دروس ایران ارتدوکس – Telegram
دروس ایران ارتدوکس
265 subscribers
139 photos
4 videos
7 files
8 links
Download Telegram
(7) کتاب‌مقدس بارها اشاره می‌کند که جلال خدا در مشرق است. در کتاب اشعیا نوشته شده: «خداوند را در بلاد مشرق‌ و نام‌ یهوه‌ خدای‌ اسرائیل‌ را در جزیره‌های‌ دریا تمجید نمایید» (اشعیا 24:‌15). در کتاب حزقیال نبوتی در مورد آمدن مسیح در جلال خود از مشرق وجود دارد. نوشته شده: «و اینك‌ جلال‌ خدای‌ اسرائیل‌ از طرف‌ مشرق‌ آمد و آواز او مثل‌ صدای‌ آبهای‌ بسیار بود و زمین‌ از جلال‌ او منوّر گردید». (حزقیال 43:‌2)

(8) از این رو بسیاری از الهیدانان می‌گویند که بازگشت ثانویه مسیح از مشرق خواهد بود. به همان طریقی که به آسمان روانه شد، باز خواهد گشت (اعمال 1:‌11). در نبوت زکریا آمده: «و در آن‌ روز پایهای‌ او بر كوه‌ زیتون‌ كه‌ از طرف‌ مشرق‌ به‌ مقابل‌ اورشلیم‌ است‌ خواهد ایستاد». (زکریا 14:‌4)
قابل توجه است که کلیسای ارامنه مردگان (خوابیدگان) را طوری دفن می کنند که بسمت مشرق بیدار(قیام) شوند و خداوند را ملاقات کنند.

(9) تعمق در مورد مشرق نیکوست و یادهای باشکوهی را به خاطرمان می‌آورد. در کتاب حزقیال، نبی در مورد رودهای حیات در شرق می‌نویسد (حزقیال 47:‌1-9). و در کتاب دوم پادشاهان، آمده که مشرق: «تیر ظفر خداوند» بود (دوم پادشاهان 13:‌17). همچنین در کتاب اشعیا، نوشته شده: «خداوند را در بلاد مشرق‌ ... تمجید نمایید». (اشعیا 24:‌15)

(10) به یاد آوردن مشرق تأثیر به سزایی در دلمان می‌گذارد و در نفْسمان تأثیرات روحانی دارد. دانیال نبی چه انسان بزرگی بود که با رد پت‌پرستی، به بالاخانه رفته، پنجره‌ها را به سمت اورشلیم گشود و زانو زده، دعا کرد. درست است که خدا همه جا حاضر است، اما رو به اورشلیم در شرق ایستادن معنای عمیقی دارد و تأثیر عظیمی بر قلب می‌گذارد. به خاطر آوردن مکانهای خاص، عواطف مقدس را در قلبمان بیدار می‌کند.

(11) پرستش ما تنها با عقل نیست بلکه حواس نیز عمل می‌کنند؛ تأثیر می‌گیرند و بر احساسات نفْس تأثیر می‌گذارند. برای روشن شدن موضوع مثالی می‌آوریم: به هنگام دعا، به بالا نگاه می‌کنیم اگرچه خدا همه جا هست. اما نگاه کردن به سمت بالا در قلبمان احساسات روحانی را تداعی می‌کند و عمق بیشتری به دعایمان می‌بخشد. همین امر در مورد دعا به سمت شرق نیز صادق است.
خود خداوند نیز بارها به بالا نگاه می‌کرد، با اینکه پدر در او بود و وی در پدر. اما نگاه به سمت بالا معنای خاصی دارد.

ما معتقدیم در پرستش خدا در کلیسا همه 5 حس انسان باید خدا را بپرستند و بخور، دریافت عشا و لمس اشیا مقدس ما را در این پرستش کمک می کنند.

(12) وقتی در کلیسا رو به شرق می‌ایستیم، در حقیقت به مذبح می‌نگریم که به سمت شرق است زیرا قربانی مقدس، در دلهایمان جایگاه روحانی خود را دارد و مسیح، بره فصحِ ماست که در مشرق قربانی شد.

(13) و در تعمید، شخص تعمید یافته و پدرِ تعمیدی او به نشان تمرّد از شیطان رو به غرب می‌ایستند، سپس رو به شرق، اعتقادنامه را قرائت می‌کنند. بدینگونه شخص تعمید یافته به هنگام تعمید احساس می‌کند که از غرب به شرق، یعنی از تاریکی به سمت نور منتقل شده است.

(14) و ما می‌پرسیم: چرا پروتستانها با نگریستن رو به مشرق مخالفت می‌ورزند با اینکه این کار اسرار و معانی روحانی و تأملات و خاطرات مقدسی دارد که در کتاب‌مقدس ذکر شده‌اند و با اینکه هیچ اشکال الهیاتی در آن وجود ندارد، با غیرت تمام آن را رد می‌کنند.

توضیح اینجانب:
قابل توضیح است که مطالب ارائه شده بیشتر بر نوع عبادت در کلیسا می باشد تا عبادت انفرادی در خانه ها و ایمانداران در خانه هنگام عبادت می توانند به سر سمتی دعا کنند ولی همانطور که اشاره شده است دعا به سمت شرق سمبلهای زیبایی در کتاب مقدس دارد.

@lessonsorthodox
تکريم صليب

یکی از تفاوتهای میان ارتدکسها و پروتستانها، تکریم صلیب است. ما به اسم «پدر، پسر و روح‌القدس» نشان صلیب می‌کشیم اما آنان، نه پیش از دعا و نه پس از آن، نشان صلیب نمی‌کشند. آنها از نشان صلیب برای برکت دادن مردم و یا لباسها نیز استفاده نمی‌کنند.
پروتستانها به ایمان درونی خود اکتفا کرده از نشان صلیب استفاده نمی‌کنند. تا چندی پیش، آنان بر کلیساهای خود صلیب نصب نمی‌کردند. آنها بر دستان خود صلیب نمی‌گیرند و اعیاد صلیب ندارند. ایشان ‌همچنین صلیب را بر نمی‌گیرند و با صف به دور کلیسا نمی‌گردند.
صلیب را نمی‌بوسند و از آن برکت نمی‌پذیرند.
اکنون توضیح می‌دهیم که چرا ارتدکسها چنین اهمیتی به صلیب می‌دهند و همچنین مشاهده خواهید کرد که کشیدن نشان صلیب، بر پایه تعلیم کتاب‌مقدس، چه فوایدی دارد.

(1) تأکید مسیح خداوند بر صلیب
مسیح خداوند از آغاز خدمت خود، در زمان تعلیم و صحبت درباره مصلوب شدنش، تأکید زیادی بر صلیب می‌کرد. وی می‌فرمود: «و هر كه‌ صلیب‌ خود را برنداشته‌، از عقب‌ من‌ نیاید، لایق‌ من‌ نباشد» (متی 10:‌38)
و «اگر کسی‌ خواهد متابعت‌ من‌ کند، باید خود را انکار کرده‌ و صلیب‌ خود را برداشته‌، از عقب‌ من‌ آید». (متی 16:‌24 ؛ مرقس 8:‌34)
او در مکالمه خود با ثروتمند جوان گفت: «برو و آنچه‌ داری‌ بفروش‌ و به‌ فقرا بده‌ که‌ در آسمان‌ گنجی‌ خواهی‌ یافت‌ و بیا صلیب‌ را برداشته‌، مرا پیروی‌ کن‌». (مرقس 10:‌21)
همچنین گفت: «و هر که‌ صلیب‌ خود را برندارد و از عقب‌ من‌ نیاید، نمی‌تواند شاگرد من‌ گردد». (لوقا 14:‌27)

(2) صلیب، مرکز اصلی خدمت فرشتگان و رسولان بود
یک نکته مهم این است که فرشته‌ای که مژده رستاخیز مسیح را داد، به زن گفت: «... می‌دانم‌ که‌ یسوع مصلوب‌ را می‌طلبید. در اینجا نیست‌ زیرا چنانکه‌ گفته‌ بود برخاسته‌ است‌» (متی 28:‌5،‌6). بنابراین فرشتهْ خداوند را «مصلوب» خطاب کرد با اینکه او دیگر رستاخیز کرده بود. پس عنوان «مصلوب» در مورد خداوند ادامه دارد و مختص زمان مصلوب شدنش نیست.
رسولان که پدران ما هستند، در موعظه‌های خود بر صلیب خداوند تأکید می‌کردند. حضرت پطرس به هنگام موعظه برای یهودیان گفت: «پس‌ جمیع‌ خاندان‌ اسرائیل‌ یقیناً بدانند که‌ خدا همین‌ یسوع را که‌ شما مصلوب‌ کردید، خداوند و مسیح‌ ساخته‌ است‌». (اعمال 2:‌36)
حضرت پولس می‌گوید: «...ما مسیح مصلوب را وعظ می‌کنیم» (اول قرنتیان 1:‌23)، اگرچه صلیب خداوند «یهود را لغزش‌ و امت‌ها را جهالت‌ است‌».
رسول، صلیب را در مسیحیت یک ضرورت دانسته و گفت: «زیرا بر آن بودم در مدتی که بین شما هستم، چیزی جز یسوع مسیح ندانم، آن‌هم یسوعِ مصلوب». (اول قرنتیان 2:2)

(3) رسولان بر صلیب مباهات می‌کردند
پولس رسول می‌گوید: «لیکن‌ حاشا از من‌ که‌ فخر کنم‌ جز از صلیب‌ خداوند ما یسوع مسیح». (غلاطیان 6:‌14)
اگر ما راز این سخنان را جویا شویم، رسول جواب خواهد داد: «که‌ بوسیله‌ او دنیا برای من‌ مصلوب‌ شد و من‌برای دنیا».

