دروس ایران ارتدوکس – Telegram
دروس ایران ارتدوکس
265 subscribers
139 photos
4 videos
7 files
8 links
Download Telegram
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس                    

خداوندگار با موضع‌گیری خود، این وسوسه را باطل کرد، و نه تنها خود از آن رویگردان بود، بلکه به شاگردانش نیز توصیه فرمود تا از آن دوری کنند: «شما می‌دانید که حاکمانِ دیگر قومها بر ایشان سروری می‌کنند و بزرگانشان بر ایشان فرمان می‌رانند. امّا در میان شما چنین نباشد» (متی ٢٠ :­۲۵-۲۶). او در ادامه، ایشان را تشویق می‌کند که فروتن باشند و به دیگران خدمت کنند، همان‌گونه که او خدمت می‌کند؛ او خواستار دریافت هیچ نوع خدمتی از دیگران نیست، اما مشتاق است که ایشان را خدمت نماید، حتی با قربانی کردن جانش!

ابلیس از دو وسوسۀ نخست راضی نبود. ظاهراً همچنان به مدت چهل روز عیسی را وسوسه می‌کرد. اما عیسی از بین تمام وسوسه‌ها، این سه نمونه را بر ما آشکار فرمود. از این رو، متی به ما می‌گوید شیطان دوباره برای وسوسه کردن عیسی می‌آید. او خداوندگار را به بالای کوهی بسیار بلند می‌برد و از آنجا تمام جهان، حکومتها و جلال و شکوهشان را به او نشان می‌دهد؛ سپس به او می‌گوید: «اگر در برابرم افتاده و مرا سَجده کنی، همانا این همه را به تو بخشم» (متی ٤ :­۹).

شیطان چه تکبری دارد! او در برابر پسر خدا «که از طریق او همه چیز هستی یافت» خودستایی کرده، ادعا می‌کند که تمام حکومتهای این دنیا از آن اوست و می‌تواند آن را به هر که می‌خواهد بدهد! به‌علاوه، شرط هم می‌گذارد... اگر در برابرش به خاک افتد و او را سجده کند! چه کسی؟ پسر خدا! چه حماقت بی‌حد و حصری! او در نتیجۀ مجازاتی که خدا بر او وارد کرد، حکیم‌تر نگردید، هنگامی که در آسمان در پی این بود که از خدا بالاتر باشد، و در نتیجۀ آن، از جلال و شکوه خود به‌عنوان یک فرشته سقوط کرد! در اینجا، او دوباره همین اشتباه اسفبار را تکرار می‌کند و اصلاح‌نشده باقی می‌ماند. خداوندگار در واکنش به رفتار غیرقابل قبول او هیچ پاسخی نمی‌دهد، بلکه فقط او را نهیب می‌زند و می‌فرماید: «دور شو ای شیطان! زیرا نوشته شده است:”خداوند، خدای خود را بپرست و تنها او را عبادت کن.“ (تثنیه ٦ :١٣)» (متی ٤ :­۱۰). تا اینجا شریر می‌کوشید چهرۀ خود را پنهان سازد، اما خداوندگار نقاب او را پایین ‌آورد و او را به نام خطاب کرد: شیطان! او ابلیس را نهیب می‌زند و فرمان می‌دهد که از او دور شود.

بدین نحو، خداوندگار ما بر آخرین وسوسه در بیابان نیز چیره شد.


@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس                    

اما شیطان از وسوسه کردن مردمان دست نمی‌کشد. او به شکل فریبکارانه‌ای از طعمۀ قدرت، شکوه، جلال و بزرگی استفاده می‌کند. او به مردم وعده‌های بسیاری می‌دهد، تا جایی که به خاک افتاده، او را بپرستند! او از ایشان می‌خواهد که از خدا رویگردان شوند، ارابۀ شیطان را سفت بچسبند تا آنان را هر جا که می‌خواهد ببرد. او از انسان‌ها می‌خواهد که از فرمانهایش اطاعت کنند. او می‌کوشد افراد را قانع کند که با پیروی از انجیل، به هیچ پیشرفتی نخواهند رسید. همچنین، چنین القا می‌کند که مهم نیست شخص، آگاهانه، به یک سری سازشها تن دهد. «خب، گاهی هم لازم است دروغ بگوییم! اگر کسی همرنگ جماعت امروز نشود، هیچ کس به او توجهی نخواهد کرد. این افکار شریرانه در کنار سایر افکار مشابه، چیزهایی هستند که شریر در ذهن مردم می‌کارد تا ایشان را قانع به پیروی از خود کند. از این مقطع به بعد، هر شخص باید تصمیم بگیرد که چه موضعی در برابر او اتخاذ می‌کند. ابلیس قادر نیست انسان را وادار کند تا پیشنهاداتش را بپذیرد. او چنین حقی ندارد! او تنها اجازه دارد که انسانها را وسوسه کند. انسان کاملاً آزاد و مختار است که پیشنهادات ضد-مسیح را بپذیرد یا آنها را رد کند، و به مسیح روی بیاورد و در نبرد بر ضد هر وسوسه‌ای از او کمک بخواهد.

باید اعتراف کنیم که شخص برای تسلیم نشدن در برابر این وسوسه باید از شجاعت و عزم و اراده‌ای راسخ برخوردار باشد. به گفتۀ یک پند اخلاقی: «چه بسیارند آنانی که از ثروت نفرت داشته‌اند؛ اما هیچ یک از ایشان چنین حسی نسبت به شکوه و جلال نداشته‌اند!» البته این یک اصل قطعی و تعیین‌کننده نیست، هرچند قدرت بی‌اندازۀ جاه‌طلبی خودخواهانه را نشان می‌دهد. با این همه، می‌بینیم که بسیاری از افراد جامعه، در هر بخشی از حیات اجتماعی که فعال باشند، با دسیسه‌های زیرکانه به جایگاه‌هایی که آرزویش را داشتند، می‌رسند.

شریر حتی از تمایلات یا گرایشهای مذهبی استفاده می‌کند تا قدرت خود را بر مردم تحمیل کند. او از روزگار باستان با استفاده از دسیسه‌های شریرانه، انسان‌ها را مجاب می‌کرد که به پای او بیفتند و او را به‌عنوان خدا بپرستند، تا بدین ترتیب آن میل خودخواهانه و ارضاءنشدۀ خود را برآورده سازد.

افرادی که در وضعیت بی‌خبری نسبت به خدای حقیقی زندگی می‌کردند، حتی قربانی‌هایی تقدیم دیوها می‌داشتند، تا زمانی که مسیح آمد و خودش- و همچنین از طریق رسولانش- چشمانشان را به نفع خودشان باز کرد. پولس رسول خطاب به قرنتیان می‌نویسد: «قربانیهای بت‌پرستان تقدیم دیوها می‌شود نه تقدیم خدا و من نمی‌خواهم شما شریک دیوها باشید» (اول قرنتیان ١٠ :­۲۰). متأسفانه، امروز هم مردمانی هستند که تحت نیروی ابلیس زندگی می‌کنند. ایشان فقط آنانی نیستند که به بتها- از هر شکل و نوعی- باور دارند، بلکه کسانی هستند که آیندۀ خود را به جادوگران، ساحران و غیبگویان می‌سپارند و از ایشان شفای بیماری یا پیشگویی آینده، تصمیم گیری در انتخاب زن یا شوهر، تعیین تاریخ مناسب برای ازدواج و بسیاری دیگر از مسائل شخصی، خانوادگی و کاری را درخواست می‌کنند. در حقیقت، قدرتی که شیطان برضد افرادی که به او اعتماد می‌کنند به کار می‌گیرد، به ظلم و ستمگری تبدیل می‌شود.

به همین دلیل است که فرد ایماندار باید کاملاً هشیار باشد و از روح‌القدس هدایت بطلبد تا تسلیم این نوع وسوسه‌ها نشود.

