📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔆بخش1 - ایمان یک مسیحی ارتدوکس
🔸فصل 8 - فرشتگان خلقت دست خدا
✅ در بند ۱ از اعتقادنامۀ نیقیه، مفهوم این عبارت که خدا خالق تمام چیزهای «پیدا و ناپیدا» میباشد، چیست؟ این چیزهای «ناپیدا» که خدا خلق نموده، چیستند؟ آیا آنها را میشناسیم؟
برای ما انسانها چیزهای ناپیدا همان مخلوقات مادی، یا بهعبارتی چیزهایی نیست که با حکمت خالق به انسان داده شده و انسان با پیشرفت علم دارد به کشف آنها دست مییابد یا حتی قادر به کشف آنها میباشد، نظیر ستارگان، سیارات یا عناصر ریز عالم میکروسکپی.
موجودات ناپیدا که این اعتقادنامه بدانها اشاره میکند، مخلوقات دنیای روحانی میباشند که ما با چشمان جسمانی خود قادر به دیدن آنها نیستیم. این مخلوقات روحانی همان فرشتگان (یا دنیای فرشتگان) میباشد.
✅ از آنجایی که قادر به دیدن آنها نیستیم، چطور این را میدانیم؟
کتابمقدس ایشان را بر ما آشکار ساخته است. در مورد وجود فرشتگان، شهادتهایی نیز از انسانها موجود است که نشان میدهد فرشتگان بر ایشان ظاهر شدهاند.
✅ از آنجایی که اینها موجوداتی روحانی هستند و قابل مشاهده نمیباشند، پس چگونه انسانها موفق به دیدن آنها شدند؟
موضوع فرشتگان پرسشهای بسیاری را در ذهن ما بهوجود میآورد. بنابراین، نخست اجازه بدهید ببینیم که فرشتگان چه هستند.
اینکه فرشتگان روح هستند، مطلبی است که داوود نبی و پولس رسول مورد تأیید قرار میدهند: «خداوند را متبارک بخوان... تو بادها را فرستادگان خویش میگردانی» (مزمور ١٠٤ :۱ و ۴)؛ و «همۀ فرشتگان خدا او را بپرستند» (عبرانیان ١ :۶).
طبیعت فرشتگان مانند طبیعتی است که ما انسانها پس از داوری نهایی جهان خواهیم داشت (متی ٢٥ :۳۱-۴۶)، پس از آنکه بدن ما در وضعیتی روحانی برخیزد و با روحمان بپیوندد، تا از آن پس در پادشاهی خدا زیست کند. این را میدانیم چون خداوندگار فرمود انسانها پس از قیامت «همچون فرشتگان آسمان» خواهند بود (متی ٢٢ :۳۰).
بدن فرشتگان روحانی است، اما ایشان در معنای مطلق، روحهایی صرف نیستند، مانند خدا. پس ما انسانها قادر به دیدن آنها نیستیم، اما ظاهراً ایشان بهنحوی با خصوصیاتی مشابه انسانها، دارای جسم میباشند، زیرا هنگامی که در قالب انسان ظاهر میگردند، ما انسانها میتوانیم ایشان را ببینیم (م.ک. داوران ٥ :۱۳؛ ایوب ٥ :۴-۶). اما ایشان قطعاً در وضعیتی بهتر از ما انسانها قرار دارند. پولس رسول در نامه به عبرانیان آنچه را که داوود نبی در زمانهای قدیم گفته بود، تأیید میکند: «او را اندکی کمتر از فرشتگان ساختی» (مزمور ٨ :۵؛ عبرانیان ٢ :۷).
بهخاطر این حقیقت که خدا انسان را «به صورت خود و شبیه خود» آفرید (پیدایش ١ :۲۶)- همانطور که بعداً خواهیم دید- بهنظر میرسد که او فرشتگان را نیز «به صورت خود و شبیه خود» آفرید. به بیانی دیگر، به ایشان قدرت داد که شبیه او شوند، پس تا حدی این امکان وجود دارد که مخلوقات شبیه خالق شوند. خدا فرشتگان را با ارادۀ آزاد آفرید. ایشان میتوانستند در مصاحبت با خدا و اطاعت از ارادۀ او باقی بمانند، همچنین میتوانستند از او جدا شوند: کاری که سایر فرشتگان انجام دادند که دربارۀ آنها بعداً بحث خواهیم کرد. آنانی که در اطاعت از خدا ثابتقدم ماندند، تقدسی پایدار دریافت نمودند؛ به همین علت به آنها فرشتگان مقدس میگوییم. فرشتگان چون روح هستند، نمیمیرند و جاودان هستند، از آنجایی که روح انسان نیز نمیمیرد، بلکه تا ابد زیست میکند (م.ک. متی ٢٥ :۴۶).
✅ فرشتگان در چه زمانی خلق شدند؟ آیا این را میدانیم؟
ما از ایوب ٣٨ :۷ پی میبریم که فرشتگان را خدا قبل از آفرینش دنیای مادی، ستارگان، خورشید، زمین و غیره، آفرید. خداوند بر ایوب چنین مکشوف ساخت: «آنگاه که ستارگان صبح با هم سرود خواندند، و پسران خدا همگی فریاد شادی سر دادند.» بنابراین، زمانی که خدا ستارگان را آفرید، فرشتگان وجود داشتند.
بر اساس این آیه و سایر بخشهای کتابمقدس، پی میبریم که فرشتگان هرآنچه را که خدا میخواست خلق کند، نمیدانند، بلکه تنها چیزهایی را میدانند که خدا بر ایشان آشکار ساخته و مرتبط با خدمتی است که به ایشان محول کرده بود. بهعنوان مثال، فرشتگان نمیدانند بازگشت خداوندگار و داوری دنیا در چه زمانی اتفاق خواهد افتاد: «هیچکس آن روز و ساعت را نمیداند جز پدر؛ حتی فرشتگان آسمان و پسر نیز از آن آگاه نیستند» (متی ٢٤ :۳۶).
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔆بخش1 - ایمان یک مسیحی ارتدوکس
🔸فصل 8 - فرشتگان خلقت دست خدا
✅ در بند ۱ از اعتقادنامۀ نیقیه، مفهوم این عبارت که خدا خالق تمام چیزهای «پیدا و ناپیدا» میباشد، چیست؟ این چیزهای «ناپیدا» که خدا خلق نموده، چیستند؟ آیا آنها را میشناسیم؟
برای ما انسانها چیزهای ناپیدا همان مخلوقات مادی، یا بهعبارتی چیزهایی نیست که با حکمت خالق به انسان داده شده و انسان با پیشرفت علم دارد به کشف آنها دست مییابد یا حتی قادر به کشف آنها میباشد، نظیر ستارگان، سیارات یا عناصر ریز عالم میکروسکپی.
موجودات ناپیدا که این اعتقادنامه بدانها اشاره میکند، مخلوقات دنیای روحانی میباشند که ما با چشمان جسمانی خود قادر به دیدن آنها نیستیم. این مخلوقات روحانی همان فرشتگان (یا دنیای فرشتگان) میباشد.
✅ از آنجایی که قادر به دیدن آنها نیستیم، چطور این را میدانیم؟
کتابمقدس ایشان را بر ما آشکار ساخته است. در مورد وجود فرشتگان، شهادتهایی نیز از انسانها موجود است که نشان میدهد فرشتگان بر ایشان ظاهر شدهاند.
✅ از آنجایی که اینها موجوداتی روحانی هستند و قابل مشاهده نمیباشند، پس چگونه انسانها موفق به دیدن آنها شدند؟
موضوع فرشتگان پرسشهای بسیاری را در ذهن ما بهوجود میآورد. بنابراین، نخست اجازه بدهید ببینیم که فرشتگان چه هستند.
اینکه فرشتگان روح هستند، مطلبی است که داوود نبی و پولس رسول مورد تأیید قرار میدهند: «خداوند را متبارک بخوان... تو بادها را فرستادگان خویش میگردانی» (مزمور ١٠٤ :۱ و ۴)؛ و «همۀ فرشتگان خدا او را بپرستند» (عبرانیان ١ :۶).
طبیعت فرشتگان مانند طبیعتی است که ما انسانها پس از داوری نهایی جهان خواهیم داشت (متی ٢٥ :۳۱-۴۶)، پس از آنکه بدن ما در وضعیتی روحانی برخیزد و با روحمان بپیوندد، تا از آن پس در پادشاهی خدا زیست کند. این را میدانیم چون خداوندگار فرمود انسانها پس از قیامت «همچون فرشتگان آسمان» خواهند بود (متی ٢٢ :۳۰).
بدن فرشتگان روحانی است، اما ایشان در معنای مطلق، روحهایی صرف نیستند، مانند خدا. پس ما انسانها قادر به دیدن آنها نیستیم، اما ظاهراً ایشان بهنحوی با خصوصیاتی مشابه انسانها، دارای جسم میباشند، زیرا هنگامی که در قالب انسان ظاهر میگردند، ما انسانها میتوانیم ایشان را ببینیم (م.ک. داوران ٥ :۱۳؛ ایوب ٥ :۴-۶). اما ایشان قطعاً در وضعیتی بهتر از ما انسانها قرار دارند. پولس رسول در نامه به عبرانیان آنچه را که داوود نبی در زمانهای قدیم گفته بود، تأیید میکند: «او را اندکی کمتر از فرشتگان ساختی» (مزمور ٨ :۵؛ عبرانیان ٢ :۷).
بهخاطر این حقیقت که خدا انسان را «به صورت خود و شبیه خود» آفرید (پیدایش ١ :۲۶)- همانطور که بعداً خواهیم دید- بهنظر میرسد که او فرشتگان را نیز «به صورت خود و شبیه خود» آفرید. به بیانی دیگر، به ایشان قدرت داد که شبیه او شوند، پس تا حدی این امکان وجود دارد که مخلوقات شبیه خالق شوند. خدا فرشتگان را با ارادۀ آزاد آفرید. ایشان میتوانستند در مصاحبت با خدا و اطاعت از ارادۀ او باقی بمانند، همچنین میتوانستند از او جدا شوند: کاری که سایر فرشتگان انجام دادند که دربارۀ آنها بعداً بحث خواهیم کرد. آنانی که در اطاعت از خدا ثابتقدم ماندند، تقدسی پایدار دریافت نمودند؛ به همین علت به آنها فرشتگان مقدس میگوییم. فرشتگان چون روح هستند، نمیمیرند و جاودان هستند، از آنجایی که روح انسان نیز نمیمیرد، بلکه تا ابد زیست میکند (م.ک. متی ٢٥ :۴۶).
✅ فرشتگان در چه زمانی خلق شدند؟ آیا این را میدانیم؟
ما از ایوب ٣٨ :۷ پی میبریم که فرشتگان را خدا قبل از آفرینش دنیای مادی، ستارگان، خورشید، زمین و غیره، آفرید. خداوند بر ایوب چنین مکشوف ساخت: «آنگاه که ستارگان صبح با هم سرود خواندند، و پسران خدا همگی فریاد شادی سر دادند.» بنابراین، زمانی که خدا ستارگان را آفرید، فرشتگان وجود داشتند.
بر اساس این آیه و سایر بخشهای کتابمقدس، پی میبریم که فرشتگان هرآنچه را که خدا میخواست خلق کند، نمیدانند، بلکه تنها چیزهایی را میدانند که خدا بر ایشان آشکار ساخته و مرتبط با خدمتی است که به ایشان محول کرده بود. بهعنوان مثال، فرشتگان نمیدانند بازگشت خداوندگار و داوری دنیا در چه زمانی اتفاق خواهد افتاد: «هیچکس آن روز و ساعت را نمیداند جز پدر؛ حتی فرشتگان آسمان و پسر نیز از آن آگاه نیستند» (متی ٢٤ :۳۶).
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ تعداد فرشتگان چقدر است؟
فرشتگان «سرشماری» نشدهاند! کتابمقدس بهطور کلی صحبت از شمار زیادی از فرشتگان مقدس میکند:
«بلکه به کوه صَهیون نزدیک آمدهاید، به اورشلیم آسمانی که شهر خدای زنده است. به جمع شادمانۀ هزاران هزار فرشته آمدهاید» (عبرانیان ١٢ :۲۲).
«هان، خداوند با هزاران هزار فرشتۀ مقدّس خود میآید...» (یهودا ۱۴).
«... و صدای خیل فرشتگان را شنیدم که گرداگرد آن تخت فراهم آمده بودند...شمار آنها از هزاران هزار و کُرورها کُرور بیشتر بود...» (مکاشفه ٥ :۱۱). بر طبق گفتۀ پدران کلیسا، تعداد فرشتگان باید بیشتر از انسانهایی باشد که تا روز داوری نهایی جهان روی زمین زندگی خواهند کرد. پدران کلیسا از روی خدمتی که خدا به فرشتگان محول کرده، به این نتیجه رسیدند.
✅ این خدمت چیست؟ به بیانی دیگر، کار فرشتگان چیست؟
بر طبق آنچه کتابمقدس بر ما آشکار میسازد، برخی از کارهای فرشتگان عبارتند از:
* ایشان در برکت و شادی خدا شریک هستند و خدای تثلیث را جلال میدهند، آنهم به صورت آیین نیایش، همانطور که شبانان در شب ولادت مسیحِ نجاتدهنده، آنها را در بیت لحم مشاهده کردند: «ناگاه گروهی عظیم از لشکریان آسمان ظاهر شدند که همراه آن فرشته در ستایش خدا میگفتند: ”جلال بر خدا در عرش برین، و صلح و سلامت بر مردمانی که بر زمین مورد لطف اویند!“» (لوقا ٢ :۱۳-۱۴). اشعیای نبی نیز شنید که فرشتگان گرداگرد تخت خدا میسرایند و میگویند: «قدوس، قدوس، قدوس است خداوندِ لشکرها؛ تمامی زمین از جلال او مملو است» (اشعیا ٦ :۳). این سرود فرشتگان است که ما نیز آن را در هر آیین نیایش میخوانیم.
* ایشان فرمانهای خدا را به انجام میرسانند و پیغام او را منتقل میسازند:
جبرائیل، فرشتۀ اعظم، این پیغام شادیبخش را به مریم میدهد که او بهروشی فوقطبیعی عیسی را به دنیا خواهد آورد (م.ک. لوقا ١ :۲۶-۳۸).
فرشتۀ خدا بر شبانان در بیت لحم ظاهر میشود و به ایشان اعلان میکند: «...زیرا بشارتی برایتان دارم، خبری بس شادیبخش... امروز ... نجاتدهندهای برای شما به دنیا آمد. او خداوندْ مسیح است» (لوقا ٢ :۱۰-۱۱).
* خدا آنها را میفرستد تا به افرادی که برای نجات خود میجنگند، یاری رسانند. پولس رسول مینویسد که فرشتگان مقدس «...جملگی روحهایی خدمتگزار [هستند] که برای خدمت به وارثان آیندۀ نجات فرستاده میشوند» (عبرانیان ١ :۱۴؛ همچنین اعمال ١٠ :۳-۶).
* آنها دعاهای ایمانداران را به خدا گزارش میدهند. رافائیل فرشته بر طوبیت و پسرش طوبیا آشکار شده، گفت: «من رافائیل هستم، یکی از هفت فرشتهای که هر دم آمادهاند تا به ساحت مجد خداوند درآیند» (طوبیت ١٢ :۱۵).
* آنها ایمانداران را از انواع خطرها محافظت میکنند، مانند فرشتهای که شبهنگام وارد زندان شد تا پطرس رسول را که هیرودیس قصد کشتنش را داشت، آزاد سازد (م.ک. اعمال ١٢ :۷-۱۱ و ٥ :۱۹، ۲۷، ۲۳-۲۴). همچنین مردم را از نفوذ شیطان میرهانند (م.ک. طوبیت ۱۲:۱۲).
* آنها روح ایمانداران را همراهی میکنند، آن هنگام که جسم خود را ترک میکنند و به آسمان و نزد خدا میروند: «باری، آن فقیر مُرد و فرشتگان او را به جوار ابراهیم بردند.» (لوقا ١٦ :۲۲).
* فرشتگان در بسیاری از وقایع زندگی خداوندگار شرکت داشتند (م.ک. متی ١ :۲۰، ٢ :۱۳، ٤ :۱۱؛ لوقا ٢٢ :۴۳؛ یوحنا ٢٠ :۱۲؛ اعمال ١ :۱۰-۱۱ و غیره).
✅کمی پیش خواندیم که رافائیل فرشته به طوبیت گفت: « من یکی از هفت فرشتهای که هر دم آمادهاند تا به ساحت مجد خداوند درآیند.» آیا این بدین معناست که یک سلسله مراتب خاص از فرشتگان و با رسالتهای مخصوص وجود دارد؟
از آیات کتابمقدس- عهدقدیم و عهدجدید- میتوان نتیجهگیری کرد که در دنیای ارواح آسمانی، یک نظام یا سلسله مراتب وجود دارد. اشارههایی شده به:
«... سردار لشکر خداوند...» (یوشع ٥ :۱۴).
«رئیس بزرگ، میکائیل» (دانیال ١٢ :۱ و م.ک. یهودا ۹).
«فرشتگان اعظم» مانند میکائیل و جبرائیل.
«کروبیان» (اشعیا ٣٧ :۱۶)
«سَرافین» (اشعیا ٦ :۲)
همۀ اینها زیر نُه طبقه قرار میگیرند: کروبیان، سرافین، تختها، فرشتگان اعظم، فرشتگان، حاکمیتها، ریاستها، قدرتها و نیروها (افسسیان ١ :۲۱، ٣ :۱۰؛ کولسیان ١ :۱۶؛ ۱-تسالونیکیان ٤ :۱۶ و غیره).
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ تعداد فرشتگان چقدر است؟
فرشتگان «سرشماری» نشدهاند! کتابمقدس بهطور کلی صحبت از شمار زیادی از فرشتگان مقدس میکند:
«بلکه به کوه صَهیون نزدیک آمدهاید، به اورشلیم آسمانی که شهر خدای زنده است. به جمع شادمانۀ هزاران هزار فرشته آمدهاید» (عبرانیان ١٢ :۲۲).
«هان، خداوند با هزاران هزار فرشتۀ مقدّس خود میآید...» (یهودا ۱۴).
«... و صدای خیل فرشتگان را شنیدم که گرداگرد آن تخت فراهم آمده بودند...شمار آنها از هزاران هزار و کُرورها کُرور بیشتر بود...» (مکاشفه ٥ :۱۱). بر طبق گفتۀ پدران کلیسا، تعداد فرشتگان باید بیشتر از انسانهایی باشد که تا روز داوری نهایی جهان روی زمین زندگی خواهند کرد. پدران کلیسا از روی خدمتی که خدا به فرشتگان محول کرده، به این نتیجه رسیدند.
✅ این خدمت چیست؟ به بیانی دیگر، کار فرشتگان چیست؟
بر طبق آنچه کتابمقدس بر ما آشکار میسازد، برخی از کارهای فرشتگان عبارتند از:
* ایشان در برکت و شادی خدا شریک هستند و خدای تثلیث را جلال میدهند، آنهم به صورت آیین نیایش، همانطور که شبانان در شب ولادت مسیحِ نجاتدهنده، آنها را در بیت لحم مشاهده کردند: «ناگاه گروهی عظیم از لشکریان آسمان ظاهر شدند که همراه آن فرشته در ستایش خدا میگفتند: ”جلال بر خدا در عرش برین، و صلح و سلامت بر مردمانی که بر زمین مورد لطف اویند!“» (لوقا ٢ :۱۳-۱۴). اشعیای نبی نیز شنید که فرشتگان گرداگرد تخت خدا میسرایند و میگویند: «قدوس، قدوس، قدوس است خداوندِ لشکرها؛ تمامی زمین از جلال او مملو است» (اشعیا ٦ :۳). این سرود فرشتگان است که ما نیز آن را در هر آیین نیایش میخوانیم.