(4) وقتی ما نشان صلیب می‌کشیم، بسیاری از معانی الهی و روحانی آن را به خاطر می‌آوریم
ما محبت خدا را نسبت به ما به یاد می‌آوریم، که به خاطر نجات ما مرگ را پذیرفت: «جمیع‌ ما مثل‌ گوسفندان‌ گمراه‌ شده‌ بودیم‌ و هریكی‌ از ما به‌ راه‌ خود برگشته‌ بود و خداوند گناه‌ جمیع‌ ما را بروی‌ نهاد» (اشعیا 53:‌6). وقتی نشان صلیب می‌کشیم، «بره‌ خدا که‌ گناه‌ جهان‌ را برمی‌دارد» (یوحنا 1:‌29) را به یاد می‌آوریم، و نیز «کفاره‌ بجهت‌ گناهان‌ ما و نه‌ گناهان‌ ما فقط‌ بلکه‌ بجهت‌ تمام‌ جهان‌ نیز». (اول یوحنا 2:2)

@LessonsOrthodox
(5) وقتی نشان صلیب می‌کشیم، تعلقمان به «مصلوب» را اعلان می‌کنیم
آنان که فقط به مفهوم معنوی و بدون نشان دادن علامتی آشکار، صلیب را حمل می‌کنند، تعلقشان به مصلوب را اعلان نمی‌کنند، ولی ما وقتی نشان صلیب می‌کشیم، یا آنرا بر سینه حمل می‌کنیم یا می‌بوسیم، و یا دستهایمان را با نشان صلیب تدهین می‌کنیم یا بر بالای اماکن عبادی خود قرار می‌دهیم، تعلقمان را به مصلوب اعلام و اعلان می‌کنیم.
ما از صلیب مسیح شرمسار نیستیم بلکه به آن افتخار می‌کنیم و اعیاد آن را جشن می‌گیریم و بر دستهای خود می‌گیریم. بدین سان، بی‌آنکه سخنی بر زمان آوریم، با ظاهرمان ایمان خود را اعلان می‌کنیم.

(6) انسان فقط روح یا فقط عقل نیست بلکه حواس جسمانی نیز دارد و باید صلیب را با مفاهیم اخیر حس کند
همه انسانها از لحاظ روحانی همرتبه نیستند تا به حواس نیاز نداشته باشند. حواس با اعمال فوق‌الذکر تغذیه می‌شوند و اثرات خود را به عقل و روح نیز منتقل می‌کنند. ممکن است عقل مفهوم صلیب را به خودی خود به یاد نیاورد، اما به یاری حواس و با دیدن صلیب، تمامی مفاهیم روحانی و الهی صلیب و مصلوب را به یاد خواهد آورد.
بدینگونه ما خدا را با تمامی جان و فکر و جسم عبادت می‌کنیم که هر کدام به نوبه خود، دیگری را تقویت می‌کنند.

(7) ما در سکوت نشان صلیب نمی‌کشیم بلکه همراه آن می‌گوییم: «به نام پدر، پسر و روح‌القدس، خدای واحد، آمین»
بنابراین هرگاه نشان صلیب می‌کشیم، ایمانمان به تثلیث اقدس که خدای واحد ابدی است را معترف می‌شویم. اینگونه دائماً تثلیث اقدس را به یاد می‌آوریم.

(8) با کشیدن نشان صلیب، ایمانمان به تجسم و بازخرید را معترف می‌شویم
ما نشان صلیب را از بالا به پایین و از چپ به راست می‌کشیم. بدین صورت به یاد می‌آوریم که خدا از آسمان به زمین نزول کرد و مردم را از چپ به راست انتقال داد، یعنی از تاریکی به نور، از موت به حیات. چه بسیارند مفاهیمی که ما با کشیدن نشان صلیب به یاد می‌آوریم و در دل خود احساس می‌کنیم!

(9) با کشیدن نشان صلیب، به فرزندمان و به دیگران درس دینی می‌آموزانیم
آنکه هنگام دعا یا زمان ورود به کلیسا، موقع غذا خوردن و یا موقع خوابیدن نشان صلیب می‌کشد، کسی است که صلیب را در خاطر دارد. این یادآوری به لحاط روحانی سودمند، و یک حکم کتاب‌مقدسی است. همچنین این کار به مردم و بخصوص به کودکان می‌آموزاند که مسیح مصلوب شد.

(10) با کشیدن نشان صلیب، اعتراف می‌کنیم که مسیح به خاطر ما مرد
این حکم مسیح است که مرگ او را اعلام کنیم (که به خاطر ما فدیه داد) تا زمانی که او بیاید. (اول قرنتیان 11:‌26)
هرگاه نشان صلیب می‌کشیم، مرگ او را تا زمان بازگشت‌ به یاد می‌آوریم.
ما مرگ خداوند را در قربانی مقدس هم به یاد می‌آوریم اما این راز کلیسایی دائماً و در هر جایی به جا آورده نمی‌شود لکن ما می‌توانیم نشان صلیب را در هر زمانی بکشیم و اینگونه مرگ خداوند را به یاد آوریم.

(11) با کشیدن نشان صلیب به یاد می‌آوریم که مزد گناه موت است
به همین خاطر بود که مسیح مرد. ما «در گناهان مرده بودیم» (افسسیان 2:‌5)، اما مسیح به خاطر ما روی صلیب مرد و به ما حیات بخشید. او روی صلیب هزینه کامل گناهان را پرداخت و به پدر گفت: «پدر، ایشان را ببخش».

(12) با کشیدن نشان صلیب، محبت خدا را نسبت به ما به یاد می‌آوریم
به خاطر می‌آوریم که صلیب یک قربانی محبت است. «زیرا خدا جهان‌ را اینقدر محبت‌ نمود که‌ پسر یگانه‌ خود را داد تا هر که‌ بر او ایمان‌ آورد، هلاک‌ نگردد بلکه‌ حیات‌ جاودانی‌ یابد» (یوحنا 3:‌16). به یاد می‌آوریم که: «خدا محبت‌ خود را در ما ثابت‌ می‌کند از اینکه‌ هنگامی‌ که‌ ما هنوز گناهکار بودیم‌، مسیح‌ در راه‌ ما مرد .... بوساطت‌ مرگ‌ پسرش‌ با خدا صلح‌ داده‌ شدیم» (رومیان 5:‌8و10). ما در صلیب، محبت خدا به ما را به خاطر می‌آوریم، زیرا «کسی‌ محبت بزرگتر از این‌ ندارد که‌ جان‌ خود را بجهت‌ دوستان‌ خود بدهد». (یوحنا 15:‌13)

(13) ما نشان صلیب می‌کشیم زیرا به ما قوت می‌بخشد
پولس رسول قوت صلیب را حس کرده، گفت: «لیکن‌ حاشا از من‌ که‌ فخر کنم‌ جز از صلیب‌ خداوند ما یسوع مسیح‌ که‌ بوسیله‌ او دنیا برای من‌ مصلوب‌ شد و من‌برای دنیا» (غلاطیان 6:‌14) و «زیرا ذکر صلیب‌ برای هالکان‌ حماقت‌ است‌، لکن‌ نزد ما که‌ ناجیان‌ هستیم‌ قوت‌ خداست» (اول قرنتیان 1:‌18). توجه کنید وی نگفت که «مصلوب شدن» قوت خداست، بلکه به طور محض گفت که «صلیب» قوت خداست.
بنابراین وقتی ما نشان صلیب می‌کشیم و وقتی به صلیب اشاره می‌کنیم، قوت می‌یابیم زیرا به یاد می‌آوریم که خداوند از طریق صلیب، موت را له کرد و به ما حیات بخشید و بر شیطان پیروز شد.