@LessonsOrthodox
🏵 جلسه سیزدهم / آرتین
@LessonsOrthodox
تعميد

🔸قسمت اول:
1. تفاوتهای میان ما و پروتستانها پیرامون تعمید
2. ثمره تعميد
3. تعميد وظيفه روحانیون است
4. ضرورت تعميد
5. تعمید از طریق فرو رفتن در آب (غسل)

@LessonsOrthodox
تفاوتهای میان ما و پروتستانها پیرامون تعمید
مسأله تعميد داراي پنج موضوع برجسته است :
(1) اهميت تعميد چيست و چه ثمراتی دارد؟
آیا چنانکه کليساي ارتدکس معتقد است، تعميد راه دريافت نجات، طهارت، عدالت، تولد تازه و پيوستن به بدن مسيح است؟ یا اینکه بنا به اعتقاد پروتستان‌ها، اين چيزها تنها بوسيله ايمان به دست مي‌آيد؟ اگر موضوع اخير درست باشد، پس اهميت تعميد چيست؟ آيا تنها يک نشان براي مسيحيت است؟ يا صرفاً يک اطاعت از اين حکم خداوند است: «پس برويد و همه قومها را شاگرد سازيد و ايشان را به نام پدر، پسر و روح‌القدس تعميد دهيد» ؟ (متی 28‌: ‌19)

(2) چه کسي بايد تعميد دهد؟
در کليساي ارتدکس، تعميد تنها بوسيله روحانیون انجام می‌شود. اين درحالي است که پروتستان‌ها اصلاً کهانت انساني را نمی‌پذیرند. بنابراين در کليساي پروتستان، تعمید توسط يک خادم، و نه يک روحانی، انجام می‌شود. او ممکن است يک شيخ باشد یا یک پرزبیتر (کشیش- presbyter) باشد، ممکن است مرد باشد یا در برخی گروه‌ها که به خانم‌ها اجازه کشیش شدن می‌دهند، ممکن است خانم باشد. اما به هرحال، در اعتقاد پروتستان ها، اینگونه مشايخ و يا کشیشان، روحانی نيستند.

(3) ما معتقديم که تعميد يکي از رازهاي کليسا است اما برادران پروتستان ما اينگونه اعتقاد ندارند.

د4) ما تعميد را با غسل (فرو رفتن کامل در آب)در آب انجام می‌دهیم در حاليکه برخی پروتستان‌ها تعميد را با پاشيدن آب انجام می‌دهند.

(5) ما کودکان را بر اساس ايمان والدينشان تعميد می‌دهیم، اما پروتستان‌ها به تعميد کودکان اعتقاد ندارند چراکه ايمان شخص تعميد گيرنده را شرط تعميد قرار می‌دهند. با اینحال برخی پروتستان‌ها به تعمید کودکان بر مبنای ایمان والدینشان معتقدند؛ پروتستانهای مصر در این مورد با ما یک سو شده‌اند.

اعتراضاتي که توسط پروتستان‌ها عنوان مي شود:
1. ایمان تنها تا چه اندازه کافی است؟ آیا برای نداشتن تعمید کافی نیست؟

2. دزد روي صليب چگونه بدون تعميد نجات يافت؟

3. آیا آب اینقدر ارزشمند است که می‌تواند تولد تازه و حیات نو بدهد؟

4. چه لزومی به وجود کشیش هست؟ و اگر کشیشِ تعمیددهنده، خودْ گناهکار باشد چه مي‌شود؟

5. اگر تعميد به معناي زندگي تازه است، چرا ما بعد از آن دوباره گناه مي‌کنيم؟

6. يک نوازد چگونه گناه والدينش را که قبلاً تعميد يافته و از گناهان آمرزیده شده‌اند به ارث می‌برد ؟

7. آيا آبِ تعميد، نمادِ «کلمه» است؟ رسول، با اشاره به ارتباط مسيح با کليسا می‌گوید: «... تا آن را با آبِ کلمه بشويد و اين گونه کليسا را طاهر ساخته تقديس نمايد». (افسسیان 5: ‌26)

@LessonsOrthodox
ثمره تعميد

(1) نجات توسط تعميد کامل مي شود
اين مطابق است با آن گفته خداوند يسوع مسيح که می‌فرماید: «هر که ايمان آورد و تعميد يابد نجات خواهد يافت» (مرقس 16: 16).
خداوند نمي‌گويد : «هرکه ايمان آورد نجات مي‌يابد» بلکه او شرط تعميد را در کنار ايمان قرار مي‌دهد.
پولس رسول می‌گوید: «... بلکه‌ محض‌ رحمت‌ خود ما را نجات‌ داد به‌ غسل‌ تولد تازه‌ و تازگی‌ای‌ که‌ از روح‌القدس‌ است» (تیتوس 3: ‌‌5).
و پطرس رسول می‌گوید: «در ایام‌ نوح‌ انتظار می‌کشید، وقتی‌ که‌ کشتی‌ بنا می‌شد، که‌ در آن‌ جماعتی‌ قلیل‌ یعنی‌ هشت‌ نفر به‌ آب‌ نجات‌ یافتند، که‌ نمونه‌ آن‌ یعنی‌ تعمید اکنون‌ ما را نجات‌ می‌بخشد». (اول پطرس 3: ‌‌20،21)

(2) ما از طريق تعميد، تولد تازه در آب و روح می‌یابیم

(الف) اين مطابق است با آن گفته خداوند يسوع مسيح به نيقوديموس که: «آمين آمين به تو مي‌گويم، تا کسي از نو زاده نشود، نمي‌تواند پادشاهي خدا را ببيند» (یوحنا 3:3).
خداوند اين فراز را به او توضيح داده مي‌گويد: «آمين آمين به تو مي‌گويم، تا کسي از آب و روح زاده نشود نمي‌تواند به پادشاهي خدا راه يابد» (یوحنا 3: ‌‌‌‌‌‌5).
و همچنين اضافه می‌کند: «آنچه از بشر خاکي زاده شود ، بشري است؛ اما آنچه از روح زاده شود روحاني است ... باد هر کجا که مي‌خواهد مي‌وزد ... چنين است هر کس نيز که از روح زاده شود» (یوحنا 3: 8 و 6).
بدين گونه، خداوند اشاره مي‌کند که هر که از روح و آب زاده شده، از بالا یعنی از روح‌القدس زاده شده است و این همان تولد تازه می‌باشد.
همچنين عجيب به نظر مي آيد که پروتستان‌ها مي‌خواهند اين فراز را کم ارزش کنند با اين ادعا که خداوند نگفت: «تا کسي از آب و روح تعميد نگيرد» بلکه گفت : «تا کسي از آب و روح زاده نشود»! شکي نيست که هر دو يک چيز را نشان می‌دهند، زيرا «زاده شدن از آب» چه معني ديگري مي‌تواند داشته باشد غير از «تعميد يافتن»، چراکه شخص تعميد گيرنده از بطن [=رحِم] حوض تعميد خارج مي‌شود و بعلاوه پولس رسول به همين معني اشاره مي‌کند آنگاه که می‌گوید:

(ب) «... نه به سبب کارهاي نيکويي که کرده بوديم، بلکه از رحمت خويش نجات بخشيد، به غسل تولدي تازه ... » (تیتوس 3: ‌‌‌‌‌‌5).
و در مورد کليسا مي‌گويد: «... تا آن را با آبِ کلمه بشويد و اين گونه کليسا را طاهر ساخته تقديس نمايد» (افسسیان 5: ‌‌‌‌‌‌26).
رسول، اشاره کرد که غسل [=شستن] در آب (در هنگام تعميد) غسل تولدي تازه و طهارت از گناهان است.

