📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
ایمان باید اثبات شود. گفتن "من ایمان دارم"، بسیار آسان است. زندگی کردن بر اساس آن بسیار سخت تر است - اما این آزمایشِ واقعی است. حتی شیاطین نیز ایمان دارند (يعقوب 2: 19)، آنها می دانند که خدا وجود دارد و برنامه ای برای خلقت خود دارد - که آنها از ابتدا آن را رد کردند. بنابراین مسیح گفت ، نه هر که مرا "خداوند ، خداوند" گوید، وارد ملکوت آسمانی گردد ، بلکه آنکه اراده پدر مرا به جا آورد (متی 7: 21). کتاب مقدس در بیان این نکته کاملاً شفاف است که ما نمی توانیم فقط ادعای ایمان کنیم و پس از آن از نجات اطمینان حاصل کنیم. ایمان را باید با زندگی ای که طبق کلام خدا زندگی می شود، ثابت کرد. زیرا ایمان بدون عمل مرده است (یعقوب 2: 20). کسانی که میگویند خدا می داند که آیا ما ایمان داریم یا نه ، بنابراین نیازی به "اثبات" نیست ، باید سخنان پولس را در دوم قرنتیان 13: 5 در نظر بگیرند. [خود را امتحان کنید که در ایمان هستید یا نه]
هر روز و هر ساعت بایسته است که ما عشق خود را به خدا ثابت کنیم. زیرا خدا ، هر روز و هر ساعت ، عشق خود را به ما ثابت می کند.
☘اسحاق سوری
مطمئناً خداوند مقصود قلب ما را می داند. لزوم اینکه ما باید ایمانمان را در طول زندگی نشان دهیم ، به نفع ماست نه به نفع او . این یک نعمت است ، نه یک بار. این موضوع به ما کمک می کند تا از خود در برابر خود خشنودی محافظت کنیم. این امر ما را به عمل و حرکت مجبور می کند و ما را به سوی تقدسی سوق می دهد که میباید بر طبیعت فاسد بشری غلبه کنیم و از طریق کسب فضیلت ، دانش ، خودداری ، پشتکار ، خداپرستی ، مهربانی و عشق همراه با ایمان ، شریک طبیعت الهی گردیم. کتاب مقدس نوید می دهد که اگر در این مبارزه برای رشد روحانی تا جایی که توان داریم مشارکت کنیم، مجاز می شویم که به پادشاهی جاودانی خداوند و ناجی خود، عیسی مسیح وارد شویم (دوم پطرس 1: 2-11 ، اعمال 14: 22) .
📜پس ای برادران عزیز، شما را معلوم باد که به وساطت او از آمرزش گناهان به شما اعلام می شود. و به وسیله او هر که ایمان آورد، عادل شمرده می شود، از هر چیزی که به شریعت موسی نتوانستید عادل شمرده شوید.
اعمال 13: 38-39
بدین ترتیب ، در روزگار ما، از جانب مردی مقدس به یک راهب جوان نصیحت شد: ‘امروز بسیاری از افراد ، آرزو می کنند در تعالیم کلیسای مقدس اشکالی پیدا کرده و اعتقاد صحیح مسیحی را رد کنند، تا عذر و بهانه ای بیاورند برای انجام ندادن آنچه خدا از آنها می خواهد. درعوض، آنها تصمیم می گیرند آنچه را که دلخواه شان است باور کنند. این شبیه به مردی است که مایل نیست باور کند که او خواهد مرد ، فقط به این دلیل که این پندار به او آرامش نمی دهد. نه تنها او ، در انجام آن چه را که باید به جهت آماده شدن برای مرگ به عمل آورد ، میافتد ، بلکه به ناچار خود را در دام مرگ خواهد ديد. باور صحیح بر آنچه که ما می خواهیم حقیقت باشد نیست، بلکه بر خود حقیقت است. »
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
ایمان باید اثبات شود. گفتن "من ایمان دارم"، بسیار آسان است. زندگی کردن بر اساس آن بسیار سخت تر است - اما این آزمایشِ واقعی است. حتی شیاطین نیز ایمان دارند (يعقوب 2: 19)، آنها می دانند که خدا وجود دارد و برنامه ای برای خلقت خود دارد - که آنها از ابتدا آن را رد کردند. بنابراین مسیح گفت ، نه هر که مرا "خداوند ، خداوند" گوید، وارد ملکوت آسمانی گردد ، بلکه آنکه اراده پدر مرا به جا آورد (متی 7: 21). کتاب مقدس در بیان این نکته کاملاً شفاف است که ما نمی توانیم فقط ادعای ایمان کنیم و پس از آن از نجات اطمینان حاصل کنیم. ایمان را باید با زندگی ای که طبق کلام خدا زندگی می شود، ثابت کرد. زیرا ایمان بدون عمل مرده است (یعقوب 2: 20). کسانی که میگویند خدا می داند که آیا ما ایمان داریم یا نه ، بنابراین نیازی به "اثبات" نیست ، باید سخنان پولس را در دوم قرنتیان 13: 5 در نظر بگیرند. [خود را امتحان کنید که در ایمان هستید یا نه]
هر روز و هر ساعت بایسته است که ما عشق خود را به خدا ثابت کنیم. زیرا خدا ، هر روز و هر ساعت ، عشق خود را به ما ثابت می کند.
☘اسحاق سوری
مطمئناً خداوند مقصود قلب ما را می داند. لزوم اینکه ما باید ایمانمان را در طول زندگی نشان دهیم ، به نفع ماست نه به نفع او . این یک نعمت است ، نه یک بار. این موضوع به ما کمک می کند تا از خود در برابر خود خشنودی محافظت کنیم. این امر ما را به عمل و حرکت مجبور می کند و ما را به سوی تقدسی سوق می دهد که میباید بر طبیعت فاسد بشری غلبه کنیم و از طریق کسب فضیلت ، دانش ، خودداری ، پشتکار ، خداپرستی ، مهربانی و عشق همراه با ایمان ، شریک طبیعت الهی گردیم. کتاب مقدس نوید می دهد که اگر در این مبارزه برای رشد روحانی تا جایی که توان داریم مشارکت کنیم، مجاز می شویم که به پادشاهی جاودانی خداوند و ناجی خود، عیسی مسیح وارد شویم (دوم پطرس 1: 2-11 ، اعمال 14: 22) .
📜پس ای برادران عزیز، شما را معلوم باد که به وساطت او از آمرزش گناهان به شما اعلام می شود. و به وسیله او هر که ایمان آورد، عادل شمرده می شود، از هر چیزی که به شریعت موسی نتوانستید عادل شمرده شوید.
اعمال 13: 38-39
بدین ترتیب ، در روزگار ما، از جانب مردی مقدس به یک راهب جوان نصیحت شد: ‘امروز بسیاری از افراد ، آرزو می کنند در تعالیم کلیسای مقدس اشکالی پیدا کرده و اعتقاد صحیح مسیحی را رد کنند، تا عذر و بهانه ای بیاورند برای انجام ندادن آنچه خدا از آنها می خواهد. درعوض، آنها تصمیم می گیرند آنچه را که دلخواه شان است باور کنند. این شبیه به مردی است که مایل نیست باور کند که او خواهد مرد ، فقط به این دلیل که این پندار به او آرامش نمی دهد. نه تنها او ، در انجام آن چه را که باید به جهت آماده شدن برای مرگ به عمل آورد ، میافتد ، بلکه به ناچار خود را در دام مرگ خواهد ديد. باور صحیح بر آنچه که ما می خواهیم حقیقت باشد نیست، بلکه بر خود حقیقت است. »
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
مزمور 130 (129)
منتظر رستگارى خداوند
1 ای خداوند از عمق ها نزد تو فرياد برآوردم.
2 اى خداوند! آواز مرابشنو،
و گوشهای تو به آواز تضرع من ملتفت شود.
3 ای یاه، اگر گناهان را به نظر آوری،
کیست اى خداوند که به حضور تو بایستد؟
4 ليكن مغفرت نزد توست تا از تو بترسند.
5 منتظر خداوندهستم. جان من منتظر است،
و به کلام او امیدوارم.
6 جان من منتظر خداوند است،
زیاده از منتظران صبح؛
بلی زیاده از منتظران صبح.
7 اسرائیل برای خداوند امیدوار باشند،
زیرا که رحمت نزد خداوند است
و نزد اوست نجات فراوان.
8 و او اسرائیل را فدیه خواهد داد،
از جمیع گناهان وی.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
مزمور 130 (129)
منتظر رستگارى خداوند
1 ای خداوند از عمق ها نزد تو فرياد برآوردم.
2 اى خداوند! آواز مرابشنو،
و گوشهای تو به آواز تضرع من ملتفت شود.
3 ای یاه، اگر گناهان را به نظر آوری،
کیست اى خداوند که به حضور تو بایستد؟
4 ليكن مغفرت نزد توست تا از تو بترسند.
5 منتظر خداوندهستم. جان من منتظر است،
و به کلام او امیدوارم.
6 جان من منتظر خداوند است،
زیاده از منتظران صبح؛
بلی زیاده از منتظران صبح.
7 اسرائیل برای خداوند امیدوار باشند،
زیرا که رحمت نزد خداوند است
و نزد اوست نجات فراوان.
8 و او اسرائیل را فدیه خواهد داد،
از جمیع گناهان وی.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
مسیح به عنوان تکمیل كننده شريعت ، شناختی که همیشه ارزشمند است برای کسانی که او را دوست میدارند.
☘لئوى كبير
بنابراین ، همانطور كه هیچ کس در ميان ايمانداران نيست که عطيه فيض را انكار کند، همچنین هیچ ایمانداری هم زندگی بر طبق قوانین مسیح را انکار نمی کند. زيرا اگرچه سختگیری شريعت به صورت نمادین برداشته شده است ، اما منفعت پیروی از شريعت افزایش یافته است ، همانطور که يوحنا ، نویسنده یکی از اناجیل می گوید ، زیرا شريعت توسط موسی عطا شد، اما فیض و راستى بوسيله عیسی مسیح رسيد (یوحنا 1: 17). زيرا هر آنچه متعلق به شريعت بود ، خواه ختنه شدن ، خواه هدایا و قربانی های مختلف یا رعایت سبت ، همه به مسیح شهادت می دادند ، و فیض مسیح را نبوت می كردند.
و او ختم شريعت است (رومیان 10: 4) ، نه به این معنا كه او آن را به چیزی نرساند ، بلكه در اين امر او ، آن را تحقق می بخشد. واگرچه او نویسنده هر دو ، جدید و قدیم است ، او مفهوم عرفانی صورت ها را آورد و وعده ها را به پایان رساند ، به این ترتيب او وعده ها را عملی کرد و باعث شد که نبوت ها متوقف شوند ، زیرا او که نبوت شده بود ، اکنون آمده است.
اما در نظم اخلاقی هیچ تغییری در احکام شريعت قدیم ایجاد نشده است. بسیاری از آنها از طریق تعاليم انجیل توسعه يافته اند ، تا آنها بتوانند شفاف تر و كامل تر از آنچه در هنگام وعده نجات به ما بود، نجات را به ما تعليم دهند.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
مسیح به عنوان تکمیل كننده شريعت ، شناختی که همیشه ارزشمند است برای کسانی که او را دوست میدارند.