@LessonsOrthodox
(14) ما نشان صلیب می‌کشیم زیرا شیطان از آن می‌ترسد
از زمان آفرینش آدم تا زمانهای آخر، تمام تلاشهای شیطان بر ضد صلیب است. خدا هزینه گناهان را با خون خود پرداخت. او با خون خود همه گناهان کسانی را که به او ایمان آورده اطاعتش می‌کنند برداشت. از این‌رو وقتی شیطان صلیب را می‌بیند، به لرزه می‌افتد زیرا شکست عظیم خود را به یاد می‌آورد. پس فرزندان خدا از نشان صلیب استفاده می‌کنند زیرا نشان پیروزی و قوت خداست. ایشان از صلیب قوت می‌یابند و دشمن به لرزه می‌افتد.
برافراشتن مار مسی در اعصار قدیم که برای مردم شفا و نجات از مرگ به همراه داشت، به برافراشته شدن خداوند بر بالای صلیب شباهت دارد (یوحنا 3:‌14). بنابراین نشان صلیب نیز همان اثرات را دارد.

(15) با کشیدن نشان صلیب، برکت می‌یابیم
تمامی جهانْ ملعون و تحت سلطه موت به سر می‌برد. اما خداوند روی صلیب تمام لعنتهای ما را بر خود گرفت تا برکت صلح با خدا را به ما دهد (رومیان 5:‌10)؛ یعنی برکت حیات نو و عضویت در بدن او. تمامی فیض‌های عهد جدید از طریق صلیب به ما رسید.
به همین دلیل است که روحانیون به هنگام برکت دادن از صلیب استفاده می‌کنند و بدین گونه نشان می‌دهند که برکت از خودشان نیست بلکه از صلیب خداوند است و بدیشان سپرده شده تا مردم را برکت دهند. مضاف بر این، ایشان از صلیب استفاده می‌کنند زیرا کهانتشان را از کهانت «مصلوب» دریافت نموده‌اند. تمامی برکات عهد جدید از صلیب خداوند و اثرات آن به ما رسید.

(16) صلیب در همه رازهای مقدس کلیسا استفاده می‌شود
تمامی رازهای مقدس حاصل ریخته شدن خون مسیح بر صلیب است. بدون صلیب شایستگی این را نداشتیم که از طریق تعمید، به عنوان فرزندانْ به خدا نزدیک شویم یا در تن و خون او مشارکت کنیم (1 قرنتیان 11:‌26) ، یا حتی اقلاً از برکات این رازها برخوردار شویم.

(17) ما صلیب را تکریم می‌کنیم (ما صلیب را نمی پرستیم بلکه مصلوب قیام کرده را می پرستیم) زیرا به یاد می‌آوریم که در آن مشارکت داریم
ما سخنان پولس رسول را به خاطر می‌آوریم: «با مسیح‌ مصلوب‌ شده‌ام‌ ولی زندگی می کنم‌ لیکن‌ نه‌ من‌ بعد از این‌، بلکه‌ مسیح‌ در من‌ زندگی می‌کند» (غلاطیان 2:‌20) و «تا او را و قوت‌ قیامت‌ وی را و شراکت‌ در رنجهای وی را بشناسم‌ و با موت‌ او مشابه‌ گردم» (فیلیپیان 3:‌10) . در اینجا از خودمان می‌پرسیم: چه زمان می‌توانیم در رنجهای خداوند شریک شویم و با وی دعا کنیم؟
همچنین آن دزد را به یاد می‌آوریم که خداوند روی صلیب به او گفت که در بهشت با وی خواهد بود. مطمئناً او در بهشت با پولس همصدا می‌شد: «با مسیح‌ مصلوب‌ شده‌ام‌».
هر گاه صلیب را از طریق حواسمان حس می‌کنیم، آرزو می‌کنیم با مسیحْ مصلوب، و در جلال او شریک شویم.

(18) ما صلیب را تکریم می‌کنیم زیرا این پدر را خشنود می‌سازد
پدر با رضامندی، مسیح مصلوب را به عنوان فدیه گناهان و «عطر خوشبو بجهت‌ خداوند» (لاویان 1:‌9،‌13،‌17) پذیرفت. اشعیای نبی در این مورد می‌گوید: «خداوند را پسند آمد كه‌ او را مضروب‌ نموده‌، به‌ دردها مبتلا سازد». (اشعیا 53:‌10)
مسیح خداوند در تمام حیات خود بر زمین پدر را خشنود ساخت. اما خشنودی کامل بر صلیب تکمیل شد، آنگاه که «خویشتن‌ را فروتن‌ ساخت‌ و تا به‌ موت‌ بلکه‌ تا به‌ موت‌ صلیب‌ مطیع‌ گردید». (فیلیپیان 2:‌8)
هرگاه به صلیب می‌نگریم، اطاعت کامل مسیح را به یاد می‌آوریم تا اینگونه ما نیز در اطاعت به مانند او در آییم، یعنی تا به موت.
صلیب، هم برای پدر و هم برای پسرِ مصلوب مایه خشنودی بود، چنانکه نوشته شده: «و به‌سوی‌ پیشوا و کامل‌کننده‌ ایمان‌ یعنی‌ یسوع نگران‌ باشیم‌ که‌ بجهت‌ آن‌ خوشی‌ که‌ پیش‌ او موضوع‌ بود، بی‌حرمتی‌ را ناچیز شمرده‌، متحمل‌ صلیب‌ گردید و به‌ دست‌ راست‌ تخت‌ خدا نشسته‌ است» (عبرانیان 12:‌2). پس خوشی کامل مسیحْ صلیب بود. باشد که ما نیز همچون او شویم.

(19) به وسیله صلیب، ننگی را که او متحمل شد بر خود حمل کرده، نزد او به بیرون از اردوگاه می‌رویم (عبرانیان 13:‌13).
ننگ و رنجی که مسیح متحمل شد، مصلوب شدنش بود. ما با کشیدن نشان صلیب، پیوسته با «هفته مقدس» زندگی می‌کنیم و به یاد این سخنان در مورد موسی می‌افتیم: «عار مسیح‌ را دولتی‌ بزرگتر از خزائن‌ مصر پنداشت‌ زیرا که‌ به‌سوی‌ مجازات‌ نظر می‌داشت». (عبر 11:‌26)

(20) ما صلیب مسیح را حمل می‌کنیم زیرا بازگشت ثانویه او را به یاد می‌آوریم
کتاب‌مقدس در مورد پایان جهان و بازگشت خداوند می‌گوید: «آنگاه‌ علامت‌ پسر انسان‌ در آسمان‌ پدید گردد و در آن‌ وقت‌، جمیع‌ طوایف‌ زمین‌ سینه‌زنی‌ کنند و پسر انسان‌ را بینند که‌ بر ابرهای‌ آسمان‌، با قوّت‌ و جلال‌ عظیم‌ می‌آید». (متی 24:‌30)
بنابراین بیایید اکنون و بر زمین، صلیب را که علامت پسر انسان است تکریم کنیم، چنانکه در انتظار دیدن آن در آسمان هستیم، آنگاه که او در ابرهای آسمان با جلال می‌آید.

@LessonsOrthodox
▪️اهمیت صلیب:
(مطالب این قسمت نوشته خود آرتین می باشد )

درباره صلیب 87 بار در عهد جدید صحبت شده است که این نشان‌دهنده اهمیت آن می باشد و می توان بر روی هر یک از آیات تعمق کرد.

صلیب در کلیساها، خانه ها و زندگی ایمانداران نقش اساسی دارد.

در بالا و داخل کلیساهای رسولی صلیب قرار دارد و حتی بعضی کلیساها خود به شکل صلیب هستند. مسیح سر کلیسا است.

روی اکثر درهای کلیسا صلیب دارد، مسیح گفت من در هستم و بوسیله صلیب به حضور خدا می رویم.

قبرهای خفتگان صلیب دارد. مسیح گفت من قیامت و حیات هستم. بوسیله ایمان به کار مسیح بر روی صلیب حیات جاودان می یابیم.

کاهنان و اسقفان برای دعای برکت،برای موعظه ، برای اخراج ارواح،برای دعا برای مریضان و... از صلیب استفاده می کنند.

ما صلیب را می بوسم و تکریم می کنیم. ما صلیب را پرستش نمی کنیم بلکه پسر خدا را آن مصلوب قیام کرده را پرستش می کنیم. بوسیدن صلیب با مزمور 2 آیه 11 که می گوید پسر را ببوسید همخوانی دارد.

باشد که به قوت صلیب خداوندمان عیسی مسیح محافظت و برکات الهی با ما و خانواده هایمان باشد.