* ایشان فرمانهای خدا را به انجام میرسانند و پیغام او را منتقل میسازند:
جبرائیل، فرشتۀ اعظم، این پیغام شادیبخش را به مریم میدهد که او بهروشی فوقطبیعی عیسی را به دنیا خواهد آورد (م.ک. لوقا ١ :۲۶-۳۸).
فرشتۀ خدا بر شبانان در بیت لحم ظاهر میشود و به ایشان اعلان میکند: «...زیرا بشارتی برایتان دارم، خبری بس شادیبخش... امروز ... نجاتدهندهای برای شما به دنیا آمد. او خداوندْ مسیح است» (لوقا ٢ :۱۰-۱۱).
* خدا آنها را میفرستد تا به افرادی که برای نجات خود میجنگند، یاری رسانند. پولس رسول مینویسد که فرشتگان مقدس «...جملگی روحهایی خدمتگزار [هستند] که برای خدمت به وارثان آیندۀ نجات فرستاده میشوند» (عبرانیان ١ :۱۴؛ همچنین اعمال ١٠ :۳-۶).
* آنها دعاهای ایمانداران را به خدا گزارش میدهند. رافائیل فرشته بر طوبیت و پسرش طوبیا آشکار شده، گفت: «من رافائیل هستم، یکی از هفت فرشتهای که هر دم آمادهاند تا به ساحت مجد خداوند درآیند» (طوبیت ١٢ :۱۵).
* آنها ایمانداران را از انواع خطرها محافظت میکنند، مانند فرشتهای که شبهنگام وارد زندان شد تا پطرس رسول را که هیرودیس قصد کشتنش را داشت، آزاد سازد (م.ک. اعمال ١٢ :۷-۱۱ و ٥ :۱۹، ۲۷، ۲۳-۲۴). همچنین مردم را از نفوذ شیطان میرهانند (م.ک. طوبیت ۱۲:۱۲).
* آنها روح ایمانداران را همراهی میکنند، آن هنگام که جسم خود را ترک میکنند و به آسمان و نزد خدا میروند: «باری، آن فقیر مُرد و فرشتگان او را به جوار ابراهیم بردند.» (لوقا ١٦ :۲۲).
* فرشتگان در بسیاری از وقایع زندگی خداوندگار شرکت داشتند (م.ک. متی ١ :۲۰، ٢ :۱۳، ٤ :۱۱؛ لوقا ٢٢ :۴۳؛ یوحنا ٢٠ :۱۲؛ اعمال ١ :۱۰-۱۱ و غیره).
✅کمی پیش خواندیم که رافائیل فرشته به طوبیت گفت: « من یکی از هفت فرشتهای که هر دم آمادهاند تا به ساحت مجد خداوند درآیند.» آیا این بدین معناست که یک سلسله مراتب خاص از فرشتگان و با رسالتهای مخصوص وجود دارد؟
از آیات کتابمقدس- عهدقدیم و عهدجدید- میتوان نتیجهگیری کرد که در دنیای ارواح آسمانی، یک نظام یا سلسله مراتب وجود دارد. اشارههایی شده به:
«... سردار لشکر خداوند...» (یوشع ٥ :۱۴).
«رئیس بزرگ، میکائیل» (دانیال ١٢ :۱ و م.ک. یهودا ۹).
«فرشتگان اعظم» مانند میکائیل و جبرائیل.
«کروبیان» (اشعیا ٣٧ :۱۶)
«سَرافین» (اشعیا ٦ :۲)
همۀ اینها زیر نُه طبقه قرار میگیرند: کروبیان، سرافین، تختها، فرشتگان اعظم، فرشتگان، حاکمیتها، ریاستها، قدرتها و نیروها (افسسیان ١ :۲۱، ٣ :۱۰؛ کولسیان ١ :۱۶؛ ۱-تسالونیکیان ٤ :۱۶ و غیره).
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ آیا درست است که هر انسانی فرشتۀ نگهبان خود را دارد؟
بله! منابع زیادی وجود دارند که میتوان از آنها به این نتیجه رسید که خدا برای هر فرد ایماندار یک فرشتۀ نگهبان میفرستد تا او را در طول مسیر زندگیاش و تا لحظهای که زنده است، محافظت و هدایت کند، و بعد او را تا آسمان همراهی خواهد کرد (م.ک. متی ١٨ :۱۰). به همین دلیل است که کشیش برای کسی که قرار است تعمید بگیرد، چنین دعا میکند:
«برای زندگی او یک فرشتۀ نور قرار بده تا وی را از هر دام دشمن نجات دهد...» (دعایی که پس از مراسم سوم از اخراج ارواح خبیث خوانده میشود).
البته فرشتۀ نگهبان تنها در صورت درخواست شخص ایماندار، نزدیک او میماند. فرشتۀ نگهبان نیز مانند خدا، به آزادی فرد احترام میگذارد. اگر انسانی با روش زندگی خود یا بیایمانی، به خدا نشان دهد که نمیخواهد فرشته کنار او باشد، قطعا فرشته از او جدا میشود. به همین دلیل است که ایماندار در دعایی خاص از فرشتۀ خود درخواست میکند: «...مرا که یک گناهکارم ترک مکن، مرا بهخاطر افراط و زیادهرویام رها نکن...»
در جلسۀ دعای شبانگاهی (به یونانی: آپودئیپنون= پس از شام) که همان دعای شب ایمانداران است، دعایی خطاب به فرشتۀ نگهبان نیز وجود دارد:
«فرشتۀ مقدس، ناظر روح بیچاره و زندگی تیرهبخت من، منِ گناهکار را رها مکن، مرا بهخاطر زیادهرویهایم ترک منما؛ به شیطان مجال نده که با به دست گرفتن کنترل این بدن فانی، بر من تسلط یابد؛ دست ضعیف و بیچارۀ مرا قوی ساز و مرا به راه نجات هدایت فرما. بله، ای فرشتۀ مقدس خدا، نگهبان و محافظ جان و جسم بیچارۀ من؛ مرا ببخش بهخاطر تمام کارهای ناروایی که در تمام روزهای زندگیام، در حق تو انجام دادهام و تمام گناهانی که تا به امروز مرتکب آنها شدهام؛ امشب مرا پناه بده و در برابر هرگونه سوءاستفادۀ دشمن از من محافظت کن تا با هیچ گناهی، خدایم را خشمگین نسازم؛ نزد خداوند برای من شفاعت کن تا مرا در ترس خود استوار گرداند و به من نشان بده که چطور یک خادمی لایق نیکویی او باشم. آمین.»
ما تنها خدا را پرستش میکنیم. فرشتگان را نمیپرستیم؛ ما صرفاً به ایشان بهعنوان دوستان و محافظین خود که خدا برای ما میفرستد، احترام میگذاریم. به همین دلیل است که با یک تقاضا که هر روز در طول جلسات مقدس کلیسا از خدا میکنیم، از او میخواهیم که برای ما یک فرشته بفرستد: «از خداوند بخواهیم که یک فرشتۀ صلح، راهنمایی وفادار، نگهبانی برای جان و جسممان بفرستد.» ما فرشتۀ نگهبان خود را با احترام، عزت و قدردانی مخاطب قرار میدهیم، نه به شکل پرستش، همان کاری که در مورد خدا انجام میدهیم. با این همه، حتی فرشتگان نمیخواهند و اجازه نمیدهند هرگونه پرستشی را به آنان تقدیم کنیم. حضرت یوحنای الهیدان در کتاب مکاشفه مینویسد: «در این لحظه بود که به پایش افتادم تا او را بپرستم. امّا او به من گفت: ”مبادا چنین کنی! زيرا من با تو و برادران تو که شهادت عیسی را نگاه میدارند، همخدمتم. خدا را بپرست! زیرا شهادت عیسی، روح نبوّت است.“» (مکاشفه ١٩ :۱۰).
✅ من در شمایلهای کلیسا دیدم که فرشتهها بال دارند. آیا در واقعیت نیز چنین است؟
کلیسا در شمایلنگاریها تا حد زیادی از نمادپردازی استفاده میکند. فرشتهها، به عنوان روح، نه بال جسمی دارند، و البته نه نیازی به آن دارند. بال در تصاویر فرشتگان، به این حقیقت اشاره میکند که آنها ارواح آسمانی هستند که در آسمان در حرکت میباشند، مانند پرندگانی که با استفاده از بالهایشان، در آسمان پرواز میکنند.
برخلاف خدا، فرشتگان همه جا حضور ندارند، اما هر کجا که خدا به ایشان امر فرماید، با سرعت نور به آنجا میروند. بهعنوان مثال، ما انسانها برای اینکه با بدن خود حرکت کنیم، نیاز به زمان و یک سری مراحل خاص داریم. اما ذهنمان میتواند ظرف چند ثانیه به دورترین مکانها برود. فرشتگان نیز بهگونهای مشابه و بهعنوان روح حرکت میکنند و فاصله و مسافت برایشان مانع بهوجود نمیآورد.
این سخاوت و خیرخواهی عظیم خداست که برای هر انسانی یک فرشتۀ نگهبان قرار داده و در کنار او جمیع کثیری از فرشتگان گذاشته تا او را خدمت، هدایت و محافظت کنند و امکاناتی برای او فراهم سازند که همچون برنده، به مقصد نهاییاش برسد. ما بهطور خاص در آیین نیایش قدیس باسیل، از خدا بهخاطر این خیرخواهی تشکر میکنیم: «تو خلقت دست خود، انسان را تا ابد رد نکردی، ای خدای نیکو (...) بلکه بهخاطر رحمت محبتآمیزت (...) فرشتگان را نگهبان قرار دادی...». بیایید در طلب این باشیم که ارتباط خود را با فرشتگان مقدس دائماً حفظ کنیم، تا در نبرد روحانی خویش از حفاظت و یاری آنها برخوردار گردیم.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ آیا درست است که هر انسانی فرشتۀ نگهبان خود را دارد؟
بله! منابع زیادی وجود دارند که میتوان از آنها به این نتیجه رسید که خدا برای هر فرد ایماندار یک فرشتۀ نگهبان میفرستد تا او را در طول مسیر زندگیاش و تا لحظهای که زنده است، محافظت و هدایت کند، و بعد او را تا آسمان همراهی خواهد کرد (م.ک. متی ١٨ :۱۰). به همین دلیل است که کشیش برای کسی که قرار است تعمید بگیرد، چنین دعا میکند:
«برای زندگی او یک فرشتۀ نور قرار بده تا وی را از هر دام دشمن نجات دهد...» (دعایی که پس از مراسم سوم از اخراج ارواح خبیث خوانده میشود).
البته فرشتۀ نگهبان تنها در صورت درخواست شخص ایماندار، نزدیک او میماند. فرشتۀ نگهبان نیز مانند خدا، به آزادی فرد احترام میگذارد. اگر انسانی با روش زندگی خود یا بیایمانی، به خدا نشان دهد که نمیخواهد فرشته کنار او باشد، قطعا فرشته از او جدا میشود. به همین دلیل است که ایماندار در دعایی خاص از فرشتۀ خود درخواست میکند: «...مرا که یک گناهکارم ترک مکن، مرا بهخاطر افراط و زیادهرویام رها نکن...»
در جلسۀ دعای شبانگاهی (به یونانی: آپودئیپنون= پس از شام) که همان دعای شب ایمانداران است، دعایی خطاب به فرشتۀ نگهبان نیز وجود دارد:
«فرشتۀ مقدس، ناظر روح بیچاره و زندگی تیرهبخت من، منِ گناهکار را رها مکن، مرا بهخاطر زیادهرویهایم ترک منما؛ به شیطان مجال نده که با به دست گرفتن کنترل این بدن فانی، بر من تسلط یابد؛ دست ضعیف و بیچارۀ مرا قوی ساز و مرا به راه نجات هدایت فرما. بله، ای فرشتۀ مقدس خدا، نگهبان و محافظ جان و جسم بیچارۀ من؛ مرا ببخش بهخاطر تمام کارهای ناروایی که در تمام روزهای زندگیام، در حق تو انجام دادهام و تمام گناهانی که تا به امروز مرتکب آنها شدهام؛ امشب مرا پناه بده و در برابر هرگونه سوءاستفادۀ دشمن از من محافظت کن تا با هیچ گناهی، خدایم را خشمگین نسازم؛ نزد خداوند برای من شفاعت کن تا مرا در ترس خود استوار گرداند و به من نشان بده که چطور یک خادمی لایق نیکویی او باشم. آمین.»
ما تنها خدا را پرستش میکنیم. فرشتگان را نمیپرستیم؛ ما صرفاً به ایشان بهعنوان دوستان و محافظین خود که خدا برای ما میفرستد، احترام میگذاریم. به همین دلیل است که با یک تقاضا که هر روز در طول جلسات مقدس کلیسا از خدا میکنیم، از او میخواهیم که برای ما یک فرشته بفرستد: «از خداوند بخواهیم که یک فرشتۀ صلح، راهنمایی وفادار، نگهبانی برای جان و جسممان بفرستد.» ما فرشتۀ نگهبان خود را با احترام، عزت و قدردانی مخاطب قرار میدهیم، نه به شکل پرستش، همان کاری که در مورد خدا انجام میدهیم. با این همه، حتی فرشتگان نمیخواهند و اجازه نمیدهند هرگونه پرستشی را به آنان تقدیم کنیم. حضرت یوحنای الهیدان در کتاب مکاشفه مینویسد: «در این لحظه بود که به پایش افتادم تا او را بپرستم. امّا او به من گفت: ”مبادا چنین کنی! زيرا من با تو و برادران تو که شهادت عیسی را نگاه میدارند، همخدمتم. خدا را بپرست! زیرا شهادت عیسی، روح نبوّت است.“» (مکاشفه ١٩ :۱۰).
✅ من در شمایلهای کلیسا دیدم که فرشتهها بال دارند. آیا در واقعیت نیز چنین است؟
کلیسا در شمایلنگاریها تا حد زیادی از نمادپردازی استفاده میکند. فرشتهها، به عنوان روح، نه بال جسمی دارند، و البته نه نیازی به آن دارند. بال در تصاویر فرشتگان، به این حقیقت اشاره میکند که آنها ارواح آسمانی هستند که در آسمان در حرکت میباشند، مانند پرندگانی که با استفاده از بالهایشان، در آسمان پرواز میکنند.
برخلاف خدا، فرشتگان همه جا حضور ندارند، اما هر کجا که خدا به ایشان امر فرماید، با سرعت نور به آنجا میروند. بهعنوان مثال، ما انسانها برای اینکه با بدن خود حرکت کنیم، نیاز به زمان و یک سری مراحل خاص داریم. اما ذهنمان میتواند ظرف چند ثانیه به دورترین مکانها برود. فرشتگان نیز بهگونهای مشابه و بهعنوان روح حرکت میکنند و فاصله و مسافت برایشان مانع بهوجود نمیآورد.
این سخاوت و خیرخواهی عظیم خداست که برای هر انسانی یک فرشتۀ نگهبان قرار داده و در کنار او جمیع کثیری از فرشتگان گذاشته تا او را خدمت، هدایت و محافظت کنند و امکاناتی برای او فراهم سازند که همچون برنده، به مقصد نهاییاش برسد. ما بهطور خاص در آیین نیایش قدیس باسیل، از خدا بهخاطر این خیرخواهی تشکر میکنیم: «تو خلقت دست خود، انسان را تا ابد رد نکردی، ای خدای نیکو (...) بلکه بهخاطر رحمت محبتآمیزت (...) فرشتگان را نگهبان قرار دادی...». بیایید در طلب این باشیم که ارتباط خود را با فرشتگان مقدس دائماً حفظ کنیم، تا در نبرد روحانی خویش از حفاظت و یاری آنها برخوردار گردیم.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔆بخش 1 - ایمان یک مسیحی ارتدوکس
🔸فصل 9 - سقوط فرشتگان
✅ شما به ما گفتید که برخی فرشتگان با خدا مخالفت کردند و در برابر او موضعی خصمانه گرفتند. فرشتگان برعلیه خدا شدند؟ این اتفاق چگونه افتاد؟ و پس از آن چه اتفاقی برای همۀ آنها رخ داد؟
خدا تمام فرشتگان را با ارادۀ آزاد آفرید و ایشان را مجبور نکرد که در مشارکت با او باقی بمانند؛ آنها آزاد بودند که تصمیم خودشان را بگیرند. همانطور که گفتیم، نُه طبقه از فرشتگان در اطاعت از خدا ثابت قدم ماندند و از آن پس، در برکت او شریک هستند و بیوقفه او را پرستش و خدمت میکنند.
اما یک سلسله یا طبقۀ دیگر از فرشتگان تحت رهبری «لوسیفر» وجود داشت. معنای نام او عبارت است از «کسی که روشنایی صبح را میآورد.» جایگاه او بسیار مهم بود. با این حال، از آزادی خود بهدرستی استفاده نکرد. همانطور که روحالقدس از طریق اشعیای نبی بر ما آشکار میفرماید، او تصور میکرد که میتواند به جلالی بالاتر از جلالی که خدا به او داده بود، دست یابد: «ای ستاره صبح، ای پسر فجر، چگونه از آسمان فرو افتادهای! ای که ملتها را ذلیل میساختی، چگونه خود بر زمین افکنده شدهای! در دل خود میگفتی: ”به آسمان صعود خواهم کرد، و تخت خود را فراتر از ستارگان خدا خواهم افراشت؛ بر کوهِ اجتماع جلوس خواهم کرد، بر بلندترین نقطۀ کوه مقدس؛ به فراز بلندیهای ابرها صعود خواهم کرد، و خود را مانند آن متعال خواهم ساخت» (اشعيا ١٤ :۱۲-۱۴). لوسیفر با انتخاب خودش، فرشتگان طبقۀ خود را نیز اغوا کرد. روحالقدس، در کتاب مکاشفۀ یوحنا، بر ما آشکار میسازد که پس از آن چه اتفاقی افتاد: «و ناگهان جنگی در آسمان درگرفت. میکائیل و فرشتگانش با اژدها جنگیدند و اژدها و فرشتگانش در برابر آنان به پیکار ایستادند، امّا شکست خوردند و پایگاه خود را در آسمان از دست دادند. اژدهای بزرگ به زیر افکنده شد، همان مار کهن که ابلیس یا شیطان نام دارد و جملۀ جهان را به گمراهی میکشاند. هم او و هم فرشتگانش به زمین افکنده شدند» (مکاشفه ١٢ :۷-۹). بدین طریق، لوسیفر از جایگاه فرشتۀ اعظم خداوند، حامل یا آورندۀ نور و روشنایی، در نهایت بهخاطر خودمحوریاش به دیوی تاریک تبدیل شد. از آن پس، اصطلاح «خودخواهی به سَبک لوسیفر» برای کسی به کار میرود که خودخواهی زیادی در رفتارش نشان میدهد و این خصوصیت به یک رفتار ریشهدار و کهن تبدیل شده است.
از آن پس، لوسیفر «شیطان» نامیده شد، که معنای آن عبارت است از «کسی که با خدا به مخالفت برمیخیزد»، یا موجودی انقلابی، دشمن و مخالف خدا. کتابمقدس او را با نامهای بسیاری توصیف میکند: ابلیس، بدین خاطر که حقیقتی را که از خداست، تحریف میکند؛ وسوسهگر، چون مردم را به وسوسه میکشاند؛ بِعِلزِبول (رئیس دیوها، م.ک. متی ١٢ :۲۴) یا بِلعیال (م.ک. ۲-قرن ٦ :۱۵)، و گمراهکنندهای است که عالم را به نفرتی مرگبار نسبت به خدا منحرف میسازد؛ کسی که تمایلی بیحد و حصر به دشمنی با انسان دارد. شیطان برضد خدا، فرشتگان مقدس و قوم خداست. او دشمن نامرئی انسان است که با تمام راههای شریرانه، سعی دارد او را از خدا دور سازد، بندۀ خود گردانَد و با خود به کام مرگ و لعنت ابدی بکشاند. او با حیله و نیرنگ بسیار، از دروغ، فریب، دشمنی، عداوت، ناسازگاری و افکار بیایمانی استفاده میکند.
