📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
☀️عشاء ربانى (ایوکِریست) توسط مسیح در شام عرفانی بنيان نهاده شد وقتی که نان و شراب را به رسولان خود داد، اظهار داشت که ما وارد ملكوت آسمان نخواهيم شد مگر اینکه بدن او را بخوریم و خون او را بنوشیم (يوحنا 6: 53-58) خدا همیشه پادزهر متناسب با زهر را فراهم می کند. با عمل خوردن، انسان ارتباط با خدا را از دست داد، بنابراین به شكلى مشابه آن ، ارتباط دوباره احیا می شود. عشاء ربانى ، به عنوان گردهمايى بدن مسیح بر سر سفره او در ملكوت ، تجدید مداوم اتحاد ما با او و با یکدیگر است. از طریق این راز ، ما بار دیگر به عنوان بخشی از وجود مسیح به درخت حيات - غذای جاودانگی - دسترسی پیدا می کنیم.
این خون باعث می شود که تصویر پادشاه ما در درون مان تازه باشد ، زیبایی غیرقابل توصیفی را ایجاد می کند ، و مانع از دست رفتن نجابت روح ما مى شود ، مرتباً آن را آب می هد و تغذیه می کند. ... این خون اگر به درستی دريافت شود ، شیاطین را می راند و آنها را از ما دور نگاه مى دارد، در حالی که فرشتگان و خداوند فرشتگان را به سمت ما فرا می خواند. زیرا هر جا خون خداوند را ببینند ، شیاطین فرار می کنند و فرشتگان با هم می دوند. این خون ، نجات روح ماست. با این خون روح شسته می شود ، با آن، روح زیبا است ، با آن، فروزنده است. این خون باعث می شود که درک ما از آتش روشن تر شود و روح ما از طلا درخشان تر شود. این خون ریخته شد و آسمان را قابل وصول ساخت.
☘ زرين دهان
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
☀️عشاء ربانى (ایوکِریست) توسط مسیح در شام عرفانی بنيان نهاده شد وقتی که نان و شراب را به رسولان خود داد، اظهار داشت که ما وارد ملكوت آسمان نخواهيم شد مگر اینکه بدن او را بخوریم و خون او را بنوشیم (يوحنا 6: 53-58) خدا همیشه پادزهر متناسب با زهر را فراهم می کند. با عمل خوردن، انسان ارتباط با خدا را از دست داد، بنابراین به شكلى مشابه آن ، ارتباط دوباره احیا می شود. عشاء ربانى ، به عنوان گردهمايى بدن مسیح بر سر سفره او در ملكوت ، تجدید مداوم اتحاد ما با او و با یکدیگر است. از طریق این راز ، ما بار دیگر به عنوان بخشی از وجود مسیح به درخت حيات - غذای جاودانگی - دسترسی پیدا می کنیم.
این خون باعث می شود که تصویر پادشاه ما در درون مان تازه باشد ، زیبایی غیرقابل توصیفی را ایجاد می کند ، و مانع از دست رفتن نجابت روح ما مى شود ، مرتباً آن را آب می هد و تغذیه می کند. ... این خون اگر به درستی دريافت شود ، شیاطین را می راند و آنها را از ما دور نگاه مى دارد، در حالی که فرشتگان و خداوند فرشتگان را به سمت ما فرا می خواند. زیرا هر جا خون خداوند را ببینند ، شیاطین فرار می کنند و فرشتگان با هم می دوند. این خون ، نجات روح ماست. با این خون روح شسته می شود ، با آن، روح زیبا است ، با آن، فروزنده است. این خون باعث می شود که درک ما از آتش روشن تر شود و روح ما از طلا درخشان تر شود. این خون ریخته شد و آسمان را قابل وصول ساخت.
☘ زرين دهان
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
☀️تدهين، ابزاری برای بهبود جسمی و روحی است. همانطور که کتاب يعقوب نقل می کند ، ما می توانیم از کاهنان خود ، این آیین مقدس را براى مسح شدن و دعاى شفا در هر زمان به دلیل بیماری جدى جسم یا روح ، درخواست كنيم، تا به ما كمك كند که در كل سفر خود در سلامت بمانيم.
تعمید ، تثبيت ، عشاء ربانى و تدهين آنچنان منتقل کننده های مهمِ فيض هستند که در کلیساهای ارتدوكس نوزادان را از آنها محروم نمی كنند. آنها در حالى كه بزرگ مى شوند از طریق این رازها ، تغذيه معنوی حياتى را براى روح هايشان دريافت مى كنند. درست همانطور که ما قدم برمی داريم تا مطمئن شویم که آنها براى بدنهايشان تغذيه مى شوند قبل از اينكه نیاز به ویتامین ها و مواد معدنی را درک كنند. اگر ما را به عنوان نوزاد براى تعمید آوردند، این نشانگر ایمان والدین و یا پدر و مادر روحانى ما بود ، که در آن زمان وظیفه داشتند با بزرگ شدن مان، ما را از نظر روحانى پرورش دهند. در یک محیط دوست داشتنی و پر از ایمان ، چه کسی می تواند دقیقاً زمان شروع ایمان را بگوید و چه کسی می تواند قدرت فیض را محدود کند؟ با بلوغ ، مسئولیت رشد روحانى بر عهده خود ما می شود.
اگر بعد از سن عقلى ، با اراده و عشق به تعمید بياييم، این نشانگر ایمان ما به مسیح است. قديس پولس نوشت كه ختنه به خودى خود ، عدالت را به يهوديان بر اساس شريعت منتقل نمی كند. بلكه، این یک نشانه بیرونی بود از شايستگى که تنها هنگامى كه شرایط درونی قلب با معنای آن مطابقت مى داشت: تعهد به نگاه داشتن عهد خدا با موسی در حالی که منتظر مسیحا هستند. به همین ترتیب ، تعمید برای مسیحیان یک عمل جادویی نیست که مکانى را در آسمان تضمین کند. بلکه نشانه بیرونی فیض درونی دریافت شده ، آغاز فرایند تقدیس برای کسانی است که پس از آن ، سعی می کنند همانطور كه قادر هستند هرچه بیشتر شبيه مسیح شوند - نتیجه طبیعی ایمان واقعی ، اما فقط با نظم و انضباط و تلاش بسیار.
ما باید مطمئن باشیم که تعمید برای ما معنا دارد: این که اهمیت و قدرت آن را می فهمیم، که تاریخ وقوع آن را به یاد می آوریم و سعی می کنیم در هر سالگرد آن تاریخ ، عشاء ربانى مقدس را دریافت کنیم. اینکه ما به عنوان شهادت تعهد خود به مسیح (نه به عنوان جواهرات) یک صلیب بر گردن خود مى اندازيم. اينكه ما سعی می کنیم آن در تعهد زندگی کنیم، و این که ما آن را به طور مداوم تجدید می کنیم ، به ویژه در طى مراسم لیتورجی الهی ، که اغلب با یادآوری به ما اين فرصت را مى دهد تا "خود و یکدیگر را متعهد سازيم ، و تمام زندگی ما برای مسیح ، خدای ما ، باشد."
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
☀️تدهين، ابزاری برای بهبود جسمی و روحی است. همانطور که کتاب يعقوب نقل می کند ، ما می توانیم از کاهنان خود ، این آیین مقدس را براى مسح شدن و دعاى شفا در هر زمان به دلیل بیماری جدى جسم یا روح ، درخواست كنيم، تا به ما كمك كند که در كل سفر خود در سلامت بمانيم.
تعمید ، تثبيت ، عشاء ربانى و تدهين آنچنان منتقل کننده های مهمِ فيض هستند که در کلیساهای ارتدوكس نوزادان را از آنها محروم نمی كنند. آنها در حالى كه بزرگ مى شوند از طریق این رازها ، تغذيه معنوی حياتى را براى روح هايشان دريافت مى كنند. درست همانطور که ما قدم برمی داريم تا مطمئن شویم که آنها براى بدنهايشان تغذيه مى شوند قبل از اينكه نیاز به ویتامین ها و مواد معدنی را درک كنند. اگر ما را به عنوان نوزاد براى تعمید آوردند، این نشانگر ایمان والدین و یا پدر و مادر روحانى ما بود ، که در آن زمان وظیفه داشتند با بزرگ شدن مان، ما را از نظر روحانى پرورش دهند. در یک محیط دوست داشتنی و پر از ایمان ، چه کسی می تواند دقیقاً زمان شروع ایمان را بگوید و چه کسی می تواند قدرت فیض را محدود کند؟ با بلوغ ، مسئولیت رشد روحانى بر عهده خود ما می شود.
اگر بعد از سن عقلى ، با اراده و عشق به تعمید بياييم، این نشانگر ایمان ما به مسیح است. قديس پولس نوشت كه ختنه به خودى خود ، عدالت را به يهوديان بر اساس شريعت منتقل نمی كند. بلكه، این یک نشانه بیرونی بود از شايستگى که تنها هنگامى كه شرایط درونی قلب با معنای آن مطابقت مى داشت: تعهد به نگاه داشتن عهد خدا با موسی در حالی که منتظر مسیحا هستند. به همین ترتیب ، تعمید برای مسیحیان یک عمل جادویی نیست که مکانى را در آسمان تضمین کند. بلکه نشانه بیرونی فیض درونی دریافت شده ، آغاز فرایند تقدیس برای کسانی است که پس از آن ، سعی می کنند همانطور كه قادر هستند هرچه بیشتر شبيه مسیح شوند - نتیجه طبیعی ایمان واقعی ، اما فقط با نظم و انضباط و تلاش بسیار.
ما باید مطمئن باشیم که تعمید برای ما معنا دارد: این که اهمیت و قدرت آن را می فهمیم، که تاریخ وقوع آن را به یاد می آوریم و سعی می کنیم در هر سالگرد آن تاریخ ، عشاء ربانى مقدس را دریافت کنیم. اینکه ما به عنوان شهادت تعهد خود به مسیح (نه به عنوان جواهرات) یک صلیب بر گردن خود مى اندازيم. اينكه ما سعی می کنیم آن در تعهد زندگی کنیم، و این که ما آن را به طور مداوم تجدید می کنیم ، به ویژه در طى مراسم لیتورجی الهی ، که اغلب با یادآوری به ما اين فرصت را مى دهد تا "خود و یکدیگر را متعهد سازيم ، و تمام زندگی ما برای مسیح ، خدای ما ، باشد."