@LessonsOrthodox
▪️چرا صلیب می کشیم:
(مطالب این قسمت از تلگرام کاتولیک‌های ارمنی اخذ شده است)

1 ) دعا : ما دعای خودمان را با نشان صلیب آغاز و به پایان می رسانیم نشان صلیب « یک بالا بردن فکر به سوی خداست » قدیس یوحنای دمشقی .
و بِرت قِزی الهیدان و نویسنده کاتولیک می نویسد « نشان صلیب دعایی قوی است که روح القدس را به عنوان مدافع و یاری دهنده الهی در زندگی موفق مسیحی وارد می کند »

2 ) نشان صلیب راه را به سوی فیض باز می کند : به عنوان یک آئین ، نشان صلیب ما را آماده دریافت برکت خدامی کند و ما را به مشارکت با فیض خدا در می آورد

3 ) روز را تقدیس می کند : پدر معروف قرون اولیه مسیحی ترتولیان می نویسد : « در هر حرکت روزانه ، هر بیرون رفتن و وارد شدن ، زمانی که لباس ها و کفش هایمان را در می آوریم یا می پوشیم ، زمانی که می خواهیم حمام بگیریم ، زمانی که می شینیم ، زمانی که چراغ را روشن می کنیم ، در روی نیکمت و در همه کارهای روزانه ما صلیب را بر خود می کشیم »

4 ) با صلیب کشیدن تعهد می دهیم که تماما به مسیح وقف شویم : زمان که ما دستانمان را از پیشانی به قلبمان و به شانه هایمان می آوریم ما از خدا برکت برای افکارمان ، احساساتمان و امیالمان و بدنمان می خواهیم. به عبارت دیگر صلیب کشیدن روح و جسم ، فکر و قلبمان را متعهد و وقف به مسیح می کند . « بگزارید تمامی وجودتان ، جسم ، روح ، اراده ،افکار ، احساسات ، اعمالتان بواسطه صلیب کشیدن قوی شده و تماما به قدرت و اقتدار مسیح در نام تثلیث اقدس وقف شود . الهیدان و کشیش رومانو گاردینی

5 ) به تجسم پسر خدا اقرار می کنیم : حرکت ما از بالا به پائین است از پیشانی تا به قفسه سینه مان ، « چون مسیح از آسمان به زمین آمد »

6 ) نشان صلیب یاد آوری رنج ها و مصائب مسیح است : تمامی پنج انگشت نشان پنج زخم مقدس مسیح است

7 ) ما تثلیث اقدس را اقرار و بیان می کنیم : ما ایمان حقیقی خود را که خدا واحد است و این خدای واحد سه شخص است را اقرار می کنیم . سه انگشتی که به هم می چسبانیم نشان سه شخص الهی است و دو انگشت دیگر دو طبیعت مسیح است .

8 ) تمرکزمان در دعا بر خدا می رود : « زمانی که ما صلیب می کشیم ، خدای حقیقی تثلیث اقدس را اقرار می کنیم ، ما توجه مان روی خدایی ثابت نگاه می داریم که او ما را آفریده است و نه خدایی که ما آفریده باشیم . ما با صلیب کشیدن در دعا خدایی را معترفیم که خود تثلیث اقدس است . خدای پدر ، خدای پسر و خدای روح القدس

9 ) ما با صلیب کشیدن مولود ازلی بودن پسر را و صادر شدن ازلی روح القدس را تصدیق می کنیم :
زمانی که ما از پیشانی صلیب کشیدن مان را شروع می کنیم ، ما اقرار می کنیم که پدر شخص اول تثلیث است وقتی دستمان را به سوی پائین می آوریم اعتراف می کنیم که پسر شخص دوم تثلیث مولود ازلی از پدر است و با پایان دادن نشان صلیبمان در روی شانه ها شخص سوم تثلیث روح القدس را اقرار می کنیم . ( قدیس فرانسیس اهل سالز )

10 ) ما ایمانمان را با صلیب کشیدن اقرار می کنیم : ما ایمان مان را به تجسم ، مصلوب شدن مسیح و تثلیث اقدس به صورت خلاصه اقرار می کنیم

11 ) ما با صلیب کشیدن قدرت نام خدا را دعا و اقرار می کنیم :
در کتاب مقدس ، نام خدا قدرت عظیمی را حمل می کند در فیلیپیان 2 : 10 حضرت پولس رسول به ما می گوید « تا به نام عیسی هر زانویی خم شود ، در آسمان ، بر زمین و در زیر زمین » و در انجیل یوحنا 14 : 13 – 14 عیسی خداوند خود می فرماید : « هر آنچه به نام من در خواست کنید من آن را انجام خواهم داد ، تا پدر در پسر جلال یابد . اگر چیزی به نام من از من بخواهید، آن را انجام خواهم داد . »

12 ) خودمان را با مسیح مصلوب می کنیم : هر کسی که می خواهد از مسیح پیروی کند " باید خودش را انکار کند " و " صلیب خود را بردارد " همانطور که عیسی خداوند به شاگردانش در متی 16 : 24 فرموده است . و همچنین حضرت پولس رسول در نامه به غلاطیان می گوید « با مسیح بر صلیب شده ام ، و دیگر من نیستم که زندگی می کنم ، بلکه مسیح است که در من زندگی می کند » اعلان کردن نشان صلیب بله گفتن به شاگردی از مسیح است

13 ) با صلیب کشیدن با از خدا در رنجها و زحماتمان از او یاری و حمایت می طلبیم : زمانی که بر شانه هایمان صلیب را می کشیم ما از خدا می خواهیم که ما را حمایت کند .

14 ) با صلیب کشیدن ما دوباره فیض مقدس تعمیدمان را تائید و اقرار می کنیم ( پاپ بندیکت شانزدهم )

@LessonsOrthodox
15) صلیب نشان لعنت را معکوس می کند : نشان صلیب آمرزش گناهان و برگشت از سقوط را بواسطه گذراندن از سمت چپ لعنت به سوی سمت راست برکت یاد آوری و اقرار می کنیم ( قدیس فرانسیس اهل سالز ) حرکت از سمت چپ به سوی راست همچنین نشان دهنده عبورمان از جفای حال به سوی جلال آینده است همانطور که مسیح از مرگ به حیات و از دنیای مردگان به آسمان منتقل شد

16 ) با صلیب کشیدن خودمان را با صورت مسیح بازسازی و احیا می کنیم : در کولسیان باب 3 حضرت پولس رسول از تصویر لباس پوشیدن برای توضیح طبیعت گناهکارمان که در مسیح تبدیل شده است استفاده می کند ما کهنه را در آورده و انسان جدید را در بر می کنیم تا به صورت آفریننده خویش در آید : پدران کلیسا بین این آیه و خالی شدن مسیح روی صلیب ارتباطی می دیدند . آنان تعلیم می دادند که برهنه شدن و خالی شدن طبیعت کهنه و گناه آلودمان در تعمید و جایگزین کردن آن با یک طبیعت و پوششی نو مشارکت در برهنگی و خالی شدگی مسیح بر صلیب است . الهیدانان نتیجه می گیرند که نشان صلیب همچون مشارکت ما در برهنگی و خالی شدگی مسیح بر روی صلیبش و شراکت در جلال قیامش است .

17 ) با صلیب کشیدن ما خودمان را برای مسیح علامت گذاری می کنیم : همانطور که یک چوپان گوسفندش را به عنوان اموالش با یک نشان علامت گذاری می کند صلیب نشان نیز به ما نشان می دهد که ما به مسیح به عنوان شبان حقیقی مان تعلق داریم

18 ) سرباز برای مسیح : نشان صلیب به عنوان اسلحه کامل خداست که بر تن می کنیم تا بتوانیم در برابر حیله های ابلیس بایستیم ( افسسیان 6 : 11 )

19 ) نشان صلیب باعث دور کردن و دفع شیاطین می شود :
بواسطه نشان کشیدن صلیب حیات بخش و مقدس ، شیاطین و بلاهای گوناگون دفع می شود ، دست راست برای صلیب کشیدن قدرت عظیم و مطلق مسیح خدایمان را نشان می دهد ، نشستن بر دست راست پدر را نشان می دهد ، و آمدن پر جلال بر زمین برای ما را نشان می دهد . دوباره بواسطه حرکات صلیب مانند دستانمان ، قدرتهای شریر و شیطانی دور و شکست می خورند . چون خداوند بر شیطان با قدرت بی نهایت اش پیروز شده است ( قدیس اتاناسیوس کبیر )
قدیس یوحنای زرین دهان می گوید : زمانی که صلیب می کشیم شیاطین فراری می شوند

20 ) نشان صلیب نشان مهر روح القدس بر ماست :
در دوم قرنتیان 1 : 22 حضرت پولس رسول می گوید : « و مُهر مالکیت خویش را بر ما زده و روح خود را همچون بیعانه در دلهای ما جای داده است »
با صلیب کشیدن ما یکبار دیگر با روح القدس خودمان را مهر می کنیم و قدرت عظیم او را در زندگی هایمان اقرار می کنیم

21 ) با ما صلیب کشیدن ایمان و حقیقت ایمانمان را به دیگران نشان می دهیم صلیب کشیدن نوعی شهادت دادن ایمانمان است
قدیس باسیل کبیر می گوید که صلیب کشیدن از زمان رسولان به ما رسیده است.

