دروس ایران ارتدوکس – Telegram
دروس ایران ارتدوکس
265 subscribers
139 photos
4 videos
7 files
8 links
Download Telegram
☀️شمايل مسیح ، داور جهان☀️
(شمايل نگاری از پدر آنتونی سالزمن)

🔸مرحله سوم: مواجهه با داورى

مسیح ، داور جهان ، حاکم بر همه ، کسی كه بر اساس حقیقتی که در انجیل هایش موجود است زنده و مرده را داوری خواهد کرد (رومیان 2: 16).
همه ما باید "با داوری روبرو شویم".

📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس

@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس

قديس آگاتون، هنگامی که او قرار بود از دنيا برود ، به مدت سه روز در بستر خود بى حركت باقی ماند ، چشمانش باز و رو به سمت آسمان بود. روز سوم، هنگام بهبودی كم او، برخی از شاگردانش که دور او جمع شده بودند ، از او خواستند که به آنها بگوید روح او در آن دوره زمانی کجا بود.
او لرزيد و زمزمه كرد، "در پيشگاه داوری خدا". برادران با حيرت سؤال کردند، "و پدر، آيا شما ترسيده اى؟"
قديس با درد فراوان پاسخ داد،"من سعى كردم، به بهترین وجهی كه می توانم احكام خدا را در تمام زندگی ام حفظ کنم. اما من یک انسان هستم، چطور بدانم که آيا من خدا را خشنود ساخته ام؟ " راهبان حيرت زده گفتند، "آيا مطمئن نیستید که کارهای شما مورد خشنودى خدا بوده است؟"
قديس پاسخ داد: "تا زمانی که به پیشگاه خدا برسم، نه" ، زیرا انسان با یک معیار و خدا با معيار دیگری قضاوت می کند. " برادران می خواستند چیزهای دیگری را به خاطر روح خودشان بپرسند ، اما قديس با سر به آنها اشاره كرد که ديگر سخن نگويند.
لب هایش زمزمه كرد: "من گرفتارم".
چهره اش شروع به درخشش کرد! شاگردانش او را دیدند که این دنیای بیهوده را برای زندگی ابدی با شادی که فرد هنگام عزیمت براى دیدار با محبوب ترین آشنای خود احساس می کند ، ترک می کند.

آرحيماندريت كريسوستوم ،
پدران باستانی صحرا

@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس

🔸فصل سوم

جاده به ملكوت

خواهر سیکلِتیک متبارک گفت: "كسانی كه زندگی را در خدا آغاز می كنند ، در ابتدا با مبارزه و مشقت فراوان روبرو می شوند ، با اين وجود، پس از آن شادی وصف ناپذیری را می يابند.
او گفت: "زیرا همانگونه كه كسانی كه مایل به روشن كردن آتش هستند ، ابتدا در معرض دود قرار می گیرند و از چشمانشان به خاطر دود آب جاری می شود ، اما بعداً در انجام كار خود موفق می شوند ، همچنین ما كه می خواهیم آتش الهی را در درون خود روشن كنیم، بايد بدانیم که ما فقط توسط مبارزات و زحمات بسیار در این امر موفق خواهیم شد. زیرا خداوند همچنین می گوید ، "من آمدم تا بر روی زمین آتش افكنم ، و اگر آتش بیش از حد مشتعل شود ، چه چيز ديگرى می خواهم؟"
آن متبارك ادامه می دهد: "حقیقتاً برخی ، ضمن تحمل زحمت و به ستوه آمدن از دود برای انجام کارى کوچک در آغاز ، از تنبلی آتش را روشن نکردند، زیرا آنها به سرعت دور شدند و تحمل استقامت تا پایان را نداشتند. "

آرحيماندريت كريسوستوم ،
پدران باستانی صحرا

@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس

کار آسانی نیست

جاده به ملكوت خدا غالباً پر از دست انداز و گاه خطرناک است، اما به مروارید بسیار گران قیمتى منتهی می شود (متى 13: 46). هیچ تلاشی برای چنین گنجینه باشکوهى بسیار بزرگ نیست. نقش ما در فرایند نجات شامل چهار مرحله است:

🔹 مرحله 1. ايمان: اذعان مى كنيم که عیسی مسیح پسر خدا ، نجات دهنده ما است ، که تنها راه حضور ابدی خالق ما را برای ما فراهم می سازد، همانطور که هر بار اعتقادنامه نيقيه را قرائت مى كنيم، اعلام می داريم:
من ايمان دارم ... به خداوند يكتا عیسی مسیح ، پسر یگانه خدا ، مولود ازلى پدر،…. كه براى ما آدميان و براى نجات ما از آسمان فرود آمد، به قدرت روح القدس از مریم عذرا تن گرفت و انسان شد ...

ما ممکن است هر زمان به این شهادت برسیم. تا زمانی که زندگی مى كنيم، اگر خالصانه باشد ، هرگز براى رسيدن به ايمان دیر نيست. اما ما هرگز نمی دانیم که زندگی مان چه زمانی به پایان می رسد - مرگ همیشه خود را از قبل اعلام نمی کند - بنابراین هر چه زودتر موضوع ایمان را مورد بررسی قرار دهیم ، بهتر خواهد بود. همچنین ، هرچه ما تأخیر بیشتری داشته باشیم ، احتمال آن هست که آنقدر از خدا دور شویم که حتی نتوانیم نیاز را متوجه شویم ، یا بدانیم که چگونه او را بیابیم (اعمال 17: 27).

[ ادامه مراحل را در جلسات بعد دنبال نمائید. ]

@LessonsOrthodox
همه ما باید "با داوری روبرو شویم".

مسیح ، داور جهان ، حاکم بر همه ، کسی كه بر اساس حقیقتی که در انجیل هایش موجود است زنده و مرده را داوری خواهد کرد (رومیان 2: 16).


آیکون مسیح، "داور جهان"، در مرکز سقف کلیساهای ارتدوکس قرار می گیرد، که یادآور این واقعیت است که همه ما توسط او داوری خواهیم شد، از طرفی به مسیحیان خاطر نشان می کند که باید خداوند مان عیسی مسیح را در زندگی و پرستش مان مرکز توجه خود قرار دهیم!

🆔@ORTHODOXIRAN
🏵 جلسه ششم / آرتین
@LessonsOrthodox
🔸بخش چهارم: مریم مقدس مادر خداوندمان

قسمت اول

منبع: کتاب الهیات تطبیقی پاپ شنودا،
ترجمه: س.آ

(1) تکریم مریم عذرا (همیشه باکره)
(2) القاب او
(3) اعیاد مربوط به او
(3) پاسخ به سؤالات
الف) چرا ما بر مریم عذرا (همیشه باکره) عناوین «تاک» و «دروازه حیات» را می‌نهیم
ب) آیا درست است که به مریم عذرا (همیشه باکره) دعا کنیم؟

(1) پروتستان‌ها بانوی عذرا (همیشه باکره) را تکریم نمی‌کنند و از او شفاعت نمی‌طلبند، و احتمالاً این تفریط‌گری آنها واکنشی است به افراط‌گری کاتولیکهای رومی. بعضی از پروتستان‌ها حتی تا آنجا پیش می‌روند که مریم عذرا (همیشه باکره) را به پوست تخم مرغ شباهت می‌دهند که پس از خروج جوجه از آن، بی‌فایده و بی‌ارزش می‌ماند. و طبعاً آنها هیچیک از اعیاد مربوط به مریم عذرا (همیشه باکره) را برگزار نمی‌کنند.
(2) برخی از پروتستانها، جسورانه مریم عذرا (همیشه باکره) را «خواهر ما» می‌نامند.
(3) به علاوه، آنها می‌گویند که بانو مریم بعد از تولد خداوند یسوع، با یوسف همچون زوج خود زندگی کرد و صاحب فرزندان دیگر شد که «برادران یسوع» یا «برادران خداوند» خوانده‌ می‌شدند.
(4) پروتستانها همچنین به برخی از عناوینی که کلیسای ما به بانوی عذرا (همیشه باکره) می‌دهد اعتراض می‌کنند.
(5) عدم تکریم پروتستانها از آنجا آشکار می‌شود که در ترجمه‌هایی که خودشان از کتاب‌مقدس می‌کنند، عنوان «پر از فیض (Full of Grace) را که توسط فرشته به او داده شد، به «لطف بسیار یافته» (Highly Favoured) ترجمه می‌کنند.
(6) پروتستانها غالباً بانوی عذرا (همیشه باکره) را به جای «مادر خدا» (تءودوکوس Theodokos)، «مادر یسوع» خطاب می‌کنند.

