت می‌کرد، معمولاً کلمۀ «آسمانی» را اضافه می‌نمود؛ به‌عنوان مثال «پدر آسمانیِ شما» (متی ۶:­۱۴)، «پدر آسمانی شما می‌داند» (متی ۶:­۳۲)، «پدر آسمانی من» (متی ۱۵:­۱۳).

زبان کره‌ای از اصطلاح «Chananim» نیز استفاده می‌کند، که از عدد  chana= یک می‌آید. از این رو، کلمۀ «Chananim» به معنای «یک»، «یکتا/یگانه»، «کسی که همتایی ندارد»، به‌عبارتی، تنها خدای واحد و حقیقی، می‌باشد. این اصطلاح در کتاب‌مقدس نیز در رابطه با خدا به‌کار رفته؛ به‌عنوان مثال، «تنها یکی هست که نیکوست [آن هم خداست]» (مت ۱۹:­۱۷)؛ «براستی که خدا یکی است و جز او خدایی نیست» (مر ۱۲:­۳۲)؛ «به‌جز یک خدا، خدایی دیگر نیست» (۱-قرن ۸:­۴).

کتاب‌مقدس خدا را چگونه می‌نامد؟

خداوند، نامی است که نشان‌دهندۀ حاکمیت خدا بر تمام جهان، امور مادی و روحانی و دیدنی و نادیدنی است.

پادشاه، از آنجا که نه تنها پادشاهی آسمان، بلکه پادشاهی زمین نیز از آنِ اوست.

متعال، چون او کنترل همه چیز را در دستان قدرتمند خویش دارد.

حیات، زیرا به همه چیز حیات می‌بخشد.

نور، چون نه تنها نور طبیعی، بلکه نور روحانی نیز عطا می‌کند.

از تمام اینها می‌توانیم پی ببریم که چون خدا نام خویش را مکشوف نساخته، انسان می‌کوشد نامی بیابد که با خدا مطابقت داشته باشد. اما این تلاش بسیار دشوار است، زیرا خدا بی‌حد و حصر است؛ و از هر نامی فراتر می‌باشد. هیچ نامی نمی‌تواند او را توصیف یا تعریف کند. ذات خدا بر بشر آشکار و شناخته شده نیست. هیچ انسانی تا کنون ذات خدا را ندیده است؛ «هیچ‌کس هرگز خدا را ندیده است» (یوحنا ۱:­۱۸). اگر بشر نمی‌تواند مستقیماً به خورشید که یکی از مخلوقات خداست نگاه کند، چگونه می‌تواند به خالق خورشید و کل خلقت نگاه کند؟ خدا می‌گوید: «اما روی مرا نمی‌توانی دید، زیرا انسان نمی‌تواند مرا ببیند و زنده بماند» (خروج ۳۳:­۲۰). بر اساس الاهیات مبتنی بر تنزیه، خدا ناشناخته (=شناخته شده نیست)، نزدیک‌نشدنی (=نمی‌توان به او نزدیک شد) و غیرقابل درک (= قابل درک نیست) است.[2] الاهیدانی به نام قدیس گریگوری اهل نازیانزوس (۳۳۰ تا حدود ۳۹۰) می‌نویسد: «تو که تمامی نامها از توست، چگونه می‌توانم صدایت بزنم؟»
............................
[1] همچنین، گفته شده که کلمۀ یونانی تئوس (خدا) از فعل یونانی تئین گرفته شده که به معنای «فراگرفتن/ جریان داشتن» می‌باشد و اشاره می‌کند به اینکه خدا وجودی است که نمی‌توان او را درک نمود و از این رو عقل و منطق بشری نمی‌تواند او را تصور کند؛ لذا، خدا یک راز است، راز عالی یا به تمام معنا!

[2] صفت تنزیه به الاهیاتی که «منفی» است اشاره نمی‌کند، بلکه الهیاتی است که تأیید می‌کند خدا فراتر است: ناشناخته نیست، بلکه فراتر از شناخت ماست؛ غیرقابل نزدیک شدن نیست، بلکه فراتر از آن است که بتوان به روشهای عقلانی به او نزدیک شد؛ غیرقابل درک نیست، بلکه فراتر از درک بشر است و غیره. همچنین، در محدودیت، چارچوب و قید و بند بشر قرار نمی‌گیرد.

@LessonsOrthodox
 📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس

🔆بخش1 -  ایمان یک مسیحی ارتدوکس
🔸فصل 6 -  صفات خدا

پس آیا قادر نیستیم بدانیم خدا چیست؟

هرچند قادر به درک و شناخت ذات خدا نیستیم، اما در جایگاهی قرار داریم که می‌توانیم نیروها یا به‌عبارتی، صفات او را بشناسیم.

برخی از صفات خدا چنانکه در جهان آشکار می‌شوند، عبارتند از:

☀️دانای مطلق: از آنجا که ذات خدا نامحدود است، دانایی او نیز بی‌حد و حصر می‌باشد. خدا نه تنها از آنچه در جهان دارد اتفاق می‌افتد یا آنچه اتفاق افتاده، باخبر است، بلکه از امور آینده نیز خبر دارد. برای خدا هیچ زمان حال یا آینده‌ای وجود ندارد، بلکه همه چیز در برابر او مثل حال استمراری است. خدا نه تنها از آنچه مردم انجام می‌دهند باخبر است، بلکه از تفکر ایشان نیز آگاهی دارد. «خداوند از اندیشه‌ورزی‌های حکیمان آگاه است...» (۱-قرن ۳:­۲۰).

☀️عالم مطلق: پولس رسول حکمت خدا را «گوناگون» می‌نامد (افس ۳:­۱۰) و از روی شگفتی اعلان کرده، می‌فرماید: «وه که چه ژرف است دولت و حکمت و علم خدا» (روم ۱۱:­۳۳). داوودِ پادشاه و نبی نیز پس از ستایش کارهای عجیب، او چنین شهادت می‌دهد: «ای خداوند، کارهای تو چه بسیار است! آنها را جملگی به حکمت خویش به عمل آورده‌ای!» (مز ۱۰۴­:۲۴). خدا به‌عنوان یگانه و عالی‌ترین حکیم توصیف شده است؛ تنها حکیمِ مطلق: «هم او را که یگانه خدای حکیم است... تا به ابد جلال باد!» (روم ۱۶:­۲۷)، «بر آن خدای یکتا و نجات‌دهندۀ ما... جلال... باد!» (یهودا ۲۵).

☀️قادر مطلق: خدا می‌تواند هر کاری را و به هر میزان که دوست دارد، انجام دهد. هیچ چیز برای خدا غیرممکن نیست. جبرئیلِ فرشته به مریم باکره گفت: «نزد خدا هیچ امری ناممکن نیست!» (لوقا ۱:­۳۷). خداوند به ابراهیم گفت: «آیا هیچ کاری هست که برای خداوند دشوار باشد؟» (پید ۱۸:­۱۴). اما با اینکه خدا قادر است هر کاری را که می‌خواهد انجام دهد، اما نمی‌خواهد دست به انجام هر کاری که می‌تواند، بزند؛ و به همین دلیل هیچ کاری را که درخورِ حکمت، محبت و سایر صفاتش نیست، انجام نمی‌دهد.