@LessonsOrthodox
(3) تعميد، گناهان را می‌شوید
این موافق است با دو آیه فوق‌الذکر و همچنین سخن حنانیا به شائول طرسوسی [پولس] که از طرف خداوند به او گفت: «حال منتظر چه هستی؟ برخیز و تعمید بگیر و نام او را خوانده، از گناهانت پاک شو» (اعمال 22: ‌‌16).
چنانکه مشاهده می‌کنیم یکی از ثمرات تعمید، شسته شدن از گناهان است.
آنچه بر شائول گذشت واقعاً شگفت انگیز بود: او توسط خود یسوع مسیح خداوند به عنوان رسول غیریهودیان فراخوانده شد و ظرف برگزیده‌ای بود که باید به خاطر نام او مشقت می‌کشید (اعمال 9: 15، 16)
با اینحال، گناهان او توسط رویارویی با خداوند یا با ایمانش یا به خاطر رسالتش بخشیده نشد. او هنوز به تعمید نیاز داشت تا از گناهانش پاک شود. او مطمئناً همواره طهارت از گناهان از طریق تعمید را به خاطر داشت و به همین دلیل در نامه به قرنتیان می‌گوید: «بعضی از شما در گذشته چنین بودید، اما در نام یسوع مسیح خداوند و توسط روح خدای ما شسته شده، تقدیس گشته و عادل شمرده شده‌اید». (اول قرنتیان 6: ‌‌11)

(4) در تعمید، آمرزش گناهان وجود دارد
در روز پنطیکاست، آنگاه که یهودیان ایمان آوردند، به پطرس رسول و سایر رسولان گفتند: «ای برادران، چه کنیم؟» و رسولان پاسخ دادند: «توبه کنید و هر یک از شما به نام یسوع مسیح برای آمرزش گناهان خود تعمید گیرید که عطای روح‌القدس را خواهید یافت». (اعمال 2: ‌‌37،38)

اگر ایمان یهودیان برای آمرزش گناهانشان کافی بود، رسول اعظم نمی‌گفت که باید تعمید بگیرند، بخصوص در چنین روز تاریخی! روزی که کلیسا تأسیس شد؛ در روزی که قوانین مهمی برای نجات مقرر شد.
کسی شاید بپرسد: تعمید چگونه گناهان را می‌آمرزد؟ ما چنین پاسخ می‌دهیم:

@LessonsOrthodox
(5) تعمید یعنی مردن با مسیح و رستاخیز با او
کتاب‌مقدس می‌گوید: «مزد گناه موت است» (رومیان 6:‌‌ ‌23).
راه نجات با مرگ آغاز شد، آنگاه که مسیح برای ما مرد. لازم است که ما نیز با مسیح بمیریم و یا با مرگش همشکل گردیم چنانکه رسول می‌گوید: «می‌خواهم مسیح و نیروی رستاخیزش را بشناسم و در رنجهای او سهیم شده با مرگش همشکل گردم» (فیلیپیان 3: ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌10).
این امر توسط تعمید ممکن است. اما چگونه؟
رسول می‌گوید: «آیا نمی‌دانید همه ما که در مسیح یسوع تعمید یافتیم، در مرگ او تعمید یافتیم؟ پس با تعمید یافتن در مرگ، با او دفن شدیم تا همانگونه که مسیح به وسیله جلال پدر، از مردگان برخیزانیده شد، ما نیز در زندگی نوینی گام برداریم». (رومیان 6: ‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌3،4)

و او در تأیید این سخن این‌گونه ادامه می‌دهد: «... با او مردیم ... با او دفن شدیم ... در مرگی همچون مرگ او یگانه شده‌ایم... آن انسان قدیمی که ما بودیم، با او بر صلیب شد».
در تأیید همین مفاهیم، رسول در نامه به کولسیان می‌گوید: «و در تعمید، با او مدفون گشتید و با ایمان به قدرت خدا که مسیح را از مردگان برخیزانید، با او زنده شدید». (کولسیان 2: ‌12)

اما چرا؟ رسول می‌گوید: «حال اگر با مسیح مرده‌ایم، ایمان داریم که با او زندگی نیز خواهیم کرد» (رومیان 6: ‌8).
بنابراین، تعمید برای نجات الزامی است زیرا به معنای سهیم شدن در مرگ مسیح است. تعمید به معنای ایمان به مرگ و رستاخیز، و اعتراف به این حقیقت می‌باشد که «مزد گناه موت است». در باب ششم از رساله رومیان، به دو نکته مهم اشاره شده است :

(الف) این فراز که: «با تعمید یافتن در مرگ با او دفن شدیم» به معنای غسل است، آنگاه که بدن به زیر قبر می‌رود.

(ب) به نظر می‌رسد که یکی از نتایج تعمید، بر صلیب شدن انسان قدیم ماست.

(6) یکی دیگر از نتایج تعمید، نو شدن زندگی است.
رسول می‌گوید: «پس با تعمید یافتن در مرگ، با او دفن شدیم تا همان‌گونه که مسیح به وسیله جلال پدر، از مردگان برخیزانیده شد، ما نیز در زندگی نوینی گام برداریم» (رومیان 6: ‌‌4).
زندگی نوین، همان زندگی‌ایست که با تعمید دریافت می‌کنیم. پس طبیعت کهنه ما با تعمید تازه می‌شود. اما چگونه؟

@LessonsOrthodox
(7) در تعمید، مسیح را در بر می‌کنیم
رسول می‌گوید: «چراکه همگی شما که در مسیح تعمید یافتید، مسیح را در بر کردید» (غلاطیان 3: ‌‌27).
آیا آیه‌ای مقتدرتر از این وجود دارد تا تأثیر تعمید را نشان دهد؟
ما مسیح را در بر می‌کنیم ... ما عدالت او را در بر می‌کنیم که به ما از طریق تعمید ارزانی داشته است، و نجات را در بر می‌کنیم که در تعمید و از طریق خون خود به ما بخشیده است، و تصویر خدا را در بر می‌کنیم (پیدایش 1: ‌‌26) که در اثر گناه نخستین از دست داده‌ بودیم.

نمادهای تعمید در عهد عتیق که همان مفهوم را می‌رسانند

(الف) کشتی نوح نمادی از تعمید بود. پطرس رسول می‌فرماید:
«... در روزهایی که نوح برای خود کشتی می‌ساخت و در آن تعداد کمی یعنی هشت نفر بوسیله آب نجات یافتند. و اکنون هم که تعمید که نمونه تصویر آن است شما را نجات می‌دهد» (اول پطرس 3: ‌‌20،21).
ما می‌گوییم در تعمیدِ آب نجات است، همانگونه که در کشتی نوح، که نماد تعمید است، تمام کسانی که در آن بودند از مرگ طوفان نجات یافتند.
این آنچه را که ما پیشتر در مورد نجات با تعمید توضیح دادیم تأیید می‌کند، مطابق گفتار خود خداوند در مرقس 16:16.

(ب) ختنه یکی دیگر از نمادهای تعمید است.

(ج) نمادی دیگر از تعمید در عهد عتیق، عبور از دریای سرخ است. پولس رسول می‌گوید: « زیرا ای برادران نمی‌خواهم که شما بی‌خبر باشید؛ پدران ما همگی زیر سایه ابر بودند و همگی از دریا عبور کردند، و همگی در ابر و در دریا، در موسی تعمید یافته‌اند» (اول قرنتیان 10: ‌‌‌1،2).
چنانکه می‌دانید، عبور از دریای سرخ، باعث نجات قوم خدا از بردگی فرعون شد. در اینجا پولس رسول به نجات ما از بردگی گناه اشاره دارد. آب در هر دو نمونه دیده می‌شود. موسی در اینجا نقش کاهن را دارد، به همان صورت که نوح نیز در آن زمان این نقش را داشت.

(د) نماد دیگر از تعمید در عهد عتیق در حزقیال 16: 8 و 9 یافت می‌شود. در این آیات خداوند به اورشلیمِ گناهکار، که در اینجا نقش انسان سقوط کرده را دارد، می‌گوید: «و چون‌ از تو گذر كردم‌ بر تو نگریستم‌ و اینك‌ زمان‌ تو زمان‌ محبّت‌ بود. پس‌ دامن‌ خود را بر تو پهن‌ كرده‌، عریانی‌ تو را مستور ساختم‌ و خداوند یهوه‌ می‌گوید كه‌ با تو قسم‌ خوردم‌ و با تو عهد بستم‌ و از آن‌ من‌ شدی‌. و تو را به‌ آب‌ غسل‌ داده‌، تو را از خونت‌ طاهر ساختم‌ و تو را به‌ روغن‌ تدهین‌ كردم‌».
این آب و این غسل، نمادهای تعمید، و تدهین نماد مسح روح‌القدس است. فراز «از آن‌ من‌ شدی» بدین معناست که اورشلیم (یا نفْس انسان) عضو بدن مسیح (کلیسا) شد.
پس در تعمید، نجات و آمرزش گناهان است؛ نه تنها بر اساس آموزه‌های عهد جدید، بلکه همچنین بر اساس اشارات نمادین عهد عتیق یعنی: ختنه، کشتی نوح و دریای سرخ.

