دروس ایران ارتدوکس – Telegram
دروس ایران ارتدوکس
265 subscribers
139 photos
4 videos
7 files
8 links
Download Telegram
کار کلیسا چیست ؟

کار کلیسا را مسیح در ماموریت بزرگش تشریح کرد "دعوت دنیا به سوی خدا" و "خالی کردن جهنم و پر کردن بهشت"

دنیا و پری آن از آن خداوند است (مزمور 24:1) و ما باید آنچه را که شیطان دزدیده است به خدا برگردانیم.

ولی برای اینکار کلیسا احتیاج دارد که خود در جهت رسیدن به قامت پری مسیح رشد کند. ما ماموریت بزرگی داریم ولی این ماموریت تنها با زبانمان نیست بلکه با زندگیمان که بخشی از آن شهادت با زبان است.

ما اخبار خوشی برای دنیای گناه آلود و ناامید داریم ولی همین پیغام در صورت عدم توجه آنها بر ضد آنها داوری خواهد کرد. ما هم بوی خوش نجات و هم بوی مرگ هستیم (دوم قرنتیان 2:16)
مسیح به آسمان رفت و روح القدس را از نزد پدر فرستاد تا کلیسا کار او را با قوت و وسعت بیشتری ادامه دهد.
آیا به عنوان اعضای کلیسا تنها می خواهیم در برکات آن سهیم باشیم یا حاضریم در خدمات و زحمات و انکار نفس هم سهیم باشیم.(فیلیپیان 1:29)

🎗کلیسا معبد روح القدس است.

نمی توان در مورد کلیسا صحبت کرد ولی در مورد روح القدس که با نزولش کلیسا متولد شد صحبت نکرد (اعمال باب 2). در آن زمان که به پهلوی مسیح مصلوب نیزه ای زدند و آب و خون بیرون آمد آن سمبلی است از تولد کلیسا به خون موسسش مسیح و با نهر روح القدس و تعمید آب. همانطور که حوا از پهلوی آدم بوجود آمد، کلیسا هم از پهلوی مسیح متولد شد و همانطور که آدم قبل از خلق حوا خوابید ، خداوندمان نیز سه روز در قبر ماند تا با قیامش کلیسا متولد گردد.

کلام خدا در مورد کار مسیح برای کلیسایش می گوید :" هنگامی که به عرش برین صعود کرد، اسارت را به اسیری برد و عطایا به مردم داد " (افسسیان 8:4) کار خدا نه فقط این است که ما را آزاد کند بلکه به ما عطایا و هدایای بدهند.
عطایای روح القدس برای قشنگی در کلام خدا نیامده ، این عطایا برای فرشتگان نیست ، بلکه مال ماست.اگر کلیسای قرن اول نیاز داشت چقدر بیشتر ما امروز به آنها محتاجیم (رومیان 5:20).
روح القدس کلیسا را مقدس می سازد . روح القدس کلیسا را قوت می بخشد. روح القدس کار کلیسا را موثر می سازد. کلام خدا می گوید : آنچه چشمان ما ندیده ، گوشهای ما نشنیده و به فکر ما نرسیده ، خدا برای ما تدارک دیده است. (اول قرنتیان 2:9)
به عنوان عضو کلیسا خدا نمی خواهد تو ذلیل باشی در کتاب ناحوم می گوید "اگرچه تو را ذلیل ساختم لیکن بار دیگر ذلیل نخواهی شد " (1:12)و در کتاب یوئیل می گوید :"ضعیف بگوید قوی هستم" (3:10) پولس می گوید "قوت هر چیز را دارم در خداوندم عیسی مسیح که مرا تقویت می بخشد." (فیلیپیان 4:13) .
کلیسا جای تحقق وعده های خدا در زندگی ماست.
کلیسا مردمک چشم خداست (تثنیه 32: 10 - مزامیر 17: 8 - زکریا 2: 8) اگر کسی شما و کلیسا را لمس کند مردمک چشم خدا را لمس کرده است.
،کلیسا شادی خدا (نحمیا 8:10)، زبان خدا (ارمیا 15:19) ، دستان خدا و تنها وسیله خدا برای کار در دنیا است. بنابرین او می خواهد کلیسایش مقتدر ، با حکمت ، مقدس و پر محبت باشد.

کلیسا ملتی برگزیده و کاهنانی هستند که پادشاهند (اول پطرس9:2) کلیسا مثل کاهن باید شفاعت کند(کاهن مثل پلی است که خدا را به حضور مردم و مردم را به حضور خدا می برد) و مثل نمک (متی 5:13) از فساد دنیا جلوگیری کند.

کلیسا مثل پادشاه قدرت دارد دستور بدهد البته نه بر خدا بلکه بر شریر و دنیای شریر و گناه، کلیسا قوت بستن و باز کردن دارد. (متی 18:18)
طبق ایمان ارتودکسی قوت باز کردن و بستن به کلیسا داده شده است نه فرد، که از طریق سلسه مراتب دستگذاری و اختیارات هر شخص اعمال می شود.

زمان آن رسیده که کلیسا جایگاه خود را بداند و در این روزهای پایانی دنیا مهمترین خبر دنیا را به گوش و قلب مردم منتقل سازد.
امروز اجازه دهیم خدا ما را محبت کند تا ما بتوانیم دنیا را محبت کنیم .
امروز بگذاریم او ما را ببخشد تا ما بتوانیم دیگران را ببخشیم.
امروز بگذاریم خدا ما را پاک سازد تا ما بتوانیم عروس شایسته او باشیم
. امروز بگذار دست او همانطور که در جلسات رسولان جاری بود در ما جاری گردد بجهت دلیری برای موعظه کلام و انجام معجزات برای جلال او.(اعمال 4) به ایمان بر وعده های خدا به حضور او برویم.

کلیسا خانه خداست . کلیسا بدن و عروس مسیح است ، کلیسا خانه دعا و معبد روح القدس است. کلیسا جایی برای رشد ایمانداران و نجات بی ایمانان است . کلیسا وسیله تحقق اراده خدا در زمین است. کلیسا ادامه دهنده کار مسیح بوسیله روح القدس است . کلیسا قوم خدا است که خدا با خون خود خریده و با روح القدس اعضای آنرا مهر کرده است. امروز ما باید در جایگاه کتاب مقدسی خود در کلیسا باستیم و خدا را خدمت کرده او را جلال دهیم.

باشد که در این روزهای که خیلیها نگرش درستی از کلیسا ندارند، ما با شناخت کلیسا ، در برکات و مسئولیتهای آن سهیم شویم.

