📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
ای ارباب مهربان ، در دلهای ما نور پاکِ شناخت الاهى ات را بتابان و چشمان ذهن ما را بگشا تا بتوانيم پیام انجيل تو را درک کنیم. همچنين، احترام به احكام متبارک خود را در ما پديد آور تا وقتى بر همه اميال گناه آلود غلبه يافتيم، بتوانيم در طريق زندگى روحانى گام برداريم، و یک شهروند آسمانی گرديم و در فكر و عمل ، امورى را انجام دهیم که نزد تو پسنديده است.
زيرا تو ، اى مسیح خدای ما ، منبع نور روح و جسم ما هستى، و به توست كه جلال را تقديم مى كنيم، به پدر ابدی ، و به روح القدس تماماً مقدس ، نيكو و حيات بخش، از حال ، تا به ابد و تا جميع اعصار .آمین.
☘دعاى قبل از قرائت انجیل ، مراسم نيايش الهى قديس يوحناى زرين دهان (جان كريسوستوم)
📜زیرا ايامى می آيد كه تعليم صحيح را متحمل نخواهند شد ، بلكه بر حسب شهوات خود، خارش گوش ها داشته ، معلمان را بر خود فراهم خواهند آورد. و گوش های خود را از راستى برگردانيده ، به سوى افسانه ها روی می آورند. ليكن تو در همه چيز هشيار بوده، متحمل زحمات باش، و عمل مبشر را بجا آور، و خدمت خود را به كمال رسان. (دوم تيموتائوس 4: 3-5)
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
ای ارباب مهربان ، در دلهای ما نور پاکِ شناخت الاهى ات را بتابان و چشمان ذهن ما را بگشا تا بتوانيم پیام انجيل تو را درک کنیم. همچنين، احترام به احكام متبارک خود را در ما پديد آور تا وقتى بر همه اميال گناه آلود غلبه يافتيم، بتوانيم در طريق زندگى روحانى گام برداريم، و یک شهروند آسمانی گرديم و در فكر و عمل ، امورى را انجام دهیم که نزد تو پسنديده است.
زيرا تو ، اى مسیح خدای ما ، منبع نور روح و جسم ما هستى، و به توست كه جلال را تقديم مى كنيم، به پدر ابدی ، و به روح القدس تماماً مقدس ، نيكو و حيات بخش، از حال ، تا به ابد و تا جميع اعصار .آمین.
☘دعاى قبل از قرائت انجیل ، مراسم نيايش الهى قديس يوحناى زرين دهان (جان كريسوستوم)
📜زیرا ايامى می آيد كه تعليم صحيح را متحمل نخواهند شد ، بلكه بر حسب شهوات خود، خارش گوش ها داشته ، معلمان را بر خود فراهم خواهند آورد. و گوش های خود را از راستى برگردانيده ، به سوى افسانه ها روی می آورند. ليكن تو در همه چيز هشيار بوده، متحمل زحمات باش، و عمل مبشر را بجا آور، و خدمت خود را به كمال رسان. (دوم تيموتائوس 4: 3-5)
☦@LessonsOrthodox
به زیبایی قدیس یوحنای زرین دهان اینجا به درک پیام انجیل اشاره می کند که در واقع پیام انجیل همان خبر خوشی است که نجات برای پویندگان آن مهیا شده و وعده ها تحقق یافته اند، اما درک این پیام ما را به مسیری که باید طی کنیم رهنمون می شود، مسیری که محال است با زندگی در گناه در آن قدم برداشت و در ادامه دعا، بیان او بر ما روشن می سازد که تا زمانی که در زندگی گناه آلود باشیم هرگز ایمان ما نجات بخش نخواهد بود چرا که حتی قادر نخواهیم بود وارد زندگی روحانی شویم چه برسد که شهروند آسمانی شده یا وارد ملکوت خداوند شویم. در واقع ایمان اگر حقیقی باشد حتما در زندگی نمایان می شود و خود را نشان می دهد، لذا آنانی که در گناه زندگی می کنند باید ایمان خود را بازنگری کنند!
☦@LessonsOrthodox
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
🔸فصل دوم
راز نجات
شاید هریک از شما با خود بگوید: "من ایمان آورده ام ، پس نجات خواهم یافت." اگر با ایمان، به کارهای نیک پیوسته اید ، حقیقت را بیان می کنید. این در حقیقت ایمان واقعی است که آنچه را که در کلمه بیان می کند در عمل انکار نمی کند. برای این پولس در مورد برخی ايمانداران دروغین می گوید: آنها مدعى هستند كه خدا را می شناسند؛ اما در اعمال خود او را انكار می كنند (تيطس 1: 16). برای این يوحنا همچنین می گوید: کسی که گوید خدا را می شناسد و احکام او را نگاه نمی دارد، دروغگوست و در وى راستى نیست (اول یوحنا 2: 4).
☘گریگورى كبير
از خطبه های یکشنبه پدران كبير
🔸تقديس توسط ایمان و فيض
الهیات ارتدوكس تاكيد كمترى بر جنبه نجات یافتن "از" شر شیطان مى كند، تا جنبه مثبت نجات "برای" تقدس: رشد شخصی به سوی شبیه شدن به خدا ، با پیروی از نمونه مسیح (يعنى: تئوسيس). این فرایندی است که به لطف فیض امکان پذیر است و با ایمان برانگيخته می شود. در این زندگی آغاز می شود و فراتر از آخرین نفس ما روی زمین ادامه می یابد. ما با فیض و از طریق ایمان نجات می یابیم.
عیسی ، خورشید عدالت ، ظهور کرده است. پرتوهای این خورشید روحانى در همه جهات پخش می شود؛ و در واقع يكى ، فیض کمتری دريافت مى كند و دیگری بيشتر؛ نه آن که فيض به خودى خود اینچنین می بخشد ، بلکه خود ما وضعيت این معیار را فراهم می سازيم. زیرا خورشید همانى است که به کل عالم نور می بخشد ، و پرتو و شکوه و عظمت آن يكى است ، با این حال با نور يكسان بر همه دنيا نمی درخشد. در جايى تابش خورشید شگفت انگیز و فراوان است ، در جايى کمتر است. خانه اى كمى تابش آفتاب دارد ، ديگرى وفور بیشتری دارد؛ نه به این دلیل که خورشید بیشتر به این خانه و کمتر به آن می دهد ، بلکه طبق پنجره های باز شده به سوی آن ، از طرف کسانی که خانه ها را مى سازند ، فضای بیشتری برای ورود دارد و بر همین اساس به درون آن می ریزد. و از آنجا که افکار و اهداف ما پنجره های روح ما هستند ، هنگامى كه قلب خود را كاملا باز می کنید ، شما فيض الهى، را سخاوتمندانه تر ، و بیشتر دریافت می کنید. اما وقتی روح خود را باریک می سازيد ، تنها فيض کمى را می توانید دریافت کنید. قلب و روح خود را بر خدا باز و عريان کنید، باشد كه شکوه و جلال او به درون شما وارد شود.
☘يوحناى زرين دهان
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
🔸فصل دوم
راز نجات
شاید هریک از شما با خود بگوید: "من ایمان آورده ام ، پس نجات خواهم یافت." اگر با ایمان، به کارهای نیک پیوسته اید ، حقیقت را بیان می کنید. این در حقیقت ایمان واقعی است که آنچه را که در کلمه بیان می کند در عمل انکار نمی کند. برای این پولس در مورد برخی ايمانداران دروغین می گوید: آنها مدعى هستند كه خدا را می شناسند؛ اما در اعمال خود او را انكار می كنند (تيطس 1: 16). برای این يوحنا همچنین می گوید: کسی که گوید خدا را می شناسد و احکام او را نگاه نمی دارد، دروغگوست و در وى راستى نیست (اول یوحنا 2: 4).
☘گریگورى كبير
از خطبه های یکشنبه پدران كبير
🔸تقديس توسط ایمان و فيض
الهیات ارتدوكس تاكيد كمترى بر جنبه نجات یافتن "از" شر شیطان مى كند، تا جنبه مثبت نجات "برای" تقدس: رشد شخصی به سوی شبیه شدن به خدا ، با پیروی از نمونه مسیح (يعنى: تئوسيس). این فرایندی است که به لطف فیض امکان پذیر است و با ایمان برانگيخته می شود. در این زندگی آغاز می شود و فراتر از آخرین نفس ما روی زمین ادامه می یابد. ما با فیض و از طریق ایمان نجات می یابیم.
عیسی ، خورشید عدالت ، ظهور کرده است. پرتوهای این خورشید روحانى در همه جهات پخش می شود؛ و در واقع يكى ، فیض کمتری دريافت مى كند و دیگری بيشتر؛ نه آن که فيض به خودى خود اینچنین می بخشد ، بلکه خود ما وضعيت این معیار را فراهم می سازيم. زیرا خورشید همانى است که به کل عالم نور می بخشد ، و پرتو و شکوه و عظمت آن يكى است ، با این حال با نور يكسان بر همه دنيا نمی درخشد. در جايى تابش خورشید شگفت انگیز و فراوان است ، در جايى کمتر است. خانه اى كمى تابش آفتاب دارد ، ديگرى وفور بیشتری دارد؛ نه به این دلیل که خورشید بیشتر به این خانه و کمتر به آن می دهد ، بلکه طبق پنجره های باز شده به سوی آن ، از طرف کسانی که خانه ها را مى سازند ، فضای بیشتری برای ورود دارد و بر همین اساس به درون آن می ریزد. و از آنجا که افکار و اهداف ما پنجره های روح ما هستند ، هنگامى كه قلب خود را كاملا باز می کنید ، شما فيض الهى، را سخاوتمندانه تر ، و بیشتر دریافت می کنید. اما وقتی روح خود را باریک می سازيد ، تنها فيض کمى را می توانید دریافت کنید. قلب و روح خود را بر خدا باز و عريان کنید، باشد كه شکوه و جلال او به درون شما وارد شود.
☘يوحناى زرين دهان
☦@LessonsOrthodox
🔸بخش سوم - شفاعت
قسمت اول
در این قسمت در مورد این موارد صحبت خواهد شد.
(1) انواع شفاعت
(2) نمونههای شفاعت در کتابمقدس
(3) آیا قدیسین و فرشتگان از وضعیت ما بر زمین آگاهند؟
انواع شفاعت
پروتستانها به طور کل شفاعت طلبيدن را انکار میکنند، خواه از مريم مقدس، خواه از فرشتگان و خواه از قديسين. ايشان دليل نفي خود را بر اين گفته يوحناي رسول يعني: «شفيعي نزد پدر داريم يعني يسوع مسيح پارسا» (اول یوحنا 2: 1)، و نيز کلام پولس رسول: «زيرا تنها يک خدا هست و بين خدا و آدميان نيز تنها يک واسطه وجود دارد يعني آن انسان که مسيح يسوع است» (اول تیموتائوس 2: 5) قرار ميدهند.
(1) در حقيقت، فرقی اساسي میان شفاعت مسيح و شفاعت قديسين وجود دارد: شفاعت مسیح شفاعت کفاره است ...
مسیح خداوند براي آمرزش گناهان ما شفاعت ميکند، چراکه او خود کفاره گناهان ماست که به عوض ما جريمه گناهان ما را پرداخت. پس شفاعت او به اين معناست که به پدر ميگويد: «تقصيراتشان را به حساب مياور زيرا که من گناه جميع ايشان را بر خود نهادم». (اشعیا 53: 4- 6)
از اين رو، وي همچون يک واسطه بين خدا و آدميان ايستاده است؛ يا بهتر بگويم، او تنها واسطه ميان خدا و آدميان است؛ او به پدر، حق اجرای عدل الهی را عطا کرد، و به مردم، آمرزش را عطا نمود، با مرگ خود که همچون کفاره گناهان ایشان بود.
مقصود یوحنای رسول نیز همین بود آنگاه که گفت: «اما اگر کسي گناهي کرد، شفيعي نزد پدر داريم يعني يسوع مسيح پارسا. او خود کفاره گناهان ماست، و نه گناهان ما فقط، بلکه گناهان تمامي جهان نيز». (اول یوحنا 2: 1)
در اينجا، معناي شفاعت به عنوان کفاره بسيار واضح است. اين شفاعت براي انسان گناهکار است: «اگر کسي گناهي کرد»، و اين گناه نياز به کفاره دارد. تنها کسي که توانست کفاره بدهد يسوع مسيح پارسا بود. از این رو، وی ميتواند با خوني که براي ما ريخت، برای ما شفاعت کند.
پولس رسول نيز در نوشتههاي خود مسيح خداوند را به عنوان تنها واسطه ميان خدا و آدميان معرفي کرده و ميگويد: «زيرا تنها يک خدا هست و بين خدا و آدميان نيز تنها يک واسطه وجود دارد يعني آن انسان که مسيح يسوع است. او که با دادن جان خود، بهاي رهايي جمله آدميان را پرداخت»(اول تیموتائوس 2: 5- 6) .پس او براي ما به عنوان فدیه شفاعت ميکند، او که با دادن جان خود، بهاي تقصيرات ما را پرداخت.
اينگونه شفاعت مطلقاً قابل انکار نيست، و تنها به مسيح نسبت داده شده است.
حال آنکه شفاعت قديسين هيچگونه ارتباطي با دادن کفاره يا فديه ندارد. اينها شفاعتهايي است که قديسین نزد خود مسيح خداوند براي ما ميکنند.
☦@LessonsOrthodox
قسمت اول
در این قسمت در مورد این موارد صحبت خواهد شد.
(1) انواع شفاعت
(2) نمونههای شفاعت در کتابمقدس
(3) آیا قدیسین و فرشتگان از وضعیت ما بر زمین آگاهند؟
انواع شفاعت
پروتستانها به طور کل شفاعت طلبيدن را انکار میکنند، خواه از مريم مقدس، خواه از فرشتگان و خواه از قديسين. ايشان دليل نفي خود را بر اين گفته يوحناي رسول يعني: «شفيعي نزد پدر داريم يعني يسوع مسيح پارسا» (اول یوحنا 2: 1)، و نيز کلام پولس رسول: «زيرا تنها يک خدا هست و بين خدا و آدميان نيز تنها يک واسطه وجود دارد يعني آن انسان که مسيح يسوع است» (اول تیموتائوس 2: 5) قرار ميدهند.
(1) در حقيقت، فرقی اساسي میان شفاعت مسيح و شفاعت قديسين وجود دارد: شفاعت مسیح شفاعت کفاره است ...
مسیح خداوند براي آمرزش گناهان ما شفاعت ميکند، چراکه او خود کفاره گناهان ماست که به عوض ما جريمه گناهان ما را پرداخت. پس شفاعت او به اين معناست که به پدر ميگويد: «تقصيراتشان را به حساب مياور زيرا که من گناه جميع ايشان را بر خود نهادم». (اشعیا 53: 4- 6)
از اين رو، وي همچون يک واسطه بين خدا و آدميان ايستاده است؛ يا بهتر بگويم، او تنها واسطه ميان خدا و آدميان است؛ او به پدر، حق اجرای عدل الهی را عطا کرد، و به مردم، آمرزش را عطا نمود، با مرگ خود که همچون کفاره گناهان ایشان بود.
مقصود یوحنای رسول نیز همین بود آنگاه که گفت: «اما اگر کسي گناهي کرد، شفيعي نزد پدر داريم يعني يسوع مسيح پارسا. او خود کفاره گناهان ماست، و نه گناهان ما فقط، بلکه گناهان تمامي جهان نيز». (اول یوحنا 2: 1)
در اينجا، معناي شفاعت به عنوان کفاره بسيار واضح است. اين شفاعت براي انسان گناهکار است: «اگر کسي گناهي کرد»، و اين گناه نياز به کفاره دارد. تنها کسي که توانست کفاره بدهد يسوع مسيح پارسا بود. از این رو، وی ميتواند با خوني که براي ما ريخت، برای ما شفاعت کند.
پولس رسول نيز در نوشتههاي خود مسيح خداوند را به عنوان تنها واسطه ميان خدا و آدميان معرفي کرده و ميگويد: «زيرا تنها يک خدا هست و بين خدا و آدميان نيز تنها يک واسطه وجود دارد يعني آن انسان که مسيح يسوع است. او که با دادن جان خود، بهاي رهايي جمله آدميان را پرداخت»(اول تیموتائوس 2: 5- 6) .پس او براي ما به عنوان فدیه شفاعت ميکند، او که با دادن جان خود، بهاي تقصيرات ما را پرداخت.
اينگونه شفاعت مطلقاً قابل انکار نيست، و تنها به مسيح نسبت داده شده است.
حال آنکه شفاعت قديسين هيچگونه ارتباطي با دادن کفاره يا فديه ندارد. اينها شفاعتهايي است که قديسین نزد خود مسيح خداوند براي ما ميکنند.
☦@LessonsOrthodox
(2) شفاعتهاي قديسين براي ما، تنها نشان از دعا و استغاثه ايشان بهر ماست که کاملاً با شفاعت مسيح متفاوت است
و کتابمقدس نیز موافق این امر است، چنانکه میگوید: «... براي يکديگر دعا کنيد» (یعقوب 5: 16). خود قديسین از مردم ميخواستند تا برايشان دعا کنند. پولس رسول به تسالونيکيان ميگويد: «...براي ما دعا کنيد» (دوم تسالونیکیان 3: 1) و از عبرانيان نیز همين درخواست ميشود: «براي ما دعا کنيد» (عبرانیان 13: 18). همچنين به افسسيان ميگويد: «در همه وقت، با همه نوع دعا و تمنا، در روح دعا کنيد (افسسیان 6: 18- 19). در کتابمقدس، آیات بسیاری از درخواست دعا براي يکديگر وجود دارد.