☀️مشیت: خدا از همان ابتدای خلقت عالم، قوانین طبیعی را وضع کرد تا جهان تحت کنترل و تسلط باشد. خالق حکیم، از نظارت، حکمرانی و مداخله- هر زمان که لازم باشد- دست نمی‌کشد تا همه چیز بر اساس نقشۀ او پیش برود. خدا برای عالی‌ترین خلقت خود که انسان می‌باشد، حفاظت و مراقبت خاصی قائل است تا نیازهای حیاتی و مادی زندگی‌اش تأمین گردد و هر آنچه برای تحقق سرنوشت خویش نیاز دارد، مهیا شود و مستحق بهره‌مند شدن از نیکویی‌های جاودان پادشاهی خدا شود. این تدارک و مراقبت مستقیم و مداوم خدا برای دنیا به جهت تحقق رسالت و سرنوشت آن، مشیت الاهی نام دارد. کتاب‌مقدس اغلب مشیت خدا را برای کل خلقتش، و به‌خصوص برای انسان به تصویر می‌کشد. در مزمور فوق‌العادۀ ۱۰۴، که در آن زیبایی و شکوه آسمان و زمین ستایش می‌شود، مزمورنگار با سپاس و شکرگزاری فراوان، خدا را مخاطب قرار داده، می‌نویسد: «چشم امید اینان جملگی بر توست، تا خوراک ایشان را در وقتش برسانی. چون این را به آنها می‌بخشی، آن را گرد می‌آورند؛ چون دست خویش را می‌گشایی، از چیزهای نیکو سیر می‌شوند.» (مز ۱۰۴:­۲۷-۲۸). در خصوص تدارک خدا برای انسان، خداوندگار بر ما آشکار فرموده که خدا حتی به فکر جزئیات زندگی‌ ما نیز هست: «حتی موهای سر شما به تمامی شمرده شده است» (مت ۱۰:­۳۰). مفهوم این متن در این واقعیت نهفته است که خدا حتی از چیزهایی که خودمان کمترین توجه را بدانها داریم، باخبر است و آنها را پیگیری می‌کند. ما در انجیل متی با متونی مشابه برخورد می‌کنیم که در آنها به مشیت الاهی اشاره شده که حتی به سوسنهای صحرا و پرندگان نیز رسیدگی و توجه می‌کند (م.ک. ۶:۲۶-۳۳).

☀️قدوسیت: خدا بنا بر طبیعتش، قدوس و منبع قدوسیت است، به‌طوری که فرشته‌ها و انسانها تقدس را از او می‌گیرند. همین قدوسیت خداست که فرشتگان به‌خاطر آن، او را بی‌وقفه ستایش می‌کنند و سرودهایی می‌خوانند نظیر آنچه اشعیای نبی شنید: «قدوس، قدوس، قدوس است خداوندِ لشکرها؛ تمامی زمین از جلال او مملو است» (اش ۶:­۳). ما این سرود را در هر آیین نیایش می‌خوانیم. گونه‌ای از آن به «سه‌گانۀ قدوسیت خدا» معروف است که ما در هر جلسه از کلیسایمان، و نیز ایمانداران در دعاهای شخصی خویش می‌خوانند.[1] نام «سه‌گانۀ قدوسیت خدا» به تمام سه شخص تثلیث مقدس اشاره دارد. خدا برتر و فراتر از هر نوع قدوسیتی است.

.......................................
[1] «سه‌گانۀ قدوسیت خدا»
(به یونانی، Trisagion) چنین است: «خدای قدوس، قدوس قادر مطلق، قدوس فنا ناپذیر، بر ما رحم فرما.»

@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس

☀️عدالت: داوودِ پادشاه و نبی بنا بر تجربۀ خود، بدین موضوع پی می‌برد: «خداوند عادل است، او اعمال پارسایانه را دوست می‌دارد» (مز‌ ۱۱:­۷). کتاب‌مقدس بارها به عدالت خدا اشاره می‌کند. هدف عدالت در اعمال خدا، حفظ هماهنگی و توازن در دنیا، محدود کردن و از میان برداشتن دروغ، شرارت، بی‌عدالتی و تمام تخطی‌ها از ارادۀ خداست که انسان را از او جدا می‌سازد و او را به ناامیدی و بدبختی می‌کشاند. او با برقراری عدالتش، به‌عنوان یک مربی یا معلم نیکو عمل می‌کند، یعنی از فرد پارسا حفاظت کرده و به وی پاداش می‌دهد، اما فرد بی‌خدا و ناپرهیزکار را اصلاح می‌کند، که این کار به سود همه است. با این‌همه، او عدالتش را با خیرخواهی‌اش همراه می‌سازد. هنگامی که برای اصلاح انسان از مقیاسهای آموزشی برابر و منصفانه استفاده می‌کند، این کار را به نفع همگان انجام می‌دهد. عدالت خدا به منظور نجات است.

☀️راستی: بر طبق فرمایش یوحنای انجیل‌نگار: «خدا سرچشمۀ راستی است» (یوحنا ۳:­۳۳). او در عهدقدیم به‌عنوان «خدای راستی» اعلان شده که «راستی را می‌جوید» (مز ۳۱:­۶، ۲۴). او در عهدجدید «خدای منزّه از هر دروغ» معرفی شده (تیطس ۱:­۲) که هرگز وعده‌هایش دروغ نیست (م.ک. ۲-تیمو ۲:­۱۳). به‌رغم همه چیز، خداوندگار به روشنی اعلان نمود و فرمود: «من راه و راستى و حيات هستم» (یوحنا ۱۴:­۶) و در مقابل پیلاتس گفت: «من از این رو زاده شدم و بجهت این در جهان آمدم تا به راستى شهادت دهم» (یوحنا ۱۸:­۳۷). کتاب‌مقدس پر از جملاتی است پیرامون این موضوع که خدا، خدای راستین و حقیقی است، هر آنچه گفته راست است و به حقیقت می‌پیوندد و او راستی را دوست دارد و غیره. خدا در همۀ امور راستی دارد و کلام او به معنای واقعی، حقیقت است. دقیقاً به همین علت است که به شکلی مطلق به او اعتماد داریم. پسر (عیسی مسیح)، همان «کلمه» خدای پدر، یگانه خدای حقیقی را به‌عنوان حقیقت منحصربه‌فرد آشکار می‌سازد و انسان با شناخت پسر، به شناخت پدر دست می‌یابد (م.ک. یوحنا ۱۴:­۶-۱۰).