@LessonsOrthodox
تکریم مریم عذرا (همیشه باکره)

کافیست به سخنان مریم عذرا (همیشه باکره) که در کتاب‌مقدس ثبت شده ‌است رجوع نماییم: «زین پس، همه نسلها خجسته‌ام خواهند خواند» (لوقا 1: 48). فراز: «همه نسلها» به این معناست که تکریم مریم عذرا (همیشه باکره) یک اصل جهانی است که از میلاد مسیح آغاز شده و تا انقضای عالم ادامه خواهد یافت.
برخی از تکریم‌های مریم عذرا (همیشه باکره) در کتاب‌مقدس ثبت شده است. برای مثل الیزابت، که تقریباً هم‌سن مادر مریم مقدس بود، به او گفت: «من که باشم که مادر خداوندم نزد من آید؟ چون صدای سلام تو به گوشم رسید، طفل از شادی در رحم من به جست و خیز آمد». (لوقا 1: 43، 44)
چه عجیب است عظمت مریم عذرا (همیشه باکره)؛ که چون الیزابت سلام او را شنید، «به‌ روح‌القدس‌ پر شد». (لوقا 1: 41). صرفاً شنیدن صدای مریم عذرا (همیشه باکره) باعث شد که الیزابت به روح‌القدس پر شود.
بانوی عذرا (همیشه باکره) نه فقط از انسان، بلکه از فرشتگان نیز تکریم یافت؛ چنانچه جبرئیل فرشته به او گفت: «سلام‌ بر تو ای‌ نعمت‌ رسیده‌، خداوند با توست‌ و تو در میان‌ زنان‌ مبارک‌ هستی» (لوقا 1: 28). فراز «تو در میان‌ زنان‌ مبارک‌ هستی» عیناً توسط الیزابت تکرار شده‌است (آیه 42). جبرئیل، فرشته اعظم، به هنگام سلام دادن به مریم از اکرام و تجلیل بیشتری در سخنانش استفاده کرد تا آن زمان که به زکریای کاهن سلام می‌داد (آیه 13).

جالب است که زکریا با وجود کاهن بودن به وعده خدا شک کرد ولی مریم مقدس با وجود اینکه امر غیر ممکن تری بود وعده خدا را با ایمان پذیرفت.

در کتاب‌مقدس، نبوتهای بسیاری در مورد مریم عذرا (همیشه باکره) شده است. یکی از آن نبوت‌ها در مزامیر دیده می‌شود: «ملكه‌ به‌ دست‌ راستت‌ در طلای‌ اوفیر ایستاده‌ است»( مزامیر 45: 9). وحی الهی همچنین در مورد او می‌گوید: «دختر پادشاه‌ تماماً در اندرون‌ مجید است‌ و رختهای‌ او با طلا مُرَصَّع‌ است (مزامیر 45: 13). بنابراین مریم عذرا (همیشه باکره)، ملکه و دختر پادشاه است. به همین دلیل است که کلیسای قبطی در تمامی شمایل‌های مربوط به مریم عذرا (همیشه باکره)، او را همچون ملکه تاجدار به تصویر می‌کشد و وی را در سمت راست مسیح خداوند (که او را جلال باد) قرار می‌دهد.
کلیسا در سرودهای مذهبی خود مریم عذرا (همیشه باکره) را ستایش کرده می‌سراید: «دختران‌ بسیار اعمال‌ صالحه‌ نمودند، اما تو بر جمیع‌ ایشان‌ برتری‌ داری‌». (امثال 31: 29)
مزمور 45 مزمور مسیحایی و در خصوص پادشاهی او می باشد.
مریم مقدس آرزوی تمامی نسلها بود. او همان است که فرزندش توانست «سر او را بکوبد» و نخستین وعده نجات خدا را به کمال رساند. (پیدایش 3: 15)
از آنجایی‌که مریم عذرا (همیشه باکره) مادر مسیح است، تمام عناوین مسیح خداوند را می‌توان به وی نسبت داد.
مسیح نور حقیقی است (یوحنا 1: 9). او درباره خود گفت: «من‌ نور عالم‌ هستم‌» (یوحنا 8: 12). بنابراین مادر او، مریم عذرا (همیشه باکره)، «مادر نور» یا «مادر نور حقیقی» است.
مادامی‌که مسیح مولود مقدس است (لوقا 1: 35) ، مریم عذرا (همیشه باکره) نیز «مادر مولود مقدس» است.
از آنجاکه مسیح منجی است، چنانکه به چوپانان گفته شد: «امروز برای‌ شما در شهر داود، نجات‌ دهنده‌ای‌ که‌ مسیح‌ خداوند باشد متولد شد»( لوقا 2: 11)، و از آنجا که نام او یسوع یعنی «نجات‌دهنده» است، چراکه «امت‌ خویش‌ را از گناهانشان‌ خواهد رهانید» (متی 1: 21)، بنابراین مریم عذرا (همیشه باکره) نیز «مادر منجی» است.
مادامی‌که مسیح خداست (اول یوحنا 1 رومیان 9: 5 ؛ یوحنا 20: 28)، مریم عذرا (همیشه باکره) نیز «مادر خدا» است.
مریم عذرا (همیشه باکره) همان است که فرشته بدو گفت: «روح‌القدس‌ بر تو خواهد آمد و قوت‌ حضرت‌ اعلی‌
بر تو سایه‌ خواهد افکند، از آنجهت‌ آن‌ مولود مقدس‌، پسر خدا خوانده‌ خواهد شد» (لوقا 1: 35). همچنین او کسی ا‌ست که الیزابت ستایش‌اش کرده گفت: «و خوشابحال‌ او که‌ ایمان‌ آورد، زیرا که‌ آنچه‌ از جانب‌ خداوند به‌ وی‌ گفته‌ شد، به‌ انجام‌ خواهد رسید». (لوقا 1: 45)
عبارت: «تو در میان‌ زنان‌ مبارک‌ هستی» که توسط جبرئیل فرشته و قدیسه الیزابت گفته شد، بدین معناست که چنانچه مریم عذرا (همیشه باکره) با تمامی زنان جهان مقایسه گردد او در میان آنان مبارک خواهد بود زیرا هیچ‌یک از زنان جهان جلالی را که او توسط «کلمه الهی» دریافت کرده بود، نیافته‌اند. بی‌شک خدا بانوی عذرا (همیشه باکره) را از میان تمامی آن زنان انتخاب نمود زیرا هیچ زن دیگری خصوصیات او را نداشت.
تمام اینها نشان می‌دهد که مریم مقدس از چه جایگاه عالی و بزرگی برخوردار است. به همین خاطر است که اشعیاء نبی او را «ابر» خطاب می‌کند. (اشعیا 19: 1)