@LessonsOrthodox
🏵 جلسه نهم / متروپولیتن سوتیریوس
@LessonsOrthodox
    📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس                                   

🔸بخش 1  -  ایمان یک مسیحی ارتدوکس       
🔆فصل 19 -  روح‌القدس- کلیسا
  

ما عیسی مسیح را «خداوند» می‌خوانیم. چرا اعتقادنامۀ نیقیه کلمۀ «خداوند» را در اشاره به روح‌القدس نیز به‌کار می‌برد؟

درست است که ما اغلب عیسی مسیح را «خداوند» می‌خوانیم، اما در کتاب‌مقدس و در جلسات مقدس کلیسایمان، خدای پدر را نیز «خداوند» می‌خوانیم: «... این واقع شد تا آنچه خداوند به زبان نبی گفته بود تحقق یابد که ”پسر خود را از مصر فرا خواندم“» (متی ٢ :­۱۵). ما تثلیث اقدس را نیز «خداوند» می‌خوانیم: «خداوند، خدای خود را بپرست و فقط او را عبادت نما» (متی ٤ :­۱۰). از آنجا که سه شخص تثلیث اقدس با یکدیگر برابر بوده و دارای یک ذات می‌باشند، ما روح‌القدس را نیز که خداست، «خداوند» می‌خوانیم: «خداوند، روح است» (دوم قرنتیان ٣ :­۱۷).
 

چرا او «بخشندۀ حیات» خوانده شده است؟

روح‌القدس «بخشندۀ حیات» خوانده شده زیرا به‌همراه پدر و پسر به تمام مخلوقات حیات می‌بخشد. در این مقطع، نبوت حزقیال بسیار تأثیرگذار است که بر طبق آن، توده‌ای از استخوانهای خشک انسان با قدرت روح‌القدس به هم پیوستند و با تمام عناصر یک بدن، گوشت و اعصاب و غیره از نو رشد کردند و حیات یافتند (م.ک. حزقیال ۳۷:‏­‌‏١‏-۱۰). مطلبی که باید بدان اشاره کنیم این است که همانطور که دیدیم تجسم پسر خدا با «همکاری» (به یونانی: «سینِرگه‌یا»)[1] روح‌القدس صورت گرفت: جبرائیلِ فرشته به مریم باکره اعلان کرد: «روح‌القدس بر تو خواهد آمد» (لوقا ‏۱‏:­۳۵). بعدها، او به یوسف نیز اطمینان داد که نترسد زیرا «آنچه در بطن وی قرار گرفته، از روح‌القدس است» (متی‌ ۱‏:­۲۰). به همین دلیل است که در دعایی خاص به روح‌القدس («ای پادشاه آسمانی، تسلی‌بخش... روحِ راستی...») که با آن جلسات مقدس کلیسایمان را آغاز می‌کنیم -و ایمانداران نیز دعاهای خود را در خلوت با آن آغاز می‌کنند- می‌گوییم: «بخشندۀ حیات.» اما روح‌القدس نه تنها فراهم‌کنندۀ حیات طبیعی به تمام خلقت است، بلکه حیات روحانی را نیز به انسانها می‌بخشد: «زیرا همه كسانى که از روح خدا هدایت می‌شوند، ايشان پسران خدایند» (رومیان ٨ :­۱۴). بنابراین، این طبیعی است کسانی که ایمان دارند، از ثمرات روح‌القدس بهره‌مند ‌گردند؛ این ثمرات عبارتند از: «محبت، شادی، آرامش، سلامتى، مهربانی، نیکویی، ايمان، تواضع و پرهيزكارى» (غلاطیان ٥ :­۲۲). خداوندگارْ عیسی مسیح نیز به ما گفته بود که «درخت را از میوه‌اش می‌توان شناخت» (متی ١٢ :­۳۳). بنابراین، انسانی که به‌لحاظ روحانی تولد تازه یافته، به دلیل ثمرات روحانی که او را زینت داده، متمایز و آشکار می‌باشد.
 

از کجا می‌دانیم که روح‌القدس چنانچه در اعتقادنامۀ نیقیه بیان شده «از پدر صادر می‌گردد»؟

همه می‌توانند درک کنند که هیچ کس به جز پسر خدا در جایگاهی نیست که بتواند دربارۀ موضوعی به این حساسی صحبت کند؛ او کسی است که انسان شد تا حقایق والای ایمانمان را بر ما مکشوف سازد. بنابراین، خداوندگار ما، عیسی مسیح، در شام آخری که با شاگردان داشت، با صراحت بر ایشان مکشوف ساخت که 👈«امّا چون آن مدافع که از نزد پدر برای شما می‌فرستم بیاید، یعنی روحِ راستی که از پدر صادر می‌شود، او خود دربارۀ من شهادت خواهد داد» (یوحنا‌ ١٥ :­۲۶). 👉 شورای دوم جهانی[2] به این کلام مسیح استناد کرد تا در اعتقادنامۀ ایمان این عبارت را بگنجاند «...به روح‌القدس که خداوند و بخشنده حیات است که از پدر صادر می‌گردد و او را با پدر و پسر یک پرستش و یک جلال است.»

@LessonsOrthodox
📌پیوست

[1] در زبان الهیاتی و تفکر ارتدوکس Synergeīa (متشکل از syn= با هم، با یکدیگر+ ergon= کار، مأموریت) کلمه‌ای مهم به‌شمار می‌رود. پدران کلیسای شرق (مانند آتاناسیوس، یوسبیوس، تئودورت سایروسی، اوریجن، دیونیسیوس اریئوپاگیت، کلمنت، گریگوری نیسا و بسیاری دیگر)، و همچنین سرودشناسی ارتدوکس از این کلمه بسیار زیاد استفاده کرده‌اند تا بر همکاری متقابل، زنده، مشتاقانه و ذاتی میان خدا و انسان تأکید نمایند، آن هم در موارد مهمی مثل تجسم کلام خدا (م.ک. اعتقادنامه: «به قدرت روح‌القدس و از مریم عذرا تن گرفت و انسان گردید»)، نجات انسان، در رابطۀ اقانیم تثلیث اقدس، پیرامون طبیعت کلیسا، اخلاقیات، مراقبت شبانی، رسالت و گروهی از مسائل و موضوعات دیگر. زبان انگلیسی در حوزۀ الهیات از این کلمه اقتباس کرده و Synergy (هم‌ افزایی) را به‌کار می‌برد. (یادداشت مترجم)


[2] در سال ۳۸۱ م. در قسطنطنیه تشکیل شد. (یاد داشت مترجم)

@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس        

پس چرا کاتولیکهای رومی می‌گویند که روح‌القدس از پدر و همچنین از پسر صادر می‌گردد؟ آیا این اشتباه است؟