اگر قديسین از ما ميخواستند برايشان دعا کنيم، آيا بخصوص ما نبايد از ايشان درخواست دعا کنيم؟
اگر ما از انسانهايي که هنوز در اين جهاناند - يعني کساني که «همچون ما، تحت آلام» (یعقوب 5: 17؛ این آیه در ترجمههای یونانی اینگونه است: «الیاس انسانی بود همچون ما تحت آلام»، اما در برخی ترجمههای دیگر به صورت «صاحب حواس مثل ما» یا «هم سرشت ما» نیز آمده است.) جنگ نيکو را ميجنگند - درخواست دعا ميکنيم، آيا نبايد از آناني که جنگ را به پايان رسانده، به بهشت رفته و با مسيح زيست ميکنند چنين درخواستي کنيم؟
آيا ايشان پس از عزيمتشان به آسمان، آنجا که در بهشت نزد خدايند، تنزل مقام يافتهاند! و از اين رو روا نيست از ايشان درخواست دعا کنيم، اما آنگاه که بر زمين بودند چنين اجازهای داشتيم؟
همچنين اگر از انسان درخواست دعا ميکنيم، امکانش نيست که از فرشتگان نيز درخواست کنيم؟
نمونههای شفاعت در کتابمقدس
(3) خدا از مردم ميخواهد که از عادلان شفاعت بطلبند
خدا خودش شفاعت را توصیه کرده، میپذیرد. در اينجا تعدادي از اين شفاعتها را که خدا تأييد کرده، براي شما به عنوان نمونه مينويسم:
(الف) داستان پدر ما ابراهيم و ابي ملک پادشاه
ابيملک اشتباه کرده و ساره، همسر ابراهيم را گرفت و به قصر خود برد. او اين کار را با وجداني پاک انجام داد چراکه ابراهيم گفته بود که ساره خواهرش است. خداوند در رويا به ابيملک ظاهر شده، او را تهديد به مرگ کرد و فرمود: «پس الان زوجه اين مرد را رد کرد، زيرا که او نبي است، و براي تو دعا خواهد کرد تا زنده بماني، و اگر او را رد نکني، بدان که تو و هر که از آن تو باشد، هر آينه خواهيد مرد». (پیدایش 20: 7)
خدا ميتوانست ابيملک را به محض رد کردن ساره، بيامرزد. با اینحال آمرزش و زنده ماندنش مشروط بر این شد که ابراهیم برایش دعا کند. پس خدا از ابراهيم خواست تا براي ابيملک شفاعت کند و اين را شرطي براي آمرزش او قرار داد.
(ب) داستان ايوب و سه دوست او (ایوب 42):
به همین سان خداوند شفاعت ايوب را شرطي براي آمرزش سه دوستش قرار داد. کتابمقدس در اين رابطه ميگويد: «یهوه ... به الیفاز تیمانی فرمود: خشم من بر تو و بر دو دوستت افروخته شده چراکه مانند خادمم ایوب از من به خوبی سخن نگفتهاید. و اینک هفت گاو نر و هفت قوچ تدارک ببینید، و بروید و خادمم ایوب را بیابید. برای خود قربانی سوختنی تقدیم کنید، و خادمم ایوب برای شما شفاعت خواهد کرد. من به او توجه نشان خواهم داد و بر شما نشان رسوایی نخواهم زد به این سبب که مانند خادمم ایوب از من به خوبی سخن نگفتهاید». (ایوب 42: 7، 8)
در هر دو مورد، خداوند شخصاً با فرد خاطي سخن گفت؛ با اينحال، خود مستقيماً به آنان آمرزش نداد بلکه شرط آمرزش را بر دعاي قديس قرار داد. تنها در اين صورت، خاطي آمرزيده ميشد و قديس نزد همگان تکريم ميگرديد. خدا نه تنها چنين وساطتي را پذيرفت بلکه خودْ چنين امر کرد.
☦@LessonsOrthodox
و کتابمقدس نیز موافق این امر است، چنانکه میگوید: «... براي يکديگر دعا کنيد» (یعقوب 5: 16). خود قديسین از مردم ميخواستند تا برايشان دعا کنند. پولس رسول به تسالونيکيان ميگويد: «...براي ما دعا کنيد» (دوم تسالونیکیان 3: 1) و از عبرانيان نیز همين درخواست ميشود: «براي ما دعا کنيد» (عبرانیان 13: 18). همچنين به افسسيان ميگويد: «در همه وقت، با همه نوع دعا و تمنا، در روح دعا کنيد (افسسیان 6: 18- 19). در کتابمقدس، آیات بسیاری از درخواست دعا براي يکديگر وجود دارد.
اگر قديسین از ما ميخواستند برايشان دعا کنيم، آيا بخصوص ما نبايد از ايشان درخواست دعا کنيم؟
اگر ما از انسانهايي که هنوز در اين جهاناند - يعني کساني که «همچون ما، تحت آلام» (یعقوب 5: 17؛ این آیه در ترجمههای یونانی اینگونه است: «الیاس انسانی بود همچون ما تحت آلام»، اما در برخی ترجمههای دیگر به صورت «صاحب حواس مثل ما» یا «هم سرشت ما» نیز آمده است.) جنگ نيکو را ميجنگند - درخواست دعا ميکنيم، آيا نبايد از آناني که جنگ را به پايان رسانده، به بهشت رفته و با مسيح زيست ميکنند چنين درخواستي کنيم؟
آيا ايشان پس از عزيمتشان به آسمان، آنجا که در بهشت نزد خدايند، تنزل مقام يافتهاند! و از اين رو روا نيست از ايشان درخواست دعا کنيم، اما آنگاه که بر زمين بودند چنين اجازهای داشتيم؟
همچنين اگر از انسان درخواست دعا ميکنيم، امکانش نيست که از فرشتگان نيز درخواست کنيم؟
نمونههای شفاعت در کتابمقدس
(3) خدا از مردم ميخواهد که از عادلان شفاعت بطلبند
خدا خودش شفاعت را توصیه کرده، میپذیرد. در اينجا تعدادي از اين شفاعتها را که خدا تأييد کرده، براي شما به عنوان نمونه مينويسم:
(الف) داستان پدر ما ابراهيم و ابي ملک پادشاه
ابيملک اشتباه کرده و ساره، همسر ابراهيم را گرفت و به قصر خود برد. او اين کار را با وجداني پاک انجام داد چراکه ابراهيم گفته بود که ساره خواهرش است. خداوند در رويا به ابيملک ظاهر شده، او را تهديد به مرگ کرد و فرمود: «پس الان زوجه اين مرد را رد کرد، زيرا که او نبي است، و براي تو دعا خواهد کرد تا زنده بماني، و اگر او را رد نکني، بدان که تو و هر که از آن تو باشد، هر آينه خواهيد مرد». (پیدایش 20: 7)
خدا ميتوانست ابيملک را به محض رد کردن ساره، بيامرزد. با اینحال آمرزش و زنده ماندنش مشروط بر این شد که ابراهیم برایش دعا کند. پس خدا از ابراهيم خواست تا براي ابيملک شفاعت کند و اين را شرطي براي آمرزش او قرار داد.
(ب) داستان ايوب و سه دوست او (ایوب 42):
به همین سان خداوند شفاعت ايوب را شرطي براي آمرزش سه دوستش قرار داد. کتابمقدس در اين رابطه ميگويد: «یهوه ... به الیفاز تیمانی فرمود: خشم من بر تو و بر دو دوستت افروخته شده چراکه مانند خادمم ایوب از من به خوبی سخن نگفتهاید. و اینک هفت گاو نر و هفت قوچ تدارک ببینید، و بروید و خادمم ایوب را بیابید. برای خود قربانی سوختنی تقدیم کنید، و خادمم ایوب برای شما شفاعت خواهد کرد. من به او توجه نشان خواهم داد و بر شما نشان رسوایی نخواهم زد به این سبب که مانند خادمم ایوب از من به خوبی سخن نگفتهاید». (ایوب 42: 7، 8)
در هر دو مورد، خداوند شخصاً با فرد خاطي سخن گفت؛ با اينحال، خود مستقيماً به آنان آمرزش نداد بلکه شرط آمرزش را بر دعاي قديس قرار داد. تنها در اين صورت، خاطي آمرزيده ميشد و قديس نزد همگان تکريم ميگرديد. خدا نه تنها چنين وساطتي را پذيرفت بلکه خودْ چنين امر کرد.
☦@LessonsOrthodox
(ج) شفاعت ابراهيم براي سدوم:
خدا ميتوانست سدوم را بدون آگاهي دادن به ابراهيم نابود سازد. ابراهيم، به میل خود مداخله نکرد بلکه خدا وي را در اين مسأله دخالت و فرصتي داد تا براي نجات مردم سدوم استغاثه کند و شفاعتش را پذيرفت. خدا خواست که اين واقعه در کتابمقدس ثبت شود تا ابراهيم نزد مردم محترم شمرده شده و به ما نشان دهد که خدا تا چه اندازه قديسينش را تکريم ميدارد. کتابمقدس ميگويد: «و خداوند گفت: آيا آنچه را من ميکنم از ابراهيم مخفي دارم؟». (پیدایش 18: 17)
بنابراين خداوند موضوع سدوم را به ابراهيم مطرح کرد و به او فرصتي داد تا براي مردم آن شفاعت کند، با اين اميد که در آن شهر، پنجاه يا چهل يا سي يا بيست يا ده مرد عادل پيدا شود و خداوند بخاطر آنان، تمام شهر را نابود نسازد.
اين حقيقت که خداوند آن شهر را بخاطر وجود عادلانی که در آن بودند، نابود نميساخت، نه تنها مقام و شأن ابراهيم نزد خداوند، بلکه همچنين مقام آن مردان عادل را نشان ميدهد. خداوند گفت: «اگر پنجاه عادل در شهر سدوم يابم هر آينه تمام آن مکان را به خاطر ايشان رهايي دهم ... اگر چهل و پنج در آنجا يابم، آن را هلاک نکنم... به خاطر چهل آن را نکنم... اگر در آنجا سي يابم اين کار را نخواهم کرد... به خاطر بيست آن را هلاک نکنم... به خاطر ده آن را هلاک نخواهم ساخت». (پیدایش 18: 26- 32)
عبارت «به خاطر» ارزشي الهياتي داشته و نشان ميدهد که خدا اشخاص را به خاطر ديگران نجات ميدهد، و همچنين يک دليل روشن از وساطت عادلان به خاطر گناهکاران است. خدا اين عمل را بدون درخواست اين گناهکاران انجام ميدهد.
(د) شفاعت موسي براي قوم خود
خدا بر آن بود تا قوم خود را به خاطر پرستش گوساله طلایی هلاک کند. ليکن او مستقيماً اين کار را نکرد بلکه موضوع را با موسي در ميان گذاشت و به وي فرصتي براي شفاعت مردم داد و شفاعتش را پذيرفت.
همانطور که ابراهيم به خدا گفت: «حاشا از تو که مثل اين کار بکني» (پیدایش 18: 25)، موسي نيز به خدا گفت: «پس از شدت خشم خود برگرد، و از اين قصد بدي قوم خويش، رجوع فرما. بندگان خود ابراهيم و اسحاق و اسرائيل را بياد آور، که براي ايشان به ذات خود قسم خورده ...»، سپس کتابمقدس ادامه میدهد: «پس خداوند از آن بدي که گفته بود که به قوم خود برساند، رجوع فرمود». (خروج 32: 7- 14)
(ﻫ) آنان که دنيا را ترک کردهاند تقرب بيشتري به خدا دارند
تا کنون در مورد دعاهاي زندگان برای زندگان نمونههايي گفته شد. درحاليکه آنان که دنيا را ترک کردهاند، قدرت بيشتري دارند و خدا به خاطر ايشان، مردم را آمرزش ميدهد، حتي بدون آنکه دعا کرده باشند. پس چقدر بيشتر آنگاه که آنان دعا کنند خدا آمرزش خواهد داد.
نمونهاي از اينگونه شفاعت را ميتوان در آمرزش خدا به خاطر بندهاش داود دید. آنگاه که سليمان گناه ورزيد، خدا تصميم گرفت او را از پادشاهي محروم سازد، اما درباره فروپاشي سلطنتش گفت: «ليکن در ايام تو اين را به خاطر پدرت داود نخواهم کرد اما از دست پسرت آن را پاره خواهم کرد. ولي تمامي مملکت را پاره نخواهم کرد بلکه يک سبط را به خاطر بندهام داود و به خاطر اورشليم که برگزيدهام به پسر تو خواهم داد». (اول پادشاهان 11: 12، 13)
خداوند مشابه همين فراز را به يربعام ميگويد: «ده قسمت براي خود بگير زيرا که يهوه خداي اسرائيل چنين ميگويد، اينک من مملکت را از دست سليمان پاره ميکنم و ده سبط به تو ميدهم. و به خاطر بنده من، داود و به خاطر اورشليم، شهري که از تمامي اسباط بني اسرائيل برگزيدهام، يک سبط از آن او خواهد بود... ليکن تمام مملکت را از دست او نخواهم گرفت، بلکه به خاطر بنده خود داود که او را برگزيدم، از آنرو که اوامر و فرايض مرا نگاه داشته بود، او را در تمامي ايام روزهايش سرور خواهم ساخت». (اول پادشاهان 11: 31، 32، 34)
در يک باب، خداوند سه بار فراز «به خاطر بنده خود داود» را تکرار ميکند. به همين دليل است که مزمورنويس در دعاي خود ميگويد: «به خاطر بنده خود داود، روي مسيح خود را بر مگردان». (مزامیر 132: 10)
اگر داود چنين تقربي به خدا داشت، چقدر بيشتر مريم مقدسء، فرشتگان، يوحناي تعمیددهنده که بزرگتر از او از مادر زاده نشده است (متی 11:11) ، و شهيدان که به خاطر نام خداوند رنج کشيدند و طعم مرگ را چشيدند به خدا تقرب دارند.
پس حال که ما از دوستان خود بر زمين درخواست دعا ميکنيم، چرا از آنان که «مثل روشنايي افلاک خواهند درخشيد» (دانیال 12: 3) درخواست دعا نکنيم؟ و چرا از ايشان که جنگ نيکو را جنگيده، مسابقه را پايان رسانده و ايمان را محفوظ نگاه داشته اند (دوم تیموتائوس 4: 7) درخواست دعا نکنيم؟
☦@LessonsOrthodox
خدا ميتوانست سدوم را بدون آگاهي دادن به ابراهيم نابود سازد. ابراهيم، به میل خود مداخله نکرد بلکه خدا وي را در اين مسأله دخالت و فرصتي داد تا براي نجات مردم سدوم استغاثه کند و شفاعتش را پذيرفت. خدا خواست که اين واقعه در کتابمقدس ثبت شود تا ابراهيم نزد مردم محترم شمرده شده و به ما نشان دهد که خدا تا چه اندازه قديسينش را تکريم ميدارد. کتابمقدس ميگويد: «و خداوند گفت: آيا آنچه را من ميکنم از ابراهيم مخفي دارم؟». (پیدایش 18: 17)
بنابراين خداوند موضوع سدوم را به ابراهيم مطرح کرد و به او فرصتي داد تا براي مردم آن شفاعت کند، با اين اميد که در آن شهر، پنجاه يا چهل يا سي يا بيست يا ده مرد عادل پيدا شود و خداوند بخاطر آنان، تمام شهر را نابود نسازد.
اين حقيقت که خداوند آن شهر را بخاطر وجود عادلانی که در آن بودند، نابود نميساخت، نه تنها مقام و شأن ابراهيم نزد خداوند، بلکه همچنين مقام آن مردان عادل را نشان ميدهد. خداوند گفت: «اگر پنجاه عادل در شهر سدوم يابم هر آينه تمام آن مکان را به خاطر ايشان رهايي دهم ... اگر چهل و پنج در آنجا يابم، آن را هلاک نکنم... به خاطر چهل آن را نکنم... اگر در آنجا سي يابم اين کار را نخواهم کرد... به خاطر بيست آن را هلاک نکنم... به خاطر ده آن را هلاک نخواهم ساخت». (پیدایش 18: 26- 32)
عبارت «به خاطر» ارزشي الهياتي داشته و نشان ميدهد که خدا اشخاص را به خاطر ديگران نجات ميدهد، و همچنين يک دليل روشن از وساطت عادلان به خاطر گناهکاران است. خدا اين عمل را بدون درخواست اين گناهکاران انجام ميدهد.
(د) شفاعت موسي براي قوم خود
خدا بر آن بود تا قوم خود را به خاطر پرستش گوساله طلایی هلاک کند. ليکن او مستقيماً اين کار را نکرد بلکه موضوع را با موسي در ميان گذاشت و به وي فرصتي براي شفاعت مردم داد و شفاعتش را پذيرفت.
همانطور که ابراهيم به خدا گفت: «حاشا از تو که مثل اين کار بکني» (پیدایش 18: 25)، موسي نيز به خدا گفت: «پس از شدت خشم خود برگرد، و از اين قصد بدي قوم خويش، رجوع فرما. بندگان خود ابراهيم و اسحاق و اسرائيل را بياد آور، که براي ايشان به ذات خود قسم خورده ...»، سپس کتابمقدس ادامه میدهد: «پس خداوند از آن بدي که گفته بود که به قوم خود برساند، رجوع فرمود». (خروج 32: 7- 14)
(ﻫ) آنان که دنيا را ترک کردهاند تقرب بيشتري به خدا دارند
تا کنون در مورد دعاهاي زندگان برای زندگان نمونههايي گفته شد. درحاليکه آنان که دنيا را ترک کردهاند، قدرت بيشتري دارند و خدا به خاطر ايشان، مردم را آمرزش ميدهد، حتي بدون آنکه دعا کرده باشند. پس چقدر بيشتر آنگاه که آنان دعا کنند خدا آمرزش خواهد داد.
نمونهاي از اينگونه شفاعت را ميتوان در آمرزش خدا به خاطر بندهاش داود دید. آنگاه که سليمان گناه ورزيد، خدا تصميم گرفت او را از پادشاهي محروم سازد، اما درباره فروپاشي سلطنتش گفت: «ليکن در ايام تو اين را به خاطر پدرت داود نخواهم کرد اما از دست پسرت آن را پاره خواهم کرد. ولي تمامي مملکت را پاره نخواهم کرد بلکه يک سبط را به خاطر بندهام داود و به خاطر اورشليم که برگزيدهام به پسر تو خواهم داد». (اول پادشاهان 11: 12، 13)
خداوند مشابه همين فراز را به يربعام ميگويد: «ده قسمت براي خود بگير زيرا که يهوه خداي اسرائيل چنين ميگويد، اينک من مملکت را از دست سليمان پاره ميکنم و ده سبط به تو ميدهم. و به خاطر بنده من، داود و به خاطر اورشليم، شهري که از تمامي اسباط بني اسرائيل برگزيدهام، يک سبط از آن او خواهد بود... ليکن تمام مملکت را از دست او نخواهم گرفت، بلکه به خاطر بنده خود داود که او را برگزيدم، از آنرو که اوامر و فرايض مرا نگاه داشته بود، او را در تمامي ايام روزهايش سرور خواهم ساخت». (اول پادشاهان 11: 31، 32، 34)
در يک باب، خداوند سه بار فراز «به خاطر بنده خود داود» را تکرار ميکند. به همين دليل است که مزمورنويس در دعاي خود ميگويد: «به خاطر بنده خود داود، روي مسيح خود را بر مگردان». (مزامیر 132: 10)
اگر داود چنين تقربي به خدا داشت، چقدر بيشتر مريم مقدسء، فرشتگان، يوحناي تعمیددهنده که بزرگتر از او از مادر زاده نشده است (متی 11:11) ، و شهيدان که به خاطر نام خداوند رنج کشيدند و طعم مرگ را چشيدند به خدا تقرب دارند.