شیطان و ارواح شریرِ او، با غروری که ویژگی خاص آنهاست، میخواهند خود را بهعنوان حاکمان این جهان نشان دهند، یعنی موجوداتی که بر جهان حکومت میکنند. اما قدرت آنها محدود است. در اناجیل میبینیم که دیوها از دیدن عیسای مسیح به وحشت میافتند: «ای عیسی، پسر خدای متعال، تو را با من چه کار است؟ تو را به خدا سوگند میدهم که عذابم ندهی!»» (مرقس ٥ :۷). همچنین، در مورد مردی که دیوزده شده بود و خداوندگار او را شفا داد، میبینیم زمانی که مسیح به ارواح خبیث دستور داد که بیرون آیند و آن مرد رنجدیده را رها کنند، آنها از او خواستند که اجازه دهد وارد خوکها شوند (م.ک. مرقس ٥ :۱۲-۱۳). همچنین، آنها آزاد نیستند که کنترل روح انسانی را که به مسیح تعلق دارد، در دست بگیرند. یک مسیحیِ تعمیدیافته که در مشارکت با مسیح زندگی میکند و با استفاده از فیض خدا میجنگد، از تیرهای شیطان در امان میماند. یوحنای انجیلنگار به وضوح بیان کرده، میفرماید: «ای جوانان، به شما مینویسم، زیرا توانایید و کلام خدا در شما ساکن است، و بر آن شریر غلبه یافتهاید» (اول یوحنا ٢ :۱۴)، زیرا «شما، ای فرزندان، از خدا هستید و بر آنها غلبه یافتهاید، زیرا آن که در شماست بزرگتر است از آن که در دنیاست» (اول یوحنا ۴:۴).
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔆بخش 1 - ایمان یک مسیحی ارتدوکس
🔸فصل 9 - سقوط فرشتگان
✅ شما به ما گفتید که برخی فرشتگان با خدا مخالفت کردند و در برابر او موضعی خصمانه گرفتند. فرشتگان برعلیه خدا شدند؟ این اتفاق چگونه افتاد؟ و پس از آن چه اتفاقی برای همۀ آنها رخ داد؟
خدا تمام فرشتگان را با ارادۀ آزاد آفرید و ایشان را مجبور نکرد که در مشارکت با او باقی بمانند؛ آنها آزاد بودند که تصمیم خودشان را بگیرند. همانطور که گفتیم، نُه طبقه از فرشتگان در اطاعت از خدا ثابت قدم ماندند و از آن پس، در برکت او شریک هستند و بیوقفه او را پرستش و خدمت میکنند.
اما یک سلسله یا طبقۀ دیگر از فرشتگان تحت رهبری «لوسیفر» وجود داشت. معنای نام او عبارت است از «کسی که روشنایی صبح را میآورد.» جایگاه او بسیار مهم بود. با این حال، از آزادی خود بهدرستی استفاده نکرد. همانطور که روحالقدس از طریق اشعیای نبی بر ما آشکار میفرماید، او تصور میکرد که میتواند به جلالی بالاتر از جلالی که خدا به او داده بود، دست یابد: «ای ستاره صبح، ای پسر فجر، چگونه از آسمان فرو افتادهای! ای که ملتها را ذلیل میساختی، چگونه خود بر زمین افکنده شدهای! در دل خود میگفتی: ”به آسمان صعود خواهم کرد، و تخت خود را فراتر از ستارگان خدا خواهم افراشت؛ بر کوهِ اجتماع جلوس خواهم کرد، بر بلندترین نقطۀ کوه مقدس؛ به فراز بلندیهای ابرها صعود خواهم کرد، و خود را مانند آن متعال خواهم ساخت» (اشعيا ١٤ :۱۲-۱۴). لوسیفر با انتخاب خودش، فرشتگان طبقۀ خود را نیز اغوا کرد. روحالقدس، در کتاب مکاشفۀ یوحنا، بر ما آشکار میسازد که پس از آن چه اتفاقی افتاد: «و ناگهان جنگی در آسمان درگرفت. میکائیل و فرشتگانش با اژدها جنگیدند و اژدها و فرشتگانش در برابر آنان به پیکار ایستادند، امّا شکست خوردند و پایگاه خود را در آسمان از دست دادند. اژدهای بزرگ به زیر افکنده شد، همان مار کهن که ابلیس یا شیطان نام دارد و جملۀ جهان را به گمراهی میکشاند. هم او و هم فرشتگانش به زمین افکنده شدند» (مکاشفه ١٢ :۷-۹). بدین طریق، لوسیفر از جایگاه فرشتۀ اعظم خداوند، حامل یا آورندۀ نور و روشنایی، در نهایت بهخاطر خودمحوریاش به دیوی تاریک تبدیل شد. از آن پس، اصطلاح «خودخواهی به سَبک لوسیفر» برای کسی به کار میرود که خودخواهی زیادی در رفتارش نشان میدهد و این خصوصیت به یک رفتار ریشهدار و کهن تبدیل شده است.
از آن پس، لوسیفر «شیطان» نامیده شد، که معنای آن عبارت است از «کسی که با خدا به مخالفت برمیخیزد»، یا موجودی انقلابی، دشمن و مخالف خدا. کتابمقدس او را با نامهای بسیاری توصیف میکند: ابلیس، بدین خاطر که حقیقتی را که از خداست، تحریف میکند؛ وسوسهگر، چون مردم را به وسوسه میکشاند؛ بِعِلزِبول (رئیس دیوها، م.ک. متی ١٢ :۲۴) یا بِلعیال (م.ک. ۲-قرن ٦ :۱۵)، و گمراهکنندهای است که عالم را به نفرتی مرگبار نسبت به خدا منحرف میسازد؛ کسی که تمایلی بیحد و حصر به دشمنی با انسان دارد. شیطان برضد خدا، فرشتگان مقدس و قوم خداست. او دشمن نامرئی انسان است که با تمام راههای شریرانه، سعی دارد او را از خدا دور سازد، بندۀ خود گردانَد و با خود به کام مرگ و لعنت ابدی بکشاند. او با حیله و نیرنگ بسیار، از دروغ، فریب، دشمنی، عداوت، ناسازگاری و افکار بیایمانی استفاده میکند.
شیطان و ارواح شریرِ او، با غروری که ویژگی خاص آنهاست، میخواهند خود را بهعنوان حاکمان این جهان نشان دهند، یعنی موجوداتی که بر جهان حکومت میکنند. اما قدرت آنها محدود است. در اناجیل میبینیم که دیوها از دیدن عیسای مسیح به وحشت میافتند: «ای عیسی، پسر خدای متعال، تو را با من چه کار است؟ تو را به خدا سوگند میدهم که عذابم ندهی!»» (مرقس ٥ :۷). همچنین، در مورد مردی که دیوزده شده بود و خداوندگار او را شفا داد، میبینیم زمانی که مسیح به ارواح خبیث دستور داد که بیرون آیند و آن مرد رنجدیده را رها کنند، آنها از او خواستند که اجازه دهد وارد خوکها شوند (م.ک. مرقس ٥ :۱۲-۱۳). همچنین، آنها آزاد نیستند که کنترل روح انسانی را که به مسیح تعلق دارد، در دست بگیرند. یک مسیحیِ تعمیدیافته که در مشارکت با مسیح زندگی میکند و با استفاده از فیض خدا میجنگد، از تیرهای شیطان در امان میماند. یوحنای انجیلنگار به وضوح بیان کرده، میفرماید: «ای جوانان، به شما مینویسم، زیرا توانایید و کلام خدا در شما ساکن است، و بر آن شریر غلبه یافتهاید» (اول یوحنا ٢ :۱۴)، زیرا «شما، ای فرزندان، از خدا هستید و بر آنها غلبه یافتهاید، زیرا آن که در شماست بزرگتر است از آن که در دنیاست» (اول یوحنا ۴:۴).
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ اگر چنین است، چرا جهان از شیطان میترسد؟
زیرا او بسیار خطرناک است، بهخصوص برای افرادی که از طریق تعمید، از حاکمیت او آزاد نشدهاند. زیرا از طریق این راز مقدس کلیسا، انسان از گناه اولیه و تمام گناهان شخصیاش آزاد میشود، با مسیح متحد میگردد و با فیض خدا در داخل کلیسا تقویت میشود و با اسلحههای روحانی تجهیز میگردد، که میتواند با آنها شیطان را مغلوب سازد (م.ک. افسسیان ٦ :۱۳-۱۸). از سوی دیگر، کسی که تعمید نیافته، خود را در موضع و موقعیتی ضعیفتر مییابد، زیرا فاقد اسلحههای روحانی است، و در عین حال، با حریف یا دشمنی روبرو میشود که چون روح است، از او قویتر میباشد. پطرس رسول شیطان را به شیری گرسنه تشبیه کرده، میفرماید: «هشیار و مراقب باشید، زیرا دشمن شما ابلیس همچون شیری غرّان در گردش است و کسی را میجوید تا ببلعد» (اول پطرس ٥ :۸). او از زیرکی و فریبکاری بسیار استفاده میکند. پولس رسول مینویسد که شیطان حتی خود را به شکل «فرشتۀ نور» در میآورد (دوم قرنتیان ۱۱:۱۴) تا انسان را فریب دهد و جذب خود کند.
یک مسیحیِ با ایمان از شیطان نمیترسد، اما خیلی مراقب است که قربانی فریب او نشود. همچنین، همواره هشیار و بیدار است که با فیض و قدرت مسیح بتواند با هر حیله و وسوسه مقابله کند. باید بدانیم که شیطان بدون میل و ارادۀ ما، نمیتواند بر درون ما تسلط و حاکمیت بیابد. او با استفاده از وسوسهها، به ما حمله میکند. او فقط تا اینجا میتواند پیش برود. اگر تسلیم وسوسۀ او نشویم، از ما میگریزد. به همین دلیل است که یعقوب رسول ما را نصیحت کرده، میفرماید: «دربرابر ابلیس ایستادگی کنید، که از شما خواهد گریخت» (یعقوب ٤ :۷).
✅ در خصوص چیزهایی که دربارۀ ارواح میشنویم، اینکه به خانههای ما میآیند و اگر به آنها قربانی ندهیم، به خاطر پافشاریمان از ما انتقام میگیرند؛ یا دربارۀ جادوگری که برخی مردم به ما میگویند که قربانی آن شدهایم و باید با جادوگران مشورت کنیم تا ما را از آنها آزاد کنند و چیزهایی از این قبیل، چگونه باید با همۀ اینها برخورد کنیم؟
تمام این نکات کار ارواح شریر هستند و هدفشان این است که با تمام این امور و مواردی شبیه به این، ما را برانگیزند تا درگیرشان شویم و ما را از مسیح دور نگاه دارند. از شیطان هیچ چیز نیکویی بیرون نمیآید. حتی اگر او برای کمک به ما تمایل و رغبت نشان دهد، این کار را بدین علت انجام میدهد که مقصودی شریرانه در فکر دارد تا اعتماد ما را جلب کرده، حملهای را برضد ما آغاز کند. کسی که به خدا تعلق دارد، نمیتواند با اموری نظیر این کنار بیاید. او نمیتواند انتظار داشته باشد که از شیطان که رئیس دروغگویان است، دربارۀ آیندهاش بداند؛ یا از او در مورد مسائلی نظیر اینکه چه زمانی باید شغل جدیدش را شروع کند، با چه کسی و چه زمانی باید ازدواج کند و غیره، از او کمک و راهنمایی بخواهد. کسی که به خدا تعلق دارد، بهطور کامل و مطلق به پدر آسمانی اطمینان میکند، کسی که پر از محبت، دانای مطلق و قادرمطلق است، و با مشورت و راهنماییای که از قومِ خدا دریافت میکند، در تمام کارهایش تصمیمگیری میکند.
در مورد آنچه به اجدادمان مربوط میشود، باید بگوییم که یک مسیحی نسبت به رفتگان خود احترام قائل است، همواره برای بخشش و آرامش روح ایشان دعا میکند، مراسم یادبود برگزار مینماید، بدون اینکه قصد و نیت پرستش ایشان را داشته باشد، زیرا پرستش تنها از آنِ خداست. و همچنین، به نام ایشان نیکوکاری و خیرات میکند.
شخصی که به خداوندگارمان عیسی مسیح ایمان دارد و به او وفادار است، میداند که آنچه وجود دارد، عبارت است از:
* فرشتگان مقدس که انسان با آنها روابطی نیکو دارد، زیرا به تمام احتیاجات او رسیدگی میکنند.
* روح اجداد، که شخص قدردانی ومحبتش را با دعا، مراسم یادبود و خیرات به ایشان ابراز میدارد.
* جمعیت کثیری از مقدسین که روی زمین و مطابق با ارادۀ خدا زندگی کردهاند و اکنون، از همان وضعیت مبارک آسمانی که در آن قرار دارند، یعنی در مشارکت و صمیمیت با خدا، دائماً برای کل جهان شفاعت میکنند. ایماندار به مقدسین کلیسا احترام میگذارد و اغلب به ایشان متوسل میشود تا از آنان درخواست شفاعت نماید یا از ایشان ستایش و سپاسگزاری بهعمل بیاورد.
بنابراین، یک مسیحی بهجز این روحها، با ارواح دیگر که در حرکت هستند و زیر فرمان شیطان میباشند، کاری ندارد.
حضرت یوحنای مقدس الهيدان ما را اینچنین اندرز میدهد: «ای حبيبان، هر روحی را باور مکنید، بلکه روحها را بیازمایید که آیا از خدا هستند یا نه» (اول یوحنا ٤ :۱).
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ اگر چنین است، چرا جهان از شیطان میترسد؟
زیرا او بسیار خطرناک است، بهخصوص برای افرادی که از طریق تعمید، از حاکمیت او آزاد نشدهاند. زیرا از طریق این راز مقدس کلیسا، انسان از گناه اولیه و تمام گناهان شخصیاش آزاد میشود، با مسیح متحد میگردد و با فیض خدا در داخل کلیسا تقویت میشود و با اسلحههای روحانی تجهیز میگردد، که میتواند با آنها شیطان را مغلوب سازد (م.ک. افسسیان ٦ :۱۳-۱۸). از سوی دیگر، کسی که تعمید نیافته، خود را در موضع و موقعیتی ضعیفتر مییابد، زیرا فاقد اسلحههای روحانی است، و در عین حال، با حریف یا دشمنی روبرو میشود که چون روح است، از او قویتر میباشد. پطرس رسول شیطان را به شیری گرسنه تشبیه کرده، میفرماید: «هشیار و مراقب باشید، زیرا دشمن شما ابلیس همچون شیری غرّان در گردش است و کسی را میجوید تا ببلعد» (اول پطرس ٥ :۸). او از زیرکی و فریبکاری بسیار استفاده میکند. پولس رسول مینویسد که شیطان حتی خود را به شکل «فرشتۀ نور» در میآورد (دوم قرنتیان ۱۱:۱۴) تا انسان را فریب دهد و جذب خود کند.
یک مسیحیِ با ایمان از شیطان نمیترسد، اما خیلی مراقب است که قربانی فریب او نشود. همچنین، همواره هشیار و بیدار است که با فیض و قدرت مسیح بتواند با هر حیله و وسوسه مقابله کند. باید بدانیم که شیطان بدون میل و ارادۀ ما، نمیتواند بر درون ما تسلط و حاکمیت بیابد. او با استفاده از وسوسهها، به ما حمله میکند. او فقط تا اینجا میتواند پیش برود. اگر تسلیم وسوسۀ او نشویم، از ما میگریزد. به همین دلیل است که یعقوب رسول ما را نصیحت کرده، میفرماید: «دربرابر ابلیس ایستادگی کنید، که از شما خواهد گریخت» (یعقوب ٤ :۷).
✅ در خصوص چیزهایی که دربارۀ ارواح میشنویم، اینکه به خانههای ما میآیند و اگر به آنها قربانی ندهیم، به خاطر پافشاریمان از ما انتقام میگیرند؛ یا دربارۀ جادوگری که برخی مردم به ما میگویند که قربانی آن شدهایم و باید با جادوگران مشورت کنیم تا ما را از آنها آزاد کنند و چیزهایی از این قبیل، چگونه باید با همۀ اینها برخورد کنیم؟
تمام این نکات کار ارواح شریر هستند و هدفشان این است که با تمام این امور و مواردی شبیه به این، ما را برانگیزند تا درگیرشان شویم و ما را از مسیح دور نگاه دارند. از شیطان هیچ چیز نیکویی بیرون نمیآید. حتی اگر او برای کمک به ما تمایل و رغبت نشان دهد، این کار را بدین علت انجام میدهد که مقصودی شریرانه در فکر دارد تا اعتماد ما را جلب کرده، حملهای را برضد ما آغاز کند. کسی که به خدا تعلق دارد، نمیتواند با اموری نظیر این کنار بیاید. او نمیتواند انتظار داشته باشد که از شیطان که رئیس دروغگویان است، دربارۀ آیندهاش بداند؛ یا از او در مورد مسائلی نظیر اینکه چه زمانی باید شغل جدیدش را شروع کند، با چه کسی و چه زمانی باید ازدواج کند و غیره، از او کمک و راهنمایی بخواهد. کسی که به خدا تعلق دارد، بهطور کامل و مطلق به پدر آسمانی اطمینان میکند، کسی که پر از محبت، دانای مطلق و قادرمطلق است، و با مشورت و راهنماییای که از قومِ خدا دریافت میکند، در تمام کارهایش تصمیمگیری میکند.
در مورد آنچه به اجدادمان مربوط میشود، باید بگوییم که یک مسیحی نسبت به رفتگان خود احترام قائل است، همواره برای بخشش و آرامش روح ایشان دعا میکند، مراسم یادبود برگزار مینماید، بدون اینکه قصد و نیت پرستش ایشان را داشته باشد، زیرا پرستش تنها از آنِ خداست. و همچنین، به نام ایشان نیکوکاری و خیرات میکند.
شخصی که به خداوندگارمان عیسی مسیح ایمان دارد و به او وفادار است، میداند که آنچه وجود دارد، عبارت است از:
* فرشتگان مقدس که انسان با آنها روابطی نیکو دارد، زیرا به تمام احتیاجات او رسیدگی میکنند.
* روح اجداد، که شخص قدردانی ومحبتش را با دعا، مراسم یادبود و خیرات به ایشان ابراز میدارد.
* جمعیت کثیری از مقدسین که روی زمین و مطابق با ارادۀ خدا زندگی کردهاند و اکنون، از همان وضعیت مبارک آسمانی که در آن قرار دارند، یعنی در مشارکت و صمیمیت با خدا، دائماً برای کل جهان شفاعت میکنند. ایماندار به مقدسین کلیسا احترام میگذارد و اغلب به ایشان متوسل میشود تا از آنان درخواست شفاعت نماید یا از ایشان ستایش و سپاسگزاری بهعمل بیاورد.
بنابراین، یک مسیحی بهجز این روحها، با ارواح دیگر که در حرکت هستند و زیر فرمان شیطان میباشند، کاری ندارد.
حضرت یوحنای مقدس الهيدان ما را اینچنین اندرز میدهد: «ای حبيبان، هر روحی را باور مکنید، بلکه روحها را بیازمایید که آیا از خدا هستند یا نه» (اول یوحنا ٤ :۱).
