دروس ایران ارتدوکس – Telegram
دروس ایران ارتدوکس
265 subscribers
139 photos
4 videos
7 files
8 links
Download Telegram
15) صلیب نشان لعنت را معکوس می کند : نشان صلیب آمرزش گناهان و برگشت از سقوط را بواسطه گذراندن از سمت چپ لعنت به سوی سمت راست برکت یاد آوری و اقرار می کنیم ( قدیس فرانسیس اهل سالز ) حرکت از سمت چپ به سوی راست همچنین نشان دهنده عبورمان از جفای حال به سوی جلال آینده است همانطور که مسیح از مرگ به حیات و از دنیای مردگان به آسمان منتقل شد

16 ) با صلیب کشیدن خودمان را با صورت مسیح بازسازی و احیا می کنیم : در کولسیان باب 3 حضرت پولس رسول از تصویر لباس پوشیدن برای توضیح طبیعت گناهکارمان که در مسیح تبدیل شده است استفاده می کند ما کهنه را در آورده و انسان جدید را در بر می کنیم تا به صورت آفریننده خویش در آید : پدران کلیسا بین این آیه و خالی شدن مسیح روی صلیب ارتباطی می دیدند . آنان تعلیم می دادند که برهنه شدن و خالی شدن طبیعت کهنه و گناه آلودمان در تعمید و جایگزین کردن آن با یک طبیعت و پوششی نو مشارکت در برهنگی و خالی شدگی مسیح بر صلیب است . الهیدانان نتیجه می گیرند که نشان صلیب همچون مشارکت ما در برهنگی و خالی شدگی مسیح بر روی صلیبش و شراکت در جلال قیامش است .

17 ) با صلیب کشیدن ما خودمان را برای مسیح علامت گذاری می کنیم : همانطور که یک چوپان گوسفندش را به عنوان اموالش با یک نشان علامت گذاری می کند صلیب نشان نیز به ما نشان می دهد که ما به مسیح به عنوان شبان حقیقی مان تعلق داریم

18 ) سرباز برای مسیح : نشان صلیب به عنوان اسلحه کامل خداست که بر تن می کنیم تا بتوانیم در برابر حیله های ابلیس بایستیم ( افسسیان 6 : 11 )

19 ) نشان صلیب باعث دور کردن و دفع شیاطین می شود :
بواسطه نشان کشیدن صلیب حیات بخش و مقدس ، شیاطین و بلاهای گوناگون دفع می شود ، دست راست برای صلیب کشیدن قدرت عظیم و مطلق مسیح خدایمان را نشان می دهد ، نشستن بر دست راست پدر را نشان می دهد ، و آمدن پر جلال بر زمین برای ما را نشان می دهد . دوباره بواسطه حرکات صلیب مانند دستانمان ، قدرتهای شریر و شیطانی دور و شکست می خورند . چون خداوند بر شیطان با قدرت بی نهایت اش پیروز شده است ( قدیس اتاناسیوس کبیر )
قدیس یوحنای زرین دهان می گوید : زمانی که صلیب می کشیم شیاطین فراری می شوند

20 ) نشان صلیب نشان مهر روح القدس بر ماست :
در دوم قرنتیان 1 : 22 حضرت پولس رسول می گوید : « و مُهر مالکیت خویش را بر ما زده و روح خود را همچون بیعانه در دلهای ما جای داده است »
با صلیب کشیدن ما یکبار دیگر با روح القدس خودمان را مهر می کنیم و قدرت عظیم او را در زندگی هایمان اقرار می کنیم

21 ) با ما صلیب کشیدن ایمان و حقیقت ایمانمان را به دیگران نشان می دهیم صلیب کشیدن نوعی شهادت دادن ایمانمان است
قدیس باسیل کبیر می گوید که صلیب کشیدن از زمان رسولان به ما رسیده است.

@LessonsOrthodox
🎗 پرسش و پاسخ🎗

شخص۱: فقط من با اجازتون یه سوال بپرسم طریقه کشیدن صلیب از بالا به پایین و از راست به چپ مگه نیست ؟چون الان فرمودید از چپ به راست.
شخص۲: کلیسای ارتدوکس یونانی حتی در روسیه و جرجیا و در سراسر دنیا از بالا به پایین و از راست به چپ صلیب می کشند.
شخص۱: اونوقت این در معنی تاثیر گذارهست وقتی از راست به چپ این معنی چطور تعقیر میکنه؟
شخص۲: اول اینکه زمان جدایی کلیساهای ارتدوکس و کاتولیک از چپ نماد کلیسای غربی است و از راست نماد کلیسای شرقی و رسولی است.
دوم اینکه در مفهوم عبادی آن از راست یعنی ما را در سمت راست خود با صالحین قرار بده نه در سمت چپ خود مانند گناهکاران و متمردان.
شخص۱: در تمام دنیا در ارتدوکس برای صلیب کشیدن سه انگشت الزاما باید به هم وصل باشه ؟به نشان پدر پسر و روح القدوس ؟
شخص۲: بله دقیقا! اتفاقا متروپولیتن بر این موضوع تاکید کردن هنگام صلیب کشیدن سه انگشت به هم متصل باشد به نشانه تثلیث اقدس.
صلیب کشیدن فقط نماد نیست قدرت بسیار شگرف و والایی دارد.
مثلا در عهد قدیم، کلیسای ارتدوکس در تعالیم خود دارد که زمانی که موسی عصای خود را به آب زد و دریا شکافته شد او عصای خود را به شکل صلیب بر آب زد!
آرتین: یا خونی که در روز فصح بر در خانه ها می مالند و یا چیدمان 12 قبیله در حرکت هایشان و.. به شکل صلیب بودند.
شخص۲: یا هنگامی که موسی بر بالای کوه ایستاده بود و قومش در جنگ بودند و او دستانش باز بود و دعا می کرد قوم پیروز می شدند همینکه دستانش از خستگی می افتاد قوم شکست می خوردند که هارون چوب زیر دستهای موسی می گذارد تا نیافتد و همچنان موسی به شکل صلیب می ایستد تا قوم به پیروزی نهایی برسند.
آرتین: یک آیه زیبای در کتاب بر حق ثانی وجود دارد که چنین چیزی می گوید:
متبارک است آن چوبی که حیات دارد.
شخص۳: منظور کدام چوب بوده ؟عصای موسی؟
آرتین: صلیب.
شخص۲: آمین. حتی آن چوبی که موسی بر آب تلخ زد و آب شیرین شد نماد صلیب مسیح است.
آرتین: چوب درختی که قوچی که بجای اسحاق قربانی شد در آن بود هم سمبل صلیب است.
شخص۲: و حتی درخت حیات در عدن چوبش نماد صلیب و در واقع خود میوه حیات، مسیح است.
مسیح فرمود تا از خون من ننوشی و بدن مرا نخورید حیات ندارید، این همان میوه درخت حیات است که در عدن از آدم و حوا گرفته شد.
شخص ۱: اینها که میفرمایید یعنی از خیلی قبل از اینکه قرار باشه عیس مسیح بروی زمین بیاد نماد صلیب بود؟
آرتین: بله چون خدا از ازل آن را مقرر کرده بود، قبل از آفرینش انسان و قبل از گناه.
شخص۱: که حتی در بهشت عدن قبل از نافرمانی صلیب بود خیلی جای تعمق داره.
شخص۲: هر چند برای ما دو هزار سال است آشکار شده اما برای خدا زمان محدودیت نیست او عالم ازلی است برنامه هایش از ازل بوده است.
شخص۱: و دیگه اینکه ما همه چرا با اراده اشتباه یک نفر باید تقاص پس بدیم؟
آرتین: در این خصوص دو بحث هست. 1-هیچ انسانی بیگناه نیست و نمی تواند بگوید بخاطر گناه آدم تقاص می دهم 2-فراموش نکنیم که همچنین بخاطر کار یکنفر (عیسی مسیح) ما نجات می یابیم و عادل می شویم.
خدا از قبل می دانست که انسانی که می آفریند گناه می کند و برای همین کفاره بوسیله صلیب را از قبل آماده کرده بود.
خدا گناه را نمی خواست ولی اراده آزاد را می خواست. ما با اراده مان خلاف خداوند رفتیم و خدا این را از ازل می دانست. ولی او این را بر نگزید.
خدا هم خودش این را نمی خواهد. خدا از گناه متنفر است ولی اراده انسان بسوی تمرد از خدا می رود. برای همین دعا می کنیم اراده تو انجام شود. یعنی اراده خدا در زمین انجام نمی شود و کلیسا باید دعا کند و خدمت کند تا اراده خدا بیشتر و بیشتر در زمین انجام شود.