قطعاً اشتباه است و در این زمینه خیلی هم اشتباه می‌باشد! چه کسی حق دارد کلام صریح مسیح را اصلاح کند؟! خداوندگار فرموده: «پس هر که یکی از کوچکترینِ این احکام را کم‌اهمیت شمارد و به دیگران نیز چنین بیاموزد، در پادشاهیِ آسمان، کوچکترین به شمار خواهد آمد. امّا هر که این احکام را اجرا کند و آنها را به دیگران بیاموزد، او در پادشاهیِ آسمان بزرگ خوانده خواهد شد» (متی ٥ :­۱۹). اکنون، اگر کسی جرأت کند که نه صرفاً یک حکم کوچک، بلکه آموزۀ اساسی ایمان ما را تغییر دهد- آموزه‌ای که خداوندگار و خدا-انسان خود از آن محافظت نمود، و همچنین کل شورای جهانی- می‌فهمیم که چه مسئولیت عظیمی دربرابر خدا دارد! ما به تحلیل و بررسی بیشتر این موضوع بزرگ که یکی از تفاوتهای بنیادی موجود میان کلیسای کاتولیک رومی و کلیسای ارتدوکس است، نخواهیم پرداخت. فقط به این مطلب اشاره خواهیم کرد که عبارت «و پسر» (در لاتین، filioque) که برضد کانن‌های (قوانین) کلیساست، موضوعی جزئی و ناچیز نیست؛ بلکه، در روابط موجود میان سه شخص تثلیث اقدس اختلال و بی‌نظمی به‌وجود می‌آورد، و دو اصل را وارد می‌سازد و روح‌القدس را دست‌کم گرفته و او را پایین‌تر از پدر و پسر قرار می‌دهد. اما اجازه بدهید اینها را به الهی‌دانانی بسپاریم که در بررسی چنین اموری مشغول می‌باشند. بگذارید به نوبۀ خودمان بر اساس کلام عیسی و مطلب تدوین‌شده از سوی شورای دوم جهانی، از ایمانمان دفاع کنیم، آموزه‌ای که کلیسای ارتدوکس به‌همراه سایر آموزه‌ها، به مدت ۱۷۰۰ سال و بیشتر، بدون تغییر حفظ کرده است.

 
چرا اعتقادنامۀ ایمان می‌گوید که روح‌القدس «از طریق انبیاء سخن گفته»؟ آیا روح‌القدس از دوران عهدقدیم فعالیت داشته؟

حتی قبل از آن! از ابتدای خلقت جهان، روح‌القدس که خداست، در اتحاد با خدای پدر و پسرِ خدا، در همه چیز با ایشان همکاری داشته است، خصوصاً در رابطه با انبیای عهدقدیم و حتی پس از ایشان، همانطور که پطرس رسول که روح خدا را داشت می‌نویسد: «زیرا وحی هیچ‌گاه به ارادۀ انسان آورده نشد، بلکه مردمان تحت نفوذ روح‌القدس از جانب خدا سخن گفتند» (دوم پطرس ١ :­۲۱). پولس رسول نیز اضافه می‌کند: «یکی را به وسیلۀ روح، کلام حکمت داده می‌شود... به دیگری نبوّت» (اول قرنتیان ١٢ :­۸-۱۰). لذا، این مطلب معلوم و مشخص می‌گردد که روح‌القدس انبیا را آگاه ساخت، در این خصوص که دربارۀ ارادۀ خدا به مردم چه بگویند. به همین دلیل است که جملۀ «او از طریق پیامبران سخن گفته است» به اعتقادنامۀ نیقیه اضافه شد.

@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس        

در کنار همۀ چیزهایی که تاکنون آموخته‌ایم، آیا اطلاعی از سایر کارهای روح‌القدس در این دنیا داریم؟

اعمال روح‌القدس بسیارند! ما آنها را در مطالعۀ روزانۀ کتاب‌مقدس می‌بینیم. ما تنها به یکی از آنها که مهم‌ترین است خواهیم پرداخت. این رویداد پنجاه روز پس از رستاخیز خداوندگار یا ده روز پس از صعودش به آسمان اتفاق افتاد. لوقا کسی است که این واقعۀ بی‌نظیر و بی‌سابقه را در اعمال رسولان (٢ :­۱-۴۰) شرح می‌دهد.

در آن روز، وعدۀ مسیح به شاگردانش تحقق یافت، این وعده که ایشان روح‌القدس، آن تسلی‌دهنده و مدافع (پاراکلیت)[3] را دریافت خواهند کرد که همه چیز را بدیشان خواهد آموخت و آنان را به تمامی حقیقت رهبری خواهد کرد (یوحنا ١٤ :٢٥ و ١٦ :١٣).

وقتی شاگردان به‌همراه نخستین ایمانداران «همه یکدل در یک جا جمع بودند» (اعمال ٢ :­۱)، در همان جایی که به بالاخانه معروف بود و شام آخر در آنجا برگزار شد، روح‌القدس به شکل زبانه‌های آتش بر تک تک ایشان فرود آمد. زمانی که «صدایی همچون صدای وزش باد شديد از آسمان آمد» ایشان آمدن او را احساس کردند (اعمال ۲:۲). از آن لحظه، شاگردان عامی و بی‌سواد به شخصیت‌هایی پویا و جدید تغییر یافتند. نخستین علامت قابل رؤیت و مشهودِ این تغییر، این بود که «به زبانهای دیگر سخن گفتن آغاز کردند» (اعمال ٢ :­۴). یک پدیدۀ غافلگیرکنندۀ دیگر از تحول فردی رسولان، خطابۀ دلیرانۀ پطرس در برابر جمعیتی از مردم بود که هجوم آورده بودند تا ببینند در بالاخانه چه اتفاقی در حال رخ دادن است! پطرس که در شب دستگیری و محاکمۀ عیسی، در مقابل یک خدمتکار زن ترسید که اعلان کند که شاگرد عیسی است، اکنون در برابر هزاران نفر نه تنها جرأت کرد که بگوید عیسی همان مسیح موعود است، بلکه حتی ایشان را مورد انتقاد قرار داد و گفت او همان است که شما بر صلیب کشیدید (اعمال ٢ :­۳۶). نتیجه حیرت‌انگیز بود. نتیجۀ خطابۀ پطرس رسول و سایر رسولان که با الهام روح‌القدس بود، برانگیختن حس عمیقی از توبه در دل شنوندگان بود و ایشان فوراً از رسولان مشورت خواسته، پرسیدند: «ای برادران، چه کنیم؟» (اعمال ٢ :­۳۷).  پطرس ایشان را چنین هدایت کرد و فرمود: «توبه کنید و هر یک از شما به نام عیسی مسیح برای آمرزش گناهان خود تعمید گیرید که عطای روح‌القدس را خواهید یافت» (اعمال ٢ :­۳۸). «پس پیام او را پذیرفتند و تعمید گرفتند. در همان روز حدود سه هزار تن بدیشان پیوستند» (اعمال ٢ :­۴۱).

چه کسی می‌توانست تصور کند رسولانی که معلم خویش را به‌هنگام دستگیری به دست کسانی که می‌خواستند او را مصلوب کنند، رها کرده بودند و رفته و پنهان گشتند تا مبادا ایشان را نیز دستگیر کنند، اکنون چنین جسارت و صراحتی از خود نشان دادند. یا اینکه چنان حکیمانه و مؤثر سخن گفتند که سه هزار نفر را متقاعد کردند که آن روز تعمید بگیرند! و ایشان چه کسانی بودند؟ ایشان از میان همان جمعیتی بودند که از پیلاتس می‌خواستند عیسی را مصلوب کند.