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
☀️اعتراف به ما امکان می دهد ، موانعی را که گناهان بین ما و خدا ایجاد می كنند، برطرف كنيم. اگر از جاده منتهی به او منحرف شویم (قصور در پیروی از نمونه و آموزه های عیسی، به هر روشی) ، کلیسا ما را به توبه فرا می خواند ، که شامل تغییر (بازگشت) است. از طریق این آيين مقدس ، با اقتدارى که مسیح به رسولان داد، گناهان اعتراف شده وصادقانه توبه کرده شده، بخشیده و پاک می شوند. حالت عاری از گناه تازه تعمید یافته، احیا می شود؛ ما از عالم بالا به لحاظ روحانى مجدداً متولد می شویم و به راه خدا باز می گردیم. در مورد گناهان جدی ، سقوط شدید ، مصالحه با مسیح که توسط اعتراف ارائه مى شود، می تواند تأثیرات چشمگیر و تغییر در روش زندگی را داشته باشد.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
☀️اعتراف به ما امکان می دهد ، موانعی را که گناهان بین ما و خدا ایجاد می كنند، برطرف كنيم. اگر از جاده منتهی به او منحرف شویم (قصور در پیروی از نمونه و آموزه های عیسی، به هر روشی) ، کلیسا ما را به توبه فرا می خواند ، که شامل تغییر (بازگشت) است. از طریق این آيين مقدس ، با اقتدارى که مسیح به رسولان داد، گناهان اعتراف شده وصادقانه توبه کرده شده، بخشیده و پاک می شوند. حالت عاری از گناه تازه تعمید یافته، احیا می شود؛ ما از عالم بالا به لحاظ روحانى مجدداً متولد می شویم و به راه خدا باز می گردیم. در مورد گناهان جدی ، سقوط شدید ، مصالحه با مسیح که توسط اعتراف ارائه مى شود، می تواند تأثیرات چشمگیر و تغییر در روش زندگی را داشته باشد.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
☀️ازدواج یک آيين مقدس مطابق با بركت مسیح در مراسم عروسی قانا است. اگر تصمیم بگیریم یک شریک زندگی داشته باشيم تا ما را در جاده به سوى خدا همراهی کند (با اميد به اينكه بتواند یک ياور روحانى باشد) ، کلیسا این راز رار برای برکت و تقدیس اتحاد ما ارائه می دهد. برنامه خدا خواستار ایجاد زندگی انسانی جديد در حالت ازدواج بین زن و مرد است تا برای ملكوت خود پرورش روح ها را تدارک ببيند. در یک ازدواج خوب، یک طرف می تواند آنچه را که طرف دیگر فاقد آن است فراهم کند. زن و مرد به شكلى با هم کامل هستند که امکان پذیر نیست يكى به تنهايى منعکس کننده تمامیت خدا باشد.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
☀️ازدواج یک آيين مقدس مطابق با بركت مسیح در مراسم عروسی قانا است. اگر تصمیم بگیریم یک شریک زندگی داشته باشيم تا ما را در جاده به سوى خدا همراهی کند (با اميد به اينكه بتواند یک ياور روحانى باشد) ، کلیسا این راز رار برای برکت و تقدیس اتحاد ما ارائه می دهد. برنامه خدا خواستار ایجاد زندگی انسانی جديد در حالت ازدواج بین زن و مرد است تا برای ملكوت خود پرورش روح ها را تدارک ببيند. در یک ازدواج خوب، یک طرف می تواند آنچه را که طرف دیگر فاقد آن است فراهم کند. زن و مرد به شكلى با هم کامل هستند که امکان پذیر نیست يكى به تنهايى منعکس کننده تمامیت خدا باشد.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
☀️انتصاب به آن دسته از مردان در كلیسا ارائه می شود كه احساس می كنند از جانب خدا برای يك زندگی خدمتى خوانده شده اند، كسانى كه تا آنجا كه ممكن است افراد را به مسیح مى آورند و به آنها كمك مى كنند تا در جای خود بمانند ، همانطور كه مسیح شخصاً هر یک از رسولان خود را "خواند" و آنها را به انجام كارهايى كه مى ديدند او انجام مى دهد، موظف كرد. (متی 10) این مقام كاهنى لاویان عهد عتیق نیست ، که بر اساس شريعت موسى بنا شده بود تا قربانى هاى کفاره مردم را به خدا تقدیم کنند. بلکه کاهن اعظم خود مسیح است ، بر رتبه مِلکیصِدِق، که ابدی است ، و به طور مداوم و به صورت مقدس، يگانه قربانی خونى مسیح در بازخرید گناهان بشر ، تنها دفاع ما را به خدا ارائه مى دهد . كاهن "می تواند این خدمات را فقط به این دلیل انجام دهد که كاهنى ... از آنِ " او "نیست ... بلکه یک و همان مقام كاهنى غیر قابل تفكيك مسیح است ، که تا ابد زندگی می کند و تا ابد در کلیسا ، بدن مسیح، تحقق می يابد."
ما همچنین می توانیم از طریق دعا در انرژی های خدا سهيم شویم. هنگامی که شخصی با ایمان زنده به نام پدر ، پسر و روح القدس دعا می کند ، انرژی های الهی به سمت او و همچنین به سمت کسی که برای او دعا می شود ، جریان می یابد (يعقوب 5: 16). از دیگر منابع فيض مى توان به ابزارهای روحانى مانند روزه گرفتن ، عبادت و دانش معرفت اشاره کرد (سُنت مقدس - که شامل کتاب مقدس ، نوشته های پدران کلیسا و شوراها ، شمايل نگاری ، مناجات نامه ها و غیره است - همه انتقال دهنده هاى الهى است که برای حفظ حقیقت در مورد مسیح به كار گرفته شده اند) كه برای کمک به ما در تلاش هايمان برای رشد در تقدس به عنوان بخشی از پادشاهی اوست.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
☀️انتصاب به آن دسته از مردان در كلیسا ارائه می شود كه احساس می كنند از جانب خدا برای يك زندگی خدمتى خوانده شده اند، كسانى كه تا آنجا كه ممكن است افراد را به مسیح مى آورند و به آنها كمك مى كنند تا در جای خود بمانند ، همانطور كه مسیح شخصاً هر یک از رسولان خود را "خواند" و آنها را به انجام كارهايى كه مى ديدند او انجام مى دهد، موظف كرد. (متی 10) این مقام كاهنى لاویان عهد عتیق نیست ، که بر اساس شريعت موسى بنا شده بود تا قربانى هاى کفاره مردم را به خدا تقدیم کنند. بلکه کاهن اعظم خود مسیح است ، بر رتبه مِلکیصِدِق، که ابدی است ، و به طور مداوم و به صورت مقدس، يگانه قربانی خونى مسیح در بازخرید گناهان بشر ، تنها دفاع ما را به خدا ارائه مى دهد . كاهن "می تواند این خدمات را فقط به این دلیل انجام دهد که كاهنى ... از آنِ " او "نیست ... بلکه یک و همان مقام كاهنى غیر قابل تفكيك مسیح است ، که تا ابد زندگی می کند و تا ابد در کلیسا ، بدن مسیح، تحقق می يابد."
ما همچنین می توانیم از طریق دعا در انرژی های خدا سهيم شویم. هنگامی که شخصی با ایمان زنده به نام پدر ، پسر و روح القدس دعا می کند ، انرژی های الهی به سمت او و همچنین به سمت کسی که برای او دعا می شود ، جریان می یابد (يعقوب 5: 16). از دیگر منابع فيض مى توان به ابزارهای روحانى مانند روزه گرفتن ، عبادت و دانش معرفت اشاره کرد (سُنت مقدس - که شامل کتاب مقدس ، نوشته های پدران کلیسا و شوراها ، شمايل نگاری ، مناجات نامه ها و غیره است - همه انتقال دهنده هاى الهى است که برای حفظ حقیقت در مورد مسیح به كار گرفته شده اند) كه برای کمک به ما در تلاش هايمان برای رشد در تقدس به عنوان بخشی از پادشاهی اوست.
☦@LessonsOrthodox
🔸بخش چهارم: مریم مقدس مادر خداوندمان
قسمت دوم
(4) بکارت ابدی مریم عذرا (همیشه باکره)
(5) پاسخ به نظرات مخالف
الف) فراز «نخستزاده»
ب) فراز «زن خویش»
ج) «قبل از آنكه با هم آیند، او را حامله یافتند»
د) «تا پسر نخستین خود را نزاییـد، او را نشنـاخت»
ه) فراز «برادران او»
بکارت ابدی مریم عذرا (همیشه باکره)، موضوعی قدیمی است که بین پدران کلیسای قرون دوم، سوم، چهارم و پنجم مورد بحث قرار گرفت. در سال 1962، مباحثهای را که در سال 383 توسط جروم قدیس نوشته شده بود ترجمه کردیم. در این مباحثه او از بکارت ابدی مریم عذرا (همیشه باکره) در برابر تعالیم غلط شخصی به نام هلویدیوس (Helvidius) دفاع کرد. پروتستانها عقاید خود در رابطه با این موضوع را از هلوبدیوس برگرفتهاند.
▪️خلاصه نظراتی که علیه بکارت ابدی مریم عذرا (همیشه باکره) بیان میشود
(1) فراز «نخستزادۀ خود» (لوقا 2: 7؛ متی 1: 25). مخالفین چنین میاندیشند که کلمه «نخستزاده» (First Born) به معنی نخستین در میان خواهران و برادرانش است.
(2) فراز «زن خویش» که به یوسف گفته شد (متی 1: 20) ، و در کل کلمه «زن» که به مریم عذرا (همیشه باکره) اطلاق میشود.
(3) جملاتی نظیر: «و تا پسر نخستین خود را نزاییـد، او را نشنـاخت» (متی 1: 25) و «قبل از آنكه با هم آیند، او را از روحالقدس حامله یافتند». (متی 1: 18)
(4) آیاتی که در آن به «برادران او» اشاره شده است مانند متی 12: 46؛ 13: 54-56؛ اعمال 1: 14؛ غلاطیان 1: 18،19.
ما با هدایت خدا، به تمام این اعتراضات پاسخ میگوییم.
🔹فراز « نخستزادۀ خود »
کتابمقدس به وضوح معنای کلمه نخستزاده را بیان میدارد. پیش از استقرار کهانت هارونی، وحی الهی فرمود: «هر نخستزادهای را كه رحم را بگشاید، در میان بنیاسرائیل، خواه از انسان خواه از بهایم، تقدیس نما؛ او از آن من است». (خروج 13: 2)
هر نخستزادهای که رحم میگشود، تقدیس و وقف خدا میشد، سوای اینکه بعداً فرزند دیگری زاده شود یا نه. والدین تا زمان تولد پسر بعدی صبر نمیکردند و صاحبان بهایم نیز تا زمان زایش بعدی منتظر نمیماندند!
بلکه در زمان تولد نخستزاده تقدیساش میکردند زیرا او نخستینی بود که رحم را میگشود. پس امکانش زیاد بود که نخستزاده، یگانه پسر نیز باشد.
مسیح خداوند نیز، نخستزاده و یگانه پسر بود. قدیس جروم به حق گفت که: «هر پسر یگانهای یک نخستزاده است اما هر نخستزادهای یگانه پسر نیست». عبارت «نخستزاده» بدین معنا نیست که پسری پس از او به دنیا خواهد آمد بلکه به این معناست که هیچ پسری قبل از او به دنیا نیامده است.
به همین دلیل بود که حیوانات یک ماهه ناپاک میتوانستند فدیه دادهشوند (اعداد 18: 16، 17) و نخستزادگان حیوانات پاک باید به عنوان قربانی به خدا تقدیم میشدند، بدون اینکه برای تولد فرزند بعدی منتظر بمانند. آن نخستزاده است، چه فرزندی پس از آن متولد شود یا نه.
به همین سان، مسیح خداوند نخستزاده مریم عذرا (همیشه باکره) است. به همین خاطر وقتی مریم عذرا (همیشه باکره) و یوسف او را پس از چهل روز تقدیم نمودند، کتابمقدس میگوید: «و چون ایام تطهیر ایشان برحسب شریعت موسی رسید، او را به اورشلیم بردند تا به خداوند بگذرانند. چنانکه در شریعت خداوند مکتوب است که هر ذکوری که رحم را گشاید، مقدس خداوند خوانده شود. و تا قربانی گذرانند، چنانکه در شریعت خداوند مقرر است، یعنی جفت فاختهای یا دو جوجه کبوتر». (لوقا 2: 22-24)
واضح است که شریعتِ مربوط به نخستزاده، چهل روز پس از تولد، بر مسیح خداوند نیز اعمال شده است و طبیعتاً هیچ ارتباطی میان نخستزادگی و تولد پسران دیگر پس از او وجود ندارد.