☀️محبت: یوحنای انجیل‌نگار اعلان می‌کند که «خدا محبت است» (۱-یوحنا ۴:­۱۶)؛ او به‌ رسول محبت نیز معروف است، زیرا به طریقی منحصربه‌فرد به محبت خدا پاسخ گفته بود. «پس ما محبتی را که خدا به ما دارد شناخته‌ایم و به آن اعتماد داریم» (۱-یوحنا ۴:­۱۶). وی همچنین بنا بر تجربۀ شخصی، اعلان می‌کند که «ما محبت می‌کنیم زیرا او نخست ما را محبت کرد» (۱-یوحنا ‌۴:­۱۹). خدا بنا بر طبیعت خویش، نه تنها محبت دارد، بلکه سراسر محبت است. او فرشتگان را از روی محبت خویش آفرید تا در قدوسیت او سهیم شوند و با او تمتع ببرند. او از روی محبت، دنیا و انسان را خلق کرد و انسان را در بهشت قرار داد تا از خوشی و مصاحبت با او لذت ببرد. حتی زمانی که انسان از او جدا شد و در گناه سقوط کرد، خدا او را ترک ننمود، همانطور که یوحنای انجیل‌نگار، به‌نحوی گویا می‌نویسد: «زیرا خدا جهان را آنقدر محبت کرد که پسر یگانۀ خود را داد تا هر که به او ایمان آوَرَد هلاک نگردد، بلکه حیات جاویدان یابد» (یوحنا ۳:­۱۶). حتی همین موضوع به تنهایی ثابت می‌کند محبتی همچون محبت خدا وجود ندارد. خودِ مسیح با این جمله بر این مطلب تأکید کرد و فرمود: «محبتی بزرگتر از این وجود ندارد که کسی جان خود را در راه دوستانش فدا کند. دوستان من شمایید...» (یوحنا ۱۵:­۱۳-۱۴).

بنابراین می‌بینیم که محبت در روابط خدا با انسان حکمفرماست. اکنون مسأله اینجاست که آیا انسان نیز مشتاقانه به محبت خدا پاسخ می‌دهد؟

 
@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس

خدا از چه زمانی وجود داشته؟

ما در اصطلاح الآهیاتی می‌گوییم که خدا anarchos است. او ابتدایی ندارد. زمان مفهومی است که با خلقت جهان آغاز می‌شود. زمان چیست؟ زمان سلسلۀ حوادث است. ما چرخش کامل زمین به دور خورشید را محاسبه می‌کنیم، آن را ۲۴ دورۀ زمانی مساوی منظور می‌کنیم، که به آن ساعت می‌گوییم؛ ساعت به ۶۰ بخش مساوی تقسیم می‌شود که به آنها دقیقه می‌گوییم.

اما اگر زمین، خورشید، این دنیا و انسان وجود نداشت، زمان چگونه محاسبه می‌شد؟ در اصل، هیچ زمانی وجود نمی‌داشت. به همین دلیل است که وجود خدا در مفهوم زمان قرار نمی‌گیرد و از این‌رو می‌گوییم که خدا فراتر از زمان است و آغازی ندارد. پولس رسول می‌گوید «حکمت خدا ... در رازی نهان بود و خدا آن را پیش از آغاز زمان (یعنی حتی قبل از خلقت دنیا که در زمان به وقوع پیوست)، برای جلال ما مقرر فرمود» (۱-قرن ۲:­۷).

در اینجا می‌توانیم اضافه کنیم که خدا با Anarchos بودنش، فناناپذیر نیز هست زیرا در روح هیچ مرگ و فسادی نیست. «پیش از آنکه کوهها زاده شوند، یا تو زمین و جهان را به وجود آوری، از ازل تا به ابد تو خدایی» (مز ۹۰:­۲)؛ «اما تو همان هستی، و سالهای تو را پایانی نیست!» (مز ۱۰۲:­۲۷)؛ خدا تا ابد وجود دارد و باقی می‌ماند.

کسی که به خدای حقیقی ایمان دارد و رابطه‌ای دائمی با او برقرار می‌کند، به‌طور خاص خوشبخت و سعادتمند است، زیرا اطمینان دارد که در هر شرایطی تنها، درمانده و بدون ‌حمایت و حفاظت نخواهد بود. انسان می‌داند که خدا که پر از محبت است و به‌عنوان دانای مطلق، از تمام مشکلات او باخبر است. همچنین، به‌عنوان قادر مطلق قدرت این را دارد که به شکلی ثمربخش، به آن شرایط رسیدگی کند . او به‌عنوان حکمت مطلق، بهترین راه را برای رهایی فرد از شرایط سختی که در آن قرار دارد، پیدا خواهد کرد. او به‌عنوان خدای فناناپذیر، جاودانگی و ابدیت را عطا می‌کند، و به فرد این نیرو را می‌بخشد که از مرگ نهراسد. مشیت دلسوزانۀ خدا همواره و حتی در جزئی‌ترین قسمتهای زندگی انسان، وجود دارد. انسان تنها با طلب یاری از خدا و با دعایی صمیمی، در تمام این برکات سهیم می‌شود، همچنین بر طبق تأیید خودِ خداوند که فرمود: «اگر ایمان داشته باشید، هرآنچه در دعا درخواست کنید، خواهید یافت» (متی ۲۱:­۲۲).


@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس

🔆بخش 1 - ایمان یک مسیحی ارتدوکس
🔸فصل 7 -  راز تثلیث اقدس

 من با خواندن دقیق اعتقادنامه، به این نتیجه رسیدم که در بند شمارۀ ۸، روح‌القدس را با پدر و پسر «یک پرستش و یک جلال است.» از آنجایی که ما به یک خدای حقیقی باور داریم، پس چگونه سه شخص ظاهر می‌گردند که دارای یک ارزش، یک احترام و یک جلال می‌باشند؟

از همین ابتدا می‌خواهم بدانید که در این مقطع، خود را در مقابل یک راز می‌بینیم، یعنی راز تثلیث اقدس، که هیچ انسانی هر چقدر هم حکیم و مقدس باشد، هرگز نتوانسته از عقل و منطق بشری خود برای کشف و درک آن استفاده کند. منطق می‌گوید ۱+۱+۱=۳. الهیات می‌گوید ۱+۱+۱=۱. به‌عبارتی، خدای پدر، خدای پسر و خدای روح‌القدس تنها خدای یگانه است.

این اتفاق چگونه رخ می‌دهد؟ منطق بشری در جایگاهی نیست که این امر را درک نماید، زیرا فراتر از منطق است؛ چنانکه می‌گوییم «فراتر از منطق» است، اما «غیرمنطقی» نیست. نمونه‌های زیادی هست که بیانگر این هستند ذهن بشری قادر به درک آنها نبوده است. تلاشهای زیادی برای نزدیک شدن به این راز صورت گرفته، اما هیچ‌یک پاسخی نداده‌اند که برای ذهن بشر به‌طور کامل قانع کننده باشد. راز تثلیث اقدس تنها با ایمان قابل قبول می‌گردد. البته، وقتی ایماندار می‌داند که ما در این زمینه تأکیداتی شفاف داریم که از کتاب‌مقدس برگرفته شده‌اند، پذیرش کامل آن برایش دشوار نیست.

بیایید نگاهی نزدیک بیندازیم به این موضوع که چگونه همراه با این اعتقادنامه به الوهیت هر شخص از تثلیث (یعنی پدر، پسر و روح‌القدس) که خدای یکتاست، اعتراف می‌کنیم:

بند شمارۀ ۱: عبارت «من ایمان دارم به خدای یکتا، پدر قادر مطلق، آفریدگار آسمان و زمین...» این حقیقت را آشکار می‌سازد که خصوصیت خدا به پدر داده شده است.

اما در دو بند ۲ و ۷ می‌بینیم که همین خصوصیت به «پسر خدا» نیز نسبت داده می‌شود: «به خداوند یکتا (...) پسر یگانه خدا (...) خدای راستین از خدای راستین (...)، هم‌ذات با پدر، و از طریق او همه چیز هستی یافت» (بند ۳). کاملاً مشخص است که ما در این بند اعتراف می‌کنیم که پسر خدا، خدای حقیقی و هم‌ذات با پدر است و در کار خلقت با پدر همکاری دارد.

