دروس ایران ارتدوکس – Telegram
دروس ایران ارتدوکس
265 subscribers
139 photos
4 videos
7 files
8 links
Download Telegram
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس         

🎗درباره محکومیت
فریسیان، یعنی کسانی که شریعت موسی را مطالعه کرده، آن را برای مردم تفسیر می‌کردند، می‌خواستند در نظر عموم به‌عنوان اسرائیلی‌های دیندار و به‌جاآورندۀ شریعت دیده شوند. به این منظور، فکر می‌کردند «بزرگی‌شان» زمانی بیشتر معلوم می‌شود که خطاهای دیگران را گوشزد کرده، آنها را به‌خاطر اعمالشان توبیخ نمایند!

اما خداوندگار فرمود: «حكم مكنيد تا بر شما حكم نشود. زیرا به همان‌گونه که بر دیگران حكم کنید، بر شما نیز حكم خواهد شد و با همان پیمانه که وزن کنید، برای شما وزن خواهد شد» (م.ک. متی ٧ :­۱-۲). او پس از بیان این مطلب، شرح می‌دهد که توبیخ و محکوم کردن دیگران، حتی برای خطاهای کوچک، و در عین حال نادیده گرفتن خطاهای خودمان که ممکن است بزرگ و جدی باشند، ناعادلانه است. لذا، او به ما تعلیم می‌دهد که به خطاهای خودمان نگاه کنیم و درصدد اصلاح آنها برآییم و «وقتی این اتفاق بیفتد، ما بر خطاهای دیگران سخت نخواهیم گرفت و گذشت خواهیم کرد» (م.ک. متی ٧ :­۳-۵).
 

🎗درباره قتل
فرمان ششم از فرمانهای دهگانۀ موسی، «قتل مکن» است. هر که مرتکب قتل شود، گناهکار است و به‌خاطر عمل خود محکوم می‌گردد.

خداوندگار می‌آید و نه تنها عمل قتل، بلکه عواملی را که به چنین عمل شنیعی ختم می‌گردند، محکوم می‌سازد. «امّا من به شما می‌گویم، هر که [بی‌دلیل] بر برادر خود خشم گیرد، سزاوار محاکمه... در حضور شوراست» (متی ٥ :­۲۱-۲۲). خداوندگار در ادامه می‌فرماید کسی که خشم خود را با دشنام و بدزبانی به دیگران نشان دهد، او نیز گناهکار است. بدیهی است که خداوندگار رفتاری متفاوت با مردم را معرفی می‌کند که مشخصۀ آن عبارتست از صلح، درک متقابل، بخشش، صبر و محبت دوطرفه.

 @LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس         

🎗درباره زنا
فرمان بعدی، یعنی فرمان هفتم، زنا را نهی می‌کند. بر طبق تفسیر معلمین یهودی، این فرمان محدود به روابط موجود میان افراد متاٴهل بود؛ یعنی، خیانت در بین زوجین را ممنوع می‌دانست. اما خداوندگار دامنۀ این حکم را فراتر برده، روابط جنسی خارج از ازدواج را نیز مشمول آن می‌سازد. علاوه بر این، او نه تنها کسی را که دست به عمل گناه می‌زند، بلکه کسی را که دنبال آن است و مایل است آن عمل را انجام دهد- چه آن را انجام دهد و چه ندهد- مجرم و گناهکار می‌داند. می‌فرماید: «شنیده‌اید که گفته شده، ”زنا مکن.“ امّا من به شما می‌گویم، هر که با شهوت به زنی بنگرد، همان دم در دل خود با او زنا کرده است» (متی ٥ :­۲۷-۲۸).
🍀قدیس یوحنای زرین‌دهان (کریسوستوم) در تفسیر این متن می‌گوید: کسی که با دیدۀ شهوت به اندام و چهره‌های زیبا نگاه می‌کند، کوره‌ای از هوای نَفْس و شهوت در درون خود روشن می‌کند و روحش را اسیر شهوت‌پرستی می‌گرداند... بنابراین، خود را در این وضعیت قرار می‌دهد، حتی اگر آن بدنی را که برایش جذاب می‌نماید، لمس نکند، انگار که مرتکب آن گناه شده، زیرا میل و شهوتی شدید در درون او پرورش یافته است. از این رو، بدیهی است که فردِ مسیحی نه تنها باید از خودِ این عمل، بلکه از انگیزه‌هایی که به این عمل ختم می‌شوند نیز دوری کند؛ و البته، این اصل در مورد مردان و زنان به شکلی برابر صدق می‌کند. 

به همین دلیل، خداوندگار متعاقباً در مورد این ضرورت صحبت کرد که انسان از افراد و محیط‌هایی که او را به رسوایی می‌کشانند دوری کند، هرچقدر هم که احیاناً برایش مهم و ضروری باشند. می‌فرماید: «پس اگر چشم راستت تو را می‌لغزاند، آن را به در آر و دور افکن، زیرا تو را بهتر آن است که عضوی از اعضایت نابود گردد تا آن که تمام بدنت به دوزخ افکنده شود. و اگر دست راستت تو را می‌لغزاند، آن را قطع کن و دور‌افکن، زیرا تو را بهتر آن است که عضوی از اعضایت نابود گردد تا آن که تمام بدنت به دوزخ افکنده شود» (متی ٥ :­۲۹-۳۰).
 

🎗درباره طلاق
شریعت موسی یک شرط قائل می‌شود که به موجب آن به مرد اجازه می‌دهد که به دلایلی همسرش را طلاق دهد و او را از خانه‌اش بیرون کند و موظف است به او طلاقنامه‌ای بدهد. (م.ک. تثنیه ٢٤ :­۲).

اما خداوندگار می‌فرماید: «همچنین گفته شده که ”هر که زن خود را طلاق دهد، باید به او طلاقنامه‌ای بدهد.“ امّا من به شما می‌گویم، هر که زن خود را جز به‌علت بی‌عفتی طلاق دهد، باعث زناکار شدن او می‌گردد؛ و هر که زن طلاق داده شده را به زنی بگیرد، زنا می‌کند» (متی ٥ :­۳۱-۳۲). مرقسِ انجیل‌نگار به دلیل بحثی که عیسی با فریسیان داشت، مطالب بیشتری پیرامون این موضوع ارائه می‌کند، و در خاتمۀ آن بحث به ایشان گفت: «پس آنچه را خدا پیوست، انسان جدا نسازد» (مرقس ١٠ :٢-٩).
 

🎗درباره سوگند
فرمان نهم شریعت موسی شهادتِ دروغ را منع می‌کند؛ وقتی شخصی سوگند می‌خورَد، موظف است به آن وفا کند. خداوندگار در ادامۀ موعظه‌اش بر سر کوه فرمود: «و باز شنیده‌اید که به پیشینیان گفته شده، ”سوگند دروغ مخور، بلکه سوگندهای خود را به خداوند وفا کن.“ ليكن من به شما می‌گویم، هرگز سوگند مخورید...» (متی ٥ :­۳۳-۳۶). دلیلی ندارد که قسم بخورید تا چیزی را تاٴیید کنید. کلام شما باید کافی باشد و هر آنچه می‌گویید باید با حقیقت برابری کند. «پس ’بلهِ‘ شما همان ’بله‘ باشد و ’نهِ‘ شما ’نه‘، زیرا افزون بر این، از شرير است» (متی ٥ :­۳۷).
 

🎗درباره محبت به همسایه
روحِ شریعت موسی چنین است: «همسایه‌ات (که تو را محبت می‌کند) را محبت نما و با دشمنت دشمنی کن» (متی ۵:‏­۴۳). اما خداوندگار می‌فرماید: «دشمنان خود را محبت نمایید و برای آنان که به شما آزار می‌رسانند، دعای خیر کنید، تا پدر خود را که در آسمان است، فرزندان شويد» (متی ٥ :­۴۴-۴۵).

کل تعلیم خداوندگار حول محور محبت می‌چرخد، محبتی که تبعیض قائل نمی‌شود، چه فردِ مقابل هم‌قوم و هم‌نژاد ما باشد، و چه بیگانه، چه آشنا باشد، چه ناآشنا،  و چه خوب باشد، چه بد. سپس، خداوندگار خدای پدر را به‌عنوان یک الگو نشان داده، می‌فرماید: «زیرا او آفتاب خود را بر بدان و نیکان می‌تاباند و باران خود را بر عادلان و ظالمان می‌باراند» (متی ٥ :­۴۵-۴۸).

علاوه بر تمام اینها و مَثَل معروف سامری نیکو (لوقا ١٠ :­۲۵-۳۷)، خداوندگار بزرگی و عظمت محبت را نسبت به تمام انسانها نشان داده است.

 
@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس         

🔸 بخش 2  -  زندگی یک مسیحی ارتدوکس     
🔆فصل 25 -  تکمیل شریعت

عیسی به چه موارد دیگری در موعظۀ سر کوه اشاره کرد؟

یکی از مهم‌ترین علایق بشر از هر سنی، این است که چگونه پول و دارایی بدست آورد که زندگی راحت و خوشایند را برایش تضمین نماید. انسان هر روز در حال نبرد است و زمان خود را صرف به‌دست آوردن این امور مادی می‌کند. اما این تلاش همیشه آسان نیست.