@LessonsOrthodox
القاب مریم مقدس

از آنرو که خدا به هنگام تجسم در مریم عذرا (همیشه باکره) سکنی گزید، کلیسا او را با اسامی «آسمان ثانی» و «خیمه اجتماع» می‌نامد.
کلیسا همچنین او را «شهر خدا» یا «صهیون» می‌خواند، چنانکه در مزامیر آمده است: «و دربارة‌ صهیون‌ گفته‌ خواهد شد كه‌ این‌ و آن‌ در آن‌ متولد شده‌اند. و خود حضرت‌ اعلی‌ آن‌ را استوارخواهد نمود» و «سخنهای‌ مجید دربارة‌ تو گفته‌ می‌شود، ای‌ شهر خدا». (مزامیر 87: 5 و 3)
از آنرو که مسیح خداوند خود را به نان منّ تشبیه کرده و می‌گوید که نانی است که از آسمان نازل شده(یوحنا 6: 58) ، کلیسا نیز مریم عذرا (همیشه باکره) را «ظرف منّ» می‌نامد.
با توجه به بکارت مریم مقدس، کلیسا وی را «عصای شکفته‌شده هارون» (اعداد 17) می‌نامد.
همچنین کلیسا او را به «تابوت عهد» تشبیه می‌کند (خروج 25: 10- 22) ، زیرا اولاً درون و بیرون تابوت با طلا مزین شده‌بود که نمادی از پاکدامنی و مرتبه عالی مریم عذرا (همیشه باکره)ست، ثانیاً تابوت از چوب شطیم، که فاسد نمی‌شد، ساخته شده‌بود و نمادی از تقدس وی بود.
و نیز به این خاطر مریم عذرا (همیشه باکره) را به تابوت تشبیه می‌کند زیرا نان منّ که در تابوت گذاشته شده بود نمادی از آن نان حیات که از آسمان نازل شد، یعنی مسیح، بود و همچنین در تابوت دو لوح شریعت که نماد کلمه خدا یعنی مسیح (یوحنا 1:1) بود قرار داشت.

مریم عذرا (همیشه باکره) به نردبانی که یعقوب در رویا دید شباهت داده می‌شود؛ همان‌که بر زمین برپا شده و سرش به آسمان می‌رسید (پیدایش 28: 12). زیرا هنگامی‌که مریم عذرا (همیشه باکره)، مسیح را به دنیا آورد، آسمان و زمین در او به هم پیوستند. او زمینی بود که آسمان در وی ساکن شد، یا به اصطلاح درست‌تر، او آسمان را بر زمین حمل می‌کرد.
«بوتۀ مشتعلی که سوخته نمی‌شد» و موسی آن را دید (خروج 3) نمادی از مریم عذرا (همیشه باکره)ست، زیرا روح‌القدس با آتش الهی خود بر او آمد با این‌حال وی نسوخت.
از آنجا که اتحادِ الوهیت و انسانیتِ مسیح به اتحادِ زغال و آتش تشبیه می‌شود، مریم عذرا (همیشه باکره) نیز که این اتحاد را درون خود حمل نمود، به «بخورسوز» تشبیه می‌شود. او «بخورسوز هارون» یا «بخورسوز زرین» نامیده می‌شود که دلالت بر مقام والای وی دارد.

کلیسا همچنین به او عنوان «کبوتر خدا» را داده است، چراکه:
1- در فروتنی همچون کبوتر است
2- روح‌القدس، که به صورت کبوتر ظاهر شده (متی 3: 16) ، بر او آمد.
3- حامل پیام نجات انسان بود، همانند آن کبوتر که مژده بازگشت حیات زمین را پس از طوفان رساند. (پیدایش 8: 10، 11)
همچنین مریم عذرا (همیشه باکره) به «کلیسا» شباهت داده می‌شود و بسیاری از نبوت‌ها توأماً برای مریم عذرا (همیشه باکره) و کلیسا بکار می‌رود.
نمادها و تشبیه‌های مریم عذرا (همیشه باکره) در مراسم کلیسا و در کتب مقدس فراوانند. او تکریم می‌شود زیرا:
1- روح‌القدس بر او آمد
2- مادر خداست
3- بکارت او ابدی است
4- مقدس است
5- کتاب‌مقدس بر او شهادت می‌دهد
6- خداوند خود او را تکریم کرد، و
7- توسط او معجزات متعدد انجام شد و رویاهای بسیاری دیده شد.
این تکریم در مراسم کلیسا، سرودهای مذهبی و ترانه‌ها، در دعاهای شفاعتی کلیسا، در اعیاد و در روزه‌ای که به وی اختصاص داده‌شده انجام می‌شود.

@LessonsOrthodox
3-اعیاد مربوط به او ( در کلیسای قبطی و ارامنه)

1- غنودن (خفتن) وی، 21 طوفی پنجمین ماه تقویم قبطی) و روز 21 هر ماه قبطی
2- ولادت او ، اول پاخون (نهمین ماه تقویم قبطی)
3- مژده ولادت او، هفتم ماسوری (دوازدهمین ماه تقویم قبطی)
4- تقدیم او به هیکل، سوم کواق (چهارمین ماه تقویم قبطی)
5- دخول او به سرزمین مصر، 24 پاخون
6- بر شدن او به آسمان، 16 ماسوری
7- برپایی کلیسایی به نام او در فیلیپی، 21 پاونی (دهمین ماه تقویم قبطی)
8- ظهور او در کلیسایی مسمم به خود در زیتون قاهره، دوم آوریل. این عید در سالهای اخیر به اعیاد کلیسای قبطی افزوده شده است.

اعیاد مربوط به مریم مقدس باکره مادر خداوندمان در کلیساهای رسولی-ارتودکسی ارامنه:
1- بشارت جبرائیل 7 آوریل
2-تولد مریم باکره 8 سپتامبر
3-تقدیم مریم سه ساله به معبد و وقف به خداوند 21 نوامبر
4-تشکیل نطفه مریم در رحم مادرش 9 دسامبر
5-به اسمان برده شدن جسمش 15 آگوست و یکشنبه نزدیک به آن
6- پیدا شدن کمربند او
7- پیدا شدن جعبه متعلقات او

4-سوال در باب عناوین او
(1) به چه علت ما در دعای ساعت سوم، مریم عذرا (همیشه باکره) را «تاک» نامیده، می‌گوییم: «ای مادر خدا، تو تاک حقیقی هستی که ثمره حیات را به بار آوردی»، در حالیکه عنوان «تاک» به مسیح خداوند تعلق دارند همانگونه که خود مسیح گفت: «من تاک حقیقـی هستـم و پدرم باغبان است»، «من تاک هستم ، شما نیز شاخه های من» ؟ (یوحنا 15: 1و 5)

جواب
مریم عذرا (همیشه باکره) «تاک» است
دادن عنوان «تاک» به مریم عذرا (همیشه باکره) به هیچ وجه از عنوان اطلاق شده به مسیح تعارض نمی‌کند.
یسوع خداوند به یک مفهوم تاک است، و مریم عذرا (همیشه باکره) به مفهومی دیگر.
خداوند تاک است و ما شاخه‌ها هستیم. او منشاء است و ما از او سرچشمه می‌گیریم. او سر است و ما اعضای بدن اوییم.
در مورد مریم عذرا (همیشه باکره)، بنابر سرودهای مذهبی کلیسای ما، «او حامل ثمره حیات است، یعنی پسر حقیقی خدا» و «او تاکی است که هرگز پیر نگشت و کسی نیز درو نکرد».
مسیح خداوند برخی از عناوین خود را به ما می‌دهد
(1) خداوند می‌فرماید: «من شبان خوب و دلسوزم»( یوحنا 10: 11، 14). این عنوان را داود به خدا داده بود چنانکه در مزامیر می‌خوانیم: «خداوند شبان من است» (مزامیر 23: 1) و همچنین در کتاب حزقیال این عنوان به او اطلاق شده است (حزقیال 34: 11- 16)
با این وجود، خداوند برخی از فرزندان خود را شبان می‌نامد. در عین حالی که او از کلیسا می‌خواهد تا «یک گله شوند و یک شبان داشته باشند» (یوحنا 10: 16)، به پطرس رسول می‌گوید: «به بره های من خوراک بده. از گوسفندان من مراقبت کن» (یوحنا 21: 15، 16). خداوند در عهد عتیق می‌فرماید: «و شبانانی بر شما می‌گمارم‌ كه‌ مورد پسند من‌ باشند» (ارمیا 3: 15). عنوان «شبان» به جانشینان رسولان اطلاق شد، یعنی به اسقفان که «کلیسای‌ خدا را رعایت‌ [می‌کنند] که‌ آن‌ را [مسیح] به‌ خون‌ خود خریده‌ است‌» ( اعمال 20: 28) . پطرس رسول می‌فرماید: «گله‌ خدا را که‌ در میان‌ شماست‌ بچرانید و نظارت‌ آن‌ را بکنید». (اول پطرس 5: 2)
(2) یسوع مسیح خداوند خود را «نور» معرفی کرده می‌گوید: «من‌ نور عالم‌ هستم‌» (یوحنا 8: 12 ؛ 9: 5). با این‌حال به شاگردانش می‌گوید: «شما نور عالمید» و «بگذارید نور شما بر مردم‌ بتابد». (متی 5: 14 و 16)
شکی نیست که خداوند نور کامل به معنای واقعی کلمه است. شاگردانش نور هستند چراکه از او نور می‌گیرند و با نور او بر مردم می‌تابند. به همین صورت، او شبان به معنای واقعی کلمه است اما آنان نیز شبانان هستند زیرا که ناظرانی‌اند که خدا معین کرده تا گله را شبانی کنند.