آمرزش گناهانی که در تعمید به دست می‌آوریم، صراحتاً در اعتقادنامه آمده است: «ما اعتقاد داریم به یک تعمید برای آمرزش گناهان».

@LessonsOrthodox
(8) از طریق تعمید، عضو کلیسا می‌شویم

شکی نیست که ختنه در عهد عتیق، نمونه تعمید بود. پولس رسول در مورد یسوع مسیح می‌گوید: «و در او ختنه نیز شده‌اید، به ختنه‌ای که با دست انجام نشده است. این ختنه همانا از تن به در آوردن شخصیت نفسانی است در ختنه مسیح. و در تعمید، با او مدفون گشتید و با ایمان به قدرت خدا که مسیح را از مردگان برخیزانید، با او زنده شدید». (کولسیان 2: ‌‌11،‌12)

می‌دانیم که در هنگام ختنه، قسمتی از بدن قطع شده و می‌میرد. این نشان از مرگ کامل در تعمید است. ختنه نشانه‌ایست که هرگز محو نمی‌شود و تعمید نیز بدین گونه است. همانطور که در هنگام ختنه، خون جاری می‌شود، تعمید نیز زندگی نوینی است که بر پایه خونِ ریخته شده از بهر ما استوار است. همانگونه که بوسیله ختنه، عضو قوم خدا می‌شدند (پیدایش 17: ‌‌7) ، شخص تعمید یافته نیز عضو کلیسا می‌شود، کلیسایی که بدن خداست. همانگونه که ختنه ناشده از قوم خدا بیرون رانده می‌شد (پیدایش 17: ‌‌4) ، کسی نیز که از آب و روح تولد نیابد وارد ملکوت خدا نخواهد شد (یوحنا 3: ‌‌3 و 5) چراکه این شخص تعمید نیافته و با مسیح دفن نشده و با او برنخاسته است. همانطور که ختنه یک امر بایسته از جانب خدا بود، تعمید نیز شرط لازم برای آمرزش گناهان و عضویت در بدن مسیح است. همانگونه که شخص تنها یک بار می‌میرد و برمی‌خیزد و یک بار ختنه می‌شود، تعمید نیز تنها یک بار انجام می‌پذیرد و نباید تکرار شود، چراکه شخص تعمید یافته بیش از یک بار با مسیح نمی‌میرد.
در مورد ارتباط میان ختنه و تعمید و آمرزش گناهان، پولس رسول به ختنه روحانی اشاره می‌کند؛ ختنه‌ای که به دست مسیح و نه به دست انسانها انجام شده است. او به تعمید اشاره می‌کند آنگاه که می‌گوید: «و در او ختنه نیز شده‌اید، به ختنه‌ای که با دست انجام نشده است. این ختنه همانا از تن به‌در آوردن شخصیت نفسانی است در ختنه مسیح ... آن زمان که در گناهان و حالت ختنه‌ناشده نفْس خود مرده بودید، خدا شما را با مسیح زنده کرد. او همه گناهان ما را آمرزید». (کولسیان 2: ‌‌11 و 13)

@LessonsOrthodox
تعميد وظيفه روحانیون است

تعمید باید توسط یک روحانی شرعی انجام شود. کتاب‌مقدس به ما نشان می‌دهد که مسیح خداوند، وظیفه تعمید دادن را به عموم مردم نسپرد، بلکه به رسولانش امر کرد. پیش از صعودش، به رسولان گفت: «پس‌ رفته‌، همه‌ امت‌هـا را شاگـرد سازیـد و ایشـان‌ را بـه‌ اسمِ پدر و پسر و روح‌القدس‌ تعمید دهید» (متی 28: 19) و در انجیل مرقس 16: 15 و 16 نیز تأیید می‌شود.

از کتاب اعمال رسولان آشکار است که در کلیسای اولیه، تنها رسولان وظیفه تعمید را بر عهده گرفتند. و آنان این وظیفه را به شاگردانشان یعنی اسقفان و آنان نیز به کشیشان سپردند.
به این دلایل، ما تعمیدی را که توسط یک روحانی انجام نشده باشد نمی‌پذیریم. شخص روحانی باید روحانی شرعی باشد، یعنی یک اسقف رسولی که اجازه دستگذاری را دارد بر او دست گذاشته باشد.
او نباید اخراج یا لعن شده باشد، بلکه باید کشیشی باشد که اجازه انجام راز کلیسایی را دارد.
پس از شرح ثمرات تعمید، که برادران پروتستان ما انکار می‌کنند و آنها را تنها حاصل ایمان می‌شمارند، همچنین پس از بیان اینکه تعمید بر عهده روحانیون است، ممکن است با این سؤال مواجه شویم: «چرا کلیسای ارتدکس کسانی را که از کلیسای پروتستان برگشته‌اند باز تعمید می‌دهد؟»
چنین پاسخ می‌دهیم: ما آنها را با تمام گنجهای روحانی، که به هنگام پذیرش تعمید پروتستانی از دست داده بودند، می‌آراییم. ما معمولاً از ایشان می‌پرسیم: «آیا در تعمید خود نجات را پذیرفته‌ای؟ آیا عدالت، تولد تازه و آمرزش گناهان را پذیرفته‌ای؟ آیا از نو متولد شده‌ای؟ اگر این فیض‌ها را به هنگام تعمید در کلیسای پروتستان دریافت نکرده‌ای - از آن جهت که ایمان نداشتی که اینها را به هنگام تعمید دریافت می‌کنی - پس ما باید این فیضها را از طریق تعمید به تو بدهیم».
دلیل مهم دیگر این است که ما تنها تعمیدی را می‌پذیریم که توسط روحانی شرعی انجام شده باشد، چنانکه پیشتر گفتیم، اما پروتستانها نه به کهانت اعتقاد دارند، و نه به تعمید به عنوان راز مقدس کلیسا. بنابراین چنین تعمیدی نزد ما پذیرفته نیست.
ما تعمیدِ دوباره نمی‌دهیم بلکه عضو تازه را توسط کشیش تعمید می‌دهیم، و این تعمید نجات و تمام اثرات روحانی را که شخص برای نجات نیاز دارد، را در بر دارد. با اینکه تعمید پروتستانی به نام تثلیث اقدس انجام شده است، اما به سه دلیل مهم پذیرفته نیست :
(الف) توسط یک روحانی انجام نشده است
(ب) به عنوان راز کلیسایی انجام نشده است
(ج) اثرات روحانی نداشته است

@LessonsOrthodox
ضرورت تعمید

چنانکه می‌بینید، از ابتدای مسیحیت تا کنون، تعمید برای هر شخص، بلافاصله پس از ایمان آوردن، ضرورت داشته است چنانکه مسیح به ما امر فرمود.
او به رسولانش گفت: «رفته‌، همه‌ امت‌هـا را شاگـرد سازیـد و ایشـان‌ را بـه‌ اسمِ پدر و پسر‌ و روح‌القدس‌ تعمید دهید» (متی 28: 19).
او همچنین فرمود: «هر که‌ ایمان‌ آورده‌، تعمید گیرد نجات خواهد‌ یافت. اما هر که‌ ایمان‌ نیاورد محکوم‌ خواهد شد» (مرقس 16:16).
اگر تعمید فقط حکم یک نماد را داشت، خداوند اینچنین بر آن تأکید نمی‌ورزید.
و در مورد عمل کاربردی تعمید؛

• در روز پنطیکاست آنگاه که یهودیان ایمان آوردند، حضرت پطرس فوراً آنان را برای تعمید فراخواند. وی گفت: «توبه‌ کنید و هر یک‌ از شما به‌ اسم‌ یسوع مسیح‌ بجهت‌ آمرزش‌ گناهان‌ تعمید گیرید و عطای‌ روح‌القدس‌ را خواهید یافت‌» (اعمال 2: 38).
در آن روز 3000 نفر تعمید یافتند. بی‌شک، تعمید دادن چنین جمعیتی، کاری خسته‌کننده و طاقت‌فرسا بود و زمان زیادی می‌طلبید.
اگر تعمید اینقدر برای نجات مهم نبود، رسولان تعمید نمی‌دادند. و اگر تنها ایمان برای نجات کافی بود، چه نیازی بود که در یک روز رسولان هزاران ایماندار را تعمید دهند؟ برای پطرس رسول راحت‌تر بود که بگوید: «ای برادران، چون که اکنون ایمان آورده‌اید، نجات یافته‌اید. بروید، برکت خداوند با شما باشد».