گاه، آنانی که در تولید محصولات کشاورزی فعالیت دارند، حاصل دسترنج خود را به خاطر شرایط آب و هوایی یا عوامل دیگر از دست می‌دهند. کسانی که در اقتصاد فعالیت دارند، ممکن است دچار ضرر و زیان شوند. صنعتگرانی که محصولاتشان به‌راحتی به فروش نمی‌رود، ممکن است مجبور به اعلان ورشکستگی شوند. سایر مردم که به مزد روزانۀ خود تکیه می‌کنند، اگر دچار یک بیماری مزمن یا طولانی‌مدت شوند، ممکن است نتوانند دوام بیاورند. معمولاً مردم در شرایط سخت، یا ترس از اینکه فقیر شوند، دچار اضطراب می‌شوند که چطور در زمان حال یا آینده با شرایط دشوار مواجه شوند، آن هم زمانی که هیچ منبع مالی ندارند؛ افراد دیگری هم هستند که برای شادی خود، به پول و املاک و دارایی هنگفت تکیه می‌کنند.

خداوندگار در موعظۀ خود بر سر کوه و در در جاهای دیگر نیز بارها به روش برخورد با این شرایط اشاره کرد. فرمود: «پس به شما می‌گویم، نگران زندگی خود نباشید که چه بخورید یا چه بنوشید، و نه نگران بدن خود که چه بپوشید... پرندگان آسمان را بنگرید که نه می‌کارند و نه می‌دِرَوَند و نه در انبار ذخیره می‌کنند و پدر آسمانی شما به آنها روزی می‌دهد. آیا شما بس باارزشتر از آنها نیستید... و چرا برای پوشاک نگرانید؟ سوسنهای صحرا را بنگرید که چگونه نمو می‌کنند؛ نه زحمت می‌کشند و نه می‌ریسند. به شما می‌گویم که حتی سلیمان نیز با همۀ شکوه و جلالش همچون یکی از آنها آراسته نشد. پس اگر خدا علف صحرا را که امروز هست و فردا در تنور افکنده می‌شود، این‌چنین می‌پوشانَد، آیا شما را، ای سست‌ایمانان، به‌مراتب بهتر نخواهد پوشانید؟ پس نگران نباشید و نگویید چه بخوریم یا چه بنوشیم و یا چه بپوشیم. زیرا اقوامِ بت‌پرست در پی همۀ این‌گونه چیزهایند، امّا پدر آسمانی شما می‌داند که بدین همه نیاز دارید. بلکه نخست در پی پادشاهی خدا و عدالت او باشید، آنگاه همۀ اینها نیز به شما عطا خواهد شد. پس نگران فردا مباشید، زیرا فردا نگرانی خود را خواهد داشت. مشکلات امروز برای امروز کافی است!» (متی ٦ :­۲۵-۳۴).

از این جهت، انسان باید بسیار تلاش کند تا نیازهای خود و کسانی را که به او وابسته هستند، رفع نماید، اما با اطمینان به مشیّت خدا که پدر آسمانیِ قادر مطلق و مهربان است. کتاب‌مقدس پر از وقایعی است که مداخلات حیرت‌آور خدا را برای رفع نیازهای مادی فرزندانش نشان می‌دهد!

از سویی دیگر، خداوندگار به مخاطبین خود دربارۀ طمعی که انسان را گرفتار می‌کند، هشدار داد، طمعی که باعث می‌شود انسان با چسبیدن به گنج‌های مادی، دائماً دارایی خود را افزایش دهد، حتی اگر نیازی به آن نداشته باشد. به همین دلیل است که خداوندگار فرمود: «بر زمین گنج میندوزید، جایی که بید و زنگ، زیان می‌رساند و دزدان نَقْب می‌زنند و سرقت می‌کنند... و خود را وابسته و دلبسته به این نوع گنجها نکن... زیرا هر جا گنج توست، دل تو نیز آنجا خواهد بود» (متی ٦ :­۱۹-۲۱). اگر چیزهای مادی دل شما را اسیر کنند و تمام توجه شما به لذتهای مادی و جسمانی باشد، دیگر با روح خود که ارزش آن فراتر از جسم است، سر و کار نخواهید داشت، و در نتیجه آسیبی که می‌خورید، جبران‌ناپذیر خواهد بود. و خداوندگار چنین ادامه داد: «هیچ‌کس دو ارباب را خدمت نتواند کرد، زیرا یا از یکی نفرت خواهد داشت و به دیگری مهر خواهد ورزید، و یا سرسپردۀ یکی خواهد بود و دیگری را خوار خواهد شمرد. نمی‌توانید هم بندۀ خدا باشید، هم بندۀ پول» (متی ٦ :­۲۴).

پولس رسول با الهام از این تعلیم خداوندگار، به مسیحیان می‌فرماید: «امّا دینداری با قناعت، سودی عظیم است. چرا که به این جهان هیچ نیاورده‌ایم و از آن نیز هیچ نخواهیم برد. پس اگر خوراک و پوشاک و سرپناهی داریم، (یعنی چیزهای ضروری برای بقایمان) قانع خواهیم بود. امّا آنان که سودای ثروتمند شدن دارند، دچار وسوسه می‌شوند و به دام امیال پوچ و زیانباری گرفتار می‌آیند که موجب تباهی و نابودی انسان می‌گردد» (اول تيموتائوس ۶:­۶-۹).

علاوه بر تمام موارد بالا، خداوندگار به مسائل ضروری دیگری که با شکل‌گیری و رشد حیات روحانی ایماندار در ارتباط است، اشاره می‌کند. برای اینکه درکی کامل نسبت به موعظۀ خداوندگار بر سر کوه داشته باشیم، لازم است فصل‌های ۵ تا ۷ از انجیل متی را مطالعه کنیم.

 @LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس         

🔸بخش 2  -  زندگی یک مسیحی ارتدوکس   
🔆 فصل 26 -  قانون طلایی

چطور می‌توانیم تمام این امور را به خاطر بسپاریم تا بتوانیم آنها را به کار ببندیم؟

برای اینکه بتوانیم به وظایف و رفتار خود نسبت به همنوعان خود سر و سامان دهیم، خداوندگار یک حکم ساده به ما می‌دهد: 🎖«با مردم همان‌گونه رفتار کنید که می‌خواهید با شما رفتار کنند» (لوقا ٦ :­۳۱). اگر تک‌تک اعمال و گفتاری را که در ارتباط با دیگران به کار می‌بریم، با این معیار بسنجیم، قطعاً در راستای ارادۀ خدا عمل خواهیم کرد، البته چنانچه هشیاری و وجدان، یعنی همان ندای خدا در درونمان که ما را به راه درست هدایت می‌کند، به‌درستی عمل ‌کند.

@LessonsOrthodox
🏵 جلسه یازدهم / آرتین
@LessonsOrthodox
کلیسا (رازها ، آئینها و رسومات)

🔸قسمت دوم:

7 راز کلیسا
(📍مطالب این بخش نوشته برادر آرتین از برادران ارامنه ما می باشد و مسولیت آن با خود ایشان است.)

چراغها و شمعها
محراب و مذبح


@LessonsOrthodox
7 راز کلیسا

عدد 7 در کتاب مقدس عدد خاصی است و به کاملیت اشاره دارد.
خدا جهان را در شش روز آفرید و روز هفتم را مبارک ساخته و آن را تقدیس نمود (پیدایش 3و2:2) هم در کتاب مقدس و هم در کلیسا عدد 7 مهم می باشد. مثلا 7 روح و 7 کلیسا در کتاب مکاشفه (در کتاب مقدس) و 7 راز کلیسایی ،7 گناه منتهی به موت و 7 فضیلت مسیحی (در مراسم کلیسا).

حکمت، خانۀ خود را بنا کرده و هفت ستون خویش را تراشیده است. (امثال 9:1)
مطابق تفسیر کلیساهای رسولی ، در این آیه حکمت مسیح می باشد و خانه کلیسا و هفت ستون رازهای 7 گانه کلیسا.

به وسیله رازها ،کلیسا رسالت نجاتبخش خود را محقق می سازد ، شخص عضو کلیسا می شود (بوسیله راز تعمید و تدهین) و با مسیح در مشارکت قرار می گیرد. (به وسیله راز عشاء)
راز ها آن مراسمی هستند که بوسیله آنها ایماندار عطایا و برکات روح القدس را دریافت می کند (به وسیله راز تدهین) و بوسیله اشیایی قابل روئیت (آب ، روغن ، نان ، شراب) ، با ایمان امور غیر قابل روئیت را می پذیرد.

اولین بار آگوستین قدیس کلمه "راز یا سر" را در قرن 4 و 5 میلادی به مفهوم امروزی آن در کلیسا به عنوان "نشانه قابل روئیت از فیض غیر قابل روئیت" تعریف کرد.

در کتاب مقدس از راز انجیل ، راز صلیب مسیح ، راز مسیح , راز تجسم و اینکه کلیسا راز است (کولسیان باب 1 آیات 26 و27 – افسسیان 5:32) صحبت شده است.