اینها نتایج نزول روح‌القدس بود که از آن روزِ مقدس به بعد، کلیسای مقدس مسیح را نمایان ساخت، و از آن پس، کلیسا را در انجام رسالتش، حمایت، محافظت، هدایت کرده و الهام بخشیده است.
........................................
[3] کلمۀ یونانی Paracletos (صورت انگلیسی آن: Paraclete) عهدجدید یونانی [یوحنا 14:­16؛ ۲۶؛ ۱۵:­۲۶؛ ۱۶:­۷؛ ۱-یوحنا ۲:­۱] معنای مدافع، میانجی، پشتیبان و با بسط معنایی، راحتی‌بخش، تسلی‌دهنده و حامی را می‌رساند. در این مفهوم غنی و جامع است که نام پارکلیت و به‌خاطر کارهای عالی‌ روح‌القدس و عطایای فوق‌العاده‌ای که به انسان می‌دهد، به وی داده شد. (یادداشت مترجم)

 @LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس        

کلیسا چیست؟

کلیسا دقیقاً همان معجزه‌ای است که در روز پنطیکاست آشکار شد. همانطور که دیدیم، در آن روز، جمعیتی در «بالاخانۀ» اورشلیم گرد هم آمده بود، به‌اضافۀ مادر مقدس مسیح و رسولان مقدس و تمام کسانی که به مسیح ایمان داشتند- حدود صد و بیست نفر (م.ک. اعمال ١ :­۱۵ و ٢ :­۱). از همان لحظه‌ای که همۀ این افراد نزول روح‌القدس را تجربه کردند و «با روح‌القدس و آتش» تعمید گرفتند، همانطور که یحیی پیشگویی کرده بود (لوقا ٣ :­۱۶)، کلیسای مسیح بنیان گذاشته شد.

پس از سخنان پطرس و سایر رسولان مقدس خطاب به جماعتی که آنجا گرد هم آمده بودند، حدود سه هزار نفر به مسیح ایمان آوردند و در همان روزِ پنطیکاست تعمید گرفتند. ایشان همگی به کلیسای اورشلیم پیوستند (م.ک. اعمال ٢ :­۴۱).

از آن روز به بعد، رسولان مسیح انجیل مسیح را با دلیری در همه جا موعظه می‌کردند، در صحن بیرونیِ معبد، در خیابانها و میدانهای اورشلیم، و نتیجۀ آن چنین بود که جمعیت بیشتری ایمان آوردند «و شمار مردان به حدود پنج هزار رسید» (اعمال ۴:۴). اگر قرار بود زنان و کودکان مسیحی را نیز به‌‌حساب آوریم، قطعاً این جمعیت بسیار بیشتر می‌شد. نخستین کلیسا در اورشلیم به این شکل پایه‌گذاری شد- «مادرِ کلیساهایی» که دائماً در حال رشد بود.

وقتی رسولان مقدس- که پولس رسول نیز با دعوتی خاص از سوی عیسی مسیح به ایشان اضافه شد (م.ک. اعمال ٩ :­۱-۹)- و همکارانشان نزد همۀ ملت‌ها رفتند (آسیای صغیر، خاورِ دور، حتی هندوستان و اسپانیا، شمال و جنوب)، همگی مشغول پایه‌گذاری کلیساهای جدید شدند. رسولان در هر کلیسای جدیدی که بنا می‌کردند، هنگام ترک آنجا (برای اینکه رسالت مقدس خود را در جای دیگر ادامه دهند)، بر طبق دستوراتی که از استاد خود، عیسی دریافت کرده بودند، اسقفی را به‌عنوان جانشین خویش دستگذاری کرده، در آنجا مستقر می‌ساختند. اسقف مسئول برگزاری آیین نیایش و تمام رازها (آیینها) بود. هنگامی که جماعتهای بیشتری از مؤمنین در منطقۀ تحت سرپرستی او تشکیل می‌شد، برای هر کلیسای محلی یک کشیش تعیین می‌کرد. ما تا به امروز نیز در سراسر جهان همین کاری را انجام می‌دهیم.

بنابراین، روح‌القدس در روز پنطیکاست، کلیسا را پایه‌گذاری کرد- یعنی جماعتی مقدس از ایمانداران که مسیح در میانشان حضور دارد. مسیح نیز چنین فرمود: «زیرا جایی که دو یا سه نفر به نام من جمع شوند، من آنجا در میان ایشان حاضرم» (متی ١٨ :­۲۰). این امر به‌طور خاص در طول مراسم آیین نیایش، به‌هنگام برگزاری راز عشای ربانی، واضح و مشهود می‌گردد که بعداً بدان خواهیم پرداخت.

🔸 به‌طور خلاصه، می‌توانیم بگوییم که کلیسا نهادی است تشکیل‌شده از سوی خدا که مسیح سر آن است، و اعضای آن را نیز تمام افرادی تشکیل می‌دهند که به او ایمان دارند، در نام تثلیث اقدس تعمید می‌گیرند و با شرکت در رازهای مقدس، در اتحاد با او باقی می‌مانند.

بیایید نگاهی بیندازیم به چند جملۀ کوتاه که پدران مقدس دربارۀ کلیسا بیان نموده‌اند:

🔹جایی که کلیسا باشد، روح خدا نیز در آنجا حضور دارد؛ و جایی که روح خدا هست، آنجا کلیساست و فیضش به تمامی در جریان است (قدیس ایرنیوس، در ۱۳۰ م. در اسمیرنا متولد شد و در سال ۲۰۲ در فرانسه درگذشت. وی در آن زمان اسقف لیون بود).

🔹اگر کسی کلیسا را به‌عنوان مادر تصدیق نکند، نمی‌تواند خدا را به‌عنوان پدر داشته باشد (قدیسْ سیپریان، اسقف کارتاژ، حدود ۲۰۰-۲۵۸).

🔹کلیسا بزرگتر از آسمانها و زمین است. کلیسا دنیایی جدید است که خورشید آن مسیح می‌باشد (قدیس آمبروز، اسقف میلان، حدود ۳۴۰-۳۹۷).

🔹بدن مسیح که مسیحیان از طریق تعمید بدان می‌پیوندند، سرچشمۀ رستاخیز و نجات ماست (قدیس آتاناسیوس، اسقف اسکندریه، حدود ۲۹۶-۳۷۳).

🔹کلیسا فردوسِ زمین می‌باشد که پدر آسمانی در آن سكونت دارد(گرمانوس اول، پاتریارخ قسطنطنیه، ۷۱۵-۷۳۰).