پس حال که ما از دوستان خود بر زمين درخواست دعا ميکنيم، چرا از آنان که «مثل روشنايي افلاک خواهند درخشيد» (دانیال 12: 3) درخواست دعا نکنيم؟ و چرا از ايشان که جنگ نيکو را جنگيده، مسابقه را پايان رسانده و ايمان را محفوظ نگاه داشته اند (دوم تیموتائوس 4: 7) درخواست دعا نکنيم؟
☦@LessonsOrthodox
اگر شفاعت – که یک دعاست - به عنوان وساطت تعبیر شود، و اگر هر وساطتي غيرقابل قبول است، بنابراين دعاي هرشخصي به خاطر شخص ديگر غيرقابل قبول است چراکه ما تنها يک واسطه داريم!
اگر فرض کنیم که چون دعا برای دیگران، وساطت میان انسان و خداست، حال آنکه انسان میتواند بیواسطه با خدا صحبت کند، و به همین دلیل نیازی به شفاعت نیست، بنابراين رسول در گفتار خود اشتباه کرده است (حاشا) که: «براي يکديگر دعا کنيد» ! (یعقوب 5: 16)
اگر چنين باشد، دعا به خاطر ديگران که در کتابمقدس بدان اشاره شده، بي فايده و در تضاد با محبت الهي است!
از آنجا که خدا انسانها را دوست دارد، به دعاي ديگران براي يادآوري محبت پدرانه به فرزندانش نياز ندارد!
کساني که چنین ميانديشند، نقشه الهي را آن زمان که خدا به ابيملک فرمود تا از ابراهيم درخواست دعا کند (پیدایش 20: 7) و نيز آنگاه که از دوستان ايوب خواست تا از ايوب درخواست دعا کنند، درک نکرده اند.
دعاي مردم براي يکديگر (چه در جسم باشند و چه دنيا را ترک گفته باشند) شهادتي است از محبت متقابل که در بين انسانها وجود دارد؛ اثباتي بر اين اعتقاد که آنان که اين جهان را ترک کرده اند، هنوز زندهاند و دعاهايشان مقبول خداست تا مقدسان نزد خدا جلال يابند.
خدا چنين شفاعتي را به نفع مردم پذيرفته است و چنين شفاعتي، پلي ميان ساکنان آسمان و ساکنان زمين پديد ميآورد. آسمانْ ديگر مکاني نامعلوم و مخوف براي انسانها نيست زیرا آنان به عمل و محبت روح مقدسین ايمان ميآورند.
☦@LessonsOrthodox
اگر فرض کنیم که چون دعا برای دیگران، وساطت میان انسان و خداست، حال آنکه انسان میتواند بیواسطه با خدا صحبت کند، و به همین دلیل نیازی به شفاعت نیست، بنابراين رسول در گفتار خود اشتباه کرده است (حاشا) که: «براي يکديگر دعا کنيد» ! (یعقوب 5: 16)
اگر چنين باشد، دعا به خاطر ديگران که در کتابمقدس بدان اشاره شده، بي فايده و در تضاد با محبت الهي است!
از آنجا که خدا انسانها را دوست دارد، به دعاي ديگران براي يادآوري محبت پدرانه به فرزندانش نياز ندارد!
کساني که چنین ميانديشند، نقشه الهي را آن زمان که خدا به ابيملک فرمود تا از ابراهيم درخواست دعا کند (پیدایش 20: 7) و نيز آنگاه که از دوستان ايوب خواست تا از ايوب درخواست دعا کنند، درک نکرده اند.
دعاي مردم براي يکديگر (چه در جسم باشند و چه دنيا را ترک گفته باشند) شهادتي است از محبت متقابل که در بين انسانها وجود دارد؛ اثباتي بر اين اعتقاد که آنان که اين جهان را ترک کرده اند، هنوز زندهاند و دعاهايشان مقبول خداست تا مقدسان نزد خدا جلال يابند.
خدا چنين شفاعتي را به نفع مردم پذيرفته است و چنين شفاعتي، پلي ميان ساکنان آسمان و ساکنان زمين پديد ميآورد. آسمانْ ديگر مکاني نامعلوم و مخوف براي انسانها نيست زیرا آنان به عمل و محبت روح مقدسین ايمان ميآورند.
☦@LessonsOrthodox
آيا قديسين و فرشتگان از وضعیت ما بر زمین آگاهند؟
آيا روح قدیسين از مشکلات ما آگاهند؟ آيا دعاهاي ما به ايشان ميرسد؟ ما جواب مثبت میدهیم. به دلايل زير :
الف) شکي نيست که معرفت آسمان، فراي معرفت زمين است. جاي بسي تعجب است که برخي ميپرسند: آيا قديسين در آسمان از وضعيت و دعاهاي ما بر زمين آگاهند؟
پولس رسول پاسخ ميدهد: «آنچه اکنون ميبينيم، چون تصويري محو است در آينه؛ اما زماني خواهد رسيد که روبرو خواهيم ديد. اکنون شناخت من جزئي است، اما زماني فراخواهد رسيد که به کمال خواهم شناخت،چنانکه به کمال نيز شناخته شدهام». (اول قرنتیان 13: 12)
بنابراين در دنياي آتی، بر شناخت ما افزوده و رازهاي بسياري بر ما آشکار خواهد شد، در آن زمان که اين بدن را، که روح را در خود حبس کرده، در آوریم. در آنجا معرفت روح گسترش يافته و از مرتبه معرفت محدود فراتر رفته و به مرتبه والاتري ميرود. همچنين معرفت الهي نيز بر اين معرفت افزوده ميشود، يعني هر معرفتي که در حوزه مکاشفه الهي باشد.
(ب) معرفت فرشتگان، در کلام خداوند آشکار است: «...براي يک گناهکار که توبه ميکند، جشن و سرور عظيمتري در آسمان برپا ميشود تا براي نود و نه پارسا که نياز به توبه دارند». (لوقا 15: 10)
اين بدان معناست که اخبار مربوط به زمين به اهل آسمان ميرسد، خواه فرشتگان خواه مقدسين. آنان ميدانند چه کس توبه ميکند و چه کسي نیاز به توبه دارد، و با توبه يک گناهکار وجد و شادي مينمايند. اگر ايشان از وضعيت اهل زمين آگاه نباشند، چگونه ميتوانند شادي کنند.
(ج) فرشتگان دعاهاي ما را مي شنوند زيرا آنها را به پيش تخت خدا ميبرند.
فرازهاي متعددي در تأييد اين سخن، در کتاب مکاشفه وجود دارد. نوشته شده که: «و فرشتهاي ديگر آمد که بخورسوزي از طلا با خود داشت، و پيش مذبح ايستاد. به او بخور بسيار داده شد تا آن را با دعاهاي همه مقدسان بر مذبح طلايي پيش تخت تقديم کند. دود بخور با دعاهاي مقدسان از دستهاي آن فرشته تا به پيشگاه خدا بالا رفت» (مکاشفه 8: 3، 4). در اين فراز، مشاهده ميکنيم که دعاهاي مقدسان از دستهاي فرشته و بخور سوز به پيشگاه خدا بالا ميرود. پس چگونه ممکن است که فرشتگان از دعاهاي ما آگاه نباشند؟
همچنين، آن بيست و چهار پير از دعاهاي ما آگاهند و آنها را به پيش خدا ميبرند. در کتاب مکاشفه نوشته شده است:
«...آن بيست و چهار پير پيش پاي بره بر خاک افتادند. آنها هر يک چنگي در دست داشتند و جامي زرين آکنده از بخوري که همان دعاهاي مقدسان است»( مکاشفه 5: 8). اين نشان ميدهد که آنان از دعاهاي مقدسان آگاهي داشتهاند.
همچنيناند «فرشتگان کودکان» که خداوند دربارهشان ميفرمايد: «آگاه باشيد که هيچيک از اين کوچکان را تحقير نکنيد، زيرا به شما ميگويم که فرشتگان ايشان در آسمان هميشه روي پدر مرا که در آسمان است، ميبينند». (متی 18: 10)
(د) داستان ابراهيم، مرد توانگر و ايلعاذر فقير (لوقا 16)
پدر ما ابراهيم به مرد توانگر گفت: «اي فرزند، به ياد آر که تو در زندگي، از هر چيز خوب بهرهمند شدي، حال آنکه چيزهاي بد نصيب ايلعاذر شد»( لوقا 16: 25). چگونه پدر ما ابراهيم، از آن «چيزهاي بد» که نصيب ايلعاذر فقير شد اطلاع يافت؟ وي چگونه از آن چيزهاي خوب که نصيب مرد توانگر شد آگاهي يافت؟ نيز، چگونه فهميد که بستگان مرد توانگر «موسي و انبيا را دارند»، درحاليکه او صداها سال پيش از موسي و ساير پيامبران دنيا را ترک گفته بود؟ وي چگونه از همه اينها آگاهي داشت؟ چطور ممکن بود ابراهيم که خداوند ما گفت: «پدر شما ابراهيم شادي ميکرد که روز مرا ببيند؛ و آن را ديد و شادمان شد(یوحنا 8: 56) ، آگاه نباشد؟
☦@LessonsOrthodox
آيا روح قدیسين از مشکلات ما آگاهند؟ آيا دعاهاي ما به ايشان ميرسد؟ ما جواب مثبت میدهیم. به دلايل زير :
الف) شکي نيست که معرفت آسمان، فراي معرفت زمين است. جاي بسي تعجب است که برخي ميپرسند: آيا قديسين در آسمان از وضعيت و دعاهاي ما بر زمين آگاهند؟
پولس رسول پاسخ ميدهد: «آنچه اکنون ميبينيم، چون تصويري محو است در آينه؛ اما زماني خواهد رسيد که روبرو خواهيم ديد. اکنون شناخت من جزئي است، اما زماني فراخواهد رسيد که به کمال خواهم شناخت،چنانکه به کمال نيز شناخته شدهام». (اول قرنتیان 13: 12)
بنابراين در دنياي آتی، بر شناخت ما افزوده و رازهاي بسياري بر ما آشکار خواهد شد، در آن زمان که اين بدن را، که روح را در خود حبس کرده، در آوریم. در آنجا معرفت روح گسترش يافته و از مرتبه معرفت محدود فراتر رفته و به مرتبه والاتري ميرود. همچنين معرفت الهي نيز بر اين معرفت افزوده ميشود، يعني هر معرفتي که در حوزه مکاشفه الهي باشد.
(ب) معرفت فرشتگان، در کلام خداوند آشکار است: «...براي يک گناهکار که توبه ميکند، جشن و سرور عظيمتري در آسمان برپا ميشود تا براي نود و نه پارسا که نياز به توبه دارند». (لوقا 15: 10)
اين بدان معناست که اخبار مربوط به زمين به اهل آسمان ميرسد، خواه فرشتگان خواه مقدسين. آنان ميدانند چه کس توبه ميکند و چه کسي نیاز به توبه دارد، و با توبه يک گناهکار وجد و شادي مينمايند. اگر ايشان از وضعيت اهل زمين آگاه نباشند، چگونه ميتوانند شادي کنند.
(ج) فرشتگان دعاهاي ما را مي شنوند زيرا آنها را به پيش تخت خدا ميبرند.
فرازهاي متعددي در تأييد اين سخن، در کتاب مکاشفه وجود دارد. نوشته شده که: «و فرشتهاي ديگر آمد که بخورسوزي از طلا با خود داشت، و پيش مذبح ايستاد. به او بخور بسيار داده شد تا آن را با دعاهاي همه مقدسان بر مذبح طلايي پيش تخت تقديم کند. دود بخور با دعاهاي مقدسان از دستهاي آن فرشته تا به پيشگاه خدا بالا رفت» (مکاشفه 8: 3، 4). در اين فراز، مشاهده ميکنيم که دعاهاي مقدسان از دستهاي فرشته و بخور سوز به پيشگاه خدا بالا ميرود. پس چگونه ممکن است که فرشتگان از دعاهاي ما آگاه نباشند؟
همچنين، آن بيست و چهار پير از دعاهاي ما آگاهند و آنها را به پيش خدا ميبرند. در کتاب مکاشفه نوشته شده است:
«...آن بيست و چهار پير پيش پاي بره بر خاک افتادند. آنها هر يک چنگي در دست داشتند و جامي زرين آکنده از بخوري که همان دعاهاي مقدسان است»( مکاشفه 5: 8). اين نشان ميدهد که آنان از دعاهاي مقدسان آگاهي داشتهاند.
همچنيناند «فرشتگان کودکان» که خداوند دربارهشان ميفرمايد: «آگاه باشيد که هيچيک از اين کوچکان را تحقير نکنيد، زيرا به شما ميگويم که فرشتگان ايشان در آسمان هميشه روي پدر مرا که در آسمان است، ميبينند». (متی 18: 10)
(د) داستان ابراهيم، مرد توانگر و ايلعاذر فقير (لوقا 16)
پدر ما ابراهيم به مرد توانگر گفت: «اي فرزند، به ياد آر که تو در زندگي، از هر چيز خوب بهرهمند شدي، حال آنکه چيزهاي بد نصيب ايلعاذر شد»( لوقا 16: 25). چگونه پدر ما ابراهيم، از آن «چيزهاي بد» که نصيب ايلعاذر فقير شد اطلاع يافت؟ وي چگونه از آن چيزهاي خوب که نصيب مرد توانگر شد آگاهي يافت؟ نيز، چگونه فهميد که بستگان مرد توانگر «موسي و انبيا را دارند»، درحاليکه او صداها سال پيش از موسي و ساير پيامبران دنيا را ترک گفته بود؟ وي چگونه از همه اينها آگاهي داشت؟ چطور ممکن بود ابراهيم که خداوند ما گفت: «پدر شما ابراهيم شادي ميکرد که روز مرا ببيند؛ و آن را ديد و شادمان شد(یوحنا 8: 56) ، آگاه نباشد؟
☦@LessonsOrthodox
(ه) يک شهادت از نفوس شهيدان
يوحناي قديس در کتاب مکاشفه مينويسد: «و هنگامیکه مهر پنجم را گشود، زير مذبح، نفوس کساني را ديدم که در راه کلام خدا و شهادتي که داشتند، کشته شده بودند. اينان بانگ بلند برداشتند که: اي سرور مقتدر، اي قدوس، اي برحق، تا به کي از داوري زمينيان و گرفتن انتقام خون ما از آنان باز ميايستي؟ آنگاه به هريک از آن نفوس، ردايي سفيد داده شد و به آنان گفته شد که پاسي ديگر بيارامند تا شمار همرديفان و برادرانشان که ميبايد چون آنان کشته شوند، کامل گردد» (مکاشفه 6: 9- 11). بنابراين شهيدان ميدانند که پس از مرگشان، هنوز خداوند انتقام خونشان را نگرفته است. ايشان با بانگ بلند نزد خدا فرياد برآورده ميگويند: «تا به کي به شرير اجازه ميدهي تا بر زمين حکومت کند؟ تا به کي ميخواهي اجازه دهي قوي هيکلان فرزندانت را نابود سازند؟» آنان چگونه از تمام اينها باخبرند؟ آنان همه اينها را ميدانند و نيز هنگامیکه شمار همرديفانشان کامل شود نيز خواهند دانست.
(و) داستان ابراهيم، مرد توانگر و ايلعاذر فقير (لوقا 16)
پدر ما ابراهيم به مرد توانگر گفت: «اي فرزند، به ياد آر که تو در زندگي، از هر چيز خوب بهرهمند شدي، حال آنکه چيزهاي بد نصيب ايلعاذر شد»( لوقا 16: 25). چگونه پدر ما ابراهيم، از آن «چيزهاي بد» که نصيب ايلعاذر فقير شد اطلاع يافت؟ وي چگونه از آن چيزهاي خوب که نصيب مرد توانگر شد آگاهي يافت؟ نيز، چگونه فهميد که بستگان مرد توانگر «موسي و انبيا را دارند»، درحاليکه او صداها سال پيش از موسي و ساير پيامبران دنيا را ترک گفته بود؟ وي چگونه از همه اينها آگاهي داشت؟ چطور ممکن بود ابراهيم که خداوند ما گفت: «پدر شما ابراهيم شادي ميکرد که روز مرا ببيند؛ و آن را ديد و شادمان شد(یوحنا 8: 56) ، آگاه نباشد؟
(ز) يک شهادت از نفوس شهيدان
يوحناي قديس در کتاب مکاشفه مينويسد: «و هنگامیکه مهر پنجم را گشود، زير مذبح، نفوس کساني را ديدم که در راه کلام خدا و شهادتي که داشتند، کشته شده بودند. اينان بانگ بلند برداشتند که: اي سرور مقتدر، اي قدوس، اي برحق، تا به کي از داوري زمينيان و گرفتن انتقام خون ما از آنان باز ميايستي؟ آنگاه به هريک از آن نفوس، ردايي سفيد داده شد و به آنان گفته شد که پاسي ديگر بيارامند تا شمار همرديفان و برادرانشان که ميبايد چون آنان کشته شوند، کامل گردد» (مکاشفه 6: 9- 11). بنابراين شهيدان ميدانند که پس از مرگشان، هنوز خداوند انتقام خونشان را نگرفته است. ايشان با بانگ بلند نزد خدا فرياد برآورده ميگويند: «تا به کي به شرير اجازه ميدهي تا بر زمين حکومت کند؟ تا به کي ميخواهي اجازه دهي قوي هيکلان فرزندانت را نابود سازند؟» آنان چگونه از تمام اينها باخبرند؟ آنان همه اينها را ميدانند و نيز هنگامیکه شمار همرديفانشان کامل شود نيز خواهند دانست.
(ح) داستاني شگفت انگيز در رابطه با ايلياي نبي (دوم تواريخ 21)
در کتاب دوم تواريخ نوشته شده که يهورام پادشاه تمام برادران خود را کشت، همانند آخاب پادشاه رفتار نمود، مکانهاي بلند در کوههاي يهودا ساخت، ساکنان اورشليم را به زنا کردن وادار کرد و يهودا را گمراه نمود.
آنگاه نامهاي از ايلياي نبي، که سالها پيش دنيا را ترک کرده و به آسمان رفته بود، بدو رسيد.
