📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ پس چرا کاتولیکهای رومی میگویند که روحالقدس از پدر و همچنین از پسر صادر میگردد؟ آیا این اشتباه است؟
قطعاً اشتباه است و در این زمینه خیلی هم اشتباه میباشد! چه کسی حق دارد کلام صریح مسیح را اصلاح کند؟! خداوندگار فرموده: «پس هر که یکی از کوچکترینِ این احکام را کماهمیت شمارد و به دیگران نیز چنین بیاموزد، در پادشاهیِ آسمان، کوچکترین به شمار خواهد آمد. امّا هر که این احکام را اجرا کند و آنها را به دیگران بیاموزد، او در پادشاهیِ آسمان بزرگ خوانده خواهد شد» (متی ٥ :۱۹). اکنون، اگر کسی جرأت کند که نه صرفاً یک حکم کوچک، بلکه آموزۀ اساسی ایمان ما را تغییر دهد- آموزهای که خداوندگار و خدا-انسان خود از آن محافظت نمود، و همچنین کل شورای جهانی- میفهمیم که چه مسئولیت عظیمی دربرابر خدا دارد! ما به تحلیل و بررسی بیشتر این موضوع بزرگ که یکی از تفاوتهای بنیادی موجود میان کلیسای کاتولیک رومی و کلیسای ارتدوکس است، نخواهیم پرداخت. فقط به این مطلب اشاره خواهیم کرد که عبارت «و پسر» (در لاتین، filioque) که برضد کاننهای (قوانین) کلیساست، موضوعی جزئی و ناچیز نیست؛ بلکه، در روابط موجود میان سه شخص تثلیث اقدس اختلال و بینظمی بهوجود میآورد، و دو اصل را وارد میسازد و روحالقدس را دستکم گرفته و او را پایینتر از پدر و پسر قرار میدهد. اما اجازه بدهید اینها را به الهیدانانی بسپاریم که در بررسی چنین اموری مشغول میباشند. بگذارید به نوبۀ خودمان بر اساس کلام عیسی و مطلب تدوینشده از سوی شورای دوم جهانی، از ایمانمان دفاع کنیم، آموزهای که کلیسای ارتدوکس بههمراه سایر آموزهها، به مدت ۱۷۰۰ سال و بیشتر، بدون تغییر حفظ کرده است.
✅ چرا اعتقادنامۀ ایمان میگوید که روحالقدس «از طریق انبیاء سخن گفته»؟ آیا روحالقدس از دوران عهدقدیم فعالیت داشته؟
حتی قبل از آن! از ابتدای خلقت جهان، روحالقدس که خداست، در اتحاد با خدای پدر و پسرِ خدا، در همه چیز با ایشان همکاری داشته است، خصوصاً در رابطه با انبیای عهدقدیم و حتی پس از ایشان، همانطور که پطرس رسول که روح خدا را داشت مینویسد: «زیرا وحی هیچگاه به ارادۀ انسان آورده نشد، بلکه مردمان تحت نفوذ روحالقدس از جانب خدا سخن گفتند» (دوم پطرس ١ :۲۱). پولس رسول نیز اضافه میکند: «یکی را به وسیلۀ روح، کلام حکمت داده میشود... به دیگری نبوّت» (اول قرنتیان ١٢ :۸-۱۰). لذا، این مطلب معلوم و مشخص میگردد که روحالقدس انبیا را آگاه ساخت، در این خصوص که دربارۀ ارادۀ خدا به مردم چه بگویند. به همین دلیل است که جملۀ «او از طریق پیامبران سخن گفته است» به اعتقادنامۀ نیقیه اضافه شد.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ پس چرا کاتولیکهای رومی میگویند که روحالقدس از پدر و همچنین از پسر صادر میگردد؟ آیا این اشتباه است؟
قطعاً اشتباه است و در این زمینه خیلی هم اشتباه میباشد! چه کسی حق دارد کلام صریح مسیح را اصلاح کند؟! خداوندگار فرموده: «پس هر که یکی از کوچکترینِ این احکام را کماهمیت شمارد و به دیگران نیز چنین بیاموزد، در پادشاهیِ آسمان، کوچکترین به شمار خواهد آمد. امّا هر که این احکام را اجرا کند و آنها را به دیگران بیاموزد، او در پادشاهیِ آسمان بزرگ خوانده خواهد شد» (متی ٥ :۱۹). اکنون، اگر کسی جرأت کند که نه صرفاً یک حکم کوچک، بلکه آموزۀ اساسی ایمان ما را تغییر دهد- آموزهای که خداوندگار و خدا-انسان خود از آن محافظت نمود، و همچنین کل شورای جهانی- میفهمیم که چه مسئولیت عظیمی دربرابر خدا دارد! ما به تحلیل و بررسی بیشتر این موضوع بزرگ که یکی از تفاوتهای بنیادی موجود میان کلیسای کاتولیک رومی و کلیسای ارتدوکس است، نخواهیم پرداخت. فقط به این مطلب اشاره خواهیم کرد که عبارت «و پسر» (در لاتین، filioque) که برضد کاننهای (قوانین) کلیساست، موضوعی جزئی و ناچیز نیست؛ بلکه، در روابط موجود میان سه شخص تثلیث اقدس اختلال و بینظمی بهوجود میآورد، و دو اصل را وارد میسازد و روحالقدس را دستکم گرفته و او را پایینتر از پدر و پسر قرار میدهد. اما اجازه بدهید اینها را به الهیدانانی بسپاریم که در بررسی چنین اموری مشغول میباشند. بگذارید به نوبۀ خودمان بر اساس کلام عیسی و مطلب تدوینشده از سوی شورای دوم جهانی، از ایمانمان دفاع کنیم، آموزهای که کلیسای ارتدوکس بههمراه سایر آموزهها، به مدت ۱۷۰۰ سال و بیشتر، بدون تغییر حفظ کرده است.
✅ چرا اعتقادنامۀ ایمان میگوید که روحالقدس «از طریق انبیاء سخن گفته»؟ آیا روحالقدس از دوران عهدقدیم فعالیت داشته؟
حتی قبل از آن! از ابتدای خلقت جهان، روحالقدس که خداست، در اتحاد با خدای پدر و پسرِ خدا، در همه چیز با ایشان همکاری داشته است، خصوصاً در رابطه با انبیای عهدقدیم و حتی پس از ایشان، همانطور که پطرس رسول که روح خدا را داشت مینویسد: «زیرا وحی هیچگاه به ارادۀ انسان آورده نشد، بلکه مردمان تحت نفوذ روحالقدس از جانب خدا سخن گفتند» (دوم پطرس ١ :۲۱). پولس رسول نیز اضافه میکند: «یکی را به وسیلۀ روح، کلام حکمت داده میشود... به دیگری نبوّت» (اول قرنتیان ١٢ :۸-۱۰). لذا، این مطلب معلوم و مشخص میگردد که روحالقدس انبیا را آگاه ساخت، در این خصوص که دربارۀ ارادۀ خدا به مردم چه بگویند. به همین دلیل است که جملۀ «او از طریق پیامبران سخن گفته است» به اعتقادنامۀ نیقیه اضافه شد.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ در کنار همۀ چیزهایی که تاکنون آموختهایم، آیا اطلاعی از سایر کارهای روحالقدس در این دنیا داریم؟
اعمال روحالقدس بسیارند! ما آنها را در مطالعۀ روزانۀ کتابمقدس میبینیم. ما تنها به یکی از آنها که مهمترین است خواهیم پرداخت. این رویداد پنجاه روز پس از رستاخیز خداوندگار یا ده روز پس از صعودش به آسمان اتفاق افتاد. لوقا کسی است که این واقعۀ بینظیر و بیسابقه را در اعمال رسولان (٢ :۱-۴۰) شرح میدهد.
در آن روز، وعدۀ مسیح به شاگردانش تحقق یافت، این وعده که ایشان روحالقدس، آن تسلیدهنده و مدافع (پاراکلیت)[3] را دریافت خواهند کرد که همه چیز را بدیشان خواهد آموخت و آنان را به تمامی حقیقت رهبری خواهد کرد (یوحنا ١٤ :٢٥ و ١٦ :١٣).
وقتی شاگردان بههمراه نخستین ایمانداران «همه یکدل در یک جا جمع بودند» (اعمال ٢ :۱)، در همان جایی که به بالاخانه معروف بود و شام آخر در آنجا برگزار شد، روحالقدس به شکل زبانههای آتش بر تک تک ایشان فرود آمد. زمانی که «صدایی همچون صدای وزش باد شديد از آسمان آمد» ایشان آمدن او را احساس کردند (اعمال ۲:۲). از آن لحظه، شاگردان عامی و بیسواد به شخصیتهایی پویا و جدید تغییر یافتند. نخستین علامت قابل رؤیت و مشهودِ این تغییر، این بود که «به زبانهای دیگر سخن گفتن آغاز کردند» (اعمال ٢ :۴). یک پدیدۀ غافلگیرکنندۀ دیگر از تحول فردی رسولان، خطابۀ دلیرانۀ پطرس در برابر جمعیتی از مردم بود که هجوم آورده بودند تا ببینند در بالاخانه چه اتفاقی در حال رخ دادن است! پطرس که در شب دستگیری و محاکمۀ عیسی، در مقابل یک خدمتکار زن ترسید که اعلان کند که شاگرد عیسی است، اکنون در برابر هزاران نفر نه تنها جرأت کرد که بگوید عیسی همان مسیح موعود است، بلکه حتی ایشان را مورد انتقاد قرار داد و گفت او همان است که شما بر صلیب کشیدید (اعمال ٢ :۳۶). نتیجه حیرتانگیز بود. نتیجۀ خطابۀ پطرس رسول و سایر رسولان که با الهام روحالقدس بود، برانگیختن حس عمیقی از توبه در دل شنوندگان بود و ایشان فوراً از رسولان مشورت خواسته، پرسیدند: «ای برادران، چه کنیم؟» (اعمال ٢ :۳۷). پطرس ایشان را چنین هدایت کرد و فرمود: «توبه کنید و هر یک از شما به نام عیسی مسیح برای آمرزش گناهان خود تعمید گیرید که عطای روحالقدس را خواهید یافت» (اعمال ٢ :۳۸). «پس پیام او را پذیرفتند و تعمید گرفتند. در همان روز حدود سه هزار تن بدیشان پیوستند» (اعمال ٢ :۴۱).
چه کسی میتوانست تصور کند رسولانی که معلم خویش را بههنگام دستگیری به دست کسانی که میخواستند او را مصلوب کنند، رها کرده بودند و رفته و پنهان گشتند تا مبادا ایشان را نیز دستگیر کنند، اکنون چنین جسارت و صراحتی از خود نشان دادند. یا اینکه چنان حکیمانه و مؤثر سخن گفتند که سه هزار نفر را متقاعد کردند که آن روز تعمید بگیرند! و ایشان چه کسانی بودند؟ ایشان از میان همان جمعیتی بودند که از پیلاتس میخواستند عیسی را مصلوب کند.
اینها نتایج نزول روحالقدس بود که از آن روزِ مقدس به بعد، کلیسای مقدس مسیح را نمایان ساخت، و از آن پس، کلیسا را در انجام رسالتش، حمایت، محافظت، هدایت کرده و الهام بخشیده است.
........................................
[3] کلمۀ یونانی Paracletos (صورت انگلیسی آن: Paraclete) عهدجدید یونانی [یوحنا 14:16؛ ۲۶؛ ۱۵:۲۶؛ ۱۶:۷؛ ۱-یوحنا ۲:۱] معنای مدافع، میانجی، پشتیبان و با بسط معنایی، راحتیبخش، تسلیدهنده و حامی را میرساند. در این مفهوم غنی و جامع است که نام پارکلیت و بهخاطر کارهای عالی روحالقدس و عطایای فوقالعادهای که به انسان میدهد، به وی داده شد. (یادداشت مترجم)
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ در کنار همۀ چیزهایی که تاکنون آموختهایم، آیا اطلاعی از سایر کارهای روحالقدس در این دنیا داریم؟
اعمال روحالقدس بسیارند! ما آنها را در مطالعۀ روزانۀ کتابمقدس میبینیم. ما تنها به یکی از آنها که مهمترین است خواهیم پرداخت. این رویداد پنجاه روز پس از رستاخیز خداوندگار یا ده روز پس از صعودش به آسمان اتفاق افتاد. لوقا کسی است که این واقعۀ بینظیر و بیسابقه را در اعمال رسولان (٢ :۱-۴۰) شرح میدهد.