☘لئوى كبير
بنابراین ، همانطور كه هیچ کس در ميان ايمانداران نيست که عطيه فيض را انكار کند، همچنین هیچ ایمانداری هم زندگی بر طبق قوانین مسیح را انکار نمی کند. زيرا اگرچه سختگیری شريعت به صورت نمادین برداشته شده است ، اما منفعت پیروی از شريعت افزایش یافته است ، همانطور که يوحنا ، نویسنده یکی از اناجیل می گوید ، زیرا شريعت توسط موسی عطا شد، اما فیض و راستى بوسيله عیسی مسیح رسيد (یوحنا 1: 17). زيرا هر آنچه متعلق به شريعت بود ، خواه ختنه شدن ، خواه هدایا و قربانی های مختلف یا رعایت سبت ، همه به مسیح شهادت می دادند ، و فیض مسیح را نبوت می كردند.
و او ختم شريعت است (رومیان 10: 4) ، نه به این معنا كه او آن را به چیزی نرساند ، بلكه در اين امر او ، آن را تحقق می بخشد. واگرچه او نویسنده هر دو ، جدید و قدیم است ، او مفهوم عرفانی صورت ها را آورد و وعده ها را به پایان رساند ، به این ترتيب او وعده ها را عملی کرد و باعث شد که نبوت ها متوقف شوند ، زیرا او که نبوت شده بود ، اکنون آمده است.
اما در نظم اخلاقی هیچ تغییری در احکام شريعت قدیم ایجاد نشده است. بسیاری از آنها از طریق تعاليم انجیل توسعه يافته اند ، تا آنها بتوانند شفاف تر و كامل تر از آنچه در هنگام وعده نجات به ما بود، نجات را به ما تعليم دهند.
☦@LessonsOrthodox
دقت بفرمائید در اینجا می توان به موعظه بالای کوه در متی باب پنج رجوع کرد جایی که در واقع مسیح مفهوم عمیق تری از احکام شریعت را بیان می کند مانند: اگر به شما گفته شده زنا نکن، من می گویم هر که به چشم شهوت آلود به زنی نگاه کند در دم در دل خود زنا کرده است. این همان شفاف سازی است که اینجا به آن اشاره شده است. در زمان شریعت موسی فقط وعده نجات را قوم داشتند اما مسیح خود نجات ماست و نجات را به ما تعلیم می دهد. در واقع تمام تعلیمات مسیح مسیر نجات را مشخص می کند، درست است که همه چی ابتدا با ایمان به او آغاز می شود همان ایمانی که صخره خوانده شد تا کلیسای خود را بر آن بنا کند اما پس از آن تماما با موعظات خود و تعالیمش مسیر این نجات را می نمایاند ، زمانی که فرمود صلیب خود را برداشته و مرا دنبال کنید به ما یادآور می شود که این راه بسیار تنگ و باریک است، اگر فقط با ایمان صرف عمل نجات تمام می شد چطور ممکن بود از مسیری دشوار که یابندگان آن کم هستند سخن گوید. اما این نباید ما را بهراساند زیرا مسیح با خود فیض بیکران را آورد و با فیض او این مسیر را طالبان حقیقی اش خواهند پیمود. مسیری که بدون فیض محال است طی شود همانطور که در زمان شریعت موسی غیر ممکن بود.
☦@LessonsOrthodox
☦@LessonsOrthodox
☀️شمايل چهار انجیل نگار☀️
(شمايل نگاری از پدر آنتونی سالزمن)
🔸مرحله دوم: اثبات ایمان
ما باید با تلاش براى شبيه شدن به مسيح، با هدايت توسط شرح زندگی او که در انجیل ها نوشته شده است، ايمان مان را به مسیح به عنوان ناجی خود،" ثابت کنیم".
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
☦@LessonsOrthodox
(شمايل نگاری از پدر آنتونی سالزمن)
🔸مرحله دوم: اثبات ایمان
ما باید با تلاش براى شبيه شدن به مسيح، با هدايت توسط شرح زندگی او که در انجیل ها نوشته شده است، ايمان مان را به مسیح به عنوان ناجی خود،" ثابت کنیم".
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
ای ارباب مهربان ، در دلهای ما نور پاکِ شناخت الاهى ات را بتابان و چشمان ذهن ما را بگشا تا بتوانيم پیام انجيل تو را درک کنیم. همچنين، احترام به احكام متبارک خود را در ما پديد آور تا وقتى بر همه اميال گناه آلود غلبه يافتيم، بتوانيم در طريق زندگى روحانى گام برداريم، و یک شهروند آسمانی گرديم و در فكر و عمل ، امورى را انجام دهیم که نزد تو پسنديده است.
زيرا تو ، اى مسیح خدای ما ، منبع نور روح و جسم ما هستى، و به توست كه جلال را تقديم مى كنيم، به پدر ابدی ، و به روح القدس تماماً مقدس ، نيكو و حيات بخش، از حال ، تا به ابد و تا جميع اعصار .آمین.
☘دعاى قبل از قرائت انجیل ، مراسم نيايش الهى قديس يوحناى زرين دهان (جان كريسوستوم)
📜زیرا ايامى می آيد كه تعليم صحيح را متحمل نخواهند شد ، بلكه بر حسب شهوات خود، خارش گوش ها داشته ، معلمان را بر خود فراهم خواهند آورد. و گوش های خود را از راستى برگردانيده ، به سوى افسانه ها روی می آورند. ليكن تو در همه چيز هشيار بوده، متحمل زحمات باش، و عمل مبشر را بجا آور، و خدمت خود را به كمال رسان. (دوم تيموتائوس 4: 3-5)
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
ای ارباب مهربان ، در دلهای ما نور پاکِ شناخت الاهى ات را بتابان و چشمان ذهن ما را بگشا تا بتوانيم پیام انجيل تو را درک کنیم. همچنين، احترام به احكام متبارک خود را در ما پديد آور تا وقتى بر همه اميال گناه آلود غلبه يافتيم، بتوانيم در طريق زندگى روحانى گام برداريم، و یک شهروند آسمانی گرديم و در فكر و عمل ، امورى را انجام دهیم که نزد تو پسنديده است.
زيرا تو ، اى مسیح خدای ما ، منبع نور روح و جسم ما هستى، و به توست كه جلال را تقديم مى كنيم، به پدر ابدی ، و به روح القدس تماماً مقدس ، نيكو و حيات بخش، از حال ، تا به ابد و تا جميع اعصار .آمین.
☘دعاى قبل از قرائت انجیل ، مراسم نيايش الهى قديس يوحناى زرين دهان (جان كريسوستوم)
📜زیرا ايامى می آيد كه تعليم صحيح را متحمل نخواهند شد ، بلكه بر حسب شهوات خود، خارش گوش ها داشته ، معلمان را بر خود فراهم خواهند آورد. و گوش های خود را از راستى برگردانيده ، به سوى افسانه ها روی می آورند. ليكن تو در همه چيز هشيار بوده، متحمل زحمات باش، و عمل مبشر را بجا آور، و خدمت خود را به كمال رسان. (دوم تيموتائوس 4: 3-5)
☦@LessonsOrthodox
به زیبایی قدیس یوحنای زرین دهان اینجا به درک پیام انجیل اشاره می کند که در واقع پیام انجیل همان خبر خوشی است که نجات برای پویندگان آن مهیا شده و وعده ها تحقق یافته اند، اما درک این پیام ما را به مسیری که باید طی کنیم رهنمون می شود، مسیری که محال است با زندگی در گناه در آن قدم برداشت و در ادامه دعا، بیان او بر ما روشن می سازد که تا زمانی که در زندگی گناه آلود باشیم هرگز ایمان ما نجات بخش نخواهد بود چرا که حتی قادر نخواهیم بود وارد زندگی روحانی شویم چه برسد که شهروند آسمانی شده یا وارد ملکوت خداوند شویم. در واقع ایمان اگر حقیقی باشد حتما در زندگی نمایان می شود و خود را نشان می دهد، لذا آنانی که در گناه زندگی می کنند باید ایمان خود را بازنگری کنند!
☦@LessonsOrthodox
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
🔸فصل دوم
راز نجات
شاید هریک از شما با خود بگوید: "من ایمان آورده ام ، پس نجات خواهم یافت." اگر با ایمان، به کارهای نیک پیوسته اید ، حقیقت را بیان می کنید. این در حقیقت ایمان واقعی است که آنچه را که در کلمه بیان می کند در عمل انکار نمی کند. برای این پولس در مورد برخی ايمانداران دروغین می گوید: آنها مدعى هستند كه خدا را می شناسند؛ اما در اعمال خود او را انكار می كنند (تيطس 1: 16). برای این يوحنا همچنین می گوید: کسی که گوید خدا را می شناسد و احکام او را نگاه نمی دارد، دروغگوست و در وى راستى نیست (اول یوحنا 2: 4).
☘گریگورى كبير
از خطبه های یکشنبه پدران كبير
🔸تقديس توسط ایمان و فيض
الهیات ارتدوكس تاكيد كمترى بر جنبه نجات یافتن "از" شر شیطان مى كند، تا جنبه مثبت نجات "برای" تقدس: رشد شخصی به سوی شبیه شدن به خدا ، با پیروی از نمونه مسیح (يعنى: تئوسيس). این فرایندی است که به لطف فیض امکان پذیر است و با ایمان برانگيخته می شود. در این زندگی آغاز می شود و فراتر از آخرین نفس ما روی زمین ادامه می یابد. ما با فیض و از طریق ایمان نجات می یابیم.
عیسی ، خورشید عدالت ، ظهور کرده است. پرتوهای این خورشید روحانى در همه جهات پخش می شود؛ و در واقع يكى ، فیض کمتری دريافت مى كند و دیگری بيشتر؛ نه آن که فيض به خودى خود اینچنین می بخشد ، بلکه خود ما وضعيت این معیار را فراهم می سازيم. زیرا خورشید همانى است که به کل عالم نور می بخشد ، و پرتو و شکوه و عظمت آن يكى است ، با این حال با نور يكسان بر همه دنيا نمی درخشد. در جايى تابش خورشید شگفت انگیز و فراوان است ، در جايى کمتر است. خانه اى كمى تابش آفتاب دارد ، ديگرى وفور بیشتری دارد؛ نه به این دلیل که خورشید بیشتر به این خانه و کمتر به آن می دهد ، بلکه طبق پنجره های باز شده به سوی آن ، از طرف کسانی که خانه ها را مى سازند ، فضای بیشتری برای ورود دارد و بر همین اساس به درون آن می ریزد. و از آنجا که افکار و اهداف ما پنجره های روح ما هستند ، هنگامى كه قلب خود را كاملا باز می کنید ، شما فيض الهى، را سخاوتمندانه تر ، و بیشتر دریافت می کنید. اما وقتی روح خود را باریک می سازيد ، تنها فيض کمى را می توانید دریافت کنید. قلب و روح خود را بر خدا باز و عريان کنید، باشد كه شکوه و جلال او به درون شما وارد شود.
☘يوحناى زرين دهان
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
🔸فصل دوم
راز نجات
شاید هریک از شما با خود بگوید: "من ایمان آورده ام ، پس نجات خواهم یافت." اگر با ایمان، به کارهای نیک پیوسته اید ، حقیقت را بیان می کنید. این در حقیقت ایمان واقعی است که آنچه را که در کلمه بیان می کند در عمل انکار نمی کند. برای این پولس در مورد برخی ايمانداران دروغین می گوید: آنها مدعى هستند كه خدا را می شناسند؛ اما در اعمال خود او را انكار می كنند (تيطس 1: 16). برای این يوحنا همچنین می گوید: کسی که گوید خدا را می شناسد و احکام او را نگاه نمی دارد، دروغگوست و در وى راستى نیست (اول یوحنا 2: 4).