در نامه نوشته شده بود: «يهوه، خداي پدرت یهوشافاط و به طريقهاي آسا پادشاه يهودا سلوک ننمودي، بلکه به طريق پادشاهان اسرائيل رفتار نموده، يهودا و ساکنان اورشليم را اغوا نمودي که موافق زناکاري خاندان آخاب مرتکب زنا بشوند و برادران خويش را نيز از خاندان پدرت که از تو نيکوتر بودند به قتل رساندي. همانا خداوند قومت و پسرانت و زنانت و تمامي اموالت را به بلاي عظيم مبتلا خواهد ساخت». (دوم تواریخ 21: 12- 14)
ايلياي نبي پس از رحلتش چگونه مخبر شد که بر زمين چه ميگذرد؟ و چگونه نامه خود را به يهورام فرستاد؟
☦@LessonsOrthodox
يوحناي قديس در کتاب مکاشفه مينويسد: «و هنگامیکه مهر پنجم را گشود، زير مذبح، نفوس کساني را ديدم که در راه کلام خدا و شهادتي که داشتند، کشته شده بودند. اينان بانگ بلند برداشتند که: اي سرور مقتدر، اي قدوس، اي برحق، تا به کي از داوري زمينيان و گرفتن انتقام خون ما از آنان باز ميايستي؟ آنگاه به هريک از آن نفوس، ردايي سفيد داده شد و به آنان گفته شد که پاسي ديگر بيارامند تا شمار همرديفان و برادرانشان که ميبايد چون آنان کشته شوند، کامل گردد» (مکاشفه 6: 9- 11). بنابراين شهيدان ميدانند که پس از مرگشان، هنوز خداوند انتقام خونشان را نگرفته است. ايشان با بانگ بلند نزد خدا فرياد برآورده ميگويند: «تا به کي به شرير اجازه ميدهي تا بر زمين حکومت کند؟ تا به کي ميخواهي اجازه دهي قوي هيکلان فرزندانت را نابود سازند؟» آنان چگونه از تمام اينها باخبرند؟ آنان همه اينها را ميدانند و نيز هنگامیکه شمار همرديفانشان کامل شود نيز خواهند دانست.
(و) داستان ابراهيم، مرد توانگر و ايلعاذر فقير (لوقا 16)
پدر ما ابراهيم به مرد توانگر گفت: «اي فرزند، به ياد آر که تو در زندگي، از هر چيز خوب بهرهمند شدي، حال آنکه چيزهاي بد نصيب ايلعاذر شد»( لوقا 16: 25). چگونه پدر ما ابراهيم، از آن «چيزهاي بد» که نصيب ايلعاذر فقير شد اطلاع يافت؟ وي چگونه از آن چيزهاي خوب که نصيب مرد توانگر شد آگاهي يافت؟ نيز، چگونه فهميد که بستگان مرد توانگر «موسي و انبيا را دارند»، درحاليکه او صداها سال پيش از موسي و ساير پيامبران دنيا را ترک گفته بود؟ وي چگونه از همه اينها آگاهي داشت؟ چطور ممکن بود ابراهيم که خداوند ما گفت: «پدر شما ابراهيم شادي ميکرد که روز مرا ببيند؛ و آن را ديد و شادمان شد(یوحنا 8: 56) ، آگاه نباشد؟
(ز) يک شهادت از نفوس شهيدان
يوحناي قديس در کتاب مکاشفه مينويسد: «و هنگامیکه مهر پنجم را گشود، زير مذبح، نفوس کساني را ديدم که در راه کلام خدا و شهادتي که داشتند، کشته شده بودند. اينان بانگ بلند برداشتند که: اي سرور مقتدر، اي قدوس، اي برحق، تا به کي از داوري زمينيان و گرفتن انتقام خون ما از آنان باز ميايستي؟ آنگاه به هريک از آن نفوس، ردايي سفيد داده شد و به آنان گفته شد که پاسي ديگر بيارامند تا شمار همرديفان و برادرانشان که ميبايد چون آنان کشته شوند، کامل گردد» (مکاشفه 6: 9- 11). بنابراين شهيدان ميدانند که پس از مرگشان، هنوز خداوند انتقام خونشان را نگرفته است. ايشان با بانگ بلند نزد خدا فرياد برآورده ميگويند: «تا به کي به شرير اجازه ميدهي تا بر زمين حکومت کند؟ تا به کي ميخواهي اجازه دهي قوي هيکلان فرزندانت را نابود سازند؟» آنان چگونه از تمام اينها باخبرند؟ آنان همه اينها را ميدانند و نيز هنگامیکه شمار همرديفانشان کامل شود نيز خواهند دانست.
(ح) داستاني شگفت انگيز در رابطه با ايلياي نبي (دوم تواريخ 21)
در کتاب دوم تواريخ نوشته شده که يهورام پادشاه تمام برادران خود را کشت، همانند آخاب پادشاه رفتار نمود، مکانهاي بلند در کوههاي يهودا ساخت، ساکنان اورشليم را به زنا کردن وادار کرد و يهودا را گمراه نمود.
آنگاه نامهاي از ايلياي نبي، که سالها پيش دنيا را ترک کرده و به آسمان رفته بود، بدو رسيد.
در نامه نوشته شده بود: «يهوه، خداي پدرت یهوشافاط و به طريقهاي آسا پادشاه يهودا سلوک ننمودي، بلکه به طريق پادشاهان اسرائيل رفتار نموده، يهودا و ساکنان اورشليم را اغوا نمودي که موافق زناکاري خاندان آخاب مرتکب زنا بشوند و برادران خويش را نيز از خاندان پدرت که از تو نيکوتر بودند به قتل رساندي. همانا خداوند قومت و پسرانت و زنانت و تمامي اموالت را به بلاي عظيم مبتلا خواهد ساخت». (دوم تواریخ 21: 12- 14)
ايلياي نبي پس از رحلتش چگونه مخبر شد که بر زمين چه ميگذرد؟ و چگونه نامه خود را به يهورام فرستاد؟
☦@LessonsOrthodox
در پایان می خواستم یک آیه هم از انجیل لوقا باب 2 آیه35 در خصوص شفاعت مریم بگویم.
شمشیر در قلب تو فرو خواهد رفت (اشاره بر درد مریم مقدس در مصلوب شدن پسرش) و اندیشهای دلهای بسیاری آشکار خواهد شد. (اشاره به شفاعت خواستن ایمانداران از مریم مقدس)
این قسمت هم تاییدی عالی از شفاعت مریم مادر خدا و انجیلی بودن این تعلیم می باشد:
اولین شفاعت عهد جدید هم در انجیل یوحنا در عروسی قانای جلیل ثبت شده که مادر خدا برای شراب از خداوند درخواست کرد! که البته این هم اشاره به شراب خون مقدس خود مسیح برای کفاره گناهان ما بوده است. و مسیح به درخواست مادرش با اینکه زمانش نرسیده بود لبیک گفت و نشان داد با اینکه خداست کلام مادرش چه جایگاه بالایی نزد او دارد.
🌼ای مادر خداوندمان مریم مقدس، ای رسولان برگزیده و متبارک خداوند، ای فرشتگانی که هر روزه روی خداوند را می بینید، ای شهیدانی که با خون خود بذر کلیسا شدید برای کلیسای خداوند، برای مریضان، اسیران، نیازمندان و همه مردم دنیا پیش خداوندمان عیسی مسیح برای ما شفاعت فرمایید.
آرتین
☦@LessonsOrthodox
شمشیر در قلب تو فرو خواهد رفت (اشاره بر درد مریم مقدس در مصلوب شدن پسرش) و اندیشهای دلهای بسیاری آشکار خواهد شد. (اشاره به شفاعت خواستن ایمانداران از مریم مقدس)
این قسمت هم تاییدی عالی از شفاعت مریم مادر خدا و انجیلی بودن این تعلیم می باشد:
اولین شفاعت عهد جدید هم در انجیل یوحنا در عروسی قانای جلیل ثبت شده که مادر خدا برای شراب از خداوند درخواست کرد! که البته این هم اشاره به شراب خون مقدس خود مسیح برای کفاره گناهان ما بوده است. و مسیح به درخواست مادرش با اینکه زمانش نرسیده بود لبیک گفت و نشان داد با اینکه خداست کلام مادرش چه جایگاه بالایی نزد او دارد.
🌼ای مادر خداوندمان مریم مقدس، ای رسولان برگزیده و متبارک خداوند، ای فرشتگانی که هر روزه روی خداوند را می بینید، ای شهیدانی که با خون خود بذر کلیسا شدید برای کلیسای خداوند، برای مریضان، اسیران، نیازمندان و همه مردم دنیا پیش خداوندمان عیسی مسیح برای ما شفاعت فرمایید.
آرتین
☦@LessonsOrthodox
خداوندا بر ما رحم فرما!
《به کانال تلگرامی "دعاهای ارتدوکس" خوش آمدید》
کانال تلگرامی ایرانیان ارتدوکس:
@ORTHODOXIRAN
وبسایت ما:
oodegr.com/persia/persian.htm
صفحه اینستاگرام:
instagram.com/Orthodoxiran
https://news.1rj.ru/str/Rudder_Church
《به کانال تلگرامی "دعاهای ارتدوکس" خوش آمدید》
کانال تلگرامی ایرانیان ارتدوکس:
@ORTHODOXIRAN
وبسایت ما:
oodegr.com/persia/persian.htm
صفحه اینستاگرام:
instagram.com/Orthodoxiran
https://news.1rj.ru/str/Rudder_Church
Telegram
⛪ سکان کلیسا⛪
خداوندا بر ما رحم فرما!
《به کانال تلگرامی "دعاهای ارتدوکس" خوش آمدید》
کانال تلگرامی ایران ارتدوکس:
@ORTHODOXIRAN
وبسایت ما:
oodegr.com/persia/persian.htm
صفحه اینستاگرام:
instagram.com/Orthodoxiran
《به کانال تلگرامی "دعاهای ارتدوکس" خوش آمدید》
کانال تلگرامی ایران ارتدوکس:
@ORTHODOXIRAN
وبسایت ما:
oodegr.com/persia/persian.htm
صفحه اینستاگرام:
instagram.com/Orthodoxiran
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔆بخش1 - ایمان یک مسیحی ارتدوکس
🔸فصل 8 - فرشتگان خلقت دست خدا
✅ در بند ۱ از اعتقادنامۀ نیقیه، مفهوم این عبارت که خدا خالق تمام چیزهای «پیدا و ناپیدا» میباشد، چیست؟ این چیزهای «ناپیدا» که خدا خلق نموده، چیستند؟ آیا آنها را میشناسیم؟
برای ما انسانها چیزهای ناپیدا همان مخلوقات مادی، یا بهعبارتی چیزهایی نیست که با حکمت خالق به انسان داده شده و انسان با پیشرفت علم دارد به کشف آنها دست مییابد یا حتی قادر به کشف آنها میباشد، نظیر ستارگان، سیارات یا عناصر ریز عالم میکروسکپی.
موجودات ناپیدا که این اعتقادنامه بدانها اشاره میکند، مخلوقات دنیای روحانی میباشند که ما با چشمان جسمانی خود قادر به دیدن آنها نیستیم. این مخلوقات روحانی همان فرشتگان (یا دنیای فرشتگان) میباشد.
✅ از آنجایی که قادر به دیدن آنها نیستیم، چطور این را میدانیم؟
کتابمقدس ایشان را بر ما آشکار ساخته است. در مورد وجود فرشتگان، شهادتهایی نیز از انسانها موجود است که نشان میدهد فرشتگان بر ایشان ظاهر شدهاند.
✅ از آنجایی که اینها موجوداتی روحانی هستند و قابل مشاهده نمیباشند، پس چگونه انسانها موفق به دیدن آنها شدند؟
موضوع فرشتگان پرسشهای بسیاری را در ذهن ما بهوجود میآورد. بنابراین، نخست اجازه بدهید ببینیم که فرشتگان چه هستند.
اینکه فرشتگان روح هستند، مطلبی است که داوود نبی و پولس رسول مورد تأیید قرار میدهند: «خداوند را متبارک بخوان... تو بادها را فرستادگان خویش میگردانی» (مزمور ١٠٤ :۱ و ۴)؛ و «همۀ فرشتگان خدا او را بپرستند» (عبرانیان ١ :۶).
طبیعت فرشتگان مانند طبیعتی است که ما انسانها پس از داوری نهایی جهان خواهیم داشت (متی ٢٥ :۳۱-۴۶)، پس از آنکه بدن ما در وضعیتی روحانی برخیزد و با روحمان بپیوندد، تا از آن پس در پادشاهی خدا زیست کند. این را میدانیم چون خداوندگار فرمود انسانها پس از قیامت «همچون فرشتگان آسمان» خواهند بود (متی ٢٢ :۳۰).
بدن فرشتگان روحانی است، اما ایشان در معنای مطلق، روحهایی صرف نیستند، مانند خدا. پس ما انسانها قادر به دیدن آنها نیستیم، اما ظاهراً ایشان بهنحوی با خصوصیاتی مشابه انسانها، دارای جسم میباشند، زیرا هنگامی که در قالب انسان ظاهر میگردند، ما انسانها میتوانیم ایشان را ببینیم (م.ک. داوران ٥ :۱۳؛ ایوب ٥ :۴-۶). اما ایشان قطعاً در وضعیتی بهتر از ما انسانها قرار دارند. پولس رسول در نامه به عبرانیان آنچه را که داوود نبی در زمانهای قدیم گفته بود، تأیید میکند: «او را اندکی کمتر از فرشتگان ساختی» (مزمور ٨ :۵؛ عبرانیان ٢ :۷).
بهخاطر این حقیقت که خدا انسان را «به صورت خود و شبیه خود» آفرید (پیدایش ١ :۲۶)- همانطور که بعداً خواهیم دید- بهنظر میرسد که او فرشتگان را نیز «به صورت خود و شبیه خود» آفرید. به بیانی دیگر، به ایشان قدرت داد که شبیه او شوند، پس تا حدی این امکان وجود دارد که مخلوقات شبیه خالق شوند. خدا فرشتگان را با ارادۀ آزاد آفرید. ایشان میتوانستند در مصاحبت با خدا و اطاعت از ارادۀ او باقی بمانند، همچنین میتوانستند از او جدا شوند: کاری که سایر فرشتگان انجام دادند که دربارۀ آنها بعداً بحث خواهیم کرد. آنانی که در اطاعت از خدا ثابتقدم ماندند، تقدسی پایدار دریافت نمودند؛ به همین علت به آنها فرشتگان مقدس میگوییم. فرشتگان چون روح هستند، نمیمیرند و جاودان هستند، از آنجایی که روح انسان نیز نمیمیرد، بلکه تا ابد زیست میکند (م.ک. متی ٢٥ :۴۶).
✅ فرشتگان در چه زمانی خلق شدند؟ آیا این را میدانیم؟
ما از ایوب ٣٨ :۷ پی میبریم که فرشتگان را خدا قبل از آفرینش دنیای مادی، ستارگان، خورشید، زمین و غیره، آفرید. خداوند بر ایوب چنین مکشوف ساخت: «آنگاه که ستارگان صبح با هم سرود خواندند، و پسران خدا همگی فریاد شادی سر دادند.» بنابراین، زمانی که خدا ستارگان را آفرید، فرشتگان وجود داشتند.
بر اساس این آیه و سایر بخشهای کتابمقدس، پی میبریم که فرشتگان هرآنچه را که خدا میخواست خلق کند، نمیدانند، بلکه تنها چیزهایی را میدانند که خدا بر ایشان آشکار ساخته و مرتبط با خدمتی است که به ایشان محول کرده بود. بهعنوان مثال، فرشتگان نمیدانند بازگشت خداوندگار و داوری دنیا در چه زمانی اتفاق خواهد افتاد: «هیچکس آن روز و ساعت را نمیداند جز پدر؛ حتی فرشتگان آسمان و پسر نیز از آن آگاه نیستند» (متی ٢٤ :۳۶).
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔆بخش1 - ایمان یک مسیحی ارتدوکس
🔸فصل 8 - فرشتگان خلقت دست خدا
✅ در بند ۱ از اعتقادنامۀ نیقیه، مفهوم این عبارت که خدا خالق تمام چیزهای «پیدا و ناپیدا» میباشد، چیست؟ این چیزهای «ناپیدا» که خدا خلق نموده، چیستند؟ آیا آنها را میشناسیم؟
برای ما انسانها چیزهای ناپیدا همان مخلوقات مادی، یا بهعبارتی چیزهایی نیست که با حکمت خالق به انسان داده شده و انسان با پیشرفت علم دارد به کشف آنها دست مییابد یا حتی قادر به کشف آنها میباشد، نظیر ستارگان، سیارات یا عناصر ریز عالم میکروسکپی.
موجودات ناپیدا که این اعتقادنامه بدانها اشاره میکند، مخلوقات دنیای روحانی میباشند که ما با چشمان جسمانی خود قادر به دیدن آنها نیستیم. این مخلوقات روحانی همان فرشتگان (یا دنیای فرشتگان) میباشد.
✅ از آنجایی که قادر به دیدن آنها نیستیم، چطور این را میدانیم؟
کتابمقدس ایشان را بر ما آشکار ساخته است. در مورد وجود فرشتگان، شهادتهایی نیز از انسانها موجود است که نشان میدهد فرشتگان بر ایشان ظاهر شدهاند.
✅ از آنجایی که اینها موجوداتی روحانی هستند و قابل مشاهده نمیباشند، پس چگونه انسانها موفق به دیدن آنها شدند؟
موضوع فرشتگان پرسشهای بسیاری را در ذهن ما بهوجود میآورد. بنابراین، نخست اجازه بدهید ببینیم که فرشتگان چه هستند.
اینکه فرشتگان روح هستند، مطلبی است که داوود نبی و پولس رسول مورد تأیید قرار میدهند: «خداوند را متبارک بخوان... تو بادها را فرستادگان خویش میگردانی» (مزمور ١٠٤ :۱ و ۴)؛ و «همۀ فرشتگان خدا او را بپرستند» (عبرانیان ١ :۶).
طبیعت فرشتگان مانند طبیعتی است که ما انسانها پس از داوری نهایی جهان خواهیم داشت (متی ٢٥ :۳۱-۴۶)، پس از آنکه بدن ما در وضعیتی روحانی برخیزد و با روحمان بپیوندد، تا از آن پس در پادشاهی خدا زیست کند. این را میدانیم چون خداوندگار فرمود انسانها پس از قیامت «همچون فرشتگان آسمان» خواهند بود (متی ٢٢ :۳۰).