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔆بخش 1 - ایمان یک مسیحی ارتدوکس
🔸فصل 10 - خلقت جهان مادی
خدا پس از خلقت روحهای نادیدنی، که همان عالم فرشتگان باشد، دنیای مادی را خلق کرد، همانطور که اعتقادنامۀ نیقیه بیان میکند.
✅ این را از کجا بدانیم؟ چه کسی میتواند این اطمینان را به ما بدهد که این خداست که جهان را آفرید؟
روحالقدس این را بر موسی آشکار فرمود، و وی آن را در نخستین کتابِ کتابمقدس، یعنی کتاب پیدایش، به نگارش درآورد. چه شخص دیگری میتوانسته اطلاعاتی رسمی در مورد وقایعی ارائه بدهد که زمانی رخ داد که هیچ انسانی هنوز روی زمین وجود نداشت؟
به این ترتیب، در صفحۀ نخست کتابمقدس میخوانیم: «در آغاز، خدا آسمانها و زمین را آفرید» (پیدایش ۱:۱)، یعنی آسمان را با هزاران میلیون ستاره و زمین را با هر آنچه روی آن وجود دارد. پس از آن، «زمین بیشکل و خالی بود، و تاریکی بر روی ژرفا؛ و روح خدا سطح آبها را فرو گرفت» (پیدایش ١ :۲). به بیانی دیگر، زمین در مرحلۀ نخست خلقتش، شبیه به زمینی نبود که امروز میبینیم. بلکه، یک توده و مادهای بیشکل بود و هیچ آرایشی نداشت. حتی قابل دیدن نبود، زیرا در آغاز، هیچ نوری وجود نداشت و کل زمین با آب پوشیده شده بود. بر فراز «ژرفای» آب، روحالقدس حرکت میکرد که با قدرت خلاقۀ خویش، طبیعت آبها را آماده میساخت و شکل میداد، تا از عناصر مادی، مخلوقاتی جدید که در خود حیات داشته باشند، تولید شوند.
پس از آن، کتاب پیدایش ترتیب و توالیای را برای ما شرح میدهد که بر اساس آن، جهان به آن شکلی که امروز میبینیم، رسید.
✅ آیا جهان در شش روز خلق شد؟ آیا این امکان وجود داشت که جهان در شش روز تکامل یابد؟ ما خواندهایم که دانشمندان ادعا میکنند برای شکل گرفتن این عالم هستی و رسیدن جهان جانواران و گیاهان به وضعیتی که امروز مشاهده میکنیم، میلیونها و هزاران میلیون سال زمان لازم بوده است. آیا در این زمینه کتابمقدس با علم تضاد پیدا میکند؟
کتابمقدس هرگز با علم حقیقی تضاد پیدا نمیکند؛ این انسان است که کتابمقدس را نه درست فهمیده و نه درست تفسیر کرده، و همین باعث تضاد و تعارض شده است. ممکن است شگفتزده شوید، اما این مطلب در مورد این موضوع خاص صدق میکند. آنچه که علم اکنون به کشف آن دست یافته، باسیل کبیر (حدود ۳۲۹-۳۷۹)، اسقفِ اعظم قیصریه که در آتن ستارهشناسی هم خوانده بود، حدود ۱۶۵۰ سال پیش گفته بود.
او در «موعظۀ دوم» پیرامون هگزائهمِرون (=«شش روز [خلقت]»)[1] میگوید: «...چه آن را روز بنامیم، چه ابدیت یا بیزمانی، هر دو یک مفهوم را میرساند. نام آن را روز بگذارید؛ تنها یک روز وجود دارد، نه روزهای بسیار. اگر آن را ابدیت میخوانید، هنوز منحصربهفرد است و متعدد نیست.» وقتی کتابمقدس از «روز» صحبت میکند، منظورش ۲۴ ساعت نیست، آنگونه که امروز درک میکنیم، بلکه به یک محدودۀ زمانیای اشاره میکند که نامعین است. اگر میگوید یک روز یا ابدیت، هر دو به یک معناست. در واقع، دربارۀ یک دورۀ زمانی طولانی و خاص صحبت میکند. با این همه، در طول این دوران که کتابمقدس به آن «یک روز» میگوید، نور خورشید (که بر اساس آن امروز را یک دورۀ زمانی روز-شب در نظر میگیریم) هنوز روی زمین ظاهر نشده بود. از سویی دیگر، کتابمقدس یک کتاب علمی در باب ستارهشناسی نیست که هدفش افشای وقایع به صورت مبسوط و مفصل باشد. با وجود تمام اینها، دانشمندان متخصص که با کیهانشناسی سر و کار داشتهاند، ترتیبی را که کتابمقدس تحت عنوان مراحل تکاملی خلقت جهان ماده توصیف میکند، پذیرفتهاند. یکی از ایشان به نام لاپارِنت (۱۸۳۹-۱۹۰۸)، زمینشناس فرانسوی و عضو آکادمی، گفته «اگر میخواستم در چند کلمۀ مختصر بگویم که دنیا چگونه به وجود آمد، خودم را محدود به خواندن فصل نخست کتاب موسی، یعنی کتاب پیدایش، میکردم.»
......................
[1] این اثر بهخاطر زیبایی در فصاحت و بلاغت معروف است و به شکل نُه موعظۀ جمعآوریشده پیرامون خلقت جهان میباشد که از قدیس سنت باسیل کبیر ایراد شد. در واقع، اینها موعظههایی مربوط به اصول اعتقادی میباشند که وی قبل از سال ۳۷۰، هنگامی که هنوز یک کاهن بود، ایراد کرد، آن هم در هر دو جلسات صبح و عصرِ دوران روزه که مکان و زمان آن هنوز دقیق مشخص نیست. این کتاب تحسینبرانگیزترین اثر نگاشتهشده از سوی آبای کلیسا، نظیر گریگروری اهل نازیانزوس، گریگوری اهل نیسا، ژروم، آمبروز، فوتیوس و دیگران بود که یوستاتیوس آن را در سال ۴۴۰ به لاتین ترجمه کرد و از آن پس به زبانهای مختلفی از جمله انگلیسی ترجمه شد. (یادداشت مترجم)
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔆بخش 1 - ایمان یک مسیحی ارتدوکس
🔸فصل 10 - خلقت جهان مادی
خدا پس از خلقت روحهای نادیدنی، که همان عالم فرشتگان باشد، دنیای مادی را خلق کرد، همانطور که اعتقادنامۀ نیقیه بیان میکند.
✅ این را از کجا بدانیم؟ چه کسی میتواند این اطمینان را به ما بدهد که این خداست که جهان را آفرید؟
روحالقدس این را بر موسی آشکار فرمود، و وی آن را در نخستین کتابِ کتابمقدس، یعنی کتاب پیدایش، به نگارش درآورد. چه شخص دیگری میتوانسته اطلاعاتی رسمی در مورد وقایعی ارائه بدهد که زمانی رخ داد که هیچ انسانی هنوز روی زمین وجود نداشت؟
به این ترتیب، در صفحۀ نخست کتابمقدس میخوانیم: «در آغاز، خدا آسمانها و زمین را آفرید» (پیدایش ۱:۱)، یعنی آسمان را با هزاران میلیون ستاره و زمین را با هر آنچه روی آن وجود دارد. پس از آن، «زمین بیشکل و خالی بود، و تاریکی بر روی ژرفا؛ و روح خدا سطح آبها را فرو گرفت» (پیدایش ١ :۲). به بیانی دیگر، زمین در مرحلۀ نخست خلقتش، شبیه به زمینی نبود که امروز میبینیم. بلکه، یک توده و مادهای بیشکل بود و هیچ آرایشی نداشت. حتی قابل دیدن نبود، زیرا در آغاز، هیچ نوری وجود نداشت و کل زمین با آب پوشیده شده بود. بر فراز «ژرفای» آب، روحالقدس حرکت میکرد که با قدرت خلاقۀ خویش، طبیعت آبها را آماده میساخت و شکل میداد، تا از عناصر مادی، مخلوقاتی جدید که در خود حیات داشته باشند، تولید شوند.
پس از آن، کتاب پیدایش ترتیب و توالیای را برای ما شرح میدهد که بر اساس آن، جهان به آن شکلی که امروز میبینیم، رسید.
✅ آیا جهان در شش روز خلق شد؟ آیا این امکان وجود داشت که جهان در شش روز تکامل یابد؟ ما خواندهایم که دانشمندان ادعا میکنند برای شکل گرفتن این عالم هستی و رسیدن جهان جانواران و گیاهان به وضعیتی که امروز مشاهده میکنیم، میلیونها و هزاران میلیون سال زمان لازم بوده است. آیا در این زمینه کتابمقدس با علم تضاد پیدا میکند؟
کتابمقدس هرگز با علم حقیقی تضاد پیدا نمیکند؛ این انسان است که کتابمقدس را نه درست فهمیده و نه درست تفسیر کرده، و همین باعث تضاد و تعارض شده است. ممکن است شگفتزده شوید، اما این مطلب در مورد این موضوع خاص صدق میکند. آنچه که علم اکنون به کشف آن دست یافته، باسیل کبیر (حدود ۳۲۹-۳۷۹)، اسقفِ اعظم قیصریه که در آتن ستارهشناسی هم خوانده بود، حدود ۱۶۵۰ سال پیش گفته بود.
او در «موعظۀ دوم» پیرامون هگزائهمِرون (=«شش روز [خلقت]»)[1] میگوید: «...چه آن را روز بنامیم، چه ابدیت یا بیزمانی، هر دو یک مفهوم را میرساند. نام آن را روز بگذارید؛ تنها یک روز وجود دارد، نه روزهای بسیار. اگر آن را ابدیت میخوانید، هنوز منحصربهفرد است و متعدد نیست.» وقتی کتابمقدس از «روز» صحبت میکند، منظورش ۲۴ ساعت نیست، آنگونه که امروز درک میکنیم، بلکه به یک محدودۀ زمانیای اشاره میکند که نامعین است. اگر میگوید یک روز یا ابدیت، هر دو به یک معناست. در واقع، دربارۀ یک دورۀ زمانی طولانی و خاص صحبت میکند. با این همه، در طول این دوران که کتابمقدس به آن «یک روز» میگوید، نور خورشید (که بر اساس آن امروز را یک دورۀ زمانی روز-شب در نظر میگیریم) هنوز روی زمین ظاهر نشده بود. از سویی دیگر، کتابمقدس یک کتاب علمی در باب ستارهشناسی نیست که هدفش افشای وقایع به صورت مبسوط و مفصل باشد. با وجود تمام اینها، دانشمندان متخصص که با کیهانشناسی سر و کار داشتهاند، ترتیبی را که کتابمقدس تحت عنوان مراحل تکاملی خلقت جهان ماده توصیف میکند، پذیرفتهاند. یکی از ایشان به نام لاپارِنت (۱۸۳۹-۱۹۰۸)، زمینشناس فرانسوی و عضو آکادمی، گفته «اگر میخواستم در چند کلمۀ مختصر بگویم که دنیا چگونه به وجود آمد، خودم را محدود به خواندن فصل نخست کتاب موسی، یعنی کتاب پیدایش، میکردم.»
......................
[1] این اثر بهخاطر زیبایی در فصاحت و بلاغت معروف است و به شکل نُه موعظۀ جمعآوریشده پیرامون خلقت جهان میباشد که از قدیس سنت باسیل کبیر ایراد شد. در واقع، اینها موعظههایی مربوط به اصول اعتقادی میباشند که وی قبل از سال ۳۷۰، هنگامی که هنوز یک کاهن بود، ایراد کرد، آن هم در هر دو جلسات صبح و عصرِ دوران روزه که مکان و زمان آن هنوز دقیق مشخص نیست. این کتاب تحسینبرانگیزترین اثر نگاشتهشده از سوی آبای کلیسا، نظیر گریگروری اهل نازیانزوس، گریگوری اهل نیسا، ژروم، آمبروز، فوتیوس و دیگران بود که یوستاتیوس آن را در سال ۴۴۰ به لاتین ترجمه کرد و از آن پس به زبانهای مختلفی از جمله انگلیسی ترجمه شد. (یادداشت مترجم)
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
حال بیایید به آیات ۳ تا ۵ نگاهی بیندازیم که میگویند در طول نخستین دورۀ زمانی چه اتفاقی افتاد- که همانطور که گفتیم، ممکن است قرنها و دورۀ نامحدودی طول کشیده باشد: «خدا گفت: «روشنایی باشد،» و روشنایی شد.» از این رو، تاریکی که تا آن زمان برقرار بود، از میان رفت و همه چیز با نور، روشن و قابل رؤیت شد.
پس از آن، میبینیم که در طول دورۀ دوم، خدا «فلک» را آفرید که آسمان را از زمین جدا میکند (پیدایش ١ :۶-۸).
در طول دورۀ سوم، آبها از سطح زمین عقب میرود و زمین از اقیانوسها و دریاها متمایز میگردد. از این طریق و بهواسطۀ فرمان خلاقۀ خدا، گیاهان مختلف، بوتهها و درختان شروع به روییدن بر زمین کردند و دانههای خود را آوردند تا به رشد و تکثیر خود روی سطح زمین ادامه دهند (پیدایش ١ :۹-۱۳).
در طول دوران چهارم، خورشید، ماه و ستارگان بیشمار ظاهرمیشوند، پس از آنکه هوا از ابر و مه غلیظ که فراگیر و شایع بود، پاک شد (پیدایش ١ :۱۴-۱۹). پس از گیاهان، قلمرو یا جهانِ حیوانات پدید میآید که شکلی تکاملیافتهتر از حیات است.
به فرمان خدا، در روز پنجم، دریاها با انواع ماهیان، از بزرگ و کوچک، و موجودات دریایی مختلف پر شد. آسمان نیز با پرندگان مختلف پر گشت. خدا تمام این موجودات را برکت داد تا بارور و کثیر شوند و آسمان و دریا را پر سازند (پیدایش ١ :۲۰-۲۳).
در آخر، در طول آخرین دورۀ تکاملی، و به فرمان خلاقۀ خدا، حیوانات این جهان، از کوچک و بزرگ، خزندگان، حشرات و تمام آنچه روی زمین زیست میکنند، بر روی زمین پدیدار شدند (پیدایش ١ :۲-۲۵).
در پایان این دوره، خدا انسان را خلق میکند، و بدینترتیب دنیای روحانی را با ماده متحد میسازد، زیرا انسان از یک بدن مادی و روح-جان تشکیل شده است.
✅ کدامیک از سه شخص تثلیث اقدس، دنیا را آفرید؟
هر سه شخص تثلیث اقدس با یکدیگر کار کردند. خدای پدر از طریق پسر همه چیز را میآفریند، و روحالقدس نیز به آنها حیات میبخشد. این امر هم در عهدقدیم آشکار میگردد و هم در عهدجدید. یوحنای انجیلنگار در آغاز انجیلش، پسر خدا، شخص دوم تثلیث اقدس را «کلمه» (به یونانی: «لوگوس») نامیده، میفرماید: «در آغاز کلمه بود و کلمه با خدا بود و کلمه، خدا بود؛ همان در آغاز با خدا بود. همه چیز به واسطۀ او پدید آمد، و از هرآنچه پدید آمد، هیچ چیز بدون او پدیدار نگشت» (یوحنا ۱:۱-۳).
موضوعی که در اینجا روشن میشود، این است که از طریق پسر خدا که «کلمه» خدا نیز نامیده میشود، همه چیز خلق گردید. کتاب پیدایش که خلقت جهان را توصیف میکند، این موضوع را روشن میسازد که دنیا از طریق «کلمه خدا» آفریده شد. ما باید به عبارتی که در آغاز هر دورۀ تکاملی تکرار شد، توجه کنیم: «و خدا گفت.» خدا که روح است، مثل ما دهان و صدا برای سخن گفتن ندارد. کتابمقدس با این عبارت نمادین، به این مطلب اشاره میکند که پدر، آن «کلمه»- یعنی پسرش- را فرستاد، و این پسر بر اساس اراده و تأیید پدر، همه چیز را آفرید. داوود نبی نیز بر این مطلب صحه میگذارد و میفرماید: «به کلام خداوند آسمانها ساخته شد» (مزمور ٣٣ :۶). به همین علت است که بند سوم اعتقادنامۀ نیقیه این جمله را در خود جای میدهد که میگوید: «من ایمان دارم به... پسر یگانۀ خدا...همذات با پدر. و از طریق او همه چیز هستی یافت.» شخص سوم تثلیث اقدس در کار خلقت جهان نقش فعالی داشت. سیریل مقدس، اسقف اورشلیم (حدود ۳۱۳-۳۸۶ م.) به روش توصیفی شرح میدهد که ما فهمیدهایم «روح خدا سطح آبها را فرو گرفت» (پیدایش ١ :۲)، یعنی «با خوابیدن روی آن»، مانند مرغ مادری که تخمها را با پرهایش میپوشاند تا زمان فرارسد و جوجههای کوچک از آنها بیرون آیند.
درمورد مشارکت هر سه شخص تثلیث در آفرینشِ دنیا، یک گواه و شهادت دیگر داریم، جایی که به نظر میرسد ایشان در مشاوره و گفتگو هستند و با یکدیگر در مورد خلقت انسان تصمیم میگیرند: «انسان را به صورت خود و شبیه خودمان بسازیم» (پیدایش ١ :۲۶). ضمیری که در اینجا به کار رفته، اول شخص جمع است، یعنی بیش از یک شخص در این صحنه هست؛ و دلیل آن این است که تمام سه شخص تثلیث اقدس این تصمیم را گرفتند و در خلقت انسان همکاری کردند، همانطور که در خلقت سایر موجودات نیز شرکت داشتند.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
حال بیایید به آیات ۳ تا ۵ نگاهی بیندازیم که میگویند در طول نخستین دورۀ زمانی چه اتفاقی افتاد- که همانطور که گفتیم، ممکن است قرنها و دورۀ نامحدودی طول کشیده باشد: «خدا گفت: «روشنایی باشد،» و روشنایی شد.» از این رو، تاریکی که تا آن زمان برقرار بود، از میان رفت و همه چیز با نور، روشن و قابل رؤیت شد.
پس از آن، میبینیم که در طول دورۀ دوم، خدا «فلک» را آفرید که آسمان را از زمین جدا میکند (پیدایش ١ :۶-۸).
در طول دورۀ سوم، آبها از سطح زمین عقب میرود و زمین از اقیانوسها و دریاها متمایز میگردد. از این طریق و بهواسطۀ فرمان خلاقۀ خدا، گیاهان مختلف، بوتهها و درختان شروع به روییدن بر زمین کردند و دانههای خود را آوردند تا به رشد و تکثیر خود روی سطح زمین ادامه دهند (پیدایش ١ :۹-۱۳).
در طول دوران چهارم، خورشید، ماه و ستارگان بیشمار ظاهرمیشوند، پس از آنکه هوا از ابر و مه غلیظ که فراگیر و شایع بود، پاک شد (پیدایش ١ :۱۴-۱۹). پس از گیاهان، قلمرو یا جهانِ حیوانات پدید میآید که شکلی تکاملیافتهتر از حیات است.
به فرمان خدا، در روز پنجم، دریاها با انواع ماهیان، از بزرگ و کوچک، و موجودات دریایی مختلف پر شد. آسمان نیز با پرندگان مختلف پر گشت. خدا تمام این موجودات را برکت داد تا بارور و کثیر شوند و آسمان و دریا را پر سازند (پیدایش ١ :۲۰-۲۳).
در آخر، در طول آخرین دورۀ تکاملی، و به فرمان خلاقۀ خدا، حیوانات این جهان، از کوچک و بزرگ، خزندگان، حشرات و تمام آنچه روی زمین زیست میکنند، بر روی زمین پدیدار شدند (پیدایش ١ :۲-۲۵).