پدران کلیسا به راز معنای جدیدی بخشیدند . "باطن و روح اصلی موجود در مراسم " که بوسیله آن ایمانداران برکات خدا را دریافت می کنند.
کلیساهای رسولی شامل کاتولیک و ارتودکس (کالدستونی و غیرکالدستونی) معتقدند کلیسا 7 راز دارد.
1- تعمید 2- تدهین یا تثبیث (مسح-مهر شدن) 3-توبه 4-عشاء 5-ازدواج 6-دستگذاری 7-تدهین مریضان (تدهین آخر)
اکثر کلیساهای پروتستان فقط 2 آئین تعمید و عشاء را راز می پذیرند البته تعریف آنها هم از راز مطابق تعریف کلیساهای رسولی نمی باشد.

هر یک از این رازها معنای خاصی خود را دارند.
تعمید سمبل ایمان ، مهر شدن سمبل امید ، عشاء سمبل محبت و مشارکت ، توبه سمبل عدالت و پاکی ، دستگذاری سمبل خواندگی روحانی ، ازدواج سمبل زندگی خداپسندانه و تدهین آخر سمبل حیات جاودان و سلامت روح و جسم می باشد.
هر 7 راز کلیسایی منشاء کتاب مقدسی دارند اگرچه فقط 2 راز تعمید و عشاء را مستقیما خود مسیح مقرر کرده و مابقی نتیجه توسعه کلیسا می باشد.
مطابق ایمان رسولی کلیسا در اوایل نهالی تازه بود ولی با گسترش آن امروز درخت تنومندی است که شاخ و برگهای زیادی دارد که در اوایل نداشت. (صدالبته این شاخ و برگ ها ریشه کتاب مقدسی دارند و مطابق سنت کلیسا و تایید پدران کلیسا می باشند)
رازها در قرن 12 م صورت نهایی امروز خود را پذیرفته اند.

@LessonsOrthodox
بوسیله تعمید ما از گناه اولیه (آدم) و تاثیرات آن آزاد می شویم و فرزند خدا می شویم.
کلیساهای رسولی معتقدند تعمید جایگزین ختنه شده است بنابرین معمولا در نوزادی تعمید می دهند.
بوسیله تدهین و مهر شدن ما روح القدس را می یابیم و قوت برای مقابله با تجارب گوناگون.
کلیساهای رسولی معتقدند که یکبار تدهین و مهر می شویم (تعمید روح القدس) ولی بارها می توان پر از روح القدس شد.
بوسیله توبه ما از گناهان پاک و آزاد می شویم ، از گناهانی که بعد از تعمید انجام می شود.
کلیساهای رسولی به یک تعمید ولی به توبه های مکرر تا آخرین لحظه عمر معتقدند.
بوسیله عشاء ما مسیح را دریافت می کنیم ، عشاء ما را از گناهان پاک کرده*** و امید حیات جاودان می بخشد.
بوسیله ازدواج زندگی زوج متبارک می شود و بسترشان مقدس تا فرزندان داشته باشند.
بوسیله دستگذاری به کاهنان این اقتدار داده می شوند که آئینها را انجام دهند.
بوسیله تدهین بیماران ضعفهای جسمانی شفا می یابند و گناهانی که مسبب بیماری می باشند ، بخشیده می شوند.

4 راز تعمید ، تدهین ، توبه و عشاء را میبایست هر ایمانداری دریافت کند ولی 3 راز دیگر اجباری نیستند.
مطابق دیدگاه کلیسای ارامنه هر ایماندار میبایست حداقل هر 40 روز یکبار بدن و خون مسیح را از طریق راز عشاء دریافت کند .
اگر ایمانداری در سال حداقل 5 بار عشا دریافت نکند، نمی تواند خود را مسیحی بداند.
3 راز تعمید ، تدهین (مهر شدن) و دستگذاری یکبار انجام می شوند و قابل تکرار نمی باشند ولی سایر رازها قابل تکرار هستند.
شرایط انجام رازها عبارتند از:
1- انجام دهنده راز (اسقف یا کاهن)
2- شی مورد استفاده (آب ، روغن ، نان ، شراب)
3- دعا و مراسم خاص (قرائت ها ، دعاها و سرودهای خاص و تدوین شده)
4- شخص دریافت کننده راز

اسقفان و کشیشان تنها اقتدار انجام رازها را دارند. کشیشان (کاهنان) همه رازها بجز دستگذاری را می توانند انجام دهند . دستگذاری فقط توسط اسقف انجام می شود. اسقف می تواند هر 7 راز را انجام دهد.


رازها صرفنظر از آمادگی روحانی انجام دهنده و دریافت کننده راز ، تاثیر خود را دارند .
وقتی از دعاهای خاصی استفاده می شود به این معنا است که تمام پدران تاریخ 2 هزار ساله کلیسا این دعا را برای شخص دریافت کننده راز انجام می دهند.
فیض منتقل شده در رازها بوسیله خدای تثلیث می باشد و نه شخص انجام دهنده راز. بنابرین به صلاحیت او مرتبط نمی باشد.
قضاوت در خصوص صلاحیت کشیشان بر عهده اسقف است و ایمانداران نباید کشیشان را حکم کنند بلکه فقط برای آنها دعا کنند.
........................................

🔺نکته ای مهم از جانب ادمین کانال:

***عشا ربانی ما را از گناهان پاک می کند: کلیسای ارتدوکس شرقی مومنان را قبل از دریافت عشا ربانی به اعتراف و توبه سوق می دهد چرا که قبل از دریافت عشا ربانی باید از گناهان پاک شده باشیم تا شایسته دریافت آن شویم.

@LessonsOrthodox
چراغها و شمعها
از کتاب الهیات تطبیقی پاپ شنودا

استفاده از چراغها در کلیسای ارتدکس مرسوم است. ما از شمعها در دعاهایمان، هنگام قرائت کتاب‌مقدس، در پیشگاه شمایلهای قدیسین، روی مذبح و بطور کل روی محراب به سمت شرق استفاده می‌کنیم و بدین گونه کلیسا پیوسته منور می‌شود. اما پروتستانها از هیچیک از این رسومات استفاده نمی‌کنند.
در این مبحث، در مورد علل استفاده از چراغها در کلیسا و مفاهیم روحانی آن صحبت می‌کنیم.

(1) خود کلیسا در کتاب‌مقدس به عنوان «چراغدان‌ طلا» معرفی شده است. در کتاب مکاشفه می‌خوانیم که یوحنای رسول، مسیح خداوند را می‌بیند که هفت چراغدان طلا در دست دارد و خداوند به او گفت: «هفت‌ چراغدان‌، هفت‌ کلیسا می‌باشند». (مکاشفه 1:‌20)

(2) کلیسا به آسمان تشبیه شده، زیرا خانه خدا یا محل سکونت خداست، چنانکه آسمان است. اصطلاح مشابهی برای اولین خانه خدا بکار برده شد. یعقوب پاتریارک گفت: «این‌ چه‌ مكان‌ ترسناكی‌ است‌! این‌ نیست‌ جز خانة‌ خدا و این‌ است‌ دروازة‌ آسمان‌» (پیدایش 28:‌17). از آنجا که کلیسا به آسمان تشبیه شده است، باید همچون ستارگان آسمان، چراغهایی برای روشن کردن آن داشته باشد.

(3) چراغهای کلیسا نمایانگر فرشتگان آسمان یا فرشتگانی است که یعقوب در رویای خود دید، که از نردبانی در بیت اییل (خانه خدا) صعود و نزول می‌کنند (پیدایش 28:‌12) ؛ زیرا فرشتگآن‌همچنین «فرشتگان نور» (دوم قرنتیان 11:‌14) نامیده می‌شوند.

(4) چراغهای کلیسا نمایانگر قدیسین نیز هستند، همانها که خداوند بدیشان گفت: « بگذارید نور شما بر مردم‌ بتابد» (متی 5:‌16). در آیه قبل آن نیز خداوند قدیسین را به چراغهای افروخته روی چراغدان تشبیه می‌کند.
همچنین کتاب‌مقدس می‌گوید: «عادلان‌ در ملکوت‌ پدر خود مثل‌ آفتاب‌، درخشان‌خواهند شد» (متی 13:‌43). و مسیح خداوند در مورد یوحنای تعمید‌دهنده به عنوان یک مرد عادل به یهودیان گفت: «او چراغ‌ افروخته‌ و درخشنده‌ای‌ بود و شما خواستید که‌ ساعتی‌ به‌ نور او شادی‌ کنید» (یوحنا 5:‌35). و چون کلیسا مملو از فرشتگان و قدیسین است، باید منور باشد.
(5) در درجه اول کلیسا باید منور باشد زیرا خدا در آن حضور دارد و «خدا نور است» (اول یوحنا 1:‌5)، همانطور که یسوع خداوند درباره خود می‌گوید: «من‌ نور عالم‌ هستم‌». (یوحنا 8:‌12)