@LessonsOrthodox
✔️ادامه:

شخص۲: عزیزان، قبل از خلقت انسان ، فرشتگان کرور کرور در آسمان مدام خدا را به نحو احسن پرستش می کردند، و همچنان که اکنون هم چنین می کنند. اما خدا گنجی پنهان بود و می خواست خود را آشکار نماید! فرشتگان نمی توانند تمام جلوه های خدا را آشکار کنند، زیرا صاحب اراده آزاد و حتی عقل و خرد الهی که به ما داده شده نیستند، برای این است که خدا می فرماید انسان را به صورت و شباهت خود آفریدم. پس تا اینجا بر شما معلوم می شود که مخلوقی که تماما بخواهد به شباهت خدا باشد هیچ کدام از مخلوقات نیستند مگر انسان با همین ویژگی هایی که دارد. و بعد از آن این موضوع که انسان صاحب اراده حتما سرپیچی هم می کند و مسلما خدا هم از ابتدا این را می دانسته چون او عالم مطلق است و از آنجایی که او محبت و رحمت هم هست در پاسخ این زهر نا اطاعتی پادزهر آن را هم در نظر داشته است که همانطور که میدانیم قربانی کردن پسر یگانه خودش است. و این سوال که چرا خب پسر او قربانی شود، باید بگویم خدای تثلیث یعنی پدر و پسر و روح القدس از هم جدا نیستند این تصمیم با هر سه آنها بوده و از سر محبت و عشقی بی حد و حصر و از طرفی اینکه چرا بخاطر گناه فرضا شخص آدم من باید تقاص بدهم اشتباه است ما خود هم گنهکاریم ، افراد صالح هم بعد آدم آمده اند و حتی ما یک نمونه معصوم و کاملا بدون گناه که مادر خدا باشد را هم داریم!! در واقع همه چیز از سر محبت خدا انجام شده است، انسانی که شاید در خلقت پایین تر از فرشتگان باشد به فیض خدا می تواند تا به شباهت خدا فراتر از فرشتگان برود. این امتیاز را هیچ مخلوق دیگری ندارد، فرشته تا ابد فرشته است و حیوان و نبات تا ابد حیوان و نبات هستند اما انسان می تواند تا به شباهت خدا برسد ، حال این هم به انتخاب خود او بستگی دارد. اگر انسان چنین پایین نمی آمد بالا رفتن او هم بی معنا بود ، لذا مسیح خود را خالی کرد صورت غلام گرفت و کاملا انسان شد(هر چند خدا هم بود ) تا به من و تو نحوه پیمودن این راه را نشان دهد که ممکن و شدنی است. و علاوه بر آن با قربانی کردن خود به جهت کفاره مداوم گناهان ما با خون مقدس خود ما را در این مسیر تقویت کند. آیا واقعا زیباتر و عاشقانه تر از این هم می توانست خدا عمل کند!!!!!

@LessonsOrthodox
🏵 جلسه یازدهم / متروپولیتن سوتیریوس
@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس 

🔸بخش 2  -  ایمان یک مسیحی ارتدوکس             
🔆فصل 20 -  سرنوشت انسان- تئوسیس

                                                 
پس از تمام چیزهایی که دربارۀ باورهای یک مسیحی ارتدوكس فرا گرفتیم، پرسشهای زیر به ذهن ما خطور می‌کند: «چرا زندگی می‌کنیم؟ هدف اصلی زندگی انسان چیست؟ به بیانی دیگر، سرنوشت و مقصد انسان چیست؟»

این پرسشی بسیار مهم است و از همان ابتدای آفرینش ذهن بشر را درگیر خود ساخته است. فلاسفه و سایر متفکرین پاسخهای قابل توجهی ارائه داده‌اند. ما به آنها نخواهیم پرداخت. ما در منبع انکارناپذیر راستی، یعنی کلام مقدس الهام‌ شدۀ خدا به دنبال پاسخ خواهیم گشت.

وقتی یک سازه را مشاهده می‌کنیم- مثلاً ساختمان، ماشین، ابزار یا ظرف یا هر چیز دیگری- برای دریافت اطلاعات پیرامون آن و درک کاربردش، از سازندۀ آن سؤال می‌کنیم. به همین دلیل است که سازنده، بروشوری تهیه می‌کند که حاوی تمام کالاهای موجود برای فروش، اطلاعات مفصل درمورد سودمند بودن آن، و همچنین دستورالعمل‌های مربوط به طرز کار صحیح آن می‌باشد. اگر کسی این دستورالعمل‌ها را دنبال نکند، قطعی‌ترین مسأله‌ای که برایش پیش می‌آید این است که آن وسیله را بی‌استفاده رها می‌سازد، یا خرابش می‌کند، یا خودِ کاربر ممکن است دچار آسیب شود و یا حتی حادثه‌ای جدی برایش پیش بیاید! بنابراین، طبیعی است برای درک دلیل دقیق این موضوع که چرا پیشرفته‌ترین و پیچیده‌ترین مخلوق این جهان، یعنی انسان آفریده شد، باید از خالق او بپرسیم که چه سرنوشتی برای او در نظر داشت یا تعیین نمود. پاسخی که خودِ خدا به ما می‌دهد چیست؟

دیدیم که خدای تثلیث تصمیمی اتخاذ کرد: «انسان را به صورت ما و موافق شبیه ما بسازیم» (پیدایش ١ :­۲۶). اما بلافاصله پس از آن می‌خوانیم: «پس خدا انسان را به صورت خود آفرید، او را به صورت خدا آفرید» (پیدایش ١ :­۲۷). نمی‌گوید «و به شباهت خود.» ممکن است بپرسیم چرا.

تصمیم اولیۀ خدا این بود که انسان را «به صورت» و «به شباهت» خدا بیافریند. در مورد اصطلاح اول، خدا به‌تنهایی دست به کار شد و انسان را «به صورت خود» آفرید. او به انسان عقل و ذهن داد تا بتواند خدا و اراده‌اش را بشناسد، قادر به برقراری ارتباط با او باشد، همچنین نسبت به خودش هشیار بوده، بر افکار، گفتار و اعمالش کنترل داشته باشد و در پی شناخت حقیقت برآید. همانطور که گفتیم، خدا در کنار فکر و عقل، به انسان «ارادۀ آزاد» داده تا برای تصمیم گرفتن و عمل کردن به روشی که او می‌خواهد، کاملاً آزاد باشد.

از آنجا که خدا انسان را آفرید و به آزادی او احترام می‌گذاشت، اجازه داد خودش تصمیم بگیرد که آیا می‌خواهد به آن وضعیت «شباهت» برسد یا به بیانی، شبیه خدا شود؟! اما همانطور که دیدیم، انسان در فردوس به جای آنکه زندگی‌اش را با ارادۀ خدا همسو گرداند، به وی پشت کرد. در عوض رو به شیطان کرد و جانب وی را گرفت. می‌دانیم که پس از آن چه اتفاقی افتاد: انسان به‌واسطۀ خطایش، خود را از خوشی و لذت فردوس و مشارکت با خدا محروم ساخت.

ما قبلاً این نکات را از نظر گذراندیم، اما دوباره آنها را یادآوری می‌کنیم زیرا برای درک آنچه بعداً به آن خواهیم پرداخت، لازم است.

با وجود تمام پیامدهای غم‌انگیزی که پس از دور شدن انسان از خدا به‌وجود آمد، خدا همچنان مشتاق بود تا هدفی را که برای خلقت انسان داشت، محقق سازد، که این تحققِ عبارت «به ‌شباهت [خودمان]» می‌باشد. بدین نحو می‌توانیم بگوییم که سرنوشت انسان این است که «شبیه» خدا و مانند او شود، و با او در ارتباط و مشارکت باشد، و به فردوسی که خودش را از آن محروم کرد، بازگردد!

وقتی دراینجا از فردوس حرف می‌زنیم، مسّلماً منظورمان باغ مادی عدن که از بین رفته‌، نیست، بلکه منظورمان فردوس روحانی است یا همان پادشاهی جاودان خدا که قبلاً در مورد آن صحبت کردیم.

 @LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس         

آیا امکان دارد انسانی که «از خاک» سرشته شده، به چنین مقام والایی برسد و مانند یگانه خدای قدوس شود؟

بگذارید از ابتدا یک شفاف‌سازی انجام دهیم. ما نمی‌گوییم که انسان ممکن است با خدا برابر شود، بلکه می‌گوییم می‌تواند «شبیه» خدا شود. هیچ کس برابر با خدا نیست، نه فرشتگان و نه انسان، هرچقدر هم مقدس باشند. لوسیفر که می‌خواست با خدا برابر شود، از رتبۀ فرشتگانِ نور سقوط کرد و در نهایت به دیوی تاریک تبدیل شد. 