روح‌القدس نیز مانند پسرِ خدا، «خداوند» خوانده شده است؛ او «بخشندۀ حیات است» زیرا حیات می‌بخشد؛ «از پدر صادر می‌گردد»، زیرا همانطور که پسر از پدر مولود گشت، روح‌القدس نیز از پدر صادر می‌گردد؛ «او را با پدر و پسر یک پرستش و یک جلال است»، زیرا روح‌القدس نیز در شأن و مقام، احترام و جلال با دو شخص دیگر برابر است. «او از طریق پیامبران سخن گفته است.» صدور روح‌القدس از پدر را می‌توانیم تا حدودی (نه به‌طور کامل) از طریق مثال نور درک کنیم: ما از یک شعلۀ آتش، دو شعلۀ دیگر را روشن می‌کنیم و اینها با یکدیگر یک آتش را تشکیل می‌دهند. عهدقدیم بیان می‌دارد که خدا از طریق انبیاء سخن می‌گوید. از آنجا که «اعتراف ایمان» اعلان می‌دارد که روح‌القدس با انبیاء سخن می‌گفت، این قضیه آشکار می‌شود که روح‌القدس، خداست.

علاوه بر این، چون پرستش، احترام و جلال به یک میزان به هر سه شخص، یعنی به پدر، به پسر و به روح‌القدس تقدیم می‌شود، ایشان در بین خود از جایگاهی برابر برخوردارند.

پس بدیهی است که خدای یکتا سه شخص دارد: پدر، پسر و روح‌القدس.

 @LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس

آیا کتاب‌مقدس به سه شخصِ خدا اشاره کرده است؟

مطمئناً کتاب‌مقدس با شهادت‌های متعدد، تأیید می‌کند که خدای یکتا «سه شخص» دارد؛ در غیر این صورت، پدران دو شورای بین‌الکلیسایی نمی‌توانستند این موضوع را در «اعتراف ایمان» بگنجانند.

سه شخص تثلیث اقدس برای نخستین بار در تعمید عیسی مسیح در رود اردن ظاهر شد. لحظه‌ای که عیسی از آب بیرون آمد، خدای پدر با صدای خود حضورش را برای دیگران ملموس ساخت و این جمله از او شنیده شد: «سپس ندایی از آسمان در رسید که ”این است پسر محبوبم که از او خشنودم.“» (متی ۳:­۱۷). در عینِ حال، این شهادت خدای پدر تأیید می‌کند که عیسی مسیح پسر خداست. در همان لحظه، «چون عیسی تعمید يافت، بی‌درنگ از آب برآمد. همان دم آسمان بر وى گشوده شد و او روح خدا را دید که همچون کبوتری فرود آمده و بر وی مى آيد» (متی ٣ :­۱۶). از این رو، روح‌القدس در تعمید عیسی، خود را ظاهر می‌سازد و در آنِ واحد، خدای پدر دربارۀ پسرش شهادت می‌دهد و الوهیت مسیح را تأیید می‌کند.

همچنین، سرود  [1]Apolytikionدر عید تعمید مسیح، ظهور یا تجلی الهی[2] خوانده می‌شود و راز تثلیث اقدس را آشکار می‌نماید:
خداوندگارا، هنگامی که در رود اردن تعمید گرفتی، پرستش تثلیث آشکار شد؛ زیرا صدای پدر به تو شهادت داد و تو را پسر محبوب خویش خواند. روح نیز به شکل کبوتری بر این کلام مُهر تأیید زد. ای مسیح، خدای ما، تو که ظاهر شدی و جهان را روشن نموده‌ای، جلال بر تو باد.

در کتاب‌مقدس، خداوندگار ما عیسی مسیح به وضوح به سه شخص تثلیث اقدس اشاره می‌کند. هنگامی که عیسی پس از رستاخیزش شاگردانش را فرستاد تا انجیل را به تمام ملت‌ها موعظه نمایند، به ایشان فرمود: «پس بروید و همۀ قومها را شاگرد سازید و ایشان را به نام پدر و پسر و روح‌القدس تعمید دهید» (متی ۲۸:‏۱۹).

باور به تثلیث اقدس بنیان تعلیم کلیسای مسیح است، چیزی که در هیچ دین دیگری وجود ندارد. سه شخص تثلیث دقیقاً از یک ذات برخوردارند و همین امر ایشان را به شکلی کامل و مطلق با یکدیگر متحد می‌سازد. تفاوت میان سه شخص تثلیث بر این حقیقت استوار است که پدر نمی‌تواند زاده شود، پسر می‌تواند زاده شود (مولود از پدر) و روح‌القدس می‌تواند صادر شود (از پدر صادر می‌گردد). اما ایشان در سایر چیزها برابر هستند و در همه چیز با یکدیگر عمل می‌کنند.

ما به این موضوع باز خواهیم گشت، زمانی که نگاهی بیندازیم به این موضوع که چگونه سه شخص تثلیث اقدس در برگزاری رازهای مقدس (منظور از «راز» در این موارد همان «آیین‌های مقدس» است/م.) کلیسا عمل می‌کنند.

......................
[1] Apolytikion
 (از فعل apolyein= مرخص کردن/ روانه کردن) یک سرود پایانی است که در جلسات ارتدوکس خوانده می‌شود. مفاد روز عید در این سرود خلاصه شده و ایمانداران آن را در دعای صبحگاهی، شبانگاهی، آیین نیایش و سایر مراسم می‌خوانند. نام این سرود برگرفته از این واقعیت است که برای نخستین بار، درست قبل از اختتام جلسۀ شبانگاهی خوانده می‌شود.

[2] ظهور (Theophany)
یا تجلی الهی (Epiphany) دو کلمۀ یونانی هستند که معنای بسیار نزدیکی به یکدیگر دارند و این عید را چنین تعریف می‌کنند: اولی «ظهور خدا»، دومی «ظهور خدا [بر روی زمین].» در متون مسیحی اولیه پیرامون عید کریسمس، روز حضور خدا بر روی زمین و در جسم، با همین اسم روبرو می‌شویم.» (یادداشت مترجم)

@LessonsOrthodox
 📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس

درک تمام این امور، از طریق منطق دشوار است. خدا یکی است؛ او سه شخص است؛ هر شخص خداست و این سه شخص همان خدای یکتاست. این چگونه ممکن است؟

این پرسش نسلی پس از نسل دیگر را درگیر خود کرده است. در طول نخستین شورای بین‌الکلیسایی[3]، قدیس اسپیریدون، اسقف تریمیتوس در قبرس، که به‌خاطر معجزاتش شناخته شده بود، فراخوانده شد تا برای جماعت سخنرانی کند. او تحت تنویر روح‌القدس، آنانی را که به مسیح به‌عنوان خدا و تثلیث اقدس ایمان نداشتند، خطاب قرار داده گفت: «ما ایمان داریم که پسر خدا «هم‌ذات (به یونانی: هومو-اوسیوس) با پدر» است و با او بر یک تخت نشسته و دارای جلال و احترامی واحد می‌باشد. همچنین باور داریم که هرچند اینها سه شخص، و سه حالات وجودی (به یونانی: هیپوستاسه‌ایس) هستند، اما تثلیث اقدس از یک ذات غیرقابل درک تشکیل شده که نمی‌تواند در ذهن بشر داخل شود و قابل فهم گردد. برای اینکه متقاعد شوید، به این تکه سفال نگاه کنید. به نظر می‌رسد یک جوهر یا ذات دارد، اما از سه عنصر تشکیل شده است.» او سفال را در کف دستش قرار داد و با دست راستش صلیب کشید و گفت: «به نام پدر» و آتشی شعله‌ور شد و به بالا رفت؛ و ادامه داد «و به نام پسر»، و از انگشتانش آب سرازیر شد؛ و در آخر گفت «و به نام روح‌القدس» و در کف دستش خاک باقی ماند. گفته شده که این نمایش معجزه‌آسا به بسیاری از حضار کمک کرد که به تثلیث اقدس ایمان آورند.