 @LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس        

از آنجا که کلیساهای بسیاری در جهان وجود دارد، چرا اعتقادنامۀ نیقیۀ می‌گوید «من ایمان دارم...به کلیسا که یکتا...است»؟

تمام کلیساهای محلی در سرتاسر جهان، بر یک باور راستین (به یونانی: «ارتدوکس») استوارند، باوری که کتاب‌مقدس تعلیم می‌دهد و پدران کلیسا در شوراهای جهانی تعریف کرده‌اند. اینها همگی از یک سنّت مقدس و راستین (ارتدوکس) و یک پرستش پیروی می‌کنند. همۀ اسقفها، کاهنان و شماسان نیز بی‌وقفه از سوی تمام اسقفها- یعنی همان جانشین رسولان- دستگذاری شده‌اند. بدین نحو، تمام کلیساهای ارتدوکس یک بدن را شکل می‌دهند که همان بدن روحانی مسیح می‌باشد. پولس رسول می‌نویسد که کلیسا بدن مسیح است (م.ک. کولسیان ١ :­۲۴)؛ مسیح «بدن، یعنی کلیسا را، سَر است» (کولسیان ١ :­۱۸)؛ و همۀ ما ایمانداران اعضای کلیسا می‌باشیم، یعنی «اعضای بدن او، از گوشت و استخوان او» (م.ک. افسسیان ٥ :­۳۰). از این رو، چون همۀ ایمانداران ارتدوکس، از تمامی اعصار و از تمامی کلیساهای محلی و در سرتاسر جهان، اعضای بدن مسیح می‌باشند و مسیح سر کلیساست، واضح است که تمام کلیساها، کلیسای واحد و یکتای مسیح را تشکیل می‌دهند. پولس رسول دوباره پیرامون همین موضوع مختصراً می‌نویسد: «زیرا یک بدن هست [همگی یک بدن را تشکیل می‌دهید] و یک روح [که شما را متحد می‌سازد]... یک خداوند، یک ایمان و یک تعمید» (م.ک. افسسیان ۴:­۴-۵).
بنابراین، کلیسا یکی است، هرچند تعداد کلیساها درحال افزایش است، زیرا ارادۀ مسیح این است که انجیل در سراسر جهان موعظه شود و «آنگاه یک گله خواهند شد با یک شبان» (یوحنا ١٠ :­۱۶).


اعتقادنامۀ نیقیه کلیسا را «مقدس» معرفی می‌کند. از آنجا که اعضای کلیسا همگی کسانی هستند که به مسیح ایمان آورده و تعمید گرفته‌اند، آیا همۀ این ایمانداران مقدس یا قدیس می‌باشند؟ ما می‌شنویم که اتفاقات بد و ناشایست بسیاری بین مسیحیان تعمیدگرفته در جریان است!

این یک واقعیت است که در کلیسا اعضایی هستند که در گناه هستند. برای انسان غیرممکن است که در طول زندگی زمینی‌اش مرتکب گناه نشود. یوحنای انجیل‌نگار این‌گونه بر این مطلب صحّه می‌گذارد و می‌فرماید: «اگر بگوییم بَری از گناهیم، خود را فریب داده‌ایم و راستی در ما نیست» (اول یوحنا ١ :­۸). یعقوب («آدلفوتئوس») نیز می‌افزاید: «همگى ما بسیار می‌لغزیم» (یعقوب ٣ :­۲). اما گناهان مسیحیان نمی‌تواند قدوسیت کلیسا را باطل سازد، زیرا همانگونه که دیدیم، کلیسا بدن مقدس مسیح است و سری که بر بدن کلیسا تسلط و حاکمیت دارد، خودِ مسیح است. علاوه بر این، هدف مسیح از بنای کلیسا دقیقاً تقدیس تمام کسانی است که با او متحد خواهند شد. همانطور که پولس رسول می‌فرماید: «...آن‌گونه که مسیح نیز کلیسا را محبت کرد و جان خویش را فدای آن نمود، تا آن را به آبِ کلام بشوید و این‌گونه کلیسا را طاهر ساخته، تقدیس نماید، و کلیسایی درخشان را نزد خود حاضر سازد که هیچ لکه و چین و نقصی دیگر نداشته، بلکه مقدّس و بی‌عیب باشد» (افسسیان ٥ :­۲۵-۲۷). بنابراین، کار تقدیس کلیسا را خودِ مسیح که سر کلیساست تضمین نمود و او را با روح‌القدس که روحِ کلیسا می‌باشد به «تمامی حقیقت» راهبری می‌کند (یوحنا ١٦ :­۱۳). ما به‌وضوح می‌بینیم که خدای تثلیث، پدر، به‌واسطۀ پسرش عیسی مسیح و با مشارکت و همکاری روح‌القدس، با اجرای رازهای مقدس مانند تعمید، توبه و اعتراف و آیین سپاسگزاری (عشاء ربانی)، ایماندارانی را که به کلیسا می‌آیند، تقدیس می‌کند. تعداد مقدسینی که کلیسا تا به امروز پرورش داده، بی‌شمار است و همچنان با عمل تقدیس‌کنندۀ خویش به این کار ادامه می‌دهد.

@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس        

در اعتقادنامۀ نیقیه، کلیسای یکتا و مقدس «کاتولیک یا جامع» خوانده می‌شود. اما می‌دانیم که کلیسای کاتولیک حدود هزار سال پیش از کلیسای ارتدوکس جدا شد. پس چرا همچنان کلیسای خود را «کاتولیک» می‌خوانیم؟

باید توضیح دهیم که کلیسای غرب پس از جدایی از کلیسای شرق، یعنی کلیسا ارتدوکس، در سال ۱۰۵۴، اصطلاح «کاتولیک» را از اعتقادنامه برگزید تا خود را «کاتولیک» یا همگانی و جهان‌شمول بنامد. اما بر اساس کانُن‌ها، کلیسای ارتدوکس آن را به‌عنوان «کاتولیک» نمی‌پذیرد، زیرا نمی‌تواند همگانی باشد، از آنجا که از کلیسای یکتا، مقدس، همگانی و رسولی جدا شده و به‌لحاظ آیینی نیز با آن مشارکت ندارد.