اما انسان قادر است شبیه خدا شود، زیرا خدا او را به همین منظور خلق کرد و از همان ابتدا به او قابلیت‌هایی داد که به این هدف جامۀ عمل بپوشاند. در عین حال، خدا به انسان نزدیک می‌شود تا در تحقق این هدف به وی کمک کند؛ او انسان را رها نمی‌کند که به تنهایی با مشکلات و کشمکشها دست و پنجه نرم کند. یوحنای انجیل‌نگار با الهام روح خدا به‌ وضوح بر ما آشکار می‌سازد که در بازگشت مسیح، ما به‌معنای کامل شبیه خدا خواهیم شد: «امّا می‌دانیم آنگاه که او ظهور کند، مانند او خواهیم بود» (اول يوحنا ٣ :­۲). شباهت انسان به خدا یا به بیان آبای کلیسا، تئوسیس، در طول زندگی فعلی شروع شده و رشد می‌یابد، اما در زندگی آینده [در آن دنیا] به کمال خود می‌رسد. ما در آنجا شکل نهایی و اساسی تئوسیس را خواهیم داشت، زیرا در هنگام بازگشت مسیح، بدن انسان‌ها برخواهند خاست و با روح خود خواهد پیوست و سپس انسان کامل، یعنی روح و جسم، شبیه خدا خواهد شد. بنابراین، جای هیچ شکی نیست که هدف از آفرینش انسان و سرنوشت او این است که به شباهت خدا درآید و این اتفاق می‌تواند رخ دهد.

با این‌همه، این قضیه با این حقیقت بر ما مکشوف می‌گردد که انسانهایی وجود داشتند که با مشارکتشان در حیات کلیسا و جد و جهد و نبردهای روحانی و فیض خدا، خود را با خدا متحد و یکی گردانیده‌اند، آنسان که پولس رسول می‌تواند بگوید: «دیگر من نیستم که زندگی می‌کنم، بلکه مسیح است که در من زندگی می‌کند» (غلاطیان ٢ :­۲۰).

@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس         

تئوسیس دقیقاً چیست؟

کلیسا از این اصطلاح استفاده کرده تا وضعیت روحانی‌ای را بیان کند که انسان به هنگام شبیه شدن به خدا بدان دست می‌یابد و خود را به‌ شکل جدانشدنی با او متحد می‌سازد. قدیسْ گریگوری، الهی‌دانِ مسیحی، می‌گوید که☀️ تئوسیس ارتقاء انسان به بالاترین سطحی است که طبیعت بشری می‌تواند بدان نائل گردد.☀️ البته، ذات خدا «نامحدود و دسترسی‌ناپذیر» است؛ برای انسان غیرممکن است که به آنجا برسد. اما تئوسیس به‌عنوان یک طرح و نقشۀ اخلاقی با فیض خدا قابل دستیابی است و از طریق آن می‌توانیم «شریک طبیعت الهی» شویم (دوم پطرس ١ :­۴).

مفهومی مشابه در عهدجدید، الگو یا سرمشق گرفتن از خداست که مطابق با آن انسان به درجۀ برخوردار شدن از «فکر مسیح» نائل می‌گردد (اول قرنتیان ٢ :­۱۶)؛ به بیان دیگر، مفهوم این اصطلاح یعنی همواره مطابق با ارادۀ خدا فکر کردن و داشتن یک الگو در زندگی که همان عیسی مسیح، آن «خدا-انسان» است و تلاش هرروزه برای سرمشق گرفتن و پیروی از اوست.

این همان چیزی است که پولس رسول در پی آن بود و از سایر مؤمنین نیز دعوت می‌کرد که از او الگو بگیرند: «پس، از من سرمشق بگیرید» (اول قرنتیان ١١ :­۱). او همچنین مسیحیان افسس را چنین تشویق کرده، می‌فرماید: «پس...به خدا اقتدا كنيد. و در محبت رفتار نماييد، چنانکه مسیح هم ما را محبت نمود» (افسسیان ٥ :­۱-۲).

پطرس نیز که یکی دیگر از رسولان برجستۀ مسیح بود، بر این مفهوم تأکید کرده، می‌فرماید: «چه برای همین فرا خوانده شده‌اید، زیرا مسیح برای شما رنج کشید و سرمشقی گذاشت تا بر آثار قدمهای وی رفتار نماييد» (اول پطرس ٢ :­۲۱).

اگر برای شخصی، درک این مطلب سخت باشد که چگونه باید از خدای نادیدنی سرمشق گرفت، می‌تواند زندگی مسیح را که در جامعۀ بشری زیست، مطالعه کند و از پی قدمهایی که برای ما به‌جا گذاشت، گام بردارد. این دقیقاً همان مطلبی است که یوحنای انجیل‌نگار، شاگردِ محبت شرح می‌دهد: «آن که می‌گوید در وى می‌مانم، باید همان‌گونه رفتار کند که عیسی رفتار مى نمود» (اول یوحنا ٢ :­۶).

 @LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس         

انسان چگونه و تحت چه شرایطی می‌تواند مانند خدا شود؟

انسان مطلقاً نمی‌تواند به‌ تنهایی و با تکیه به قدرت خویش شبیه خدا شود، مهم نیست که چقدر تلاش یا تقلا کند. خداوندگار فرمود: «جدا از من، هیچ نمی‌توانید کرد» (یوحنا ١٥ :­۵).

خدا خودش از بالا این امکان، کمک و فیض را فراهم می‌سازد تا انسان به تئوسیس برسد. دقیقاً به همین دلیل است که پسر خدا انسان شد تا تئوسیس ماهیت بشری را به عرصۀ عمل وارد سازد، چیزی که تنها در فضای روحانی کلیسا، یعنی بدن مسیح و آن دسته از اعضای کلیسا که به ایمان راستین معترف‌اند و به آن عمل می‌کنند، حاصل می‌گردد.

اما در عین حال، برای انسان مهم است که مشتاق باشد آزادانه عمل کند تا به تئوسیسِ خود نائل گردد. اساساً این امر با مشارکت ایماندار در رازهای مقدس کلیسا اتفاق خواهد افتاد. وقتی شخصی به مسیح به‌عنوان خدا ایمان می‌آورد، از راه و روش زندگی گذشتۀ خود توبه می‌کند، با ایمان تعمید می‌گیرد، آنگاه «مسیح را در بر کرده» (غلاطیان ٣ :­۲۷)، قدوسیت را به تن می‌کند، احیا می‌شود و با عشای ربانی «در بدن... او» شریک و سهیم می‌گردد (افسسیان ٣ :­۶).[1] از آن پس، مسیح در او ساکن است و او در مسیح (یوحنا ٦ :­۵۶). حیات تازۀ روحانی بدین نحو پرورش می‌یابد و انسان راه رسیدن به تئوسیس را در پیش می‌گیرد. وجود فرد با دریافت بدن و خون مقدس با «خمیرمایۀ الهی» پر می‌شود و «او را همچون خدا» می‌گرداند. آیۀ مربوط به خدمت آماده‌سازی برای عشای ربانی به‌طور خاص همین مطلب را بیان می‌کند: «این بدن خداست که مرا قوت داده و همچون او می‌گرداند؛ بدن خدا روح مرا همچون خدا می‌گرداند و به‌شکلی عجیب [یا رمزآلود] ذهن مرا تغذیه می‌کند.» تئوسیس با اتحاد رمزآلود ایماندار با مسیح به یک واقعیت تبدیل می‌گردد، بدین ترتیب که شخص مشتاق مشارکت در حیات کلیسا می‌شود. بدین شکل، شبیه خدا شدن در زندگی روزمرۀ ایماندار، نتایجی آنی به بار می‌آورد. این فرایند در زندگی روی این زمین آغاز می‌گردد و پیوسته ادامه می‌یابد، اما در پادشاهی آسمانی خدا به شکل نهایی خود خواهد رسید.
.........................................
 [1] صفتی که پولس در متن اصلی به‌کار می‌گیرد، مفهوم وجودشناختیِ syssomos (syn= با یکدیگر یا از یک+ soma= بدن)، از یک بدن یا شریک در بدن مسیح می‌باشد. (یادداشت مترجم)

 @LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس         

آیا ایماندار تنها با شرکت کردن در رازهای کلیسا به شباهت خدا دست می‌یابد؟ آیا لازم نیست کار دیگری انجام دهد؟

رازهای مقدسی که بدانها اشاره کردیم، اساس و بنیاد ملاقات انسان با خدا را شکل می‌دهند. در عین حال، شخص ایماندار با اطاعت داوطلبانه از فرمانهای خدا، نافرمانی آدم و حوا را خنثی می‌ساز‏د. صرفاً خواندن و دانستن کتاب‌مقدس- که شریعت خدا در آن ذکر شده- کافی نیست، بلکه انسان باید ارادۀ خدا را در زندگی‌اش به انجام برساند.  تعلیم اخلاقی و جزمی کلیسا به‌سان تابلوی راهنمایی است که قدمهای ایماندار را به سوی خداگونگی و لذت جاودان پادشاهی آسمان هدایت می‌کند.