مثال دیگری که به برخی افراد کمک کرد تا راز تثلیث اقدس را بپذیرند، خورشید بود. خورشید از یک ذات یا جوهر تشکیل شده است. از آنجایی که نور و حرارت از خورشید ساطع می‌شود، پس این را می‌توان در مورد خدای پدر نیز گفت که پسر از او مولود شد و روح‌القدس از او صادر گردید.

قطعاً در این مثالها هیچ قیاس صد در صدی وجود ندارد، زیرا خورشید (یا سفال) از ماده ساخته شده‌اند، در حالی که خدا روح است. شاید قانع‌‌کننده‌تر از این مثال، کلامی باشد که فرشته به قدیس آگوستین خطاب کرد، هنگامی که وی داشت بر روی ساحل قدم می‌زد و ذهنش را به ستوه درآورده بود تا بفهمد چگونه سه شخص تثلیث اقدس، خدای واحد هستند. او می‌گوید متوجه شد که یک پسربچه چاله‌ای را در شنها حفر می‌کند و با یک سطل کوچک آب از دریا می‌آورد و در آن گودال می‌ریزد. از آن پسر سؤال کرد:

- داری چه کار می‌کنی؟

- پسر پاسخ داد: خب، می‌خواهم همۀ آب دریا را در حفره‌ای که درست کردم، بریزم.

- اما آیا ممکن است که این حفرۀ کوچک بتواند تمام آن آبها را در خود جای بدهد؟

- پسر بچه پاسخ داد: پس چگونه ممکن است که ذهن محدود تو اقیانوس راز تثلیث اقدس را در خود بریزد؟

 آن کودک-فرشته ناپدید شد. در این هنگام بود که قدیس آگوستین درک کرد که تمام تلاشهای او برای پیدا کردن پاسخی منطقی به این راز، بیهوده بود و آن را با ایمان پذیرفت.

در تمام جلسات کلیسایی، بارها به سه شخص تثلیث اقدس اشاره می‌شود، که به‌عنوان خدای حقیقی کار نجات را برای انسان و دنیا به انجام می‌رساند. آیین نیایش و جلسات رازهای کلیسایی با این دعای تسبیح و نیایش آغاز می‌گردد: «پادشاهی پدر و پسر و روح‌القدس متبارک باد»، و تقریباً تمام این مراسم با یک حمد پایان می‌پذیرند: «... بر پدر و پسر و روح‌القدس.»

................................
 [3] در سال ۳۲۵ م. در نیقیه تشکیل شد. (یادداشت مترجم)
@LessonsOrthodox
قدیس اسپیریدون، اسقف تریمیتوس در قبرس، که به‌خاطر معجزاتش شناخته شده بود، فراخوانده شد تا برای جماعت نخستین شورای بین الکلیسایی سخنرانی کند. او تحت تنویر روح‌القدس، آنانی را که به مسیح به‌عنوان خدا و تثلیث اقدس ایمان نداشتند، خطاب قرار داده گفت: «ما ایمان داریم که پسر خدا «هم‌ذات (به یونانی: هومو-اوسیوس) با پدر» است و با او بر یک تخت نشسته و دارای جلال و احترامی واحد می‌باشد. همچنین باور داریم که هرچند اینها سه شخص، و سه حالات وجودی (به یونانی: هیپوستاسه‌ایس) هستند، اما تثلیث اقدس از یک ذات غیرقابل درک تشکیل شده که نمی‌تواند در ذهن بشر داخل شود و قابل فهم گردد. برای اینکه متقاعد شوید، به این تکه سفال نگاه کنید. به نظر می‌رسد یک جوهر یا ذات دارد، اما از سه عنصر تشکیل شده است.» او سفال را در کف دستش قرار داد و با دست راستش صلیب کشید و گفت: «به نام پدر» و آتشی شعله‌ور شد و به بالا رفت؛ و ادامه داد «و به نام پسر»، و از انگشتانش آب سرازیر شد؛ و در آخر گفت «و به نام روح‌القدس» و در کف دستش خاک باقی ماند. گفته شده که این نمایش معجزه‌آسا به بسیاری از حضار کمک کرد که به تثلیث اقدس ایمان آورند.

@LessonsOrthodox
🌊 هنگامی که قدیس آگوستین داشت بر روی ساحل قدم می‌زد و ذهنش را به ستوه درآورده بود تا بفهمد چگونه سه شخص تثلیث اقدس، خدای واحد هستند. او متوجه شد که یک پسربچه چاله‌ای را در شنها حفر می‌کند و با یک ظرف کوچک آب از دریا می‌آورد و در آن گودال می‌ریزد. از آن پسر سؤال کرد: داری چه کار می‌کنی؟

 پسر پاسخ داد: خب، می‌خواهم همۀ آب دریا را در حفره‌ای که درست کردم، بریزم.

-اما آیا ممکن است که این حفرۀ کوچک بتواند تمام آن آبها را در خود جای بدهد؟

پسر بچه پاسخ داد: پس چگونه ممکن است که ذهن محدود تو اقیانوس راز تثلیث اقدس را در خود بریزد؟

 آن کودک-فرشته ناپدید شد. در این هنگام بود که قدیس آگوستین درک کرد که تمام تلاشهای او برای پیدا کردن پاسخی منطقی به این راز، بیهوده بود و آن را با ایمان پذیرفت.