در پایان این دوره، خدا انسان را خلق میکند، و بدینترتیب دنیای روحانی را با ماده متحد میسازد، زیرا انسان از یک بدن مادی و روح-جان تشکیل شده است.
✅ کدامیک از سه شخص تثلیث اقدس، دنیا را آفرید؟
هر سه شخص تثلیث اقدس با یکدیگر کار کردند. خدای پدر از طریق پسر همه چیز را میآفریند، و روحالقدس نیز به آنها حیات میبخشد. این امر هم در عهدقدیم آشکار میگردد و هم در عهدجدید. یوحنای انجیلنگار در آغاز انجیلش، پسر خدا، شخص دوم تثلیث اقدس را «کلمه» (به یونانی: «لوگوس») نامیده، میفرماید: «در آغاز کلمه بود و کلمه با خدا بود و کلمه، خدا بود؛ همان در آغاز با خدا بود. همه چیز به واسطۀ او پدید آمد، و از هرآنچه پدید آمد، هیچ چیز بدون او پدیدار نگشت» (یوحنا ۱:۱-۳).
موضوعی که در اینجا روشن میشود، این است که از طریق پسر خدا که «کلمه» خدا نیز نامیده میشود، همه چیز خلق گردید. کتاب پیدایش که خلقت جهان را توصیف میکند، این موضوع را روشن میسازد که دنیا از طریق «کلمه خدا» آفریده شد. ما باید به عبارتی که در آغاز هر دورۀ تکاملی تکرار شد، توجه کنیم: «و خدا گفت.» خدا که روح است، مثل ما دهان و صدا برای سخن گفتن ندارد. کتابمقدس با این عبارت نمادین، به این مطلب اشاره میکند که پدر، آن «کلمه»- یعنی پسرش- را فرستاد، و این پسر بر اساس اراده و تأیید پدر، همه چیز را آفرید. داوود نبی نیز بر این مطلب صحه میگذارد و میفرماید: «به کلام خداوند آسمانها ساخته شد» (مزمور ٣٣ :۶). به همین علت است که بند سوم اعتقادنامۀ نیقیه این جمله را در خود جای میدهد که میگوید: «من ایمان دارم به... پسر یگانۀ خدا...همذات با پدر. و از طریق او همه چیز هستی یافت.» شخص سوم تثلیث اقدس در کار خلقت جهان نقش فعالی داشت. سیریل مقدس، اسقف اورشلیم (حدود ۳۱۳-۳۸۶ م.) به روش توصیفی شرح میدهد که ما فهمیدهایم «روح خدا سطح آبها را فرو گرفت» (پیدایش ١ :۲)، یعنی «با خوابیدن روی آن»، مانند مرغ مادری که تخمها را با پرهایش میپوشاند تا زمان فرارسد و جوجههای کوچک از آنها بیرون آیند.
درمورد مشارکت هر سه شخص تثلیث در آفرینشِ دنیا، یک گواه و شهادت دیگر داریم، جایی که به نظر میرسد ایشان در مشاوره و گفتگو هستند و با یکدیگر در مورد خلقت انسان تصمیم میگیرند: «انسان را به صورت خود و شبیه خودمان بسازیم» (پیدایش ١ :۲۶). ضمیری که در اینجا به کار رفته، اول شخص جمع است، یعنی بیش از یک شخص در این صحنه هست؛ و دلیل آن این است که تمام سه شخص تثلیث اقدس این تصمیم را گرفتند و در خلقت انسان همکاری کردند، همانطور که در خلقت سایر موجودات نیز شرکت داشتند.
☦@LessonsOrthodox
🔹فرشته های مقرب جبرئیل و میکائیل در حالی که نام خداوند عیسی مسیح (IC XC) را نگاه داشته اند.
☦@LessonsOrthodox
☦@LessonsOrthodox
🔹فرشته مقدس نگهبان که در هنگام تعمید ارتدوکس خداوند به مسیحی تعمید یافته به جهت محافظت از او اعطا می کند.
☦@LessonsOrthodox
☦@LessonsOrthodox
🔹سپاه فرشتگان، قدرتهای مخلوق مقدس بدون بدن، در اطراف خداوند عیسی مسیح، به جهت خدمت و جلال او.
☦@LessonsOrthodox
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
☦ 👌روند نجات هم افزایی است. این یک همکاری مشترک بین انسان و خدا است ، "که به طور همزمان گذشته ، حال و آینده است".
ما به عنوان مسیحیان ارتدوكس می گوئیم:
🔺من نجات یافتم ... هنگامی که عیسی مسیح بر روی صلیب مرد تا مرا از گناهانم بازخريد كند(عبرانيان 10:10). او نجات من را ممکن ساخت. قبل از اینكه او این كار را انجام دهد ، تنها راه رسيدن به آسمان از طریق كمال انجام شريعت بود، كارى غیرممكن.
اینکه خداوند ما، جريمه مرگ را برای گناهان ما "پرداخت کرد" نباید به معنای واقعی کلمه به عنوان بهاى دقيقى که توسط کسی پرداخت می گردد و به عنوان هزينه به کسی داده می شود ، در نظر گرفته شود ، بلکه به عنوان نجات دهنده اى كه عواقب دردناکِ اعمال نادرست دیگران را مى پذيرد. هنگامی که او جسم گرفت ، پسر خدا خود را در معرض مرگ قرار داد، که بعنوان نتیجه گناه براى انسان بود. اما مسیح گناهکار نبود ، بنابراین مرگ نتوانست او را نگاه دارد. به همین ترتیب ، تحت شرايط عهد خون ، كسی كه از طریق تعمید و عشاء ربانى مقدس با مسیح متحد شده است به عنوان بخشی از یک زندگی ایمانى، مرگ نمى تواند او را نگه دارد.
🔺من نجات یافته ام ... به این دلیل که راز مسیح را که با ما به اشتراک گذاشته است، می دانم (متی 13: 35 ؛ افسسيان 3: 8-12): که راه رسیدن به ملكوت از طریق او ، پسر خداست ، ناجی همه کسانی که به او روی می آورند. با این حال ، اگر بعنوان مثال من در رشته ریاضی درس می خواندم ، مجاز نبودم فقط به معلم اطلاع دهم که من اصول آن علم را می دانم و برای گرفتن نمره قبولی اقدام كنم! به من آزمون داده می شود. به همین ترتيب، ادعاى ایمان ، ایمان واقعی نیست، مگر اینکه در بستر زندگی مورد آزمایش قرار گرفته باشد. بنابراین ، در حقیقت تمام ، ما در ادامه می گوییم ...
🔺من دارم نجات مى يابم ... (حال استمرارى؛ عبرانيان 10: 14) زیرا باید ایمان به مسیح را به عنوان مسیحا (دوم تيموتائوس 2: 13-15) به روشى كه خدا تعيين كرده است نشان دهم. از طریق اطاعت، با تلاش برای رسیدن به شباهت او، به همان اندازه که من می توانم . خداوند ما نمونه ای کامل از زندگی براى دنبال کردن گذاشته است.👈 این یک فرایند است. 👉همانطور که قديس پولس نوشت ، همه ما باید به سوی نقطه کمال حرکت کنیم. "ما همیشه از طريق ایمان و تعمید به آنچه که در حال حاضر بالقوه هستیم، تبديل مى شويم" - بخشی از بدن مسیح. این توانایی بطور ذاتى در ما به عنوان هدایتی از خداست ، که در تمایل کودکان به گرفتن ویژگی های قهرمانانه مشهود است. این محرک درونی باید مورد استفاده قرار گیرد و به سمت یک تلاش غیرتمندانه برای به دست آوردن ویژگی های منجی ما سوق داده شود، تا عشق و ایمان خود را به او نشان دهیم و برای زندگی در ملكوت او، جایی که همه مقدسين هستند ، آماده شويم. خاستگاه نوع زندگی که این امر ايجاد می کند "اعمال نیک" عهد جدید است که با كارهاى قانونى شريعت موسى بسیار متفاوت است. آنها هرگز نمی توانند براى ما جایگاهی در آسمان تحصيل نمايند، اما با این وجود به عنوان شاخص های ایمان و مؤلفه های رشد روحانى ضروری هستند. آنها همچنین وسیله ای هستند که خداوند می خواهد، با قوم خود به عنوان دستان و پاها ، چشم ها و قلب خود، كارهاى خويش را انجام دهد. کارهاى انجام شده اى كه حاصل از ایمان نيستند ، هیچ ارزش روحانی ندارند، زیرا آنها فقط مزایای موقتی دارند. كارهايى که به نام عیسی مسیح و به عنوان ثمره ایمان به او انجام می شود فوایدی فراتر از مشهودات را موجب مى شوند. عمل کننده، از نعمت فیض برخوردار است ، که با توجه به تلاشهای وى، او را تقویت می کند و به او کمک می کند تا كارهايى را که ایمانش را اثبات می کند ، ادامه دهد. مهمتر از همه، دریافت کننده مزایای کارهای نيكى که به نام مسیح انجام شده است ، اگر او نيز ايمان داشته باشد، طعم عشقى را که در ملكوت انتظار او را مى كشد، دريافت مى كند. "نيكى" راه به ملكوت را نشان مى دهد.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
☦ 👌روند نجات هم افزایی است. این یک همکاری مشترک بین انسان و خدا است ، "که به طور همزمان گذشته ، حال و آینده است".
ما به عنوان مسیحیان ارتدوكس می گوئیم:
🔺من نجات یافتم ... هنگامی که عیسی مسیح بر روی صلیب مرد تا مرا از گناهانم بازخريد كند(عبرانيان 10:10). او نجات من را ممکن ساخت. قبل از اینكه او این كار را انجام دهد ، تنها راه رسيدن به آسمان از طریق كمال انجام شريعت بود، كارى غیرممكن.
اینکه خداوند ما، جريمه مرگ را برای گناهان ما "پرداخت کرد" نباید به معنای واقعی کلمه به عنوان بهاى دقيقى که توسط کسی پرداخت می گردد و به عنوان هزينه به کسی داده می شود ، در نظر گرفته شود ، بلکه به عنوان نجات دهنده اى كه عواقب دردناکِ اعمال نادرست دیگران را مى پذيرد. هنگامی که او جسم گرفت ، پسر خدا خود را در معرض مرگ قرار داد، که بعنوان نتیجه گناه براى انسان بود. اما مسیح گناهکار نبود ، بنابراین مرگ نتوانست او را نگاه دارد. به همین ترتیب ، تحت شرايط عهد خون ، كسی كه از طریق تعمید و عشاء ربانى مقدس با مسیح متحد شده است به عنوان بخشی از یک زندگی ایمانى، مرگ نمى تواند او را نگه دارد.
🔺من نجات یافته ام ... به این دلیل که راز مسیح را که با ما به اشتراک گذاشته است، می دانم (متی 13: 35 ؛ افسسيان 3: 8-12): که راه رسیدن به ملكوت از طریق او ، پسر خداست ، ناجی همه کسانی که به او روی می آورند. با این حال ، اگر بعنوان مثال من در رشته ریاضی درس می خواندم ، مجاز نبودم فقط به معلم اطلاع دهم که من اصول آن علم را می دانم و برای گرفتن نمره قبولی اقدام كنم! به من آزمون داده می شود. به همین ترتيب، ادعاى ایمان ، ایمان واقعی نیست، مگر اینکه در بستر زندگی مورد آزمایش قرار گرفته باشد. بنابراین ، در حقیقت تمام ، ما در ادامه می گوییم ...
🔺من دارم نجات مى يابم ... (حال استمرارى؛ عبرانيان 10: 14) زیرا باید ایمان به مسیح را به عنوان مسیحا (دوم تيموتائوس 2: 13-15) به روشى كه خدا تعيين كرده است نشان دهم. از طریق اطاعت، با تلاش برای رسیدن به شباهت او، به همان اندازه که من می توانم . خداوند ما نمونه ای کامل از زندگی براى دنبال کردن گذاشته است.👈 این یک فرایند است. 👉همانطور که قديس پولس نوشت ، همه ما باید به سوی نقطه کمال حرکت کنیم. "ما همیشه از طريق ایمان و تعمید به آنچه که در حال حاضر بالقوه هستیم، تبديل مى شويم" - بخشی از بدن مسیح. این توانایی بطور ذاتى در ما به عنوان هدایتی از خداست ، که در تمایل کودکان به گرفتن ویژگی های قهرمانانه مشهود است. این محرک درونی باید مورد استفاده قرار گیرد و به سمت یک تلاش غیرتمندانه برای به دست آوردن ویژگی های منجی ما سوق داده شود، تا عشق و ایمان خود را به او نشان دهیم و برای زندگی در ملكوت او، جایی که همه مقدسين هستند ، آماده شويم. خاستگاه نوع زندگی که این امر ايجاد می کند "اعمال نیک" عهد جدید است که با كارهاى قانونى شريعت موسى بسیار متفاوت است. آنها هرگز نمی توانند براى ما جایگاهی در آسمان تحصيل نمايند، اما با این وجود به عنوان شاخص های ایمان و مؤلفه های رشد روحانى ضروری هستند. آنها همچنین وسیله ای هستند که خداوند می خواهد، با قوم خود به عنوان دستان و پاها ، چشم ها و قلب خود، كارهاى خويش را انجام دهد. کارهاى انجام شده اى كه حاصل از ایمان نيستند ، هیچ ارزش روحانی ندارند، زیرا آنها فقط مزایای موقتی دارند. كارهايى که به نام عیسی مسیح و به عنوان ثمره ایمان به او انجام می شود فوایدی فراتر از مشهودات را موجب مى شوند. عمل کننده، از نعمت فیض برخوردار است ، که با توجه به تلاشهای وى، او را تقویت می کند و به او کمک می کند تا كارهايى را که ایمانش را اثبات می کند ، ادامه دهد. مهمتر از همه، دریافت کننده مزایای کارهای نيكى که به نام مسیح انجام شده است ، اگر او نيز ايمان داشته باشد، طعم عشقى را که در ملكوت انتظار او را مى كشد، دريافت مى كند. "نيكى" راه به ملكوت را نشان مى دهد.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
🔺من نجات خواهم یافت ... با فيض خدا - وقتی زندگی من ، شانس من برای انتخاب كردن و انتخاب زندگی به پایان رسید ، یا در بازگشت ثانوى مسیح ، هر كدام که اول اتفاق بیفتد (رومیان 10: 9). موارد خنوخ و ايليا که مستقیماً به آسمان برده شدند، ترسیمی از کسانی است که در بازگشت مسیح هنوز زنده خواهند بود ، بنابراین نیازی به گذر از مرگ نخواهد بود. در هر دو صورت ، باید با داوری روبرو شوم، زیرا فقط خدا (از طریق پسرش در عرش جلال خود) می داند که آیا در ميان فراز و نشیب های زندگی ، من از طریق ایمان و عشق ، بخشی از بدن مسیح باقى مانده ام. زندگی من با موفقیت یا شکست ارزیابی نمی شود بلکه با این که آیا من واقعاً به عنوان پيامد ایمان ، سعی کرده ام زندگی مانند مسیح داشته باشم یا نه ، ارزیابی می شود.
از آدم و حوا انتظار می رفت كه از فرمانى كه خدا به آنها داد، پیروی كنند. از ما انتظار می رود که در همه چیز نمونه مسیح را به عنوان تصدیق ما از او به عنوان منجی ، خداوند و استاد، دنبال كنيم و هنگامی که كم می آوريم ، خود را بلند کرده و صعود را ادامه دهیم. مکاشفه 20: 12-13 به روشنی نشان می دهد که ایمان ما توسط اعمال ما داوری می شود.
صرفاً در یک زندگی - بسيار زود گذر؛ فقط آنچه برای خدا انجام شده است دوام خواهد داشت!
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
🔺من نجات خواهم یافت ... با فيض خدا - وقتی زندگی من ، شانس من برای انتخاب كردن و انتخاب زندگی به پایان رسید ، یا در بازگشت ثانوى مسیح ، هر كدام که اول اتفاق بیفتد (رومیان 10: 9). موارد خنوخ و ايليا که مستقیماً به آسمان برده شدند، ترسیمی از کسانی است که در بازگشت مسیح هنوز زنده خواهند بود ، بنابراین نیازی به گذر از مرگ نخواهد بود. در هر دو صورت ، باید با داوری روبرو شوم، زیرا فقط خدا (از طریق پسرش در عرش جلال خود) می داند که آیا در ميان فراز و نشیب های زندگی ، من از طریق ایمان و عشق ، بخشی از بدن مسیح باقى مانده ام. زندگی من با موفقیت یا شکست ارزیابی نمی شود بلکه با این که آیا من واقعاً به عنوان پيامد ایمان ، سعی کرده ام زندگی مانند مسیح داشته باشم یا نه ، ارزیابی می شود.
از آدم و حوا انتظار می رفت كه از فرمانى كه خدا به آنها داد، پیروی كنند. از ما انتظار می رود که در همه چیز نمونه مسیح را به عنوان تصدیق ما از او به عنوان منجی ، خداوند و استاد، دنبال كنيم و هنگامی که كم می آوريم ، خود را بلند کرده و صعود را ادامه دهیم. مکاشفه 20: 12-13 به روشنی نشان می دهد که ایمان ما توسط اعمال ما داوری می شود.
صرفاً در یک زندگی - بسيار زود گذر؛ فقط آنچه برای خدا انجام شده است دوام خواهد داشت!
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
✅ "فیض" خدا، در نجات ما چه نقشی دارد؟
فيض "انرژیهای" قابل دسترس خدا براى انسان است تا او را برای ملكوت تقدیس نمايد. ما هرگز نمی توانیم در ذات خدا سهيم شويم ، اما از طریق انرژی های او به اندازه اى که همکاری می کنیم الهی می شویم. اقدام مثبت یا تلاش برای تأیید ایمان ، به طور همزمان با روح القدس، که مطابق تلاشهای ما فيض می بخشد ، برآورده مى شود. بدون فيض ، رشد در شبیه شدن به مسیح امكان پذیر نمى باشد.
فيض خدا قادر به دیدار کسانی نیست که از نجات فرار می کنند. فضیلت انسانی به قدر کافی در خود از چنين قدرتى برخوردار نيست كه روح هايى را که توسط فیض لمس نشده اند، را در زندگی قابل اعتماد پرورش دهد. ... اما وقتی عدالت اعمال و فیض روح همزمان در همان روح جمع می شوند ، در کنار هم قادر به پر کردن آن با زندگی مبارک هستند.
☘ گريگورى نيسا
در زمان داورى ، فيض نيز كاستى هاى کسانی را که زندگیشان در تعادل ، ايمان را نشان داده، جبران می کند. خدا ما را فرا مى خواند تا در تقلید از خداوند خود بی نقص باشیم تا ایمان خود را اثبات کنیم و در شباهت او (تقدس) رشد کنیم. با این وجود او فقط مى خواهد كه ما بطور مداوم تلاش می كنیم تا هر چه می توانیم انجام دهیم- فیض او با رحمت این خلاء را پر می كند. بنابراین ما به طور پيوسته دعا می کنیم:
🙏 خداوندا رحم فرما. 🙏
نقش مسیح در نجات ما مفعولى است. او آنچه را كه لازم بود تا اتحاد مجدد ما را با خدا ممكن سازد، انجام داد. نقش ما فاعلى است.
🏵انسان درونی که پولس درباره آن نوشت، مسیح را به عنوان مسیحا می شناسد و از طریق دعا ، تعمید، مسح روح القدس (يا همان تثبيت)، عشاء ربانى و سایر رازهاى (آيين مقدس) کلیسا ، ایمان را در یک سطح عرفانی به نمایش می گذارد.
