دروس ایران ارتدوکس – Telegram
دروس ایران ارتدوکس
265 subscribers
139 photos
4 videos
7 files
8 links
Download Telegram
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس            

آیا عیسی خواهران و برادرانی داشت؟

همانطور که دیدیم، یوسف در جامعه به‌عنوان پدر عیسی شناخته می‌شد، هرچند در واقعیت فقط یک حامی و پشتیبان برای او بود. زمانی که یوسف با مریم باکره نامزد کرده بود، مردی میانسال بود. همانطور که از سنّت آگاهی داریم، او همسر اولش را از دست داده بود و از او، چهار پسر داشت: یعقوب، یوسف، شمعون و یهودا و همچنین دخترانی که اسامی آنها را نمی‌دانیم. بنابراین، این چهار نفر، برادران عیسی تلقی می‌شدند، اما هیچ رابطۀ خونی با او نداشتند، زیرا مادر مقدس او همواره باکره باقی ماند (به همین دلیل، او را "همیشه-باکره" می‌نامیم) و فقط عیسی را به دنیا آورد.

 
خداوندگار چند سال در این دنیا کار کرد تا کاری را که به‌خاطر آن بر روی زمین آمده بود، به انجام رساند؟

می‌دانیم زمانی که خداوندگار در رود اردن تعمید گرفت، حدوداً سی ساله بود (م.ک. لوقا ٣ :­۲۱) و پس از آن، خدمت علنی‌اش را آغاز کرد. بر اساس وقایع زندگی‌ او، چنانکه اناجیل مقدس شرح می‌دهند، مفسران تخمین می‌زنند که از آن زمان تا مرگش بر روی صلیب، حدود سه سال فاصله داشت.

 
کار خداوندگار در طول این سه سال دقیقاً چه بود؟

شاگردان او، که همواره همراهش بودند، کسانی هستند که کار او را به شکلی اجمالی، شرح می‌دهند: حضرت متای انجیل‌نگار می‌نویسد: «بدین‌سان، عیسی در سرتاسر جلیل می‌گشت و در کنیسه‌های ایشان تعلیم داده، به بشارتِ ملكوت موعظه همى نمود و هر درد و بیماری مردم را شفا می‌بخشید» (متی ٤ :­۲۳). حضرت پطرس نیز چنین می‌فرماید: «...عیسی ... همه جا می‌گشت و اعمال نیکو به جا مى آورد و همۀ آنان را ... شفا می‌داد» (اعمال ۱۰:‏۳۸). او به‌عنوان خدا، پر از محبت، بر روی زمین آمد «تا گمشده را بجوید و نجات بخشد» (لوقا ١٩ :­۱۰). هرچند انسان از خدا نفرت داشت و از او دور شده بود، اما خدا خود را فروتن ساخت و در کوی و برزن راه می‌رفت و همگان را به توبه فرا می‌خواند. او خبر خوش نجات را به مردم می‌رساند. همچنین، حقیقت را برایشان موعظه می‌کرد، و در همان حال، از هر طریقی به ایشان نیکی می‌کرد. او بیماران را شفا می‌بخشید، حتی آن بیماری‌هایی را که لاعلاج بودند، و افراد را از اسارت شیطان آزاد می‌ساخت، و ایشان را از خطرها حفظ می‌کرد. او به شکلی معجزه‌آسا به هزاران نفر از ایشان خوراک داد. همچنین گناهانشان را می‌بخشید، و معنای واقعی شریعت موسی را که سرانِ مذهبی یهود تحریف کرده بودند، برایشان شرح می‌داد. و در نهایت با رضایت و میل خود، جانش را بر صلیب قربانی کرد تا با خون پربهایش، گناه اولیه و گناهان شخصی تمام کسانی را پاک کند که می‌خواهند به او به‌عنوان خدا و نجات‌دهنده‌شان ایمان آورده، تعمید گیرند و تا ابد در کلیسایش با او متحد بمانند.

انبیایی که از خدا الهام می‌گرفتند، از قرنها قبل کار خداوندگار را اعلان کرده بودند. آخرین نبی بزرگ، یحیی، برای اینکه به آن دسته از شاگردانش که به او نزدیک بودند، کمک کند که به مسیح ایمان آورند، ایشان را نزد عیسی فرستاد تا از او بپرسند: «آیا تو همانی که می‌بایست بیاید، یا منتظر دیگری باشیم؟»(متی ١١ :­۳). عیسی به ایشان پاسخ داد: «بروید و يحيى را از آنچه شنيده و ديده ايد بازگویید، که کوران بینا مى گردند، لنگان راه می‌روند، جذامیان پاک می‌گردند، کران شنوا می‌شوند، و مردگان زنده می‌گردند و فقیران بشارت مى شنوند» (متی ١١ :­۴-۵). اما اینها سخنانی است که اشعیای نبی هشتصد سال پیش دربارۀ مسیح موعود اعلان کرده بود (م.ک. اشعیا ٣٥ :­۵-۶؛ ٤٢ :­۱۸). خداوندگار با دادن این پاسخ، می‌خواست به ایشان بگوید: «شما به چشمان خود می‌بینید که هر آنچه اشعیای نبی از پیش دربارۀ مسیح موعود پیش‌گویی کرده بود، در من به انجام می‌رسد؛ پس هیچ دلیلی ندارم چیزی اضافه‌تر بگویم تا بفهمید من که هستم.»