@LessonsOrthodox
🏵 جلسه چهارم / باربارا پاپاس
@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس

ایمان باید اثبات شود. گفتن "من ایمان دارم"، بسیار آسان است. زندگی کردن بر اساس آن بسیار سخت تر است - اما این آزمایشِ واقعی است. حتی شیاطین نیز ایمان دارند (يعقوب 2: 19)، آنها می دانند که خدا وجود دارد و برنامه ای برای خلقت خود دارد - که آنها از ابتدا آن را رد کردند. بنابراین مسیح گفت ، نه هر که مرا "خداوند ، خداوند" گوید، وارد ملکوت آسمانی گردد ، بلکه آنکه اراده پدر مرا به جا آورد (متی 7: 21). کتاب مقدس در بیان این نکته کاملاً شفاف است که ما نمی توانیم فقط ادعای ایمان کنیم و پس از آن از نجات اطمینان حاصل کنیم. ایمان را باید با زندگی ای که طبق کلام خدا زندگی می شود، ثابت کرد. زیرا ایمان بدون عمل مرده است (یعقوب 2: 20). کسانی که میگویند خدا می داند که آیا ما ایمان داریم یا نه ، بنابراین نیازی به "اثبات" نیست ، باید سخنان پولس را در دوم قرنتیان 13: 5 در نظر بگیرند. [خود را امتحان کنید که در ایمان هستید یا نه]

هر روز و هر ساعت بایسته است که ما عشق خود را به خدا ثابت کنیم. زیرا خدا ، هر روز و هر ساعت ، عشق خود را به ما ثابت می کند.
اسحاق سوری

مطمئناً خداوند مقصود قلب ما را می داند. لزوم اینکه ما باید ایمانمان را در طول زندگی نشان دهیم ، به نفع ماست نه به نفع او . این یک نعمت است ، نه یک بار. این موضوع به ما کمک می کند تا از خود در برابر خود خشنودی محافظت کنیم. این امر ما را به عمل و حرکت مجبور می کند و ما را به سوی تقدسی سوق می دهد که می‌باید بر طبیعت فاسد بشری غلبه کنیم و از طریق کسب فضیلت ، دانش ، خودداری ، پشتکار ، خداپرستی ، مهربانی و عشق همراه با ایمان ، شریک طبیعت الهی گردیم. کتاب مقدس نوید می دهد که اگر در این مبارزه برای رشد روحانی تا جایی که توان داریم مشارکت کنیم، مجاز می شویم که به پادشاهی جاودانی خداوند و ناجی خود، عیسی مسیح وارد شویم (دوم پطرس 1: 2-11 ، اعمال 14: 22) .

📜پس ای برادران عزیز، شما را معلوم باد که به وساطت او از آمرزش گناهان به شما اعلام می شود. و به وسیله او هر که ایمان آورد، عادل شمرده می شود، از هر چیزی که به شریعت موسی نتوانستید عادل شمرده شوید.
اعمال 13: 38-39


بدین ترتیب ، در روزگار ما، از جانب مردی مقدس به یک راهب جوان نصیحت شد: ‘امروز بسیاری از افراد ، آرزو می کنند در تعالیم کلیسای مقدس اشکالی پیدا کرده و اعتقاد صحیح مسیحی را رد کنند، تا عذر و بهانه ای بیاورند برای انجام ندادن آنچه خدا از آنها می خواهد. درعوض، آنها تصمیم می گیرند آنچه را که دلخواه شان است باور کنند. این شبیه به مردی است که مایل نیست باور کند که او خواهد مرد ، فقط به این دلیل که این پندار به او آرامش نمی دهد. نه تنها او ، در انجام آن چه را که باید به جهت آماده شدن برای مرگ به عمل آورد ، می‌افتد ، بلکه به ناچار خود را در دام مرگ خواهد ديد. باور صحیح بر آنچه که ما می خواهیم حقیقت باشد نیست، بلکه بر خود حقیقت است. »

@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس

مزمور 130 (129)
منتظر رستگارى خداوند

1 ای خداوند از عمق ها نزد تو فرياد برآوردم.
2 اى خداوند! آواز مرابشنو،
و گوشهای تو به آواز تضرع من ملتفت شود.
3 ای یاه، اگر گناهان را به نظر آوری،
کیست اى خداوند که به حضور تو بایستد؟
4 ليكن مغفرت نزد توست تا از تو بترسند.
5 منتظر خداوندهستم. جان من منتظر است،
و به کلام او امیدوارم.
6 جان من منتظر خداوند است،
زیاده از منتظران صبح؛
بلی زیاده از منتظران صبح.
7 اسرائیل برای خداوند امیدوار باشند،
زیرا که رحمت نزد خداوند است
و نزد اوست نجات فراوان.
8 و او اسرائیل را فدیه خواهد داد،
از جمیع گناهان وی.

@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس

مسیح به عنوان تکمیل كننده شريعت ، شناختی که همیشه ارزشمند است برای کسانی که او را دوست می‌دارند.
لئوى كبير

بنابراین ، همانطور كه هیچ کس در ميان ايمانداران نيست که عطيه فيض را انكار کند، همچنین هیچ ایمانداری هم زندگی بر طبق قوانین مسیح را انکار نمی کند. زيرا اگرچه سختگیری شريعت به صورت نمادین برداشته شده است ، اما منفعت پیروی از شريعت افزایش یافته است ، همانطور که يوحنا ، نویسنده یکی از اناجیل می گوید ، زیرا شريعت توسط موسی عطا شد، اما فیض و راستى بوسيله عیسی مسیح رسيد (یوحنا 1: 17). زيرا هر آنچه متعلق به شريعت بود ، خواه ختنه شدن ، خواه هدایا و قربانی های مختلف یا رعایت سبت ، همه به مسیح شهادت می دادند ، و فیض مسیح را نبوت می كردند.

و او ختم شريعت است (رومیان 10: 4) ، نه به این معنا كه او آن را به چیزی نرساند ، بلكه در اين امر او ، آن را تحقق می بخشد. واگرچه او نویسنده هر دو ، جدید و قدیم است ، او مفهوم عرفانی صورت ها را آورد و وعده ها را به پایان رساند ، به این ترتيب او وعده ها را عملی کرد و باعث شد که نبوت ها متوقف شوند ، زیرا او که نبوت شده بود ، اکنون آمده است.
اما در نظم اخلاقی هیچ تغییری در احکام شريعت قدیم ایجاد نشده است. بسیاری از آنها از طریق تعاليم انجیل توسعه يافته اند ، تا آنها بتوانند شفاف تر و كامل تر از آنچه در هنگام وعده نجات به ما بود، نجات را به ما تعليم دهند.

@LessonsOrthodox
دقت بفرمائید در اینجا می توان به موعظه بالای کوه در متی باب پنج رجوع کرد جایی که در واقع مسیح مفهوم عمیق تری از احکام شریعت را بیان می کند مانند: اگر به شما گفته شده زنا نکن، من می گویم هر که به چشم شهوت آلود به زنی نگاه کند در دم در دل خود زنا کرده است. این همان شفاف سازی است که اینجا به آن اشاره شده است. در زمان شریعت موسی فقط وعده نجات را قوم داشتند اما مسیح خود نجات ماست و نجات را به ما تعلیم می دهد. در واقع تمام تعلیمات مسیح مسیر نجات را مشخص می کند، درست است که همه چی ابتدا با ایمان به او آغاز می شود همان ایمانی که صخره خوانده شد تا کلیسای خود را بر آن بنا کند اما پس از آن تماما با موعظات خود و تعالیمش مسیر این نجات را می نمایاند ، زمانی که فرمود صلیب خود را برداشته و مرا دنبال کنید به ما یادآور می شود که این راه بسیار تنگ و باریک است، اگر فقط با ایمان صرف عمل نجات تمام می شد چطور ممکن بود از مسیری دشوار که یابندگان آن کم هستند سخن گوید. اما این نباید ما را بهراساند زیرا مسیح با خود فیض بیکران را آورد و با فیض او این مسیر را طالبان حقیقی اش خواهند پیمود. مسیری که بدون فیض محال است طی شود همانطور که در زمان شریعت موسی غیر ممکن بود.