(6) کلیسا با الگوپذیری از تابوت عهد و معبد اورشلیم، بوسیله چراغها منور می‌شود. آنها نیز مملو از چراغهای همیشه روشن بودند. خداوند حکم کرده بود که چراغهایشان با روغن زیتون ناب همیشه روشن بمانند و هارون و فرزندانش این خدمت را بر عهده داشتند. خداوند می‌گوید: «و تو بنی‌اسرائیل‌ را امر فرما كه‌ روغن‌ زیتون‌ مصفی‌ و كوبیده‌ شده‌ برای‌ روشنایی‌ نزد تو بیاورند تا چراغها دائماً روشن‌ شود. در خیمة‌ اجتماع‌، بیرون‌ پرده‌ای‌ كه‌ در برابر شهادت‌ است‌، هارون‌ و پسرانش‌ از شام‌ تا صبح‌، به‌ حضور خداوند آن‌ را درست‌ كنند. و این‌ برای‌ بنی‌اسرائیل‌ نسلاً بعد نسل‌ فریضة‌ ابدی‌ باشد». (خروج 27:‌20‌،21)
این یک حکم الهی است، و خدا در همان روز نخستِ آفرینش گفت: «روشنایی‌ بشود؛ و روشنایی‌ شد. و خدا روشنایی‌ را دید كه‌ نیكوست‌». (پیدایش 1:‌3،‌4)

(7) چراغهایی که با روغن روشن می‌شدند، معنای روحانی دارند. روغن نماد روح‌القدس است، و برای تدهین استفاده، و پس از تدهین، روح خداوند بر مسح‌شده نازل می‌شد، همانطور که سموئیل نبی، داود پادشاه را مسح کرد و روح خداوند بر او نازل شد (اول سموئیل 16:‌13). و کتاب‌مقدس نیز در مورد مسح شهادت می‌دهد. (اول یوحنا 2:‌20و27)
حتی شمعهایی که ما در کلیسا روشن می‌کنیم از روغن درست شده‌اند و چراغهای کلیسا نیز با روغن روشن می‌شوند.
(8) یادآور می‌شویم خداوند حکم کرد که در خانه‌اش (چه در تابوت عهد و چه در مکان مقدس) چراغدانها مستقر شوند.
چراغها و چراغدانها از طلای ناب درست شده بودند (خروج 25:‌31 ؛ 37:‌17 ؛ دوم تواریخ 4:‌20). همه اینها نشان می‌دهند که خدا به وجود روشنایی اهمیت می‌دهد.

(9) بنا به حکم خدا، چراغها دائماً روشن بودند. خاموش شدن چراغها یا کم شدن نورشان به منزله گناه نسبت به خدا بود و مجازات سختی داشت، چنانکه کتاب‌مقدس می‌گوید: «زیرا كه‌ پدران‌ ما خیانت‌ ورزیده‌، آنچه‌ در نظر یهُوَه‌ خدای‌ ما ناپسند بود به‌ عمل‌ آوردند و او را ترك‌ كرده‌، روی‌ خود را از مسكن‌ خداوند تافتند و پشت‌ به‌ آن‌ دادند. و درهای‌ رواق‌ را بسته‌، چراغها را خاموش‌ كردند و بخور نسوزانیدند و قربانی‌های‌ سوختنی‌ در قدس‌ خدای‌ اسرائیل‌ نگذرانیدند. پس‌ خشم‌ خداوند بر یهودا و اورشلیم‌ افروخته‌ شد و ایشان‌ را محل‌ تشویش‌ و دهشت‌ و سخریه‌ ساخت‌، چنانكه‌ شما به‌ چشمان‌ خود می‌بینید». (دوم تواریخ 6:‌29-8)

@LessonsOrthodox
(10) روشنایی چراغها مفهوم معنوی خاصی دارد. این روشنایی نشان‌دهنده آمادگی دائمی قلبی و هوشیاری همیشگی و حفظ عمل روح‌القدس در قلب است.
در مورد این بیداری، خداوند می‌گوید: «کمرهای‌ خود را بسته‌، چراغهای‌ خود را افروخته‌ بدارید. و شما مانند کسانی‌ باشید که‌ انتظار آقای‌ خود را می‌کشند که‌ چه‌ وقت‌ از عروسی‌ مراجعت‌ کند تا هروقت‌ آید و در را بکوبد، بی‌درنگ‌ برای‌ او بازکنند. خوشابحال‌ آن‌ غلامان‌ که‌ آقای‌ ایشان‌ چون‌ آید، ایشان‌ را بیدار یابد. هر آینه‌ به‌ شما می‌گویم‌ که‌ کمر خود را بسته‌،ایشان‌ را خواهد نشانید و پیش‌ آمده‌، ایشان‌ را خدمت‌ خواهد کرد». (لوقا 12:‌35)
همچنین خداوند از چراغهای باکره‌ها به ما نمونه‌ای داده، وذکر می‌کند که چراغهای باکره‌های دانا روشن بود اما چراغهای باکره‌های نادان خاموش شد. (متی 25:‌1-12)
روغنِ چراغ، عمل روح‌القدس در قلب ماست. روشنایی همیشگی آنها نشان هوشیاری ما برای حفظ مشارکت قلب با روح‌القدس است.
(11) آنچه که در مورد اشخاص گفته می‌شود را می‌توان به مجموع کلیسا نیز نسبت داد. وقتی مردم روشناییهای کلیسا را می‌بینند به یاد وظیفه خود در حفظ روشنایی همیشگی درونشان می‌افتند.

(12) مطمئنا قرائت اناجیل با روشنایی شمع بهتر از نبود روشنایی است. بدین شکل، این آیات را به یاد می‌آوریم: «كلام‌ تو برای‌ پایهای‌ من‌ چراغ‌، و برای‌ راههای‌ من‌ نور است‌» (مزامیر 119) و نیز: «امر خداوند پاك‌ است‌ و چشم‌ را روشن‌ می‌كند». (مزامیر 19)

(13) کلیسای نخستین حتی از زمان رسولان، به چراغها و نمادهای آن اهمیت ویژه‌ای می‌داد. نویسنده کتاب اعمال رسولان در توصیف بالاخانه‌ای که حضرت پطرس در آنجا پس از پاره کردن نان موعظه کرد، می‌نویسد: «در بالاخانه‌ای‌ که‌ جمع‌ بودیم‌، چراغ بسیار بود». (اعمال 20:‌8)

(14) شمع‌هایی که ما نزد تصاویر قدیسین روشن می‌کنیم به ما یادآوری می‌کنند که قدیسین روشناییِ نسلهای پس از خود هستند؛ ایشآن‌همچون شمع ذوب می‌شوند تا نورشان بر مردم بتابد.

@LessonsOrthodox
معبد و مذبح

در کلیساهای پروتستان نه معبد یافت می‌شود و نه مذبح، چراکه اصلاً قربانی مقدس را نمی‌پذیرند.

(1) در عهد عتیق اشارات متعددی به مذبح مقدس شده است. اما پروتستانها گمان می‌کنند که آن نماد قربانی مسیح روی صلیب بود و اکنون دیگر ارزشی ندارد. بنابراین ما برای اثبات ادعای خود مبنی بر لزوم استفاده از مذبح مقدس، مجبور به استفاده از عهد جدید می‌شویم.

(2) پولس رسول می‌گوید: «مذبحی‌ داریم‌ که‌ خدمت‌گذاران‌ آن‌ خیمه‌، اجازت‌ ندارند که‌ از آن‌ بخورند» (عبرانیان 13:‌10). حضرت یوحنای زرین دهان در تفسیر این آیه می‌گوید: «حضرت پولس با این سخنان، از طریق نماد به اصل آن اشاره می‌کند ... اکنون ما اجازه داریم در خون مقدس شریک شویم، که در گذشته فقط کاهن چنین اجازه‌ای داشت».

وقتی خدا به موسی می گوید خیمه شهادت را بساز، می گوید آن را مانند نمونه آسمان بساز. پس استفاده از بعضی از نمونه های خیمه و معبد در عهد عتیق برای ما در عهد جدید هم قابل استفاده است. چون حتی در آسمان هم نمونه ای از آنها وجود دارد.
(3) در کتاب اشعیاء نبی نبوتی در مورد مذبحی در سرزمین مصر وجود دارد. نبی می‌گوید: «در آن‌ روز مذبحی‌ برای‌ خداوند در میان‌ زمین‌ مصر و ستونی‌ نزد حدودش‌ برای‌ خداوند خواهد بود... و خداوند بر مصریان‌ معروف‌ خواهد شد و در آن‌ روز مصریان‌ خداوند راخواهند شناخت‌ و با ذبایح‌ و هدایا او را عبادت‌ خواهند كرد و برای‌ خداوند نذر كرده‌، آن‌ را وفا خواهند نمود». (اشعیا 19:‌19و21)
مطمئناً مذبحی که در اینجا از آن صحبت می‌شود مربوط به عهد جدید، یعنی عصر مسیحیت است، زیرا یهودیان نمی‌توانستند در بلاد غیر یهود قربانی کنند، و مصریان نیز اجازه چنین کاری را به ایشان ندادند. به همین علت بود که در عصر موسی و هارون، به فرعون گفته شد: «قوم‌ مرا رها كن‌ تا مرا عبادت‌ نمایند» (خروج 8:‌20). با اینحال فرعون قوم را رهایی نداد تا برای خداوند قربانی گذرانند (آیه 29)، با اینکه پس از حمله مگسها، فرعون وعده داده، گفته بود: «من‌ شما را رهایی‌ خواهم‌ داد تا برای‌ یهوه‌، خدای‌ خود، در صحرا قربانی‌ گذرانید لیكن‌ بسیار دور مروید و برای‌ من‌ دعا كنید» (آیه 28).از این آیات مشخص است که یهودیان در مصر قربانی نگذراندند.
پس مصریان چه موقع خداوند را شناختند؟ چه زمانی مذبح درست کرده و قربانی برای خداوند گذراندند؟ بی‌شک، بعد از عصر مسیحیت. این یک اثبات صریح برای وجود مذبح در مسیحیت برای قربانی مقدس است.
(4) خدا خواست که اسم «مذبح» را در فکر و دل مردم زنده نگاه دارد، و به همین منظور، حضرت یوحنا چندین بار در کتاب مکاشفه که در اواخر قرن اول نوشته شد، می‌نویسد: «و فرشته‌ای‌ دیگر آمده‌، نزد مذبح‌ بایستاد با مَجمَری‌ طلا و بخور بسیار بدو داده‌ شد تا آن‌ را به‌ دعاهای‌ جمیع‌ مقدسین‌، بر مذبح‌ طلا که‌ پیش‌ تخت‌ است‌ بدهد» (مکاشفه 8:‌3). همچنین می‌گوید: «در زیر مذبح‌ دیدم‌ نفوس‌ آنانی‌ را که‌ برای‌ کلام‌ خدا و شهادتی‌ که‌ داشتند کشته‌ شده‌ بودند». (مکاشفه 6:‌9)