• همان وضعیت را در مورد خواجه‌سرای حبشی مشاهده می‌کنیم. او بلافاصله پس از ایمان آوردن خواست تا تعمید یابد و فیلیپس او را تعمید داد و راه‌ خود را به‌ خوشی‌ پیش‌ گرفت (اعمال 8: 36-39)

• شائول طرسوسی پس از اینکه ایمان آورد فراخوانده شد تا تعمید یافته از گناهانش پاک شود. (اعمال 22: 16)

• زندانبان فیلیپی و اهل خانه‌اش فوراً پس از ایمان آوردن تعمید یافتند. (اعمال 16: 23)

• لیدیه، زن ارغوان فروش، پس از آنکه ایمان آورد، خود و اهل خانه‌اش تعمید یافتند. (اعمال 16: 14، 15)

• وقتی کرنلیوس ایمان آورد، پطرس رسول او را به همراه تمام کسانی که پیام را شنیده بودند تعمید داد. او چنین گفت: «حال که اینان روح‌القدس را درست همانند ما یافته‌اند، آیا کسی می‌تواند از تعمیدشان در آب مانع گردد؟». (اعمال 10: 44 و 47)

اگر نجات به واسطه ایمان تنها حاصل می‌شد، چرا همه آنان که ایمان آورده بودند تعمید یافتند؟

@LessonsOrthodox
تعمید با فرو رفتن در آب (غسل)

(1) از کتاب‌مقدس آشکار است که حتی در زمان یوحنای تعمیددهنده نیز تعمید با فرو رفتن در آب انجام می‌شد نه با پاشیدن آب. خود یسوع خداوند نیز برای تعمید به داخل آب فرو رفت.
به همین علت است که کتاب‌مقدس می‌گوید: «اما یسوع چون‌ تعمید یافت‌، فوراً از آب‌ برآمد» (متی 3: 16 و مرقس 1: 10). در کلیسای ما عید تعمیدِ مسیح خداوند، «عید غسل» نام دارد.

(2) همان عبارت «فوراً از آب‌ برآمد» در تعمید خواجه‌سرای حبشی بوسیله فیلیپس نیز استفاده شده است. کتاب‌مقدس می‌گوید: «و فیلپس‌ با خواجه‌سرا هر دو به‌ آب‌ در آمدند. پس‌ او را تعمید داد. چون‌ از آب‌ بر آمدند،روح‌ خداوند فیلپس‌ را برداشته‌، خواجه‌سرا دیگر او را نیافت‌» (اعمال 8: 38، 39).
این نشان می‌دهد که تعمید با غسل بوده است. اگر تعمید با پاشیدن آب انجام می‌شد، برای فیلیپس مناسب‌تر بود که بر خواجه سرا آب بپاشد چراکه روی ارابه بود و دیگر نیازی نبود که هر دو به داخل آب فرو روند.

(3) واژه Baptos به معنای رنگ کردن است. نمی‌توان بدون فرو بردن، رنگ کرد.

(4) تعمید، دفن شدن با مسیح و مردن با اوست، چنانکه پولس رسول می‌گوید: «پس‌ چونکه‌ در موت‌ او تعمید یافتیم‌، با او دفن‌ شدیم‌» و «با وی در تعمید مدفون گشتید‌» (رومیان 6: 4).
عمل تدفین نمی‌تواند انجام شود مگر اینکه در آب فرو رود. و بر آمدن از آب به نشان برخاستن از مرگ با مسیح است، در حالیکه پاشیدن آب نمی‌تواند این عمل را ظاهر کند.

(5) تعمید، تولد تازه است. تولد یعنی بیرون آمدن از بدن شخص دیگر. در تعمید، این عمل با بیرون آمدنِ بدن از حوضِ تعمید تجلی می‌یابد، درحالیکه پاشیدن آب نمی‌تواند نمایانگر تولد تازه باشد.

(6) تعمید، یعنی شستن گناهان، چنانکه پولس رسول گفت (اعمال 22: 16). و همانطور که رسول در رساله خود به تیتوس می‌نویسد: «محض‌ رحمت‌ خود ما را نجات‌ داد به‌ غسل‌ تولد تازه‌ و تازگی‌ای‌ که‌ از روح‌القدس‌ است‌» (تیتوس 3: 5).
شستن، با غوطه‌ور شدن در آب همراه است، یعنی غسل و نه پاشیدن آب.

(7) اگر به ساختمان کلیساهای قدیم نگاه کنید، حوض تعمید را در آن مشاهده خواهید کرد که همین نشان می‌دهد تعمید با غسل انجام می‌شد نه با پاشیدن آب، چراکه پاشیدن آب نیازی به حوض ندارد.

@LessonsOrthodox
قابل توضیح است که در کلیسای ارامنه تعمید بصورت پاشیدن آب هم برای افراد بزرگسال که ورود آنها به حوضچه تعمید امکان پذیر نیست، صورت می پذیرد و مشکلی وجود ندارد.

همچنین یک مساله دیگر هم در خصوص افرادی که تعمید ندارند چون امکانش برای آنها میسر نیست بگویم:
خداوند شرایط شما را میداند و می بیند و ما در تاریخ کلیسا حتی قدیسینی داشته ایم که شهادت فرصت تعمید به آنها نداد.
پس در خداوند استوار باشید و دعا کنید تا در فرصت مناسب خدا شرایط را مهیا سازد و بدانید که آرزوی شما برای تعمید تا زمانیکه فرصت تعمید پیش بیاید برایتان تعمید محسوب می شود ولی اگر فرصت شد، نباید فرصت را از دست دهید.

@LessonsOrthodox
🏵 جلسه پانزدهم / متروپولیتن سوتیریوس
@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس           

🔆بخش 2  - زندگی یک مسیحی ارتدوکس
🔸فصل 32 - توبه – اعتراف


وقتی شخصی با تیرهای شریر مجروح می‌شود و به گناه می‌افتد، چه کاری باید انجام دهد؟

یوحنا که رسول محبت خوانده شده، با محبت و درکی عالی، پاسخ به این سوٴال را به ما داده است: «ای فرزندانم، این را به شما می‌نویسم تا گناه نکنید. امّا اگر کسی گناهی كند، شفیعی نزد پدر داریم، یعنی عیسی مسیح پارسا. و او خودْ کفّارۀ بجهت گناهان ماست، و نه گناهان ما فقط، بلکه بجهت گناهان تمامی جهان نیز» (۱-یوحنا ۲:‏۱-۲). زمانی که دربارۀ آیین (یا راز) بشردوستانۀ توبه-اعتراف بحث کردیم، همان آیین که عیسى مسیح خود آن را بنیان نهاد، به این موضوع پی بردیم که او چگونه ما را از گناه نجات می‌دهد. او اقتدار خویش را به رسولانش منتقل نمود تا آنانی را که صادقانه توبه کرده، به گناهان خویش اعتراف می‌کنند، ببخشند، فارغ از این که این گناهان چقدر بزرگ باشند. بدین نحو، اقتدار خداوندگار از طریق جانشینی رسولی، به اسقفهای زمان ما رسیده و تا پایان این جهان نیز به همین منوال ادامه خواهد داشت. اسقف یا پدر روحانی[1]، هنگامی که بر اساس اعتراف فرد، از توبۀ او یقین حاصل می‌کند، با دعایی خاص بخشایش گناهان او را اعلان می‌دارد، زیرا این قدرت را در آیین دستگذاری دریافت کرده است.

در نتیجه، هنگامی که در گناه می‌افتیم، لازم است صادقانه توبه کنیم و دربرابر پدر روحانی به گناهانمان اعتراف کنیم تا پاک شویم. پدر روحانی با درک و فهم، به اعتراف ما گوش خواهد داد و گناهانمان را خواهد آمرزید.


آیا به همین سادگی است؟ آیا به هیچ‌گونه تدارک و آمادگی یا چیز دیگری نیاز نداریم؟

قطعاً داشتن یک آمادگی روحانی بدیهی و قابل درک است. طبیعی است که فرد مسیحی پس از افتادن در گناه، احساس ندامت و ناراحتی خواهد داشت که از ارادۀ خدا تخطی کرده و ضدمسیح را خشنود ساخته است. پس از آن، شخصْ مانند پسر گمشدۀ مَثَلِ عیسی، تصمیم خواهد گرفت که بلند شده، با توبه به خانۀ خدای پدر خویش، یعنی کلیسا، بازگردد تا در برابر پدر روحانی، درد گناهانش را بیرون بریزد و از خدا طلب رحمت کند.