چیزی نظیر این برای مردم آن زمان لازم بود تا به او به‌عنوان پسر خدا ایمان بیاورند، به او که «گناه جهان را برمی‌ دارد!» (یوحنا ١ :­۲۹).

 @LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس            

آیا لازم بود عیسی خود را تا این حد خوار و خفیف سازد و مانند یک مجرم بر صلیب بمیرد؟ چرا این کار را کرد؟

برای پاسخ به این سؤال، بگذارید از خودِ خداوندگارمان بپرسیم. او در شام آخر که با شاگردانش داشت، و اندکی قبل از آنکه دستگیر شود، به ایشان فرمود: «محبتی بزرگتر از این وجود ندارد که کسی جان خود را بجهت دوستانش فدا کند. شما دوست من هستيد اگر آنچه به شما حکم می‌کنم، به جا آوريد» (یوحنا ١٥ :­۱۳-۱۴). محبتی بالاتر از این نیست که شخص جانش را در راه دوستانش فدا کند! دقیقاٌ به همین دلیل است که مسیحِ ما، جانش را بر روی صلیب داد، تا آن محبت بی‌نظیری را که نسبت به ما دارد، به ما نشان دهد؛ تا همۀ ما درک کنیم که هیچ کس بیشتر از او عاشق ما نیست. اما یک دلیل دیگر نیز وجود دارد: خداوندگار معمولاً روی این موضوع تأکید می‌کرد که هر آنکه می‌خواهد از او پیروی کند، باید آماده باشد که حتی جانش را برای او بدهد (م.ک. لوقا ٩ :­۲۳-۲۴). خداوندگار به همین دلیل بی‌درنگ الگویی از قربانی و صبر تا به آخر به ما می‌دهد «و...خويشتن را فروتن ساخت و تا به موت، حتی تا به موت بر صلیب مطیع گردید» (فیلیپیان ٢ :­۸). این فداکاریِ مسیح باعث شد شاگردان او و نیز میلیونها نفر از آنانی که به او ایمان دارند، در طول قرنها، صبر، تحمل، جسارت و استقامت به خرج دهند تا نه تنها با غمها و مصیبتهای زندگی، بلکه با آزارهای وحشتناک از سوی مخالفین ایمانِ مسیحی نیز روبرو شوند. از این رو، صلیب ارزشمندِ مسیح به برجسته‌ترین و مهمترین بخش زندگی مسیحیان تبدیل گشت. نماد قربانی، اما قربانی‌ای که با پیروزی همراه است، چنان مایۀ فخر و والا گشت که پولس رسول نوشت: «امّا مباد که من هرگز به چیزی افتخار کنم جز به صلیب خداوندمان عیسی مسیح» (غلاطیان ٦ :­۱۴).

این واقعه که باعث نجات و رستگاری جهان گردید، در مادۀ چهارم اعتقادنامۀ نیقیه ذکر شده است: «من ایمان دارم به خداوند یکتا، عیسای مسیح... [او که] در زمان پنطیوس پیلاطس برای ما مصلوب شد، رنج کشید، مرد و مدفون گشت.» اناجیل مقدس حاوی جزئیاتی است از دستگیری عیسی، محاکمه و محکومیت او به مرگ- نخست از سوی شورای عالی یهود، و سپس پیلاطس، فرماندار رومی یهودیه. همچنین شرح می‌دهند که چگونه او را تازیانه زدند، بر صورتش آب دهان انداختند، بر گونه‌اش سیلی نواختند، استهزایش کردند، و در آخر، او را با روش تحقیرآمیز صلیب، اعدام کردند. کلیسای ما برای روز مصلوب شدن خداوندگار، احترام خاصی قائل است و هر سال جمعۀ پیش از عید قیام (همان عید «پاک») مراسمی به مناسبت آن برگزار می‌کند.