در اینجا قدیس جروم میپرسد: «آن هنگام که خدا تمام نخستزادگان مصر را زد (خروج 12: 29) ، آیا فقط کسانی را زد که برادران دیگری داشتند و یا اینکه تمام مردانی را که نخستین بار رحم را گشوده بودند؟»
☦@LessonsOrthodox
قسمت دوم
(4) بکارت ابدی مریم عذرا (همیشه باکره)
(5) پاسخ به نظرات مخالف
الف) فراز «نخستزاده»
ب) فراز «زن خویش»
ج) «قبل از آنكه با هم آیند، او را حامله یافتند»
د) «تا پسر نخستین خود را نزاییـد، او را نشنـاخت»
ه) فراز «برادران او»
بکارت ابدی مریم عذرا (همیشه باکره)، موضوعی قدیمی است که بین پدران کلیسای قرون دوم، سوم، چهارم و پنجم مورد بحث قرار گرفت. در سال 1962، مباحثهای را که در سال 383 توسط جروم قدیس نوشته شده بود ترجمه کردیم. در این مباحثه او از بکارت ابدی مریم عذرا (همیشه باکره) در برابر تعالیم غلط شخصی به نام هلویدیوس (Helvidius) دفاع کرد. پروتستانها عقاید خود در رابطه با این موضوع را از هلوبدیوس برگرفتهاند.
▪️خلاصه نظراتی که علیه بکارت ابدی مریم عذرا (همیشه باکره) بیان میشود
(1) فراز «نخستزادۀ خود» (لوقا 2: 7؛ متی 1: 25). مخالفین چنین میاندیشند که کلمه «نخستزاده» (First Born) به معنی نخستین در میان خواهران و برادرانش است.
(2) فراز «زن خویش» که به یوسف گفته شد (متی 1: 20) ، و در کل کلمه «زن» که به مریم عذرا (همیشه باکره) اطلاق میشود.
(3) جملاتی نظیر: «و تا پسر نخستین خود را نزاییـد، او را نشنـاخت» (متی 1: 25) و «قبل از آنكه با هم آیند، او را از روحالقدس حامله یافتند». (متی 1: 18)
(4) آیاتی که در آن به «برادران او» اشاره شده است مانند متی 12: 46؛ 13: 54-56؛ اعمال 1: 14؛ غلاطیان 1: 18،19.
ما با هدایت خدا، به تمام این اعتراضات پاسخ میگوییم.
🔹فراز « نخستزادۀ خود »
کتابمقدس به وضوح معنای کلمه نخستزاده را بیان میدارد. پیش از استقرار کهانت هارونی، وحی الهی فرمود: «هر نخستزادهای را كه رحم را بگشاید، در میان بنیاسرائیل، خواه از انسان خواه از بهایم، تقدیس نما؛ او از آن من است». (خروج 13: 2)
هر نخستزادهای که رحم میگشود، تقدیس و وقف خدا میشد، سوای اینکه بعداً فرزند دیگری زاده شود یا نه. والدین تا زمان تولد پسر بعدی صبر نمیکردند و صاحبان بهایم نیز تا زمان زایش بعدی منتظر نمیماندند!
بلکه در زمان تولد نخستزاده تقدیساش میکردند زیرا او نخستینی بود که رحم را میگشود. پس امکانش زیاد بود که نخستزاده، یگانه پسر نیز باشد.
مسیح خداوند نیز، نخستزاده و یگانه پسر بود. قدیس جروم به حق گفت که: «هر پسر یگانهای یک نخستزاده است اما هر نخستزادهای یگانه پسر نیست». عبارت «نخستزاده» بدین معنا نیست که پسری پس از او به دنیا خواهد آمد بلکه به این معناست که هیچ پسری قبل از او به دنیا نیامده است.
به همین دلیل بود که حیوانات یک ماهه ناپاک میتوانستند فدیه دادهشوند (اعداد 18: 16، 17) و نخستزادگان حیوانات پاک باید به عنوان قربانی به خدا تقدیم میشدند، بدون اینکه برای تولد فرزند بعدی منتظر بمانند. آن نخستزاده است، چه فرزندی پس از آن متولد شود یا نه.
به همین سان، مسیح خداوند نخستزاده مریم عذرا (همیشه باکره) است. به همین خاطر وقتی مریم عذرا (همیشه باکره) و یوسف او را پس از چهل روز تقدیم نمودند، کتابمقدس میگوید: «و چون ایام تطهیر ایشان برحسب شریعت موسی رسید، او را به اورشلیم بردند تا به خداوند بگذرانند. چنانکه در شریعت خداوند مکتوب است که هر ذکوری که رحم را گشاید، مقدس خداوند خوانده شود. و تا قربانی گذرانند، چنانکه در شریعت خداوند مقرر است، یعنی جفت فاختهای یا دو جوجه کبوتر». (لوقا 2: 22-24)
واضح است که شریعتِ مربوط به نخستزاده، چهل روز پس از تولد، بر مسیح خداوند نیز اعمال شده است و طبیعتاً هیچ ارتباطی میان نخستزادگی و تولد پسران دیگر پس از او وجود ندارد.
در اینجا قدیس جروم میپرسد: «آن هنگام که خدا تمام نخستزادگان مصر را زد (خروج 12: 29) ، آیا فقط کسانی را زد که برادران دیگری داشتند و یا اینکه تمام مردانی را که نخستین بار رحم را گشوده بودند؟»
☦@LessonsOrthodox
🔹فراز «زن خویش»
عبارت «زن» به دوشیزهای که نامزد کرده بود، بلافاصله پس از نامزدی، اطلاق میشد. در تفسیر این جملۀ فرشته به یوسف، که گفت: «ای یوسف پسر داود، از گرفتن زن خویش مریم مترس، زیرا كه آنچه در وی قرار گرفته است، از روحالقدس است» (متی 1: 20)
یوحنای زرین دهان میگوید: «در اینجا، فرشته نامزد یوسف را «زن» خطاب میکند همچنانکه کتابمقدس همیشه زوج نامزد شده را، قبل از ازدواجشان، «مرد و زن» خطاب میکند». وی همچنین میگوید: «منظور از عبارت "گرفتن زن خویش" چیست؟ به این معناست که "از او در خانه خود مراقبت کن چراکه او توسط خدا به تو سپرده شده است، نه توسط والدینش. زیرا به تو سپرده شده تا از وی مراقبت نمایی، نه برای اینکه ازدواج را به کمال رسانی، بلکه به این جهت که محافظ او باشی." به همین صورت نیز، مسیح خداوند مریم عذرا (همیشه باکره) را به شاگردش یوحنا سپرد» (تفسیر انجیل متی گفتار 4 قسمت 11).
جروم قدیس اظهار میدارد که عنوان «زن» همچنین به دوشیزههای نامزد شده اطلاق میشد. متون کتابمقدسی که بر این ادعا دلالت دارند عبارتند از: «اگر دختر باكرهای به مردی نامزد شود و دیگری او را در شهر یافته، با او همبستر شود، پس هر دو ایشان را نزد دروازه شهر بیرون آورده، ایشان را با سنگها سنگسار كنند تا بمیرند؛ اما دختر را چونكه در شهر بود و فریاد نكرد، و مرد را چونكه زن همسایة خود را ذلیل ساخت» (تثنیه 22: 23، 24) و «و كیست كه دختری نامزد كرده، به نكاح در نیاورده است؟». (تثنیه 20: 7)
بنابراین کتابمقدس دوشیزه نامزد شده را «زن» خطاب میکند تا بر زنانگی او دلالت کند نه بر ازدواج.
در حقیقت، حوا اولین کسی بود که «زن» خوانده شد زیرا از انسان گرفته شد (پیدایش 2: 23) ، به همین خاطر «حوا» نامیده شد زیرا که مادر جمیع زندگان است. (پیدایش 3: 20)
پس واژه «زن» بر خلقت زنانه و واژه «حوا» بر مادر بودن او اشاره دارد.
نوشتههای حضرت لوقای انجیلنویس این حقیقت را ثابت میکند که عبارت «زن» در مورد مریم عذرا (همیشه باکره)، بر نامزدی او اشاره دارد نه بر ازدواج؛ آنگاه که مینویسد: «و یوسف نیز از جلیل .... رفت تا نام او با مریم که نامزد او بود و نزدیک به زاییدن بود، ثبت گردد» (لوقا 2: 4، 5). بنابراین فراز «زن خویش» یعنی «نامزد خویش».
پس مریم عذرا (همیشه باکره) «زن» خوانده شد اما نه به این خاطر که بکارت خود را از دست داد، حاشا. زیرا کتابمقدس شهادت میدهد که یوسف هرگز او را نشناخت، بلکه مریم عذرا (همیشه باکره) «زن» خوانده میشد زیرا در فرهنگ یهودی چنین مرسوم بود که نامزد شده را زن بنامند. نه فقط او بلکه هر بانویی زن نامیده میشد. همچنانکه حوا نیز بلافاصله پس از آفریده شدن، زن نامیده شد، پیش از آنکه از بهشت اخراج شده و فرزندان بزاید.
توجه کنید که فرشته پس از تولد مسیح، مریم عذرا (همیشه باکره) را زن ننامید، بلکه به یوسف گفت: «برخیز و طفل و مادرش را برداشته به مصر فرار كن» (متی 2: 13). و به هنگام بازگشت یوسف از مصر، فرشته به او گفت: «برخیز و طفل و مادرش را برداشته، به زمین اسرائیل روانه شو» (متی 2: 20). یوسف نیز همانگونه که به وی گفته شد عمل نمود: «برخاسته، طفل و مادر او را برداشته، بسوی مصر روانه شد» (متی 2: 14-21). در اینجا کتابمقدس فراز «زن خویش» را بکار نمیبرد.
فراز «زن خویش» فقط قبل و پس از حاملگی مریم عذرا (همیشه باکره) بکار برده شد تا از او در برابر سنگسار شدن توسط یهودیان حفاظت شود چراکه پیش از ازدواج حامله شده بود. وحی الهی پس از تولد مسیح این اصطلاح را استفاده نکرده است، نه در سخنان فرشته به یوسف، نه در شرح عمل یوسف، نه به هنگام صحبت در مورد مجوسیان که کتابمقدس در موردشان میگوید: «و به خانه درآمده، طفل را با مادرش مریم یافتند» (متی 2: 11)، و نه هنگام صحبت در مورد شبانان که میگوید: «مریم و یوسف و آن طفل را در آخور خوابیده یافتند». (لوقا 2: 16)
☦@LessonsOrthodox
عبارت «زن» به دوشیزهای که نامزد کرده بود، بلافاصله پس از نامزدی، اطلاق میشد. در تفسیر این جملۀ فرشته به یوسف، که گفت: «ای یوسف پسر داود، از گرفتن زن خویش مریم مترس، زیرا كه آنچه در وی قرار گرفته است، از روحالقدس است» (متی 1: 20)
یوحنای زرین دهان میگوید: «در اینجا، فرشته نامزد یوسف را «زن» خطاب میکند همچنانکه کتابمقدس همیشه زوج نامزد شده را، قبل از ازدواجشان، «مرد و زن» خطاب میکند». وی همچنین میگوید: «منظور از عبارت "گرفتن زن خویش" چیست؟ به این معناست که "از او در خانه خود مراقبت کن چراکه او توسط خدا به تو سپرده شده است، نه توسط والدینش. زیرا به تو سپرده شده تا از وی مراقبت نمایی، نه برای اینکه ازدواج را به کمال رسانی، بلکه به این جهت که محافظ او باشی." به همین صورت نیز، مسیح خداوند مریم عذرا (همیشه باکره) را به شاگردش یوحنا سپرد» (تفسیر انجیل متی گفتار 4 قسمت 11).