(3) گفته شده که مسیح خداوند اسقف («επίσκοπος» یا «Episkopos» به معنای ناظر) است: «شبان‌ و اسقف جانهای‌ خود» (اول پطرس 2: 25). با این وجود، شاگردان رسولان بواسطه روح‌القدس به عنوان اسقف دستگذاری می‌شدند (یوحنا 20: 20-23؛ اعمال 20: 28؛ اول تسالونیکیان 3: 2؛ فیلیپیان 1:1؛ تیتوس 1: 7).

@LessonsOrthodox
(4) درمورد مسیح خداوند گفته شده : «تو تا به‌ ابد کاهن‌ هستی‌ بر رتبه‌ ملکیصدق‌» (مزامیر 110: 4 ؛ عبرانیان 5: 6). با این‌حال آیات زیادی در کتاب‌مقدس در مورد کاهنان اعظم و سایر کاهنان وجود دارد که «مسح‌ ایشان‌ هر آینه‌ برای‌ كهانت‌ ابدی‌ در نسلهای‌ ایشان‌ خواهد بود». (خروج 40: 15)
در عهد عتیق گفته شده: «كاهنان تو به‌ عدالت‌ ملبّس‌ شوند» (مزامیر 132: 9و 16)؛ «و قدری‌ از روغن‌ مسح‌ را بر سر هارون‌ ریخته‌، او را مسح‌ كرد تا او را تقدیس‌ نماید»( لاویان 8: 12) و «برای برادرت هارون جامه‌های مقدس خواهی ساخت که [برایش] زینت پرجلال خواهد بود» (خروج 28: 2). در عهد جدید مشاهده می‌کنیم که پولس خود را کاهن می‌نامد.( رومیان 15: 16)
مسیح خداوند از آن جهت کاهن بود که خود را همچون قربانی، بابت گناهان ما تقدیم نمود. اما سایر کاهنان، خادمین و ناظران اسرار الهی هستند. آنان قربانی مسیح خداوند را تقدیم می‌نمایند و در عهد عتیق آنچه را که نماد قربانی مسیح بود تقدیم می‌نمودند.

(5) نوشته شده که مسیح پسر خداست (اول یوحنا 4: 14، 15) و ما نیز فرزندان خدا هستیم (اول یوحنا 3: 1). مسیح از آن جهت پسر خداست که در ذات، طبیعت و الوهیت با خدا یکی است. ولی ما از راه محبت و فرزندخواندگی، فرزندان خدا هستیم. به همین خاطر است که مسیح خداوند، پسر یگانه خوانده می‌شود. (یوحنا 3: 16)

سوال در باب عناوین او
(2) در دعای نیمه شب (بخش سوم) در کلیسای قبطی، چگونه می‌توانیم مریم عذرا (همیشه باکره) را «دروازه حیات» بنامیم، حال آنکه دروازه، مسیح است چنانکه خود گفت: «من آن دری هستم که گوسفندان از آن وارد می‌شوند» ؟ (یوحنا 10: 7)

مریم عذرا (همیشه باکره) دروازه حیات است
در کتاب‌مقدس، مریم عذرا (همیشه باکره)، «دروازه» نامیده شده است. در کتاب حزقیال نوشته شده است که او آن دروازه است که به سمت مشرق متوجه است، و یهوه خدا به آن داخل شده و از همان راه خارج می شود. (حزقیال 44: 2)
همانگونه که خداوند، حیات است؛ بانوی عذرا (همیشه باکره) نیز دروازه حیات است.
خداوند اظهار می‌دارد که حیات است، آنگاه که می‌گوید: «رستاخیز و حیات من هستم» (یوحنا 11: 25). از آنجا که بانو، دروازه‌ایست که مسیح از آنجا آمد، بنابراین او دروازه حیات است.
به همان طریق، مریم عذرا (همیشه باکره) نیز دروازه نجات است چراکه خداوند منجیست. او آمد تا جهان را نجات دهد؛ آن را که از دست رفته بود نجات دهد. (لوقا 19: 10)
شگفت آور نیست که بانوی عذرا (همیشه باکره) را «دروازه» بنامیم زیرا کلیسا مدتها پیش از آن «دروازه» خوانده شده بود. پدر ما یعقوب درباره آن مکان مقدس که کلیسا بود و آن را بیت‌ایل یعنی خانه خدا نامید گفت: «این چه مکان ترسناکی است! این نیست جز خانه خدا و این است دروازه آسمان! ». (پیدایش 28: 17)

@LessonsOrthodox
سوال: آیا درست است که به مریم عذرا (همیشه باکره) دعا کنیم؟

جواب:
ما به مریم عذرا (همیشه باکره) دعا نمی کنیم، بلکه هنگامی که دعا می کنیم او را خطاب کرده، از وی درخواست میکنیم که برایمان شفاعت کند. نه تنها بانو را خطاب می کنیم بلکه فرشتگان، طبیعت، امتها، خودمان و حتی دیوها را مورد خطاب قرار می دهیم. . . چرا نباید مادر عذرا (همیشه باکره)یمان را بطور خاص مورد خطاب قرار دهیم؟
(1) ما در دعایمان فرشتگان را خطاب می‌کنیم: «خداوند را متبارک بخوانید ای فرشتگان او ، که در قوت زورآورید و کلام او را به جا می‌آورید و آواز کلام او را گوش می‌گیرید! ای جمیع لشکرهای او خداوند را متبارک بخوانید! و ای خادمان او که اراده او را بجا می‌آورید» (مزامیر 103: 20، 21) و «هللویاه! خداوند را از آسمان تسبیح بخوانید! در اعلی علیین او را تسبیح بخوانید! ای همه فرشتگانش او را تسبیح بخوانید. ای همه لشکرهای او، او را تسبیح بخوانید». (مزامیر 48: 1، 2)
(2) ما در دعاهای خود، طبیعت را خطاب کرده می‌گوییم: «ای آفتاب و ماه او را تسبیح بخوانید. ای همه ستارگان نور او را تسبیح بخوانید. ای فلک‌الافلاک او را تسبیح بخوانید و ای آبهایی که فوق آسمانهایید. نام خداوند را تسبیح بخوانید زیرا که او امر فرمود پس آفریده شدند. و آنها را پایدار نمود تا ابدالآباد و قانونی قرار داد که از آن در نگذرند. خداوند را از زمین تسبیح بخوانید ای نهنگان و جمیع لجه‌ها. ای آتش و تگرگ و برف و مه و باد تند که فرمان او را به جا می‌آورید. ای کوهها و تمام تل‌ها و درختان میوه‌دار و همه سروهای آزاد». (مزامیر 148: 3-9)
(3) ما در دعاهای خود شهر مقدس خدا را خطاب کرده می‌گوییم: «ای اورشلیم خداوند را تسبیح بخوان. ای صهیون خدای خود را حمد بگو. زیرا که پشت بندهای دروازه هایت را مستحکم کرده و فرزندانت را در اندرونت مبارک فرموده است» (مزامیر 147: 12، 13). در مزمور دیگر می گوییم: «سخنهای مجید درباره تو گفته می‌شود ای شهر خدا! سلاه». (مزامیر 87: 3)