در آن روز، وعدۀ مسیح به شاگردانش تحقق یافت، این وعده که ایشان روحالقدس، آن تسلیدهنده و مدافع (پاراکلیت)[3] را دریافت خواهند کرد که همه چیز را بدیشان خواهد آموخت و آنان را به تمامی حقیقت رهبری خواهد کرد (یوحنا ١٤ :٢٥ و ١٦ :١٣).
وقتی شاگردان بههمراه نخستین ایمانداران «همه یکدل در یک جا جمع بودند» (اعمال ٢ :۱)، در همان جایی که به بالاخانه معروف بود و شام آخر در آنجا برگزار شد، روحالقدس به شکل زبانههای آتش بر تک تک ایشان فرود آمد. زمانی که «صدایی همچون صدای وزش باد شديد از آسمان آمد» ایشان آمدن او را احساس کردند (اعمال ۲:۲). از آن لحظه، شاگردان عامی و بیسواد به شخصیتهایی پویا و جدید تغییر یافتند. نخستین علامت قابل رؤیت و مشهودِ این تغییر، این بود که «به زبانهای دیگر سخن گفتن آغاز کردند» (اعمال ٢ :۴). یک پدیدۀ غافلگیرکنندۀ دیگر از تحول فردی رسولان، خطابۀ دلیرانۀ پطرس در برابر جمعیتی از مردم بود که هجوم آورده بودند تا ببینند در بالاخانه چه اتفاقی در حال رخ دادن است! پطرس که در شب دستگیری و محاکمۀ عیسی، در مقابل یک خدمتکار زن ترسید که اعلان کند که شاگرد عیسی است، اکنون در برابر هزاران نفر نه تنها جرأت کرد که بگوید عیسی همان مسیح موعود است، بلکه حتی ایشان را مورد انتقاد قرار داد و گفت او همان است که شما بر صلیب کشیدید (اعمال ٢ :۳۶). نتیجه حیرتانگیز بود. نتیجۀ خطابۀ پطرس رسول و سایر رسولان که با الهام روحالقدس بود، برانگیختن حس عمیقی از توبه در دل شنوندگان بود و ایشان فوراً از رسولان مشورت خواسته، پرسیدند: «ای برادران، چه کنیم؟» (اعمال ٢ :۳۷). پطرس ایشان را چنین هدایت کرد و فرمود: «توبه کنید و هر یک از شما به نام عیسی مسیح برای آمرزش گناهان خود تعمید گیرید که عطای روحالقدس را خواهید یافت» (اعمال ٢ :۳۸). «پس پیام او را پذیرفتند و تعمید گرفتند. در همان روز حدود سه هزار تن بدیشان پیوستند» (اعمال ٢ :۴۱).
چه کسی میتوانست تصور کند رسولانی که معلم خویش را بههنگام دستگیری به دست کسانی که میخواستند او را مصلوب کنند، رها کرده بودند و رفته و پنهان گشتند تا مبادا ایشان را نیز دستگیر کنند، اکنون چنین جسارت و صراحتی از خود نشان دادند. یا اینکه چنان حکیمانه و مؤثر سخن گفتند که سه هزار نفر را متقاعد کردند که آن روز تعمید بگیرند! و ایشان چه کسانی بودند؟ ایشان از میان همان جمعیتی بودند که از پیلاتس میخواستند عیسی را مصلوب کند.
اینها نتایج نزول روحالقدس بود که از آن روزِ مقدس به بعد، کلیسای مقدس مسیح را نمایان ساخت، و از آن پس، کلیسا را در انجام رسالتش، حمایت، محافظت، هدایت کرده و الهام بخشیده است.
........................................
[3] کلمۀ یونانی Paracletos (صورت انگلیسی آن: Paraclete) عهدجدید یونانی [یوحنا 14:16؛ ۲۶؛ ۱۵:۲۶؛ ۱۶:۷؛ ۱-یوحنا ۲:۱] معنای مدافع، میانجی، پشتیبان و با بسط معنایی، راحتیبخش، تسلیدهنده و حامی را میرساند. در این مفهوم غنی و جامع است که نام پارکلیت و بهخاطر کارهای عالی روحالقدس و عطایای فوقالعادهای که به انسان میدهد، به وی داده شد. (یادداشت مترجم)
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ کلیسا چیست؟
کلیسا دقیقاً همان معجزهای است که در روز پنطیکاست آشکار شد. همانطور که دیدیم، در آن روز، جمعیتی در «بالاخانۀ» اورشلیم گرد هم آمده بود، بهاضافۀ مادر مقدس مسیح و رسولان مقدس و تمام کسانی که به مسیح ایمان داشتند- حدود صد و بیست نفر (م.ک. اعمال ١ :۱۵ و ٢ :۱). از همان لحظهای که همۀ این افراد نزول روحالقدس را تجربه کردند و «با روحالقدس و آتش» تعمید گرفتند، همانطور که یحیی پیشگویی کرده بود (لوقا ٣ :۱۶)، کلیسای مسیح بنیان گذاشته شد.
پس از سخنان پطرس و سایر رسولان مقدس خطاب به جماعتی که آنجا گرد هم آمده بودند، حدود سه هزار نفر به مسیح ایمان آوردند و در همان روزِ پنطیکاست تعمید گرفتند. ایشان همگی به کلیسای اورشلیم پیوستند (م.ک. اعمال ٢ :۴۱).
از آن روز به بعد، رسولان مسیح انجیل مسیح را با دلیری در همه جا موعظه میکردند، در صحن بیرونیِ معبد، در خیابانها و میدانهای اورشلیم، و نتیجۀ آن چنین بود که جمعیت بیشتری ایمان آوردند «و شمار مردان به حدود پنج هزار رسید» (اعمال ۴:۴). اگر قرار بود زنان و کودکان مسیحی را نیز بهحساب آوریم، قطعاً این جمعیت بسیار بیشتر میشد. نخستین کلیسا در اورشلیم به این شکل پایهگذاری شد- «مادرِ کلیساهایی» که دائماً در حال رشد بود.
وقتی رسولان مقدس- که پولس رسول نیز با دعوتی خاص از سوی عیسی مسیح به ایشان اضافه شد (م.ک. اعمال ٩ :۱-۹)- و همکارانشان نزد همۀ ملتها رفتند (آسیای صغیر، خاورِ دور، حتی هندوستان و اسپانیا، شمال و جنوب)، همگی مشغول پایهگذاری کلیساهای جدید شدند. رسولان در هر کلیسای جدیدی که بنا میکردند، هنگام ترک آنجا (برای اینکه رسالت مقدس خود را در جای دیگر ادامه دهند)، بر طبق دستوراتی که از استاد خود، عیسی دریافت کرده بودند، اسقفی را بهعنوان جانشین خویش دستگذاری کرده، در آنجا مستقر میساختند. اسقف مسئول برگزاری آیین نیایش و تمام رازها (آیینها) بود. هنگامی که جماعتهای بیشتری از مؤمنین در منطقۀ تحت سرپرستی او تشکیل میشد، برای هر کلیسای محلی یک کشیش تعیین میکرد. ما تا به امروز نیز در سراسر جهان همین کاری را انجام میدهیم.
بنابراین، روحالقدس در روز پنطیکاست، کلیسا را پایهگذاری کرد- یعنی جماعتی مقدس از ایمانداران که مسیح در میانشان حضور دارد. مسیح نیز چنین فرمود: «زیرا جایی که دو یا سه نفر به نام من جمع شوند، من آنجا در میان ایشان حاضرم» (متی ١٨ :۲۰). این امر بهطور خاص در طول مراسم آیین نیایش، بههنگام برگزاری راز عشای ربانی، واضح و مشهود میگردد که بعداً بدان خواهیم پرداخت.
🔸 بهطور خلاصه، میتوانیم بگوییم که کلیسا نهادی است تشکیلشده از سوی خدا که مسیح سر آن است، و اعضای آن را نیز تمام افرادی تشکیل میدهند که به او ایمان دارند، در نام تثلیث اقدس تعمید میگیرند و با شرکت در رازهای مقدس، در اتحاد با او باقی میمانند.
➖بیایید نگاهی بیندازیم به چند جملۀ کوتاه که پدران مقدس دربارۀ کلیسا بیان نمودهاند:
🔹جایی که کلیسا باشد، روح خدا نیز در آنجا حضور دارد؛ و جایی که روح خدا هست، آنجا کلیساست و فیضش به تمامی در جریان است (قدیس ایرنیوس، در ۱۳۰ م. در اسمیرنا متولد شد و در سال ۲۰۲ در فرانسه درگذشت. وی در آن زمان اسقف لیون بود).
🔹اگر کسی کلیسا را بهعنوان مادر تصدیق نکند، نمیتواند خدا را بهعنوان پدر داشته باشد (قدیسْ سیپریان، اسقف کارتاژ، حدود ۲۰۰-۲۵۸).
🔹کلیسا بزرگتر از آسمانها و زمین است. کلیسا دنیایی جدید است که خورشید آن مسیح میباشد (قدیس آمبروز، اسقف میلان، حدود ۳۴۰-۳۹۷).
🔹بدن مسیح که مسیحیان از طریق تعمید بدان میپیوندند، سرچشمۀ رستاخیز و نجات ماست (قدیس آتاناسیوس، اسقف اسکندریه، حدود ۲۹۶-۳۷۳).
🔹کلیسا فردوسِ زمین میباشد که پدر آسمانی در آن سكونت دارد(گرمانوس اول، پاتریارخ قسطنطنیه، ۷۱۵-۷۳۰).
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ کلیسا چیست؟
کلیسا دقیقاً همان معجزهای است که در روز پنطیکاست آشکار شد. همانطور که دیدیم، در آن روز، جمعیتی در «بالاخانۀ» اورشلیم گرد هم آمده بود، بهاضافۀ مادر مقدس مسیح و رسولان مقدس و تمام کسانی که به مسیح ایمان داشتند- حدود صد و بیست نفر (م.ک. اعمال ١ :۱۵ و ٢ :۱). از همان لحظهای که همۀ این افراد نزول روحالقدس را تجربه کردند و «با روحالقدس و آتش» تعمید گرفتند، همانطور که یحیی پیشگویی کرده بود (لوقا ٣ :۱۶)، کلیسای مسیح بنیان گذاشته شد.
پس از سخنان پطرس و سایر رسولان مقدس خطاب به جماعتی که آنجا گرد هم آمده بودند، حدود سه هزار نفر به مسیح ایمان آوردند و در همان روزِ پنطیکاست تعمید گرفتند. ایشان همگی به کلیسای اورشلیم پیوستند (م.ک. اعمال ٢ :۴۱).
از آن روز به بعد، رسولان مسیح انجیل مسیح را با دلیری در همه جا موعظه میکردند، در صحن بیرونیِ معبد، در خیابانها و میدانهای اورشلیم، و نتیجۀ آن چنین بود که جمعیت بیشتری ایمان آوردند «و شمار مردان به حدود پنج هزار رسید» (اعمال ۴:۴). اگر قرار بود زنان و کودکان مسیحی را نیز بهحساب آوریم، قطعاً این جمعیت بسیار بیشتر میشد. نخستین کلیسا در اورشلیم به این شکل پایهگذاری شد- «مادرِ کلیساهایی» که دائماً در حال رشد بود.
وقتی رسولان مقدس- که پولس رسول نیز با دعوتی خاص از سوی عیسی مسیح به ایشان اضافه شد (م.ک. اعمال ٩ :۱-۹)- و همکارانشان نزد همۀ ملتها رفتند (آسیای صغیر، خاورِ دور، حتی هندوستان و اسپانیا، شمال و جنوب)، همگی مشغول پایهگذاری کلیساهای جدید شدند. رسولان در هر کلیسای جدیدی که بنا میکردند، هنگام ترک آنجا (برای اینکه رسالت مقدس خود را در جای دیگر ادامه دهند)، بر طبق دستوراتی که از استاد خود، عیسی دریافت کرده بودند، اسقفی را بهعنوان جانشین خویش دستگذاری کرده، در آنجا مستقر میساختند. اسقف مسئول برگزاری آیین نیایش و تمام رازها (آیینها) بود. هنگامی که جماعتهای بیشتری از مؤمنین در منطقۀ تحت سرپرستی او تشکیل میشد، برای هر کلیسای محلی یک کشیش تعیین میکرد. ما تا به امروز نیز در سراسر جهان همین کاری را انجام میدهیم.