جروم قدیس اظهار میدارد که عنوان «زن» همچنین به دوشیزههای نامزد شده اطلاق میشد. متون کتابمقدسی که بر این ادعا دلالت دارند عبارتند از: «اگر دختر باكرهای به مردی نامزد شود و دیگری او را در شهر یافته، با او همبستر شود، پس هر دو ایشان را نزد دروازه شهر بیرون آورده، ایشان را با سنگها سنگسار كنند تا بمیرند؛ اما دختر را چونكه در شهر بود و فریاد نكرد، و مرد را چونكه زن همسایة خود را ذلیل ساخت» (تثنیه 22: 23، 24) و «و كیست كه دختری نامزد كرده، به نكاح در نیاورده است؟». (تثنیه 20: 7)
بنابراین کتابمقدس دوشیزه نامزد شده را «زن» خطاب میکند تا بر زنانگی او دلالت کند نه بر ازدواج.
در حقیقت، حوا اولین کسی بود که «زن» خوانده شد زیرا از انسان گرفته شد (پیدایش 2: 23) ، به همین خاطر «حوا» نامیده شد زیرا که مادر جمیع زندگان است. (پیدایش 3: 20)
پس واژه «زن» بر خلقت زنانه و واژه «حوا» بر مادر بودن او اشاره دارد.
نوشتههای حضرت لوقای انجیلنویس این حقیقت را ثابت میکند که عبارت «زن» در مورد مریم عذرا (همیشه باکره)، بر نامزدی او اشاره دارد نه بر ازدواج؛ آنگاه که مینویسد: «و یوسف نیز از جلیل .... رفت تا نام او با مریم که نامزد او بود و نزدیک به زاییدن بود، ثبت گردد» (لوقا 2: 4، 5). بنابراین فراز «زن خویش» یعنی «نامزد خویش».
پس مریم عذرا (همیشه باکره) «زن» خوانده شد اما نه به این خاطر که بکارت خود را از دست داد، حاشا. زیرا کتابمقدس شهادت میدهد که یوسف هرگز او را نشناخت، بلکه مریم عذرا (همیشه باکره) «زن» خوانده میشد زیرا در فرهنگ یهودی چنین مرسوم بود که نامزد شده را زن بنامند. نه فقط او بلکه هر بانویی زن نامیده میشد. همچنانکه حوا نیز بلافاصله پس از آفریده شدن، زن نامیده شد، پیش از آنکه از بهشت اخراج شده و فرزندان بزاید.
توجه کنید که فرشته پس از تولد مسیح، مریم عذرا (همیشه باکره) را زن ننامید، بلکه به یوسف گفت: «برخیز و طفل و مادرش را برداشته به مصر فرار كن» (متی 2: 13). و به هنگام بازگشت یوسف از مصر، فرشته به او گفت: «برخیز و طفل و مادرش را برداشته، به زمین اسرائیل روانه شو» (متی 2: 20). یوسف نیز همانگونه که به وی گفته شد عمل نمود: «برخاسته، طفل و مادر او را برداشته، بسوی مصر روانه شد» (متی 2: 14-21). در اینجا کتابمقدس فراز «زن خویش» را بکار نمیبرد.
فراز «زن خویش» فقط قبل و پس از حاملگی مریم عذرا (همیشه باکره) بکار برده شد تا از او در برابر سنگسار شدن توسط یهودیان حفاظت شود چراکه پیش از ازدواج حامله شده بود. وحی الهی پس از تولد مسیح این اصطلاح را استفاده نکرده است، نه در سخنان فرشته به یوسف، نه در شرح عمل یوسف، نه به هنگام صحبت در مورد مجوسیان که کتابمقدس در موردشان میگوید: «و به خانه درآمده، طفل را با مادرش مریم یافتند» (متی 2: 11)، و نه هنگام صحبت در مورد شبانان که میگوید: «مریم و یوسف و آن طفل را در آخور خوابیده یافتند». (لوقا 2: 16)
☦@LessonsOrthodox
🔹جمله « قبل از آنكه با هم آیند، او را حامله یافتند»
لوقای انجیلنویس هدف خود را بر این قرار داده بود که ثابت کند مسیح از باکرهای زاده شد که هرگز مردی را نشناخت. به دو دلیل:
الف) این حقیقت که مسیح نه از راه طبیعی و توسط دو والد بلکه از باکرهای متولد شد، دلالت بر الوهیت او دارد و ثابت میکند که از روحالقدس متولد شد، چنانکه فرشته اظهار داشت: «... زیرا كه آنچه در وی قرار گرفته است، از روحالقدس است». (متی 1: 20)
ب) تولد مسیح از باکره ما را متقاعد میسازد که گناه آدم را به ارث نبرده است. پس او میتواند ما را نجات دهد زیرا کسی که گناه نداشته باشد میتواند برای گناهکاران بمیرد.
پس توجه رسول بر این بود که مریم عذرا (همیشه باکره) هیچ مردی را پیش از تولد مسیح نشناخته است، تا ثابت کند که خداوند از باکره زاده شده است. و اما اینکه مریم عذرا (همیشه باکره) بعد از تولد مسیح نیز هیچ مردی را نشناخت، حقیقتی آشکار است.
🔹جمله «تا پسر نخستین خود را نزاییـد، او را نشنـاخت»
واژه «تا» فقط به بند هسته (بند نخست) مربوط است و بدین معنا نیست که بند وابسته پس از آن، متضاد بند هسته است. برای روشن شدن موضوع چند مثال میآوریم:
(الف) کتابمقدس میگوید که «میکال، دختر شائول را تا روز وفاتش اولاد نشد» (دوم سموئیل 6: 23) . طبیعتاً بعد از مرگش، فرزندی به دنیا نیاورد.
(ب) مسیح خداوند میگوید: «اینک مـن هـر روزه تا انقضای عالم همراه شما میباشـم» (متی 28: 20). یقیناً او بعد از انقضای عالم نیز با ما خواهد بود.
(ج) خداوند به مسیح گفت: «به دست راست من بنشین تا دشمنانت را پای انداز تو سازم» (مزامیر 110: 1). به یقین مسیح تا ابد به دست راست خدای پدر خواهد نشست.
آیات متعددی در این رابطه وجود دارد. پس واژه «تا» الزاماً به تضاد معنایی نسبت به بند هسته دلالت ندارد.
یوسف با مریم عذرا (همیشه باکره) همبستر نشد تا زمانی که نخستزاده متولد شود، و پس از آن نیز با او همبستر نشد. اگر او از لمس مریم عذرا (همیشه باکره) تا پیش از تولد مسیح امتناع کرد، چگونه میتوانست پس از تولد، او را لمس کند؟ آنهم بعد از اینکه آن آیات معجزهآسا، فرشتگان و مجوسیان و تحقق نبوتها را دید و فهمید که مسیح از روحالقدس زاده شده و او همان پسر حضرت اعلی، قدوس، عمانوئیل و منجی است.
یوسف متوجه شد که مسیح همان کسی است که نبوت اشعیاء نبی را به کمال رساند که گفته بود: «اینك باكره حامله شده، پسری خواهد زایید و نام او را عمّانوئیل خواهد خواند» (اشعیا 7: 14) و «زیرا كه برای ما ولدی زاییده و پسری به ما بخشیده شد و سلطنت بر دوش او خواهد بود و اسم او عجیب و مشیر و خدای قدیر و پدر سرمدی و سرور سلامتی خوانده خواهد شد.ترقّی سلطنت و سلامتی او را بر كرسی داود و بر مملكت وی انتها نخواهد بود تا آن را به انصاف و عدالت از الا´ن تا ابدالا´باد ثابت و استوار نماید» (اشعیا 9: 6، 7). به یقین هنگامیکه فرشته بر مریم عذرا (همیشه باکره) ظاهر شد، آیات اخیر را به او یادآوری کرد. (لوقا 1: 31-33)
☦@LessonsOrthodox
لوقای انجیلنویس هدف خود را بر این قرار داده بود که ثابت کند مسیح از باکرهای زاده شد که هرگز مردی را نشناخت. به دو دلیل:
الف) این حقیقت که مسیح نه از راه طبیعی و توسط دو والد بلکه از باکرهای متولد شد، دلالت بر الوهیت او دارد و ثابت میکند که از روحالقدس متولد شد، چنانکه فرشته اظهار داشت: «... زیرا كه آنچه در وی قرار گرفته است، از روحالقدس است». (متی 1: 20)
ب) تولد مسیح از باکره ما را متقاعد میسازد که گناه آدم را به ارث نبرده است. پس او میتواند ما را نجات دهد زیرا کسی که گناه نداشته باشد میتواند برای گناهکاران بمیرد.
پس توجه رسول بر این بود که مریم عذرا (همیشه باکره) هیچ مردی را پیش از تولد مسیح نشناخته است، تا ثابت کند که خداوند از باکره زاده شده است. و اما اینکه مریم عذرا (همیشه باکره) بعد از تولد مسیح نیز هیچ مردی را نشناخت، حقیقتی آشکار است.
🔹جمله «تا پسر نخستین خود را نزاییـد، او را نشنـاخت»
واژه «تا» فقط به بند هسته (بند نخست) مربوط است و بدین معنا نیست که بند وابسته پس از آن، متضاد بند هسته است. برای روشن شدن موضوع چند مثال میآوریم:
(الف) کتابمقدس میگوید که «میکال، دختر شائول را تا روز وفاتش اولاد نشد» (دوم سموئیل 6: 23) . طبیعتاً بعد از مرگش، فرزندی به دنیا نیاورد.
(ب) مسیح خداوند میگوید: «اینک مـن هـر روزه تا انقضای عالم همراه شما میباشـم» (متی 28: 20). یقیناً او بعد از انقضای عالم نیز با ما خواهد بود.
(ج) خداوند به مسیح گفت: «به دست راست من بنشین تا دشمنانت را پای انداز تو سازم» (مزامیر 110: 1). به یقین مسیح تا ابد به دست راست خدای پدر خواهد نشست.
آیات متعددی در این رابطه وجود دارد. پس واژه «تا» الزاماً به تضاد معنایی نسبت به بند هسته دلالت ندارد.
یوسف با مریم عذرا (همیشه باکره) همبستر نشد تا زمانی که نخستزاده متولد شود، و پس از آن نیز با او همبستر نشد. اگر او از لمس مریم عذرا (همیشه باکره) تا پیش از تولد مسیح امتناع کرد، چگونه میتوانست پس از تولد، او را لمس کند؟ آنهم بعد از اینکه آن آیات معجزهآسا، فرشتگان و مجوسیان و تحقق نبوتها را دید و فهمید که مسیح از روحالقدس زاده شده و او همان پسر حضرت اعلی، قدوس، عمانوئیل و منجی است.