(4) ما امتها را در دعاهایمان خطاب کرده می‌گوییم: «ای جمیع امت‌ها دستک زنید. نزد خدا به آواز شادی بانگ برآورید» (مزامیر 47: 1). «بیایید کارهای خداوند را نظاره کنید که چه خرابیها در جهان پیدا نمود» (مزامیر 46: 8). «بر روسا توکل مکنید و نه بر ابن آدم که نزد او عنایتی نیست» (مزامیر 146: 3) و «ای همه کارهای خداوند او را متبارک بخوانید! در همه مکانهای سلطنت او. ای جان من خداوند را متبارک بخوان! » (مزامیر 103: 22). در مزموری دیگر میخوانیم: «هللویاه! ای بندگان خداوند، تسبیح بخوانید» (مزامیر 113: 1). و همچنین می‌گوییم: «ای فرزندان خدا، خداوند را توصیف کنید. جلال و قوت را برای خداوند توصیف نمایید. خداوند را به جلال اسم او تمجید نمایید». (مزامیر 29: 1، 2)

(5) همچنین دعاگو خودش را خطاب کرده می‌گوید: «ای جان من خداوند را متبارک بخوان! و هرچه در درون من است نام قدوس او را متبارک خواند. ای جان من خداوند را متبارک بخوان! و جمیع احسانهای او را فراموش مکن! که تمام گناهانت را می‌آمرزد و همه مرضهای تو را شفا می‌بخشد. که حیات تو را از هاویه فدیه می‌دهد و تاج رحمت و رأفت را بر سر تو می‌نهد. که جان تو را به چیزهای نیکو سیر می‌کند تا جوانی تو مثل عقاب تازه شود» (مزامیر 103: 1-5). در مزموری دیگر می‌گوید: «ای جانم چرا منحنی شده‌ای و چرا در من پریشان گشته‌ای؟ بر خدا امید دار زیرا که او را برای نجات روی او باز حمد خواهم گفت» (مزامیر 42: 5) . . .

(6) بعلاوه ما در دعاهایمان ارواح شریر و تمام فوجهای آن را مورد خطاب قرار داده می‌گوییم: «ای همه بدکاران از من دور شوید زیرا خداوند آواز گریه مرا شنیده است! خداوند استغاثه مرا شنیده است. خداوند دعای مرا اجابت خواهد نمود. همه دشمنانم به شدت خجل و پریشان خواهند شد. رو بر گردانیده، ناگهان خجل خواهد گردید». (مزامیر 6: 8-10)
آیا ما به همه اینها دعا می‌کنیم؟ آیا ما به فرشتگان دعا می‌کنیم؟ آیا ما به طبیعت، امت‌ها و شریران دعا می‌کنیم؟ حاشا! ما در دعاهای خود آنها را خطاب می‌کنیم. این قابل قبول است. این یک تعلیم کتاب‌مقدسی و الهام گرفته از مزامیر می‌باشد که پولس رسول درباره آن می‌گوید: «با مزامیر، سرودها و نغمه‌هایی که از روح است با یکدیگر گفتگو کنید، و از صمیم دل بسرایید و ترنم نمایید» (افسسیان 5: 19). و «با مزامیر، سرودها و نغمه‌هایی که از روح است، با کمال حکمت یکدیگر را پند و تعلیم دهید». (کولسیان 3: 16) (این دو آیه در خصوص مزامیر همچنین تمام دعاهای کتبی از مزامیر و قدیسین را هم تائید می کنند)
از آنجا که ما فرشتگان، طبیعت، امت‌ها، خودمان و فوجهای شریر را بر اساس تعالیم الهی در دعاهای خود خطاب می‌کنیم، بنابراین اشتباه نیست که مادر عذرا (همیشه باکره)یمان را در هنگام دعا خطاب کنیم.

@LessonsOrthodox
🎗گفتمان🎗

شخص۱: یه مطلب اینکه، شما را نمی دانم اما من گنهکار و کلیسای ارتدوکس علاوه بر اینکه شفاعت و دعاهای مادر خدا را همواره می طلبند که به مادر مقدس دعا هم می کنند. ما کلی دعا به مادر مقدس داریم. و بله به فرشتگان مثلا فرشته نگهبان خود نیز دعا می کنیم اصلا آمده اگر به فرشته نگهبانت که زمان تعمید خدا بهت میده ، دعا نکنی مدت زیادی، ترکت می کنه.
اصلا موضع گرفتن شما در این باب را نمیدانم دلیلش چیست؟ و مشکل دعا کردن به مادر مقدس خدا با اینهمه اوصاف کتاب مقدسی از او هم گفتید چیست از نظر شما!!
آرتین: خطاب پاپ شنودا بیشتر پروتستانها بوده است بنابرین ملایمتر می گوید ما او را مخاطب قرار می دهیم و با او صحبت می کنیم. مثل صحبت فرزند با مادرش. البته او مادر خداوندمان هم هست.
شخص۱: خوشابحال آنان که به مادر خدا دعا می کنند🥰
آرتین: در دعا یک نوع رابطه عبودیت و خالق هم وجود دارد. من نظرم بسمت نظر پاپ شنودا نزدیکتر است. من هم ترجیح می دهم از کلمات خطاب قرار دادن، صحبت کردن و شفاعت طلبیدن استفاده کنم تا دعا کردن به مادر خداوند. البته منظور همگی ما یکسان است.
کشیش کلیسای ما هر موقع مراسم تدفین فرزند است به والدینش و بخصوص مادش می گوید رسم این است که فرزندان والدین را به خاک بسپارند و اینکه والدین فرزندان را به خاک بسپارند خیلی سخت و دشوار است ولی یادتان باشد که مریم مقدس هم درد و رنج و مرگ فرزندش را دید بنابرین در این شرایط مریم مقدس‌ شما را درک می کند. از او بخواهید تا شما را تسلی دهد. به رنج او فکر کنید و همانطور که او مسیح قیام کرده را دید، شما هم روزی فرزندتان را خواهید دید.
راهبی می گفت وقتی کلام خدا می گوید همه نسل‌ها او را خجسته خواهند خواند به این معنا نیست که فقط بگویم او خجسته بود بلکه می توانیم احساسات قلبی خود را به او در قالب سرود بگوییم.
شخص۱: چرا نگران اين موضوع هستيد؟!! اين شما نيستيد كه بايد توضيح دهيد چرا مادر مقدس را تكريم مي كنيد دعا مي كنيد يا سرود مي خوانيد. بلكه آنكه اينها را انجام نمي دهد بايد توضيح دهد چطور مي تواند مسيح را بپرستد و مادر مقدس او را تكريم نكند!!!!
شخص۲: واقعا پروتستانیسم هیچ توضیح جامع و مفصلی در باب مادر خدا نداره.
آرتین: جالب است که حتی مارتین لوتر هم خیلی با احترام در مورد مادر خداوند صحبت کرده است.
البته خیلی از ایمانداران مقصر نیستند، تنها تعلیمی که شنیده اند تعلیم پروتستانی بوده است. بنابرین ما باید با صبور بودن و محبت و کتاب مقدس و سنت مقدس آنها را راهنمایی کنیم.
شخص۲: نقل قولهایی از چند رهبر اصلاحات لوتر: به درستی که او نه تنها مادر انسان، بلکه همچنین مادر خدا نامیده می شد.... مسلم است که مریم مادر واقعی و حقیقی خدا است.
جان کالوین
الیزابت مریم را مادر خداوند نامید، زیرا اتحاد شخص در دو ذات مسیح به گونه ای بود که او می توانست بگوید، انسان فانی ایجاد شده در رحم مریم، هم زمان خدای ابدی بود.
هلویدیوس نیز نادانی خود را با گفتن این سخن که "مریم چندین پسر داشته" نمایان کرده است.
اولریخ زوئینگلی
"من به شکلی استوار باور دارم که مریم، مطابق با گفته های انجیل به عنوان باکره ای پاک برای ما پسر خدا را به دنیا آورد و در هنگام زایمان و پس از آن برای همیشه یک باکره پاک و دست نخورده باقی ماند.
به جا بود که چنین پسر مقدسی می بایست چنین مادر مقدسی داشته باشد.
شخص۱: مادر خدا بى وقفه براى فرزندان روحانى خود در اسمان دعا مى كند. شما كجا و نزد چه كسى مى خواهيد برويد و از او درخواست دعا كنيد كه حتى ذره اى از قدرت دعاى مادر خدا را داشته باشد، او كه به دست راست پادشاه نشسته است!