@LessonsOrthodox
🎗 پرسش و پاسخ🎗

شخص۱: فقط من با اجازتون یه سوال بپرسم طریقه کشیدن صلیب از بالا به پایین و از راست به چپ مگه نیست ؟چون الان فرمودید از چپ به راست.
شخص۲: کلیسای ارتدوکس یونانی حتی در روسیه و جرجیا و در سراسر دنیا از بالا به پایین و از راست به چپ صلیب می کشند.
شخص۱: اونوقت این در معنی تاثیر گذارهست وقتی از راست به چپ این معنی چطور تعقیر میکنه؟
شخص۲: اول اینکه زمان جدایی کلیساهای ارتدوکس و کاتولیک از چپ نماد کلیسای غربی است و از راست نماد کلیسای شرقی و رسولی است.
دوم اینکه در مفهوم عبادی آن از راست یعنی ما را در سمت راست خود با صالحین قرار بده نه در سمت چپ خود مانند گناهکاران و متمردان.
شخص۱: در تمام دنیا در ارتدوکس برای صلیب کشیدن سه انگشت الزاما باید به هم وصل باشه ؟به نشان پدر پسر و روح القدوس ؟
شخص۲: بله دقیقا! اتفاقا متروپولیتن بر این موضوع تاکید کردن هنگام صلیب کشیدن سه انگشت به هم متصل باشد به نشانه تثلیث اقدس.
صلیب کشیدن فقط نماد نیست قدرت بسیار شگرف و والایی دارد.
مثلا در عهد قدیم، کلیسای ارتدوکس در تعالیم خود دارد که زمانی که موسی عصای خود را به آب زد و دریا شکافته شد او عصای خود را به شکل صلیب بر آب زد!
آرتین: یا خونی که در روز فصح بر در خانه ها می مالند و یا چیدمان 12 قبیله در حرکت هایشان و.. به شکل صلیب بودند.
شخص۲: یا هنگامی که موسی بر بالای کوه ایستاده بود و قومش در جنگ بودند و او دستانش باز بود و دعا می کرد قوم پیروز می شدند همینکه دستانش از خستگی می افتاد قوم شکست می خوردند که هارون چوب زیر دستهای موسی می گذارد تا نیافتد و همچنان موسی به شکل صلیب می ایستد تا قوم به پیروزی نهایی برسند.
آرتین: یک آیه زیبای در کتاب بر حق ثانی وجود دارد که چنین چیزی می گوید:
متبارک است آن چوبی که حیات دارد.
شخص۳: منظور کدام چوب بوده ؟عصای موسی؟
آرتین: صلیب.
شخص۲: آمین. حتی آن چوبی که موسی بر آب تلخ زد و آب شیرین شد نماد صلیب مسیح است.
آرتین: چوب درختی که قوچی که بجای اسحاق قربانی شد در آن بود هم سمبل صلیب است.
شخص۲: و حتی درخت حیات در عدن چوبش نماد صلیب و در واقع خود میوه حیات، مسیح است.
مسیح فرمود تا از خون من ننوشی و بدن مرا نخورید حیات ندارید، این همان میوه درخت حیات است که در عدن از آدم و حوا گرفته شد.
شخص ۱: اینها که میفرمایید یعنی از خیلی قبل از اینکه قرار باشه عیس مسیح بروی زمین بیاد نماد صلیب بود؟
آرتین: بله چون خدا از ازل آن را مقرر کرده بود، قبل از آفرینش انسان و قبل از گناه.
شخص۱: که حتی در بهشت عدن قبل از نافرمانی صلیب بود خیلی جای تعمق داره.
شخص۲: هر چند برای ما دو هزار سال است آشکار شده اما برای خدا زمان محدودیت نیست او عالم ازلی است برنامه هایش از ازل بوده است.
شخص۱: و دیگه اینکه ما همه چرا با اراده اشتباه یک نفر باید تقاص پس بدیم؟
آرتین: در این خصوص دو بحث هست. 1-هیچ انسانی بیگناه نیست و نمی تواند بگوید بخاطر گناه آدم تقاص می دهم 2-فراموش نکنیم که همچنین بخاطر کار یکنفر (عیسی مسیح) ما نجات می یابیم و عادل می شویم.
خدا از قبل می دانست که انسانی که می آفریند گناه می کند و برای همین کفاره بوسیله صلیب را از قبل آماده کرده بود.
خدا گناه را نمی خواست ولی اراده آزاد را می خواست. ما با اراده مان خلاف خداوند رفتیم و خدا این را از ازل می دانست. ولی او این را بر نگزید.
خدا هم خودش این را نمی خواهد. خدا از گناه متنفر است ولی اراده انسان بسوی تمرد از خدا می رود. برای همین دعا می کنیم اراده تو انجام شود. یعنی اراده خدا در زمین انجام نمی شود و کلیسا باید دعا کند و خدمت کند تا اراده خدا بیشتر و بیشتر در زمین انجام شود.

@LessonsOrthodox
✔️ادامه:

شخص۲: عزیزان، قبل از خلقت انسان ، فرشتگان کرور کرور در آسمان مدام خدا را به نحو احسن پرستش می کردند، و همچنان که اکنون هم چنین می کنند. اما خدا گنجی پنهان بود و می خواست خود را آشکار نماید! فرشتگان نمی توانند تمام جلوه های خدا را آشکار کنند، زیرا صاحب اراده آزاد و حتی عقل و خرد الهی که به ما داده شده نیستند، برای این است که خدا می فرماید انسان را به صورت و شباهت خود آفریدم. پس تا اینجا بر شما معلوم می شود که مخلوقی که تماما بخواهد به شباهت خدا باشد هیچ کدام از مخلوقات نیستند مگر انسان با همین ویژگی هایی که دارد. و بعد از آن این موضوع که انسان صاحب اراده حتما سرپیچی هم می کند و مسلما خدا هم از ابتدا این را می دانسته چون او عالم مطلق است و از آنجایی که او محبت و رحمت هم هست در پاسخ این زهر نا اطاعتی پادزهر آن را هم در نظر داشته است که همانطور که میدانیم قربانی کردن پسر یگانه خودش است. و این سوال که چرا خب پسر او قربانی شود، باید بگویم خدای تثلیث یعنی پدر و پسر و روح القدس از هم جدا نیستند این تصمیم با هر سه آنها بوده و از سر محبت و عشقی بی حد و حصر و از طرفی اینکه چرا بخاطر گناه فرضا شخص آدم من باید تقاص بدهم اشتباه است ما خود هم گنهکاریم ، افراد صالح هم بعد آدم آمده اند و حتی ما یک نمونه معصوم و کاملا بدون گناه که مادر خدا باشد را هم داریم!! در واقع همه چیز از سر محبت خدا انجام شده است، انسانی که شاید در خلقت پایین تر از فرشتگان باشد به فیض خدا می تواند تا به شباهت خدا فراتر از فرشتگان برود. این امتیاز را هیچ مخلوق دیگری ندارد، فرشته تا ابد فرشته است و حیوان و نبات تا ابد حیوان و نبات هستند اما انسان می تواند تا به شباهت خدا برسد ، حال این هم به انتخاب خود او بستگی دارد. اگر انسان چنین پایین نمی آمد بالا رفتن او هم بی معنا بود ، لذا مسیح خود را خالی کرد صورت غلام گرفت و کاملا انسان شد(هر چند خدا هم بود ) تا به من و تو نحوه پیمودن این راه را نشان دهد که ممکن و شدنی است. و علاوه بر آن با قربانی کردن خود به جهت کفاره مداوم گناهان ما با خون مقدس خود ما را در این مسیر تقویت کند. آیا واقعا زیباتر و عاشقانه تر از این هم می توانست خدا عمل کند!!!!!

@LessonsOrthodox
🏵 جلسه یازدهم / متروپولیتن سوتیریوس
@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس 

🔸بخش 2  -  ایمان یک مسیحی ارتدوکس             
🔆فصل 20 -  سرنوشت انسان- تئوسیس

                                                 
پس از تمام چیزهایی که دربارۀ باورهای یک مسیحی ارتدوكس فرا گرفتیم، پرسشهای زیر به ذهن ما خطور می‌کند: «چرا زندگی می‌کنیم؟ هدف اصلی زندگی انسان چیست؟ به بیانی دیگر، سرنوشت و مقصد انسان چیست؟»

این پرسشی بسیار مهم است و از همان ابتدای آفرینش ذهن بشر را درگیر خود ساخته است. فلاسفه و سایر متفکرین پاسخهای قابل توجهی ارائه داده‌اند. ما به آنها نخواهیم پرداخت. ما در منبع انکارناپذیر راستی، یعنی کلام مقدس الهام‌ شدۀ خدا به دنبال پاسخ خواهیم گشت.