یوسف متوجه شد که مسیح همان کسی است که نبوت اشعیاء نبی را به کمال رساند که گفته بود: «اینك باكره حامله شده، پسری خواهد زایید و نام او را عمّانوئیل خواهد خواند» (اشعیا 7: 14) و «زیرا كه برای ما ولدی زاییده و پسری به ما بخشیده شد و سلطنت بر دوش او خواهد بود و اسم او عجیب و مشیر و خدای قدیر و پدر سرمدی و سرور سلامتی خوانده خواهد شد.ترقّی سلطنت و سلامتی او را بر كرسی داود و بر مملكت وی انتها نخواهد بود تا آن را به انصاف و عدالت از الا´ن تا ابدالا´باد ثابت و استوار نماید» (اشعیا 9: 6، 7). به یقین هنگامیکه فرشته بر مریم عذرا (همیشه باکره) ظاهر شد، آیات اخیر را به او یادآوری کرد. (لوقا 1: 31-33)
☦@LessonsOrthodox
🔹فراز «برادران او»
در اصطلاحات عبری، واژه «برادر» به بستگان یا فامیل یا برادرخوانده نیز اطلاق میشود. نمونههای متعددی در کتابمقدس وجود دارد. به چند مورد زیر توجه کنید:
(الف) یعقوب و برادرِ مادرش، لابان
کتابمقدس در مورد دیدار یعقوب با راحیل چنین میگوید: «باری یعقوب به مجرد اینکه راحیل، دختر لابان، برادر مادرش، و احشام کوچک لابان، برادر مادرش را دید، جلو رفت و سنگ را از روی دهانه چاه غلتانید و احشام کوچک لابان، برادر مادر خود را نوشانید. سپس یعقوب راحیل را بوسید و صدای خود را بلند کرد و گریست. یعقوب به راحیل اطلاع داد که برادر پدرش است و اینکه پسر رفقه میباشد؛ و وی دوید تا پدر خود را آگاه سازد» (پیدایش 29: 10-12). پس یعقوب پدر راحیل را برادر خود خواند با اینکه پدر راحیل، برادر مادرش بود. فراز «برادرِ مادر» (در برخی ترجمهها: خالو) بارها تکرار شده است. واژه «برادر» در اینجا به روابط خانوادگی نزدیک دلالت دارد.
لابان نیز یعقوب را چنین خطاب کرد: «آیا چون برادر من هستی، مرا باید مفت خدمت كنی؟به من بگو كه اجرت تو چه خواهد بود؟»( پیدایش 29: 15). پس لابان یعقوب را برادر خود خواند با اینکه او خواهر زادهاش بود.
(ب) ابراهیم و لوط
لوط، پسر هاران (پیدایش 11: 31) ، برادرزاده ابراهیم بود، با اینحال کتابمقدس میگوید: «چون ابرام از اسیری برادر خود آگاهی یافت، سیصد و هجده تن از خانهزادان كارآزمودة خود را بیرون آورده، در عقب ایشان تا دان بتاخت» (پیدایش 14:14). در اینجا ابراهیم لوط را برادر خود خطاب کرد با اینکه لوط برادرزادهاش بود.
به همین شکل، فراز «برادران یسوع» به بستگان نزدیک یسوع مسیح خداوند اشاره دارد.
🔹برادران خداوند چه کسانی بودند؟
وقتی خداوند به شهر خود رفت، مردم متحیر شده گفتند: «آیا این پسر نجار نمیباشد؟ و آیا مادرش مریم نامی نیست؟ و برادرانش یعقوب و یوسف و شمعون و یهودا؟ و همه خواهرانش نزد ما نمیباشند؟» (متی 13: 55، 56؛ مرقس 6: 1-3). پطرس رسول میگوید که با یعقوب، برادر خداوند، دیدار کرده است (غلاطیان 1: 19). این یعقوب، «کوچک» خوانده میشد (مرقس 15: 40) و اینگونه از یعقوب پسرِ زبدی متمایز میشد. وی همچنین پسر حلفی نیز خوانده میشد (متی 10: 3) و یکی از رسولان بود. (غلاطیان 1: 19)
متای رسول در انجیل خود میگوید که پای صلیب «زنان بسیاری که از جلیل در عقب یسوع آمده بودند تا او را خدمت کنند، از دور نظاره میکردند، که از آن جمله، مریم مجْدَلیه بود و مریم مادر یعقوب و یوشاء و مادر پسران زِبِدی». (متی 27: 55، 56)
مریم مادر یعقوب و یوشاء که بود؟ آیا مریم عذرا (همیشه باکره) بود؟ آیا معقول است فرض کنیم که مریم عذرا (همیشه باکره) همه آن فرزاندان را زاییده است؟
مادر یعقوب و یوشاء مریم بود، زن حلفی یا کلوپا، که یوحنای رسول در مورد او میگوید: «و پای صلیب یسوع، مادر او و خواهر مادرش، مریم زن کلوپا و مریم مجدلیه ایستاده بودند» (یوحنا 19: 25). این آیه را با آیات 55 و 56 از باب 27 انجیل متی مقایسه کنید.
مریم مادر یعقوب و یوشاء به همراه مریم مجدلیه پای صلیب مسیح بود (متی 27: 55، 56). اینآنهمان زنانیاند که در زمان تدفین مسیح خداوند حاضر بودند و دیدند که مسیح کجا گذاشته شد، و همانهایند که چون سَبَّت گذشته بود، حنوط آوردند تا او را تدهین نمایند (مرقس 16: 1). ایشآنهمان زنانیاند که یوحنای رسول در انجیل خود میگوید: «و پای صلیب یسوع، مادر او و مریم زن کلوپا و مریم مجدلیه ایستاده بودند».
بنابراین برادران یسوع خداوند، پسرخالههای او، یعنی پسران مریم، خواهر مریم عذرای همیشه باکره و زن کلوپا یا حلفی و مادر یعقوب، یوشا و سایر برادران، بودند.
(✅ کلیسای ارتدوکس یونانی به هیچ وجه این را قبول ندارد زیرا مریم مقدس تنها فرزند آنا و یواخیم سالخورده بوده اند، آنچه اینجا برادر آرتین آورده اند باور کلیسای ارامنه می باشد که مریم مقدس خواهری داشته است، در اعتقاد کلیسای ارتدوکس و طبق سنت آن برخی برادران مسیح پسران یوسف قدیس از زن اول او قبل از نامزدی با مریم و یعقوب هم پسر عموی مسیح بوده است که برادر خوانده می شد.)
در توضیح نامهای متفاوت کلوپا و حلفی، باید گفت که ممکن است اختلاف در تلفظ باشد، و یا به قول جروم قدیس، در کتابمقدس، دادن اسامی مختلف به یک شخص نامعمول نبود. پدر خوانده موسی، رعوئیل نام داشت (خروج 2: 18) و همچنین یترون نیز نامیده میشد (خروج 4: 18). جدعون همچنین یرُبَّعْل نامیده شد (داوران 6: 32) ، پطرس، شمعون و کیفا نیز خوانده میشد، و یهودای غیور، تدی نیز نام داشت. (متی 10: 3)
واضح است که مریم مادر یعقوب و یوشاء، مریم عذرا (همیشه باکره) نیست، و کتابمقدس هرگز او را با چنین نامی نخوانده است.
☦@LessonsOrthodox
در اصطلاحات عبری، واژه «برادر» به بستگان یا فامیل یا برادرخوانده نیز اطلاق میشود. نمونههای متعددی در کتابمقدس وجود دارد. به چند مورد زیر توجه کنید:
(الف) یعقوب و برادرِ مادرش، لابان
کتابمقدس در مورد دیدار یعقوب با راحیل چنین میگوید: «باری یعقوب به مجرد اینکه راحیل، دختر لابان، برادر مادرش، و احشام کوچک لابان، برادر مادرش را دید، جلو رفت و سنگ را از روی دهانه چاه غلتانید و احشام کوچک لابان، برادر مادر خود را نوشانید. سپس یعقوب راحیل را بوسید و صدای خود را بلند کرد و گریست. یعقوب به راحیل اطلاع داد که برادر پدرش است و اینکه پسر رفقه میباشد؛ و وی دوید تا پدر خود را آگاه سازد» (پیدایش 29: 10-12). پس یعقوب پدر راحیل را برادر خود خواند با اینکه پدر راحیل، برادر مادرش بود. فراز «برادرِ مادر» (در برخی ترجمهها: خالو) بارها تکرار شده است. واژه «برادر» در اینجا به روابط خانوادگی نزدیک دلالت دارد.
لابان نیز یعقوب را چنین خطاب کرد: «آیا چون برادر من هستی، مرا باید مفت خدمت كنی؟به من بگو كه اجرت تو چه خواهد بود؟»( پیدایش 29: 15). پس لابان یعقوب را برادر خود خواند با اینکه او خواهر زادهاش بود.
(ب) ابراهیم و لوط
لوط، پسر هاران (پیدایش 11: 31) ، برادرزاده ابراهیم بود، با اینحال کتابمقدس میگوید: «چون ابرام از اسیری برادر خود آگاهی یافت، سیصد و هجده تن از خانهزادان كارآزمودة خود را بیرون آورده، در عقب ایشان تا دان بتاخت» (پیدایش 14:14). در اینجا ابراهیم لوط را برادر خود خطاب کرد با اینکه لوط برادرزادهاش بود.
به همین شکل، فراز «برادران یسوع» به بستگان نزدیک یسوع مسیح خداوند اشاره دارد.
🔹برادران خداوند چه کسانی بودند؟
وقتی خداوند به شهر خود رفت، مردم متحیر شده گفتند: «آیا این پسر نجار نمیباشد؟ و آیا مادرش مریم نامی نیست؟ و برادرانش یعقوب و یوسف و شمعون و یهودا؟ و همه خواهرانش نزد ما نمیباشند؟» (متی 13: 55، 56؛ مرقس 6: 1-3). پطرس رسول میگوید که با یعقوب، برادر خداوند، دیدار کرده است (غلاطیان 1: 19). این یعقوب، «کوچک» خوانده میشد (مرقس 15: 40) و اینگونه از یعقوب پسرِ زبدی متمایز میشد. وی همچنین پسر حلفی نیز خوانده میشد (متی 10: 3) و یکی از رسولان بود. (غلاطیان 1: 19)
متای رسول در انجیل خود میگوید که پای صلیب «زنان بسیاری که از جلیل در عقب یسوع آمده بودند تا او را خدمت کنند، از دور نظاره میکردند، که از آن جمله، مریم مجْدَلیه بود و مریم مادر یعقوب و یوشاء و مادر پسران زِبِدی». (متی 27: 55، 56)
مریم مادر یعقوب و یوشاء که بود؟ آیا مریم عذرا (همیشه باکره) بود؟ آیا معقول است فرض کنیم که مریم عذرا (همیشه باکره) همه آن فرزاندان را زاییده است؟
مادر یعقوب و یوشاء مریم بود، زن حلفی یا کلوپا، که یوحنای رسول در مورد او میگوید: «و پای صلیب یسوع، مادر او و خواهر مادرش، مریم زن کلوپا و مریم مجدلیه ایستاده بودند» (یوحنا 19: 25). این آیه را با آیات 55 و 56 از باب 27 انجیل متی مقایسه کنید.