@LessonsOrthodox
🎗سخن یک عزیز کاتولیک:

ما هرگز مریم ، مادر خداوندمان را نمی پرستیم!
همانطور که می دانید مسیح تعلیم گرفت 100% انسان و 100% خدا بود.
اما از کجا فهمید چه ماموریتی دارد و چطور باید زندگی کند؟
اینجاست که نقش مریم مقدس معلوم میشود!!
مریم برگزیده تمام زنان بود و مورد لطف خداوند قرار گرفته بود(لوقا 1: 28و 30 )
همانطور که انجیل در مورد مریم میفرماید:
تو در میان زنان خجسته ای ، و خجسته است ثمره رحم تو!
من که باشم که مادر سرورم نزد من آید؟
چون صدای سلام تو (مریم) به گوشم رسید، طفل از شادی در رحم من به جست و خیز آمد.
فرشته وقتی به وی مژده داد او را پسر خدا و پسر داوود خواند! (لوقا 1: 32)
و حتا به مریم میگوید که سلطنت پسرش پایان نخواهد پذیرفت (لوقا 1: 33)
پس مریم خودش را کنیز بی چون و چرای خداوند معرفی میکند و در اطاعت از خداوند و بدون هیچ شکی منتظر وعده خدا میماند.
وقتی مسیح متولد می‌شود مریم در عین رازداری (لوقا 2: 51) همه چیز را در نزد خودش نگاه میدارد.
جالب اینجاست لوقا که یه طبیب بود به احتمال بسیار زیاد انجیل خود را با تحقیق کامل نوشته یعنی همه این‌ها را از خود مریم مقدس پرسیده و مریم مقدس از خودش و نقشش هرگز چیزی نگفته! یعنی مریم همیشه فروتن و رازدار خداوند بود و از او مثل یک کنیز اطاعت میکرد!(لوقا 1: 38)
همان کاری که مسیح کرد و خود را مانند غلام ساخت و از پدر اطاعت کرد!(فیلی 2: 7)
مریم شبیه سرود حنا را خواند (1 سموئیل 2: 1-10)
چون پیشگویی خداوند در صفنیا 3 : 14-20 را به عنوان یک یهودی اصیل میدانست که در مورد او محقق شده است و او اینک دختر صهیون است!
مریم خداوند مسیح را بدنیا آورد . انسانی که هیچ نشانی از خدا بودن نداشت. گریه میکرد . ضعیف بود. مانند همه کودکان به شیر احتیاج داشت و نیاز به رسیدگی داشت.
او وظیفه خیلی سنگینی به عهده داشت!
چه کسی باید به او می‌گفت خداوند است؟ چه کسی باید او را صحیح تعلیم میداد و کتاب مقدس و سواد را به او می آموخت و از لغزشها آگاهش میکرد؟
حتا اگر مسیح معلمی غیر از مریم داشته باشه باید توجه نمود که تحت نظر مریم بوده تا به پسری که قرار است مسیح باشد گزندی وارد نیاید!
چه کسی باید از او حمایت میکرد و تا لحظه آخر مراقبتش میکرد؟
مریم در فروتنی کنیز خداوند بود.
پسر خدا بودن را به او گوشزد میکرد.(لوقا 1: 32 )
تنها کسی که میدانست او خداوند است مریم بود!
اما گاهی نیز شرایط از دست مریم در میرفت و خودش نیز از درک حکمت مسیح عاجز میماند(لوقا 2: 41 - 52)
در فرهنگ یهود، مادر نقش تعلیم و فرهنگ سازی فرزندان را بیشتر از مردان داشتن.
بنابراین مسیح با درایت مادرانه مریم و در روح و حکمت رشد میافت.
با بزرگ‌تر شدن مسیح او از طریق تعالیم ویژه مریم و خواندن و تعمق در کتاب مقدس، درک بیشتر از رازی که با او بود حاصل میشد و به نقش حیاتی خود پی میبرد و یواش یواش نقشه الهی برای او باز شد.(متی 24: 36 ؛ یوحنا 5: 19؛ یوحنا 5: 30)
و در عروسی قانای جلیل، وقتی هنوز ماموریت مسیح آغاز نشده بود، مادرش از قبل میدانست تنها او میتواند کاری عجیب و خارق‌العاده انجام دهد! چون میدانست او خداست!! چون یک مادر بهتر از هر کس بچه خود و توانایی کودکی که تمام وقتش را در حال خدمت به او گذرانده بود میشناسد.(یوحنا 2: 1-12)
یوحنا متنی را در انجیل مینویسد که هم نشانه ای از مسیح بودن یسوع (عیسی)بود، هم نشانه ای عجیب از نقش مریم در هدایت یسوع(عیسی) و نقش عجیب او در نجات بشریت.
یسوع (عیسی)همیشه از مریم و حتا یوسف اطاعت میکرده(لوقا 2: 51)
اینبار در جشن قانای جلیل، وقتی مریم از او میخواهد که کاری غیر ممکن کند، با احترام میگوید«ای زن ، این برای من و تو به چه معناست؟»
همیشه ما ایرانیها عادت داریم که اولن زن را پایین بدانیم و دوم، «زن» گفتن را به عنوان توهین بدونیم! بنابراین در ترجمه‌های ایرانی همه به اشتباه ترجمه شده!!
«ای زن» یعنی ای شیر زن!
نشانه ای از حوای نوینی است که دارد برخلاف حوای اولیه که گناه کرد عمل میکند!!(پیدایش باب 3)
در گناه اولیه ، حوای اولیه وسوسه شد و باعث شد آدم نخستین هم نا فرمانی کند و برخلاف قانون مَحبت خدا عمل کند و هر دو سقوط کردند!
در عروسی قانای جلیل، حوای ثانوی (مریم) برای مَحبت و برای اتحاد و عشق خود ، از آدم ثانویه (یسوع یا همان عیسی) میخواهد که مَحبت کند و ماموریت خود را آغاز کند!
همانطور که گناه به واسطه ی یک انسان وارد جهان شد، و به واسطه گناه ، مرگ آمد(روم 5: 12)
به همین شکل فیض نیز در پارسایی حکم براند و به واسطه ی خداوند مسیح به حیات جاودان رهنمون شد (روم 5: 21)
مریم و مسیح با این همکاری برعکس مسیر آدم و حوای نخستین عمل کردن و فیض جاری شد و لعنت مرگ شکست.
اما مریم خدا نبود. او یک انسان فیض یافته بود که بواسطه خداوند و اطاعت بی چون و چرا از او و رازداری و فروتنی و محبتی که به پسر خدا داشت مقدس شد.
ادامه👇
@LessonsOrthodox
مسیح ، بر روی صلیب به مادر (و حامی و پرورش دهنده زمینی) خود را به شاگردی که دوستش میداشت سپرد و گفت ای زن! اینک پسرت!
و آن شاگرد گفت اینک مادرت…(یوحنا 19: 26-27)
حالا چرا یوحنا اسم خودش را نیاورد؟ چون مریم را به عنوان مادر کلیسا و دختر صهیون به شاگردانی که دوستش میداشت سپرد…
مریم همیشه در کلیسا بود و تا آخر عمر خود با کلیسا ماند.
و سنت کلیسا میگوید که جسدش را مسیح با خود برده و بعد از مرگ هیچ آثاری از قبر و جسد ندارد.
مریم و موسی و الیا و خنوخ از روی زمین برده شدند.
و امروزه کلیسای کاتولیک و ارتودکس و انگلیکن این راز را احترام گذارده و همانطور که همه ایمانداران در خداوند زنده هستند و بعد از مرگ به خواب می‌روند و روحشان در خداوند زنده است، درست مانند اینکه شما از کسی میخواهید برای شما دعا کند، به همین شکل یک کاتولیک یا ارتودکس از مریم میخواهد که در نزد خداوند برای او دعا کند چون یسوع (عیسی) مادرش را دوست میداشت و اگر مریم درخواستی کند او با جان و دل میپذیرد.
البته ما همیشه اول باید با تمام وجود از روح پر شویم و نیاز به هیچ کسی برای واسطه نباشد. اما همانطور که گفتم اینکه از مریم یا مثلاً یک انسان مقدس درخواست دعا می‌شود این حقیقت را میرساند که تمام مقدسین در خداوند زنده‌اند و در آسمان در اتحاد و به همراه فرشتگان وفادار در حال ستایش و پرستش خدا هستند و یک‌جور اتحاد کلیسای آسمانی زمینی در پرستش را میرساند.
به هر حال پذیرفتن این رازها اجباری نیست! و فقط جهت آشنایی با راز های کلیساهای کاتولیک و ارتودکس بود.
دعا کنیم برای اتحاد مسیحیان دنیا
چنانچه در آسمانها است…