وقتی یک سازه را مشاهده می‌کنیم- مثلاً ساختمان، ماشین، ابزار یا ظرف یا هر چیز دیگری- برای دریافت اطلاعات پیرامون آن و درک کاربردش، از سازندۀ آن سؤال می‌کنیم. به همین دلیل است که سازنده، بروشوری تهیه می‌کند که حاوی تمام کالاهای موجود برای فروش، اطلاعات مفصل درمورد سودمند بودن آن، و همچنین دستورالعمل‌های مربوط به طرز کار صحیح آن می‌باشد. اگر کسی این دستورالعمل‌ها را دنبال نکند، قطعی‌ترین مسأله‌ای که برایش پیش می‌آید این است که آن وسیله را بی‌استفاده رها می‌سازد، یا خرابش می‌کند، یا خودِ کاربر ممکن است دچار آسیب شود و یا حتی حادثه‌ای جدی برایش پیش بیاید! بنابراین، طبیعی است برای درک دلیل دقیق این موضوع که چرا پیشرفته‌ترین و پیچیده‌ترین مخلوق این جهان، یعنی انسان آفریده شد، باید از خالق او بپرسیم که چه سرنوشتی برای او در نظر داشت یا تعیین نمود. پاسخی که خودِ خدا به ما می‌دهد چیست؟

دیدیم که خدای تثلیث تصمیمی اتخاذ کرد: «انسان را به صورت ما و موافق شبیه ما بسازیم» (پیدایش ١ :­۲۶). اما بلافاصله پس از آن می‌خوانیم: «پس خدا انسان را به صورت خود آفرید، او را به صورت خدا آفرید» (پیدایش ١ :­۲۷). نمی‌گوید «و به شباهت خود.» ممکن است بپرسیم چرا.

تصمیم اولیۀ خدا این بود که انسان را «به صورت» و «به شباهت» خدا بیافریند. در مورد اصطلاح اول، خدا به‌تنهایی دست به کار شد و انسان را «به صورت خود» آفرید. او به انسان عقل و ذهن داد تا بتواند خدا و اراده‌اش را بشناسد، قادر به برقراری ارتباط با او باشد، همچنین نسبت به خودش هشیار بوده، بر افکار، گفتار و اعمالش کنترل داشته باشد و در پی شناخت حقیقت برآید. همانطور که گفتیم، خدا در کنار فکر و عقل، به انسان «ارادۀ آزاد» داده تا برای تصمیم گرفتن و عمل کردن به روشی که او می‌خواهد، کاملاً آزاد باشد.

از آنجا که خدا انسان را آفرید و به آزادی او احترام می‌گذاشت، اجازه داد خودش تصمیم بگیرد که آیا می‌خواهد به آن وضعیت «شباهت» برسد یا به بیانی، شبیه خدا شود؟! اما همانطور که دیدیم، انسان در فردوس به جای آنکه زندگی‌اش را با ارادۀ خدا همسو گرداند، به وی پشت کرد. در عوض رو به شیطان کرد و جانب وی را گرفت. می‌دانیم که پس از آن چه اتفاقی افتاد: انسان به‌واسطۀ خطایش، خود را از خوشی و لذت فردوس و مشارکت با خدا محروم ساخت.

ما قبلاً این نکات را از نظر گذراندیم، اما دوباره آنها را یادآوری می‌کنیم زیرا برای درک آنچه بعداً به آن خواهیم پرداخت، لازم است.

با وجود تمام پیامدهای غم‌انگیزی که پس از دور شدن انسان از خدا به‌وجود آمد، خدا همچنان مشتاق بود تا هدفی را که برای خلقت انسان داشت، محقق سازد، که این تحققِ عبارت «به ‌شباهت [خودمان]» می‌باشد. بدین نحو می‌توانیم بگوییم که سرنوشت انسان این است که «شبیه» خدا و مانند او شود، و با او در ارتباط و مشارکت باشد، و به فردوسی که خودش را از آن محروم کرد، بازگردد!

وقتی دراینجا از فردوس حرف می‌زنیم، مسّلماً منظورمان باغ مادی عدن که از بین رفته‌، نیست، بلکه منظورمان فردوس روحانی است یا همان پادشاهی جاودان خدا که قبلاً در مورد آن صحبت کردیم.

 @LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس         

آیا امکان دارد انسانی که «از خاک» سرشته شده، به چنین مقام والایی برسد و مانند یگانه خدای قدوس شود؟

بگذارید از ابتدا یک شفاف‌سازی انجام دهیم. ما نمی‌گوییم که انسان ممکن است با خدا برابر شود، بلکه می‌گوییم می‌تواند «شبیه» خدا شود. هیچ کس برابر با خدا نیست، نه فرشتگان و نه انسان، هرچقدر هم مقدس باشند. لوسیفر که می‌خواست با خدا برابر شود، از رتبۀ فرشتگانِ نور سقوط کرد و در نهایت به دیوی تاریک تبدیل شد. 

اما انسان قادر است شبیه خدا شود، زیرا خدا او را به همین منظور خلق کرد و از همان ابتدا به او قابلیت‌هایی داد که به این هدف جامۀ عمل بپوشاند. در عین حال، خدا به انسان نزدیک می‌شود تا در تحقق این هدف به وی کمک کند؛ او انسان را رها نمی‌کند که به تنهایی با مشکلات و کشمکشها دست و پنجه نرم کند. یوحنای انجیل‌نگار با الهام روح خدا به‌ وضوح بر ما آشکار می‌سازد که در بازگشت مسیح، ما به‌معنای کامل شبیه خدا خواهیم شد: «امّا می‌دانیم آنگاه که او ظهور کند، مانند او خواهیم بود» (اول يوحنا ٣ :­۲). شباهت انسان به خدا یا به بیان آبای کلیسا، تئوسیس، در طول زندگی فعلی شروع شده و رشد می‌یابد، اما در زندگی آینده [در آن دنیا] به کمال خود می‌رسد. ما در آنجا شکل نهایی و اساسی تئوسیس را خواهیم داشت، زیرا در هنگام بازگشت مسیح، بدن انسان‌ها برخواهند خاست و با روح خود خواهد پیوست و سپس انسان کامل، یعنی روح و جسم، شبیه خدا خواهد شد. بنابراین، جای هیچ شکی نیست که هدف از آفرینش انسان و سرنوشت او این است که به شباهت خدا درآید و این اتفاق می‌تواند رخ دهد.

با این‌همه، این قضیه با این حقیقت بر ما مکشوف می‌گردد که انسانهایی وجود داشتند که با مشارکتشان در حیات کلیسا و جد و جهد و نبردهای روحانی و فیض خدا، خود را با خدا متحد و یکی گردانیده‌اند، آنسان که پولس رسول می‌تواند بگوید: «دیگر من نیستم که زندگی می‌کنم، بلکه مسیح است که در من زندگی می‌کند» (غلاطیان ٢ :­۲۰).

@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس         

تئوسیس دقیقاً چیست؟

کلیسا از این اصطلاح استفاده کرده تا وضعیت روحانی‌ای را بیان کند که انسان به هنگام شبیه شدن به خدا بدان دست می‌یابد و خود را به‌ شکل جدانشدنی با او متحد می‌سازد. قدیسْ گریگوری، الهی‌دانِ مسیحی، می‌گوید که☀️ تئوسیس ارتقاء انسان به بالاترین سطحی است که طبیعت بشری می‌تواند بدان نائل گردد.☀️ البته، ذات خدا «نامحدود و دسترسی‌ناپذیر» است؛ برای انسان غیرممکن است که به آنجا برسد. اما تئوسیس به‌عنوان یک طرح و نقشۀ اخلاقی با فیض خدا قابل دستیابی است و از طریق آن می‌توانیم «شریک طبیعت الهی» شویم (دوم پطرس ١ :­۴).

مفهومی مشابه در عهدجدید، الگو یا سرمشق گرفتن از خداست که مطابق با آن انسان به درجۀ برخوردار شدن از «فکر مسیح» نائل می‌گردد (اول قرنتیان ٢ :­۱۶)؛ به بیان دیگر، مفهوم این اصطلاح یعنی همواره مطابق با ارادۀ خدا فکر کردن و داشتن یک الگو در زندگی که همان عیسی مسیح، آن «خدا-انسان» است و تلاش هرروزه برای سرمشق گرفتن و پیروی از اوست.

این همان چیزی است که پولس رسول در پی آن بود و از سایر مؤمنین نیز دعوت می‌کرد که از او الگو بگیرند: «پس، از من سرمشق بگیرید» (اول قرنتیان ١١ :­۱). او همچنین مسیحیان افسس را چنین تشویق کرده، می‌فرماید: «پس...به خدا اقتدا كنيد. و در محبت رفتار نماييد، چنانکه مسیح هم ما را محبت نمود» (افسسیان ٥ :­۱-۲).

پطرس نیز که یکی دیگر از رسولان برجستۀ مسیح بود، بر این مفهوم تأکید کرده، می‌فرماید: «چه برای همین فرا خوانده شده‌اید، زیرا مسیح برای شما رنج کشید و سرمشقی گذاشت تا بر آثار قدمهای وی رفتار نماييد» (اول پطرس ٢ :­۲۱).

اگر برای شخصی، درک این مطلب سخت باشد که چگونه باید از خدای نادیدنی سرمشق گرفت، می‌تواند زندگی مسیح را که در جامعۀ بشری زیست، مطالعه کند و از پی قدمهایی که برای ما به‌جا گذاشت، گام بردارد. این دقیقاً همان مطلبی است که یوحنای انجیل‌نگار، شاگردِ محبت شرح می‌دهد: «آن که می‌گوید در وى می‌مانم، باید همان‌گونه رفتار کند که عیسی رفتار مى نمود» (اول یوحنا ٢ :­۶).