 
پس از مصلوب شدن مسیح، چه اتفاقی افتاد؟

تمام چهار انجیل مقدس با جزئیاتِ کامل و جالب، وقایعی را که پس از مصلوب شدن مسیح اتفاق افتاد، شرح می‌دهند. یکی از اعضای شورای عالی یهود، به نام یوسف اهل رامَه (از یهودیه)، که با حکم مرگ عیسی مخالفت کرده بود، با اجازۀ پیلاطس پیکر بی‌جانِ مسیح را از صلیب پایین آورد. او با کمک نیقودیموس که عضو دیگری از شورا بود، پیکر مقدس عیسی را با احترام، در مقبرۀ جدیدی که در دل یک صخره حفر شده بود و متعلق به وی بود، قرار دادند. زنانی از جلیل نیز در آنجا حضور داشتند، همان زنانی که از پی خداوندگار و شاگردانش رفته، ایشان را خدمت می‌کردند؛ ایشان نیز به همراه مادر مقدس عیسی در مراسم تدفین عیسی شرکت کردند. آنان می‌خواستند به روش خود، یعنی تدفین جسد با عطریات، قدردانی و احترامشان را نسبت به خداوندگار نشان دهند. اما خورشید داشت غروب می‌کرد و از آن زمان به بعد، روز شبّات (یا «سبّت» که همان روز شنبه است) شروع می‌شد؛ بر طبق شریعت موسی، انجام هیچ کاری در این روز مجاز نبود، نه حتی جابجایی و حرکت از جایی به جای دیگر. بنابراین، ایشان مجبور شدند دست از کار کشیده، برای تهیۀ عطریات مورد نیاز بروند و در روز بعد از شبّات بازگردند.

@LessonsOrthodox
🏵 جلسه هفتم / باربارا پاپاس
@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس

🔹مرحله 2. اثبات ايمان با تلاش برای پیروی از آموزه ها و نمونه عیسی در همه چیز در طول زندگی. قبل از بازگشت او به پدر خود ، مسیح به رسولان منتخب خود اقتدار داد كه كار نجات بخش او را از طریق اسرار مقدس (آيين مقدس) كلیسا ادامه دهند. این اقتدار در طی قرون و زمان از طریق "جانشینی رسولی" به کاهنان کلیسا منتقل شده است. از طریق آيين هاى مقدس، می توانیم به انرژیهای الهی خدا وارد شويم ، که فیض براى زندگی در مسيح که براى آن خوانده شده ايم را فراهم می کند. بخشی از " راز" اين آيين هاى مقدس این است که در آنها ، مسیح در واقع مأمور انجام است: خدا مسیح را برای انجام عمل از طریق کاهن ، با قدرت روح القدس می فرستد. همانطور که قديس يوحناى زرين دهان در موعظات خود درباره انجیل یوحنا نوشت ، كاهن صرفاً "زبان خود را قرض می دهد و دست خود را ارائه می کند."
آيين هاى مقدس نمادهای بیرونی فیض درونی (انرژیهای خدا) هستند که توسط کسانی که به آنها گردن می نهند، اخذ مى شوند - آنها ابزار روحانى برای کمک به ما در رسیدن به هدف و تقویت ما برای مبارزات هستند.

@LessonsOrthodox
🟢 اولین راز کلیسا ؛ تعمید

@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس

☀️تعميد توسط مسیح بنياد نهاده شد وقتی که از يحيى خواست كه او را تعمید دهد و نمونه ای را برای كسانی كه او را دنبال خواهند كرد، قرار داد. كسانی كه این آيين مقدس را به نام پدر، پسر و روح القدس دریافت می كنند ، جزئی از بدن مسیح مى شوند، كه كلیسا آنها را به عنوان متعلقات به او جدا می كند (به يونانى: agios: مقدس) – اگر آنها سعی کنند بر این اساس زندگی کنند. این همان چیزی است که ما را نجات می دهد! درست همانطور که تولد جسمانى از رحم مادرمان، ما را به اين دنيا آورده است ، تولد روحانى ما از طریق تعمید، ما را در ملكوت خدا قرار می دهد ، مگر اینکه ما خودمان را از آن محروم کنیم. در مرحله اى در طی این آيين مقدس ، کاهن بر آبهای حوض تعمید می دمد - نفس حيات تازه در مسیح که از طریق این راز قابل دسترسى است.

عیسی می خواهد که ما در يك زندگی متفاوت از زندگی همه حیوانات و سایر موجودات زنده متولد شویم ، زندگی که زندگی خود خداست. این زندگی با نَفَس خدا داده می شود ، که روح القدس خدا است (pnevma ، به یونانی به معنی هر دو "نَفَس" و "روح" است). خدا قبلاً این نَفَس را در آفرینش به ما داده بود (پیدایش 2: 7) ، به این ترتیب ، این نفس را از طريق فعاليت خلاق خودمان، تصویر خودش ، آزادی خودش و به خاطر اینکه بیشتر و بیشتر شبیه او بشویم ، به ما مى دهد. به دلیل این نَفَس ، انسان همیشه فراخوانده می شود که از خودش فراتر رود ، به این ترتیب او فقط وقتى انسان واقعى است که در طبیعت خدا سهيم شود. انسان ، این نَفَس را، این حضور الهی را از طریق گناه و مرگ از دست می دهد؛ اما می تواند آن را در آب غسل تعمید ، منبع حيات، دوباره بدست آورد.