🎗سخن یک ارتدوکس:
عالی، اما می خواهم به یک نکته اینجا اشاره کنم.
اگرچه مریم مقدس، خدا نبود اما از یاد نبرید و ترس و واهمه نداشته باشید که بگوئید او اولین شخصی بود که به خداگونگی یا همان تئوسیس رسید و اولین شخصی که وعده رستاخیز جسمانی به آسمان را نیز دریافت کرد. مگر نه اینکه هدف قائی تمامی ایمانداران رسیدن به تئوسیس است راهی که تمام قدیسین پیموده اند و مریم نخستین انسان در این خداگونه شدن است. کسی که منکر این باشد منکر تمام ارتدوکسی است و حتی هنوز درک نکرده چه مسیری را باید طی کند!
کاتولیک: دقیقا همینطوره 🙏

@LessonsOrthodox
🏵 جلسه هفتم / متروپولیتن سوتیریوس
@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس            

🔆بخش 1  -  ایمان یک مسیحی ارتدوکس
🔸فصل 15 -  خدا روی زمین

  
نقشۀ خدا برای نجات بشر دقیقاً چگونه به‌تدریج شکل گرفت؟

از سِیر تکاملی وقایع آشکار می‌شود که خدا همواره با احترام به آزادی انسان و با همکاری او، می‌خواست طرح و نقشه‌ای را که برای نجات او در نظر داشت، به‌انجام رساند. حوا با نااطاعتی‌اش به نخستین علت و عامل شرارت تبدیل گشته بود. لازم بود به جای او، حوایی جدید نااطاعتی حوای نخست را از بین ببرد و آزادانه و با میل خود، در تحقق نقشۀ خدا همکاری کند. بنابراین، «... چون زمان به کمال رسید» (غلاطیان ۴:­۴)، این فرد برگزیده، یعنی مریم باکرۀ مطهر، ظاهر شد. او با یوسف پارسا نامزد کرده بود (ازدواج نکرده بود) و ایشان در ناصرۀ جلیل زندگی می‌کردند. همانطور که انجیل لوقا (١ :­۲۶-۲۸) نقل می‌کند، در آنجا مریم باکره پیغام خدا را از جبرائیل، فرشتۀ اعظم دریافت نمود؛ پیغام خدا این بود که روح‌القدس بر او خواهد آمد و به‌شکلی مافوق‌طبیعی، مادرِ پسرِ خدا خوانده خواهد شد.

مریم باکره پس از گفتگو با جبرائیل، آن فرشتۀ اعظم، قانع شد که این حقیقتاً ارادۀ خداست و آن را با فروتنی پذیرفت. پاسخ او این بود: «کنیزِ خداوندم. مرا بر حسب سخن تو واقع شود» (لوقا ١ :­۳۸).

 
چرا مریم باکره پیغام خدا را زمانی که نامزد کرده بود دریافت کرد، نه پیش از آن، هنگامی که آزاد و مختار بود؟

این مشیت خدا بود. اگر جامعۀ آن زمان می‌فهمید که یک زن جوانِ ازدواج‌نکرده حامله است، یا فرزندی به دنیا آورده، حتماً مطابق با شریعت موسی سنگسار می‌شد. اما مریم و فرزندش در امان بودند، زیرا یوسف به‌عنوان حامی و پشتیبان قانونی‌اش در کنار او بود.

 
چه زمانی یوسف متوجه بارداری او شد، و از آنجایی که می‌دانست این کودک فرزند او نیست، آیا ناراحت و مشوش نشد؟

قطعاً او بسیار ناراحت و پریشان‌خاطر گشت. او حتی به این فکر کرد که با به هم زدن نامزدی، از او جدا شود، چون نمی‌خواست با مجازاتی عبرت‌آمیز او را رسوا کند (م.ک. متی ١ :­۱۹). اما فرشتۀ خداوند زمانی که یوسف در خواب بود، با او ملاقات کرد و در خوابش به او گفت که نگران نباشد، بلکه نامزد خود مریم را به خانه‌اش ببرد، زیرا آن کودکی که قرار است به دنیا بیاورد از روح‌القدس است (م.ک. متی ١ :­۲۰). از آن پس، یوسف که مردی پارسا بود، با هدایت فرشته، محافظت و حمایت از مریم باکره و پسرش را، از لحظۀ تولد تا دوران کودکی، و حتی در زمانهای بحران، برعهده گرفت.

کلیسای ما هر سال، در بیست و پنجم ماه مارس، این واقعۀ بزرگ را که بشارتِ Theotokos[1] نامیده می‌شود، به‌شکلی با شکوه جشن می‌گیرد.

سرود (به یونانی: آپولیتیکیون) عید بشارت به مادر خدا؛
«امروز یادبود نقطۀ نجات ما و مکاشفۀ راز ازلی است. زیرا پسر خدا، پسر باکره می‌گردد و جبرائیل خبر خوش فیض را اعلان می‌کند. به این دلیل ما نیز با او بانگ برمی‌آوریم: ”سلام بر تو، ای سرشار از فيض. خداوند با توست.“»


مریم باکره با یوسف در ناصره زندگی می‌کرد. پس چرا عیسی را در بیت‌لحم به دنیا آورد؟

انجیلِ لوقا (٢ :­۱-۷) پاسخ این پرسش را می‌دهد: در آن روزها، آگوستوس قیصر فرمانی صادر کرد تا تمام مردمی که زیر سلطۀ امپراطوری روم بودند، در یک سرشماری عمومی شرکت کنند.از آنجایی که یوسف و مریم از خاندادن داوودِ پادشاه و اهل بیت‌لحم بودند، باید برای نام‌نویسی رهسپار آنجا می‌شدند. وقتی به بیت‌لحم رسیدند، زایمان مریم نزدیک بود. از آنجایی که تعداد مسافران بسیار زیاد بود و نتوانستند مهمانسرایی برای اقامت پیدا کنند، مریم باکره در طویله‌ای که مخصوص حیوانات بود، فرزندش را به دنیا آورد. او پسرش را در قنداقی پیچید و در آخوری که در آن، غذای دام را قرار می‌دادند، خوابانید (م.ک. لوقا ٢ :­۱۷)!