مریم مادر یعقوب و یوشاء به همراه مریم مجدلیه پای صلیب مسیح بود (متی 27: 55، 56). اینآنهمان زنانیاند که در زمان تدفین مسیح خداوند حاضر بودند و دیدند که مسیح کجا گذاشته شد، و همانهایند که چون سَبَّت گذشته بود، حنوط آوردند تا او را تدهین نمایند (مرقس 16: 1). ایشآنهمان زنانیاند که یوحنای رسول در انجیل خود میگوید: «و پای صلیب یسوع، مادر او و مریم زن کلوپا و مریم مجدلیه ایستاده بودند».
بنابراین برادران یسوع خداوند، پسرخالههای او، یعنی پسران مریم، خواهر مریم عذرای همیشه باکره و زن کلوپا یا حلفی و مادر یعقوب، یوشا و سایر برادران، بودند.
(✅ کلیسای ارتدوکس یونانی به هیچ وجه این را قبول ندارد زیرا مریم مقدس تنها فرزند آنا و یواخیم سالخورده بوده اند، آنچه اینجا برادر آرتین آورده اند باور کلیسای ارامنه می باشد که مریم مقدس خواهری داشته است، در اعتقاد کلیسای ارتدوکس و طبق سنت آن برخی برادران مسیح پسران یوسف قدیس از زن اول او قبل از نامزدی با مریم و یعقوب هم پسر عموی مسیح بوده است که برادر خوانده می شد.)
در توضیح نامهای متفاوت کلوپا و حلفی، باید گفت که ممکن است اختلاف در تلفظ باشد، و یا به قول جروم قدیس، در کتابمقدس، دادن اسامی مختلف به یک شخص نامعمول نبود. پدر خوانده موسی، رعوئیل نام داشت (خروج 2: 18) و همچنین یترون نیز نامیده میشد (خروج 4: 18). جدعون همچنین یرُبَّعْل نامیده شد (داوران 6: 32) ، پطرس، شمعون و کیفا نیز خوانده میشد، و یهودای غیور، تدی نیز نام داشت. (متی 10: 3)
واضح است که مریم مادر یعقوب و یوشاء، مریم عذرا (همیشه باکره) نیست، و کتابمقدس هرگز او را با چنین نامی نخوانده است.
☦@LessonsOrthodox
ملاحظات:
(1) اگر مریم ، مادر مسیح، فرزندانی داشت، معقول نبود که خداوند بر صلیب او را به شاگردش یوحنا بسپارد. بیشک، اگر فرزندانی داشت، آنها از او مراقبت میکردند.
(2) توجه کنید که در سفر یوسف و مریم به مصر، اشارهای به فرزندان دیگر، بجز «یسوع» ، نشده است (متی 2: 14، 20، 21) .همچنین در سفر آنها به اورشلیم و در بازگشتشان، آنگاه که مسیح دوازده ساله بود، اشارهای به فرزندان دیگر نشده است. (لوقا 2: 43)
(3) متن کتابمقدس به وضوح بکارت ابدی مریم عذرا (همیشه باکره) را اعلام میکند. حزقیال نبی، در نبوت خود دروازه بستهای در شرق دید و گفت: «این دروازه بسته بماند و گشوده نشود وهیچ كس از آن داخل نشود زیرا كه یهوه خدای اسرائیل از آن داخل شده، لهذا بسته بماند» (حزقیال 44: 2). این دروازه، رَحم مریم عذرا (همیشه باکره) است، که از درون آن خداوند به جهان آمد، آن رحم بسته ماند و هرگز توسط کودک دیگری باز نشد.
خلاصه ای در خصوص مریم مقدس مادر خداوند و سوالات رایج :( این قسمت از کتاب پاپ شنودا نیست)
مطابق سنت کلیسایی و تاریخ کلیسا ، مریم در حدود 7 ساله وقتی به معبد وقف می شود در گروه باکره های معبد زیر نظر آنا نبیه تا حدود 14 سالگی می ماند و در آن موقع زمانیکه با یوسف نامزد بود توسط روح القدس، پسر خدا در رحم او قرار می گیرد. طبق باور کلیساهای رسولی مریم مقدس همیشه باکره می ماند . (حزقیال 44:2) و 12 سال بعد از قیام عیسی مسیح در سن حدود 60 سالگی فوت می کند ولی جسم او بعد از مرگ توسط مسیح به آسمان برده می شود.
🔺آیا مریم مادر خداوند است؟
بله .
مطابق لوقا باب 2 آیه 43 او مادر خداوند است.از آنجا که مسیح خداوند است ، مریم مادر خداست. ولی این به آن معنا نیست که او ازلی می باشد و یا دارای ذات الهی است.
🔺آیا مریم شفاعت کننده است؟
کلیساهای رسولی معتقدند که مریم مقدس ، رسولان ، شهیدان ، استیفان شهید ، یحیی تعمید دهنده جایگاه ویژه ای دارند و می توانند برای ما شفاعت کنند.
ما معتقدیم تنها شفیع برای گناهان عیسی مسیح است ولی در سایر موارد می توانیم شفاعت مقدسین را بطلبیم.
ما معتقدیم همینطور که الان می توانیم برای همدیگر شفاعت کنیم ، قدیسینی که به اسمان رفته اند هم می توانند برای ما شفاعت کنند و با توجه به جایگاه و قداستشان شفاعت آنها تاثیرگذارتر است.
ما به هیچ وجه به پرستش مریم معتقد نیستیم او احترام می شود و نه پرستش. او به هیچ وجه جایگاهی مثل مسیح ندارد ولی مطمئنا جایگاهی بالاتر از همه ایمانداران و مقدسین دارد.
🔺آیا مریم مقدس بجز عیسی فرزند دیگری هم دارد؟
مطابق ایمان کلیساهای کاتولیک و ارتودکس ، مریم بجز عیسی هیچ فرزندی ندارد و باکره همیشگی می باشد. برادران و خواهران اشاره شده عیسی در انجیل را نباید در معنای لغوی آن فهمید چون در فرهنگ قرن اول ، اقوام نزدیک را خواهر و برادر خطاب می کردند. مطابق حزقیال ۴۴:۲ آن دروازه ای که خدا از آن عبور کرده بسته می ماند ( اشاره به رحم مریم). اگر عیسی برادر و خواهر تنی داشت اصلا منطقی نبود که عیسی مراقبت از مادرش را به رسول محبوبش بسپارد.
وقتی بر روی صلیب عیسی مادرش را به یوحنای رسول سپرد 2 معنا دارد: 1- اگرمسیح برادر و خواهری داشت ، او مادرش را به رسول محبوبش نمی سپرد. بنابرین مریم همیشه باکره بوده است و بجز عیسی فرزند دیگری نداشته است. 2- عیسی به یوحنای رسول گفت : "اینک مادر تو"و به مریم گفت: "اینک فرزند تو". یعنی مریم مادر رسولان و کلیسا و مادر همه ما ایمانداران می باشد.
🔺القاب حضرت مریم در سنت مسیحی:
القاب و عناوین فراوانی را در مورد حضرت مریم به کار برده-اند؛ القابی که در بسیاری از موارد، دارای مفاهیم خاص الهیاتی نیز می باشد. از جمله این القاب می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
حوای جدید، باکره ی مقدس، مادر خدا، ستاره دریا، شفیعه، مادر فیض الهی، مادر بسیار پاکیزه، آئینهی عدالت، قرارگاه حکمت، آوند روحانی ، رُز رازگونه ، صندوق عهد ، دروازه ی آسمان، ملجأ گناهکاران و ملکه ی فرشتگان.
یکی از دیگر القاب پرکاربرد در مورد حضرت مریم “بانوی مصیبت ها” است که اشاره به تحمل رنج مصلوب شدن مسیح دارد.
☦@LessonsOrthodox
(1) اگر مریم ، مادر مسیح، فرزندانی داشت، معقول نبود که خداوند بر صلیب او را به شاگردش یوحنا بسپارد. بیشک، اگر فرزندانی داشت، آنها از او مراقبت میکردند.
(2) توجه کنید که در سفر یوسف و مریم به مصر، اشارهای به فرزندان دیگر، بجز «یسوع» ، نشده است (متی 2: 14، 20، 21) .همچنین در سفر آنها به اورشلیم و در بازگشتشان، آنگاه که مسیح دوازده ساله بود، اشارهای به فرزندان دیگر نشده است. (لوقا 2: 43)
(3) متن کتابمقدس به وضوح بکارت ابدی مریم عذرا (همیشه باکره) را اعلام میکند. حزقیال نبی، در نبوت خود دروازه بستهای در شرق دید و گفت: «این دروازه بسته بماند و گشوده نشود وهیچ كس از آن داخل نشود زیرا كه یهوه خدای اسرائیل از آن داخل شده، لهذا بسته بماند» (حزقیال 44: 2). این دروازه، رَحم مریم عذرا (همیشه باکره) است، که از درون آن خداوند به جهان آمد، آن رحم بسته ماند و هرگز توسط کودک دیگری باز نشد.
خلاصه ای در خصوص مریم مقدس مادر خداوند و سوالات رایج :( این قسمت از کتاب پاپ شنودا نیست)
مطابق سنت کلیسایی و تاریخ کلیسا ، مریم در حدود 7 ساله وقتی به معبد وقف می شود در گروه باکره های معبد زیر نظر آنا نبیه تا حدود 14 سالگی می ماند و در آن موقع زمانیکه با یوسف نامزد بود توسط روح القدس، پسر خدا در رحم او قرار می گیرد. طبق باور کلیساهای رسولی مریم مقدس همیشه باکره می ماند . (حزقیال 44:2) و 12 سال بعد از قیام عیسی مسیح در سن حدود 60 سالگی فوت می کند ولی جسم او بعد از مرگ توسط مسیح به آسمان برده می شود.
🔺آیا مریم مادر خداوند است؟
بله .
مطابق لوقا باب 2 آیه 43 او مادر خداوند است.از آنجا که مسیح خداوند است ، مریم مادر خداست. ولی این به آن معنا نیست که او ازلی می باشد و یا دارای ذات الهی است.
🔺آیا مریم شفاعت کننده است؟
کلیساهای رسولی معتقدند که مریم مقدس ، رسولان ، شهیدان ، استیفان شهید ، یحیی تعمید دهنده جایگاه ویژه ای دارند و می توانند برای ما شفاعت کنند.
ما معتقدیم تنها شفیع برای گناهان عیسی مسیح است ولی در سایر موارد می توانیم شفاعت مقدسین را بطلبیم.
ما معتقدیم همینطور که الان می توانیم برای همدیگر شفاعت کنیم ، قدیسینی که به اسمان رفته اند هم می توانند برای ما شفاعت کنند و با توجه به جایگاه و قداستشان شفاعت آنها تاثیرگذارتر است.
ما به هیچ وجه به پرستش مریم معتقد نیستیم او احترام می شود و نه پرستش. او به هیچ وجه جایگاهی مثل مسیح ندارد ولی مطمئنا جایگاهی بالاتر از همه ایمانداران و مقدسین دارد.