بدن فرشتگان روحانی است، اما ایشان در معنای مطلق، روحهایی صرف نیستند، مانند خدا. پس ما انسانها قادر به دیدن آنها نیستیم، اما ظاهراً ایشان بهنحوی با خصوصیاتی مشابه انسانها، دارای جسم میباشند، زیرا هنگامی که در قالب انسان ظاهر میگردند، ما انسانها میتوانیم ایشان را ببینیم (م.ک. داوران ٥ :۱۳؛ ایوب ٥ :۴-۶). اما ایشان قطعاً در وضعیتی بهتر از ما انسانها قرار دارند. پولس رسول در نامه به عبرانیان آنچه را که داوود نبی در زمانهای قدیم گفته بود، تأیید میکند: «او را اندکی کمتر از فرشتگان ساختی» (مزمور ٨ :۵؛ عبرانیان ٢ :۷).
بهخاطر این حقیقت که خدا انسان را «به صورت خود و شبیه خود» آفرید (پیدایش ١ :۲۶)- همانطور که بعداً خواهیم دید- بهنظر میرسد که او فرشتگان را نیز «به صورت خود و شبیه خود» آفرید. به بیانی دیگر، به ایشان قدرت داد که شبیه او شوند، پس تا حدی این امکان وجود دارد که مخلوقات شبیه خالق شوند. خدا فرشتگان را با ارادۀ آزاد آفرید. ایشان میتوانستند در مصاحبت با خدا و اطاعت از ارادۀ او باقی بمانند، همچنین میتوانستند از او جدا شوند: کاری که سایر فرشتگان انجام دادند که دربارۀ آنها بعداً بحث خواهیم کرد. آنانی که در اطاعت از خدا ثابتقدم ماندند، تقدسی پایدار دریافت نمودند؛ به همین علت به آنها فرشتگان مقدس میگوییم. فرشتگان چون روح هستند، نمیمیرند و جاودان هستند، از آنجایی که روح انسان نیز نمیمیرد، بلکه تا ابد زیست میکند (م.ک. متی ٢٥ :۴۶).
✅ فرشتگان در چه زمانی خلق شدند؟ آیا این را میدانیم؟
ما از ایوب ٣٨ :۷ پی میبریم که فرشتگان را خدا قبل از آفرینش دنیای مادی، ستارگان، خورشید، زمین و غیره، آفرید. خداوند بر ایوب چنین مکشوف ساخت: «آنگاه که ستارگان صبح با هم سرود خواندند، و پسران خدا همگی فریاد شادی سر دادند.» بنابراین، زمانی که خدا ستارگان را آفرید، فرشتگان وجود داشتند.
بر اساس این آیه و سایر بخشهای کتابمقدس، پی میبریم که فرشتگان هرآنچه را که خدا میخواست خلق کند، نمیدانند، بلکه تنها چیزهایی را میدانند که خدا بر ایشان آشکار ساخته و مرتبط با خدمتی است که به ایشان محول کرده بود. بهعنوان مثال، فرشتگان نمیدانند بازگشت خداوندگار و داوری دنیا در چه زمانی اتفاق خواهد افتاد: «هیچکس آن روز و ساعت را نمیداند جز پدر؛ حتی فرشتگان آسمان و پسر نیز از آن آگاه نیستند» (متی ٢٤ :۳۶).
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ تعداد فرشتگان چقدر است؟
فرشتگان «سرشماری» نشدهاند! کتابمقدس بهطور کلی صحبت از شمار زیادی از فرشتگان مقدس میکند:
«بلکه به کوه صَهیون نزدیک آمدهاید، به اورشلیم آسمانی که شهر خدای زنده است. به جمع شادمانۀ هزاران هزار فرشته آمدهاید» (عبرانیان ١٢ :۲۲).
«هان، خداوند با هزاران هزار فرشتۀ مقدّس خود میآید...» (یهودا ۱۴).
«... و صدای خیل فرشتگان را شنیدم که گرداگرد آن تخت فراهم آمده بودند...شمار آنها از هزاران هزار و کُرورها کُرور بیشتر بود...» (مکاشفه ٥ :۱۱). بر طبق گفتۀ پدران کلیسا، تعداد فرشتگان باید بیشتر از انسانهایی باشد که تا روز داوری نهایی جهان روی زمین زندگی خواهند کرد. پدران کلیسا از روی خدمتی که خدا به فرشتگان محول کرده، به این نتیجه رسیدند.
✅ این خدمت چیست؟ به بیانی دیگر، کار فرشتگان چیست؟
بر طبق آنچه کتابمقدس بر ما آشکار میسازد، برخی از کارهای فرشتگان عبارتند از:
* ایشان در برکت و شادی خدا شریک هستند و خدای تثلیث را جلال میدهند، آنهم به صورت آیین نیایش، همانطور که شبانان در شب ولادت مسیحِ نجاتدهنده، آنها را در بیت لحم مشاهده کردند: «ناگاه گروهی عظیم از لشکریان آسمان ظاهر شدند که همراه آن فرشته در ستایش خدا میگفتند: ”جلال بر خدا در عرش برین، و صلح و سلامت بر مردمانی که بر زمین مورد لطف اویند!“» (لوقا ٢ :۱۳-۱۴). اشعیای نبی نیز شنید که فرشتگان گرداگرد تخت خدا میسرایند و میگویند: «قدوس، قدوس، قدوس است خداوندِ لشکرها؛ تمامی زمین از جلال او مملو است» (اشعیا ٦ :۳). این سرود فرشتگان است که ما نیز آن را در هر آیین نیایش میخوانیم.
* ایشان فرمانهای خدا را به انجام میرسانند و پیغام او را منتقل میسازند:
جبرائیل، فرشتۀ اعظم، این پیغام شادیبخش را به مریم میدهد که او بهروشی فوقطبیعی عیسی را به دنیا خواهد آورد (م.ک. لوقا ١ :۲۶-۳۸).
فرشتۀ خدا بر شبانان در بیت لحم ظاهر میشود و به ایشان اعلان میکند: «...زیرا بشارتی برایتان دارم، خبری بس شادیبخش... امروز ... نجاتدهندهای برای شما به دنیا آمد. او خداوندْ مسیح است» (لوقا ٢ :۱۰-۱۱).
* خدا آنها را میفرستد تا به افرادی که برای نجات خود میجنگند، یاری رسانند. پولس رسول مینویسد که فرشتگان مقدس «...جملگی روحهایی خدمتگزار [هستند] که برای خدمت به وارثان آیندۀ نجات فرستاده میشوند» (عبرانیان ١ :۱۴؛ همچنین اعمال ١٠ :۳-۶).
* آنها دعاهای ایمانداران را به خدا گزارش میدهند. رافائیل فرشته بر طوبیت و پسرش طوبیا آشکار شده، گفت: «من رافائیل هستم، یکی از هفت فرشتهای که هر دم آمادهاند تا به ساحت مجد خداوند درآیند» (طوبیت ١٢ :۱۵).
* آنها ایمانداران را از انواع خطرها محافظت میکنند، مانند فرشتهای که شبهنگام وارد زندان شد تا پطرس رسول را که هیرودیس قصد کشتنش را داشت، آزاد سازد (م.ک. اعمال ١٢ :۷-۱۱ و ٥ :۱۹، ۲۷، ۲۳-۲۴). همچنین مردم را از نفوذ شیطان میرهانند (م.ک. طوبیت ۱۲:۱۲).
* آنها روح ایمانداران را همراهی میکنند، آن هنگام که جسم خود را ترک میکنند و به آسمان و نزد خدا میروند: «باری، آن فقیر مُرد و فرشتگان او را به جوار ابراهیم بردند.» (لوقا ١٦ :۲۲).
* فرشتگان در بسیاری از وقایع زندگی خداوندگار شرکت داشتند (م.ک. متی ١ :۲۰، ٢ :۱۳، ٤ :۱۱؛ لوقا ٢٢ :۴۳؛ یوحنا ٢٠ :۱۲؛ اعمال ١ :۱۰-۱۱ و غیره).
✅کمی پیش خواندیم که رافائیل فرشته به طوبیت گفت: « من یکی از هفت فرشتهای که هر دم آمادهاند تا به ساحت مجد خداوند درآیند.» آیا این بدین معناست که یک سلسله مراتب خاص از فرشتگان و با رسالتهای مخصوص وجود دارد؟
از آیات کتابمقدس- عهدقدیم و عهدجدید- میتوان نتیجهگیری کرد که در دنیای ارواح آسمانی، یک نظام یا سلسله مراتب وجود دارد. اشارههایی شده به:
«... سردار لشکر خداوند...» (یوشع ٥ :۱۴).
«رئیس بزرگ، میکائیل» (دانیال ١٢ :۱ و م.ک. یهودا ۹).
«فرشتگان اعظم» مانند میکائیل و جبرائیل.
«کروبیان» (اشعیا ٣٧ :۱۶)
«سَرافین» (اشعیا ٦ :۲)
همۀ اینها زیر نُه طبقه قرار میگیرند: کروبیان، سرافین، تختها، فرشتگان اعظم، فرشتگان، حاکمیتها، ریاستها، قدرتها و نیروها (افسسیان ١ :۲۱، ٣ :۱۰؛ کولسیان ١ :۱۶؛ ۱-تسالونیکیان ٤ :۱۶ و غیره).
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ تعداد فرشتگان چقدر است؟
فرشتگان «سرشماری» نشدهاند! کتابمقدس بهطور کلی صحبت از شمار زیادی از فرشتگان مقدس میکند:
«بلکه به کوه صَهیون نزدیک آمدهاید، به اورشلیم آسمانی که شهر خدای زنده است. به جمع شادمانۀ هزاران هزار فرشته آمدهاید» (عبرانیان ١٢ :۲۲).
«هان، خداوند با هزاران هزار فرشتۀ مقدّس خود میآید...» (یهودا ۱۴).
«... و صدای خیل فرشتگان را شنیدم که گرداگرد آن تخت فراهم آمده بودند...شمار آنها از هزاران هزار و کُرورها کُرور بیشتر بود...» (مکاشفه ٥ :۱۱). بر طبق گفتۀ پدران کلیسا، تعداد فرشتگان باید بیشتر از انسانهایی باشد که تا روز داوری نهایی جهان روی زمین زندگی خواهند کرد. پدران کلیسا از روی خدمتی که خدا به فرشتگان محول کرده، به این نتیجه رسیدند.
✅ این خدمت چیست؟ به بیانی دیگر، کار فرشتگان چیست؟
بر طبق آنچه کتابمقدس بر ما آشکار میسازد، برخی از کارهای فرشتگان عبارتند از:
* ایشان در برکت و شادی خدا شریک هستند و خدای تثلیث را جلال میدهند، آنهم به صورت آیین نیایش، همانطور که شبانان در شب ولادت مسیحِ نجاتدهنده، آنها را در بیت لحم مشاهده کردند: «ناگاه گروهی عظیم از لشکریان آسمان ظاهر شدند که همراه آن فرشته در ستایش خدا میگفتند: ”جلال بر خدا در عرش برین، و صلح و سلامت بر مردمانی که بر زمین مورد لطف اویند!“» (لوقا ٢ :۱۳-۱۴). اشعیای نبی نیز شنید که فرشتگان گرداگرد تخت خدا میسرایند و میگویند: «قدوس، قدوس، قدوس است خداوندِ لشکرها؛ تمامی زمین از جلال او مملو است» (اشعیا ٦ :۳). این سرود فرشتگان است که ما نیز آن را در هر آیین نیایش میخوانیم.
* ایشان فرمانهای خدا را به انجام میرسانند و پیغام او را منتقل میسازند:
جبرائیل، فرشتۀ اعظم، این پیغام شادیبخش را به مریم میدهد که او بهروشی فوقطبیعی عیسی را به دنیا خواهد آورد (م.ک. لوقا ١ :۲۶-۳۸).
فرشتۀ خدا بر شبانان در بیت لحم ظاهر میشود و به ایشان اعلان میکند: «...زیرا بشارتی برایتان دارم، خبری بس شادیبخش... امروز ... نجاتدهندهای برای شما به دنیا آمد. او خداوندْ مسیح است» (لوقا ٢ :۱۰-۱۱).
* خدا آنها را میفرستد تا به افرادی که برای نجات خود میجنگند، یاری رسانند. پولس رسول مینویسد که فرشتگان مقدس «...جملگی روحهایی خدمتگزار [هستند] که برای خدمت به وارثان آیندۀ نجات فرستاده میشوند» (عبرانیان ١ :۱۴؛ همچنین اعمال ١٠ :۳-۶).
* آنها دعاهای ایمانداران را به خدا گزارش میدهند. رافائیل فرشته بر طوبیت و پسرش طوبیا آشکار شده، گفت: «من رافائیل هستم، یکی از هفت فرشتهای که هر دم آمادهاند تا به ساحت مجد خداوند درآیند» (طوبیت ١٢ :۱۵).
* آنها ایمانداران را از انواع خطرها محافظت میکنند، مانند فرشتهای که شبهنگام وارد زندان شد تا پطرس رسول را که هیرودیس قصد کشتنش را داشت، آزاد سازد (م.ک. اعمال ١٢ :۷-۱۱ و ٥ :۱۹، ۲۷، ۲۳-۲۴). همچنین مردم را از نفوذ شیطان میرهانند (م.ک. طوبیت ۱۲:۱۲).
* آنها روح ایمانداران را همراهی میکنند، آن هنگام که جسم خود را ترک میکنند و به آسمان و نزد خدا میروند: «باری، آن فقیر مُرد و فرشتگان او را به جوار ابراهیم بردند.» (لوقا ١٦ :۲۲).
* فرشتگان در بسیاری از وقایع زندگی خداوندگار شرکت داشتند (م.ک. متی ١ :۲۰، ٢ :۱۳، ٤ :۱۱؛ لوقا ٢٢ :۴۳؛ یوحنا ٢٠ :۱۲؛ اعمال ١ :۱۰-۱۱ و غیره).
✅کمی پیش خواندیم که رافائیل فرشته به طوبیت گفت: « من یکی از هفت فرشتهای که هر دم آمادهاند تا به ساحت مجد خداوند درآیند.» آیا این بدین معناست که یک سلسله مراتب خاص از فرشتگان و با رسالتهای مخصوص وجود دارد؟
از آیات کتابمقدس- عهدقدیم و عهدجدید- میتوان نتیجهگیری کرد که در دنیای ارواح آسمانی، یک نظام یا سلسله مراتب وجود دارد. اشارههایی شده به:
«... سردار لشکر خداوند...» (یوشع ٥ :۱۴).
«رئیس بزرگ، میکائیل» (دانیال ١٢ :۱ و م.ک. یهودا ۹).
«فرشتگان اعظم» مانند میکائیل و جبرائیل.
«کروبیان» (اشعیا ٣٧ :۱۶)
«سَرافین» (اشعیا ٦ :۲)
همۀ اینها زیر نُه طبقه قرار میگیرند: کروبیان، سرافین، تختها، فرشتگان اعظم، فرشتگان، حاکمیتها، ریاستها، قدرتها و نیروها (افسسیان ١ :۲۱، ٣ :۱۰؛ کولسیان ١ :۱۶؛ ۱-تسالونیکیان ٤ :۱۶ و غیره).
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ آیا درست است که هر انسانی فرشتۀ نگهبان خود را دارد؟
بله! منابع زیادی وجود دارند که میتوان از آنها به این نتیجه رسید که خدا برای هر فرد ایماندار یک فرشتۀ نگهبان میفرستد تا او را در طول مسیر زندگیاش و تا لحظهای که زنده است، محافظت و هدایت کند، و بعد او را تا آسمان همراهی خواهد کرد (م.ک. متی ١٨ :۱۰). به همین دلیل است که کشیش برای کسی که قرار است تعمید بگیرد، چنین دعا میکند:
«برای زندگی او یک فرشتۀ نور قرار بده تا وی را از هر دام دشمن نجات دهد...» (دعایی که پس از مراسم سوم از اخراج ارواح خبیث خوانده میشود).
البته فرشتۀ نگهبان تنها در صورت درخواست شخص ایماندار، نزدیک او میماند. فرشتۀ نگهبان نیز مانند خدا، به آزادی فرد احترام میگذارد. اگر انسانی با روش زندگی خود یا بیایمانی، به خدا نشان دهد که نمیخواهد فرشته کنار او باشد، قطعا فرشته از او جدا میشود. به همین دلیل است که ایماندار در دعایی خاص از فرشتۀ خود درخواست میکند: «...مرا که یک گناهکارم ترک مکن، مرا بهخاطر افراط و زیادهرویام رها نکن...»
در جلسۀ دعای شبانگاهی (به یونانی: آپودئیپنون= پس از شام) که همان دعای شب ایمانداران است، دعایی خطاب به فرشتۀ نگهبان نیز وجود دارد:
«فرشتۀ مقدس، ناظر روح بیچاره و زندگی تیرهبخت من، منِ گناهکار را رها مکن، مرا بهخاطر زیادهرویهایم ترک منما؛ به شیطان مجال نده که با به دست گرفتن کنترل این بدن فانی، بر من تسلط یابد؛ دست ضعیف و بیچارۀ مرا قوی ساز و مرا به راه نجات هدایت فرما. بله، ای فرشتۀ مقدس خدا، نگهبان و محافظ جان و جسم بیچارۀ من؛ مرا ببخش بهخاطر تمام کارهای ناروایی که در تمام روزهای زندگیام، در حق تو انجام دادهام و تمام گناهانی که تا به امروز مرتکب آنها شدهام؛ امشب مرا پناه بده و در برابر هرگونه سوءاستفادۀ دشمن از من محافظت کن تا با هیچ گناهی، خدایم را خشمگین نسازم؛ نزد خداوند برای من شفاعت کن تا مرا در ترس خود استوار گرداند و به من نشان بده که چطور یک خادمی لایق نیکویی او باشم. آمین.»