@LessonsOrthodox
☀️شمايل چهار انجیل نگار☀️
(شمايل نگاری از پدر آنتونی سالزمن)

🔸مرحله دوم: اثبات ایمان

ما باید با تلاش براى شبيه شدن به مسيح، با هدايت توسط شرح زندگی او که در انجیل ها نوشته شده است، ايمان مان را به مسیح به عنوان ناجی خود،" ثابت کنیم".

📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس

@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس

ای ارباب مهربان ، در دلهای ما نور پاکِ شناخت الاهى ات را بتابان و چشمان ذهن ما را بگشا تا بتوانيم پیام انجيل تو را درک کنیم. همچنين، احترام به احكام متبارک خود را در ما پديد آور تا وقتى بر همه اميال گناه آلود غلبه يافتيم، بتوانيم در طريق زندگى روحانى گام برداريم، و یک شهروند آسمانی گرديم و در فكر و عمل ، امورى را انجام دهیم که نزد تو پسنديده است.
زيرا تو ، اى مسیح خدای ما ، منبع نور روح و جسم ما هستى، و به توست كه جلال را تقديم مى كنيم، به پدر ابدی ، و به روح القدس تماماً مقدس ، نيكو و حيات بخش، از حال ، تا به ابد و تا جميع اعصار .آمین.

دعاى قبل از قرائت انجیل ، مراسم نيايش الهى قديس يوحناى زرين دهان (جان كريسوستوم)

📜زیرا ايامى می آيد كه تعليم صحيح را متحمل نخواهند شد ، بلكه بر حسب شهوات خود، خارش گوش ها داشته ، معلمان را بر خود فراهم خواهند آورد. و گوش های خود را از راستى برگردانيده ، به سوى افسانه ها روی می آورند. ليكن تو در همه چيز هشيار بوده، متحمل زحمات باش، و عمل مبشر را بجا آور، و خدمت خود را به كمال رسان. (دوم تيموتائوس 4: 3-5)

@LessonsOrthodox
به زیبایی قدیس یوحنای زرین دهان اینجا به درک پیام انجیل اشاره می کند که در واقع پیام انجیل همان خبر خوشی است که نجات برای پویندگان آن مهیا شده و وعده ها تحقق یافته اند، اما درک این پیام ما را به مسیری که باید طی کنیم رهنمون می شود، مسیری که محال است با زندگی در گناه در آن قدم برداشت و در ادامه دعا، بیان او بر ما روشن می سازد که تا زمانی که در زندگی گناه آلود باشیم هرگز ایمان ما نجات بخش نخواهد بود چرا که حتی قادر نخواهیم بود وارد زندگی روحانی شویم چه برسد که شهروند آسمانی شده یا وارد ملکوت خداوند شویم. در واقع ایمان اگر حقیقی باشد حتما در زندگی نمایان می شود و خود را نشان می دهد، لذا آنانی که در گناه زندگی می کنند باید ایمان خود را بازنگری کنند!

@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس

🔸فصل دوم

راز نجات

شاید هریک از شما با خود بگوید: "من ایمان آورده ام ، پس نجات خواهم یافت." اگر با ایمان، به کارهای نیک پیوسته اید ، حقیقت را بیان می کنید. این در حقیقت ایمان واقعی است که آنچه را که در کلمه بیان می کند در عمل انکار نمی کند. برای این پولس در مورد برخی ايمانداران دروغین می گوید: آنها مدعى هستند كه خدا را می شناسند؛ اما در اعمال خود او را انكار می كنند (تيطس 1: 16). برای این يوحنا همچنین می گوید: کسی که گوید خدا را می شناسد و احکام او را نگاه نمی دارد، دروغگوست و در وى راستى نیست (اول یوحنا 2: 4).
گریگورى كبير
از خطبه های یکشنبه پدران كبير


🔸تقديس توسط ایمان و فيض

الهیات ارتدوكس تاكيد كمترى بر جنبه نجات یافتن "از" شر شیطان مى كند، تا جنبه مثبت نجات "برای" تقدس: رشد شخصی به سوی شبیه شدن به خدا ، با پیروی از نمونه مسیح (يعنى: تئوسيس). این فرایندی است که به لطف فیض امکان پذیر است و با ایمان برانگيخته می شود. در این زندگی آغاز می شود و فراتر از آخرین نفس ما روی زمین ادامه می یابد. ما با فیض و از طریق ایمان نجات می یابیم.

عیسی ، خورشید عدالت ، ظهور کرده است. پرتوهای این خورشید روحانى در همه جهات پخش می شود؛ و در واقع يكى ، فیض کمتری دريافت مى كند و دیگری بيشتر؛ نه آن که فيض به خودى خود اینچنین می بخشد ، بلکه خود ما وضعيت این معیار را فراهم می سازيم. زیرا خورشید همانى است که به کل عالم نور می بخشد ، و پرتو و شکوه و عظمت آن يكى است ، با این حال با نور يكسان بر همه دنيا نمی درخشد. در جايى تابش خورشید شگفت انگیز و فراوان است ، در جايى کمتر است. خانه اى كمى تابش آفتاب دارد ، ديگرى وفور بیشتری دارد؛ نه به این دلیل که خورشید بیشتر به این خانه و کمتر به آن می دهد ، بلکه طبق پنجره های باز شده به سوی آن ، از طرف کسانی که خانه ها را مى سازند ، فضای بیشتری برای ورود دارد و بر همین اساس به درون آن می ریزد. و از آنجا که افکار و اهداف ما پنجره های روح ما هستند ، هنگامى كه قلب خود را كاملا باز می کنید ، شما فيض الهى، را سخاوتمندانه تر ، و بیشتر دریافت می کنید. اما وقتی روح خود را باریک می سازيد ، تنها فيض کمى را می توانید دریافت کنید. قلب و روح خود را بر خدا باز و عريان کنید، باشد كه شکوه و جلال او به درون شما وارد شود.
يوحناى زرين دهان

@LessonsOrthodox
🏵 جلسه چهارم / آرتین
@LessonsOrthodox
🔸بخش سوم - شفاعت

قسمت اول

در این قسمت در مورد این موارد صحبت خواهد شد.
(1) انواع شفاعت
(2) نمونه‌های شفاعت در کتاب‌مقدس
(3) آیا قدیسین و فرشتگان از وضعیت ما بر زمین آگاهند؟

انواع شفاعت
پروتستان‌ها به طور کل شفاعت طلبيدن را انکار می‌کنند، خواه از مريم مقدس، خواه از فرشتگان و خواه از قديسين. ايشان دليل نفي خود را بر اين گفته يوحناي رسول يعني: «شفيعي نزد پدر داريم يعني يسوع مسيح پارسا» (اول یوحنا 2: 1)، و نيز کلام پولس رسول: «زيرا تنها يک خدا هست و بين خدا و آدميان نيز تنها يک واسطه وجود دارد يعني آن انسان که مسيح يسوع است» (اول تیموتائوس 2: 5) قرار مي‌دهند.