🔺آیا مریم مقدس بجز عیسی فرزند دیگری هم دارد؟
مطابق ایمان کلیساهای کاتولیک و ارتودکس ، مریم بجز عیسی هیچ فرزندی ندارد و باکره همیشگی می باشد. برادران و خواهران اشاره شده عیسی در انجیل را نباید در معنای لغوی آن فهمید چون در فرهنگ قرن اول ، اقوام نزدیک را خواهر و برادر خطاب می کردند. مطابق حزقیال ۴۴:۲ آن دروازه ای که خدا از آن عبور کرده بسته می ماند ( اشاره به رحم مریم). اگر عیسی برادر و خواهر تنی داشت اصلا منطقی نبود که عیسی مراقبت از مادرش را به رسول محبوبش بسپارد.
وقتی بر روی صلیب عیسی مادرش را به یوحنای رسول سپرد 2 معنا دارد: 1- اگرمسیح برادر و خواهری داشت ، او مادرش را به رسول محبوبش نمی سپرد. بنابرین مریم همیشه باکره بوده است و بجز عیسی فرزند دیگری نداشته است. 2- عیسی به یوحنای رسول گفت : "اینک مادر تو"و به مریم گفت: "اینک فرزند تو". یعنی مریم مادر رسولان و کلیسا و مادر همه ما ایمانداران می باشد.
🔺القاب حضرت مریم در سنت مسیحی:
القاب و عناوین فراوانی را در مورد حضرت مریم به کار برده-اند؛ القابی که در بسیاری از موارد، دارای مفاهیم خاص الهیاتی نیز می باشد. از جمله این القاب می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
حوای جدید، باکره ی مقدس، مادر خدا، ستاره دریا، شفیعه، مادر فیض الهی، مادر بسیار پاکیزه، آئینهی عدالت، قرارگاه حکمت، آوند روحانی ، رُز رازگونه ، صندوق عهد ، دروازه ی آسمان، ملجأ گناهکاران و ملکه ی فرشتگان.
یکی از دیگر القاب پرکاربرد در مورد حضرت مریم “بانوی مصیبت ها” است که اشاره به تحمل رنج مصلوب شدن مسیح دارد.
☦@LessonsOrthodox
🎗پرسش و پاسخ🎗
از متروپولیتن سوتیریوس پرسیده شد، با توجه به موعظه شما که فرمودید آنا و یواخیم والدین مریم مقدس در سن پیری پس از سالیان طولانی دعا به جهت بچه دار شدن نزد خداوند، به ایشان مریم مقدس عطا شد و در همان کودکی مریم مقدس والدین او فوت کردند، پس در انجیل یوحنا منظور از "خواهر مادرش" پای صلیب چه کسی است، در حالی که مریم مقدس تک فرزند بوده است؟!(که در واقع یعقوب برادر عیسی مسیح پسر این مریم دوم که "خواهر مادرش" خوانده شده و در اصل پسرخاله مسیح می باشد.)
✅پاسخ متروپولیتن: از مریم دوم ، همسر کلوپا ، به عنوان خواهر مادر عیسی یاد شده است زیرا یوسف و کلوپا برادر بودند و مریم ، همسر کلوپا ، خواهر مریم مقدس به شمار می آمد (که در نظر کاهن ها طبق قانون همسر یوسف بود). یهودیان همسران دو برادر را "خواهر" می نامیدند.
☦@LessonsOrthodox
از متروپولیتن سوتیریوس پرسیده شد، با توجه به موعظه شما که فرمودید آنا و یواخیم والدین مریم مقدس در سن پیری پس از سالیان طولانی دعا به جهت بچه دار شدن نزد خداوند، به ایشان مریم مقدس عطا شد و در همان کودکی مریم مقدس والدین او فوت کردند، پس در انجیل یوحنا منظور از "خواهر مادرش" پای صلیب چه کسی است، در حالی که مریم مقدس تک فرزند بوده است؟!(که در واقع یعقوب برادر عیسی مسیح پسر این مریم دوم که "خواهر مادرش" خوانده شده و در اصل پسرخاله مسیح می باشد.)
✅پاسخ متروپولیتن: از مریم دوم ، همسر کلوپا ، به عنوان خواهر مادر عیسی یاد شده است زیرا یوسف و کلوپا برادر بودند و مریم ، همسر کلوپا ، خواهر مریم مقدس به شمار می آمد (که در نظر کاهن ها طبق قانون همسر یوسف بود). یهودیان همسران دو برادر را "خواهر" می نامیدند.
☦@LessonsOrthodox
Forwarded from آموزش زبان یونانی ارتدوکس
☦ به نام پدر و پسر و روح القدس
آموزش زبان یونانی را توسط برادر "یانی" عزیز، آغاز می کنیم.
⚠️ عزیزان توجه فرمایید تنها با قید آدرس کانال و نام مدرس مجاز به کپی یا فوروارد دروس کانال می باشید.
🆔@Orthodox_GreekLesson
آموزش زبان یونانی را توسط برادر "یانی" عزیز، آغاز می کنیم.
⚠️ عزیزان توجه فرمایید تنها با قید آدرس کانال و نام مدرس مجاز به کپی یا فوروارد دروس کانال می باشید.
🆔@Orthodox_GreekLesson
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔆بخش 1- ایمان یک مسیحی ارتدوکس
🔸فصل 16 - رستاخیز مسیح
✅ آیا زنانی که با خود مُر داشتند، موفق شدند به اشتیاق و آرزوی خود جهت تقدیم عطریات به پیکر عیسی دست یابند؟
این زنان تدارک حنوط دیدند و صبح زود به سوی آن بلندی شتافتند و به اشتیاق مقدس خود عمل نمودند، اما با وقایعی شگفتانگیز روبرو شدند! تمام انجیلنگارانِ مقدس با جزئیات این وقایع را توصیف میکنند. نخستین غافلگیری ایشان: مسألهای که بیش از هر چیزی ذهنشان را مشغول کرده بود، این بود که چطور سنگِ سنگین را از جلوی مقبره بردارند، اما وقتی نزدیکتر آمدند، دیدند که درِ مقبره باز است! ایشان که ترسان و حیرتزده شده بودند، به داخل رفتند و به جای پیکر عیسی که آنجا نبود، یک فرشته را دیدند که ردایی سفید برتن داشت و به ایشان گفت که خداوندگار برخاسته و ایشان باید بروند و این واقعه را به شاگردانش بازگویند (م.ک. مرقس ١٦ :۲-۶).
✅ آیا کسی عیسای قیامکرده را دید؟
تعداد افرادی که خداوندگارِ قیامکرده را دیدند، بسیار بودند و این اتفاق چندین بار رخ داد. بر طبق اناجیل مقدس و شهادت پولس رسول، خداوندگار پس از رستاخیزش، بهطور کلی یازده بار بر صدها نفر ظاهر شد. بهطور مشخص میتوانیم از افراد زیر نام ببریم:
* نخست، بر مریم مجدلیه (مجدلیه یک روستا، در ساحل دریاچۀ جلیل بود) ظاهر شد؛ او نخستین کسی بود که صبح خیلی زود و یکشنبۀ رستاخیز به سمت مقبرۀ خداوندگار دویده بود.
* سپس بر سایر زنانی که با عطریات آمده بودند ظاهر شد، از جمله مادر یوحنا و یعقوب و سالومه (م.ک. مرقس ١٦ :۱ و متی ٢٨ :۱).
* بعداً در همان روز، بر پطرس رسول ظاهر شد (م.ک. لوقا ٢٤ :۳۴).
*کمی بعد، بر کْلئوپاس و همسفرانش ظاهر شد، در حالی که داشتند به سمت دهکدهای در عمائوس میرفتند (م.ک. لوقا ٢٤ :۱۳-۱۶، ۳۴).
* همان روز، هنگامی که هوا تاریک شده بود، خداوندگار در همان محلی که معمولاً با شاگردان جمع میشدند، با ایشان دیدار کرد. اما توما غایب بود؛ در آن زمان فقط ده نفر در آنجا حضور داشتند (م.ک. یوحنا ٢٠ :۱۹).
* هشت روز بعد (یکشنبۀ بعد) خداوندگار دوباره بر شاگردان ظاهر شد. این بار توما هم حضور داشت (م.ک. یوحنا ٢٠ :۲۶).
* یکبار، همان طور که پولس رسول بدان اشاره میکند «بر بیش از پانصد تن از برادران» (اول قرنتیان ١٥ :۶) ظاهر شد. بسیای از مفسران معتقدند که این اتفاق در «جلیل، بر کوهی که عیسی به ایشان فرموده بود» رخ داد (متی ٢٨ :۱۶-۱۸).
* او بر یعقوب، برادر خود (عنوان وی در یونانی اینست: «آدلفوتئوس») نیز ظاهر شد که او را بهعنوان نخستین اسقف اورشلیم انتخاب کرد (م.ک. اول قرنتیان ١٥ :۷).
* سپس بر هفت تن از شاگردان ظاهر شد که عبارتند از پطرس، توما، نتنائیل، یعقوب، یوحنا و دو تن دیگر که اسامی ایشان در اناجیل ذکر نشده است (م.ک. یوحنا ٢١ :۱).
* آخرین باری که خداوندگار خود را ظاهر کرد، روی کوه زیتون نزدیک بیتعنیا بود، جایی که صعود باشکوه او به آسمان اتفاق افتاد (م.ک. لوقا ٢٤ :۵۰ و اعمال ١ :۹).
خداوندگار با این ظهور و ملاقاتها، به شاگردانش و به تمام ایمانداران در سراسر تاریخ، کمک کرد تا از رستاخیز او اطمینان حاصل کنند و او را بهعنوان تنها خدای حقیقی و نجاتدهندۀ دنیا اعلان نمایند.
ما با مادۀ پنجم اعتقادنامۀ نیقیه، ایمان خود را به این واقعۀ محوری و مهم از زندگی خداوندگار اعلان میداریم: «من ایمان دارم... به خداوند یکتا، عیسای مسیح... و بر حسب کتابمقدس، روز سوم رستاخیز نمود.»
کلیسای ما رستاخیز مسیح را به مدت چهل روز- از روز عید قیام تا صعود عیسی- و نیز در طول سال در هر یکشنبه جشن میگیرد- البته به جز یکشنبۀ نخل و پنطیکاست که ما دو واقعۀ مهم دیگر را جشن میگیریم.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔆بخش 1- ایمان یک مسیحی ارتدوکس
🔸فصل 16 - رستاخیز مسیح
✅ آیا زنانی که با خود مُر داشتند، موفق شدند به اشتیاق و آرزوی خود جهت تقدیم عطریات به پیکر عیسی دست یابند؟
این زنان تدارک حنوط دیدند و صبح زود به سوی آن بلندی شتافتند و به اشتیاق مقدس خود عمل نمودند، اما با وقایعی شگفتانگیز روبرو شدند! تمام انجیلنگارانِ مقدس با جزئیات این وقایع را توصیف میکنند. نخستین غافلگیری ایشان: مسألهای که بیش از هر چیزی ذهنشان را مشغول کرده بود، این بود که چطور سنگِ سنگین را از جلوی مقبره بردارند، اما وقتی نزدیکتر آمدند، دیدند که درِ مقبره باز است! ایشان که ترسان و حیرتزده شده بودند، به داخل رفتند و به جای پیکر عیسی که آنجا نبود، یک فرشته را دیدند که ردایی سفید برتن داشت و به ایشان گفت که خداوندگار برخاسته و ایشان باید بروند و این واقعه را به شاگردانش بازگویند (م.ک. مرقس ١٦ :۲-۶).