این واقعه در مادۀ سوم اعتقادنامۀ نیقیه گنجانده شده است: «برای ما آدمیان و برای نجات ما از آسمان فرود آمد. به قدرت روح‌القدس از مریم عذرا تن گرفت و انسان گردید.»

 @LessonsOrthodox
📌 پیوست

[1] مناقشۀ مسیح‌شناختی قرن چهارم-پنجم در خصوص رابطۀ دو طبیعت، یعنی انسان و خدا در یک شخص عیسی مسیح می‌بایست تا حدودی با نام Theotokos (مادر خدا) برای مریم باکره سر و کار پیدا می‌کرد. در تلاش برای شرح راز این عهدِ جدید، دو گرایش نقشی مهم ایفا کردند: یکی از آنها گرایش پارسایانه (یا زهدمابانه) است که با اصطلاحات غیرالهیاتی بیان شد و به سنتهای قدیمی و معروف استناد می‌کرد؛ دومی (نسطوریوس و پیروانش) از علت و منطقِ صرف استفاده کرد. گرایش گروه نخست این بود که مریم را یک الهه می‌دانستند و برای او، نام Theotokos (=مادر خدا) را در معنای تحت‌اللفظی به کار می‌بردند. گروه دوم در این خصوص بحث می‌کرد که دو طبیعت مسیح از یکدیگر جدا هستند و مریم، مادرِ مسیح، یک انسان معمولی و صِرف است؛ یعنی او Theo-tokos نبود، بلکه Christo-tokos (مادر مسیح) بود. کلیسا در شورای جهانی سوم (افسس، ۴۳۱) و در پی تعلیم سیریل اسکندریه (۴۱۲-۴۴۴) باور راستین و درست را در این خصوص تعریف کرد. در مسیح، دو طبیعت وجود دارد، انسان و خدا «که با یکدیگر وحدت و یگانگی دارند اما در هم آمیخته نمی‌شوند، متمایز هستند اما جدا نمی‌شوند.» در نتیجه، مریم باکره حقیقتاً Theotokos است (= مادر او که خداست)؛ ما او را جدا از خود نمی‌دانیم اما تأیید می‌کنیم که به‌‌شکلی منحصربه‌فرد برای مادر خدا بودن تعیین شد، و مسیح را صرفاً یک انسان نمی‌دانیم، بلکه او خدا-انسان است. (یادداشت مترجم)

@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس            

چرا پسر خدا تا این حد خوار و خفیف شد؟ او به‌‌عنوان نوزاد و به‌خصوص تحت آن شرایط وحشتناک، در یک طویلۀ کثیف به‌دنیا آمد! آیا او نمی‌توانست در سن بالا و با شأن و منزلت به این جهان بیاید؟

فقط کتاب‌مقدس است که در جایگاهی قرار دارد که جوابی قانع‌کننده به ما بدهد. پسر خدا برای نجات انسان آمد. اگر او برای فرشتگان آمده بود، به‌عنوان یک فرشته ظاهر می‌شد. اما از آنجایی که برای نجات انسان، از تمام اعصار، از هر طبقۀ اجتماعی، فقیر، گرسنه، بی‌خانمان، پناهجو، ستم‌دیده به ناحق، بیمار، زندانی، محکوم‌شده و غیره آمده بود... می‌خواست «... در هر امرى مشابه برادران خود شود» (عبرانیان ٢ :­۱۷).

خداوند و خدای ما که عاشق انسان است، می‌خواست مانند ما انسانها، تمام مراحل زندگی را تجربه کند؛ هر رنجی را که «برادرانش» تجربه می‌کنند، بچشد تا بدین نحو بیچارگی و بدبختی و حتی گناه را به تمامی از ما بردارد، و در آخر روی صلیب بمیرد تا ما را از گناه رهایی دهد و دوباره وارد رابطه و رفاقت با خدای پدر کند، «و بدین‌گونه ما مقام پسرخواندگی را بيابيم» (غلاطیان ٤ :­۵). از آنجایی که آدم با نااطاعتی و تکبرش، علت بروز فجایاع و مصیبتهای بسیار تمامی بشر شد، پسرِ خدا به‌عنوان آدمِ جدید می‌خواست که شخصاً رنج تمام پیامدهای گناه اولیه را به جان بخرد تا آدم و تمامی فرزندانش را از تمامی مصیبتها رهایی بخشد.

 
وقتی مسیح متولد شد، آیا دنیا که با اشتیاق تمام و برای قرنها منتظر او بود، به این واقعۀ بزرگ توجه نشان داد؟ واکنش آن چه بود؟

از آنچه اناجیل مقدس برای ما روایت می‌کنند، به‌نظر می‌رسد که حتی مردم ساکن در مهمانسرا یا مردم بیت‌لحم به این واقعۀ مهم که آن شب در غار رخ داد، توجهی نشان ندادند. اما خارج از بیت‌لحم، روی کوهها، جایی که شبانان از گلۀ خود مراقبت می‌کردند، ناگهان «فرشتۀ خداوند بر ايشان ظاهر شد، و نور جلال خداوند بر گردشان تابید. شبانان بغايت ترسان گشتند، و فرشته به ايشان گفت: ”مترسید، زیرا اينك بشارت خوشى عظيم به شما مى دهم، که برای جميع قوم خواهد بود:" كه امروز براى شما در شهر داوود، نجات‌دهنده‌ای كه مسيح خداوند باشد، متولد شد "» (لوقا ٢ :­۹-۱۱). پس از آنکه فرشته شبانان را برای پیدا کردن آن نوزاد الهی راهنمایی کرد، گروهی عظیم از فرشتگان در آسمان ظاهر شده، چنین سراییدند: «خدا را در اعلى عليين جلال، و بر زمین سلامتى و در ميان مردم رضامندى باد!» (لوقا ٢ :­۱۴). وقتی لشکر فرشتگان در آسمان ناپدید شدند، شبانان با عجله آنجا را ترک کردند و نوزاد را «خفته در آخور» یافتند؛ ایشان نخستین کسانی بودند که افتخار دیدن مسیحای نجات‌دهنده و پرستش او را داشتند (م.ک. لوقا ٢ :­۱۵-۲۰).

واقعۀ شگفت‌انگیز دوم، چهل روز بعد روی داد، هنگامی که این نوزاد الهی را به معبدی در اورشلیم بردند تا شریعتی را که موسی برای والدین نوزادان حکم کرده بود، در مورد او اجرا کنند. در آنجا خادمی سالخوره به نام «شمعونِ پارسا»، تحت الهام روح‌القدس، در شخص عیسی، همان مسیح موعود را بازشناخت. او که نوزاد را با ترس و هیبت در آغوش گرفت، خدا را جلال داد و گفت: «الحال ای خداوند، بنده خود را رخصت مى دهى، به سلامتى  بر حسب كلام خود. زیرا كه چشمان من نجات تو را دیده است، كه آن را پيش روى جميع امتها مهيا ساختى. نوری كه كشف حجاب براى امتها كند و قوم تو اسرائیل را جلال بود.» (لوقا ٢ :­۲۹-۳۲).

سومین واقعۀ عجیب و شگفت‌انگیز، بعدها رخ داد، آن هنگام که مردان حکیم یا مغانِ شرق، با دقت در حرکت ستارگان، متوجه ظهور یک ستارۀ عجیب و نورانی شدند. بر طبق برخی اطلاعاتی که از مغان پیشین داشتند، از این واقعه چنین برداشت کردند که پادشاهی عظیم در یهودیه به دنیا آمده است. پس روانۀ آنجا شدند تا به او ادای احترام کنند و هدایای گرانبها تقدیمش نمایند (م.ک. متی ٢ :­۱-۱۱). اینها سه واقعۀ مسرت‌بخش از دوران نوزادی عیسی می‌باشند.

 @LessonsOrthodox