بنابراین، روحالقدس در روز پنطیکاست، کلیسا را پایهگذاری کرد- یعنی جماعتی مقدس از ایمانداران که مسیح در میانشان حضور دارد. مسیح نیز چنین فرمود: «زیرا جایی که دو یا سه نفر به نام من جمع شوند، من آنجا در میان ایشان حاضرم» (متی ١٨ :۲۰). این امر بهطور خاص در طول مراسم آیین نیایش، بههنگام برگزاری راز عشای ربانی، واضح و مشهود میگردد که بعداً بدان خواهیم پرداخت.
🔸 بهطور خلاصه، میتوانیم بگوییم که کلیسا نهادی است تشکیلشده از سوی خدا که مسیح سر آن است، و اعضای آن را نیز تمام افرادی تشکیل میدهند که به او ایمان دارند، در نام تثلیث اقدس تعمید میگیرند و با شرکت در رازهای مقدس، در اتحاد با او باقی میمانند.
➖بیایید نگاهی بیندازیم به چند جملۀ کوتاه که پدران مقدس دربارۀ کلیسا بیان نمودهاند:
🔹جایی که کلیسا باشد، روح خدا نیز در آنجا حضور دارد؛ و جایی که روح خدا هست، آنجا کلیساست و فیضش به تمامی در جریان است (قدیس ایرنیوس، در ۱۳۰ م. در اسمیرنا متولد شد و در سال ۲۰۲ در فرانسه درگذشت. وی در آن زمان اسقف لیون بود).
🔹اگر کسی کلیسا را بهعنوان مادر تصدیق نکند، نمیتواند خدا را بهعنوان پدر داشته باشد (قدیسْ سیپریان، اسقف کارتاژ، حدود ۲۰۰-۲۵۸).
🔹کلیسا بزرگتر از آسمانها و زمین است. کلیسا دنیایی جدید است که خورشید آن مسیح میباشد (قدیس آمبروز، اسقف میلان، حدود ۳۴۰-۳۹۷).
🔹بدن مسیح که مسیحیان از طریق تعمید بدان میپیوندند، سرچشمۀ رستاخیز و نجات ماست (قدیس آتاناسیوس، اسقف اسکندریه، حدود ۲۹۶-۳۷۳).
🔹کلیسا فردوسِ زمین میباشد که پدر آسمانی در آن سكونت دارد(گرمانوس اول، پاتریارخ قسطنطنیه، ۷۱۵-۷۳۰).
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ از آنجا که کلیساهای بسیاری در جهان وجود دارد، چرا اعتقادنامۀ نیقیۀ میگوید «من ایمان دارم...به کلیسا که یکتا...است»؟
تمام کلیساهای محلی در سرتاسر جهان، بر یک باور راستین (به یونانی: «ارتدوکس») استوارند، باوری که کتابمقدس تعلیم میدهد و پدران کلیسا در شوراهای جهانی تعریف کردهاند. اینها همگی از یک سنّت مقدس و راستین (ارتدوکس) و یک پرستش پیروی میکنند. همۀ اسقفها، کاهنان و شماسان نیز بیوقفه از سوی تمام اسقفها- یعنی همان جانشین رسولان- دستگذاری شدهاند. بدین نحو، تمام کلیساهای ارتدوکس یک بدن را شکل میدهند که همان بدن روحانی مسیح میباشد. پولس رسول مینویسد که کلیسا بدن مسیح است (م.ک. کولسیان ١ :۲۴)؛ مسیح «بدن، یعنی کلیسا را، سَر است» (کولسیان ١ :۱۸)؛ و همۀ ما ایمانداران اعضای کلیسا میباشیم، یعنی «اعضای بدن او، از گوشت و استخوان او» (م.ک. افسسیان ٥ :۳۰). از این رو، چون همۀ ایمانداران ارتدوکس، از تمامی اعصار و از تمامی کلیساهای محلی و در سرتاسر جهان، اعضای بدن مسیح میباشند و مسیح سر کلیساست، واضح است که تمام کلیساها، کلیسای واحد و یکتای مسیح را تشکیل میدهند. پولس رسول دوباره پیرامون همین موضوع مختصراً مینویسد: «زیرا یک بدن هست [همگی یک بدن را تشکیل میدهید] و یک روح [که شما را متحد میسازد]... یک خداوند، یک ایمان و یک تعمید» (م.ک. افسسیان ۴:۴-۵).
بنابراین، کلیسا یکی است، هرچند تعداد کلیساها درحال افزایش است، زیرا ارادۀ مسیح این است که انجیل در سراسر جهان موعظه شود و «آنگاه یک گله خواهند شد با یک شبان» (یوحنا ١٠ :۱۶).
✅ اعتقادنامۀ نیقیه کلیسا را «مقدس» معرفی میکند. از آنجا که اعضای کلیسا همگی کسانی هستند که به مسیح ایمان آورده و تعمید گرفتهاند، آیا همۀ این ایمانداران مقدس یا قدیس میباشند؟ ما میشنویم که اتفاقات بد و ناشایست بسیاری بین مسیحیان تعمیدگرفته در جریان است!
این یک واقعیت است که در کلیسا اعضایی هستند که در گناه هستند. برای انسان غیرممکن است که در طول زندگی زمینیاش مرتکب گناه نشود. یوحنای انجیلنگار اینگونه بر این مطلب صحّه میگذارد و میفرماید: «اگر بگوییم بَری از گناهیم، خود را فریب دادهایم و راستی در ما نیست» (اول یوحنا ١ :۸). یعقوب («آدلفوتئوس») نیز میافزاید: «همگى ما بسیار میلغزیم» (یعقوب ٣ :۲). اما گناهان مسیحیان نمیتواند قدوسیت کلیسا را باطل سازد، زیرا همانگونه که دیدیم، کلیسا بدن مقدس مسیح است و سری که بر بدن کلیسا تسلط و حاکمیت دارد، خودِ مسیح است. علاوه بر این، هدف مسیح از بنای کلیسا دقیقاً تقدیس تمام کسانی است که با او متحد خواهند شد. همانطور که پولس رسول میفرماید: «...آنگونه که مسیح نیز کلیسا را محبت کرد و جان خویش را فدای آن نمود، تا آن را به آبِ کلام بشوید و اینگونه کلیسا را طاهر ساخته، تقدیس نماید، و کلیسایی درخشان را نزد خود حاضر سازد که هیچ لکه و چین و نقصی دیگر نداشته، بلکه مقدّس و بیعیب باشد» (افسسیان ٥ :۲۵-۲۷). بنابراین، کار تقدیس کلیسا را خودِ مسیح که سر کلیساست تضمین نمود و او را با روحالقدس که روحِ کلیسا میباشد به «تمامی حقیقت» راهبری میکند (یوحنا ١٦ :۱۳). ما بهوضوح میبینیم که خدای تثلیث، پدر، بهواسطۀ پسرش عیسی مسیح و با مشارکت و همکاری روحالقدس، با اجرای رازهای مقدس مانند تعمید، توبه و اعتراف و آیین سپاسگزاری (عشاء ربانی)، ایماندارانی را که به کلیسا میآیند، تقدیس میکند. تعداد مقدسینی که کلیسا تا به امروز پرورش داده، بیشمار است و همچنان با عمل تقدیسکنندۀ خویش به این کار ادامه میدهد.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ از آنجا که کلیساهای بسیاری در جهان وجود دارد، چرا اعتقادنامۀ نیقیۀ میگوید «من ایمان دارم...به کلیسا که یکتا...است»؟
تمام کلیساهای محلی در سرتاسر جهان، بر یک باور راستین (به یونانی: «ارتدوکس») استوارند، باوری که کتابمقدس تعلیم میدهد و پدران کلیسا در شوراهای جهانی تعریف کردهاند. اینها همگی از یک سنّت مقدس و راستین (ارتدوکس) و یک پرستش پیروی میکنند. همۀ اسقفها، کاهنان و شماسان نیز بیوقفه از سوی تمام اسقفها- یعنی همان جانشین رسولان- دستگذاری شدهاند. بدین نحو، تمام کلیساهای ارتدوکس یک بدن را شکل میدهند که همان بدن روحانی مسیح میباشد. پولس رسول مینویسد که کلیسا بدن مسیح است (م.ک. کولسیان ١ :۲۴)؛ مسیح «بدن، یعنی کلیسا را، سَر است» (کولسیان ١ :۱۸)؛ و همۀ ما ایمانداران اعضای کلیسا میباشیم، یعنی «اعضای بدن او، از گوشت و استخوان او» (م.ک. افسسیان ٥ :۳۰). از این رو، چون همۀ ایمانداران ارتدوکس، از تمامی اعصار و از تمامی کلیساهای محلی و در سرتاسر جهان، اعضای بدن مسیح میباشند و مسیح سر کلیساست، واضح است که تمام کلیساها، کلیسای واحد و یکتای مسیح را تشکیل میدهند. پولس رسول دوباره پیرامون همین موضوع مختصراً مینویسد: «زیرا یک بدن هست [همگی یک بدن را تشکیل میدهید] و یک روح [که شما را متحد میسازد]... یک خداوند، یک ایمان و یک تعمید» (م.ک. افسسیان ۴:۴-۵).
بنابراین، کلیسا یکی است، هرچند تعداد کلیساها درحال افزایش است، زیرا ارادۀ مسیح این است که انجیل در سراسر جهان موعظه شود و «آنگاه یک گله خواهند شد با یک شبان» (یوحنا ١٠ :۱۶).
✅ اعتقادنامۀ نیقیه کلیسا را «مقدس» معرفی میکند. از آنجا که اعضای کلیسا همگی کسانی هستند که به مسیح ایمان آورده و تعمید گرفتهاند، آیا همۀ این ایمانداران مقدس یا قدیس میباشند؟ ما میشنویم که اتفاقات بد و ناشایست بسیاری بین مسیحیان تعمیدگرفته در جریان است!
این یک واقعیت است که در کلیسا اعضایی هستند که در گناه هستند. برای انسان غیرممکن است که در طول زندگی زمینیاش مرتکب گناه نشود. یوحنای انجیلنگار اینگونه بر این مطلب صحّه میگذارد و میفرماید: «اگر بگوییم بَری از گناهیم، خود را فریب دادهایم و راستی در ما نیست» (اول یوحنا ١ :۸). یعقوب («آدلفوتئوس») نیز میافزاید: «همگى ما بسیار میلغزیم» (یعقوب ٣ :۲). اما گناهان مسیحیان نمیتواند قدوسیت کلیسا را باطل سازد، زیرا همانگونه که دیدیم، کلیسا بدن مقدس مسیح است و سری که بر بدن کلیسا تسلط و حاکمیت دارد، خودِ مسیح است. علاوه بر این، هدف مسیح از بنای کلیسا دقیقاً تقدیس تمام کسانی است که با او متحد خواهند شد. همانطور که پولس رسول میفرماید: «...آنگونه که مسیح نیز کلیسا را محبت کرد و جان خویش را فدای آن نمود، تا آن را به آبِ کلام بشوید و اینگونه کلیسا را طاهر ساخته، تقدیس نماید، و کلیسایی درخشان را نزد خود حاضر سازد که هیچ لکه و چین و نقصی دیگر نداشته، بلکه مقدّس و بیعیب باشد» (افسسیان ٥ :۲۵-۲۷). بنابراین، کار تقدیس کلیسا را خودِ مسیح که سر کلیساست تضمین نمود و او را با روحالقدس که روحِ کلیسا میباشد به «تمامی حقیقت» راهبری میکند (یوحنا ١٦ :۱۳). ما بهوضوح میبینیم که خدای تثلیث، پدر، بهواسطۀ پسرش عیسی مسیح و با مشارکت و همکاری روحالقدس، با اجرای رازهای مقدس مانند تعمید، توبه و اعتراف و آیین سپاسگزاری (عشاء ربانی)، ایماندارانی را که به کلیسا میآیند، تقدیس میکند. تعداد مقدسینی که کلیسا تا به امروز پرورش داده، بیشمار است و همچنان با عمل تقدیسکنندۀ خویش به این کار ادامه میدهد.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ در اعتقادنامۀ نیقیه، کلیسای یکتا و مقدس «کاتولیک یا جامع» خوانده میشود. اما میدانیم که کلیسای کاتولیک حدود هزار سال پیش از کلیسای ارتدوکس جدا شد. پس چرا همچنان کلیسای خود را «کاتولیک» میخوانیم؟
باید توضیح دهیم که کلیسای غرب پس از جدایی از کلیسای شرق، یعنی کلیسا ارتدوکس، در سال ۱۰۵۴، اصطلاح «کاتولیک» را از اعتقادنامه برگزید تا خود را «کاتولیک» یا همگانی و جهانشمول بنامد. اما بر اساس کانُنها، کلیسای ارتدوکس آن را بهعنوان «کاتولیک» نمیپذیرد، زیرا نمیتواند همگانی باشد، از آنجا که از کلیسای یکتا، مقدس، همگانی و رسولی جدا شده و بهلحاظ آیینی نیز با آن مشارکت ندارد.