ما تنها خدا را پرستش میکنیم. فرشتگان را نمیپرستیم؛ ما صرفاً به ایشان بهعنوان دوستان و محافظین خود که خدا برای ما میفرستد، احترام میگذاریم. به همین دلیل است که با یک تقاضا که هر روز در طول جلسات مقدس کلیسا از خدا میکنیم، از او میخواهیم که برای ما یک فرشته بفرستد: «از خداوند بخواهیم که یک فرشتۀ صلح، راهنمایی وفادار، نگهبانی برای جان و جسممان بفرستد.» ما فرشتۀ نگهبان خود را با احترام، عزت و قدردانی مخاطب قرار میدهیم، نه به شکل پرستش، همان کاری که در مورد خدا انجام میدهیم. با این همه، حتی فرشتگان نمیخواهند و اجازه نمیدهند هرگونه پرستشی را به آنان تقدیم کنیم. حضرت یوحنای الهیدان در کتاب مکاشفه مینویسد: «در این لحظه بود که به پایش افتادم تا او را بپرستم. امّا او به من گفت: ”مبادا چنین کنی! زيرا من با تو و برادران تو که شهادت عیسی را نگاه میدارند، همخدمتم. خدا را بپرست! زیرا شهادت عیسی، روح نبوّت است.“» (مکاشفه ١٩ :۱۰).
✅ من در شمایلهای کلیسا دیدم که فرشتهها بال دارند. آیا در واقعیت نیز چنین است؟
کلیسا در شمایلنگاریها تا حد زیادی از نمادپردازی استفاده میکند. فرشتهها، به عنوان روح، نه بال جسمی دارند، و البته نه نیازی به آن دارند. بال در تصاویر فرشتگان، به این حقیقت اشاره میکند که آنها ارواح آسمانی هستند که در آسمان در حرکت میباشند، مانند پرندگانی که با استفاده از بالهایشان، در آسمان پرواز میکنند.
برخلاف خدا، فرشتگان همه جا حضور ندارند، اما هر کجا که خدا به ایشان امر فرماید، با سرعت نور به آنجا میروند. بهعنوان مثال، ما انسانها برای اینکه با بدن خود حرکت کنیم، نیاز به زمان و یک سری مراحل خاص داریم. اما ذهنمان میتواند ظرف چند ثانیه به دورترین مکانها برود. فرشتگان نیز بهگونهای مشابه و بهعنوان روح حرکت میکنند و فاصله و مسافت برایشان مانع بهوجود نمیآورد.
این سخاوت و خیرخواهی عظیم خداست که برای هر انسانی یک فرشتۀ نگهبان قرار داده و در کنار او جمیع کثیری از فرشتگان گذاشته تا او را خدمت، هدایت و محافظت کنند و امکاناتی برای او فراهم سازند که همچون برنده، به مقصد نهاییاش برسد. ما بهطور خاص در آیین نیایش قدیس باسیل، از خدا بهخاطر این خیرخواهی تشکر میکنیم: «تو خلقت دست خود، انسان را تا ابد رد نکردی، ای خدای نیکو (...) بلکه بهخاطر رحمت محبتآمیزت (...) فرشتگان را نگهبان قرار دادی...». بیایید در طلب این باشیم که ارتباط خود را با فرشتگان مقدس دائماً حفظ کنیم، تا در نبرد روحانی خویش از حفاظت و یاری آنها برخوردار گردیم.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ آیا درست است که هر انسانی فرشتۀ نگهبان خود را دارد؟
بله! منابع زیادی وجود دارند که میتوان از آنها به این نتیجه رسید که خدا برای هر فرد ایماندار یک فرشتۀ نگهبان میفرستد تا او را در طول مسیر زندگیاش و تا لحظهای که زنده است، محافظت و هدایت کند، و بعد او را تا آسمان همراهی خواهد کرد (م.ک. متی ١٨ :۱۰). به همین دلیل است که کشیش برای کسی که قرار است تعمید بگیرد، چنین دعا میکند:
«برای زندگی او یک فرشتۀ نور قرار بده تا وی را از هر دام دشمن نجات دهد...» (دعایی که پس از مراسم سوم از اخراج ارواح خبیث خوانده میشود).
البته فرشتۀ نگهبان تنها در صورت درخواست شخص ایماندار، نزدیک او میماند. فرشتۀ نگهبان نیز مانند خدا، به آزادی فرد احترام میگذارد. اگر انسانی با روش زندگی خود یا بیایمانی، به خدا نشان دهد که نمیخواهد فرشته کنار او باشد، قطعا فرشته از او جدا میشود. به همین دلیل است که ایماندار در دعایی خاص از فرشتۀ خود درخواست میکند: «...مرا که یک گناهکارم ترک مکن، مرا بهخاطر افراط و زیادهرویام رها نکن...»
در جلسۀ دعای شبانگاهی (به یونانی: آپودئیپنون= پس از شام) که همان دعای شب ایمانداران است، دعایی خطاب به فرشتۀ نگهبان نیز وجود دارد:
«فرشتۀ مقدس، ناظر روح بیچاره و زندگی تیرهبخت من، منِ گناهکار را رها مکن، مرا بهخاطر زیادهرویهایم ترک منما؛ به شیطان مجال نده که با به دست گرفتن کنترل این بدن فانی، بر من تسلط یابد؛ دست ضعیف و بیچارۀ مرا قوی ساز و مرا به راه نجات هدایت فرما. بله، ای فرشتۀ مقدس خدا، نگهبان و محافظ جان و جسم بیچارۀ من؛ مرا ببخش بهخاطر تمام کارهای ناروایی که در تمام روزهای زندگیام، در حق تو انجام دادهام و تمام گناهانی که تا به امروز مرتکب آنها شدهام؛ امشب مرا پناه بده و در برابر هرگونه سوءاستفادۀ دشمن از من محافظت کن تا با هیچ گناهی، خدایم را خشمگین نسازم؛ نزد خداوند برای من شفاعت کن تا مرا در ترس خود استوار گرداند و به من نشان بده که چطور یک خادمی لایق نیکویی او باشم. آمین.»
ما تنها خدا را پرستش میکنیم. فرشتگان را نمیپرستیم؛ ما صرفاً به ایشان بهعنوان دوستان و محافظین خود که خدا برای ما میفرستد، احترام میگذاریم. به همین دلیل است که با یک تقاضا که هر روز در طول جلسات مقدس کلیسا از خدا میکنیم، از او میخواهیم که برای ما یک فرشته بفرستد: «از خداوند بخواهیم که یک فرشتۀ صلح، راهنمایی وفادار، نگهبانی برای جان و جسممان بفرستد.» ما فرشتۀ نگهبان خود را با احترام، عزت و قدردانی مخاطب قرار میدهیم، نه به شکل پرستش، همان کاری که در مورد خدا انجام میدهیم. با این همه، حتی فرشتگان نمیخواهند و اجازه نمیدهند هرگونه پرستشی را به آنان تقدیم کنیم. حضرت یوحنای الهیدان در کتاب مکاشفه مینویسد: «در این لحظه بود که به پایش افتادم تا او را بپرستم. امّا او به من گفت: ”مبادا چنین کنی! زيرا من با تو و برادران تو که شهادت عیسی را نگاه میدارند، همخدمتم. خدا را بپرست! زیرا شهادت عیسی، روح نبوّت است.“» (مکاشفه ١٩ :۱۰).
✅ من در شمایلهای کلیسا دیدم که فرشتهها بال دارند. آیا در واقعیت نیز چنین است؟
کلیسا در شمایلنگاریها تا حد زیادی از نمادپردازی استفاده میکند. فرشتهها، به عنوان روح، نه بال جسمی دارند، و البته نه نیازی به آن دارند. بال در تصاویر فرشتگان، به این حقیقت اشاره میکند که آنها ارواح آسمانی هستند که در آسمان در حرکت میباشند، مانند پرندگانی که با استفاده از بالهایشان، در آسمان پرواز میکنند.
برخلاف خدا، فرشتگان همه جا حضور ندارند، اما هر کجا که خدا به ایشان امر فرماید، با سرعت نور به آنجا میروند. بهعنوان مثال، ما انسانها برای اینکه با بدن خود حرکت کنیم، نیاز به زمان و یک سری مراحل خاص داریم. اما ذهنمان میتواند ظرف چند ثانیه به دورترین مکانها برود. فرشتگان نیز بهگونهای مشابه و بهعنوان روح حرکت میکنند و فاصله و مسافت برایشان مانع بهوجود نمیآورد.
این سخاوت و خیرخواهی عظیم خداست که برای هر انسانی یک فرشتۀ نگهبان قرار داده و در کنار او جمیع کثیری از فرشتگان گذاشته تا او را خدمت، هدایت و محافظت کنند و امکاناتی برای او فراهم سازند که همچون برنده، به مقصد نهاییاش برسد. ما بهطور خاص در آیین نیایش قدیس باسیل، از خدا بهخاطر این خیرخواهی تشکر میکنیم: «تو خلقت دست خود، انسان را تا ابد رد نکردی، ای خدای نیکو (...) بلکه بهخاطر رحمت محبتآمیزت (...) فرشتگان را نگهبان قرار دادی...». بیایید در طلب این باشیم که ارتباط خود را با فرشتگان مقدس دائماً حفظ کنیم، تا در نبرد روحانی خویش از حفاظت و یاری آنها برخوردار گردیم.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔆بخش 1 - ایمان یک مسیحی ارتدوکس
🔸فصل 9 - سقوط فرشتگان
✅ شما به ما گفتید که برخی فرشتگان با خدا مخالفت کردند و در برابر او موضعی خصمانه گرفتند. فرشتگان برعلیه خدا شدند؟ این اتفاق چگونه افتاد؟ و پس از آن چه اتفاقی برای همۀ آنها رخ داد؟
خدا تمام فرشتگان را با ارادۀ آزاد آفرید و ایشان را مجبور نکرد که در مشارکت با او باقی بمانند؛ آنها آزاد بودند که تصمیم خودشان را بگیرند. همانطور که گفتیم، نُه طبقه از فرشتگان در اطاعت از خدا ثابت قدم ماندند و از آن پس، در برکت او شریک هستند و بیوقفه او را پرستش و خدمت میکنند.
اما یک سلسله یا طبقۀ دیگر از فرشتگان تحت رهبری «لوسیفر» وجود داشت. معنای نام او عبارت است از «کسی که روشنایی صبح را میآورد.» جایگاه او بسیار مهم بود. با این حال، از آزادی خود بهدرستی استفاده نکرد. همانطور که روحالقدس از طریق اشعیای نبی بر ما آشکار میفرماید، او تصور میکرد که میتواند به جلالی بالاتر از جلالی که خدا به او داده بود، دست یابد: «ای ستاره صبح، ای پسر فجر، چگونه از آسمان فرو افتادهای! ای که ملتها را ذلیل میساختی، چگونه خود بر زمین افکنده شدهای! در دل خود میگفتی: ”به آسمان صعود خواهم کرد، و تخت خود را فراتر از ستارگان خدا خواهم افراشت؛ بر کوهِ اجتماع جلوس خواهم کرد، بر بلندترین نقطۀ کوه مقدس؛ به فراز بلندیهای ابرها صعود خواهم کرد، و خود را مانند آن متعال خواهم ساخت» (اشعيا ١٤ :۱۲-۱۴). لوسیفر با انتخاب خودش، فرشتگان طبقۀ خود را نیز اغوا کرد. روحالقدس، در کتاب مکاشفۀ یوحنا، بر ما آشکار میسازد که پس از آن چه اتفاقی افتاد: «و ناگهان جنگی در آسمان درگرفت. میکائیل و فرشتگانش با اژدها جنگیدند و اژدها و فرشتگانش در برابر آنان به پیکار ایستادند، امّا شکست خوردند و پایگاه خود را در آسمان از دست دادند. اژدهای بزرگ به زیر افکنده شد، همان مار کهن که ابلیس یا شیطان نام دارد و جملۀ جهان را به گمراهی میکشاند. هم او و هم فرشتگانش به زمین افکنده شدند» (مکاشفه ١٢ :۷-۹). بدین طریق، لوسیفر از جایگاه فرشتۀ اعظم خداوند، حامل یا آورندۀ نور و روشنایی، در نهایت بهخاطر خودمحوریاش به دیوی تاریک تبدیل شد. از آن پس، اصطلاح «خودخواهی به سَبک لوسیفر» برای کسی به کار میرود که خودخواهی زیادی در رفتارش نشان میدهد و این خصوصیت به یک رفتار ریشهدار و کهن تبدیل شده است.
از آن پس، لوسیفر «شیطان» نامیده شد، که معنای آن عبارت است از «کسی که با خدا به مخالفت برمیخیزد»، یا موجودی انقلابی، دشمن و مخالف خدا. کتابمقدس او را با نامهای بسیاری توصیف میکند: ابلیس، بدین خاطر که حقیقتی را که از خداست، تحریف میکند؛ وسوسهگر، چون مردم را به وسوسه میکشاند؛ بِعِلزِبول (رئیس دیوها، م.ک. متی ١٢ :۲۴) یا بِلعیال (م.ک. ۲-قرن ٦ :۱۵)، و گمراهکنندهای است که عالم را به نفرتی مرگبار نسبت به خدا منحرف میسازد؛ کسی که تمایلی بیحد و حصر به دشمنی با انسان دارد. شیطان برضد خدا، فرشتگان مقدس و قوم خداست. او دشمن نامرئی انسان است که با تمام راههای شریرانه، سعی دارد او را از خدا دور سازد، بندۀ خود گردانَد و با خود به کام مرگ و لعنت ابدی بکشاند. او با حیله و نیرنگ بسیار، از دروغ، فریب، دشمنی، عداوت، ناسازگاری و افکار بیایمانی استفاده میکند.
شیطان و ارواح شریرِ او، با غروری که ویژگی خاص آنهاست، میخواهند خود را بهعنوان حاکمان این جهان نشان دهند، یعنی موجوداتی که بر جهان حکومت میکنند. اما قدرت آنها محدود است. در اناجیل میبینیم که دیوها از دیدن عیسای مسیح به وحشت میافتند: «ای عیسی، پسر خدای متعال، تو را با من چه کار است؟ تو را به خدا سوگند میدهم که عذابم ندهی!»» (مرقس ٥ :۷). همچنین، در مورد مردی که دیوزده شده بود و خداوندگار او را شفا داد، میبینیم زمانی که مسیح به ارواح خبیث دستور داد که بیرون آیند و آن مرد رنجدیده را رها کنند، آنها از او خواستند که اجازه دهد وارد خوکها شوند (م.ک. مرقس ٥ :۱۲-۱۳). همچنین، آنها آزاد نیستند که کنترل روح انسانی را که به مسیح تعلق دارد، در دست بگیرند. یک مسیحیِ تعمیدیافته که در مشارکت با مسیح زندگی میکند و با استفاده از فیض خدا میجنگد، از تیرهای شیطان در امان میماند. یوحنای انجیلنگار به وضوح بیان کرده، میفرماید: «ای جوانان، به شما مینویسم، زیرا توانایید و کلام خدا در شما ساکن است، و بر آن شریر غلبه یافتهاید» (اول یوحنا ٢ :۱۴)، زیرا «شما، ای فرزندان، از خدا هستید و بر آنها غلبه یافتهاید، زیرا آن که در شماست بزرگتر است از آن که در دنیاست» (اول یوحنا ۴:۴).
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔆بخش 1 - ایمان یک مسیحی ارتدوکس
🔸فصل 9 - سقوط فرشتگان
✅ شما به ما گفتید که برخی فرشتگان با خدا مخالفت کردند و در برابر او موضعی خصمانه گرفتند. فرشتگان برعلیه خدا شدند؟ این اتفاق چگونه افتاد؟ و پس از آن چه اتفاقی برای همۀ آنها رخ داد؟
خدا تمام فرشتگان را با ارادۀ آزاد آفرید و ایشان را مجبور نکرد که در مشارکت با او باقی بمانند؛ آنها آزاد بودند که تصمیم خودشان را بگیرند. همانطور که گفتیم، نُه طبقه از فرشتگان در اطاعت از خدا ثابت قدم ماندند و از آن پس، در برکت او شریک هستند و بیوقفه او را پرستش و خدمت میکنند.
اما یک سلسله یا طبقۀ دیگر از فرشتگان تحت رهبری «لوسیفر» وجود داشت. معنای نام او عبارت است از «کسی که روشنایی صبح را میآورد.» جایگاه او بسیار مهم بود. با این حال، از آزادی خود بهدرستی استفاده نکرد. همانطور که روحالقدس از طریق اشعیای نبی بر ما آشکار میفرماید، او تصور میکرد که میتواند به جلالی بالاتر از جلالی که خدا به او داده بود، دست یابد: «ای ستاره صبح، ای پسر فجر، چگونه از آسمان فرو افتادهای! ای که ملتها را ذلیل میساختی، چگونه خود بر زمین افکنده شدهای! در دل خود میگفتی: ”به آسمان صعود خواهم کرد، و تخت خود را فراتر از ستارگان خدا خواهم افراشت؛ بر کوهِ اجتماع جلوس خواهم کرد، بر بلندترین نقطۀ کوه مقدس؛ به فراز بلندیهای ابرها صعود خواهم کرد، و خود را مانند آن متعال خواهم ساخت» (اشعيا ١٤ :۱۲-۱۴). لوسیفر با انتخاب خودش، فرشتگان طبقۀ خود را نیز اغوا کرد. روحالقدس، در کتاب مکاشفۀ یوحنا، بر ما آشکار میسازد که پس از آن چه اتفاقی افتاد: «و ناگهان جنگی در آسمان درگرفت. میکائیل و فرشتگانش با اژدها جنگیدند و اژدها و فرشتگانش در برابر آنان به پیکار ایستادند، امّا شکست خوردند و پایگاه خود را در آسمان از دست دادند. اژدهای بزرگ به زیر افکنده شد، همان مار کهن که ابلیس یا شیطان نام دارد و جملۀ جهان را به گمراهی میکشاند. هم او و هم فرشتگانش به زمین افکنده شدند» (مکاشفه ١٢ :۷-۹). بدین طریق، لوسیفر از جایگاه فرشتۀ اعظم خداوند، حامل یا آورندۀ نور و روشنایی، در نهایت بهخاطر خودمحوریاش به دیوی تاریک تبدیل شد. از آن پس، اصطلاح «خودخواهی به سَبک لوسیفر» برای کسی به کار میرود که خودخواهی زیادی در رفتارش نشان میدهد و این خصوصیت به یک رفتار ریشهدار و کهن تبدیل شده است.