عیسی مسیح دربارۀ این موضوع به صراحت با شاگردان خویش سخن گفت و فرمود: «اگر مرا دوست بدارید، احکام مرا نگاه خواهید داشت» (یوحنا ١٤ :­۱۵)؛ و نیز: «دوستان من شمایید اگر آنچه به شما حکم می‌کنم، به جا آريد» (یوحنا ١٥ :­۱۴). به همین دلیل است که یوحنای انجیل‌نگار در واکنش به سخنان خداوندگار روشن می‌سازد که «ازآن جهت كه احکام او را نگاه می‌داريم و به آنچه پسنديده اوست، عمل می‌نماييم» (اول یوحنا ٣ :­۲۲).

در نتیجه، برای آنکه بتوانیم احکام خدا را نگاه داریم، باید آنها را بشناسیم. به همین دلیل است که مزمورنگار می‌فرماید: «شریعت تو را چقدر دوست می‌دارم! تمامی روز تفکر من است» (مزمور ۱۱۹:‏۹۷). کلیسا به ایمانداران توصیه می‌کند که کتاب‌مقدس را هر روز مطالعه کنند؛ به همین دلیل است که ما روزانه در جلسات مقدس کلیسا، متونی را با ‌ترتیب و نظمی خاص، از کلام می‌خوانیم.

اما هیچ کس این عمل را یک وظیفه یا تکلیفی خسته‌کننده نپندارد. ما باید احساس کنیم که کلام کتاب‌مقدس مانند آبی تازه به رهرو حیات می‌بخشد (م.ک. یوحنا ٤ :­۱۴)؛ خوراکی است قوت‌بخش برای روح گرسنه (م.ک. متی ۴:۴)؛ همچنین، بسان نوری هدایت‌بخش در راه ایماندار (م.ک. مزمور ١١٩ :­۱۰۵)، عسلی شیرین به مذاق (م.ک. مزمور ١١٩ :­۱۰۳)، گنجی بی‌نهایت ارزشمندتر از «هزاران پاره سیم و زر» (مزمور ١١٩ :­۷۲) و سلاحی قدرتمند است که تیرهای شریر را بی‌اثر می‌گرداند. عیسی نیز بر روی کوه وسوسه‌ها با کلام صادرشده از کتاب‌مقدس شیطان را مغلوب ساخت (م.ک. متی ۴:­۴، ۷، ۱۰).

بدین نحو، ایمانداری که هر روز از کلام خدا تغذیه می‌کند، در مفاهیم آن عمیق‌تر و عمیق‌تر می‌شود، و به درکی کامل‌تر دربارۀ ارادۀ خداوند دست می‌یابد، و با قوتِ فیض خدا برای اجرای وفادارانۀ آن تلاش می‌کند، و در نهایت به مقصد خود می‌رسد.

@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس         

انسان در چه مواردی می‌تواند شبیه خدا شود؟

کلام خدا پاسخ را به ما می‌دهد:

🔸تقدس: «مقدّس باشید، زیرا من قدّوسم» (اول پطرس ١ :­۱۶)؛ «ارادۀ خدا این است که مقدّس باشید» (اول تسالونیکیان ٤ :­۳)؛ «مقدّس باشید، زیرا بدون قدّوسیت هیچ‌کس خداوند را نخواهد دید» (عبرانیان ١٢ :۱۴).

خدا قدوس است. انسان برای اینکه شبیه او شود، لازم است از طریق توبه، مُصرّانه در پی این باشد که گناه را از میان بردارد و «هرآنچه راست است، هرآنچه والاست، هرآنچه درست است، هرآنچه پاک است، هرآنچه دوست‌داشتنی و هرآنچه ستودنی است، بدان [بیندیشد، دربارۀ آن صحبت کند و آن را به اجرا درآورد]. اگر چیزی عالی است و شایان ستایش...» (فیلیپیان ٤ :­۸).

🔸محبت: «خدا محبت است و کسی که در محبت ساکن است، در خدا ساکن است و خدا در او» (اول یوحنا ٤ :­۱۶). بنابراین، برای اینکه ایماندار شبیه خدا شود، باید نخست دقت کند که محبتش را نسبت به خدا و انسانهای دیگر فارغ از اینکه چه کسی هستند، افزایش دهد. جالب توجه است که خداوند در روز داوری نهایی دنیا، با استفاده از محبت عملی به‌عنوان یک معیار اساسی تمام انسانها را داوری خواهد کرد. او پادشاهی خود را تنها به کسانی عطا خواهد کرد که با محبت زندگی کرده‌اند (م.ک. متی ٢٥ :­۳۴-۴۶).

🔸عدالت: «خداوند عادل است، او اعمال پارسایانه را دوست می‌دارد؛ صالحان روی او را نظاره خواهند کرد» (مزمور ١١ :­۷)؛ «او خدای امین و از ظلم مبرا» است (تثنیه ٣٢ :­۴). لذا، ایماندار نیز فراخوانده شده تا از هر نوع بی‌عدالتی دوری کند، عادلانه فکر کند و بر اساس عدالت رفتار نماید تا در این زمینه نیز شبیه یگانه عادل مطلق که همان خداست، بشود.

🔸راستی: خداوندگار اعلان نموده که «خدا راست است» (یوحنا ٣ :­۳۳، ترجمۀ قدیم)؛ «من ... راستی... هستم» (یوحنا ١٤ :­۶). ایماندار در این زمینه نیز فراخوانده شده که از خدا الگو بگیرد. هیچ دروغی نباید از دهان او بیرون آید و نباید در اعمال فریب‌کارانه دست داشته باشد. پولس رسول که روح خدا را دارد، ما را ترغیب کرده، می‌فرماید: «انسانيت تازه را  که به صورت خدا در عدالت و قدّوسیت حقیقی، آفريده شده لست بپوشيد. پس از دروغ روی برتافته، هر یک با همسایۀ خود سخن به راستی گویید، چرا که ما همه، اعضای یکدیگریم» (افسسیان ٤ :­۲۴-۲۵).

@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس         

▪️نکته‌های دیگری را نیز می‌بینیم که از طريق آنها می‌توانیم شبیه خدا شویم، یعنی در شخصِ آن «کلمه» جسم‌شدۀ خدا، خداوندگارمان عیسی مسیح. برخی از آنها که بسیار مهم و حیاتی بوده، از سوی عهدجدید به ما معرفی می‌شود، عبارتند از:

🔸مهربانی: خداوندگار می‌فرماید: «از من تعلیم یابید، زیرا حلیم و افتاده‌دل هستم، و در جانهای خویش آسایش خواهید یافت» (متی ١١ :­۲۹). عیسی حتی در زمانی که به او توهین می‌شد، شلاقش می‌زدند و مصلوبش می‌کردند، مهربانی خویش را نشان داد- او نمونه‌ای است برای تمام ما که این نصیحت را آویزۀ گوش خود سازیم: «خادم خداوند نباید نزاع کند، بلکه باید با همه مهربان باشد و قادر به تعلیم و بردبار. باید مخالفان را به‌نرمی ارشاد کند» (دوم تیموتائوس ٢ :­۲۴-۲۵).

🔸خیرخواهی و نیکوکاری: «مهربانی و لطف نجات‌دهندۀ ما خدا آشکار شد... به‌واسطۀ منجی ما عیسی مسیح» (تیتوس ٣ :­۴، ­۶). اناجیل مقدس می‌فرمایند: «عیسی در سرتاسر جلیل می‌گشت و در کنیسه‌های ایشان تعلیم می‌داد و بشارتِ ملكوت را اعلام می‌کرد و هر درد و بیماری مردم را شفا می‌بخشید» (متی ٤ :­۲۳). و نه تنها در فلسطین، بلکه «آوازه‌اش در سرتاسر سوریه پیچید و مردم همۀ بیماران را که به انواع امراض و دردها دچار بودند، و نیز دیوزدگان و مصروعان و مفلوجان را نزد او می‌آوردند و ايشان را شفا می‌بخشید» (متی ٤ :­۲۴). خداوندگار در طول سه سال خدمت علنی‌اش، پیوسته در حق نیازمندان اعمال نیک انجام می‌داد. او مردم دردمند و غمگین را تسلی می‌داد؛ به هزاران نفر از مردم گرسنه خوراک داد؛ افرادی را که در وسط دریای طوفانی به خطر افتاده بودند، نجات بخشید؛ و حتی آنانی را که مرده بودند، زنده کرد تا مایۀ تسلی بستگان و خانواده‌هایشان شود. اناجیل مقدس پر از معجزاتی هستند که عیسی برای خیریت مردم انجام می‌داد. به همین دلیل است که در جلسات مقدس خود، اغلب عیسی را «خیرخواه»، «دوستدار انسان»، «رحیم»، «مدافع حیات ما»، «دلسوز» می‌خوانیم، و از سایر عبارات مشابه استفاده می‌کنیم تا با آن شکرگزاری و قدردانی خود را نسبت به احسان و نیکویی‌های فراوان او نشان دهیم.