➖کلیسای ارتدوکسِ ما به دو دلیل عمدۀ زیر کاتولیک (جامع) میباشد:
نخست به این دلیل که به خواندگی و دعوتی که در برابر تمامی ملتها دارد، توجه میکند و هر انسانی را، صرف نظر از هر نژادی، بهعنوان عضو میپذیرد، تا تمامی مردم را بدون هیچ استثنائی در خود جای دهد و ایشان را با مسیح متحد سازد تا در نهایت، کلام خداوندگار تحقق یابد که فرمود: «آنگاه یک گله خواهند شد با یک شبان» (یوحنا ١٠ :۱۶). قدیس سیریل، اسقف اورشلیم (حدود ۳۵۰-۳۸۶) میگوید که کلیسا «کاتولیک خوانده میشود... چون در سرتاسر جهان حضور دارد، از یک نقطۀ جهان تا نقطهای دیگر... زیرا در سرتاسر جهان وجود دارد، از یک انتها تا انتهایی دیگر... و اینکه کلیساها در همۀ نقاط جهان پراکنده هستند، بهگونهای که همۀ آنها کلیسایی واحد و کاتولیک (جهانشمول) را در اتحاد روحالقدس بسیار مقدس تشکیل دهند». کلیسا کاتولیک (جهانشمول) خوانده شده و میشود، زیرا بدون هیچگونه محدودیت زمانی، تمامی کسانی را که به بدن مسیح تعلق دارند، در بر میگیرد، یعنی تمام آنانی که در قرون گذشته با ایمان به مسیح زندگی کردهاند و آنانی که در حال حاضر در تمامی جهان زیست میکنند. قدیس یوحنای زریندهان (یا «کریزوستوم»- حدود ۳۴۹-۴۰۷) اضافه میکند که کلیسا «نه تنها در تمامی جهان، بلکه در تمامی زمانها گسترش خواهد یافت» یعنی در همۀ دورهها.
دوم اینکه، کلیسا کاتولیک (جهانشمول) خوانده میشود زیرا تعلیم یکپارچۀ کلیسای واحد را بدون تغییر حفظ میکند و بر طبق جملۀ بهیاد ماندنی قدیس وینسنت اهل لِرَن، راهب فرانسوی (حدود ۴۴۵) همچنان بر این باور استوار است: «quod ubique, quod semper quod ab omnibus creditum est» («باور [تأییدشده] در همه جا، همواره و از سوی همگان). بدین نحو، کلیسای کاتولیک یا جهانشمول با سایر کلیساهای خودخوانده، نفاقافکن و بدعتی تفاوت دارد، کلیساهایی که با معرفی تعالیم جدید و غلط یا رد بخشهایی از حقیقت ایمان راستین (ارتدوکس) تعلیم کلیسای واحد را جعل نمودهاند. لذا، به بیان الهیدان معاصر یونانی، «کلیسا ”جامع“ خوانده میشود زیرا همواره و در همه جا یکی است، در پیوندی ناگسستنی قرار دارد، بهشکلی یکپارچه تعلیم میدهد، به یک تعلیم راستین در خصوص ایمان اعتراف میکند و یک پرستش و طرز نظارت/ادارۀ کلیسا را حفظ میکند.»[4]
✅ چرا اعتقادنامۀ نیقیه کلیسا را «رسولی» مینامد؟
زیرا کلیسا از سوی نخستین و بزرگترین «رسول و کاهن اعظمی که بدو معترفیم» پایهگذاری شد، یعنی عیسای مسیح (عبرانیان ٣ :۱)، «و بر شالودۀ رسولان و انبیا بنا شدهاید، که عیسی مسیح خودْ سنگ اصلی آن بناست» (افسسیان ٢ :۲۰). کلیسای یگانه، مقدس و کاتولیک، «رسولی» نیز خوانده میشود، زیرا به موعظۀ تعلیم رسولان مقدس ادامه میدهد، همان تعلیمی که ایشان آن را از خودِ عیسی دریافت کردند. و این فقط به تعلیم خلاصه نمیشود، بلکه بهطور کلی ساختار و ادارۀ کلیسا و نیز تمام خصوصیات کلیسای رسولی را حفظ میکند. یکی از خصوصیات کلیدی کلیسا بهعنوان کلیسای رسولی، جانشینی اسقفهای آن میباشد. منشاء یا نقطۀ شروع انتصاب یا دستگذاری اسقفها در کلیسای یکتا، کاتولیک و رسولی، برمیگردد به رسولان مقدس. همانطور که رسولان جانشینان خویش را بهعنوان اسقف تعیین نمودند، این اسقفها نیز اسقفهای جانشین خود را دستگذاری کردند و ایشان نیز دیگران را، و این سلسله تا امروز نیز ادامه داشته است. این جانشینی رسولی، به همراه ایمان یکپارچه و واحد و نظام ادارۀ کلیسایی در گردهمآیی اسقفان (نظام مرتبط با شورای کلیسایی)، کلیسای حقیقی را از هرگونه بدعت و ساختار نفاقافکن متمایز میسازد. بنابراین، از طریق خدمت اسقفها که جانشین رسولان هستند، فیض کهانت به کاهنان (مشایخ)، شماسان و خادمین منتقل شده است و تأثیرات مفیدی بر کل کلیسا میگذارد.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ در اعتقادنامۀ نیقیه، کلیسای یکتا و مقدس «کاتولیک یا جامع» خوانده میشود. اما میدانیم که کلیسای کاتولیک حدود هزار سال پیش از کلیسای ارتدوکس جدا شد. پس چرا همچنان کلیسای خود را «کاتولیک» میخوانیم؟
باید توضیح دهیم که کلیسای غرب پس از جدایی از کلیسای شرق، یعنی کلیسا ارتدوکس، در سال ۱۰۵۴، اصطلاح «کاتولیک» را از اعتقادنامه برگزید تا خود را «کاتولیک» یا همگانی و جهانشمول بنامد. اما بر اساس کانُنها، کلیسای ارتدوکس آن را بهعنوان «کاتولیک» نمیپذیرد، زیرا نمیتواند همگانی باشد، از آنجا که از کلیسای یکتا، مقدس، همگانی و رسولی جدا شده و بهلحاظ آیینی نیز با آن مشارکت ندارد.
➖کلیسای ارتدوکسِ ما به دو دلیل عمدۀ زیر کاتولیک (جامع) میباشد:
نخست به این دلیل که به خواندگی و دعوتی که در برابر تمامی ملتها دارد، توجه میکند و هر انسانی را، صرف نظر از هر نژادی، بهعنوان عضو میپذیرد، تا تمامی مردم را بدون هیچ استثنائی در خود جای دهد و ایشان را با مسیح متحد سازد تا در نهایت، کلام خداوندگار تحقق یابد که فرمود: «آنگاه یک گله خواهند شد با یک شبان» (یوحنا ١٠ :۱۶). قدیس سیریل، اسقف اورشلیم (حدود ۳۵۰-۳۸۶) میگوید که کلیسا «کاتولیک خوانده میشود... چون در سرتاسر جهان حضور دارد، از یک نقطۀ جهان تا نقطهای دیگر... زیرا در سرتاسر جهان وجود دارد، از یک انتها تا انتهایی دیگر... و اینکه کلیساها در همۀ نقاط جهان پراکنده هستند، بهگونهای که همۀ آنها کلیسایی واحد و کاتولیک (جهانشمول) را در اتحاد روحالقدس بسیار مقدس تشکیل دهند». کلیسا کاتولیک (جهانشمول) خوانده شده و میشود، زیرا بدون هیچگونه محدودیت زمانی، تمامی کسانی را که به بدن مسیح تعلق دارند، در بر میگیرد، یعنی تمام آنانی که در قرون گذشته با ایمان به مسیح زندگی کردهاند و آنانی که در حال حاضر در تمامی جهان زیست میکنند. قدیس یوحنای زریندهان (یا «کریزوستوم»- حدود ۳۴۹-۴۰۷) اضافه میکند که کلیسا «نه تنها در تمامی جهان، بلکه در تمامی زمانها گسترش خواهد یافت» یعنی در همۀ دورهها.
دوم اینکه، کلیسا کاتولیک (جهانشمول) خوانده میشود زیرا تعلیم یکپارچۀ کلیسای واحد را بدون تغییر حفظ میکند و بر طبق جملۀ بهیاد ماندنی قدیس وینسنت اهل لِرَن، راهب فرانسوی (حدود ۴۴۵) همچنان بر این باور استوار است: «quod ubique, quod semper quod ab omnibus creditum est» («باور [تأییدشده] در همه جا، همواره و از سوی همگان). بدین نحو، کلیسای کاتولیک یا جهانشمول با سایر کلیساهای خودخوانده، نفاقافکن و بدعتی تفاوت دارد، کلیساهایی که با معرفی تعالیم جدید و غلط یا رد بخشهایی از حقیقت ایمان راستین (ارتدوکس) تعلیم کلیسای واحد را جعل نمودهاند. لذا، به بیان الهیدان معاصر یونانی، «کلیسا ”جامع“ خوانده میشود زیرا همواره و در همه جا یکی است، در پیوندی ناگسستنی قرار دارد، بهشکلی یکپارچه تعلیم میدهد، به یک تعلیم راستین در خصوص ایمان اعتراف میکند و یک پرستش و طرز نظارت/ادارۀ کلیسا را حفظ میکند.»[4]
✅ چرا اعتقادنامۀ نیقیه کلیسا را «رسولی» مینامد؟
زیرا کلیسا از سوی نخستین و بزرگترین «رسول و کاهن اعظمی که بدو معترفیم» پایهگذاری شد، یعنی عیسای مسیح (عبرانیان ٣ :۱)، «و بر شالودۀ رسولان و انبیا بنا شدهاید، که عیسی مسیح خودْ سنگ اصلی آن بناست» (افسسیان ٢ :۲۰). کلیسای یگانه، مقدس و کاتولیک، «رسولی» نیز خوانده میشود، زیرا به موعظۀ تعلیم رسولان مقدس ادامه میدهد، همان تعلیمی که ایشان آن را از خودِ عیسی دریافت کردند. و این فقط به تعلیم خلاصه نمیشود، بلکه بهطور کلی ساختار و ادارۀ کلیسا و نیز تمام خصوصیات کلیسای رسولی را حفظ میکند. یکی از خصوصیات کلیدی کلیسا بهعنوان کلیسای رسولی، جانشینی اسقفهای آن میباشد. منشاء یا نقطۀ شروع انتصاب یا دستگذاری اسقفها در کلیسای یکتا، کاتولیک و رسولی، برمیگردد به رسولان مقدس. همانطور که رسولان جانشینان خویش را بهعنوان اسقف تعیین نمودند، این اسقفها نیز اسقفهای جانشین خود را دستگذاری کردند و ایشان نیز دیگران را، و این سلسله تا امروز نیز ادامه داشته است. این جانشینی رسولی، به همراه ایمان یکپارچه و واحد و نظام ادارۀ کلیسایی در گردهمآیی اسقفان (نظام مرتبط با شورای کلیسایی)، کلیسای حقیقی را از هرگونه بدعت و ساختار نفاقافکن متمایز میسازد. بنابراین، از طریق خدمت اسقفها که جانشین رسولان هستند، فیض کهانت به کاهنان (مشایخ)، شماسان و خادمین منتقل شده است و تأثیرات مفیدی بر کل کلیسا میگذارد.
☦@LessonsOrthodox
📌پیوست
[4] جان کارمیریس، «اکلسیا»، نقل شده در دایرهالمعارف مذهبی و اخلاقی (در یونان، آتن، انتشارات ای. مارتینوس، جلد ۵، ۱۹۶۴)، ص. ۴۸۳.