(1) در حقيقت، فرقی اساسي میان شفاعت مسيح و شفاعت قديسين وجود دارد: شفاعت مسیح شفاعت کفاره است ...
مسیح خداوند براي آمرزش گناهان ما شفاعت مي‌کند، چراکه او خود کفاره گناهان ماست که به عوض ما جريمه گناهان ما را پرداخت. پس شفاعت او به اين معناست که به پدر مي‌گويد: «تقصيراتشان را به حساب مياور زيرا که من گناه جميع ايشان را بر خود نهادم». (اشعیا 53: 4- 6)
از اين رو، وي همچون يک واسطه بين خدا و آدميان ايستاده است؛ يا بهتر بگويم، او تنها واسطه ميان خدا و آدميان است؛ او به پدر، حق اجرای عدل الهی را عطا کرد، و به مردم، آمرزش را عطا نمود، با مرگ خود که همچون کفاره گناهان ایشان بود.

مقصود یوحنای رسول نیز همین بود آنگاه که گفت: «اما اگر کسي گناهي کرد، شفيعي نزد پدر داريم يعني يسوع مسيح پارسا. او خود کفاره گناهان ماست، و نه گناهان ما فقط، بلکه گناهان تمامي جهان نيز». (اول یوحنا 2: 1)
در اينجا، معناي شفاعت به عنوان کفاره بسيار واضح است. اين شفاعت براي انسان گناهکار است: «اگر کسي گناهي کرد»، و اين گناه نياز به کفاره دارد. تنها کسي که توانست کفاره بدهد يسوع مسيح پارسا بود. از این رو، وی مي‌تواند با خوني که براي ما ريخت، برای ما شفاعت کند.
پولس رسول نيز در نوشته‌هاي خود مسيح خداوند را به عنوان تنها واسطه ميان خدا و آدميان معرفي کرده و مي‌گويد: «زيرا تنها يک خدا هست و بين خدا و آدميان نيز تنها يک واسطه وجود دارد يعني آن انسان که مسيح يسوع است. او که با دادن جان خود، بهاي رهايي جمله آدميان را پرداخت»(اول تیموتائوس 2: 5- 6) .پس او براي ما به عنوان فدیه شفاعت مي‌کند، او که با دادن جان خود، بهاي تقصيرات ما را پرداخت.
اين‌گونه شفاعت مطلقاً قابل انکار نيست، و تنها به مسيح نسبت داده شده است.
حال آنکه شفاعت قديسين هيچ‌گونه ارتباطي با دادن کفاره يا فديه ندارد. اينها شفاعت‌هايي است که قديسین نزد خود مسيح خداوند براي ما مي‌کنند.

@LessonsOrthodox
(2) شفاعت‌هاي قديسين براي ما، تنها نشان از دعا و استغاثه ايشان بهر ماست که کاملاً با شفاعت مسيح متفاوت است
و کتاب‌مقدس نیز موافق این امر است، چنانکه می‌گوید: «... براي يکديگر دعا کنيد» (یعقوب 5: 16). خود قديسین از مردم مي‌خواستند تا برايشان دعا کنند. پولس رسول به تسالونيکيان مي‌گويد: «...براي ما دعا کنيد» (دوم تسالونیکیان 3: 1) و از عبرانيان نیز همين درخواست مي‌شود: «براي ما دعا کنيد» (عبرانیان 13: 18). همچنين به افسسيان مي‌گويد: «در همه وقت، با همه نوع دعا و تمنا، در روح دعا کنيد (افسسیان 6: 18- 19). در کتاب‌مقدس، آیات بسیاری از درخواست دعا براي يکديگر وجود دارد.
اگر قديسین از ما مي‌خواستند برايشان دعا کنيم، آيا بخصوص ما نبايد از ايشان درخواست دعا کنيم؟
اگر ما از انسان‌هايي که هنوز در اين جهان‌اند - يعني کساني که «همچون ما، تحت آلام» (یعقوب 5: 17؛ این آیه در ترجمه‌های یونانی اینگونه است: «الیاس انسانی بود همچون ما تحت آلام»، اما در برخی ترجمه‌های دیگر به صورت «صاحب حواس مثل ما» یا «هم سرشت ما» نیز آمده است.) جنگ نيکو را مي‌جنگند - درخواست دعا مي‌کنيم، آيا نبايد از آناني که جنگ را به پايان رسانده، به بهشت رفته و با مسيح زيست مي‌کنند چنين درخواستي کنيم؟
آيا ايشان پس از عزيمتشان به آسمان، آنجا که در بهشت نزد خدايند، تنزل مقام يافته‌اند! و از اين رو روا نيست از ايشان درخواست دعا کنيم، اما آنگاه که بر زمين بودند چنين اجازه‌ای داشتيم؟
همچنين اگر از انسان درخواست دعا مي‌کنيم، امکانش نيست که از فرشتگان نيز درخواست کنيم؟

نمونه‌های شفاعت در کتاب‌مقدس
(3) خدا از مردم مي‌خواهد که از عادلان شفاعت بطلبند
خدا خودش شفاعت را توصیه کرده، می‌پذیرد. در اينجا تعدادي از اين شفاعت‌ها را که خدا تأييد کرده، براي شما به عنوان نمونه مي‌نويسم:

(الف) داستان پدر ما ابراهيم و ابي ملک پادشاه
ابي‌ملک اشتباه کرده و ساره، همسر ابراهيم را گرفت و به قصر خود برد. او اين کار را با وجداني پاک انجام داد چراکه ابراهيم گفته بود که ساره خواهرش است. خداوند در رويا به ابي‌ملک ظاهر شده، او را تهديد به مرگ کرد و فرمود: «پس الان زوجه اين مرد را رد کرد، زيرا که او نبي است، و براي تو دعا خواهد کرد تا زنده بماني، و اگر او را رد نکني، بدان که تو و هر که از آن تو باشد، هر آينه خواهيد مرد». (پیدایش 20: 7)
خدا مي‌توانست ابي‌ملک را به محض رد کردن ساره، بيامرزد. با این‌حال آمرزش و زنده ماندنش مشروط بر این شد که ابراهیم برایش دعا کند. پس خدا از ابراهيم خواست تا براي ابي‌ملک شفاعت کند و اين را شرطي براي آمرزش او قرار داد.

(ب) داستان ايوب و سه دوست او (ایوب 42):
به همین سان خداوند شفاعت ايوب را شرطي براي آمرزش سه دوستش قرار داد. کتاب‌مقدس در اين رابطه مي‌گويد: «یهوه ... به الیفاز تیمانی فرمود: خشم من بر تو و بر دو دوستت افروخته شده چراکه مانند خادمم ایوب از من به خوبی سخن نگفته‌اید. و اینک هفت گاو نر و هفت قوچ تدارک ببینید، و بروید و خادمم ایوب را بیابید. برای خود قربانی سوختنی تقدیم کنید، و خادمم ایوب برای شما شفاعت خواهد کرد. من به او توجه نشان خواهم داد و بر شما نشان رسوایی نخواهم زد به این سبب که مانند خادمم ایوب از من به خوبی سخن نگفته‌اید». (ایوب 42: 7، 8)
در هر دو مورد، خداوند شخصاً با فرد خاطي سخن گفت؛ با اين‌حال، خود مستقيماً به آنان آمرزش نداد بلکه شرط آمرزش را بر دعاي قديس قرار داد. تنها در اين صورت، خاطي آمرزيده مي‌شد و قديس نزد همگان تکريم مي‌گرديد. خدا نه تنها چنين وساطتي را پذيرفت بلکه خودْ چنين امر کرد.

@LessonsOrthodox