اما اگر خداوندگارمان را صرفاً به‌عنوان مردی خیرخواه و رحیم بشناسیم، او از ما خشنود و راضی نمی‌شود. او از ما می‌خواهد شبیه او نیز بشویم؛ به همین دلیل است که ما را چنین ترغیب کرده، می‌فرماید: «پس رحیم باشید، چنانکه پدر شما نيز رحیم است» (لوقا ٦ :­۳۶).

@LessonsOrthodox
☀️مشارکت در بدن و خون مقدس مسیح

@LessonsOrthodox
🏵 جلسه دوازدهم / متروپولیتن سوتیریوس
@LessonsOrthodox
   📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس                 

🔸بخش 2  -  ایمان یک مسیحی ارتدوکس        
🔆فصل 21 -  اطاعت از فرمانهای خدا

اغلب می‌شنویم که باید به فرمانهای خدا پایبند باشیم و مطابق با ارادۀ خدا زندگی کنیم. اما چگونه می‌توانیم ارادۀ خدا و فرمانهای او را بشناسیم؟

همانطور که گفتیم، ارادۀ خدا در کتاب‌مقدس نوشته شده است. وقتی کتاب‌مقدس را با فروتنی و تمایل به یادگیری مطالعه می‌کنیم، از روح‌القدس یاری می‌طلبیم تا با روشنگری و نورش، حقایق جاودانِ موجود در آن را درک نماییم. سپس ارادۀ خدا بر ما مکشوف می‌شود و از فرمانهای او آگاه می‌شویم.

خدا در قلۀ کوه سینا، ده فرمان اصلی خود را به‌عنوان یادآوریِ قابل دسترس، در دو لوح به موسی عطا فرمود، که هر فرمان و حکم دیگری به آنها وابسته است. ما آنها را تحت عنوان «ده فرمان» می‌شناسیم. خداوندگار ما عیسی مسیح، در آغاز کار نجات‌بخش خود، در یک کوه دیگر در جلیل و در موعظه‌ای به جماعتی که برای شنیدن سخنان او هجوم آورده بودند، معنا و مفهوم ده فرمان را بیشتر شرح داد و تحلیل نمود، و همچنین تفسیر کامل‌تری از آنها ارائه کرد. این خطابه به «موعظۀ بالای کوه» معروف است.

 @LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس         

🔸 بخش 2  -  زندگی یک مسیحی ارتدوکس
🔆 فصل 22 -  ده فرمان موسی

این ده فرمان کدامها هستند؟

«ده فرمان» که بر روی لوح‌های سنگی حکاکی شدند، عبارتند از:

۱. مَنَم یهوه خدای تو... تو را خدایانِ غیر، جز من نباشد.

۲. هیچ تمثالِ تراشیده‌ای برای خود مساز... در برابر آنها سَجده مکن.

۳. نام یهوه خدایت را به ناشایستگی مبر.

۴. روز شَبّات (سبت) را به یاد داشته باش و آن را مقدس شمار. شش روز کار کن... اما روز هفتم، شَبّاتِ یهوه خدای توست.

۵. پدر و مادر خود را گرامی دار تا در سرزمینی که یهوه خدایت به تو می‌بخشد، روزهایت دراز شود.

۶. قتل مکن.

۷. زنا مکن.

۸. دزدی مکن.

۹. بر همنوع خود شهادت دروغ مده.

۱۰. به... [هرآنچه متعلق به] همسایه‌ات طمع مورز... یا به هیچ چیز دیگر او، طمع مدار (خروج ٢٠ :­۱۷ و تثنیه ١٠ :­۱-۴).

این فرمانها برای وضعیت روحانی بشر در قرن سیزدهم قبل از میلاد کافی بود تا انسان را از هوا و هوسهای تاریک حاکم در آن دوران باز دارد، و پرستش بتهای دروغین به‌عنوان خدایان را رو به زوال ببرد. اما آن فرمانها برای نجات بشر کافی نبودند. به همین دلیل است که خداوندگارمان عیسی مسیح به زمین آمد تا حقیقت کامل را آشکار نموده، انسان را اصلاح نماید تا بتواند «زیبایی اولیه را دوباره بدست آورد»[1] بدین نحو، انسان برکت فرزند خدا بودن را دریافت خواهد کرد و از طریق فیض، وارث نیکویی‌های پادشاهی خدا نیز خواهد شد.

................................
1  عبارتی مخصوص برگرفته از مراسم تدفین (یا «exodios»= رخت بر بستن) یوحنای دمشقی در کلیسای ارتدوکس. (یادداشت مترجم)

@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس         

🔸 بخش 2  -  زندگی یک مسیحی ارتدوکس
🔆فصل 23 -  خوشابحال‌ها 

                                                 
خداوندگار از یک مسیحی واقعی چه انتظاری دارد؟

خداوندگار پیرامون این پرسش که چه انتظاری از یک مسیحی واقعی دارد، مطالبی را در موعظه‌اش بر روی کوه بیان نمود. در ابتدای این موعظه، نُه خوشابحال وجود دارد (متی ٥ :­۳-۱۲). علت چنین نام‌گذاری‌ای این بود که در متن اصلی یونانی، هر یک از جملات با کلمۀ «مبارک» یعنی «سعادتمند» یا «خوشبخت‌ترین» شروع می‌شوند. تفسیر آزاد این جملات عبارتند از:

۱. آنانی خوشبخت و سعادتمند هستند که نسبت به فقر روحانی‌ خود آگاه‌اند و بر خداوند توکل می‌کنند، زیرا ملکوت آسمان از آنِ ایشان است.

۲. خوشابحال آنانی که برای گناهانشان و شرارتی که در دنیا حاکم است، ماتم می‌گیرند، زیرا از خدا تسلی خواهند یافت. 

۳. خوشا‌بحال کسانی که با دیگران با فروتنی رفتار می‌کنند، زیرا سرزمین وعده را به‌عنوان میراث از خداوند دریافت خواهند کرد و از برکات میراث آسمانی در این زندگی لذت خواهند برد.

۴. خوشابحال آنانی که با اشتیاقی شدید، همچون گرسنگان و تشنگان، می‌خواهند ارادۀ خدا حاکم شود، زیرا خدا ایشان را به خواسته‌شان خواهد رسانید.

۵. خوشا‌بحال رحیمان که با پریشانی و درد همسایۀ خود همدردی می‌کنند، زیرا در روز داوری  از خدا رحمت خواهند یافت.

۶. خوشابحال آنانی که دلشان پاک است، زیرا خدا را خواهند دید.

۷. خوشابحال آنانی که درونشان صلح و آرامش برقرار است و برای مردم پیرامون خود صلح و آرامش به ارمغان می‌آورند، زیرا [به رسمیت] شناخته شده، فرزندان خدا خوانده خواهند شد.

۸. خوشابحال آنانی که به این علت که می‌کوشند ارادۀ خدا در دنیا حاکم گردد جفا می‌بینند ، زیرا ملکوت خدا به ایشان تعلق دارد.

۹. خوشابحال شما زمانی که مردم به‌خاطر من به شما ناسزا می‌گویند، جفا می‌رسانند و هر تهمت دروغ به شما می‌زنند. خوش باشید و شادی کنید زیرا پاداش شما در آسمان بس عظیم است. این همان جفایی است که انبیا، آن فرستادگان خدا، پیش از شما چشیدند.

✔️خداوندگار با این «خوشابحال‌ها»، به‌شکلی ماهرانه یک مسیحی ایده‌آل را به تصویر می‌کشد، چون چنین شخصی در این زندگی از برکت، لذت، خوشی و شادی بهره‌مند است و در پادشاهی خدا از همین برکات، لذتها و شادی‌ها تا بالاترین حد برخوردار خواهد شد. خداوندگار می‌گوید فروتنی انسان را به آسمان می‌برد. توبه انسان را پاک و احیا و آرام می‌سازد. قلب پاک، انسان را شایستۀ ملاقات با خدا می‌گرداند. حلم و افتادگی، صلح و صفا، دلسوزی و نیکوکاری انسان را شبیه به خدا می‌کند. غیرت خدمت برای گسترش انجیل در دنیا، لذت جاودان فردوس را به‌عنوان پاداش در پی دارد. جفاها، شهید شدن، تمسخر، افترا و چیزهایی نظیر این، شکوه و جلالی عظیم را برای انسان در آسمان تضمین می‌کند.