تعمید ، آغاز راه رفتن مسیحی ماست، زیرا این شروع خدمت عمومی عیسی بود. از طریق این راز ، ما از هرگونه ارتباط با گناه آدم و حوا آزاد می شویم و از هرگونه گناه شخصی که ممکن است مرتکب شده باشیم پاک می شویم. یک لوح پاك - فرصت خودمان برای نجات، به ما داده مى شود. با اینکه غسل تعمید قدرتمند و ضروری است ، تنها آغاز کار است - کار ما تازه شروع شده است.

@LessonsOrthodox
🟢 دومین راز کلیسا ؛ تثبیت

@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس

☀️تثبيت (يا كریسمِشن)،«مُهرِ اعطاى روح القدس» را به ما می دهد. همانطور که مسیح به نیقوديموس گفت ، اين دومین عنصر مورد نياز تولد روحانى برای ورود به ملكوت است. مُهر ، یک نشان اعتبار يا تصديق است. آنچه که مُهر به صورت خاص به خود گرفته است، اقتدار نمايندگى آن را مى رساند ، همانطور كه سندی که با مُهر یک ملت خاص نشان داده شده باشد ، قدرت آن نهاد را با خود به همراه دارد. ما از طریق آيين مقدس تثبيت، روح القدس را در درون خود دریافت می کنیم. مُهر این عطيه با نشان صلیب توسط مُرِ تقديس شده بر ما حک مى شود. خدا قوم خود را با اين مُهر می شناسد (مكاشفه 22: 4) ، و آنها را بعنوان متعلقات خود علامت گذارى می كند. این به ميزانى که مطابق آن عمل می کنیم، كارآمد است (یا دیگران قبل از رسيدن ما به سن عقلى، از جانب ما عمل می کنند) .هر چه بیشتر با روح القدس همکاری کنیم، بيشتر شبيه مسيح مى شويم زیرا او با تقویت ، تشویق و هدایت ما تلاشهای ما را به انجام می رساند، همانطور كه ما در امتداد جاده شیب دار و باریک به سمت تماميت ملكوت تلاش می كنيم ، بیشتر با اقتدار خدا عمل می کنیم. این اقتدار روحانى برای كسانی كه با او در ارتباط هستند قابل تشخیص است.

@LessonsOrthodox
🟢 سومین راز کلیسا؛ عشا ربانی

@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس

☀️عشاء ربانى (ایوکِریست) توسط مسیح در شام عرفانی بنيان نهاده شد وقتی که نان و شراب را به رسولان خود داد، اظهار داشت که ما وارد ملكوت آسمان نخواهيم شد مگر اینکه بدن او را بخوریم و خون او را بنوشیم (يوحنا 6: 53-58) خدا همیشه پادزهر متناسب با زهر را فراهم می کند. با عمل خوردن، انسان ارتباط با خدا را از دست داد، بنابراین به شكلى مشابه آن ، ارتباط دوباره احیا می شود. عشاء ربانى ، به عنوان گردهمايى بدن مسیح بر سر سفره او در ملكوت ، تجدید مداوم اتحاد ما با او و با یکدیگر است. از طریق این راز ، ما بار دیگر به عنوان بخشی از وجود مسیح به درخت حيات - غذای جاودانگی - دسترسی پیدا می کنیم.

این خون باعث می شود که تصویر پادشاه ما در درون مان تازه باشد ، زیبایی غیرقابل توصیفی را ایجاد می کند ، و مانع از دست رفتن نجابت روح ما مى شود ، مرتباً آن را آب می هد و تغذیه می کند. ... این خون اگر به درستی دريافت شود ، شیاطین را می راند و آنها را از ما دور نگاه مى دارد، در حالی که فرشتگان و خداوند فرشتگان را به سمت ما فرا می خواند. زیرا هر جا خون خداوند را ببینند ، شیاطین فرار می کنند و فرشتگان با هم می دوند. این خون ، نجات روح ماست. با این خون روح شسته می شود ، با آن، روح زیبا است ، با آن، فروزنده است. این خون باعث می شود که درک ما از آتش روشن تر شود و روح ما از طلا درخشان تر شود. این خون ریخته شد و آسمان را قابل وصول ساخت.
زرين دهان