الهیدانان و دانشمندان ارتدوکس معاصر نیز بر این امر تأکید میکنند که در معنای اصلی و اولیۀ صفت «کاتولیک» هیچگونه مفهوم جغرافیایی وجود ندارد. کلمۀ «کاتولیک» از کلمات یونانی kath+olon (=مطابق با کل؛ همه جانبه)، به کامل، فراگیر و منحصربهفرد بودن ایمان در تمامی ابعاد و جنبهها و در تمامی شرایط اشاره میکند، صرفنظر از اندازه و تعداد و از این رو با ایمان راستین [orthē-doxa] مسیحی سر و کار دارد. پدران شورای جهانی دوم (قسطنطنیه، ۳۸۱) با این درک الهیاتی، کلیسا را به شکل تثلیثی و بهعنوان یکتا، مقدس و کاتولیک تعریف نمودند. صفت «رسولی» بعداً به اعتقادنامه اضافه شد تا منشاء رسالتی کلیسای تاریخی را به یاد ما بیاندازد، آن هم در واکنش به بدعتهای مسیحشناختی جدیدتر که تعالیمشان باعث شده بود ظاهری نو و بدعتآمیز به خود بگیرند. (یادداشت مترجم)
☦@LessonsOrthodox
[4] جان کارمیریس، «اکلسیا»، نقل شده در دایرهالمعارف مذهبی و اخلاقی (در یونان، آتن، انتشارات ای. مارتینوس، جلد ۵، ۱۹۶۴)، ص. ۴۸۳.
الهیدانان و دانشمندان ارتدوکس معاصر نیز بر این امر تأکید میکنند که در معنای اصلی و اولیۀ صفت «کاتولیک» هیچگونه مفهوم جغرافیایی وجود ندارد. کلمۀ «کاتولیک» از کلمات یونانی kath+olon (=مطابق با کل؛ همه جانبه)، به کامل، فراگیر و منحصربهفرد بودن ایمان در تمامی ابعاد و جنبهها و در تمامی شرایط اشاره میکند، صرفنظر از اندازه و تعداد و از این رو با ایمان راستین [orthē-doxa] مسیحی سر و کار دارد. پدران شورای جهانی دوم (قسطنطنیه، ۳۸۱) با این درک الهیاتی، کلیسا را به شکل تثلیثی و بهعنوان یکتا، مقدس و کاتولیک تعریف نمودند. صفت «رسولی» بعداً به اعتقادنامه اضافه شد تا منشاء رسالتی کلیسای تاریخی را به یاد ما بیاندازد، آن هم در واکنش به بدعتهای مسیحشناختی جدیدتر که تعالیمشان باعث شده بود ظاهری نو و بدعتآمیز به خود بگیرند. (یادداشت مترجم)
☦@LessonsOrthodox
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸بخش قرائت اعتقادنامه در زمان تبدیل نان و شراب به بدن و خون مقدس مسیح در مراسم لیتورگی الهی
☦@LessonsOrthodox
☦@LessonsOrthodox
🎗پرسش و پاسخ🎗
❓پرسش: لطفا در مورد این ویدئو یه توضیحی بدین که چکار میکنن ؟
✔️پاسخ: در مراسم لیتورجی الهی زمانی که نان و شراب را در ورود بزرگ وارد محراب می کنند و بر روی میز مقدس می گذارند، زمانی که جماعت اعتقادنامه را می خوانند کاهنین پوشش روی جام شراب و ظرف نان را برداشته و همزمان با قرائت اعتقادنامه آنرا تکان می دهند و منتظر نزول روح القدس برای تبدیل نان و شراب به بدن و خون مقدس مسیح می شوند . در واقع تکان دادن این پارچه که نام یونانی آنرا نمیدانم، نمادی از آمدن روح القدس مانند باد می باشد.
اگر کاهن تنها باشد خودش این کار را انجام می دهد اما اگر اسقفی مانند این فیلم که ارسال کردید در مراسم حضور داشته باشد کاهن یا شماس یعنی حداقل دو خادم دیگر باشند آنها پارچه را بالای سر اسقف که در حال دعا زیر پارچه است تکان می دهند. اینها از پر برکت ترین لحظات لیتورجی الهی هستند.
دقیقا به همین دلیل است که فقط آنانی که تعمید ارتدوکس دارند می توانند بدن و خون مقدس مسیح را دریافت کنند چرا که در هنگام تبدیل نان و شراب به بدن و خون مقدس مسیح همانطور که میبینید با دعای قرائت اعتقادنامه ارتدوکس است که یک بند آن درباره صدور روح القدس از پدر می باشد و کسی که با این اعتقاد تعمید نگرفته است مجاز به دریافت خون و بدن مقدس مسیح نمی باشد.
☦@LessonsOrthodox
❓پرسش: لطفا در مورد این ویدئو یه توضیحی بدین که چکار میکنن ؟
✔️پاسخ: در مراسم لیتورجی الهی زمانی که نان و شراب را در ورود بزرگ وارد محراب می کنند و بر روی میز مقدس می گذارند، زمانی که جماعت اعتقادنامه را می خوانند کاهنین پوشش روی جام شراب و ظرف نان را برداشته و همزمان با قرائت اعتقادنامه آنرا تکان می دهند و منتظر نزول روح القدس برای تبدیل نان و شراب به بدن و خون مقدس مسیح می شوند . در واقع تکان دادن این پارچه که نام یونانی آنرا نمیدانم، نمادی از آمدن روح القدس مانند باد می باشد.
اگر کاهن تنها باشد خودش این کار را انجام می دهد اما اگر اسقفی مانند این فیلم که ارسال کردید در مراسم حضور داشته باشد کاهن یا شماس یعنی حداقل دو خادم دیگر باشند آنها پارچه را بالای سر اسقف که در حال دعا زیر پارچه است تکان می دهند. اینها از پر برکت ترین لحظات لیتورجی الهی هستند.
دقیقا به همین دلیل است که فقط آنانی که تعمید ارتدوکس دارند می توانند بدن و خون مقدس مسیح را دریافت کنند چرا که در هنگام تبدیل نان و شراب به بدن و خون مقدس مسیح همانطور که میبینید با دعای قرائت اعتقادنامه ارتدوکس است که یک بند آن درباره صدور روح القدس از پدر می باشد و کسی که با این اعتقاد تعمید نگرفته است مجاز به دریافت خون و بدن مقدس مسیح نمی باشد.
☦@LessonsOrthodox
☀️شمايل نزول مسیح به دنیای مردگان☀️
(شمايل نگاری از پدر آنتونی سالزمن)
🔸مرحله چهارم: تحقق ملكوت
به ما زندگی داده می شود تا انتخاب کنیم: خدا یا نه (متى 12: 30).
و ما عواقب آن انتخاب را تا به ابد زندگی خواهیم کرد.
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
☦@LessonsOrthodox
(شمايل نگاری از پدر آنتونی سالزمن)
🔸مرحله چهارم: تحقق ملكوت
به ما زندگی داده می شود تا انتخاب کنیم: خدا یا نه (متى 12: 30).
و ما عواقب آن انتخاب را تا به ابد زندگی خواهیم کرد.
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
در حالی که بدن عیسی مسیح در مقبره قرار داشت ، روح او به دنیای مردگان نزول كرد [اول پطرس 4: 6 و افسسيان 4: 9-10] تا به کسانی که قبل از موت نجاتبخش او براى آزاد سازى انسان از اسارت شيطان، زندگى كرده و مرده بودند ، فرصت شناخت و پذيرش خود به عنوان مسیحاى نبوت شده در عهد عتیق را بدهد. بنابراین شمايل نزول مسیح به دنیای مردگان (که به شمايل رستاخیز نیز معروف است) او را ترسیم می کند که بر دروازه های دنیای مردگان لگد می زند ، و آدم و حوا (به نمایندگی از ايمانداران) را از مصيبت مرگ رهایی می بخشد. شکل نشان داده شده در زنجیرهای سیاه در پایین شیطان است که این واقعیت را نشان می دهد که اکنون قدرت او مهار شده است. حكمی كه او بر بشر داشت ، مرگ بود - اما این "نيش" خود را از دست داده است: اگرچه انسان هنوز باید از مرگ (تا زمان بازگشت ثانوى) عبور كند ، اما مرگ نمی تواند كسانی را كه متعلق به مسیح هستند ، نگاه دارد. پیرامون مسیح چهره هایی از کتاب مقدس هستند که قبل از فوت او زندگی کرده و درگذشته اند و اکنون در حال گشایش دروازههای فردوس هستند: در سمت راست او ، پادشاهان داوود و سلیمان و يحياى پیشرو، نبى و تعميد دهنده، هستند. در سمت چپ او ، هابیل (که مسیح را پیش بینی کرد) و پیامبران.
ای حيات جاویدان، به مرگ فرو رفتى، تو با تابش خیره کننده الوهیت خود جهنم را کُشتی. و هنگامی که تو مردگان را از محل سكونت ايشان در زیر زمین بلند كردى، تمام قدرتهای آسمان با صدای بلند فریاد زدند: بخشندۀ حيات ، ای مسیح خدای ما ، جلال بر تو باد.
~تروپاريون از نماز صبح شنبه بزرگ
با وجود خدا بودن، تو جسمانى در قبر حضور داشتی . در دنیای مردگان با روح ؛ در فردوس با دزد ؛ و بر تخت با پدر و روح القدس، همه چیزها را برآورده می کنى، اما هنوز توسط هیچ کس كاوش نشدى.
~از خدمات پروسکومید، طى مراسم مقدس و الهى ، صليب مقدس ارتدوكس
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
در حالی که بدن عیسی مسیح در مقبره قرار داشت ، روح او به دنیای مردگان نزول كرد [اول پطرس 4: 6 و افسسيان 4: 9-10] تا به کسانی که قبل از موت نجاتبخش او براى آزاد سازى انسان از اسارت شيطان، زندگى كرده و مرده بودند ، فرصت شناخت و پذيرش خود به عنوان مسیحاى نبوت شده در عهد عتیق را بدهد. بنابراین شمايل نزول مسیح به دنیای مردگان (که به شمايل رستاخیز نیز معروف است) او را ترسیم می کند که بر دروازه های دنیای مردگان لگد می زند ، و آدم و حوا (به نمایندگی از ايمانداران) را از مصيبت مرگ رهایی می بخشد. شکل نشان داده شده در زنجیرهای سیاه در پایین شیطان است که این واقعیت را نشان می دهد که اکنون قدرت او مهار شده است. حكمی كه او بر بشر داشت ، مرگ بود - اما این "نيش" خود را از دست داده است: اگرچه انسان هنوز باید از مرگ (تا زمان بازگشت ثانوى) عبور كند ، اما مرگ نمی تواند كسانی را كه متعلق به مسیح هستند ، نگاه دارد. پیرامون مسیح چهره هایی از کتاب مقدس هستند که قبل از فوت او زندگی کرده و درگذشته اند و اکنون در حال گشایش دروازههای فردوس هستند: در سمت راست او ، پادشاهان داوود و سلیمان و يحياى پیشرو، نبى و تعميد دهنده، هستند. در سمت چپ او ، هابیل (که مسیح را پیش بینی کرد) و پیامبران.
ای حيات جاویدان، به مرگ فرو رفتى، تو با تابش خیره کننده الوهیت خود جهنم را کُشتی. و هنگامی که تو مردگان را از محل سكونت ايشان در زیر زمین بلند كردى، تمام قدرتهای آسمان با صدای بلند فریاد زدند: بخشندۀ حيات ، ای مسیح خدای ما ، جلال بر تو باد.
~تروپاريون از نماز صبح شنبه بزرگ
با وجود خدا بودن، تو جسمانى در قبر حضور داشتی . در دنیای مردگان با روح ؛ در فردوس با دزد ؛ و بر تخت با پدر و روح القدس، همه چیزها را برآورده می کنى، اما هنوز توسط هیچ کس كاوش نشدى.
~از خدمات پروسکومید، طى مراسم مقدس و الهى ، صليب مقدس ارتدوكس
☦@LessonsOrthodox
☦باشد که پایان زندگی ما مسیحیان ، بدون عذاب ، بدون گناه و صلح آميز باشد ، و باشد كه ما در برابر مسند داوری مهيب مسیح ، دفاع خوبی داشته باشیم. 🙏
~از طومارهاى مراسم نيايش الهى قديس يوحناى زرين دهان
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
☦@LessonsOrthodox
~از طومارهاى مراسم نيايش الهى قديس يوحناى زرين دهان
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
🔸فصل چهار
اگر فقط
در دوره های زندگی مواقعی وجود دارد که کلمات بيان می شوند یا از گفتن آن ممانعت می شود ، اقداماتی صورت می گیرد یا خیر ، که در بعضی از مواقع منجر به رنج ، خسارت، حتی مرگ می شوند. لحظات گرانبهای زندگی صرف تأسف برای آن فرصت ها می شود ، و بارها و بارها اين كلمات اندوهناک تکرار می شود، اگر فقط.... بعید است که هیچ یک از ما در برابر این افکار و احساسات انسانی مصون باشد. در یک لحظه یا لحظه اى دیگری ، ما گرفتار آنچه ممكن بود مى شويم که اگر انتخاب دیگری صورت می گرفت ، مسیر دیگری را طی می کرديم.