✅ آیا کسی عیسای قیامکرده را دید؟
تعداد افرادی که خداوندگارِ قیامکرده را دیدند، بسیار بودند و این اتفاق چندین بار رخ داد. بر طبق اناجیل مقدس و شهادت پولس رسول، خداوندگار پس از رستاخیزش، بهطور کلی یازده بار بر صدها نفر ظاهر شد. بهطور مشخص میتوانیم از افراد زیر نام ببریم:
* نخست، بر مریم مجدلیه (مجدلیه یک روستا، در ساحل دریاچۀ جلیل بود) ظاهر شد؛ او نخستین کسی بود که صبح خیلی زود و یکشنبۀ رستاخیز به سمت مقبرۀ خداوندگار دویده بود.
* سپس بر سایر زنانی که با عطریات آمده بودند ظاهر شد، از جمله مادر یوحنا و یعقوب و سالومه (م.ک. مرقس ١٦ :۱ و متی ٢٨ :۱).
* بعداً در همان روز، بر پطرس رسول ظاهر شد (م.ک. لوقا ٢٤ :۳۴).
*کمی بعد، بر کْلئوپاس و همسفرانش ظاهر شد، در حالی که داشتند به سمت دهکدهای در عمائوس میرفتند (م.ک. لوقا ٢٤ :۱۳-۱۶، ۳۴).
* همان روز، هنگامی که هوا تاریک شده بود، خداوندگار در همان محلی که معمولاً با شاگردان جمع میشدند، با ایشان دیدار کرد. اما توما غایب بود؛ در آن زمان فقط ده نفر در آنجا حضور داشتند (م.ک. یوحنا ٢٠ :۱۹).
* هشت روز بعد (یکشنبۀ بعد) خداوندگار دوباره بر شاگردان ظاهر شد. این بار توما هم حضور داشت (م.ک. یوحنا ٢٠ :۲۶).
* یکبار، همان طور که پولس رسول بدان اشاره میکند «بر بیش از پانصد تن از برادران» (اول قرنتیان ١٥ :۶) ظاهر شد. بسیای از مفسران معتقدند که این اتفاق در «جلیل، بر کوهی که عیسی به ایشان فرموده بود» رخ داد (متی ٢٨ :۱۶-۱۸).
* او بر یعقوب، برادر خود (عنوان وی در یونانی اینست: «آدلفوتئوس») نیز ظاهر شد که او را بهعنوان نخستین اسقف اورشلیم انتخاب کرد (م.ک. اول قرنتیان ١٥ :۷).
* سپس بر هفت تن از شاگردان ظاهر شد که عبارتند از پطرس، توما، نتنائیل، یعقوب، یوحنا و دو تن دیگر که اسامی ایشان در اناجیل ذکر نشده است (م.ک. یوحنا ٢١ :۱).
* آخرین باری که خداوندگار خود را ظاهر کرد، روی کوه زیتون نزدیک بیتعنیا بود، جایی که صعود باشکوه او به آسمان اتفاق افتاد (م.ک. لوقا ٢٤ :۵۰ و اعمال ١ :۹).
خداوندگار با این ظهور و ملاقاتها، به شاگردانش و به تمام ایمانداران در سراسر تاریخ، کمک کرد تا از رستاخیز او اطمینان حاصل کنند و او را بهعنوان تنها خدای حقیقی و نجاتدهندۀ دنیا اعلان نمایند.
ما با مادۀ پنجم اعتقادنامۀ نیقیه، ایمان خود را به این واقعۀ محوری و مهم از زندگی خداوندگار اعلان میداریم: «من ایمان دارم... به خداوند یکتا، عیسای مسیح... و بر حسب کتابمقدس، روز سوم رستاخیز نمود.»
کلیسای ما رستاخیز مسیح را به مدت چهل روز- از روز عید قیام تا صعود عیسی- و نیز در طول سال در هر یکشنبه جشن میگیرد- البته به جز یکشنبۀ نخل و پنطیکاست که ما دو واقعۀ مهم دیگر را جشن میگیریم.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ چرا کلیسای ارتدوکس تا این حد بر روی رستاخیز مسیح تأکید میکند؟
زیرا همانطور که در این سخنِ بجا بیان شده، پایۀ ایمان ما قبر خالی عیسی است! پولس رسول بهمنظور تأکید بر اهمیت رستاخیز، این جملۀ فرضی را بیان میکند: «و اگر مسیح برنخاسته است، ایمان شما باطل است و شما همچنان در گناهان خود هستید» (اول قرنتیان ١٥ :۱۷).
کار نجاتبخش خداوندگار با رستاخیزش کامل شد. خداوندگار تا قبل از دستگیریاش، انجیلش را به مردم فلسطین موعظه میکرد. وقتی که نفس آخرش را بر روی صلیب کشید، روح او بههمراه الوهیتش به هاویه رفت، و در آنجا به روح تمام انسانهایی که تا آن زمان مرده بودند، پیغام شادیبخش نجات- از طریق توبه- را موعظه کرد.
پطرس رسول که عیسی را پس از رستاخیزش ملاقات نمود، این حقیقت را بر ما مکشوف میسازد که مسیح «بحسب جسم مرد، لكن بحسب روح، زنده گشت» (اول پطرس ۳:۱۸)، «و به آن روح نيز رفت و موعظه نمود به ارواحى كه در زندان بودند» (اول پطرس ٣ :۱۹). ارواح کسانی که پیغام نجات او را پذیرفتند، همگی از حاکمیت شریر آزاد شدند و زمانی که مسیح از مردگان برخاست، از اسارت مرگ و هاویه گریختند. حتی به هنگام برخاستن مسیح از مردگان، واقعهای تکاندهنده اتفاق افتاد: قبرهای زیادی باز شدند و بدنهای مقدسین که به خواب رفته بودند، برخاستند و بر بسیاری از ساکنین اورشلیم ظاهر گشتند (م.ک. متی ٢٧ :۵۲-۵۳). این پیشگوییِ رستاخیز جمعی و همگانی ما در آینده میباشد. بدین نحو، با رستاخیز خداوندگار، آدم و حوا و تمام نسل ایشان که در پارسایی زندگی کرده بودند، آزاد شدند. شمایل مقدس رستاخیز، خودْ گویای همه چیز است. این شمایل، مسیح را نشان میدهد که شیطان را- که بدان شخصیت بخشیده شده- پایمال کرده، همان شیطان که دلیل و عامل مرگ است و در این شمایل، او بیحرکت و دست و پا بسته نشان داده شده است. پاهای مسیح نیز روی دروازههای شکستۀ هاویه قرار دارد، دروازهای که اکنون کاملاً باز است. خدا آدم را با یک دست و حوا را با دست دیگرش نگاه داشته و ایشان را زنده از قبرهایشان برخیرانیده است. انبیا، پدران و افراد پارسا و سایر افرادی که خدا را با زندگی خویش خشنود ساختهاند، پس از ایشان میآیند. سرود اصلی عید رستاخیز نیز تنها در سه عبارت این واقعۀ عظیم را تمجید میکند: 🎗«مسیح از مرگ برخاسته است، او مرگ را با مرگ پایمال می کند و به آنانى که در قبرها هستند، زندگانی می بخشد.»🎗
شیطان و مرگ بدترین دشمنان انسان هستند. مسیحِ ما با رستاخیز خود شیطان را کاملاً مغلوب ساخت و تا زمان بازگشت خود، مرگ را به خوابی موقتی تبدیل نمود؛ در آن هنگام، بدنها به ارواح پیوسته، بر خواهند خاست تا در پادشاهی خدا تا ابد زیست کنند. به همین دلیل است که عید قیام مهمترین عید کلیسای ماست.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ چرا کلیسای ارتدوکس تا این حد بر روی رستاخیز مسیح تأکید میکند؟
زیرا همانطور که در این سخنِ بجا بیان شده، پایۀ ایمان ما قبر خالی عیسی است! پولس رسول بهمنظور تأکید بر اهمیت رستاخیز، این جملۀ فرضی را بیان میکند: «و اگر مسیح برنخاسته است، ایمان شما باطل است و شما همچنان در گناهان خود هستید» (اول قرنتیان ١٥ :۱۷).
کار نجاتبخش خداوندگار با رستاخیزش کامل شد. خداوندگار تا قبل از دستگیریاش، انجیلش را به مردم فلسطین موعظه میکرد. وقتی که نفس آخرش را بر روی صلیب کشید، روح او بههمراه الوهیتش به هاویه رفت، و در آنجا به روح تمام انسانهایی که تا آن زمان مرده بودند، پیغام شادیبخش نجات- از طریق توبه- را موعظه کرد.
پطرس رسول که عیسی را پس از رستاخیزش ملاقات نمود، این حقیقت را بر ما مکشوف میسازد که مسیح «بحسب جسم مرد، لكن بحسب روح، زنده گشت» (اول پطرس ۳:۱۸)، «و به آن روح نيز رفت و موعظه نمود به ارواحى كه در زندان بودند» (اول پطرس ٣ :۱۹). ارواح کسانی که پیغام نجات او را پذیرفتند، همگی از حاکمیت شریر آزاد شدند و زمانی که مسیح از مردگان برخاست، از اسارت مرگ و هاویه گریختند. حتی به هنگام برخاستن مسیح از مردگان، واقعهای تکاندهنده اتفاق افتاد: قبرهای زیادی باز شدند و بدنهای مقدسین که به خواب رفته بودند، برخاستند و بر بسیاری از ساکنین اورشلیم ظاهر گشتند (م.ک. متی ٢٧ :۵۲-۵۳). این پیشگوییِ رستاخیز جمعی و همگانی ما در آینده میباشد. بدین نحو، با رستاخیز خداوندگار، آدم و حوا و تمام نسل ایشان که در پارسایی زندگی کرده بودند، آزاد شدند. شمایل مقدس رستاخیز، خودْ گویای همه چیز است. این شمایل، مسیح را نشان میدهد که شیطان را- که بدان شخصیت بخشیده شده- پایمال کرده، همان شیطان که دلیل و عامل مرگ است و در این شمایل، او بیحرکت و دست و پا بسته نشان داده شده است. پاهای مسیح نیز روی دروازههای شکستۀ هاویه قرار دارد، دروازهای که اکنون کاملاً باز است. خدا آدم را با یک دست و حوا را با دست دیگرش نگاه داشته و ایشان را زنده از قبرهایشان برخیرانیده است. انبیا، پدران و افراد پارسا و سایر افرادی که خدا را با زندگی خویش خشنود ساختهاند، پس از ایشان میآیند. سرود اصلی عید رستاخیز نیز تنها در سه عبارت این واقعۀ عظیم را تمجید میکند: 🎗«مسیح از مرگ برخاسته است، او مرگ را با مرگ پایمال می کند و به آنانى که در قبرها هستند، زندگانی می بخشد.»🎗
شیطان و مرگ بدترین دشمنان انسان هستند. مسیحِ ما با رستاخیز خود شیطان را کاملاً مغلوب ساخت و تا زمان بازگشت خود، مرگ را به خوابی موقتی تبدیل نمود؛ در آن هنگام، بدنها به ارواح پیوسته، بر خواهند خاست تا در پادشاهی خدا تا ابد زیست کنند. به همین دلیل است که عید قیام مهمترین عید کلیسای ماست.
☦@LessonsOrthodox