(5) تا زمانی که «بدن‌ و خون‌ خداوند» (اول قرنتیان 11:‌27) هست، مذبح نیز باید باشد. تا آنگاه که خون هست، الزاماً مذبح و البته معبد نیز باید باشد.

@LessonsOrthodox
🏵 جلسه سیزدهم / متروپولیتن سوتیریوس
@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس  

🔸بخش 2  -  زندگی یک مسیحی ارتدوکس 
🔆فصل 27 -  نخستین و بزرگترین حکم  
 
کدامیک از فرمانهایی که خدا به انسان داد، بزرگترین و مهم‌ترین حکم است؟

این دقیقاً سوٴالی است که یک فقیه از عیسی پرسید: «ای استاد، بزرگترین حکم در شریعت کدام است؟» عیسی پاسخ داد: ”خداوندْ خدای خود را با تمامی دل و با تمامی جان و با تمامی فکر خود محبت نما.“ این نخستین و بزرگترین حکم است. دوّمین حکم نیز همچون حکم نخستین است: ”همسایه‌ات را همچون خویشتن محبت نما.“ تمامی شریعت موسی و نوشته‌های پیامبران بر این دو حکم استوار است.» (متی ٢٢ :­۳۶-۴۰).

اگر کلام خدا را بررسی کنیم و در آن عمیق شویم، به‌راحتی به این درک می‌رسیم که همه چیز به محبت بستگی دارد. 👌 وقتی کسی را دوست دارید، هیچ فکر بدی راجع به او نخواهید داشت. هیچ سخن تلخ، تحقیرکننده یا توهین‌آمیز که باعث رنجش او شود، بر زبان نخواهید آورد. به این شخص نه دروغ خواهید گفت، و نه قولی خواهید داد که نتوانید بدان عمل کنید. هیچ ضعف یا خطایی را که ممکن است در این شخص بیابید، برای دیگران فاش نخواهید کرد. هرگز چیزی را که متعلق به اوست نخواهید دزدید، و به‌طور کلی از هر چیزی که ممکن است به این فرد آسیب برساند یا او را ناراحت کند، دوری خواهید کرد. برعکس، تمام تلاش خود را خواهید کرد تا به شخصی که دوستش دارید، کمک کنید و او را خشنود سازید.

🔺در نتیجه، وقتی محبت خالصانه را پیوسته به‌عنوان امری طبیعی در قلبمان نسبت به همنوع خود پرورش می‌دهیم، فرمانهای خدا را انجام خواهیم داد، فرمانهایی که با روابط ما با انسانهای دیگر در ارتباط است.

🔺وقتی محبت ما نسبت به خدا دائماً در حال رشد است، به همان نسبت باید تمایل داشته باشیم که از طریق دعای بی‌وقفه، ارتباط خود را با او حفظ کنیم و از طریق شرکت در عشای ربانی، پیوسته با او متحد شویم. ما از حرف یا عملی که می‌دانیم خدا را خواهد رنجانید، دوری خواهیم جست، و پیوسته در پی تفکر و صحبت و عمل بر طبق ارادۀ او خواهیم بود. به این نحو، ارادۀ او را انجام خواهیم داد، آن‌هم نه از روی ترس از مجازات، بلکه از روی محبت، زیرا «محبتِ کامل ترس را بیرون می‌راند» (اول یوحنا ٤ :­۱۸). غلام فرمانهای اربابش را از روی ترس از مجازات شدن انجام می‌دهد. فرزندانی که پدر خود را دوست می‌دارند، فرمانهای او را نگاه می‌دارند، با این هدف که او را خشنود سازند. پس بیایید به‌عنوان فرزندان پدر آسمانی‌مان، همه چیز را فقط و فقط از روی محبت به او انجام دهیم!

 @LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"

🔸بخش 2  -  زندگی یک مسیحی ارتدوکس           
🔆فصل 28 -  اطاعت از فرمانها

همۀ این فرمانها می‌توانند صحیح و بسیار خوب باشند، اما آیا آنها دشوار نیستند و ما را از بسیاری از لذت‌های زندگی که مردمان دیگر آزادانه و بدون هیچ محدودیتی از آن بهره‌‌مندند، محروم نمی‌سازند؟

خداوندگار که از دل ما باخبر است، می‌دانست که چنین افکاری ممکن است به ذهنمان خطور کند. از این رو فرمود: «یوغ مرا بر دوش گیرید و از من تعلیم یابید، زیرا حلیم و افتاده‌دل هستم، و در جانهای خویش آسایش خواهید یافت. چرا که یوغ من راحت است و بار من سبک» (متی ١١ :­۲۹-۳۰). یوحنای انجیل‌نگار نیز بنا به تجربۀ شخصی خود، بر این مطلب صحه گذشته، می‌فرماید: «محبت به خدا همین است که از احکام او اطاعت کنیم و احکام او باری گران نیست» (۱ یوحنا ٥ :­۳).

فرمانهای خدا مانند دستورات سخت‌گیرانۀ یک حاکم به فرمانبردارانش نیست. اما می‌توانیم آنها را با «دستورالعمل‌های مرتبط با دریانوردان» مقایسه کنیم که هر روز برای محافظت از کشتی‌ها- که در اقیانوسها حرکت می‌‌کنند- در برابر شرایط خطرناک آب و هوایی صادر می‌شوند. آنها اطلاعاتی فراهم می‌سازند در این زمینه که بادهای قوی در کدام جهت در حال وزیدن هستند، ارتفاع موجها چقدر است، توفانهای باران‌زا کجا اتفاق‌ می‌افتند و شدت می‌گیرند و چیزهایی از این قبیل. دریانوردان دائماً این پیغامها را دریافت می‌کنند و مطابق با آنها مسیر خود را تعیین می‌کنند تا در وضعیت امن قرار گیرند و سفری مطلوب برایشان تضمین شود. در خصوص دستوراالعمل‌هایی که خدا به ما می‌دهد، امری مشابه اتفاق می‌افتد؛ هدف او از دادن این دستورات به ما این نیست که زندگی‌مان را سخت کند، بلکه ما را به سلامت به «بندرگاهِ» مقصد نهایی‌مان برساند.

قوانین راهنمایی و رانندگی برای برخی رانندگان مایۀ دردسر است، و به همین دلیل، به‌هنگام رانندگی آنها را نادیده می‌گیرند. ایشان از علائم جاده‌ای که نشان‌دهندۀ سرعت مجاز، هشدار جادۀ لغزنده، پیچ‌های پرخطر، ورود ممنوع‌ها، و خیابانهای یک‌طرفه هستند، تخطی می‌کنند. هدف این علائمِ هشداردهنده، محافظت رانندگان در برابر تصادفات و کمک به ایشان برای سالم رسیدن به مقصد است. آنانی که به علائم راهنمایی و رانندگی اعتنا نمی‌کنند، خود را در معرض تصادفات و گاهی هم از نوع کُشندۀ آن قرار می‌دهند. بنابراین بیایید شکرگزار خدایی باشیم که با دستورات نجات‌بخش خود، ما را از «دامها» حفظ می‌کند و به‌شکلی حكيمانه ما را در این زمینه که چطور به مقصدمان برسیم، هدایت می‌کند.

با این همه، همۀ ما به چشم می‌بینیم که بعضی از افراد، تصور می‌کنند که با زندگی بدون هیچ‌گونه قید و بند اخلاقی و نفرت از ارزشهای اخلاقی، از زندگی‌شان لذت خواهند برد، ارزشهایی که پشتوانۀ آنها قرنها تجربۀ زندگی بشری است. مَثَلِ پسر گمشده گویای این مطلب می‌باشد؛ او دارایی هنگفت پدرش را در راه لذت از گناه و بی‌بند و باری بر باد داد. (م.ک. لوقا ١٥ :­۱۱-۲۴). این پسرِ جوانِ ولخرج و ثروتمند در تفریحات گناه‌آلود و در سرزمین بیگانه به شادی دلخواه خود نرسید (آن‌گونه که در ابتدا فکر می‌کرد بدان دست یافته)، بلکه شادی او در خانۀ پدری‌اش بود- که نماد کلیسا می‌باشد. این تصویرِ گویا بیانگر سرنوشت آنانی است که از خدای پدر دور شده و اسیر دردها و رنجهای بسیاری گشته‌اند. شادی و لذت واقعی و دائمی را نمی‌توان با تخطی از ارادۀ خدا بدست آورد. «زیرا براستی آنان که از تو دورند، هلاک خواهند شد» (مزمور ٧٣ :­۲۷).