 @LessonsOrthodox
   📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس         


🔸 بخش 2  -  زندگی یک مسیحی ارتدوکس
🔆فصل 24 -   تحقق یافتنِ شریعت
 
خداوندگار چه تفسیر گسترده‌تری از ده فرمان و به‌طور کلی شریعت عهدقدیم ارائه کرد؟

خداوندگار در ادامۀ موعظه‌اش روی کوه، تاٴکید فرمود که تمام کارهای ایماندار باید از روی محبت انجام شود و اینکه نه تنها عمل نیک، بلکه انگیزه‌هایی که باید از روی صداقت، راستی، درستی و محبت باشند نیز ارزشمندند. در مورد عمل  گناه‌آلود نیز مسئولیت متوجه کسی است که مرتکب چنین عملی شده- نه فقط مسئول عواقب یا نتایج آن، بلکه مراحلی که قبل از آن صورت گرفته و اعمال مشابهی که انجام داده است. به‌طور خاص‌تر می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

🎗درباره نيكوكارى
نتایج نیکوکاری یا صدقه به نفع هر دو طرف است، هم کسی که آن را انجام می‌دهد (از آنجایی که رحمت خدا را جذب خواهد کرد) و هم دریافت‌کنندۀ آن، زیرا برای حل مشکل خاصی که او را گرفتار کرده، از کمک و مساعدت برخوردار خواهد شد.

اما خداوندگار یک «علامت خطر» را به صدا درمی‌آورد: مراقب باشید نیکوکاری خود را در برابر دیدگان مردم به جا نیاورید با این هدف که مورد تحسین ایشان قرار گیرید... وقتی صدقه می‌دهی جار نزن تا مردم تو را بستایند و فردی نیکو به‌نظر برسی. اگر با نیت خودستایی صدقه می‌دهی، پاداش خدا را از دست داده‌ای. برعکس، وقتی صدقه می‌دهی، اجازه نده دست چپت از دست راستت باخبر شود (بدین معنا که نباید حتی نزدیکترین افرادی که در کنار شما هستند، از آن باخبر شوند) تا نیکوکاری تو واقعاً در نهان باشد. در این صورت، پدرت که در آسمان است و اعمال نیک و نهانی تو را می‌بیند، در داوری نهایی جهان، آشکارا از گنجهای ملکوت آسمان به تو پاداش خواهد داد (م.ک. متی ٦ :­۱-۴).

 
🎗درباره دعا
آیا زمانی مقدس‌تر از لحظه‌ای که انسان با خدا صحبت می‌کند، وجود دارد؟ اما این احتمال وجود دارد که شخص دعا کند اما به روش اشتباه، به‌گونه‌ای که نه تنها هیچ نفعی از دعا نبرد، بلکه با ناخشنودی و عدم رضایت خدا روبرو شود. به همین دلیل خداوندگار دوباره به ما هشدار می‌دهد و می‌فرماید:

وقتی دعا می‌کنی، مانند ریاکاران نباش که در مکانهای عمومی می‌ایستند و دعا می‌کنند تا نشان دهند که دیندار و پرهیزگار هستند و وجهۀ خوبی از خود در جامعه بر ‌جای بگذارند. ایشان با این کار تنها چیزی که ممکن است بدست آورند، تحسین و ستایش مردم است و نباید انتظاری از خدا داشته باشند. اما تو وقتی در خلوت دعا می‌کنی، مگذار سایرین تو را ببینند؛ خدای پدر که تو را به‌هنگام دعا در نهان و فروتنی می‌بیند، هم در این دنیا و هم در آسمان آشکارا به تو پاداش خواهد داد (م.ک. متی ٦ :­۵-۶).

خداوندگار توجه ما را به نکتۀ دیگری نیز پیرامون دعا جلب می‌کند. می‌فرماید، وقتی دعا می‌کنی عباراتی توخالی تکرار نکن، یا چیزهایی که هیچ ارزش و اساسی ندارند و نفعی به تو نمی‌رسانند، از خدا طلب نکن. خدای پدر از نیازهایت آگاه است، حتی قبل از آنکه از او درخواست کنی. خداوندگار برای اینکه در درک این موضوع به ما کمک کند و بدانیم چه چیزهایی در دعا بگوییم، الگویی از یک دعای جامع و مختصر ارائه کرده که به «دعای ربانی» معروف است:
 
🛐 ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدّس باد.
ملکوت تو بیاید.
ارادۀ تو، چنانکه در آسمان انجام می‌شود، بر زمین نیز به انجام رسد.
نان کفاف روزانۀ ما را امروز به ما عطا فرما.
و قرض ما را ببخش، چنانکه ما نیز قرضداران به خود را می‌بخشیم.
و ما را در آزمایش میاور، بلکه از  شریر رهایی‌مان ده.

زیرا پادشاهی و قدرت و جلال، تا ابد از آنِ توست. آمین. (متی ٦ :­۹-۱۳)

 
مطلب قابل توجه این است که در این دعا تنها یک درخواست در مورد نیازهای زندگی انسان وجود دارد: «نان روزانۀ ما را امروز به ما عطا فرما.» سه درخواست قبلی به جلال خدا، آمدن پادشاهی‌اش و تحقق بخشیدن به ارادۀ خدا از سوی انسانها اشاره دارند. درخواستهای بعدی با نیازهای روح انسان سر و کار دارند: بخشش گناهان شخص از سوی خدا، حفاظت در برابر وسوسه‌هایی که به روح انسان آسیب می‌زنند و رهایی از دامهایی که شریر برای ما پهن کرده است. دعای ربانی دوباره همانطور که آغاز شده بود به پایان می‌رسد- یعنی با ستایش خدا: «زیرا پادشاهی و قدرت و جلال، تا ابد از آنِ توست. آمین»

ما این دعای نمونه و درخورِ پیروی را هر روز در تمام جلسات کلیسایمان، و همینطور در دعاهای شخصی خود می‌خوانیم و مطابق با سفارش خداوندگار (متی ۶:‏­۹) سعی می‌کنیم که دعاهای شخصی‌‌مان نیز همین مفهوم و مضمون را داشته باشند- یعنی در دعاهای شخصی‌مان که در آن، از عبارات و کلمات خودمان استفاده می‌کنیم.

 @LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس         

🎗درباره روزه
روزه رسمی است بسیار قدیمی و در عهدقدیم یافت می‌ شود. در عهدجدید، می‌بینیم که بزرگترین نبی، یحیای تعمیددهندۀ شریف و پیشروِ خداوندگار، روزه می‌گرفت، همانطور که خودِ خداوندگارمان، عیسی مسیح این کار را انجام می‌داد (م.ک. مرقس ١ :­۶ و متی ٤:­۲). روزه گرفتن در نبردهای روحانی یک مسیحی بسیار مفید می‌باشد، البته اگر به‌ درستی انجام شود. اسرائیلی‌ها روزۀ واقعی را تحریف کرده بودند، و برخی از آنها با ریاکاری و برای جلب توجه روزه می‌گرفتند تا تحسین مردم را برانگیزند (م.ک. لوقا ١٨ :­۱۲). خداوندگار به ما هشدار می‌دهد که در این زمینه نیز حکمت به خرج دهیم. می‌فرماید، وقتی روزه می‌گیری، سعی نکن خسته به نظر برسی- فرضاً از روی گرسنگی به خاطر روزه- چنانکه ریاکاران می‌کنند؛ ایشان چهره خود را دگرگون می‌کنند تا به مردم نشان دهند که روزه‌دار هستند. آنان تحسین مردم را به‌عنوان پاداش دریافت کرده‌اند، اما هیچ نفع دیگری از روزۀ خود نمی‌برند. اما تو وقتی روزه می‌گیری، طبیعی رفتار کن، بدون اینکه نشان دهی یا بگویی که روزه‌دار هستی، تا مردم متوجه این موضوع نشوند. آنگاه خدای پدر که اعمال نهانت را می‌بیند، آشکارا به تو پاداش خواهد داد (م.ک. متی ٦ :­۱۶-۱۸).


🎗درباره بخشش
شکی نیست که ما به‌عنوان انسانهای ناکامل، هر روز گناه می‌کنیم. «همگى ما بسیار می‌لغزیم» (یعقوب ٣ ‏:۲). «اگر بگوییم بَری از گناهیم، خود را فریب داده‌ایم و راستی در ما نیست» (اول يوحنا ١ :­۸). ما در برابر خدا و در برابر انسانهای دیگر می‌لغزیم. در نتیجه، طبیعی است که انسانهای دیگر نیز در حق ما مرتکب چنین خطاهایی شوند. شریعت موسی می‌گفت: «چشم به عوض چشم، دندان به عوض دندان» (خروج ٢١ ‏:۲۴). به بیان دیگر، اگر دشمنت به تو حمله کرد و به چشمت آسیب رساند، نباید فراتر از او بروی و به دو چشمش آسیب بزنی، بلکه فقط می‌توانی به یک چشمش آسیب بزنی! عبارات مشابه این مورد را می‌توان در آیات بعدی یافت.