🏵انسان بیرونی با نشان دادن عشق به دیگران در رابطه صحیح با خدا ، با پيروى از نمونه مسیح ، این ایمان را در یک سطح اخلاقی به نمایش می گذارد.
☀️ نجات ما هنگامی که مى ميريم ، هدفمند "برآورده" خواهد شد.☀️
روح ما فوراً مورد داورى قرار می گیرد و پس از آن ، جدا از بدنمان، پيش زمينه چیزی را که آماده کرده ایم ، دریافت خواهیم کرد ، به همان اندازه که در حالت روياى خواب وقايع را تجربه می كنيم. اگر ایمان به مسیح، به دنبال رفاقت با او از طریق اطاعت ، خود را آشكار نموده است ، ما لذت های حضور او را تجربه خواهیم کرد. سپس ، در بازگشت ثانوى مسیح ، با بدنهای جدید قیام خواهیم کرد و وارد تماميت ملکوت خواهیم شد.
⁉️ اگر تحت فشار برای پاسخ به این سوال پرسیده شدۀ ، "آیا نجات يافته ای؟" هستيد، مناسب ترین و واضح ترین پاسخ این است: "به فيض خدا ، من در حال نجات يافتن هستم" (در حال رشد در تقدیس با تلاش برای زندگی در اطاعت مسیح برای اثبات ایمان و عشق خود ، که مرا نیز برای زندگی در آسمان آماده می کند).
🔹اما ما باید تلاش کنیم تا درک کاملی از مراحل فراگیر فرایند نجات داشته باشیم و آماده و مشتاق برای به اشتراک گذاشتن این معرفت حيات بخش با دیگران باشیم. انجام این کار چكيده آن عشقی است که عیسی آنرا تمرین و آموزش داده است.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
✅ "فیض" خدا، در نجات ما چه نقشی دارد؟
فيض "انرژیهای" قابل دسترس خدا براى انسان است تا او را برای ملكوت تقدیس نمايد. ما هرگز نمی توانیم در ذات خدا سهيم شويم ، اما از طریق انرژی های او به اندازه اى که همکاری می کنیم الهی می شویم. اقدام مثبت یا تلاش برای تأیید ایمان ، به طور همزمان با روح القدس، که مطابق تلاشهای ما فيض می بخشد ، برآورده مى شود. بدون فيض ، رشد در شبیه شدن به مسیح امكان پذیر نمى باشد.
فيض خدا قادر به دیدار کسانی نیست که از نجات فرار می کنند. فضیلت انسانی به قدر کافی در خود از چنين قدرتى برخوردار نيست كه روح هايى را که توسط فیض لمس نشده اند، را در زندگی قابل اعتماد پرورش دهد. ... اما وقتی عدالت اعمال و فیض روح همزمان در همان روح جمع می شوند ، در کنار هم قادر به پر کردن آن با زندگی مبارک هستند.
☘ گريگورى نيسا
در زمان داورى ، فيض نيز كاستى هاى کسانی را که زندگیشان در تعادل ، ايمان را نشان داده، جبران می کند. خدا ما را فرا مى خواند تا در تقلید از خداوند خود بی نقص باشیم تا ایمان خود را اثبات کنیم و در شباهت او (تقدس) رشد کنیم. با این وجود او فقط مى خواهد كه ما بطور مداوم تلاش می كنیم تا هر چه می توانیم انجام دهیم- فیض او با رحمت این خلاء را پر می كند. بنابراین ما به طور پيوسته دعا می کنیم:
🙏 خداوندا رحم فرما. 🙏
نقش مسیح در نجات ما مفعولى است. او آنچه را كه لازم بود تا اتحاد مجدد ما را با خدا ممكن سازد، انجام داد. نقش ما فاعلى است.
🏵انسان درونی که پولس درباره آن نوشت، مسیح را به عنوان مسیحا می شناسد و از طریق دعا ، تعمید، مسح روح القدس (يا همان تثبيت)، عشاء ربانى و سایر رازهاى (آيين مقدس) کلیسا ، ایمان را در یک سطح عرفانی به نمایش می گذارد.
🏵انسان بیرونی با نشان دادن عشق به دیگران در رابطه صحیح با خدا ، با پيروى از نمونه مسیح ، این ایمان را در یک سطح اخلاقی به نمایش می گذارد.
☀️ نجات ما هنگامی که مى ميريم ، هدفمند "برآورده" خواهد شد.☀️
روح ما فوراً مورد داورى قرار می گیرد و پس از آن ، جدا از بدنمان، پيش زمينه چیزی را که آماده کرده ایم ، دریافت خواهیم کرد ، به همان اندازه که در حالت روياى خواب وقايع را تجربه می كنيم. اگر ایمان به مسیح، به دنبال رفاقت با او از طریق اطاعت ، خود را آشكار نموده است ، ما لذت های حضور او را تجربه خواهیم کرد. سپس ، در بازگشت ثانوى مسیح ، با بدنهای جدید قیام خواهیم کرد و وارد تماميت ملکوت خواهیم شد.
⁉️ اگر تحت فشار برای پاسخ به این سوال پرسیده شدۀ ، "آیا نجات يافته ای؟" هستيد، مناسب ترین و واضح ترین پاسخ این است: "به فيض خدا ، من در حال نجات يافتن هستم" (در حال رشد در تقدیس با تلاش برای زندگی در اطاعت مسیح برای اثبات ایمان و عشق خود ، که مرا نیز برای زندگی در آسمان آماده می کند).
🔹اما ما باید تلاش کنیم تا درک کاملی از مراحل فراگیر فرایند نجات داشته باشیم و آماده و مشتاق برای به اشتراک گذاشتن این معرفت حيات بخش با دیگران باشیم. انجام این کار چكيده آن عشقی است که عیسی آنرا تمرین و آموزش داده است.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
⚠️خطر ذاتى در تئوری "نجات فورى"⚠️
کسانی هستند که تئوری به اصطلاح "نجات فوری" را اظهار مى دارند ، که خلاف شهادت کلیسای اولیه است، بنابراین خلاف الهیات ارتدوكس است.
آنها به رومیان 10: 9 به عنوان مرجع کتاب مقدسى خود استناد می كنند: اگر به زبان خود عیسی خداوند را اعتراف كنی و در دل خود ایمان داشته باشى كه خدا او را از مردگان برخيزانيد، نجات خواهی یافت.
اینکه تنها راه نجات از طریق ایمان به عیسی مسیح به عنوان نجات دهنده است، مسئله مورد بحث نیست. در هر حال، جمع ارتدوكسى جدا میشوند از کسانی که گمان مى كنند این یک رویداد فوری است: که تنها كافى است يكى بطور شفاهی عیسی را به عنوان خداوند اعلام کند ، در نتيجه حق دارد بگويد: "من نجات یافته ام!"
کسانی که این اعلامیه را انجام می دهند ، معمولاً نوعی غیرت را به نمايش می گذارند که هم تحسین برانگیز و هم تهدید آمیز است. تحسین برانگیز در به نمايش گذاشتن ایمانى کودکانه، با قدرت اعتقادى كه پطرس نشان داد هنگامی که او اعتراف كرد عیسی پسر خدای زنده است (که خداوند ما را بر آن داشت تا وعده دهد کلیسای خود را بر چنین ایمان محكمى مانند صخره، بنا می کند). تهدید از این که کسانی که در معرض آن قرار دارند می توانند به سادگی آن کشیده شوند یا با تجاوز نسبت به آن پرخاشگرى كنند: آنها نسبت به خدا غیرت دارند ، لكن نه از روى معرفت (رومیان 10: 2).
ساده گرفتن ممکن است باعث شود که بعضی ها از الزام مداوم عملکرد برای رشد در فرآیند تقدیس غافل شوند ، زیرا این نظریه پندارهاى کسانی را که می خواهند خود را مسیحی قلمداد کنند ، پشتيبانى می کند ، اما نمی خواهند مجبور شوند همانطور که مسیح تعليم داده است، زندگى كنند.
🚫 پس آنها می توانند در صورت تمایل به پیروی از راه های دنيا احساس راحتی کنند در حالی که کاملاً انتظار دارند هنگام مرگ به بهشت بروند ، با این اطمینان كه چون مسیح برای گناهكاران درگذشت ،❌ دیگر نیازی به انجام هيچ "كارى" نیست جز آنچه كه آنها را راضی می كند.❌ از سوی دیگر ، پرخاشگری کسی که نجات فوری را اعلام می کند ، و اغلب اصرار دارد که هر کس باید همانطور که او انجام می دهد اعتقاد داشته باشد ، ممکن است باعث شود دیگران حالت تدافعى بگيرند و ذهن خود را کاملاً به روى اين موضوع ببندند. ✖️در هر صورت ، شیطان به هدف خود رسیده است ، یعنی تأخیر یا جلوگیری از رشد روحانى.✖️
بیانیه غیر قابل قبول "من نجات یافته ام!" همچنین یادآور نگرش فریسی است که صدای او در ستایش از خود طنین انداز بود، و مسيح تكبر و عدم فروتنی آن را محکوم کرد. اما طرز برخورد توبه كننده باجگيرى كه سينه خود را مى زد و مى گفت ، خدايا بر من گناهكار رحم فرما ، تأييد عيسى را ترسيم كرد ، كه گفت ، ... هر كه خود را برافرازد، پست گردد، و هر كس كه خويشتن را فروتن سازد ، سرافرازى يابد. (لوقا 18: 9-14).
کتاب مقدس را فقط در تماميت خودش می توان به طور صحيح درک کرد ، نه از قطعات خارج از متن. اصرار بر تفسیر تحت الفظى یک جمله به تنهايى در اینجا و آنجا ، پاييندى به متن ، اما ناديده گرفتن روح آن است، ✔️همین امر باعث شده است که بیشتر امت يهود، مسیح را به عنوان مسیحاى خودشان رد کنند.
◀️ برای درک کامل رومیان 10: 9 ، باید بخاطر بسپاریم که قديس پولس به یهودیان روم خطاب می کرد و سعی می کرد به آنان کمک کند تا درک کنند که ⏪ آنها دیگر برای نجات وابسته به شريعت موسى نیستند. ⏩ این شريعت توسط 🎗عهد خون🎗 جايگزين شده بود ، 👈كه به موجب آن، ایمان به عیسی مسیح به عنوان نجات دهنده، تنها معیار است👉 (ارميا 31: 31-4). با این حال ، پولس همچنین به روشنی در رومیان 3: 31 اظهار داشت كه 👈شريعت با آمدن مسیح لغو نشده است بلكه توسط آن برآورده شد،👉 همانطور كه متی 5:17 اين را در سخن خود عیسی روشن می سازد.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
⚠️خطر ذاتى در تئوری "نجات فورى"⚠️
کسانی هستند که تئوری به اصطلاح "نجات فوری" را اظهار مى دارند ، که خلاف شهادت کلیسای اولیه است، بنابراین خلاف الهیات ارتدوكس است.
آنها به رومیان 10: 9 به عنوان مرجع کتاب مقدسى خود استناد می كنند: اگر به زبان خود عیسی خداوند را اعتراف كنی و در دل خود ایمان داشته باشى كه خدا او را از مردگان برخيزانيد، نجات خواهی یافت.
اینکه تنها راه نجات از طریق ایمان به عیسی مسیح به عنوان نجات دهنده است، مسئله مورد بحث نیست. در هر حال، جمع ارتدوكسى جدا میشوند از کسانی که گمان مى كنند این یک رویداد فوری است: که تنها كافى است يكى بطور شفاهی عیسی را به عنوان خداوند اعلام کند ، در نتيجه حق دارد بگويد: "من نجات یافته ام!"
کسانی که این اعلامیه را انجام می دهند ، معمولاً نوعی غیرت را به نمايش می گذارند که هم تحسین برانگیز و هم تهدید آمیز است. تحسین برانگیز در به نمايش گذاشتن ایمانى کودکانه، با قدرت اعتقادى كه پطرس نشان داد هنگامی که او اعتراف كرد عیسی پسر خدای زنده است (که خداوند ما را بر آن داشت تا وعده دهد کلیسای خود را بر چنین ایمان محكمى مانند صخره، بنا می کند). تهدید از این که کسانی که در معرض آن قرار دارند می توانند به سادگی آن کشیده شوند یا با تجاوز نسبت به آن پرخاشگرى كنند: آنها نسبت به خدا غیرت دارند ، لكن نه از روى معرفت (رومیان 10: 2).
ساده گرفتن ممکن است باعث شود که بعضی ها از الزام مداوم عملکرد برای رشد در فرآیند تقدیس غافل شوند ، زیرا این نظریه پندارهاى کسانی را که می خواهند خود را مسیحی قلمداد کنند ، پشتيبانى می کند ، اما نمی خواهند مجبور شوند همانطور که مسیح تعليم داده است، زندگى كنند.
🚫 پس آنها می توانند در صورت تمایل به پیروی از راه های دنيا احساس راحتی کنند در حالی که کاملاً انتظار دارند هنگام مرگ به بهشت بروند ، با این اطمینان كه چون مسیح برای گناهكاران درگذشت ،❌ دیگر نیازی به انجام هيچ "كارى" نیست جز آنچه كه آنها را راضی می كند.❌ از سوی دیگر ، پرخاشگری کسی که نجات فوری را اعلام می کند ، و اغلب اصرار دارد که هر کس باید همانطور که او انجام می دهد اعتقاد داشته باشد ، ممکن است باعث شود دیگران حالت تدافعى بگيرند و ذهن خود را کاملاً به روى اين موضوع ببندند. ✖️در هر صورت ، شیطان به هدف خود رسیده است ، یعنی تأخیر یا جلوگیری از رشد روحانى.✖️
بیانیه غیر قابل قبول "من نجات یافته ام!" همچنین یادآور نگرش فریسی است که صدای او در ستایش از خود طنین انداز بود، و مسيح تكبر و عدم فروتنی آن را محکوم کرد. اما طرز برخورد توبه كننده باجگيرى كه سينه خود را مى زد و مى گفت ، خدايا بر من گناهكار رحم فرما ، تأييد عيسى را ترسيم كرد ، كه گفت ، ... هر كه خود را برافرازد، پست گردد، و هر كس كه خويشتن را فروتن سازد ، سرافرازى يابد. (لوقا 18: 9-14).
کتاب مقدس را فقط در تماميت خودش می توان به طور صحيح درک کرد ، نه از قطعات خارج از متن. اصرار بر تفسیر تحت الفظى یک جمله به تنهايى در اینجا و آنجا ، پاييندى به متن ، اما ناديده گرفتن روح آن است، ✔️همین امر باعث شده است که بیشتر امت يهود، مسیح را به عنوان مسیحاى خودشان رد کنند.
◀️ برای درک کامل رومیان 10: 9 ، باید بخاطر بسپاریم که قديس پولس به یهودیان روم خطاب می کرد و سعی می کرد به آنان کمک کند تا درک کنند که ⏪ آنها دیگر برای نجات وابسته به شريعت موسى نیستند. ⏩ این شريعت توسط 🎗عهد خون🎗 جايگزين شده بود ، 👈كه به موجب آن، ایمان به عیسی مسیح به عنوان نجات دهنده، تنها معیار است👉 (ارميا 31: 31-4). با این حال ، پولس همچنین به روشنی در رومیان 3: 31 اظهار داشت كه 👈شريعت با آمدن مسیح لغو نشده است بلكه توسط آن برآورده شد،👉 همانطور كه متی 5:17 اين را در سخن خود عیسی روشن می سازد.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
ما باید به شباهت مسیح رشد کنیم. پیام كتاب رومیان ، اگر در تماميت آن گرفته شود ، این است كه اگر واقعاً ایمان داشته باشیم كه مسیح ناجی ماست ، یاد خواهیم گرفت كه فقط با تلاش در زندگی و سرمشق از او ، ایمان را نشان دهیم ، و همينطور نجات خواهيم يافت (در زمان آینده).
تقلید از مسیح شامل دوست داشتن یکدیگر همانطور که او ما را دوست داشت ، جمع بندی ده فرمان و شريعت است. این بدان معناست که خودمان را براى دیگران بدهیم همانطور که او خودش را به ما داده است. این امر نیاز به تلاش جسمانى و روحانى دارد ، بنابراین قديس پولس همچنین از ما می خواهد كه مانند سربازان نيكو زحمات را تحمل كنیم و مطابق قوانین مانند پهلوانان رقابت كنیم (دوم تيموتائوس2: 3-5)، براى پوشيدن زره تمام خدا ، که [ما] بتوانیم در برابر مكرهاى شیطان ایستادگی کنیم (افسسيان 6: 11)؛ و با ترس و لرز نجات خود را بعمل آوريم (فيليپيان 2: 12).
او این نکته را بیان می کند که اگر عاشق مسیح باشیم ، نجات ما نزدیک تر از زمانی است که برای اولین بار ایمان آوردیم (رومیان 13: 11) ، به این معنی که همانطور که "در مسیح" زندگی می کنیم (از طریق تعمید ، عشاء ربانى و اتحاد از طریق يك زندگی ایمانى با او) ، ما به نجات کاملاً تحقق یافته ، نزدیکتر و نزدیکتر می شویم ، که فقط هنگامی که زندگی ما روی زمین به پایان برسد اطمینان حاصل می کنیم و آزمون ایمان را تمام می کنیم. تا زمانی که در این دنیا زندگی مى كنيم، هنوز ممکن است از مسیر به سوى خدا منحرف شویم ، اما کسی که تا آخر عمر پایدار است ، نجات خواهد یافت (مرقس 13: 13) و تاج حيات را از خود مسیح دریافت خواهد کرد (مكاشفه 2: 10).
مفهوم نجات فوری، رسماً با عنوان "پارسایی فقط با ایمان" شناخته شده است.
الهیات ارتدوكس تأیید می کند که ايماندار توسط عمل نجات بخش شفاعت مسیح ،عادل شمرده مى شود و عاری از گناه اعلام مى شود ، اما مراحل ، فراتر از عادل شمردگی از طریق ایمان، به واسطه فیض است - و کلمه "فقط" که اين فرضیه را همراه خود مى آورد كه هیچ کار یا اقدام واجد شرایطى به عنوان نمايش یا اثبات ایمان لازم نیست، را رد می کند. مارتین لوتر یک کشیش سابق کاتولیک رومی بود که بخاطر نگرانی شدید وی نسبت به تأکید بیش از حد قوانین بر اعمالى که در الهیات کلیسای روم گنجانیده شده بود ، بر پارسایی فقط با ایمان تأکید کرد (که در قرن شانزدهم با فروش القائات به اوج خود رسیده بود، كه اين تصور را القاء مى كرد که می توان نجات را خريد). نگرانی های لوتر توجیه شده و نیات او خوب بود ، اما الهيات او (که نشانگر آغاز اصلاحات پروتستان بود) یک شكستگى در ارتباط قاطع بین ایمان اظهار شده و عناصر اساسی یک زندگی مانند مسیح را ، ايجاد كرد (يعقوب 2: 14-26). .
"عادل شمردگی فقط با ایمان" معمولاً يكى از دو دیدگاه زير را در بر مى گيرد: (1) پس از اعلام ایمان ، کارهای نیک به طور طبیعی دنبال خواهند شد ، اما برای نجات ضروری نیستند. یا (2) بعد از اعلام ایمان (که يك عطيه خدا محسوب می شود) ، روح القدس تغییراتی در زندگی فرد ایجاد می کند و باعث می شود که او به شباهت مسیح رشد کند.
اولی بسیار مبهم است و فاقد احساس ضرورت است که کلیسای اولیه آموزش داده است. متأسفانه ، ما معمولاً آنچه را که باید انجام دهیم ، به طور خودکار انجام نمی دهیم ، مگر اینکه از ضرورت آن اطمینان داشته باشیم. دومی ، کل بار را بر دوش خدا مى گذارد و هيچى روى ما نيست و اراده آزاد را در نظر نمی گیرد.