☘گریگورى كبير
از خطبه های یکشنبه پدران كبير
🔸تقديس توسط ایمان و فيض
الهیات ارتدوكس تاكيد كمترى بر جنبه نجات یافتن "از" شر شیطان مى كند، تا جنبه مثبت نجات "برای" تقدس: رشد شخصی به سوی شبیه شدن به خدا ، با پیروی از نمونه مسیح (يعنى: تئوسيس). این فرایندی است که به لطف فیض امکان پذیر است و با ایمان برانگيخته می شود. در این زندگی آغاز می شود و فراتر از آخرین نفس ما روی زمین ادامه می یابد. ما با فیض و از طریق ایمان نجات می یابیم.
عیسی ، خورشید عدالت ، ظهور کرده است. پرتوهای این خورشید روحانى در همه جهات پخش می شود؛ و در واقع يكى ، فیض کمتری دريافت مى كند و دیگری بيشتر؛ نه آن که فيض به خودى خود اینچنین می بخشد ، بلکه خود ما وضعيت این معیار را فراهم می سازيم. زیرا خورشید همانى است که به کل عالم نور می بخشد ، و پرتو و شکوه و عظمت آن يكى است ، با این حال با نور يكسان بر همه دنيا نمی درخشد. در جايى تابش خورشید شگفت انگیز و فراوان است ، در جايى کمتر است. خانه اى كمى تابش آفتاب دارد ، ديگرى وفور بیشتری دارد؛ نه به این دلیل که خورشید بیشتر به این خانه و کمتر به آن می دهد ، بلکه طبق پنجره های باز شده به سوی آن ، از طرف کسانی که خانه ها را مى سازند ، فضای بیشتری برای ورود دارد و بر همین اساس به درون آن می ریزد. و از آنجا که افکار و اهداف ما پنجره های روح ما هستند ، هنگامى كه قلب خود را كاملا باز می کنید ، شما فيض الهى، را سخاوتمندانه تر ، و بیشتر دریافت می کنید. اما وقتی روح خود را باریک می سازيد ، تنها فيض کمى را می توانید دریافت کنید. قلب و روح خود را بر خدا باز و عريان کنید، باشد كه شکوه و جلال او به درون شما وارد شود.
☘يوحناى زرين دهان
☦@LessonsOrthodox
🔸بخش سوم - شفاعت
قسمت اول
در این قسمت در مورد این موارد صحبت خواهد شد.
(1) انواع شفاعت
(2) نمونههای شفاعت در کتابمقدس
(3) آیا قدیسین و فرشتگان از وضعیت ما بر زمین آگاهند؟
انواع شفاعت
پروتستانها به طور کل شفاعت طلبيدن را انکار میکنند، خواه از مريم مقدس، خواه از فرشتگان و خواه از قديسين. ايشان دليل نفي خود را بر اين گفته يوحناي رسول يعني: «شفيعي نزد پدر داريم يعني يسوع مسيح پارسا» (اول یوحنا 2: 1)، و نيز کلام پولس رسول: «زيرا تنها يک خدا هست و بين خدا و آدميان نيز تنها يک واسطه وجود دارد يعني آن انسان که مسيح يسوع است» (اول تیموتائوس 2: 5) قرار ميدهند.
(1) در حقيقت، فرقی اساسي میان شفاعت مسيح و شفاعت قديسين وجود دارد: شفاعت مسیح شفاعت کفاره است ...
مسیح خداوند براي آمرزش گناهان ما شفاعت ميکند، چراکه او خود کفاره گناهان ماست که به عوض ما جريمه گناهان ما را پرداخت. پس شفاعت او به اين معناست که به پدر ميگويد: «تقصيراتشان را به حساب مياور زيرا که من گناه جميع ايشان را بر خود نهادم». (اشعیا 53: 4- 6)
از اين رو، وي همچون يک واسطه بين خدا و آدميان ايستاده است؛ يا بهتر بگويم، او تنها واسطه ميان خدا و آدميان است؛ او به پدر، حق اجرای عدل الهی را عطا کرد، و به مردم، آمرزش را عطا نمود، با مرگ خود که همچون کفاره گناهان ایشان بود.
مقصود یوحنای رسول نیز همین بود آنگاه که گفت: «اما اگر کسي گناهي کرد، شفيعي نزد پدر داريم يعني يسوع مسيح پارسا. او خود کفاره گناهان ماست، و نه گناهان ما فقط، بلکه گناهان تمامي جهان نيز». (اول یوحنا 2: 1)
در اينجا، معناي شفاعت به عنوان کفاره بسيار واضح است. اين شفاعت براي انسان گناهکار است: «اگر کسي گناهي کرد»، و اين گناه نياز به کفاره دارد. تنها کسي که توانست کفاره بدهد يسوع مسيح پارسا بود. از این رو، وی ميتواند با خوني که براي ما ريخت، برای ما شفاعت کند.
پولس رسول نيز در نوشتههاي خود مسيح خداوند را به عنوان تنها واسطه ميان خدا و آدميان معرفي کرده و ميگويد: «زيرا تنها يک خدا هست و بين خدا و آدميان نيز تنها يک واسطه وجود دارد يعني آن انسان که مسيح يسوع است. او که با دادن جان خود، بهاي رهايي جمله آدميان را پرداخت»(اول تیموتائوس 2: 5- 6) .پس او براي ما به عنوان فدیه شفاعت ميکند، او که با دادن جان خود، بهاي تقصيرات ما را پرداخت.
اينگونه شفاعت مطلقاً قابل انکار نيست، و تنها به مسيح نسبت داده شده است.
حال آنکه شفاعت قديسين هيچگونه ارتباطي با دادن کفاره يا فديه ندارد. اينها شفاعتهايي است که قديسین نزد خود مسيح خداوند براي ما ميکنند.
☦@LessonsOrthodox
قسمت اول
در این قسمت در مورد این موارد صحبت خواهد شد.
(1) انواع شفاعت
(2) نمونههای شفاعت در کتابمقدس
(3) آیا قدیسین و فرشتگان از وضعیت ما بر زمین آگاهند؟
انواع شفاعت
پروتستانها به طور کل شفاعت طلبيدن را انکار میکنند، خواه از مريم مقدس، خواه از فرشتگان و خواه از قديسين. ايشان دليل نفي خود را بر اين گفته يوحناي رسول يعني: «شفيعي نزد پدر داريم يعني يسوع مسيح پارسا» (اول یوحنا 2: 1)، و نيز کلام پولس رسول: «زيرا تنها يک خدا هست و بين خدا و آدميان نيز تنها يک واسطه وجود دارد يعني آن انسان که مسيح يسوع است» (اول تیموتائوس 2: 5) قرار ميدهند.
(1) در حقيقت، فرقی اساسي میان شفاعت مسيح و شفاعت قديسين وجود دارد: شفاعت مسیح شفاعت کفاره است ...
مسیح خداوند براي آمرزش گناهان ما شفاعت ميکند، چراکه او خود کفاره گناهان ماست که به عوض ما جريمه گناهان ما را پرداخت. پس شفاعت او به اين معناست که به پدر ميگويد: «تقصيراتشان را به حساب مياور زيرا که من گناه جميع ايشان را بر خود نهادم». (اشعیا 53: 4- 6)
از اين رو، وي همچون يک واسطه بين خدا و آدميان ايستاده است؛ يا بهتر بگويم، او تنها واسطه ميان خدا و آدميان است؛ او به پدر، حق اجرای عدل الهی را عطا کرد، و به مردم، آمرزش را عطا نمود، با مرگ خود که همچون کفاره گناهان ایشان بود.
مقصود یوحنای رسول نیز همین بود آنگاه که گفت: «اما اگر کسي گناهي کرد، شفيعي نزد پدر داريم يعني يسوع مسيح پارسا. او خود کفاره گناهان ماست، و نه گناهان ما فقط، بلکه گناهان تمامي جهان نيز». (اول یوحنا 2: 1)
در اينجا، معناي شفاعت به عنوان کفاره بسيار واضح است. اين شفاعت براي انسان گناهکار است: «اگر کسي گناهي کرد»، و اين گناه نياز به کفاره دارد. تنها کسي که توانست کفاره بدهد يسوع مسيح پارسا بود. از این رو، وی ميتواند با خوني که براي ما ريخت، برای ما شفاعت کند.
پولس رسول نيز در نوشتههاي خود مسيح خداوند را به عنوان تنها واسطه ميان خدا و آدميان معرفي کرده و ميگويد: «زيرا تنها يک خدا هست و بين خدا و آدميان نيز تنها يک واسطه وجود دارد يعني آن انسان که مسيح يسوع است. او که با دادن جان خود، بهاي رهايي جمله آدميان را پرداخت»(اول تیموتائوس 2: 5- 6) .پس او براي ما به عنوان فدیه شفاعت ميکند، او که با دادن جان خود، بهاي تقصيرات ما را پرداخت.
اينگونه شفاعت مطلقاً قابل انکار نيست، و تنها به مسيح نسبت داده شده است.
حال آنکه شفاعت قديسين هيچگونه ارتباطي با دادن کفاره يا فديه ندارد. اينها شفاعتهايي است که قديسین نزد خود مسيح خداوند براي ما ميکنند.
☦@LessonsOrthodox
(2) شفاعتهاي قديسين براي ما، تنها نشان از دعا و استغاثه ايشان بهر ماست که کاملاً با شفاعت مسيح متفاوت است
و کتابمقدس نیز موافق این امر است، چنانکه میگوید: «... براي يکديگر دعا کنيد» (یعقوب 5: 16). خود قديسین از مردم ميخواستند تا برايشان دعا کنند. پولس رسول به تسالونيکيان ميگويد: «...براي ما دعا کنيد» (دوم تسالونیکیان 3: 1) و از عبرانيان نیز همين درخواست ميشود: «براي ما دعا کنيد» (عبرانیان 13: 18). همچنين به افسسيان ميگويد: «در همه وقت، با همه نوع دعا و تمنا، در روح دعا کنيد (افسسیان 6: 18- 19). در کتابمقدس، آیات بسیاری از درخواست دعا براي يکديگر وجود دارد.
اگر قديسین از ما ميخواستند برايشان دعا کنيم، آيا بخصوص ما نبايد از ايشان درخواست دعا کنيم؟
اگر ما از انسانهايي که هنوز در اين جهاناند - يعني کساني که «همچون ما، تحت آلام» (یعقوب 5: 17؛ این آیه در ترجمههای یونانی اینگونه است: «الیاس انسانی بود همچون ما تحت آلام»، اما در برخی ترجمههای دیگر به صورت «صاحب حواس مثل ما» یا «هم سرشت ما» نیز آمده است.) جنگ نيکو را ميجنگند - درخواست دعا ميکنيم، آيا نبايد از آناني که جنگ را به پايان رسانده، به بهشت رفته و با مسيح زيست ميکنند چنين درخواستي کنيم؟
آيا ايشان پس از عزيمتشان به آسمان، آنجا که در بهشت نزد خدايند، تنزل مقام يافتهاند! و از اين رو روا نيست از ايشان درخواست دعا کنيم، اما آنگاه که بر زمين بودند چنين اجازهای داشتيم؟
همچنين اگر از انسان درخواست دعا ميکنيم، امکانش نيست که از فرشتگان نيز درخواست کنيم؟
نمونههای شفاعت در کتابمقدس
(3) خدا از مردم ميخواهد که از عادلان شفاعت بطلبند
خدا خودش شفاعت را توصیه کرده، میپذیرد. در اينجا تعدادي از اين شفاعتها را که خدا تأييد کرده، براي شما به عنوان نمونه مينويسم:
(الف) داستان پدر ما ابراهيم و ابي ملک پادشاه
ابيملک اشتباه کرده و ساره، همسر ابراهيم را گرفت و به قصر خود برد. او اين کار را با وجداني پاک انجام داد چراکه ابراهيم گفته بود که ساره خواهرش است. خداوند در رويا به ابيملک ظاهر شده، او را تهديد به مرگ کرد و فرمود: «پس الان زوجه اين مرد را رد کرد، زيرا که او نبي است، و براي تو دعا خواهد کرد تا زنده بماني، و اگر او را رد نکني، بدان که تو و هر که از آن تو باشد، هر آينه خواهيد مرد». (پیدایش 20: 7)
خدا ميتوانست ابيملک را به محض رد کردن ساره، بيامرزد. با اینحال آمرزش و زنده ماندنش مشروط بر این شد که ابراهیم برایش دعا کند. پس خدا از ابراهيم خواست تا براي ابيملک شفاعت کند و اين را شرطي براي آمرزش او قرار داد.