کلیسای ارتدوکسِ ما به دو دلیل عمدۀ زیر کاتولیک (جامع) می‌باشد:

نخست به این دلیل که به خواندگی و دعوتی که در برابر تمامی ملتها دارد، توجه می‌کند و هر انسانی را، صرف نظر از هر نژادی، به‌عنوان عضو می‌پذیرد، تا تمامی مردم را بدون هیچ استثنائی در خود جای دهد و ایشان را با مسیح متحد سازد تا در نهایت، کلام خداوندگار تحقق یابد که فرمود: «آنگاه یک گله خواهند شد با یک شبان» (یوحنا ١٠ :­۱۶). قدیس سیریل، اسقف اورشلیم (حدود ۳۵۰-۳۸۶) می‌گوید که کلیسا «کاتولیک خوانده می‌شود... چون در سرتاسر جهان حضور دارد، از یک نقطۀ جهان تا نقطه‌ای دیگر... زیرا در سرتاسر جهان وجود دارد، از یک انتها تا انتهایی دیگر... و اینکه کلیساها در همۀ نقاط جهان پراکنده هستند، به‌گونه‌ای که همۀ آنها کلیسایی واحد و کاتولیک (جهان‌شمول) را در اتحاد روح‌القدس بسیار مقدس تشکیل دهند». کلیسا کاتولیک (جهان‌شمول) خوانده شده و می‌شود، زیرا بدون هیچ‌گونه محدودیت زمانی، تمامی کسانی را که به بدن مسیح تعلق دارند، در بر می‌گیرد، یعنی تمام آنانی که در قرون گذشته با ایمان به مسیح زندگی کرده‌اند و آنانی که در حال حاضر در تمامی جهان زیست می‌کنند. قدیس یوحنای زرین‌دهان (یا «کریزوستوم»- حدود ۳۴۹-۴۰۷) اضافه می‌کند که کلیسا «نه تنها در تمامی جهان، بلکه در تمامی زمانها گسترش خواهد یافت» یعنی در همۀ دوره‌ها.

دوم اینکه، کلیسا کاتولیک (جهان‌شمول) خوانده می‌شود زیرا تعلیم یکپارچۀ کلیسای واحد را بدون تغییر حفظ می‌کند و بر طبق جملۀ به‌یاد ماندنی قدیس وینسنت اهل لِرَن، راهب فرانسوی (حدود ۴۴۵) همچنان بر این باور استوار است: «quod ubique, quod semper quod ab omnibus creditum est» («باور [تأییدشده] در همه جا، همواره و از سوی همگان). بدین نحو، کلیسای کاتولیک یا جهان‌شمول با سایر کلیساهای خودخوانده، نفاق‌افکن و بدعتی تفاوت دارد، کلیساهایی که با معرفی تعالیم جدید و غلط یا رد بخشهایی از حقیقت ایمان راستین (ارتدوکس) تعلیم کلیسای واحد را جعل نموده‌اند. لذا، به بیان الهی‌دان معاصر یونانی، «کلیسا ”جامع“ خوانده می‌شود زیرا همواره و در همه جا یکی است، در پیوندی ناگسستنی قرار دارد، به‌شکلی یکپارچه تعلیم می‌دهد، به یک تعلیم راستین در خصوص ایمان اعتراف می‌کند و یک پرستش و طرز نظارت/ادارۀ کلیسا را حفظ می‌کند.»[4]

 
چرا اعتقادنامۀ نیقیه کلیسا را «رسولی» می‌نامد؟

زیرا کلیسا از سوی نخستین و بزرگترین «رسول و کاهن اعظمی که بدو معترفیم» پایه‌گذاری شد، یعنی عیسای مسیح (عبرانیان ٣ :­۱)، «و بر شالودۀ رسولان و انبیا بنا شده‌اید، که عیسی مسیح خودْ سنگ اصلی آن بناست» (افسسیان ٢ :­۲۰). کلیسای یگانه، مقدس و کاتولیک، «رسولی» نیز خوانده می‌شود، زیرا به موعظۀ تعلیم رسولان مقدس ادامه می‌دهد، همان تعلیمی که ایشان آن را از خودِ عیسی دریافت کردند. و این فقط به تعلیم خلاصه نمی‌شود، بلکه به‌‌طور کلی ساختار و ادارۀ کلیسا و نیز تمام خصوصیات کلیسای رسولی را حفظ می‌کند. یکی از خصوصیات کلیدی کلیسا به‌عنوان کلیسای رسولی، جانشینی اسقف‌های آن می‌باشد. منشاء یا نقطۀ شروع انتصاب یا دستگذاری اسقف‌ها در کلیسای یکتا، کاتولیک و رسولی، برمی‌گردد به رسولان مقدس. همانطور که رسولان جانشینان خویش را به‌عنوان اسقف تعیین نمودند، این اسقفها نیز اسقفهای جانشین خود را دستگذاری کردند و ایشان نیز دیگران را، و این سلسله تا امروز نیز ادامه داشته است. این جانشینی رسولی، به همراه ایمان یکپارچه و واحد و نظام ادارۀ کلیسایی در گردهم‌آیی اسقفان (نظام مرتبط با شورای کلیسایی)، کلیسای حقیقی را از هرگونه بدعت و ساختار نفاق‌‌افکن متمایز می‌سازد. بنابراین، از طریق خدمت اسقفها که جانشین رسولان هستند، فیض کهانت به کاهنان (مشایخ)، شماسان و خادمین منتقل شده است و تأثیرات مفیدی بر کل کلیسا می‌گذارد.

 @LessonsOrthodox
📌پیوست

[4] جان کارمیریس، «اکلسیا»، نقل شده در دایره‌المعارف مذهبی و اخلاقی (در یونان، آتن، انتشارات ای. مارتینوس، جلد ۵، ۱۹۶۴)، ص. ۴۸۳.

الهیدانان و دانشمندان ارتدوکس معاصر نیز بر این امر تأکید می‌کنند که در معنای اصلی و اولیۀ صفت «کاتولیک» هیچ‌گونه مفهوم جغرافیایی وجود ندارد. کلمۀ «کاتولیک» از کلمات یونانی kath+olon (=مطابق با کل؛ همه جانبه)، به کامل، فراگیر و منحصربه‌فرد بودن ایمان در تمامی ابعاد و جنبه‌ها و در تمامی شرایط اشاره می‌کند، صرف‌نظر از اندازه و تعداد و از این رو با ایمان راستین [orthē-doxa] مسیحی سر و کار دارد. پدران شورای جهانی دوم (قسطنطنیه، ۳۸۱) با این درک الهیاتی، کلیسا را به‌ شکل تثلیثی و به‌عنوان یکتا، مقدس و کاتولیک تعریف نمودند. صفت «رسولی» بعداً به اعتقادنامه اضافه شد تا منشاء رسالتی کلیسای تاریخی را به یاد ما بیاندازد، آن هم در واکنش به بدعتهای مسیح‌شناختی جدیدتر که تعالیمشان باعث شده بود ظاهری نو و بدعت‌آمیز به خود بگیرند. (یادداشت مترجم)

 @LessonsOrthodox
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸بخش قرائت اعتقادنامه در زمان تبدیل نان و شراب به بدن و خون مقدس مسیح در مراسم لیتورگی الهی