در مقابل ، عهد قديم و جدید ، از نمونه های آدم و حوا گرفته تا مرد نابینایی که بینایی اش شفا نيافت تا اینکه او از فرمان خداوند ما پیروی کرد تا در استخر سیلوحا برود و آنرا بشويد (يوحنا 9: 7 ، 11)، این واقعیت را آشكار مى سازد که نقشه خدا برای نجات ما از طریق ایمان به عیسی مسیح به عنوان مسیحا اجرا مى شود ، اما مستلزم این است که ایمان ما عملی شود و در معرض داوری او باشد. کتاب عبرانیان نمونه های بسیاری از ایمان را که توسط قوم خدا به نمایش گذاشته شده است ، ذکر می کند با استناد به مواردى كه آنها تسخیر ممالك كردند، به اعمال صالحه پرداختند، وعده ها را پذيرفتند، دهان شیرها را بستند ... و از طریق ایمان شهادت خوبی به دست آوردند ... (عبرانيان 11: 32-39) آنها فقط نگفتند که ایمان آورده اند ، بلکه آن را با شيوه اى که زندگی کردند (با كارهايشان) اثبات نمودند.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
ما باید به شباهت مسیح رشد کنیم. پیام كتاب رومیان ، اگر در تماميت آن گرفته شود ، این است كه اگر واقعاً ایمان داشته باشیم كه مسیح ناجی ماست ، یاد خواهیم گرفت كه فقط با تلاش در زندگی و سرمشق از او ، ایمان را نشان دهیم ، و همينطور نجات خواهيم يافت (در زمان آینده).
تقلید از مسیح شامل دوست داشتن یکدیگر همانطور که او ما را دوست داشت ، جمع بندی ده فرمان و شريعت است. این بدان معناست که خودمان را براى دیگران بدهیم همانطور که او خودش را به ما داده است. این امر نیاز به تلاش جسمانى و روحانى دارد ، بنابراین قديس پولس همچنین از ما می خواهد كه مانند سربازان نيكو زحمات را تحمل كنیم و مطابق قوانین مانند پهلوانان رقابت كنیم (دوم تيموتائوس2: 3-5)، براى پوشيدن زره تمام خدا ، که [ما] بتوانیم در برابر مكرهاى شیطان ایستادگی کنیم (افسسيان 6: 11)؛ و با ترس و لرز نجات خود را بعمل آوريم (فيليپيان 2: 12).
او این نکته را بیان می کند که اگر عاشق مسیح باشیم ، نجات ما نزدیک تر از زمانی است که برای اولین بار ایمان آوردیم (رومیان 13: 11) ، به این معنی که همانطور که "در مسیح" زندگی می کنیم (از طریق تعمید ، عشاء ربانى و اتحاد از طریق يك زندگی ایمانى با او) ، ما به نجات کاملاً تحقق یافته ، نزدیکتر و نزدیکتر می شویم ، که فقط هنگامی که زندگی ما روی زمین به پایان برسد اطمینان حاصل می کنیم و آزمون ایمان را تمام می کنیم. تا زمانی که در این دنیا زندگی مى كنيم، هنوز ممکن است از مسیر به سوى خدا منحرف شویم ، اما کسی که تا آخر عمر پایدار است ، نجات خواهد یافت (مرقس 13: 13) و تاج حيات را از خود مسیح دریافت خواهد کرد (مكاشفه 2: 10).
مفهوم نجات فوری، رسماً با عنوان "پارسایی فقط با ایمان" شناخته شده است.
الهیات ارتدوكس تأیید می کند که ايماندار توسط عمل نجات بخش شفاعت مسیح ،عادل شمرده مى شود و عاری از گناه اعلام مى شود ، اما مراحل ، فراتر از عادل شمردگی از طریق ایمان، به واسطه فیض است - و کلمه "فقط" که اين فرضیه را همراه خود مى آورد كه هیچ کار یا اقدام واجد شرایطى به عنوان نمايش یا اثبات ایمان لازم نیست، را رد می کند. مارتین لوتر یک کشیش سابق کاتولیک رومی بود که بخاطر نگرانی شدید وی نسبت به تأکید بیش از حد قوانین بر اعمالى که در الهیات کلیسای روم گنجانیده شده بود ، بر پارسایی فقط با ایمان تأکید کرد (که در قرن شانزدهم با فروش القائات به اوج خود رسیده بود، كه اين تصور را القاء مى كرد که می توان نجات را خريد). نگرانی های لوتر توجیه شده و نیات او خوب بود ، اما الهيات او (که نشانگر آغاز اصلاحات پروتستان بود) یک شكستگى در ارتباط قاطع بین ایمان اظهار شده و عناصر اساسی یک زندگی مانند مسیح را ، ايجاد كرد (يعقوب 2: 14-26). .
"عادل شمردگی فقط با ایمان" معمولاً يكى از دو دیدگاه زير را در بر مى گيرد: (1) پس از اعلام ایمان ، کارهای نیک به طور طبیعی دنبال خواهند شد ، اما برای نجات ضروری نیستند. یا (2) بعد از اعلام ایمان (که يك عطيه خدا محسوب می شود) ، روح القدس تغییراتی در زندگی فرد ایجاد می کند و باعث می شود که او به شباهت مسیح رشد کند.
اولی بسیار مبهم است و فاقد احساس ضرورت است که کلیسای اولیه آموزش داده است. متأسفانه ، ما معمولاً آنچه را که باید انجام دهیم ، به طور خودکار انجام نمی دهیم ، مگر اینکه از ضرورت آن اطمینان داشته باشیم. دومی ، کل بار را بر دوش خدا مى گذارد و هيچى روى ما نيست و اراده آزاد را در نظر نمی گیرد.
در مقابل ، عهد قديم و جدید ، از نمونه های آدم و حوا گرفته تا مرد نابینایی که بینایی اش شفا نيافت تا اینکه او از فرمان خداوند ما پیروی کرد تا در استخر سیلوحا برود و آنرا بشويد (يوحنا 9: 7 ، 11)، این واقعیت را آشكار مى سازد که نقشه خدا برای نجات ما از طریق ایمان به عیسی مسیح به عنوان مسیحا اجرا مى شود ، اما مستلزم این است که ایمان ما عملی شود و در معرض داوری او باشد. کتاب عبرانیان نمونه های بسیاری از ایمان را که توسط قوم خدا به نمایش گذاشته شده است ، ذکر می کند با استناد به مواردى كه آنها تسخیر ممالك كردند، به اعمال صالحه پرداختند، وعده ها را پذيرفتند، دهان شیرها را بستند ... و از طریق ایمان شهادت خوبی به دست آوردند ... (عبرانيان 11: 32-39) آنها فقط نگفتند که ایمان آورده اند ، بلکه آن را با شيوه اى که زندگی کردند (با كارهايشان) اثبات نمودند.
☦@LessonsOrthodox
🔸بخش سوم - شفاعت
قسمت دوم
این قسمت شامل این بخشهای است:
(1) عظمت، معرفت و رسالت قدیسین
(2) قدیسینی که به آسمان منتفل شدهاند، هنوز زندهاند
(3) مثالهایی از شفاعت فرشتگان
(4) قديسين نزد خدا پسندیدهاند
(5) سؤال و جواب ها
(6) روحانيتِ طلبيدنِ شفاعت از قديسين
(7) شفاعت، یک حقیقت زنده
1-عظمت، معرفت و رسالت قديسين
(الف) وقتی سموئیل هنوز زنده بود، از او در مورد الاغهای گم شده سؤال کردند. ایشان در مورد او گفتند: «اينک مرد خدايي در اين شهر است و او مردي مکرم است و هرچه ميگويد البته واقع ميشود. الان آنجا برويم؛ شايد از راهي که بايد برويم ما را اطلاع بدهد». (اول سموئیل 9: 6) اگر آن مرد خدا در زمان حيات خود از حقايق نهان اطلاع داشت، چقدر بيشتر نفس او در آسمان معرفت خواهد داشت!
(ب) اليشع در زمان حيات خود ميدانست که جيحزي، در نهان، هداياي نُعمان سرياني را پذيرفته است. (دوم پادشاهان 5: 25- 27)
(ج) يکي از خادمان پادشاه آرام در مورد اليشع به ارباب خود گفت: «...بلکه اليشع نبي که در اسرائيل است، پادشاه اسرائيل را از سخني که در خوابگاه خود ميگويي مخبر ميسازد». (دوم پادشاهان 6: 12)
(د) در زمان قحطي، اليشع دريافت که پادشاه اسرائيل قاصدي فرستاده تا او را بکشد. (دوم پادشاهان 6: 32) . اگر اليشع، آن زمان که در جسم بود، عطاي معرفت امور نهان را داشت، چقدر بيشتر هنگامیکه جسم را ترک گفته و به آسمان رفته، معرفت خواهد داشت.
(ﻫ) همچنين، پطرس رسول ميدانست که حنانيا و سفيره در نهان چه کردهاند. وي آن حقيقت را فاش کرد و ايشان را تنبيه نمود (اعمال 5: 3و 9)
(و) نيز، حضرت پولس ميدانست که بعد از رفتنش، گرگهاي درنده به ميان افسسيان خواهند آمد و به گله رحم نخواهند کرد. (اعمال 20: 29)
اگر رسولان هنگامیکه در جسم بودند آنهمه آگاهي داشتند، چقدر بيشتر خداوند در آسمان ايشان را آگاه ميسازد.
اين قديسين معرفت دارند، و نيز رسالتی براي مردم. زندگی آنان که بر زمين آغاز شد، با رحلتشان به پايان نرسيد. ما از ايشان بسي بيشتر طلب شفاعت ميکنيم تا از کسانیکه همچون ما بر زمين در حال نبرد اند و هنوز به آسمان نرفتهاند.
مثالهاي ديگری از عظمت قديسين
(الف) استخوانهاي اليشع نبي قادر بود اعمال عظيمي انجام دهد. آن استخوانها برکت يافته بودند و مرد مرده را تنها با برخورد به آن، و نه با دعا، زنده کردند؛ اینها فقط استخوان بودند و هيچ حياتي در اینان نبود ( دوم پادشاهان 13: 21). چقدر بيشتر روح اليشع در آسمان ميتواند تأثير گذار باشد. بيشک، روح او قدرتمندتر، با حکمتتر و پرجلالتر از استخوانهايش خواهد بود! روح قديسيني مانند اليشع چقدر بيشتر ميتواند در آسمان مؤثر باشد.
به همین دلیل کلیساهای رسولی و ارتودکس با احترام به استخوانها و اشیا مانده از قديسين اهمیت می دهند.
(ب) اگر دستمالها و پيشبندهاي پولس که با بدن او برخورد کرده بود، برکت شفا دادن بسياري از بيماريها و اخراج ارواح را داشت ( اعمال 19: 12)، چقدر بيشتر روح او و ساير قديسين در آسمان برکت خواهد داشت!
☦@LessonsOrthodox
قسمت دوم
این قسمت شامل این بخشهای است:
(1) عظمت، معرفت و رسالت قدیسین
(2) قدیسینی که به آسمان منتفل شدهاند، هنوز زندهاند
(3) مثالهایی از شفاعت فرشتگان
(4) قديسين نزد خدا پسندیدهاند
(5) سؤال و جواب ها
(6) روحانيتِ طلبيدنِ شفاعت از قديسين
(7) شفاعت، یک حقیقت زنده
1-عظمت، معرفت و رسالت قديسين
(الف) وقتی سموئیل هنوز زنده بود، از او در مورد الاغهای گم شده سؤال کردند. ایشان در مورد او گفتند: «اينک مرد خدايي در اين شهر است و او مردي مکرم است و هرچه ميگويد البته واقع ميشود. الان آنجا برويم؛ شايد از راهي که بايد برويم ما را اطلاع بدهد». (اول سموئیل 9: 6) اگر آن مرد خدا در زمان حيات خود از حقايق نهان اطلاع داشت، چقدر بيشتر نفس او در آسمان معرفت خواهد داشت!
(ب) اليشع در زمان حيات خود ميدانست که جيحزي، در نهان، هداياي نُعمان سرياني را پذيرفته است. (دوم پادشاهان 5: 25- 27)
(ج) يکي از خادمان پادشاه آرام در مورد اليشع به ارباب خود گفت: «...بلکه اليشع نبي که در اسرائيل است، پادشاه اسرائيل را از سخني که در خوابگاه خود ميگويي مخبر ميسازد». (دوم پادشاهان 6: 12)
(د) در زمان قحطي، اليشع دريافت که پادشاه اسرائيل قاصدي فرستاده تا او را بکشد. (دوم پادشاهان 6: 32) . اگر اليشع، آن زمان که در جسم بود، عطاي معرفت امور نهان را داشت، چقدر بيشتر هنگامیکه جسم را ترک گفته و به آسمان رفته، معرفت خواهد داشت.
(ﻫ) همچنين، پطرس رسول ميدانست که حنانيا و سفيره در نهان چه کردهاند. وي آن حقيقت را فاش کرد و ايشان را تنبيه نمود (اعمال 5: 3و 9)
(و) نيز، حضرت پولس ميدانست که بعد از رفتنش، گرگهاي درنده به ميان افسسيان خواهند آمد و به گله رحم نخواهند کرد. (اعمال 20: 29)
اگر رسولان هنگامیکه در جسم بودند آنهمه آگاهي داشتند، چقدر بيشتر خداوند در آسمان ايشان را آگاه ميسازد.
اين قديسين معرفت دارند، و نيز رسالتی براي مردم. زندگی آنان که بر زمين آغاز شد، با رحلتشان به پايان نرسيد. ما از ايشان بسي بيشتر طلب شفاعت ميکنيم تا از کسانیکه همچون ما بر زمين در حال نبرد اند و هنوز به آسمان نرفتهاند.
مثالهاي ديگری از عظمت قديسين
(الف) استخوانهاي اليشع نبي قادر بود اعمال عظيمي انجام دهد. آن استخوانها برکت يافته بودند و مرد مرده را تنها با برخورد به آن، و نه با دعا، زنده کردند؛ اینها فقط استخوان بودند و هيچ حياتي در اینان نبود ( دوم پادشاهان 13: 21). چقدر بيشتر روح اليشع در آسمان ميتواند تأثير گذار باشد. بيشک، روح او قدرتمندتر، با حکمتتر و پرجلالتر از استخوانهايش خواهد بود! روح قديسيني مانند اليشع چقدر بيشتر ميتواند در آسمان مؤثر باشد.
به همین دلیل کلیساهای رسولی و ارتودکس با احترام به استخوانها و اشیا مانده از قديسين اهمیت می دهند.
(ب) اگر دستمالها و پيشبندهاي پولس که با بدن او برخورد کرده بود، برکت شفا دادن بسياري از بيماريها و اخراج ارواح را داشت ( اعمال 19: 12)، چقدر بيشتر روح او و ساير قديسين در آسمان برکت خواهد داشت!
☦@LessonsOrthodox
2-قدیسینی که به آسمان منتقل شدهاند ، هنوز زندهاند
آنگاه که خداوند ميگويد: «...آيا در کتاب نخواندهايد که خدا به شما چه گفته است؟ او فرموده که: من هستم خداي ابراهيم و خداي اسحاق و خداي يعقوب. او نه خداي مردگان، بلکه خداي زندگان است» (متی 22: 31، 32) اين حقيقت را بيان ميکند که قديسين هنوز زندهاند. چرا ما بايد آنها را مرده فرض کنيم و از ايشان طلب دعا و شفاعت نکنيم؟
ما نبايد واقعه ظاهر شدن موسي و الياس بر خداوند را فراموش کنيم. موسي چهارده قرن پيش از مسيح مرده بود اما هنوز زنده است همانگونه که الياس که به آسمان صعود کرده بود زنده است. روح ايشان نمرده بلکه در بهشت هستند و بيش از ما نظارهگر دنيا هستند.
3-مثالهايي از شفاعت فرشتگان
در کتاب زکريا دو نمونه وجود دارد:
(الف) شفاعت فرشته به خاطر اورشليم: «و فرشته خداوند جواب داده، گفت: اي يهوه صبايوت، تا به کي بر اورشليم و شهرهاي يهودا که در اين هفتاد سال غضبناک ميبودي رحمت نخواهي نمود؟» (زکريا 1: 12) . اگر فرشته براي اورشليم شفاعت کرد بدون آنکه کسي از او درخواست کند، چقدر بيشتر براي کسي که از او درخواست کند شفاعت خواهد کرد!
(ب) شفاعت فرشته خداوند به خاطر يهوشع رئيس کهنه: فرشته در مقابل شيطان که ميخواست يهوشع را مخاصمه نمايد ايستاد و گفت: «اي شيطان خداوند تو را نهيب نمايد! آيا اين نيم سوزي نيست که از ميان آتش ربوده شده است؟». (زکریا 3: 1، 2)
(ج) مثالي ديگر از کتاب پيدايش: فرشتهاي از جانب خداوند از يعقوب محافظت نمود. يعقوب هنگامیکه اِفرايم و مَنَسي را برکت ميداد گفت: «آن فرشتهاي که مرا از هر بدي خلاصي داده، اين دو پسر را برکت دهد». (پيدايش 48: 16)
(د) نبايد فراموش کنيم که کتابمقدس درباره فرشتگان ميگويد: «مگر آنها جملگي روحهايي خدمتگزار نيستند که براي خدمت به وارثان آينده نجات فرستاده ميشوند؟( عبرانيان 1: 14) ». اين بدان معناست که آنان وظيفه دارند به مردم زمين خدمت کنند و یکی از این خدمات دعاهای شفاعت می باشد.
4-قديسين نزد خدا پسندیدهاند
(الف) ما از قدیسين به خاطر آن کرامت عظیمی که نزد خدا دارند و آن تواناییهایی که پس از ترک جسم بدست آوردهاند و قوت روحانی بیشتری که دارند، همچنین به خاطر محبتی که خدا به آنان دارد، که کار رحمت و خدمت به بشر را بدیشان سپرده، و نیز به خاطر معرفتی که پس از ترک جسم کسب کردهاند، طلب شفاعت ميکنيم.