از آن پس، لوسیفر «شیطان» نامیده شد، که معنای آن عبارت است از «کسی که با خدا به مخالفت برمیخیزد»، یا موجودی انقلابی، دشمن و مخالف خدا. کتابمقدس او را با نامهای بسیاری توصیف میکند: ابلیس، بدین خاطر که حقیقتی را که از خداست، تحریف میکند؛ وسوسهگر، چون مردم را به وسوسه میکشاند؛ بِعِلزِبول (رئیس دیوها، م.ک. متی ١٢ :۲۴) یا بِلعیال (م.ک. ۲-قرن ٦ :۱۵)، و گمراهکنندهای است که عالم را به نفرتی مرگبار نسبت به خدا منحرف میسازد؛ کسی که تمایلی بیحد و حصر به دشمنی با انسان دارد. شیطان برضد خدا، فرشتگان مقدس و قوم خداست. او دشمن نامرئی انسان است که با تمام راههای شریرانه، سعی دارد او را از خدا دور سازد، بندۀ خود گردانَد و با خود به کام مرگ و لعنت ابدی بکشاند. او با حیله و نیرنگ بسیار، از دروغ، فریب، دشمنی، عداوت، ناسازگاری و افکار بیایمانی استفاده میکند.
شیطان و ارواح شریرِ او، با غروری که ویژگی خاص آنهاست، میخواهند خود را بهعنوان حاکمان این جهان نشان دهند، یعنی موجوداتی که بر جهان حکومت میکنند. اما قدرت آنها محدود است. در اناجیل میبینیم که دیوها از دیدن عیسای مسیح به وحشت میافتند: «ای عیسی، پسر خدای متعال، تو را با من چه کار است؟ تو را به خدا سوگند میدهم که عذابم ندهی!»» (مرقس ٥ :۷). همچنین، در مورد مردی که دیوزده شده بود و خداوندگار او را شفا داد، میبینیم زمانی که مسیح به ارواح خبیث دستور داد که بیرون آیند و آن مرد رنجدیده را رها کنند، آنها از او خواستند که اجازه دهد وارد خوکها شوند (م.ک. مرقس ٥ :۱۲-۱۳). همچنین، آنها آزاد نیستند که کنترل روح انسانی را که به مسیح تعلق دارد، در دست بگیرند. یک مسیحیِ تعمیدیافته که در مشارکت با مسیح زندگی میکند و با استفاده از فیض خدا میجنگد، از تیرهای شیطان در امان میماند. یوحنای انجیلنگار به وضوح بیان کرده، میفرماید: «ای جوانان، به شما مینویسم، زیرا توانایید و کلام خدا در شما ساکن است، و بر آن شریر غلبه یافتهاید» (اول یوحنا ٢ :۱۴)، زیرا «شما، ای فرزندان، از خدا هستید و بر آنها غلبه یافتهاید، زیرا آن که در شماست بزرگتر است از آن که در دنیاست» (اول یوحنا ۴:۴).
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ اگر چنین است، چرا جهان از شیطان میترسد؟
زیرا او بسیار خطرناک است، بهخصوص برای افرادی که از طریق تعمید، از حاکمیت او آزاد نشدهاند. زیرا از طریق این راز مقدس کلیسا، انسان از گناه اولیه و تمام گناهان شخصیاش آزاد میشود، با مسیح متحد میگردد و با فیض خدا در داخل کلیسا تقویت میشود و با اسلحههای روحانی تجهیز میگردد، که میتواند با آنها شیطان را مغلوب سازد (م.ک. افسسیان ٦ :۱۳-۱۸). از سوی دیگر، کسی که تعمید نیافته، خود را در موضع و موقعیتی ضعیفتر مییابد، زیرا فاقد اسلحههای روحانی است، و در عین حال، با حریف یا دشمنی روبرو میشود که چون روح است، از او قویتر میباشد. پطرس رسول شیطان را به شیری گرسنه تشبیه کرده، میفرماید: «هشیار و مراقب باشید، زیرا دشمن شما ابلیس همچون شیری غرّان در گردش است و کسی را میجوید تا ببلعد» (اول پطرس ٥ :۸). او از زیرکی و فریبکاری بسیار استفاده میکند. پولس رسول مینویسد که شیطان حتی خود را به شکل «فرشتۀ نور» در میآورد (دوم قرنتیان ۱۱:۱۴) تا انسان را فریب دهد و جذب خود کند.
یک مسیحیِ با ایمان از شیطان نمیترسد، اما خیلی مراقب است که قربانی فریب او نشود. همچنین، همواره هشیار و بیدار است که با فیض و قدرت مسیح بتواند با هر حیله و وسوسه مقابله کند. باید بدانیم که شیطان بدون میل و ارادۀ ما، نمیتواند بر درون ما تسلط و حاکمیت بیابد. او با استفاده از وسوسهها، به ما حمله میکند. او فقط تا اینجا میتواند پیش برود. اگر تسلیم وسوسۀ او نشویم، از ما میگریزد. به همین دلیل است که یعقوب رسول ما را نصیحت کرده، میفرماید: «دربرابر ابلیس ایستادگی کنید، که از شما خواهد گریخت» (یعقوب ٤ :۷).
✅ در خصوص چیزهایی که دربارۀ ارواح میشنویم، اینکه به خانههای ما میآیند و اگر به آنها قربانی ندهیم، به خاطر پافشاریمان از ما انتقام میگیرند؛ یا دربارۀ جادوگری که برخی مردم به ما میگویند که قربانی آن شدهایم و باید با جادوگران مشورت کنیم تا ما را از آنها آزاد کنند و چیزهایی از این قبیل، چگونه باید با همۀ اینها برخورد کنیم؟
تمام این نکات کار ارواح شریر هستند و هدفشان این است که با تمام این امور و مواردی شبیه به این، ما را برانگیزند تا درگیرشان شویم و ما را از مسیح دور نگاه دارند. از شیطان هیچ چیز نیکویی بیرون نمیآید. حتی اگر او برای کمک به ما تمایل و رغبت نشان دهد، این کار را بدین علت انجام میدهد که مقصودی شریرانه در فکر دارد تا اعتماد ما را جلب کرده، حملهای را برضد ما آغاز کند. کسی که به خدا تعلق دارد، نمیتواند با اموری نظیر این کنار بیاید. او نمیتواند انتظار داشته باشد که از شیطان که رئیس دروغگویان است، دربارۀ آیندهاش بداند؛ یا از او در مورد مسائلی نظیر اینکه چه زمانی باید شغل جدیدش را شروع کند، با چه کسی و چه زمانی باید ازدواج کند و غیره، از او کمک و راهنمایی بخواهد. کسی که به خدا تعلق دارد، بهطور کامل و مطلق به پدر آسمانی اطمینان میکند، کسی که پر از محبت، دانای مطلق و قادرمطلق است، و با مشورت و راهنماییای که از قومِ خدا دریافت میکند، در تمام کارهایش تصمیمگیری میکند.
در مورد آنچه به اجدادمان مربوط میشود، باید بگوییم که یک مسیحی نسبت به رفتگان خود احترام قائل است، همواره برای بخشش و آرامش روح ایشان دعا میکند، مراسم یادبود برگزار مینماید، بدون اینکه قصد و نیت پرستش ایشان را داشته باشد، زیرا پرستش تنها از آنِ خداست. و همچنین، به نام ایشان نیکوکاری و خیرات میکند.
شخصی که به خداوندگارمان عیسی مسیح ایمان دارد و به او وفادار است، میداند که آنچه وجود دارد، عبارت است از:
* فرشتگان مقدس که انسان با آنها روابطی نیکو دارد، زیرا به تمام احتیاجات او رسیدگی میکنند.
* روح اجداد، که شخص قدردانی ومحبتش را با دعا، مراسم یادبود و خیرات به ایشان ابراز میدارد.
* جمعیت کثیری از مقدسین که روی زمین و مطابق با ارادۀ خدا زندگی کردهاند و اکنون، از همان وضعیت مبارک آسمانی که در آن قرار دارند، یعنی در مشارکت و صمیمیت با خدا، دائماً برای کل جهان شفاعت میکنند. ایماندار به مقدسین کلیسا احترام میگذارد و اغلب به ایشان متوسل میشود تا از آنان درخواست شفاعت نماید یا از ایشان ستایش و سپاسگزاری بهعمل بیاورد.
بنابراین، یک مسیحی بهجز این روحها، با ارواح دیگر که در حرکت هستند و زیر فرمان شیطان میباشند، کاری ندارد.
حضرت یوحنای مقدس الهيدان ما را اینچنین اندرز میدهد: «ای حبيبان، هر روحی را باور مکنید، بلکه روحها را بیازمایید که آیا از خدا هستند یا نه» (اول یوحنا ٤ :۱).
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ اگر چنین است، چرا جهان از شیطان میترسد؟
زیرا او بسیار خطرناک است، بهخصوص برای افرادی که از طریق تعمید، از حاکمیت او آزاد نشدهاند. زیرا از طریق این راز مقدس کلیسا، انسان از گناه اولیه و تمام گناهان شخصیاش آزاد میشود، با مسیح متحد میگردد و با فیض خدا در داخل کلیسا تقویت میشود و با اسلحههای روحانی تجهیز میگردد، که میتواند با آنها شیطان را مغلوب سازد (م.ک. افسسیان ٦ :۱۳-۱۸). از سوی دیگر، کسی که تعمید نیافته، خود را در موضع و موقعیتی ضعیفتر مییابد، زیرا فاقد اسلحههای روحانی است، و در عین حال، با حریف یا دشمنی روبرو میشود که چون روح است، از او قویتر میباشد. پطرس رسول شیطان را به شیری گرسنه تشبیه کرده، میفرماید: «هشیار و مراقب باشید، زیرا دشمن شما ابلیس همچون شیری غرّان در گردش است و کسی را میجوید تا ببلعد» (اول پطرس ٥ :۸). او از زیرکی و فریبکاری بسیار استفاده میکند. پولس رسول مینویسد که شیطان حتی خود را به شکل «فرشتۀ نور» در میآورد (دوم قرنتیان ۱۱:۱۴) تا انسان را فریب دهد و جذب خود کند.
یک مسیحیِ با ایمان از شیطان نمیترسد، اما خیلی مراقب است که قربانی فریب او نشود. همچنین، همواره هشیار و بیدار است که با فیض و قدرت مسیح بتواند با هر حیله و وسوسه مقابله کند. باید بدانیم که شیطان بدون میل و ارادۀ ما، نمیتواند بر درون ما تسلط و حاکمیت بیابد. او با استفاده از وسوسهها، به ما حمله میکند. او فقط تا اینجا میتواند پیش برود. اگر تسلیم وسوسۀ او نشویم، از ما میگریزد. به همین دلیل است که یعقوب رسول ما را نصیحت کرده، میفرماید: «دربرابر ابلیس ایستادگی کنید، که از شما خواهد گریخت» (یعقوب ٤ :۷).
✅ در خصوص چیزهایی که دربارۀ ارواح میشنویم، اینکه به خانههای ما میآیند و اگر به آنها قربانی ندهیم، به خاطر پافشاریمان از ما انتقام میگیرند؛ یا دربارۀ جادوگری که برخی مردم به ما میگویند که قربانی آن شدهایم و باید با جادوگران مشورت کنیم تا ما را از آنها آزاد کنند و چیزهایی از این قبیل، چگونه باید با همۀ اینها برخورد کنیم؟
تمام این نکات کار ارواح شریر هستند و هدفشان این است که با تمام این امور و مواردی شبیه به این، ما را برانگیزند تا درگیرشان شویم و ما را از مسیح دور نگاه دارند. از شیطان هیچ چیز نیکویی بیرون نمیآید. حتی اگر او برای کمک به ما تمایل و رغبت نشان دهد، این کار را بدین علت انجام میدهد که مقصودی شریرانه در فکر دارد تا اعتماد ما را جلب کرده، حملهای را برضد ما آغاز کند. کسی که به خدا تعلق دارد، نمیتواند با اموری نظیر این کنار بیاید. او نمیتواند انتظار داشته باشد که از شیطان که رئیس دروغگویان است، دربارۀ آیندهاش بداند؛ یا از او در مورد مسائلی نظیر اینکه چه زمانی باید شغل جدیدش را شروع کند، با چه کسی و چه زمانی باید ازدواج کند و غیره، از او کمک و راهنمایی بخواهد. کسی که به خدا تعلق دارد، بهطور کامل و مطلق به پدر آسمانی اطمینان میکند، کسی که پر از محبت، دانای مطلق و قادرمطلق است، و با مشورت و راهنماییای که از قومِ خدا دریافت میکند، در تمام کارهایش تصمیمگیری میکند.
در مورد آنچه به اجدادمان مربوط میشود، باید بگوییم که یک مسیحی نسبت به رفتگان خود احترام قائل است، همواره برای بخشش و آرامش روح ایشان دعا میکند، مراسم یادبود برگزار مینماید، بدون اینکه قصد و نیت پرستش ایشان را داشته باشد، زیرا پرستش تنها از آنِ خداست. و همچنین، به نام ایشان نیکوکاری و خیرات میکند.
شخصی که به خداوندگارمان عیسی مسیح ایمان دارد و به او وفادار است، میداند که آنچه وجود دارد، عبارت است از:
* فرشتگان مقدس که انسان با آنها روابطی نیکو دارد، زیرا به تمام احتیاجات او رسیدگی میکنند.
* روح اجداد، که شخص قدردانی ومحبتش را با دعا، مراسم یادبود و خیرات به ایشان ابراز میدارد.
* جمعیت کثیری از مقدسین که روی زمین و مطابق با ارادۀ خدا زندگی کردهاند و اکنون، از همان وضعیت مبارک آسمانی که در آن قرار دارند، یعنی در مشارکت و صمیمیت با خدا، دائماً برای کل جهان شفاعت میکنند. ایماندار به مقدسین کلیسا احترام میگذارد و اغلب به ایشان متوسل میشود تا از آنان درخواست شفاعت نماید یا از ایشان ستایش و سپاسگزاری بهعمل بیاورد.
بنابراین، یک مسیحی بهجز این روحها، با ارواح دیگر که در حرکت هستند و زیر فرمان شیطان میباشند، کاری ندارد.
حضرت یوحنای مقدس الهيدان ما را اینچنین اندرز میدهد: «ای حبيبان، هر روحی را باور مکنید، بلکه روحها را بیازمایید که آیا از خدا هستند یا نه» (اول یوحنا ٤ :۱).
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔆بخش 1 - ایمان یک مسیحی ارتدوکس
🔸فصل 10 - خلقت جهان مادی
خدا پس از خلقت روحهای نادیدنی، که همان عالم فرشتگان باشد، دنیای مادی را خلق کرد، همانطور که اعتقادنامۀ نیقیه بیان میکند.
✅ این را از کجا بدانیم؟ چه کسی میتواند این اطمینان را به ما بدهد که این خداست که جهان را آفرید؟
روحالقدس این را بر موسی آشکار فرمود، و وی آن را در نخستین کتابِ کتابمقدس، یعنی کتاب پیدایش، به نگارش درآورد. چه شخص دیگری میتوانسته اطلاعاتی رسمی در مورد وقایعی ارائه بدهد که زمانی رخ داد که هیچ انسانی هنوز روی زمین وجود نداشت؟
به این ترتیب، در صفحۀ نخست کتابمقدس میخوانیم: «در آغاز، خدا آسمانها و زمین را آفرید» (پیدایش ۱:۱)، یعنی آسمان را با هزاران میلیون ستاره و زمین را با هر آنچه روی آن وجود دارد. پس از آن، «زمین بیشکل و خالی بود، و تاریکی بر روی ژرفا؛ و روح خدا سطح آبها را فرو گرفت» (پیدایش ١ :۲). به بیانی دیگر، زمین در مرحلۀ نخست خلقتش، شبیه به زمینی نبود که امروز میبینیم. بلکه، یک توده و مادهای بیشکل بود و هیچ آرایشی نداشت. حتی قابل دیدن نبود، زیرا در آغاز، هیچ نوری وجود نداشت و کل زمین با آب پوشیده شده بود. بر فراز «ژرفای» آب، روحالقدس حرکت میکرد که با قدرت خلاقۀ خویش، طبیعت آبها را آماده میساخت و شکل میداد، تا از عناصر مادی، مخلوقاتی جدید که در خود حیات داشته باشند، تولید شوند.
پس از آن، کتاب پیدایش ترتیب و توالیای را برای ما شرح میدهد که بر اساس آن، جهان به آن شکلی که امروز میبینیم، رسید.
✅ آیا جهان در شش روز خلق شد؟ آیا این امکان وجود داشت که جهان در شش روز تکامل یابد؟ ما خواندهایم که دانشمندان ادعا میکنند برای شکل گرفتن این عالم هستی و رسیدن جهان جانواران و گیاهان به وضعیتی که امروز مشاهده میکنیم، میلیونها و هزاران میلیون سال زمان لازم بوده است. آیا در این زمینه کتابمقدس با علم تضاد پیدا میکند؟
کتابمقدس هرگز با علم حقیقی تضاد پیدا نمیکند؛ این انسان است که کتابمقدس را نه درست فهمیده و نه درست تفسیر کرده، و همین باعث تضاد و تعارض شده است. ممکن است شگفتزده شوید، اما این مطلب در مورد این موضوع خاص صدق میکند. آنچه که علم اکنون به کشف آن دست یافته، باسیل کبیر (حدود ۳۲۹-۳۷۹)، اسقفِ اعظم قیصریه که در آتن ستارهشناسی هم خوانده بود، حدود ۱۶۵۰ سال پیش گفته بود.
او در «موعظۀ دوم» پیرامون هگزائهمِرون (=«شش روز [خلقت]»)[1] میگوید: «...چه آن را روز بنامیم، چه ابدیت یا بیزمانی، هر دو یک مفهوم را میرساند. نام آن را روز بگذارید؛ تنها یک روز وجود دارد، نه روزهای بسیار. اگر آن را ابدیت میخوانید، هنوز منحصربهفرد است و متعدد نیست.» وقتی کتابمقدس از «روز» صحبت میکند، منظورش ۲۴ ساعت نیست، آنگونه که امروز درک میکنیم، بلکه به یک محدودۀ زمانیای اشاره میکند که نامعین است. اگر میگوید یک روز یا ابدیت، هر دو به یک معناست. در واقع، دربارۀ یک دورۀ زمانی طولانی و خاص صحبت میکند. با این همه، در طول این دوران که کتابمقدس به آن «یک روز» میگوید، نور خورشید (که بر اساس آن امروز را یک دورۀ زمانی روز-شب در نظر میگیریم) هنوز روی زمین ظاهر نشده بود. از سویی دیگر، کتابمقدس یک کتاب علمی در باب ستارهشناسی نیست که هدفش افشای وقایع به صورت مبسوط و مفصل باشد. با وجود تمام اینها، دانشمندان متخصص که با کیهانشناسی سر و کار داشتهاند، ترتیبی را که کتابمقدس تحت عنوان مراحل تکاملی خلقت جهان ماده توصیف میکند، پذیرفتهاند. یکی از ایشان به نام لاپارِنت (۱۸۳۹-۱۹۰۸)، زمینشناس فرانسوی و عضو آکادمی، گفته «اگر میخواستم در چند کلمۀ مختصر بگویم که دنیا چگونه به وجود آمد، خودم را محدود به خواندن فصل نخست کتاب موسی، یعنی کتاب پیدایش، میکردم.»