@LessonsOrthodox
🎗پرسش و پاسخ🎗

پرسش: لطفا در مورد این ویدئو یه توضیحی بدین که چکار میکنن ؟

✔️پاسخ: در مراسم لیتورجی الهی زمانی که نان و شراب را در ورود بزرگ وارد محراب می کنند و بر روی میز مقدس می گذارند، زمانی که جماعت اعتقادنامه را می خوانند کاهنین پوشش روی جام شراب و ظرف نان را برداشته و همزمان با قرائت اعتقادنامه آنرا تکان می دهند و منتظر نزول روح القدس برای تبدیل نان و شراب به بدن و خون مقدس مسیح می شوند . در واقع تکان دادن این پارچه که نام یونانی آنرا نمیدانم، نمادی از آمدن روح القدس مانند باد می باشد.
اگر کاهن تنها باشد خودش این کار را انجام می دهد اما اگر اسقفی مانند این فیلم که ارسال کردید در مراسم حضور داشته باشد کاهن یا شماس یعنی حداقل دو خادم دیگر باشند آنها پارچه را بالای سر اسقف که در حال دعا زیر پارچه است تکان می دهند. اینها از پر برکت ترین لحظات لیتورجی الهی هستند.
دقیقا به همین دلیل است که فقط آنانی که تعمید ارتدوکس دارند می توانند بدن و خون مقدس مسیح را دریافت کنند چرا که در هنگام تبدیل نان و شراب به بدن و خون مقدس مسیح همانطور که میبینید با دعای قرائت اعتقادنامه ارتدوکس است که یک بند آن درباره صدور روح القدس از پدر می باشد و کسی که با این اعتقاد تعمید نگرفته است مجاز به دریافت خون و بدن مقدس مسیح نمی باشد.

@LessonsOrthodox
🏵 جلسه نهم / باربارا پاپاس
@LessonsOrthodox
☀️شمايل نزول مسیح به دنیای مردگان☀️
(شمايل نگاری از پدر آنتونی سالزمن)

🔸مرحله چهارم: تحقق ملكوت

به ما زندگی داده می شود تا انتخاب کنیم: خدا یا نه (متى 12: 30).
و ما عواقب آن انتخاب را تا به ابد زندگی خواهیم کرد.


📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس

@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس

در حالی که بدن عیسی مسیح در مقبره قرار داشت ، روح او به دنیای مردگان نزول كرد [اول پطرس 4: 6 و افسسيان 4: 9-10] تا به کسانی که قبل از موت نجات‌بخش او براى آزاد سازى انسان از اسارت شيطان، زندگى كرده و مرده بودند ، فرصت شناخت و پذيرش خود به عنوان مسیحاى نبوت شده در عهد عتیق را بدهد. بنابراین شمايل نزول مسیح به دنیای مردگان (که به شمايل رستاخیز نیز معروف است) او را ترسیم می کند که بر دروازه های دنیای مردگان لگد می زند ، و آدم و حوا (به نمایندگی از ايمانداران) را از مصيبت مرگ رهایی می بخشد. شکل نشان داده شده در زنجیرهای سیاه در پایین شیطان است که این واقعیت را نشان می دهد که اکنون قدرت او مهار شده است. حكمی كه او بر بشر داشت ، مرگ بود - اما این "نيش" خود را از دست داده است: اگرچه انسان هنوز باید از مرگ (تا زمان بازگشت ثانوى) عبور كند ، اما مرگ نمی تواند كسانی را كه متعلق به مسیح هستند ، نگاه دارد. پیرامون مسیح چهره هایی از کتاب مقدس هستند که قبل از فوت او زندگی کرده و درگذشته اند و اکنون در حال گشایش دروازه‌های فردوس هستند: در سمت راست او ، پادشاهان داوود و سلیمان و يحياى پیشرو، نبى و تعميد دهنده، هستند. در سمت چپ او ، هابیل (که مسیح را پیش بینی کرد) و پیامبران.

ای حيات جاویدان، به مرگ فرو رفتى، تو با تابش خیره کننده الوهیت خود جهنم را کُشتی. و هنگامی که تو مردگان را از محل سكونت ايشان در زیر زمین بلند كردى، تمام قدرتهای آسمان با صدای بلند فریاد زدند: بخشندۀ حيات ، ای مسیح خدای ما ، جلال بر تو باد.
~تروپاريون از نماز صبح شنبه بزرگ

با وجود خدا بودن، تو جسمانى در قبر حضور داشتی . در دنیای مردگان با روح ؛ در فردوس با دزد ؛ و بر تخت با پدر و روح القدس، همه چیزها را برآورده می کنى، اما هنوز توسط هیچ کس كاوش نشدى.
~از خدمات پروسکومید، طى مراسم مقدس و الهى ، صليب مقدس ارتدوكس

@LessonsOrthodox
باشد که پایان زندگی ما مسیحیان ، بدون عذاب ، بدون گناه و صلح آميز باشد ، و باشد كه ما در برابر مسند داوری مهيب مسیح ، دفاع خوبی داشته باشیم. 🙏

~از طومارهاى مراسم نيايش الهى قديس يوحناى زرين دهان

📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس

@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس

🔸فصل چهار

اگر فقط

در دوره های زندگی مواقعی وجود دارد که کلمات بيان می شوند یا از گفتن آن ممانعت می شود ، اقداماتی صورت می گیرد یا خیر ، که در بعضی از مواقع منجر به رنج ، خسارت، حتی مرگ می شوند. لحظات گرانبهای زندگی صرف تأسف برای آن فرصت ها می شود ، و بارها و بارها اين كلمات اندوهناک تکرار می شود، اگر فقط.... بعید است که هیچ یک از ما در برابر این افکار و احساسات انسانی مصون باشد. در یک لحظه یا لحظه اى دیگری ، ما گرفتار آنچه ممكن بود مى شويم که اگر انتخاب دیگری صورت می گرفت ، مسیر دیگری را طی می کرديم.

این کلمات (منظور "اگر فقط" می باشد) باید هنگام لزوم ترک عدن از لب آدم و حوا عبور کرده باشد. مطمئناً توسط كسانی كه هشدارهای نوح را نادیده گرفته بودند، نيز گفته شد ، هنگام بارش مداوم باران ، كه سطح آب بالا می آمد، و خدا در کشتی را بست. ابراهیم که فرزند محبوبش اسماعیل، فرزندی که از نافرمانی یا حداقل استنباط غلط از اراده خدا ناشی شده بود، را در نظر بگیرید. چطور می تواند این خطور نكند که، عبارت "اگر فقط" در ذهن ابراهیم وارد نشود و از لبانش نریزد ، بعنوان نتیجه اى كه ، وقتی پسر در نوجوانی بود ، مجبور شد آن پسر را برای همیشه از خود دور کند. افسوس و پريشانى که با اين دو کلمه کوچک همراه است طعم این که جهنم چه خواهد بود، است: کِرمی که بی وقفه روح ما را می خورد ، آتشی که هرگز خاموش نمی شود. این همچنین یک هشدار است ، با پافشارى آنچه که يحيى تعميد دهنده یادآور می شود - برای اصلاح راه هایمان ، تغییر مسیر خود - در حالی که هنوز زمان وجود دارد (متى 3: 1).