 @LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس         

انسان چگونه و تحت چه شرایطی می‌تواند مانند خدا شود؟

انسان مطلقاً نمی‌تواند به‌ تنهایی و با تکیه به قدرت خویش شبیه خدا شود، مهم نیست که چقدر تلاش یا تقلا کند. خداوندگار فرمود: «جدا از من، هیچ نمی‌توانید کرد» (یوحنا ١٥ :­۵).

خدا خودش از بالا این امکان، کمک و فیض را فراهم می‌سازد تا انسان به تئوسیس برسد. دقیقاً به همین دلیل است که پسر خدا انسان شد تا تئوسیس ماهیت بشری را به عرصۀ عمل وارد سازد، چیزی که تنها در فضای روحانی کلیسا، یعنی بدن مسیح و آن دسته از اعضای کلیسا که به ایمان راستین معترف‌اند و به آن عمل می‌کنند، حاصل می‌گردد.

اما در عین حال، برای انسان مهم است که مشتاق باشد آزادانه عمل کند تا به تئوسیسِ خود نائل گردد. اساساً این امر با مشارکت ایماندار در رازهای مقدس کلیسا اتفاق خواهد افتاد. وقتی شخصی به مسیح به‌عنوان خدا ایمان می‌آورد، از راه و روش زندگی گذشتۀ خود توبه می‌کند، با ایمان تعمید می‌گیرد، آنگاه «مسیح را در بر کرده» (غلاطیان ٣ :­۲۷)، قدوسیت را به تن می‌کند، احیا می‌شود و با عشای ربانی «در بدن... او» شریک و سهیم می‌گردد (افسسیان ٣ :­۶).[1] از آن پس، مسیح در او ساکن است و او در مسیح (یوحنا ٦ :­۵۶). حیات تازۀ روحانی بدین نحو پرورش می‌یابد و انسان راه رسیدن به تئوسیس را در پیش می‌گیرد. وجود فرد با دریافت بدن و خون مقدس با «خمیرمایۀ الهی» پر می‌شود و «او را همچون خدا» می‌گرداند. آیۀ مربوط به خدمت آماده‌سازی برای عشای ربانی به‌طور خاص همین مطلب را بیان می‌کند: «این بدن خداست که مرا قوت داده و همچون او می‌گرداند؛ بدن خدا روح مرا همچون خدا می‌گرداند و به‌شکلی عجیب [یا رمزآلود] ذهن مرا تغذیه می‌کند.» تئوسیس با اتحاد رمزآلود ایماندار با مسیح به یک واقعیت تبدیل می‌گردد، بدین ترتیب که شخص مشتاق مشارکت در حیات کلیسا می‌شود. بدین شکل، شبیه خدا شدن در زندگی روزمرۀ ایماندار، نتایجی آنی به بار می‌آورد. این فرایند در زندگی روی این زمین آغاز می‌گردد و پیوسته ادامه می‌یابد، اما در پادشاهی آسمانی خدا به شکل نهایی خود خواهد رسید.
.........................................
 [1] صفتی که پولس در متن اصلی به‌کار می‌گیرد، مفهوم وجودشناختیِ syssomos (syn= با یکدیگر یا از یک+ soma= بدن)، از یک بدن یا شریک در بدن مسیح می‌باشد. (یادداشت مترجم)

 @LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس         

آیا ایماندار تنها با شرکت کردن در رازهای کلیسا به شباهت خدا دست می‌یابد؟ آیا لازم نیست کار دیگری انجام دهد؟

رازهای مقدسی که بدانها اشاره کردیم، اساس و بنیاد ملاقات انسان با خدا را شکل می‌دهند. در عین حال، شخص ایماندار با اطاعت داوطلبانه از فرمانهای خدا، نافرمانی آدم و حوا را خنثی می‌ساز‏د. صرفاً خواندن و دانستن کتاب‌مقدس- که شریعت خدا در آن ذکر شده- کافی نیست، بلکه انسان باید ارادۀ خدا را در زندگی‌اش به انجام برساند.  تعلیم اخلاقی و جزمی کلیسا به‌سان تابلوی راهنمایی است که قدمهای ایماندار را به سوی خداگونگی و لذت جاودان پادشاهی آسمان هدایت می‌کند.

عیسی مسیح دربارۀ این موضوع به صراحت با شاگردان خویش سخن گفت و فرمود: «اگر مرا دوست بدارید، احکام مرا نگاه خواهید داشت» (یوحنا ١٤ :­۱۵)؛ و نیز: «دوستان من شمایید اگر آنچه به شما حکم می‌کنم، به جا آريد» (یوحنا ١٥ :­۱۴). به همین دلیل است که یوحنای انجیل‌نگار در واکنش به سخنان خداوندگار روشن می‌سازد که «ازآن جهت كه احکام او را نگاه می‌داريم و به آنچه پسنديده اوست، عمل می‌نماييم» (اول یوحنا ٣ :­۲۲).

در نتیجه، برای آنکه بتوانیم احکام خدا را نگاه داریم، باید آنها را بشناسیم. به همین دلیل است که مزمورنگار می‌فرماید: «شریعت تو را چقدر دوست می‌دارم! تمامی روز تفکر من است» (مزمور ۱۱۹:‏۹۷). کلیسا به ایمانداران توصیه می‌کند که کتاب‌مقدس را هر روز مطالعه کنند؛ به همین دلیل است که ما روزانه در جلسات مقدس کلیسا، متونی را با ‌ترتیب و نظمی خاص، از کلام می‌خوانیم.

اما هیچ کس این عمل را یک وظیفه یا تکلیفی خسته‌کننده نپندارد. ما باید احساس کنیم که کلام کتاب‌مقدس مانند آبی تازه به رهرو حیات می‌بخشد (م.ک. یوحنا ٤ :­۱۴)؛ خوراکی است قوت‌بخش برای روح گرسنه (م.ک. متی ۴:۴)؛ همچنین، بسان نوری هدایت‌بخش در راه ایماندار (م.ک. مزمور ١١٩ :­۱۰۵)، عسلی شیرین به مذاق (م.ک. مزمور ١١٩ :­۱۰۳)، گنجی بی‌نهایت ارزشمندتر از «هزاران پاره سیم و زر» (مزمور ١١٩ :­۷۲) و سلاحی قدرتمند است که تیرهای شریر را بی‌اثر می‌گرداند. عیسی نیز بر روی کوه وسوسه‌ها با کلام صادرشده از کتاب‌مقدس شیطان را مغلوب ساخت (م.ک. متی ۴:­۴، ۷، ۱۰).

بدین نحو، ایمانداری که هر روز از کلام خدا تغذیه می‌کند، در مفاهیم آن عمیق‌تر و عمیق‌تر می‌شود، و به درکی کامل‌تر دربارۀ ارادۀ خداوند دست می‌یابد، و با قوتِ فیض خدا برای اجرای وفادارانۀ آن تلاش می‌کند، و در نهایت به مقصد خود می‌رسد.

@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس         

انسان در چه مواردی می‌تواند شبیه خدا شود؟

کلام خدا پاسخ را به ما می‌دهد:

🔸تقدس: «مقدّس باشید، زیرا من قدّوسم» (اول پطرس ١ :­۱۶)؛ «ارادۀ خدا این است که مقدّس باشید» (اول تسالونیکیان ٤ :­۳)؛ «مقدّس باشید، زیرا بدون قدّوسیت هیچ‌کس خداوند را نخواهد دید» (عبرانیان ١٢ :۱۴).

خدا قدوس است. انسان برای اینکه شبیه او شود، لازم است از طریق توبه، مُصرّانه در پی این باشد که گناه را از میان بردارد و «هرآنچه راست است، هرآنچه والاست، هرآنچه درست است، هرآنچه پاک است، هرآنچه دوست‌داشتنی و هرآنچه ستودنی است، بدان [بیندیشد، دربارۀ آن صحبت کند و آن را به اجرا درآورد]. اگر چیزی عالی است و شایان ستایش...» (فیلیپیان ٤ :­۸).

🔸محبت: «خدا محبت است و کسی که در محبت ساکن است، در خدا ساکن است و خدا در او» (اول یوحنا ٤ :­۱۶). بنابراین، برای اینکه ایماندار شبیه خدا شود، باید نخست دقت کند که محبتش را نسبت به خدا و انسانهای دیگر فارغ از اینکه چه کسی هستند، افزایش دهد. جالب توجه است که خداوند در روز داوری نهایی دنیا، با استفاده از محبت عملی به‌عنوان یک معیار اساسی تمام انسانها را داوری خواهد کرد. او پادشاهی خود را تنها به کسانی عطا خواهد کرد که با محبت زندگی کرده‌اند (م.ک. متی ٢٥ :­۳۴-۴۶).