@LessonsOrthodox
🟢 چهارمین راز کلیسا؛ تدهین

@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس

☀️تدهين، ابزاری برای بهبود جسمی و روحی است. همانطور که کتاب يعقوب نقل می کند ، ما می توانیم از کاهنان خود ، این آیین مقدس را براى مسح شدن و دعاى شفا در هر زمان به دلیل بیماری جدى جسم یا روح ، درخواست كنيم، تا به ما كمك كند که در كل سفر خود در سلامت بمانيم.
تعمید ، تثبيت ، عشاء ربانى و تدهين آنچنان منتقل کننده های مهمِ فيض هستند که در کلیساهای ارتدوكس نوزادان را از آنها محروم نمی كنند. آنها در حالى كه بزرگ مى شوند از طریق این رازها ، تغذيه معنوی حياتى را براى روح هايشان دريافت مى كنند. درست همانطور که ما قدم برمی داريم تا مطمئن شویم که آنها براى بدنهايشان تغذيه مى شوند قبل از اينكه نیاز به ویتامین ها و مواد معدنی را درک كنند. اگر ما را به عنوان نوزاد براى تعمید آوردند، این نشانگر ایمان والدین و یا پدر و مادر روحانى ما بود ، که در آن زمان وظیفه داشتند با بزرگ شدن مان، ما را از نظر روحانى پرورش دهند. در یک محیط دوست داشتنی و پر از ایمان ، چه کسی می تواند دقیقاً زمان شروع ایمان را بگوید و چه کسی می تواند قدرت فیض را محدود کند؟ با بلوغ ، مسئولیت رشد روحانى بر عهده خود ما می شود.
اگر بعد از سن عقلى ، با اراده و عشق به تعمید بياييم، این نشانگر ایمان ما به مسیح است. قديس پولس نوشت كه ختنه به خودى خود ، عدالت را به يهوديان بر اساس شريعت منتقل نمی كند. بلكه، این یک نشانه بیرونی بود از شايستگى که تنها هنگامى كه شرایط درونی قلب با معنای آن مطابقت مى داشت: تعهد به نگاه داشتن عهد خدا با موسی در حالی که منتظر مسیحا هستند. به همین ترتیب ، تعمید برای مسیحیان یک عمل جادویی نیست که مکانى را در آسمان تضمین کند. بلکه نشانه بیرونی فیض درونی دریافت شده ، آغاز فرایند تقدیس برای کسانی است که پس از آن ، سعی می کنند همانطور كه قادر هستند هرچه بیشتر شبيه مسیح شوند - نتیجه طبیعی ایمان واقعی ، اما فقط با نظم و انضباط و تلاش بسیار.
ما باید مطمئن باشیم که تعمید برای ما معنا دارد: این که اهمیت و قدرت آن را می فهمیم، که تاریخ وقوع آن را به یاد می آوریم و سعی می کنیم در هر سالگرد آن تاریخ ، عشاء ربانى مقدس را دریافت کنیم. اینکه ما به عنوان شهادت تعهد خود به مسیح (نه به عنوان جواهرات) یک صلیب بر گردن خود مى اندازيم. اينكه ما سعی می کنیم آن در تعهد زندگی کنیم، و این که ما آن را به طور مداوم تجدید می کنیم ، به ویژه در طى مراسم لیتورجی الهی ، که اغلب با یادآوری به ما اين فرصت را مى دهد تا "خود و یکدیگر را متعهد سازيم ، و تمام زندگی ما برای مسیح ، خدای ما ، باشد."

@LessonsOrthodox
🟢 پنجمین راز کلیسا؛ اعتراف

@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس

☀️اعتراف به ما امکان می دهد ، موانعی را که گناهان بین ما و خدا ایجاد می كنند، برطرف كنيم. اگر از جاده منتهی به او منحرف شویم (قصور در پیروی از نمونه و آموزه های عیسی، به هر روشی) ، کلیسا ما را به توبه فرا می خواند ، که شامل تغییر (بازگشت) است. از طریق این آيين مقدس ، با اقتدارى که مسیح به رسولان داد، گناهان اعتراف شده وصادقانه توبه کرده شده، بخشیده و پاک می شوند. حالت عاری از گناه تازه تعمید یافته، احیا می شود؛ ما از عالم بالا به لحاظ روحانى مجدداً متولد می شویم و به راه خدا باز می گردیم. در مورد گناهان جدی ، سقوط شدید ، مصالحه با مسیح که توسط اعتراف ارائه مى شود، می تواند تأثیرات چشمگیر و تغییر در روش زندگی را داشته باشد.

@LessonsOrthodox
🟢 ششمین راز کلیسا؛ ازدواج

@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس

☀️ازدواج یک آيين مقدس مطابق با بركت مسیح ‌در مراسم عروسی قانا است. اگر تصمیم بگیریم یک شریک زندگی داشته باشيم تا ما را در جاده به سوى خدا همراهی کند (با اميد به اينكه بتواند یک ياور روحانى باشد) ، کلیسا این راز رار برای برکت و تقدیس اتحاد ما ارائه می دهد. برنامه خدا خواستار ایجاد زندگی انسانی جديد در حالت ازدواج بین زن و مرد است تا برای ملكوت خود پرورش روح ها را تدارک ببيند. در یک ازدواج خوب، یک طرف می تواند آنچه را که طرف دیگر فاقد آن است فراهم کند. زن و مرد به شكلى با هم کامل هستند که امکان پذیر نیست يكى به تنهايى منعکس کننده تمامیت خدا باشد.