آتش جاودانه ... يك آتش مادى نخواهد بود مانند آنچه ما به آن عادت کرده ایم بلکه آتشی است که خدا می تواند بداند.
یوحنای دمشقی

زندگی در آنجا چنان غیرقابل تحمل است که ممكن نيست بدبختی های ناشی از محرومیت از چیزهای نیک خدا را به روشنى درک كرد.
یوحنای زرين دهان

@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس

رودى که از ميان عدن سرچشمه می گیرد و به جهان ما مى ريزد (پیدایش 2: 10) عشق سرشار خدا را با خود مى آورد، که هر یک از ما را در طول زندگی همراهی می کند، بدون توجه به اینکه چه مسیری را طی می کنیم. اين عشق می تواند شادی های زندگی را شیرین تر سازد و غم و اندوه آن را نرم كند. اما خدا هرگز اراده آزاد ما را باطل نمى كند، بنابراین این به ما بستگى دارد که خودمان را از نعمات او بهره مند سازيم. به ما زندگی داده می شود که بتوانیم انتخاب کنیم - خدا ، یا نه! غیر از این نمی تواند باشد زیرا این بالاترین پتانسیل خود را به انسان ارائه می دهد. اما سوار شدن بر حصار نیست. اکنون زمان نجات است (دوم قرنتيان 6: 2). پس از مرگ نمى توان هیچ تغییری در انتخابی که ما انجام داده ایم، ايجاد كرد - نه تغییر جهت حتی - بنابراین در جایی که رد كردن یا بی تفاوتی باشد ، آنها باقی می مانند. "با توبه در دنیای مردگان نمى توان هیچ چیزی را كسب نمود. ... "

تا زمانی که در این دنیا هستیم ، حتی اگر مرتکب گناهان بیشماری شویم ، می توان با به انجام رساندن توبه برای تخلفات خود ، همه آنها را از بین برد. اما به محض عزیمت به دنیای دیگر ، حتی اگر صادقانه ترين توبه را به نمایش بگذاریم ، هيچ فایده ای نخواهد داشت: حتی اگر دندان هایمان را بهم بساييم، سینه هایمان را بزنیم ، و با فراخوان بيشمارى برای کمک فرياد زنيم، هیچ کس با نوک انگشت خود قطره ای آب بر بدنهای سوزان ما نمى ریزد. ما فقط سخنى را می شنویم که مرد ثروتمند در مَثَل شنید: ... بین ما و شما پرتگاه عظيمى وجود دارد ... [که هیچ کس نمی تواند از آن عبور کند] (لوقا 16: 26).
زرين دهان

@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس

دعا کردن، انرژیهای خدا را به سوی کسی که دعا می کند و همچنین به کسی که دعا برای او ارائه می شود ، می كشاند. این می تواند قلب کسانی را که هنوز در زندگی وجود دارند ، نرم کند تا وقتی كه زمان براى از بین بردن موانع ناشى از گناه بین خدا و انسان باقی مانده باشد. دعا همچنین می تواند برای ايماندارانى كه عزيمت كرده اند مفيد باشد: کسانی که در طول زندگی خود مسیح را برگزیدند ، اما به دلایلی دیگر ، "خود را در شرایط تمايل به اصلاح زندگی خود قرار ندادند، یا به دليل عدم توبه ، بخشش گناهان خود را دريافت نكردند. "

پدران اعظم كلیسای اولیه موافقند كه وضعیت ابدی كسانی كه از این زندگی با رد كردن خدا، عزيمت مى كنند ، نمى تواند با دعا تغییر يابد. زرين دهان به طور کلی هم رأى است ، اما می افزاید كه: دعا حتی براى آنها سودمند است زیرا آنها را "تسلی" می بخشد که "به روشی خاص ، خستگی آنها را بیرون می آورد". مخصوصاً در طى مراسم لیتورگی الهى ، هنگامى كه دعاى جمعى بدن مسيح با یک صدا خوانده مى شود. شاید اين تسلى، تا حدودی مانند روشن کردن شمع ها در یک تونل تاریک باشد برای ایجاد شناخت برای کسانی که در آن محیط تاریک هستند که توسط این نقاط نور و آگاهی دریابند که کسی به فکر آنها هست. به هر حال ، از آنجا که داوری متعلق به خدا است ، و فقط او وضعیت واقعی روح یک شخص را می داند ، این مسئولیت و امتیاز مقدس ماست که برای همه برادران مان ، زنده و مرده دعا کنیم (دوم مكابيان12:42-44، يعقوب 5: 16) بقیه را به خدا و رحمت او واگذار می کنیم.

دعای ما برای خودمان دعای دزد بر روى صلیب است: اى خداوند ، مرا در ملكوت خود بیاد آور (لوقا 23: 42). غم و اندوهى در بهشت نخواهد بود ، بنابراین پس از رستاخیز جهانی ، افرادى كه به مسیح تعلق دارند، هیچ خاطره ای از کسانی که در بین آنها نیستند ، نخواهند داشت. بنابراین ، اين دعای ما برای رحلت يافتگان؛ "باشد كه یاد و خاطره او ابدی باشد" ، ابراز امیدواری می کند که آنها جزو کسانی باشند که از نعمت های ابدی برخوردارند - بنابراین "به یاد مى مانند". با این وجود ، كسانی كه خدا و نقشه او برای انسان را رد كرده اند ، آگاهی عذاب آور دارند و از تفاوت بین وضعیت موجود آزاردهنده خود (در جهنم خود ساخته شان) و آنچه كه افراد ديگر با مسیح دارند ، آگاه هستند.

هنگامی که روز داورى طلوع می کند ، فرشته ای در ترومپت خود مى دمد برای بیدار کردن مردگان از خواب طولانی خود ، که در آن تجربه شده اند، همانطوری كه در یک رویاى طولانی است ، برای ادامه رابطه یا فقدان آن ، كه آنها با خدا داشته اند.

وقتی بدن در تختخواب قرار می گیرد ، بدون حرکت ، بلکه در خوابى شبیه مرگ ، روح به واسطه قدرت خود بیدار می شود. روح از قدرت طبیعی بدن فراتر می رود و گویی که از بدن دور می شود در حالی که در آن باقی مانده است ، چیزهایی را در بالای زمین تصور و مشاهده می كند ، و اغلب حتی با قديسين و فرشتگان که بالاتر از وجود زمینی و جسمی هستند مکالمه می کند. ... پس اگر، هنگامى که روح همراه با بدن زندگی مى كرد ، خارج از بدن هم زندگی میکرد، چقدر بیشتر پس از مرگ بدن، آن به زندگى خود ادامه خواهد داد.
آتاناسيوس

@LessonsOrthodox
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
☦️ مراسم شکستن درب هاویه توسط مسیح در شب پاسکالیا در کلیسای ارتدوکس

🆔@ORTHODOXIRAN
🏵 جلسه نهم / آرتین
@LessonsOrthodox