او باید صادقانه به تمام گناهانش اعتراف کند، و هیچ چیزی را پنهان نسازد و برای آنها هیچ عذر و بهانه‌ای نیاورد. نیازی نیست که وی از افراد دیگری که ممکن است ارتباطی با این واقعۀ گناه‌آلود داشته باشند، نام ببرد. پدر روحانی ممکن است نصایحی برای تقویت او در نبردهای روحانی‌اش ارائه دهد و در آخر زانو زده، پدر روحانى دعای بخشش را برای او خواهد خواند.

اعتراف بین پدر روحانی و شخصی که برای اعتراف آمده، کاملاً سِرّی و محرمانه است. کاهن اجازه ندارد که کوچکترین چیزی را که در توبۀ فرد شنیده، برای شخص دیگری بازگو کند، این در مورد فردی که اعتراف کرده نیز صدق می‌کند؛ او اجازه ندارد آنچه را که به پدر روحانی گفته، برای کسی دیگر بازگو کند. البته اگر کسی در حق شخصی دیگر بی‌عدالتی و ظلم کرده باشد، باید آن را جبران کند. اگر در قلب کسی کینه و نفرت وارد شده، باید شخص مقابل را ببخشید و با او آشتی کند. بدین نحو، توبه به‌انجام رسیده، روح ایماندار به طور کامل از گناهان پاک می‌شود.

در اینجا مایلم به یک نکته اشاره کنم: رابطۀ ایماندار با پدر روحانی و گفتگوی بین آن دو باید ثابت و استوار باشد. لازم است که پدر روحانی نه تنها اعتراف یک مسیحی را بشنود، بلکه ایماندار هم کمک دریافت کند تا بتواند با مشکلات روحانی‌ای که در مسیر زندگی‌اش رخ می‌دهند، روبرو شود. کوهنورد برای اینکه از دامنۀ یک کوه مرتفع بالا برود، بایستی به دنبال کسی بگردد که راه درست را به او نشان دهد؛ او را از برخورد سرش با صخره‌ها محافظت کند، و همچنین به او کمک کند که مسیر خود را گم نکند و بی‌خود و بی‌جهت سرگردان نشود، بدون اینکه بتواند به مقصد خود برسد. ایماندار نیز به همین نحو در خصوص امور روحانی، نیاز به دریافت راهنمایی از یک پدر روحانی دارد تا بتواند به هدف نهایی زندگی خود دست یابد.
................
[1]  در کلیسای ارتدوكس سه مقام یا درجه از کهانت وجود دارد: اسقف، کاهن و شماس. کاهن می‌تواند تمام رازها-آیینها را برگزار کرده و به جا آورد، به جز دستگذاری که حق ویژۀ اسقف می‌باشد. اما تمام کاهنین می‌توانند اعتراف بشنوند، در آیین اعتراف راهنمایی‌های روحانی ارائه دهند و دعای آمرزش را بخوانند، البته اگر از طرف اسقف مجوزی خاص داشته باشند. اسقفها زمان و درجۀ بلوغ روحانی کاهن را برای انجام این خدمت خاص تشخیص می‌دهند. نویسندۀ این کتاب در اینجا بین کاهن و پدر روحانی (که می تواند اعتراف بشنود) تمایزی ظریف قائل می شود.(یادداشت مترجم)

@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس           

🔆بخش 2  -  زندگی یک مسیحی اورتودکس
🔸فصل 32 ب) خصوصيات یک ایماندار تقدیس‌شده - از دیدگاه قدیسْ نکتاریوس اهل اگینا

 
ایماندار تقدیس‌شده، با فیض الهی، از تعفن گناه پاک، و از هوس‌های ظلمانی آزاد شده است.

او به انواع فضیلت‌ها آراسته گردیده است.

 با تلاش و نبرد و نیروی الهی از وضعیت «به صورت خدا بودن» به «به شباهت» حرکت کرده است.

هرچند بر روی زمین زندگی می‌کند، اما صورت او را که در آسمان زندگی می‌کند، منعکس می‌سازد.

او از خاک آفریده شده، اما پسر خدا گشته است.

 از امیال نفسانی و خواسته‌های دنیوی آزاد شده و با نیروهای آسمانی متحد گشته است.

سابقاً در شرایط مادی و بشری بوده، حال پر از فیض الهی است.

اعمال و کارهای او درخشان هستند و نور دنیای درونی او بر چهره‌اش پیداست.

در آنچه نیکو، پارسا، عادلانه و راست است، فعالیت دارد.

 از صمیم قلب عاشق شریعت الهی است؛ آن را کامل و دست‌نخورده حفظ کرده، در زندگی‌ خود پیاده می‌‌کند.

ارادۀ خود را با ارادۀ خدا هماهنگ کرده است.

مشتاق است با کار و فعالیت روحانی و دعای بی‌وقفه، خدا را خشنود کند.

رفتار او ساده است و در دل و فکر خود، مایل به آسیب رساندن به هیچ کس نیست.

محبت صمیمانه‌ای که در دل خود نسبت به خدا دارد، در اعمالش آشکار می‌گردد.

او برای پارسایی و عدالت تلاش می‌کند و سرش به تاج درخشان پیروزی مزیّن گشته است، چه در بیابان و در وضعیت تلاش و تمرین دائمی زندگی کند، چه در جامعه و بین مردم.

از آنجایی که مطابق با ارادۀ خدا زندگی می‌کند، در هر سنی که باشد، زندگی‌اش نور الهی را می‌تاباند.

او را دوست مسیح و مرد مقدس خدا می‌خوانند.

وی ایمان راستین (ارتدوكس) خود را حفظ می‌کند.

رحیم و بخشنده است و همسایه‌اش را همچون خود دوست می‌دارد.

در نبرد خویش در راه فضیلت، پیروزمندانه ظاهر می‌شود.

در طلب امور الهی است و بشدت عاشق زیبایی الهی است.

او منعکس‌کنندۀ عزت و جلال خداست که انسان را احاطه می‌کند.

وی با سبک زندگی‌اش، زمین را به آسمان متصل می‌سازد.

بازتابی که در چهرۀ او می‌بینند، همانا زندگی آینده در آسمان است.

او ضامن مطمئن میراث ملكوت آسمان است.

(اقتباس از هاپانتا آگیو نکتاریو، [مجموعه آثار قدیس نکتاریوس]، جلد ۵، ص. ۴۱۷)

 @LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس           

🔆بخش 3  -  یک ایماندار ارتدوکس خدا را پرستش می‌کند
🔸 فصل 33 -  پرستش ارتدوكس


اشاراتی به ارزش و ضرورت دعا شده است. به‌طور دقیق‌تر، چه زمانی باید دعا کنیم و در دعا چه باید بگوییم؟

گفتیم که قلبمان باید مشتاق رابطه با خدا باشد، چنانکه مزمورنگار در ابتدای مزمور، این اشتیاق مقدس را بیان می‌کند: «چنانکه آهو براى نهرهای آب شدت اشتياق دارد، جان من تشنۀ خداست، تشنۀ خدای حى» (مزمور ۴۲:­‏۲‏-١). ایماندار با این تشنگی روح، مشتاق است که دائماً با خدا صحبت کند. قبلاً اشاره کردیم که دعایی کوتاه که شخص بتواند برای هر نیکویی که از خدا دریافت می‌کند، دائماً با زبان و ذهنش تکرار کند، همان دعای عیسی است: «خداوند، عیسى مسیح، بر منِ گناهکار رحم فرما»؛ یا هنگامی که با مشکل روبرو می‌شود بگوید، «خداوندگارا، به من کمک کن.» بدین نحو، حضور مستمر خداوندگارمان، زندگی روزانۀ ما را شیرین می‌سازد، همانطور که او خود آرزو دارد و کمی قبل از صعودش به آسمان به ما وعده داد و فرمود: «اینک هر روزه تا پایان این عصر با شما هستم!» (متی ٢٨ :­۲۰).