(ب) در حاليکه از کرامت قدیسین نزد خداوند صحبت ميکنيم، بايد به اين نکته اشاره کنيم که گاهي خدا ايشان را به خود نسبت ميداد: «من هستم خداي پدرت، خداي ابراهيم، و خداي اسحاق و خداي يعقوب». (خروج 3: 6)
(ج) به همين خاطر بود که گاهي پدران و انبیاء به خدا، مقدسينش را یادآوری ميکردند تا با شنيدن نام آنها و یاد آوردن وعدههایی که بدیشان داده بود، قلب رحيم و دلسوزش تکان بخورد. به همین خاطر آنگاه که موسي براي قوم اسراييل شفاعت ميکرد، گفت: «بندگان خود ابراهيم و اسحاق و اسرائيل را بياد آور، که براي ايشان به ذات خود قسم خورده، بديشان گفتي که ذريت شما را مثل ستارگان آسمان کثير گردانم، و تمامي اين زمين را که درباره آن سخن گفتهام به ذريت شما بخشم، تا آن را متصرف شوند تا ابدالآباد». (خروج 32: 13)
(د) در زماني که حزائيل، پادشاهِ آرام، اسرائيل را به تنگ آورد، کتابمقدس ميگويد: «اما خداوند بر ايشان رأفت و ترحم نموده، به خاطر عهد خود که با ابراهيم و اسحاق و يعقوب بسته بود به ايشان التفات کرد و نخواست ايشان را هلاک سازد، و ايشان را از حضور خود هنوز دور نيانداخت». (دوم پادشاهان 13: 23)
(ﻫ) درباره رضايتمندی خداوند از مقدسينش، ميتوانيم به اين موضوع اشاره کنيم که زمانيکه مريم و هارون به موسي شکايت ميکردند، خداوند ايشان را سرزنش کرد. خداوند در ستون ابر نازل شد و به هارون و مريم گفت: «الان سخنان مرا بشنويد. اگر در ميان شما نبياي باشد، من که يهوه هستم، خود را در رؤيا بر او ظاهر ميکنم و در خواب به او سخن ميگويم. اما بنده من موسي چنين نيست. او در تمامي خانه من امين است. با وي روبرو و آشکارا و نه در رمزها سخن ميگويم، و شبيه خداوند را معاينه ميبيند، پس چرا نترسيديد که بر بنده من موسي شکايت آورديد؟». (اعداد 12: 6- 8)
(و) نمونه ديگري از اين موضوع را ميتوان در سخنان خداوند با رسول خود يافت: «آنکه بخواهد مرا خدمت کند، بايد از من پيروي کند، و جايي که من باشم، خادم من نيز خواهد بود. کسي که مرا خدمت کند، پدرم او را سرافراز خواهد کرد». (یوحنا 12: 26)
☦@LessonsOrthodox
آنگاه که خداوند ميگويد: «...آيا در کتاب نخواندهايد که خدا به شما چه گفته است؟ او فرموده که: من هستم خداي ابراهيم و خداي اسحاق و خداي يعقوب. او نه خداي مردگان، بلکه خداي زندگان است» (متی 22: 31، 32) اين حقيقت را بيان ميکند که قديسين هنوز زندهاند. چرا ما بايد آنها را مرده فرض کنيم و از ايشان طلب دعا و شفاعت نکنيم؟
ما نبايد واقعه ظاهر شدن موسي و الياس بر خداوند را فراموش کنيم. موسي چهارده قرن پيش از مسيح مرده بود اما هنوز زنده است همانگونه که الياس که به آسمان صعود کرده بود زنده است. روح ايشان نمرده بلکه در بهشت هستند و بيش از ما نظارهگر دنيا هستند.
3-مثالهايي از شفاعت فرشتگان
در کتاب زکريا دو نمونه وجود دارد:
(الف) شفاعت فرشته به خاطر اورشليم: «و فرشته خداوند جواب داده، گفت: اي يهوه صبايوت، تا به کي بر اورشليم و شهرهاي يهودا که در اين هفتاد سال غضبناک ميبودي رحمت نخواهي نمود؟» (زکريا 1: 12) . اگر فرشته براي اورشليم شفاعت کرد بدون آنکه کسي از او درخواست کند، چقدر بيشتر براي کسي که از او درخواست کند شفاعت خواهد کرد!
(ب) شفاعت فرشته خداوند به خاطر يهوشع رئيس کهنه: فرشته در مقابل شيطان که ميخواست يهوشع را مخاصمه نمايد ايستاد و گفت: «اي شيطان خداوند تو را نهيب نمايد! آيا اين نيم سوزي نيست که از ميان آتش ربوده شده است؟». (زکریا 3: 1، 2)
(ج) مثالي ديگر از کتاب پيدايش: فرشتهاي از جانب خداوند از يعقوب محافظت نمود. يعقوب هنگامیکه اِفرايم و مَنَسي را برکت ميداد گفت: «آن فرشتهاي که مرا از هر بدي خلاصي داده، اين دو پسر را برکت دهد». (پيدايش 48: 16)
(د) نبايد فراموش کنيم که کتابمقدس درباره فرشتگان ميگويد: «مگر آنها جملگي روحهايي خدمتگزار نيستند که براي خدمت به وارثان آينده نجات فرستاده ميشوند؟( عبرانيان 1: 14) ». اين بدان معناست که آنان وظيفه دارند به مردم زمين خدمت کنند و یکی از این خدمات دعاهای شفاعت می باشد.
4-قديسين نزد خدا پسندیدهاند
(الف) ما از قدیسين به خاطر آن کرامت عظیمی که نزد خدا دارند و آن تواناییهایی که پس از ترک جسم بدست آوردهاند و قوت روحانی بیشتری که دارند، همچنین به خاطر محبتی که خدا به آنان دارد، که کار رحمت و خدمت به بشر را بدیشان سپرده، و نیز به خاطر معرفتی که پس از ترک جسم کسب کردهاند، طلب شفاعت ميکنيم.
(ب) در حاليکه از کرامت قدیسین نزد خداوند صحبت ميکنيم، بايد به اين نکته اشاره کنيم که گاهي خدا ايشان را به خود نسبت ميداد: «من هستم خداي پدرت، خداي ابراهيم، و خداي اسحاق و خداي يعقوب». (خروج 3: 6)
(ج) به همين خاطر بود که گاهي پدران و انبیاء به خدا، مقدسينش را یادآوری ميکردند تا با شنيدن نام آنها و یاد آوردن وعدههایی که بدیشان داده بود، قلب رحيم و دلسوزش تکان بخورد. به همین خاطر آنگاه که موسي براي قوم اسراييل شفاعت ميکرد، گفت: «بندگان خود ابراهيم و اسحاق و اسرائيل را بياد آور، که براي ايشان به ذات خود قسم خورده، بديشان گفتي که ذريت شما را مثل ستارگان آسمان کثير گردانم، و تمامي اين زمين را که درباره آن سخن گفتهام به ذريت شما بخشم، تا آن را متصرف شوند تا ابدالآباد». (خروج 32: 13)
(د) در زماني که حزائيل، پادشاهِ آرام، اسرائيل را به تنگ آورد، کتابمقدس ميگويد: «اما خداوند بر ايشان رأفت و ترحم نموده، به خاطر عهد خود که با ابراهيم و اسحاق و يعقوب بسته بود به ايشان التفات کرد و نخواست ايشان را هلاک سازد، و ايشان را از حضور خود هنوز دور نيانداخت». (دوم پادشاهان 13: 23)
(ﻫ) درباره رضايتمندی خداوند از مقدسينش، ميتوانيم به اين موضوع اشاره کنيم که زمانيکه مريم و هارون به موسي شکايت ميکردند، خداوند ايشان را سرزنش کرد. خداوند در ستون ابر نازل شد و به هارون و مريم گفت: «الان سخنان مرا بشنويد. اگر در ميان شما نبياي باشد، من که يهوه هستم، خود را در رؤيا بر او ظاهر ميکنم و در خواب به او سخن ميگويم. اما بنده من موسي چنين نيست. او در تمامي خانه من امين است. با وي روبرو و آشکارا و نه در رمزها سخن ميگويم، و شبيه خداوند را معاينه ميبيند، پس چرا نترسيديد که بر بنده من موسي شکايت آورديد؟». (اعداد 12: 6- 8)
(و) نمونه ديگري از اين موضوع را ميتوان در سخنان خداوند با رسول خود يافت: «آنکه بخواهد مرا خدمت کند، بايد از من پيروي کند، و جايي که من باشم، خادم من نيز خواهد بود. کسي که مرا خدمت کند، پدرم او را سرافراز خواهد کرد». (یوحنا 12: 26)
☦@LessonsOrthodox
5-سؤال و جواب ها
(الف) میگویند: هنگامیکه از قديسين شفاعت ميطلبيم، به آنان دعا ميکنيم.
پاسخ : ما به قديسين دعا نميکنيم، بلکه فقط دعا و حفاظت ايشان را ميطلبيم. گفتگوي ما با مريم مقدس گفتگويي است بين فرزند و مادر.(مریم مقدس مادر ایمانداران و کلیسا است). ما رازهاي قلبيمان را به او ميگوييم اما. ما از او درخواست ميکنيم براي ما شفاعت کند چراکه او ملکهايست که در دست راست پادشاه نشسته است.
(ب) میگویند: شفاعت نوعي وساطت است.
ما اشکالي در اين امر نميبينيم، همانگونه که خدا خود اينگونه وساطت را پذيرفته و آن را واجب دانسته است. او به ابيملک فرمود تا از ابراهيم بخواهد برايش دعا کند تا زنده بماند (پید 20: 7) ، و به دوستان ايوب گفت تا از ايوب بخواهند برايشان دعا کند (ایو 42: 8) و به ابراهیم اجازه داد تا به خاطر سدوم دعا کند (پید 18) ، و به موسی نیز، برای قوم اسرائیل (خرو 32). او به دعاهاي ايشان گوش سپرد و شفاعتهايشان را پذيرفت.
6-اثر روحانی طلبيدنِ شفاعت از قديسين
(الف) طلبيدن شفاعت نشانگر ايمان به زندگي آينده است؛ ايمان به اينکه رفتگان هنوز زندهاند و رسالت خود را ادامه میدهند؛ ايمان به رابطه پايدار بين آسمان و زمين؛ و ايمان به تکريم مقدسيني که نزد خدا اکرام یافتهاند.
(ب) شفاعت نوعي دوستي محبتآميز ميان اعضاي بدن واحد است.
کليسا بدن است، مسيح سر است و همه ما، چه در آسمان و چه بر زمين، اعضاي اين بدن واحد هستيم. هميشه محبت، دعاها و شراکت بين اعضاي اين بدن واحد مبادله ميشوند. ما برای خفتگان دعا میکنیم و آنان نیز برای ما شفاعت میکنند. چنین مشارکتی، پایدار است.
چرا کساني که به شفاعت معترضند، در نابودي اين مشارکت مُصرّند؟ چرا مخالفند که ما برای خفتگان دعا کنیم و آنان برای ما؟
آيا محبت بين خداي پدر و ايمانداران، مانع وجود محبت و دعا میان بندگان ميشود؟
آيا مسيح خداوند از پدر درخواست نکرد که: «تا همه يک باشند، همانگونه که تو اي پدر در من هستي و من در تو. چنان کن که آنها نيز در ما باشند، تا جهان ايمان آورد که تو مرا فرستادهاي ... چنان کن که آنان نيز کاملاً يک گردند تا جهان بداند که تو مرا فرستادهاي، و ايشان را همانگونه دوست داشتي که مرا دوست داشتي». (یوحنا 17: 21و 23)
(ج) شفاعت سودمند است؛ هرکه آن را انکار کند از فوائد آن بهرهمند نمیشود و در مقابل، چيزي کسب نميکند.
آنان که به شفاعت معتقدند از رابطه محبتآميز بين خود و ديگر مقدسين منفعت ميجويند. آنان به دعاهاي شخصي خود، دعاهاي قويتر و عميقتر مقدسيني که در آسمان هستند را اضافه ميکنند، بدون آنکه چيزي از دست بدهند.
بهرحال، آنان که شفاعت را انکار ميکنند، اين روابط و اين دعاها را، بیهیچ بهرهای، از دست ميدهند.
آنآنهمچنين ايمان ساده را از دست میدهند که میتوان در کساني دید که اعیاد قديسين را جشن ميگيرند، کليساهايشان را زيارت ميکنند و از آنان درخواست دعا ميکنند. ایشان چگونه ميخواهند قديسين را در دنياي آينده ديدار کنند، وقتي از تکريم ايشان سر باز زدهاند و شفاعتشان را نپذيرفتهاند؟
(د) شفاعت موجب تواضع قلبي ميشود.
کسي که شفاعت ميطلبد شخصي فروتن است. او به خاطر رابطهاش با خدا مغرور نميشود، بلکه خود را در جايگاه گناهکار و عاجزی قرار ميدهد که به شفاعتهاي ديگران نياز دارد. اما شخصي که شفاعت را انکار ميکند برخلاف اين است. ممکن است متکبرانه بگويد: «چه تفاوتي میان من و آن قديسين وجود دارد؟ رابطه بين من و خدا بسيار محکم است و به شفاعت نياز ندارم!» او خود را تا جايگاه قديسين و شهيدان و فرشتگان بالا ميبرد.
چنین اشخاصی با اين گفتههای پولس رسول سرزنش ميشوند: «براي ما دعا کنيد» (عبر 13: 18) و «و در همه وقت با همه نوع دعا و تمنا، در روح دعا کنيد و براي همين بيدار و هوشيار باشيد و پيوسته با پايداري براي همه مقدسان دعا کنيد». (افس 6: 18)
(ﻫ) شفاعت، دلیل بر عدالت خدا به خاطر دادن فرصتهاي برابر است.
اگر خدا به شيطان اجازه ميدهد با فرزندانش بجنگد، آنان را با روياها و خوابهاي کاذب امتحان کند و ايشان را شکنجه دهد، پس بنا به عدالت خود که به همه فرصت برابر ميدهد، به فرشتگان و نفوس صالحين اجازه ميدهد تا به کمک فرزندانش بر زمين بشتابند. بنابراين با مداخله نفوس آنان که در دنياي دیگرند در زندگي مردم زمين، عدالت خدا آشکار ميشود.
اگر خدا به شيطان اجازه داد که ايوب را آزمايش کند، همچنين به فرشتگان اجازه داد تا زخمهاي مردم را ببندند و فرزندانش را خدمت کنند، بدون آنکه ايشان درخواست کنند. چقدر بيشتر خدمت خواهند کرد، اگر فرزندان از ايشان درخواست کنند! «مگر آنها جملگي روحهايي خدمتگزار نيستند که براي خدمت به وارثان آينده نجات فرستاده ميشوند؟( عبر 1: 14) ». پس اگر فرشتگان بدين منظور فرستاده شده اند، چرا ما نباید از ایشان درخواست کمک کنیم؟
☦@LessonsOrthodox
(الف) میگویند: هنگامیکه از قديسين شفاعت ميطلبيم، به آنان دعا ميکنيم.
پاسخ : ما به قديسين دعا نميکنيم، بلکه فقط دعا و حفاظت ايشان را ميطلبيم. گفتگوي ما با مريم مقدس گفتگويي است بين فرزند و مادر.(مریم مقدس مادر ایمانداران و کلیسا است). ما رازهاي قلبيمان را به او ميگوييم اما. ما از او درخواست ميکنيم براي ما شفاعت کند چراکه او ملکهايست که در دست راست پادشاه نشسته است.
(ب) میگویند: شفاعت نوعي وساطت است.
ما اشکالي در اين امر نميبينيم، همانگونه که خدا خود اينگونه وساطت را پذيرفته و آن را واجب دانسته است. او به ابيملک فرمود تا از ابراهيم بخواهد برايش دعا کند تا زنده بماند (پید 20: 7) ، و به دوستان ايوب گفت تا از ايوب بخواهند برايشان دعا کند (ایو 42: 8) و به ابراهیم اجازه داد تا به خاطر سدوم دعا کند (پید 18) ، و به موسی نیز، برای قوم اسرائیل (خرو 32). او به دعاهاي ايشان گوش سپرد و شفاعتهايشان را پذيرفت.
6-اثر روحانی طلبيدنِ شفاعت از قديسين
(الف) طلبيدن شفاعت نشانگر ايمان به زندگي آينده است؛ ايمان به اينکه رفتگان هنوز زندهاند و رسالت خود را ادامه میدهند؛ ايمان به رابطه پايدار بين آسمان و زمين؛ و ايمان به تکريم مقدسيني که نزد خدا اکرام یافتهاند.
(ب) شفاعت نوعي دوستي محبتآميز ميان اعضاي بدن واحد است.
کليسا بدن است، مسيح سر است و همه ما، چه در آسمان و چه بر زمين، اعضاي اين بدن واحد هستيم. هميشه محبت، دعاها و شراکت بين اعضاي اين بدن واحد مبادله ميشوند. ما برای خفتگان دعا میکنیم و آنان نیز برای ما شفاعت میکنند. چنین مشارکتی، پایدار است.
چرا کساني که به شفاعت معترضند، در نابودي اين مشارکت مُصرّند؟ چرا مخالفند که ما برای خفتگان دعا کنیم و آنان برای ما؟
آيا محبت بين خداي پدر و ايمانداران، مانع وجود محبت و دعا میان بندگان ميشود؟
آيا مسيح خداوند از پدر درخواست نکرد که: «تا همه يک باشند، همانگونه که تو اي پدر در من هستي و من در تو. چنان کن که آنها نيز در ما باشند، تا جهان ايمان آورد که تو مرا فرستادهاي ... چنان کن که آنان نيز کاملاً يک گردند تا جهان بداند که تو مرا فرستادهاي، و ايشان را همانگونه دوست داشتي که مرا دوست داشتي». (یوحنا 17: 21و 23)
(ج) شفاعت سودمند است؛ هرکه آن را انکار کند از فوائد آن بهرهمند نمیشود و در مقابل، چيزي کسب نميکند.
آنان که به شفاعت معتقدند از رابطه محبتآميز بين خود و ديگر مقدسين منفعت ميجويند. آنان به دعاهاي شخصي خود، دعاهاي قويتر و عميقتر مقدسيني که در آسمان هستند را اضافه ميکنند، بدون آنکه چيزي از دست بدهند.
بهرحال، آنان که شفاعت را انکار ميکنند، اين روابط و اين دعاها را، بیهیچ بهرهای، از دست ميدهند.
آنآنهمچنين ايمان ساده را از دست میدهند که میتوان در کساني دید که اعیاد قديسين را جشن ميگيرند، کليساهايشان را زيارت ميکنند و از آنان درخواست دعا ميکنند. ایشان چگونه ميخواهند قديسين را در دنياي آينده ديدار کنند، وقتي از تکريم ايشان سر باز زدهاند و شفاعتشان را نپذيرفتهاند؟
(د) شفاعت موجب تواضع قلبي ميشود.
کسي که شفاعت ميطلبد شخصي فروتن است. او به خاطر رابطهاش با خدا مغرور نميشود، بلکه خود را در جايگاه گناهکار و عاجزی قرار ميدهد که به شفاعتهاي ديگران نياز دارد. اما شخصي که شفاعت را انکار ميکند برخلاف اين است. ممکن است متکبرانه بگويد: «چه تفاوتي میان من و آن قديسين وجود دارد؟ رابطه بين من و خدا بسيار محکم است و به شفاعت نياز ندارم!» او خود را تا جايگاه قديسين و شهيدان و فرشتگان بالا ميبرد.
چنین اشخاصی با اين گفتههای پولس رسول سرزنش ميشوند: «براي ما دعا کنيد» (عبر 13: 18) و «و در همه وقت با همه نوع دعا و تمنا، در روح دعا کنيد و براي همين بيدار و هوشيار باشيد و پيوسته با پايداري براي همه مقدسان دعا کنيد». (افس 6: 18)
(ﻫ) شفاعت، دلیل بر عدالت خدا به خاطر دادن فرصتهاي برابر است.
اگر خدا به شيطان اجازه ميدهد با فرزندانش بجنگد، آنان را با روياها و خوابهاي کاذب امتحان کند و ايشان را شکنجه دهد، پس بنا به عدالت خود که به همه فرصت برابر ميدهد، به فرشتگان و نفوس صالحين اجازه ميدهد تا به کمک فرزندانش بر زمين بشتابند. بنابراين با مداخله نفوس آنان که در دنياي دیگرند در زندگي مردم زمين، عدالت خدا آشکار ميشود.
اگر خدا به شيطان اجازه داد که ايوب را آزمايش کند، همچنين به فرشتگان اجازه داد تا زخمهاي مردم را ببندند و فرزندانش را خدمت کنند، بدون آنکه ايشان درخواست کنند. چقدر بيشتر خدمت خواهند کرد، اگر فرزندان از ايشان درخواست کنند! «مگر آنها جملگي روحهايي خدمتگزار نيستند که براي خدمت به وارثان آينده نجات فرستاده ميشوند؟( عبر 1: 14) ». پس اگر فرشتگان بدين منظور فرستاده شده اند، چرا ما نباید از ایشان درخواست کمک کنیم؟
☦@LessonsOrthodox