این کلمات (منظور "اگر فقط" می باشد) باید هنگام لزوم ترک عدن از لب آدم و حوا عبور کرده باشد. مطمئناً توسط كسانی كه هشدارهای نوح را نادیده گرفته بودند، نيز گفته شد ، هنگام بارش مداوم باران ، كه سطح آب بالا می آمد، و خدا در کشتی را بست. ابراهیم که فرزند محبوبش اسماعیل، فرزندی که از نافرمانی یا حداقل استنباط غلط از اراده خدا ناشی شده بود، را در نظر بگیرید. چطور می تواند این خطور نكند که، عبارت "اگر فقط" در ذهن ابراهیم وارد نشود و از لبانش نریزد ، بعنوان نتیجه اى كه ، وقتی پسر در نوجوانی بود ، مجبور شد آن پسر را برای همیشه از خود دور کند. افسوس و پريشانى که با اين دو کلمه کوچک همراه است طعم این که جهنم چه خواهد بود، است: کِرمی که بی وقفه روح ما را می خورد ، آتشی که هرگز خاموش نمی شود. این همچنین یک هشدار است ، با پافشارى آنچه که يحيى تعميد دهنده یادآور می شود - برای اصلاح راه هایمان ، تغییر مسیر خود - در حالی که هنوز زمان وجود دارد (متى 3: 1).
آتش جاودانه ... يك آتش مادى نخواهد بود مانند آنچه ما به آن عادت کرده ایم بلکه آتشی است که خدا می تواند بداند.
☘یوحنای دمشقی
زندگی در آنجا چنان غیرقابل تحمل است که ممكن نيست بدبختی های ناشی از محرومیت از چیزهای نیک خدا را به روشنى درک كرد.
☘یوحنای زرين دهان
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
🔸فصل چهار
اگر فقط
در دوره های زندگی مواقعی وجود دارد که کلمات بيان می شوند یا از گفتن آن ممانعت می شود ، اقداماتی صورت می گیرد یا خیر ، که در بعضی از مواقع منجر به رنج ، خسارت، حتی مرگ می شوند. لحظات گرانبهای زندگی صرف تأسف برای آن فرصت ها می شود ، و بارها و بارها اين كلمات اندوهناک تکرار می شود، اگر فقط.... بعید است که هیچ یک از ما در برابر این افکار و احساسات انسانی مصون باشد. در یک لحظه یا لحظه اى دیگری ، ما گرفتار آنچه ممكن بود مى شويم که اگر انتخاب دیگری صورت می گرفت ، مسیر دیگری را طی می کرديم.
این کلمات (منظور "اگر فقط" می باشد) باید هنگام لزوم ترک عدن از لب آدم و حوا عبور کرده باشد. مطمئناً توسط كسانی كه هشدارهای نوح را نادیده گرفته بودند، نيز گفته شد ، هنگام بارش مداوم باران ، كه سطح آب بالا می آمد، و خدا در کشتی را بست. ابراهیم که فرزند محبوبش اسماعیل، فرزندی که از نافرمانی یا حداقل استنباط غلط از اراده خدا ناشی شده بود، را در نظر بگیرید. چطور می تواند این خطور نكند که، عبارت "اگر فقط" در ذهن ابراهیم وارد نشود و از لبانش نریزد ، بعنوان نتیجه اى كه ، وقتی پسر در نوجوانی بود ، مجبور شد آن پسر را برای همیشه از خود دور کند. افسوس و پريشانى که با اين دو کلمه کوچک همراه است طعم این که جهنم چه خواهد بود، است: کِرمی که بی وقفه روح ما را می خورد ، آتشی که هرگز خاموش نمی شود. این همچنین یک هشدار است ، با پافشارى آنچه که يحيى تعميد دهنده یادآور می شود - برای اصلاح راه هایمان ، تغییر مسیر خود - در حالی که هنوز زمان وجود دارد (متى 3: 1).
آتش جاودانه ... يك آتش مادى نخواهد بود مانند آنچه ما به آن عادت کرده ایم بلکه آتشی است که خدا می تواند بداند.
☘یوحنای دمشقی
زندگی در آنجا چنان غیرقابل تحمل است که ممكن نيست بدبختی های ناشی از محرومیت از چیزهای نیک خدا را به روشنى درک كرد.
☘یوحنای زرين دهان
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
رودى که از ميان عدن سرچشمه می گیرد و به جهان ما مى ريزد (پیدایش 2: 10) عشق سرشار خدا را با خود مى آورد، که هر یک از ما را در طول زندگی همراهی می کند، بدون توجه به اینکه چه مسیری را طی می کنیم. اين عشق می تواند شادی های زندگی را شیرین تر سازد و غم و اندوه آن را نرم كند. اما خدا هرگز اراده آزاد ما را باطل نمى كند، بنابراین این به ما بستگى دارد که خودمان را از نعمات او بهره مند سازيم. به ما زندگی داده می شود که بتوانیم انتخاب کنیم - خدا ، یا نه! غیر از این نمی تواند باشد زیرا این بالاترین پتانسیل خود را به انسان ارائه می دهد. اما سوار شدن بر حصار نیست. اکنون زمان نجات است (دوم قرنتيان 6: 2). پس از مرگ نمى توان هیچ تغییری در انتخابی که ما انجام داده ایم، ايجاد كرد - نه تغییر جهت حتی - بنابراین در جایی که رد كردن یا بی تفاوتی باشد ، آنها باقی می مانند. "با توبه در دنیای مردگان نمى توان هیچ چیزی را كسب نمود. ... "
تا زمانی که در این دنیا هستیم ، حتی اگر مرتکب گناهان بیشماری شویم ، می توان با به انجام رساندن توبه برای تخلفات خود ، همه آنها را از بین برد. اما به محض عزیمت به دنیای دیگر ، حتی اگر صادقانه ترين توبه را به نمایش بگذاریم ، هيچ فایده ای نخواهد داشت: حتی اگر دندان هایمان را بهم بساييم، سینه هایمان را بزنیم ، و با فراخوان بيشمارى برای کمک فرياد زنيم، هیچ کس با نوک انگشت خود قطره ای آب بر بدنهای سوزان ما نمى ریزد. ما فقط سخنى را می شنویم که مرد ثروتمند در مَثَل شنید: ... بین ما و شما پرتگاه عظيمى وجود دارد ... [که هیچ کس نمی تواند از آن عبور کند] (لوقا 16: 26).
☘زرين دهان
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
رودى که از ميان عدن سرچشمه می گیرد و به جهان ما مى ريزد (پیدایش 2: 10) عشق سرشار خدا را با خود مى آورد، که هر یک از ما را در طول زندگی همراهی می کند، بدون توجه به اینکه چه مسیری را طی می کنیم. اين عشق می تواند شادی های زندگی را شیرین تر سازد و غم و اندوه آن را نرم كند. اما خدا هرگز اراده آزاد ما را باطل نمى كند، بنابراین این به ما بستگى دارد که خودمان را از نعمات او بهره مند سازيم. به ما زندگی داده می شود که بتوانیم انتخاب کنیم - خدا ، یا نه! غیر از این نمی تواند باشد زیرا این بالاترین پتانسیل خود را به انسان ارائه می دهد. اما سوار شدن بر حصار نیست. اکنون زمان نجات است (دوم قرنتيان 6: 2). پس از مرگ نمى توان هیچ تغییری در انتخابی که ما انجام داده ایم، ايجاد كرد - نه تغییر جهت حتی - بنابراین در جایی که رد كردن یا بی تفاوتی باشد ، آنها باقی می مانند. "با توبه در دنیای مردگان نمى توان هیچ چیزی را كسب نمود. ... "
تا زمانی که در این دنیا هستیم ، حتی اگر مرتکب گناهان بیشماری شویم ، می توان با به انجام رساندن توبه برای تخلفات خود ، همه آنها را از بین برد. اما به محض عزیمت به دنیای دیگر ، حتی اگر صادقانه ترين توبه را به نمایش بگذاریم ، هيچ فایده ای نخواهد داشت: حتی اگر دندان هایمان را بهم بساييم، سینه هایمان را بزنیم ، و با فراخوان بيشمارى برای کمک فرياد زنيم، هیچ کس با نوک انگشت خود قطره ای آب بر بدنهای سوزان ما نمى ریزد. ما فقط سخنى را می شنویم که مرد ثروتمند در مَثَل شنید: ... بین ما و شما پرتگاه عظيمى وجود دارد ... [که هیچ کس نمی تواند از آن عبور کند] (لوقا 16: 26).
☘زرين دهان
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
دعا کردن، انرژیهای خدا را به سوی کسی که دعا می کند و همچنین به کسی که دعا برای او ارائه می شود ، می كشاند. این می تواند قلب کسانی را که هنوز در زندگی وجود دارند ، نرم کند تا وقتی كه زمان براى از بین بردن موانع ناشى از گناه بین خدا و انسان باقی مانده باشد. دعا همچنین می تواند برای ايماندارانى كه عزيمت كرده اند مفيد باشد: کسانی که در طول زندگی خود مسیح را برگزیدند ، اما به دلایلی دیگر ، "خود را در شرایط تمايل به اصلاح زندگی خود قرار ندادند، یا به دليل عدم توبه ، بخشش گناهان خود را دريافت نكردند. "
پدران اعظم كلیسای اولیه موافقند كه وضعیت ابدی كسانی كه از این زندگی با رد كردن خدا، عزيمت مى كنند ، نمى تواند با دعا تغییر يابد. زرين دهان به طور کلی هم رأى است ، اما می افزاید كه: دعا حتی براى آنها سودمند است زیرا آنها را "تسلی" می بخشد که "به روشی خاص ، خستگی آنها را بیرون می آورد". مخصوصاً در طى مراسم لیتورگی الهى ، هنگامى كه دعاى جمعى بدن مسيح با یک صدا خوانده مى شود. شاید اين تسلى، تا حدودی مانند روشن کردن شمع ها در یک تونل تاریک باشد برای ایجاد شناخت برای کسانی که در آن محیط تاریک هستند که توسط این نقاط نور و آگاهی دریابند که کسی به فکر آنها هست. به هر حال ، از آنجا که داوری متعلق به خدا است ، و فقط او وضعیت واقعی روح یک شخص را می داند ، این مسئولیت و امتیاز مقدس ماست که برای همه برادران مان ، زنده و مرده دعا کنیم (دوم مكابيان12:42-44، يعقوب 5: 16) بقیه را به خدا و رحمت او واگذار می کنیم.
دعای ما برای خودمان دعای دزد بر روى صلیب است: اى خداوند ، مرا در ملكوت خود بیاد آور (لوقا 23: 42). غم و اندوهى در بهشت نخواهد بود ، بنابراین پس از رستاخیز جهانی ، افرادى كه به مسیح تعلق دارند، هیچ خاطره ای از کسانی که در بین آنها نیستند ، نخواهند داشت. بنابراین ، اين دعای ما برای رحلت يافتگان؛ "باشد كه یاد و خاطره او ابدی باشد" ، ابراز امیدواری می کند که آنها جزو کسانی باشند که از نعمت های ابدی برخوردارند - بنابراین "به یاد مى مانند". با این وجود ، كسانی كه خدا و نقشه او برای انسان را رد كرده اند ، آگاهی عذاب آور دارند و از تفاوت بین وضعیت موجود آزاردهنده خود (در جهنم خود ساخته شان) و آنچه كه افراد ديگر با مسیح دارند ، آگاه هستند.
هنگامی که روز داورى طلوع می کند ، فرشته ای در ترومپت خود مى دمد برای بیدار کردن مردگان از خواب طولانی خود ، که در آن تجربه شده اند، همانطوری كه در یک رویاى طولانی است ، برای ادامه رابطه یا فقدان آن ، كه آنها با خدا داشته اند.