علاوه بر این دعاهای کوتاه، که در هنگام انجام کاری می‌توانیم به زبان بیاوریم، روح ما این احساس نیاز را دارد که فقط با خدا باشد، و در صورت امکان، در خلوت و دور از حضور سایر افراد، با او صحبت کند. خداوندگار فرمود كه برای دعاهایی نظیر این، شخص باید به اتاق خود رفته، در را ببندد در نهان و دور از دید دیگران، نیایش کند. برای چنین لحظاتی، صبح زود قبل از شروع کار، و شب، ساعاتی قبل از خواب، بهترین و مناسب‌ترین وقت دعا می‌باشد. شخصِ ایماندار در آنجا قلب خود را برای جلال دادن خدا باز خواهد کرد، به‌همان نحوی که فرشتگان در آسمان خدا را جلال می‌دهند. او خدا را برای تمام آنچه که پیوسته با مهر و محبت خویش به او عنایت می‌فرماید، شکرگزاری خواهد نمود. انسان از خدا خواهش خواهد کرد که او را به‌خاطر تمام نیکویی‌هایی که در انجام آنها غفلت ورزیده، یا هر کلام و عمل شرم‌آوری که مرتکب شده، ببخشاید. او در رابطه با هر نیاز یا مشکل خود یا کل دنیا، از خدای قادر مطلق و مقدس یاری خواهد خواست؛ قلبش را به روی او باز خواهد کرد و دربارۀ هر آنچه احساس می‌کند باید با او در میان بگذارد، صادقانه صحبت می‌کند و اطمینان دارد که خدا با درک، مهر ومحبت به او گوش فرا خواهد داد. او یقیناً پاسخی دریافت خواهد کرد- پاسخ او همیشه آن چیزی نیست که انتظار دارد، بلکه آن چیزی است که پدر دانای مطلق و خیراندیشِ او می‌داند که به خیریت کسی است که دعا می‌کند. خداوندگار ما، آن خدا-انسان، هر آنچه را که وعده داده، دقیقاً حفظ می‌کند. او این را به ما ثابت کرده که «هر که بخواهد، به دست آورَد و هر که بجوید، یابد و هر که بکوبد، در به رویش گشوده شود» (متی ٧ :­۸).  

چرا او نباید به دعای ما پاسخ دهد؟ شاید چون قادر به این کار نیست؟ اما او قادر مطلق است! آیا نمی‌خواهد که کنار ما باشد و از ما حمایت کند؟ اما او رحیم‌ترین و بخشنده‌ترین است! او سراسر محبت است. محبت خدا باعث شد که به‌خاطر نجات ما، روی صلیب برود! پس چطور امکان دارد تصور کنیم که خدا آنچه را که برایمان بهترین است، انجام نخواهد داد؟

دعای ایماندار ارتدوكس به «درخواست» محدود نمی‌شود. همانطور که خداوندگار فرموده، خدا از نیازهای ما آگاه است؛ در دعای خود، «نخست در  پی ملكوت خدا و عدالت او باشید، آنگاه همۀ اینها نیز به شما عطا خواهد شد» (م.ک. متی ٦ :­۳۳).

@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس           

ایماندار علاوه بر دعایی که با استفاده از جملات خود بیان می‌کند، از دعاهایی که کلیسا قرنها پیش بنیان نهاده و در مراسم مقدس کلیسایی یافت می‌شوند نیز استفاده می‌کند. تقریباً تمام مراسم مقدس بدین شکل آغاز می‌شوند:

«به نام پدر، پسر و روح القدس. آمین.

جلال بر تو خدای ما، جلال بر تو.

ای پادشاه آسمانی، تسلی‌دهنده، روح راستی، که از ازل حضور دارى و همه چیز را با حضورت پر مى سازى، گنجینۀ تمام برکات و بخشندۀ حیات، بیا و در ما ساکن شو؛ ما را از هر عیب پاک ساز و جانهایمان را نجات ده، ای یگانه متبارک. آمین.

خدای قدوس، قدوسِ قادرمطلق، قدوس فنا ناپذير، بر ما رحم فرما (سه بار گفته می‌شود).

جلال بر پدر، و پسر و روح القدس؛ اكنون و تا ابد و تا جميع اعصار. آمین.

ای تثلیث اقدس، بر ما رحم كن. خداوندا، گناهان ما را عفو فرما. ای ارباب، شرارتهای ما را ببخش. ای یگانه قدوس، به‌خاطر نام خود ضعف هاى ما را ببین و شفا ده. خداوندا، رحم فرما. خداوندا، رحم فرما. خداوندا، رحم فرما.

جلال بر پدر، پسر و روح‌القدس؛ اكنون و تا ابد و تا جميع اعصار. آمین.

ای پدر ما...

ما دعای خود را با آوردنِ نام خدا و جلال نام او آغاز می‌کنیم.

دعای نخست، یعنی «ای پادشاه آسمانی...» دعا به روح‌القدس است. ما از او می‌خواهیم که به درون ما بیاید و ما را از هرگونه آلودگی گناه پاک ‌سازد، زیرا از این راه قادر خواهیم بود رابطه‌ای زنده با خدا برقرار سازیم، چون همانطور که خداوندگار فرمود، خداوند را پاکدلان خواهند دید (م.ک. متی ٥ :۸). بدین نحو، دعاهای بعدی ما مورد پذیرش خدای تثلیث قرار خواهد گرفت.

پس از این، سرودی را می‌خوانیم که اشعیای نبی با فوجی عظیم از فرشتگان مقدس خواند: «قدوس، قدوس، قدوس است خدای لشکرها...» (اشعیا ٦ :۳)، که با اندکی تغییر می‌گوییم: «خدای قدوس، قدوسِ قادرمطلق، قدوس فنا ناپذير، بر ما رحم فرما.» مخاطب این دعا سه شخص تثلیث اقدس است و از این رو سه بار بیان می‌شود، هر بار برای هر یکی از سه شخصِ پدر، پسر و روح‌القدس. از آنجایی که ما کلمۀ «قدوس» را سه بار تکرار می‌کنیم، این سرود را «سرود مقدس سه‌گانه» می‌نامیم. 

پس از آن، یک ستایش کوتاه به سه شخص تثلیث اقدس وجود دارد: «جلال بر پدر...» شخصِ مسیحی همواره خدا را جلال می‌دهد (یک ستایش طولانی هم وجود دارد).

فردِ با ایمان در برابر عظمت و قدوسیت مطلق خدا نسبت به گناهکار بودن خویش و نیاز به دریافت بخشایش از سوی خدا آگاه است. اشعیا پس از آن مکاشفۀ خدا، با گفتن این جمله احساس ندامت و گناهکاری نمود: «وای بر من که هلاک شده‌ام! زیرا که مردی ناپاک‌ لب هستم و در میان قومی ناپاک‌ لب ساکنم، و چشمانم پادشاه، خداوند لشکرها را دیده است» (اشعیا ٦ :­۵). بدین نحو، شخص ایماندار دعای خود را با مخاطب قرار دادن تثلیث اقدس ادامه می‌دهد و درخواست بخشایش و رحمت می‌کند: «ای تثلیث اقدس، بر ما رحم فرما.»

در آخر، ایماندار به خدای پدر پناه می‌برد و دعایی را که خداوندگار ما عیسی به‌عنوان الگو به ما تعلیم داد، تکرار می‌کند: «ای پدر ما...» که قبلاً در مورد آن صحبت کردیم.

این چند دعای کوتاه، مفاهیمی جامع و کامل دارند، به‌گونه‌ای که هر مسیحی می‌تواند به‌آسانی، هر روز و هر شب به کار ببرد. شخص دعای صبحگاهی و شبانگاهی خود را با آن آغاز می‌کند و بسته به وقت آزادی که دارد، یک یا چند مزمور از عهدقدیم بدان اضافه می‌کند.