@LessonsOrthodox
🟢 هفتمین راز کلیسا؛ انتصاب

@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس

☀️انتصاب به آن دسته از مردان در كلیسا ارائه می شود كه احساس می كنند از جانب خدا برای يك زندگی خدمتى خوانده شده اند، كسانى كه تا آنجا كه ممكن است افراد را به مسیح مى آورند و به آنها كمك مى كنند تا در جای خود بمانند ، همانطور كه مسیح شخصاً هر یک از رسولان خود را "خواند" و آنها را به انجام كارهايى كه مى ديدند او انجام مى دهد، موظف كرد. (متی 10) این مقام كاهنى لاویان عهد عتیق نیست ، که بر اساس شريعت موسى بنا شده بود تا قربانى هاى کفاره مردم را به خدا تقدیم کنند. بلکه کاهن اعظم خود مسیح است ، بر رتبه مِلکیصِدِق، که ابدی است ، و به طور مداوم و به صورت مقدس، يگانه قربانی خونى مسیح در بازخرید گناهان بشر ، تنها دفاع ما را به خدا ارائه مى دهد . كاهن "می تواند این خدمات را فقط به این دلیل انجام دهد که كاهنى ... از آنِ " او "نیست ... بلکه یک و همان مقام كاهنى غیر قابل تفكيك مسیح است ، که تا ابد زندگی می کند و تا ابد در کلیسا ، بدن مسیح، تحقق می يابد."

ما همچنین می توانیم از طریق دعا در انرژی های خدا سهيم شویم. هنگامی که شخصی با ایمان زنده به نام پدر ، پسر و روح القدس دعا می کند ، انرژی های الهی به سمت او و همچنین به سمت کسی که برای او دعا می شود ، جریان می یابد (يعقوب 5: 16). از دیگر منابع فيض مى توان به ابزارهای روحانى مانند روزه گرفتن ، عبادت و دانش معرفت اشاره کرد (سُنت مقدس - که شامل کتاب مقدس ، نوشته های پدران کلیسا و شوراها ، شمايل نگاری ، مناجات نامه ها و غیره است - همه انتقال دهنده هاى الهى است که برای حفظ حقیقت در مورد مسیح به كار گرفته شده اند) كه برای کمک به ما در تلاش هايمان برای رشد در تقدس به عنوان بخشی از پادشاهی اوست.

@LessonsOrthodox
🏵 جلسه هفتم / آرتین
@LessonsOrthodox
🔸بخش چهارم: مریم مقدس مادر خداوندمان

قسمت دوم

(4) بکارت ابدی مریم عذرا (همیشه باکره)
(5) پاسخ به نظرات مخالف
الف) فراز «نخست‌زاده»
ب) فراز «زن خویش»
ج) «قبل‌ از آنكه‌ با هم‌ آیند، او را ‌ حامله‌ یافتند»
د) «تا پسر نخستین‌ خود را نزاییـد، او را نشنـاخت‌»
ه) فراز «برادران او»

بکارت ابدی مریم عذرا (همیشه باکره)، موضوعی قدیمی است که بین پدران کلیسای قرون دوم، سوم، چهارم و پنجم مورد بحث قرار گرفت. در سال 1962، مباحثه‌ای را که در سال 383 توسط جروم قدیس نوشته شده بود ترجمه کردیم. در این مباحثه او از بکارت ابدی مریم عذرا (همیشه باکره) در برابر تعالیم غلط شخصی به نام هلویدیوس (Helvidius) دفاع کرد. پروتستانها عقاید خود در رابطه با این موضوع را از هلوبدیوس برگرفته‌اند.

▪️خلاصه نظراتی که علیه بکارت ابدی مریم عذرا (همیشه باکره) بیان می‌شود

(1) فراز «نخست‌زادۀ خود» (لوقا 2: 7؛ متی 1: 25). مخالفین چنین می‌اندیشند که کلمه «نخست‌زاده» (First Born) به معنی نخستین در میان خواهران و برادرانش است.

(2) فراز «زن خویش» که به یوسف گفته شد (متی 1: 20) ، و در کل کلمه «زن» که به مریم عذرا (همیشه باکره) اطلاق می‌شود.

(3) جملاتی نظیر: «و تا پسر نخستین‌ خود را نزاییـد، او را نشنـاخت‌» (متی 1: 25) و «قبل‌ از آنكه‌ با هم‌ آیند، او را از روح‌القدس‌ حامله‌ یافتند». (متی 1: 18)

(4) آیاتی که در آن به «برادران او» اشاره شده است مانند متی 12: 46؛ 13: 54-56؛ اعمال 1: 14؛ غلاطیان 1: 18،19.