وقتی بدن در تختخواب قرار می گیرد ، بدون حرکت ، بلکه در خوابى شبیه مرگ ، روح به واسطه قدرت خود بیدار می شود. روح از قدرت طبیعی بدن فراتر می رود و گویی که از بدن دور می شود در حالی که در آن باقی مانده است ، چیزهایی را در بالای زمین تصور و مشاهده می كند ، و اغلب حتی با قديسين و فرشتگان که بالاتر از وجود زمینی و جسمی هستند مکالمه می کند. ... پس اگر، هنگامى که روح همراه با بدن زندگی مى كرد ، خارج از بدن هم زندگی میکرد، چقدر بیشتر پس از مرگ بدن، آن به زندگى خود ادامه خواهد داد.
☘آتاناسيوس
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
دعا کردن، انرژیهای خدا را به سوی کسی که دعا می کند و همچنین به کسی که دعا برای او ارائه می شود ، می كشاند. این می تواند قلب کسانی را که هنوز در زندگی وجود دارند ، نرم کند تا وقتی كه زمان براى از بین بردن موانع ناشى از گناه بین خدا و انسان باقی مانده باشد. دعا همچنین می تواند برای ايماندارانى كه عزيمت كرده اند مفيد باشد: کسانی که در طول زندگی خود مسیح را برگزیدند ، اما به دلایلی دیگر ، "خود را در شرایط تمايل به اصلاح زندگی خود قرار ندادند، یا به دليل عدم توبه ، بخشش گناهان خود را دريافت نكردند. "
پدران اعظم كلیسای اولیه موافقند كه وضعیت ابدی كسانی كه از این زندگی با رد كردن خدا، عزيمت مى كنند ، نمى تواند با دعا تغییر يابد. زرين دهان به طور کلی هم رأى است ، اما می افزاید كه: دعا حتی براى آنها سودمند است زیرا آنها را "تسلی" می بخشد که "به روشی خاص ، خستگی آنها را بیرون می آورد". مخصوصاً در طى مراسم لیتورگی الهى ، هنگامى كه دعاى جمعى بدن مسيح با یک صدا خوانده مى شود. شاید اين تسلى، تا حدودی مانند روشن کردن شمع ها در یک تونل تاریک باشد برای ایجاد شناخت برای کسانی که در آن محیط تاریک هستند که توسط این نقاط نور و آگاهی دریابند که کسی به فکر آنها هست. به هر حال ، از آنجا که داوری متعلق به خدا است ، و فقط او وضعیت واقعی روح یک شخص را می داند ، این مسئولیت و امتیاز مقدس ماست که برای همه برادران مان ، زنده و مرده دعا کنیم (دوم مكابيان12:42-44، يعقوب 5: 16) بقیه را به خدا و رحمت او واگذار می کنیم.
دعای ما برای خودمان دعای دزد بر روى صلیب است: اى خداوند ، مرا در ملكوت خود بیاد آور (لوقا 23: 42). غم و اندوهى در بهشت نخواهد بود ، بنابراین پس از رستاخیز جهانی ، افرادى كه به مسیح تعلق دارند، هیچ خاطره ای از کسانی که در بین آنها نیستند ، نخواهند داشت. بنابراین ، اين دعای ما برای رحلت يافتگان؛ "باشد كه یاد و خاطره او ابدی باشد" ، ابراز امیدواری می کند که آنها جزو کسانی باشند که از نعمت های ابدی برخوردارند - بنابراین "به یاد مى مانند". با این وجود ، كسانی كه خدا و نقشه او برای انسان را رد كرده اند ، آگاهی عذاب آور دارند و از تفاوت بین وضعیت موجود آزاردهنده خود (در جهنم خود ساخته شان) و آنچه كه افراد ديگر با مسیح دارند ، آگاه هستند.
هنگامی که روز داورى طلوع می کند ، فرشته ای در ترومپت خود مى دمد برای بیدار کردن مردگان از خواب طولانی خود ، که در آن تجربه شده اند، همانطوری كه در یک رویاى طولانی است ، برای ادامه رابطه یا فقدان آن ، كه آنها با خدا داشته اند.
وقتی بدن در تختخواب قرار می گیرد ، بدون حرکت ، بلکه در خوابى شبیه مرگ ، روح به واسطه قدرت خود بیدار می شود. روح از قدرت طبیعی بدن فراتر می رود و گویی که از بدن دور می شود در حالی که در آن باقی مانده است ، چیزهایی را در بالای زمین تصور و مشاهده می كند ، و اغلب حتی با قديسين و فرشتگان که بالاتر از وجود زمینی و جسمی هستند مکالمه می کند. ... پس اگر، هنگامى که روح همراه با بدن زندگی مى كرد ، خارج از بدن هم زندگی میکرد، چقدر بیشتر پس از مرگ بدن، آن به زندگى خود ادامه خواهد داد.
☘آتاناسيوس
☦@LessonsOrthodox
Forwarded from ایران ارتدوکس
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸بخش پنجم: کلیسا
قسمت دوم : وساطت کلیسا
(1) ایمان
(2) تعمید
(3) تعلیم
(4) زاده شدن از خدا
(5) بخشیدن روحالقدس
(6) تعیین خادمین خداوند
(7) کار شبانی و توبه
(8) هر وساطتی محض نجات است
☦@LessonsOrthodox
قسمت دوم : وساطت کلیسا
(1) ایمان
(2) تعمید
(3) تعلیم
(4) زاده شدن از خدا
(5) بخشیدن روحالقدس
(6) تعیین خادمین خداوند
(7) کار شبانی و توبه
(8) هر وساطتی محض نجات است
☦@LessonsOrthodox
پولس رسول در مورد عمل نجاتبخش مسیح میگوید:
«زیرا ... بین خدا و آدمیان تنها یک واسطه وجود دارد، یعنی آن انسان که مسیح یسوع است؛ او که با دادن جان خود، بهای رهایی جمله آدمیان را پرداخت». (اول تیموتائوس 2:5،6)
یوحنای رسول نیز در مورد کفاره و وساطت مسیح چنین نظری را ارائه میدهد :
«اگر کسی گناهی کند، شفیعی داریم نزد پدر یعنی یسوع مسیح عادل. و اوست کفاره بجهت گناهان ما و نه گناهان ما فقط بلکه بجهت تمام جهان نیز». (اول یوحنا 2:1،2)
بنابراین وساطتی که پولس رسول از آن سخن میگوید، به نجات مربوط است،
و وساطتی که یوحنای رسول اشاره میکند، به کفاره.
اما برادران پروتستان ما، از موضوع نجات و کفاره نیز فراتر رفته، و با استناد به این دو آیه، از پذیرش هر نوع وساطتی مابین انسان و خدا سر باز میزنند. ایشان به رابطه مستقیم میان انسان و خدا معتقدند، و به همین خاطر، مسأله کهانت و وساطت کلیسا را رد میکنند.
آنان کهانت را همچون وساطت گماشته و آنرا مردود میشمارند. در مورد شفاعت قدیسین نیز چنین نظری دارند. و از آن رو که راز اعتراف و بخشش توسط کشیش (کاهن) انجام میشود، نیازی بدان نمیبینند. ایشان معتقدند که خود شخصاً، با اعتراف نزد خدا، از او آمرزش مییابند.
آنان به دعا برای اموات نیز اهمیتی نمیدهند چراکه این امر را نیز شفاعت کلیسا برای آنان، و نوعی وساطت میدانند.
و یا در مورد تعمید:
تولد تازه از طریق تعمید (یوحنا 3:5 ؛ تیتوس 3:5) یعنی عادلشمردگی و پاک شدن بواسطه آب (اعمال 2:38 ؛ 12:16). به نظر پروتستانها، اینها از طریق ایمان ساده، یعنی ارتباط مستقیم با خدا به دست میآید و نیازی به کاهن و کلیسا نیست.
به اعتقاد ایشان، تنها ایمان برای نجات کافی است.
گویی تعمید برای نجات هیچ اهمیتی ندارد و یا مسیح خداوند بیهوده گفت: «هر که ایمان آورده، تعمید یابد نجات یابد» ( مرقس 16:16) و یا سایر آیات کتابمقدس که در مورد وابستگی میان تعمید و نجات سخن میگویند
(اول پطرس 3:20،21 ؛ تیتوس 3:5).
و این یعنی آنان معتقدند که انسان در یک لحظه نجات مییابد.
ایشان معتقدند که نجات به تعمید بستگی ندارد، زیرا تعمید بواسطه کلیسا انجام میشود حال آنکه نجات امری شخص بین خدا و انسان و وابسته به ایمان فرد است، بدون دخالت کلیسا.
☦@LessonsOrthodox
«زیرا ... بین خدا و آدمیان تنها یک واسطه وجود دارد، یعنی آن انسان که مسیح یسوع است؛ او که با دادن جان خود، بهای رهایی جمله آدمیان را پرداخت». (اول تیموتائوس 2:5،6)
یوحنای رسول نیز در مورد کفاره و وساطت مسیح چنین نظری را ارائه میدهد :
«اگر کسی گناهی کند، شفیعی داریم نزد پدر یعنی یسوع مسیح عادل. و اوست کفاره بجهت گناهان ما و نه گناهان ما فقط بلکه بجهت تمام جهان نیز». (اول یوحنا 2:1،2)
بنابراین وساطتی که پولس رسول از آن سخن میگوید، به نجات مربوط است،
و وساطتی که یوحنای رسول اشاره میکند، به کفاره.
اما برادران پروتستان ما، از موضوع نجات و کفاره نیز فراتر رفته، و با استناد به این دو آیه، از پذیرش هر نوع وساطتی مابین انسان و خدا سر باز میزنند. ایشان به رابطه مستقیم میان انسان و خدا معتقدند، و به همین خاطر، مسأله کهانت و وساطت کلیسا را رد میکنند.
آنان کهانت را همچون وساطت گماشته و آنرا مردود میشمارند. در مورد شفاعت قدیسین نیز چنین نظری دارند. و از آن رو که راز اعتراف و بخشش توسط کشیش (کاهن) انجام میشود، نیازی بدان نمیبینند. ایشان معتقدند که خود شخصاً، با اعتراف نزد خدا، از او آمرزش مییابند.
آنان به دعا برای اموات نیز اهمیتی نمیدهند چراکه این امر را نیز شفاعت کلیسا برای آنان، و نوعی وساطت میدانند.
و یا در مورد تعمید:
تولد تازه از طریق تعمید (یوحنا 3:5 ؛ تیتوس 3:5) یعنی عادلشمردگی و پاک شدن بواسطه آب (اعمال 2:38 ؛ 12:16). به نظر پروتستانها، اینها از طریق ایمان ساده، یعنی ارتباط مستقیم با خدا به دست میآید و نیازی به کاهن و کلیسا نیست.
به اعتقاد ایشان، تنها ایمان برای نجات کافی است.
گویی تعمید برای نجات هیچ اهمیتی ندارد و یا مسیح خداوند بیهوده گفت: «هر که ایمان آورده، تعمید یابد نجات یابد» ( مرقس 16:16) و یا سایر آیات کتابمقدس که در مورد وابستگی میان تعمید و نجات سخن میگویند
(اول پطرس 3:20،21 ؛ تیتوس 3:5).
و این یعنی آنان معتقدند که انسان در یک لحظه نجات مییابد.
ایشان معتقدند که نجات به تعمید بستگی ندارد، زیرا تعمید بواسطه کلیسا انجام میشود حال آنکه نجات امری شخص بین خدا و انسان و وابسته به ایمان فرد است، بدون دخالت کلیسا.
☦@LessonsOrthodox
ایمان
حال میخواهم در مورد ایمان سؤالی بپرسم، همان ایمانی که پروتستانها تصور میکنند میتواند به یکباره ما را به عادلشمردگی و تولد تازه و فرزندخواندگی و رهایی از گناهان و نجات برساند و یا به قول خودشان: «همه چیز با ایمان ممکن است». این است سؤال من:
انسان چگونه میتواند به چنین ایمانی دست یابد؟ مگر نه از طریق کلیسا؟
باید واعظی باشد تا مردم از طریق او ایمان آورند و چنین واعظی باید از طرف کلیسا فرستاده شود، چنانکه پولس رسول میگوید:
«زیرا هر که نام خداوند را بخواند نجات خواهد یافت. پس چگونه بخوانند کسی را که به او ایمان نیاوردهاند؟ و چگونه ایمان آورند به کسی که خبر او را نشنیدهاند؟ و چگونه بشنوند بدون واعظ؟و چگونه وعظ کنند جز اینکه فرستاده شوند؟ چنانکه مکتوب است که "چه زیبا است پایهای آنانی که به سلامتی بشارت میدهند و به چیزهای نیکو مژده میدهند"». (رومیان 10:13-15)
پس کلیسا آن واسطی است که انسان را به ایمان به خدا میرساند.