@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس           

محتوای مزامیر با یکدیگر تفاوت دارند و با تمام نیازهای دل انسان همسو هستند. مزامیری وجود دارند پیرامون حمد و ستایش خدا، شکرگزاری به‌خاطر احسان و نیکویی‌هایش، توبه، استغاثه به درگاه خدا برای حفاظت در برابر دشمنان، بلایا و فجایع طبیعی و بسیاری خطرات دیگر. مزامیر دیگری هم هست که به مسیح، مسیح موعود، محبت و سرسپردگی به او، عشق به کلام خدا و بسیاری از موارد دیگراشاره می‌کنند. بنابراین، ایماندار بسته به شرایط روحی و روانی خود، مزموری مناسب را انتخاب می‌کند که هر بار شرایط او را بیان می‌دارند.

همچنین، از روی «کتاب دعا» (به یونانی: «سینوپسیس»)[1]، که کلیسا منتشر کرده، چند مورد مناسب را به‌عنوان دعای صبح یا شب می‌توان انتخاب کرد.

وقتی شخص خود را آمادۀ دریافت عشای ربانی می‌کند، به دعای شبانۀ قبلی خود، دعای خاص «قبل از عشای مقدس» و روز بعد، پس از دریافت عشا، «دعای شکرگزاری» را اضافه می‌کند.

 مزموری کوتاه که هر روز در جلسات مقدس کلیسا خوانده می‌شود، مزمور ٢٣ :­۱-۶ می‌باشد؛ این مزمور بیانگر ایمان به حفاظت خداست. شخصِ ایماندار به آسانی می‌تواند این آیات را حفظ کرده، آن را در دعاهایش تکرار نماید:

خداوند شبان من است؛

محتاج به هیچ چیز نخواهم بود.

در مرتع هاى سبز مرا می‌خواباند؛

نزد آبهای آرام بخش مرا رهبری‌ می‌کند.

جان مرا تازه می‌سازد،

و به‌خاطر نام خود،

به راههای عدالت هدایتم می‌نمايد.

چون در وادی سايه موت نيز راه روم،

از بدی نخواهم ترسید،

زیرا تو با من هستى؛

 عصا و چوبدستی تو مرا تسلى خواهد داد.

سفره‌ای برای من در به حضور دشمنانم می‌گسترانی!

سَرَم را به روغن تدهین می‌کنی

و پیاله‌ام را لبریز می‌سازی.

هر آينه نیکویی و رحمت، تمام ايام عمرم در پی من خواهد بود،

و در خانۀ خداوند ساکن خواهم بود تا ابدالآباد.

 

دعایی دیگر که آن هم بسیار زیبا، با مفاهیمی موجز و مختصر می‌باشد و هر روز کاربرد دارد، عبارت است از:

ای مسیح خداوندگار ما، تو در هر زمان و هر مکان پرستش می‌شوی.

هم در آسمان و هم بر زمین جلال یافته‌ای.

تو شکیبا، پر از رحمت و سرشار از شفقت هستی،

شخصِ عادل را دوست می‌داری و نسبت به گناهکار رحیمی.

تو همۀ ما را از طریق وعدۀ برکات آینده، به توبه فرا می‌خوانی.

خداوندگارا، در این ساعت تضرع‌های ما را بپذیر.

زندگی‌مان را به راه احکام خود هدایت نما.

روحمان را تقدیس کن، بدنمان را پاک ساز، ذهنمان را راست گردان.

افکار ما را پاک ساز، ما را از تمام پریشانی‌ها، خشم، خطر و نیاز رهایی ده.

ما را با فرشتگان مقدس خود احاطه گردان،

تا با صفوف آنها هدایت و محافظت شویم،

تا به یگانگی ایمان و معرفتِ جلال وصف‌ناپذیر تو دست یابیم.

تو متبارک هستی تا ابدالآباد.


آمین.[2]

 ............

[1]  Synopsis مجموعه‌ای است از دعاهای کوتاه و مراسم کلیسایی در حجم مختصر که تقریباً می‌توان آن را در خانۀ هر مسیحی ارتدوكس پیدا کرد. این چکیده حاوی دعاهای صبح، مراسم صبحگاهی، ساعتها، دعای عصر، مراسم پس از شام، عشای ربانی، سرود آکاتیست تقدیم به مادر خدا، استغاثه، سرودهای مخصوص عید و روزهای مقدس هر ماه، مراسم هفتۀ مقدس، برنامۀ قرائت انجیل و رسالات در طول یک سال. (یادداشت مترجم)

[2]  این دعا که مخاطب آن مسیح است، در آخر روز پس از شام (Apodeipno) یا دعای قبل از خواب و در جلسات کلیسایی خوانده می‌شود. Apodeipno مراسمی خصوصی است و در بین مسیحیان ارتدوكس بسیار معروف و محبوب است. دو نسخه از آن وجود دارد، نسخۀ طولانی‌تر آن (Mega یا «بزرگ») و نسخۀ کوتاهتر آن (Mikro یا «کوچک») می‌باشد که به لحاظ طولانی بودن متفاوت هستند. «Mega Apodeipno» اغلب با مراسم شبانگاهی ترکیب می‌شود و در شب تعطیلات خاص یا در ایام روزه در کلیسا خوانده می‌شود. (یادداشت مترجم)

@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس           

سه دعای بسیار زیبای دیگر نیز در پایان «جلسۀ پس از شام» یافت می‌شود؛ یکی از آنها خطاب به «مادر مقدس خدا» خوانده می شود: «ای عروس هميشه باکرۀ مطهر و فسادناپذیر خدا...»؛ مخاطب دعای دیگر، خداوندگار ما، عیسی مسیح است: «و آرامی عطا فرما، ای ارباب روح و جسم ما...»؛ مخاطب دعای بعدی، فرشتۀ مقدس و نگهبان است: «ای فرشتۀ مقدس...»

شخصِ مسیحی قبل و بعد از ناهار و شام با خانواده و هر جایی که تنها باشد، دعایی خاص می‌خواند. این دعاها کوتاه بوده و به‌آسانی می‌توان آنها را حفظ کرد. این دو دعا عبارتند از:

 
🔹قبل از صرف غذا

«ای مسیح، خدا، غذا و نوشیدنی خادمین خود را برکت بده، زیرا تو همواره مقدس هستى، اكنون و تا ابد و تا جميع اعصار. آمین.»


🔹پس از صرف غذا

«ای مسیح، خداوندگار ما، تو را سپاس می‌گوییم که ما را با برکات زمینی خود سیر کردی. ما را از ملكوت آسمانی خود نیز محروم مساز، بلکه، همانطور که تو، یگانه نجات‌دهنده، بین شاگردانت آمدی و به ایشان آرامی بخشیدی، نزد ما نیز بیا و نجاتمان ده.»

 باشد كه شخص بخواهد گاه با خانواده بر سر میز شام بنشیند، و تمام اعضای خانواده بتوانند با یکدیگر دعا کنند و بدین نحو، پیوند خانوادگی بین خود و خدا را تقویت کنند.

در خانۀ مسیحیان ارتدوكس، به پیروی از سنتی برگرفته از زمان قدیم و در بهترین اتاق خانه، پردۀ شمائل قرار دارد که در آن، تصاویر مقدس خداوندگار، مادر خدا (Theotokos)، قدیس کلیسای آن ناحیه و دیگر قديسين قرار دارد. خانواده به هنگام جمع شدن در کنار یکدیگر، به خصوص برای دعای شبانگاهی، در مقابل پردۀ شمائل شمع روشن می‌کنند. در تعطیلات مهم و نیز در روزهای شنبه و یکشنبه، سنت مرسوم این است که به نشانۀ احترام، در مقابل شمائل بخور بسوزانند و از بخوردانی که در هر خانه‌ای یافت می‌شود، استفاده کنند. کارهایی نظیر این به ما کمک می‌کند که یک جَوِّ دعا و فضای روحانی ایجاد کنیم که به دل و روحمان نشاط و دلگرمی می‌بخشد.

هر زمان که از کاهن می‌خواهند که جلسات یا مراسم مختلف را برگزار کند، وی این کار را در مقابل پردۀ شمائل انجام می‌دهد؛ مراسمی نظیر برکت خانه یا تدهین مقدس برای عضوی از خانواده که سخت بیمار است؛ یا دعا در مراسم سرور و شادی مانند تولد یک کودک، روز نامگذاری عضوی از خانواده و سایر مراسم. بدین ترتیب، خانه و «کلیسایی که در خانه برپا می‌شود» مبارک می‌گردد (کولسیان‌ ٤ :­۱۵ و فیلیمون ١ :٢).

@LessonsOrthodox