(ب) داستان ايوب و سه دوست او (ایوب 42):
به همین سان خداوند شفاعت ايوب را شرطي براي آمرزش سه دوستش قرار داد. کتابمقدس در اين رابطه ميگويد: «یهوه ... به الیفاز تیمانی فرمود: خشم من بر تو و بر دو دوستت افروخته شده چراکه مانند خادمم ایوب از من به خوبی سخن نگفتهاید. و اینک هفت گاو نر و هفت قوچ تدارک ببینید، و بروید و خادمم ایوب را بیابید. برای خود قربانی سوختنی تقدیم کنید، و خادمم ایوب برای شما شفاعت خواهد کرد. من به او توجه نشان خواهم داد و بر شما نشان رسوایی نخواهم زد به این سبب که مانند خادمم ایوب از من به خوبی سخن نگفتهاید». (ایوب 42: 7، 8)
در هر دو مورد، خداوند شخصاً با فرد خاطي سخن گفت؛ با اينحال، خود مستقيماً به آنان آمرزش نداد بلکه شرط آمرزش را بر دعاي قديس قرار داد. تنها در اين صورت، خاطي آمرزيده ميشد و قديس نزد همگان تکريم ميگرديد. خدا نه تنها چنين وساطتي را پذيرفت بلکه خودْ چنين امر کرد.
☦@LessonsOrthodox
و کتابمقدس نیز موافق این امر است، چنانکه میگوید: «... براي يکديگر دعا کنيد» (یعقوب 5: 16). خود قديسین از مردم ميخواستند تا برايشان دعا کنند. پولس رسول به تسالونيکيان ميگويد: «...براي ما دعا کنيد» (دوم تسالونیکیان 3: 1) و از عبرانيان نیز همين درخواست ميشود: «براي ما دعا کنيد» (عبرانیان 13: 18). همچنين به افسسيان ميگويد: «در همه وقت، با همه نوع دعا و تمنا، در روح دعا کنيد (افسسیان 6: 18- 19). در کتابمقدس، آیات بسیاری از درخواست دعا براي يکديگر وجود دارد.
اگر قديسین از ما ميخواستند برايشان دعا کنيم، آيا بخصوص ما نبايد از ايشان درخواست دعا کنيم؟
اگر ما از انسانهايي که هنوز در اين جهاناند - يعني کساني که «همچون ما، تحت آلام» (یعقوب 5: 17؛ این آیه در ترجمههای یونانی اینگونه است: «الیاس انسانی بود همچون ما تحت آلام»، اما در برخی ترجمههای دیگر به صورت «صاحب حواس مثل ما» یا «هم سرشت ما» نیز آمده است.) جنگ نيکو را ميجنگند - درخواست دعا ميکنيم، آيا نبايد از آناني که جنگ را به پايان رسانده، به بهشت رفته و با مسيح زيست ميکنند چنين درخواستي کنيم؟
آيا ايشان پس از عزيمتشان به آسمان، آنجا که در بهشت نزد خدايند، تنزل مقام يافتهاند! و از اين رو روا نيست از ايشان درخواست دعا کنيم، اما آنگاه که بر زمين بودند چنين اجازهای داشتيم؟
همچنين اگر از انسان درخواست دعا ميکنيم، امکانش نيست که از فرشتگان نيز درخواست کنيم؟
نمونههای شفاعت در کتابمقدس
(3) خدا از مردم ميخواهد که از عادلان شفاعت بطلبند
خدا خودش شفاعت را توصیه کرده، میپذیرد. در اينجا تعدادي از اين شفاعتها را که خدا تأييد کرده، براي شما به عنوان نمونه مينويسم:
(الف) داستان پدر ما ابراهيم و ابي ملک پادشاه
ابيملک اشتباه کرده و ساره، همسر ابراهيم را گرفت و به قصر خود برد. او اين کار را با وجداني پاک انجام داد چراکه ابراهيم گفته بود که ساره خواهرش است. خداوند در رويا به ابيملک ظاهر شده، او را تهديد به مرگ کرد و فرمود: «پس الان زوجه اين مرد را رد کرد، زيرا که او نبي است، و براي تو دعا خواهد کرد تا زنده بماني، و اگر او را رد نکني، بدان که تو و هر که از آن تو باشد، هر آينه خواهيد مرد». (پیدایش 20: 7)
خدا ميتوانست ابيملک را به محض رد کردن ساره، بيامرزد. با اینحال آمرزش و زنده ماندنش مشروط بر این شد که ابراهیم برایش دعا کند. پس خدا از ابراهيم خواست تا براي ابيملک شفاعت کند و اين را شرطي براي آمرزش او قرار داد.
(ب) داستان ايوب و سه دوست او (ایوب 42):
به همین سان خداوند شفاعت ايوب را شرطي براي آمرزش سه دوستش قرار داد. کتابمقدس در اين رابطه ميگويد: «یهوه ... به الیفاز تیمانی فرمود: خشم من بر تو و بر دو دوستت افروخته شده چراکه مانند خادمم ایوب از من به خوبی سخن نگفتهاید. و اینک هفت گاو نر و هفت قوچ تدارک ببینید، و بروید و خادمم ایوب را بیابید. برای خود قربانی سوختنی تقدیم کنید، و خادمم ایوب برای شما شفاعت خواهد کرد. من به او توجه نشان خواهم داد و بر شما نشان رسوایی نخواهم زد به این سبب که مانند خادمم ایوب از من به خوبی سخن نگفتهاید». (ایوب 42: 7، 8)
در هر دو مورد، خداوند شخصاً با فرد خاطي سخن گفت؛ با اينحال، خود مستقيماً به آنان آمرزش نداد بلکه شرط آمرزش را بر دعاي قديس قرار داد. تنها در اين صورت، خاطي آمرزيده ميشد و قديس نزد همگان تکريم ميگرديد. خدا نه تنها چنين وساطتي را پذيرفت بلکه خودْ چنين امر کرد.
☦@LessonsOrthodox
(ج) شفاعت ابراهيم براي سدوم:
خدا ميتوانست سدوم را بدون آگاهي دادن به ابراهيم نابود سازد. ابراهيم، به میل خود مداخله نکرد بلکه خدا وي را در اين مسأله دخالت و فرصتي داد تا براي نجات مردم سدوم استغاثه کند و شفاعتش را پذيرفت. خدا خواست که اين واقعه در کتابمقدس ثبت شود تا ابراهيم نزد مردم محترم شمرده شده و به ما نشان دهد که خدا تا چه اندازه قديسينش را تکريم ميدارد. کتابمقدس ميگويد: «و خداوند گفت: آيا آنچه را من ميکنم از ابراهيم مخفي دارم؟». (پیدایش 18: 17)
بنابراين خداوند موضوع سدوم را به ابراهيم مطرح کرد و به او فرصتي داد تا براي مردم آن شفاعت کند، با اين اميد که در آن شهر، پنجاه يا چهل يا سي يا بيست يا ده مرد عادل پيدا شود و خداوند بخاطر آنان، تمام شهر را نابود نسازد.
اين حقيقت که خداوند آن شهر را بخاطر وجود عادلانی که در آن بودند، نابود نميساخت، نه تنها مقام و شأن ابراهيم نزد خداوند، بلکه همچنين مقام آن مردان عادل را نشان ميدهد. خداوند گفت: «اگر پنجاه عادل در شهر سدوم يابم هر آينه تمام آن مکان را به خاطر ايشان رهايي دهم ... اگر چهل و پنج در آنجا يابم، آن را هلاک نکنم... به خاطر چهل آن را نکنم... اگر در آنجا سي يابم اين کار را نخواهم کرد... به خاطر بيست آن را هلاک نکنم... به خاطر ده آن را هلاک نخواهم ساخت». (پیدایش 18: 26- 32)
عبارت «به خاطر» ارزشي الهياتي داشته و نشان ميدهد که خدا اشخاص را به خاطر ديگران نجات ميدهد، و همچنين يک دليل روشن از وساطت عادلان به خاطر گناهکاران است. خدا اين عمل را بدون درخواست اين گناهکاران انجام ميدهد.
(د) شفاعت موسي براي قوم خود
خدا بر آن بود تا قوم خود را به خاطر پرستش گوساله طلایی هلاک کند. ليکن او مستقيماً اين کار را نکرد بلکه موضوع را با موسي در ميان گذاشت و به وي فرصتي براي شفاعت مردم داد و شفاعتش را پذيرفت.
همانطور که ابراهيم به خدا گفت: «حاشا از تو که مثل اين کار بکني» (پیدایش 18: 25)، موسي نيز به خدا گفت: «پس از شدت خشم خود برگرد، و از اين قصد بدي قوم خويش، رجوع فرما. بندگان خود ابراهيم و اسحاق و اسرائيل را بياد آور، که براي ايشان به ذات خود قسم خورده ...»، سپس کتابمقدس ادامه میدهد: «پس خداوند از آن بدي که گفته بود که به قوم خود برساند، رجوع فرمود». (خروج 32: 7- 14)
(ﻫ) آنان که دنيا را ترک کردهاند تقرب بيشتري به خدا دارند
تا کنون در مورد دعاهاي زندگان برای زندگان نمونههايي گفته شد. درحاليکه آنان که دنيا را ترک کردهاند، قدرت بيشتري دارند و خدا به خاطر ايشان، مردم را آمرزش ميدهد، حتي بدون آنکه دعا کرده باشند. پس چقدر بيشتر آنگاه که آنان دعا کنند خدا آمرزش خواهد داد.
نمونهاي از اينگونه شفاعت را ميتوان در آمرزش خدا به خاطر بندهاش داود دید. آنگاه که سليمان گناه ورزيد، خدا تصميم گرفت او را از پادشاهي محروم سازد، اما درباره فروپاشي سلطنتش گفت: «ليکن در ايام تو اين را به خاطر پدرت داود نخواهم کرد اما از دست پسرت آن را پاره خواهم کرد. ولي تمامي مملکت را پاره نخواهم کرد بلکه يک سبط را به خاطر بندهام داود و به خاطر اورشليم که برگزيدهام به پسر تو خواهم داد». (اول پادشاهان 11: 12، 13)
خداوند مشابه همين فراز را به يربعام ميگويد: «ده قسمت براي خود بگير زيرا که يهوه خداي اسرائيل چنين ميگويد، اينک من مملکت را از دست سليمان پاره ميکنم و ده سبط به تو ميدهم. و به خاطر بنده من، داود و به خاطر اورشليم، شهري که از تمامي اسباط بني اسرائيل برگزيدهام، يک سبط از آن او خواهد بود... ليکن تمام مملکت را از دست او نخواهم گرفت، بلکه به خاطر بنده خود داود که او را برگزيدم، از آنرو که اوامر و فرايض مرا نگاه داشته بود، او را در تمامي ايام روزهايش سرور خواهم ساخت». (اول پادشاهان 11: 31، 32، 34)
در يک باب، خداوند سه بار فراز «به خاطر بنده خود داود» را تکرار ميکند. به همين دليل است که مزمورنويس در دعاي خود ميگويد: «به خاطر بنده خود داود، روي مسيح خود را بر مگردان». (مزامیر 132: 10)
اگر داود چنين تقربي به خدا داشت، چقدر بيشتر مريم مقدسء، فرشتگان، يوحناي تعمیددهنده که بزرگتر از او از مادر زاده نشده است (متی 11:11) ، و شهيدان که به خاطر نام خداوند رنج کشيدند و طعم مرگ را چشيدند به خدا تقرب دارند.