اما در عهدجدید، نحوۀ برخورد فرد با دشمنش بسیار فراتر و عالی‌تر است: «اگر کسی به تو صدمه زد، به‌همان شکل پاسخ او را نده. مراقب باش که در حق همۀ انسانها نیکویی کنی... در پی انتقام نباش؛ این کار بر عهدۀ خداست... مغلوب بدی مشو، بلکه بدی را با نیکویی مغلوب ساز (م.ک. رومیان ١٢ :­۱۷-۲۱). خداوندگار حتی به‌شدت بر روی موضوع بخشش تاٴکید کرد تا جایی که آن را پیش‌فرضی برای بخشش گناهانمان دانست: «امّا اگر خطاهای مردم را نبخشید، پدر شما نیز خطاهای شما را نخواهد بخشید» (متی ٦ :‏۱۵). شخص ممکن است از تمام فرمانهای خدا اطاعت کند، اما اگر بر کسی دیگر خشم یا نفرت گیرد و مایل نباشد او را ببخشد، همه چیز را از دست داده است. خدا او را نخواهد بخشید. به همین دلیل است که کلیسا این رسم را بنیاد نهاده که اگر یک مسیحی فردی را که به او بدی کرده نبخشد و در دل خود نسبت به او کینه و نفرت نگاه دارد، عشای ربانی را دریافت نمی‌کند. کلیسا نخست به آن مسیحی نصیحت می‌کند که ببخشد و سپس برای دریافت عشای ربانی جلو بیاید. بر اساس تعلیم خداوندگار، ما همواره باید ببخشیم. وقتی پطرس پرسید: «سرور من، تا چند بار اگر برادرم به من گناه ورزد، باید او را ببخشم؟ آیا تا هفت بار؟»، خداوندگار به وی پاسخ داد: «به تو می‌گویم نه هفت بار، بلکه هفتادْ هفت بار» (متی ١٨ :­۲۱-۲۲)؛ یعنی حد و حساب نگه ندار، بلکه تا جایی که آنان به تو گناه می‌ورزند، ببخش!

خداوندگار در مورد مساٴلۀ مهم و جدی بخشش، خود را به تعلیم دادن محدود نفرمود. او درخشانترین الگو را ارائه کرد، یعنی با بخشش تمام کسانی که به او تازیانه زدند، توهین کردند، آب دهان انداختند، مسخره‌اش کردند و او را بر تکه‌ای چوب خفت‌آور، یعنی صلیب، میخکوب کردند: «ای پدر، اینان را ببخش، زیرا نمی‌دانند چه می‌کنند» (لوقا ٢٣ :­۳۴).

 @LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس         

🎗درباره محکومیت
فریسیان، یعنی کسانی که شریعت موسی را مطالعه کرده، آن را برای مردم تفسیر می‌کردند، می‌خواستند در نظر عموم به‌عنوان اسرائیلی‌های دیندار و به‌جاآورندۀ شریعت دیده شوند. به این منظور، فکر می‌کردند «بزرگی‌شان» زمانی بیشتر معلوم می‌شود که خطاهای دیگران را گوشزد کرده، آنها را به‌خاطر اعمالشان توبیخ نمایند!

اما خداوندگار فرمود: «حكم مكنيد تا بر شما حكم نشود. زیرا به همان‌گونه که بر دیگران حكم کنید، بر شما نیز حكم خواهد شد و با همان پیمانه که وزن کنید، برای شما وزن خواهد شد» (م.ک. متی ٧ :­۱-۲). او پس از بیان این مطلب، شرح می‌دهد که توبیخ و محکوم کردن دیگران، حتی برای خطاهای کوچک، و در عین حال نادیده گرفتن خطاهای خودمان که ممکن است بزرگ و جدی باشند، ناعادلانه است. لذا، او به ما تعلیم می‌دهد که به خطاهای خودمان نگاه کنیم و درصدد اصلاح آنها برآییم و «وقتی این اتفاق بیفتد، ما بر خطاهای دیگران سخت نخواهیم گرفت و گذشت خواهیم کرد» (م.ک. متی ٧ :­۳-۵).
 

🎗درباره قتل
فرمان ششم از فرمانهای دهگانۀ موسی، «قتل مکن» است. هر که مرتکب قتل شود، گناهکار است و به‌خاطر عمل خود محکوم می‌گردد.

خداوندگار می‌آید و نه تنها عمل قتل، بلکه عواملی را که به چنین عمل شنیعی ختم می‌گردند، محکوم می‌سازد. «امّا من به شما می‌گویم، هر که [بی‌دلیل] بر برادر خود خشم گیرد، سزاوار محاکمه... در حضور شوراست» (متی ٥ :­۲۱-۲۲). خداوندگار در ادامه می‌فرماید کسی که خشم خود را با دشنام و بدزبانی به دیگران نشان دهد، او نیز گناهکار است. بدیهی است که خداوندگار رفتاری متفاوت با مردم را معرفی می‌کند که مشخصۀ آن عبارتست از صلح، درک متقابل، بخشش، صبر و محبت دوطرفه.

 @LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس         

🎗درباره زنا
فرمان بعدی، یعنی فرمان هفتم، زنا را نهی می‌کند. بر طبق تفسیر معلمین یهودی، این فرمان محدود به روابط موجود میان افراد متاٴهل بود؛ یعنی، خیانت در بین زوجین را ممنوع می‌دانست. اما خداوندگار دامنۀ این حکم را فراتر برده، روابط جنسی خارج از ازدواج را نیز مشمول آن می‌سازد. علاوه بر این، او نه تنها کسی را که دست به عمل گناه می‌زند، بلکه کسی را که دنبال آن است و مایل است آن عمل را انجام دهد- چه آن را انجام دهد و چه ندهد- مجرم و گناهکار می‌داند. می‌فرماید: «شنیده‌اید که گفته شده، ”زنا مکن.“ امّا من به شما می‌گویم، هر که با شهوت به زنی بنگرد، همان دم در دل خود با او زنا کرده است» (متی ٥ :­۲۷-۲۸).
🍀قدیس یوحنای زرین‌دهان (کریسوستوم) در تفسیر این متن می‌گوید: کسی که با دیدۀ شهوت به اندام و چهره‌های زیبا نگاه می‌کند، کوره‌ای از هوای نَفْس و شهوت در درون خود روشن می‌کند و روحش را اسیر شهوت‌پرستی می‌گرداند... بنابراین، خود را در این وضعیت قرار می‌دهد، حتی اگر آن بدنی را که برایش جذاب می‌نماید، لمس نکند، انگار که مرتکب آن گناه شده، زیرا میل و شهوتی شدید در درون او پرورش یافته است. از این رو، بدیهی است که فردِ مسیحی نه تنها باید از خودِ این عمل، بلکه از انگیزه‌هایی که به این عمل ختم می‌شوند نیز دوری کند؛ و البته، این اصل در مورد مردان و زنان به شکلی برابر صدق می‌کند. 

به همین دلیل، خداوندگار متعاقباً در مورد این ضرورت صحبت کرد که انسان از افراد و محیط‌هایی که او را به رسوایی می‌کشانند دوری کند، هرچقدر هم که احیاناً برایش مهم و ضروری باشند. می‌فرماید: «پس اگر چشم راستت تو را می‌لغزاند، آن را به در آر و دور افکن، زیرا تو را بهتر آن است که عضوی از اعضایت نابود گردد تا آن که تمام بدنت به دوزخ افکنده شود. و اگر دست راستت تو را می‌لغزاند، آن را قطع کن و دور‌افکن، زیرا تو را بهتر آن است که عضوی از اعضایت نابود گردد تا آن که تمام بدنت به دوزخ افکنده شود» (متی ٥ :­۲۹-۳۰).
 

🎗درباره طلاق
شریعت موسی یک شرط قائل می‌شود که به موجب آن به مرد اجازه می‌دهد که به دلایلی همسرش را طلاق دهد و او را از خانه‌اش بیرون کند و موظف است به او طلاقنامه‌ای بدهد. (م.ک. تثنیه ٢٤ :­۲).

اما خداوندگار می‌فرماید: «همچنین گفته شده که ”هر که زن خود را طلاق دهد، باید به او طلاقنامه‌ای بدهد.“ امّا من به شما می‌گویم، هر که زن خود را جز به‌علت بی‌عفتی طلاق دهد، باعث زناکار شدن او می‌گردد؛ و هر که زن طلاق داده شده را به زنی بگیرد، زنا می‌کند» (متی ٥ :­۳۱-۳۲). مرقسِ انجیل‌نگار به دلیل بحثی که عیسی با فریسیان داشت، مطالب بیشتری پیرامون این موضوع ارائه می‌کند، و در خاتمۀ آن بحث به ایشان گفت: «پس آنچه را خدا پیوست، انسان جدا نسازد» (مرقس ١٠ :٢-٩).
 