......................
[1] این اثر بهخاطر زیبایی در فصاحت و بلاغت معروف است و به شکل نُه موعظۀ جمعآوریشده پیرامون خلقت جهان میباشد که از قدیس سنت باسیل کبیر ایراد شد. در واقع، اینها موعظههایی مربوط به اصول اعتقادی میباشند که وی قبل از سال ۳۷۰، هنگامی که هنوز یک کاهن بود، ایراد کرد، آن هم در هر دو جلسات صبح و عصرِ دوران روزه که مکان و زمان آن هنوز دقیق مشخص نیست. این کتاب تحسینبرانگیزترین اثر نگاشتهشده از سوی آبای کلیسا، نظیر گریگروری اهل نازیانزوس، گریگوری اهل نیسا، ژروم، آمبروز، فوتیوس و دیگران بود که یوستاتیوس آن را در سال ۴۴۰ به لاتین ترجمه کرد و از آن پس به زبانهای مختلفی از جمله انگلیسی ترجمه شد. (یادداشت مترجم)
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔆بخش 1 - ایمان یک مسیحی ارتدوکس
🔸فصل 10 - خلقت جهان مادی
خدا پس از خلقت روحهای نادیدنی، که همان عالم فرشتگان باشد، دنیای مادی را خلق کرد، همانطور که اعتقادنامۀ نیقیه بیان میکند.
✅ این را از کجا بدانیم؟ چه کسی میتواند این اطمینان را به ما بدهد که این خداست که جهان را آفرید؟
روحالقدس این را بر موسی آشکار فرمود، و وی آن را در نخستین کتابِ کتابمقدس، یعنی کتاب پیدایش، به نگارش درآورد. چه شخص دیگری میتوانسته اطلاعاتی رسمی در مورد وقایعی ارائه بدهد که زمانی رخ داد که هیچ انسانی هنوز روی زمین وجود نداشت؟
به این ترتیب، در صفحۀ نخست کتابمقدس میخوانیم: «در آغاز، خدا آسمانها و زمین را آفرید» (پیدایش ۱:۱)، یعنی آسمان را با هزاران میلیون ستاره و زمین را با هر آنچه روی آن وجود دارد. پس از آن، «زمین بیشکل و خالی بود، و تاریکی بر روی ژرفا؛ و روح خدا سطح آبها را فرو گرفت» (پیدایش ١ :۲). به بیانی دیگر، زمین در مرحلۀ نخست خلقتش، شبیه به زمینی نبود که امروز میبینیم. بلکه، یک توده و مادهای بیشکل بود و هیچ آرایشی نداشت. حتی قابل دیدن نبود، زیرا در آغاز، هیچ نوری وجود نداشت و کل زمین با آب پوشیده شده بود. بر فراز «ژرفای» آب، روحالقدس حرکت میکرد که با قدرت خلاقۀ خویش، طبیعت آبها را آماده میساخت و شکل میداد، تا از عناصر مادی، مخلوقاتی جدید که در خود حیات داشته باشند، تولید شوند.
پس از آن، کتاب پیدایش ترتیب و توالیای را برای ما شرح میدهد که بر اساس آن، جهان به آن شکلی که امروز میبینیم، رسید.
✅ آیا جهان در شش روز خلق شد؟ آیا این امکان وجود داشت که جهان در شش روز تکامل یابد؟ ما خواندهایم که دانشمندان ادعا میکنند برای شکل گرفتن این عالم هستی و رسیدن جهان جانواران و گیاهان به وضعیتی که امروز مشاهده میکنیم، میلیونها و هزاران میلیون سال زمان لازم بوده است. آیا در این زمینه کتابمقدس با علم تضاد پیدا میکند؟
کتابمقدس هرگز با علم حقیقی تضاد پیدا نمیکند؛ این انسان است که کتابمقدس را نه درست فهمیده و نه درست تفسیر کرده، و همین باعث تضاد و تعارض شده است. ممکن است شگفتزده شوید، اما این مطلب در مورد این موضوع خاص صدق میکند. آنچه که علم اکنون به کشف آن دست یافته، باسیل کبیر (حدود ۳۲۹-۳۷۹)، اسقفِ اعظم قیصریه که در آتن ستارهشناسی هم خوانده بود، حدود ۱۶۵۰ سال پیش گفته بود.
او در «موعظۀ دوم» پیرامون هگزائهمِرون (=«شش روز [خلقت]»)[1] میگوید: «...چه آن را روز بنامیم، چه ابدیت یا بیزمانی، هر دو یک مفهوم را میرساند. نام آن را روز بگذارید؛ تنها یک روز وجود دارد، نه روزهای بسیار. اگر آن را ابدیت میخوانید، هنوز منحصربهفرد است و متعدد نیست.» وقتی کتابمقدس از «روز» صحبت میکند، منظورش ۲۴ ساعت نیست، آنگونه که امروز درک میکنیم، بلکه به یک محدودۀ زمانیای اشاره میکند که نامعین است. اگر میگوید یک روز یا ابدیت، هر دو به یک معناست. در واقع، دربارۀ یک دورۀ زمانی طولانی و خاص صحبت میکند. با این همه، در طول این دوران که کتابمقدس به آن «یک روز» میگوید، نور خورشید (که بر اساس آن امروز را یک دورۀ زمانی روز-شب در نظر میگیریم) هنوز روی زمین ظاهر نشده بود. از سویی دیگر، کتابمقدس یک کتاب علمی در باب ستارهشناسی نیست که هدفش افشای وقایع به صورت مبسوط و مفصل باشد. با وجود تمام اینها، دانشمندان متخصص که با کیهانشناسی سر و کار داشتهاند، ترتیبی را که کتابمقدس تحت عنوان مراحل تکاملی خلقت جهان ماده توصیف میکند، پذیرفتهاند. یکی از ایشان به نام لاپارِنت (۱۸۳۹-۱۹۰۸)، زمینشناس فرانسوی و عضو آکادمی، گفته «اگر میخواستم در چند کلمۀ مختصر بگویم که دنیا چگونه به وجود آمد، خودم را محدود به خواندن فصل نخست کتاب موسی، یعنی کتاب پیدایش، میکردم.»
......................
[1] این اثر بهخاطر زیبایی در فصاحت و بلاغت معروف است و به شکل نُه موعظۀ جمعآوریشده پیرامون خلقت جهان میباشد که از قدیس سنت باسیل کبیر ایراد شد. در واقع، اینها موعظههایی مربوط به اصول اعتقادی میباشند که وی قبل از سال ۳۷۰، هنگامی که هنوز یک کاهن بود، ایراد کرد، آن هم در هر دو جلسات صبح و عصرِ دوران روزه که مکان و زمان آن هنوز دقیق مشخص نیست. این کتاب تحسینبرانگیزترین اثر نگاشتهشده از سوی آبای کلیسا، نظیر گریگروری اهل نازیانزوس، گریگوری اهل نیسا، ژروم، آمبروز، فوتیوس و دیگران بود که یوستاتیوس آن را در سال ۴۴۰ به لاتین ترجمه کرد و از آن پس به زبانهای مختلفی از جمله انگلیسی ترجمه شد. (یادداشت مترجم)
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
حال بیایید به آیات ۳ تا ۵ نگاهی بیندازیم که میگویند در طول نخستین دورۀ زمانی چه اتفاقی افتاد- که همانطور که گفتیم، ممکن است قرنها و دورۀ نامحدودی طول کشیده باشد: «خدا گفت: «روشنایی باشد،» و روشنایی شد.» از این رو، تاریکی که تا آن زمان برقرار بود، از میان رفت و همه چیز با نور، روشن و قابل رؤیت شد.
پس از آن، میبینیم که در طول دورۀ دوم، خدا «فلک» را آفرید که آسمان را از زمین جدا میکند (پیدایش ١ :۶-۸).
در طول دورۀ سوم، آبها از سطح زمین عقب میرود و زمین از اقیانوسها و دریاها متمایز میگردد. از این طریق و بهواسطۀ فرمان خلاقۀ خدا، گیاهان مختلف، بوتهها و درختان شروع به روییدن بر زمین کردند و دانههای خود را آوردند تا به رشد و تکثیر خود روی سطح زمین ادامه دهند (پیدایش ١ :۹-۱۳).
در طول دوران چهارم، خورشید، ماه و ستارگان بیشمار ظاهرمیشوند، پس از آنکه هوا از ابر و مه غلیظ که فراگیر و شایع بود، پاک شد (پیدایش ١ :۱۴-۱۹). پس از گیاهان، قلمرو یا جهانِ حیوانات پدید میآید که شکلی تکاملیافتهتر از حیات است.
به فرمان خدا، در روز پنجم، دریاها با انواع ماهیان، از بزرگ و کوچک، و موجودات دریایی مختلف پر شد. آسمان نیز با پرندگان مختلف پر گشت. خدا تمام این موجودات را برکت داد تا بارور و کثیر شوند و آسمان و دریا را پر سازند (پیدایش ١ :۲۰-۲۳).
در آخر، در طول آخرین دورۀ تکاملی، و به فرمان خلاقۀ خدا، حیوانات این جهان، از کوچک و بزرگ، خزندگان، حشرات و تمام آنچه روی زمین زیست میکنند، بر روی زمین پدیدار شدند (پیدایش ١ :۲-۲۵).
در پایان این دوره، خدا انسان را خلق میکند، و بدینترتیب دنیای روحانی را با ماده متحد میسازد، زیرا انسان از یک بدن مادی و روح-جان تشکیل شده است.
✅ کدامیک از سه شخص تثلیث اقدس، دنیا را آفرید؟
هر سه شخص تثلیث اقدس با یکدیگر کار کردند. خدای پدر از طریق پسر همه چیز را میآفریند، و روحالقدس نیز به آنها حیات میبخشد. این امر هم در عهدقدیم آشکار میگردد و هم در عهدجدید. یوحنای انجیلنگار در آغاز انجیلش، پسر خدا، شخص دوم تثلیث اقدس را «کلمه» (به یونانی: «لوگوس») نامیده، میفرماید: «در آغاز کلمه بود و کلمه با خدا بود و کلمه، خدا بود؛ همان در آغاز با خدا بود. همه چیز به واسطۀ او پدید آمد، و از هرآنچه پدید آمد، هیچ چیز بدون او پدیدار نگشت» (یوحنا ۱:۱-۳).
موضوعی که در اینجا روشن میشود، این است که از طریق پسر خدا که «کلمه» خدا نیز نامیده میشود، همه چیز خلق گردید. کتاب پیدایش که خلقت جهان را توصیف میکند، این موضوع را روشن میسازد که دنیا از طریق «کلمه خدا» آفریده شد. ما باید به عبارتی که در آغاز هر دورۀ تکاملی تکرار شد، توجه کنیم: «و خدا گفت.» خدا که روح است، مثل ما دهان و صدا برای سخن گفتن ندارد. کتابمقدس با این عبارت نمادین، به این مطلب اشاره میکند که پدر، آن «کلمه»- یعنی پسرش- را فرستاد، و این پسر بر اساس اراده و تأیید پدر، همه چیز را آفرید. داوود نبی نیز بر این مطلب صحه میگذارد و میفرماید: «به کلام خداوند آسمانها ساخته شد» (مزمور ٣٣ :۶). به همین علت است که بند سوم اعتقادنامۀ نیقیه این جمله را در خود جای میدهد که میگوید: «من ایمان دارم به... پسر یگانۀ خدا...همذات با پدر. و از طریق او همه چیز هستی یافت.» شخص سوم تثلیث اقدس در کار خلقت جهان نقش فعالی داشت. سیریل مقدس، اسقف اورشلیم (حدود ۳۱۳-۳۸۶ م.) به روش توصیفی شرح میدهد که ما فهمیدهایم «روح خدا سطح آبها را فرو گرفت» (پیدایش ١ :۲)، یعنی «با خوابیدن روی آن»، مانند مرغ مادری که تخمها را با پرهایش میپوشاند تا زمان فرارسد و جوجههای کوچک از آنها بیرون آیند.
درمورد مشارکت هر سه شخص تثلیث در آفرینشِ دنیا، یک گواه و شهادت دیگر داریم، جایی که به نظر میرسد ایشان در مشاوره و گفتگو هستند و با یکدیگر در مورد خلقت انسان تصمیم میگیرند: «انسان را به صورت خود و شبیه خودمان بسازیم» (پیدایش ١ :۲۶). ضمیری که در اینجا به کار رفته، اول شخص جمع است، یعنی بیش از یک شخص در این صحنه هست؛ و دلیل آن این است که تمام سه شخص تثلیث اقدس این تصمیم را گرفتند و در خلقت انسان همکاری کردند، همانطور که در خلقت سایر موجودات نیز شرکت داشتند.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
حال بیایید به آیات ۳ تا ۵ نگاهی بیندازیم که میگویند در طول نخستین دورۀ زمانی چه اتفاقی افتاد- که همانطور که گفتیم، ممکن است قرنها و دورۀ نامحدودی طول کشیده باشد: «خدا گفت: «روشنایی باشد،» و روشنایی شد.» از این رو، تاریکی که تا آن زمان برقرار بود، از میان رفت و همه چیز با نور، روشن و قابل رؤیت شد.
پس از آن، میبینیم که در طول دورۀ دوم، خدا «فلک» را آفرید که آسمان را از زمین جدا میکند (پیدایش ١ :۶-۸).
در طول دورۀ سوم، آبها از سطح زمین عقب میرود و زمین از اقیانوسها و دریاها متمایز میگردد. از این طریق و بهواسطۀ فرمان خلاقۀ خدا، گیاهان مختلف، بوتهها و درختان شروع به روییدن بر زمین کردند و دانههای خود را آوردند تا به رشد و تکثیر خود روی سطح زمین ادامه دهند (پیدایش ١ :۹-۱۳).
در طول دوران چهارم، خورشید، ماه و ستارگان بیشمار ظاهرمیشوند، پس از آنکه هوا از ابر و مه غلیظ که فراگیر و شایع بود، پاک شد (پیدایش ١ :۱۴-۱۹). پس از گیاهان، قلمرو یا جهانِ حیوانات پدید میآید که شکلی تکاملیافتهتر از حیات است.
به فرمان خدا، در روز پنجم، دریاها با انواع ماهیان، از بزرگ و کوچک، و موجودات دریایی مختلف پر شد. آسمان نیز با پرندگان مختلف پر گشت. خدا تمام این موجودات را برکت داد تا بارور و کثیر شوند و آسمان و دریا را پر سازند (پیدایش ١ :۲۰-۲۳).
در آخر، در طول آخرین دورۀ تکاملی، و به فرمان خلاقۀ خدا، حیوانات این جهان، از کوچک و بزرگ، خزندگان، حشرات و تمام آنچه روی زمین زیست میکنند، بر روی زمین پدیدار شدند (پیدایش ١ :۲-۲۵).
در پایان این دوره، خدا انسان را خلق میکند، و بدینترتیب دنیای روحانی را با ماده متحد میسازد، زیرا انسان از یک بدن مادی و روح-جان تشکیل شده است.
✅ کدامیک از سه شخص تثلیث اقدس، دنیا را آفرید؟
هر سه شخص تثلیث اقدس با یکدیگر کار کردند. خدای پدر از طریق پسر همه چیز را میآفریند، و روحالقدس نیز به آنها حیات میبخشد. این امر هم در عهدقدیم آشکار میگردد و هم در عهدجدید. یوحنای انجیلنگار در آغاز انجیلش، پسر خدا، شخص دوم تثلیث اقدس را «کلمه» (به یونانی: «لوگوس») نامیده، میفرماید: «در آغاز کلمه بود و کلمه با خدا بود و کلمه، خدا بود؛ همان در آغاز با خدا بود. همه چیز به واسطۀ او پدید آمد، و از هرآنچه پدید آمد، هیچ چیز بدون او پدیدار نگشت» (یوحنا ۱:۱-۳).
موضوعی که در اینجا روشن میشود، این است که از طریق پسر خدا که «کلمه» خدا نیز نامیده میشود، همه چیز خلق گردید. کتاب پیدایش که خلقت جهان را توصیف میکند، این موضوع را روشن میسازد که دنیا از طریق «کلمه خدا» آفریده شد. ما باید به عبارتی که در آغاز هر دورۀ تکاملی تکرار شد، توجه کنیم: «و خدا گفت.» خدا که روح است، مثل ما دهان و صدا برای سخن گفتن ندارد. کتابمقدس با این عبارت نمادین، به این مطلب اشاره میکند که پدر، آن «کلمه»- یعنی پسرش- را فرستاد، و این پسر بر اساس اراده و تأیید پدر، همه چیز را آفرید. داوود نبی نیز بر این مطلب صحه میگذارد و میفرماید: «به کلام خداوند آسمانها ساخته شد» (مزمور ٣٣ :۶). به همین علت است که بند سوم اعتقادنامۀ نیقیه این جمله را در خود جای میدهد که میگوید: «من ایمان دارم به... پسر یگانۀ خدا...همذات با پدر. و از طریق او همه چیز هستی یافت.» شخص سوم تثلیث اقدس در کار خلقت جهان نقش فعالی داشت. سیریل مقدس، اسقف اورشلیم (حدود ۳۱۳-۳۸۶ م.) به روش توصیفی شرح میدهد که ما فهمیدهایم «روح خدا سطح آبها را فرو گرفت» (پیدایش ١ :۲)، یعنی «با خوابیدن روی آن»، مانند مرغ مادری که تخمها را با پرهایش میپوشاند تا زمان فرارسد و جوجههای کوچک از آنها بیرون آیند.
درمورد مشارکت هر سه شخص تثلیث در آفرینشِ دنیا، یک گواه و شهادت دیگر داریم، جایی که به نظر میرسد ایشان در مشاوره و گفتگو هستند و با یکدیگر در مورد خلقت انسان تصمیم میگیرند: «انسان را به صورت خود و شبیه خودمان بسازیم» (پیدایش ١ :۲۶). ضمیری که در اینجا به کار رفته، اول شخص جمع است، یعنی بیش از یک شخص در این صحنه هست؛ و دلیل آن این است که تمام سه شخص تثلیث اقدس این تصمیم را گرفتند و در خلقت انسان همکاری کردند، همانطور که در خلقت سایر موجودات نیز شرکت داشتند.
☦@LessonsOrthodox