پس حال که ما از دوستان خود بر زمين درخواست دعا ميکنيم، چرا از آنان که «مثل روشنايي افلاک خواهند درخشيد» (دانیال 12: 3) درخواست دعا نکنيم؟ و چرا از ايشان که جنگ نيکو را جنگيده، مسابقه را پايان رسانده و ايمان را محفوظ نگاه داشته اند (دوم تیموتائوس 4: 7) درخواست دعا نکنيم؟
☦@LessonsOrthodox
خدا ميتوانست سدوم را بدون آگاهي دادن به ابراهيم نابود سازد. ابراهيم، به میل خود مداخله نکرد بلکه خدا وي را در اين مسأله دخالت و فرصتي داد تا براي نجات مردم سدوم استغاثه کند و شفاعتش را پذيرفت. خدا خواست که اين واقعه در کتابمقدس ثبت شود تا ابراهيم نزد مردم محترم شمرده شده و به ما نشان دهد که خدا تا چه اندازه قديسينش را تکريم ميدارد. کتابمقدس ميگويد: «و خداوند گفت: آيا آنچه را من ميکنم از ابراهيم مخفي دارم؟». (پیدایش 18: 17)
بنابراين خداوند موضوع سدوم را به ابراهيم مطرح کرد و به او فرصتي داد تا براي مردم آن شفاعت کند، با اين اميد که در آن شهر، پنجاه يا چهل يا سي يا بيست يا ده مرد عادل پيدا شود و خداوند بخاطر آنان، تمام شهر را نابود نسازد.
اين حقيقت که خداوند آن شهر را بخاطر وجود عادلانی که در آن بودند، نابود نميساخت، نه تنها مقام و شأن ابراهيم نزد خداوند، بلکه همچنين مقام آن مردان عادل را نشان ميدهد. خداوند گفت: «اگر پنجاه عادل در شهر سدوم يابم هر آينه تمام آن مکان را به خاطر ايشان رهايي دهم ... اگر چهل و پنج در آنجا يابم، آن را هلاک نکنم... به خاطر چهل آن را نکنم... اگر در آنجا سي يابم اين کار را نخواهم کرد... به خاطر بيست آن را هلاک نکنم... به خاطر ده آن را هلاک نخواهم ساخت». (پیدایش 18: 26- 32)
عبارت «به خاطر» ارزشي الهياتي داشته و نشان ميدهد که خدا اشخاص را به خاطر ديگران نجات ميدهد، و همچنين يک دليل روشن از وساطت عادلان به خاطر گناهکاران است. خدا اين عمل را بدون درخواست اين گناهکاران انجام ميدهد.
(د) شفاعت موسي براي قوم خود
خدا بر آن بود تا قوم خود را به خاطر پرستش گوساله طلایی هلاک کند. ليکن او مستقيماً اين کار را نکرد بلکه موضوع را با موسي در ميان گذاشت و به وي فرصتي براي شفاعت مردم داد و شفاعتش را پذيرفت.
همانطور که ابراهيم به خدا گفت: «حاشا از تو که مثل اين کار بکني» (پیدایش 18: 25)، موسي نيز به خدا گفت: «پس از شدت خشم خود برگرد، و از اين قصد بدي قوم خويش، رجوع فرما. بندگان خود ابراهيم و اسحاق و اسرائيل را بياد آور، که براي ايشان به ذات خود قسم خورده ...»، سپس کتابمقدس ادامه میدهد: «پس خداوند از آن بدي که گفته بود که به قوم خود برساند، رجوع فرمود». (خروج 32: 7- 14)
(ﻫ) آنان که دنيا را ترک کردهاند تقرب بيشتري به خدا دارند
تا کنون در مورد دعاهاي زندگان برای زندگان نمونههايي گفته شد. درحاليکه آنان که دنيا را ترک کردهاند، قدرت بيشتري دارند و خدا به خاطر ايشان، مردم را آمرزش ميدهد، حتي بدون آنکه دعا کرده باشند. پس چقدر بيشتر آنگاه که آنان دعا کنند خدا آمرزش خواهد داد.
نمونهاي از اينگونه شفاعت را ميتوان در آمرزش خدا به خاطر بندهاش داود دید. آنگاه که سليمان گناه ورزيد، خدا تصميم گرفت او را از پادشاهي محروم سازد، اما درباره فروپاشي سلطنتش گفت: «ليکن در ايام تو اين را به خاطر پدرت داود نخواهم کرد اما از دست پسرت آن را پاره خواهم کرد. ولي تمامي مملکت را پاره نخواهم کرد بلکه يک سبط را به خاطر بندهام داود و به خاطر اورشليم که برگزيدهام به پسر تو خواهم داد». (اول پادشاهان 11: 12، 13)
خداوند مشابه همين فراز را به يربعام ميگويد: «ده قسمت براي خود بگير زيرا که يهوه خداي اسرائيل چنين ميگويد، اينک من مملکت را از دست سليمان پاره ميکنم و ده سبط به تو ميدهم. و به خاطر بنده من، داود و به خاطر اورشليم، شهري که از تمامي اسباط بني اسرائيل برگزيدهام، يک سبط از آن او خواهد بود... ليکن تمام مملکت را از دست او نخواهم گرفت، بلکه به خاطر بنده خود داود که او را برگزيدم، از آنرو که اوامر و فرايض مرا نگاه داشته بود، او را در تمامي ايام روزهايش سرور خواهم ساخت». (اول پادشاهان 11: 31، 32، 34)
در يک باب، خداوند سه بار فراز «به خاطر بنده خود داود» را تکرار ميکند. به همين دليل است که مزمورنويس در دعاي خود ميگويد: «به خاطر بنده خود داود، روي مسيح خود را بر مگردان». (مزامیر 132: 10)
اگر داود چنين تقربي به خدا داشت، چقدر بيشتر مريم مقدسء، فرشتگان، يوحناي تعمیددهنده که بزرگتر از او از مادر زاده نشده است (متی 11:11) ، و شهيدان که به خاطر نام خداوند رنج کشيدند و طعم مرگ را چشيدند به خدا تقرب دارند.
پس حال که ما از دوستان خود بر زمين درخواست دعا ميکنيم، چرا از آنان که «مثل روشنايي افلاک خواهند درخشيد» (دانیال 12: 3) درخواست دعا نکنيم؟ و چرا از ايشان که جنگ نيکو را جنگيده، مسابقه را پايان رسانده و ايمان را محفوظ نگاه داشته اند (دوم تیموتائوس 4: 7) درخواست دعا نکنيم؟
☦@LessonsOrthodox
اگر شفاعت – که یک دعاست - به عنوان وساطت تعبیر شود، و اگر هر وساطتي غيرقابل قبول است، بنابراين دعاي هرشخصي به خاطر شخص ديگر غيرقابل قبول است چراکه ما تنها يک واسطه داريم!
اگر فرض کنیم که چون دعا برای دیگران، وساطت میان انسان و خداست، حال آنکه انسان میتواند بیواسطه با خدا صحبت کند، و به همین دلیل نیازی به شفاعت نیست، بنابراين رسول در گفتار خود اشتباه کرده است (حاشا) که: «براي يکديگر دعا کنيد» ! (یعقوب 5: 16)
اگر چنين باشد، دعا به خاطر ديگران که در کتابمقدس بدان اشاره شده، بي فايده و در تضاد با محبت الهي است!
از آنجا که خدا انسانها را دوست دارد، به دعاي ديگران براي يادآوري محبت پدرانه به فرزندانش نياز ندارد!
کساني که چنین ميانديشند، نقشه الهي را آن زمان که خدا به ابيملک فرمود تا از ابراهيم درخواست دعا کند (پیدایش 20: 7) و نيز آنگاه که از دوستان ايوب خواست تا از ايوب درخواست دعا کنند، درک نکرده اند.
دعاي مردم براي يکديگر (چه در جسم باشند و چه دنيا را ترک گفته باشند) شهادتي است از محبت متقابل که در بين انسانها وجود دارد؛ اثباتي بر اين اعتقاد که آنان که اين جهان را ترک کرده اند، هنوز زندهاند و دعاهايشان مقبول خداست تا مقدسان نزد خدا جلال يابند.
خدا چنين شفاعتي را به نفع مردم پذيرفته است و چنين شفاعتي، پلي ميان ساکنان آسمان و ساکنان زمين پديد ميآورد. آسمانْ ديگر مکاني نامعلوم و مخوف براي انسانها نيست زیرا آنان به عمل و محبت روح مقدسین ايمان ميآورند.
☦@LessonsOrthodox
اگر فرض کنیم که چون دعا برای دیگران، وساطت میان انسان و خداست، حال آنکه انسان میتواند بیواسطه با خدا صحبت کند، و به همین دلیل نیازی به شفاعت نیست، بنابراين رسول در گفتار خود اشتباه کرده است (حاشا) که: «براي يکديگر دعا کنيد» ! (یعقوب 5: 16)
اگر چنين باشد، دعا به خاطر ديگران که در کتابمقدس بدان اشاره شده، بي فايده و در تضاد با محبت الهي است!
از آنجا که خدا انسانها را دوست دارد، به دعاي ديگران براي يادآوري محبت پدرانه به فرزندانش نياز ندارد!
کساني که چنین ميانديشند، نقشه الهي را آن زمان که خدا به ابيملک فرمود تا از ابراهيم درخواست دعا کند (پیدایش 20: 7) و نيز آنگاه که از دوستان ايوب خواست تا از ايوب درخواست دعا کنند، درک نکرده اند.
دعاي مردم براي يکديگر (چه در جسم باشند و چه دنيا را ترک گفته باشند) شهادتي است از محبت متقابل که در بين انسانها وجود دارد؛ اثباتي بر اين اعتقاد که آنان که اين جهان را ترک کرده اند، هنوز زندهاند و دعاهايشان مقبول خداست تا مقدسان نزد خدا جلال يابند.
خدا چنين شفاعتي را به نفع مردم پذيرفته است و چنين شفاعتي، پلي ميان ساکنان آسمان و ساکنان زمين پديد ميآورد. آسمانْ ديگر مکاني نامعلوم و مخوف براي انسانها نيست زیرا آنان به عمل و محبت روح مقدسین ايمان ميآورند.
☦@LessonsOrthodox
آيا قديسين و فرشتگان از وضعیت ما بر زمین آگاهند؟
آيا روح قدیسين از مشکلات ما آگاهند؟ آيا دعاهاي ما به ايشان ميرسد؟ ما جواب مثبت میدهیم. به دلايل زير :
الف) شکي نيست که معرفت آسمان، فراي معرفت زمين است. جاي بسي تعجب است که برخي ميپرسند: آيا قديسين در آسمان از وضعيت و دعاهاي ما بر زمين آگاهند؟
پولس رسول پاسخ ميدهد: «آنچه اکنون ميبينيم، چون تصويري محو است در آينه؛ اما زماني خواهد رسيد که روبرو خواهيم ديد. اکنون شناخت من جزئي است، اما زماني فراخواهد رسيد که به کمال خواهم شناخت،چنانکه به کمال نيز شناخته شدهام». (اول قرنتیان 13: 12)
بنابراين در دنياي آتی، بر شناخت ما افزوده و رازهاي بسياري بر ما آشکار خواهد شد، در آن زمان که اين بدن را، که روح را در خود حبس کرده، در آوریم. در آنجا معرفت روح گسترش يافته و از مرتبه معرفت محدود فراتر رفته و به مرتبه والاتري ميرود. همچنين معرفت الهي نيز بر اين معرفت افزوده ميشود، يعني هر معرفتي که در حوزه مکاشفه الهي باشد.