🎗درباره سوگند
فرمان نهم شریعت موسی شهادتِ دروغ را منع می‌کند؛ وقتی شخصی سوگند می‌خورَد، موظف است به آن وفا کند. خداوندگار در ادامۀ موعظه‌اش بر سر کوه فرمود: «و باز شنیده‌اید که به پیشینیان گفته شده، ”سوگند دروغ مخور، بلکه سوگندهای خود را به خداوند وفا کن.“ ليكن من به شما می‌گویم، هرگز سوگند مخورید...» (متی ٥ :­۳۳-۳۶). دلیلی ندارد که قسم بخورید تا چیزی را تاٴیید کنید. کلام شما باید کافی باشد و هر آنچه می‌گویید باید با حقیقت برابری کند. «پس ’بلهِ‘ شما همان ’بله‘ باشد و ’نهِ‘ شما ’نه‘، زیرا افزون بر این، از شرير است» (متی ٥ :­۳۷).
 

🎗درباره محبت به همسایه
روحِ شریعت موسی چنین است: «همسایه‌ات (که تو را محبت می‌کند) را محبت نما و با دشمنت دشمنی کن» (متی ۵:‏­۴۳). اما خداوندگار می‌فرماید: «دشمنان خود را محبت نمایید و برای آنان که به شما آزار می‌رسانند، دعای خیر کنید، تا پدر خود را که در آسمان است، فرزندان شويد» (متی ٥ :­۴۴-۴۵).

کل تعلیم خداوندگار حول محور محبت می‌چرخد، محبتی که تبعیض قائل نمی‌شود، چه فردِ مقابل هم‌قوم و هم‌نژاد ما باشد، و چه بیگانه، چه آشنا باشد، چه ناآشنا،  و چه خوب باشد، چه بد. سپس، خداوندگار خدای پدر را به‌عنوان یک الگو نشان داده، می‌فرماید: «زیرا او آفتاب خود را بر بدان و نیکان می‌تاباند و باران خود را بر عادلان و ظالمان می‌باراند» (متی ٥ :­۴۵-۴۸).

علاوه بر تمام اینها و مَثَل معروف سامری نیکو (لوقا ١٠ :­۲۵-۳۷)، خداوندگار بزرگی و عظمت محبت را نسبت به تمام انسانها نشان داده است.

 
@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس         

🔸 بخش 2  -  زندگی یک مسیحی ارتدوکس     
🔆فصل 25 -  تکمیل شریعت

عیسی به چه موارد دیگری در موعظۀ سر کوه اشاره کرد؟

یکی از مهم‌ترین علایق بشر از هر سنی، این است که چگونه پول و دارایی بدست آورد که زندگی راحت و خوشایند را برایش تضمین نماید. انسان هر روز در حال نبرد است و زمان خود را صرف به‌دست آوردن این امور مادی می‌کند. اما این تلاش همیشه آسان نیست.

گاه، آنانی که در تولید محصولات کشاورزی فعالیت دارند، حاصل دسترنج خود را به خاطر شرایط آب و هوایی یا عوامل دیگر از دست می‌دهند. کسانی که در اقتصاد فعالیت دارند، ممکن است دچار ضرر و زیان شوند. صنعتگرانی که محصولاتشان به‌راحتی به فروش نمی‌رود، ممکن است مجبور به اعلان ورشکستگی شوند. سایر مردم که به مزد روزانۀ خود تکیه می‌کنند، اگر دچار یک بیماری مزمن یا طولانی‌مدت شوند، ممکن است نتوانند دوام بیاورند. معمولاً مردم در شرایط سخت، یا ترس از اینکه فقیر شوند، دچار اضطراب می‌شوند که چطور در زمان حال یا آینده با شرایط دشوار مواجه شوند، آن هم زمانی که هیچ منبع مالی ندارند؛ افراد دیگری هم هستند که برای شادی خود، به پول و املاک و دارایی هنگفت تکیه می‌کنند.

خداوندگار در موعظۀ خود بر سر کوه و در در جاهای دیگر نیز بارها به روش برخورد با این شرایط اشاره کرد. فرمود: «پس به شما می‌گویم، نگران زندگی خود نباشید که چه بخورید یا چه بنوشید، و نه نگران بدن خود که چه بپوشید... پرندگان آسمان را بنگرید که نه می‌کارند و نه می‌دِرَوَند و نه در انبار ذخیره می‌کنند و پدر آسمانی شما به آنها روزی می‌دهد. آیا شما بس باارزشتر از آنها نیستید... و چرا برای پوشاک نگرانید؟ سوسنهای صحرا را بنگرید که چگونه نمو می‌کنند؛ نه زحمت می‌کشند و نه می‌ریسند. به شما می‌گویم که حتی سلیمان نیز با همۀ شکوه و جلالش همچون یکی از آنها آراسته نشد. پس اگر خدا علف صحرا را که امروز هست و فردا در تنور افکنده می‌شود، این‌چنین می‌پوشانَد، آیا شما را، ای سست‌ایمانان، به‌مراتب بهتر نخواهد پوشانید؟ پس نگران نباشید و نگویید چه بخوریم یا چه بنوشیم و یا چه بپوشیم. زیرا اقوامِ بت‌پرست در پی همۀ این‌گونه چیزهایند، امّا پدر آسمانی شما می‌داند که بدین همه نیاز دارید. بلکه نخست در پی پادشاهی خدا و عدالت او باشید، آنگاه همۀ اینها نیز به شما عطا خواهد شد. پس نگران فردا مباشید، زیرا فردا نگرانی خود را خواهد داشت. مشکلات امروز برای امروز کافی است!» (متی ٦ :­۲۵-۳۴).

از این جهت، انسان باید بسیار تلاش کند تا نیازهای خود و کسانی را که به او وابسته هستند، رفع نماید، اما با اطمینان به مشیّت خدا که پدر آسمانیِ قادر مطلق و مهربان است. کتاب‌مقدس پر از وقایعی است که مداخلات حیرت‌آور خدا را برای رفع نیازهای مادی فرزندانش نشان می‌دهد!

از سویی دیگر، خداوندگار به مخاطبین خود دربارۀ طمعی که انسان را گرفتار می‌کند، هشدار داد، طمعی که باعث می‌شود انسان با چسبیدن به گنج‌های مادی، دائماً دارایی خود را افزایش دهد، حتی اگر نیازی به آن نداشته باشد. به همین دلیل است که خداوندگار فرمود: «بر زمین گنج میندوزید، جایی که بید و زنگ، زیان می‌رساند و دزدان نَقْب می‌زنند و سرقت می‌کنند... و خود را وابسته و دلبسته به این نوع گنجها نکن... زیرا هر جا گنج توست، دل تو نیز آنجا خواهد بود» (متی ٦ :­۱۹-۲۱). اگر چیزهای مادی دل شما را اسیر کنند و تمام توجه شما به لذتهای مادی و جسمانی باشد، دیگر با روح خود که ارزش آن فراتر از جسم است، سر و کار نخواهید داشت، و در نتیجه آسیبی که می‌خورید، جبران‌ناپذیر خواهد بود. و خداوندگار چنین ادامه داد: «هیچ‌کس دو ارباب را خدمت نتواند کرد، زیرا یا از یکی نفرت خواهد داشت و به دیگری مهر خواهد ورزید، و یا سرسپردۀ یکی خواهد بود و دیگری را خوار خواهد شمرد. نمی‌توانید هم بندۀ خدا باشید، هم بندۀ پول» (متی ٦ :­۲۴).

پولس رسول با الهام از این تعلیم خداوندگار، به مسیحیان می‌فرماید: «امّا دینداری با قناعت، سودی عظیم است. چرا که به این جهان هیچ نیاورده‌ایم و از آن نیز هیچ نخواهیم برد. پس اگر خوراک و پوشاک و سرپناهی داریم، (یعنی چیزهای ضروری برای بقایمان) قانع خواهیم بود. امّا آنان که سودای ثروتمند شدن دارند، دچار وسوسه می‌شوند و به دام امیال پوچ و زیانباری گرفتار می‌آیند که موجب تباهی و نابودی انسان می‌گردد» (اول تيموتائوس ۶:­۶-۹).

علاوه بر تمام موارد بالا، خداوندگار به مسائل ضروری دیگری که با شکل‌گیری و رشد حیات روحانی ایماندار در ارتباط است، اشاره می‌کند. برای اینکه درکی کامل نسبت به موعظۀ خداوندگار بر سر کوه داشته باشیم، لازم است فصل‌های ۵ تا ۷ از انجیل متی را مطالعه کنیم.

 @LessonsOrthodox