پولس رسول در مورد خدمت خود و آپولس در رساله خود به قرنتیان چنین میگوید:
«مگر آپولس کیست؟ پولس کیست؟ آنان فقط خادمانی هستند که خدا به هر کدام وظیفهای سپرده تا شما به واسطه ایشان ایمان آورید». (اول قرنتیان 3:5)
بواسطه خدمت آنان بود که قرنتیان ایمان آوردند.
در مورد یوحنای تعمیددهنده نیز چنین آمده است:
«او برای شهادت آمد تا بر نور شهادت دهد تا همه بهوسیله او ایمان آورند». (یوحنا 1:7)
پس اولین وساطت میان خدا و انسان این است: هدایت مردم به سمت ایمان به خدا.
اگر بین خدا و انسان واسطی نیست، پس انبیا و رسولان و معلمان (راهبان) چه میکنند؟
نوشته شده که خداوند: «بخشید برخی را به عنوان رسول، برخی را به عنوان نبی، برخی را به عنوان مبشر، و برخی را به عنوان شبان و معلم». (افسسیان 4:11)
اما چرا؟ کار اینها چیست مگر وساطت میان انسان و خدا؟ از این روست که رسول میگوید که کار آنان: «تکمیل مقدسین، برای کار خدمت، برای بنای جسد مسیح» (افسسیان 4:12) .آنان مردم را به سوی ایمان هدایت میکنند.
و آیا وقتی که مردم ایمان آوردند، ایشان را در همان مرحله وا میگذارند؟ خیر بلکه ایشان را تعمید میدهند.
مسیح خداوند به رسولان مقدسش گفت: «پس بدیشان گفت: در تمام عالم بروید و جمیع خلایق را به انجیل موعظه کنید. هر که ایمان آورده، تعمید یابد نجات یابد و اما هر که ایمان نیاورد بر او حکم خواهد شد» (مرقس 16:15،16)
و نیز: «پس رفته، همه امتهـا را شاگـرد سازیـد و ایشـان را بـه اسمِ پدر و پسر و روحالقدس تعمید دهید. و ایشان را تعلیـم دهیـد که همه امـوری را که به شما حکم کردهام حفظ کنند». (متی 28:19،20 )
بدین شکل بود که توسط بشارت و تعلیم کلیسا، ایمان گسترش یافت.
☦@LessonsOrthodox
حال میخواهم در مورد ایمان سؤالی بپرسم، همان ایمانی که پروتستانها تصور میکنند میتواند به یکباره ما را به عادلشمردگی و تولد تازه و فرزندخواندگی و رهایی از گناهان و نجات برساند و یا به قول خودشان: «همه چیز با ایمان ممکن است». این است سؤال من:
انسان چگونه میتواند به چنین ایمانی دست یابد؟ مگر نه از طریق کلیسا؟
باید واعظی باشد تا مردم از طریق او ایمان آورند و چنین واعظی باید از طرف کلیسا فرستاده شود، چنانکه پولس رسول میگوید:
«زیرا هر که نام خداوند را بخواند نجات خواهد یافت. پس چگونه بخوانند کسی را که به او ایمان نیاوردهاند؟ و چگونه ایمان آورند به کسی که خبر او را نشنیدهاند؟ و چگونه بشنوند بدون واعظ؟و چگونه وعظ کنند جز اینکه فرستاده شوند؟ چنانکه مکتوب است که "چه زیبا است پایهای آنانی که به سلامتی بشارت میدهند و به چیزهای نیکو مژده میدهند"». (رومیان 10:13-15)
پس کلیسا آن واسطی است که انسان را به ایمان به خدا میرساند.
پولس رسول در مورد خدمت خود و آپولس در رساله خود به قرنتیان چنین میگوید:
«مگر آپولس کیست؟ پولس کیست؟ آنان فقط خادمانی هستند که خدا به هر کدام وظیفهای سپرده تا شما به واسطه ایشان ایمان آورید». (اول قرنتیان 3:5)
بواسطه خدمت آنان بود که قرنتیان ایمان آوردند.
در مورد یوحنای تعمیددهنده نیز چنین آمده است:
«او برای شهادت آمد تا بر نور شهادت دهد تا همه بهوسیله او ایمان آورند». (یوحنا 1:7)
پس اولین وساطت میان خدا و انسان این است: هدایت مردم به سمت ایمان به خدا.
اگر بین خدا و انسان واسطی نیست، پس انبیا و رسولان و معلمان (راهبان) چه میکنند؟
نوشته شده که خداوند: «بخشید برخی را به عنوان رسول، برخی را به عنوان نبی، برخی را به عنوان مبشر، و برخی را به عنوان شبان و معلم». (افسسیان 4:11)
اما چرا؟ کار اینها چیست مگر وساطت میان انسان و خدا؟ از این روست که رسول میگوید که کار آنان: «تکمیل مقدسین، برای کار خدمت، برای بنای جسد مسیح» (افسسیان 4:12) .آنان مردم را به سوی ایمان هدایت میکنند.
و آیا وقتی که مردم ایمان آوردند، ایشان را در همان مرحله وا میگذارند؟ خیر بلکه ایشان را تعمید میدهند.
مسیح خداوند به رسولان مقدسش گفت: «پس بدیشان گفت: در تمام عالم بروید و جمیع خلایق را به انجیل موعظه کنید. هر که ایمان آورده، تعمید یابد نجات یابد و اما هر که ایمان نیاورد بر او حکم خواهد شد» (مرقس 16:15،16)
و نیز: «پس رفته، همه امتهـا را شاگـرد سازیـد و ایشـان را بـه اسمِ پدر و پسر و روحالقدس تعمید دهید. و ایشان را تعلیـم دهیـد که همه امـوری را که به شما حکم کردهام حفظ کنند». (متی 28:19،20 )
بدین شکل بود که توسط بشارت و تعلیم کلیسا، ایمان گسترش یافت.
☦@LessonsOrthodox
تعمید
کلیسا همه ایمانداران را تعمید میداد.
رسولان سه هزار نفر را که در روز پنطیکاست ایمان آوردند تعمید دادند (اعمال 2:37-41).
اهل سامره را پس از آنکه ایمان آوردند تعمید دادند (اعمال 8:12-16). خواجهسرای حبشی پس از ایمان تعمید یافت (اعمال 8:37،38).
زندانبان فیلیپی نیز تعمید یافت و پولس رسول گفت: «به خداوند یسوع مسیح ایمان آور که تو و اهل خانهات نجات خواهید یافت» (اعمال 16:31)
و «خود و همه کسانش فیالفور تعمید یافتند» (اعمال 16:33)
. لیدیه، زن ارغوانفروش نیز همینطور با اهل خانهاش تعمید یافت. (اعمال 16:15)
چنانکه دیدیم، کلیسا واسطی برای گسترش ایمان و تعمید ایمانداران و اهل خانه ایشان گشت.
پس آیا کسی میتواند بگوید که جز برای نجات و کفاره، واسطه دیگری میان انسان و خدا وجود ندارد؟ وظیفه کلیسا، موعظه و تبشیر ایمان بود، و روحانیون، ایمانداران را تعمید میدادند. کتابمقدس گاهی این روحانیون را «سفیران» (دوم قرنتیان 5:20) و «وکیل خدا» (تیتوس 1:7) یا «وکلای رازهای خدا» (اول قرنتیان 4:1) مینامد.
همچنین خدا کار تعلیم را فقط و فقط به آنان سپرده است:
تعلیم
وقتی خداوند وظیفه موعظه و تعمید را به رسولانش سپرده، بدیشان گفت: «و ایشان را تعلیـم دهیـد که همه امـوری را که به شما حکم کردهام حفظ کنند» (متی 28:20).
و اینگونه، رسولان «خدمت کلام» (اعمال 6:4) را شروع کردند؛ کلامی که یعقوب رسول میگوید: «محض اراده خود ما را بوسیله کلمه حق تولید نمود». (یعقوب 1:18)
بواسطه کلامْ ایمان به بار میآید و به واسطه ایمان، تعمید مییابیم و از طریق تعمید از نو متولد میشویم. لکن تعلیم، سرچشمه کلام است.
پولس رسول در مورد ارتباط میان مسیح و کلیسا میگوید: «تا آن را به غسلِ آب بوسیله کلام طاهر ساخته، تقدیس نماید» (افسسیان 5:26).
پس کلامْ ما را به سوی ایمان هدایت میکند و ایمان نیز به سوی تعمید و غسل آب، که ما را از گناهانمان پاک میکند و به سوی طاهر شدن و تقدس میبرد.
همانگونه که ایمان و تعمید با نجات پیوند دارند (مرقس 16:16) ، کلام تعلیم نیز با آن پیوند دارد.
کلام تعلیم ما را به ایمان و تعمید هدایت میکند و آن نیز به نجات، یا توبه و سپس نجات میرساند.
پولس رسول به اسقف تیموتائوس میفرماید:
«خویشتن را و تعلیم را احتیاط کن و در این امور قائم باش که هرگاه چنین کنی، خویشتن را و شنوندگان خویش را نیز نجات خواهی داد». (اول تیموتائوس 4:16)
☦@LessonsOrthodox
کلیسا همه ایمانداران را تعمید میداد.
رسولان سه هزار نفر را که در روز پنطیکاست ایمان آوردند تعمید دادند (اعمال 2:37-41).
اهل سامره را پس از آنکه ایمان آوردند تعمید دادند (اعمال 8:12-16). خواجهسرای حبشی پس از ایمان تعمید یافت (اعمال 8:37،38).
زندانبان فیلیپی نیز تعمید یافت و پولس رسول گفت: «به خداوند یسوع مسیح ایمان آور که تو و اهل خانهات نجات خواهید یافت» (اعمال 16:31)
و «خود و همه کسانش فیالفور تعمید یافتند» (اعمال 16:33)
. لیدیه، زن ارغوانفروش نیز همینطور با اهل خانهاش تعمید یافت. (اعمال 16:15)
چنانکه دیدیم، کلیسا واسطی برای گسترش ایمان و تعمید ایمانداران و اهل خانه ایشان گشت.
پس آیا کسی میتواند بگوید که جز برای نجات و کفاره، واسطه دیگری میان انسان و خدا وجود ندارد؟ وظیفه کلیسا، موعظه و تبشیر ایمان بود، و روحانیون، ایمانداران را تعمید میدادند. کتابمقدس گاهی این روحانیون را «سفیران» (دوم قرنتیان 5:20) و «وکیل خدا» (تیتوس 1:7) یا «وکلای رازهای خدا» (اول قرنتیان 4:1) مینامد.
همچنین خدا کار تعلیم را فقط و فقط به آنان سپرده است:
تعلیم
وقتی خداوند وظیفه موعظه و تعمید را به رسولانش سپرده، بدیشان گفت: «و ایشان را تعلیـم دهیـد که همه امـوری را که به شما حکم کردهام حفظ کنند» (متی 28:20).
و اینگونه، رسولان «خدمت کلام» (اعمال 6:4) را شروع کردند؛ کلامی که یعقوب رسول میگوید: «محض اراده خود ما را بوسیله کلمه حق تولید نمود». (یعقوب 1:18)
بواسطه کلامْ ایمان به بار میآید و به واسطه ایمان، تعمید مییابیم و از طریق تعمید از نو متولد میشویم. لکن تعلیم، سرچشمه کلام است.
پولس رسول در مورد ارتباط میان مسیح و کلیسا میگوید: «تا آن را به غسلِ آب بوسیله کلام طاهر ساخته، تقدیس نماید» (افسسیان 5:26).
پس کلامْ ما را به سوی ایمان هدایت میکند و ایمان نیز به سوی تعمید و غسل آب، که ما را از گناهانمان پاک میکند و به سوی طاهر شدن و تقدس میبرد.
همانگونه که ایمان و تعمید با نجات پیوند دارند (مرقس 16:16) ، کلام تعلیم نیز با آن پیوند دارد.
کلام تعلیم ما را به ایمان و تعمید هدایت میکند و آن نیز به نجات، یا توبه و سپس نجات میرساند.
پولس رسول به اسقف تیموتائوس میفرماید:
«خویشتن را و تعلیم را احتیاط کن و در این امور قائم باش که هرگاه چنین کنی، خویشتن را و شنوندگان خویش را نیز نجات خواهی داد». (اول تیموتائوس 4:16)
☦@LessonsOrthodox