(ب) معرفت فرشتگان، در کلام خداوند آشکار است: «...براي يک گناهکار که توبه ميکند، جشن و سرور عظيمتري در آسمان برپا ميشود تا براي نود و نه پارسا که نياز به توبه دارند». (لوقا 15: 10)
اين بدان معناست که اخبار مربوط به زمين به اهل آسمان ميرسد، خواه فرشتگان خواه مقدسين. آنان ميدانند چه کس توبه ميکند و چه کسي نیاز به توبه دارد، و با توبه يک گناهکار وجد و شادي مينمايند. اگر ايشان از وضعيت اهل زمين آگاه نباشند، چگونه ميتوانند شادي کنند.
(ج) فرشتگان دعاهاي ما را مي شنوند زيرا آنها را به پيش تخت خدا ميبرند.
فرازهاي متعددي در تأييد اين سخن، در کتاب مکاشفه وجود دارد. نوشته شده که: «و فرشتهاي ديگر آمد که بخورسوزي از طلا با خود داشت، و پيش مذبح ايستاد. به او بخور بسيار داده شد تا آن را با دعاهاي همه مقدسان بر مذبح طلايي پيش تخت تقديم کند. دود بخور با دعاهاي مقدسان از دستهاي آن فرشته تا به پيشگاه خدا بالا رفت» (مکاشفه 8: 3، 4). در اين فراز، مشاهده ميکنيم که دعاهاي مقدسان از دستهاي فرشته و بخور سوز به پيشگاه خدا بالا ميرود. پس چگونه ممکن است که فرشتگان از دعاهاي ما آگاه نباشند؟
همچنين، آن بيست و چهار پير از دعاهاي ما آگاهند و آنها را به پيش خدا ميبرند. در کتاب مکاشفه نوشته شده است:
«...آن بيست و چهار پير پيش پاي بره بر خاک افتادند. آنها هر يک چنگي در دست داشتند و جامي زرين آکنده از بخوري که همان دعاهاي مقدسان است»( مکاشفه 5: 8). اين نشان ميدهد که آنان از دعاهاي مقدسان آگاهي داشتهاند.
همچنيناند «فرشتگان کودکان» که خداوند دربارهشان ميفرمايد: «آگاه باشيد که هيچيک از اين کوچکان را تحقير نکنيد، زيرا به شما ميگويم که فرشتگان ايشان در آسمان هميشه روي پدر مرا که در آسمان است، ميبينند». (متی 18: 10)
(د) داستان ابراهيم، مرد توانگر و ايلعاذر فقير (لوقا 16)
پدر ما ابراهيم به مرد توانگر گفت: «اي فرزند، به ياد آر که تو در زندگي، از هر چيز خوب بهرهمند شدي، حال آنکه چيزهاي بد نصيب ايلعاذر شد»( لوقا 16: 25). چگونه پدر ما ابراهيم، از آن «چيزهاي بد» که نصيب ايلعاذر فقير شد اطلاع يافت؟ وي چگونه از آن چيزهاي خوب که نصيب مرد توانگر شد آگاهي يافت؟ نيز، چگونه فهميد که بستگان مرد توانگر «موسي و انبيا را دارند»، درحاليکه او صداها سال پيش از موسي و ساير پيامبران دنيا را ترک گفته بود؟ وي چگونه از همه اينها آگاهي داشت؟ چطور ممکن بود ابراهيم که خداوند ما گفت: «پدر شما ابراهيم شادي ميکرد که روز مرا ببيند؛ و آن را ديد و شادمان شد(یوحنا 8: 56) ، آگاه نباشد؟
☦@LessonsOrthodox
آيا روح قدیسين از مشکلات ما آگاهند؟ آيا دعاهاي ما به ايشان ميرسد؟ ما جواب مثبت میدهیم. به دلايل زير :
الف) شکي نيست که معرفت آسمان، فراي معرفت زمين است. جاي بسي تعجب است که برخي ميپرسند: آيا قديسين در آسمان از وضعيت و دعاهاي ما بر زمين آگاهند؟
پولس رسول پاسخ ميدهد: «آنچه اکنون ميبينيم، چون تصويري محو است در آينه؛ اما زماني خواهد رسيد که روبرو خواهيم ديد. اکنون شناخت من جزئي است، اما زماني فراخواهد رسيد که به کمال خواهم شناخت،چنانکه به کمال نيز شناخته شدهام». (اول قرنتیان 13: 12)
بنابراين در دنياي آتی، بر شناخت ما افزوده و رازهاي بسياري بر ما آشکار خواهد شد، در آن زمان که اين بدن را، که روح را در خود حبس کرده، در آوریم. در آنجا معرفت روح گسترش يافته و از مرتبه معرفت محدود فراتر رفته و به مرتبه والاتري ميرود. همچنين معرفت الهي نيز بر اين معرفت افزوده ميشود، يعني هر معرفتي که در حوزه مکاشفه الهي باشد.
(ب) معرفت فرشتگان، در کلام خداوند آشکار است: «...براي يک گناهکار که توبه ميکند، جشن و سرور عظيمتري در آسمان برپا ميشود تا براي نود و نه پارسا که نياز به توبه دارند». (لوقا 15: 10)
اين بدان معناست که اخبار مربوط به زمين به اهل آسمان ميرسد، خواه فرشتگان خواه مقدسين. آنان ميدانند چه کس توبه ميکند و چه کسي نیاز به توبه دارد، و با توبه يک گناهکار وجد و شادي مينمايند. اگر ايشان از وضعيت اهل زمين آگاه نباشند، چگونه ميتوانند شادي کنند.
(ج) فرشتگان دعاهاي ما را مي شنوند زيرا آنها را به پيش تخت خدا ميبرند.
فرازهاي متعددي در تأييد اين سخن، در کتاب مکاشفه وجود دارد. نوشته شده که: «و فرشتهاي ديگر آمد که بخورسوزي از طلا با خود داشت، و پيش مذبح ايستاد. به او بخور بسيار داده شد تا آن را با دعاهاي همه مقدسان بر مذبح طلايي پيش تخت تقديم کند. دود بخور با دعاهاي مقدسان از دستهاي آن فرشته تا به پيشگاه خدا بالا رفت» (مکاشفه 8: 3، 4). در اين فراز، مشاهده ميکنيم که دعاهاي مقدسان از دستهاي فرشته و بخور سوز به پيشگاه خدا بالا ميرود. پس چگونه ممکن است که فرشتگان از دعاهاي ما آگاه نباشند؟
همچنين، آن بيست و چهار پير از دعاهاي ما آگاهند و آنها را به پيش خدا ميبرند. در کتاب مکاشفه نوشته شده است:
«...آن بيست و چهار پير پيش پاي بره بر خاک افتادند. آنها هر يک چنگي در دست داشتند و جامي زرين آکنده از بخوري که همان دعاهاي مقدسان است»( مکاشفه 5: 8). اين نشان ميدهد که آنان از دعاهاي مقدسان آگاهي داشتهاند.
همچنيناند «فرشتگان کودکان» که خداوند دربارهشان ميفرمايد: «آگاه باشيد که هيچيک از اين کوچکان را تحقير نکنيد، زيرا به شما ميگويم که فرشتگان ايشان در آسمان هميشه روي پدر مرا که در آسمان است، ميبينند». (متی 18: 10)
(د) داستان ابراهيم، مرد توانگر و ايلعاذر فقير (لوقا 16)
پدر ما ابراهيم به مرد توانگر گفت: «اي فرزند، به ياد آر که تو در زندگي، از هر چيز خوب بهرهمند شدي، حال آنکه چيزهاي بد نصيب ايلعاذر شد»( لوقا 16: 25). چگونه پدر ما ابراهيم، از آن «چيزهاي بد» که نصيب ايلعاذر فقير شد اطلاع يافت؟ وي چگونه از آن چيزهاي خوب که نصيب مرد توانگر شد آگاهي يافت؟ نيز، چگونه فهميد که بستگان مرد توانگر «موسي و انبيا را دارند»، درحاليکه او صداها سال پيش از موسي و ساير پيامبران دنيا را ترک گفته بود؟ وي چگونه از همه اينها آگاهي داشت؟ چطور ممکن بود ابراهيم که خداوند ما گفت: «پدر شما ابراهيم شادي ميکرد که روز مرا ببيند؛ و آن را ديد و شادمان شد(یوحنا 8: 56) ، آگاه نباشد؟
☦@LessonsOrthodox
(ه) يک شهادت از نفوس شهيدان
يوحناي قديس در کتاب مکاشفه مينويسد: «و هنگامیکه مهر پنجم را گشود، زير مذبح، نفوس کساني را ديدم که در راه کلام خدا و شهادتي که داشتند، کشته شده بودند. اينان بانگ بلند برداشتند که: اي سرور مقتدر، اي قدوس، اي برحق، تا به کي از داوري زمينيان و گرفتن انتقام خون ما از آنان باز ميايستي؟ آنگاه به هريک از آن نفوس، ردايي سفيد داده شد و به آنان گفته شد که پاسي ديگر بيارامند تا شمار همرديفان و برادرانشان که ميبايد چون آنان کشته شوند، کامل گردد» (مکاشفه 6: 9- 11). بنابراين شهيدان ميدانند که پس از مرگشان، هنوز خداوند انتقام خونشان را نگرفته است. ايشان با بانگ بلند نزد خدا فرياد برآورده ميگويند: «تا به کي به شرير اجازه ميدهي تا بر زمين حکومت کند؟ تا به کي ميخواهي اجازه دهي قوي هيکلان فرزندانت را نابود سازند؟» آنان چگونه از تمام اينها باخبرند؟ آنان همه اينها را ميدانند و نيز هنگامیکه شمار همرديفانشان کامل شود نيز خواهند دانست.
(و) داستان ابراهيم، مرد توانگر و ايلعاذر فقير (لوقا 16)
پدر ما ابراهيم به مرد توانگر گفت: «اي فرزند، به ياد آر که تو در زندگي، از هر چيز خوب بهرهمند شدي، حال آنکه چيزهاي بد نصيب ايلعاذر شد»( لوقا 16: 25). چگونه پدر ما ابراهيم، از آن «چيزهاي بد» که نصيب ايلعاذر فقير شد اطلاع يافت؟ وي چگونه از آن چيزهاي خوب که نصيب مرد توانگر شد آگاهي يافت؟ نيز، چگونه فهميد که بستگان مرد توانگر «موسي و انبيا را دارند»، درحاليکه او صداها سال پيش از موسي و ساير پيامبران دنيا را ترک گفته بود؟ وي چگونه از همه اينها آگاهي داشت؟ چطور ممکن بود ابراهيم که خداوند ما گفت: «پدر شما ابراهيم شادي ميکرد که روز مرا ببيند؛ و آن را ديد و شادمان شد(یوحنا 8: 56) ، آگاه نباشد؟
(ز) يک شهادت از نفوس شهيدان
يوحناي قديس در کتاب مکاشفه مينويسد: «و هنگامیکه مهر پنجم را گشود، زير مذبح، نفوس کساني را ديدم که در راه کلام خدا و شهادتي که داشتند، کشته شده بودند. اينان بانگ بلند برداشتند که: اي سرور مقتدر، اي قدوس، اي برحق، تا به کي از داوري زمينيان و گرفتن انتقام خون ما از آنان باز ميايستي؟ آنگاه به هريک از آن نفوس، ردايي سفيد داده شد و به آنان گفته شد که پاسي ديگر بيارامند تا شمار همرديفان و برادرانشان که ميبايد چون آنان کشته شوند، کامل گردد» (مکاشفه 6: 9- 11). بنابراين شهيدان ميدانند که پس از مرگشان، هنوز خداوند انتقام خونشان را نگرفته است. ايشان با بانگ بلند نزد خدا فرياد برآورده ميگويند: «تا به کي به شرير اجازه ميدهي تا بر زمين حکومت کند؟ تا به کي ميخواهي اجازه دهي قوي هيکلان فرزندانت را نابود سازند؟» آنان چگونه از تمام اينها باخبرند؟ آنان همه اينها را ميدانند و نيز هنگامیکه شمار همرديفانشان کامل شود نيز خواهند دانست.