🔸عدالت: «خداوند عادل است، او اعمال پارسایانه را دوست می‌دارد؛ صالحان روی او را نظاره خواهند کرد» (مزمور ١١ :­۷)؛ «او خدای امین و از ظلم مبرا» است (تثنیه ٣٢ :­۴). لذا، ایماندار نیز فراخوانده شده تا از هر نوع بی‌عدالتی دوری کند، عادلانه فکر کند و بر اساس عدالت رفتار نماید تا در این زمینه نیز شبیه یگانه عادل مطلق که همان خداست، بشود.

🔸راستی: خداوندگار اعلان نموده که «خدا راست است» (یوحنا ٣ :­۳۳، ترجمۀ قدیم)؛ «من ... راستی... هستم» (یوحنا ١٤ :­۶). ایماندار در این زمینه نیز فراخوانده شده که از خدا الگو بگیرد. هیچ دروغی نباید از دهان او بیرون آید و نباید در اعمال فریب‌کارانه دست داشته باشد. پولس رسول که روح خدا را دارد، ما را ترغیب کرده، می‌فرماید: «انسانيت تازه را  که به صورت خدا در عدالت و قدّوسیت حقیقی، آفريده شده لست بپوشيد. پس از دروغ روی برتافته، هر یک با همسایۀ خود سخن به راستی گویید، چرا که ما همه، اعضای یکدیگریم» (افسسیان ٤ :­۲۴-۲۵).

@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس         

▪️نکته‌های دیگری را نیز می‌بینیم که از طريق آنها می‌توانیم شبیه خدا شویم، یعنی در شخصِ آن «کلمه» جسم‌شدۀ خدا، خداوندگارمان عیسی مسیح. برخی از آنها که بسیار مهم و حیاتی بوده، از سوی عهدجدید به ما معرفی می‌شود، عبارتند از:

🔸مهربانی: خداوندگار می‌فرماید: «از من تعلیم یابید، زیرا حلیم و افتاده‌دل هستم، و در جانهای خویش آسایش خواهید یافت» (متی ١١ :­۲۹). عیسی حتی در زمانی که به او توهین می‌شد، شلاقش می‌زدند و مصلوبش می‌کردند، مهربانی خویش را نشان داد- او نمونه‌ای است برای تمام ما که این نصیحت را آویزۀ گوش خود سازیم: «خادم خداوند نباید نزاع کند، بلکه باید با همه مهربان باشد و قادر به تعلیم و بردبار. باید مخالفان را به‌نرمی ارشاد کند» (دوم تیموتائوس ٢ :­۲۴-۲۵).

🔸خیرخواهی و نیکوکاری: «مهربانی و لطف نجات‌دهندۀ ما خدا آشکار شد... به‌واسطۀ منجی ما عیسی مسیح» (تیتوس ٣ :­۴، ­۶). اناجیل مقدس می‌فرمایند: «عیسی در سرتاسر جلیل می‌گشت و در کنیسه‌های ایشان تعلیم می‌داد و بشارتِ ملكوت را اعلام می‌کرد و هر درد و بیماری مردم را شفا می‌بخشید» (متی ٤ :­۲۳). و نه تنها در فلسطین، بلکه «آوازه‌اش در سرتاسر سوریه پیچید و مردم همۀ بیماران را که به انواع امراض و دردها دچار بودند، و نیز دیوزدگان و مصروعان و مفلوجان را نزد او می‌آوردند و ايشان را شفا می‌بخشید» (متی ٤ :­۲۴). خداوندگار در طول سه سال خدمت علنی‌اش، پیوسته در حق نیازمندان اعمال نیک انجام می‌داد. او مردم دردمند و غمگین را تسلی می‌داد؛ به هزاران نفر از مردم گرسنه خوراک داد؛ افرادی را که در وسط دریای طوفانی به خطر افتاده بودند، نجات بخشید؛ و حتی آنانی را که مرده بودند، زنده کرد تا مایۀ تسلی بستگان و خانواده‌هایشان شود. اناجیل مقدس پر از معجزاتی هستند که عیسی برای خیریت مردم انجام می‌داد. به همین دلیل است که در جلسات مقدس خود، اغلب عیسی را «خیرخواه»، «دوستدار انسان»، «رحیم»، «مدافع حیات ما»، «دلسوز» می‌خوانیم، و از سایر عبارات مشابه استفاده می‌کنیم تا با آن شکرگزاری و قدردانی خود را نسبت به احسان و نیکویی‌های فراوان او نشان دهیم.

اما اگر خداوندگارمان را صرفاً به‌عنوان مردی خیرخواه و رحیم بشناسیم، او از ما خشنود و راضی نمی‌شود. او از ما می‌خواهد شبیه او نیز بشویم؛ به همین دلیل است که ما را چنین ترغیب کرده، می‌فرماید: «پس رحیم باشید، چنانکه پدر شما نيز رحیم است» (لوقا ٦ :­۳۶).

@LessonsOrthodox
☀️مشارکت در بدن و خون مقدس مسیح

@LessonsOrthodox
🏵 جلسه دوازدهم / متروپولیتن سوتیریوس
@LessonsOrthodox
   📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس                 

🔸بخش 2  -  ایمان یک مسیحی ارتدوکس        
🔆فصل 21 -  اطاعت از فرمانهای خدا

اغلب می‌شنویم که باید به فرمانهای خدا پایبند باشیم و مطابق با ارادۀ خدا زندگی کنیم. اما چگونه می‌توانیم ارادۀ خدا و فرمانهای او را بشناسیم؟

همانطور که گفتیم، ارادۀ خدا در کتاب‌مقدس نوشته شده است. وقتی کتاب‌مقدس را با فروتنی و تمایل به یادگیری مطالعه می‌کنیم، از روح‌القدس یاری می‌طلبیم تا با روشنگری و نورش، حقایق جاودانِ موجود در آن را درک نماییم. سپس ارادۀ خدا بر ما مکشوف می‌شود و از فرمانهای او آگاه می‌شویم.

خدا در قلۀ کوه سینا، ده فرمان اصلی خود را به‌عنوان یادآوریِ قابل دسترس، در دو لوح به موسی عطا فرمود، که هر فرمان و حکم دیگری به آنها وابسته است. ما آنها را تحت عنوان «ده فرمان» می‌شناسیم. خداوندگار ما عیسی مسیح، در آغاز کار نجات‌بخش خود، در یک کوه دیگر در جلیل و در موعظه‌ای به جماعتی که برای شنیدن سخنان او هجوم آورده بودند، معنا و مفهوم ده فرمان را بیشتر شرح داد و تحلیل نمود، و همچنین تفسیر کامل‌تری از آنها ارائه کرد. این خطابه به «موعظۀ بالای کوه» معروف است.

 @LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس         

🔸 بخش 2  -  زندگی یک مسیحی ارتدوکس
🔆 فصل 22 -  ده فرمان موسی

این ده فرمان کدامها هستند؟

«ده فرمان» که بر روی لوح‌های سنگی حکاکی شدند، عبارتند از:

۱. مَنَم یهوه خدای تو... تو را خدایانِ غیر، جز من نباشد.

۲. هیچ تمثالِ تراشیده‌ای برای خود مساز... در برابر آنها سَجده مکن.

۳. نام یهوه خدایت را به ناشایستگی مبر.

۴. روز شَبّات (سبت) را به یاد داشته باش و آن را مقدس شمار. شش روز کار کن... اما روز هفتم، شَبّاتِ یهوه خدای توست.

۵. پدر و مادر خود را گرامی دار تا در سرزمینی که یهوه خدایت به تو می‌بخشد، روزهایت دراز شود.

۶. قتل مکن.

۷. زنا مکن.

۸. دزدی مکن.

۹. بر همنوع خود شهادت دروغ مده.

۱۰. به... [هرآنچه متعلق به] همسایه‌ات طمع مورز... یا به هیچ چیز دیگر او، طمع مدار (خروج ٢٠ :­۱۷ و تثنیه ١٠ :­۱-۴).

این فرمانها برای وضعیت روحانی بشر در قرن سیزدهم قبل از میلاد کافی بود تا انسان را از هوا و هوسهای تاریک حاکم در آن دوران باز دارد، و پرستش بتهای دروغین به‌عنوان خدایان را رو به زوال ببرد. اما آن فرمانها برای نجات بشر کافی نبودند. به همین دلیل است که خداوندگارمان عیسی مسیح به زمین آمد تا حقیقت کامل را آشکار نموده، انسان را اصلاح نماید تا بتواند «زیبایی اولیه را دوباره بدست آورد»[1] بدین نحو، انسان برکت فرزند خدا بودن را دریافت خواهد کرد و از طریق فیض، وارث نیکویی‌های پادشاهی خدا نیز خواهد شد.

................................
1  عبارتی مخصوص برگرفته از مراسم تدفین (یا «exodios»= رخت بر بستن) یوحنای دمشقی در کلیسای ارتدوکس. (یادداشت مترجم)

@LessonsOrthodox