ما با هدایت خدا، به تمام این اعتراضات پاسخ می‌گوییم.

🔹فراز « نخست‌زادۀ خود »

کتاب‌مقدس به وضوح معنای کلمه نخست‌زاده را بیان می‌دارد. پیش از استقرار کهانت هارونی، وحی الهی فرمود: «هر نخست‌زاده‌ای‌ را كه‌ رحم‌ را بگشاید، در میان‌ بنی‌اسرائیل‌، خواه‌ از انسان‌ خواه‌ از بهایم‌، تقدیس‌ نما؛ او از آن‌ من‌ است‌». (خروج 13: 2)

هر نخست‌زاده‌ای که رحم می‌گشود، تقدیس و وقف خدا می‌شد، سوای اینکه بعداً فرزند دیگری زاده شود یا نه. والدین تا زمان تولد پسر بعدی صبر نمی‌کردند و صاحبان بهایم نیز تا زمان زایش بعدی منتظر نمی‌ماندند!
بلکه در زمان تولد نخست‌زاده تقدیس‌اش می‌کردند زیرا او نخستینی بود که رحم را می‌گشود. پس امکانش زیاد بود که نخست‌زاده، یگانه پسر نیز باشد.

مسیح خداوند نیز، نخست‌زاده و یگانه پسر بود. قدیس جروم به حق گفت که: «هر پسر یگانه‌ای یک نخست‌زاده است اما هر نخست‌زاده‌ای یگانه پسر نیست». عبارت «نخست‌زاده» بدین معنا نیست که پسری پس از او به دنیا خواهد آمد بلکه به این معناست که هیچ پسری قبل از او به دنیا نیامده است.
به همین دلیل بود که حیوانات یک ماهه ناپاک می‌توانستند فدیه داده‌شوند (اعداد 18: 16، 17) و نخست‌زادگان حیوانات پاک باید به عنوان قربانی به خدا تقدیم می‌شدند، بدون اینکه برای تولد فرزند بعدی منتظر بمانند. آن نخست‌زاده است، چه فرزندی پس از آن متولد شود یا نه.

به همین سان، مسیح خداوند نخست‌زاده مریم عذرا (همیشه باکره) است. به همین خاطر وقتی مریم عذرا (همیشه باکره) و یوسف او را پس از چهل روز تقدیم نمودند، کتاب‌مقدس می‌گوید: «و چون‌ ایام‌ تطهیر ایشان‌ برحسب‌ شریعت‌ موسی‌ رسید، او را به‌ اورشلیم‌ بردند تا به‌ خداوند بگذرانند. چنانکه‌ در شریعت‌ خداوند مکتوب‌ است‌ که‌ هر ذکوری‌ که‌ رحم‌ را گشاید، مقدس‌ خداوند خوانده‌ شود. و تا قربانی‌ گذرانند، چنانکه‌ در شریعت‌ خداوند مقرر است‌، یعنی‌ جفت‌ فاخته‌ای‌ یا دو جوجه‌ کبوتر». (لوقا 2: 22-24)
واضح است که شریعتِ مربوط به نخست‌زاده، چهل روز پس از تولد، بر مسیح خداوند نیز اعمال شده است و طبیعتاً هیچ ارتباطی میان نخست‌زادگی و تولد پسران دیگر پس از او وجود ندارد.

در اینجا قدیس جروم می‌پرسد: «آن هنگام که خدا تمام نخست‌زادگان مصر را زد (خروج 12: 29) ، آیا فقط کسانی را زد که برادران دیگری داشتند و یا اینکه تمام مردانی را که نخستین بار رحم را گشوده بودند؟»

@LessonsOrthodox
🔹فراز «زن خویش»

عبارت «زن» به دوشیزه‌ای که نامزد کرده بود، بلافاصله پس از نامزدی، اطلاق می‌شد. در تفسیر این جملۀ فرشته به یوسف، که گفت: «ای یوسف‌ پسر داود، از گرفتن‌ زن‌ خویش‌ مریم‌ مترس‌، زیرا كه‌ آنچه‌ در وی قرار گرفته‌ است‌، از روح‌القدس‌ است‌» (متی 1: 20)

یوحنای زرین دهان می‌گوید: «در اینجا، فرشته نامزد یوسف را «زن» خطاب می‌کند همچنانکه کتاب‌مقدس همیشه زوج نامزد شده را، قبل از ازدواجشان، «مرد و زن» خطاب می‌کند». وی همچنین می‌گوید: «منظور از عبارت "گرفتن زن خویش" چیست؟ به این معناست که "از او در خانه خود مراقبت کن چراکه او توسط خدا به تو سپرده شده است، نه توسط والدینش. زیرا به تو سپرده شده تا از وی مراقبت نمایی، نه برای اینکه ازدواج را به کمال رسانی، بلکه به این جهت که محافظ او باشی." به همین صورت نیز، مسیح خداوند مریم عذرا (همیشه باکره) را به شاگردش یوحنا سپرد» (تفسیر انجیل متی گفتار 4 قسمت 11).