(ح) داستاني شگفت انگيز در رابطه با ايلياي نبي (دوم تواريخ 21)
در کتاب دوم تواريخ نوشته شده که يهورام پادشاه تمام برادران خود را کشت، همانند آخاب پادشاه رفتار نمود، مکانهاي بلند در کوههاي يهودا ساخت، ساکنان اورشليم را به زنا کردن وادار کرد و يهودا را گمراه نمود.
آنگاه نامهاي از ايلياي نبي، که سالها پيش دنيا را ترک کرده و به آسمان رفته بود، بدو رسيد.
در نامه نوشته شده بود: «يهوه، خداي پدرت یهوشافاط و به طريقهاي آسا پادشاه يهودا سلوک ننمودي، بلکه به طريق پادشاهان اسرائيل رفتار نموده، يهودا و ساکنان اورشليم را اغوا نمودي که موافق زناکاري خاندان آخاب مرتکب زنا بشوند و برادران خويش را نيز از خاندان پدرت که از تو نيکوتر بودند به قتل رساندي. همانا خداوند قومت و پسرانت و زنانت و تمامي اموالت را به بلاي عظيم مبتلا خواهد ساخت». (دوم تواریخ 21: 12- 14)
ايلياي نبي پس از رحلتش چگونه مخبر شد که بر زمين چه ميگذرد؟ و چگونه نامه خود را به يهورام فرستاد؟
☦@LessonsOrthodox
يوحناي قديس در کتاب مکاشفه مينويسد: «و هنگامیکه مهر پنجم را گشود، زير مذبح، نفوس کساني را ديدم که در راه کلام خدا و شهادتي که داشتند، کشته شده بودند. اينان بانگ بلند برداشتند که: اي سرور مقتدر، اي قدوس، اي برحق، تا به کي از داوري زمينيان و گرفتن انتقام خون ما از آنان باز ميايستي؟ آنگاه به هريک از آن نفوس، ردايي سفيد داده شد و به آنان گفته شد که پاسي ديگر بيارامند تا شمار همرديفان و برادرانشان که ميبايد چون آنان کشته شوند، کامل گردد» (مکاشفه 6: 9- 11). بنابراين شهيدان ميدانند که پس از مرگشان، هنوز خداوند انتقام خونشان را نگرفته است. ايشان با بانگ بلند نزد خدا فرياد برآورده ميگويند: «تا به کي به شرير اجازه ميدهي تا بر زمين حکومت کند؟ تا به کي ميخواهي اجازه دهي قوي هيکلان فرزندانت را نابود سازند؟» آنان چگونه از تمام اينها باخبرند؟ آنان همه اينها را ميدانند و نيز هنگامیکه شمار همرديفانشان کامل شود نيز خواهند دانست.
(و) داستان ابراهيم، مرد توانگر و ايلعاذر فقير (لوقا 16)
پدر ما ابراهيم به مرد توانگر گفت: «اي فرزند، به ياد آر که تو در زندگي، از هر چيز خوب بهرهمند شدي، حال آنکه چيزهاي بد نصيب ايلعاذر شد»( لوقا 16: 25). چگونه پدر ما ابراهيم، از آن «چيزهاي بد» که نصيب ايلعاذر فقير شد اطلاع يافت؟ وي چگونه از آن چيزهاي خوب که نصيب مرد توانگر شد آگاهي يافت؟ نيز، چگونه فهميد که بستگان مرد توانگر «موسي و انبيا را دارند»، درحاليکه او صداها سال پيش از موسي و ساير پيامبران دنيا را ترک گفته بود؟ وي چگونه از همه اينها آگاهي داشت؟ چطور ممکن بود ابراهيم که خداوند ما گفت: «پدر شما ابراهيم شادي ميکرد که روز مرا ببيند؛ و آن را ديد و شادمان شد(یوحنا 8: 56) ، آگاه نباشد؟
(ز) يک شهادت از نفوس شهيدان
يوحناي قديس در کتاب مکاشفه مينويسد: «و هنگامیکه مهر پنجم را گشود، زير مذبح، نفوس کساني را ديدم که در راه کلام خدا و شهادتي که داشتند، کشته شده بودند. اينان بانگ بلند برداشتند که: اي سرور مقتدر، اي قدوس، اي برحق، تا به کي از داوري زمينيان و گرفتن انتقام خون ما از آنان باز ميايستي؟ آنگاه به هريک از آن نفوس، ردايي سفيد داده شد و به آنان گفته شد که پاسي ديگر بيارامند تا شمار همرديفان و برادرانشان که ميبايد چون آنان کشته شوند، کامل گردد» (مکاشفه 6: 9- 11). بنابراين شهيدان ميدانند که پس از مرگشان، هنوز خداوند انتقام خونشان را نگرفته است. ايشان با بانگ بلند نزد خدا فرياد برآورده ميگويند: «تا به کي به شرير اجازه ميدهي تا بر زمين حکومت کند؟ تا به کي ميخواهي اجازه دهي قوي هيکلان فرزندانت را نابود سازند؟» آنان چگونه از تمام اينها باخبرند؟ آنان همه اينها را ميدانند و نيز هنگامیکه شمار همرديفانشان کامل شود نيز خواهند دانست.
(ح) داستاني شگفت انگيز در رابطه با ايلياي نبي (دوم تواريخ 21)
در کتاب دوم تواريخ نوشته شده که يهورام پادشاه تمام برادران خود را کشت، همانند آخاب پادشاه رفتار نمود، مکانهاي بلند در کوههاي يهودا ساخت، ساکنان اورشليم را به زنا کردن وادار کرد و يهودا را گمراه نمود.
آنگاه نامهاي از ايلياي نبي، که سالها پيش دنيا را ترک کرده و به آسمان رفته بود، بدو رسيد.
در نامه نوشته شده بود: «يهوه، خداي پدرت یهوشافاط و به طريقهاي آسا پادشاه يهودا سلوک ننمودي، بلکه به طريق پادشاهان اسرائيل رفتار نموده، يهودا و ساکنان اورشليم را اغوا نمودي که موافق زناکاري خاندان آخاب مرتکب زنا بشوند و برادران خويش را نيز از خاندان پدرت که از تو نيکوتر بودند به قتل رساندي. همانا خداوند قومت و پسرانت و زنانت و تمامي اموالت را به بلاي عظيم مبتلا خواهد ساخت». (دوم تواریخ 21: 12- 14)
ايلياي نبي پس از رحلتش چگونه مخبر شد که بر زمين چه ميگذرد؟ و چگونه نامه خود را به يهورام فرستاد؟
☦@LessonsOrthodox
در پایان می خواستم یک آیه هم از انجیل لوقا باب 2 آیه35 در خصوص شفاعت مریم بگویم.
شمشیر در قلب تو فرو خواهد رفت (اشاره بر درد مریم مقدس در مصلوب شدن پسرش) و اندیشهای دلهای بسیاری آشکار خواهد شد. (اشاره به شفاعت خواستن ایمانداران از مریم مقدس)
این قسمت هم تاییدی عالی از شفاعت مریم مادر خدا و انجیلی بودن این تعلیم می باشد:
اولین شفاعت عهد جدید هم در انجیل یوحنا در عروسی قانای جلیل ثبت شده که مادر خدا برای شراب از خداوند درخواست کرد! که البته این هم اشاره به شراب خون مقدس خود مسیح برای کفاره گناهان ما بوده است. و مسیح به درخواست مادرش با اینکه زمانش نرسیده بود لبیک گفت و نشان داد با اینکه خداست کلام مادرش چه جایگاه بالایی نزد او دارد.
🌼ای مادر خداوندمان مریم مقدس، ای رسولان برگزیده و متبارک خداوند، ای فرشتگانی که هر روزه روی خداوند را می بینید، ای شهیدانی که با خون خود بذر کلیسا شدید برای کلیسای خداوند، برای مریضان، اسیران، نیازمندان و همه مردم دنیا پیش خداوندمان عیسی مسیح برای ما شفاعت فرمایید.
آرتین
☦@LessonsOrthodox
شمشیر در قلب تو فرو خواهد رفت (اشاره بر درد مریم مقدس در مصلوب شدن پسرش) و اندیشهای دلهای بسیاری آشکار خواهد شد. (اشاره به شفاعت خواستن ایمانداران از مریم مقدس)
این قسمت هم تاییدی عالی از شفاعت مریم مادر خدا و انجیلی بودن این تعلیم می باشد:
اولین شفاعت عهد جدید هم در انجیل یوحنا در عروسی قانای جلیل ثبت شده که مادر خدا برای شراب از خداوند درخواست کرد! که البته این هم اشاره به شراب خون مقدس خود مسیح برای کفاره گناهان ما بوده است. و مسیح به درخواست مادرش با اینکه زمانش نرسیده بود لبیک گفت و نشان داد با اینکه خداست کلام مادرش چه جایگاه بالایی نزد او دارد.
🌼ای مادر خداوندمان مریم مقدس، ای رسولان برگزیده و متبارک خداوند، ای فرشتگانی که هر روزه روی خداوند را می بینید، ای شهیدانی که با خون خود بذر کلیسا شدید برای کلیسای خداوند، برای مریضان، اسیران، نیازمندان و همه مردم دنیا پیش خداوندمان عیسی مسیح برای ما شفاعت فرمایید.
آرتین
☦@LessonsOrthodox
خداوندا بر ما رحم فرما!
《به کانال تلگرامی "دعاهای ارتدوکس" خوش آمدید》
کانال تلگرامی ایرانیان ارتدوکس:
@ORTHODOXIRAN
وبسایت ما:
oodegr.com/persia/persian.htm
صفحه اینستاگرام:
instagram.com/Orthodoxiran
https://news.1rj.ru/str/Rudder_Church
《به کانال تلگرامی "دعاهای ارتدوکس" خوش آمدید》
کانال تلگرامی ایرانیان ارتدوکس:
@ORTHODOXIRAN
وبسایت ما:
oodegr.com/persia/persian.htm
صفحه اینستاگرام:
instagram.com/Orthodoxiran
https://news.1rj.ru/str/Rudder_Church
Telegram
⛪ سکان کلیسا⛪
خداوندا بر ما رحم فرما!
《به کانال تلگرامی "دعاهای ارتدوکس" خوش آمدید》
کانال تلگرامی ایران ارتدوکس:
@ORTHODOXIRAN
وبسایت ما:
oodegr.com/persia/persian.htm
صفحه اینستاگرام:
instagram.com/Orthodoxiran
《به کانال تلگرامی "دعاهای ارتدوکس" خوش آمدید》
کانال تلگرامی ایران ارتدوکس:
@ORTHODOXIRAN
وبسایت ما:
oodegr.com/persia/persian.htm
صفحه اینستاگرام:
instagram.com/Orthodoxiran
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔆بخش1 - ایمان یک مسیحی ارتدوکس
🔸فصل 8 - فرشتگان خلقت دست خدا
✅ در بند ۱ از اعتقادنامۀ نیقیه، مفهوم این عبارت که خدا خالق تمام چیزهای «پیدا و ناپیدا» میباشد، چیست؟ این چیزهای «ناپیدا» که خدا خلق نموده، چیستند؟ آیا آنها را میشناسیم؟
برای ما انسانها چیزهای ناپیدا همان مخلوقات مادی، یا بهعبارتی چیزهایی نیست که با حکمت خالق به انسان داده شده و انسان با پیشرفت علم دارد به کشف آنها دست مییابد یا حتی قادر به کشف آنها میباشد، نظیر ستارگان، سیارات یا عناصر ریز عالم میکروسکپی.