خدا منبع شادی است. هر کس که به او نزدیک شود، برای همیشه از آن شادی برخوردار می‌گردد. بیایید کلام خداوندگار را در شب آخر به یاد بیاوریم. او گفتگویی طولانی با شاگردانش داشت، و در پایان به ایشان فرمود: «این سخنان را به شما گفتم تا شادی من در شما باشد و شادی شما کامل شود» (یوحنا ١٥ :­۱۱)؛ «و هیچ‌کس آن شادی را از شما نخواهد گرفت» (یوحنا ١٦ :­۲۲).

خدا ارادۀ خود را بر قوم خود آشکار می‌کند، نه برای اینکه ما را از شادی محروم سازد، بلکه بدین منظور که از ما در برابر آفت گناه که دقیقاً نابودکنندۀ هر نوع شادی است، محافظت کند. قدیس یوحنای زرین‌دهان می‌گوید: «شما آزادید که از هر چیزی لذت ببرید؛ اما فقط از یک چیز دوری کنید: گناه»؛ زیرا چنانکه پولس رسول به ما اطمینان می‌دهد، «مزد گناه مرگ است» (رومیان ٦ :­۲۳). علاوه بر این، خدا از ما نمی‌خواهد که این فرمانها را به نفع او به جا آوریم! خدا به‌هیچ وجه محتاج چیزی نیست. او همه چیز را به‌فراوانی دارد و به اصطلاحِ الهیاتی «آنن‌دئِس» می‌باشد، یعنی «بی‌نیاز از هر چیز.» او دستورات خود را تنها به نفع ما صادر می‌کند، تا از خطرات روحانی و جسمانی در امان باشیم و نیروهای مخالفی را خنثی سازیم که ما را از رسیدن به هدف نهایی و بهره‌مند شدن از شادی و خوشی آسمانی، بازمی‌دارند.

@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس                    

🔸بخش 2  -  زندگی یک مسیحی ارتدوکس            
🔆فصل 29 -  وسوسه‌هایی که ایماندار با آنها روبروست

یک مسیحی در تلاش خود برای زندگی مطابق با ارادۀ خدا، با نیروهای مخالفی روبروست؛ آن نیروها کدامند؟

اساساً سه نیروی مخالف زیر وجود دارد:

⭕️* نخستین نیرو مستقیماً از جانب شیطان می‌آید. همانطور که او با عیسی به‌عنوان یک انسان، و با ایوبِ پارسا مبارزه کرد، با هر کسی که می‌خواهد به خدا تعلق داشته باشد می‌جنگد، از آدم و حوا گرفته تا تمام انسان‌ها. به همین دلیل است که اسم ضد مسیح را بر خود دارد. پطرس رسول بر ما آشکار ساخته، می‌فرماید: «دشمن شما ابلیس همچون شیری غرّان در گردش است و کسی را می‌جوید تا ببلعد» (اول پطرس ٥ :­۸). هرچقدر ایماندار به مسیح نزدیکتر شود، ابلیس سخت‌تر تلاش می‌کند تا او را از مسیح جدا سازد. اما وقتی ایماندار با استواری با حمله‌های شیطان روبرو می‌گردد، بیشتر و بیشتر به تقدس نزدیک می‌شود؛ مخالفت و دشمنی ضد مسیح بجای آنکه به ایماندار آسیب بزند، به منفعت روحانی عظیمی برای او تبدیل می‌شود! اگر چیزی تحت عنوان جنگ شیطان وجود نداشت، چنین مقدسین بزرگی که همۀ ما به دستاوردهای روحانی‌شان احترام می‌گذاریم، وجود نمی‌داشت!

ایماندار مراقب است که در دام شیطان نیفتد؛ اما ترسی از او ندارد، زیرا از کتاب‌مقدس می‌داند که قدرت شیطان محدود است! تنها خدا قادرِ مطلق می‌باشد. شیطان در مقابل خدا می‌لرزد؛ او می‌داند که مجازات در انتظار اوست. پس بیایید ارواح شیطانی ناحیۀ جَدَریان را به خاطر آوریم که در حضور عیسی چقدر مضطرب گشتند و نزد او فریاد زدند که «تو را با ما چه کار است، ای پسر خدا؟ آیا آمده‌ای تا پیش از وقتِ مقرر عذابمان دهی؟» (متی ٨ :­۲۹)؛ ایشان حتی برای اینکه وارد خوکها شوند، از خداوندگار اجازه گرفتند! (متی ٨ :­۳۱).

ابلیس انسان را وسوسه می‌کند، اما قدرت این را ندارد که انسان را مجبور به تسلیم به آنها سازد. او با حیله و نیرنگ وارد عمل می‌شود و از هر روشی استفاده می‌کند تا انسان را فریب دهد و او را متقاعد سازد که آن کار علی‌الظاهر به نفع اوست! به همین دلیل او شِرّیر (متی ٦ :­۱۳)، «وسوسه» یا «وسوسه‌گر» (متی ٤ :­۳) خوانده شده است. این انسان است که با ارادۀ آزاد خود تصمیم می‌گیرد که چه موضعی در برابر وسوسه اتخاذ کند. آیا شیطان او را متقاعد خواهد ساخت که تسلیم وسوسه شود یا آن را رد مى کند؟ یک مسیحی باید بیاموزد که چگونه با هوشمندی از دامهای وسوسه‌گر بگریزد. اگر او بخواهد می‌تواند هر نیرنگ ضدمسیح را «مانند تار عنکبوت» از بین ببرد. همانطور که یعقوب در نامه‌اش به ما اطمینان داده، می‌فرماید: «در برابر ابلیس ایستادگی کنید، که از شما خوهد گریخت» (یعقوب ٤ :­۷).

با این همه، ما تنها نیستیم. فرشتۀ نگهبان هر یک از ما در نبرد روحانی از ما دفاع کرده، برایمان خواهد جنگید. 

⭕️* دومین نیروی مخالف دنیاست که برخلاف ارادۀ خدا عمل می‌کند. یوحنای انجیل‌نگار در نامۀ نخست خود می‌نویسد: «تمامی دنیا در آن شریر لمیده است» (اول يوحنا ٥ :­۱۹).او در انجیل خود می‌نویسد، به همین دلیل است که وقتی پسر خدا، به‌عنوان خدا-انسان به جهان آمد، «جهان او را نشناخت... و او را نپذیرفت» (م.ک. یوحنا ١ :­۱۰-۱۱).

در این مقطع، لازم است یک موضوع را روشن سازیم. منظور ما از کلمۀ «دنیا»، همان «عالم هستی» (به یونانی: کازمس)، یا «هر آنچه را که [خدا] ساخته بود» که «بسیار نیکو بود» نیست (پیدایش ١ :­۳۱). به همین دلیل است که کل خلقت «کازمس» (=دنیا) خوانده شد که به معنای جواهر یا زینت‌آلات است. این نخستین معنای کلمۀ «دنیا» در کتاب‌مقدس است. اما در اینجا به قدرتهای شریر که منبع و منشاء آن ابلیس است، با همین کلمه اشاره می‌کنیم، نیروهایی که از طریق انسانهایی جلوه‌گر می‌شوند که تحت فرمان شیطان بوده، مطابق با فرمان او عمل می‌کنند. آنانی که طرف شیطان هستند، چه بدانند و چه ندانند، در موضعی خصمانه نسبت به خدا و قوم او قرار می‌گیرند. از این رو، شخصِ مسیحی فراخوانده شده که دربرابر جنگی که هر روز در این دنیای گناه‌آلود با آن روبروست، بایستد و مقاومت کند.

@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس  

⭕️*سومین نیروی مخالف از خودمان نشاٴت می‌گیرد. مهم نیست این موضوع چقدر ممکن است عجیب به نظر برسد، بلکه مهم این است که واقعیت دارد. پولس رسول آنچه را که هر شخص در درون خود احساس می‌کند، عیان ساخته، می‌فرماید: «امّا قانونی دیگر در اعضای خود می‌بینم که با شریعتی که ذهن من آن را می‌پذیرد، در ستیز است و مرا اسیر قانونِ گناه می‌سازد که در اعضای من است» (رومیان ٧ :­۲۳). در حقیقت، تجربه نشان می‌دهد که هرچند می‌خواهم کاری را که درست است انجام دهم، اما در واقع دست به انجام کاری می‌زنم که نادرست است (م.ک. رومیان ٧ :­۱۹).

این اتفاق چگونه رخ می‌دهد؟ همانطور که مشاهده کردیم، تعمید مقدس، مسیحی را از هرگونه گناه شخصی آزاد می‌سازد. اما یک گرایش یا رغبت به گناه باقی می‌ماند، اما این امر مادامی که انسان آن را نپذیرد و رد کند، او را گناهکار نمی‌سازد. این همان چیزی است که پولس رسول به آن «قانونی دیگر» می‌گوید، که همان نیرویی دیگر است. فرد مسیحی باید با احتیاط تمام، با این گرایش به گناه روبرو شود، مبادا به سقوط و انحراف کشیده شود.