جروم قدیس اظهار می‌دارد که عنوان «زن» همچنین به دوشیزه‌های نامزد شده اطلاق می‌شد. متون کتاب‌مقدسی که بر این ادعا دلالت دارند عبارتند از: «اگر دختر باكره‌ای‌ به‌ مردی‌ نامزد شود و دیگری‌ او را در شهر یافته‌، با او همبستر شود، پس‌ هر دو ایشان‌ را نزد دروازه‌ شهر بیرون‌ آورده‌، ایشان‌ را با سنگها سنگسار كنند تا بمیرند؛ اما دختر را چونكه‌ در شهر بود و فریاد نكرد، و مرد را چونكه‌ زن‌ همسایة‌ خود را ذلیل‌ ساخت‌» (تثنیه 22: 23، 24) و «و كیست‌ كه‌ دختری‌ نامزد كرده‌، به‌ نكاح‌ در نیاورده‌ است‌؟». (تثنیه 20: 7)

بنابراین کتاب‌مقدس دوشیزه نامزد شده را «زن» خطاب می‌کند تا بر زنانگی او دلالت کند نه بر ازدواج.

در حقیقت، حوا اولین کسی بود که «زن» خوانده شد زیرا از انسان گرفته شد (پیدایش 2: 23) ، به همین خاطر «حوا» نامیده شد زیرا که مادر جمیع زندگان است. (پیدایش 3: 20)
پس واژه «زن» بر خلقت زنانه و واژه «حوا» بر مادر بودن او اشاره دارد.
نوشته‌های حضرت لوقای انجیل‌نویس این حقیقت را ثابت می‌کند که عبارت «زن» در مورد مریم عذرا (همیشه باکره)، بر نامزدی او اشاره دارد نه بر ازدواج؛ آنگاه که می‌نویسد: «و یوسف‌ نیز از جلیل‌ .... رفت تا نام‌ او با مریم‌ که‌ نامزد او بود و نزدیک‌ به‌ زاییدن‌ بود، ثبت‌ گردد» (لوقا 2: 4، 5). بنابراین فراز «زن خویش» یعنی «نامزد خویش».
پس مریم عذرا (همیشه باکره) «زن» خوانده شد اما نه به این خاطر که بکارت خود را از دست داد، حاشا. زیرا کتاب‌مقدس شهادت می‌دهد که یوسف هرگز او را نشناخت، بلکه مریم عذرا (همیشه باکره) «زن» خوانده می‌شد زیرا در فرهنگ یهودی چنین مرسوم بود که نامزد شده را زن بنامند. نه فقط او بلکه هر بانویی زن نامیده می‌شد. همچنانکه حوا نیز بلافاصله پس از آفریده شدن، زن نامیده شد، پیش از آنکه از بهشت اخراج شده و فرزندان بزاید.

توجه کنید که فرشته پس از تولد مسیح، مریم عذرا (همیشه باکره) را زن ننامید، بلکه به یوسف گفت: «برخیز و طفل‌ و مادرش‌ را برداشته‌ به‌ مصر فرار كن‌» (متی 2: 13). و به هنگام بازگشت یوسف از مصر، فرشته به او گفت: «برخیز و طفل‌ و مادرش‌ را برداشته‌، به‌ زمین‌ اسرائیل‌ روانه‌ شو» (متی 2: 20). یوسف نیز همانگونه که به وی گفته شد عمل نمود: «برخاسته‌، طفل‌ و مادر او را برداشته‌، بسوی مصر روانه‌ شد» (متی 2: 14-21). در اینجا کتاب‌مقدس فراز «زن خویش» را بکار نمی‌برد.
فراز «زن خویش» فقط قبل و پس از حاملگی مریم عذرا (همیشه باکره) بکار برده شد تا از او در برابر سنگسار شدن توسط یهودیان حفاظت شود چراکه پیش از ازدواج حامله شده بود. وحی الهی پس از تولد مسیح این اصطلاح را استفاده نکرده است، نه در سخنان فرشته به یوسف، نه در شرح عمل یوسف، نه به هنگام صحبت در مورد مجوسیان که کتاب‌مقدس در موردشان می‌گوید: «و به‌ خانه‌ درآمده‌، طفل‌ را با مادرش‌ مریم‌ یافتند» (متی 2: 11)، و نه هنگام صحبت در مورد شبانان که می‌گوید: «مریم‌ و یوسف‌ و آن‌ طفل‌ را در آخور خوابیده‌ یافتند». (لوقا 2: 16)

@LessonsOrthodox