موجودات ناپیدا که این اعتقادنامه بدانها اشاره میکند، مخلوقات دنیای روحانی میباشند که ما با چشمان جسمانی خود قادر به دیدن آنها نیستیم. این مخلوقات روحانی همان فرشتگان (یا دنیای فرشتگان) میباشد.
✅ از آنجایی که قادر به دیدن آنها نیستیم، چطور این را میدانیم؟
کتابمقدس ایشان را بر ما آشکار ساخته است. در مورد وجود فرشتگان، شهادتهایی نیز از انسانها موجود است که نشان میدهد فرشتگان بر ایشان ظاهر شدهاند.
✅ از آنجایی که اینها موجوداتی روحانی هستند و قابل مشاهده نمیباشند، پس چگونه انسانها موفق به دیدن آنها شدند؟
موضوع فرشتگان پرسشهای بسیاری را در ذهن ما بهوجود میآورد. بنابراین، نخست اجازه بدهید ببینیم که فرشتگان چه هستند.
اینکه فرشتگان روح هستند، مطلبی است که داوود نبی و پولس رسول مورد تأیید قرار میدهند: «خداوند را متبارک بخوان... تو بادها را فرستادگان خویش میگردانی» (مزمور ١٠٤ :۱ و ۴)؛ و «همۀ فرشتگان خدا او را بپرستند» (عبرانیان ١ :۶).
طبیعت فرشتگان مانند طبیعتی است که ما انسانها پس از داوری نهایی جهان خواهیم داشت (متی ٢٥ :۳۱-۴۶)، پس از آنکه بدن ما در وضعیتی روحانی برخیزد و با روحمان بپیوندد، تا از آن پس در پادشاهی خدا زیست کند. این را میدانیم چون خداوندگار فرمود انسانها پس از قیامت «همچون فرشتگان آسمان» خواهند بود (متی ٢٢ :۳۰).
بدن فرشتگان روحانی است، اما ایشان در معنای مطلق، روحهایی صرف نیستند، مانند خدا. پس ما انسانها قادر به دیدن آنها نیستیم، اما ظاهراً ایشان بهنحوی با خصوصیاتی مشابه انسانها، دارای جسم میباشند، زیرا هنگامی که در قالب انسان ظاهر میگردند، ما انسانها میتوانیم ایشان را ببینیم (م.ک. داوران ٥ :۱۳؛ ایوب ٥ :۴-۶). اما ایشان قطعاً در وضعیتی بهتر از ما انسانها قرار دارند. پولس رسول در نامه به عبرانیان آنچه را که داوود نبی در زمانهای قدیم گفته بود، تأیید میکند: «او را اندکی کمتر از فرشتگان ساختی» (مزمور ٨ :۵؛ عبرانیان ٢ :۷).
بهخاطر این حقیقت که خدا انسان را «به صورت خود و شبیه خود» آفرید (پیدایش ١ :۲۶)- همانطور که بعداً خواهیم دید- بهنظر میرسد که او فرشتگان را نیز «به صورت خود و شبیه خود» آفرید. به بیانی دیگر، به ایشان قدرت داد که شبیه او شوند، پس تا حدی این امکان وجود دارد که مخلوقات شبیه خالق شوند. خدا فرشتگان را با ارادۀ آزاد آفرید. ایشان میتوانستند در مصاحبت با خدا و اطاعت از ارادۀ او باقی بمانند، همچنین میتوانستند از او جدا شوند: کاری که سایر فرشتگان انجام دادند که دربارۀ آنها بعداً بحث خواهیم کرد. آنانی که در اطاعت از خدا ثابتقدم ماندند، تقدسی پایدار دریافت نمودند؛ به همین علت به آنها فرشتگان مقدس میگوییم. فرشتگان چون روح هستند، نمیمیرند و جاودان هستند، از آنجایی که روح انسان نیز نمیمیرد، بلکه تا ابد زیست میکند (م.ک. متی ٢٥ :۴۶).
✅ فرشتگان در چه زمانی خلق شدند؟ آیا این را میدانیم؟
ما از ایوب ٣٨ :۷ پی میبریم که فرشتگان را خدا قبل از آفرینش دنیای مادی، ستارگان، خورشید، زمین و غیره، آفرید. خداوند بر ایوب چنین مکشوف ساخت: «آنگاه که ستارگان صبح با هم سرود خواندند، و پسران خدا همگی فریاد شادی سر دادند.» بنابراین، زمانی که خدا ستارگان را آفرید، فرشتگان وجود داشتند.
بر اساس این آیه و سایر بخشهای کتابمقدس، پی میبریم که فرشتگان هرآنچه را که خدا میخواست خلق کند، نمیدانند، بلکه تنها چیزهایی را میدانند که خدا بر ایشان آشکار ساخته و مرتبط با خدمتی است که به ایشان محول کرده بود. بهعنوان مثال، فرشتگان نمیدانند بازگشت خداوندگار و داوری دنیا در چه زمانی اتفاق خواهد افتاد: «هیچکس آن روز و ساعت را نمیداند جز پدر؛ حتی فرشتگان آسمان و پسر نیز از آن آگاه نیستند» (متی ٢٤ :۳۶).
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔆بخش1 - ایمان یک مسیحی ارتدوکس
🔸فصل 8 - فرشتگان خلقت دست خدا
✅ در بند ۱ از اعتقادنامۀ نیقیه، مفهوم این عبارت که خدا خالق تمام چیزهای «پیدا و ناپیدا» میباشد، چیست؟ این چیزهای «ناپیدا» که خدا خلق نموده، چیستند؟ آیا آنها را میشناسیم؟
برای ما انسانها چیزهای ناپیدا همان مخلوقات مادی، یا بهعبارتی چیزهایی نیست که با حکمت خالق به انسان داده شده و انسان با پیشرفت علم دارد به کشف آنها دست مییابد یا حتی قادر به کشف آنها میباشد، نظیر ستارگان، سیارات یا عناصر ریز عالم میکروسکپی.
موجودات ناپیدا که این اعتقادنامه بدانها اشاره میکند، مخلوقات دنیای روحانی میباشند که ما با چشمان جسمانی خود قادر به دیدن آنها نیستیم. این مخلوقات روحانی همان فرشتگان (یا دنیای فرشتگان) میباشد.
✅ از آنجایی که قادر به دیدن آنها نیستیم، چطور این را میدانیم؟
کتابمقدس ایشان را بر ما آشکار ساخته است. در مورد وجود فرشتگان، شهادتهایی نیز از انسانها موجود است که نشان میدهد فرشتگان بر ایشان ظاهر شدهاند.
✅ از آنجایی که اینها موجوداتی روحانی هستند و قابل مشاهده نمیباشند، پس چگونه انسانها موفق به دیدن آنها شدند؟
موضوع فرشتگان پرسشهای بسیاری را در ذهن ما بهوجود میآورد. بنابراین، نخست اجازه بدهید ببینیم که فرشتگان چه هستند.
اینکه فرشتگان روح هستند، مطلبی است که داوود نبی و پولس رسول مورد تأیید قرار میدهند: «خداوند را متبارک بخوان... تو بادها را فرستادگان خویش میگردانی» (مزمور ١٠٤ :۱ و ۴)؛ و «همۀ فرشتگان خدا او را بپرستند» (عبرانیان ١ :۶).
طبیعت فرشتگان مانند طبیعتی است که ما انسانها پس از داوری نهایی جهان خواهیم داشت (متی ٢٥ :۳۱-۴۶)، پس از آنکه بدن ما در وضعیتی روحانی برخیزد و با روحمان بپیوندد، تا از آن پس در پادشاهی خدا زیست کند. این را میدانیم چون خداوندگار فرمود انسانها پس از قیامت «همچون فرشتگان آسمان» خواهند بود (متی ٢٢ :۳۰).
بدن فرشتگان روحانی است، اما ایشان در معنای مطلق، روحهایی صرف نیستند، مانند خدا. پس ما انسانها قادر به دیدن آنها نیستیم، اما ظاهراً ایشان بهنحوی با خصوصیاتی مشابه انسانها، دارای جسم میباشند، زیرا هنگامی که در قالب انسان ظاهر میگردند، ما انسانها میتوانیم ایشان را ببینیم (م.ک. داوران ٥ :۱۳؛ ایوب ٥ :۴-۶). اما ایشان قطعاً در وضعیتی بهتر از ما انسانها قرار دارند. پولس رسول در نامه به عبرانیان آنچه را که داوود نبی در زمانهای قدیم گفته بود، تأیید میکند: «او را اندکی کمتر از فرشتگان ساختی» (مزمور ٨ :۵؛ عبرانیان ٢ :۷).
بهخاطر این حقیقت که خدا انسان را «به صورت خود و شبیه خود» آفرید (پیدایش ١ :۲۶)- همانطور که بعداً خواهیم دید- بهنظر میرسد که او فرشتگان را نیز «به صورت خود و شبیه خود» آفرید. به بیانی دیگر، به ایشان قدرت داد که شبیه او شوند، پس تا حدی این امکان وجود دارد که مخلوقات شبیه خالق شوند. خدا فرشتگان را با ارادۀ آزاد آفرید. ایشان میتوانستند در مصاحبت با خدا و اطاعت از ارادۀ او باقی بمانند، همچنین میتوانستند از او جدا شوند: کاری که سایر فرشتگان انجام دادند که دربارۀ آنها بعداً بحث خواهیم کرد. آنانی که در اطاعت از خدا ثابتقدم ماندند، تقدسی پایدار دریافت نمودند؛ به همین علت به آنها فرشتگان مقدس میگوییم. فرشتگان چون روح هستند، نمیمیرند و جاودان هستند، از آنجایی که روح انسان نیز نمیمیرد، بلکه تا ابد زیست میکند (م.ک. متی ٢٥ :۴۶).
✅ فرشتگان در چه زمانی خلق شدند؟ آیا این را میدانیم؟
ما از ایوب ٣٨ :۷ پی میبریم که فرشتگان را خدا قبل از آفرینش دنیای مادی، ستارگان، خورشید، زمین و غیره، آفرید. خداوند بر ایوب چنین مکشوف ساخت: «آنگاه که ستارگان صبح با هم سرود خواندند، و پسران خدا همگی فریاد شادی سر دادند.» بنابراین، زمانی که خدا ستارگان را آفرید، فرشتگان وجود داشتند.
بر اساس این آیه و سایر بخشهای کتابمقدس، پی میبریم که فرشتگان هرآنچه را که خدا میخواست خلق کند، نمیدانند، بلکه تنها چیزهایی را میدانند که خدا بر ایشان آشکار ساخته و مرتبط با خدمتی است که به ایشان محول کرده بود. بهعنوان مثال، فرشتگان نمیدانند بازگشت خداوندگار و داوری دنیا در چه زمانی اتفاق خواهد افتاد: «هیچکس آن روز و ساعت را نمیداند جز پدر؛ حتی فرشتگان آسمان و پسر نیز از آن آگاه نیستند» (متی ٢٤ :۳۶).
☦@LessonsOrthodox