🔺این نیروهای مخالف معمولاً در نبرد برعلیه فردِ مسیحی، مستقل از یکدیگر عمل نمی‌کنند. شیطان که گناه را وارد دنیا کرد، معمولاً محرک‌هایی را که از محیط گناه‌آلود دنیا ناشی می‌شود، با ضعف انسان درهم‌ می‌آمیزد تا او را به گناه بیندازد.
 

گناه دقیقاً چیست؟

یوحنای انجیل‌نگار پاسخ این پرسش را به ما می‌دهد. می‌فرماید: «هر كه گناه را بعمل می‌آورد برخلاف شریعت عمل می‌کند؛ گناه به‌واقع مخالفت با شریعت است» (اول يوحنا ٣ :­۴). او در ادامه می‌گوید: «آن که گناه می‌کند از ابلیس است، زیرا ابلیس از همان ابتدا گناهكار بوده است» (اول یوحنا ٣ :­۸). آدم و حوا در فردوس مرتکب گناه اولیه شدند، آن هم با اغوای شریرانۀ ابلیس که ایشان را گمراه ساخت. از آن پس، گناهان شخصی انسان اتفاق افتاد، هنگامی که به دلایل مختلف به خدا و شریعت او اهانت کرده و به خود اجازه دادند که در دام وسوسه‌ها بیفتند. گناه با مرگ در ارتباط است. یعقوب در نامۀ خود می‌نویسد: «هوای نَفْس که آبستن شود، گناه را می‌زاید و گناه نیز به انجام رسيده، موت را به بار می‌آورد» (یعقوب ١ :­۱۵)- یعنی باعث می‌شود که انسان از منبع حیات که مسیح است، دور شود و در نتیجه مرگ روحانی برایش اتفاق افتد. پولس رسول تاٴیید می‌کند که «مزد گناه مرگ است» (رومیان ٦ :­۲۳). به همین دلیل است که یک مسیحی به هر طریقی که شده فداكارانه در تلاش است که از گناه دوری کند و وقتی به آن آلوده می‌گردد، دقت و احتیاط به خرج می‌دهد که با توبه و اعتراف پاک شود.

 
@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس  

🔸بخش 2  -  زندگی یک مسیحی ارتدوکس
🔆فصل 30 -  نبرد مسیحی


چگونه یک مسیحی می‌تواند از گناه دوری کند، و با حمله‌های شیطان به‌طور مؤثر روبرو شود، و به مقصد نهایی خود برسد؟

خداوندگار ما عیسی مسیح، خودْ این راه و روش را بر ما آشکار می‌سازد؛ دستور او چنین است: «پیکار کن.» پیوسته پیکار کنید تا ملکوت آسمانی را به‌عنوان پاداش بدست آورید. چه کسی در استادیوم‌هایی که مسابقات ورزشی در آنها برگزار می‌شوند، جایزه را دریافت می‌‌کند؟ آیا آنانی که در جایگاه تماشاچیان نشسته و از دور نگاه می‌کنند؟ قطعاَ چنین نیست! بلکه کسانی برنده می‌شوند که به‌خوبی آموزش دیده‌اند، وارد گود می‌شوند و مطابق با قواعد عمل می‌کنند و بازی خوبی از خود ارائه می‌دهند. به همین دلیل است که حضرت پولس رسول، این مبارزه‌کنندۀ بزرگ روحانی، شاگردش تیموتائوس را این‌گونه ترغیب کرده، می‌فرماید: «در نبرد نیکوی ایمان پیکار کن و به دست آور آن حیات جاودانى را که براى آن فرا خوانده شدی» (اول تیموتائوس ٦ :­۱۲). او بار دیگر، در نامه‌اش خطاب به عبرانیان، مسیحیان را به نبردهای روحانی جدید تشویق می‌کند و می‌فرماید: «بیایید... با استقامت در مسابقه‌ای که برای ما مقرر شده است، بدویم» (عبرانیان ١٢ :­۱). پولس در زندگی‌ خود، بیش از هر شخص دیگری نبرد کرد. هر کسی که از نبردهای بزرگ و دشوار و دردناک پولس در راه ایستادگی و مقاومت آگاهی می‌یابد، شگفت‌زده می‌شود. لذا، او در پایان زندگی‌اش، در حالی که در زندان روم منتظر اجرای حکم اعدام خود بود، می‌توانست با وجدانی آسوده  بنویسد: «جنگِ نیکو را جنگیده‌ام، مسابقه را به پایان رسانده و ایمان را محفوظ داشته‌ام. اکنون تاج پارسایی برایم آماده است، تاجی که خداوند، آن داور عادل، در آن روز به من عطا خواهد کرد- نه تنها به من، بلکه به همۀ آنان که مشتاق ظهور او بوده‌اند» (دوم تیموتائوس ٤ :­۷-۸).

بنابراین، تمام اینها تاٴیید می‌کنند که این نبرد چیزی است که ایماندار را بر گناه و شیطان پیروز می‌گرداند و شباهت او به خدا را تضمین می‌کند- همان تئوسیس را، همانطور که قبلاً بدان اشاره کردیم. او همچنین، تاج پیروزی را از مسیح دریافت خواهد کرد، از همان کسی که این نبرد را پایه‌گذاری کرده است.

 
در بازی‌های المپیک و در سایر مسابقات، می‌بینیم که افراد بسیاری در این رقابتها شرکت می‌کنند، اما افراد انگشت‌شماری جایزه دریافت می‌کنند. آیا این مساٴله در مورد نبردهای روحانی هم صدق می‌کند؟


در اینجاست که نیک‌خواهی خدا آشکار می‌گردد. او جای هیچ شکایتی باقی نمی‌گذارد. خدا برای تمام کسانی که در نبرد روحانی شرکت می‌کنند، پاداش دارد، پاداش‌هایی که به راستى بی‌نهایت ارزشمند، جاودان و زوال‌ناپذیرند! پس نگران نباشیم! همۀ ما برنده خواهیم شد و والاتر از آنچه بتوانیم تصورش را بکنیم خواهیم گشت- البته تا زمانی که در نبرد و پیکار باشیم!

 @LessonsOrthodox
🏵 جلسه دوازدهم / آرتین
@LessonsOrthodox
کلیسا (رازها ، آئینها و رسومات)

🔸قسمت سوم:
سوزاندن بخور
تصاویر و شمایل

@LessonsOrthodox
سوزاندن بخور

پروتستانها از بخور یا بخورسوز استفاده نمی‌کنند و آن را جزء پرستشهای عهد عتیق می‌دانند.
ایشان می‌گوید که این امور فقط نمادی از آینده بودند و اکنون ارزشی ندارند. در این قسمت قصد داریم به تاریخچه بخور در گذشته و امروز بپردازیم و بسنجیم که آیا سوزاندن بخور فقط یک نماد بود یا کاربرد روحانی عمیقی دارد؟

(1) خداوند به موسی گفت: «و مذبحی‌ برای‌ سوزانیدن‌ بخور بساز. آن‌ را از چوب‌ شطیم‌ بساز». (خروج 30:‌1)
خداوند نکته مهمی به ما نشان می‌دهد: سوزاندن بخور یک قربانی محسوب می‌شد و روی مذبح (مذبح بخور) تقدیم می‌گردید.

(2) خداوند اهمیت زیادی به مذبح بخور می‌داد. او دستور داد که آنرا از همه جهات به طلای خالص بپوشانند و تاجی از طلا و دو حلقة‌ زرین‌ در زیر تاجش‌ بسازند و پیش‌ حجابی‌ كه‌ روبروی‌ تابوت‌ شهادت‌ است‌(جایی که خدا با موسی ملاقت می‌کرد) بگذارند. (خروج 3:‌30-6)

(3) حکم شده بود که بخور باید معطر و خوشبو باشد. خداوند می‌گوید: «هر بامداد هارون‌ بخور معطر بر روی‌ آن‌ بسوزاند». و در عصر: «چون‌ هارون‌ چراغها را روشن‌ می‌كند، آن‌ را بسوزاند تا بخور دائمی‌ به‌ حضور خداوند در نسلهای‌ شما باشد». (خروج 7:‌30و8)
عطریاتی که در ساختن بخور باید به کار می‌رفت در کتاب خروج (30:‌34) آمده است. نوشته شده که این بخور باید «نزد تو برای‌ خداوند مقدس‌ باشد» (آیه 37). بعلاوه: «[بخور] نزد شما قدس‌ اقداس‌ باشد. و موافق‌ تركیب‌ این‌ بخور كه‌ می‌سازی‌، دیگری‌ برای‌ خود مسازید» (آیات 36 و 37).

فراز «بخور معطر» در بسیاری از آیات کتاب‌مقدس آمده است (خروج 25:‌6 ؛ 37:‌29 ؛ لاویان 16:‌12). بنابراین بخور عطر معطری بود که نزد خدا به آسمان صعود می‌کرد.

(4) برخی به اشتباه گمان می‌کنند که بخور به منظور از بین بردن بوی بد قربانیان سوختنی استفاده می‌شد و چون امروزه از بهایم برای قربانی کردن استفاده نمی‌شود دیگری نیازی به بخور نیست.
این تفکر اشتباهی است زیرا سوزاندن بخور نوعی پرستش به حساب می‌آمد، و مذبحی متمایز از مذبح قربانی سوختنی داشت. رسومات خاص خود را داشت و نوعی دعا به حساب می‌آمد، نه نمادی از یک اصل دیگر.

(5) خاطر نشان می‌کنیم که وقتی خداوند بر مردم وبا فرستاد، هارون به فرمان موسی بخورسوز را برداشته در آن بخور گذاشت و با آتش مذبح سوزاند تا برای مردم نزد خدا شفاعت کند. وقتی او به میان جماعت رفت و بخور سوزاند، وبا از میانشان رفت. خداوند شفاعت هارون را پذیرفت. (اعداد 44:‌16-48)
توجه کنید که هارون برای مردم قربانی نگذراند بلکه فقط بخور سوزاند. پس بخور برای از بین بردن بوی بد قربانی سوختنی استفاده نمی‌شد بلکه کفاره‌ای برای گناهان مردم بود. (اعداد 16:‌46‌،47)

(6) به خاطر اهمیت بخور، تنها کاهنان اجازه سوزاندن آنرا داشتند. پس بخور در موقعیتی بالاتر از دعا قرار دارد زیرا هرکس شخصاً می‌تواند دعا کند.
وقتی قورح و داتان و ابیرام به سوزاندن بخور مبادرت کردند، زمین دهان باز کرد و آنان را با تمام اموالشان بلعید و زنده به گور شدند (اعداد 16:‌31‌،32). و این واقع شد نه به این دلیل که آنان قربانی گذرانده بودند بلکه چون بخور سوزاندند، حتی با اینکه از سبط لاوی بودند.

(7) از آنجا که سوزاندن بخور بسیار مهم بود، در بخورسوزهای طلایی گذرانده می‌شد، چنانکه در رساله عبرانیان نیز بدان اشاره شده است (9:‌4)، و چنانکه درباره بیست و چهار پیر که کاسه‌های زرین پر از بخور داشتند، نوشته شده است. (مکاشفه 5:‌8)

(8) در کتاب ملاکی نبی، نبوتی آمده که نشان می‌دهد سوزاندن بخور به عصر یهودیان منحصر نشده بلکه تداوم دارد. خداوند می‌گوید: «زیرا كه‌ از مطلع‌ آفتاب‌ تا مغربش‌ اسم‌ من‌ در میان‌ امّت‌ها عظیم‌ خواهد بود؛ و بُخُور و هدیه‌ طاهر در هر جا به‌ اسم‌ من‌ گذرانیده‌ خواهد شد، زیرا یهوه‌ صبایوت‌ می‌گوید كه‌ اسم‌ من‌ در میان‌ امّت‌ها عظیم‌ خواهد بود» (ملاکی 1:‌11). البته پرستش در میان غیریهودیان مرسوم نبود و بعد از عصر مسیحیت برپا شد. پس خداوند بخورسوزی را در پرستش مسیحیان قرار داد.

@LessonsOrthodox
(9) دو نمونه در عهد جدید هست که نشاندهنده توجه الهی به بخور می‌باشد. هر دو آیه در کتاب مکاشفه یافت می‌شود.
(الف) درباره بیست و چهار پیر نوشته شده: «و چون‌ کتاب‌ را گرفت‌، آن‌ چهار حیوان‌ و بیست‌ و چهار پیر به‌ حضور بره‌ افتادند و هر یکی‌ از ایشان‌ بربطی‌ و کاسه‌های‌ زرین‌ پر ازبخور دارند که‌ دعاهای‌ مقدسین‌ است‌». (مکاشفه 5:‌8)

(ب) یوحنای رسول می‌گوید: «و فرشته‌ای‌ دیگر آمده‌، نزد مذبح‌ بایستاد با مجمری‌ طلا و بخور بسیار بدو داده‌ شد تا آن‌ را به‌ دعاهای‌ جمیع‌ مقدسین‌، بر مذبح‌ طلا که‌ پیش‌ تخت‌ است‌ بدهد، و دود بخور، از دست‌ فرشته‌ با دعاهای‌ مقدسین‌ در حضور خدا بالا رفت». (مکاشفه 8:‌3‌،4)

(10) در تفسیر عبارت «دود بخور با دعاهای‌ مقدسین‌ در حضور خدا بالا رفت» می‌گوییم که کل حیات کلیسا بخور است. در کتاب غزل غزلهای سلیمان، کلیسا به بخور تشبیه شده است. وحی الهی در این کتاب می‌گوید: «این‌ كیست‌ كه‌ مثل‌ ستونهای‌ دود از بیابان‌ برمی‌آید و به‌ مرّ و بخور و به‌ همه‌ عطریات‌ تاجران‌ معطّر است‌؟». (غزل غزلها 3:‌6)

(11) یکی از زیباترین اتفاقات در تاریخ بخورسوزی در حیات قدیسین، مربوط به زکریای کاهن است.
در وقت‌ بخور فرشته‌ خداوند در طرف‌ راست‌ مذبح‌ بخور ایستاده‌، بر زکریا ظاهر شد (لوقا 1:‌8-11). این واقعه، تقدس بخورسوزی و مذبح را نشان می‌دهد زیرا شایسته شراکت در مکاشفات الهی بودند.
‌از این واقعه آشکار است که سوزاندن بخور امری متمایز بود و به ذبح یا قربانی سوختنی ارتباطی نداشت.

(12) از آنجا که بخور در مسیحیت مهم است، مجوسیان، کندر (که یکی از مشتقات بخور است) به مسیح تقدیم کردند. کندر نمادی از کهانت مسیح بود و اینگونه مجوسیان اعلام کردند که مسیح کاهن است، همانگونه که طلا نمادی از پادشاهی او و مرّ نماد رنجهای وی بود.

(13) بخور مفاهیم بسیاری دارد که برای حواس و تغذیه روحانی مفید است. همه کسانی که در کلیسا شرکت می‌کنند از لحاظ روحانی و تفکر عمیق در سطوح بالایی قرار ندارند. برای مثال کودکان که درک چندانی از موعظه‌ها یا قرائتهای کتاب‌مقدس یا دعاها ندارند، با حسی که از بخور یا شمعها یا تصاویر به دست می‌آورند، روحاً تحت تأثیر قرار می‌گیرند. اینها برای کودکآن‌همچون درس روحانی است که آنان را به جو روحانی می‌برد. همین امر در مورد ناآگاهان یا مؤمنینی که سواد الهیاتی بالایی ندارند صادق است.

تأملات و مفاهیم روحانی بخور:

(14) اولین درسی که از بخور می‌آموزیم، این تعلیم مسیح است: «هر كه‌ جان‌ خود را بخاطر من‌ هلاک كرد، آن‌ را خواهد دریافت‌» (متی 10:‌39). و این همانند دانه‌های بخور است که می‌سوزند و می‌سوزند تا زمانیکه به دود معطر تبدیل شوند. تو در بخورسوز به دنبال دانه‌های بخور می‌گردی اما پیدا نمی‌کنی زیرا خود را همچون قربانی سوختنی به خدا تقدیم کرده‌اند.
قربانیهای سوختنی تنها با ذبح کردن گذرانده نمی‌شوند بلکه بخور نیز نوعی از آن است و خدا در کتاب‌مقدس حکم کرد که همچون ذبح، بخور نیز بر مذبح گذرانده شود. بخور درس بزرگی به ما می‌دهد. چه زیباست وقتی کسی خویشتن را همچون قربانی سوختنی به خدا تقدیم می‌کند. هیچ قربانی‌ای نمی‌تواند با قربانی خویشتن مقایسه شود. قطعاً این عالیترین نوع قربانی است. قربانی کردن خویشتن، همانند دانه‌های بخور روی آتش است. و از آنجا که خدا «آتش سوزنده» است (تثنیه 4:‌24) ، قدیسین دانه‌های بخورند که در بخورسوز الهی گذارده شده‌اند و با محبت الهی می‌سوزند.

(15) دومین درسی که از بخور می‌آموزیم صعود پیوسته آن است.
دود بخور نزول نمی‌کند، بلکه به آسمان صعود کرده، گسترش می‌یابد. و اگر بخواهی دود بخور را دنبال کنی، خواه ناخواه باید سرت را رو به آسمان بلند کنی. بنابراین سوزاندن بخور، مردم را به بالا جذب می‌کند، همچون پیکانی که پیوسته به شما آسمان را نشان می‌دهد.

(16) سومین درس، بوی خوش آن است. کتاب‌مقدس حکم می‌کند که بخور باید خوشبو باشد. هرکه بوی بخور را استشمام کند به یاد می‌آورد که زندگی انسان نزد خدا باید همچون عطر خوشبو باشد. کتاب‌مقدس می‌گوید: «زیرا خدا را عطر خوشبوی مسیح‌ می‌باشیم‌... عطر معرفت‌ خود را در هرجا بوسیله‌ ما ظاهر می کند». (دوم قرنتیان 15:‌2و14)

@LessonsOrthodox